مرجع کامل طرح های گرافیکی و پروژه های دانشجویی

مقاله های دانشجویی و دانش آموزی ، پاورپوینت و اسلاید ، تحقیق ، فایلهای گرافیکی( هر آنچه درباره پروژه های و تحقیقات خود می خواهید فقط در قسمت جستجو مطلب مورد نظر خود را وارد کنید )

مرجع کامل طرح های گرافیکی و پروژه های دانشجویی

مقاله های دانشجویی و دانش آموزی ، پاورپوینت و اسلاید ، تحقیق ، فایلهای گرافیکی( هر آنچه درباره پروژه های و تحقیقات خود می خواهید فقط در قسمت جستجو مطلب مورد نظر خود را وارد کنید )

تحقیق جامع درباره ماکس وبر جامعه شناس

ماکس وبر جامعه شناس شهیر آلمانی اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست میلادی بود وی از بنیانگذاران جامعه شناسی محسوب می شود اهم مفاهیمی که وی وارد این علم کرد عبارت اند از تفهم، نوع آرمانی، تفرد پدیده های جامعه شناختی و تاریخی و فراغت از ارزش یا بیطرفی ارزشی روش شناسی ماکس وبر از نوع تفهمی و خردگرا است که با روش شناسی پوزیتویستی تفاوت دارد در این تح
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 148
فرمت فایل docx
حجم فایل 249 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 210
تحقیق جامع درباره ماکس وبر جامعه شناس

فروشنده فایل

کد کاربری 7760
کاربر

ماکس وبر(1920- 1864) جامعه شناس شهیر آلمانی اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیست میلادی بود.
وی از بنیانگذاران جامعه شناسی محسوب می شود. اهم مفاهیمی که وی وارد این علم کرد عبارت اند از تفهم، نوع آرمانی، تفرد پدیده های جامعه شناختی و تاریخی و فراغت از ارزش یا بیطرفی ارزشی.
روش شناسی ماکس وبر از نوع تفهمی و خردگرا است که با روش شناسی پوزیتویستی تفاوت دارد

در این تحقیق به طور کامل به موارد زیر زندگی ماکس وبر پرداختیم :

روزشمار زندگی

ازدواج وی

تحصیلات ماکس وبر

بنیان گذار چه چیزهاییست

جامعه شناسى دین

اندیشه های ماکس وبر

مفهوم کنش از زبان ماکس وبر

فرضیه جامعه شناختى ماکس وبر درباره پیدایش و تکامل ادیان

روح و نمادگرایی

بنیادهایى براى تحلیل فرآیندهاى عقلانى شدن در تاریخ

انواع کنش اجتماعى و انواع عقلانیت

انواع کنش، انواع عقلانیت و نظم هاى مشروع

فرایندهاى عقلانى شدن: منافع و ارزش ها

عقل گرایی و مدرنیت

رشد سرمایه‌داری در پروتستانتیسم

پیورتینیسم و روح سرمایه‌داری

کاریزمای وبر و القای ماهیت پوپولیستی

روش شناسی وبر

ماکس وبر و عقلانیت مدرن

تأثیرپذیری علوم از ماکس وبر

وبر در تاریخ اسلام

بررسی مفاهیم مشروعیت و کنش از دیدگاه ماکس وبر

و......................


بررسی رابطه خلاقیت و هوش هیجانی کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری

در این پژوهش برای دستیابی به اطلاعات مورد نیاز در مورد خلاقیت که اعم از بسط ـ انعطاف پذیری، سیالی و ابتکار و همچنین نمره خلاقیت هم به دست آمد همچنین در مورد هوش هیجانی از پرسشنامه سالووی استفاده شد که تمام مؤلفه های آن نیز بازسازی خلقی ـ تمرکزـ توجه و نمره کل هوش هیجانی مورد استفاده قرار گرفت برای بررسی فرضیه تحقیق که عبارتند از بین خلاقیت (نمر
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 145 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 127
بررسی رابطه خلاقیت و هوش هیجانی کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

چکیده :

هدف اصلی پژوهش حاضر، مطالعه بررسی رابطه خلاقیت و هوش هیجانی کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری است. جامعه پژوهش کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری می باشد که بر اساس نمونه گیری کاملاً تصادفی و از روی لیست کارکنان که تعداد 50 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شده اند.

در این پژوهش برای دستیابی به اطلاعات مورد نیاز در مورد خلاقیت که اعم از : بسط ـ انعطاف پذیری، سیالی و ابتکار و همچنین نمره خلاقیت هم به دست آمد همچنین در مورد هوش هیجانی از پرسشنامه سالووی استفاده شد که تمام مؤلفه های آن نیز : بازسازی خلقی ـ تمرکزـ توجه و نمره کل هوش هیجانی مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی فرضیه تحقیق که عبارتند از : بین خلاقیت (نمره کل) و هوش هیجانی همبستگی وجود دارد، و از روش آماری همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین هوش هیجانی و مؤلفه های آن و خلاقیت و مؤلفه های آن همبستگی و رابطه ای وجود ندارد و فقط در مقیاس (توجه) تا حدودی بین این مؤلفه و خلاقیت (نمره کل) رابطه وجود دارد ولی در بین مؤلفه های دیگر هیچگونه رابطه ای وجود ندارد.


موضوع : « بررسی رابطه خلاقیت و هوش هیجانی کارکنان وزارت علوم ، تحقیقات و فن آوری»

مقدمه :

از ویژگی های بارز انسان و محور اساسی حیات او قدرت اندیشه است. انسان در طول زندگی خویش هرگز از تفکر فارغ نبوده یا نیروی صحیح تصمیم گرفته است. او توانسته است به حل مشکلات بپردازد و به رشد و تعالی نایل شود. بنابراین تمام موفقیتها و پیشرفتهای انسانی در گرو اندیشه بارور و پویا و مؤثر است از پیچیده ترین و عالی ترین جلوه های اندیشه انسان تفکر خلاق است درباره آن دیدگاههای بسیاری وجود دارد (حسینی 1381، ص 13). از نظر کارکردی می توان توانایهای فکری انسان را به طریق زیر خلاصه کرد:

1)جذب یعنی توانایی مشاهده و به کار بردن توجه

2)ضبط یعنی توانایی حفظ کردن و به خاطر آوردن

3)استقلال یعنی توانایی تحلیل و قضاوت

4)خلاقیت یعنی توانایی تجسم و پیش بینی و ایجاد ایده های جدید.

اکنون ماشین های کامپیوتر سه فعالیت اول را تا اندازه ای انجام می دهند لیکن مسلم به نظر می رسد که هیــچ ماشینی قادر به ایجاد ایده های جدید نخواهد بود. این حقیقت که تصور، قدرت اساسی مغز بشر مدتهاست به توسط بزرگترین متفکران شناخته شده است و نتیجه گیری ویلیام شکسپیر را که گفته است این جرقه مقدس انسان را «اشرف مخلوقات» نموده تأکید کرده اند. می توان گفت در صورتی که کوشش خلاق بشر نبود انسان صرفاً موجودی بود که از مغز هسته ها، میوه ها، ریشه گیاهان و گوشت خام تغذیه می نمود (قاسم زاده ، 1375، ص 10-9). خلاقیت موضوع جالب توجه و بحث انگیزی است. همچنین مفاهیم چندی با خلاقیت مرتبط است که یکی از آنها هوش است. دربارة مسأله هوش و خلاقیت و تأثیر آنها، مطالعات زیادی انجام گرفته و نظریات گوناگونی ارائه شده است. موثقی(1380) می گوید: «هوش و خلاقیت را اگر چه به ظاهر شبیه هم می دانند اما از نظر ویژگیهای معنوی متفاوتند. زیرا به کسی هوشمند می گویند که با استفاده از معلومات که قبلاً از طریق تجربه به دست آورده و در گنجینه ذهن خود حفظ کرده است، بهترین راه حل را در حل مشکل و کسب موفقیت بیابد اما خلاقیت عبارت است از : تصرف ذهن در مجموعه معلومات اکتسابی و صورتهای ذهنی که از قبل به منظور ابداع و آفرینش در ذهن شخص گرد آمده است و مبنای آن تخیل است.»( به نقل از خانیان،1381، صص 25-14). گلمن با مطرح ساختن پژوهش خارق العاده ای که در زمینه مغز و رفتار انجام شده است، نشان می دهد که عوامل دیگری به جز هوش شناختی در موفقیت افراد دست اندر کارند. این عوامل جنبه دیگری از هوشمندی را شامل می شود که گلمن آن را هوش هیجانی می خواند. در سال 1995 اصطلاح هوش هیجانی را دانیل گلمن مطرح کرد که بحث های بسیاری را برانگیخت. همان گونه که گلمن نشان داده است، هرگونه نقصی در هوش هیجانی می تواند صدماتی را به بار بیاورد و در زندگی زناشویی و تربیت فرزند، تا وضعیت سلامت جسمانی، مشکلاتی را ایجاد کنند. فقدان هوش هیجانی می تواند تفکر را مقهور سازد و موقعیت حرفه ای افراد را مختل کند. احتمالاً بدین لحاظ فرزندان ما به بیشترین صدمه دچار می شوند. زیرا در معرض مشکلاتی همچون افسردگی، اختلالات خوردن ،حاملگی ناخواسته، پرخاشگری و جرایم خشونت بار قرار می گیرند. اما خبرها امیدوار کننده اند. هوش هیجانی به هنگام تولد تثبیت شده نیست. گلمن نشان می دهد که چگونه می توان هوش هیجانی را پروراند و استحکام بخشید.(پارسا ، 1380، صص 12-11)

نگاهی به زندگی انسانها نشان می دهد که تنها بهره هوشی نشان دهنده موفقیت فرد در زندگی نیست در واقع بهره هوشی (IQ) نمیتواند پیش بینی کند که فرد در فراز و نشیبهای زندگی چه واکنشی نشان می دهد. در مقاطع مختلف چگونه تصمیم گیری می کند، اطلاعات اجتماعی او در چه حدی است و بطور کلی نمی توان گفت بهره هوشی بالا تضمین کننده موفقیت، رفاه، موقعیت اجتماعی مناسب و احساس رضایت فرد از زندگی است. در واقع هوش هیجانی توانمندی تاکتیکی (عملکرد فردی) است.هوش هیجانی یک توانمندی عالی است که مشخص می کندچگونه می توانیم ازسایرمهارتهای خودازجمله بهره هوشی به بهترین صورت استفاده کنیم (مایر و سالووی، 2000ف نقل از غنایی، 1383).اصولاً هر رفتاری باید جنبه عاطفی داشته باشد که به وقوع بپیوندد. رفتار از انگیزه برمی خیزد. انگیزه بدون هیجان و عاطفی، از نیروی لازم برحرکت و رهگشایی و نیز از جهت مندی مطلب برخوردار نخواهد بود.

موفقیت در زندگی بسته به این است که فرد بتواند به تجارت هیجانی خود و دیگران بیاندیشد و متقابلاً قادر باشد به استدلالهایی که عقل در مورد یک شخص و یا یک موقعیت ترسیم می کند پاسخ هیجانی سازش یافته ای بدهد افراد در این مهارتها با هم متفاوتند به عبارت دیگر افراد در توانایی تشخیص احساسات خود و دیگران و نظم بخشیدن را به آنها و توانایی استفاده از اطلاعات هیجانی برای برانگیختن یک رفتار سازش یافته با هم تفاوت دارند. این توانایی ها در چارچوبی به نام " هوش هیجانی" سازمان یافته اند.(مایرو و وایتر ، 2003، نقل از غنایی، 1383)

تعریف رسمی و پیشنهاد در مورد اندازه گیری هوش هیجانی برای اولین بار در مقالة سالووی و مایرو (1990) مطرح شد. هوش هیجانی نمایندة تشخیص ارزیابی و بیان هیجانی ما به نحوه صحیح و سازش کارانه می باشد. هوش هیجانی پذیرایی که بیشتر با انسان مأنوس بوده قدرت درک بهتر دنیای درون خویش و دیگران را به او بخشید تا درموقعیتهای مناسب با دریافت احساس دیگری با او همدلی کند و احساس او را از جهان پدیداری دریافت کند. این همدلی و هم حسی از توانمندی های منتسب به هوش هیجانی است که با فراهم کردن زمینه مناسب برای رفتارهای جامعه پسند، نوع دوستی و رفتارهای امدادی را توسعه می بخشد(مارنی ، 1999نقل از غنای، 1383). می توان با نگرش به جلوه های هوش هیجانی از چشم اندازی دیگر، ارتباط آن را با سایر بخشهای شخصیت آدمی دریافت هوشمندی هیجانی و عاطفی با اعطای قدرت خودشناسی و خود کنترلی بهینه، موجب می شود با خلق دنیای خویش، در انتخاب موقعیت های زندگی آزادانه عمل کنیم(ماتیوس، و ولز، 2000 نقل از غنایی 1383). هوش هیجانی با آگاه ساختن انسان از هیجانات گوناگون موجب می شود که با او به یاری هیجانات نیرومند و فعال سازی آنها، به شرایط تحویل شده یا موقعیتهای اجباری پاسخ های جرأت آمیز از ساخت وجودی خویش دفاع کند (گلمن، 1998. نقل از غنایی 1383). هوش هیجانی از یک طرف فرد را قادر می سازد که با ورود به دنیای درون و شناخت مؤلفه های مربوطه خود را بپذیرد. از سوی دیگر با به فعالیت رساندن مؤلفه های مذکور استقلال خود را در انتخاب و انجام رفتارهای بطور سنتی حفظ نماید(استرنبرگ، 2002. نقل از غنایی 1383).

بیان مسئله :

شاید قدری شگفت انگیز باشد اما زندگی بدون خلاقیت مشکل و طاقت فرساست. اگر به کل زندگی نگاهی بیاندازیم درخواهیم یافت که زندگی کنونی چقدر از نظر امکانات و تجهیزات با گذشته تفاوت کرده است. به قول راجرز آدمی ذاتاً خلاق متولد می شود با این حال خلاقیت در مراحل ابدای زندگی تکامل یافته نیست به همین دلیل نیازمند به توجه، هدایت و تربیت است. راجرز معتقد بود که انسان به وسیلة گرایش به خلاقیت نگهداری کردن و بهبود بخشیدن خود برانگیخته میشود. خلاقیت با پرداختن به نیازهای فیزیولوژیکی بنیادی چون نیازهای غذا و آب، و یا دفاع از ارگانیزم در برابر حمله به نگهداشتن آن خدمت می کند و برای آن معاش و بقا تأمین می نمایند. از نظر راجرز اشخاص کامل خلاق هستند و زمانی که شرایط محیطی تغییر می کنند به صورت سازنده و سازگارانه ای زندگی می کنند خودانگیختگی به این خلاقیت وابسته است. اشخاص کامل انعطاف پذیرند و در جستجوی تجربیات و چالشهای جدید هستند. آنها به پیش بینی پذیری، امنیت و رهایی از تنش احتیاجی ندارد(دکتر علی اکبر سیاسی، 1383 ص 377-370). رضائیان درخصوص دانش و هوش و تواناییهای ذهنی افراد خلاق اشاره می کنند که افراد خلاق سالهای زیادی را برای کب دانش و تسلط بر موضوع مورد علاقه خود صرف می کنند. افراد خلاق، ضرورتاً دارای ضریب هوشی بالایی نیستند. نسبت به مسایل حساسیت دارند، برقراری ارتباط سیال میان چیزها انعطاف دارند. سیف می گوید:«آفرینندگی را می توان با اشاره به تعداد تواناییهای ذهنی که منجر به تولید آثار خلاق می شوند توصیف کرد. مهمترین این ویژگیها تفکر واگرا است(به نقل از خانیان 1381، صص 25-56-15).

هر یک از ما انسانها دارای دو مغز یا دو نوع شعور متفاوت هستیم : شعور عقلانی و شعور احساسی، نحوه عملکرد ما در زندگی توسط هر دو اینها تعیین می شود یعنی نه فقط هوش عملی(IQ) بلکه هوش عاطفی و احساسی نیز دارای اهمیت است. شعور عقلانی بدون شعور احساسی نمی تواند به بهترین نحو عمل کند. هوش عاطفی شامل ویژگیهایی مثل توانایی تهییج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در مقابل شکست از دست ندادن روحیه، پس راندن افسردگی و یأس در هنگام تفکر ، همدلی و صمیمیت و برخورداری از امید است(بلوچ، 1370 صص61-60). در سال (1998) گلمن چارچوب هوش هیجانی را از این نظر بررسی کرد که چگونه توانایی بالقوه خود بر اداره مهارتهای مربوط به خودآگاهی، خود نظم دهی، آگاهی اجتماعی، مدیریت در روابط می تواند بر پیشرفت در شغل بیانجامد.او هوش هیجانی را به عنوان یک تئوری عملکردی می داند. وی به تازگی آمادگی هیجانی را مطرح ساخته که منظور وی نوعی توانایی آموخته شده بر اساس هوش هیجانی فرد است که پیامد و نتیجه آن در عملکرد کاری وی روشن است(حسینی، 1381 ص 7). اگر به پرونده دانش آموزان دبستانی، دبیرستانی و حتی پرونده دانشجویان دانشگاهی نظر بیاندازیم متوجه خواهیم شد که بسیاری از آنها با نمرات بسیار بالا (معدل 19 و 20) قبول می شوند، اما وقتی می خواهیم کاری را انجام دهند، مثلاً نامه ای بنویسند مقاله ای فراهم آورند از انجام دادن این کارها عاجز هستند. بدین ترتیب شاید به این علت که هوش هیجانی ایشان پرورش نیافته مجرای احساسات مثبت تبلور فکر و ایده در ایان تقویت نشده بدین ترتیب شاید خلاقیت در ایشان تقویت نشده است. از این رو این پژوهش درصدد یافتن پاسخ این سؤالات است و این موضوع را در کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری مطالعه می کند که سازمانی است که امکان انجام این فعالیت پژوهشی در آن برای محقق میسر است و یکی از مهمترین وزارتخانه ها می باشد و از این رو سؤال این تحقیق عبارتست از :

سـؤالات

  • آیا اساساً هوش هیجانی و خلاقیت با یکدیگر رابطه معناداری وجود دارد؟
  • آیا بین هوش هیجانی (کلی) و خلاقیت (کلی) کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری رابطه معناداری وجود دارد؟
  • آیا بین مؤلفه های مختلف هوش هیجانی (بازسازی خلقی ـ تمرکز ـ توجه) و مؤلفه های مختلف خلاقیت (بسط ـ انعطاف پذیری ـ سیالی ـ ابتکار) رابطة معناداری وجود دارد؟
  • آیا بین نمره های کلی هوش هیجانی و مؤلفه های خلاقیت رابطه معناداری وجود دارد؟
  • آیا بین نمره های کلی خلاقیت و مؤلفه های هوش هیجانی رابطة معنی داری وجود دارد؟
  • خلاقیت و مؤلفه های آن (بسط ـ انعطاف پذیری ـ سیالی و ابتکار) در کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری چگونه توصیف می شود؟
  • هوش هیجانی و مؤلفه های آن (بازسازی خلقی ـ تمرکز ـ توجه) در کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری چگونه توصیف می شود؟

اهداف این تحقیق عبارتنداز :

  • توصیف میزان هوش هیجانی کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری
  • توصیف میزان خلاقیت کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری
  • بررسی معناداری رابطه یا معناداری همبستگی، هوش هیجانی و خلاقیت کارکنان وزارتخانه علوم تحقیقات و فن آوری.

اهمیت پژوهش :

در این پژوهش به شناسایی میزان همبستگی هوش هیجانی و خلاقیت که در پیشرفت فرد در محیط کاری به نام مؤسسه و یا وزارتخانه ای می توان بسیار مؤثر باشد. همچنین اهمیت و ضرورت این پژوهش در این نکته نهفته است که ما می خواهیم بدانیم رابطه هوش هیجانی و خلاقیت چگونه می باشد. اساساً اگر همبستگی معناداری بین هوش هیجانی و خلاقیت وجود داشته باشد ما می توانیم انتظار داشته باشیم که بالا رفتن یکی دیگری نیز بالا برود و چه بسا این موضوع باعث شود که در سیاستهای آتی وزارتخانه با بالا بردن هوش هیجانی بتوانیم خلاقیت را بالا ببریم. موضوع مذکور را در وزارتخانه علوم تحقیقات و فن آوری مهم می باشد که مهمترین تصمیمات اداری آموزش فرهنگی برای قشر محصل و تحصیل کرده جامعه می گیرند و همچنین این موضوع مهم است که افرادی که در این سازمان مشغول به کار هستند تا چه اندازه از خلاقیت و هوش هیجانی برخوردارند در این بخش تحقیقات و کنکاش بروی هوش هیجانی و خلاقیت افراد و اینکه تا چه حد تأثیر متقابلی هر دوی آنها بر روی هم دارند از اهمیت خاصی برخوردار است.

فرضیه:

  • بین هوش هیجانی و خلاقیت کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری رابطه معنی داری وجود دارد؟

متغیرها:

متغیر مورد مطالعه : هوش هیجانی ، خلاقیت می باشد.

تعریف نظری و عملیاتی هوش هیجانی:

هوش هیجانی عبارت است از پردازش مناسب اطلاعات می باشد که بار هیجانی دارند و استفاده از آن برای هدایت فعالیتهای شناختی مانند حل مسأله و تمرکز انرژی بر رفتارهای لازم است (مایر و سالووی 1997، اکبرزاده 1383). در این پژوهش شامل نمره ای که آزمودنی که مشخصاً کارکنان وزارت علوم تحقیقات و فن آوری میباشد از پرسشنامه هوش هیجانی سالووی و همکاران بدست می آید.

تعریف نظری و عملیاتی خلاقیت:

«گیلفورد می گوید: خلاقیت عبارت است از استعداد تفکر واگرا، ارایه هدفها و راه حلهای جدید و منحصر به فرد امکان تفکر جدید و اصیل و انحراف از عقاید متعارف موجود.»

« از نظر تورنس، خلاقیت عبارت است از فرآیند حس کردن مشکلات یا مسایل، اختلاف نظرها در مورد اطلاعات، خطا کردن در عناصر و عوامل، اشیاء و مواردی از این قبیل ، حدس زدن تشکیل فرقه در بارة مسایل ارزیابی و آزمایش این حدسها و فرضیه ها و احتمالاً اصلاح و آزمون مجدد آنها و نهایتاً مرتبط ساختن نتایج. (گنجی و میرهاشمی، ص 11-10)

در این مطالعه خلاقیت بر حسب نمره ای که آزمودنی در آزمون سنجش خلاقیت تورنس (ترجمه جمال عابدی) کسب می کند، سنجیده می شود. این آزمون یک نمره کل در دامنه 60 تا 180 به دست می دهد و همچنین در چهار مؤلفه سیالی، انعطاف پذیری ، ابتکار و بسط نیز یک نمرة خلاقیت کلی به دست می آید.

تعاریف خلاقیت:

بررسی ادبیات مربوط به موضوع خلاقیت نشان می دهد که بررسی عملی خلاقیت نشان می دهد که بررسی عملی خلاقیت به قرن بیستم کارهای (والز) مربوط می شود از آن زمان تاکنون به دلیل رشد و تحول علوم درگیر با انسان و ترقی ابزار سنجش گامهای مهمی در شناخت این قریحه سؤال برانگیز شده است. که مهمترین آن ایجاد نظریه های مقاومت در زمینه خلاقیت است این نظریات سبب شده اند که موضوع خلاقیت صیقل خورده و کاربردی شوند، به حدی که امروزه دیگر کسی به منافع سرشاری که از بکارگیری این نعمت عاید انسانها می شود شک ندارد(مدد1379). هر وقت کلمه خلاقیت را می شنویم بی اختیار به یاد کارها و دانشمندان و هنرمندان نامی می افتیم، در صورتی که همواره لازمه خلاقیت ، نبوغ نیست ، هر کس در کارهای روزمره خود ممکن است خلاقیت از خود نشان دهد. منتهی خلاقیت بعضی بیشتر است و بعضی کمتر.پس خلاقیت در نزد تمامی افراد جامعه وجود دارد، ولی خلاقیتی که در سطح جهانی قابل طرح باشدمعمولاً با نبوغ همراه است. میان روان شناسان توافقی که حاکی از نظر مشترک پیرامون تعریف خلاقیت باشد وجود ندارد. درواقع گستردگی تعریف نشأت گرفته از دیدگاههای گوناگون روان شناختی از این پدیده است در لغت نامه دهخدا (1337) واژه خلاقیت به معنای آفرینندگی نوآوری و بداعت آمده است و در فرهنگ و بستر (1998) به معنای «بوجود آوردن» می باشد.

فرهنگ روان شناسی (1985) در تعریف واژه خلاقیت چنین آمده است: « خلاقیت یک واژه فنی است که اساساً اشاره به آن دسته از فرآیندهای ذهنی دارد که منجربه حل مسئله ایده های تازه مفهوم سازی و شکل هنری می شود که بی همتا و بدیع است.(آرتور وبر 1985) به هر جهت تاکنون واژه های مترادفی همچون اختراع ، ابداع، حل مسئله، اکتشاف و نوآوری برای خلاقیت مطرح شده است.

برونکی (1985) از جمله کسانی است که میان خلاقیت ، اختراع و اکتشاف تفاوت قائل می شود. از نظر او یک واقعیت کشف می شود یک نظریه علمی اختراع می گردد و یک شاهکار ادبی و یا هنری خلق می شود. آلن بیرو خلاقیت را مفهومی وسیع تر از اختراع می داند و ابعاد اقتصادی، جامعه شناختی و روان شناختی را برای آن قائل می شود.

گلاور (1990) معتقد است که تفکر خلاق و حل خلاقانه مسئله دارای دو شاخص است : نوآوری(یعنی غیرمعمول بودن آن) و دیگری ارزش و اعتبار (متناسب بودن با کاری که درخواست شده). در برخی از تعریفهای خلاقیت تأکید بر این است که در صورتی می توان شخص یا عملی را خلاق نامید که اصولاً محصول سودمندی در میان باشد در حالی که در تعاریف دیگر، خلاقیت فی نفسه و بدون توجه به سودمندی اجتماعی آن، ارزشمند شناخته می شود به عنوان مثال رویاهای خیال انگیز یک کودک نیز خلاقیت تلقی می شود. در دومین مجموعه تعاریف خلاقیت بیشتر در حیطه روانیتی قرار می گیرد. در این رویکرد خلاقیت استعدادی است که با شیوه هایی شبیه شیوه های سنجش هوش قابل اندازه گیری است. در این رویکرد به جای تأکید بر موفقیت در جهان واقعی بر توانایی پاسخ دادن به آزمونهای تأکید شده است. در رویکرد سوم خلاقیت بر حسب محصول یا اندازه گیری آن بررسی نمی شود بلکه بیشتر به صورت نوعی نگرش، تمایل یا انگیزه مطرح است.

به هر حال باید در مطالعة خلاقیت به دو نکته بسیار مهم توجه داشت اول : اینکه خلاقیت می تواند خلق اشکال جدید یا صورتهای جدیدی از ایده ها یا تولیدات کهنه باشد. در این صورت عمدتاً فکرها و ایده های گذشته اساس خلاقیتهای تازه است. دوم : اینکه خلاقیت امری است انحصاری و حاصل تلاش فردی و لزوماً یک موقعیت یا مسئله عمومی نیست. لذا فردی ممکن است چیزی را خلق کند که قبلاً هیچ گونه سابقة ذهنی از آن نداشته باشد، اگر چه ممکن است چیزی به صورتهای مشابه یا کاملاً یکسان، قبلاً توسط شخص دیگری و در موقعیت خاص خلق شده باشد.

مازلو معتقد است خلاقیت از روان ناهشیار سرچشمه می گیرد ایده های تازه (و یا نوآوریهای واقعی) است که با آنچه در حال حاضر وجود دارد کاملاً متفاوت است (عابدی ، 1372). برونسکی ذهن خلاق را ذهنی می داند که در جستجوی شباهتهای غیرمنتظره است.

به نظر گیلفورد: خلاقیت یعنی حل مشکل یا سلسله ای از مسایل کوچک و بزرگ. راجرز خلاقیت را اظهار وجود و استقلال طلبی و حفظ شخصیت انسانی می داند. مک کینون خلاقیت را عبارت از حل مسئله به نحوی که ماهیت بدیع و نو داشته باشد می داند. در تعریف ویلیامز خلاقیت مهارتی است که می تواند اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد. به نظر ورنون خلاقیت در هنرمندان و دانشمندان برجسته احتمالاً بیشتر به شخصیت و انگیزش آنان بستگی دارد تا نوعی اندیشیدن خاص. (ورتون 1979، به نقل از شکلتون)

«تورنس (1965) تفکر خلاق را عبارت از فرایند حدس زدن مشکلات، مسائل، اختلاف نظرها دربارظ اطلاعات ، خطا کردن در عناصر و عوامل اشیاء و مواردی از این قبیل حدس زدن و تشکیل فرضیات دربارة این کمبودها، ارزیابی و آزمایش این حدسها و فرضیات، احتمالاً اصلاح و آزمایش مجدد آنها و نهایتاً مرتبط ساختن نتایج می داند. به اعتقاد اشتاین، خلاقیت یا آفرینندگی فرایندی است که نتیجه آن یک اثر مشخص است و توسط گروهی در یک برهة زمانی به عنوان چیزی مفید و ارضاء کننده پذیرفته می شود.»

نظریه های خلاقیت:

1- خلاقیت به عنوان یک الهام الهی: خلاقیت به عنوان الهام الهی یکی از قدیمی ترین رویکردهای نظری در این زمینه است. بدون تردید افلاطون در چنین درکی پیشرو بوده است. به عقیده وی از خلاقیت الهام الهی است و فرد خلاق، سفیر خداوند در میان انسانها است، سفیری که خداوند از طریق زبان او با سایرین حرف می زند بنابراین تربیت در آن نقشی ندارد. خلاقیت به عنوان دیوانگی و جنون برداشت دیگری است که ریشه در دوران باستان دارد. این دیدگاه که در طول قرن نوزدهم ادامه یافت امروز نیز گاهگاهی به چشم می خورد و هنوز هم بعضی از افراد نوابغ را کمی دیوانه و یا غیرعادی می نامند.

2- خلاقیت به عنوان دیوانگی: دیدگاه دیگری که به دوران باستان برمی گردد. خلاقیت را طبیعتاً شکلی از دیوانگی تلقی می کند این دیدگاه غیرعقلایی بودن ظاهری خلاقیت را نتیجه جنون می داند. لومیروز (1981) بسیاری از نوابع را نام می برد که عصبی یا دیوانه بودند و اظهار می دارد که ماهیت غیرعقلایی و بی ارادی بودن عمل اخلاق را بایستی از طریق آسیب شناسی تعیین کرد حتی امروزه افراد قافل نیز از روی مسامحه کاری، افراد دارای توانایی خلاق را غیرعادی می پندارند. زیرا این افراد تا حدودی از هنجارهای مرسوم رفتارهای انسانی منحرف می شوند.


دوره نوسنگی

به دلیل نامناسبی شرایط زیست محیطی منطقه، ناامنیتی را برای بقای زیست به وجود آورد که این عامل نیازی را می طلبید تا بشر این چالش ها را پر کند و در مضیقه قرار گرفتن محتیاجات زندگی، مسبب یکسری ابداعاتی شد که این تحولات را می توان از دوره فراپارینه سنگی پیدا کرد که با تجربه اندوزی که بشر کرده بود توانست زمینه یکسری از تحولات شودبا توجه به مطالعاتی که
دسته بندی جغرافیا
بازدید ها 2
فرمت فایل doc
حجم فایل 64 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 105
دوره نوسنگی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

1-پیشگفتار

2-مقدمه

3-محیط زیست در مناطق کوهستانی زاگرس در غرب ایران

4-دشت دهلران

5-تپه بزمرده

6-منطقه تکاور در زاگرس مرکزی

7-تپه گنج دره

8-تپه آسیاب

9-تپه گرران

10- اوضاع جغرافیایی بین النهرین

11- پیشینه مطالعاتی عاق

12- زادی چشمی شانیدر

13- کریم شهیر

14- جارمو

15- اهلی سازی گیاهان

16- اهلی سازی گیاهان

17- تغییرات آب و هوا در دوره نوسنگی

18- سیر تغییر و تحولات در دوران نوسنگی

19- معماری

20- پیکرک

21- تجارت ابسیدین

«پیشگفتار»

در اصطلاح نوسنگی یعنی دوره انتقال از گرد آوردی شکار به تولید غذا می باشد، دوره ای که بشر دچار تحول و دگرگونی در فناوری تولید غذا(کشاورزی) ، معماری ، تولید سفال، اهلی سازنده، شد ، که این روند را می توان در گستره هلال حاصلخیز جست.

به دلیل نامناسبی شرایط زیست محیطی منطقه، ناامنیتی را برای بقای زیست به وجود آورد که این عامل نیازی را می طلبید تا بشر این چالش ها را پر کند و در مضیقه قرار گرفتن محتیاجات زندگی، مسبب یکسری ابداعاتی شد که این تحولات را می توان از دوره فراپارینه سنگی پیدا کرد که با تجربه اندوزی که بشر کرده بود توانست زمینه یکسری از تحولات شود.با توجه به مطالعاتی که باستان شناسان بر روی گرده های دریاچه زریبار در کرمانشاه انجام داده اند شرایط دما و بارش نوسنگی را مطلوب عنوان کرده اند به طوری که شرایط برای کشاورزی اولیه فراهم بود و تمام محوطه های نو سنگی زاگرس در کنار منابع آب و زمینهای قابل کشت و دسترسی به حیوانات وحشی واقع شده اند که تعداد شان کم و پراکنده اند استقرار معمولی این دوره 50 تا 100 نفر ساکن را در بر می گیرد که یا در درون ارودگاه چوبی یا خانه های چاله ای و بعداً در خانه های چینه ای / خشتی زندگی می کردند.

در دوره نوسنگی آغازین 8500-9500 ق.م می توان محوطه های استقراری موقتی را بر فراز دامنه ها دید که با معماری حفره ای (کلبه ای ) یا پناهگاه چوبی با اقتصاد معیشتی کشاورزی دیمی و شکار و گرد آوری نباتات و حیوانات وحشی عنوان کرد که در این شرایط آب و هوا به صورت پر باران بوده که شرایط کشت و زرع را فراهم کرده بود.

از دوره نوسنگی قدیم و دوره های بعد آن می توان استقرارها را بر روی دشت ها رویت کرد خانه ها به صورت چهار گوش با مصالح چینه وحشت به صورت زاویه دارو با اندود کف و دیوارها، تقسیمات اتاق ها... را می توان دید و استفاده از سفال با فناوری ادغامی از خاک رس و آب و کاه بود و ابزارها را از جنس سنگه چخماتی و ابسیدین چوب، استخوان، می ساختند، و استفاده از ابزارهای مرتبط با غلات کشاورزان مثل سنگ آسیاب، هارون، دسته هاون و برک ساب... را از سنگ آهک می ساختند و پیکرک های خشن و تجریدی را از جنس گل به صورت حیوانی و انسانی می ساختند و استفاده از ابزارهای فرامعیشتی مانند آویزه ها و گردنبندها... را دید و نیز اجساد را در زیر کف اتاق ها یا دیوارخانه ها دفن می کردند. و نیز فعالیتهای برون مرزی چون تجارت ابسیدین از آناتولی و فیروزه را از افغانستان و صدف را از خلیج فارس در میان مناطق دید.

بیشترین داده اطلاعاتی نوسنگی در گستره هلال حاصلخیز می باشد چرا که شروع استقرار در سایت های نوسنگی در آسیای مرکزی و شمال شرقی ایران با یک وقفه هزار ساله شروع می شود. در نتیجه شروع نوسنگی را می بایست بر اساس مقتضیات زمانی و مکانی در هر منطقه مطالعه کرد.

مقدمه:

قدیمی ترین نمونه های تحولات کشاورزی را در شرق مدیترانه (لوانت) جستجو کرد، چرا که شواهد وجودی از سایت دوره فراپارینه سنگی در حوالی 11000 سال را نشان می دهد که اولین قدم کشاورزی در آن تجربه شد.

آغاز نو سنگی در ایران در حدود 10000 سال پیش آغاز شد که کم کم با استقرار در دامنه ها و بعد در دشت ها فرآیند اهلی کردن گیاهان و نباتات را در این برهه زمانی جست که اهلی کردن بز و گوسفند را در شمال بین النهرین و مناطق زاگرس واهلی سازی خوک و سگ و گاو را در آناتولی و حوالی شمال بین النهرین صورت گرفت، و مهمترین اقتصاد معیشتی دوره نوسنگی را گیاهان چون گندم ، جو، عدس و حیواناتی چون بز، گوسفند ، خوک، گاو تشکیل می دادند. که این گستره کم کم در کل جهان شمول را دربر گرفت.

تحولات و ابداعات در دوره نوسنگی را می بایست بر پایه مقتضیات زمانی و مکانی مناطق مطالعه کرد زیرا هر منطقه دارای شرایط خاص خود است و این فرآیندهای آغازین نوسنگی را با توجه به تحولات و ابداعات مردمان آن منطقه مطالعه کرد.

حفریاتی که باستان شناسان خارجی و داخلی در محدوده هلال حاصلخیز انجام داده اند کم و محدود است وبا توجه به گزارشات و مقالات آنها یک شبهه ای در میان آنها وجود دارد که تحلیل کلی در آنها دیده نمی شود چرا که هر داده سایت ها در هر منطقه ای دارای شرایط خاص محیطی منطقه و مردمان آن وابسته است و با توجه به کمبود حفریات و شرایط خاص پراکندگی سایتها تحلیل درستی تا به امروز نشده است. و این هماهنگی بستگی به حفریات سایت های آتی و تحلیل بازنگری مجدد در آنها می بایست انجام داد و با مطالعه این فرآیند ها می توان به بعد معیشتی و فرامعیشتی دوره نو سنگی پی برد که تا حدودی از وضعیت ساختاری در سایت های بزمرده، گوران، آسیاب، جارمو، کریم شهیر، شانیدر، زاوی چمن بوده است(نقشه شماره 1)

طرح سوال:

1-چه معیاری باعث تحولات و ابداعات در دروه نو سنگی شده است.

2-نقش محوری انسان درفرآیند نوسنگی شدن چه بوده است.

3-آیا دگرگونیها و نواوریهای بنیادی تکنولوژی و معماری با معیشت کشاورزی آغاز شد.

با توجه به این کمیت ها این نگارنده سعی نموده با توجه به مطالعات کتابخانه ای و در ارتباط با اسناد و مدارک مقالات سعی در پایان از جناب دکتر روح الله یوسفی که این نگارنده رادر جهت نگرش به موضوع تحقیق یاری کرده است کمال تشکر را دارم و از مسئول کتابخانه موزه ملی و مسئول کتاب خانه پژوهشکده ومسئول کتابخانه بریتانیا که این نگارنده رادر جهت فراهم کردن و دردسترس قراردادن منابع تحقیق مطالعه آنها و عکاسی از طرح ها، و نقشه ها سپاسگزاری از آنها را برخورد لازم می دانم.

حامد یوسفیان

محیط زیست در مناطق کوهستانی زاگرس در غرب ایران

1- منطقه زاگرس مرتفع:

این منطقه از طریق جاده ای که بغداد را از راه کرمانشاه- همدان به فلات مرکزی ایران پیوند می دهد به دو منطقه شمالی و جنوبی تقسیم شده است که هر یک محیط زیست ویژگیهای جغرافیایی خود را دارد دامنه کوهها را پسته و بلوط به صورت نسبتا متراکمی پوشانده است در شمال تقریبا کردستان ایران بارندگی نسبتا زیاد است اما به علت ساختار جغرافیایی و ناهموار بودن زمین آب کافی برای کشاورزی مقدور نیست.

دره های خاکی و قابل کشاورزی محدود و دور از یکدیگرند در جنوب و غرب لرستان امروزی میزان بارندگی بسیار پایینتر است و در واقع ارتفاع زیاد و زمستانهای سرد بستری خوبی برای کشاورزی نیست.

دره های کرمانشاه شاه آباد به دلیل میزان بارندگی و خاک حاصلخیز خوب حوضه کشاورزی را در این مناطق فراهم می کند.

2-زاگرس درونی :

این منطقه بین کوههای مرتفع زاگرس و الوند قرار دارد و لرستان شرقی و دره های واقع در طول جاده ابریشم که از شرق کرمانشاه می گذشته است.

از ویژگی های بارز زاگرس درونی وجود دره های نسبتاً باز وسیع خاک خوب آن است. این دره ها عبارتند از بیستون، صحنه کنگاور، اسد آباد ، تویسرکان ، نهاوند و بروجرد.

در این منطقه کشاورزی با کمک آب باران در چند منطقه و بخشهای دیگر با آبیاری بهره کشی از زمین ممکن است.

3- مناطق کوهپایه ای :

این منطقه دامنه های غربی کوههای زاگرس را تشکیل می دهد و میزان بارندگی بالا که در جهت شرق این میزان به سمت کوهپایه ی زاگرس فزونی می یابد. کشاورزی دیم در سراسر منطقه عملی است و مرز میان کوهپایه ها و جنگلهای زاگرس مرتفع را مرغزارهای وسیعی می پوشاند.

4- فلات ایران:

این منطقه در شرق کوههای الوند واقع شده است و میزان بارندگی در دشت همدان محدود است. کشاورزی دیم تنها در قطعات جدا افتاده از یکدیگر صورت می گیرد و کل منطقه مناسب برای گله داری است و در شرق همدان کویر مرکزی ایران واقع شده است و کشاورزی و نقاطی در دامنه جبهه جنوبی البرز و جبهه شرقی سلسله جبال زاگرس محدود می شود.

5- حوزه دریاچه ارومیه:

در این منطقه میزان بارندگی زیاد است که علاوه بر باران، رودها و نهرهای دایمی که در منطقه جاری است. منبع مهمی را برای کشت آبی فراهم می سازد درختان بلوط و پسته در شیبهای تند غربی دیده می شود.

عوامل تغییراتی در روند پیش از تاریخ حوزه ایران را می توان از دو بعد نظاره کرد.

1- استفاده بیش از حد از مراتع ودرختان جنگلی 2- پس از پایان عصر پالیستوسن دگرگونیهایی در وضعیت اقلیمی و شرایط محیطی منطقه را به وجود آورده است.

به نوشته رایت درباره محیط زیست طبیعی ایران چنین نوشته است.

ازطریق مطالعات پژوهشگران که از طریق مطالعات ژئومورفولوژیک در ارتفاعات زاگرس و مناطق کوهپایه ای آن بدست آمده بود معتقد بودند که از طریق ده هزار سال پ . م صرف نظر از داخل و تصرفات انسانی در محیط طبیعی منطقه دگرگونی چندان حاصل نشده است. احتمالاً در حدود ده هزار سال پ . م مناطق کوهپایه ای دامنه های غربی کوههای زاگرس با صورت پراکنده درختان بلوط و پسته می روییده و هم در این ناحیه و هم در دشتهای پر آب شمال بین النهرین علفزارهای انبوهی وجود داشته است.

دگرگونی محیطی به عنوان عامل احتمالی عمده در جابجایی مشهود فرهنگی و اقتصاد ناچیز شمرده و آن را به حساب نمی آورد.(تصویر شماره 1)

به نوشته آقایان مکاردررایت و زیست و وابسی لیکووا درباره شرایط زیست محیطی ایران چنین گفته اند:

اما اطلاعات اخیر که بر اساس چندین نمونه های کربن از آبهای شیرین دریاچه های واقع در منطقه زاگرس انجام گرفته تصویر قابل توجهی از شرایط اقلیمی زیست محیطی منطقه داده است که تغییر عمومی و تدریجی از وضعیت سرد و خشک به هوای گرمتر و مرطوبتر بین اواخر عصر پالیستوسن تا حدود سال 3500 ق. م در منطقه زاگرس و منطقه همسایه رخ داده است و قبل از حدود سال 12000 ق.م هوا تدریجاً گرمتر و مرطوبتر که پیدایش درختان بلوط و پسته را در منطقه مشاهده می کنیم و در حدود 9000 ق.م سه حادثه مهم در وضعیت محیطی منطقه رخ می دهد مناطق وسیعی مبدل به علفزارهای متراکم می شود شمار درختان بلوط یکباره زیاد می شود و گیاهی خاص با نام پلانتاگو در زمینهای کشاورزی پدیدارمی شود.

بین سالهای 3500-6000 ق. م حجم گروه بلوط افزایش می یابد و از حجم گیاهان و پسته کاسته می شود و وضعیت آب و هوای محیط زیست در مناطق کوهستای زاگرس از اواخر دوران عبید حدود 3500 ق.م به صورت امر روزی در آمده باشد.(مجید زاده، 1385، ه.ش ص 86-79)

دهلران:

این جلگه پست در دامنه کوههای زاگراس واقع شده است و مناطقی چون دشت دهلران، دشت شوشان ، دشت رامهرمز را در میان گرفته است تغییرات اقلیمی این سرزمین بسیار شدیداست. تابستانهای این منطقه به دشت گرم و خشک با دمایی تا 50 درجه سانتیگراد است در زمستان بندرت یخبندان می شود و بادهای سرد شمالی بر شدت افزایش ابرها و سرمای زمستانی منطقه می افزاید. میزان بارش در منطقه دارای نوساناتی است که این بارش بر ارتفاعات افزوده می شود که در بخش بالایی جلگه 300 میلیمتر در سال است که در ماههای دی تا فروردین به اوج خود می رسد اگر متوسط باشد برای کشت دیم مناسب است ولی در صورتی که زمان بارش بازمان کشت و زرع هماهنگی نداشته باشد کافی نیست و اگر بارندگی با آبیاری همراه نباشد محصولات فقط از حدود 50 درصد زمان بارش استفاده خواهند کرد.

دشت دهلران:

دشت دهلران حدود شصت کیلومتری غرب شوش در ارتفاعاتی کمی بلندتر از حد متوسط دشت دهلران واقع شده است. دشت دهلران اساساً بین مهمه و دوایریچ و بین دامنه کوههای زاگرس و جبل حمرین در نزدیکی مرز عراق واقع شده است و دارای 5 محوطه می باشد که عبارتند از علی کش، چغاسفید، تپه سبز، فرخ آبادو موسیان.

نخستین بار گروه باستان شناسی در سال 1903 م از دهلران بازدید کردند که در سال 1905 م گروه فرانسوی گوتپه و لمپر در موسیان خزینه و علی کش و هول و فلانری 1962 م در علی کش و در موسیان ، علی کش و سبز(هول، فلانری ونیلی، 1969 م و درچغاسفید هول 69-1968 م در فرخ آباد هنری رایت 1968 م و خفاری و بررس کرده اند.

در دهلران زمین و ریخت شنای مایکل کرکبای 77-1967 م بود و هول در سال 1973 م در بخش شمال دشت به جستجوی اردوگاههای کوچ نشینی پرداخت و رنفر وجود ابسیدین در ارتباط با دریاچه وان در سال 1974 م پرداخت. بایستی 1386و ص 68-63

هیات باستان شناسی فرانسوی با توجه به بررسی انجام گرفته بقایای سنگ چخماق که نوع فلینت را مشخص کردند و در سال 59-1958م دوره نئولتیک را هول و فلانری بررسی کرده اند و درسال 1962 م تپه علی کش توسط فلانری انجام گرفت و آدام 130 سایت پیش از تاریخ در شوش شناسایی کرد 1962 انجام گرفت.

حفاری در تپه علی کش، تپه سبز، تپه موسیان 1965 م توسط هول و فلانری انجام گرفت هول گفت که سازمان اجتماعی گذشته بر پایه ای از دانسته های محیط و پیرامون والگوی استقراری و اندازه جمعیت، تقسیمات کاری، تجارت و تخصصی صنعتی می باشد.

مطالعات در دهلران نشان داد که اهل سازی در حوالی 7000 ق.م به صورت تدریجی جایگزین شد و آبیاری و زمین های کشاورزی و اهلی سازی گاو 5000 ق. م آغاز شد.

بر اساس نوشته کون :اهلی سازی بز مقدم بر اهلی سازی گاو وقفه 2000 ساله داشته است.(SINGH 1974.P182.183)

بزمرده:

تپه علی کش در حدود 215 کیلومتری غرب منطقه موسیان قرار دارد.

علی کش تپه مدوری که قطر آن در حدود 135 متر با ارتفاع 4 متر بالاتر از محیط اطراف دشت واقع شده است و ضخامت نهشته های فرهنگی آن 7 متر می باشد.

در علی کش سه دوره فرهنگی مشخص شد که از قدیم به جدید به ترتیب دوره بزمرده – علی کش و محمد جعفر نامیده شده اند که هر یک از مراحل به دو دوره با حروف لاتین مشخص شده است.


تنظیم خانواده

روش اندیشه و زندگی که به صورت داوطلبانه و بر پایه آگاهی، بینش و تصمیم گیری مسؤلانه توسط افراد و زوجین در جهت ارتقای سلامت و بهزیستی خانواده‌ها اتخاذ می‌شود و از این رو در توسعه اجتماعی کشور سهم مؤثری دارد
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 64 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 92
تنظیم خانواده

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

تنظیم خانواده

تعریف:

روش اندیشه و زندگی که به صورت داوطلبانه و بر پایه آگاهی، بینش و تصمیم گیری مسؤلانه توسط افراد و زوجین در جهت ارتقای سلامت و بهزیستی خانواده‌ها اتخاذ می‌شود و از این رو در توسعه اجتماعی کشور سهم مؤثری دارد.

اهداف:

1)پرهیز از تولد کودک ناخواسته 2)داشتن کودک به تعداد دلخواه 3)تنظیم فواصل بین بارداریها 4)مراقبت زنان و زایمان در رابطه با سن پدر و مادر 5)تعیین تعداد کودکان برای خانواده

در نهایت هدف از برنامه‌های تنظیم خانواده فراهم نمودن زمینه مساعد برای تأمین سلامت جسمی و روحی کل خانواده می‌باشد و تنها مترادف با کنترل موالید نیست.

شاخص تنظیم خانواده: درصد پوشش تنظیم خانواده:

100 × کل زنان استفاده کننده از وسایل مطمئن پیشگیری

کل زنان 49-10 ساله همسردار

شاخص فوق ، با استفاده از زیج حیاتی قابل محاسبه است.

لازمه انجام خدمت تنظیم خانواده در واحدهای بهداشتی مشاوره با فرد مراجعه کننده است:

مشاوره فرایندی است که در آن به داوطلب کمک می‌ شودتا در مورد استفاده یا عدم استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری تصمیم بگیرد و روش پیشگیری از بارداری مناسب را انتخاب نماید.

6 مرحله مشاوره ، خلاصه شده در کلمهGATHER عبارتند از:

G(GREET) : احترام به مراجعه کننده با نزاکت و برخورد گرم.

A(ASK) : از داوطلب در مورد خودش سوال کنید (دلیل مراجعه، کمک به بیان خواسته ها و نظرهای خود و احساسات و باورهای وی، کمک جهت تفکر کامل درباره انتخابهای موجود، ایجاد این باور که مشاور، خواهان ارائه خدمت موثر می‌باشداگاهی از دانش و تجربیات مراجعه کننده،

T(TELL) : پاسخ به نیازها و نگرانیها با توجه به موقعیت مراجعه کننده.

H(HELP) : کمک به داوطلب برای اتخاذ بهترین تصمیم.

E(EXPLAIN) : توضیح هر آنچه که لازم یا شفاف کننده است.

R(RETURN) : برنامه ریزی جهت ویزیت مجدد.

انواع روشهای تنظیم خانواده:

الف)فاصله‌گذاری:

1- هورمونی (قرص های ترکیبی، قرص شیردهی، آمپول DMPA )

2- وسایل داخل رحمی (IUD )

3- روشهای ایجاد مانع به طریق فیزیکی یا شیمیایی (کاندوم، مواد اسپرم‌کش)

پس از مشاوره و انتخاب روش پیشگیری توسط گیرنده های خدمت پرونده خانوار تشکیل و فرم فاصله گذاری بین تولد ها به شرح ذیل تکمیل می‌گردد:

فرم فاصله گذاری از دو قسمت تشکیل شده است، قسمت بالای فرم شامل: شماره خانوار یا پرونده و اطلاعات کلی در مورد خصوصیات خانوادگی و سوابق عادت ماهیانه ، شیردهی ، سقط ، مرده زایی و دیابت است. قسمت پایین فرم حاوی نتیجه معاینات (فشار خون، وزن بدن، واریس، پستانها ، معاینه قلب و ریه ، معاینه زنانگی و پاپ اسمیر) می‌باشد.

آزمایشات لازم است بر اساس آخرین دستورالعمل تنظیم خانواده و بسته به نوع روشی که مورد استفاده متقاضی است و در فواصل تعیین شده انجام شود.

ب) قطعی ( توبکتومی، وازکتومی )

خانم های 35 ساله و بالاتر

خانم های با سابقه فامیلی نزدیک ، بیماری قلبی یا فشار خون بالا

دیابتی ها ( هر ساله)

خانم های با سابقه دیابت حاملگی ( هر ساله)

خانم های چاق

2) قرص دوران شیردهی(لاینسترنول)

اندازه گیری وزن و قد و محاسبه BMI

پاپ اسمیر

چنانچه نکته خاصی در شرح حال بیمار موجود باشد ، معاینه لازم حسب مورد ضرورت خواهد گرفت.

3) آی.یو .دی:

در اولین مراجعه ، معاینه لگنی و بررسی موارد کنترااندکاسیونها انجام می‌گیرد.

کنترل های بعدی آن یک و 6 ماه بعد از کارگذاری آی.یو.دی شامل انجام اسمیر و معاینه لگنی می‌باشد.

4) آمپول ضد بارداری:

اندازه گیری وزن و قد و محاسبه BMI ، اندازه گیری فشار خون ، انجام پاپ اسمیر.

آزمایش لیپوپروفایل (یکبار)

اگر LDL پایه متقاضی خدمت از 200 میلی گرم در دسی لیتر بیشتر بوده و دو فاکتور خطر عروقی و یا اختلالات نادر لیپیدی وجود داشته باشد ، آغاز استفاده از روش توصیه نمی‌ شود.

توجه: اگر انجام ازمایش و معاینه های فوق در اولین مراجعه ممکن نباشد، می‌توان اولین نوبت آمپول را تزریق کرد. باید به خاطر داشت که انجام بررسی‌های یادشده در فاصله زمانی سه ماه پس از تزریق اول ضرورت دارد.

5) توبکتومی:

قبل از ارجاع به توبکتومی، گرفتن سابقه بیماری ، تست گراویندکس، معاینه لگنی، اندازه گیری فشار خون ، انجام پاپ اسمیر صورت می‌گیرد. مراجعه بعدی در فاصله 14-7 روز بعد از عمل به منظور کشیدن بخیه ها و معاینه محل عمل انجام می‌گیرد.

6) وازکتومی:

معمولا قبل از انجام وازکتومی نیاز به درخواست هیچگونه آزمایشی نمی‌باشد. در گرفتن شرح حال بیمار، سابقه پزشکی متقاضی بررسی شده و معاینه فیزیکی عمومی با توجه ویژه به دستگاه ژنیتال انجام شود.

بهتر است فرد وازکتومی شده یک هفته بعد از عمل برای معاینه محل عمل به پزشک ارائه دهنده خدمت مراجعه نماید.

فرد وازکتومی شده باید سه ماه بعد از عمل از نظر آزواسپرمی ( نبودن اسپرم در مایع منی) آزمایش شود انجام اسپرم آنالیز بعدی با فاصله زمانی یک ماه از ازمایش اول ( چهار ماه پس از عمل ) خواهد بود. لذا تا ناپدید شدن اسپرم در مایع منی ، فرد باید حتما از یک روش دیگر پیشگیری استفاده کند.

انواع روشهای تنظیم خانواده:

1- بلند مدت دائم ( توبکتومی، وازکتومی )

2- بلند مدت غیر دائم (آمپول DMPA )

3- کوتاه مدت (قرص های ترکیبی ، قرص شیردهی ، کاندوم ، IUD )

قرص های ترکیبی:

قرص های ترکیبی به سه شکل LD و HD و تری فازیک موجود می‌باشد. این قرصها بهترین روش برای اوایل ازدواج که زوجین نمی‌خواهند فوراً بچه‌دار شوند می‌باشد.

نحوه مصرف صحیح:

مصرف این قرص ها باید در 5 روز اول قاعدگی ( روز اول تا روز پنجم ) اغاز گردد. برای اطمینان بیشتر بهتر است که مصرف آن روز اول خونریزی قاعدگی شروع شود. قرص در ساعت خاصی از شبانه روز تا پایان بسته 21 عددی خورده می‌شود مصرف بسته بعدی پس از یک فاصله 7 روزه آغاز خواهد شد، دیگر مهم نیست که در این 7 روز چه زمانی قاعدگی رخ می دهد. مهم این است بین مصرف دو بسته قرص باید 7 روز کامل فاصله و استراحت باشد. در اولین دوره مصرف قرص در دو هفته اول باید علاوه بر آن از روش دیگری مثل کاندوم هم استفاده کرد.

فراموشی مصرف قرص LD و HD :

1- در صورت فراموشی خوردن یک قرص و بخاطر آوردن تا زمان مصرف قرص بعدی، به محض به یاد آوردن قرص فراموش شده ، ان قرص خورده شده و بقیه قرص ها طبق معمول ادامه یابد.

2- چنانچه دو قرص فراموش شود بقیه قرص ها طبق معمول ادمه یافته و تایک هفته نیز از یک روش کمکی پیشگیری از بارداری استفاده می‌شود.

3- در صورت فراموشی بیش از دو قرص در هر زمان از سیکل ، خوردن بقیه قرص ها (روزی یک عدد) ادامه یافته و تا یک هفته از روش کمکی دیگر نیز استفاده شده و بلافاصله پس از اتمام این بسته ، مصرف بسته بعدی ( بدون فاصله 7 روزه) آغاز می‌گردد.

فراموشی مصرف قرص تری فازیک:

1- در صورت فراموشی مصرف یکی از قرص ها در زمان مقرر و بخاطر آوردن آن در کمتر از 12 ساعت پس از زمان همیشگی، بلافاصله آن قرص مصرف و بقیه قرص ها در موعد مقرر خورده خواهد شد شایان ذکر است که گذشت زمان کمتر از 12 ساعت از زمان معمول خوردن قرص تاثیر پیشگیری از بارداری آن را کاهش نمی‌دهد.

2- در صورت فراموشی مصرف یکی از قرص ها در نوبت مقرر و به خاطر آوردن آن پس از 12 ساعت از زمان همیشگی، قرص فراموش شده خورده نشده ولی مصرف بقیه قرص ها طبق برنامه ادامه می‌یابد در این مورد حتماً باید از یک روش کمکی دیگر ( مثل کاندوم) نیز به منظور جلوگیری از بارداری تا پایان بسته استفاده شود.

عوارض قرص های ترکیبی:

لکه بینی، تهوع، استفراغ ، سردرد ، کم شدن بیش از حد خون قاعدگی، کاهش شیر در صورت استفاده در زنان شیرده.

نکات مهم در برخورد با عوارض:

لکه بینی بین قاعدگیها در عرض 3-2 ماه برطرف می‌گردد، در صورت برطرف نشدن لکه بینی بعد از 3-2 ماه فقط در یک دوره و در روزهایی که لکه بینی وجود دارد هر شب دو قرص LD خورده شده که دو روز پس از پایان لکه بینی مجدداً به روزی یک عدد تبدیل خواهد شد قرص های اضافی باید از یک بسته جدید تامین گردد.

در صورت سابقه یک دوره آمنوره با مصرف صحیح قرص و قاعده نشدن در فاصله 7 روز بین مصرف دو بسته می‌توان بسته بعدی را پس از پایان فاصله 7 روزه آغاز نمود ولی شروع بسته سوم مشروط به قاعده شدن پس از پایان بسته دوم است در غیر این صورت باید وجود حاملگی بررسی شود.

استفراغ به فاصله 2-1 ساعت بعد از خوردن قرص: یک قرص از یک بسته دیگر خورده شده و مصرف مرتب بقیه قرص های بسته اصلی در زمان مقرر ادامه می‌یابد در صورت تداوم استفراغ و اسهال شدید ضمن مصرف قرص در زمان مقرر، روش کمکی آغاز شده و استفاده از آن تا یک هفته پس از اتمام بیماری ادامه خواهد یافت.

تاریخ مراجعه بعدی: طی یک هفته قبل از پایان بسته برای دریافت بسته بعدی مراجعه نماید.

موارد منع مصرف مطلق قرص های ترکیبی:

شک یا اطمینان به حاملگی ، شک یا ابتلا یا سابقه ابتلا به سرطان پستان، سرطان های وابسته به استروژن مثل آندومتر ، خونریزی رحمی بدون علات مشخص، هر نوع بیماری کبدی، خانم سیگاری 35 ساله و بالاتر با مصرف بیشتر از 15 نخ سیگار در روز، ابتلا یا سابقه DVT و اختلالات ترمبوامبولیک، بیماریهای دریچه قلب بیماری کرونر، سکته مغزی، دیابت همراه با بیماریهای عروقی، فشار خون بالاتر از 100/160 میگرن با علائم عصبی موضعی، مادر شیرده زیر 6 ماهگی ، آنژین قلبی ناپایدار ، دیس لیپیدمی و....

موارد منع مصرف نسبی:

فشار خون بین 90/140 تا 100/160، نئوپلازی داخل اپیتلیومی تا شدید سرویکس ، میگرن بدون علائم عصبی موضعی، واریس بدون سابقه DVT، افسردگی خیلی شدید، مصرف همزمان برخی آنتی‌بیوتیکها مانند ریفامپین و گریزوفولوین و نیز داروهای ضد تشنج مانند کاربامازپین و فنوباربیتال و ...(این داروها با قرصهای ترکیبی تداخل اثر دارند مثلاً ریفامپین باعث کاهش اثر قرصها در پیشگیری می‌شود و لذا باید از یک روش کمکی دیگر استفاده کرد)

شاخص عملکرد: درصد استفاده از قرصهای ترکیبی:

100 × تعداد زنان واجد شرایط استفاده کننده از قرص ترکیبی

کل زنان واجد شرایط

قرص لاینسترول( شیر دهی):

قرص خوراکی پیشگیری از بارداری بوده که مادران شیرده تا 6 ماه پس از زایمان می‌توانند از ان به منظور پیشگیری از بارداری استفاده نمایند.

نحوه مصرف صحیح:

شروع مصرف قرص های دوران شیردهی 6 هفته پس از زایمان است به شرطی که قاعدگی اتفاق نیفتاده باشد و تغذیه انحصاری با شیر مادر صورت گیرد ولی اگر قبل از هفته ششم قاعدگی شروع شود مصرف قرص باید از روز اول عادت ماهانه آغاز گردد.در 6 ماه اول تغذیه انحصاری با شیر مادر قرص دوران شیردهی جهت اطمینان از عدم بروز حاملگی کافی است هر بلیستر لاینسترنول دارای 28 قرص بوده که باید هر شب یک عدد از آن راس ساعت معینی خورده شود. شروع مصرف بسته بعدی قرص بلافاصله پس از پایان بسته قبلی است بین دو بسته قرص نباید هیچ فاصله زمانی وجود داشته باشد.

فراموشی مصرف قرص شیردهی:

فراموشی مصرف یک قرص تا 3 ساعت مسئله ای نبوده و ضمن خوردن قرص فراموش شده تا 3 ساعت آموزش و تاکید برای خوردن قرص های بعدی در ساعت مقرر لازم است.

در صورتی که مصرف یک قرص بیش از 3 ساعت به تاخیر افتد و یا خوردن یک قرص تا نوبت بعدی فراموش شود هر زمان که به یاد آید قرص فراموش شده خورده شده و قرص نوبت بعدی نیز در زمان تعیین شده خورده خواهد شد. ضمناً تا دو روز هم از یک روش دیگر مانند کاندوم استفاده شود.

در صورتی که مصرف دو قرص دو روز فراموش شود باید به محض به یادآوردن، قرص های فراموش شده یک جا خورده شده و بقیه قرص ها ادامه یافته و تا 7 روز از روش مضاعف مثل کاندوم استفاده شود. در صورت داشتن نزدیکی محافظت نشده در این دو روز از روش اورژانس پیشگیری از بارداری EC استفاده شود در صورت قاعده نشدن در مدت 6-4 هفته پس از فراموشی، بررسی بارداری لازم است.

در صورت فراموشی بیش از دو قرص و داشتن نزدیکی محافظت نشده در عرض 72 ساعت اخیر، تجویز EC و مشاوره برای انتخاب روش مناسب دیگر صورت گیرد. در صورتی که از نزدیکی محافظت نشده وی در زمان عدم مصرف قرص، بیش از 72 ساعت می‌گذرد بررسی بارداری ضروری است.

عوارض قرص شیردهی:

خونریزی نامنظم مختصر در بین قاعدگی، تاخیردر برگشت قاعدگی، سردرد شدید ، زردی پوست و چشم ، درد شکمی بخصوص در قسمت پایین شکم و لگن که باید به متخصص ارجاع داده شوند .

موارد منع مصرف مطلق قرص شیردهی:

خونریزی غیر طبیعی رحمی، اختلالات حاد یا مزمن کبد، ابتلا به سرطان پستان.

موارد منع مصرف نسبی:

سابقه سرطان پستان ، چاقی شدید ، فشار خون بالا (100/160 به بالا)، سابقه حاملگی خارج رحمی، مصرف همزمان با داروهای ضد تشنج یا ریفامپین ، سابقه کلستارز بارداری.

شاخص عملکرد:

100 × تعداد زنان واجد شرایط استفاده از قرص شیردهی

کل زنان واجد شرایط

کاندوم:

کاندوم یک وسیله پیشگیری از بارداری از جنس لاتکس است ، کاندوم تنها روشی است که علاوه بر پیشگیری از بارداری از انتقال بیماریهای قابل انتقال از تماس جنسی مانند ایدز پیشگیری می‌نماید.

نحوه صحیح استفاده از کاندوم:

1- در هر بار نزدیکی کاندوم جدید استفاده شود.

2- کاندوم باید پیش از مصرف مشاهده و از سالم بودن آن اطمینان حاصل شود ( با استفاده از روش باد کردن)

3- کاندوم باید در حالت نعوظ و قبل از نزدیکی به روی آلت کشیده شود.

4- لازم است بلافاصله پس از انزال برای خروج کاندوم اقدام شود برای اینکار در حالیکه هنوز نعوظ وجود دارد با گرفتن حلقه بالایی کاندوم نسبت به خارج نمودن آن اقدام خواهد شد.

5- با توجه به اینکه مالیدن وازلین، روغن نباتی و گیاهی، احتمال آسیب به کاندوم و پاره شدن آن را افزایش خواهد داد لازم است که از استفاده از اینگونه موارد خودداری گردد ( با توجه به افزایش احتمال پاره شدن کاندوم در صورت استفاده همسر فرد از کرم های طبی باید مصرف این کرمها به پس از تماس جنسی موکول گردد.)

6- حین استفاده باید مواظب بود که کاندوم با ناخن، انگشت یا انگشتر سوراخ نشود.

7- باید توجه نمود که کاندوم پس از انزال در داخل واژن باقی نماند.

8- نباید از کاندوم های شکننده ، تاریخ گذشته ، تغییر شکل و تغییر رنگ داده و یا کاندومی که بسته بندی داخلی آن صدمه دیده است استفاده کرد.

عیب ها یا عوارض کاندوم:

ایجاد حساسیت به کاندوم ، کاهش لذت جنسی به دلیل کاهش حس لمس، لزوم استفاده پس از نعوظ ، احتمال خارج شدن یا پاره شدن.

در شرایطی که به هنگام نزدیکی کاندوم پاره شود و شک به حاملگی وجود داشته باشد لازم است از روش اورژانس پیشگیری از بارداری استفاده شود.

چگونگی نگهداری کاندوم: کاندوم بایستی دور از نور آفتاب ، گرما ، رطوبت ، نور لامپ فلوئورسانس و اشعه ماورای بنفش بوده و در جای خنک و تاریک نگهداری شود.

مراجعه بعدی: بعد از اتمام بسته ( هر بسته حاوی 12 عدد کاندوم است).


بررسی خلاقیت در افراد درون گرا و برون گرا

آیا از بین چند عنوان تحقیقی که تابحال نظاره گر آن بوده اید متوجه موضوعی به نام خلاقیت شده اید ؟ ممکن است قدری سوال برانگیز باشد اما به خلاقیت کمتر از سایر موضوعات در تحقیقات نگاه می شود و این در حالی است که قدمت این موضوع تا آنجا که محقق اطلاع دارد به دوران افلاطون حتی بیشتر به آفرینش بر می گردد خلاقیت موضوعی نا آشنا برای ما نیست به تعبیری خ
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 105 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 78
بررسی خلاقیت در افراد درون گرا و برون گرا

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فصل اول

1- مقدمه

آیا از بین چند عنوان تحقیقی که تابحال نظاره گر آن بوده اید متوجه موضوعی به نام خلاقیت شده اید ؟

ممکن است قدری سوال برانگیز باشد اما به خلاقیت کمتر از سایر موضوعات در تحقیقات نگاه می شود و این در حالی است که قدمت این موضوع تا آنجا که محقق اطلاع دارد به دوران افلاطون حتی بیشتر به آفرینش بر می گردد.

خلاقیت موضوعی نا آشنا برای ما نیست به تعبیری خلاقیت همان ابداع جهان و خلق انسان است و این زیباترین وصفی است که از قرآن کریم می توان به امانت گرفت .(قاسم زاده 1368 )

کشف استعداد ها و رفتارهای خلاق در افراد همواه یکی از آرزوهای بشر در همه زمانها بوده است.

سرهربرک دید معتقد است که تخریب و خلاقیت دو نیروی متفاوتی هستند که اجزای تشکله ذهن را تشکیل می دهند و خلاقیت بعنوان یک دانش طبقه بندی شده تعریف شده است و به عبارتی خلاقیت جوهر مجردی است که در تمام اشخاص غیر از بیماران روانی با یک نسبت معین یافت می شود .(قاسم زاده به نقل از تورسن 1372)

از طرف دیگر شخصیت واژه ای است که اغلب هنگام توصیف خود و دیگران از آن به کار می بریم و همگی معتقدیم که معنی آن را می دانیم .

شاید واقعا چنین باشد یک روان شناس پیشنهاد می کند اگر زمانی که واژه " من" را به کار می بریم مقصود خود را از آن بدانیم می توانیم نظریه خوبی درباره معنی شخصیت داشته باشیم هنگامی که واژه" من" را به کار می بریم در اصل همه چیز را درباره خودمان جمع بندی می کنیم تمایلات ، محاسن ، ترس ها و قوت ها و ضعفمان .

واژه " من" همان چیزی است که شمارا به عنوان یک فرد ،فردی مجزا از دیگران تعریف می کند.(دوان شوکر ،1994).

به عبارتی تعریف ما از شخصیت امکان دارد اندیشه منحصر به فرد بودن انسان را در بر گیرد . ما بین افراد شباهتهایی را می بینیم ، ولی احساس می کنیم که هر یک ویژگی هایی خاص داریم که مارا از دیگران متمایز می نماید .

بنابراین پیشنهاد می کنیم که شخصیت ممکن است عبارت باشد از مجموعه ای از ویژگی های منحصر به فرد و با دوام که دریامنبع به موقعیتهای متفاوت ممکن است تغییر یابد .(شوکر 1994).

یکی از متداولترین طبقه بندیهایی که روانشناسان به کار می بندند دو تیپ «درونگرا» و «برونگرا » می باشد که برای اولین بار توسط یکی از پزشکان معروف به نام «کارل یونگ » به کار رفت .(نرمال.ل.،ن 1364 ، 517).


بیان مسئله

بررسی خلاقیت در افراد درون گرا و برون گرا

هدف پژوهش:

این پژوهش قصد دارد که خلاقیت را در افراد «درون گرا » و « برون گرا » مورد بررسی قرار دهد .

ضرورت و اهمیت تحقیق:

بعلت مواجه جوامع بشری با مسائل پیچیده فزاینده وابستگی متقابل بین کشورها و تحلیل رفتن منابع طبیعی ، سرعت فزاینده تغییرات ، نیاز به ابداع و خلاقیت اجتناب ناپذیر است .

از سویی نیاز به یافتن تصویری هر چه جامع تر و دقیق تر از آینده برای هر جامعه از ضروریات است لذا هر جامعه ای برای دستیابی به بقاء و توسعه یافتن می بایست حوزه استعدادهای درخشان را در کانون توجه قرار دهد. (تورنس 1372 )

نیروی خلاقی که در تعداد معدودی از افراد بشر نهاده شده است انجام دهد.

اگر جامعه در حداکثر بهره گیری از این تنها موهبت بشری توفیق نیابد و یا بدتر از آن اگر به خطا عزم سرکوب آنرا نماید آن وقت است که بشر حق مادرزایی خود یعنی اشرف مخلوقات بودن را از دست می دهد و در عوض محکوم به این خواهد بود که در سینه اش کمترین نوع مخلوقات باشد .( مهدی زاده ، رضوانی 1369 ).

از طرفی دیگر شخصیت را شاید بتوان اساسی ترین موضوع علم روان شناسی دانست ، زیرا محور اساسی بحث در زمینه هایی مانند یاد گیری ، انگیزه ، ادراک ، تفکر ، عواطف و احساسات ، هوش و مواردی از این قبیل دانست .

به عبارتی موارد فوق الذکر اجزاء تشکیل دهنده شخصیت به حساب می آیند .

بنابراین حتی مطالعه بیماریهای روانی و به خصوص بیماریهای روان کنشی_که از دیدگاه روان شناسان شامل اکثر پیکوزها مانند اسکیزوفرنیا ، پیکوزهای عاطفی ، تمام نورزها و تمام اختلالات شخصیتی و منشی ، رفتارهای ضد اجتماعی ، ضد اخلاقی ، اعتیاد و انحرافها می شود _ را می توان جزء امراض شخصیت دانست ( شاملو ، سعیر 368 )

انجام چنین پژوهشی از این جهت از اهمیت برخوردار است که می تواند به افراد کمک کند تا رفتارهای خلاق و استعدادهای درخشانی که شخصاً از آن برخوردارند ( با توجه به تیپ شخصیتی شان ) با عمق بیشتر مورد بررسی قرار داد ه و اصول آن را در زندگی روزمره به کار گیرد و از طرف دیگر آگاهی از ارتباط بین خلاقیت و تیپ شخصیتی موجب آن می گردد که به سوی رشد و شکوفایی سوق یابد .

فرضیه تحقیق :

- بین درون گرا یی افراد و میزان خلاقیت آنها رابطه وجود دارد .

- بین برون گرا یی افراد و میزان خلاقیت آنها رابطه وجود دارد .

تعریف مفاهیم و اصطلاحات :

تعریف خلائق از نظر نحوی به معنی خلاق در «به فتح خا و تشدید لام » بسیار آفریننده و آفریدگار. ( فرهنگ عمید 1243)

خلاقیت عبارتست از ظرفیتی برای خلق ایده های بدیع و نوین و توانایی برای درک عمیق معانی اشیا در دیدارهای بین فردی و موادنمادین . (قاسم زاده 1372).

تعریف عملیاتی خلاقیت :

افرادی که در این پژوهش در آزمون خلاقیت نمره 180 بیاورند دارای خلاقیت می باشند .

تعریف نظری شخصیت :

شخصیت از واژه لاتین « پرسونا » به معنی نقاب که توسط هنرپیشه ها در نمایش ها بکار می رفت مشتق شده است ( شوکر ، 1994).

شخصیت به مجموعه ویژگی های جسمی ، روانی و رفتاری که هر فرد را از افراد دیگر متمایز می کند اطلاق می شود ( کریمی 1374 )

تعریف نظری برون گرایی :

فردی اجتماعی است که در فعالیت های گروهی پیشرفت می کند و به دنبال فعالیت های مهیج است و چنین فردی می تواند تکامنشی و خوشبین باشد این افراد مردم آمیز و هیجان طلبند و فعالیتهای اجتماعی را بر فعالیتهای انفرادی ترجیح می دهند ( به نقل از آیزینگ ، ساروخانی 1370 )

تعریف عملیاتی برون گرایی :

منظور از برون گرایی نمره ای است که فرد در میزان E آزمون EPI بالاتر از نمره 13 بیاورد.

تعریف نظری درون گرایی:

بر فعالیتهای فردی و نیازمند تفکر علاقه دارد و به آزمونهای خود بها می دهد و سعی می کنند به آن آزمونها برسند این افراد همراهی با کتاب را به همراهی با مردم ترجیح می دهند ، مردم گریزند ، منظم و جدی هستند و در کارهای خود احساس مسئولیت می کنند (به نقل از آیزینگ ،ساروخانی 1370)

تعریف عملیاتی درون گرایی :

منظور از درون گرایی نمره ای است که فرد در میزان E آزمون EPI پایین تر از نمره 13 بیاورد.

فصل دوم

تعاریف و مفاهیم شخصیت :

در تعریف شخصیت به موارد زیر باید توجه داشت :

الف) هر شخص یکتا و بی همتاست . به عبارتی دیگر هیچ دو فردی از لحاظ خلاقیت ، علاقه ها ، رغبت ها و انگیزه ها و کلاً رفتار به همدیگر شباهت ندارند .

ب) رفتار هر فردی از یک موقعیت به موقعیت دیگر ممکن است متفاوت باشد یعنی ما در همه موقعیت ها یکسان رفتار نمی کنیم .

ج) با وجود همه این تفاوتها ، در رفتار آدمی وجه اشتراک قابل ملاحظه ای وجود دارد یعنی غالب مردم نمونه ها یا الگوهای رفتاری نسبتاً ثابتی دارند .

با بکارگیری تیپ های شخصیتی ما می توانیم اشخاص را به نوعی طبقه بندی کنیم که الگوهای مهم رفتاری آنان له دقت قابل توصیف باشند (پوراستادی 1379 )

پیر بادن واژه شخصیت را از واژه شخص جدا می سازد وی در این مورد توضیح می دهد .

شخصیت یک مفهوم کلی روانی است که محتوای آن مورد تحلیل قرار می گیرد.

شخص واژه ای است که یک آدم واقعی را مشخص می کند که در فلسفه غالباً به عنوان مفهومی از انسان به کار برده می شود ( ایروانی 1374 ص 61 )

شخصیت در واقع پدیده ای تکاملی و تدریجی است که تحت تأثیر بسیاری از عوامل درونی و بیرونی ، مسئله وراثت ، خصوصیات جسمانی و شرایط اجتماعی قرار می گیرد و رشد و تکامل می یابد بر اساس تعریف فوق می توان تعریف نسبتاً جامعی از شخصیت ارائه داد.

شخصیت عبارتست از : مجموعه ای سازمان یافته و واحدی متشکل از خصوصیات نسبتاً ثابت و مداوم که برروی هم یک فرد را از افراد دیگر متمایز می سازد ( کاشی تبار 1378)

شخصیت در زبان لاتین Personality است که ریشه در کلمه لاتین پرسونا دارد .

این اصطلاح در زبان لاتین برای سخن گفتن درباره صورتکهایی که بازیگران در یونان ورم باستان به چهره می زدند به کار می رفت بنابراین مفهوم اصلی و اولیه شخصیت تصویری صورتی و اجتماعی است و بر اساس نقشی که فرد در جامعه بازی می کند ترسیم می شود .

بنابراین در تعریفی که بسیار رواج یافته ، شخصیت به معنای مجموعه صفاتی است که ویژگی یک فرد را مشخص می کند .

کارل راجرز شخصیت را یک خویشتن سازمان یافته و دائمی می داند که محور تمامی تجربه های وجود ماست .

آلپورت از شخصیت به عنوان یک مجموعه عوامل درونی که تمام فعالیتهای فردی را جهت می دهد نام می برد .

زیگموند فروید عقیده دارد که شخصیت از نهاد خود و فراخود ساخته شده است .

کتل در تعریف شخصیت می گوید چیزی است که اجازه می دهد پیش بینی کنیم آدمی در اوضاع و احوال یعنی چه رفتاری خواهد داشت ( کاشی تبار 1378 )

با توجه به تفاوتهای موجود در تعاریف شخصیت تعریفی از « سالواتورمدی » ارائه می شود که به طور نسبی حاوی ویژگی های مشترک تعریف های ذکر شده می باشد .

شخصیت مجموعه ای با ثبات از تمایلات و ویژگی هاست که مشترکات و تفاوتهای رفتاری ، روان شناسی ( انکار عمل ) افراد را تعیین می کند که در طول زمان استمرار دارند و ممکن است به آسانی تنها به عنوان نتیجه فشارهای زیست شناختی و اجتماعی زمان قابل درک نباشند ( مدی 1989 )

همانطور که ملاحظه شد با توجه به تعاریف و دیدگاه های متفاوت در روان شناسی ارائه تعریف جامع و کامل از شخصیت نیز انتزاعی هستند .

با کمی تأمل بر روی این موضوع که چرا نظریه پردازان و نویسندگان مفهوم شخصیت را به کار می برند به نتایج زیردست پیدا می کنیم .

الف) اثبات تداوم و استمرار خصوصیات در وجود یک فرد .

ب) اینکه افراد به وجود آورنده رفتارهای خود هستند .

ج) وجود تفاوتهای فردی در بین افراد .

یکی از دلایل عمده روان شناسان برای سنجش شخصیت وجود تفاوتهای فردی دربین آدمیان است .

رفتار نتیجه تعامل ویژگی های شخصیت با شرایط محیطی و اجتماعی است باید به این نکته نیز اشاره نمود که روان شناسان و نظریه پردازان شخصیت در این مورد که رفتار تا چه حد تحت تأثیر متغیرهای درونی ( ویژگی های شخصی فرد ) و یا متغیرهای بیرونی ( شرایط خاص محیط ) است اتفاق نظر ندارند موقعی که در مورد رفتار صحبت می کنیم به شخصیت اجتماعی اشاره می کنیم .

شخصیت اجتماعی یعنی قسمتی از شخص که سایرین آن را می بیند یا می شنوند و به عبارتی همان تصویری که فرد از خویش به دیگران نشان می دهد .

شخصیت اجتماعی هر کس شامل حرکات و اطوار ظاهری ( مانند طرز سخن گفتن و نحوه راه رفتن )

خلق وخوی کلی و نحوه واکنش در برابر شرایط تهدید کننده و همچنین نگرش های مشاهده شده و بسیاری از واکنش های دیگر وی است .

همچنین شخصیت دارای جنبه خصوصی و نا آشکاری نیز می باشد .تخیلات ، تفکرات و تجاربی که فرد نمی خواهد در مورد آن دیگران اطلاعی داشته باشند ، جنبه خصوصی شخصیت انسان را شامل می شود .

اتکنیسیون و همکاران اضافه می کنند ممکن است شما تجربه های خاص داشته باشید که آنرا هیچ گاه به هیچ کس نگفته باشید

آرزوهایی که به نظرتان کودکانه و خجالت آورتر از آن بوده که آشکار کنید رویاها و خاطراتی که فقط در ذهن خودتان می مانند .

اندیشه ها و خاطراتی که به هنگام انتظار برای رفتن به کلاس درس و یا قدم زدن در جنگل از ذهن شما می گذرد بخشی از شخصیت خصوصی شماست که به صورت عملی قابل مطالعه نیست ( پوراستادی 1379 )

عوامل تعیین کننده شخصیت :

عمده ترین عواملی که در تعیین شخصیت دخالت دارد عبارتست از : وراثت ، هورمون ها و محیط اجتماعی

1- وراثت : مجموعه ویژگی ها و توانایی های بالقوه ای است که در لحظه ی انعقاد نطفه از پدر و مادر به فرد منتقل می شود .

2- هورمون ها : هورمونها مواد شیمیایی هستند که توسط غدد داخلی ترشح می شوند و پس از ورود به خون بر سلولهای بدن اثر می گذارند .

هورمونها غلظت کم ولی تأثیر زیادی در انجام اعمال فیزیولوژیکی و در نتیجه رشد بدن دارند . ثابت ماندن میزان هورمونها در خون که لازمه رشد طبیعی است از طریق بازخورد منفی اعمال می گردد که بدین وسیله ترشح یک غده موجب انتظام در ترشح دیگر غده ها یا عدم انتظام در آن می گردد .

هرکدام از غده ها بر اساس ترشحی که انجام می دهد در بدن انسان موجب بروز صفاتی می شود که زیادی یا کمی ترشح آنها باعث تغییر حالت در انسان می گردد.

غده های ترشحی داخل عبارتند از : غده هیپوفیز ، غده پاراتیرویید ، غده لوزالمعده ، غده فوق کلیوی و غده های جنسی .

3- محیط : محیط در رشد و بروز توانایی های بالقوه و ایجاد تفاوتهای فردی تأثیر بسیاری دارد تمام امکانات و شرایط محیط بر موجود زنده را شامل می شود و موجود زنده و محیط بر یکدیگر تأثیر متقابل دارند ( کاشی تبار 1378 )

نظریه های شخصیت و اهمیت مطالعه آن :

نظریه های شخصیت حاصل درک بسیار بالا و هوشمند انه افرادی است که هر کدام دیدگاه نظری منحصر به فردی را در مطالعه نوع انسان به کار گرفته اند .

نظریه های شخصیت با اینکه همسوی یکدیگر نیستند اما هر یک چیزهای مهم و اساسی برای گفتن دارند مطالعه شخصیت از دهه 1930 وارد جرگه علم شده است .


اهمیت دادن به خود بیش از دیگران و خود را بهتر و برتر پنداشتن

کاملترین پدیده‌های جهان پیچیده‌ترین آنهاست به سخن دیگر پیچیده‌ترین ها، کاملترین ها هستند از آن جهت است که بیشترین تلاش و کوشش در راه شناخت کاملترین یا به سخن دیگر پیچیده‌ترین ها اعمال شده است کسی را یاری آن نیست که بگوید کاملتر از انسان پدیده‌ای در این جهان وجود ندارد و برای هیچ کس قابل قبول نیست که شناسایی انسان از آغاز پیدایش تاکنون موضوع اصل
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 55 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 77
اهمیت دادن به خود بیش از دیگران و خود را بهتر و برتر پنداشتن

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

چکیده

سازه پژوهش مورد نظر خودبرتربینی (به معنی اهمیت دادن به خود بیش از دیگران و خود را بهتر و برتر پنداشتن) می باشد.

هدف اصلی آن بوده که دریابیم چه تعداد از دانشجویان دارای چنین خصلتی هستند.

در این تحقیق تعداد 20 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب گردیدند و مورد ارزیابی و سنجش قرارگرفتند.

روش اصلی تحقیق مذکور پیمایشی بوده هرچند که از روش کتابخانه‌ای نیز بی بهره نبوده است البته شایان ذکر است مطالعه موردی مهمترین تاکتیک بوده است.

تعداد 12 فرضیه و 15 متغیر در این تحقیق استفاده شده است و نتیجه کلی این شد که از میان 15 فرضیه تنها یک فرضیه به اثبات رسید.

فصل اول:

کلیات پژوهش

مقدمه:

کاملترین پدیده‌های جهان پیچیده‌ترین آنهاست. به سخن دیگر پیچیده‌ترین ها، کاملترین ها هستند از آن جهت است که بیشترین تلاش و کوشش در راه شناخت کاملترین یا به سخن دیگر پیچیده‌ترین ها اعمال شده است.

کسی را یاری آن نیست که بگوید کاملتر از انسان پدیده‌ای در این جهان وجود ندارد و برای هیچ کس قابل قبول نیست که شناسایی انسان از آغاز پیدایش تاکنون موضوع اصلی و اساسی زندگی نبوده باشد.

ولی به هر حال آگاهی و شناخت انسان از خود و محیطش آن زمان که با روش صحیح و مطلوب توام نبوده راه به بیراهه بوده است و بجای آنکه تلاش او منجر به گسترش میدان دید و عمل او بشود، اندیشه و بینش او را در مرحله‌ی نامناسب متوقف می ساخته است. یعنی باور او بر آنچه که وجوددارد پایدارتر می گردد. از این رو جهان اندیشه در چنین شرایطی از تنوع و پیچیدگی برخوردار نیست. نظام حیاتی انسان اعم از طبیعی و انسانی محدود و بسته باقی می ماند. وقتی نحوه حضور انسان در اجتماع و نحوه رویارویی او با پدیده‌های موجود جهان اعم از انسانی و غیرانسانی تصحیح شد و روش منطقی توان با شکاف نسبت به آنچه که گذشتگان بر آن باور داشتند، حاکم بر جهان فکر و اندیشه انسان شد،‌هر روز شاهد کشف قوانین جدید و درنتیجه کشف پاره‌ای از قوانین حاکم بر جهان انسانی شد. به سخن دیگر انسان دریافت که هدف علم کشف قوانین واقعیت است لذا باید از مطلق گرایی بمفهومی که در اندیشه‌های پیشینیان وجود داشته و سد اساسی در راه پیشرفت و تحول بوده است، دست کشید و در مقابل قوانینی که با روشهای علمی و منطقی جدید کشف شده است، سر تعظیم فرود آورد.

باید به اصطلاح چیزهایی که به اشتباه اصالت نامیده می شود و روزگاری طولانی مانعی در راه پیوستن به انسانیت انسان بوده مردود دانست و قبول کرد که هیچ وجه امتیازی بین اقوام و ملل جهان نسبت به یکدیگر وجود ندارد. آنچه مهم است آن است که گوناگونی شیوه‌های زندگی در سرزمینهای مختلف و با امکانات متفاوت ایجادکننده نظامهای سلطه‌جویانه نخواهدبود. هر نظامی دستاور ارتباط متقابل بین انسان و محیط او است.

در این تحقیق سعی بر آن است تا دریابیم به چه علت است که انسانها در شرایط مختلف رفتارهای متفاوتی از خود بروز می دهند یا بهتر آن است که گفته شود به چه علت یک رفتار در شرایط مختلف بصورتهای متفاوتی نمود پیدا می کند یا به چه علت است که نمود یک رفتار در قشرهای متفاوت مختلف است.

خودبرتربینی را می شود بعنوان یکی از این رفتارها یا حالتها دانست که در افراد بسیاری به چشم می خورد که دانسته یا نادانسته توسط آنها اعمال می شود، اینکه این افراد چقدر از این رفتار خود آگاه هستند.

هم چنین عواملی که سبب گردیده‌، فردی خود را برتر از سایرین ببیند و علل بوجودآمدن این عامل موضوعی است که در این تحقیق سعی شده تا درحد توان مورد بررسی قرارگیرد. تا میزان گستردگی آن مشخص شود.

از زمانهای گذشته همیشه فردی بعنوان رهبر یا راهنما، بمنظور نظارت بر درست انجام شدن امور توسط سایر اعضا آن جامعه یا گروه انتخاب می شد که این انتخاب یا بصورت موروثی (در گذشته) یا بصورت انتخابی (حال)‌ بوده است که این موضوع با گذشت زمان شکلها و سطح‌های متفاوتی پیدا کرده است. از بالاترین سطح (رهبری یک سرزمین) یا پایین ترین سطح (سلطه بر نزدیکان) بوده است که یا از طریق جنگ و خونریزی یا با مصالحه و پذیرش همگانی صورت می پذیرفته است که خود باعث دادن امتیاز توسط سایرین به یک فرد می شده است و به خاطر این موضوع فرد خود را برتر از سایرین می انگاشته است.

موضوع این پژوهش آن است که دریابیم که در زمان حال،‌خصلت خودبرتربینی وجود دارد یا خیر؟ اگر وجوددارد به چه صورتهایی اعمال می گردد ؟‌مربوط به افراد خاصی است یا در همه انسانها وجود دارد؟ بوجود آمدن چنین حسی در افراد از کجا نشات می گیرد؟

بیان مسئله یا طرح موضوع

در جامعه ای که ما در آن زندگی می کنیم افراد به شیوه‌های مختلفی زندگی می نمایند یا به شیوه سنتی یا به شیوه مدرن که میدان عمل و رفتار در هرکدام از آنها با دیگری متفاوت است. خانواده هایی که به شیوه سنتی زندگی می کنند اغلب دارای تعداد فرزندان زیادی هستند که به تبع آن سطح عمومی زندگی پایین می آید. در این نوع خانواده ها جنس مذکر نسبت به جنس مونث از اهمیت بسزایی برخوردار می باشد. مخصوصاً اگر فرزند ارشد خانواده مذکر باشد به گونه ای تربیت و آموزش می بیند که در خود این احساس را دارد که برتر و بهتر از سایر اعضا خانواده است و اجازه و میدان عمل وسیعی دارد.

این رفتار بیشتر از آن جایی نشأت می گیرد که والدین خانواده به خاطر کار سخت دیگر توان پاسداری و حفظ خانواده و کنترل سایر اعضا را ندارند و فاصله سنی زیادی که بین والدین و فرزندان وجود دارد، باعث سرباز زدن فرزندن از انجام اموری که توسط والدین به آنها واگذار می شود، می گردد و در این مواقع برای حفظ سایرین فردی که دارای سن و تحصیلات بالاتر از دیگران است،‌انتخاب می گردد. البته در مواقع سنتی به غیر از سن عامل مهم دیگری نیز وجود دارد و آن جنسیت است در بعضی از خانواده ها حتی اگر فرزند مذکر از دیگر اولادهای خانواده سن کمتری داشته باشد به آنها برتری داده می شود. در چنین مواقعی فرزندان ارشد مونث بیشتر بمنظور نیروی کار در نظرگرفته می شوند و هیچ گونه میدان عمل یا اجازه‌ای از طرف سایرین به منظور داشتن کنترل بر سایر اعضا را ندارند. در چنین خانواده هایی اگر فرزند ارشد مذکر باشد هم امکانات را برای پیشرفت بیشتر وی مهیا می سازند (در حد توان خانواده) ولی اگر مونث باشد،‌امکاناتی که برای وی درنظرگرفته خواهدشد،‌در حدی است که سایر اعضا جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند از آن برخوردار هستند که در اکثر موارد حداقل‌ها در نظر گرفته می شود.

که از اینگونه مسائل می توان اشتغال به تحصیل را متذکر گردید که خانواده همه سعی خود را بر این امر معطوف می دارند که فرزند مذکر خانواده باید از بهترین و بالاترین سطح برخوردار گردد. ولی برای فرزند مونث چنین خانواده ای امتیازی را در نظر خواهندگرفت که منتهی می شود به استفاده از امکانات در حدی که بتواند نیازهای روزانه خود را برطرف نماید و وی نیز مجبور به اکتفاکردن است.

در خانواده های سنتی،‌فرزندان مذکر به خاطر میدان عمل بالایی که دارند و طرز برخورد اطرافیان که جملگی همه کارها و اوامر وی را بدون چون و چرا انجام می دهند، دارای میزان اعتمادبه نفس بالایی است از آن جهت که سایرین هیچ وقت اجازه و جرات این کار را به خود نمی دهند که بخواهند اشتباهی را به وی گوشزد نمایند. چون وی به مانند بت است و همه کارهای او درست است. البته در این مواقع تعداد اعضا خانواده و مهمتر از آن جنسیت آنها مطرح است . در بین سایرین فرزندان مذکر دیگر تا وقتی سنشان پایین است، این سلطه را پذیرا هستند ولی بعد از گذشتن از این محدوده سنی خیلی از حوزه‌هایی را که فرزند بزرگتر اجازه دخالت در آنها را داشت، محدود می سازند. البته باید به این نکته نیز توجه داشت که فرزندان مذکر نیز اغلب خصوصیات فرزند ارشد خانواده را دارند ولی در مورد فرزندان مونث وضعیت به این منوال است که تا زمانیکه آنها در خانه پدر زندگی می کنند باید تمامی اوامر فرزند انتخاب شده را اجرا نماید و اجازه هیچگونه مخالفتی را ندارند. در چنین خانواده‌هایی فرزندان ارشد خود را بهتر و برتر از دیگران می پندارند واین احساس در آنها بوجود می آید که والاتر از سایرین هستند و دیگران باید سعی نمایند تا به آنها برسند یعنی نوعی خودبزرگ‌بینی و خود را مانند مبدا دانستن و انتظار بندگی از دیگران داشتن.

رفتار اینگونه افراد به شکلی است که اطرافیان را به شدت مورد انتقاد قرارمی‌دهند خصوصاً اگر آنها کاری را برخلاف میل آنها یا بدون مشورت و با سلیقه خود انجام داده باشند و این انتظار را نیز دارند که این انتقاد از طرف سایرین مورد پذیرش واقع گردد و در غیراین صورت با پرخاشگری نظر خود را تحمیل می کنند و هیچگونه بخششی نیز در کار نیست،‌اکثر این افراد عادت دارند تا نظر خود را با داد و فریاد بر دیگران تحمیل کنند تا آنها جرأت و اجازه هیچگونه اظهار نظری را نداشته باشند.

چنین افرادی به خاطر خصوصیات اخلاقی خاص به اطراف خود توجه کمتری دارند که در طولانی مدت و پس از گذشت زمان چنین عواملی بر روابط اجتماعی و تعاملات آنها تاثیر می گذارد. چون برخلاف میل چنین فردی سایرین با پیشرفت زمان تغییر وتکامل پیدا می کنند وبعضی از رفتارها را بکار نمی‌گیرند که باعث منسوخ‌شدن آن می گردد و باعث می شود که این فرد در برقراری ارتباط دچار مشکل گردد چون همگام با سایرین پیشرفت نمی کند و بنابراین آسیب بسیار زیادی از لحاظ اجتماعی می بیند چنین فردی بعلت اینکه خود را محور همه کارها می داند و کارهای سایرین را که بدون توجه به خودش انجام می شود، دارای عیب و علت و ناقص می داند و دائماً به امر و نهی به سایرین می پردازد. چنین فردی با چنین خصوصیات اخلاقی علاقه خود به اطرافیانش را بصورت غیرمستقیم ابراز می دارد و سعی می کند تا دیگران متوجه میزان علاقه‌ای که وی به آنها دارد، نشوند. در چنین اجتماعات سنتی که در کشور ما بیشتر در مناطق روستایی به چشم می آید خود برتربینی وی نسبت به سایر اعضا خانواده بیشتر در بین فرزندان مذکر خانواده ها نمود پیدا می کند و کاربرد بیشتری دارد و به فرزندان مونث خانواده چون بهای زیادی داده نمی شود. چنین خصوصیتی اگرهم وچود داشته باشد چون میدان عمل پیدا نمی کند و منحصر به خود فرد می شود اما در خانواده های متمدن (پیشرفت کرده با زمان) نیز پدیده خودبرتربینی به چشم می آید که البته بسیار کم رنگ‌تر و کم اهمیت‌تر است در این خانواده ها سن و جنس مطرح نیست بلکه برتربودن یک فرد از جهات امتیازات بیشتری است که نسبت به دیگران دارد و دیگران هستند که وی را بالاتر و بهتر از خود انتخاب می کنند و برای وی احترام و ارزش خاصی قائل هستند . در چنین خانواده‌هایی معمولاً سطح تحصیلات بالاست و بنابراین برخورد فرد در مقابله با بسیاری از مسائل معقولانه است،‌تعصبات بی جا و بی معنی جای خود را به دلیل و استدلال منطقی داده است و قابل ذکر است که این رفتار در چنین خانواده هایی بصورت خصوصیت فردی است که حتی ممکن است در فرزندان ارشد نباشد ولی چون فرزندان ارشد خانواده زودتر به مراحل بالاتر می رسند ولی اغلب از راهنمایی پیشکسوتان استفاده کرده و به نتیجه کار خود نیز اطمینان دارند، اعتماد به نفش بالایی دارند در این نوع خانواده ها جنسیت فرزندان زیاد اهمیت نداردو چون همه کارها منطقی است، سایر اعضا نیز اکثراً پذیرا می شوند و در صورتی که نظراتشان با یکدیگر مغایرت داشته باشد با کمی بحث و گفتگو حل می شود، چنین افرادی ایراد و کوتاهی‌های اطرافیان را به گونه‌ای به آنها گوشزد می نمایند که در آنها احساس حقارت بوجود نیاید، معمولاً با ملایمت رفتار می نماید و از داد و بیداد و پرخاش برای پیشبرد اهداف خود دوری می جوید. با اطرافیان روابط مناسبی را برقرار می نماید یعنی به گونه ای که حَد و حدود هر کدام مشخص باشد به دیگران به عنوان فرد اهمیت میگذازد و ارزش قائل است و از ابراز علاقه به اطرافیان خود ترس و واهمه‌ای به خود راه نمی دهد . در چنین خانواده‌هایی خودبرتربینی وجود دارد ولی نه به شکل سلطه‌گرایانه بلکه بصورت منطقی و بیشتر به عنوان راهنما.

عامل خودبرتربینی شخص نسبت به سایر اعضا خانواده در بین گروههای متفاوت فرهنگی متفاوت است. ولی کم و بیش در همه اجتماعات به چشم می خورد. ولی بعلت رو به افول بودن در بعضی جوامع نامهای دیگری برخود گرفته است.

اهداف پژوهش

هدف اصلی و کلی در این پژوهش بر این مبنا گذاشته شده که پدیده خودبرتربینی را در جامعه مورد ارزیابی و سنجش قرار ‌دهد و میزان نمود پیدا کردن آن در میان فرهنگها و آداب و رسوم مختلف مشخص گردد . همچنین معلوم گردد چه عواملی سبب بوجود آمدن پدیده مذکور می گردد تا بتوانیم از این طریق دریابیم آیا اصلاً پدیده‌ای بنام خودبرتربینی هم اکنون نیز وجود دارد یا بطور کلی منسوخ گردیده است. در زمانهای مختلف چه عواملی سبب بروز یا منسوخ شدن آن گردیده هم چنین عوامل تاثیرگذار بر آن و یا خصوصیاتی که فرد دارای چنین خصیصه ای دارا است مورد بررسی قرارگیرند. یکی از این مسائل سن است که باید بررسی گردد که آیا فرد در سن خاصی یک چنین خصوصیتی را کسب می نماید یا این خصوصیت در فرد وجود دارد و در سن خاصی با توجه به شرایط محیط نمود پیدا می کند و آیا منحصر به یک جنس است یا در هر دو جنس مذکر و مونث وجود دارد. میزان نمود آن در دو جنس مخالف به چه نسبتی است. مساوی است یا متفاوت از یکدیگر است. تحصیلات در این بین چه نقشی را دارا است؟ آیا تحصیلات که عاملی است جهت افزایش سطح آگاهی و فرهنگ فرد در خودبرتربینی وی تاثیر گذار است؟

فرد خودسالار دارای چه خصوصیاتی است؟ آیا این خصوصیات براثر این خصلت در فرد بوجود آمده یا به خاطر داشتن میدان عمل وتاثیرپذیری از محیط فردی خودسالار گردیده است. برخورد سایر اعضا خانواده نیز باید بررسی گردد تا متوجه شویم که این عامل در همه طبقات اجتماعی وجوددارد یا مخصوص قشر خاصی است یا اصلاً بطور کامل منسوخ گردیده یا اگر هنوز هم نمود خارجی دارد به چه شکلی با آن برخورد می گردد. در اینجا این مسئله پیش می آید که شخصی که خود را برتر از دیگران می بیند به چه علت چنین اندیشه‌ای دارد و اطرافیان چقدر در بوجودآمدن چنین تفکری موثر بوده اند. چنین فردی در تعاملات خود با اطرافیان به چه صورتی برخورد می نماید و میزان رضایت اطرافیان از برخورد با چنین افرادی به چه میزان است و چنین فردی با استفاده از چه شیوه‌هایی رفتاری کار خود را پیش می برد؟ بیشتر با پرخاشگری کار خود را پیش می برد یا از طریق مصالحه کردن و عقلانی چنین فردی که خود را محور همه چیز می داند آیا می تواند از وظیفه‌ای که خود به عهده گرفته یا سایرین به وی واگذار کرده اند برآید؟با توجه به شرایط کنونی جامعه،‌این فرد چه مقدار آسیب پذیر است؟‌آیا داشتن چنین خصوصیتی در جامعه ای رو به پیشرفت باعث صدمه دیدن و دوری گزیدن فرد نمی شود؟‌

مسائل مطرح شده در بالا مواردی است که لازم بنظر می آید که در مورد فردی که دارای ویژگی خودبرتربینی است، بررسی گردد.

اهمیت موضوع پژوهش

این تحقیق از آن جهت حائز اهمیت است که به بررسی سطح روابط و بینش‌های افراد جامعه می پردازد و میزان پیشرفت یا عدم پیشرفت ذهنی و روانی افراد را با توجه به پیشرفت جنبه‌های مختلف زندگی و تبعات ناشی از آن نمایان می سازد. تاثیر تفکرات و اندیشه‌های خانواده و اطرافیان را بر فرد نشان می دهد و به این مقوله نیز توجه می نماید که فرزند دانشجوی خانواده تمایل دارد رفتار پیشینیان خود را برگزیند یا با توجه به پیشرفت زمان وی نیز پیشرفت نماید.

همچنین میزان اهمیت پدیده‌های مختلف اجتماعی و خصوصیات فردی را در بروز یا عدم بروز خودبرتربینی ذکر می کند ونشان می دهد که چه مقدار از افراد، گرایش به واپس‌گرایی دارند.

میدان عمل برابری افرادی که تمایل دارند رفتارها و عقیده‌های گذشته را که جزء عرف جامعه به حساب می آمده، در جامعه کنونی پیاده نمایند و توجه به این مسئله که جامعه تا چه حد پذیرای این اندیشه و عمل است را مشخص می سازد.

در هر جامعه بنابرمقتضیات زمان یکسری از رفتارها بصورت هنجار درمی‌آید و افرادی هم که مخالف با چنین رفتاری هستند مجبور به انجام آن می شوند.

با توجه به اینکه جامعه ای در حال پیشرفت نداریم با این حال درباره مسائل رفتاری و اخلاقی به شیوه سنتی متمایل است . یکی از این خصایص خودبرتربینی است با عطف به این مطلب که با وجود تقسیم کار (به خاطر پیشرفت جوامع) هنوز در بسیاری از خانواده ها به چشم می آید. عوامل محیطی نیز سبب بسیاری از واکنشهای رفتاری در فرد می گردد و سبب می گردد که وی یک رفتار را برای خود نهادینه کند یا رفتاری دیگر را برگزیند بالارفتن سطح معلومات وداشتن ارتباط هرچه بیشتر با افراد دیگر از جمله عواملی هستند که سبب می گردند افراد شایسته‌ترین رفتار را برگزینند. البته نباید موضوع فرهنگ فرد را که در ارتباط نزدیکی با سطح معلومات وی قراردارد، نادیده انگاشت. چون در هر قشری از اجتماع همانطور که ذکر گردید ،‌شرایط متفاوت رفتار خاصی را طلب می نماید. برترانگاشتن خود نسبت به سایرین یا متمایزدانستن خویش از دیگران حسی است که در اغلب افراد خودبرتربین به چشم می آید.

انسانها از سالهای ابتدایی تولد شروع به تقلید از رفتار اطرافیان و نزدیکان خود می نمایند، این عمل در سنین پایین بصورت اجباری و در سنین بالاتر بصورت اختیاری جنبه‌هایی را که مد نظر والدین است، برمی‌گزینند. در قشرهایی از جامعه ما هنوز طرز برخورد با دختران و پسران، حتی بین فرزندان ارشد و سایر فرزندان متفاوت است.

یعنی هریک از فرزندان دارای جایگاه خاص خود هستند و نمی توانند از آن تعدی نمایند در نتیجه چنین طرز برخوردی است که فرزندان رفتارهای متفاوتی را برمی‌گزینند.

درجامعه ما خصیصه خودبرتربینی بیشتر در سطوح پایین اجتماع یا خانواده‌هایی که به شیوه سنتی زندگی می کنند،‌وجود دارد . و به نظر می رسد دلیل آن باشد که یک نفر باید سایرین را به اطاعت وادارد. ناسبب گردد فرد کاری را انجام دهد که هم به نفع خودش باشد و هم باعث آسیب رساندن به سایرین نگردد. چنین فردی ناچاراً مجبور به پرخاشگری است. تا از این طریق سایرین را وادار به اطاعت نماید. یک چنین فردی مجبور است رفتار خاص و متفاوت از اعضا دیگر خانواده داشته باشد. باید به شیوه‌ای متفاوت علاقه خود را ابراز نماید،‌در برخوردهای خود با افراد خانواده به گونه‌ای متفاوت عمل نماید تا ضمن حفظ جایگاه نظارت و کنترل همه امور مربوط را نیز داشته باشد. و در این موقعیت باید افراد را متوجه این مسئله نمود که نمی توان جلوی پیشرفت زمان و تحولات را بگیرند و در صورت تغییر ندادن شیوه رفتاری خود باعث آسیب رساندن به خانواده و نزدیکان خویش می گردند. پذیرفتن این مسئله برای شخصی که خود را محور همه چیز می داند و گمان می برد بدون او هیچ عملی درست انجام نمی گیرد، موضوعی است که احتیاج به زمان و کار بسیار دارد.

برخی از مسائل ذکرشده بیشتر مربوط به سطوح پایین جامعه است و دلیل آن را می توان در پیشرفت همه جانبه در مسائل مختلف جستجو کرد که سبب می گردد رفتار و انگیزه‌های رفتاری تغییر یافته و برگزیدن یک رفتار بصورت عقلانی و اختیاری باشد نه بصورت اجباری و پدیده خودبرتربینی و طرز برخورد سایرین و میدان عمل فرد خودبرتربین نیز کاملاً متفاوت است.

فرضیه

بنظر می رسد بین مقدار سالهای طی شده از زندگی فرد و خودبرتربینی خویش نسبت به سایر اعضا خانواده ارتباط وجود داشته باشد.

بنظر می رسد بین امکانات شغلی و خودبرتربینی شخص نسبت به سایر اعضا خانواده رابطه وجود داشته باشد.

بنظر می رسد بین بالارفتن سطح تحصیلی (مدرک) فرد و خودبرتربینی وی نسبت به سایر اعضا خانواده رابطه وجود داشته باشد.

بنظر می رسد بین فرهنگ جامعه ای که فرد در آن زندگی می کند و خودبرتربینی وی نسبت به سایر اعضا خانواده ارتباطی وجود داشته باشد.

بنظر می رسد بین داشتن اعتماد به نفس و خودبرتربینی وی نسبت به سایر اعضا خانواده ارتباطی وجود دارد.

بنظر می رسد بین تعداد اعضا خانواده و جنسیت آنها با خودبرتربینی شخص نسبت به آنها رابطه وجود داشته باشد.

بنظر می رسد بین انتقاد از اطرافیان و خودبرتربینی شخص نسبت به آنها ارتباطی وجود داشته باشد.

بنظر می رسد میزان پرخاشگری شخص و خودبرتربینی وی نسبت به سایر اعضا خانواده رابطه‌ای وجود داشته باشد.

بنظر می رسد بین آسیب پذیری فرد از اجتماع و خودبرتربینی وی نسبت به سایرین ارتباطی معکوس وجود داشته باشد.

بنظر می رسد بین نوع، چگونگی و مقدار تعاملات اجتماعی و خودبرتربینی فرد نسبت به سایر اعضا خانواده رابطه وجود داشته باشد.

بنظر می رسد بین خودمحوری و خودبرتربینی شخص نسبت به سایر اعضا خانواده رابطه وجود داشته باشد.

بنظر می رسد بین علاقه به اطرافیان و نحوه نشان دادن آن و خودبرتربینی شخص ارتباطی معکوس وجود داشته باشد.

بنظر می رسد بین جنس و میزان و نحوه خودبرتربینی شخص نسبت به سایر اعضا خانواده رابطه‌ای وجود داشته باشد.

محدوده مطالعاتی پژوهش:

محدوده‌ای که در آن به تحقیق و بررسی پرداخته‌ایم فضایی است که فرد از لحاظ فرهنگی و اجتماعی رشد می نماید، شخصیتش شکل می گیرد و خصوصیاتی کسب می نماید که سهم به سزایی در زندگی او ایفا خواهندنمود.

محدوده پژوهش در بین دانشجویان در نظر گرفته شده است و مواردی از قبیل اینکه چگونه خصوصیت خودبرتربینی در فرد شکل می گیرد و اشکال بروز آن به چه صورت است،‌خود فرد چه خصوصیاتی در خود می بیند که سبب می شود خود را برتر از دیگران می انگارد،‌مد نظر قرارداده است.

از عواملی که در این تحقیق توجه چندانی به آن مبذول نگردیده، این است که فرد با تاکید و پافشاری بر عقیده خود چه آسیب هایی می بیند، در آینده رفتار سایر اعضا خانواده با او به چه صورت خواهدبود.

خودبرتربینی را فقط در خود فرد بررسی می کنیم و آن را از دیدگاه خود او می بینیم و نه از نظر اطرافیان.


تفاوتهای فردی بین انسانها

اگر تاریخ را ورق بزنیم در هیچ دوره­ای نخواهیم دید که انسانها خواه به صورت رسمی و خواه بصورت غیررسمی، اعضا و جامعه خود را گروه بندی کنند و برای هر گروه ویژگی های خاصی را قائل شوند حتی وقتی ادبیات کهن و غنی سرزمین خود را مرور می کنیم، آنها هر کاری را به کسی نمی دادند و از همه کس نیز انتظارات یکسانی نداشتند (گنجی، 1369)
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 48 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 78
تفاوتهای فردی بین انسانها

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فصل اول

مقدمه

آگاهی از وجود تفاوتهای فردی بین انسانها چه کودکان، چه بزرگسالان به اندازه خلقت انسان قدمت دارد. زیرا انسانهای اولیه زمانی که در غارها یا جنگلهای زندگی می کردند، از متفاوت بودن یکدیگر آگاه بودند.

اگر تاریخ را ورق بزنیم در هیچ دوره­ای نخواهیم دید که انسانها خواه به صورت رسمی و خواه بصورت غیررسمی، اعضا و جامعه خود را گروه بندی کنند و برای هر گروه ویژگی های خاصی را قائل شوند. حتی وقتی ادبیات کهن و غنی سرزمین خود را مرور می کنیم، آنها هر کاری را به کسی نمی دادند و از همه کس نیز انتظارات یکسانی نداشتند. (گنجی، 1369)

در عمل روان شناسی نیز اصل تفاوتهای فردی بعنوان یک اصل مهم، لازم و ارزش حیاتی دارد. البته هرچند تفاوتهای فردی در دوران گذشته مورد توجه بوده ولی تاریخ مطالعه علمی تفاوتهای فردی بسیار کوتاه است.(ساعتچی، 1363)

درمطالعه علمی تفاوتهای فردی مطالعه درباره­ی کودکان جایگاه ویژه­ای دارد، با کودکان عادی متفاوت هستند.

به زبان ساده تر چنین کودکانی دارای مسائل و برخوردار از استعدادهای ویژه­ای می باشند که در نحوه تفکر، دیدن، شنیدن، صحبت کردن، اجتماعی شدن و یا حرکات او تأثیر می گذارد (هالاهان، کافمن، ترجمه جوادیان، 1372)

بیان مسأله

آنچه که مسلم است کودکانی که فاقد پدر و مادر می باشند، به دلیل وجود این کمبود، خود را تا حدودی جدا از این دنیا می پندارند و خود را متعلق به دنیایی می دانند که ساخته و پرداخته دیگران است.

احساس حقارت، ضعف و سرافکندگی و اتکا به دیگران، جانشین روح سازنده، اراده قوی و اعتماد به نفس در آنها شده و موجبات تمایل آنان به دوری از افراد جامعه شده است. آنچه که مشهود است تأثیر این کمبود بر تواناییهای ادراکی کودکان است، پژوهش حاضر با این مسئله مواجه است که داشتن یکی از والدین و نوع جذبیت آن تا چه حد بر قابلیتهای اجتماعی افراد مؤثر واقع می شود.

خودآگاهی و رشد هیجانی و اجتماعی اولیه:

خودآگاهی خیلی زود بخش مهمی از زندگی هیجانی و اجتماعی کودکان می شود. خودآگاهی به اولین تلاشهای کودک برای پی بردن به دیدگاه دیگران نیز منجر می شود. برای مثال، خودآگاهی با پیدایی رفتار خود آگاهانه شدم و خجالت ارتباط دارد و با اولین نشانه های همدلی نیز همراه است.

توانایی پی بردن به حالت هیجانی دیگری و احساس کردن همراه با او، با پاسخ دادن هیجانی مانند او. برای مثال، کودکان نوپا آنچه را که خودشان تسلی بخش می دانند به دیگران می دهند – بغل کردن، اظهارات دلگرم کننده، عروسک و یا پتوی دلخواه، آنها در حال، در مورد اینکه دیگران را ناراحت کنند نیز آگاهی بیشتری نشان می دهند.

یک کودک 18 ماهه شنید که مادرش به کسی می گفت: «آنی خواهر کودک» واقعاً از عنکبوتها می ترسد. در واقع، مایک اسباب بازی عنکبوت برای او خریدیم که واقعاً از آن نفرت دارد، (دان، 1989، ص 157) . این کودک نوپا به طرف اتاق دوید تا عنکبوت را از جعبه اسباب بازی بردارد، بعد برگشت و آن را جلوی صورت آی تکان داد!

طبقه بندی خود

خودآگاهی به کودکان نوپا امکان مقایسه کردن خودشان با دیگران را می دهد درست به همان صورتی که ایشان مادی را گروه بندی می کنند.

کودکان بین 18 تا 30 ماهگی، خود و دیگران را از لحاظ سنی («بچه»، «پسر» یا «مرد») جنسی («پسر» یا «دختر») ویژگی های جسمانی («بزرگ» یا «قوی»)، و حتی خوبی و بدی («من دختر خوبی هستم» و «تامی بدجنس است») طبقه بندی می کنند. آگاهی کودکان نوپا از این طبقه بندی های اجتماعی خیلی محدود است، ولی این آگاهی را برای سازمان دادن رفتار خودشان بکار می برند. کودکان نوپا در 18 ماهگی، اسباب بازیهایی را انتخاب و با آنها بازی می کنند که برای جنسیت شان کلیشه­ای شده است. (لوراای، برک، 1383، سید محمدی).

پیدایی خویشتن داری

خودآگاهی شالوده خویشتن داری را نیز فراهم می آورد که عبارت است از توانایی مقاومت کردن در برابر ت= انجام دادن رفتاری که جامعه آن را تأیید نمی کنند. اولین نشانه های خویشتن داری به صورت اطاعت نمایان می شود . کودکان بین 12 تا 18 ماهگی نشان می دهند که از خواسته ها و انتظارهای والدین آگاهند و می توانند از درخواستها و دستورات ساده اطاعت کنند و همانگونه که هر والدی می داند می توانند تصمیم بگیرند درست بر عکس آن رفتار کنند!

یکی از راههایی که کودکان نوپا بر خودسختاریشان تأکید می کنند، مقاومت کردن در برابر رهنمودهای بزرگسالان است. اما در بین کودکان نوپایی که مراقبت صمیمانه و با عاطفه داشته­اند و انتظارات معقول برای رفتار پخته را تجربه کرده­­اند، مخالفت خیلی کمتر از اطاعت مشتاقانه شایع است. این نشان می دهد که آنها می خواهند رهنمود بزرگشان را درونی کنند (کوچانسکا، b1997، کوچانسکا، جیکس و فورمن 1998).

ضرورت و هدف پژوهش

پژوهش حاضر از دو دیدگاه علمی و نظری حائز اهمیت است:

از دیدگاه نظری اهمیت پژوهش بر شناخت بیشتر ویژگی های شخصیتی کودکانی است که با یکی از والدین خود زندگی می کنند مبتنی است. اما از دیدگاه عملی که بیشتر از نظر پژوهشگران حائز اهمیت است، این است که با شناخت بیشتر ویژگی های این کودکان در زمینه های اجتماعی و شخصیتی می توان راهبردهای مفید و صحیحی را در امر آموزش و توجه به محدودیتهای آنان ارائه نمود.

پژوهشگر به دنبال یک هدف عمده می باشد. با توجه به این که هر کمبود و ناتوانی در یک فرد، محدودیتها و ویژگی های رفتاری روانی خاص را در او ایجاد می نماید، این پژوهش بر آن است که دریابد وجود و یا عدم حضور پدر و یا مادر تا چه حد در میزان ارتباطات اجتماعی افراد تأثیر می گذارد. به عبارت دیگر هدف بررسی تأثیر عدم حضور مداوم یکی از والدین بر میزان قابلیت های اجتماعی کودکان آنهاست.

فرضیه پژوهش:

بین رشد اجتماعی افرادی که فاقد مادر هستند و افرادی که فاقد پدر هستند تفاوت وجود دارد.

سؤال پژوهش:

آیا بین رشد اجتماعی افرادی که فاقد پدر هستند با افرادی که فاقد مادرهستند تفاوت معناداری وجود دارد؟

تعریف عملیاتی متغیرها

در پژوهش حاضر، متغیرهایی ذیل، مدنظر پژوهشگر بوده است.

1.رشد اجتماعی: منظور میزان رشد و بلوغ تواناییهای اجتماعی فرد است که با استفاده از مقیاس رشد اجتماعی = اندازه گیری می شود.

2.کودک فاقد مادر: منظور آن دسته از کودکانی هستند که به دلایل متفاوتی بدون مادر مانده و تنها با پدر خود یا دیگران زندگی می کنند.

3.کودک فاقد پدر: منظور آن دسته از کودکانی هستند که به دلایل متفاوتی بدون پدر مانده و تنها با مارد خود یا دیگران زندگی می کنند.

فصل دوم

الف) رشد اجتماعی:

رشد اجتماعی به معنی تکامل روابط اجتماعی فرد است. رشد اجتماعی مستلزم هماهنگی با گروه اجتماعی و پیروی از هنجارها (موازین سلوک اجتماعی) و سنتهای آن است. احساس وحدت با گروه اجتماعی، درک روابط متقابل میان اعضاء آن و همکاری با دیگران از دیگر ملزومات رشد اجتماعی است. برای رسیدن به این مرحله از رشد اجتماعی کودک می بایست علایق خود را دگرگون کرده، شیوه های جدید رفتار را فراگیرد و دوستان جدیدی را برگزیند (رشد کودک ، احمدی و شکوه السادات بنی جمالی، 1371).

اهمیت رشد اجتماعی و اجتماعی شدن[1] در آن است که هر کس در جامعه به دنیا می آید، در آن نشو و نمو می کند، و جوانی و بزرگسالی و در واقع زندگی خود را در جامعه می گذراند. به این ترتیب فرایند اجتماعی شدن کودک شبیه رادار می کند:

علایم به خارج می فرستد که به هدفهای خاص ارتباط دارد. هنگامی که همسالان یا همبازیها این علایم را دریافت کردند، پاسخ آن را ارسال می دارند و فرد متوجه می شود تا چه حد مقبولیت دارد.

به بیان دیگر واکنش دیگران به او می گوید که چگونه است. البته ناگفته نماند که تفاوتهای فردی در روابط گروهی اثرات قابل ملاحظه­ای دارد.

در واقع، حساسیت کودکان در برابر تأثیرات اجتماعی متفاوت است، یعنی گروه در بعضی از کودکان بیشتر از بقیه تأثیر می گذارد.

کودک «تنها» ، یعنی کسی که بیشتر وقت خود را به مطالعه یا اندیشه یا بازی انفرادی می گذراند، یا درمغازه به پدرش کمک می کند، در مقایسه با کودکی که رهبر کودک است و اکثر اوقات خود را با دیگران می گذراند، تأثیرات اجتماعی بسیار کمتری دریافت خواهد کرد (شعاری نژاد، 1364).

از سوی دیگر تحقیقات نشان می دهد که تأثیر کودکان در یکدیگر از تأثیر بزرگسالان در کودکان زیادتر است، هرچند این تأثیر کوتاه مدت باشد. این تفاوت، به تفاوتهای دو دنیای کودکان و بزرگسالان بستگی دارد بطور کلی اگر تأثیر بزرگسالان و همگنان را بر کودک مقایسه کنیم که تأثیرگروه دوم بیشتر است.

همچنین، در مقایسه تأثیر معلم با تأثیر همگنان ، باز هم کفه به نفع گروه اخیر می =. در واقع، تحقیق نشان داده است که اگر بین خواسته های معلم و همگنان تعارض بوجود آید. کودکان مواقع تسلیم همگنان می شوند. هر چند بهتر است گفته شود که تأثیر والدین، معلمان همگنان مکمل یکدیگر است. (راجرز، عظیمی، 1373).

رشد اجتماعی در دورانهای مختلف:

اولین رفتار اجتماعی کودک با تفاوت گذاری میان شخص و شیء آغاز می شود اما به درستی زمان شروع تشخیص این جدایی را نمی توان مشخص کرد، زیرا تنها ملاک قضاوت ملاک واکنش های آنی کودک است که با مشاهده این واکنشها نمی توان مطمئن بود که چندمین واکنش است. (احدی و شکوه السادات بنی جمالی، 1371).

روان شناسی در بیشتر سالهای قرن حاضر بر روابط کودکان با کسانی که مراقبت از آنان را به عهده دارند تأکید کرده­اند و این واکنشهای متقابل را اساس عمده رشد عاطفی و شناختی قلمداد کردند.

در زمینه رشد اجتماعی در دوران کودکی روان کاوی انگلیسی به نام جان بالبی و اتولوژیست امریکایی به نام هارلوتئوریی را به نام تئوری دلبستگی در سال 1958 ارائه نمودند. هارلو که بر روی میمونها تحقیق می نمود به این نتیجه رسد که نیاز کودک به حضور ما دوستی از نیاز به گرسنگی هم مهمتر است.

بالبی نیز رفتارهای کودکان، خندیدن، دنبال کردن مادر و مکیدن سینه و آویزان شدن کودک به مادر را به عنوان رفتارهای دلبستگی نامید.

اهمیت تئوری دلبستگی در این است که ارگانیسم بدن یک سیستم دریافت کننده دارد و یک سیستم عمل کننده که وقتی محرک دریافت می شود و وادار می شود، آن را دریافت می کنیم و سپس از طریق سیستم عمل کننده رفتارهایی را نشان می دهیم.

علاوه بر کارهای بالبی در سال 1970 اینزوورث[2] نظریات بالبی را پذیرفت و تحقیقات بیشتری در این زمینه انجام داد وی به این نتیجه رسید که نزدیکی = به افراد یک عامل ژنتیکی دارد یعنی او پذیرفت که انسان موجودی اجتماعی است. بعد از چندی ایزوورث چهار مرحله را در فرایند دلبستگی تشخیص داد:

- مرحله اول: واکنش نامتمایز در برابر انسانها (جواب اجتماعی به شیوه­ای نامتمایز نسبت به افراد) که از تولد تا سه ماهگی می باشد. در این مرحله عکس العمل نسبت به محرکهای محیطی غیرانتخابی است.

- مرحله دوم: تمرکز بر روی افراد آشنا یا تشکیل دلبستگی که از سه تا شش ماهگی می باشد.

- مرحله سوم: دلبستگی کامل یا تقرب جویی فعال است. که از شش تا بیست و چهارماهگی ادامه دارد. در این مرحله علاوه بر پنج رفتار دلبستگی یک رفتار دیگر نیز اضافه می شد به نام رفتار واکنشی.

اینزوورث می گوید:

بچه ها هنگامی که می خواهند محیط را کشف کنند بعنوان پایگاه به مادر نگاه می کنند. محیط را می گردند سپس به سوی مادر نگاه می کنند تا از وجود او ظاهر جمع شوند، دوباره اکتشافات را از سر گرفته و به مادر لبخند می زنند. به نظر وی اگر مادر به لبخندهای کودک جواب بدهد مادر تبدیل می شود به یک پایگاه محکم و باعث قوی تر شدن حس اعتماد به نفس و اکتشافات کودک می شود. در این مرحله اینزوورث یک صحنه را تصور و به مرحله آزمایش درآورد.

این صحنه که به موقعیت بیگانه را معروف است دارای هشت مرحله می باشد که در هر مرحله مدت زمان سه دقیقه می باشد. این مراحل به ترتیب:

1.مادر و کودک وارد یک اتاق ناآشنا می شوند.

2.مادر در اتاق نشسته و کودک آزادانه به اکتشاف می پردازد.

3.فرد بیگانه وارد اتاق می گردد.

4.مادر از اتاق خارج شده و کودک و فرد بیگانه در اتاق باقی می ماند.

5.مادر در داخل اتاق گشته و فرد بیگانه از اتاق خارج می شود.

6.مادر از اتاق خارج شده و کودک در اتاق تنها می ماند.

7.فرد بیگانه به اتاق آمده و کودک و او در اتاق می باشند.

8.فرد بیگانه بیرون رفته و مادر به اتاق باز می گردد.

انیزوورث[3] در ارزیابی مراحل فوق، سه نوع کیفیت دلبستگی را مشخص می نماید. گروهی از کودکان دارای دلبستگی امن (مطمئن) گروه B که این کودکان در هنگام ورود مادر به اتاق از او استقبال می کنند و نسبت به اعتماد داشته و به دنبال تماس بدنی با مادر هستند.

گروه دوم، گروه کودکان اجتناب کننده هستند که دلبستگی آنان ناامن می باشد گروه A، که این کودکان از تماس با مادر و ارتباط با او به هنگام مراجعت به اتاق اجتناب نموده و از او دوری می نمایند.

گروه سوم،گروه کودکان مقاوم و مضطرب گروه C ، که این کودکان حالتی دارند که هم علاقه دارند به مادر نزدیک شوند و هم از او اجتناب کنند، در واقع بین رفتارهای آنان تضاد وجود دارد.

مرحله چهارم که رفتار متوجه هدف است که از سن بیست و چهار ماهگی به بعد می باشد در این مرحله کودک رفتارهای مادر را تحت تأثیر قرار می دهد.

به عقیده اینزوورث کیفیت دلبستگی، بستگی به توانایی و قابلیت مادر در جواب دادن به علائم فرزندانش دارد. اهمیت تئوری دلبستگی این است که انسان به طور ژنتیکی انسانی است اجتماعی و می خواهد با اطرافیانش رابطه برقرار کند (پاپالیا و اولدز،[4] 1992).

رابطه عاطفی بین کودک و اطرافیان – مخصوصاً مادر – در اولین سال زندگی در رشد اجتماعی او نقش تعیین کننده­ای دارد و نحوه ارضای نیازهای کودک از جمله گرسنگی و تشنگی زیربنای نگرش آینده او را نسبت به دیگران مشخص می سازد. مادر عصبانی و مضطرب، کودک را به طور مناسبی تغذیه نمی کند و با او ارتباط عاطفی مطلوبی برقرار نمی سازد. با ادامه این عمل به تدریج تغذیه و خودها در برای کودک ناراحت کننده و دردآور می گردند.

چون ارگانیسم بطور طبیعی، از ناراحتی و درد اجتناب می کند کودک از مادرش احتراز خواهد کرد و این عمل را به افراد دیگر تعمیم خواهد داد. از این رو، طرد کودک توسط والدینش تعامل او را با دیگران مختل می سازد (سیگلمن و شافر، شفیع آبادی ، 1191 [5]).

رابطه­ی عاطفی بین کودک و مادر در دومین سال زندگی، در رشد روابط اجتماعی کودک اهمیت بسیار دارد. کودک برای آنکه مورد پذیرش اطرافیان واقع شود به تدریج باید توقعات آنان را برآورده سازد، قوانین و مقررات را رعایت کند. آهسته و بی سر و صدا غذا بخورد و مدفوع و ادرارش را کنترل کند.

چنانچه توقعات اطرافیان از کودک، نامناسب و غیرمنتظره باشد، کودک نگران و ناراحت می شود و رشد اجتماعی او مختل می گردد. (پاپالیا و اولدز[6]، 1992).

کودک به فاصله علاقه به والدین و نیز دریافت پاداش، به تقلید از اعمال و رفتار آنان می پردازد. به عنوان نمونه، دختر بچه کفش مادرش را می پوشد و پسربچه وسایل پدر را تصاحب می کند.کودک زمانی می تواند از رفتار والدین تقلید کند که شاهد بر اعمال حرکات آنان باشد، همچنین کودک از تقلید رفتار والدین، باید پاسخ مطلوب و خوشایندی دریافت کند تا آن را ادامه دهد، هرچه پاداش قوی تر باشد امتحان تقلید افزایش می یابد.

کودک نقاط ضعف والدین را می شناسد از آنها در موارد ضروری به خود خود استفاده می کند. ارتباط نادرست با کودک، مشکلاتی را در رشد اجتماعی او باعث می گردد خودپنداری کودک که ارزشیابی آگاهانه و ناآگاهانه او از تواناییها و ضعفهایش است، بر اثر تعامل با اطرافیان حاصل شود که بی توجهی به کودک و ارتباط نامناسب والدین با او، ممکن است در کودک احساس بی کفایتی و طردشدگی به وجود آورد و کودک خود را فرد ارزشمندی تلقی نکند.

کودک برای فراگیری رفتار اجتماعی باید انگیزه­ای داشته باشد که کسب رضایت والدین یکی از آنها به حساب می آید. لذا پذیرش کودک و رفتارهای مطلوب او تسوط والدین برای رشد اجتماعی او ضرورت دارد. (رشد و شخصیت کودک، ماسن و همکاران، 1373).


خانه گریزی دختران نوجوان

شاید پدیده دختران فراری از منزل و یا آنچه اصطلاحاً «دختران خیابانی» گفته می شود یکی از مشکلات بسیار پیچیده ای است که مرکز رسمی و غیر رسمی در تهران و درجات کمتر شهرهای دیگر با آن درگیر هستنداین پدیده فقط به فرار دختران از خانه محدود نمی شود بلکه پیامدهای دیگری نیز به دنبال دارد که افتادن در دام اعتیاد ، شبکه های فساد از جمله آنهاست
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 92 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 140
خانه گریزی دختران نوجوان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

پیشگفتار :

خانه گریزی به چه معناست؟ اهداف پژوهش چیست؟ تاریخچه خانه گریزی چیست؟ ازچه جامعه آماری و با چه روشی این پژوهش انجام گرفته است؟ و....

پاسخ به این سوالها و بسیاری از پرسشهای دیگر درباره خانه گریزی در این پژوهش در 5 فصل تدوین شده است. بخش نخست در مورد خانه گریزی ، اهداف پژوهش ، اهمیت موضوع و فرضیات است.

در فصل دوم پیشینه خانه گریزی مورد بررسی قرار می گیرد و در فصل سوم جامعه آماری ، تعداد افراد ، روش پژوهش و.... بررسی می شود.در فصل چهارم جداول و نمودارهای استخراج شده از برنامه spss مورد ارزیابی قرار می گیرد و در نهایت نتیجه گیری از این پژوهش ، پیشنهادها و.... مورد بررسی قرار می گیرد.

امید آنکه این پژوهش بتواند برای دیگر افراد مفید واقع شود و بتواند معضل فرار از خانه را کاهش دهد.

فهرست مطالب

عنوان صفحه

پیشگفتار

چکیده

فصل اول : کلیات پژوهش

مقدمه

بیان مسئله

اهداف پژوهش

اهمیت موضوع پژوهش

فرضیات پژوهش

دیاگرام

تعریف عملیاتی و نظری

محدوده مطالعاتی پژوهش

فصل دوم : پیشینه پژوهش

مقدمه

چارچوب نظری

1- تعاریف فرار از خانه

1-1 پایان فرار

2-1 فرار و ناهنجاری اجتماعی

3-1 روانشناختی فرار

4-1 فرار و محیط خانواده

5-1 فرار و مسائل خانوادگی

6-1 فرار و فراغت

1-1-1 ویژگی پسران و دختران فراری

2- عوامل موثر بر فرار از خانه

1-2 تبعیض

2-2 حضور ناپدری و نامادری

3-2 بزهکار بودن والدین

4-2 طلاق والدین

5-2 رشد ناقص استقلال در فرزندان

6-2 والدین

7-2 وسایل ارتباط جمعی (تلویزیون)

8-2 تعدد فرزندان

9-2 خشونت و تنشهای خانگی

10-2 همسالان

11-2 انگیزه

12-2 اشتغال والدین

13-2 محدودیت

14-2 محدودیت جامعه

15-2 ضعف نظارتهای اجتماعی

16-2 آزادی مطلق

17-2 ازدواج اجباری

18-2 خانواده

18-2 خانواده

19-2 بیکاری

20-2 اشتغال

21-2 عوامل عاطفی

22-2 تغییر ارزشها

23-2 مدرسه و فرار

24-2 عوامل اجتماعی و روانی موثر بر فرار

25-2 خلاصه ای از دلایل فرار

25-2 خلاصه ای از دلایل فرار

3- آثار فرار از خانه

1-3 آثار وسایل ارتباط جمعی

2-3 آثاری که فرار از خود به جای می گذارد

3-3 آثار نامطلوب تکنولوژی

4- نظریه های مربوط به فرار از خانه

1-4 بی هنجاری

2-4 اجتماع

3-4 تضاد و توسعه اجتماعی نابرابر

4-4 تقلید

5-4 بزهکاری غیر اجتماعی

6-4 فقر یک علت عمومی در پیدایش جرائم

6-4 فقر

7-4 شهر نشینی

8-4 درجات فرار

9-4 محیط

5- آمار و اطلاعات

1- 5 آمار و دلایل فرار

2- 5 آمار سنی فرار

2- 5 آمار سنی فرار

نتیجه گیری

فصل سوم : روش شناسی پژوهش

1- مقدمه

2- روش پژوهش

3- جامعه آماری

4- حجم نمونه و روش نمونه گیری

5- ابزار اندازه گیری

6- روش جمع آوری اطلاعات

7- روش های تجزیه و تحلیل (آماری اطلاعات)

فصل چهارم : تحلیل یافته های پژوهش

1- مقدمه

2- جداول توصیفی

جدول (1/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب سن افراد

جدول (2/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب چندمین فرزند

جدول (3/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب وضعیت مسکن

جدول (4/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب میزان درآمد ماهیانه

جدول (5/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب شغل پدر

جدول (6/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب تحصیلات پدر

جدول (7/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب تحصیلات مادر

جدول (8/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب داشتن دوست صمیمی

جدول (9/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب در میان گذاشتن مسائل شخصی

جدول (10/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب گذراندن اوقات فراغت

جدول (11/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب مشورت با خانواده در زمینه کارهای درسی

جدول (12/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب بیرون رفتن با دوستان

جدول (13/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب رفتن به پارک

جدول (14/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب سخت گیری والدین در مسائل درسی

جدول (15/1) توزیع جمعیت نمونه بر حسب اختصاص دادن به تفریحات

جدول (16/1) مربوط به سازه (خانه گریزی)

3- جداول دو بعدی

جدول (1/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب سن و خانه گریزی

جدول (2/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب چندمین فرزند و خانه گریزی

جدول (3/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب وضعیت مسکن و خانه گریزی

جدول (4/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب میزان درآمد ماهیانه و خانه گریزی

جدول (5/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب شغل پدر و خانه گریزی

جدول (6/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب تحصیلات پدر و خانه گریزی

جدول (7/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب تحصیلات مادر و خانه گریزی

جدول (8/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب داشتن دوست صمیمی و خانه گریزی

جدول (9/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب در میان گذاشتن مسائل شخصی و خانه گریزی

جدول (10/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب گذراندن اوقات فراغت و خانه گریزی

جدول (11/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب مشورت با خانواده در زمینه کارهای درسی و خانه گریزی

جدول (12/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب بیرون رفتن با دوستان و خانه گریزی

جدول (13/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب رفتن به پارک و خانه گریزی

جدول (14/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب سخت گیری والدین در مسائل درسی و خانه گریزی

جدول (15/2) توزیع جمعیت نمونه بر حسب اختصاص دادن وقت به تفریحات و خانه گریزی

4- نمودارها

(1/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب سن افراد

(2/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب چندمین فرزند

(3/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب وضعیت مسکن

(4/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب میزان درآمد ماهیانه

(5/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب شغل پدر

(6/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب تحصیلات پدر

(7/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب تحصیلات مادر

(8/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب داشتن دوست صمیمی

(9/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب در میان گذاشتن مسائل شخصی

(10/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب گذراندن اوقات فراغت

(11/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب مشورت با خانواده در زمینه کارهای دستی

(12/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب بیرون رفتن با دوستان

(13/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب رفتن به پارک

(14/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب سخت گیری والدین در مسائل درسی

(15/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه بر حسب اختصاص دادن به تفریحات

(16/3) نمودار توزیع جمعیت نمونه برحسب خانه گریزی (SAZEH)

فصل پنجم : نتایج پژوهش

بحث و نتیجه گیری

تنگناها و محدودیت های پژوهش

پیشنهادات پژوهش

خلاصه پژوهش

فهرست منابع

پرسشنامه

چکیده

این پژوهش در ارتباط با خانه گریزی دختران نوجوان است و عواملی که باعث بوجود آمدن این معضل می شود در این پژوهش شناسایی شده است.در این پژوهش از 25 نفر از دختران نوجوان نظر خواهی شده که در واقع با استفاده از پرسشنامه میزان گرایش آنها به خانه گریزی سنجیده شده است.بعد از کد گذاری در مورد پاسخ های آنها ، اطلاعات را وارد برنامه SPSS کرده و تمامی موارد استخراج شده است.

در واقع به این نتیجه رسیدیم که بین متغیرهایی که در پژوهش ذکر شده و خانه گریزی هیچ گونه رابطه معناداری وجود نداشته است.

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه

شاید پدیده دختران فراری از منزل و یا آنچه اصطلاحاً «دختران خیابانی» گفته می شود یکی از مشکلات بسیار پیچیده ای است که مرکز رسمی و غیر رسمی در تهران و درجات کمتر شهرهای دیگر با آن درگیر هستند.این پدیده فقط به فرار دختران از خانه محدود نمی شود بلکه پیامدهای دیگری نیز به دنبال دارد که افتادن در دام اعتیاد ، شبکه های فساد از جمله آنهاست.

پدیده دختران فراری یا فرار دختران از منزل در هر جامعه ای وجود دارد و واقعیتی غیر قابل انکار است.در کشور ما نیز به علت ازدیاد تعداد این دختران ، طی سالهای اخیر به عنوان معضلی اجتماعی مطرح شده است.

شاید ما فرار از خانه را به عنوان یک جرم تلقی کنیم ولی همانطور که اشاره شد این مسئله یک آسیب اجتماعی است که خود موجب بوجود آمدن مشکلات بعدی است.در واقع بر روی پدیده فرار از خانه عواملی تاثیر گذار است و این عوامل باعث جدی تر شدن این مسئله می شود.

در جوامع دیگر نیز دختران در پاسخ به شرایط نامطلوب ، اقدام به فرار از خانه می کنند که در بسیاری از این کشورها نهادهای یاریگری و حمایتی قوی وجود دارد ، ولی در کشور ما دختری که از خانه فرار می کند از ترس دستگیری ، بازداشت ، زندان و یا حتی بازگرداندن به منزل از دست سیستم قضایی نیز فرار می کند و از تماس با موسسات اجتماعی خودداری می کند.

پس بهتر است قبل از آنکه شاهد پیامدها و بحرانهای اجتماعی ، فرهنگی و روانی این مسئله باشیم و قبل از آنکه پیامدهای آن ، کیان روابط انسانی و خانوادگی و امنیت روانی و اخلاقی جامعه را به خطر اندازد ، متخصصان و برنامه ریزان طرحی نو در افکنند تا با این مسئله برخورد درست صورت گیرد.از طرفی دختران فراری واقعیت امروز جامعه ما هستند.به نظر می رسد که می توان با تقویت و گسترش نهادهای یادیگری و مدد کاری و.... از پیامدهای آن کاست.

بیان مسئله

دختران فراری عموماًً کسانی هستند که به دلایل گوناگونی مانند ، اعتقاد به اینکه در خانواده به آنان بی توجهی شده است ، یا تحت تاثیر ساز و کارهای روانی برای رسیدن به امنیت روانی و رهایی از سلطه ی والدین ، در پی یافتن قدرتی شایسته بر می آیند تا با تسلیم شدن و اطاعت از آنان ، نگرانی و اضطراب درونی خود را کاهش دهند.

شاید بتوان گفت : دختران فراری از گروه افرادی هستند که در خانه احساس امنیت نمی کنند و پنداشت صحیحی از اوضاع و احوال بیرون از خانه ندارند ، اینان زمانی به اشتباه خود پی می برند که در بیرون از خانه مورد سو استفاده قرار می گیرند و موقعیت برای بازگشت آنان مشکل تر می شود.

فرار از خانه تقریباً در همه کشورها صورت می گیرد و از آن به عنوان یک معضل خانوادگی- اجتماعی نام برده می شود.اما چیزی که شایان ذکر است این که فرار دختران بیش از پسران گزارش شده است.بدیهی است فرد فراری اگر دختر باشد احتمال بیشتری دارد که وضعی ناگوارتر از هر پسر فراری داشته باشد.از این رو به فرار دختران بیشتر تاکید می گردد.

در فرار دختران از خانه عوامل بسیار گوناگونی نقش دارد مانند : عوامل اقتصادی ، فرهنگی ، خانوادگی و... البته می توان گفت مشکلات رفتاری هم می تواند در روابط اعضای خانواده تاثیر بسزایی داشته باشد.با توجه به اینکه خانواده ها حقوق مساوی برای فرزندان دختر و پسر خود قائل نیستند.اما بطور معمول حمایت و مراقبت بیشتری درباره دختران معمول می دارند.بعضی از خانواده ها بدون آگاهی دادن به دختران و تبیین علت مراقبت والدین فقط به شدت نسبت به آنان سختگیری می کنند و آنها را مورد محدودیت های مختلف قرار می دهند و گاه کوچکترین رفتار آنان را مورد تنبیه قرار می دهند و در بسیاری از موارد حفظ و مراقبت از آنان را با خشونت در هم می آمیزند و تعصب والدین به منبعی برای ایجاد اختلاف با دخترانشان تبدیل می شود و هنگامی که دختران از وضعیت پیرامون خود مطلع می شوند و در زمانی که بیش از حد تحت فشار باشند می گریزند.

اما همانطور که عدم توجه به نیازهای عاطفی فرزندان می تواند عامل فرار از خانه باشد توجه بیش از حد والدین و در اختیار بودن امکانات رفاهی فرد و داشتن آزادی مطلق هم می تواند مسائلی را به بار آورد.

اشتغال والدین و عدم حضور آنها باعث می شود که کنترلی بر روی رفتار اعضای خانواده نداشته باشند و همین امر نیز باعث فرار می شود.به نظر بسیاری از صاحب نظران مهمترین علت عمده فرار از خانه عامل اقتصادی و یا همان (فقر) است.

مارکس معتقد است که جنایت ، فحشا ، فساد و فرار از خانه در درجه نخست ناشی از فقر است که زاییده سیستم سرمایه داری است.بدین سان که عده معدودی با در اختیار گرفتن وسایل تولید ، ثروت ها را بطور نامساوی قسمت می کنند و تناقضات را پدید می آورند و تحت تاثیر این عقاید امروزه بسیاری از پدیده های جامعه را به چگونگی وضع اقتصادی نسبت می دهند.

اما اجتماع را نیز نمی توان نادیده گرفت که بی شک یکی از عوامل لغزش جوانان است.

طبق نظریه ساترلند در مورد اجتماع ، انتقال فرهنگی عموماًً در فرد از طریق گروههایی نظیر دوستان یا خانواده آموخته می شود که می تواند زمینه ی انحرافات در فرد شکل گیرد.

اما اسگودنیز معتقد است ، هر چقدر میزان گذران جوان و فرد با گروههای همسن خود بیشتر باشد فرد همانند آنها می شود و برای کسب احترام در گروه به رفتارهای ضد اجتماعی تشویق می شوند و با عضویت در این گروهها ارزشهای نادرست از جمله برخورد با امر و نهی والدین و .... در آنها تقویت می شود.

اما کیدکران معتقد است که انزوا و فقدان نظارت و کنترل و کم ارزشی را به عنوان عامل اصلی فرار از خانه می داند و معتقد است والدینی که فرزندان آنها فرار می کنند حمایت کمتری از فرزندان خود به عمل می آورند.بی شک شهر نشینی افراد نیز به معضل فرار از خانه دامن زده است.به نظر می رسد بافت اجتماعی شهرهای بزرگ و پیچیدگی روز افزون زندگی شهری فرصت ارتکاب جرایم و رفتارهای ضد اجتماعی را فراهم می کند اما شاید این علت به تنهایی کافی نباشد.

تقلید هم می تواند به نوبه خود سهم به سزایی را در کنار دیگر عوامل فراهم سازد ، این تقلید می تواند به طرق مختلف صورت می گیرد.

این تقلید می تواند از رفتار مجرمانه والدین صورت گیرد ، اما به نظر می رسد وسایل ارتباط جمعی نیز بی تاثیر نباشد ، فیلم هایی که به خاطر دستیابی به آرزوها و برقراری روابط عاشقانه میان جوانان مشوق آنها می شود.وسایل ارتباطی که شاید نوجوانان و یا جوانانی که هنوز به استقلال کاملی نرسیده اند آنها را به فرار از خانه تشویق می کنند.

اما مهمترین عاملی که بیشترین تاثیر را دارد خانواده است.خانواده هایی که دختران را به اجبار وادار به ازدواج می کنند ، خانواده هایی که فرزندان بسیاری دارند و کمی درآمدشان علتی می شود تا نیازهای متعدد فرزندشان برآورده نشود ، کسانی که از حضور ناپدری و نا مادری در خانه رنج می برند.... می تواند به معضل فرار از خانه تبدیل شود.

بیکاری و یا اشتغال هم از دیگر عواملی است که بر روی فرار از خانه می تواند تاثیر داشته باشد.البته دورکیم هم عامل انحرافات و بزهکاری را فقر و بیکاری می داند و نیز تغییر ارزشها را به عنوان یک عامل تهدید آمیز برای جامعه بیان می کند.

معضل فرار از خانه در هر طبقه اجتماعی می تواند اتفاق بیافتد و همچنین می تواند اثراتی را بر روی جامعه و خانواده بگذارد.

البته مسئله خانه گریزی بنابر انگیزه افراد با هم متفاوت است.بعضی از افراد فرار می کنند تا به تمایلات و خواسته های خود برسند و بعضی دیگر به این علت که خود را از تمامی قید و بندهای زندگی رها کنند.

طلاق و اثراتی که بر روی خانواده و فرزندان می گذارد ، کشمکش ها و جدال هم از دیگر علت های خانوادگی است که می تواند به عاملی برای فرار از خانه تبدیل شود.

اما واقعاً چگونه می توان این معضل اجتماعی را حل نمود؟

بنابر نظر دورکیم ، کاری را به خاطر جرم بودن محکوم نکنیم بلکه از آن جهت که آن را محکوم می کنیم جرم تلقی می شود.

اهداف پژوهش :

اهداف کلی :

بررسی و شناخت عوامل مرتبط با خانه گریزی نوجوانان به منظور کاهش آسیب های اجتماعی مرتبط با آن.

اهداف جزیی :

الف) بررسی و شناخت عوامل اقتصادی مرتبط با خانه گریزی نوجوانان.مانند : فقر ، افزایش بیکاری در جامعه پایین بودن سطح درآمد و....

ب) بررسی و شناخت عوامل اجتماعی مرتبط با خانه گریزی نوجوانان.مانند : رشد سریع شهر نشینی ، وجود دوستان ناباب ، رشد سریع جمعیت و...

ج) بررسی و شناخت عوامل فرهنگی مرتبط با خانه گریزی نوجوانان.مانند الگو برداری از برنامه های رسانه ی تصویری مانند ماهواره ، سست شدن بنیان های اساسی خانواده ، ناهماهنگی میان ارزش های فرهنگی و...

د) بررسی و شناخت عوامل خانوادگی مرتبط با خانه گریزی نوجوانان.مانند : طلاق والدین ، بزهکار بودن والدین ، محدودیت های شدید خانواده و....

اهمیت موضوع پژوهش

نظری :

با توجه به ضعف مطالعات در این زمینه و از آنجایی که تحقیقاتی جامع در مورد فرار از خانه صورت نگرفته است پس ما باید نسبت به معضل فرار از خانه آگاه شویم و پیامدهای ناشی از این اقدام را بشناسیم.

با توجه به اینکه هر روز تعداد دخترانی که از خانه می گریزند افزایش می یابند پس ما باید نسبت به این معضل دید وسیعی را به کار گیریم تا بتوانیم تا حدودی این مسئله را کاهش دهیم.

کاربردی :

بررسی معضل فرار از خانه باعث می شود عوامل موثری که بر روی آن تاثیر می گذارد را بشناسیم تا بتوانیم با این معضل اجتماعی مقابله کنیم.اما نه تنها باید خانواده و فرد را از این معضل آگاه کنیم بلکه باید جامعه را به حدی برسانیم تا مسئله خانه گریزی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد و تمام توان خود را در این راه بر این مسئله معطوف کند.

بی شک خانواده مطمئن ترین کانون زندگی برای تمامی افراد است و همچنین تعامل با والدین شیرین ترین تعاملات برای افراد است.

پس تردیدی نیست که آسیب دیدگان امروز ، آسیب دیدگان فردا خواهند بود و وقتی جامعه ی امروز نوجوانان خود را دچار آسیب می کند پیش بینی می شود که همین جامعه فردا در معرض آسیب آنان خواهد بود.پس باید به معضل فرار از خانه بیشتر توجه نمود و آگاهی جوانان و خانواده را افزایش داد و باید طوری به این مسئله بنگریم که گویی کاهش دادن این معضل راهی را برای رشد و آگاهی فراهم کند.

در واقع حل معضل فرار از خانه می تواند مشکلات بسیاری را چه در جامعه و چه در خانواده برطرف نماید که جامعه را به سمت تعالی سوق دهد.

می توان از سخت گیری والدین کاست ، می توان اجتماع را برای افراد طوری مهیا نمود که افراد در آن احساس امنیت و آرامش کنند و...

پس باید سعی کرد تا مسئله خانه گریزی کاهش یابد و کمک نمود تا عوامل موثر بر خانه گریزی را بشناسیم تا بتوانیم با آن مقابله کنیم.

فرضیات پژوهش

1) به نظر می رسد بین خشونت خانگی نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

2) به نظر می رسد بین آزادی مطلق نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

3) به نظر می رسد بین فقر نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

4) به نظر می رسد بین طلاق والدین نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

5) به نظر می رسد بین اشتغال والدین نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

6) به نظر می رسد بین بیکاری نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

7) به نظر می رسد بین شهرنشینی نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

8) به نظر می رسد بین علت های خانوادگی نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

9) به نظر می رسد بین محدودیت های مختلف نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

10) به نظر می رسد بین اجتماع نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

11) به نظر می رسد بین تقلید و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

12) به نظر می رسد بین انگیزه نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

13) به نظر می رسد بین ازدواج اجباری نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

14) به نظر می رسد بین تبعیض خانوادگی نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

15) به نظر می رسد بین ارتباط جمعی نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

16) به نظر می رسد بین اشتغال نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

17) به نظر می رسد بین مجرم بودن والدین نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

18) به نظر می رسد بین رشد ناقص استقلال نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

19) به نظر می رسد بین ضعف نظارتهای اجتماعی و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

20) به نظر می رسد بین تغییر ارزشها و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

21) به نظر می رسد بین روابط عاشقانه نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

22) به نظر می رسد بین تعصب والدین نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

23) به نظر می رسد بین همسالان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

24) به نظر می رسد بین حضور ناپدری و نامادری در خانواده نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.

25) به نظر می رسد تعدد فرزند و کمی در آمد خانواده های نوجوانان و خانه گریزی نوجوانان رابطه وجود داشته باشد.


بررسی اسنادی علّی و ارتباط آن با رضایت زناشویی

خانواده این واحد به ظاهر کوچک اجتماعی، از ارکان عمده و از نهادهای اصلی هر جامعه به شمارمی‌رود در واقع هر خانواده را باید خشت بنای جامعه و کانون اصلی سنت و رسوم و ارزش‌های والا و مورد احترام و شالودة مستحکم مناسبات پایدار اجتماعی و روابط خویشاوندی، مبدأ بروز و ظهور عواطف انسانی و کانون صمیمانه‌ترین روابط میان افراد و مهد پژروش فکر و اندیشه و اخلاق
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 1257 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 195
بررسی اسنادی علّی و ارتباط آن با رضایت زناشویی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

مقدمه

خانواده این واحد به ظاهر کوچک اجتماعی، از ارکان عمده و از نهادهای اصلی هر جامعه به شمارمی‌رود در واقع هر خانواده را باید خشت بنای جامعه و کانون اصلی سنت و رسوم و ارزش‌های والا و مورد احترام و شالودة مستحکم مناسبات پایدار اجتماعی و روابط خویشاوندی، مبدأ بروز و ظهور عواطف انسانی و کانون صمیمانه‌ترین روابط میان افراد و مهد پژروش فکر و اندیشه و اخلاق و روح انسان به حساب آید. تا آنجایی که نشانی از حیات انسانی ملاحظه شده و خانواده وجود داشته باشد. (توسلی 1368)

نهاد خانواده از جمله عمومی‌ترین نهادهای اجتماعی است که معمولاً در تمام جوامع وجود دارد و مهمترین تکیه‌گاه و محور اجتماعی است در حقیقت فرد در خانواده متولد می‌شود و در سازمان خانواده زندگی می‌کند و در مواقع نیاز، به خانواده روی می‌آورد و در پرتو خانواده سکون و آرامش می‌یابد. بسیاری از پژوهشگران خانواده، رابطة زوجی را مهمترین رابطة خانوادگی می‌دانند آنها معتقدند که ازدواج موفق و رضایت‌بخش موجب ثبات عملکرد خانواده، کفایت اعضای خانواده در مشکل‌گشایی و سلامت روانی کودکان و ایفا نقش مناسب خانوادگی و بین فردی می‌شود. (نوربالا و مراحی، 1373)

موفقیت در ازدواج و زندگی زناشویی به عوامل زیادی از قبیل، میزان آمادگی برای ازدواج، تحصیلات، زمینه قبلی و خانوادگی فرد، بحرانهای تجربه‌شده ، نوع و کیفیت الگوی قدرت حاکم بر خانواده قبلی، سن ، سلامت ، شخصیت ، درآمد و غیره و کیفیات و خصوصیاتی از جمله: تعهد، حساسیت سخاوت، ملاحظه و صمیمیت ، وفاداری، مسئولیت، اعتماد و اطمینان بستگی دارد.

زن و شوهر در رابطه با یکدیگر نیاز به حسن تفاهم، همکاری و انعطاف‌پذیری دارند و در صورت وجود این خصوصیات و تقویت آنهاست که ازدواج به بلوغ و شکوفایی می‌رسد. چه بسیار زنان و شوهرانی که زندگی زناشویی سعادتمندی را انتظار داشته‌اند و کارشان به ملامت کشید و اکنون در کسالت زندگی می‌کنند و چه بسیار زنان و شوهرانی که قبلاً در تمام موارد زندگی مشترک به تفاهم رسیده و اکنون به عدم تفاوت مطلق رسیده‌اند.

چگونه است که زن و شوهر از توهم به بیماری، از شیفتگی به بیزاری و از رضایت به نارضایتی مطلق می‌رسند. (بک ، ترجمة قراچه‌داغی، 1373)

زمینه‌های دیگر نیز مانند نحوة گذران اوقات فراغت با یکدیگر، تقسیم کار، نگهداری از بچه‌ها، روابط جنسی، مسائل مالی، مسئلة اقوام همسر و روابط با آنان و ... می‌تواند موجبات نارضایتی از زندگی زناشویی در زن و شوهر شود زن و شوهر در رابطه‌شان با یکدیگر نیاز به حسن تفاهم، همکاری و انعطاف‌پذیری دارند و در صورت وجود این خصوصیات و تقویت آنهاست که ازدواج به بلوغ و شکوفایی می‌رسد. (همان منبع)

یکی از مسائل عمده در روانشناسی خانواده این است که فرد بر آنچه در خانواده اتفاق می‌افتد تأثیر می‌گذارد و تأثیر می‌پذیرد، در رابطه با چرایی رفتار و اینکه اساساً چرا انسان به این‌گونه رفتار می‌کند، پاسخ‌های متفاوتی در گذشته به آن داده شده است، می‌توان از غریزه، سایق، گرایش به لذت و اجتناب از درد، نیاز به تعادل‌جویی یا به طور کلی مبحث نیازها و تاریخچه تقویت‌ها در گذشته و رفتار قبلی انسانها نام برد.

اسنادی علّی شناسایی شده نقش با اهمیت را در رفتارهای مختلفی مانند روابط بین زوجین در خانواده، ورزش و فعالیت فیزیکی، تعارض و کشمکش بین فردی، رفتارهای بهداشتی و غیره داشته است. عملکرد فقط شاخص قابل مشاهدة انگیزش پیشرفت است و انگیزش به وسیلة یک نظام پیچیده‌ای از افکار و احساسات حمایت می‌شود. هنگامی که از یک مسئله مانند ازدواج و زناشویی موفق می‌شویم یا شکست می‌خوریم به طور طبیعی در مورد اینکه چه چیز در پشت موفقیت یا شکست ما قرار دارد به تفکر می‌پردازیم ما تخصیص مسئولیت و درک دلایل عملکردمان توجه داریم. یعنی دربارة اینکه چه کسی یا چه چیزی مسئول بوده و چگونه عملکرد داشته‌ایم به اسناد می‌پردازیم.(لطف‌آبادی و همکاران 1376)

اسناد یکی از نظریه‌های جدید انگیزشی و از نظریه‌های شناختی روانشناسی انگیزشی است. یکی از فرض‌های عمدة نظریة اسناد این است که جستجو برای درک و فهم امور و علل رویدادها مهمترین منبع انگیزشی انسان است، بنابراین هدف این نظریه پیدا کردن راه‌هایی است که در آن افراد به توضیح و تبیین رویدادها و روابط علت و معلول بین آنها می‌پردازند. اسناد یا نسبت دادن به علت‌هایی که فرد برای رویدادها یا نتایج اعمالش برمی‌گزیند و جنبة استنباط شخصی دارند، اشاره می‌کند و اجزاء مهم نظریة اسناد عبارتند از :

1-تبیین‌های فرد برای علل موفقیت‌ها و شکست‌های خود

2-نقش واکنش‌های عاطفی حاصل از این استنباط‌ها در تعیین رفتارهای بعدی

3-ویژگی‌های این تبیین‌ها یا استنباط‌های علّی.

تبیین‌هایی که افراد به طور معمول برای موفقیت و شکست‌های خود انتخاب می‌کنند به توانایی شخص، سعی و کوشش، سطح دشواری تکلیف، بخت و اقبال، حالت روحی و بیماری و افراد دیگر نسبت داده می‌شود. این تبیین‌ها یا استنباطهای علّی در ابعاد یا ویژگی‌های منبع علیت، ثبات و کنترل‌پذیری متفاوتند. این ابعاد یا ویژگی‌ها انتظارات متفاوتی برای آینده در فرد ایجاد می‌کنند و منجر به واکنشهای عاطفی متفاوتی می‌شوند که اینها هم به نوبة خود رفتار آتی فرد را دستخوش تغییر می‌سازند. (سیف، 1370)

اینگونه اسناد به تحوی منظم با انواع مختلف رفتارهایی که در پی آنها هستند ارتباط دارند. اسناد همچنین منبع احساسات خوب، بد یا بی‌تفاوتی‌های پس از موفقیت و شکست است یعنی این اسناد نتایج عاطفی(هیجانی) دارند.

با توجه به اینکه اسناد هم در رفتارهای بعدی و هم در احساس‌های ما مؤثرند، و از طرف دیگر رفتارهای زوجین در خانواده در رضایت آنها از همدیگر تأثیر دارد لذا به مطالعة دقیق آنها نیازمندیم.چگونگی طبقه‌بندی اسناد می‌تواند در عملکرد زوجین نسبت به هم دیگر مؤثر واقع شود اگر زن یا شوهر بر این باور باشند که بین رفتارشان و نتایج به دست آمده ارتباط یا وابستگی وجود دارد، دارای سوی‌گیری کنترل درونی هستند یعنی آنها باور دارند که توان تأثیرگذاری بر دنیای خود را دارند، باور دارند که اعمال آنها آنچه را که اتفاق می‌افتد تغییر می‌دهد در مقابل همسرانی که معتقدند بدون قدرت و ناتوان هستند آنچه اتفاق می‌افتد با آنچه انجام می‌دهند ارتباط ندارد دارای سوگیری بیرونی هستند. آنها گرایش دارند تا فکر کنند که دلیلی بر صرف انرژی و تلاش در رفتارشان وجود ندارد زیرا که چه تلاش کنند و چه تلاش نکنند نتایج فرق نمی‌کند. موفقیت یا شکست و اسنادی مربوط، تأثیر پایداری بر عزت‌نفس، مفهوم خود، انتظارات فرد در بارة نتایج اعمال او در آینده، بر جای می‌گذارد. (همان منبع)

و لذا با توجه به مطالب یاد شده در پژوهش حاضر قصد آن می‌رود که تأثیر اسنادی علّی درونی و بیرونی در رضایت زناشویی مورد مطالعه قرار گیرد.

بیان مسئله

روابط میان افراد خانواده به سلامت محیط خانواده کمک می‌کند. تفاهم میان خانواده منجر به احساس رضایت‌مندی از زندگی زناشویی می‌شود، در غیر این صورت خانواده با مشکل موجه می‌شود. (بنی‌اسدی، 1375)

مسأله بررسی اسنادی علّی و ارتباط آن با رضایت زناشویی موضوع این پژوهش است، موضوع اسناد از زمان‌های بسیار قدیم و دهة 1960 نظر بسیاری از روانشناسان را به خود جلب کرده و این موضوع پژوهشهای گسترده‌ای را به خود اختصاص داده است. همچنین امروزه نه تنها در بررسی علمی رفتار بلکه در زندگی روزمره به طور مداوم، دانش‌پژوهان با پرسشهایی از قبیل انگیزه‌های اصلی کشش و کوشش آدمی چیستند؟ روبه‌رو هستند که پاسخ به این سؤال که آیا بین شیوه‌های اسنادی علّی و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد یا نه؟ می‌توان گفت هر چند شواهد نشان می‌دهد که عوامل کلاسیک چهارگانه هایدر (1958) یعنی توانایی، کوشش، شانس، دشواری تکلیف جزء مکررترین تبیین‌های عرضه شده برای موفقیت در امر ازدواج و زناشویی می‌تواند باشد.

شیوه‌های اسناد در جنس مذکر و مؤنث دارای اهمیت بوده، این سؤال را در ذهن مطرح می‌کند که آیا بین آنها تفاوتی وجود دارد «براگنر و هوستون» (1993) از بررسی خود نتیجه گرفتند که پسران یک نوع اسناد را به کار می‌برند که باعث خودافزایی (خودتعالی) می‌شود در صورتی که دختران نوعی از اسناد را به کار می‌برند که باعث خودویران‌سازی می‌شود. (همان منبع)

با توجه به موارد فوق در این مطالعه در پی آن هستیم که مشخص سازیم آیا شیوه‌های اسنادی زوجین یعنی نسبت دادن علت شکست‌ها و موفقیت‌های خود به علل درونی ـ بیرونی ، با رضایت زناشویی آنان رابطه وجود دارد. به عبارت دیگر آیا بین سبک اسناد و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد یا نه؟

اهمیت و ضرورت تحقیق

مشاوران و روانشناسان بر این نظرند که یکی از دلایل ایجاد مشکلات گوناگون در افراد (اعم از مشکلات زناشویی)، استفاده نادرست از شیوه‌های اسناد علّی است استفادة نادرست از شیوه‌های اسناد علّی منجر به ایجاد احساس عدم کفایت و کاهش عزّت‌نفس و در نتیجه کاهش عملکرد می‌گردد. علاوه بر این تحقیقات نشان می‌دهند که شیوه‌های اسناد علّی با متغیرهایی نظیر اضطراب ، افسردگی، استرس و دیگر نشانه‌های روان‌نژندی یا روان‌پریشی ارتباط دارد و با تعدیل و اصلاح این شیوه‌ها، سلامت روان و بهداشت روانی فرد در جامعه بهبود می‌یابد لذا شناسایی و بررسی شیوه‌های اسنادی علّی افراد در توصیف و چگونگی عملکرد آنها اهمیت بسزایی دارد. بررسی اسنادی علّی و ارتباط آن با میزان رضایت‌زناشویی موضوع اصلی این پژوهش است.

موضوع اسناد از دهة 1960 به بعد پژوهش‌های گسترده‌ای را به خود اختصاص داده است و اکثر پژوهشگران معتقدند افرادی که بدنبال کشف علل بازده رفتار خود می‌باشند نه فقط به عواقب رفتارهای خود حساس هستند بلکه دربارة علت این عواقب خاص نیز دست به جستجو می‌زنند. این جستجوگری در حیطة تحلیل‌های اسنادی است بنابراین مبحث اسناد به عنوان یکی از مقولات مهم روانشناسی تربیتی امروزه در بین روانشناسان جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داده است.

محیط روانی خانواده را می‌توان خمیرمایة هیجانی آن دانست که هر یک از افراد خانواده در آن سهمی داشته و تحت تأثیر آن قرار می‌گیرند. همچنین خانواده به عنوان اولین پایگاه تربیت فرزندان نقش مهمی را ایفا می‌کند. بنابراین خانواده وجه سالم آن جهت تربیت این نیرو از اهمیت زیادی برخوردار است.(صدق‌پور، 1373)

با توجه به اهمیتی که جوامع امروزی برای تداوم و بقای خانواده و سلامت و بهداشت روانی اعضاء آن قائل است، بررسی و تحقیق بر روی عواملی که سلامت خانواده، رضایت‌زناشویی را تهدید می‌کند، کاملاً لازم و ضروری به نظر می‌رسد. از جمله عواملی که رضایت زناشویی را تحت تأثیر قرار می‌دهد اسناد علّی (درونی و بیرونی) است که این امر خود بر اهمیت موضوع و ضرورت مطالعة آن می‌افزاید و لذا مطالعة رابطة بین اسناد علّی (درونی و بیرونی) از اهمیت بالایی برخوردار است.

هدف تحقیق

در پژوهش حاضر سعی بر این است تا رابطة بین منبع کنترل و رضایت‌زناشویی در زنان متأهل شاغل که در دبیرستانهای منطقه 3 آموزش و پرورش شهر تهران در سال 1385 مشغول تدریس هستند مورد بررسی قرار گیرد و مشخص شود که آیا زنانی که دارای منبع کنترل درونی هستند و معتقدند که سازندگان اصلی زندگی خود هستند رضایت زناشویی بیشتری دارند یا زنانی که دارای منبع کنترل بیرونی هستند و معتقدند که هیچ نقشی در زندگی خود ندارند و موفقیت و عدم موفقیت خود را به تقدیر یا شانس یا عوامل خارجی نسبت می‌دهند بنابراین پژوهش حاضر اهداف ویژة زیر را دنبال می‌کند:

1-بررسی میزان رضایت زناشوی در معلمین زن متأهل دبیرستانهای منطقة 3 آموزش پرورش شهر تهران در سال 1385

2-بررسی نوع منبع کنترل در معلمین زن متأهل دبیرستانهای منطقة 3 آموزش و پرورش در سال 1385

3-بررسی ارتباط بین منبع کنترل و میزان رضایت زناشویی در معلمین زن متأهل دبیرستانهای منطقه 3 آموزش و پرورش شهر تهران سال 1385

سؤالات تحقیق

1-میزان رضایت زناشویی در معلمین زن متأهل دبیرستانهای منطقه 3 آموزش و پرورش شهر تهران در سال 1385 به چه میزان است؟

2-منبع کنترل در معلمین زن متأهل دبیرستانهای منطقه 3 آموزش و پرورش شهر تهران در سال 1385 چیست؟

3-آیا نوع منبع کنترل افراد بر روی میزان رضایت زناشویی آنها تأثیر معناداری می‌گذارد؟

فرضیة تحقیق

میزان رضایت زناشویی در زنانی که منبع کنترل درونی دارند بیشتر از زنانی است که منبع کنترل بیرونی دارند.

موضوع تحقیق

بررسی رابطة بین منبع کنترل (بیرونی ـ درونی) با رضایت زناشویی در معلمین زن متأهل دبیرستانهای منطقه 3 آموزش و پرورش شهر تهران در سال 1385

تعریف متغیرها

تعریف نظری

منبع کنترل ¬ منظور از منبع کنترل این است که شخص تا چه اندازه باور دارد که می‌تواند بر زندگی خود تأثیر داشته باشد منبع کنترل می‌تواند درونی یا بیرونی باشد. (طباطبایی، 1375)

منبع کنترل بیرونی ¬ کسانی که منبع کنترل بیرونی دارند معتقدند آنچه بر سر آنها می‌آید اصولاً محصول شانس، تصادف یا نتیجة اعمال مردمان دیگر است.(طباطبایی ،1375)

منبع کنترل درونی ¬ کسانی که منبع کنترل درونی دارند معتقدند که سازندگان اصلی زندگی خود هستند. (طباطبایی ، 1375)

رضایت ¬ حالتی هیجانی که با رسیدن به یک هدف پدید می‌آید. در کار درمانی این اصطلاح به معنی رضایت در ارتباط با پیشرفت در یک فعالیت یا زمینة مورد علاقه به کار می‌رود. (پورافکاری، 1373)

رضایت از زندگی زناشویی¬ در رضایت از زندگی زناشویی ، احساس خوشایندی ، رضایت‌مندی و لذت تجربه شده به وسیلة یک زوج هنگامی که تمام جنبه‌های زندگی زناشویی خود را مورد توجه قرار می‌دهند. (اولسون ، 1988)

تعریف عملیاتی :

1-منبع کنترل ¬ برای سنجش منبع کنترل درونی و بیرونی از آزمون راتر استفاده می‌کنیم. در این آزمون نمرة 9 و بالاتر در این مقیاس نشانگر جهت ‌گیری درونی (منبع کنترل درونی) و نمرة پایین 9 نشانگر جهت‌گیری بیرونی (منبع کنترل بیرونی) می‌باشد.

2-رضایت زناشویی¬ برای سنجش رضایت زناشویی از آزمون Enrich استفاده می‌شود.

  • نمره‌های کمتر از 30 نشانگر نارضایتی شدید همسران از روابط زناشویی است.
  • نمره‌های بین 30 تا 40 نشانگر عدم رضایت از روابط زناشویی همسران است.
  • نمره‌های بین 40 تا 60 نشانگر رضایت نسبی و متوسط از روابط زناشویی همسران است.
  • نمره‌های بین 60 تا 70 نشانگر رضایت زیاد همسران از روابط زناشویی است.
  • نمره‌های بالاتر از 70 نشانگر رضایت فوق‌العاده از روابط زناشویی همسران است.


تعاریف و مفاهیم اسناد:

نظریه اسنادی چیست؟ نظریة اسناد با فرایندهایی سروکار دارد که بوسیلة آن فرد پدیده‌ها را بعنوان علّتی از محیط نسبتاً ثابتی تفسیر می‌کند. بنابراین نظریه‌پردازان اسنادی با سؤالات «چرا» یا «روابط بین پدیده»،"اثر"و "دلایل" یا (عوامل مسئول) برای آن پدیدة سرو کار دارند. ادراک علیّت ، یک اسناد تحمیل شده بوسیلة ادراک کننده است. علتها بخودی خود به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند بطور مثال وقتی یک نفر روی انگشت پای شما ایستاده است فقط می‌توانید نتیجه بگیرید که او ناراحت است یا اینکه بطور تصادفی این کار را انجام داده است.

فرض اساسی نظریه‌پردازان اسنادی اینست که (بشر برای رسیدن به مهارت شناختی بوسیلة ساختار علّی محیطش، برانگیخته می‌شود او می‌خواهد بداند که چرا یک پدیده اتفاق می‌افتد از چه منبعی، حالتی یا انگیزة رفتار بوجود می‌آید.

و این‌را تحلیل خود را از انگیزش با این فرض شروع می‌کند که مردم حتماً علت شکست یا موفقیت خود را به عوامل زیر نسبت می‌دهند.(طباطبائی، 1381)

1-خوش‌شانسی یا بدشانسی

2-دشواری یا آسانی تکلیف

3-حمایت مردم یا رفتار غیردوستانة آنها

4-میزان تلاش و کوشش یا عدم تلاش

5-میزان توانایی خود

بر اساس نظریه اسنادی ، موفقیت‌ها و شکستهای قبلی در تکالیف نه تنها مستقیماً بر ادراکات شخص از شایستگی و در نتیجه بر انگیزش بعدی او در نتایج مشابه تأثیر می‌گذارند، بلکه اسناد شخص را برای موفقیت‌ها و شکستهایش بر انتظارات او برای موفقیت در آینده و در نتیجه در انگیزش او تأثیر می‌گذارد یعنی باورهای فرد در بارة علت شکست یا موفقیت برای درک موفقیّت بعدی از خود موفقیت‌ها و شکستها مهمتر هستند، برای مثال شاگردی که در امتحان ریاضیات شکست می‌خورد، امکان دارد معتقد باشد که شکست او بخاطر تنفّر معلم از اوست و به این وسیله مسئوولیت پاسخهای مشابه خود را بر عهده نگیرد یا ممکن است اعتقاد داشته باشد که او ریاضی را خوب نفهمیده است.

هر کدام از این اسناد برای شکست نتایج متفاوتی برای انتظارات عملکرد او در آزمون‌های ریاضی در آینده خواهند داشت بر اساس نظریة واینر، افراد بطور کلی شکست‌ها و موفقیت‌های خود را به یکی از چهار علت توانایی خود، دشواری تکلیف و خوشبختی و یا کمک غیرعادی دیگران، اسناد می‌دهند . این چهار اسناد می‌تواند در 3 بُعد مشخص کرد که به روشن شدن چگونگی تأثیرآ ‌نها بر انتظارات فرد برای موفقیت آینده تأثیر می‌گذارد که ‌آنها را می‌توان به اسناد درونی یا بیرونی، طبقه‌بندی کرد، اسناد درونی مربوط به خود فرد می‌شود در حالیکه اسناد بیرونی مربوط به عوامل بیرونی و غیرمرتبط با خود فرد می‌باشند، توانایی و تلاش اسناد درونی هستند زیرا آنها مستقیماً به فرد مربوط هستند در حالیکه میزان دشواری تکلیف و خوشبختی اسناد بیرونی هستند.

علاوه بر این، اسناد را می‌توان به بعد ثبات‌پذیری و ثبات‌ناپذیری تقسیم کرد.

اسناد ثبات‌پذیری یا (پایدار) در طول زمانها و موقعیت‌های گوناگون باقی می‌ماند. در حالیکه اسناد ثبات‌ناپذیر(ناپایدار) در طول زمان و مکان تغییر می‌کند یا در نوسان است.

مردم معمولاً توانایی را یک ویژگی ثابت در نظر می‌گیرند. در مقابل تلاش به عنوان یک ویژگی شخصی ناپایدار در نظر گرفته می‌شود. بسیاری از مردم که به خوشبختی استناد می‌کنند آن را قابل تغییر می‌دانند (همان منبع).

نظریة اسنادی بر این باور است که رفتار برانگیخته شده از دو منبع انرژی دریافت می‌کند، بدین قرار :

1-سرچشمة ذاتی : نیروهای زیست‌شناسی رفتار را برای رسیدن به موفقیت و پرهیز از شکست سوق می‌دهند (اتکسیون و هیلگارد، 1983 ترجمه براهنی).

2-تعامل هیجانی: ارزیابی شناختی انسان از پیشرفت‌ها و عقب‌ماندگی‌های گذشته، همچنین جهت رفتار برانگیخته شده مثل هدفهایی که دنبال می‌کنیم از 3 منبع زیر تأثیر می‌پذیرد.

1-تجربة قبلی با تکلیف یا تکلیف مشابه

2-اسناد علّی موفقیت‌ها یا شکست‌ها که در طی این تکالیف ساخته می‌شوند

3-انتظارات دربارة موقعیت‌های مشابه بعدی.

واینر عقیده دارد اسنادهای افراد از 3 منبع سرچشمه می‌گیرند:

1-اشاره یا نشانه‌های موقعیتی : تعداد متنوعی از اطلاعات در هر موقعیت یادگیری به تصمیم‌گیری یاد گیرنده در بارة اینکه چرا قوی یا ضعیف بوده‌اند کمک می‌کنند این اشاره‌ها عبارتند از :

الف: تجارب با تکلیف یا تکالیف مشابه

ب : موقعیت خود و همسالان

ج : زمان گذرانده شده برای تکلیف

د : مقدار کمک درک شده در طی فعالیّت

2-عقاید قبلی با طرح علّی : معلمان و شاگردان، عقایدی دربارة شکست یا موفقیّت دارند که اینها را از خلال تجارب، خواندن، گوش دادن به والدین یا متفکّران مشهور کسب می‌کنند. بعضی از فراگیران معتقدند که تلاش کلید موفقیّت است در حالیکه بعضی دیگر مخالفند.

3-ادارک خویشتن: فراگیرانی که عزّت‌نفس بالایی دارند ریشة موفقیت خود را در کوشش و توانایی می‌دانند نه در درجة دشواری یا خوشبختی.

فراگیرانِ دارای انگیزش بالای پیشرفت، کوشش را به عنوان کلید موفقیت خود می‌دانند در حالیکه افرادی که دارای انگیزش پایین هستند اغلب شانس (خوشبختی) یا میزان دشواری تکلیف را علت موفقیت یا شکست خود می‌دانند (طباطبایی، 1381).

هر دو مورد خوشبختی و شانس و دشواری تکلیف از لحاظ تجربی به یک شیوه طبقه‌بندی شده‌اند، بیرونی ، ناپایدار و غیرقابل کنترل.

شخص ممکن است بپذیرد که خوشبختی را می‌توان درونی و ثابت در نظر گرفت همانطوری که در اصطلاح «فرد خوشبخت» به کار رفته است نشان می‌دهد این یک صفت است. شانس در مقایسه با خوشبختی بیشتر معنی صریح، تصادفی و اتفاقی را می‌رساند، با اینحال با توجه به تحقیقات ، از میان 7 اسناد، خوشبختی پیش‌بینی ناپذیرترین و بعد از آن شانس پیش‌بینی ناپذیر بوده است. یافتة جالب اینکه هر دو مورد خوشبختی و شانس نه به عنوان عمومی و نه به عنوان جزیی طبقه ‌بندی شده‌اند. این یافته تصادفی و اتفاقی بودن این دو اسناد را می‌رساند این احتمال همواره وجود دارد که کنترل‌پذیری با پیش‌بینی اشتباه گرفته شود در هر نمونه‌ای که تفاوت میان کنترل‌پذیری و پیش‌بینی پذیری از لحاظ آماری معنی‌دار بوده و درجه‌بندیهای کنترل‌پذیری برای اسنادها ( مثل خلق و خو یا مهارت، دانش، تلاش و کمک) وجود داشت است، درجه‌بندی پیش‌بینی‌پذیری کمتر از کنترل‌پذیری بوده است.

از دیدگاه علمی ، فرد انتظار دارد که پیش‌بینی‌پذیری بر کنترل‌پذیری مقدّم باشد شخص قبل از اینکه قادر به کنترل باشد باید قادر به پیش‌بینی باشد. ظاهراً این دو بعد مستقل از یکدیگر عمل می‌کنند، شخص می‌تواند هم پیش‌بینی و هم کنترل کند می‌تواند پیش‌بینی کند امّا کنترل نکند، می‌تواند کنترل کند امّا پیش‌بینی نکند و شخص نه قادر به کنترل و نه قادر به پیش‌بینی است. البته موارد ناتوانی برداشت افراد درونی یا بیرونی بودن یک اسناد نیز مسأله‌ای تعیین کننده است برای نمونه اگر چه منطقی به نظر می‌رسد خوشبختی را به عنوان یک علّت بیرونی طبقه‌بندی کنند ولی افرادی نیز وجود دارند که خوشبختی را به عنوان یک علت درونی تصوّر کنند (مثلاً جملة؛ شما خوشبختی را خودتان می‌سازید) ممکن است بعضی از افراد بر این باور باشند که توانایی را می‌توان بهبود بخشد (بر خلاف استعداد درونی که نمی‌توان آن را بهبود بخشد) بنابراین ادراکات اسناد کننده نیز مهم است (همان منبع).

همچنین طبق بررسی‌های انجام گرفته نسبت انسان با طبیعت بر حسب گسترش دانش انسان در خصوص پدیده‌های مادی پیوسته در حال تغییر است. اسکینر (1971) در کتاب « فراسوی آزادی و منزلت» با طرح «انسان با قبول این واقعیت که بواسطة نیروهای خارج از خودش کنترل می‌شود باید از خود تعیین‌کنندگی دست بردارد.» در حقیقت بر این باور است که می‌توان گرایش‌ها و امیال انسانی را بی‌آنکه درگیری اریابی‌های درونی گردند بر حسب تقویت‌های مناسب اجتماعی از بیرون کنترل کرد. این ایده در مقابل موضع‌گیری‌هایی قرار می‌گیرند که با استناد به کنترل درونی بر خود هدایتگری فرد تأکید می‌کنند بدین نحو مفهوم منبع کنترل و تئوری‌های مربوط به آن قدم به میدان می‌گذارد.(غفوری ، 1376)

مفهوم منبع کنترل و مبانی تئوریک اسنادها:

مفهوم منبع کنترل به شکلهای بسیاری در سراسر تاریخ بشری ظاهر شده است، تراژدیهای یونان باستان آکنده از پندارهای درماندگی بشر در برابر خدایان و یا سرنوشت بود. نمایشنامه‌های شکسپیر هم نمایشگر سرنوشت محزون از پیش تعیین شده و هم نمایانگر ارادة آزاد است («گناه بروتوس عزیز، نه در ستارگان بلکه در خود ماست» ژولیوس سزار) (همان منبع).

فیلسوفان با مفهوم منبع کنترل تحت عنوان جبرگرایی در برابر ارادة آزاد، دست به گریبان بوده‌اند، جامعه‌شناسان آن را بعنوان خودمختاری در برابر از خودبیگانگی و یا ناتوانی نام برده‌اند و روانشناسان از آن بعنوان رفتارگرایی در برابر ذهن‌گرایی نام برده‌اند (مسدد، 1379).

مفهوم منبع کنترل در بطن نظریة یادگیری اجتماعی شکل گرفته است. محرک اصلی مطالعة چنین متغیّری منبعث از دستاوردهای تحلیل از خلال رواندرماندگی بیماران بوده است. تحلیل بیماران نشان می‌دهد در حالیکه پاره‌ای از بیماران از تجارب جدیدشان سود می‌جویند یا رفتارشان را در نتیجة تجارب جدید تغییر می‌دهند، پاره‌ای دیگر با اسناد چنین تجاربی به بخت یادیگران و نه رفتار یا ویژگیهای خودشان آنها را نادیده می‌انگارند.

راتریکی از نظریه‌پردازان یادگیری اجتماعی برای تعیین این مشاهدات وارسی مداخله‌گری، متغیّر انتظار را سودمند تلقّی کرد. وی و همکارانش آزمایشهایی که در باب تأثیر تقویت‌ها بر انتظارات انجام دادند مشاهده کردند که کاهش و افزایش انتظارات به دنبال تقویت‌ها به ماهیّت موقعیت و نیز ویژگی‌های کسی که تقویت می‌شود بستگی دارد، به این ترتیب یک تقسیم‌بندی دوگانه در شکل‌گیری منبع کنترل از جانب آنها مطرح شد. وقتی فرد بر این باور باشد که تقویت یا پیامد یک رفتار به رفتار خود وی یا ویژگیهای شخصی‌اش وابسته است چنین فردی واجد کنترل درونی است در حالیکه اگر معتقد باشد که تقویت یا پیامد یک رفتار تابعی از شانس، بخت، سرنوشت، دیگران مقتدر یا آنکه منتج از شرایطی غیرقابل کنترل است دارای کنترل بیرونی است (غفوری، 1376).

از آنجا که مفهوم کنترل درونی ـ بیرونی (منبع کنترل) در چارچوب یک مفهوم کلی یعنی در ادراک کنترل قرار می‌گیرد بنایراین دروهلة نخست به تعاریف و مقوله‌بندی در باب مفهوم کنترل می‌پردازیم.


بررسی میزان آشنایی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه در بازاریابی

پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس قرائن موجود تجربی و علمی، مدیران بازارایابی شرکتهای دولتی و خصوصی در زمینه مواد شوینده مستقر در تهران، تا چه میزان با مفهوم جدید ارتباطات یکپارچه (IMC) آشنا بوده و تا چه میزان از تکنیکهای آن طراحی استراتژی بازاریابی محصولات خود استفاده می کنند
دسته بندی بازاریابی و امور مالی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 638 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 510
بررسی میزان آشنایی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه در بازاریابی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فصل اول

کلیات پژوهش

1-1 عنوان تحقیق

بررسی میزان آشنایی مدیران با مفهوم ارتباطات یکپارچه در بازاریابی

1-2)بیان مسأله

پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این سؤال است که بر اساس قرائن موجود تجربی و علمی، مدیران بازارایابی شرکتهای دولتی و خصوصی در زمینه مواد شوینده مستقر در تهران، تا چه میزان با مفهوم جدید ارتباطات یکپارچه (IMC) آشنا بوده و تا چه میزان از تکنیکهای آن طراحی استراتژی بازاریابی محصولات خود استفاده می کنند.

ارتباطات بازاریابی به مدیران یادآوری می کند که همه عناصر تبلیغات و ارتباطات باید به صورت یکپارچه با یکدیگر هماهنگ شوند تا همانند صدای سازهای یک ارکستر سمفونیک که هدف مشخصی را دنبال می کند به گوش برند. (آمیکو به نقل از حیدرزاده- 27)

اهمیت تحقیق:

امروزه با توجه به جهانی شدن و توسعه فن آوری های نوین، مفاهیم جدیدی منجمله، بازاریابی ارتباطی ارائه شده است. مفهوم IMC فرصتهای زیادی در پیش روی شرکتهای مختلف قرار داده است.

امروزه شرکتهای بزرگ دنیا از بازاریابی انبوه رویگردان شده و با توجه ویژه به مقوله ارتباطات، توجه خود را به یکپارچه کردن ارتباطات مدیریت بازار معطوف نموده اند.

ارتباطات بازاریابی یکپارچه (IMC) فعالیتی است جهت متحد کردن همه ابزارهای ارتباطی بازاریابی و مشارکت و گسترش دادن پیامها برای ارتباط برقرار کردن دوطرفه با مخاطبان هدف از یک راه تازه.

برنامه IMC از برنامه های سنتی تبلیغاتی خیلی پیچیده تر می باشد زیرا که منابع پیام بیشتر، ابزارهای ارتباطی بیشتر و مخاطبان بیشتری را مد نظر قرار می دهد.

با توجه به موارد ذکر شده و هزینه های سرسام آور تبلیغات برای شرکت های تجارتی، در سال 1993 پیشنهاد شد که با محوریت قرار دادن ارتباطات در فرآیند بازاریابی ضمن برقراری ارتباطات مؤثر با مخاطبان، می توان تا مقدار زیادی هزینه های مرتبط با تبلیغات انبوه را کاهش داد و با استفاده از بخش ارتباطات و روابط عمومی، موفقیت های بیشتری را کسب کرد. (صمدی، عباسی0 435، 436)

تبلیغات مدرن شکل جدیدی از تلاش اولیه ای است که برای تبلیغات می شده است . مبلغین آمریکا، سالانه 244 بیلیون دلار برای تبلیغات هزینه می کنند و در کل دنیا، چیزی نزدیک به 465 بیلیون دلار صرف تبلیغات می شود. هر چند تبلیغات اکثراً توسط شرکتهای تجاری استفاده می شود، ولی در سازمان های بدون سود، حرفه ای ها و آژانس های اجتماعی نیز کاربرد دارد. در واقع بزرگترین شرکتی که در قرن 21 بیشترین هزینه را در تبلیغات داشت، یک سازمان بدون سود بود.

استراتژی تبلیغات شامل دو عنصر اصلی است. ایجاد پیام های تبلیغاتی و انتخاب رسانه برای تبلیغات در گذشته، شرکت ها به رسانه به عنوان تابعی از فرآیند تولید پیام می نگریسته. دپارتمان تولید ابتدا تبلیغات مناسب را خلق می کرد و سپس دپارتمان رسانه، بهترین رسانه را برای رساندن این پیام به مخاطبین انتخاب می کرد ولی امروزه قطعه بندی رسانه ها، تعیین هزینه های رسانه و استراتژی های بازاریابی متمرکز به هدف، اهمیت فرآیند انتخاب رسانه را افزایش داده اند. (Kotler 480, 482)

بازاریابی برای هر نوع حرکت آگاهانه و هدفمند در بازار امروزه ضرورت دارد- بازاری که دیگر نه مرز می شناسد و نه مشتری خاصی را در نظر دارد. «جهانی شدن» بازار، پدیده ای است که به تدریج چهره خود را نمایان می سازد. شعار امروز بازاریابی برای همه کارآفرینان و مدیران و بازاریابان حرفه ای در این جمله کوتاه خلاصه می شود: «جهانی بیندیش، محلی عمل کن». جهانی شدن بازار یعنی اقتصاد و تجارت بدون زر و لازمه آن بینش وسیع، حرکت هدفمند، نگرش سیستمی و افزایش توانمندیها و بهبود مقررات و قوانین است. بازاریاب امروز باید مرزها را بشکند، مغزش را به کار اندازد و رمزهای کامیابی را زودتر از دیگران بیابد و بشناسد تا بتواند در تلاطم بازار واقعی که در آن حرفه ایها در شکار لحظه ها هستند و فرصتها را به سادگی از دست نمی دهند، خود را نجات دهد. (روست، ونوسی، ابراهیمی- 2)

جهانی شدن قلمرو بازاریابی، روندها و روند سازها را هر چه بیشتر گسترده ساخته و تبلیغات را قابل انتقال به آن سوی مرزها می شود. پیشرفت در امکانات، تلفنهای همراه، شبکه های رایانه ای و پهنای باند مخابرات، تشکیل گردهمایی مجازی را تسهیل می کند که در آنها تبلیغات به دور از محدودیتهای جغرافیایی سیر می شود. نشر روز قرون نام و نشان هائیست همراهی گسترده تر مردم شده، قابلیت تأثیرگذاری تبلیغات را افزایش می دهد. از سوی دیگر افزایش درآمد قابل تصرف مردم در سراسر جهان، مشارکت گسترده، آنها را در اینگونه پدیده های همدیگر توسعه می بخشد. (حیدرزاده- 62)

گرایش به رسانه های ،دلایل مشخص خود را دارد و در واقع به ویژگی های منحصر به فرد آنها باز می گردد که هفت مورد آن آشکار است:

1-آزادی از زمان و مکان.

2-امکان دسترسی به ادبیات جهانی واژه ها.

3-امکان استفاده از گرافیک متحرک، موسیقی، صدا و تصویر.

4-امکان ارتباط بی واسطه.

5-امکان کنش و واکنش دو سویه.

6-امکان شخصی شدن

7-رفتارهای افقی و بدون سلسله مراتب (شکرخواه- 28، 29)

با توجه به موارد فوق می توان اهمیت ارتباطات در بازاریابی را اینگونه بیان نمود که از طریق هماهنگ نمودن و انسجام بخشیدن به فعالیتهای تبلیغی از دوباره کاری و هزینه های مرتبط با آن اجتناب خواهد شد، همچنین در مزیت هم افزایش (Synergy) ابزارهای مختلف تبلیغاتی استفاده خواهد شد و سرانجام برنامه های تبلیغاتی به صورت کارا و اثربخش طراحی خواهند شد. (صمدی، عباسی- 449)

با وجود اینکه امروزه نوک پیکان رقابت شرکتهای برتر دنیا در عرصه تجارت را بازاریابی تشکیل می دهد، هنوز این علم یا هنر، جایگاه خود را در کشور ما نیافته است . در بسیاری از موارد گویا حتی تعریف درستی از آن درک نمی شود.

کالا از منظر بازاریابی ترکیب از محصول (Product) ، بسته بندی (Package)، برچسب (Lable)، قیمت (Price)، نام (Brand) و شعار تبلیغاتی (Slogan) می باشد. نه تنها محصول بلکه کلیه عناصر فوق در انتخاب کالای شرکت از سوی بازار مؤثر هستند. تقریباً می توان در مورد کالاهایی که مصرف کننده نهایی آنها عموم مردم می باشند (نظیر شوینده ها) اهمیت عناصر آمیخته فوق را به ترتیب ذیل رتبه بندی کرد:

1-قیمت- محصول (در یک بازار خاصی، معمولاً بین این دو پارامتر، همبستگی شدیدی وجود دارد)

2-نام و شعار تجاری

3-بسته بندی

4-برچسب

گذشت زمان مظروفی بوده است که در آن افزایش تولید، تنوع مارک ها و اشباع بازارها را داشته ایم. ظهور تولید کنندگان متعدد بویژه در صنعت فوق الذکر موجب شده است که انتخاب مشتریان در خرید هر کالا بشدت افزایش یابد، به عبارت دیگر امروزه کسی مجبور به خرید نام و یا مارک خاصی نیست، نکته حائز اهمیت این است، که در طول زمان، امکان حفظ امتیازات تکنولوژی برای یک تولیدکننده میسرنیست عملاً نیر تولیات کالاهای مورد در بخش ویژه ای از یک بازار از نظر کیفیت محصول در دراز مدت به سمت یکدیگر سوق می یابند. این در حالی است که تولیدکننده محتاج به القاء برتری و حداقل القاء تفاوت کالای خود با کالاهای رقبا به مشتریان است تا توجه آنان را به کالایش جلب کرده و شرایط خرید کالا را از سوی مشتریان فراهم سازد.

در پی احساس ضرورت فوق، شرکتهای کشورمان تلاش می کنند که با تبلیغات گسترده از طریق رسانه های مختلف (بیل بوردهای شهری- تلویزیون- رادیو- روزنامه ها و مجلات و....) بتوانند نوعی امتیاز و یا تفاوت را بین کالای خود و رقبا ایجاد نمایند و با شناساندن خود به مشتریان شانس فروش کالای خود را در مقابل نمونه رقیب افزایش دهند. بواسطه محدودیت در ایجاد نوآوری های حتی و سپس حفظ آن، عدم شرکتها به سمت ایجاد تفاوتهای القایی سوق یافته اند که مستلزم ا ستفاده کارآمدتر از دیگر عناصر ترکیب کالا است. ولی بدلیل عدم توانایی در انتخاب ترکیب کالایی مناسب برای مصداق حرفه ای خود کارایی هزینه های تخصصی به امر تبلیغات و بازاریابی را در شرکتهایشان با افت کیفیت مواجه می کنند. در بین عناصر ترکیب کالایی مذکور، به طور بی سابقه ای گسترش یافته است و نیز راههای ارتباط میان شرکتها، مشتریان و محیطهای دیگر به گونه ای مؤثرتر و کارآمدتر طراحی می شود. توجه به مشتری همواره از معیارهای اصلی یک بازاریابی موفق بوده است اما تصورات در این باره که چگونه می توان یک جهت گیری کارآمد در ارتباط با مشتریان داشت به شدت تغییر کرده است و انتخاب بهترین مسیرها برای رسیدن به مشتری بسیار مهم تر شده است. اگر در دهه های هشتاد و نود اغلب سیستم های مدیریت مشتری با هدف جمع آوری حداکثر اطلاعات در باره مشتریان تدوین می شده تا در نهایت ا ز این اطلاعات در جهت عرضه مناسب کالا برای ای مشتریان استفاده شود، در عصر حاضر، اغلب تیم های مدیریت مشتری با هدف پی بردن به نیازهای فردی مشتریان شکل می گیرد و عرضه با توجه به نیازهای تک تک مشتریان انجام گیرد. در حالی که در دهه های هشتاد و نود نوعی عرضه استاندارد وجود داشت که بر اساس اطلاعات کلی در باره مشتریان صورت می گرفت. امروزه، مشتریان دیگر در قالب گروههای مقصد، طبقه بندی نمی شوند بلکه هدف اصلی در بازاریابی نوین آن است که بر اساس الگوی برنده- برنده نیازهای مشتریان به بهترین شکل ممکن تأمین شود.

جان هاگل سوم و آرتور بی آرمستراگ در این ارتباط به بازارهایی اشاره می کنند که در آنها، مشتریان سایر عوامل مؤثر در زمینه قیمت و حتی نوع کالاها را هم تعیین م یکنند. به دیگر سخن در بازاریابی نوین، مشتریان در صدر تمامی برنامه ها و استراتژی ها قرار دارند و نقش محوری ایفا می کنند. در این عرصه هیچ فرق نمی کند که کجا می توان یک مشتری بالقوه را یافت، در سوپرمارکت، در سفر، سرکار، در خانه یا در مقابل کامپیوتر؛ بلکه مهم آن است که همیشه و همه جا در اندیشه جذب تک تک مشتریان بود. همواره وظیفه اصلی بازاریابی آن است که همیشه خود را به صورت انعطاف پذیری با طرحها و الگوهای موجود سازگار کرده و ابزارهای مناسب را به منظور برآورده کردن نیازهای مشتریان در اختیار قرار دهد.

یکی از عمده ترین مشکلاتی که بازاریابی امروزی با آن روبرو است، تجزیه روزافزون آن است، از مدت ها پیش، بازاریابی کلاسیک با استفاده از روشها و ابزارهای نوین بازاریابی، تکمیل شده است. روشها نوین بازاریابی و مدیریت مشتری امکانات تازه ای را برای ابزارهای مدیریتی کلاسیک فراهم کرده است.

پیش قراولان دنیاهای نوین رسانه ای مانند مارشال مک لوهان از دهها سال پیش، شبکه ای شدن را به عنوان ویژگی اصلی روشها، مشکل ارتباطات و اقتصاد آینده می دانستند.

جهان بازاریابی نیز به شدت تحت تأثیر این ویژگی شبکه ای شدن قرار دارد. این مسأله از آنجا قابل درک است که مدیریت ارتباطات در روند بازاریابی همواره دارای اهمیت بیشتری می شود.

یکی از ویژگیهای مهم بازاریابی نوین آن است که در آن ارتباطات به صورت یک طرفه نیست و همه با هم در ارتباط متقابل هستند. این مسأله نه تنها چالشی بزرگ برای شرکتها محسوب می شود بلکه مدلهای بازاریابی یکپارچه است این امکان را فراهم می کند که علاوه بر بازارهای جمعی کلاسیک، بازارهای تازه ای نیز تشکیل شود که در آنجا عرضه کنندگان و خریداران با هم ارتباط مستقیم برقرار کرده و کالاهای مورد نیاز یکدیگر را تأمین کنند.

تغییراتی که بواسطه رسانه ها و تکنولوژی های جدید در روند بازاریابای صورت گرفته است هیچ گاه موجب نشده است که نقش اصلی بازاریابی دچار تحول محسوسی شود. هنوز هم مهمترین دل مشغولی صاحبان کارخانه ها و مدیران شرکتها آن است که محصولات خود را به گونه ای عرضه کنند که با حداقل هزینه و حداکثر سودآوری به فروش برود.

این معیارها مرزهای طبیعی هرگونه بازاریابی انعطاف پذیر و مبتنی بر فردگرایی را نیز به خوبی تعریف می کند. (هرمان- طولانی- 48)

1-4) اهداف تحقیق

1-5) قلمرو تحقیق

تحقیق حاضر به بررسی کلیه شرکتهای دولتی وخصوصی فعال درزمینه مواد شوینده وبهداشتی در تهران پرداخته است .

ازپرسشنامه به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شده وجمع آوری پرسشنامه ها حدود دو ماه ( خرداد ، تیر ) به طول انجامیده است .


فرضیه ها وسؤالات تحقیق

بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) ونحوه تعامل با مشتران نهایی همبستگی وجود دارد.

در این خصوص سؤالات 5 ، 6 ، 7 ، 8 ، 15 و 24 طراحی شدند.

بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم( ای ام سی) و یکیارچه کردن ابزارهای ارتباطی، همبستگی وجود دارد.

در این خصوص سؤالات 14 ، 16 ، 17 و 19 طراحی شدند.

بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) و انتخاب محتوای ییام در رسانه ها ،همبستگی وجود دارد.

در این خصوص سؤالات 18 ، 20 ، 22 و 23 طراحی شدند.

بین رشته تحصیلی مدیران بازاریابی و استفاده از استرتژی های نوین بازاریابی، همبستگی وجود دارد.

در این خصوص سؤالات 4 ، 13 ،21 ، 25 ، 26 و 27 طراحی شدند.

بین میزان آشنایی مدیران بازاریابی با مفهوم(ای ام سی ) و تولید محصولات، همبستگی وجود دارد.

در این خصوص سؤالات 9 ، 10 ، 11 و 12 طراحی شدند.

پرسشنامه سؤال 2 مشتریان بالقوه

دومین گام از فرآیند هشت مرحله ای ارتباطات بازاریابی یکپارچه ، ارزیابی مشتریان احتمالی است. برای اینکه شرکتها می خواهند بهترین مشتریان و مشتریان بالقوه را داشته باشند، در گام دوم مشتریان و مشتریان احتمالی ارزیابی می شوند. بهترین راه برای ارزیابی مشتریان و مشتریان احتمالی این است که توجه بیشتری به جزئیات " درآمدهای جاری" داشته باشیم ، بدین معنی که بعد از آن شرکتها بتوانند تعیین کنند که برای ثابت نگه داشتن میزان رشد و یا هدایت مشتریان به سوی محصولات یا خدمات خاصی در پرفایل شرکت، به چه میزان سرمایه گذاری کنند. بعلاوه، هنگامی که شرکتها جزئیاتی مثل میزان درآمدزایی یک شخص یا گروه در آینده را بدانند، می توانند تصمیم بگیرند که به چه میزان تمایل دارند بر روی مشتریان احتمالی سرمایه گذاری کرده و آنها را به یک مشتری تبدیل کنند. (صمدی، عباسی ـ 437)

IMC تمام منابع ارتباطاتی که مشتری با محصول یا خدمات پیش از فروش دارد را شامل می شود. فرآیند IMC قبل از تولید محصول با مشتری شروع می شود و دوباره در تعیین و تعریف اشکال و متدهایی که از طریق آنها ارتباطات مؤثر شکل می گیرد به کار گرفته می شود.

(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-6)

پرسشنامه سؤال 3 مشتری

امروزه ، مبحث کیفیت و رضایت مشتری از محصولات تولیدی فراتر رفته و زمینه های خدماتی را نیز تحت پوشش قرار داده است. آموزش فرآیندی است که افراد طی آن، مهارت ها ، دانش و گرایش مناسب را جهت ایفای نقش خاصی می آموزند. (کتسون ، 1994 به نقل از رهنورد، عباسپور ـ 1383)

ارزش آفرینی (سود) سازمانها به رضایت مشتری یا گیرندگان خدمت وابسته است. رضایت مشتری نیز به کیفیت خدمات دریافتی کارکنان سازمان بستگی دارد. لذا قابلیت خدمات رسانی کارکنان در زنجیرة سود ـ خدمت نقش کلیدی دارد و این نتیجه به نوبت خود به کیفیت خدمات دریافتی از سازمان بستگی دارد. دسته ای از عوامل درونی یک سازمان بر رضایت مشتری مؤثر می باشد، این عوامل را عوامل هشت گانه « کیفیت خدمات داخلی» نامیده اند. با سنجش کیفیت این عوامل، مدیران قادرند تعیین نمایند برای رسیدن به رضایت مشتری چه فعالیتهایی در داخل سازمان باید بهبود یابد و به طور خلاصه کمیت و کیفیت خدمات داخلی به وظایف کارکنان یک سازمان بستگی دارد و خدمات داخلی با قابلیت خدمت رسانی کارکنان به مشتریان دارای رابطه ای از نوع همبستگی است و کیفیت خدمات داخلی در مقایسه با حقوق و دستمزد با رضایت کارکنان دارای همبستگی قویتری است. (اعرابی ـ اکرمی ـ 1382 ـ 274)

ارتباطات بازاریابی موفق ، نیازمند ایجاد ارتباط دوطرفه بین مشتریان و برندها است. (اصطلاح برند(Barand) یک برچسب مناسب برای توصیف تمام تلاشهای هماهنگ بازاریابی به شمار می رود که می تواند یک محصول، ارائه خدمات، یک خرده فروشی، یک شرکت رسانه ای یا حتّی یک شخص باشد.) (SHIMP-5)

یک ارتباط، عامل باثباتی بین برند و مشتریان آن است. ایجاد ارتباط دوطرفه با مشتری کلید فروش مدرن است و IMC یکی از کلیدهای ایجاد ارتباط با مشتری است. ارتباط دوطرفه میان مشتریان و برندها منجر به تکرار خرید و اعتماد به برند می شود. (همان ـ 13)

فروش واسطه ای یکی از اجزاء IMC است که برای مطلوب کردن ارتباطات فردی و تقابلات با مصرف کننده ها برای توسعه رابطه درازمدت سودآور با مشتریان تلاش می کند. مصرف کننده های راضی، وفادار می شوند و مصرف کننده های وفادار ، سودآورتر می شوند. فروش واسطه با استفاده از IT، ارتباطات بازاریابی را به توسعه ارتباطات با مشتری قادر می سازد منبع اطلاعاتی فروش واسطه ای ، حاوی ویژگیهای مصرف کننده، اطلاعات ارتباط و آنالیز می باشد که فروشنده را به دستیابی به گروههای هدف ویژه قادر کرده و آنها را از خریداران اولیه به مشتریان همیشگی تبدیل می کند. اثربخشی فروش واسطه ای بستگی به میزان رضایت مشتری و میزان وفاداری او دارد.

(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-138,139)

پرسشنامه سؤال 4 ارتباط طولانی مدت با مشتری

IMC فرآیند توسعه و انجام اشکال مختلف برنامه های ارتباطی اثرگذار با مشتریان در طول زمان می باشد. هدف IMC تحت تأثیر قرار دادن مستقیم رفتار مخاطب انتخابی است. IMC یک فرآیند تجاری استراتژیک است که برای برنامه ریزی، توسعه، اجرا و ارزیابی برنامه های ارتباطی مؤثر و قابل اندازه گیری و هماهنگ در طول زمان با مشتری ها و مصرف کننده ها و سایر افراد مورد هدف به کار می رود.

(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-7)

بسیاری نویسندگان معتقدند که استفاده از استراتژی Push ، منجر به رقابت های شدید قیمتی و انتقادهای همیشگی از قیمت ها می شود. اگر این استراتژی به صورت نادرستی استفاده شود می تواند منجر به تخریب آینده ی بازار یک محصول برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت شود. پیشبرد فروش حمایت واسطه ها را بدست می آورد و مصرف کننده آن را می خرد، امّا تبلیغات باعث ایجاد انصاف ،عدالت و تقدّم به صورت طولانی مدت می شود. با اختصاص بودجه ی تبلیغات شبکه ای به وسایل پیشبرد فروش، شرکت ها در سود کوتاه مدت موفق خواهند بود، امّا در ایجاد انصاف، تعهّد مشتری ، سهم فروش و ارتباطات طولانی مدت با مشتری ناموفق خواهند شد.

(KOTLER, ARMESTRONG-445)

پرسشنامه سؤال 5 مخاطبان آگاه

IMC یک اصطلاح انتخابی برای تمام فعالیت های ارتباطی است که در فروش یک محصول به کار می رود. هدف از ارتباطات بازاریابی، اضافه کردن ارزش محصول در نظر خریدار و مشتری است.

(J.KITCHEN, DE PELSMACKER-20)

از جمله اجزای مختلف ترویج مختلط ـ اهمیت تحت تأثیر قرار دادن صداقت مصرف کننده از طریق ارتباطات بازاریابی و دیگر ـ اهمیت افزایش چهره عدالت و انصاف یک شرکت می باشد که بر روی افزایش محصول در نظر خریدار و مشتری تأثیر بسزایی دارد. (همان ـ 18)

کاتلر چهار نوع تغییر اجتماعی را مشخص می کند :

1- تغییر شناختی

2- تغییر کنشی

3- تغییر رفتاری

4- تغییر ارزشی

تغییر ارزش به معنای تلاش برای آگاه کردن گروه هدف از محصولات شرکت می باشد. (دهقان ـ 174)

از لحاظ قانونی ، شرکت ها باید از تبلیغات فریبنده یا غلط پرهیز کنند. نباید ادعاهای غلط داشته باشند و باید از تبلیغات بالقوه برای فریب بپرهیزند حتی اگر هیچ کسی فریب نخورد و باید سعی در ارائه اخبار درست و آگاه کنند در مورد محصول داشته باشند و اطمینانی که به مشتری در مورد کیفیت محصول ارائه می شود کاملاً صادقانه و متعهدانه باشد.

(KOTLER, ARMESTRONG, 446)

پرسشنامه سؤال 6 تولید محصول خاص برای گروه خاصی و تبلیغات آن

دو فاکتور اصلی که چهره ارتباطات فروش را تغییر می دهند عبارتند از :

1-شبکه انبوه دچار شکاف شده است و فروشندگان از شبکه انبوه دور شده و بیشتر در حال ایجاد برنامه های متمرکز در فروش هستند، که به ایجاد روابط نزدیک با مشتریان ویژه در فروشگاههای کوچکتر ، منجر می شود.

2-پیشرفت در تکنولوژی اطلاعات که امکان تهیه اطلاعاتی راجع به مشتریان در سطوح فردی و خانه داران را فراهم کرده است.

انتقال از فروش انبوه به فروش بخش بخش، تأثیر شگرفی بر ارتباطات فروش داشته است. انتقال به سمت فروش یک به یک ، نسل جدیدی از تلاشهای ارتباطی هدف دار و تخصصی را ایجاد کرده است.

(KOTLER,ARMESTRONG-428)

پرسشنامه سوال 7 تولید بر مبنای نیاز مشتری

مشتری ، نظر و سلیقه اش ، در واقع علت و هدف نهایی تولید است. این سلیقه بر اثر سالها کار و تجدیدنظر در تولید محصول بروز می کند و درعین حال بسیار شکننده است، زیرا خریدار کسی است که هم قدرت انتخاب و هم اختیار نخریدن دارد. تولید کننده باید کالای خود را به او بشناساند (تبلیغ) سلیقه او را را برانگیزاند (ترغیب) به او بیاوراند که کالای تولید شده مطابق نیاز و سلیقه اوست (اقناع) و سرانجام کاری می کند که جز کالای او، مشتری تولید رقبا را برنگزیند(ارضا). (حیدرزاده ـ 27)

پرسشنامه سؤال 11 و14 تعهّد سازمانی

تعهد سازمانی عبارت است از حالتی که کارگر سازمان به خصوصی هدفهایش را، معرف خود می داند و آرزو می کند که در عضویت آن سازمان بماند و فرد، سازمانی را معرف خود می داند.

(پی . رابینز ـ پارساییان ، اعرابی ـ 283)

تعهد عبارتست از احساس هویت و وابستگی فرد به سازمان. عوامل بی شماری موجب ایجاد تعهد و پایبندی در فرد می شوند. به نظر ریچارد استیرز تعهد و پایبندی را میتوان هم ناشی از عوامل شخصی مانند سن وسابقه خدمت در سازمان دانست و هم ناشی از ویژگیهای سازمانی مانند میزان آزادی کارکنان در تصمیم گیری و احساس امنیت شغلی. مدیران باید با مشارکت کارکنان در تصمیم گیری و فراهم کردن سطح قابل قبولی از امنیت شغلی برای آنان، تعهد و پایبندی کارکنان را بیشتر کنند. (مورهد، گریفین ـ الوانی ، معمارزاده ـ 94)

یکی از فرآیندهای IMC بر طبق گفتة گونرینگ (Gonring) استخدام کارکنان تیمی است. کارکنان در IMC آموزش می بینند که در کارهای عملیاتی محدود نشوند و در کار گروهی رشد کرده، متعهد و مسئولیت پذیر باشند و تمرکز نهایی آنها بر روی مشتریان باشد. (صمدی، عباسی ـ 1385)

سؤالات 12 و 23 پرسشنامه یادگیری یک حلقه ای و دو حلقه ای

(Argyris)آرجریس به موضوعات یادگیری یک حلقه ای و دو حلقه ای پرداخته است. در یادگیری تک حلقه ای می آموزیم که چگونه به متغیرهای حاکم پاسخ دهیم تا ثبات حاصل شود. در حالی که در یادگیری دو حلقه ای می آموزیم که چگونه متغیرهای حاکم را تغییر داده، وضعیت را متحول سازیم.

یادگیری تک مرحله ای فرآیند ساده ای است که طی آن از بازخورد اقدامات قبلی برای اصلاح اقدامات آتی استفاده می شود و می تواند در موقعیت های محدود مؤثر واقع گردد ولی مدیریت را در موقعیت رویارویی و تقابل گسترده ای قرارمی دهد. این در حالی است که در یادگیری دو مرحله ای، نه تنها از اقدامات قبلی جهت پاسخگویی به سؤالات در زمینه اقدامات آتی استفاده می شود بلکه فرضیاتی را که اساس آنها در آینده تصمیم گیری به عمل خواهد آمد نیز دربرمی گیرد. (ویتزل ، 1382 ، 349 به نقل از فرهنگی، شاه میرزایی، حسین زاده ـ 88)

آجریس (Argyris-1982) ، رفتارهای تطابقی و انعطاف پذیر که نه تنها منجر به فعالیت های متفاوت، بلکه منجر به روشهای متفاوت برای انتخاب فعالیتها می گردند را «یادگیری دو حلقه ای» می نامد.

اشبای (Ashbay-1959) اشاره می کند که در تیمهای با بازخورد دو حلقه ای ، حلقه اول بازخور با به کارگرفتن روشهای تصمیمات موجود نامنظمی های مربوط به " شدت" را کنترل می کند، در حالیکه دومین حلقه بازخور، نامنظمی های مربوط به " نوع " را با تعیین اینکه آیا لازمست روشهای کنترل در سطح عملیاتی دوباره تعریف شوند یا نه کنترل می نماید. (میرزایی اهرنجانی، سلطانی تیرانی ـ 146)

یادگیری دو حلقه ای زمانی ایجاد می شود که ما بتوانیم ارتباط و جذابیت استانداردها و هنجارها را که به مثابه راهنمای عمل هستند، مورد سؤال قرار دهیم. این استانداردها به منزله محدودیت هایی بر رفتار مورد توجه قرار می گیرند بنابراین یادگیری دو حلقه ای مبتنی بر فرآیندی است که محدودیتی در نظر گرفته شده برای فعالیتها را مورد سؤال قرار می دهد. (مورگان ـ مشبکی ـ 124)

پرسشنامه سؤال 13 مدیریت مشارکتی

مدیریت مشارکتی به این معناست که هر چه مشارکت کارکنان در تصمیم گیری افزایش یابد، کاری که انجام می دهند برایشان پرمعناتر می شود و چندین احساس در آنها تقویت می شود از جمله، احساس خودمختاری، مسئولیت، اطمینان ، حس کنترل و مالکیت. (راس، آلتمایر ـ خواجه پور ـ 89)

تصمیم گیری مشارکتی ، یعنی ایجاد تیم ها و کانالهای ارتباطی در سازمان با این هدف که علاوه بر مدیران رأس سازمان، کارکنان نیز در تصمیم گیری های مهم شرکت جویند. با وارد کردن کارکنان در جریان تصمیم گیری، اطلاعات بیشتری در دسترس آنها قرار می گیرد و احساس می کنند که نقش و نفوذ بیشتری در سازمان دارند و در نتیجه احساس ناهمخوانی و ناراحتی آنها کاسته می شود. علاوه بر این،وقتی راههایی وجود دارد تا کارکنان بتوانند بر نیازهای شغلی تأثیر بگذارند، کمتر دستخوش ناسازگاری نقش خواهند شد. دو نوع تصمیم گیری مشارکتی در سازمانها دیده می شد: 1- رسمی 2- غیررسمی. (همان ـ 171)

مدیریت مشارکتی از طریق درگیر کردن کارکنان و امتیاز دادن به کارکنان برای انجام وظایف سازمانی اعمال می شود. (مطالعات مدیریت ـ شماره 16 ـ 80)

کارکنان در IMC آموزش می بینند که در کارهای عملیاتی محدود نشوند ودر کار گروهی رشد کرده، متعهد و مسئولیت پذیر باشند و تمرکزنهایی آنها بر روی مشتریان باشد. (صمدی ، عباسی ـ 439)

اتصال IMC به فرآیند مدیریت (مدیریت مشارکتی) یکی از گامهای فرآیند برنامه ریزی IMC به گفته گونرینگ (Gonring) است. مدیریت مشارکتی یک تلاش مدیریتی کاملاً منسجم به جهت رسیدن به اهداف شرکت ایجاد می کند. یک استراتژی منسجم باید منجر به ایجاد کارایی در هر یک از عملیات ارتباطی و همکاری برای موفقیت رسالت شرکت شود. (همان ـ 440)

پرسشنامه سؤال 15 محتوای پیام (تأثیرگذاری در مخاطب هدف)

گام پنجم از فرآیند هشت مرحله ای ارتباطات بازاریابی یکپارچه تهیه و ارائه پیام است. شرکتها امروزه باید متناوباً در مورد روشهای ارتباطی که مشتریان و مشتریان احتمالی ترجیح می دهند و به خواسته ها و ترجیحاتشان پاسخ داده می شود، تصمیم گیری کنند. بنابراین می توان ادعا کرد که این مشتریان در مورد چگونگی ارتباطات شرکت ها تصمیم می گیرند و نقش حیاتی در فرآیند IMC بازی می کنند.

شولتز و کیچن (2000) بیان کرده اند : « اگر پیام یا مشوق نتواند به مشتری یا مشتری احتمالی مورد نظر ارائه شود و آنها را تحت تأثیر قرار دهد، دیگر مهم نیست که محتوای پیام چه باشد.»

تعیین اهداف ارتباطی در استراتژی ارتباطات بازاریابی بسیار حائز اهمیت است به این معنا که « ارتباطات بر آنچه ما به دنبال آن هستیم تأثیر بگذارد». این تأثیرات هدف هستند که شامل 5 نوع تأثیر می باشد:

- اولین تأثیر ارتباطات نیاز طبقاتی است به معنای درک مخاطبان هدف که آنها به چه کار یا خدمتی نیاز دارند تا ارضا شوند.

- دومین تأثیر ارتباطات ، آگاهی از محصول است به معنای توانایی مخاطبان هدف در تشخیص یا فراخوانی یک کالا یا خدمت.

-سومین تأثیر ارتباطات، گرایش به محصول است که به معنای اطلاعات یا احساس بیان شده در طول ارتباطات بازاریابی است.

-چهارمین تأثیر ارتباطات ، تمایل به خرید محصول است که عبارت است از آموزش مخاطبان به خودشان در عکس العمل نسبت به کالا یا خدمتی که پیشنهاد شده است.

-پنجمین تأثیر ارتباطات، تسهیل در خرید است که استنباط مخاطبان هدف از برخی عواملی است که می تواند در تصمیم گیری آنها به خرید یا استفاده از کالا تأثیر بگذارد. (صمدی، عباسی ـ 1385 ـ 443)


بررسی میزان اضطراب و ارتباط پنهانی با جنس مقابل

واژه اضطراب در روان شناسی بالینی مقام خاصی دارد و مکرر مورد استفاده قرار می گیرد، زیرا بدون تردید در اغلب ناهنجاری های روانی اضطراب نقش مهمی ایفا می کند اضطراب یک احساس رنج آور است با موقعیتی ضربه آمیز کنونی یا انتظار خبری که به شیء نامعینی وابسته است مستلزم مفهوم تهدید یا ناامنی است که در افراد مختلف به گونه های متفاوت بیان می شود(پور رجب، 1385)
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 42 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 68
بررسی میزان  اضطراب و ارتباط پنهانی با جنس مقابل

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست

عنوان صفحه

فصل اول

مقدمه.................................. 9

بیان مسئله............................. 10

اهمیت و ضرورت تحقیق................... 13

هدف تحقیق.............................. 14

سوال تحقیق............................. 14

فرضیه ................................. 14

تعیین متغیرها.......................... 14

متغیر وابسته........................... 14

متغیر مستقل............................ 14

متغیر کنترل............................ 14

تعریف مفهومی........................... 14

تعریف عملیاتی.......................... 16

فصل دوم(ادبیات تحقیق

مقدمه (واژه اضطراب چیست؟).............. 17

ریشه تاریخی اضطراب..................... 19

تعاریف عمده در باب اضطراب.............. 22

علائم اضطراب............................ 23

منشأاضطراب............................. 24

شیوه های بیان اضطراب در جوانان......... 25

تبینهای مبتنی بر عوامل فرهنگی- اجتماعی. 25

مهم ترین علل اضطراب در افراد بزرگسال... 27

نظریه های اضطراب....................... 28

انواع اختلالات اضطرابی................... 30

رابطه چیست؟............................ 32

انواع ارتباط........................... 33

ویژگیهای مهم ارتباط.................... 35

ارتباط با جنس مقابل.................... 37

مقدمه.................................. 37

اهمیت دوستی............................ 38

ارتباط پنهان با جنس مقابل.............. 40

ارتباطات پنهانی بین دختر و پسر ایرانی.. 40

دیدگاه های ارتباط پنهانی دخترو پسر..... 42

ارتباط با جنس مقابل از دیدگاه روان شناختی 43

رابطه اضطراب با جنسیت.................. 45

اضطراب، تشویش، و احساس نگرانی در ارتباط پنهان با جنس مقابل 45

پیشینه تحقیق........................... 48

فصل سوم:

جامعه.................................. 50

روش پژوهش.............................. 50

نمونه.................................. 50

ابزار نمونه گیری....................... 50

پایایی................................. 54

اعتبار................................. 53

شیوه نمره گذاری........................ 55

روش اجرا............................... 56

فصل چهارم

مقدمه ................................. 57

بخش اول: تجزیه و تحلیل توصیفی...........

توصیف گروه های مورد بررسی.............. 58

توصیف نمرات دخترانی که ارتباط پنهانی دارند 58

توصیف نمرات آزمون اضطراب زانک.......... 58

توصیف نمرات دخترانی که ارتباط پنهانی ندارند 59

توصیف نمرات آزمون اضطراب زانک.......... 59

شاخص هایی گرایش مرکزی و پراکندگی....... 60

بخش دوم: تجزیه و تحلیل استنباطی........ 61

فصل پنجم

بحث و نتیجه گیری....................... 65

محدودیت ها............................. 66

پیشنهادات.............................. 68

فهرست منابع............................ 69

ضمائم.................................. 71

چکیده:

هدف از انجام پژوهش حاضر این است که بررسی شود آیا بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و میزان اضطراب رابطه معناداری وجود دارد؟ یک فرضیه در این کارپیشنهاد شد: بین ارتباط پنهانی با جنس مقابل و میزان اضطراب رابطه معنادار وجود دارد نمونه گیری از روش نمونه گیری در دسترس از جامعه شهر تهران است. 2 گروه 30 نفره از دختران ( 25-18) سال یک گروه کسانی که با جنس مقابل رابطه پنهانی دارند و گروه دیگر کسانی که با جنس مقابل رابطه پنهانی ندارند آزمون خودسنجی اضطراب زانگ ابزار اندازه گیری بود که در مورد 2 گروه بصورت جداگانه انجام شد. نتایج و نمرات بدست آمده از این آزمون مورد بررسی قرار گرفت. و فرضیه پیشنهادی تایید شد. با توجه به مقدار میانگین های محاسبه شده 2 گروه می توان گفت که میزان اضطراب در دخترانی که با جنس مقابل رابطه پنهانی دارند. نسبت به دخترانی که رابطه ی پنهانی ندارند، بطور معناداری بیشتر است.

فصل اول:

مقدمه:

واژه اضطراب در روان شناسی بالینی مقام خاصی دارد. و مکرر مورد استفاده قرار می گیرد، زیرا بدون تردید در اغلب ناهنجاری های روانی اضطراب نقش مهمی ایفا می کند. اضطراب یک احساس رنج آور است. با موقعیتی ضربه آمیز کنونی یا انتظار خبری که به شیء نامعینی وابسته است. مستلزم مفهوم تهدید یا ناامنی است که در افراد مختلف به گونه های متفاوت بیان می شود(پور رجب، 1385).

اضطراب بخشی از زندگی هر انسانی است و در حد اعتدال پاسخی سازش یافته تلقی می شود به گونه ای که می توان گفت: اگر اضطراب نبود همه ما پشت میزهایمان به خواب می رفتیم. اضطراب است که ما را به تلاش وا می دارد همه قدم هایی که انسان را به جلو می برد وهمه کشف های علمی، هنری و ادبی بر اساس اضطراب انجام می گیرد(کارلسون، 1378).

فقدان اضطراب ما را با مشکلات و خطرات قابل ملاحظه ای مواجه می کند. زیرا با وجود اضطراب است که برای معانیه ای کلی به پزشک مراجعه می کنیم. و در یک جاده لغزنده با احتیاط رانندگی می کنیم و زندگی طولانی تر سازنده تر و بارورتری خواهیم داشت(پور رجب، 1385).

در واقع می توان گفت اضطراب به معنای واکنش یک فرد در یک موقعیت تهدید آمیز، یعنی موقعیتی که در آن فرد توانایی مهار محرکات بیرونی یا درونی را ندارد، است. اگر اضطراب عکس العمل نسبت به شرایط زمان و مکان باشد. نه تنها بیماری نبوده، بلکه ممکن است سازنده باشد. مانند دلهره امتحان و ...(آقا محمدرضا، 1387)

انسان به ویژه جوان به ارتباط اجتماعی نیازمند است، و ارتباط با دیگران پاسخ آن به نیاز درونی به شمار می آید. انتخاب همسالان می توانند نشان دهنده درایت و تحول در فرد باشد و زمینه رشد فکری و اجتماعی و علمی اش را فراهم آورد تمام انسان ها به دنبال یافتن کسانی هستند که با آنهااحساس خوشبختی کنند و از زندگی با آن ها لذت ببرند و در کنارشان منفعت بیشتری کسب کنند، در بین ارتباطات انسانی، نیاز به ارتباط با جنس مقابل هم در مقطعی از زندگی انسان مطرح می شود(احمدی، 1380).

منظور از رابطه پنهانی دختر و پسر، رابطه ی صمیمانه و گرم و پنهانی که احساسات و عواطف طرفین در این ارتباط، دخالت جدی دارد و نگاه آن دو به هم نگاه جنسیتی باشد، نه نگاه پاک انسانی و اغلب از طریق دیدارهای مخفیانه، رد و بدل کردن نامه، تلفن و ... ایجاد می گردد(احمدی، 1380).

هم چنین بر اساس قواعد کلی حاکم بر ارتباط میان فردی، نمی توان هر ارتباطی را دوستی دختر و پسر نامید، بلکه می توان گفت«دوستی دختر و پسر» یعنی ارتباطی که بین دو جنس مقابل وجود دارد و این ارتباط، محبت، صمیمیت، عشق و علاقه قلبی ویژه وجود دارد و در این رو، ارتباط دو کودک یا ارتباط تحصیلی یا ارتباط معلم و شاگرد و مانند آن، که برای اهداف خاصی است. نمی تواند از مقوله دوستی دختر و پسر باشد .( وبلاگ دانشجویان ترکمن 1344)

اضطراب، تشویش و احساس نگرانی در دوستی های پنهانی موجود بین دختران و پسران از آن جا که مقاومتی قوی از طرف پدر و مادر یا جامعه برای ممانعت از برقراری این دوستی ها وجود دارد، این گونه دوستی ها با مخاطرات گوناگونی از جمله اضطراب و تشویش همراه است. وجود افکار دیگری، چون احساس گناه، نگرانی از تهدیداتی که توسط پسر برای فاش کردن روابطش با دختر صورت می گیرد یک تعارض درونی و مستمر را به دنبال دارد(دانشجویان ترکمن، 1386).

بیان مسئله:

عصر ما را عصر اضطراب نام گذاری کرده اند، در چنین عصری تظاهرات اضطراب بسیار فراوان و گسترده اند در گستره فعالیتهای بالینی هنگامی که تشخیص به منظور روان درمان گری یا به دلیل مسائل مربوط به قلمرو پزشکی داخلی که تنیدگی های زندگی آن ها را بوجود آورده اند صورت می گیرد تعیین دقیق نقش اضطراب به هر صورتی دقیق و قابل اعتماد از پیش ضرورت پیدا می کند . روان شناسان این مسله را مورد اهمیت قرار می دهند که اگر نیازهای روانی و جسمانی انسان برآورده نشود، موجب پیدایش اختلالات و بیماری های مرضی می شود از جمله این بیماری ها که دست و پاگیر افراد جامعه شده، مسئله اضطراب و پیامدهای منفی آن است.(بهرامی تتماج، 1386).

از جمله عواملی اضطراب زا رابطه پنهانی با جنس مقابل است. اطمینان خاطری که دختران و پسران در برقراری این دوستی ها به دنبال آن هستند، زیاد طول نمی کشد آنان می بینند که این اطمینان خاطر به قیمت از دست دادن بسیاری از اطمینان خاطرهای دیگر بدست آمده است . وجود اضطراب مستمر در درون این گونه افراد از جمله عواملی است که باعث ایجاد ناراحتی ها و صدمه های جدی می شود(بهرام تتماج، 1386).

این پژوش در نظر دارد علل اضطراب و چگونگی راه حل هایی برای جلوگیری از اضطراب در این روابط را بیان کند.

اهمیت و ضرورت تحقیق:

اکثر تحقیقات روان شناسی مانند سایر تحقیقات مستلزم اندازه گیری هایی است که در آزمایشگاه یا در شرایط مشابه صورت می گیرد جهت تبیین هر موضوع نخست لازم است اطلاعاتی وسیع پیرامون آن موضوع در دسترس باشد تا بتوان بهتر و دقیق تر و مستدل تر نسبت به نتایج و فرضیات مربوط به آن استنتاج نمود.

اریکسون سال های 24 تا 15 را سال های بحران در زندگی می داند . در این دوره فشارهای بسیاری به فرد وارد می شود و او را وادار می سازد تا به نحوی به مقابله بپردازد عوامل اضطراب زا در این دوره بسیار است و چگونگی کنار آمدن با اضطراب مسئله ای که باید آن را پیدا کرد به ویژه در ارتباط پنهانی با جنس مقابل، اضطرابی، وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد، چون پیامدهای بسیار بدی، بویژه در مورد دختران دارد. این روابط معمولا ناپایدارند و به جای آن اضطراب حاکم می گردد زیرا تعارض فکری و احساس از دست دادن ارزشمندی و شرافت خویش آسیبی است که دختران را تهدید می کند در دوستی های پنهانی هیچ گونه آرامشی وجود ندارد و تازه فرد را دچار نوعی اضطراب هم می کند. این تحقیق در صدد کسب دیدی و سیع نسبت به نقش رابطه پنهانی با جنس مقابل در برابر اضطراب است .شاید با این تحقیق بتوان نشان داد که سطح اضطراب در کدام گروه- کسانی که با جنس مقابل رابطه پنهانی دارند و کسانی که رابطه پنهانی ندارند- بیشتر است و شاید این تحقیق زمینه ای باشد برای تحقیقات بعدی.

هدف تحقیق:

هدف از این تحقیق این است که بررسی شود آیا بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و میزان اضطراب رابطه معناداری وجود دارد؟

سوال تحقیق: آیا بین اضطراب و ارتباط پنهانی با جنس مقابل، رابطه معناداری وجود دارد؟

فرضیه: بین میزان اضطراب و ارتباط پنهانی با جنس مقابل رابطه معنادار وجود دارد.

تعیین متغیرها:

متغیر وابسته: میزان اضطراب

متغیر مستقل: ارتباط پنهانی با جنس مقابل

متغیر کنترل: دختران 25 تا 18 سال شهر تهران

تعریف مفهومی: فشار روانی یا اضطراب، اصطلاحی است که در طب و زیست شناسی بصورت گوناگون بکار گرفته شده است. گاهی به معنای یک رویداد یا موقعیتی که تأثیر مضر را به ارگانیسم وارد و گاهی به معنی تنش روان شناختی ناشی از این رویدادها و موقعیتها و به مفهوم دقیق هر چیزی که در تمامیت زیست شناختی ارگانیسم اجتماعی بوجود آورد و شرایطی ایجاد کند که ارگانیسم طبیعتاً از آن پرهیز می کند، استرس شمرده می شود. استرس ممکن است بصورت محرک های فیزیکی به عفونت ها و واکنش های آلرژیک و نظایر آن باشد(پور افکاری، 1373).

رابطه – ارتباط: [1]1- بطور کلی رابطه بین دو یا چند رویداد و شیء و شخص . ماهیت رابطه ممکن است فرق بکند و معمولا یکی از موارد مورد نظر است. 2-رابطه بین 2 متغیر بگونه ای تغییر و در یکی از آن با تغییر دیگری همراه است. 3- پیوستگی بین 2 متغیر بطوری که درستی یا نادرستی یکی، تلویحاً درستی یا نادرستی دیگری را برساند.4- رابطه بین دو رویداد بطوری که یکی به عنوان پیش آیند دیگری عمل کند.(پور افکاری، 1373).

(رابطه اولیه)[2] در روابط بین فردی: پیوند بنیادی و پایه که به روابط هیجانی و احساس تعهد نسبت به دیگری مبتنی است. چنین روابطی معمولا گسترده تر و در برگیرنده انواع گوناگونی از نقش ها، رفتارها و موقعیت هاست.

معمولا ً محدود به اصول انعطاف پذیر تعامل نیست. و افراد دیگر همدیگر را به خوبی می شناسد روابط اولیه به گونه ای است که یکی از طرفین نمی تواند به آسانی کس دیگری را جانشین کند.(پور افکاری، 1373).

تعاریف عملیاتی:

تعریف عملیاتی رابطه پنهانی: رابطه پنهانی با جنس مقابل، آن نوع رابطه ای است که صمیمانه ، گرم و عمدتاً پنهانی باشد که از طریق دیدارهای مخفیانه، تلفن و نامه... ایجاد می گردد و مدت آن بیش تر از 2 ماه باشد.

تعریف عملیاتی اضطراب: نمره ای است که فرد در آزمون اضطراب زانگ بدست می آورد.

دسته بندی نمرات افراد به شرح زیر است:

44-25 ← نرمال

59-45 ← اضطراب خفیف و متوسط

74-60← شدید و قابل توجه

75 و بیشتر ← خیلی شدید.

فصل دوم:

(ادبیات تحقیق) مقدمه: اضطراب چیست؟

همه انسانها اضطراب را در زندگی خود تجربه می کنند و طبیعی است که مردم هنگام مواجهه با موقعیت های تهدید کننده و تنش زا مضطرب شوند. معمولاً اضطراب فرد مربوط به آینده است خواه نگرانی های بلند مدت درباره شغل باشد و یا نگرانی های کوتاه مدت درباره یک ملاقات . شاید هنگام امتحان دادن از اینکه هیچ مطلبی به ذهن ما نمی سد بسیار عصبی شویم یا هنگام بازی بسکتبال از این که ضربه راحتی را از دست داده ایم جریحه دار شویم. با این که همه این تجربیات ناراحت کننده هستند اما هیچ یک عملکرد ناهنجار محسوب نمی شوند حتی احتمال دارد این گونه تجربیات، جنبه های مفید هم داشته باشد. اما احساس اضطراب شدید و مزمن در غیاب علت واضح امری غیر عادی است.

اضطراب شامل احساس عدم اطمینان در ماندگی و برانگیختگی فیزیولوژیکی است(هالجین و یتبورن، 1385)

به طور کلی اضطراب یک احساس منتشر بسیار ناخوشایند و اغلب هم دلواپسی است که یک یا چند حس جسمی مانند احساس خالی شدن سر دل، تنگی قفسه سینه ، طپش قلب، تعریق هر درد و غیره همراه است.

بررسی ها نشان می دهد که اضطراب در مردها، طبقات اقتصادی هدفه و جوانان کم تر است و در زنان ، افراد کم درآمد و سالمندان بیشتر است (گلدبرگ، 1371).

گر چه عموما اصطلاحات و اضطراب به صورت مترادف به کار می روند اما روان شناسان در زمینه بالینی بین آن ها فرق می گذارند . ترس به پاسخ هشدار فطری و تقریباً زیستی به موقعیت خطرناک یا مهلک اشاره می کند افراد مبتلا به اختلالات اضطرابی[3]هشدارهای کاذب احساسی می کنند در آن ها محرک ها یا موقعیت های بی ضرر، خطرناک پنداشته می شود(استریت و بارلو، 1994).

اضطراب هم عنصر شناختی دارد و هم عاطفی ، وقتی مضطرب هستید احساس می کنید که اتفاق وحشتناکی روی خواهد داد که قدرت تمیز دادن آن را ندارید مجدد روی نگرانی های درونی خود تمرکز می کنید و درباره احتمال خطر یا تهدید، گوش به زنگ یا بیش از حد مراقب می شوید( وتیبورن و هالیجین، 1385).

ریشه تاریخی اضطراب:

اغلب گفته می شود فروید نخستین بررسی روان شناسی اضطراب را انجام داده است. از نظر فروید اضطراب دارای سه بخش است: 1- خصلت نامطبوع 2- پدیده تخلیه یا بیرون ریز 3- ادراکی از این دو حالت (مهاجرانی، 1383).

به نظر او اضطراب نوعی احساس نگرانی است که انسان را برای مقابله با یک حادثه یا خطر تجهیز می نماید وی اضطراب را در سه نوع خلاصه می کند:

الف) اضطراب عینی: واکنشی است عاطفی که فرد در برخورد با خطر وجود یک پدیده یا حادثه واقعی از خود نشان می دهد مانند مشاهده ما در اتاق یا ترس از تاریکی. فروید این نوع ترس را عادی و تا حدودی آن را ضروری می داند(مهاجرانی، 1383)

ب) اضطراب نوروتیک: نگرانی و ترس انسان از این که مبادا تمایلات یا کنش های نهاد به ضمیر آگاه رسوخ نماید(مهاجرانی، 1383).

ج) اضطراب اخلاقی: که در واقع اضطراب اجتماعی است و آن عبارت است از نگرانی نسبت به تنبیه خود بوسیله فراخود . این حالت غالباً هنگامی اتفاق می افتد که فرد به دلیل کار یا عمل اشتباه یا فکری باطل که مورد قبول جامعه یا خانواده نبوده است، خود را سرزنش می کند(مهاجرانی، 1383)

اصطلاح اضطراب نخستین بار توسط یک پزشک انگلیسی به نام ویلیام کان ابداع شد از سال ها پیش دسته بندی اختلالات روانی و مجزا نمودن هر دسته از این اختلالات کاری بس دشوار بود. به همین علت می بایست وقت زیادی به روان پزشکی مدرن اختصاص داده می شد و سال ها وقتی صرف می گردید تا بتوان این علم را مورد قبول همگان قرار داد(آزاد، 1374)


بررسی جایگاه زن در ایران باستان

زنان در طول تاریخ نقش بسیار فراونی داشته اند و جایگاه والایی را برای خود اختصاص داده اندمثلاً در ایران باستان حتی واژه زن معنای زیبایی را در بر می گرفت و یکی از القاب زن کدبانو استیعنی همان روشنایی خدانیاکان ما برای زنان خود نامهای زیبایی را می گذاشتند و برای زن ارزشش فراوانی قائل بودنداز جمله پنج اسفند را جشن اسفندگان می گرفتند و این روز را روز ز
دسته بندی تاریخ و ادبیات
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 32 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 54
بررسی جایگاه زن در ایران باستان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست

عنوان

فصل اول :

پیشگفتار

بیان مسئله

اهمیت مسئله

ضرورت و اهمیت تحقیق

اهداف تحقیق

سوالات

تعریف مبانی نظری

زن

فرهنگ

نقش

تعاریف عملیاتی

فصل دوم :

ادبیات تحقیق

پیشینه تحقیق

جایگاه زن در چهار گفتار

گفت نخست : نگرش به زن در شاهنامه

همسر فردوسی

فرانک

رودابه

تهمینه

گردآفرید

گفتار دوم : نگرش به زن بر اساس اوستا

حق گزینش همسر برای دختران

وضع اجتماعی زنان در بحرانهای مختلف

نقش زن در دوران مادها

نقش زن در دوران اشکانیان

نقش زن در دوران ساسانیان

قوانین زن در اوستا

گفتار سوم : نگرش به مسائل حقوقی زن با استناد به حقوق ایلام باستان

ایلام باستان

گفتار چهارم : نگرش به زن بر اساس متون کهن پارسی و شماری کتیبه

زن در متون کهن پهلوی

رقص دسته بند زنان

وره نوعی تعاونی سنتی کهن زنانه

وره ظیفه ای برای زنان

بزرگداشت زن

بررسی جایگاه زن به استناد لوحهای یافته شده در تخت جمشید

فرانک وار نواز

مادر سالاری

آیین های زمان فرانک

تثبیت قدرت زنانه در منطقه ی ایران فرهنگی همزمان با عصر کشاورزی

عصر کشاورزی

حجاب در ایران باستان ، پوشش زنان ایرانی

ارزشهای فرهنگی

تصویر زن در سنگ نگاره ها

لباس زن

فصل سوم : روش تحقیق (روش شناسی)

فصل چهارم : نتیجه گیری

فصل پنجم : منابع

موضوع پایان نامه : بررسی جایگاه زن در ایران باستان

پیشگفتار

زن یکی از آفریده های خداوندی می باشد.زنان نیمی از این جهان هستی را در برگرفته اند و مثل موجودات زنده از پیدایش این جهان هستی بوده و خواهند بود.زمانی که آدم خلق شد در کنار آن هم زن آفریده شد.

زنان در طول تاریخ نقش بسیار فراونی داشته اند و جایگاه والایی را برای خود اختصاص داده اند.مثلاً در ایران باستان حتی واژه زن معنای زیبایی را در بر می گرفت و یکی از القاب زن کدبانو است.یعنی همان روشنایی خدا.نیاکان ما برای زنان خود نامهای زیبایی را می گذاشتند و برای زن ارزشش فراوانی قائل بودند.از جمله پنج اسفند را جشن اسفندگان می گرفتند و این روز را روز زن می نهادند و در این روز برای زنان هدیه می آوردند.در این روز زنان در تخت شاهی می نشستند و کاری انجام نمی دادند.در ایران باستان زنان نقشهای فراوانی داشتند و آنها علاوه بر خانه داری در کارهای بیرون از منزل نیز فعالیت داشتند.مثلاً در کارگاههای خیاطی و سوزن دوزی حتی به عنوان مدیر فعالیت داشتند.

حق کار و فعالیت اجتماعی داشتند.زنان نه تنها حق فعالیت در بیرون از خانه بلکه حتی در انتخاب همسر هم آزاد بودند و خود برای خود همسر بر می گزیدند.در اوستا برای زن اهمیت و ارزش زیادی قائل بودند.مردمان باستان حتی در نمازهای خود زن پاک دامن را مورد ستایش قرار می دادند.در جای جای اوستا اگر از مردان به نیکی یاد می شد و صفات نیکی برای مردان می نهادند در کنار آن هم همان صفات را برای زنان می بردند.

در آن زمان های کهن برای زنان حق و حقوقی قائل بودند مثلاً در ایلام باستان زن حق ارث داشت یا در دوران هخامنشی زنان کار می کردند همانند مردان حقوق می گرفتند.و حتی زنانی که کار می کردند و باردار بودند به آنها مرخصی داده می شد و حقوق دوران مرخصی تعلق می گرفت.

در دوران باستان در دورانی که دین اسلام ظهور نکرده بود زنان ایران برای خود پوشش داشته اند که این امر در دوران ایلامیها نیز صدق می کرده است.نیاکان ما برای همه چیز این گیتی و جهان ارزش قائل می شدند.

از آب و زمین و خاک و حیوان و گیاه گرفته تا تن انسان.آنها برای تن انسان ارزش قائل می شدند و از جمله نشان دادن ارزش پوشیدن کفش و پوشاندن بدن انسان می باشد چه برای مرد و چه برای زن.

شواهد از زنان ایران باستان را می توان در سنگ نگاره های تخت جمشید و تاق سقبان مشاهده کرد که چه اندازه نیاکان ما برای زنان خود ارزش قائل می شدند و حجاب را یک نوع شرم و حیا می دانستند.

بیان مسئله- فرضیه موضوع

موضوع مورد تحقیق بررسی و نقش جایگاه زن در ایران باستان می باشد که زنان چه نقشها و جایگاهی داشتند و برای آن ها قائل می شدند و نظریاتی که در مورد زنان می باشند و هم چنین نقش وسائل ارتباط جمعی در نشان دادن نقش زنان در جامعه و خانواده.

اهمیت مسئله

زنان نیمی از جامعه انسانی را تشکیل می دهند که در طول تاریخ تحت ظلم و ستم فراوان قرار گرفته اند.زن در عرصه های پهناور جهان پیوسته زن بوده است و در همه جای این جهان از آغاز پیدایش بر زمین فارغ از زمان و مکان و نژاد و رنگ و آیین ، بار مسئولیتی ویژه را بر دوش داشته است : زادن- پروردن و به بلوغ رساندن که این بخشی از حیات زن است.نقشی که زن در کنار یا جدای از وظیفه بار تولید نسل بشری در ساختار اجتماعی ، ساختار تاریخی ، زیر بنای فرهنگ و تمدن در دوران اجتماعی پیدایش باورها و اعتقادها و سرانجام در اعتلای بشر داشته اند.

خانواده که اولین و مهمترین نهاد اجتماعی می باشد.زن در آن به عنوان یکی از ارکان این نهاد اجتماعی نقش بسزایی را ایفا می کند و یکی از نقشهای کلیدی بر عهده ی زن می باشد.همان طور که گفته شد نیمی از جامعه جهانی را زنان تشکیل می دهند و بدون وجود زن زندگی مردان در کل جهان دچار اختلال می شود.

وقتی به نقش و جایگاه زنان در جامعه نگاه می کنیم ، زنان در ساختار جامعه یکی از اجزای این جامعه هستند که اگر با اجزای دیگر آن هماهنگ نباشند در کل اجتماع اختلال ایجاد می شود زنان کارکردهای سپاری در جامعه دارند.زن به عنوان مادر ، معلم ، پرستار ، یک استاد ، یک همسر مهربان و دلسوز و فداکار و... هنرمندی واقعی در تمامی عرصه های هنری زندگی است.حتی زنان بر اساس شرایط زندگی شان می توانند کارهای سنگین مردانه را انجام دهند.مثل مکانیکی ، رانندگی با ماشین های سنگین و...

پس اگر زنان بخواهند به آنها میدان دهند می توانند کارهای فراتر از مردان انجام دهند.زنان در تمامی عرصه های فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی نقشهای بسزایی را ایفا می کنند چه در گذشته و چه در حال زنان همواره همراه مردان بودند و باعث موفقیت آنها شده اند و به قول معروف هر مردی به مقامی یا پیشرفتی می رسد پشت سر او یک زن بزرگ می باشد.

ضرورت و اهمیت تحقیق

همانطور که قبلاً گفته شد زنان نیمی از جامعه را تشکیل میدهند.در ساختارهای اجتماعی نقش بسزایی دارند.کارکردهای فراوان در جامعه دارند.ارزش بسیای از لحاظ مادی و معنوی دارا هستند اما متاسفانه نقش آنها در جامعه نادیده گرفته شده و یک سری مسائل بر آنها تحمیل شده است.زنان باید از نقش و جایگاه خود آگاهی داشته باشند.آنها باید همراه با رشد جامعه رشد کنند و مخصوصاً این که زنان امروزی کشور ما بدانند که بودند و در گذشته های دور نیز نیاکان ما به زنها چه احترامات خاصی قائل بودند حتی دورانهای دوری که در هیچ کجای دنیا نه تمدنی وجود داشت و نه این که به زنها احترامی قائل بودند.

اهداف تحقیق

شناخت و بررسی جایگاه و نقش زن در ایران باستان ، ایرانیان باستان چه دیدگاه و نگرشی به زن داشته اند و چه ارزشهایی برای زن ها قائل بودند ؟ شناخت و بررسی نقشهایی که زنان در جامعه ی باستان ایفا می کردند چه اجتماعی و چه فرهنگی و چه....

بررسی نقش زن در ایران باستان بعد از پیدایش کشاورزی؟

بررسی وسایل ارتباطی در آگاهی دادن جامعه در رابطه با نقش و جایگاه زنان.

سوالات

در ایران باستان چه دیدگاهی در مورد زنان داشته اند ؟

آیا برای زن ارزشی قائل می شدند؟

در ایران باستان زنان چه نقش یا نقشهایی را ایفا می کردند؟

ایرانیان کهن به مسئله پوشش زنان چگونه می نگریستند؟

مبانی نظری

زن

در فرهنگ ایرانی زن همان نام را دارد که در دوران کهن مادر سالاری داشته که دارندگی خانه به او باز می گردد.

از آنجا که مرد از ریشه «مرت» است که مردن و درگذشتن را می رساند ، کسی که در می گذرد و در گونه ی مردم زن و مرد ، هر دو را می رساند.پاژ نام زن به نشانه ی دارنده خانه اگر چه هنوز در ایران برای زنان به کار می رود اما در ازنای چند هزار سال زن در فرهنگ ایرانی نام های دیگر نیز به خود گرفته است که شایسته ی نگرش است.

زن در اوستا افزون بر «جنیکا» (از همان ریشه ی جن و ژن و کن) با پاژ نام «نائیریکا» نیز خوانده شده است.«نئیری» در اوستا ، دلیر و جنگاور و پهوان است و به مردان پهلوان گفته می شده و همین واژه به گونه ی مادینه برای زنان دلیر و نام آور نیز بکار رفته است.

«نائیریکا» این واژه در زبان پهلوی به گونه ی «نائیریک» بکار رفته ، در یادگار بزرگمهر نوشته وزیر دانشمند زمان انوشیروان ، از نائیریک یا همسر نیک به بزرگی یاد شده است و با همین آوا هنوز در زبان ارمنی برای همسر و زن کاربرد دارد.پاژنام دیگری که زن ایرانی از دوران اوستایی تا کنون بر خود دارد «بانو» است که در اوستا فروغ و روشنایی است و در همین فرهنگ بانوی خانه یا زن این واژه در پهلوی بگونه ی «بانوک» و در فارسی «بانو» به همان گونه کاربرد دارد ، تا آنجا که در فارسی پاژنام همگانی زنان «کدبانو» است که در آن «کد» خانه است و بانو همان روشنایی است.افزون بر این ها مردان زنان خود را همدوش (= همکار و در همه ی کارهای زندگی) یا همسر (= کسی که با مرد در همه کار و همه جا برابر است و سرا و با سر مرد یکسان است) می خوانند (فریدون جنیدی 1384 ص44).

در اندرز گواه گیران با پیوند زناشویی در ایران باستان نخست از دختری پرسند که آیا می پذیرد که مرد نامزد خود را به همسری و همتنی و همروانی او در آورد؟ و پس از دختر همین پرسش از مرد می شود.

چون به نام زن پرداختیم می بایست که به واژه ی دختر نیز بپردازیم.دختر در زبان سانسکریت «دهی تَرَ» خوانده می شود که «دوشیزه ی شیر» بوده است.این پاژ نام از هنگام دامپروری و نگه داری آریاییها است که کار دوشیدن شیر و برآوردن فرآورده های آن بر دوش دختران و زنان بوده.این واژه در اوستا «دونخدَر» در زبان پهلوی «دوخت» و «دوختر» و در فارسی «دخت» و «دختر» است.چنان که در انگلیسی «doughter» خوانده می شود.(فریدون جنیدی 1384 ص 44).

اما ایرانیان با آنکه پاژنام دختر یا یادگار دوران کهن را در زبان خویش نگاه داشتند در درازنای زمان دو پاژنام دیگر بدو داده اند.نخست کنیزک یا زن کوچولو که کهن تر از پاژ نام دختر است.دو دیگر یا دوشیزه به معنای دوست داشتنی کوچولو نیز از همین واژه است.

«دوشَست» پهلوی برابر با معشوق به زبان تازی و «دوشام» پهلوی یا عشق و نیز «دوست» پهلوی و فارسی و بر این بینیاد «دوست» پاژنام دختر است و در زبانهای باستانی برای مردان ، کاربرد نداشته است.افزون بر این در فرهنگ ایرانی انبوه نامهای زیبای گلها و بوی گلها و زیبایی گل ، درخت ، جان و جهان را که بر دختران می نهند با هیچ فرهنگ و زبان کشور دیگر نمی توان برابر کرد و این به نشانه ی آزرمی[1] است.(همان ص 45).

فرهنگ

فرهنگ (فَ هَ) مرکب از فر که پیشاوند است و هنگ از ریشه ی ثنگ[2] اوستایی- به معنی کشیدن و فرهیختن می باشد که فرهنگ بر دو مطابق است.با ریشه ی ادوکا[3] و ادوار [4] در لایتنی که به معنی تعلیم و تربیت است.

فرهنگ Far – hang (= فرهنج ، Farhang) 1- ادب (نفس) تربیت.2- دانش و علم و معرفت.3- مجموعه آداب و رسوم : «و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کارساز پادشاهی .....» (معین ، 1360 ص 2538).

به بیان «سمنر» جامعه شناس آمریکایی ، فرهنگ مجموعه آداب و رسوم و سنت ها و نهادهای اجتماعی است.(منوچهر محسنی 1379 ص 85).

نقش

نقش اجتماعی در حقیقت مجموعه «انتظاراتی» است که به یک پایگاه اجتماعی خاص ضمیمه است ، نقش رفتاری است که دیگران از فرد انتظار دارند چرا که ما ایفای وظایف خاص را به عهده داریم و یا آنکه پایگاه مشخصی را اشغال کرده ایم.بنابراین نقش مفهومی هنجاری و مبتنی بر آن چیزهایی است که از فرد انتظار می رود.(همان ص 221).

تعریف عملیاتی

فرهنگ مادی

غیر مادی

نقش اقتصادی

اجتماعی

سیاسی

فرهنگی

پیشینه تحقیق

یکی از منابع پر باری که بصورت علمی و تخصصی به مسئله ی زنان پرداخته کتاب زنان (فصلنامه شورای فرهنگی ، اجتماعی زنان) می باشد.این فصلنامه پژوهش خود را از سال 1378 آغاز نموده و صاحب امتیاز آن شورای فرهنگی اجتماعی زنان است) کتاب زنان مجموعه مقالاتی است که با همکاری مشاوران و محققان علمی زن را در ابعاد اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و حقوقی مورد بررسی قرار داده است.

دومین منبع پر باری که به صورت علمی و تاریخی به مسئله ی زنان پرداخته کتاب «شناخت و هویت زن ایرانی در گستره ی پیش تاریخ و تاریخ» می باشد که در این کتاب به هویت زن ایرانی پرداخته است.در این مجموعه که توسط انتشارات روشنگران به چاپ رسیده زن را از دوره های اولیه زندگی بشر و شکل گیری و تکامل جسمی و ورحی اش در دوره های بابلی ، آشوری ، ایلامی و ایرانی پرداخته و حقوق زن و نقش آن را بیان کرده است.

میزگرد حقوق انسانی زن به میزبانی انجمن مطالعات ایرانی زنان با سخترانی آیت الله موسوی بجنوردی مدیر گروه فقه و حقوق پژوهشکده امام خمینی ، دکتر رزا قراچورلو عضو کمیسیون حقوق بشر کانون وکلا ، شهلا معظمی استاد دانشکده حقوق دانشگاه تهران و زهرا داور حقوقدان و رئیس کار گروه انجمن تشکیل شد.

موسوی بجنوردی در میزگرد حقوقی انسانی زن گفت :

هیچ وقت نمی توان جنسیت را ملاک فضیلت دانست.کسانی که زن یا مرد را برتر می دانند در اشتباهند زیرا ملاک فضیلت در انسان اعم از زن و مرد چیزی است که موجب تکامل می شود مانند : علم ، تقوا و مبارزه با نفس.

وی درباره جایگاه زن تاکید کرد : زن و مرد بودن هیچ ارتباطی به نفس ناطقه عقلانیت ندارد و مربوط به خواص بدن و بعد حیوانی انسانی است.زن و مرد هر دو انسان هستند و در بعد انسانیت هیچ تفاوتی بین زن و مرد نیست.

در ادامه شهلا معظمی با بررسی تاریخ باستان ایران اظهار داشت : انسان های باستان جز پیشرفته ترین مردم بودند و اثری از تبعیض نژادی ، جنسی و قومی در بین آنها نبوده.این حقوقدان بیان کرد ، با ازدیاد جمعیت و پیشرفت کشاورزی و گله داری انسان از زندگی در طبیعت آزاد دست کشیده و حوالی مزارع ساکن شد.کشاورزان اعم از زنان و مردان با یکدیگر همکاری می کردند تا برای گذران زندگی نیروی کافی به دست آورند.

خانواده هسته مرکزی تشکیلات اجتماعی بود و بعد از آن عشیره و قبیله مطرح شد.با تشکیل اولین حکومت جامعه طبقاتی شکل گرفت و از قدرت و نیرو و اقتصاد کشاورزان کاسته شد.

اکنون به جایگاه زن در 4 گفتار می پردازیم :

1- نگرش به زن در شاهنامه

2- نگرش به زن بر اساس اوستا ، متون کهن و برخی کتیبه ها در دورانهای مختلف

3- نگرش به مسائل حقوق زن بر اساس اسناد حقوقی ایلام باستان در ایران

4- نگرش به زن بر اساس آثار باستانی

بی گمان دوشادوش هر مردی و در پس زندگی هر پل و سربلندی ، زنی پر توان ایستاده و هموار کننده راه های زندگی اوست.در این سخن برای بررسی جایگاه زن در شاهنامه بهتر از پیش از هر کسی از همسر فردوسی یاد کنیم.از یار مهربان و یگانه ی او که در گردآوری کتاب تاریخ و فرهنگ ایران زمین ، نخست یار فردوسی بوده و همراه او برای انجام این مهم شتافته است.

جایگاه زن در چهار گفتار

گفتار نخست : نگرش به زن در شاهنامه

همسر فردوسی : نمونه ی کامل یک زن خردمند و با دانش بسیار است که همه ی ابعاد شخصیت او برجسته و نیکوست.او زنی آگاه ، آگاه به نیازهای همسر خود ، آگاه به نیاز ایران زمین در شناختن تاریخ کشورش برای دوباره شکفتن ، آگاه به تاریخ فرهنگ ایران ، آگاه به هنر موسیقی و نواختن چنگ ، آگاه به خط و زبانهای باستانی و آگاه از همه ی آنچه که خردی جاودانه به او بخشیده بود.او شب هنگام که اندیشه ی سرودن تاریخ ایران و سختی آن جسم و جان فردوسی بزرگ را بیدار نگه می داشت به دلداری و یاری او شتافت و جسم و جان و روانش را برای سرودن شاهنامه نثار ایرانیان کرد.او خردمندانه داستانها و تاریخ ایران را از دخترها و نوشته های کهن که به زبان فارسی میانه (پهلوی) بود به فارسی بر می گرداند و فردوسی به شعر می سرود.

در این سخن کوتاه نمی توان از همه ی شایسته زنان بزرگ ایران زمین یاد کرد.چندین تن از زنان را که نماینده ی دیگر زنان و سرآمد در طبقه و قشر خود هستند یاد می کنیم.

زنان در شاهنامه با صفاتی چون نوبهار ، ماه رو ، پوشیده رو ، پاکیزه ، خردمند ، افسر بانوان جهان ، مهربان ، خوب چهره ، نیکی شناس ، هنرمند ، شیر زن ، بهشت آراسته ، پارسا و .... آورده شده اند.

فرانک

فرانک همسر آبتین مادر فریدون (نیامی بزرگ آریاییهای جهان) و مادر همه ایرانیان است.دوره های فرانک در شاهنامه دوره ی مادر سالاری و زن سالاری است.دوره ای که در ایران زنان اداره ی همه امور را عهده دار بودند.

دوره ی فرانک دوره ای است که اندیشه و تدبیر زنان ایرانی ، جوانان را از کشته شدن به دست بیگانگان (ضحاک) رها ساخت و سرانجام به یاری این مادران ، رهبرای ایران به فرزندان ایران رسید.دوره ی فرانک دوره ی رفاه و آرامش و خوشی برای ایرانیان بود.در تاریخ ایران این یکی از دورانهایی است که نام یک زن شناخته شده است.(ژول حل ، چاپ سکو).

رودابه

دختر سهراب کابلی همسر زال و مادر رستم بود ، رودابه نخستین زنی است که زایمان او نه به شکل طبیعی بلکه به صورت رستمزاد یا رستمینه بوده است که امروز ناآگاهان از تاریخ این نوع زایمان را سزارین می گویند.در حالی که سزار دوم قرنها پس از رستم دیده به جهان گشود.هنر رودابه در گزینش همسر و پرورش فرزند است.همسری چون زال و فرزندی چون رستم.

تهمینه دختر شاه سمنگان ، همسر رستم ، مادر سهراب

تهمینه نیز از زنان شایسته ای که زندگی او در خور نگرش است تهمینه نیز به رسم دختران ایران خود از رستم خواهان پیوند شد و رستم نیز که تهمینه را در همه چیز سرآمد و شایسته دیدار او را به همسری خود پذیرفت و نتیجه و ثمره ی آن جوان ناکام ایران سهراب دلاور بود.

تهمینه دختری با خرد و جسور و زنی کاردان بود.او به تنهایی در شهر بیگانه فرزندش سهراب را بزرگ کرد و پرورش داد.او که تنها در هنگام پیوند و اروسی (2) با همسر خود دیدار داشت همیشه دور از رستم زیست و برای سهراب پدر نیز بود.وفاداری و بزرگمنشی او ستودنی است.تهمینه با آینده نگری تمام هنگام سفر به ایران ، برادرش را همراه سهراب که تا رستم را به او بشناساند اما دریغ که سپر زمانی پدرش را شناخت که زخم از پدر خورده بود و مادر را در اندوهی جاودان نگاه داشت.تهمینه نمونه ی زنی بردبار و شکیباست که در همه ی عمر خود در هجران و دوری زیست و هیچ گاه عنان صبر از کف نداد.

گردآفرید

دوشیزه ی جنگاور و دلیری از خاک ایران است و همانگونه که نامش گویاست گرد و پهلوان و جنگاور بود.دختری جوان و زیبا ، چاره گر و چیره دست که تیر و کمان در دستانش به زیبایی می رقصید گردآفرید دوشیزه ی دلاور ایرانی دژ سپید را از دست دشمن نجات و مردمان دژ را از بیراه فراری داد.او که از شکست مردمان ایرانی در جنگ با سهراب خونش به جوش و غیرتش به خروش آمده بود زره بر تن ، کلاه بر سر ، سوار بر اسب و کمان را به زه کرد و به نبرد با سهراب شتافت و آنگاه توان مبارزه با سهراب را در خود ندید ، چاره ای زنانه اندیشید ، کلاه خود را از سر برداشت.سیاه گیسوانش را آشکار ساخت تا سهراب گرفتار ؟ کلاله ی او شود و همین نیز شد و سهراب از نبرد با او کناره گرفت و آیین جنگ را نیکو به جا آورد و ضعیفتر از خود را هلاک نساخت.

گفتار دوم : نگرش به زن بر اساس اوستا و متون کهن پارسی و شماری کتیبه

در اوستا آمده است : «... هر مرد و زن نیک و بد را شخصاً بر گزینند».(گات ها ، هات 30 ، بند 3) و یا «فروهرهای مردان پاکدین ممالک ایران را می ستاییم ، فروهرهای زنان پاکدین ممالک ایران را می ستاییم...» (فروردین شیت ، کرده ی 31 ، بند 143).

در این بند صنعتی را که مرد قائل شده و آن را ستایش می کند ، همان را برای زن نهاده و آن را مورد ستایش قرار می دهد.اما بالاترین بزرگداشت برای زن همانا در بند 107 از کرده ی 23 فروردین شیت آمده است که «اشی» یا پاکی و راستی خدایی را به دختری همانند می کند (کسی که در خان و جانشین ، اشی نیک زیبای درخشان به در آید.در کالبد دختر زیبای بسیار نیرومند ، خوش اندام ، کمر بند بسته ، راست بالا ، مجلل ، آزاده نژاد ، کسی که مغلوب نشدی در رزم با بازوان خویش بهتر گشایش جوید و...» و ستایش زنان در نماز شب (3) ایرانی «کدبانوی خانه که اشو (پاک راست) و سردار اشویی شد می ستاییم ، زن پارسایی را می ستاییم بسیار نیک اندیش ، نیک گفتار ، نیک کردار.... شد».

حق گزینش همسر برای دختران

درگات ها ، هات 53 بند 3 سخنی از سوی زرتشت به جوانترین دختر او آمده است که همواره در آیین های گواه گیران برای دختران خوانده می شود.

با این مفهوم ، دختری می باید همسر آینده را با بررسی خرد خود برگزیند و نیز در کتاب ماتیکان هزار داتسیتان که یک متن دارستانس (حقوقی) با زمانده از دوران ساسانی است ، آمده : «حتی زنی از گروه اشراف نیا به خواست و انتخاب خود می تواند همسر مردی اسیر از کشور دیگری شود.در شاهنامه نیز خوانده ایم که هرگاه سخن از پیوند است.دختران خود همسران خود را بر می گزینند و خود گام می نهند و این شایسته ی دختر ایرانی است که خود با خودش همسر گزیند.

وضع اجتماعی و حقوق زنان در دورانهای مختلف

به عقیده دکتر گرشمین ، در آغاز هزاره ی اول پیش از میلاد ، دو واقعه ی مهم و غیر مرتبط روی داد که در حیات اجتماعی ملل آسیای غربی تاثیر فراوانی داشت.اول مهاجرت اقوام هند و اروپایی به هند و اروپا است و دیگر کشف و استعمال آهن کوهستان های شمالی و شرقی آسیای میانه که شمال و شرق و مغرب را در بر می گیرد.آریایی های ایران به طوایف و قبایل متعددی تقسیم می شدند که مهم ترین آنها مادها در غرب و پارتی ها در جنوب بودند.

پارتها در خاور ایران نیز از نژاد آریایی ها بودند.قوم ماد روابط نزدیکی با تمدن پیشرفته بین النهرین داشت و فرهنگ و تمدن آنها تا جنوب روسیه و ترکمنستان می رسید.

نقش زن در دوران مادها

پس از استقرار سلسله ی ماد در مغرب ایران اندک اندک رژیم مادر شاهی جای خود را به رژیم پدر شاهی داد.بنابراین فعالیت کشاورزی با زنان بود و مردان برای زنان اهمیت ویژه ای قائل بودند.در دوران مادها زن به ریاست قبیله و نیز قضاوت می رسید ، هنوز بقایایی از سیستم مادر شاهی وجود داشت.طبق تحقیقات انجام شده زن مادی با اختلاف اندکی شبیه پوشاک مردان بوده است و حجاب نداشتند.

اشکانیان

در زمان اشکانیان گرچه زن ایرانی تا حدی موقعیتش تحکیم شد ولی به هر حال حکومت سلوکی ها و تاثیرات ناشی از آن و نفوذ هلینیسم اثر خود را گذاشت.از طرفی در دوران پارت ها یا اشکانیان به علت گستردگی قلمرو پارت ها طوایف و اقوام و ملل گوناگون در امپراتوری وسیع اشکانیان می زیستند که هریک آداب و رسوم و سنن مخصوص به خود داشتند و طبیعتاً دگرگونی در وضعیت زن و خانواده ایرانی اثر بخش بود.


بررسی تغییرات اقلیمی در خراسان رضوی

اقلیم از واژه یونانی کلیما گرفته شده و به طور کلی عبارت از شرایط غالب هوا در دراز مدت است در واقع اقلیم یک مکان، از مجموعه عناصر و عوامل تشکیل شده است که نسبت تغییرات عناصر به عوامل اقلیمی بیشتر می باشد که برآیند آنها شرایط خاصی را از لحاظ آب و هوا ایجاد می کند که معرف مکان خاص خود می باشد ( علیجانی ، 1383 ، 5 )
دسته بندی جغرافیا
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 6764 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 132
بررسی تغییرات اقلیمی در خراسان رضوی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست عناوین

عنوان صفحه

چکیده .............................................................................................. 1

فصل اول : کلیات طرح

1-1- مقدمه ....................................................................................... 3

1-1-1- کلیات و تعاریف ....................................................................... 3

1-1-2- بیان ضرورت و انگیزه انتخاب موضوع .......................................... 6

1-1-3- سوالات تحقیق .......................................................................... 7

1-1-4- اهداف تحقیق ........................................................................... 8

1-1-5- مشکلات تحقیق ........................................................................ 8

فصل دوم : مطالعات نظری

2-1- پیشینه تحقیق .............................................................................. 11

2-1-1- بررسی تغییر اقلیم در سطوح جهانی و منطقه ای ............................... 12

2-1-2- بررسی تغییر اقلیم در ایران ......................................................... 14

2-2- مبانی نظری تحقیق ...................................................................... 17

2-3- تغییر اقلیم ................................................................................. 19

2-3-1- علل تغییرات اقلیم .................................................................... 21

2-3-2- تغییرات کنونی اقلیم .................................................................. 24

2-3-3- عوامل مشخص کننده تغییرات اقلیمی ............................................. 26

2-3-3-1- دما ................................................................................... 26

2-3-3-2- بارش ................................................................................ 28

2-3-3-3- تغییرات در پدیده های اقلیمی .................................................... 29

2-3-3-4- ترکیبات جو و ارتباط آن با تغییر اقلیم ......................................... 31

2-3-3-5- باد .................................................................................... 35

2-3-3-6- یخبندان .............................................................................. 36

2-3-3-7- تابش ............................................................................... 36

فصل سوم : جغرافیای منطقه

3-1- موقعیت و وسعت ........................................................................ 39

3-2- توپوگرافی ................................................................................. 40

3-2-1- ناهمواری های شمالی ................................................................ 42

3-2-2- ناهمواریهای مرکزی ................................................................. 43

3-2-3- ناهمواریهای جنوبی .................................................................. 44

3-3-ریخت شناسی .............................................................................. 44

3-4- پوشش گیاهی.............................................................................. 46

3-5- اقلیم ........................................................................................ 46

3-5-1- عوامل موثر در اقلیم استان خراسان رضوی ..................................... 48

3-5-1-1- عوامل محلی ....................................................................... 48

3-5-1-2- عوامل منطقه ای .................................................................. 50

3-6- جریانهای آب و هوایی استان خراسان رضوی ...................................... 51

3-6-1- کم فشار مدیترانه ای .................................................................. 52

3-6-2- جریانهای شمال و شمال غربی ..................................................... 53

3-6-3- جریانهای هوایی بیابانی ............................................................. 53

3-7- بارش ...................................................................................... 54

3-7-1- رابطه بارندگی با ارتفاع ، طول و عرض جغرافیایی .......................... 58

3-8- دما .......................................................................................... 58

فصل چهارم : روش کار و تجزیه و تحلیل

4-1- روش کار ................................................................................. 64

4-1-1- جمع آوری داده ها .................................................................... 64

4-1-2- آزمون همگنی ......................................................................... 65

4-1-3- آزمون بازسازی داده ها .............................................................. 66

4-1-4- آزمونهای آماری و بررسی سریهای زمانی ....................................... 67

4-1-4-1- آزمون رتبه ای من کندال ( mann - kendall ) ............................ 68

4-1-4-2- تصادفی و غیر تصادفی بودن داده ها ( آماره t ) ............................. 69

4-1-5- آزمون نوع و زمان تغییر ........................................................... 70

4-1-6- مراحل انجام آزمون من کندال ...................................................... 70

4-2- شرح و تفسیر تعیین آماره t کندال .................................................... 73

4-2-1- متوسط حداقل دما ( سالیانه - فصلی - ماهانه ) ................................... 73

4-2-2- متوسط حداکثر دما ( سالیانه - فصلی - ماهانه ) ................................. 74

4-2-3- بارش ( سالیانه - فصلی - ماهانه ) ................................................. 75

4-3- ترسیم نموداری u و u' از آزمون من - کندال ....................................... 81

4-3-1- خلاصه نتایج آزمون من - کندال .................................................. 111

4-3-2- نوع تغییر و زمان تغییر ............................................................ 116

4-3-2-1تغییرات سریهای زمانی حداکثروحداقل درجه حرارت و بارندگی (سالانه و فصلی) 116

4-3-2-2- تغییرات سریهای زمانی حداکثر و حداقل درجه حرارت و بارندگی ( ماهانه ) 117

4-3-3- تعیین میزان و سطح معنی داری تغییرات ....................................... 118

4-3-3-1- تغییرات سریهای زمانی حداکثر و حداقل درجه حرارت ( سالیانه و فصلی ) 124

4-3-3-2- تغییرات سریهای زمانی بارش ( سالیانه و فصلی ) ......................... 125

4-3-3-3- تغییرات سریهای زمانی حداکثر و حداقل درجه حرارت ( ماهانه ) ...... 125

4-3-3-4- تغییرات سریهای زمانی بارش ( ماهانه ) .................................... 127

فصل پنجم : نتایج و پیشنهادات

5-1- خلاصه بحث و نتایج ................................................................... 130

5-2- پیشنهادات ................................................................................ 134

فهرست منابع و ماخذ .......................................................................... 137

چکیده انگلیسی

فهرست جداول

2-1 جدول تغییرات گازهای گلخانه ای بعد از سال 1750 ............................. 25

4-1 جدول مشخصات ایستگاهها............................................................. 64

4-2 جدول مراحل انجام آزمون من - کندال ............................................... 72

4-3 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندل ( میانگین حداقل درجه حرارت فصلی و سالیانه ایستگاهها ) 76

4-4 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندال ( میانگین حداقل درجه حرارت ماهیانه ایستگاهها ) 77

4-5 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندال ( میانگین حداکثر درجه حرارت فصلی و سالیانه ایستگاهها ) 78

4-6 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندال ( میانگین حداکثر درجه حرارت ماهانه ایستگاهها ) 78

4-7 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندال ( مجموع بارش فصلی و سالیانه
ایستگاهها ) ....................................................................................... 79

4-8 جدول نتایج آزمون تصادفی بودن من - کندال ( مجموع بارش ماهانه ایستگاهها ) 80

4-9 جدول خلاصه نتایج آزمون من - کندال ( سریهای سالیانه سالیانه و فصلی حداقل و حداکثر درجه حرارت و بارندگی ) ..................................................................................................... 112

4-10 جدول خلاصه نتایج آزمون من - کندال ( متوسط درجه حرارت حداقل ، ماهانه ) 113

4-11 جدول خلاصه نتایج آزمون من - کندال ( متوسط درجه حرارت حداکثر ، ماهانه ) 114

4-12 جدول خلاصه نتایج آزمون من - کندال ( بارش ماهانه ) ....................... 115

4-13 جدول معادلات رگرسیون خطی تغییرات دما ( متوسط حداکثر و متوسط حداقل ) و بارش
( سریهای سالانه و فصلی ) ................................................................... 120

4-14 جدول معادلات رگرسیون خطی تغییرات دما ( متوسط حداکثر و متوسط حداقل ( سریهای ماهانه ) 122

4-15 جدول معادلات رگرسیون خطی تغییرات بارش ( سریهای ماهانه ) .......... 123

فهرست شکلها

1-1 شکل نمودار نرخ افزایش تمرکز دی اکسید کربن در جو بر اساس اندازه گیری ایستگاه مانالوا 5

3-1 شکل نقشه سیاسی استان خراسان رضوی ............................................ 40

3-2 شکل نقشه توپوگرافی استان خراسان رضوی ....................................... 42

3-3 شکل نقشه تقسیمات آب و هوایی و انواع توده هوا در استان خراسان رضوی . 47

3-4 شکل نقشه نقاط هم باران در استان خراسان رضوی ................................ 57

3-5 شکل نقشه نقاط هم دما در استان خراسان رضوی .................................. 60

4-1 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه مشهد...... 82

4-2 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه تربت حیدریه 84

4-3 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه سبزوار... 86

4-4 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه قوچان..... 88

4-5 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه سرخس... 90

4-6 شکل نمودارهای ماهانه ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه مشهد................. 91

4-7 شکل نمودارهای ماهانه ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه تربت حیدریه....... 95

4-8 شکل نمودارهای ماهانه ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه سبزوار ............. 98

4-9 شکل نمودارهای ماهانه ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه قوچان............... 102

4-10 شکل نمودارهای ماهانه ( دما ) آزمون من - کندال ایستگاه سرخس........... 103

4-11 شکل نمودارهای سالیانه و فصلی ( بارش ) آزمون من - کندال در ایستگاههای
متفاوت............................................................................................ 105

4-12 شکل نمودارهای ماهانه ( بارش ) آزمون من - کندال ایستگاه مشهد........... 106

4-13 شکل نمودارهای ماهانه ( بارش ) آزمون من - کندال ایستگاه تربت حیدریه 107

4-14 شکل نمودارهای ماهانه ( بارش ) آزمون - من کندال ایستگاه سبزوار ....... 108

4-15 شکل نمودار ماهانه ( بارش ) آزمون من - کندال ایستگاه قوچان و سرخس.. 109

چکیده

هدف از این تحقیق بررسی تغییرات و روند میانگین دراز مدت سالیانه ، فصلی و ماهانه دمای حداکثر ، دمای حداقل و بارش از طریق روشهای آماری سری زمانی و گرافیکی با استفاده از آزمون من کندال است. در این تحقیق 5 ایستگاه سینوپتیکی در استان خراسان رضوی مورد بررسی قرار گرفت. سری های همگون بوسیله rans test تصحیح و شناسایی گردید . آزمون تصادفی بودن داده ها از طریق من کندال ( mann - kendall ) صورت گرفت . سری هایی که تغییرات و روند قابل توجهی در سطح اطمینان 5% = نشان دادند ، با استفاده از آزمون u و u' من کندال ، شکل تغییر ( کاهشی یا افزایشی ) نوع تغییر ( ناگهانی یا روند ) و زمان تغییر تعیین شد سپس با استفاده از معادله رگرسیون خطی و ضریب همبستگی ، میزان تغییرات هر سری در طول دوره آماری و تحلیل ارتباط هر متغیر با زمان بدست آمد در نهایت به جهت آشکارسازی معناداری نتایج در صورت نرمال بودن داده ها از آزمونهای پارامتریک T-Test و F و در صورت نرمال نبودن آنها از آزمونهای ناپارامتریک من ویتنی و کروسکال والیس استفاده گردید. نتایج این پژوهش نشان می دهد که در سریهای سالیانه و فصلی دما در همه ایستگاهها روند گرمایشی در فصول تابستان ، پائیز و زمستان مشاهده می شود همچنین در داده های حداکثر دما شکل غالب با افزایش درجه حرارت فصل پائیز
( بجز تربت حیدریه ) می باشد در سری های ماهانه سری حداقل دما تمامی ایستگاهها دارای سیر صعودی می باشد و نیز سری حداکثر دما ( بجز تربت حیدریه ) نرخ افزایشی دما را نشان می د هد ( تغییر محل ایستگاه ) . نرخ افزایشی حداقل دما بارزتر از نرخ افزایشی حداکثر آن است و می تواند به عنوان نمایه ای از تغییر اقلیم در استان باشد.

در سری های بارش روندهای افزایشی در فصل تابستان و اوایل پائیز مشاهده می شود که بیانگر افزایش بارش های تابستانه و تغییر الگوی بارش است. اگرچه روندهای افزایشی در بارش از سطح معنادار قابل قبولی برخوردار نیست اما نشانگر تغییر رژیم بارش به سمت بارش های مونسونی می باشد.

واژگان کلیدی : تغییر اقلیم ، من کندال ، جهش ، روند ، سطح معناداری ، خراسان رضوی

فصل اول

کلیات طرح

1-1- مقدمه

1-1-1- کلیات و تعاریف

اقلیم از واژه یونانی کلیما گرفته شده و به طور کلی عبارت از : شرایط غالب هوا در دراز مدت است در واقع اقلیم یک مکان، از مجموعه عناصر و عوامل تشکیل شده است که نسبت تغییرات عناصر به عوامل اقلیمی بیشتر می باشد که برآیند آنها شرایط خاصی را از لحاظ آب و هوا ایجاد می کند که معرف مکان خاص خود می باشد .( علیجانی ، 1383 ، 5 )

اقلیم مهمترین عامل دگرگونی و تکامل موجودات زنده و خاک می باشد بنابراین تغییر اقلیم به معنای تغییر نوع و فراوانی موجودات است البته موجودات زنده قادر به سازگاری با محیط می باشند اما با افزایش سرعت تغییرات، از این توانایی کاسته شده و اثرات زیانبار تغییر اقلیم که افزایش ناپایداری ناشی از حذف برخی گونه ها و نیز نامساعد شدن شرایط برای گونه های باقیمانده می باشد، بیشتر آشکار می شود. به طور مسلم زیان وارده به گیاهان بیش از سایر موجودات می باشد، گیاهان حلقه اول زنجیره مواد غذایی بوده و لذا نوسان آنها سبب تشدید اثرات در سایر حلقه ها و نهایتاً انسان خواهد شد و تصور چنین اثرات زیانباری سبب شده است تا مقوله تغییر اقلیم مجدداً مطرح، پیگیری و راه حلهایی جهت مقابله با آن ارائه شود ( ذوالفقاری ، 1374 ، 52 )

بررسی جزئیات اقلیم های گذشته نشان می هد که اقلیم در رده های زمانی اعم از دوره های چند دهه ای تا چند میلیون سالی تغییر نموده است. پس این مسأله که اقلیم آینده متفاوت با اقلیم حال باشد، متحمل به نظر می رسد تا اینکه مشابه اقلیم امروزی باشد. بررسی های تمرکز یافته روی فعالیت های انسانی و تاثیر آن بر روی محیط ثابت می کند، تغییرپذیری اقلیم جهانی بیشتر شده است. ( عزیزی ، 1383 ، 12 )

تا کنون نظریات مختلفی جهت توجیه روند این تغییرات ارائه شده است که از آن جمله می توان به تئوری چگالی انرژی خورشید، تئوری گلخانه ای و گرد و غبار آتشفشانی اشاره کرد. معتبرترین نظریه، تئوری گلخانه ای است. مهمترین این گازها دی اکسید کربن ( 61% ) متان ( 15% ) و CFC
( هالوکربن ها ) (11% ) می باشد که در مجموع 87% از تغییرات را سبب می شود. این گازها اگرچه از منابع طبیعی نیز تولید می شوند اما افزایش ناگهانی آنها به واسطه تشدید فعالیتهای بشر می باشد. ( کوچکی ، 1376 ، 29 ) شواهد بسیار قوی وجود دارد که گرمایش جهانی در پنجاه سال اخیر به دلیل فعالیتهای انسانی است.

با افزایش دما، آینده ها و گازهای گلخانه ای ، مناطق متعددی از کره زمین دستخوش تغییرات شگرف اقلیمی شده اند. وقوع طوفانهای سهمگین در اقصی نقاط جهان و همچنین وقوع سایر
پدیده های حدی اقلیمی از تغییرات اقلیمی گسترده در کره زمین حکایت دارند. این تغییرات
می توانند روی زیست بوم طبیعی و فعالیت جوامع بشری تاثیرگذار باشند. تغییر دمای پیش بینی شده جهانی در قرن بیست و یکم حدود 2 تا 10 برابر بزرگتر از افزایش دمایی است که در صد سال گذشته رخ داده است. تغییرات فوق الذکر منافع و مضراتی برای انسان و طبیعت دارد، اما اگر سرعت افزایش دما بزرگتر باشد، مضرات آن نیز گسترده تر و بیشتر خواهد بود. ( بابائیان ، 1385 ، 118 )

بر اساس مطالعات انجام شده در سنجش مستقیم میزان گاز کربنیک جو از اوایل 1957 در ایستگاه مونالوا ( mouna – loa ) در هاوایی ( که در معرض تاثیر فعالیتهای صنعتی قرار ندارد ) تغییرات افزایشی این گاز را نشان می دهد. ( شکل 1-1 )

March 2004


شکل 1-1 نمودار نرخ افزایش تمرکز دی اکسید کربن در جو بر اساس اندازه گیری ایستگاه مانالوا در

جزیره هاوایی بر حسب ( قسمت بر میلیون حجم بر سال )

ملاحظه می شود که میزان گاز کربنیک در 1957 حدود 314 قسمت در میلیون ppm بوده است در حالی که حدود 20 سال ، مقدار آن به ppm 330 رسیده است احتمالاً مقدار گاز کربنیک جو در قرن گذشته ppm 290 ، یعنی 029/0 درصد حجمی بوده است. البته مقداری از این گاز را اقیانوسها جذب می کند، اما باید توجه داشت که قدرت جذب اقیانوس محدود است، بنابراین می توان تصور کرد که با اشباع شدن آب اقیانوس از این گاز ، روند افزایش مقدار گاز کربنیک جو شتابی قابل ملاحظه بیابد. برای آگاهی از میزان تغییر احتمالی اقلیم ، مدلهای بسیاری از فرآیندهای فیزیکی و شیمیایی در جو با توجه به رابطه متقابل جو با آب اقیانوسها، پوشش گیاهی ، پهنه های یخ و برف لازم است . در عین حال ، رطوبت جو و میزان بارندگی رو به فزونی خواهد رفت و در حالی که تغییرات اقلیمی در عرضهای جغرافیایی پایین چندان زیاد نخواهد بود، در عرضهای بالا به دلیل کاهش میزان آلبدو، شدیدترین تغییرات اقلیمی پدید خواهد آمد.

بنابر اظهارات نظر کارشناسان محیط زیست آمریکا ، از آنجا که افزایش دما در مناطق قطبی می تواند بیش از دو برابر میانگین ( سال 2100 حدود 5 درجه سلسیوس ) یاد شده باشد، پهنه های یخ در ابعادی وسیع ذوب خواهد شد و این پدیده بسیاری از کرانه های ساحلی را به زیر آب خواهد کشید. تغییرات اقلیمی بسیار متنوع محلی ممکن است توزیع کشت و سیستمهای کشاورزی راکاملاً در هم بریزد. در دنیایی که فضای زندگی انسانها در آن تثبیت شده است و امکان مهاجرت و جا به جایی وسیع همچون گذشته وجود ندارد، نوسانها و تغییرات اقلیمی ، حتی اگر جنبه های منفی تغییر اقلیم در یک منطقه بتواند با جنبه های مثبت آن در منطقه ای دیگر برابری کند، باعث ایجاد مسائل و مصایب بغرنج و پیچیده ای خواهد شد. تنها با هشیاری و کنترل و اجرای طرحهای جامع توأم با برنامه ریزی های دقیق و صحیح و سرانجام مشارکت همه مردم جهان می توان از ابعاد اینگونه ضایعات کاست و به آینده زمین امید داشت. ( علیجانی ، 1383 ، 425-424 )

1-1-2- بیان ضرورت و انگیزه انتخاب موضوع

امروزه تغییر اقلیم یک موضوع اصلی در مجامع علمی و دانشگاهی است اما از ابتدای قرن بیستم تا کنون این روند نیز شدت پیدا کرده است که علت این تغییرات طبیعی نبوده، بلکه ناشی از
فعالیت های مختلف بشری می باشد. جهت درک بهتر تعریفی از آن ارائه می کنیم. تغییر اقلیم عبارت از تعیین بین میانگین مقادیر طولانی مدت یک پارامتر اقلیمی و آماری است که در اینجا میانگین در فواصل زمانی خاص ، مثلاً چندین دهه گرفته می شود. ( غلامی ، بیرقدار ، 1374 ، 43 )

بدین ترتیب هر گونه تغییر در هر پارامتر اقلیمی همراه با روند است که این روند می تواند در جهت مثبت یا منفی باشد. جهت بررسی تغییرات اقلیمی اخیر بیشتر از دو پارامتر دما و بارش استفاده می شود، زیرا متغیرترین پارامتر اقلیمی نسبت به پدیده اقلیم این دو عنصر هستند و از آن جایی که مسئله تغییر اقلیم و تمایل زمین به گرم شدن و کاهش بارش های به هنگام و مفید و پیامدهای اکولوژی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ناشی از آن علاوه بر صاحبان علم، افکار دولتمردان و سیاستمداران را در سراسر دنیا به خود جلب کرده است، تا جایی که مسئله تغییر اقلیم و پیامدهای ناشی از آن با توجه به جمعیت رو به افزایش جهان مهمتر جلوه می نماید، و از طرفی بدون شناخت و آگاهی از وضعیت اقلیمی گذشته ، حال و آینده مدیران و برنامه ریزان قادر به اجرای برنامه های خود در زمینه های مختلف نیستند. همچنین اجرای طرحهای عمرانی . . . نیاز به شناخت تغییرات اقلیمی جهت برنامه ریزی صحیح و قابل قبول داشته و از این رو ضرورت و اهمیت مطالعات اقلیمی در کالبد برنامه ریزی خرد و کلان کشور قابل لمس است. از طرفی استان خراسان رضوی بعنوان یکی از قطبهای مهم اقتصادی ، صنعتی بالاخص کشاورزی در منطقه شمال شرق کشور محسوبمی شود . بررسی شناخت تغییرات اقلیمی این استان می تواند برنامه ریزان را قادر به اجرای برنامه آنها در زمینه های مختلف نماید.

1-1-3- سوالات تحقیق

به منظور بررسی روند تغییرات اقلیمی در خراسان رضوی سوالات زیر برای بحث و بررسی بیشتر مطرح گردید :

1 – آیا زمان وقوع تغییر در عناصر اقلیمی یکسان است ؟

3 – آیا نقاط تغییر ( ناگهانی ، روند ) از سطح معناداری برخوردار می باشد ؟

2 - آیا در سالهای اخیر عناصر اقلیمی روند افزایشی یا روند کاهشی داشته اند ؟

4 – آیا نمایه ای از تغییر اقلیم در استان مشاهده شده است ؟

لازم به ذکر است که این تحقیق جنبه شناختی داشته و هیچ فرضیه ای ، در راستای انجام آن وجود ندارد.

1-1-4- اهداف تحقیق :

این تحقیق در جستجوی شناخت تغییرات اقلیمی دما و بارش ، طی دوره آماری مشخص ، در راستای آگاهی از وجود یا عدم وجود تغییر دما و بارش می باشد تا ضمن شناخت تغییرات، نتایج حاصل از تحقیق در امور مختلف محیطی برای تدوین برنامه های منطقه ای مورد استفاده قرار گیرد. چنانچه که امروزه بیشتر مسائل اقتصادی اجتماعی بر اساس پروژه های دراز مدتی نظیر مدیریت منابع، آب ، آبیاری و خشکسالی ، احداث سد ، کشاورزی و . . . بر مبنای متوسط های اقلیمی در نظر گرفته می شود و بر اساس تجزیه و تحلیل میانگین داده ها ، صورت می گیرد . در صورتی که میانگین حداکثر و حداقل دما برای فهم اثرات تغییر اقلیم بر روی موضوعاتی مانند کشاورزی ، منابع آب و . . . بسیار مهم است هدفهای کلی این طرح بررسی تغییرات دما و بارش می باشد که اهداف مرحله ای آن به شرح ذیل می باشد :

1 – بررسی و شناخت تغییرات ماهانه ، فصلی و سالانه در پارامترهای دما ( حداکثر و حداقل ) و بارش مشخص شود .

2 –نمودارهای مربوطه به روندها و تغییرات در داده ها ترسیم شود .

3 – در صورت وجود روند، زمان آن تعیین گردد.

4 – در صورت وجود تغییرات ناگهانی ، زمان آن تعیین گردد.

5 – بررسی میزان تغییر در طول دوره آماری تعیین گردد.

6 - میزان سطح معناداری نقاط تغییر تعیین گردد.

7 – تجزیه و تحلیل نمودارها و نتیجه گیری کلی برای رسیدن به اهداف مورد نظر انجام شود .

1-1-5- مشکلات تحقیق

مهم ترین مساله و مشکل موجود، مربوط به آمارهای سازمان هواشناسی است که کماکن در
ایستگاه های سرتاسر کشور وجود دارد. به علت نبودن آمارهاو وجود گپ در آنها، نگارنده مجبور به بازسازی آمار ، برای چندین ماه در ایستگاه های مختلف شده است. از طرفی دیگر ناقص و ناکافی بودن اطلاعات دقیق در مورد منطقه ، به علت جدا شدن این استان از دو استان همجوار خود در سالهای اخیر ، نگارنده ملزم به مراجعه مکرر به سازمان های مختلف، جهت در کنار هم قرار دادن مطالب گسسته و بررسی و تجزیه و تحلیل آنها، نموده است و همچنین به دلیل حجم آمارهای موجود و تجزیه و تحلیل ( 207 ) جدول و ( 207) نمودار بدست آمده در سه پارامتر حداقل دما ، حداکثر دما، بارش ، به صورت ماهانه ، فصلی ، سالانه در طی دوره آماری ( 2005-1959 ) در سه شهر مشهد ، سبزوار و تربت حیدریه و دوره آماری ( 2005 – 1985 ) در دو شهر سرخس و قوچان می باشد . این مسائل و مشکلات نیز در جهت به تعویق افتادن روند انجام آن، دامن زده اند. با همه این موارد تا جایی که امکان داشت سعی شد که آمارها و اطلاعات درست و صحیح ارائه شود تا بر غنای پایان نامه افزوده شود.

فصل دوم

مطالعات نظری

2-1- پیشینه تحقیق

یکی از مسائل مهم که مورد توجه متخصصین رشته های مختلف می باشد تغییر اقلیم در جهان است. توجه به این مسئله که اختلاف متوسط درجه حرارت در حال حاضر با سردترین دوره یخچالی فقط 5 درجه بوده می تواند اهمیت مطالعات تغییر اقلیم را بیان نماید. سالهای قبل از انقلاب صنعتی تقسیم بندی اقلیمی رایج بوده و به واسطه ی تاثیر مستقیم و سرنوشت ساز اقلیم در زندگی انسان ، این پدیده مورد توجه دانشمندان از گذشته های دور بوده است. لیکن پس از انقلاب صنعتی که فعالیت های ناشی از آن سبب افزایش گازهای گلخانه ای و تغییر در ترکیبات جو را به همراه داشته، مسأله تغییر اقلیم مورد توجه دانشمندان هواشناسی و اقلیم شناسی قرار گرفت. توجه جهانی به مسائل اقلیمی در غالب کنفرانس های بین المللی هواشناسی در اگوست 1853 در بروکسل نمود پیدا کرد و اولین کنگره هواشناسی از دوم تا شانزدهم سپتامبر 1873 بر جهانی شدن فعالیتهای هواشناسی تاکید کردند. ( نوریان ، 1366 ، 17 )

پس از تشکیل[1] WMO در سال 1950 داده های این ایستگاه که حاوی اندازه گیری ازن و گازهای گلخانه ای بود در تشریح و تبیین اقلیم بکار گرفته شد. در این راستا فعالیتها و توافقات جهانی در زمینه تغییر اقلیم و نحوه کنترل آن مورد بررسی قرار گرفت.

بر اساس نظر هیئت بین الملل تغییر اقلیم ، میانگین دمای سطح کره زمین در سده بیستم در حدود 6/0 درجه سانتیگراد افزایش یافته است و دما در 8 کیلومتری پایینی جو نیز در چهار دهه گذشته پیوسته روند افزایشی داشته است . (JENKINS & Etal 1990 , 365 )

بر اساس نتایج پژوهش های انجام شده، نشانه های تغییرات اقلیمی در سرتاسر جهان یکسان نیست. در حالی که در برخی از نقاط دنیا افزایش بارندگی و کاهش دما مشاهده می شود، سایر مناطق دنیا از کاهش بارندگی و افزایش دما رنج می برند. هر چند نتایج بسیاری از پژوهش ها بیانگر روند افزایشی و یا کاهشی در بارندگی های سالانه، فصلی و ماهانه می باشند ، اما بیشتر این روندها از نظر آماری معنی دار نیستند .

2-1-1- بررسی تغییر اقلیم در سطوح جهانی و منطقه ای

کارل و رابیسم ( carlond Rebsame ) 1984 ، با بررسی میانگین دوره های متوالی 20 ، 10 ، 5 ساله دما و بارندگی روند تغییرات اقلیمی را در کل کشور آمریکا و بانکرس و میلر ( miller ) 1993 ، در ایالت واکوتای جنوبی مورد بررسی قرار دادند و نشان دادند که دمای هوا رو به افزایش است و از نظر بارندگی برخی از مناطق به خشکی و برخی دیگر به مرطوب شدن گرایش دارند.

در نیمکره جنوبی هم محققان بسیاری افزایش دما را به صورت منطقه ای مورد بررسی قرار دادند برای مثال لاچ ( Louch ) 1995 ، با استفاده از آزمون من کندال میانگین حداقل و حداکثرها را در کوئیزلند استرالیا در بین سالهای 1910 و 1987 مورد بررسی قرار داد و متوجه شد میانگین حداقل دمای روزانه به طور قابل توجهی افزایش و دامنه روزانه در فصلهای تابستان و زمستان کاهش داشته است. اعتقاد بر این است که کاهش مشاهده شده در دامنه دمای روزانه که در دیگر قسمتهای جهان نیز مشاهده شده نتیجه افزایش در پوشش ابر می باشد که موجب کاهش حداکثر دمای روزانه و افزایش حداقل دمای روزانه شده است.

نیلکسون و پالئو ( Nichelson and palao ) 1993 ، به این نکته اشاره کردند که سری بارش ساحل در غرب افریقا از سال 1950 روندی کاهشی را نشان داده است ، که سبب خشکسالی شدید بین سالهای 1986 تا 1990 در این منطقه شده است. استبان ( Esteban ) 1995 ، و همکارانش در مطالعه ای که در 15 ایستگاه فلات اسپانیا به روی میانگین حداکثر و حداقل ها در صد سال اخیر انجام داده اند با استفاده از آزمون ناپارامتری من کندال به کشف روند و تغییرات سریع سری زمانی پرداختند و مشاهده نمودند که حداقل و میانگین دما افزایش داشته و میانگین حداکثر دما رفتار خاصی نداشته است و بدین ترتیب رابطه بین رشد شهری و افزایش احتمالی حداقل دما را مورد بررسی قرار دادند.

جا ( Jae ) 1996 ، در چین، با استفاده از شاخص خشکی اتمسفری و آزمون من کندال به منطقه بندی اقلیمی چین پرداخته و زمان و مکان تغییرات ناگهانی اقلیم را در این کشور تعیین نموده است .

مطالعات نشان داده است که در بیشتر نقاط یونان و ترکیه یک روند معمول کاهشی و کاهش های ناگهانی در بیش از 30 سال طی اوایل دهه 1970 و سال های 1982 تا 1993 وجود دارد. به همین ترتیب قابل توجه است که هنگام تغییرات بارندگی در شرق مدیترانه ، ناشی از تغییرات گردش اتمسفری ، سبب افزایش گرمای گلخانه ای ثبت شده است. استفاده از روش های آماری در این راستا نشان دهنده افزایش ، در قسمت های شمالی و کاهش تدریجی به سمت جنوب می باشد و برآورد تغییرات بارش مدیترانه ای نشان می دهد که در آینده مشاهده کمی ، کاهش بارندگی در یونان و قسمت هایی از غرب ترکیه در فصول بارش می باشیم.

کونکل و همکارانش ( Konkel ) 1999 ، با کمک روش من کندال روند بارش های سنگین در ایالات متحده و کانادا را مطالعه کرده اند و دریافته اند که تغییرات ده ساله در داده ها غالب بوده است. در این بررسی آشکار شده است که تعداد بارش های سنگین در طی دهه های 1930 تا 1950 کمتر از میانگین ، در دهه 1940 بالاتر از میانگین و دهه های 1960 و 1970 در حد میانگین بوده است. در دهه های اخیر یعنی دهه 1980 و 1990 هم تغییرات سالانه، تعداد بارش های سنگین افزایش یافته است و هم بر فراوانی این گونه بارش ها در ایالت متحده و کانادا افزوده شده است.

چانک و همکارانش ( Chung ) 2000 ، روند بارش و دمای کره را طی سده گذشته مطالعه
کرده اند . نتایج تحقیقات نشان می دهد که طی سده گذشته بارش سالانه کره افزایش یافته است. این افزایش به تقویت سیستم های همرفتی در طی تابستان بر می گردد زیرا نیمی از بارش کره تابستانه است.

راموس ( Ramus ) 2001 ، اگرچه روند معنی دار در بارندگی های سالانه منطقه مدیترانه پیدا نکرد، اما دلوئیس ( Deluis ) و همکاران 2000 ، و گنزالس – هیدالگو و همکاران
( Gonzales – Hidalgo ) 2001 ، نشان دادند که روند بارندگی در ارتباط با تغییرپذیری سالانه بارندگی در مناطق مربوط والنیسا – اسپانیا به طور معنی داری کاهشی است.

با بهره گیری از آزمون های پارامتری و ناپارامتری ، زو و همکاران ( Zu ) 2003 ، روند تغییرات بارندگی را در کشور ژاپن بررسی نمودند و چنین نتیجه گیری کردند که مقدار بارندگی متوسط در ژاپن ، تغییرات ناگهانی زیادی را تجربه کرده است، در حالیکه هیچ نشانه ای از روند کاهشی و یا افزایشی یکنواخت به چشم نمی خورد. پیکارتا و همکاران ( piccareta ) 2004 ، به این نتیجه رسیدند که مقدار بارندگی سالانه در بسیاری از ایستگاه های باسیلیکا – اسپانیا دارای روند منفی است و مقدار میانگین کاهش بارندگی سالانه در این ایستگاه ها در 30 سال گذشته در حدود 156 میلیمتر بوده است.

2-1-2- بررسی تغییر اقلیم در ایران

ایران در سال 1338 به عضویت سازمان جهانی هواشناسی درآمده که قبل از انقلاب تنها به جنبه های توصیفی هوا می پرداختند. بعد از انقلاب به مسئله خودکفایی در امر کشاورزی ، چند ایستگاه کشاورزی دائر و اطلاعات اقلیمی مورد نیاز کشاورزی را در اختیار سازمانهای مربوطه قرار داده که باز در زمینه مسائل کاربردی تا سالهای اخیر کمتر فعالیتی انجام شده است . تغییرات اقلیمی نیز ، با توجه به اینکه ایران بعنوان عضو 160 از کنوانسیون تغییر آب و هوا در سال 1992 آن را امضاء نمود و در سال 1996 در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسید . ( زینل زاده ، 1354 ، 17 ) ، چندان مورد توجه قرار نگرفته و تنها در سالهای اخیر معدود مقالاتی در این زمینه به رشته تحریر درآمده که آن هم بیشتر جنبه های توصیفی مورد توجه قرار داده اند ولی مطالعات موردی و ناحیه ای قابل توجهی انجام شده است. چنانچه کاویانی ( 1376 ) رژیم های بارش ایران را بررسی کرده و انواع قلمروهای آبی ایران را شناسایی کرده است غیور ( 1375 ) ، تغییرات بارش ایستگاه های دارای آمار بلند مدت را تجزیه و تحلیل نموده و در برخی از نقاط روند افزایشی و در برخی روند کاهشی مشاهده کرده است.

تحقیقات پیرامون وجود یا عدم وجود روند در دما و بارش در ایران صورت گرفته است که در پی یک بررسی در میانگین دمای سالیانه و فصلی ایستگاه مهر آباد در دوره ( 1993 – 1951 ) تشدید دامنه نوسان در زمستان مشاهده گردید. همچنین روند تغییرات دمای فصلی زمستان منفی ولی روند سالانه و فصول دیگر مثبت تشخیص داده شد در طول دوره مطالعه دمای متوسط سالانه یک درجه و فصول بهار تاپائیز به ترتیب 64/1 – 68/1 – 58/1 درجه سانتیگراد افزایش داشته است. علیجانی ( 1375 ) درتحقیقی دیگر آمار یکصد ساله باران سنجی تهران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و کاهش روند بارندگی در سالهای اخیر و رگبارهای کمیاب با شدت زیاد و مدت کم مشاهده گردیده است و همچنین ایشان با بررسی در میانگین فصلی و سالیانه دما در چهار ایستگاه ( تهران – تبریز – اصفهان – بوشهر ) در بین سالهای 1993 – 1951 روند افزایشی غالبی در این ایستگاهها وجود ندارد و در فصول سرد روندی وجود ندارد و در نتیجه در انتهای تحقیق وجود نوسانات اقلیمی را در سطح کشور نشان می دهد.

مسعودیان ، ( 1376 ) به بررسی اثرات گرم ترشدن سیاره بر چرخه آب پرداخته و نشان داده اند که با افزایش دما، بحران آب منطقه خشک تشدید خواهد شد و انگیزه این مطالعات شناسایی نشانه های تغییرات اقلیمی در مقیاس سیاره ای تا محلی و بررسی پیامدهای این تغییرات برای بخش های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی بوده است.

رستمیان ( 1377 ) تحقیقی بر روی شمال ایران انجام داده ، با استفاده از دو عنصر دما و بارش از طریق آزمون من کندال صورت گرفته است که هیچ گونه روندی را مشاهده نکرده است. ولی پدیده کاهش دمای حداکثر و افزایش دمای حداقل در کل سال به جز زمستان مشاهده نموده که این پدیده در انزلی شدیدتر بوده است.

رضیئتی ( 1379 ) در تحقیقی تحت عنوان الگوهای توزیع زمانی و مکانی بارش های کوتاه مدت در استان تهران ، روش های رتبه بندی ، احتمالی و استفاده از روابط شدت – مدت فراوانی را مورد مقایسه و ارزیابی قرار داده و به این نتیجه رسیده است که روش رتبه بندی مناسب ترین روش تعیین الگوی توزیع زمانی بارش می باشد.

هدایتی ( 1380) در تحقیقی تحت عنوان برخی مشخصه های آماری بارندگی تهران به این نتیجه رسیده است که وقوع بارشها در طی سالهای ( 1998 – 1994 ) در دهک پنجم قرار گرفته در حالی که در سال 1996 که یکی از سال های این دوره می باشد ، در دهک نهم بوده است و کمترین دهک مربوط به فصل پائیز و بیشترین دهک مربوط به فصل بهار بوده است.

روشنی ( 1382 ) به بررسی تغییرات اقلیمی سواحل جنوبی دریای خزر با عناصر دما ، بارش ، رطوبت ، ابرناکی از طریق آزمون من کندال پرداخته است . نتایج بدست آمده در طی سالهای ( 55-1994 ) نشان می دهد که زمان شروع بیشتر تغییرات ناگهانی و تغییرات از هر دو نوع روند و نوسان می باشد و وجود پدیده تغییر اقلیم در این ناحیه کاملاً محرز شناخته شده است.

موحدی ( 1384 ) در تحقیقی با عنوان بررسی تغییرات زمانی – مکانی دما و بارش در حوضه آبریز مارون به این نتیجه رسیده است که بارش حوضه تابعی خطی از تغییرات ارتفاعی است. ضمن اینکه علاوه بر تغییرات مکانی ، تغییرات زمانی ناشی نیز در بارش های حوضه دیده نشده است بطوریکه ناهنجاریهای بارش به خصوص در فصل پائیز ( و بعد از آن در تابستان و بهار ) نمایان تر شده است. این ناهنجاریها حاصل فعالیت ماهانه های همرفتی و پدیده آنسو می باشد و به دلیل دخالت عوامل مختلف و بعضاً ناشناخته در روند زمانی – مکانی عناصر اقلیمی حوضه نمی تواند از قطعیت مطلق برخوردار باشد.

کاویانی و عساکره ( 1384 ) در تحقیقی تحت عنوان بررسی آماری روند بلند مدت بارش سالانه اصفهان، به تحلیل رفتار بارش 103 ساله اصفهان از روش های خطی پرداخته اند که ضمن تشریح روش ناپارامتری من – کندال ، روند غیر خطی نیز مورد توجه قرار گرفته است نتیجه نشان داد که روند خطی ، سهمی و . . . نیز روند حاصل از آزمون رتبه ای من – کندال در سطح 05/0 خطا معنی دار نبوده و بارندگی اصفهان دارای رفتار پایدار بوده و تنها چهار فاز در بارندگی را تجربه نموده است.

با توجه به تحقیقات بسیار زیادی که در زمینه شناخت نوع و شکل تغییر اقلیم صورت گرفته است و از آن جایی که آزمون قدرتمند ناپارامتریک من – کندال در تعیین وجود یا عدم وجود در روند و تعیین تغییرات ناگهانی سری ها و زمان آن توانایی بالایی دارد و ضمناً در کشور ما از این روش کمتر در بررسی سری های اقلیمی استفاده شده ، لازم می آید نتایج کاربری این آزمون در سری های اقلیمی مورد بحث و بررسی قرار گیرد و با نتایج سایر نقاط جهان مقایسه گردد تا جایگاه تحولات اقلیمی کشورمان در جهان مشخص گردد .

لذا با توجه به اینکه تا کنون بررسی روند تغییرات اقلیمی دما و بارش در طی دوره های آماری موجود در خراسان رضوی انجام نشده است نگارنده تصمیم به بررسی و شناخت این تغییرات اقلیمی نموده است.


بررسی تأثیر رسانه های ارتباط جمعی در آگاهی و دانش سیاسی شهروندان در جوامع مختلف

هدف اساسی از این تحقیق بررسی تأثیر رسانه های ارتباط جمعی در آگاهی و دانش سیاسی شهروندان در جوامع مختلف است البته درجه تأثیر بدست آمده از متوسطی حکایت خواهد داشت و نه عین درجات تأثیر چون امکان بررسی میدانی در این راستا امکان پذیر نبوده و ناچار تحقیق از کانال مدارک و مقالات و کتابها انجام گرفته و بعبارتی این بررسی تحقیقی است کتابخانه ای
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 166 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 213
بررسی تأثیر رسانه های ارتباط جمعی در آگاهی و دانش سیاسی شهروندان در جوامع مختلف

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

مقدمه

هدف اساسی از این تحقیق بررسی تأثیر رسانه های ارتباط جمعی در آگاهی و دانش سیاسی شهروندان در جوامع مختلف است البته درجه تأثیر بدست آمده از متوسطی حکایت خواهد داشت و نه عین درجات تأثیر چون امکان بررسی میدانی در این راستا امکان پذیر نبوده و ناچار تحقیق از کانال مدارک و مقالات و کتابها انجام گرفته و بعبارتی این بررسی تحقیقی است کتابخانه ای .

در این بررسی در فصول مختلف از ارتباطات تعریف لازم بعمل آمده و روشهای مختلف ارتباطی بازگو شده و سپس رسانه ارتباط جمعی به طور مشخص تعریف شده و دورانهای مختلف ارتباطی را از کهکشان گوتمبرک تا امروز مورد توجه و بررسی قرار داده و در آخرین بحث همین مقوله به رسانه های مدرن و ماهواره ای نیز پرداخته شده است .

همچنین انواع رسانه ها را بررسی کرده ایم از رسانه نوشتاری و صوتی و تصویری در انواع نوع تصویری مثل سینما و تلویزیون و دیگر نمونه ها ، که در بحثی از قول مارشال مک لوهان آورده شده که در زمان ما همه چیز در حال رسانه ارتباطی شدن است .

دربحثی دیگردیدگاه های صاحب نظران ارتباطات از قبیل مک لوهان ، دیوید رایزمن و امثالهم تشریح گردیده و نزدیکی درجات اختلاف این نظرات پیش روی خواننده گذاشته شده است .

همچنین در فصلی مشخص از رابطه بنیادهای اجتماعی سیاسی و رسانه های ارتباط جمعی گفتگو شده ( گروه های فشار و اتحادیه های کارگری و اصناف دیگر ) و سرانجام از احزاب سیاسی این گونه اشاره گردیده که این بنیادهای اجتماعی و سیاسی چه نیازی به ابزارهای رسانه ای دارند و چگونه از آنها استفاده می کنند و در دنیای امروز این رابطه به چه طریقی در حال گسترش و توسعه است و باز در بخشی نقش وسایل ارتباط جمعی را در گسترش آموزش و انتقال خبر و تأثیر آنها در آگاه کردن مردم و پر کردن اوقات فراغت مردم یادآوری گردیده و بیشتر به این مطلب پرداخته شده که نهادهای سیاسی از ابزار ارتباطی چگونه استفاده می کنند و این نیاز آیا باید استمرار داشته باشد و یا مقطعی است و در این زمینه حق مطلب ادا گردیده و خصوصاً در ارتباط با نقش ماهواره در جهان امروز به اندازه لازم بحث نموده و دنیای آینده با نقش ابزارهای رسانه ای به خاطر انتقال اطلاعات پیش روی خواننده قرار گرفته است.

وضع یاد شده را در سالهای اخیر و بعبارتی امروز تشریح نموده و به جهان سوم نیز به طور اخص در این رابطه اشاره داشته ام .

کاری که انجام شده هرگز ادعا نمی کنم که کار کامل و بی نقصی است ولی می توان گفت آغازی است پیرامون موج سوم که موج ا مروز دنیای ماست موج ارتباطات در ارتباط با ابزار و موج اطلاعات در ارتباط با آگاهی بشر و انتقال آن از گوشه ای به گوشه دیگر جهان و سرانجام توجه به سرعتی که در ذرات این موج نهفته است و هشداری است به جهان سومی ها که دیگر فرصت زیادی برای توسعه یافتگی نداریم و یا حداقل فرصتی برای تلف کردن نداریم . اگر موج اول قرنها طول کشید اگر موج صنعت تنها دو قرن همراه بشر بود هیچ تضمینی نیست که موج سوم ده ها سال طول بکشد . نوع تکنولوژی سرعت و تحول پی در پی ممکن است در سالهای اول دو هزار موجی دیگر فرا راه بشر بگذارد ، در آن زمان جهان سوم چه جایگاهی خواهد داشت ، این تحقیق ما را هشداری است ضمن هدفهای خود نیز به این هدف خاص !

عصر ما دوران خاص ارتباطات را می گذراند و در این عصر با توسعه ابزار ارتباطی ، رساندن پیام از فاصله های دور به اشکال مختلف ، صاحبان نظر و متخصص را توانایی می بخشد که با انتقال پیام های خود ، اهداف خود را جامه عمل بپوشانند.

ابزار رسانه ای در این مقطع زمانی با سرعت و شکل خاص خود جهت رساندن پیام ( سیاسی ، اجتماعی . ... ) از نقطه ای به نقطه دیگر جهان عمل می کند و انسانها را در قاره ها و کشورهای مختلف تحت تأثیر قرار می دهد ، اگرچه به نظر بعضی از صاحبنظران ، دوران اخیر عصر پایان ایدئولوژیهاست ولی هنوز هم انسان ها از تأثیرپذیری مفاهیم ایدئولوژیها رها نشده و شاید هم به اعتبار عقیده گروه دیگری از صاحبان عقیده ایدئولوژی در پایان مسیر قرار نگرفته است . و اما آنچه مهم است این است که قدرتهای بزرگ برای استمرار قدرت خود از طرفی ناچار به حفظ قدرت اقتصادی هستند و از طرف دیگر برای بدست آوردن قدرت اقتصادی و یا ادامه این نوع قدرت ناچار به جمع آوری اطلاعات می باشند و آنچه که در این باره تکرار می شود این است که هر کس یا گروهی و یا کشوری اطلاعات بیشتری در اختیار داشته باشد از قدرت بیشتری برخوردار است .

پس لازمه حفظ قدرت اقتصادی ، داشتن اطلاعات بیشتر از دیگران است . چون داشتن اطلاعات بیشتر و تازه ها این توانایی را می بخشند که بدانند و بتوانند منابع مورد نیاز خود را ا زکجا و چگونه و با چه روشهایی به چنگ آورند .

در نتیجه اقتصاد نیاز اولیه انسانها و سیاست روش ظریف و حساب شده ای برای دسترسی به اقتصاد برتر است . در این صورت سیاستمداران مثل گذشته ، در دنیای امروز نمی توانند بدون دانستن علم و توانائی خاص در عرصه سیاست بازی کنند و اگر احزاب سیاسی را مهمترین نهاد اجتماعی و سیاسی بدانیم و این که همه تلاشها و توانها در احزاب سیاسی متمرکز است به مبارزات و پیکارها و تلاشهای صاحبان عقاید در احزاب متفاوت روشها و اشکال خاص خود را می بخشد تا هر یک از گروه ها بتواند برتری لازم را در این مبارزه به دست آورند و در نتیجه در مقام قدرت ، پارلمان و قدرت اجرائی جامعه را در اختیار داشته باشند .

در مبارزات و پیکارهای سیاسی ، پیام و ابزار پیام رسانی از اهمیت خاصی برخوردار می باشد و این جاست که اهمیت ارتباطات و رسانه ها مطرح می گردد و می بینیم که چگونه احزاب سیاسی در اولین نیاز خود پس از شکل دهی و سامان بخشی به ساختار درون حزبی یعنی سازمان ارتباط و ابزار آن بهاء می دهند .

تبلیغات ، گفتار ، جراید ، رادیو ، تلویزیون و اجتماعات و آموزش و ....... نیازی است که این نهادهای مهم سیاسی و اجتماعی برای داشتن ارتباط با عضو حزب در حد توان ، سعی می کنند آن را در اختیار بگیرند .

در این رساله تحقیقی نیز حتی المقدور سعی شده است با در نظر گرفتن تمامی این مطالب ، نقش وسایل ارتباط جمعی در آگاهی سیاسی مردم و بنیادهای سیاسی ، اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد .


روش تحقیق

در این تحقیق هدف اثبات تأثیر وسایل ارتباط جمعی در آگاهی مردم جوامع و ارتقاء دانش آنهاست از طریق برنامه های آموزشی . برنامه های آموزشی در این جا به مفهوم درس کلاسیک نیست بلکه به منظور انتقال آگاهی و دانش از طریق برنامه های متنوع است .

مفاهیم عبارتند از : رسانه ، ارتباطات ، اطلاعات ، رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، سینما ، روزنامه ، بنیادهای سیاسی ، بنیادهای اجتماعی ، گروه ، گروه فشار ، گروه ذینفوذ و بسیاری دیگر .

و اما متغیر این بررسی آموزش و آگاهی مردم جوامع است . جامعه مورد بررسی کشور های مختلف ( بطور عموم ) است و بنا به ضرورت ، انتخاب بعضی از جوامع به عنوان نمونه به دلیل محدود کردن بحث .

روش تحقیق کتابخانه ای است و از کلیه تألیفات و جزوات اساتید و تحقیقات دانشجویان استفاده شده ( عنوان تحقیقات تأثیر تلویزیون بر فرد و جامعه ، کارشناسی ارشد ، آقای سید محرم علوی ،سال 76 ) و ( ارتباطات در توسعه مشارکت ، خانم زهرایی ، کارشناسی ارشد ) و خود را در قالب های ادعائی این و یا آن ها محبوس نکرده ام .

فرضیه اصلی این تحقیق این است که وسایل ارتباط جمعی در روشن کردن و بالابردن آگاهی و افزایش درجات آموزش مردم جامعه اثرگذار می باشد .

فصل اول

رسانه های جمعی و افکار عمومی

از جمله عوامل اساسی شکل دادن افکار عمومی در جهان امروز رسانه های جمعی می باشد از این جهت در این جا لازم است هر یک از آنها را در شکل دادن به افکار عمومی بررسی کنیم .

رادیو

رادیو از دو جهت بر سایر رسانه های همگانی برتری دارد . هم انتقال پیام در آن سریع و بلافاصله است وهم پوشش وسیعی دارد . این رسانه بر موانع زمان و مکان به راحتی غلبه میکند : مانع زمانی را بر می دارد ، زیرا همان لحظه ای که پیام پخش می شود ، شنیده می شود و در نتیجه فاصله ای وجود ندارد . برمانع مکانی غلبه می کند زیرا امواج رادیو به راحتی ازمرزها و حتی قاره ها میگذرد و از این سوی جهان به آن سو می رسد .

این خصلت بین المللی بودن رادیو ، یعنی این که به راحتی می تواند از مرزهای کشورها به داخل نفوذ کند ، از یک سو می تواند آن را به وسیله ای برای نزدیکی ملتها به یکدیگر و تفاهم بیشتر آنها تبدیل کند و از سوی دیگر از آن مؤثرترین وسیله دستکاری افکار عمومی و تبلیغاتی در جهان ساخته است تا جایی که قدرت تبلیغاتی هر کشور به میزان گستره و پوششی است که امواج رادیویی آن کشور می تواند به دست آورد .

علاوه بر دوویژگی بالا ، رادیو چند امتیاز دیگر هم بر سایر رسانه ها دارد و از این جهت امروز در حوزه تبلیغاتی رایج ترین وسیلهاست . امتیاز اول آن است که چون پیامش شنیداری است ، برای دریافت پیام آن ، گیرنده نیازی به سواد خواندن و نوشتن ندارد و در نتیجه برای کشورهایی که میزان بی سوادی در آنها بالاست ، رسانه ای ایده آل است و امتیاز دیگر آنکه می تواند به راحتی به حوزه خصوصی زندگی پیامگیر نفوذ کند و درتمام لحظه های زندگی یار و همدم او باشد . علاوه بر آن ، چون ارتباط شفاهی است ، تأثیر آن از جهت روان شناختی بر پیامگیر صمیمانه تر و دلنشین تر است ، نوعی ارتباط منفعل است یعنی نیازی به این که پیامگیر مانند خواندن تلاش کند و برای فهم پیام افکار خود را کاملاً متمرکز کند ، ندارد .

ازاین گذشته ، ارتباط رادیویی بسیار ارزان و سهل است چون نیازی به وسیله نقلیه و جاده ندارد ، در حالی که روزنامه و نشریات چاپی برای آن که به دست پیامگیر برسد ، به جاده و وسیله نقلیه نیاز است . از همه اینها گذشته برای کشورهایی که وسعت آنها زیاد وجمعیت آن پراکنده است و دسترسی به گروه های متفرق به آسانی میسر نیست ، رادیو وسیله ارتباطی مطلوبی است . به علاوه استفاده از آن به نسبت رسانه های دیگر ارزان تر و راحت تر است ، به ویژه پس از اختراع ترانزیستور انقلاب عظیمی در زمینه استفاده از رادیو پدید آمد .

تنوع برنامه ها و موسیقی رادیو را وسیله ارتباطی جذابی می کند که بهتر از نوشته می تواند افراد را سرگرم کند ، به خصوص در کشورهایی که مردم با فرهنگ نوشتاری الفتی ندارند ، رادیو جاذبه خاصی دارد . از این جهت به نظر می رسد که رادیو همچنان دراکثر کشورها به ویژه کشورهای در حال رشد قویترین و مؤثرترین وسیله ارتباط جمعی باقی بماند . رادیو نه تنها می تواند وسیله تبلیغات سیاسی مؤثری باشد، بلکه می تواند نقش مهمی در آموزش عامه مردم در زمینه های گوناگون از مسائل اجتماعی تا خانه داری و بهداشت و غیره ایفا کند .

تلویزیون

تلویزیون به خاطر ارائه تصویر از رادیو جاذبه بیشتری دارد و بعد تازه ای بدان اضافه می کند که چشمها را به خود خیره می کند و به علاوه فهم پیام را آسانتر می سازد ، چون تصویر و صدا اطلاعات کاملتری به تماشاگر می دهد ، تماشاگر در تلویزیون آنچه رادیو می گوید می تواند به چشم ببیند و درک عمیقتری از آن پیدا کند . تلویزیون به خاطر تصویر به تخیل کمتری نیاز دارد . به عبارت دیگر اگر روزنامه و رادیو رسانه ای انتزاعی هستند و به تخیل نیاز دارند .

موضوع ارتباط ، از یونان باستان تا قرن هجدهم ، بیشتر از لحاظ ذهنی و محتوایی مطرح بوده است و اندیشمندان اجتماعی همواره ترغیب را معادل ارتباط می دانستند . با پیدایش انقلاب صنعتی و آغاز عصر روشنگری علمی و ادبی در اروپا مسأله ارتباطات بیشتر به قلمرو سیاسی ، اجتماعی گام نهاد و به طور مستقیم به امور روزمره حیات اجتماعی پیوند خورد و به عنوان یک پدیده عینی ، مورد توجه قرار گرفت . با پیچیدگی جامعه بشری و گسترش تکنولوژی ، توجه به شیوه انتشار و کانالهای پخش اندیشه های انسان ، اهمیت فزاینده ای یافت و موضوع ارتباطات ، ابعاد تازه تری به خود گرفت .

تلویزیون از جهت کنترل و تسلط بر افکار عمومی رسانه بسیار قوی و مؤثری است ، زیرا مانند رادیو به حوزه خصوصی زندگی افراد نفوذ می کند و با ارائه تصویر و رنگ و کلام و موسیقی تماشاگر را افسون می کند .

در کشورهای پیشرفته امروز رادیو به عنوان وسیله ارتباط بین المللی و تلویزیون وسیله ارتباط داخلی مورد استفاده قرار می گیرد . ولی باز رادیو همچنان نفوذ خود را در داخل هم حفظ کرده است . حتی در کشورهایی مثل آمریکا که تحت سلطه تلویزیون است ، استفاده از رادیو روز به روز بیشتر می شود . ولی رادیو هم خصلیت خود را تغییر داده است . امروزه در اکثر خانه ها چند رادیو و رادیوهای جیبی وجود دارد ، که اساساً برای گرفتن خبر و موسیقی از آن استفاده می شود . تلویزیون در مقابل منبع اصلی فیلمها ، فیلمهای مستند ، سریالها ، نمایشنامه ها و رپرتاژهای خبری است و جنبه سرگرم کنندگی آن قوی است .

نقش تلویزیون با رعایت تمام مسائل و جوانب ، نقش مثبتی است . تلویزیون بسیار می آموزد . این نکته به اثبات رسیده است که اگر تلویزیون وجود نداشت بسیاری از مسائل بزرگ فرهنگ و شناخت بشر برای بسیاری از افراد مردم ناشناخته می ماند .

مطمئناً اگر تلویزیون نبود مسائلی چون جنایات صربها در بوسنی ، باخ ، ...... برای میلیونها تن از مردم ناشناخته می ماند و یا لااقل شناسایی آنان از این موضوعات در حدی بسیار سطحی و کم عمق متوقف می شد . تلویزیون در تغییر و رویه زندگی دنیاست و این امکان را می دهد تا درباره همه چیز مطلع باشیم . زنها را از تنهایی خارج می کند ، یکنواختی زندگی عادی را از میان برداشته ، زبان گفتگو و بیان مطالب راتقویت کرده است .

تلویزیون علت اعمال افراد است که درعین حال آثار اجتماعی را به دنبال دارد ، آثاری که در محدوده کشور و یا ملتی قابل بحث و بررسی نیستند و به ملت و کشور خاصی تعلق ندارند .

بشریت امروز در مرحله ای از رشد ، همسانی و همگونی قرار گرفته که صورت تکوین آن به طرزی خارق العاده سریع است . سرنوشت آینده آنان و صورت و حال فردایشان را مشخص خواهد کرد . در کشورهایی که بیسوادی زیاد است و یا سطح سواد و آگاهی پایین است ، تلویزیون یکی از قویترین وسایل و شاید تواناترین وسیله ای است که استفاده امروز بشری و دگرگونی جامعه را در اختیار دارد .

اما از طرفی که انسان را آگاه می کند و به انسان تعلیم می دهد آیا واقعاً انسان را تربیت می کند ؟ « لز » می گوید : « اینک رقابت و سابقه ای در تمدن ما میان تعلیم و تربیت و فاجعه در نظر گرفته است و اگر ما این مسابقه را ببریم آیا قرن بیست و یکمی برای تمدن ما وجود خواهد داشت ؟ »

ایجاد بحران ، صدور بحران ، تحریک احساسات ، فضا سازی ، ایجاد انگیزه ، تهدید ، ابعاد وحشت ، شکوفایی خلاقیتها ، تحقیر ، قدرت نمائی ، ایجاد شوق و نفاق ، رفع تنش ، بی تفاوتی ، برقراری تفاهم ، بی اعتنایی و القاء مواردی که در جهت دار و هدفمندار شدن نگرشها و سوق دادن آنها به قسمتی که خواسته ها و اهداف در آن سو شکل می گیرد از توانائیها وقابلیتهایی است که رسانه های جمعی در عصر حاضر عهده دار آن هستند .

نقش رادیو و به ویژه تلویزیون به دلیل گستردگی فراگیری ، جامعه پذیری نسبی و ایجاد تحول و تحرک سریع ، از نقش دیگر رسانه ها شاخص تر و بهتر خودنمایی می کند .

تلویزیون به عنوان وسیله ای برای شکل دادن به افکار عمومی با طرح معضلات اجتماعی وسایل مربوط به سیاست داخلی و خارجی و همچنین با عرضه برنامه های تفریحی و نمایشی اش نقش خود را ایفاء می کند . این وسیله شگفت انگیز و قدرتمند در اکثر کشورها ملزم به ارائه یک پیام ایدئولوژیک است که آن هم از سوی طبقه حاکم تعیین می شود . در بسیاری کشورها تصویر سازی از سیاستمداران و شناساندن آنها در جهت شکل دادن به افکار عمومی و گرایشهای مردم وظیفه اصلی تلویزیون به شمار می رود ، وسایل ارتباط جمعی با داشتن وظیفه خبری آموزشی ، تفریحی – تبلیغی ، راهنمایی و راهبردی می توانند بهترین ابزار برای بالا بردن سطح دانش و فرهنگ ملی در جامعه باشند .

در این میان تلویزیون با استفاده از جذابیتهای تصویری ، رنگ ، صدا و موسیقی می تواند سریع تر توجه مخاطب را جلب و پیام خویش را با نفوذ بیشتری ارائه کند . در این جا آنچه مهم است ارائه برنامه های پرمحتوا و نحوه برنامه ریزی برای استفاده مخاطبان است . متأسفانه در کشور ما تقریباً همه برنامه های تلویزیون ، از یک قالب کلیشه ای و تکراری پیروی می کنند ، بی هیچ خلاقیت خاصی . یک دوربین ، یک مجری و یک دستگاه میکسر تصویر که قادر باشد هزار و یک ترفند را بر سر تصویر بیاورد ، کافیست تا یک برنامه چند ساعتی تولید شود .

مطبوعات

روزنامه هم ارزان است و هم حداقل در شهرها قابل دسترسی مهمترین نقش روزنامه ها دادن خبر و تفسیر وقایع روزمره است . این وقایع روزمره می تواند از جرم و جنایت محلی باشد تا جنگهای داخلی و خارجی . مطالعه نشان می دهد که روزنامه ها به جز خبررسانی نقشهای دیگری دارند که شاید از خبر هم مهمتر نشان می دهد روزنامه ها به جز خبررسانی نقشهای دیگری دارند که شاید از خبر مهم تر باشد . مثل آگهی نیازمندیها ، آگهی های ترحیم ، قیمت ارز و سهام ، آگهی های استخدام و برنامه های تلویزیون ، سمینارها و اخبار ورزشی و .......

مجلات بیشتر جنبه سرگرمی یا تخصصی دارند و اطلاعات خاصی را برای گروه معینی می دهند . مجلات سرگرم کننده تیراژ وسیع تری دارند و می توانند حاوی خبرها ، رپرتاژها ، مطلب خواندنی ، تفسیرها و غیره باشند .

یکی از ویژگی های روزنامه از جهت تأثیر روی افکار عمومی آن است که روزنامه می تواند به علت تنوع ، هر گروه خاصی را مخاطب قرار دهد و با زبان خود آنها با آنها ارتباط برقرار کند و مطالب مورد علاقه آنها را منتشر کند و این چیزی است که در رادیو و تلویزیون به آن اندازه ، امکان ندارد . حتی مطالب یک روزنامه واحد می تواند آن قدر متنوع باشد که برای تمام گروه های خاص قابل استفاده شود.

به طور کلی باید گفت که روزنامه ارزان ترین وسیله ارتباط جمعی است و شاید هم در دراز مدت مؤثرترین وسیله تأثیر بر افکار عمومی ، علی رغم گسترش غول آسای رادیو و تلویزیون ، روزنامه حداقل در کشورهای پیشرفته صنعتی هنوز هم به عنوان مهمترین منبع خبری و تفسیر سیاسی باقی مانده است . روزنامه هر چند از جهت انتقال خبر از رادیو کندتر است ، ولی این حسن را دارد که مطالب آن ماندنی و قابل مراجعه است .

شایعه و .......

یکی از شیوه های تبلیغات شفاهی شایعه است که معمولاً گستره آن محدود و زمان آن هم کوتاه است . معمولاً این شایعات در اطراف دولتمردان ساخته می شود و غالباً هم سازندگان شایعه قابل تشخیص نیستند . شایعه این خصلت را دارد که وقتی سر زبانها افتاد ، دیگر قابل کنترل نیست .

شایعه خیلی سریع پخش می شود و هر چه اوضاع بحرانی تر باشد ، هم شمار شایعات بیشتر می شود و هم سرعت انتقال آن . همین طور در مواقعی که حوادث مهمی در شرف تکوین است که افکار عمومی تصور دقیق از آن ندارد، شایعه بازار گرمی پیدا می کند . تجربه نشان داده است که هر گاه شایعه به دلایلی رواج پیدا کند ، دیگر تلاش منابع رسمی خبر برای تکذیب آن تأثیر چندانی ندارد .

نقش تبلیغات

در عصر ما تبلیغات به فعالیتهای گوناگونی اطلاق می شود که به دو دسته اصلی تقسیم می شوند : تبلیغات تجارتی و سیاسی .

تبلیغات تجارتی شامل آگهی ، فروشندگی و رابطه عمومی است . در زمینه سیاسی به فعالیتهای احزاب سیاسی و نهضتهای گفته میشود که می خواهند آموزه های خود را در جامعه ترویج کنند و طرفدارانی برای خود پیدا کند ، افکار عمومی را با خود همراه سازند و در انتخابات آراء را به سوی خود جلب کنند و غیره . نوع دیگر تبلیغات سیاسی فنون ترویج را در بر می گیرد که دولتها و رژیمها برای افزایش مشروعیت و حیثیت خود در داخل و خارج و حفظ روحیه مردم و تخریب روحیه مخالفان در جنگ و جنگ سرد به کار می برند .

رشته دیگری از تبلیغات هم وجود دارد که خصلت اجتماعی و بهداشتی و علمی و هنری دارد و برای پیشبرد امور بهداشتی یا فرهنگی و غیره به وسیله سازمانهای مربوطه انجام می گیرد .

یکی از ویژگی های مشترک انواع تبلیغات آن است که تمام آنها از ارتباطاتی استفاده می کنند که به وسیله رسانه های گوناگون برای شکل دادن باورها ، نگرشها یا رفتارها جهت مقاصد مبلغ اشاعه پیدا می کند .بنابراین ، در یکی از تعاریف تبلیغات که در فرهنگ و بستر آمده نوشته شده است . « تلاش برای ارائه آموزه ها ، ایده ها ، دلایل ، شواهد یا ادعاها از طریق رسانه های ارتباطی برای تقویت هدفثی و یا مبارزه با هدف ضد آن » . در تعریفی که از سوی کوالتر ( 1962 ) داده داشته ، وی گفته است که تبلیغات تلاش آگاهانه ای است برای دگرگونی طرز تلقیها از طریق ارتباطات .

به گفته برنیز « تبلیغات نوین تلاشی است پیوسته در جهت ایجاد یا شکل دادن رخدادها برای تحت تأثیر قرار دادن روابط عامه مردم با کاری ، فکری و یا گروهی . »

یکی از مشکلاتی که در تعاریف تبلیغات وجود دارد ، مشابهت آنها با هم نیست ، بلکه تفاوتی است که با انواع دیگر ارتباطات دارد که می خواهد طرز تلقی و رفتار افراد راتغییر دهد بدون آن که کسی این را کار تبلیغاتی بداند . برای مثال توصیه های پزشکی ، کتابهای درسی و غیره در گروه کارهای غیرتبلیغاتی قرار می گیرد . در برخی از تعاریفی که از تبلیغات شده است ، مرز روشنی میان این دوگروه کشیده نشده است . از این جهت تعریف لاسول بسیار عام است ، زیرا در هر دو گروه نوعی تلاش برای تغییر رفتار انجام می شود .

برخی از نظریه پردازان برای تمایز میان این دو گروه ارزشها را مطرح کرده اند ( حقیقت در برابر دروغ ، نیت خوب در برابر فریب و غیره ) . با این وجه تمایز ، آموزش به عنوان سرمشق « درستی » و ارتباطات غیر تبلیغاتی در نظر گرفته می شود .

تبلیغات و آموزش

ادبیات اولیه درباره تبلیغات ، آن را به عنوان خطری که جامعه را تهدید می کند، معرفی می کند ومی خواهد از جهت مفهومی میان ارتباطات تبلیغاتی ( فریب دهنده ) و آموزنده تفاوت قائل شود . ( لاسول ، 1943 ؛ دوب ، 1948 ، 1956 )

لاسول و دوب می خواستند ویژگی تبلیغات آموزشی را به صورت تجربی و بدون ارزشگذاری ارائه دهند . لاسول ترجیح می دهد که واژه « آموزش » را به انتقال « فنون مثل خواندن ونوشتن و مهارتهای فکری و بدنی » محدود سازد و « تبلیغات » را فنونی می داند که به وسیله آن « تمایلات ارزشی ( تنفر یا علاقه به شخصی ، گروهی ، سیاستی و مکتبی ) شکل می گیرد » . او اضافه می کند که در هر حال در اصطلاح کنونی هر نوع « انتقال نگرشهای ارزشی سنتی را عموماً آموزش گویند در حالی که واژه تبلیغات به اشاعه نگرشهای واژگون کننده و مورد ایراد و یا تنها نگرشهای تازه اطلاق می شود . » (لاسول ، 1974) .

از نظر دوب ، آموزش « اشاعه دانش یا مهارتی است که خصلت علمی داشته یا برای بقای انسان در جامعه دردوره خاصی ضرورت دارد » . تبلیغات برعکس نوعی « تلاش در جهت تأثیر قرار دادن شخصیتها و کنترل آنها از جهت ارزشهای غیر علمی یا تردید آمیز در جامعه در زمان خاصی است . » ( دوب ، 1948 )

نویسندگان دیگر هم به این دوگانگی آموزش – تبلیغات به مثابه دو نوع ارزش نگاه می کنند . تبلیغات « می خواهد ذهن را به جای آن که باز کند ببندد » . تبلیغاتچی تنها می خواهد شما کاری بکنید که او می خواهد ، در حالی که آموزش « می خواهد شما کاری را به میل خود انجام دهید . » (مارتین ، 1993). تبلیغات می خواهد عقاید و افکار را « به نحوی تحت تأثیر قرار دهد که افراد هیچ پرسشی درباره علت این که چرا باید این عقیده یا رفتار داشته باشند نکنند. « اکنون شما تفکر و رفتار را طوری تحت تأثیر قرار می دهید که افراد ترغیب می شوند سؤال کنند که چرا این کار را اصلاً بکنند » ( بارتلت ، 1945 ) .

تبلیغات و دروغ

دروغ به عنوان ویژگی اصلی تبلیغات در مباحث مفهومی زیادی که در این باره ارائه شده است دیده می شود . توتیس تبلیغات را تلاشی می داند در جهت اشاعه افکاری فاقد حقیقت و دقت . لومی ( 1933 ) تبلیغات را مخدوش کردن واقعیتها می داند . آلبیگ ( 1965 ) و چوکاس همین نظر را دارند . همین طور آنها مغلطه را یکی دیگر از خصایص تبلیغات معرفی می کنند . لی وی ( 1939 ) هنر تبلیغات را نوعی کلک نظری و پشت هم اندازی می دانند که باعث می شود افراد دچار توهم شوند و آن را حقیقت تصور کنند .

مرتون ( 1975 ) از سوی دیگر تصور نمی کنند که ضرورتاً باید همیشه تبلیغات همراه با دروغ باشد . الول ( 1965 ) حتی از این پیشتر می رود و می گوید :
« این فکر که تبلیغات باید حاوی دروغ باشد هنوز میان برخی از متخصصان رایج است ..... ولی این طور نیست ، مدتهاست که تبلیغاتچیها فهمیده اند باید از دروغ پرهیز کنند . در تبلیغات آنها حقیقت است که نتیجه می دهد . » این فرمولی است که روز به روز بیشتر مورد قبول قرار می گیرد . تبلیغات بر مبنای دروغ استوار نیست . بلکه بر اساس واقعیت محض است . به نظر می رسد که هر چه افکار عمومی بیشتر بی اطلاع باشد ، بیشتر از تبلیغات تأثیر می پذیرد .

در جای دیگر الول بر خصلت دروغ پردازی تبلیغات کنونی تکیه می کندو می گوید : « تبلیغات امروز دعاوی نادرستی را اشاعه می دهد . دروغهایی است که می خواهد فکر ، داوری و ارزشها و اعمال را به کلی وارونه کند . »

تحقیقاتی تجربی زمان جنگ درباره تبلیغات نشان می دهد که اعتبار مهمترین تنگنا است . به قول لرنر ( 1949 ) اجتناب از دروغ قابل کشف یکی از قواعد اصلی بود که جنگ روانی متفقین را در جنگ جهانی دوم شکل می داد . تبلیغاتگران متفقین حتی سعی می کردند از گفتن حقایقی که ممکن بود در نظر دمشق بی اعتبار باشد ، اجتناب کنند . به طور کلی معلوم شد که مثلا ًاعتبار خبر از جهت باور پیامگیر حتی از درستی و نادرستی هم مهمتر است .

الول ( 1965 ) تبلیغات را به مثابه فن ارتباطی « تام » تلقی می کند که پیامگیر را از هر سو احاطه می سازد ، تمامی شخصیت انسان و تمامی افراد را تحت سیطره خود می گیرد . در این جا با اسطوره سازمان یافته ای مواجه هستیم که می خواهد تمامی وجود انسان را تسخیر کند .

تبلیغات نوین

تبلیغات به عنوان نیروی تازه اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی تلقی می شود که با انواع ارتباطات ابزاری دوره های قبل کاملاً متفاوت است . تبلیغات در معنی خاص و جدید خود با خصایصی مثل عینیت یا عدم دلبستگی ، پنهان کاری و ظرافتهای علمی تعریف می شود که در دوره های گذشته فاقد آن بود .

لاسول و بلومن استاک ( 1939 ) با مقایسه تبلیغاتگران عصر جدید با مبلغان مذهبی میسیونرهای گذشته ، که به حرفهای خود اعتقاد راسخ داشتند ، می گویند : « تبلیغاتچیهای جدید لزوماً به چیزهایی که می گویند اعتقاد ندارند . »

الول این تفاوت را بیشتر نشان می دهد ، « تبلیغات دیگر از ایدئولوژی متابعت نمی کند. تبلیغاتچی آدمی نیست که به حرفش اعتقاد داشته باشد ، تبلیغاتچی واقع باید مثل جراح خونسرد، بی تفاوت و دقیق باشد . »

از ویژگی های تبلیغات جدید خصلت پنهان کاری آن است . در تبلیغات جدید ، منشأ پیام و هدفهای پیام رسان از چشم پیامگیر پنهان است . لوملی ( 1933 ) تبلیغات را همین می داند. آلبیگ تبلیغات را « پخش استنتاجهایی از منابع پنهان یا با هدفهای نهان تعریف می کند . »

برنیز ( 1938 ) تبلیغاتچی را « حاکم نامرئی می داند که قدرت حاکمه واقعی را در جامعه تشکیل می دهد ؛ ما همه تحت سلطه کسانی هستیم و ذهن ما را کسانی شکل می دهند و ذائقه ما را کسانی تعیین می کنند که اصلاً شناختی از آنها نداریم . »

و سرانجام برخی از نویسندگان برای تبلیغات کنونی خصلتی علمی قائل شده اند. این مخصوصاً در برداشت چوکاس و الول از تبلیغات منعکس است .

چوکاس ( 1965 ) تبلیغات نوین را به مثابه « تلاش در جهت مفهومی اجتماعی برای ساختن الگوهای رفتاری می داند ، همان طور که در مهندسی ، پلها و جاده ها ساخته می شود . » از این جهت تبلیغاتچی باید فهم دقیقی از این که انسان چگونه رفتار می کند داشته باشد .

الول ( 1965 ) هم معتقد است : « تبلیغات جدید بر اساس تحلیل روان شناسی و جامعه شناسی استوار است . »

آثار ارتباطات

در این جا به نظریه هایی که درباره اثر مجاب کننده تبلیغات ارائه شده است می توان اشاره کرد . نخست باید به دو خط متفاوت نظری اشاره شود ، یکی می خواهد قدرت تبلیغات را بر پیامگیر بزرگ کند و دیگر برعکس می خواهد آن را کوچک کند .

نظریه های نوع اول با برخی از مفهوم سازیهای دوگانه درباره پدیده تبلیغات همریشه است ، بر نظریه شرطی اشاره دارد . در این جا تبلیغاتچی به مثابه عامل محرکه ای ظاهر می شود که پاسخ دریافت کننده پیام را تعیین می کند . این نظریه ها بر اساس رابطه یکسویه و سلطه تبلیغاتچی بر پیامگیر استوار شده است .

نظریه های نوع دوم نظریه های جامعه شناختی هستند که اعتقادی به این رابطه یکسویه ندارند . به جای آن که برای تبلیغات قدرت خاصی قائل شود ، آن را جزء ارتباطات ابزاری ( ارتباطی که هدفش تحت تأثیر قرار دادن ، شکل دادن نگرشها و رفتار افراد است ) محسوب می کند .

برخی از نظریه پردازان برای تبلیغات اثر شرطی قائل هستند ( کنترل نگرشها ، باورها و غیره از طریق دادن محرکه های مناسب بدون توجه به متغیرهای واسط ) . بدون توجه به مکانیسم های شرطی پاولف ، به نظر چوکاس (1965) ، اثر القایی تبلیغات ناشی از این است که محرکه ارائه داده شده به وسیله تبلیغاتچی با محفوظات عاطفی پیامگیر ( ترس ، لذت ، نفرت و عشق ) همبسته می شود . محرکه ای که این چنین غنی شود ، به « نماد » تبدیل می گردد . این اصلی اساسی در سازمان دادن رفتار افراد است . هر نمادی که فرد پیدا می کند ، به طور خود به خود و بدون تأمل تصویری در ذهن او ایجاد می کند که در او احساس عشق یا نفرت ، تسلی یا تحقیر را بیدار می کند .

سارنوف ، کاتس و مک کلین تاک ( 1954 ) « القای اقتدارگرایانه را در برابر اطلاعات غیر اقتدارگرایانه » قرا رمی دهند . اولی بر اساس تصوری است که از قدرت پیام دهنده وجود دارد ، و این همان چیزی است که اثر شرطی به وجود می آورد . پس هر محرکه ای که توانایی شرطی کردن ندارد ، بلکه تنها محرکه ای توانایی این کار را دارد که از نظر پیامگیر ، ارائه دهنده آن صاحب قدرت باشند .

بررسی مسئله

موفقیت تبلیغات در میان عوام ، چه از نوع تجارتی یا سیاسی ، پاسخهای خود را خودی و مکانیکی در سطح توده به وجود می آورد . مردمی که مسحور عوامفریبانه زبان باز شده اند و افرادی که به طور سیل آسا برای خرید محصولاتی که در رسانه های همگانی تبلیغ می شود هجوم می آورند ، رفتاری که حاکی از استقلال رأی باشد از خود نشان نمی دهند . به راحتی می توان نتیجه گرفت که تبلیغاتچی با پیامگیر کاری می کند که دانشمند در آزمایشگاه آزمایش شرطی روی حیوانات انجام می دهد . هر دو آنها بازتابهای شرطی را در رفتار موجودات مورد آزمایش انجام می دهند . ولی این تشبیه در مورد پاسخهای پیامگیر به محرکه های تبلیغاتچی تردید آمیز است .

البته نمی توان انکار کرد که پیامهای تبلیغاتی غالباً پاسخهای شدید خود به خودی ایجاد می کند ، تمام ارتباطات نمادین از این نوع هستند . برای مثال ، رمزگشایی نمادها پاسخی شبیه بازتاب غیر ارادی و خودبخودی است . برای مثال ، رمزگشایی نمادها پاسخی شبیه بازتاب غیر ارادی و خودبخودی است ، به شرط آن که رمز نماد قبلاً آموزش داده شده باشد . برخی از آثار تبلیغات با رمزگشایی غیر ارادی بستگی دارد که به جهت به خاطر سپردن مارک جنس و غیره در ذهن فرد شکل می گیرد . ولی آثار شرطی از این نوع نمی تواند الگوی نظری باشد که هر نوع پاسخی را که تبلیغات انتظار دارد شامل شود . آن چه ما نیاز داریم الگویی است که نقش اساسی پاسخهای مستقل و غیر خود به خودی را که تبلیغات ایجاد می کند ، به حساب آورد .

برخورد نظری با پاسخهای مستقل به ارتباطات نمادین در پژوهشهای تجربی ارتباطی انجام گرفته است .

پژوهشهای جامعه شناختی

جوزف کلاپر ( 1960 ) در بررسی خود در زمینه رسانه های همگانی پس از جنگ جهانی دوم می گوید : « پژوهشگران کنونی از این گرایش که رسانه های همگانی علت لازم و کافی تأثیر بر مخاطب هستند فاصله گرفته و به این نتیجه رسیده اند که نقش رسانه ها در میان سایر عوامل دیگر در یک موقعیت کلی قابل طرح است . به عبارت دیگر ، برداشت گذشته از نقش تعیین کننده رسانه ها در شکل دادن به نگرشها جای خود را به مشاهده شرایط موجود و تغییرات آن داده است .

ریلی و ریلی ( 1959 ) در همین مضمون می گوید: « برخورد سنتی با مسئله ، بر این اصل استوار بود که ارتباطات به طور ساده بر پیامگیران به عنوان عامل منحصر به فرد تأثیر می گذارد . این تصور به طور ضمنی وجود داشت که کار ارتباط گیرنده تنها فرستادن پیام است و این که پیامش هر چه بیشتر نفوذ کند و گیرنده پیام هم در کمال آزادی و اختیار تصمیم می گیرد که با پیام چگونه برخورد کند – و غالباً هم به طور منطقی با آن برخورد می کند . چنین طرح ساده ای می توانست چارچوب مناسبی برای نظرخواهی و یا تجربه های آزمایشگاهی باشد .....در حالی که این دیدگاه قدیمی فراگرد نقش متقابل اجتماعی را ، که عمل ارتباطی تنها یکی از عناصر آن است ،به حساب نمی آورد؛ اضافه بر آن ، به فرگردهای روان شناختی که جدا از هر نوع ارتباط خاصی در فرد در جریان است و بر عکس العمل او تأثیر می گذارد ، توجهی نشان نمی داد.

تحقیقات تجربی وسیع درباره تأثیر رسانه های همگانی بر نگرشهای افراد از جنگ دوم جهانی به این طرف باعث شده است تا نسبت به گذشته از اعتقاد به قدرت تبلیغات کاسته شود . مطالعات روی گروه های ثابت ( پانل ) ، که از سوی لازاسفلد ، برلسون و گودت ( 1948 ) در زمینه تغییر رأی شرکت کنندگان در انتخابات سال 1940 در اری کانتی واقع در اوهایو ، و از سوی لازارسفلد ومک فی در همین زمینه در انتخابات سال 1948 در المیرا واقع در نیویورک انجام شد ، نشان داد که تنها درصد کوچکی ( در اولی 50 درصد و در دومی 8 درصد ) از رأی دهندگان رأی خود را در جریان انتخابات تغییر دادند . این نشان می داد که رأی افراد شبیه به متغیرهای فردی بیشتر با نگرشهای قبلی افراد و عضویت در گروه های مرجع ارتباط داشته است تا با تبلیغات انتخاباتی. در همان زمان برخی از ویژگی های مبلغ ، به ویژه نفوذ کلام و خصایص رهبران فکری در گروه های چهره به چهره نشان داد که می تواند در تغییر رأی مؤثر باشد ( هولاند، 1945 ، کاتس و لازارسفلد ، 1955 ) .

هر چند نقش رسانه های از جهت تبلیغاتی به ویژه در کشورهای صنعتی محدوداست ولی از جهت اطلاعاتی قابل توجه است . رسانه ها از این جهت می توانند در شکل گیری جو سیاسی جامعه سهم عمده ای داشته باشند . لانگ و لانگ (1956) معتقدند که رسانه ها دیدگاه های را ترسیم می کنند ، سیاستمداران و احزاب را به جامعه معرفی می کنند ، مسائل جاری را مطرح می کنند که بر اساس آن بحث و جدلها شکل می گیرد و جو خاصی را به وجود می آورند . رهبران فکری در این میان نقش واسط میان رسانه های همگانی و توده پیامگیران را به عهده دارند . به نظر این دو نفر شیوه اطلاعاتی که از این رسانه ها پخش می شود ، در اکثر مواقع تلاشهای قبلی را تقویت و متبلور می کند ، ولی در عین حال به نحوی که بیان آن آسان نیست ، تغییراتی هم در نگرشها به وجود می آورد .

در هر حال ، تحقیقات ونظرخواهی ها از این که بتوانند نشان دهند ارتباطات در تغییر نگرشها تأثیر زیادی داشته اند ، ناتوان بوده اند .

در واقع وارد کردن متغیرهای مؤثر در ایجاد پاسخها به تبلیغات سیاسی به فضای آزمایشگاه بسیار مشکل است . برای اطمینان ، در برخی از مطالعات آزمایشگاهی متغیرهای مستقل عبارت است از متغیرهای پیامگیر مانند تعلق به گروه مرجع ، یا متغیرهای منبع پیام مانند باورپذیری و جذابیت مبلغ . آزمایشهایی نظیر این به ندرت می تواند میزان مقاومت نسب به تبلیغ قابل سنجش را از جهت عامل جامعه شناختی نشان دهد. ( کلی و ولکارت 1925 )

میزان تغییرات ادراکی و نگرشی ناشی از تبلیغات به عنوان وسیله سنجش مؤثر بودن ارتباطات تلقی می شود که می توان آن را تحت عنوان « تغییر عقیده » مورد بررسی قرار داد . ( کلاپر ، 1960 )

فنون و تبلیغات

شیوه هایی که تبلیغاتگر برای تحت تأثیر قرار دادن افراد به کار می برد فنون تبلیغات می نامیم . این شیوه ها متفاوت است و هر کدام در شرایط خاصی کاربرد دارد .

تبلیغات در خلاء وجود ندارد . هر شیوه های ممکن است در یک جا موفق و در جایی دیگر ناموفق باشد ، واین به شرایط تبلیغ بستگی دارد . برخی از این شرایط و خصایص عبارتند از سنتها ، آداب و رسوم که حاوی آرزوها وخواسته ها و علائق مردم است ، میزان آگاهی و فهم و شعور جامعه ، نوع و میزان اطلاعات و معلوماتی که افراد از قبل دارند و تبلیغات رقیب که روی افراد اعمال می شود . این جزئی از مجموعه شرایط اجتماعی است که تبلیغات در آن عمل می کند و با توجه به آنهاست که شیوه ها و فنون خود را انتخاب می کند .

فنون تبلیغات را می توان به سه دسته تقسیم کرد : حیثیت ، تحریف ، ناایمنی . نوع اول شامل فنونی است که محتوای تبلیغات به نحوی ارائه می شود که گویی بیانگر ارزشهای جامعه است . نوع دوم فنونی را در بر می گیرد که در آن تبلیغات سعی می کند چنین وانمود کند که تبلیغات نیست . در نوع سوم با فنونی سر و کار داریم که در آن تبلیغات به مردم چیزهایی را یاداوری می کند که از آن گریزانند .

حیثیت و اعتبار

تبلیغاتگر تبلیغات خود را با چیزهایی همبسته می کند که برای مردمی که می خواهد آنها را تحت نفوذ بگیرد ، عزیز است و بدان احترام می گذارند و آنها را پذیرا هستند . تبلیغات به ارزشهای سنتی ، آرمانها و هدفهایی که مردم می خواهند بدان نائل شوند متوسل می شود . تبلیغات به طور صریح یا در لفافه به مردم می گوید که آنچه می گوید در جهت خیر و صلاح آنهاست و انتظار دارد که مردم آن را بدون تأمل بپذیرند .

یکی از روشهای مرسوم در این زمینه توصیه و سفارش است ، توصیه شخص مورد علاقه مردم یا شخص مقتدر و با نفوذ و یا کسی که کلامش نافذ است و برای مردم حجت است . به طور کلی این نوع تبلیغات در میان افراد مرحوم و نیازمند به ویژه به خاطر کیش پرستش شخصیت اغلب مؤثر است .

روش دوم در زمینه حیثیت ، وانمود کردن همسویی منافع تبلیغاتگر با منافع مردم است . در این جا تبلیغاتگر می خواهد نشان دهد که با همان سبک و شیوه ای زندگی می کند که مردم می کنند و او یکی از خود آنهاست و همان اعتقاداتی را دارد که مردم دارند و خلاصه تظاهر به شباهت و نزدیکی با مردم می کند .

روش سوم در این زمینه توسل به گرایش مردم به دنباله روی است و این که همیشه می خواهند در اکثریت باشند نه در اقلیت . برای این کار تبلیغات می گوید : « تمام مردم با ما هستند و از ما پشتیبانی می کنند » .

روش چهارم استفاده از کلمات و واژه های جاذب و پرطرفدار است ، مثل آزادی ، برابری ، عدالت ، رفاه و ....... کلماتی است که مردم دوست دارند بشنوند و عکس العمل آنها نسبت به این واژه ها غالباً عاطفی است تا منطقی .

تحریف

نوع دوم از فنون تبلیغات تحریف است . دنیای واقعیتها برای تمام مردم یکسان نیست . آنچه ما آن را واقعی یا تحریف شده می دانیم به تجربه های گذشته ما و خواستهای کنونی و امیدهای آینده ما بستگی دارد . ما غالباً نظرات و برداشتهای گروه هایی را که با آنها مخالفیم ، تحریف شده می دانیم . ظاهراً تا زمانی که تناقضی در حرفهای مبلغ نمی بینیم یا نقطه نظرهای مخالف را نشنیده باشیم متوجه تحریف نمی شویم :

فنون تحریف طیف وسیعی از دروغ تا کتمان حقایق را در بر می گیرد . تحریف می تواند به شکل متهم کردن مخالفان باشد ، می تواند تعریف از طرفداران خود و بزرگ کردن امتیازات آنها باشد . به علاوه ممکن است تحریف در اطلاعات آماری باشد یا غیر آماری . به ویژه در عصر ما از دستکاری آمارها در تبلیغات خیلی استفاده می شود و چون غالب مردم هم از آمار اطلاعات کمی دارند ، ممکن است به راحتی تحت تأثیر قرار گیرند .

شیوه های تحریف در اطلاعات غیر آماری هم بسیار زیاد است : مخدوش کردن اطلاعات ، حذف برخی از اطلاعات به طوری که اطلاعات داده شده یکسویه و به سود مبلغ باشد . این روشهای مرسومی است که امروزه در مطبوعات و رسانه ها و تنظیم خبرها زیاد دیده می شود .

یکی دیگر از شیوه های تحریف پرت کردن حواس مخاطب و جلب توجه او به مسائل دیگر است به طوری که از موضوع اصلی غفلت می کند . همینطور ساده کردن بیش از حد مسائل پیچیده هم می تواند یکی از شیوه های تحریف حقایق باشد .

مدلهای تبلیغ

مدلهای تبلیغ را می توان به دو دسته تقسیم کرد : ضعیف و قوی . تقاوت میان این دو در میزان تأثیر اقناعی آنها نیست . بلکه در خصلت کنش متقابل میان مبلغ و پیامگیران است .

در مدل ضعیف ، پیامهای یکسان باعث می شود تا افراد به تدریج تحت تأثیر قرار گیرند ، بدین ترتیب که نخست گروهی که بیشتر آمادگی پذیرش دارد جذب تبلیغ می شود و از بقیه پیامگیران مجزا می گردد . مدل ضعیف تبلیغ شبیه ماهیگیری است که در آن ماهیگیر برای به دام انداختن ماهی از طعمه استفاده می کند . در این مدل مبلغ بیشتر دنباله روی سلیقه وذائقه مردم و یا جو جامعه است .

در مدل قوی ، جریان همسان پیام به صورت دیگری عمل می کند . آثار تراکم پذیر ناشی از این پیامهای تبلیغاتی خصلت گزینشی ندارد . بلکه تبلیغ با پاسخ موافق جمع مواجه می شود . این مدل را می توان به دستگاه خودکاری تشبیه کرد که بدون توجه به محتوای پاکت بر تمام آنها مهر می زند . در این روش مبلغ بیشتر چیزی را دیکته می کند .

البته مدل قوی تری مانع از این نمی شود که برخی از افراد با اشتیاق به آن پاسخ دهند و عده ای هم با آن مخالفت می کنند . بر اساس همین تشبیهی که کردیم ، برخی مهر را می پذیرند و در برخی مهر روی آنها کمرنگ است یا اصلاً رنگ ندارد .

اینکه مبلغ در کجا باید از مدل ضعیف استفاده کند و در کجا از مدل قوی ، به مطالعات تجربی نیاز دارد . اگر پاسخهای موافق بر حسب گروه سیاسی ، اجتماعی مثلاً بر سحب شغل ، درآمد ، تحصیلات ، مذهب و غیره با هم خیلی تفاوت داشت ، احتمالاً مدل ضعیف مناسب تر است . ولی وقتی تفاوتی درتوزیع پاسخها در گروه های اجتماعی وجود نداشت ، مدل قوی مناسب تر به نظر می رسد .

پی نوشتها

1 – علی اسدی ، افکار عمومی و ارتباطات ( چاپ اول ، تهران ، ا نتشارات سروش ، 1371 )

2 – Qualter

3 – Bernays

4 – Bartlett

5 – Tonnis

6 – Lumely

7 – Albig

8 – Choukes

9 – Elul

10 – Bettlehim and Janowitz

11 – Sarnoff

12 – Katz

13 – McClintock

14 – Klapper

15 – Kelley

16 – Volkart

17 – Conversion

18 – Hand book of communication edited by Itheil de sola pools Fredrick W.fery Rand McNally college publishing Co 1973 .

19 – Alen Wells Mass Me dia and society National Press Book Palo Alto Calfirornia 1972 .

20 – ن . س . بیریوکف ، تلویزیون و دکترین های آن در غرب ، ترجمه : محمد حفاظتی ، ( تهران ، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها ، 1372 ، ص 19 – 25 )


بررسی اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان و رفع دشواری­های آنان

کودک قسمت اول زندگی خود را که همه می­دانند مهمترین قسمت از دوران زندگی است در خانواده خود می­گذراند نخستین تجربه­های سازشی وی با پدر و مادر و خواهران و برادرانش تحقق می­یابند وقتی صحبت از تعارض است، با آنها در تعارض است به قسمی که اختلالات روانزاد که در زمینه عاطفی یا عقلی بروز می­کنند همواره یا با تعارض­های ادیپی و یا با تعارض­های رقابت با برادر
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 80 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 124
بررسی اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان و رفع دشواری­های آنان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

مقدمه

در زمینه بررسی اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان و رفع دشواری­های آنان، روانشناس و پزشک با مشکلاتی مواجه هستند که مربوط به سازش با محیط خانوادگی است.

کودک قسمت اول زندگی خود را که همه می­دانند مهمترین قسمت از دوران زندگی است در خانواده خود می­گذراند. نخستین تجربه­های سازشی وی با پدر و مادر و خواهران و برادرانش تحقق می­یابند: وقتی صحبت از تعارض است، با آنها در تعارض است. به قسمی که اختلالات روانزاد که در زمینه عاطفی یا عقلی بروز می­کنند همواره یا با تعارض­های ادیپی و یا با تعارض­های رقابت با برادر و خواهر در ارتباطند.

این تعارض­ها همواره به وضوح با مصاحبه­ای که در خلال آن اختلالات را برای ما توصیف می­کنند آشکار نمی­گردند، چه آنچه خود را نشان می­دهد نتیجه است و نه علت که عمیق­تر و غالباً پنهان است.

این علت عمیق در واقع در بسیاری از موارد نا­هشیار است. نه پدر و مادر از آن خبر دارند و نه خود کودک. به دلیل آنکه تربیت بر آن مهر سکوت می­زند و آن را قلمرو ممنوع قسمتی از شخصیت اعلام می­نماید و به نوعی جامه حفظ ظاهر به واقعی­ترین افکار و احساسات می­پوشاند. پس با پرسیدن نیست که خواهیم توانست به کشف انگیزه­های عمیقی اختلالات سازشی دست یابیم. به خصوص اگر تعارض شدیدی بین کودک و یکی از اعضای خانواده­اش وجود داشته باشد برای مبرهن ساختن آن باید کودک را به برونریزی عمیق­ترین احساساتش و شیوه­ای که در عمق وجود خویش در رابطه با شخص مورد نظر برگزیده است، هدایت کنیم.

به دیگر سخن، باید کودک بتواند آنچه در دل دارد آزادانه بیان کند و نقاشی دقیقاً وسیله این بیان آزاد است. نقاشی خانواده به خصوص به کودک اجازه می­دهد که تمایلات سر­کوفته در زمینه نا­هشیار خود را فرافکنی یعنی برونریزی کند و از این راه است که او می­تواند واقعی­ترین احساساتی را که نسبت به کسان خود دارد برای ما آشکار سازد.

مسلماً اگر به کودک دستور­العمل محدود کننده­ای داده شود مثل موقعی که به او گفته می­شود: «خانواده­ات را نقاشی کن»، ممکن است گمان کند که مجبور است به طوری کاملاً عینی، با رعایت ترتیب قد و سن و خصوصیات واقعی هر یک از اعضا و حفظ ظاهر در روابط بین اعضای خانواده، عمل کند.

اما غالباً جنبه شخصی فائق می­گردد مخصوصاً همان طور که بعداً خواهیم دید اگر دستور­العمل این باشد که: «خانواده­ای را بکش که در خیال خود می­توانی به وجود آوری». در این صورت، روشی که کودک براساس آن خود را در بین کسان خویش قرار می­دهد بسیار تحت تأثیر حالت عاطفی، احساسات، خواسته­ها، ترسها، کشش­ها وفاصله­جوئی­ها یا انزجار­های اوست و ما از این راه نسبت به شخصیت و تعارض­های عمیق وی آگاه می­شویم. پس نقاشی خانواده یک تست شخصیت است که می­توان بر مبنای قوانین فرافکنی به تفسیر آن پرداخت. باید افزود که این تست، تستی است که شیوه به کار بستن آن آسان است. در مراجعات بالینی باید همواره سریع و خوب عمل کرد و این دو خواسته را به سختی می­توان با هم آشتی داد. اما در تست نقاشی خانواده می­توان بر این مشکل فائق آمد. چون این تست را می­توان سریع اجرا و تفسیر کرد (تقریباً 30 دقیقه برای یک آزمونگر ورزیده). از سوی دیگر، همواره کودکان و نوجوانان به آزمایش شدن با این تست به خوبی تن در می­دهند، از 6-5 سالگی به خوبی قابل اجراست و بالاخره جز به یک میز، یک ورق کاغذ و یک مداد، به لوازم دیگری نیاز ندارند.

ما شخصاً این تست را به صورت نظامدار در مرکز روانی-پزشکی خود به کار بسته­ایم و با تدوین روشی خاص برای گذراندن و تفسیر، آن را ثمر بخش­تر ساخته­ایم.

در وهله نخست، به کودک نمی­گوییم که: «خانواده­ات را نقاشی کن» بلکه به او می­گوییم: «:یک خانواده را نقاشی کن، خانواده­ای که در فکرت به وجود می­آوری». در واقع در بین این دو دستور­العمل، در حدی که در برداشت اول به نظرمی­رسد، تفاوت وجود ندارد. کودک با ترسیم خانواده خود به برونریزی خویش می­پردازد و در نتیجه، تقریباً جنبه فاعلی و شخصی خود را به همان اندازه که اگر بنا بود خانواده­ای خیالی ترسیم کند، در آن بیان می­نماید. معذلک به گمان ما، دستور­العملی که به کار می­بندیم به دلیل آنکه توجه بچه را از خانواده خود منحرف می­سازد و بدین ترتیب بی­شک فرافکنی شخصی­ترین گرایش­های او را آسان می­گرداند، قابل ترجیح است.

در وهله دوم، پس از اجرای نقاشی توسط کودک با او مصاحبه­ای به عمل می­آوریم که در آن از وی خواسته می­شود نقاشی خود را شرح دهد، اشخاص ترسیم شده را مشخص کند، نقش، جنس، سن و روابط متقابل آنها را معین نماید. سپس در این تست به کاربرد روش مخصوصی که برای تست فرافکن دیگری فراهم کرده­ایم و آن را روش ترجیح­ها-همسانسازی­ها نامیده­ایم، می­پردازیم. این روش عبارت است از آنکه از کودک می­خواهیم ترجیح­ها و یا نفرت­های مختلف خود را نسبت به اشخاص مختلفی که در نقاشی آمده­اند ابراز نماید، آنگاه به همسانسازی بپردازد یعنی بگوید دلش می­خواست کدامیک از اشخاص نقاشی باشد. این روش دارای این مزیت بزرگ است که تفسیر شخصی خود کودک از تست را، که بیش از هر شخص دیگری معنای نقاشی خود را می­داند، جانشین تفسیر روانشناس می­سازد تفسیری که باید همواره کم و بیش با احتیاط تلقی شود.

در این اثر ما بر نتایج آماری آزمایش 1200 کودک و نوجوان متکی هستیم: 800 نقاشی به پسران و 400 نقاشی به دختران تعلق دارد (برای گروههای سنی پسران 100 نفر و گروههای سنی دختران 50 نفر از 6 تا 14 سالگی). این نمونه مورد آزمایش مرکب است از موارد بهنجاری، اختلالات خفیف خلق و خو، عقب ماندگی­های ذهنی خفیف و حالات روان­آزردگی. اینک تصور می­کنیم که تعداد قابل ملاحظه تک بررسی­ها در این نمونه، ما را مجاز می­دارد که نتایج خود را دارای قابلیت تمایز بین حالات معمولی و حالات خاص یا اختلال­آمیز بدانیم.

از سوی دیگر براساس این نمونه، ما توانسته­ایم به صورتی عمقی به بررسی معنای سرمایه­گذاری درباره تصویر یک شخص، به خصوص در رابطه با همسانسازی نا­هشیار و روابط عاطفی با دیگری (روابط موضوعی)، بپردازیم. مثلاً از این دست است وقتی که ما در تفسیر سرمایه­گذاری رجحان یافته تصویر خود، از مفهوم بازگشت به خود­دوستداری، مفهومی که از نظر استنتاج­ها بسیار بارور است، سخن می­گوییم. همچنین در این اثر ما بیش از پیش، عمل دفاع من علیه اضطراب را مورد تأکید قرار داده­ایم چه، این مسئله به خصوص در نقاشی خانواده از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین دلیل است که ما رابطه با فاصله را به منزله یک مکانیزم دفاعی متمایز کرده­ایم.

این مفاهیم نو ما را به بازنگری عقده ادیپ هدایت کرده­اند، مبحثی که نشان دهنده آن است که عقده ادیپ بیشتر از آنچه تصور می­شود، نه تنها در قلمرو نورز­ها بلکه در بسیاری از اختلالات سازشی در سطح خانواده و مدرسه، به عنوان علت دست دارد.

فصل اول

نقاشی کودک به منزله نشانه هوش و بیان عواطف

توجه فزاینده­ای که چندین دهه پیش نسبت به تحول روانی و دوره کودکی ابراز شده طرز بیان در نخستین سالهای زندگی و از آن میان به خصوص بازی و نقاشی منتهی گردیده است.

اما باید گفت که در این فاصله، به ارزش فراوان نوعی از نقاشی یعنی نقاشی آزاد دست یافته­اند. این نوع نقاشی در مدارس سنتی آموخته نمی­شد چه شاگردان را بیشتر به کشیدن از روی نمونه­ها یا الگو­هایی وادار می­کردند. امروزه می­دانیم که در نقاشی بدون الگو یا مدل، کودک به یک آفرینش واقعی می­پردازد و در نتیجه می­تواند به گونه­ای غیر قابل مقایسه با نقاشی تقلیدی، آنچه را در درون او می­گذرد بیان کند. وی با این عمل، بینش خاص خود را از جهانی که او را احاطه کرده است به دست می­دهد و از این راه ما را درباره ویژگی­های شخصیت خود آگاه می­سازد.

1-نقاشی به منزله تست هوش

می­دانیم که وقتی یک ورق کاغذ و یک مداد در اختیار کودکی در سنین پایین قرار دهیم به کشیدن چیزهای مختلفی دست می­زند و به خصوص پیش از آنکه به نقاشی اشیا بپردازد دوست دارد که «آدمک­هایی» بکشد.

اما او این آدمک­ها را آنطور که می­بیند نمی­کشد، چه به هیچ وجه قادر به چنین کاری نیست، بلکه به گونه­ای که آنها را درک می­کند یا دقیق­تر بگوییم به گونه­ای که خود را درک می­کند ب به نقاشی آنها می­پردازد و این امر بستگی به درجه «رشد و رسیدگی»[1] روانی-حرکتی او دارد. پس بدین ترتیب مفهومی که کودک از آغاز از«طرح بدنی»[2] خود دارد تعیین کننده شکل­بندی آدمک در هر سن خواهد بود. از اینجاست که توانسته­اند وسیله­ای برای ارزشیابی هوش استنتاج کنند:

به عنوان مثال، تست گودیناف[3] معروف به تست آدمک، طراز عقلی آزمودنی را بر حسب کامل بودن، وجود تعادل کلی و غنای جزئیات آدمک ترسیم شده، تعیین می­کند، و تست فه[4] یا تستی که دستور­العمل آن این است که «خانمی را بکش که داره در زیر بارون گردش می­کنه» و مستلزم ایجاد توحید پیشرفته­تر عناصر مختلف نقاشی است نیز امکان اندازه­گیری طراز هوش را فراهم می­سازد.

براساس نقاشی آزاد (که نشان دهنده اشخاص یا هر چیز دیگر است) نیز می­توان، علاوه بر تعیین طراز هوش، به ارزشیابی نحوه ادراک خاص فرد پرداخت. مثلاً مینکفسکا[5] دو نوع کودک را در مقابل هم قرار داده و برحسب تفاوت جنبه صوری نقاشی، آنها را حسی و تعقلی نامیده است:

در کودک حسی، طرز اجرای نقاشی کاملاً دقیق نیست اما جزئیات آن از راه یک پویائی آشکار به یکدیگر ربط داده شده­اند.

در کودک تعقلی به عکس، طرز اجرای نقاشی بسیار دقیق است: هر موجود یا هر شیء با استحکام و انسجام و غالباً با قرینه­سازی نقاشی شده است، اما هر یک از آنها مجزا و بی­حرکت است و با بقیه ارتباطی ندارد.

2-نقاشی به منزله تست شخصیت

نقاشی فقط دارای عناصر شکلی یا صوری نیست. در کنار شکل، محتوا قرار دارد و در این محتوا چیزی از تمامی شخصیت منعکس می­گردد.

پس نقاشی ارتجالی یک کودک سوای طراز عقلی و نحوه ادراک او از واقعیت، نکات گوناگون دیگری را برای ما، آشکار می­سازد و مخصوصاً پرده از روی عواطف وی بر­می­دارد. به نظر نمی­رسد که گودیناف به هنگام تدارک تست آدمک خود، به امکان تأثیر تمایلات عاطفی بر نقاشی کودک توجه داشته است. معذلک او باید به این نکته توجه می­کرد که در تعدادی از موارد مورد آزمایش، بین نتایج تست آدمک وی و تستهای متداول هوش مانند تست بینه-سیمون یا مقیاس وکسلر برای کودکان مطابقت وجود ندارد.

به عکس مک هوور[6] در 1949 به اهمیت مسئله پی برده بود و در عین تغییر دادن تست آدمک از راه دستور­العمل نقاشی متوالی دو جنس مخالف، مسئله محتوا را نیز با احاطه فراوان مطرح می­ساخت. به همین دلیل است که نخستین کتاب وی درباره «فرافکنی شخصیت در نقاشی یک شکل انسانی» است. باک[7] نیز با پیشنهاد تست خود به نام «تست خانه، درخت، شخص»[8] به خوبی درک کرده است که نقاشی آزاد وسیله­ای عالی برای دست یافتن به شخصیت است. تست او دارای دو هنگام است: اولی غیر کلامی و خلاق، که با تحقق تصویری دستور­العمل «خانه-درخت-شخص» بیان می­شود و دومی کلامی و تفسیری، که از کودک تعریف، توصیف و تفسیر اشیای نقاشی شده و محیط آنها و نیز ارائه تداعی­هایی درباره آنها خواسته می­شود.

بوتونیه[9] در کتاب خو زیر عنوان « نقاشی­های کودکان» نکات بسیار معقول و به جایی را درباره این موضوع خاطرنشان ساخته است. وی گفته است: « نقاشی کودک، جدا از هوش و طراز تحول ذهنی او، مبین چیز دیگری است که عبارتست از نوعی فرافکنی هستی خاص وی و هستی خاص دیگران یا بهتر بگوییم طریقه­ای که هستی خود و دیگران را حس می­کند».

در جای دیگر چنین می­نویسد: «بررسی نقاشی­های کودک، ما را به گونه­ای اجتناب ناپذیر به قلب مسائلی که برای او مطرح می­شوند، تاریخچه زندگی وی و موقعیت­هایی که در آن زندگی می­کند، رهنمون می­گردد».

3-فرافکنی[10] و رمزگرائی

همان طور که بوتونیه به درستی بیان کرده است، نقاشی آزاد یک فرافکنی است. بدین معنا که تمامی شخصیت در اینجا در جستجوی راهی برای بیان خویشتن است و مخصوصاً عناصر نیمه هشیار و نا­هشیار به پاس آزادی عمل آزمودنی[11] به برون فکنده می­شوند.

باید دانست که این فرافکنی عناصر نا­هشیار شخصیت، در تعدادی از آزمونها به کار رفته است و به همین دلیل است که آنها را تستهای فرافکن می­نامند.

نقاشی آزاد نمونه بارز یک آزمون فرافکن است. از این جهت که مخصوصاً بیان تمایلات نا­هشیار را مسا= می­سازد. پس باید در برابر نقاشیآزاد از خود پرسید که آشکار کننده چه سطحی از شخصیت است یا به عبارت دیگر سهم هشیار و ناهشیار در آن چیست؟

همان طور که می­دانیم چنین پرسشی درباره سایر تستهای فرافکن مثلاً تست اندریافت موضوع موری[12] (T.A.T)نیز مطرح می­گردد. داستانی که فرد در مقابل یک لوح بیان می­کند گاهی شکل خالص و محض. باز پدید­آوری رویدادهای مختلف یا موقعیتی است که وی در آن زیسته است و در نتیجه به صورت تعقلی قابل تبیین است، و گاهی فرافکنی حالت یا تعارضی نا­هشیار، به گونه­ای غیر­تعقلی است که باید مورد تفسیر قرار گیرد.

4-روان تحلیل­گری[13]

نا­هشیاری در قلمرو روان تحلیل­گری یعنی در قلمرو روشی قرار دارد که به بررسی اعماق ناشناخته روحیه آدمی می­پردازد و توسط فروید پایه­گذاری شده است.

اما روش تداعی لفظی آزاد که در روان تحلیل­گری بزرگسالان به کار می­رود در مورد کودکان قابل اعمال نیست. پس لازم بوده است که وسایلی که امکان بررسی پدید­آوری­های خود به خودی دوره خردسالی را فراهم می­سازند یعنی بازی یا نقاشی­های آزاد را جانشین آن سازند.

مرگن اشترن[14] در 1928 برای نخستین بار، فکر کاربرد نقاشی­های ارتجالی یا خود به خودی یک کودک را به منظور تحلیل روانی او به کار بست.

از آن پس شماری از مؤلفان، روش تفسیر نقاشی­های آزاد را با هدف تشخیصی یا درمانی به کار بسته­اند. از بین این مؤلفان باید مخصوصاً بودوئن[15]، برژ[16]، رامبر[17] و دولتو[18] مارت را نام برد.

5-خانواده­ات را نقاشی کن

می­توان با دادن دستور­العملی به کودک، خلاقیت آزاد وی را تحت نظم معینی درآورد. به همین ترتیب است که در تست نقاشی خانواده عمل می­کنند.

همان طور که گفته­ایم جهان کودک، خانواده اوست و روابطی که با آن برقرار می­سازد برای فهم شخصیت او از اهمیت قاطعی برخوردار است.

قالب سنتی این است که به کودک بگویند: «خانواده­ات را نقاشی کن». این دستور­العملی است که مؤلفانی همچون مینکفسکا، پورو[19]، کان[20] و گومیلا[21] در فرانسه آپل[22] در آمریکا، بارسلوس[23] در برزیل، و فوکادا[24] در ژاپن به کار بسته­اند.

وظیفه خود می­دانیم که در این زمینه ذکر خاصی از پورو کرده باشیم چون بررسی وی حاوی نکات بسیار جالبی است. وی درباره تست نقاشی خانواده، به عنوان یک تست فرافکن، در آغاز چنین می­گوید: «هیچکس تردیدی ندارد که یک تست وقتی خوب است که بتوان به کمک آن فرافکنی شخصیت کلی فرد را، اعم از هشیار و نا­هشیار، به دست آورد. اما این کار را باید با وسیله­ای انجام داد که نسبتاً کم سازمان یافته باشد تا مزاحمتی برای این فرافکنی فراهم نسازد. اما در عین حال آنقدر سازمان یافته باشد که تحلیل شخصیت را از راه مقایسه با نتایج تجربی دیگر افراد امکان­پذیر گرداند. تست نقاشی خانواده دقیقاً به این خواسته­های متناقض پاسخ می­دهد».

سپس پورو مزایای این آزمون را چنین توصیف می­کند:

«مشاهده ساده و بررسی جزئیات نقاشی، این امکان را فراهم می­سازد که بتوان بدون آگاهی کودک، احساسات واقعی او را نسبت به کسانش شناخت و موقعیتی را که برای خود در خانواده قائل است دانست، و در یک کلمه، این نکته را دریافت که وی خانواده خود را چگونه مجسم می­سازد و این نکته­ای است که مهمتر از شناختن دقیق خانواده اوست».

پورو درباره ترکیب خانواده به گونه­ای که در نقاشی منعکس شده است، و درباره اهمیت این نکته که پاره­ای از اشخاص خانواده می­توانند به فراموشی سپرده شده باشند، پافشاری می­کند. وی این نکته را برجسته می­سازد که نخستین شخصی که نقاشی شده است تقریباً همواره مهمترین شخص از نظر کودک است. وی به نشانه­های ارزنده­سازی و ناچیز شمردن اشاره می­کند. و بالاخره ما را متوجه این نکته می­سازد که منزلتی را که فرد در گروه خانوادگی برای خود قائل است؛ منزلتی که آشکار­کننده طریقه­ای است که خود را در نظر می­گیرد، مورد ملاحظه قرار دهیم.

6-یک خانواده را نقاشی کن

ما دیدیم که علیرغم خصیصه محدود کننده دستور­العمل قبلی که به کودک تحمیل می­کند خانواده خود را نقاشی کند، فرافکنی همواره در کار است تا واقعیت را در جهت اشتغالات عاطفی آزمودنی، دگرگون سازد.

در هر حال ما فکر کرده­ایم که این فرافکنی احساسات شخصی آسان­تر می­گردد اگر به کودک دستور­العمل مبهم­تری بدهیم یعنی به او بگوییم: «یک خانواده را نقاشی کن، یک خانواده به فکر خودت». تا آنجا که ما اطلاع داریم از بین کسانی که در این راه بر ما مقدم بوده­اند تنها برژ است که دستور­العمل خود را بدینگونه تدوین کرده است.

به این نکته اشاره کنیم که با اینکه از آزمودنی­ها، با این دستور­العمل گسترده­تر، خواسته شده است به تخیل خود میدان دهند معذلک پاره­ای از آنها به شدت به واقعیت پای­بندند و خانواده خود را نقاشی می­کنند. ما تفسیر این نوع نقاشی­ها را بعداً خواهیم آورد.

اما برای اکثر آزمودنی­ها، این دستور­العمل جدید، آزادی کاملتری فراهم می­سازد و از این راه، تمایلات نا­هشیار با سهولت بیشتری بیان می­شوند. و همان طور که خواهیم دید بدین ترتیب است که کودک خواهد توانست از واقعیت فاصله بیشتری بگیرد و مثلاً خانواده­ای را نقاشی کند که خود در آن جائی ندارد یا در مواردی دیگر، خود را در اشخاص مختلف نقاشی فرافکنی کند.

فصل ششم

روابط با والدین و تعارض­های ادیپی

1-مرحله شکل­گیری عقده ادیپی

بررسی تعارض­های ناشی از رقابت برادرانه به صورت مجزا، کاری بالنسبه تصنعی است. چون شدت این تعارض­ها و شیوه­های ابراز آنها، به چگونگی روابط کود با والدین، وابسته­اند.

باید به این نکته توجه شود که در حدود 6 یا 7 سالگی، یعنی سن آغاز تست ترسیم خانواده، از یکسو، کودک از لحاظ عقلی و بدنی نسبت به زندگی جنسی بیدار شده است و خواستار نوازش­ها و صمیمیت عاطفی است. و از سوی دیگر، نسبت به روابط زن و مرد، صمیمیت والدین، راز و رمز باروری و تولد نوزادان کنجکاوی نشان می­دهد.

بدین ترتیب در این سنین، تعارض­های رقابت برادرانه به تعارض­های ادیپی وابسته­اند و در نتیجه،حسادتی که از تولد یک برادر کوچکتر به وجود می­آید فقط در ارتباط با او نیست بلکه والدین نیز هدف این حسادت هستند، چون کودک می­خواهد جای آنها را بگیرد تا او هم فرزندی داشته باشد. در اینجا لازم است که دو مرحله تحول روانی-جنسی از یکدیگر متمایز شوند: مرحله پیش-ادیپی مرحله ادیپی.

در مرحله پیش-ادیپی، در نخستین سالهای زندگی، کودک رابطه­ای «خطی» (دو نفره) با والد دایه، که معمولاً مادر است، دارد. کودک پسر باشد یا دختر، در این والد، فقط موضوع عشق خود را می­بیند و در این مرحله، مبنای رقابت برادرانه، امتناع از تقسیم مادر با برادر یا خواهر رقیب است.

در مرحله ادیپی، این رابطه خطی به صورت رابطه مثلثی در می­آید و پدر و مادر برای کودک به منزله دو موجود متمایز با نقشهای عمدتاً متضاد، جلوه­گر می­شوند.


بررسی و مقایسه ادراک شنیداری کودکان نارسا نویس

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند رشد جسمی و قد و وزن آنها حاکی از بد هنجار بودن آنان است هر ششان کمابیش عادی است به خوبی صحبت می کند مثل سایر کودکان بازی می کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می کنند، در خانه خودداری های لازم را دارند و کارهایی که والدین به آنها واگذاری می کنند به خوبی انجام می دهند و از رفتار و اخلاق عادی بر خوردا
دسته بندی سایر گروه های علوم پزشکی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 35 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 51
بررسی و مقایسه ادراک شنیداری کودکان نارسا نویس

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

چکیده پژوهش:

پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه ادراک شنیداری دانش آموزان عادی و دانش آموزان نارسا نویس در پایه های سوم تا پنجم ابتدائی شهر تهران پرداخت.

روش پژوهش حاضر، روش پس رویدادی یا علی ـ مقایسه ای است. به همین منظور تعداد 10 نفر از دانش آموزان دارای نارسا نویسی به روش نمونه های در دسترس و 15 نفر از دانش آموزان عادی به روش نمونه گیری تصادفی خوشه از منطقه 1 تهران انتخاب و توسط آزمون نوشتن سیف نراقی و نادری و آزمون تشخیص و ؟؟؟ مورد بررسی قرار گرفتند.

نتایج حاصل از روش آماری و آزمون + برای مقایسه میانگین دو گروه مستقل به دست آمد.

نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که ادراک شنیداری دانش آموزان نارسا نویس به طور معناداری به لحاظ آماری از ادراک شنیداری دانش آموزان عادی کمتر است.

فهرست فصل اول:

- مقدمه

- بیان مسئله

- عنوان

- فرضیه

- اهمیت ضرورت پژوهش

- مدت پژوهش

- تعاریف مفهومی

- تعاریف عملیاتی

مقدمه:

بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند. رشد جسمی و قد و وزن آنها حاکی از بد هنجار بودن آنان است. هر ششان کمابیش عادی است به خوبی صحبت می کند مثل سایر کودکان بازی می کنند و مثل همسالان خود با سایرین ارتباط برقرار می کنند، در خانه خودداری های لازم را دارند و کارهایی که والدین به آنها واگذاری می کنند به خوبی انجام می دهند. و از رفتار و اخلاق عادی بر خوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می روند و می خوانند خواند و نوشتن و حساب یاد بگیرند دچار مشکلات جدی می شوند این کودکان در ابتدا اطمینان کافی به پیشرفت تحصیلی خود دارند به تدریج در می یابند سایر کودکان وضع درسی بهتری از آنان دارند. با گذشت چند ماهی از سال اول تحصیل در دبستان کم کم خود را متفاوت از دیگران می بینند و چه بسا احساس حقارت به آنان دست می دهد و یا اگر معلم کلاس و سایر محصلان شماتتشان کنند به بیزاری از درس و مدرسه و معلم و دانش آموزان نیز دچار می شوند. پدران و مادران این گروه که غالباً بی خبر از ریشه ها و دلایل یادگیری فرزندان خود هستند. مشکل را بغرنج تر می کنند و با فشارهایی که به کودک می آورند. دشواری مضاعفی را برای او ایجاد می کنند. (والامن، مک لاملین، ترجمه منشی ملوی1369 ص9وص10).

بسیاری از کودکان برای رسیدن به حداقل سطح صلاحیت در مورد موضوعات اساسی مدرسه دچار اشکال می شوند ولی ؟؟؟ آنها از ناتوانیهای یادگیری رنج نمی برند بعضی از آنها در طول زندگی کامل مدرسه از دانش آموزان ناکامی برخوردارند و یعنی به طور کامل فرا نمی گیرند) دسته دیگر فاقد انگیزه ای کافی برای یادگیری هستند و گروهی از استانداردهای گفتاری زبان رایج مطلع نیستند.

نارسائیهای یادگیری یک اصطلاح کلی است که شامل یک گروه ناهمگون از دشواری های یادگیری می شود نه به صورت های گوناگون مانند مشکلات اساسی در گوش دادن، صحبت کردن، نوشتن، استدلال کردن یاتوانایی ریاضیات متجلی می شود. ؟؟؟ چه نارسائیهای ویژه در یادگیری مختلف در دانش آموزان سایر طبقات استثنایی وجود نداشت باشد. و برای مثال دانش آموزان با آسیب های حسی، عقب ماندگی ذهنی، آشفتگی ذهنی، اجتماعی، هیجانی، تدریس ناکافی یا نامناسب محدودیتهای محیطی و فرهنگی را یا این امر در نتیجه این شرایط یا تأثیر آنها نیست.(سیف نراقی نادری1379ص23).

انجمن نارساخوانی انگلستان 1989 نارسایی های ویژه یادگیری را به سه دسته تقسیم می کند:

دسته اول: ناتوانی در خواندن(سیکلیسا) ناتوانی در حساب کردن (؟؟؟) و ناتوانی در در نوشتن (؟؟؟) می باشند.(جرالد دالاس به نقل از منشی طوسی)

کودک مبتلا به تشخیص شنیداری احتمالاً در یادگیری نوشتن با برخی اشکلات مواجه می شوند اسپاک اسپاک (1977) آنر روشن می کنند که از میان مهارت این که برای پیش بینی موفقیت نوشتن و خواندن کودکان اول مورد بررسی قرار گرفت. مهارت تشخیص شنیداری بیشترین عامل پیش بینی کننده بود. ؟؟؟ (1977) نیز در تعیین موفقیت کودک در یادگیری خواندن و نوشتن بر اهمیت تشخیص شنیداری تأکید دارد. (جوردن1977و پمن1958به نقل از ملوی ص197) کودک مبتلا به مشکلات ادراک شنیداری احتمالاًٌ از توانایی شنوایی کامل برخوردار است اما از تحلیل آنچه که بدرستی شنیده است عاجز می ماند. کودک مبتلا به این اختلالات ممکن است نتواند میان آنچه که شنیده است با مدارس مربوط به آن پیوند برقرار کند یا از ترکیب صداهای مجزا و ساختن کلمه عاجز باشد یا آن که نتواند تفاوت میان صدا را تغییر دهد. سایر کودکان مبتلا به مشکل ادراک شنیداری ممکن است معنی آنچه را که شنیده اند درک نکنند، یا آن که احتمالاً دچار کاستی های کوتاه مدت یا بلند مدت حافظه شنیداری باشند.

(جرالدرالامن به نقل از طوسی 1373 ص 399)

این پژوهشها بیانگر تشخیص شنیداری در کودکان نارسا نویس است در اینجا ادراک شنیداری کودکان نارسا نویس با ادراک شنیداری کودکان عادی بررسی و مقایسه می گردد.

بیان مسئله

از سال 1950 روان شناسان، پزشکان و متخصصان آموزش و نیز به گروه خاصی از دانش آموزان و آموزش آنان علاقه مند شدند. این گروه از دانش آموزان از نطر جسمی و مغزی دچار هیچ گونه عارضه مشخصی نیستند ولی در یادگیری اشکالاتی دارند گاهی این اشکالات در یادگیری با نابهنجاری رفتاری نیز همراه است از این دانش آموزان با نام هایی گوناگون در کتاب هایی روانشاسی و علوم تربیتی یاد شده است که تعداد لترین آنها عبارتند از ضایعات مغزی، ضایعات خفیف مغزی و آسیب های عصبی دانش چندانی که این اصطلاحات را به کار برده اند. ریشه اصلی نارسایی در یادگیری را عوامل بدنی فرض کرده اند ولی امروزه این فرض آنان به اعترافات و انتقادات شدید و هم چنین دشواریهای عصبی زیادی مواجه شده است (سیف نراقی، نادری 1381 ص211).

قبل از اینکه والدین، معلمی، روانشاناسان مدرسه و متخصصین نارسایی های آموزشی بتوانند مشخص کنند که آیا کودک نارسایی های آموزشی دارد یا نه آنها باید اصلاع یابند که کودک مورد نظر چه مطالبی را می داند و از کدام مطالب بی اطلاع است. (آیدین 13 79، ترجمه مقیمی آذری ص43)

آنچه کودک نارسا نویس را از دیگران متمایز می کند نوع اشتباه ها نبود بلکه با برجاماندن آن علت در واقع مشکلات یادگیری، پایدار و نوسانی هستند. هیچ چیز به خوبی یادگرفته نمی شود یک کلمه که به درستی خوانده یا نوشته می شود می تواند ساعتی بعد چنین نباشد یک املای آماده و بدون غلط در متون روز بعد پر از اشتباه است. یک کلمه که چندین بار در یک متن تکرار شده است هر بار به صورت متفاوت خوانده یا نوشته می شود. چنین اوضاع و احوالی باعث سردرگمی والدین و معلمان می شود که معمولاً بر حسب حواس پرتی برای متمایز کردن این کودکان استفاده می شود اشتباه ها در قلمرو خواندن و نوشتن و رونویسی و املا بروز می کنند و اگر پس از سال دوم ابتدایی پا بر جا بمانند و متراکم شوند بیش از پیش معنادار می گردند. اما باید غلط های ابتدایی را که معمولاً در خلال نخستین سال های یادگیری خواندن و تا سالهای دوم یا سوم دوره ابتدایی وجود دارند از مشکلات بعدی که نشان دهنده فقدان خودکار شدن اکتسابها هستند متمایز کرد. هم چنین باید گفت که اگر آزمایش در سنین بالاتر انجام شود ممکن است بسیاری از این اشتباهها دیده نشوند پس سنین زیر 9-7 سالگی نارسا نویسی نیستند. عوامل زیادی در ایجاد نارسا نویسی مهم هستند از قبیل عوامل ارثی عوامل عصبی شناختی، عوامل عاطفی، عوامل فرهنگی ـ اجتماعی، عوامل آموزشی (دارستان 1379 ص 194).

کودکانی که دارای نارسا نویسی هستند در هجی کردن هم دچار مشکل هستند چون برای هجی کردن کامل کودک به سه مهارت عمده نیازمند است. تمایز شنوایی، حافظه شنوایی و حافظه بینایی.

در مرحله اول کودک باید بتواند صداهای مختلفی را که حروف ایجاد می کنند تشخیص دهد. این توانایی در تمایز صداهای مختلف علی الخصوص زمانی که کلمه از لحاظ فونتیل هجی می شود اهمیت دارد. (که به دنبال آن اصل مقرر شده در تلفظ و هجی آورده می شود) کودکی نتواند اختلاف صدای کلمات را تشخیص دهد در هجی کردن بسیاری از کلمات با اشکال مواجه خواهد شد. عامل دیگر در پیشرفت هجی کردن توانایی حافظه شنوایی است. دانش آموزی که از او خواسته می شود تا کلمه را هجی کند باید ارتباط دو حرف را که این صدا ایجاد می کند به یاد داشته باشد. دانش آموزانی که می توانند بخوبی هجی کنند شاید از قوانین و اصول معرفت شناسی چندان اطلاعاتی نداشته باشند اما آنها این توانایی را دارند که ارتباط صداهایی را که کلمه را ایجاد می کنند به صورت صحیح فوراً به یاد آورند. برای این کودکان فرآیند تشخیص بیاد آوردن،اصلاح و جبران ارتباط دادن متدها و ؟؟؟ باشند به مختصر تلاش حاصل می شود. کودکانی که فاقد مهارتهای نوشتن هستند این فرآیندها را نوعی مبارزه بزرگ می دانند (آیدین 1379 آذری ص98و 99)

اختلالات ادراکی و ناتوانی در تشخیص تغییردادن و تعبیر و تفسیر حس ، به ویژه اختلالات دیداری و شنیداری به طور سنتی توجه زیادی را به خود در حوزه اختلالات یادگیری جلب کرده است. برخی از اصلاحات این حوزه ، دریافت دیداری، تمییز دیداری، حافظه دیداری، تمییز دیداری ، حافظه شنیداری و یکپارچه سازی بین حواس است. (کریمی 1380 ص28)

اختلال ادراک شنیداری یکی از عوامل ایجاد کننده نارسانویس است. همچنین اختلال ادراک شنیداری مسئله ای است که در ظاهر هر فرد ایجاد اختلال نمی کند. زمانی که می توان به وجود این اختلال پی برد که فرد مورد آموزش مدرسه ای قرار گیرد.(؟؟؟؟؟ منبع ص30)

بسیاری از معلمان، پدران، مادران، و مشاوران وقتی با چنین دانش آموزانی برخورد می کنند به حیرت می افتند زیرا اغلب نمی دانند که چرا کودک با وجود داشتن هوش طبیعی و امکانات لازم،قادر به یادگیری در زمینه ای خاص نیست. (سیف نراقی، نادری 1381 ص 219)

کودکی که در مدرسه موفق نمی شود و با عدم والدین و معلمانش مواجه می گردد چرا که برای از دست دادن مسئولیتش میان دوستان همکلاسی خود نمی تواند توجیهی ارائه کند. نه تنها والدین و معلمانش از او ناخشنودند. بلکه نگرانی آنها غالباً به شکل غیر قابل مهار در می آید.

نگرانی والدین از این است که نکند فرزند آنها عقب مانده یا کند ذهن باشد. هرگاه مطمئن شود که هوش او عادی است حتی بر ؟؟؟؟ والدین نیز ؟؟؟ خود را از دست داده و از ناتوانی فرزندشان در یادگیری بیم ناک شده شروع به تنبیه سرزنش و تهدید و یا حتی با دادن جایزه در صدد تطمیع وی بر می آید با این امید که بالاخره نتایج بهتری حاصل شود. برخی معلمان نیز از ناتوانی خود در هدایت چنین کودکی احساس ناکامی می کند. تحت چنین شرایط ناگواری است که گوش سعی می کند به بهترین وجه عمل کند. اما شکست مداوم او را خرد کرده و شخصیت اش را عقلانی می کند این احساسات پس از مدرسه و روزهای تعطیل نیز دست از سر وی بر نمی دارند و این تصور برجای می ماند که گویی بدون اعمال خشونت تعدیل رفتار میسر نمی شود. (؟؟؟ رخشان 1363 ص 12)

سؤال ها.

آیا بین ادراک شنیداری دانش آموزان نارسانویس و دانش آموزان عادی تفاوت معنادار وج.د دارد؟

فرضیه :

بین ادراک شنیداری دانش آموزان نارسانویس و دانش آموزان عادی تناسب معنادار وجود دارد.

اهمیت و ضرورت:

در روزگاری که ما زندگی می کنیم داشتن تحصیلات عالی از موفقیتهای بزرگ اجتماعی ـ اقتصادی محسوب می شود کودکانی که به هر دلیلی نمی توانند بنویسند سیستم اقتصادی ـ اجتماعی حاکم بر جامعه به سختی خود و پایمال خواهد شد. برای کسانی که نتوانند به اندازه نیاز جامعه ما بنویسند نه ملاحظه ای در کار است و نه موفقیتی هیچ امیدی در آینده وجود نخواهد داشت. (ترک تحصیل شود) داغ ننگی است که برای همیشه به پیشانیشان خواهد خورد( دلاموتو 1368 ترجمه سرحدی زاده ص 251و ص 253).

ناتوانی یادگیری می توانند شخصی را از کوشش باز دارند علاقه را از بین ببرند و اعتماد راحتی در ساعی ترین دانش آموزان از میان بردارند (آیدین 1379 ترجمه مقیمی آذری ص 42).

از آنجایی که اختلالات یادگیری مانند نارسا نویس با عوامل دیگری اختلالات جانبی دیگر می تواند همراه باشد بررسی این موضوع اهمیت دارد. این اختلالات عبارتند از ؟؟؟؟ فعال، حواس پرتی، خود پندار، ضعیف مشکلات رفتاری سازگارانه، نارسایی در مهارتهای اجتماعی، تلاش بدون رفتارهای از هم گسیخته کناره جویی، وابستگی و مداومت (کریمی 1380 ص 30).

از آنجایی که اختلالات ادراکی می توانند نقش مهمی در سازگاری فرد با محیط ایجاد کنند پس باید با دید بازتری به این موضوع نگاه شود. اختلال ادراکی شنیداری که یکی از اختلالات ادراکی است می تواند باعث ناتوان ساختن فرد در محیط آموزشی شود و خود را به صورت نارسا نویس نارسا خوانی یا اختلالات ریاضی ظاهر سازد. (سیف نراقی، نادری 1380 ص 214)

عدم آشنایی خانواده ها و معلمان می تواند باعث فشارآوردن به کودک و زدن برچسبهای مانند « حواس پرتی » به کودک شود. هم چنین مشکل وقتی حادتر می شود که طبقه بندی درستی برای اختلالات یادگیری وجود نداشته باشد ویا معلممان آگاهی کافی را برای ارجاع این دانش آموزان نداشته باشد. مشکلات این کودکان به طور کامل بر طرف نمی شود ولی اگر درست و بموقع تشخیص داده شود در درمان خیلی مؤثر خواهد بود. علاوه بر این خانواده ها باید بدانند که شغل این کودکان در آیند. نباید از مهارتهای کلامی زیادی برخوردار باشند در زمینه آموزشی و حرفه ای هم چنین این کودکان علاقه زیادی به خواندن و انشاء نوشتن و نشان نمی دهند پس نباید آنها را وادار به این کار کرد چون از توان این کودکان باید برنامه های آموزشی و پرورشی خاصی اجرا شود و به هر کدام از کودکان باید به صورت منحصر به فرد نگاه کرد چون آنها در درجه اول انسان هستند نه نارسا نویس.

هدف پژوهش:

هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگیهای ادراک شنیداری کودکان عادی و کودکان نارسا نویس و مقایسه آنها با یکدیگر است.

تعاریف مفهومی :

تعریف مهفومی نارسانویس

اختلال مربوط به رشد در نوشتن این اختلال یا نقص قابل ملاحظه در پیدایش مهارتهای شناخت کلمات و فهم مطالب خوانده شده و مشخص است که با عقب ماندگی ذهنی و آموزش ناکافی قابل توجیه نبوده و ناشی از معایب بینایی، شنوایی و اختلالات عصبی نیست . طبق این تشخیص فقط زمانی باید مورد استفاده قرار گیرد که اختلال به طور جدی در پیشرفت تعقیلی یا فعالیت های روزانه مربوط به مهارتهای نوشتن تداخل نماید . این اختلال نارسانویس می شود . (پورافکاری1373 ص465).

تعاریف ؟؟؟؟؟؟:

تشخیص شنیداری: نمونه ای است که فرد از آزمون تشخیص شنیداری و ؟؟؟؟؟؟؟ کسب می کند. نارستنویس نتیجه ای که فرد از آزمون نوشتن سیف نراقی و نادری 1381 کسب می کند.

نارسانویس

کودک عادی

کودک نارسانویس: کودکانی که علی رغم هوش طبیعی بسیار بد می نویسند. این کودکان معمولاً آئینه نویسی یا وارونه نویسی می کنند یا بسیار بد خط می نویسند . بد نویسی این کودکان معمولاً به دلیل عدم همامنگی حرکتی آنان است.

کودک عادی : کدکی است که در مدارس عادی متعلق به وزارت آموزش و پرورش . ک.دک عادی کودکی است که نوشتن او مطابق با هوش و سن اوست ومشکلی در نوشتن ندارد و این کودکان هیچ مشکل حرکتی ندارند.

در سال تحصیلی مشغول به تحصیل

فهرست فصل دوم:

ـ پیشینه تحقیق

ـ اختلالات یادگیری

ـ ویژگی های اختلالات یادگیری

ـ ویژگی مبتلایان به ناتوانی یادگیری

ـ نظریه غلبه ملونی مغز

ـ نظریه کوتاهی دامنه توجه

ـ نظریه فرابری آگاهی ها

ـ نظریه تأخیر در رشد

ـ نظریه منایعات خفیف مغز

ـ ادراک شنودی

ـ کودکان با دشواری های اساسی در نوشتن

ـ تعریف اختلال های نوشتن

ـ تعریف اختلال های یادگیری

ـ مراحل تشخیص کودکان با اختلالات یادگیری

ـ نشانه ای بالینی

ـ علت شناسی اختلال های نوشتن

ـ چگونگی ترمیم نارسایی در نوشتن

ـ تعریف کمیته مشترک ملی در مورد ناتواناییهای یادگیری

ـ سبب شناسی اختلالات یادگیری

ـ عوامل ژنتیکی

ـ عوامل محیطی

پیشینه تحقیق:

اگر چه از دهه 1960 ، اختلال های فرآیندنوشتن مورد توجه گسترده مؤلفان قرار گرفتند اما اصطلاح نانویس برای توصیف روابط بین ناگویی و ناتوانی در قلمرو زبان نوشتاری دراواخر قرن نوزدهم توسط اگل( 1867 به نقل از هوپر ، 1994 ) ابداع شد و بر وجوه تمایز بین این اختلالها تأکید گردید.

در نیمه اول قرن بیستم (1926) گلدشتاین (1948) و بسیاری دیگر ا زپژوهشگران با استفاده از مشاهدات بالینی و روش تک بررسی و دستیابی به شبا هتها و تفاوتهای بین زبان بین گفتاری و نوشتاری را مورد توجه قرار دادند. بر اساس اظهارات هوپر و همکاران (1994) بسیاری از پژوهشها مرتبط به اختلالهای بیان نوشتاری هنوز نیز از این روش استفاده می کنند و به طور عمده به بررسی افرادی می پردازند که دچار ضایعه های اکتسابی مغز شده اند.

تنها برای مثال دانگ (1991) عقیده دارد که اگر چه نارساییهای بیان نوشتاری اغلب با اختلاله های خواندن همراهند و از فرآیندهای فراشناختی مشابهی مانند طرحریزی خود ؟؟؟؟؟؟؟؟ خودسنجی و خود تغییر دهی سود می جویند اما بررسی بالینی آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است .

پژوهشهایی که در زمینه زبان نوشتاری انجام شده اند آشکارا نشان داده اند که درا غلب موارد ، کودکان قبلاً به اختلالهای خواندن و حساب کردن ، دست کم در یکی از مؤلفه های نوشتن مانند دست خط ، املا ء ، ترکیب ، خزانه لغات با تدوین یک متن انشاءدارای مشکلاتی هستند اما هیچ یک از تدوین ها نتوانسته اند به بازشناسی و توصیف این مؤلفه ها به صورت عینی یا ؟؟؟؟؟؟؟؟ دست یابد. (موپر و همکاران1994) . بزینگر رفولو(1992) گزارش کرده اند که اگر سطح کارآمدی نوشتن به عنوان تغیییر مقایسه ای در نظر گرفته اند . نارسایی نوشتاری در پسران بیش از دختران است اما اگر ؟؟؟؟؟؟ هوشی را در نظر بگیریم تفاوتی بین دو جنس کشاهده نمی شود.

هوپر و مکفران(1945) در پژوهشی که بر اساس آزمون زبان نوشتاری ؟؟؟؟؟؟؟ و لارسن در نمونه ای متشکل از 30 % شاگردان دختر و پسر دوره راهنمایی اغدام دادند به این نتیجه رسیدند که نتایج 34% تا 47% شاگردان، یک انحراف معیا ر کمتر از میانگین و تعداد پسران واجد نارسایی 5/1 برابر دختران بوده است . (دارستان 1379 ص231 و 227).

اختلالات یادگیری :

ویژگی اختلالات یادگیری : در ویژگی هایی که از نظر می گذرد این نکته حائز اهمیت است که تفاوتهای فردی ، ثبات و دوام رفتارهای مشخص کننده و مزایای توصیف های رفتاری ر باید در نظر داشت.

1) عامل اختلاف : عامل اختلاف که دراصل بوسیله بیتاسن 1964 رایج شد یکی از اجزای کلیدی در معیارهای تشخیصی است و در بیشتر تعریفها وجود دارد. یک اختلاف وقتی وجود دارد که توانایی تخمین زده شده و عملکرد تحصیلی دانش آموز با هم تفاوت فاحشی داشته باشد. اختلاف که عامل پا یه ای برای اندیشه سم آموزی است ممکن است در یک مهارت و یا در همه حیطه های مهارتی باشد.

2) دشواری یادگیری تحصیلی : دشواری های تحصیلی پذیرفته ترین ویژگی های افراد دارای اختلالات هستند . از جمله ویژگی های ذکر شده می توان به مهارت های خواندن پایه ، درک مطلب خواندنی ، بیان نوشتاری ، محاسبات ریاضی و استدلال ریاضی اشاره کرد .

3) اختلالات زبانی : مشکلات زبانی مانند دشواری های خواندن و ریاضی و نوشتن برحسب جز و اختلاف تعبیر و تفسیر شوند بویژه مهارت های ناقص در بیان شفاهی و درک مطلب شنیداری از آنجایی که مهارت های زبانی و عملکرد تحصیلی رابطه نزدیک یبا هم دارند گاهی اوقات دشوار است که تعیین کنیم کدام اختلال مقدم بوده است و یعنی اول اختلال نوشتن بوده است یا امتلال زبان.

4) اختلالات ادراکی: اختلالات ادراکی و ناتوانی در تشخیص ، تمییز دادن ، تعبیر و تفسیر حس ، بویژه اختلالات دیداری و شنیداری ، به طور سنتی توجه فراوان چندین صاحب نظر در حوزه اختلالات یادگیری را به خود جلب کرده است. برخی از اصطلاحات رایج درای حوزه عبارتند از: دریافت دیداری، تمییز دیداری ، حافظه دیداری، تمییز شنیداری، حافظه شنیداری، و یکپارچه سازی بین حواس .

5) نارسائیهای فراشناختی : پیشینه تحقیقات فزاینده ای در علل شکل گرفتن است که نشان می دهد برخی از دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری دچار نارساییهای فراشناختی هستند .

الف) آگاه بودن از مهارتها ، راهبرها و منابع مورد نیاز برای انجام اثر بخش یک تکلیف

ب) توانایی استفاده از مکانیسم های خود گردانی را از قبیل حرکتهای برنامه ریزی

ارزشیابی اثر بخش فعالیت های در حال جریان ، رسیدگی کردن به بازده کوششه او رفع کردن مشکلات برای تعیین تکمیل موفقیت آمیز یک تکلیف.

6) مشکلات اجتماعی ـ هیجانی (عاطفی):بسیاری از دانش آموزان دارای اختلال یادگیری به علت ماکامی از دشواری های یادگیری خود، اعمالی از هم گسیخته دارند و در آنها نوعی احساس خود ارزشمند؟؟؟؟؟؟؟؟ ایجاد می شود . رابابورت(1975) اشاره می کند که رشد هیجانی این دانش آموزان به شکلی متفاوت با دانش آموزان بهنجار صورت می گیرد آنان به جای آموختن و کسب نگرشهایی درباره تکالیفی که می توانند انجام دهند اغلب به آموختن آنچه که نمی توانند انجام دهند توجه می کنند . این فقدان حرمت نفس مثبت اغلب منجر به خوپندار و عزت نفس ضعیفی در انها می شود . لیخت1984 گزارش می دهد که به علت شکستهای متوالی ، کودکان دارای اختلالات یادگیری اغلب باورهای مربوط به پیشرفت ناسازگارانه پیدا می کنند که به نوبه خود مشکلاتی ایجاد می کنند که فراتراز اختلالات اصلی است .

7) مشکلات حافظه ای: مالاهان و کافمن(1988) اشاره می کنند که دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری معمولاً در به خاطر سپردن محرکهای شنیداری و دیداری مشکل دارند. مقیاس های حافظه می توانند دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری را از کندآموزان و دانش آموزان متوسط تفکیک کند . دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری نارساییهای بارزی در حافظه غعال و کوتاه مدت ، نشان می دهند معلمان غالباً گزارش می دهند که دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری هجی کردن کلمات ، اصول ریاضی و دستورالعمل ها را فراموش می کنند.

8)اختلالات حرکتی : دانش آموزان دارای مشکلات حرکتی با گام هایی ناشیانه و بی مهارت راه می روند. یا در پرتاب کردن و گرفتن یک توپ جست و خیز کردن یاجفتی پریدن دشواری دارند. برخی دیگر در حرکات فلزی مثل پریدن با قیچی ، بستن دکمه لباس یا بالا کشیدن زیپ مشکل دارند .

9) مشکلات توجه و بیش فعالی : برای موفق شدن در تکالیف مدرسه دانش آموزان باید فکر مربوط به تکالیف کلاسی را تشخیص داده و حفظ کند و همین طور بتواند توجه خود را از یک تکلیف به تکالیف تازه برگرداند. دانش آموزان دارای مشکلات توجه نمی توانند محرکهای بیرونی را از حیطه توجه خود دور کنند . در نتیجه توجه آنها به محرکهای نامربوط جلب می شود. ممکن است دامنه توجه آنها کوتاه باشد و حواسپرتی حساسیت بیش از حد از خود نشان دهند.(کریمی 1380 ص32 و 26)

ویژگی های مبتلایان به ناتوانی یادگیری:

1) اختلال در صحبت کردن و برقرار کردن ارتباط

2) مشکلات تحصیلی

3) اختلالات فرآیند تفکر

4) عیوب شکل گیری مفاهیم

5) اجرای تست به گونه ای ناهموار و یا غیر قابل ارزیابی

6) تخریب ادراک

7) فقدان مقیاس طبیعی نورولوژیکال

8) اختلال در عملکرد حرکتی

9) ویژگی های متنوع فیزیکی : ترشحات از دهان، بی اختیاری، کندی در آداب توالت و نظایر آن

10) ویژگی های هیجانی: قوه محرکه آنی، ناسازگاری ، حرکات انفجاری، مقاومت کم برای حصول به نتیجه و نظایر آن .

11) ویژگی های خوابیدن: الگوی بی قاعده خوابیدن، خواب غیر طبیعی سبک یا ؟؟؟؟ ، چرخیدن یا اتلان دادن سر و نظایر آن.

12) توانایی برقراری ارتباط ، بی قاعده است.

13) رشد جسمانی ناهمگون

14) بی نظمی در روابط اجتماعی

15) تنوع و بی نظمی در شخصیت

16) اختلالات تمرکز و توجه (سیف 1375 ص16).

نظریه غلبه طرفی مغز:

مغز انسان از دو نیمکره راست و چپ تشکیل شده است که این دو نیمکره توسط جسم پینه ای بهم وصل شده اند. وجود این جسم پینه ای سبب می شود که دو نیمکره از فعالیتهای یکدیگر آگاه باشد. (مانت کسل 1962) . در مغز انسان سازمان فعالیت ها برای رفتارهای مختلف متفاوت است. بعضی از کارها مثل دیدن و شنیدن توسط هر دوقسمت مغز کنترل می شود، در حالیکه در برخی دیگر از مهارت ها روال، بدین گونه نیست و معمولاً بیشتر مهارتها توسط یک نیمکره مغز کنترل کی شود. برای مثال بیشتر افراد در اکثر جوامع دنیا با دست راست می نویسند و نیم کره چپ آنان در تکلم و یادگیری کلامی غلبه دارد. در حدود 93% جمعیت بزرگسالان راست دست اند و تقریباً در 96% ا زآنها نیمکره چپ دارای غلبه طرفی برای تکلم و مهارت های کلاس است. مدتها غلبه طرفی یک نیمکره مغز بر نیمکره دیگر برای مطالعه درباره رشد زبان و تحصیل دانش بسیار مهمی و اساسی جلوه می شود. برای مثال کاراورتون(1937) براساس این عقیده بود که یک طرف مغز باید بر طرف دیگر غلبه کند، و فرض او بر این که نارساییها در تکلم ، نوشتن و خواندن و غیره در اثر عدم غلبه طرفی نیز اسجاد می شود. تحقیقات (گزافیگاو دیگران 1965) نشان داده است که نیم کره چپ مغز فرآیندهای زبان و یادگیری و تفکر انتزاعی را کنترل می کند. در حالیکه نیم کره راست مغز بیشتر جنبه کلی دارد. و نشانه ها و علامتهایی را که از طریق بینایی به ما می رسند تعبیر و تفسیر می کند. (سیف تراقی نادری 1364 ص13 و 16) .

کمیل ( 1970) اظهاری دارد که شماری از کودکان مبتلا به ناتوانی یادگیری برای رشد عضله ای ظریف دست و انگشتان و فاقد تجربه ، کارکردن، چرخاندن، گرفتن در دست فشردن ، یا فشارآوردن بر اجسام هستند . (؟؟؟؟؟ به نقل از منشی طوسی 1373 ص 245).

نظریه کوتاهی دامنه توجه : طرفداران این نظریه معتقدند که کودکان با نارساییهای ویژه یادگیری دچار اشکال در تمرکز توجه و دقت اند. از سال 1950 به بعد تحقیقات بسیاری در این مورد انجام شده و سبب گشته است که متخصصان در رشته روان شناسی و آموزش و پرورش کودکان استثنایی این نظریه را جدیتر مورد برسی قرار دهند . راس(1976) در کتاب جدیدش می نویسد : به نظر می رسد که یک نقص ذهنی وجود دارد که بیشتر کودکانی که دچار نارساییهای ویژه یادگیری هستند با آن مواجه اند و آن عدم توانایی در تمرکز دقت و توجه بر مطلب مورد بحث است. راس چنین نتیجه می گیرد که کودکانی که دارای نارساییهای ویژه یادگیری هستند فرآیند رشد آنها در کسب دقت و توجه طبیعی ، دچار تأخیر یا وقفه شده است. سنف کوشش کرده است نظریات برادنبت را در زمینه نارساییهای ویژه یادگیری به کار برد. سنف الگویی قابل استفاده برای آموزش کودکان استثنایی پیشنهاد کرده است . او توجه را به یک پرده تلویزیون تشبیه می کند که چطور فعالیت ؟؟؟؟؟؟ بر آن نشان داده می شود. این چهار فعالیت عبارتند از: 1) تجزیه و تحلیل مطالب حسی . 2) پاسخ ها و بازخوردی که از سیستم حرکتی به ما می رسد. 3) احساساتی که از طرف حس هایی غیر از حواس پنجگانه به ما می رسد. 4) تفکر.

سنف ابراز می داردکه این چهار محرک همیشه وجود دارند و در کارند . اما بعضی از آنها که روی پرده افتاده اند ضبط نمی شوند. در حالیکه برخی دیگر ضبط می گردند . این بدان معنی است که ما یکسری از محرکها را انتخاب می کنیم و به آنها معنی می بخشیم و سوی دیگر را نادیده می گیریم.

نظریه فرابری آگاهیها : در این نظریه بشر به عنوان یک نمونه بردار از آگاهیها و محرکهای پیرامونش معرفی می گردد. البته نمونه برداری که فقط می تواند نمونه هایی ا زاین محرکها و آگاهیها را تجربه کند. بشر می تواند عقاید خود را به صورت فرمولهایی از اجزاء آن نمونه در آورد. مفاهیم و انتظارات خود را بر اساس تجربه خود بسازد و سپس این مفاهیم را در جلسات مختلف بیازماید و در صورت لزوم آنها را دوباره سازی کند. (؟؟؟؟؟؟؟ - دیگوری1972) هدف آنان از ارزشیابی ، تعیین چگونگی درک و فهم علائم شنوایی و بینایی توسط کودک است. نیز منظور آنان از برنامه های آموزشی و ترمیمی آن است که با به کار گیری آنها نارساییهای حسی و ادراک کودک را بهبود بخشند و تقویت کنند. زیر بنای این کوشش این است که طرفداران این نظریه عقیده دارند کودکان با نارساییهای ویژه یادگیری دچار دشواریهایی در خصوص دریافت ، ضبط و بازگرداندن آگاهیهای داده شده در مجرای یادگیری خاصی هستند. رفتار مورد نظریه فرابری آگاهیها شامل همه چیز می شود توجه ، ادراک، نام گذاری ادراک، ضبط ادراک، روابط و آمیختگی آگاهیهایی که توسط حواس مختلف درک می شود به تمامی تحت یک عنوان کلی به نام فرابری آگاهیها می آیند . در حقیقت تمام فعالیتهای ذهنی از فعالیتهای حسی گرفته تا یادگیری زبان را شامل می شوند. (براین وبراین1975) . در نظریه فرابری آگاهیها فرضهای معینی در نظر گرفته می شود. اولین فرض آن است که در کسب مهارتها ، توالی رشد وجود دارد. بدین معنی که کودکان ابتدا از طریق یک حس (بینایی با شنوایی) یاد می گیرند . و سپس قادر خواهند شد که آگاهیها و محرکهای داده شده را از طریق پیوند دو حس دریافت دارند و به آن معنی بخشند . در عین فرض عبارت است از اینکه کودکانی که دارای نارساییهای یاد گیری هستند . در تجزیه و تحلیل آگاهیها و محرکهای دریافت شده مشکل دارند . بنابراین ، هر چه شناسایی و آگاهی ما از اشکالات آنها در تجزیه اطلاعات مشخص تر و معین تر باشد کمک ما به این گونه کودکان مفیدتر خواهد بود . در این جا شناسایی و تشخیص اشکالات حافظه که موجب دشواریهای در به خاطر سپردن آگاهیها چه از طریق شنوایی (حافظه شنوایی) و چه از طریق بینایی( حافظه بینایی ) می شود از اهمیت خاص برخوردار است . سومین فرض این است که درمان و آموزش وقتی مؤثر است که اسکال موجود در فرابری آگاهیها مشخص و معین گردد.

نظریه تأخیر در رشد: طرفداران این نظریه معتقدند که کودکان با اختلالات یادگیری ، کند تر از همسالان خود آگاهیها و محرکهای محیط را جذب می کنند . بنابراین شبیه کودکان کوچکتر عمل می کنند . تعدادی از تحقیقات پراکنده نشان می دهند که این گونه کودکان از نظر کیفیت یادگیری با دیگر کودکان تفاوتی ندارند. بلکه از نظر کمیت متفاوت هستند یعنی آنان در فراگیری مطالب کندتر یا آهسته تر از کودکان بهنجار هستند . این نظریه توسط کریشلی( 1970)عنوان گردید. ولی تاکنون تحقیقات کنترل شده زیادی برای اثبات آن انجام نیافته است . تحقیقی که در سال 1978 در هشتمین کنفرانس بین المللی پیاژه در لس آنجلس توسط سیف نراقی و نادری ارائه گردید نشان می دهد که کودکان دچار اختلالات یادگیری از نظر سنی دیرتر از کودکان معمولی و عادی موفق به جواب دادن به آزمونهای ؟؟؟؟؟؟؟؟ پیاژه می شوند. در ضمن هرچه قدر آزمونها مشکلتر می شود این تفاوتها بیشتر آشکار می گردد. به نظر محققین یادشده این کودکان ممکن است دارای مهارتها و نواناییهای بهنجار باشند که احتمالاً ناقص نیستند ولی رشد کافی نکرده اند.

نظریه ضایعات خفیف مغز: در این جا این سئوال مطرح نیست که آیا کودکانی که دچار ضایعات مغزی هستند نارساییهای یادگیری نیز دارند یا نه ، بلکه سئوال این سئوال است که کودکانی که دچار اختلالات یادگیری هستند و هیچ گونه ضایعه مغزی مشخص شده ای در آنان وجود ندارند. آیا دچار ضایعات جزئی مغز، یا عدم رشد اعصاب هستند . در این زمینه نتایج تحقیقات برت نر و دیگران(1972) نشان داده است که کودکان با اختلالات یاد گیری در مقایسه با کودکان بهنجار دارای نشا نه های بیشتری از آسیب های عصبی هستند . مطالعه پرونده های طبی مختلف و گزارش های مادران که توسط آون و دیگران(1974)انجام شده است ، نشان می دهد که مادران کودکان با نارساییهای یادگیری بیشتر از مادران کودکان طبیعی در مورد فرزندانشان مشکلات طبی داشته اند. همچنین نوزادان آنان از نوزادان عادی بیشتر ناآرامند و دچار دردهای مزمن زیادتری هستند و نیز این کودکان از نظر یادگیری زبان دچار اشکال اند و رفتارهای تصاحبی و خشن یبشتری از خود نشان می دهند. با اینکه نظریه های مختلف که تاریخ مطالعات و تحقیقات درباره نارساییهای یادگیری را تشکیل می دهند و هر کدام توضیحات و علل گوناگونی را مطرح می سازد بسییار با ارزش اند، در اکثر آنها سعی شده است نشان دهند که این پدیده در اثر یک عامل بوجود می آید. او اضافه می کند که هر کدام از این نظریه تا کوشش شده است که علت مشکلات متعددی مانند: بیقراری، ناتوانی در یادگیریهای کلامی، ناتوانیهای ادراکی و یا تاخیر در رشد ذهنی را با یک نظیر سه توجیه کنند. او پیشنهاد می کند که چون یادگیری فرآیند پیچیده ای است و عوامل مختلف ممکن است به آن آسیب زند. بهتر است به جای نظریه های یک عاملی که سعی شده است توسط آنها تمام انواع نارساییهای یادگیری را توضیح دهند. این گونه کودکان را به پنج گروه متفاوت تقسیم کنیم تا نظریه های مختلف هر کدام یک گروه از این کودکان را شامل شود. همان گونه اشاره رفت این نظر قابل توجه است زیرا اولاً کم توجهی گذشتگان را گوشزد می کند ، ثانیاً راه طولانی آینده را در این نشان می دهد.

ادراک شنودی : هر چند که بیشترین تأکید در ایجاد مهارتهای آمادگی روی ادراک بینایی است با این حال باید ب هادراک شنودی و نقش قاطع آن در یادگیری کاملاً آگاه باشیم . برای طراحی راهبردهای آموزشی در جهت پرورش مهارتهای ادراک شنودی ، دانستن خود مهارتهایی که در ساختمان این ادراک به کار رفته برای تشکیل مراحل بعدی این خود مهارتهای ضروری است . ؟؟؟؟؟؟ (1968) هشت مقوله مهارتهای ادراک شنودی را از هم تفکیک کرده است که عبارتند از : آگاهی شنودی، تمرکز شنودی ، نقش زمینه شنودی ، تمییز شنودی ، حافظه شنودی ، تقطیع شنودی، یگانه سازی و ترکیب شنودی و بالاخره باز خود شنودی . فلاور(1968) فرآیندهای شنوائی مشابهی را تشخیص داده است.حساسیت شنودی، دقت شنودی، تمییز شنودی ، حافظه شنودی، یگانه سازی شنودی ، یگانه سازی ، دیدسازی ، فلاور پیشنهاد کرد که این نوع سلسله مراتب خود مهارتهای ادراک شنودی مشکلات متعددی را پیوسته برای طراحی آزمونها و نیز روش های آموزشی به وجود می آورد. نخست این که هم در آزمون و هم در آموزش ، هر خرد ه مهارت شنوایی در عمل با سایر فرآیندهای یادگیری درگیر است. دومین مشکل این است که بعضی ا زکودکان که درعملکردهای تحصیلی موفق می شوند در پاسخ به آزمونهای معین شنوایی شکست می خورد. سوم این که با آزمون یک خرده مهارت شنوایی و ارتباط آن با بهبود وضع تحصیلی آشکارا ثابت نشده است . (فریار، زمستان 1379، ص 186).


بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد

زندگی بشر از ابتدا با مشکلات و مسائلی همراه بوده است و تاریخ گویای گوشهآای از مشکلات بشر است زیرا در تاریخ قطور زندگی بشر گر چه هنوز چند برگی از آن بیشتر بررسی نشده و این مقدار کم هم مبهم است ، ولی با همه ابهام و تاریک که دارد، فریادها و ناله‌های دلخراش و داستانهای غم‌انگیز بشر را نتوانسته است مخفی کند گر چه امروزه پیشرفتهای در همه زمنیه‌های زندگی
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 74 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 95
بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

چکیده

پژوهش حاضر به منظور (بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد) صورت گرفته است. بدین منظور از جوانان معتاد و غیرمعتاد 20 تا 30 ساله شهرستان خمین یک نمونه 80 نفری (40 نفر معتاد و 40 نفر غیرمعتاد) به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شده است.

داده‌های آماری از طریق اجرای آزمون MMPI (فرم کوتاه) از گروههای نمونه بدست آمده و برای تجزیه و تحلیل نتایج تحقیق حاضر از آمار توصیفی و استنباطی از جمله آزمون T مستقل و با در نظر گرفتن نتیجه آزمون لوین با استفاده نرم افزار SPSS مورد استفاده قرار گرفته است.

هدف اصلی از انجام این پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی در بین افراد معتاد و غیرمعتاد می‌باشد که نهایتاً از تجزیه و تحلیل و بررسی داده‌ها نتیجه زیر بدست آمد:

بین افراد معتاد و غیرمعتاد از لحاظ شخصیت ضداجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد (P=0)

یافته‌های فرعی زیر نیز از تحقیق حاضر بدست می‌آیند:

بین خود بیمارانگاری در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد.( 008/0=P)

بین افسردگی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003/0=P)

بین پارانویا در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (0=P)

بین اسکیزوفرنی در افراد معتاد و غیرمعتاد تفاوت معناداری وجود دارد. (003=P)

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول : کلیات

مقدمه

بیان مسئله

اهمیت و ضرورت تحقیق

اهداف تحقیق

سؤالات

فرضیات

تعاریف اصطلاحات

فصل دوم : پیشینه پژوهش

تاریخچه مواد مخدر در جهان

جنگ تریاک در چین

جنگ تریاک در دوران معاصر

مراکز تولید جهانی مواد مخدر

نقش مافیا در توزیع بین‌المللی مواد مخدر

سازمان پلیس بین‌المللی

تاریخچه مواد مخدر در ایران

تشخیص دوگانه و اختلال شخصیت ضد اجتماعی

رفتار اختلال شخصیت ضداجتماعی

شخصیت صداجتماعی ، بیمار روانی و ضد اجتماع

تعریفی از اختلال شخصیت ضداجتماعی

بیمار روانی

اختلال شخصیت ضداجتماعی

اختلالات شخصیتی

تحقیقات داخل کشور

فصل سوم : روش تحقیق

مقدمه

روش تحقیق

جامعه آماری

نمونه آماری

روش نمونه‌گیری

نحوه اجرای آزمون

روش جمع‌آوری داده‌ها

ابزار اندازه‌گیری

اعتبار و پایایی

متغیرها

روش آماری

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل نتایج :

مقدمه

مشخصه‌های آماری نتایج کمی

مقایسه میانگین‌ها

یافته‌های فرعی تحقیق

فصل پنجم : بحث و نتیجه‌گیر

مقدمه

نتیجه‌گیری

محدودیتهای تحقیق

پیشنهادات

کاربرد نتایج

منابع :

منابع فارسی

منابع انگلیسی

منابع اینترنتی

فهرست جداول و نمودارها

عنوان صفحه

جدول شماره 4-1 مشخصات مرتبط با دو گروه معتاد و غیرمعتاد

نمودار شماره 4-1 مقایسه میانگین افراد معتاد و غیرمعتاد

جدول شماره 4-2 آزمون لوین برای تساوی واریانسها

جدول شماره 4-3 میانگین و انحراف معیار شخصیت ضداجتماعی افراد معتاد و غیرمعتاد

فصل اول :

کلیــــات

مقدمه [1]

زندگی بشر از ابتدا با مشکلات و مسائلی همراه بوده است و تاریخ گویای گوشهآای از مشکلات بشر است. زیرا در تاریخ قطور زندگی بشر گر چه هنوز چند برگی از آن بیشتر بررسی نشده و این مقدار کم هم مبهم است ، ولی با همه ابهام و تاریک که دارد، فریادها و ناله‌های دلخراش و داستانهای غم‌انگیز بشر را نتوانسته است مخفی کند. گر چه امروزه پیشرفتهای در همه زمنیه‌های زندگی بشر بوجود آمده ولی باز هم وحشت و اضطراب و انحراف از بشر دور نشده است. زمانی بشر از طوفان و سیل و تحطی و بیماریهای واگیر وحشت داشت و زمانی از جنگ‌ها و لشکرکشیها. در اثر پیروزی علم بر طبیعت مقداری از این مصائب و نگرانیها از بین رفته و لیکن جای خود را به دردها و مصائب سخت‌تری داده است. اکنون بشر از درون ناراحت است و از ناراحتی‌های عصبی و روانی شکایت دارد. از همنوع خود بیم دارد. ترس و وحشت از سلاحهای اتمی و میکروبی و شیمیایی قرن بیست و یکم را به قرن «اصطراب و تشویش» مبدل ساخته، و از همه مهمتر اکنون از مسئله «اعتیاد» که پدیده‌ای نسبتاً جدید است و انبوهی از انسانها را به خودکشی تدریجی محکوم نموده وحشت دارد.

در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در مقابل گروهی از انسانها قرار گرفته است که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی ، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به ‌آن پناه می‌برند.

کشیدن یک نخ سیگار ، نوشیدن یک لیوان نوشابه الکلی ، زدن چند پک به وافور و استعمال یک ذره مرفین هروئین برای تسکین و بی‌خبری از اضطراب درونی و فشار روانی ناشی از فقر اقتصادی و مسائل دیگر اولین قدم بسوی بدبختی و خودکشی تدریجی است. عوامل اقتصادی ، اجتماعی ، روانی ، جسمی و مخصوصاً عوامل خانوادگی در هماهنگی فرد با محیط اجتماعی نقش مهم دارد. آرامش و امنیت، نداشتن فشار و اضطراب درونی و خانوادگی، از تعدادی از انحرافات منجمله اعتیاد به مواد مخدر کاسته و انسان را در برابر مشکلات مقاوم می‌نماید، اگر تحولات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی هماهنگ و متناسب با نیازهای افراد جامعه نباشد، در درون انسانهایی که زمینه مساعد دارند انفجار رخ داده و وقوع انحراف و اعتیاد حتمی است و حتی شیوع امراض روانی اجتناب‌ناپذیر است.

انحراف یا کجروی که از آن بنام عارضه یا بیماری یاد می‌کنند یکی از مظاهر زندگی دسته جمعی بخصوص زندگی امروزه است و از زمانی آغاز شد که انسان به صورت گروهی زندگی خود را شروع نمود. شرایط خاص و ملاکها و الگوها و ارزش‌های حاکم بر هر جامعه، در تغییر مفهوم انحراف و کیفیت ‌آن موثر است. مثلاً مجازات قتل عمد اعدام است. شرابخواری و اعتیاد به مواد مخدر در جامعه اسلامی انحراف محسوب و جرم دارد، ولی این اعمال در برخی جوامع غرب امری عادی است و انحراف محسوب نمی‌شود.

بهر حال روانشناسان فرق آدم سالم و دیوانه را در داشتن قدرت روحی در جنگ با مشکلات زندگی می‌دانند. لذا معتاد یک نوع انسان غیرنرمال است . مثلاً حسادت یکی از آسیبهای اجتماعی و انحرافات است که از درون انسان سرچشمه می‌گیرد. وقتی فرد خود را با شخصی که در موقعیت بهتری است مقایسه می‌کند، دچار رنج و ناراحتی می‌گردد. در این صورت برای رفع ناراحتی خود یا به موادمخدر روی می‌آورند و یا دلش می‌خواهد که موقعیت دیگران را با توطئه و نیرنگ تضعیف نماید.

در کشور ایران بزهکاری بطور عمده تحت اثر دو انگیزه ریشه‌یابی شده است :

اعتیاد

بیکاری

بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعه‌شناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا می‌گیرد.

اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بین‌المللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورتی است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده می‌شود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران ، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصل اعتیا‌د، جوانان و افراد کم تجربه می‌باشند.

در حال حاضر مسئله اعتیاد به مواد مخدر در شهر خمین گریبان گروهی از انسانها بویژه جوانان این شهر را گرفته که به علت عدم تامین اقتصادی و اجتماعی، فشارهای روانی و خانوادگی و غیره برای فرار از حقایق تلخ زندگی به آن پناه می‌برند که خود می‌تواند باعث افزایش جرم و بزه در شهر خمین شود.

بیان مسئله [2]

اعتیاد به مواد مخدر فرد را به یک کلکسیون سیار بیماری تبدیل کرده و مشکلاتی برای فرد و اجتماع بوجود می‌آورد. معتاد علاوه بر اینکه سلامتی خود را از دست می‌دهد، بار سنگینی هم بر دوش اجتماع می‌شود و از طرفی آن جامعه را مورد تهدید قرار می‌دهد این‌چنین افراد که اکثراً قانون‌شکن هستند برای بدست آوردن مواد، دست به هرگونه اعمال خلاف قانون و ناروا می‌زنند.

با توجه به اینکه قانون ، استعمال و خرید و فروش مواد را منع کرده اما معتاد برای تهیه آن دست به هر جنایتی می‌زند و خود را از قید مسئولیت‌های زندگی شخصی و اجتماعی رها می‌کند. این‌گونه افراد که معمولاً خودپسند، بی‌عار و ولگرد و عصبی مزاج هستند همیشه در پی ماجرا می‌گردند. معتاد وقتی بجان خود هم رحم نمی‌کند دیگران و اجتماع هم نباید از او انتظاری داشته باشند. این همه موارد دلیل بر این است که معتاد قدرت مقابله با حقایق و واقعیات زندگی را ندارد و نیز نیروی جسمانی و روانی معتاد رشد معمول خود را طی نکرده است. افراد معتاد منحرف اغلب در اجتماعات بدنام شرکت کرده و از شرکت در اجتماعات و جلسات خوشنان گریزانند.

معتاد با تاثیرپذیری از مواد ، زندگی خود و سرانجام دیگران را به خطر انداخته و بتدریج حالت عصبی معتاد وحیم‌تر شده و موقعیت‌های غیرعادی یکی پس از دیگری به سراغ او می‌آیند، قضاوت و اندیشه‌اش مختل شده و اغلب در حال چرت و بی‌خبری است. (حلم سرشت 1375 ، ص 234)

امروزه اغلب اجتماعات بشری در چنگال پدیده مهلک اعتیاد به مواد مخدر گرفتارند. پناه بردن به مواد مخدر، واقعه تازه‌ای در زندگی بشر نیست و از دیرباز اجتماعات مختلف بشری هر یک به تناسب شرایط اقلیمی و عادات و سنت‌های مخصوص به خود به انگیزه رهایی از فشارهای روحی و یا به انگیزه کسب لذت‌های کاذب و زودگذر و یا بوسیله کنجکاوی و تقلید کورکورانه به یکی از انواع مواد مخدر پناه برده‌اند. مسئله مورد پژوهش بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان خمین می‌باشد.

با توجه به آنچه که در بالا توضیح داده شد عواملی که باعث روی آوردن محقق برای انجام این پژوهش شدند عواملی از قبیل افزایش جوانان مجرم در زندانها که به علت‌های گوناگون دزدی، حمل مواد و جرایم دیگر که به مواد مخدر مربوط می‌شوند.

اهمیت و ضرورت تحقیق

تامل و تعمق در مسئله اعتیاد که امروزه گریبانگیر جوامع بسیاری شده است . و هر ساله افراد بیشماری را روانه زندانها و گورستانها می‌نماید.

بطور کلی بشر در دنیای امروز بحدی دچار انحراف و سقوط اخلاقی شده که در سایر اعصار و قرون گذشته میزان انحرافات بدین صورت نبوده است. برخی جامعه‌شناسان معتقدند که ریشه تمام دردهای اجتماعی در محیط اجتماعی است و می‌گویند که کسی ذاتاً منحرف و کجرو بدنیا نمی‌آید. (قائمی 1373 ص 139)

بهمین علت قرن حاضر بخاطر جهات گوناگون ، عناوین مختلفی را بخود اختصاص داده است از جمله : عصر علم، قرن اضطراب ، عصر انحراف و عصر تزلزل ارزشها. (همان منبع ص 142)

لذا دورنمای آینده از دید برخی صاحبنظران و جامعه‌شناسان بسیار تاریک است و معتقدند هر روز از بد ، بدتر شده و قاعده حیات جنگل سرانجام همه جهان را فرا می‌گیرد. (همان ، ص 14)

اعتیاد به مواد مخدر امروزه به صورت یک بلای اجتماعی است، بطوریکه ضایعات مادی و معنوی آن کمتر از جنگهای بین‌المللی نیست. شیوع اعتیاد در سطح جهان به صورت است که هر روزه بر آمار معتادان افزوده می‌شود. اعتیاد بلایی است که در همه اقشار جامعه اعم از تحصیل کرده ، ورزشکاران، هنرپیشگان، فقرا و ثروتمندان نفوذ کرده است. ولی قربانیان اصلی اعتیاد جوانان و افراد کم تجربه می‌باشند.

اعتیاد بزرگترین درد و بیماری برای شخص معتاد و جامعه است لذا نجات جان معتاد در واقع نجات جامعه است. اعتیاد به مواد مخدر که عنوان یک مشکل اجتماعی را بخود اختصاص داده پدیده‌ایست استعماری که زمینه‌های ناسالم اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، روانی، شخصیتی ، جسمی، سیاسی و تربیتی در بروز و ابتلای به آن اهمیت دارد. اعتیاد به مواد مخدر نه تنها خود زائیده مسائل مختلفی است، بلکه بوجود آورنده عوارض مختلی مثل عوارض جسم، فکری ، اجتماعی ، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره است. جامعه‌شناسان عقیده دارند؛ نیاز هر جامعه به مواد مخدر نشانه انحطاط و سقوط آن جامعه است. و به عقیده سیاستمداران جهان، برای تسخیر مملکتی و تضعیف و تصاحب ملتی، هیچ عاملی بهتر از تریاک نیست. آنها معتقدند برای مغلوب ساختن ملتها یک کیلو تریاک و یک حلقه وافور از چندین تانک و هزاران توپ موثرتر است. (اورنگ 1367 ص 14)

با در نظر گرفتن این که اعتیاد ریشه‌های سیاسی و اجتماعی دارد و استعمارگران با استفاده از این حربه سعی در تسلط و نفوذ شیطانی خود در کشورهای دیگر دارند و همچنین با توجه به اینکه اعتیاد خود عاملی برای انواع جرم و بزهکاری می‌باشد. موجب انجام پژوهش در زمینه این مسئله که آیا رابطه بین اعتیاد و شخصیت ضداجتماعی افراد وجود دارد یا خیر شد که ضرورت و اهمیت تحقیق روشنتر می‌شود و اهمیت اصلی این پژوهش ایجاد بصیرت و دانش لازم در جهت شناخت بخشی از عوامل و ارتباط برخی عوامل شخصیتی با اعتیاد می‌باشد.

اهداف تحقیق[3]

الف ) هدف کلی [4]

بررسی و مقایسه اختلال شخصیت ضداجتماعی بین افراد معتاد و غیرمعتاد شهرستان خمین.

ب ) اهداف ویژه [5]

بدست آوردن آماد سایر اختلالات روانی در شخصیت معتادین نمونه با استفاده از آزمون MMPI

سوالات

آیا بین افراد معتاد و غیرمعتاد از نظر میزان شیوع اختلال شخصیت ضداجتماعی تفاوت معنادار وجود دارد؟

فرضیات [6]

بدلیل اینکه تحقیق حاضر برای نخستین بار در ایران انجام شده و طی جستجوهای مکرر به تحقیق مشابه برخورد نشده است و نیز اینکه تحقیق حاضر تحقیقی از نوع استقرایی است سابقه فرضی برای آن یافت نشده است. لذا تحقیق حاضر نیازی به فرضیه ندارد.

تعریف اصطلاحات

تعاریف نظری

معتاد: معتاد کسی است که عادت به مصرف دارو دارد و در نتیجه مصرف که نیاز جسمی و روانی اوست اخلاق عمومی، سلامت و رفاه خود، خانواده و اجتماعش را به خظر می‌اندازد.(فرجاد 1378 ص 12)

اعتیاد: اعتیاد را میدتوان حالتی دانست که در نتیجه اتسعمال داروی مخدر به شخص دست می‌دهد و موجب می‌شود که خویشتن‌داری شخص از میان برود و زیاده‌روی در استعمال آن به حدی برسد که به حال شخص و اجتماع مضر باشد. (اورنگ 1367 ص 9)

اختلال شخصیت ضد اجتماعی : عبارت است از ناتوانی از تن دادن به هنجارهای اجتماعی بطوری که جنبه‌های متعددی از رفتار فرد در نوجوانی و بزرگسالی تحت تأثیر این ناتوانی قرار گرفته باشد (رفیعی 1378 ص 212)

تعاریف عملیاتی

معتاد: از نظر محقق کسی است که به یک یا چند ماده مخدر وابستگی جسمانی و روانی داشته و در صورت ترک علائم ترک آن ماده خاص بروز می‌کند.

اعتیاد: در تحقیق حاضر منظور معتاد شدن فرد به یکی از انواع مواد مخدر که در زیر مشخص شده است می‌باشد. (تریاک ، هروئین، حشیش ، گراس)

اختلال شخصیت ضداجتماعی : در این تحقیق کسی که نمره بالای 70 درصد در مقیاس Pd فرم کوتاه آزمون MMPI کسب نماید، مد نظر است.


بررسی ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار

نگرش نسبت به کودک و تربیت او در طی قرون گذشته دچار فراز و نشیب‌های زیادی شده است افلاطون به اهمیت آموزش و پرورش در دوران کودکی اشاره نموده است و این مسئله را در سازگاری و علاقه حرفه‌ای بعدی کودک مهم می‌دانست ولی در قرون وسطی این اندیشه از میان رفت و کودک را همچون بالغین ناپخته تلقی می‌کردند کودکان را همچون بزرگان لباس می‌پوشاندند و از آنان انتظار
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 71 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 66
بررسی ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای  مادر شاغل و خانه‌دار

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهــرســت

عنوان صفحه

-----------------------------------------------------------

چکیده

مقدمه

فصل اول ـ موضوع تحقیق

بیان مسئله

ضرورت و اهمیت تحقیق

اهداف تحقیق

فرضیه‌های تحقیق

متغیر تحقیق

- تعریف نظری متغیر

- تعریف عملیاتی متغیر

فصل دوم ـ چارچوب نظری تحقیق

- سازگاری

- اهمیت مادر در روابط متقابل مادر و کودک

- ناسازگاری

- عوامل موثر در پیدایش ناسازگاری

- طبقه‌بندی کودکان و نوجوانان ناسازگار

- ناسازگاری از دیدگاه مکاتب

- ناسازگاری در اثر نوروزها

- اختلالات خواب

- اختلالات گوارشی

ناسازگاری در اثر سایکوپاتهای زودرس

ناسازگاریهای کودکان و نوجوانان در اثر سایکوزها

- تفاوتهای مربوط به جنسیت در اختلالات رفتاری

- اختلالات رفتاری کودکان بر حسب سن آنها

پیشینه تحقیق

فصل سوم ـ روش تحقیق

جامعه پژوهشی

نمونه و روش نمونه‌گیری

ابزار پژوهش

روش اجرا

روش تحلیل داده‌ها

فصل چهارم ـ نتایج تحقیق

فصل پنجم ـ بحث و نتیجه‌گیری

کودکان دارای مادران شاغل و خانه‌دار

ناسازگاری در کودکان دختر و پسر

محدودیت‌ها

پیشنهادات

منابع

پیوستها


چکیده :

هدف از پژوهش حاضر، بررسی مقایسه رفتار ناسازگار کودکان پیش دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار بود. جامعه پژوهش شامل دو مهد کودرک خصوصی و دولتی است. نمونه این تحقیق 30 کودک دارای مادر خانه‌دار ( 60 = n ) می‌باشد که مادران آنها بصورت داوطلبانه در تحقیق شرکت نمودند. برای جمع‌آوری داده‌های پژوهش ، ازچک لیست رفتار ناسازگار کودکان (خودساخته) و پرسشنامه مشخصات عمومی استفاده شد. داده‌ها نیز با آزمون t مورد تحلیل قرار گرفت.

نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بین رفتار ناسازگار کودکان پیش‌دبستانی ( مهدکودک) دارای مادر شاغل و خانه‌دار تفاوتی وجود ندارد. اما بین رفتار ناسازگار کودکان پیش‌دبستانی پسر و دختر تفاوت معناداری (P<0/01) بدست آمد. به عبارتی در این پژوهش میانگین رفتار ناسازگار در پسران بیشتر از دختران است .

مقدمـه :

نگرش نسبت به کودک و تربیت او در طی قرون گذشته دچار فراز و نشیب‌های زیادی شده است افلاطون به اهمیت آموزش و پرورش در دوران کودکی اشاره نموده است و این مسئله را در سازگاری و علاقه حرفه‌ای بعدی کودک مهم می‌دانست . ولی در قرون وسطی این اندیشه از میان رفت و کودک را همچون بالغین ناپخته تلقی می‌کردند. کودکان را همچون بزرگان لباس می‌پوشاندند و از آنان انتظار رفتار بزرگسالان را داشتند. در مدارس قرون وسطی دروس به ترتیب سختی و آسانی ارائه نمی‌شد و کودکان را موجودات بی‌گناه نمی‌دانستند و آنان را از تجاوزات وحشیانه محافظت نمی‌کردند.

در قرون هفدهم تحولات عمیقی در نگرش نسبت به کودک بوجود آمد.مربیان سعی داشتند کودکان را از بزرگسالان و حتی نوجوانان جدا سازند. روش جدیدی در تعلیم و تربیت آغاز شد و مردم احساس منفی اخلاقی را به نگرشی مثبت، نسبت به کودکان تغییر دادند و کوشش همه‌جانبه‌ای برای حفظ و حراست کودکان از خشونت و فساد اخلاقی به عمل آوردند (کرین[1] ، ترجمه فدایی ، 1367). روسو در قرون هفدهم مقالات متعددی در زمینه مسائل کودکان ارائه نمود و عنوان کرد که کودکان زمینه ذاتی تشخیص درست از نادرست را دارا هستند ولی تحت تاثیر قیود اجتماعی قرار گرفته‌اند. وی معتقد بود که کودک ماهیتاً کاوشگر فعالی است که تواناییهای بیشماری دارد و اگر بزرگسالان زیاد دخالت نکنند توانائیهایش شکوفا خواهد شد. (دبس [2] ، ترجمه کاردان ، 1353) نظرات افرادی مانند فروید، تغییرات اجتماعی حاصل شده در قرون بیستم ، آسانگیری در تربیت را دوباره مطرح کرد. بطور خلاصه برخی از علما معتقدند کودک موجودی گیرنده و دارای مغز انفعالی است که صرفاً به عوامل محیطی مانند تشویق و تنبیه پاسخ داده و رفتارش را بر این اساس پایه‌گذاری می‌کند. برخی دیگر تصور می‌کنند که رشد و نمو کودک در اثر یادگیری فعالانه او با محیط است و به واسطه این کار و فعالیت به تجارب خودش شکل داده و مشکلاتش را حل می‌کند.

امروزه پژوهشگران و دانشمندان مطالعات گسترده‌ای را در مورد نحوه رشد و پرورش کودکان دنبال می‌کنند. اغلب متخصصین دوران کودکی بویژه از تولد تا 5-6 سالگی را دوران پی‌ریزی شخصیت و اساسی برای رفتارهای آتی خود می‌دانند . آنان معتقدند که شخصیت پدر و مادر و کیفیت رفتار آنان بیش از هر عامل دیگری در تربیت و تکوین شخصیت طفل اثر می‌گذارد.

والدین اولین کسانی هستند که در آینه حساس ضمیر کودک نقش می‌بندند. البته افراد دیگری به غیر از پدر و مادر در شکل‌گیری عادت و رفتارهای کودک مؤثر هستند. ولی کیفیت تأثیرپذیری نسبت به مادر و دوران اولیه زندگی ضعیف می‌باشد.

مطالعات نشان داده است که اختلافات خانوادگی و اشتباهات تربیتی و نیز بی‌اطلاعی والدین از تأثیر رفتار خود، عوامل مؤثری هستند که در سرنوشت آتی کودک، سازگاریها و ناسازگاریها ، خوشبختی و یا بدبختی او مؤثر هستند( قاسمی ، 1357).

روان‌شناسان در بیشتر سالهای قرن حاضر، بر روابط کودکان با کسانی که مراقبت از آنها را به عهده دارند تأکید کرده‌اند و این کنشهای متقابل را اساس عمده رشد عاطفی و شناختی دانسته‌اند ( ماسن [3] ، و هنکاران ـ ترجمه یاسائی ، 1368).

نخستین تماسهای جسمی و روانی نوزاد در دوران شیرخوارگی با مادر است. روشی که مادران در مقابل پاسخگویی به نیازهای نوزادان اتخاذ می‌کنند متفاوت است. ممکن است صبورانه و گرم ، تند و خشن و عاری از حساسیت و بی‌تفاوتی باشند. از نظر تعلیم و تربیت برخوردهای اولیه مادر و کودک به هر کیفیتی که باشد نقطه‌ای است که تولد روانی و عاطفی کودک از آنجا آغاز می‌شود.(ماسن و همکاران)

در گذشته عقیده بر این بود که والدین بطور یکطرفه کودکان خود را تربیت می‌کنند. اما پژوهشهایی که با نوزادان صورت گرفته بطور فزاینده‌ای حاکی از آن است که چنین تأثیری جنبه متقابل دارد، یعنی رفتار نوزاد نیز پاسخهای والدین را شکل می‌دهد. بطور مثال نوزادی که با قرار گرفتن در آغوش مادر آرامی می‌گیرد احساس بسندگی را در مادر ازدیاد می‌بخشد . (اکینسون [4] ـ ترجمه براهنی و همکاران 1368 ـ ص 22).

ماسن و همکاران ذکر می‌کنند که بر طبق نظر بالینی نتیجه عمده کنش متقابل بین مادر و کودک بوجود آمدن نوعی وابستگی عاطفی است. این ارتباطات عاطفی سبب می‌شود که کودک به دنبال آسایش حاصل از وجود مادر باشد بخضوص هنگامیکه احساس ترس و ناامنی می‌کند. این وابستگی به مادر ، نتایج طولانی دارد. این نتایج عبارت است از فراهم آمدن سرمایه‌ای از امنیت عاطفی برای کودک و پی‌ریزی شالوه رابطه بعدی کودک با والدینش و نیز نفوذی که آنها بعداً می‌توانند در او داشته باشند(یاسائی، 1368).

هر چند که کودک انسان ، ظاهراً تمایلی فطری برای دلبستگی به دیگران دارد. اینک کودک به کدامیک از والدین وابسته شود. و نیز شدت و کیفیت وابستگی او تا حد زیادی به رابطه فردی والدین با کودک دارد . مطالعات نشان داده است که در اغلب خانواده‌ها تاثیر مادران در خلق و خوی کودکان بیشتر از پدران است. البته دلیل این امر شاید ناشی از آن باشد که قسمت اعظم مسئولیت پرورش فرزند به مادر محول می‌شود. این تأثیر مادری در صورتی که به حد افراط نباشد هیچگونه اثر سوئی به شخصیت کودکان به جای نمی‌گذارد.( راجرز[5] ـ ترجمه سروری، 1357) اتکینسون و همکاران (ترجمه براهنی و همکاران 1368) ذکر می‌کنند که با وجود این ملاحظه شده است که کودکانی که علاوه بر مادر، پدرانشان نیز در مراقبت از آنها نقش فعالانه‌ای به دنبال دارند به هنگام مواجهه با افراد غریبه اضطراب و پریشان کمتری از خود نشان داده‌اند و در مقایسه با کودکانی که مراقیت از آنها صرفاً به عهده مادرانشان است تحمل جدایی بیشتری دارند.

برخی اعتقاد دارند که کودکان در صورتی که بطور گروهی نگهداری شوند آسیب می‌بینند. دلیل اول اینکه برای ایجاد احساس دلبستگی در کودک باید صرفاً یک نفر از او مراقبت کند. و در صورتیکه چند نفر از او مراقبت کنند در فرآیند ایجاد دلبستگی خلل ایجاد می‌شود و کودک دچار اضطراب می‌گردد این فرضیه را فرضیه (( تک مادری )) نامیده‌اند.

دلیل دوم اینکه کودکان بصورت گروهی از علاقه ، توجه و انگیزش کمتری برخوردار می‌شوند و در نتیجه ممکن است رشد اجتماعی و شناختیشان کند شود. ( ماسن و همکران ترجمه یاسایی ـ 1368 ص 158). اندرسون [6] ، نیکل [7] ، رابرتز [8] و اسمیت [9](1981) در تحقیق خودشن ذکر کرده‌اند که مراقبت گروهی که سلات روانی کودک را در نظر گرفته باشند همانند برخی محیطهای خانوادگی می‌توانند شرایط رشد سالم کودک را فراهم کنند.

در سابق روانشناسان تصور می‌کردند که وابستگی کودک به مادرش از آن جهت است که مادر به عنوان منبع تغذیه یکی از اساسی‌ترین نیازهای کودک را فراهم می‌کند ، اما این نظریه پاسخگوی برخی واقعیات نبود بعنوان مثال جوجه‌ها و بچه اردک‌ها اگر چه از بدو تولد خودشان غذا را تأمین می‌کنند اما به دنبال مادر خود می‌روند و وقت زیادی را در کنار او صرف می‌کنند. پس آرامشی را که آنها از بودن در کنار مادرشان احساس می‌کنند نمی‌تواند صرفاً از نقش مادر در تغذیه آنها سرچشمه بگیرد.

سلسله آزمایشات معروفی که توسط (هارلو[10]، 1971) بر روی میمونها انجام گرفت نشان دهنده آن است که در وابستگی مادر ـ فرزند چیزی بیش از نیاز به غذا در کار است. اتکینسون در تحقیقات دیگری نشان داده است که کودک تنها به سبب کارهایی که والدینش برای ارضاء نیازهایش به آب و غذا و گرما و آسودگی از درد انجام می‌دهند به آنان دلبستگی پیدا نمی‌کنند. مدت زمانی نیز که کودک با هر یک از والدینش می‌گذارند تعیین کننده کیفیت رابطه کودک با والدینش نخواهد بود. ( فرودی و فرودی،[11]1982 ، ترجمه براهنی و همکاران).

بحث در مورد اشتغال مادر با فراز و نشیب‌های بسیاری همراه بوده است و دیدگاههای مخالف و موافق بسیاری درباره آن مطرح شده است. تحقیقات انجام شده در این زمینه به نتایج متفاوت (گاه همسو با یکدیگر و گاه متضاد هم) رسیده است. برخی اظهار کرده‌اند که مادران به علت اشتغال در خرج از منزل از همان هفته‌های نخست که فرزندشان نیازمند برقراری ارتباطات حسی با آنان است، ساعتها و گاه روزها او را از تماسها و مهر و محبت خود محروم می‌سازند و یا حضورشان فاقد کیفی لازم است. و کودکانشان در یافتن حیات عاطفی متعادل دچار مشکل می‌شوند ( موئل[12] ، ترجمه رضوی، 1367 ص 7). اشتغال تمام وقت مادر در خارج از منزل خستگی مفرط اولیاء در اثر فشار کار بیحوصلگی آنان در اثر مشغله زیاد و مشکلات رفت و آمد سبب واکنشهای عادی در برابر سروصدا و جنب و جوش فرزندان می‌شود. مضافاً به اینکه حضور در خانه نیز بدون ارتباط با فرزندان سپری می‌شود.

تحقیقاتی نیز نشان می‌دهد که اشتغال مدر اثرات مثبتی به همراه دارد. کودکی که در خانواده‌ای زندگی می‌کند که مادر شاغل است شاهد روابط مثبتی بر بربری بیشتری میان والدین خواهد بود. از افراد خارج از خانه توجه بیشتری می‌بیند و در خانه در مقایسه با سایر کودکان مسئولیتهای بیشتری خواهد داشت. (هافمن و نای [13] در مقایسه با سایر کودکان مادران خانه‌دار غالباً از سازگاری شخصیتی اجتماعی بهتری در مدرسه برخوردارند، در مفهوم جنسیت عقاید معقولانه‌تری دارند و در مورد فعالیتهای زن و مرد عقاید غالبی کمتری دارند ( هافمن ، 1979، هوستون[14] 1983) .

هاک [15]، (1980) در نتیجه تحقیقی که در ایران به منظور بررسی عوامل مؤثر در سازگاری پسران انجام شده است نیز نشان داده که بین اشتغال مادر و سازگاری پسران رابطه معناداری وجود ندارد. اما بین وضعیت اشتغال مادر و رضایت مادر از کار خود با سازگاری پسران رابطه معناداری وجود دارد.(احمدی 1369)

از شواهد چنین برمی‌آید که اثرات مثبت اشتغال، بیشتر متوجه دختران است . دختران مادرانی که اهداف بالایی دارند، اهداف بالایی خواهند داشت زیرا مادرانشان سرمشق خوبی برای تشویق حس استقلال در آنان خواهند بود.

به هر حال اشتغال مادر با به همراه داشتن درآمد بیشتر برای خانواده ، عزت نفس بالاتر برای مادر و عقاید قالبی کمتر در مورد نقش زن و مرد و الگوی نقش مثبت، بیشتر فوایدی را هم برای پسران و هم دختران در سالهای بعدی زندگیشان خواهد داشت (اسکار، فیلیپس و مک‌کاتنی[16] ، 1989). بنابرانی با توجه به رشد روز‌افزون اشتغال زنان به کار خارج از منزل بویژه در کشور ما که این مسئله امری نسبتاً تازه است لازم است تا هر چه بیشتر تاثیرات مختلف اشتغال زنان بر روی ساخت و کارکرد خانواده، روابط والدین با یکدیگر، روابط والدین با کودکان و ابعاد مختلف رشدکودکان بررسی شود.

همانطور که گفته شد یکی از جنبه‌های مهم رشد کودکان سازگاری است و تحقیقات بسیاری در خارج از شکور در زمینه تأثیر اشتغال مادر بر سازگاری کودک انجام شده است و به نتایج همسو و گاهی متفاوت رسیده‌اند. محقق نیز بر آن شده است تا سازگاری اجتماعی کودکان دارای مادر شاغل را بررسی کند و راهبردهای لازم را به خانواده‌ها ارائه نماید.

فصـــل اول

موضوع تحقیق

موضوع مورد بررسی در این پژوهش بررسی ناسازگاری کودکان پیش دبستانی دارای مادر شاغل و خانه‌دار تهرانی می‌باشد.

در این پژوهش محقق درصدد است مشخص کند که آیا کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل نسبت به خانه‌دار ناسازگارترند؟ و آیا پسران نبت به دختران از ناسازگاری بیشتری برخوردار هستند؟

بیان مسئله

اهمیت خانواده در تربیت و ایجاد ساختار شخصیت و اجتماعی شدن کودک بر کسی پوشیده نیست، رفتار اجتماعی مناسب و درست بطور طبیعی حاصل نمی‌شود بلکه مثل هر مهارت دیگری باید آموخته شود، و مرتباً تکرار و تمرین گردد و بوسیله افراد با تجربه تصحیح گردد. موفقیت در این زمینه بیشتر از همه به کوشش و خواست خود انسان بستگی دارد. عوامل مؤثر در آن پدر، مادر، خانواده ، دوستان و غیره می‌باشند. در اجتماعی شدن کودک اولین و مهمترین عامل خانواده می‌باشد. صاحبنظران معتقدند که از بین اعضای خانواده در تربیت و تکوین شخصیت کودک، مادر از نقش حساس‌تری برخوردار است. علت این امر شاید این باشد که از همان ابتدای تولد، کودک بیشترین کنش و واکنشهای عاطفی خود را با مادر برقرار می‌کند. رابطة اولیه مادر و کودک بوجود آورنده هسته اصلی امنیت یا عدم امنیت در کودک است. اگر این روابط نادرست باشد احساس ناامنی و عدم اعتماد بر زندگی کودک سایه می‌افکند. بی‌توجهی‌های طولانی، بدرفتاری و محرومیت از محبت از ابتدای زندگی منجر به ناسازگاریهای موقت و گاه طولانی در کودک می‌شود.

نحوه سازگاری در سنین مختلف تحت تأثیر عوامل زیادی قرار می‌گرد که هر کدام از این عوامل بسته به شرایط خاص کودک می‌تواند تأثیرات مختلفی در سازگاری کودکان درخانواده و مدرسه داشته باشد.

همچنین از جمله ارتباط بین والدین با یکدیگر ، ارتباط والدین با کودک، وضعیت و موقعیت اجتماعی خانواده ، شیوه‌های انطباقی حاکم در خانواده و اشتغال مادر و عدم حضور تمام وقت مادر در خانواده جزء مهمترین عوامل مؤهر در سازگاری کودک هستند. امروزه تعداد زیادی از زنانی که کودکان خردسال دارند، در خارج از منزل کار می‌کنند در آمریکا تا سال 1980 بیش از یک سوم مادرانی که سه کودک یا کمتر داشتند در خارج از منزل کار می‌کردند و هر ساله تعداد زیادتری از مادران به کار خارج از خانه اشتغال می‌ورزند. به خاطر کاهش درآمد خانواده‌ها در سالهای 1973 تا 1988 بسیاری از خانواده‌ها لازم دیدند که هر دو والد به کار مشغول باشند تا خانواده دچار فقر نشود (ماسن و همکاران 1369). در کشور ما نیز همزمان با تغییرات اجتماعی قرن حاضر شکل ساختاری خانواده تغییر پیدا کرده و نقشهای والدین دچار تحول شده است، و زنان بیشتری وارد فعالیتهای اجتماعی شده‌اند.

طبق سرشماری عمومی کشور در سال 1372 بیشتر از 11% زنان بیش از ده سال کشور شاغل هستند و در مقایسه با جمعیت سابق فعال کشور بیش از 14% این جمعیت را زنان تشکیل می‌دهند (سالنامه آماری کشور، 1373 ، مرکز آمار ایران).

بنابراین این سئوالی که امروزه طرح آن اهمیت بیشتری پیدا کرده این است که اشتغال مادر چه تأثیری می‌تواند روی رفتار کودکان داشته باشد؟ آیا این اشتغال و انجام فعالیتهای بیرون از منزل باعث قصور در انجام فعالیتهای مربوط به رسیدگی کردن به کودکان می‌شود و اثر سوء روی فرزندان خواهد داشت یا اینکه انجام فعالیتهای اجتماعی با ایجاد یک الگوی جدید از زن و مادر اثر مثبتی به همراه خواهد داشت؟

ضرورت و اهمیت تحقیق

دوران کودکی سرآغاز زندگی و زمان پایه‌ریزی شخصیت بزرگسالی است. همه روانشناسان نقش مهم و سرنوشت‌ساز این مرحله را در چگونگی پی‌ریزی مراحل بعدی رشد تاکید کرده‌اند. توجه به بهداشت روانی و مطالعه در نحوه سازگاری کودکان در اولنین سالهای زندگی ، کمک به رشد و باروری آنها در زمان بزرگسالی خواهد بود و غفلت از دوره کودکی و عدم توجه به شرایط رشدی دوران کودکی لطمات جبران‌ناپذیری را بر سلامت روانی جامعه وارد خواهد کرد. چرا که کودک در عالی‌ترین شرایط متولد می‌شود و آمادگی برای پرورش شایسته و مطلوب را دارد.

عوامل بسیاری را می‌توان در تعادل عاطفی و نحوه سازگاری کودکان دخیل دانست که مطالعات متعدد تأثیر هر یک را بر نحوه سازگاری کودکان شنان داده است. وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی خانواده، فقدان یک مادر تمام وقت به علت اشتغال از جمله عواملی هستند که این فرایند تدریجی را شکل میدهند.

هر روز به مادرانی که به اشتغال در بیرون از منزل روی می‌آورند افزوده می‌شود و اکثر این زنان دارای فرزندان خردسال هستند. وضع خانواده و رابط خانوادگی از این وضعیت جدید متأثر می‌شود و آثار خود را بر روی رفتارهای کودکان آشکار می‌کند. بنابراین لازم است مسئله اشتغال مادران با توجه به سایر جنبه‌های مؤهر در سازگاری کودکان بطور دقیق مورد بررسی قرار گیرد تا تأثیرات مثبت یا منفی آن آشکار گردد. افزایش مراقبتهای مربوط به بهداشت روانی و تعلیم و تربیت کودکان پیش‌دبستانی در خانواده و مهدکودک حاصل نتایج ارزشمند تحقیقات گذشته می‌باشند.

بطور کلی سازگاری نقش عده‌ای در پیشرفت تحصیلی، اجتماعی و شخصیتی کودکان دارد. بهبود و افزایش هر کدام از آنها موجب احساس شایستگی ، کارایی، تعهد و مسئولیت درکودکان خواهد شد. به همین جهت برنامه‌ریزی برای پیشگیری از ناسازگاری و آگاه سازی خانواده‌ها می‌تواند موجب رشد سلامت روانی کودکان در جامعه گردد. به دلیل اینکه درصد زیادی از افراد جامعه را کودکان تشکیل می‌دهند و موقعیت اجتماعاز هر لحاظ ، در گرو سلامت و بهداشت روانی و اجتماعی آنان می‌باشد. با توجه به مهم بودن مسئله ، پژوهش راجع به ناسازگاری کودکان دارای مادر شاغل و خانه‌دار ضروری بنظر می‌رسد تا بر این اساس بتوان این کودکان را شناسایی کرد و اقدامات لازم را در جهت پیشگیری به عمل آورد و راهبردهای آموزشی و تربیتی لازم را به خانواده و والدین ارائه نمود و از به انحراف کشیده شدن کودکان در آینده و همچنین از به هدر رفتن سرمایه ملی کشور جلوگیری کرد.

این پژوهش روشن ، واضح و عملی است زمان پژوهش کوتاه و هزینه اجرا و انجام پژوهش کم و محدود است انجام این پژوهش شاید بتواند راههای مناسب‌تری برای پیشگیری از ناسازگاری ارائه دهد و راهگشای پژوهش‌های مفید باشد.

اهداف تحقیق

هدف از پژوهش حاضر عبارتست از :

- تعیین میزان ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل و غیرشاغل

- مقایسه ناسازگاری کودکان پیش‌دبستانی دارای مادران شاغل و غیرشاغل

- ارائه راهبردای عملی و تربیتی به منظور پیش‌گیری از مسائل و مشکلات عاطفی ، رفتاری ، روانی و اجتماعی به والدین

فرضیه‌های تحقیق :

1- کودکان پیش‌دبستانی دارای مادر شاغل نسبت به خانه‌دار از ناسازگاری بیشتری برخوردار هستند.

2- کودکان پیش‌دبستانی پسر نسبت به دختر از ناسازگاری بیشتری برخوردار هستند.

متغیر تحقیق :

در این پژوهش متغیر مورد بررسی ناسازگاری کودکان می‌باشد.

تعریف نظری و عملیاتی متغیر مورد نظر در ذیل می‌آید.

تعریف نظری متغیر :

ناسازگاری :

میلانی‌فرد (1356) ناسازگاری را اینگونه تعریف کرده است:

" کودکان ناسازگار به افرادی اطلاق می‌شود که معمولاً از هوش عادی یا حتی بالاتر برخوردارند ولی داری رفتار غیرعادی و نابهنجار و یا به اصطلاح مبتلا به اختلالات رفتاری می‌باشند." (ص 121).

منصور و دادستان (1356) سازش نایافتگی را بدین صورت تعریف کرده‌اند :

" حالتی است که فرد نمی‌تواند خود ار با محیط تطبیق دهد و از تعالیم آن استفاده کند. این سازش نایافتگی ممکن است مربوط به محیط خانوادگی، محیط آموزشگاهی، محیط کار و ... باشد.

تعریف عملیاتی متغیر:

ناسازگاری :

منظور از ناسازگاری در این پژوهش میزان نمره یا کمیتی است که کودکان دختر و پسر دارای مادر شاغل و خانه‌دار با توجه به پاسخ‌هایشان به چک لیست رفتار ناسازگار کودکان (خودساخته) کسب می‌کنند در این نمره شاخص عددی برای سنجش میزان ناسازگاری آنان می‌باشد.

فصــل دوم

چـارچـوب نظــری تحقیــق

سازگاری

انسان وقتی از نظر رشد اجتماعی رشد یافته محسوب می‌شود که در زمینه مهارتهای اجتماعی به رشد و شکوفایی رسیده باشد یعنی به سطحی از مهارت در روابط اجتماعی دست یافته باشد که بتواند با مردم راحت زندگی کند و سازگاری داشته باشد، شاید بتوان گفت که مهمترین جنبه رشد وجود هر شخص، رشد اجتماعی اوست. معیار اندازه‌گیری رشد اجتماعی هر کس میزان سازگاری [17] او با دیگران است یعنی با دوستان ، معلمان ، افراد خانواده ، بستگان ، همسایگان و حتی افرادیکه برای نخستین بار با آنها برخورد می‌کند. رشد اجتماعی نه تنها در میزان موفقیت کنونی و سازگاری با اطرافیانی که هم با انسان سرو کار دارند، بلکه در موقعیاتهای شغلی و پیشرفتهای آینده نیز مؤثر است.

رشد اجتماعی هم مانند رشد جسمی و ذهنی یک کمیت پیوسته است و بتدریج به کمال می‌رسد. یک نوجوان در هر سال به میزان قابل توجهی از هر نظر رشد می‌کند. اما این به آن معنا نیست که همه جنبه‌های رشد او دقیقاً هماهنگ پیش روند. بسیارند افرادی که رشد جسمی آنها چشمگیر است اما رشد ذهنیشان کند است. یا بالعکس ، یا کسانی که از نظر جسمی و ذهنی سرآمد هستند اما هرگز به بلوغ اجتماعی نمی‌رسند.

رفتار اجتماعی مناسب و درست بطور طبیعی حاصل نمی‌شود بلکه مثل هر مهارت دیگری باید آموخته شود و مرتباً تکرار و تمرین گردد و بوسیله افراد با تجربه تصحیح شود. موفقیت در این زمینه بیشتر ازهمه به کوشش و خواست انسان بستگی دارد. عواملی که بطور قطع در آن تأثیر دارند عبارتند از : پدر و مادر و خانواده و دوستان او و ....

سازگاری اجتماعی به عنوان مهمترین نشانه سلامت روان از مباحث مهمی است که توجه جامعه‌شناسان ، روان‌شناسان و روان‌کاوان و بویژه مربیان را در دهه‌های اخیر جلب کرده است. پیش از آنکه روان‌شناسی و روان‌کاوری ، دنیای ناشناخته درون انسان به کاوش بپردازند و پیش از آنکه بهداشت روانی و نقش آن در حفظ سلامت ارتباطهای اجتماعی شناخته شود، اغلب ناسازگاریها و رفتارهای غیراجتماعی و ضداجتماعی به علتهای نامعلوم نسبت داده می‌شد و به جای هر نوع درمان و کمکی به فرد، صرفاً از راه مجازاتهای غیرعادلانه ظلمی مضاعف بر او روا می‌داشتند. تردیدی نیست که انواع بزهکاریها و جرایم اجتماعی ریشه در نابسامانیهای روانی دارد که آن نیز اگر علل بیولوژیک نداشته باشد معلول محیط ناسالم اجتماعی است.

مطالعه نهاد خانواده و بررسی تغییر و تحولات آن از جمله مسائلی است که طی قرون و اعصار مورد توجه محققان و عالمان بوده و در دهه‌های اخیر نیز از دید دو مکتب کارکرد گرای‌ساختی و کنش متقابل گرای نمادی برکنار نبوده است.

مکتب گارکردگرای ساختی [18] معتقد است که اجزاء متشکل یک نظام اجتماعی مرتبط با هم و وابسته به یکدیگرند و عملکرد هر یک از اجزاء دوام و بقای جامعه را موجب می‌شود. در این دیدگاه خانواده سازمانی است اجتماعی و متشکل از افرادی که در رابطه با یکدیگرند. این سازمان کارکردهایی دارد که به بقای نظام اجتماعی کمک می‌کند ( ادیبی ، 1358).

بارسنز که یکی از طرفداران این مکتب است اعتقاد دارد که جوامع انسانی به سمت و سویی حرکت می‌کنند که در آن خانواده دارای 2 کارکرد اساسی است. که یکی اجتماعی کردن کودکان بدانسان که بتوانند به عضویت جامعه‌ای که در آن به دنیا آمده‌اند، درآیند. و دیگری تثبیت شخصیت افرادی که بتوانند به صورت افراد بزرگسال در جامعه ایفای نقش کنند( میشل ، 1354).

نظریه کنش متقابل گرای‌نمادی [19] نیز خانواده را با توجه به نقش و اهمیت آن در جریان اجتماعی‌ شدن مورد مطالعه قرار داده است. اگر اجتماعی شدن را با جریانی که طی آن انسان با الگوهای فرهنگی جامعه یا گروه خود می‌آموزد و آنها را بعنوان جزئی از نظام رفتاری خویش قرار می‌دهد تقویت کنیم، در این صورت فرد برای آنکه بتواند با افراد دیگر جامعه رابطه ارگانیک برقرار کند، لازم است تا نقشهای اجتماعی گوناگون را فراگیرد، این فراگیری از طریق کنش متقابل با دیگران صورت می‌گیرد.

در اجتماعی شدن کودک چند عامل مؤثرند که اولین و مهمترین آن خانواده می‌باشد.

صاحبنظران بر این باورند که از بین اعضای خانواده در تربیت و ایجاد ساختار شخصیت طفل، مادر از نقش حساس و ظریفتری برخوردار است، علت این امر شاید این باشد که از همان ابتدای تولد طفل بیشترین کنش و واکنشهای عاطفی خود را با مادر برقرار می‌کند. در واقع هسته اصلی احساس امنیت و اعتماد و عدم امنیت و بی‌اعتمادی در کودک از رابطه اولیه وی و مادرش سرچشمه می‌گیرد. در صورتی که این رابطه ناسالم و نادرست باشد احساس ناامنی و عدم اعتماد بر زندگی او سایه می‌افکند. بی‌توجهی طولانی، بدرفتاری و محرومیت از محبت در ابتدای زندگی منجر به ناسازگاریهای موقت و گاهاً طولانی در کودک می‌شود. (ماسن ، مترجم یاسائی و همکاران ، 1367) سازگاری مسئله‌ای است که مخصوص انسان نمی‌باشد. هر موجود زنده‌ای به فراخور حال خود و به اقتضای طبیعت و مرحله تکاملی که بدان دست یافته است ، ناچار است به طریقی که متضمن حفظ حیات و بقای اوست ، خود را با محیط پیرامونش ساگار کند. به دلیل اینکه در فرایند سازگاری وجوه اشتراک زیادی بین انسان و حیوان وجود دارد، بخش عمده‌ای از دانش‌ها درباره فرایند سازگاری در انسان به تحقیقاتی که درباره حیوانات به عمل آمده است ، مبتنی می‌باشد.

هر چه از نردبان تکامل بالاتر می‌رویم قابلیت انعطاف و یادگیری در موجودات زنده بارزتر می‌شود. حیوانات پست عمدتاً به اتکال غرایز و مکانیزمهای رفتاری ذاتی با محیط خود سازگاری پیدا می‌کنند. ولی در انسان انعطاف‌پذیری، قدرت تفکر و یادگیری ، واکنش‌های غریزی او را کاملاً تحت‌الشعاع قرار داده است. انسان باید به استثنای وانشهای بازتابی اولیه همه چیز را بیاموزد. بویژه اعمال و رفتاری که وی را در سازگاری با محیط اجتماعی به کار خواهد آمد ( والی‌پور ، 1367) انسان در بسیاری از شئون زندگی اجتماعی خود با سایر افراد جامعه در رابطه و فعل و انفعال مداوم قرار دارد. او باید برای ادامه حیات و تأمین حوائج خود به زندگی گروهی تن دردهد و با دیگران برای رسیدن به هدفهای مشترک تشریک مساعی کند. در چنین شرایط و در رابطه با سایر افراد جامعه است که هر کس ناگزیر باید به نوعی سازگاری رضایت‌بخش دست یابد و به همین دلیل است که مشکلات و موانع سازگاری آدمی از حیات اجتماعی او مایه می‌گیرد. بدینسان مفهوم سازگاری از نظر آدمی یعنی سازگری اجتماعی ، حتی برای ارضاء نیازهای زیستی، انسان خود را با وضع اجتماعی و شرایطی که ساخته ، دست انسان است روبه‌رو می‌بیند. مقررات، توقعات ، معتقدات ، ارزشها ، رقابتها ، همکاریها ، کارشکنی‌ها ، موانع و عوامل و واقعیاتی از این نوع که او را در راه تأمین خواسته‌هایش هیچگاه تنها نخواهد گذاشت.

گرچه بدرستی بین سازگاری و ناسازگاری حد و مرز مشخص و معینی نمی‌توان یافت و حالات بینابین این دو حالت بسیار زیاد است . فرایند سازگاری و ناسازگاری را باید خط پیوسته طولانی و مدرج تجسم نمود که هر نقطه‌ آن در جدایی از سازگاری را بیان می‌کندو در این خط مفروض از ناسازگاری مطلق شروع نمود. و درجات میانه‌ای از آن و سپس در پایان خط به سازگاری کامل با محیط می‌رسیم که مقصود و غایت زندگی همه افراد بشر است. با توسعه شهرنشینی و ازدیاد جمعیت و پیچیدگی شرایط زندگی، مسئله ناسازگاری ابعاد وسیع‌تری به خود گرفته است ( والی ‌پور ، 1363) .

مان [20] ( ساعتچی ، 1364) سازگاری را تطبیق یا وفق دادن شخص نسبت به محیط می‌گوید آن دسته از پاسخهای موجود زنده که باعث سازگاری مؤثر و هماهنگ او با موقعیتی که با آن قرار گرفته است ، می‌شود . ( ساعتچی ، 1356)

شعاری نژاد ،( 1364) می‌گوید : سازگاری عبارت است از :

1- عمل برقراری یک رابطه روان‌شناختی رضایت‌بخش میان خود و محیط،

2- عمل پذیرش رفتار و کردار مناسب و موافق محیط و تغییرات محیطی ،

3- سازگاری موجود زنده با تحریکات درونی و بیرونی .

راجرز سازگاری را اینگونه تعریف می‌کند : منظور از سازگاری انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط بین خود و محیط با نحوی است که حداکثر خویشتن سازی را همراه با رفاه اجتماعی ضمن رعایت حقوق خارجی امکان‌پذیر می‌سازد. به این ترتیب سازگاری به معنی همرنگ شدن با جماعت نیست، سازگاری به معنی شناخت این حقیقت است که هر فرد باید هدفهای خود را با توجه به چارچوبهای اجتماعی و فرهنگی تعقیب نماید (سروری ، 1357).

روان‌شناسان بطور سنتی سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده‌اند و ویژگیهایی از شخصیت را بهنجار کرده‌اند که به فرد کمک می‌کند که خود ار با جهان پیرامون خویش سازگار نماید. روان‌شناسان بسیاری معتقدند که اگر اصلاح سازگاری در معنی همنوایی با اعمال و اندیشه‌های دیگران تلقی شود ، در اینصورت چنان باری از تلویحات منفی را خواهد دشات که دیگران نمی‌توانند توصیفی از شخصیت سالم به دست دهند. آنان بیشتر به ویژگیهای مثبتی مانند فردیت ، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تأکید دارند.

در تعریف شخصیت بهنجار نیز اتفاق نظر وجود دارد اما اکثر روان‌شناسان ویژگیهای زیر را نمودار بهزیستی عاطفی می‌دانند:

کارآمدی و ادراک ، خودشناسی ، توانایی در کنترل اختیاری رفتار، عزت نفس ، پذیرش ، توانایی در برقراری روابط محبت‌آمیز و باروری ( اتکینسون و دیگران ، مترجم براهنی و همکاران ، جلد اول ، 1368).

سازگاری اهرمی نسبی است . انسانها به درجات مختلف در سازگاری دست می‌یابند. اگر می‌توانستیم بر پایه ضوابط معتبر علمی درجه سازگاری افراد جامعه را اندازه‌گیری و سپس در یک منحنی توزیع پیاده کنیم به احتمال قوی منحنی طبیعی بدست می‌آوریم. به این ترتیب که در یک طرف منحنی اقلیت کوچکی خیلی ناسازگار و در طرف دیگر منحنی اقلیت خیلی سازگار وجود خواهد داشت و در میان آن دو گروه اکثریت کم و بیش سازگار، بنابراین می‌توان گفت که حد و مرز مشخصی به طور مطلق ناسازگاری را از سازگاری جدا نمی‌کند (والی‌پور ، 1363).

لااقل دو مفهوم را می‌توان با عبارت ناسازگاری مرتبط ساخت. یک معنا اساساً یک مفهوم اجتماعی است. فردی سازگار نیست که نتواند بطور مناسبی در محیط معلومی تعامل کند. در معنای دیگر یک فرد را هنگامی ناسازگار تعریف می‌کنند که نتواند ارضای احتیاج کند حتی اگر رفتار او برای جامعه‌اش مناسب باشد ( مکدانلد[21] ، مترجم سروری ، 1355).

اهمیت مادر در روابط متقابل مادر و کودک

نخستین تماسهای جسمی و روحی کودک با فردی است که در دوران شیرخوارگی مراقبت از او را بعهده می‌گیرد و این فرد معمولاً مادر است، روشی که مادران در پاسخگویی به نیازهای نوزادان اتخاذ می‌کنند متفاوت است، و ممکن است صبورانه و گرم ، تند و خشن و عاری از حساسیت و بی‌تفاوتی باشد. از دیدگاه علم تربیت، برخوردهای اولیه مادر و کودک به هر کیفیتی که باشد نقطه‌ای است که تولد روانی کودک از آنجا آغاز می‌شود ( کارامل [22] ، 1984). اگر مادر، فردی خونسرد و بی‌قید و بند یا بی‌ترحم باشد ممکن است کودک را به واکنشهای شدید وادارد و او را موجودی خودخواه و سنگدل و غیرقابل اعتماد به شمار آورد.

شواهد ثابت کرده است که ارتباط میان مادر و فرزند نه تنها از زمان تولد بلکه حتی پیش از آن نیز اثر مهمی در رشد روانی کودک دارد. شخصیت مادر و نگرش او نسبت به کودک نیز اهمیت خاصی دارد. بعضی از روان‌شناسان معتقدند که میان مادرانی که از پستان خود به فرزندانشان شیر می‌دهند مهر مادر و فرزندی بیشتر وجود دارد تا مادرانی که چنین نمی‌کنند. برخی دیگر معتقدند که نگرش گرم و سرد مادر نسبت به کودک موجب سازگاری و ناسازگاری کودک در آینده می‌شود. بررسیها نشان می‌دهد که مادرانی که برای مدت طولانی با گرمی و محبت به پسرانشان از پستان خود شیر داده‌اند بیش از همه فرزندان سازگار داشته‌اند اما دختران در همین شرایط سازگار نسبی داشته‌اند و پسران و دخترانی که از پستان مادر سرد و کم محبت شیر خورده‌اند اغلب دارای مشکلات رفتاری بوده‌اند( پارسا ، 1371). به اعتقاد بالبی [23] کنش متقابل بین مادر و فرزند نوعی بستگی عاطفی بوجود می‌آورد که این ارتباط عاطفی باعث می‌شود که طفل به دنبال آسایش حاصل از وجود مادر باشد. این تعاملهای بین مادر و کودک سرمایه‌ای از امنیت عاطفی را برای کودک فراهم می‌کند که بنیان روابط آینده او با دیگران و با والدیناشان را پایه‌ریزی می‌کند ( مشفقیان ، 1359).

بالبی نیز معتقد است که نبودن کنشهای متقابل مادر و کودک در اثر جدائیهای طولانی مخصوصاً در سه سال اول زندگی اثر خاص روی شخصیت طفل می‌گذارد. اینگونه اطفال از نظر عاطفی گوشه‌گیر و درخودفرورفته هستند و نمی‌توانند پیوندهای دوستی با بچه‌های دیگر یا با افراد بالغ بوجود آورند در نتیجه از لذت دوستی واقعی محروم می‌باشند، تصور می‌رود که این امر بیش از هر چیز دیگر علت سخت‌جوشی اینگونه کودکان باشد. (مشفقیان 1359) " به اعتقاد اریکسون اولین کنشهای متقابل مادر و کودک رشد اعتماد یا بی‌اعتمادی کودک را در جهان بنیان می‌نهد، تجارب مثبت و ارضاءکننده کودک با مادرش او را به اعتماد به مادر و سپس از طریق تعمیم به اعماد به دیگران منتهی می‌سازد.

در گذشته روان‌شناسان تصور می‌کردند که وابستگی طفل به مادرش از آن روست که مادر به عنوان منبع تغذیه یکی از اساسی‌ترین نیازهای کودک را تامین می‌کند. اما این نظریه پاسخگوی برخی از واقعیات نبود، برای مثال جوجه‌ها و اردکها اگر چه از بدو تولد خودشان غذای خود را تأمین می‌کنند اما به دنبال مار خود راه می‌روند و وقت زیادی را کنار او صرف می‌کنند. آرامشی را که آنها از بودن در کنار مادرشان حس می‌کنند نمی‌توانند صرفاً از نقش مادر در تغذیه آنها سرچشمه بگیرد. آزمایشات مارگارت هارلون نشان داد که بچه میمون اگر چه از مادر سیمی تغذیه می‌کرد اما در هنگام ترس و احساس ناامنی به سوی مارد پارچه‌ای پناه می‌برد و این نشا‌دهنده آن است که دروابستگی کودک به مادر چیزی بیش از نیاز به غذا درکار است (یاسائی ، 1367).

تعامل میان مادر و کودک بر رشد زبان و پاسخگویی کودک نیز تأثیر دارد . در تحقیقی که بر روی کودکان پرورشگاهی قبل از آغاز سخن گفتن بیش از کودکان عادی گریه می‌کنند ولی از بوجود آوردن صداهایی که سایر کودکان درمی‌آورند ، عاجز و ناتوانند. این ناتوانی انها حتی در مقایسه با کودکان متعلق به فقیرترین خانواده‌ها نیز مشهود است.

محققان مهمترین علت این پس‌ماندگی را عدم رابطه نزدیک بین مادر و کودک دانسته‌اند به همان اندازه که ارتباط صحیح بین مادر و کودک اثر سازنده در رشد و سخنگویی کودک دارد. رابطه غلط و رفتار نادرست مادر نیز اثرات نامطلوبی بر فرزند دارد. مادری که کودک خود را لوس می‌کند و در هنگام صحبت کردن با او کلمات و جملات را مانند او کودکانه و با لحنی غلط به کار می‌برد، نه تنها باعث می‌شود که فرزندش در رشد تکلم عقب بماند بلگه امکان پیدایش نارسائی‌های زبانی از جمله لکنت زبان را در کودک فراهم می‌کند ( روحانی ، 1343). فقر اقتصادی مهمترین عامل در برقراری روابط غلط میان والدین و کودک است. فشارهای زندگی روزانه در خانواده‌های فقیر روابط مادر و کودک را تحت تاثیر قرار می‌دهد. فقر و شلوغی خانه موجب می‌شود که هیچ کودکی کانون توجه قرار نگیرد. عده کودکان بیش از آن است که پدر و مادر وقت رسیدگی به همه آنها را داشته باشد. حتی می‌توان ادعا کرد که شکست در مدرسه هم در روابط مادر و فرزندی نهفته است ( هارلوک [24] ، 1983) .

تحقیقات نشان می‌دهد که ترس کودکان از رفتن به مدرسه نیز بیشتر از کنش و واکنشهای مادر ـ کودک ناشی می‌شود. برای بسیاری از کودکان ورود به مدرسه همراه با جدایی از مادر در محیط گرم خانواده ، ناراحت کننده و اضطراب‌آور است. این امر در بین دختران شیوع بیشتری دارد. واکنش مادران در قبال چنین رفتاری حائز اهمیت است مادرانی که کودکانشان حکایت افراطی داشتند و مدرسه رفتن را مترادف افزایش خطرات می‌دانستند، ترس کودک از مدرسه رفتن را تشدید می‌کردند. علت این امر که دختران در مقایسه با پسران بیشتر واکنشهای ترس از مدرسه را نشان می‌دهند، شاید این باشد که در دختران تمایلات اتکایی بیشتر توسط مادران ایجاد شده باشد ( عظیمی ، 1363).

ناسازگاری

کودکان ناسازگار[25] به افرادی اطلاق می‌شود که معمولاً از هوش عادی یا حتی از ضریب هوشی بالاتر برخوردارند ولی دارای رفتار غیرعادی و نابهنجار و یا به اصطلاح مبتلا به اختلالات رفتاری می‌باشند. بعضی از این کودکان را کودکان دشوار می‌گویند که بنظر می‌رسد اصطلاح مناسبی باشد زیرا :

1- تماس، برخورد و معاشرت با این قبیل افراد و تحمل رفتارشان برای اطرافیان دشوار است.

2- پیروی از مقررات و احترام به قوانین متداول اجتماعی برای خود این افراد دشوار است.

3- تربیت و آموزش و پرورش آنان برای والدین آموزگاران ، مربیان مسئله دشواری را با مقایسه با دیگران ایجاد می‌کند.

4- از لحاظ روان‌شناسی و روانپزشکی تشخیص ماهیت و علت این ناسازگاریها دشوار است و بالنتیجه درمان این کودکان دشواریهای زیادی را پیش ‌می‌آورد.

پس کودکان دشوار افرادی از اجتماع هستند که دچار اختلالات رفتاری هستند و رفتارشان برای خود و اطرافیان مشکلات زیادی ایجاد می‌کند. این افراد کسانی هستند که مشکل تربیتی برای پدر و مادر و اولیاء مدرسه و مسئلهی برای پلیس و دستگاههای قضایی ایجاد می‌کنند. دشواری این کودکان از شیطنت‌های ساده شروع شده و به انواع بزهکاریها منتهی می‌گردد ( میلانی فر ، 1372).

عوامل موثر در پیدایش ناسازگاری در کودکان:

1- عوامل پزشکی : اختلالات روانی ممکن است بعلت احساس محرومیت و وازدگی متاثر از عوامل جسمی مانند نقس یکی از حواس پنجگانه باشد. مثلاً اختلالات بینایی و شنوایی تا موقعی که پی بوجود آنها نبرده‌اند ممکن است م.جب مسائل ناراحت‌کننده‌ای شود بخصوص که اولیا نسبت به اشتباهات ناشی از نقص سخت‌گیر باشند، کم‌هوشی و اختلالات مغزی موجب می‌شود که کودک نتواند آنچه که پدر و مادری ازوی انتظار دارند یاد بگیرد. ناتواناییهای جسمی بعلت محدود کردن دامنه فعالیت کودک در رسیدن به هدف باعث سوق دادن او بطرف ناسازگاری می‌شود. مثلاً پسری که نمی‌تواند مانند سایرین در بازیها شرکت کند و یا دختر بزرگی که قادر به جلب توجه مردان و یا احیاناً رقابت با سایر دختران نیست به علت شکست و ناکامیهای پی‌درپی خواهی‌نخواهی ناسازگاری پیشه می‌کند.

2- عوامل تربیتی و اختلالات عاطفی هیجانی : این دسته شامل شایع‌ترین علل اختلالات کودکان است با توجه به نظریات روانکاوان ، مکتب اصالت رفتار و سایر فرضیه‌ها در رشد و تکامل شخصیت، چگونگی روابط اولیه کودک با اعضای خانواده و بخصوص مادر از اساسی‌ترین عوامل رشد شخصیت شناخته شده است. هرگاه دراین روابط عاطفی اختلال حاصل شود باعث بهم خوردن امنیت عاطفی کودک می‌شود که آثار آن در رفتار کودکان منعکس می‌گردد. وقایع ترسناک و دردناک حوادث ناگوار خانوادگی اکثراً موجب اختلالات عاطفی و هیجانی کودک می‌شوند . کودکان در میزان آسیب‌پذیری نسبت به حوادث ناگوار متفاوت هستند و این تفاوت بعلت اختلاف در سرشت، خلق و خوی ، رشد عاطفی و میزان پختگی آنها می‌باشد. عوامل مختلف ممکن است در میزان احساسات امنیت طفل تاثیر کند. برخورداری پدر و مادر با کودک، وضع بهداشت روانی و جسمی پدر و مادر شرایط اقتصادی و اجتماعی خانواده همه اهمیت اساسی دارند. مثلاً اگر مادری بعلت یک زایمان دچار افسردگی زایمان شود کودک نیز ممکن است به نوبه خود دچار افسردگی شده و از خوردن غذا خودداری کند و خواب ناراحت داشته باشد. مادری که تعداد زیادی فرزند دارد و در عین حال کار هم می‌کند ممکن است نتواند برای ایمنی کامل کودک عواطف لازم را نشان بدهد. خانه درهم و مشوش بخصوص برای کودک زیان‌آور است. اگر خانه بعلت درگیری و جدال، خشونت ، کنش و مشاجره بین پدر و مادر و یا طلاق و غیاب آنان ناامن باشد قطعی است که کودک حق دارد فکر کند دنیای خارج ناامن و پرخطر است در کشور ما ازدواج‌های پی‌درپی و پیش‌رس ، کمی یا فقدان تجربه و آمادگی برای قبول مسئولیت زندگی، تعدد فرزندان ، فقر و نادانی والدین ، فقدان وسایل بهداشتی و مضیقه‌های مالی ، از علل عمده بشمار می‌روند.

متاسفانه وضع کودکان ما در ایران مخصوصاً در بحبوحه بلوغ طوری است که بقول بعضی از نویسندگان باید آنها را کودکان از یاد رفته نام نهاد. غالب پدران و مادران وظیفه خود را نسبت به اطفال خویش فقط محدود به تأمین وسایل اولیه زندگی آنها مانند خوراک و پوشاک می‌دانند و کمتر پدری یافت می‌شود که با روحیه فرزند خود آشنایی داشته باشد. نوع فیلم یا کتاب خوشایند طفل خود را بداند ، که کودکش اوقات بیکاریش را چگونه می‌گذراند . در راه مدرسه چه کار می‌کند و چه نگرانیها و سرگرمیهایی دارد. برت [26] ، میلانی فر ، (1372) در مطالعه و تحقیقات خود در دویست جوان بزهکار و مقایسه آن با چهار صد جوان سالم و درستکار که در یک خیابان زندگی می‌کردند و به یک مدرسه می‌رفتند متوجه شد که انضباط ناقص در خانواده ، نااستواری عمومی عاطفی ، سابقه تبهکاری و جنایت در خانواده و بالاخره کودنی و نارسایی رشد هوشی کودکان با بزهکاری ارتباط بیشتری دارند و تقریباً همیشه چندین عامل در مستور نمودن کودک به ارتکاب تبهکاری مؤثرند اگر چه اغلب اثر یک عامل شدیدتر و نمایان‌تر است.

بالبی تحقیقات و مطالعات خود را در زندانیان و بزهکاران جوان انجام داده و عقیده دارد که مجرم واقعی در طول پنج سال اول زندگیش مورد پذیرش مهر و محبت والدین قرار نگرفته ، مدتی طولانی از آنها جدا بوده و یا در دامن نامادری پرورش یافته است. از این‌رو بالبی به این مادران اصطلاح، مادران بی‌عاطفه، که افراد مجرم و بزهکار می‌پرورانند ، داده است. قطع ارتباط مادر بسیار مهم است بخصوص اگر بصورتی درآید که عواطف شخصی دیگری جانشین آن نشود ( میلانی‌فر ، 1372).

فقدان مادر را در مرحله اول کودکی و فقدان پدر را در مرحله دوم کودکی مهمتر باید شمرد. زیرا همبستگی و احتیاج کودک در دوره اول به مادر و وجود پدر بعنوان مظهر قدرت که نمونه و الگو قرار می‌گیرد در دوره دوم کودکی مهم می‌باشد.

3- عوامل ارثی : مسلماً همانطوری که گفته شد ارث در میزان آسیب‌پذیری کودک تأثیر دارد و در این زمینه احتیاج بمطالعات بیشتری داریم. کودک پاره‌ای از خصایص والدین را بارث می‌برد و مسلماً استعداد این را خواهد داشت که روزی مانند والدین خود به اختلالات رفتاری مبتلا شود. از نظر روانشناسی افراد مجرم حتی تا 50% موارد خصایص اجداد خود را دارا می‌گردند.

مسلم است که ما رفتار و اعمال بزهکارانه را به ارث نمی‌بریم و آنچه به ارث می‌بریم ساختمان بدنی، مزاج و گرایش به انجام عمل در راهی خاص و آمادگی شخصی برای رفتار بزهکارانه است. این آمادگی سرشتی در اثر برخورد با عوامل محیطی نامناسب بارز و ظاهر می‌گردند و از اینجاست که اثرات متقابل و مکمل عواملی مانند نیروهای بیولوژیکی و اجتماعی در ناسازگاری معلوم می‌گردد.

4- عوامل محیطی و اجتماعی : علت روز‌افزون ناسازگاریهای کودکان و نوجوانان را در سالهای اخیر کاهش انحطاط ارزشهای اخلاقی ، تغییرات سریع اجتماعی و پیچیدگیهای بسیار شدید زندگی که برای کودک قابل فهم نیست می‌دانند.

صرف نظر از محیط خانواده ، مدرسه و اجتماع یکی از عوامل اجتماعی که ذکرش بنظر لازم می‌رسد اثر عوامل ارتباط جمعی است. سینما ، تلویزیون ، رادیو ، تئاتر و مطبوعات هر کدام سهم بسزایی در ناسازگاری و رفتارهای غیراجتماعی و حتی ارتکاب جرم دارند. همانطور که از طرق ارتباط جمعی می‌توان به بهبود وضع اخلاقی و اجتماعی و بالا بردن سطح فکر و دید مردم کمک قابل توجهی نمود همانطور هم می‌توان در خراب کردن وضع اخلاقی توده مردم و کودکان قدم برداشت (میلانی‌فر ، 1372).

طبقه‌بندی کودکان و نوجوانان ناسازگار

طبقه‌بندی کودکان ناسازگار مسئله بسیار دشواری است زیرا :

1- متفاوت بودن علل ناسازگاریها

2- زیادی تعداد ناسازگاریها

3- تفاوت کیفیت شروع ، رشد و پیشرفت آنها .

4- اختلاف درجه شدت و حدت علائم آنها.

5- درجه درمان پذیری ‌آنها.

اینها از جمله عواملی هستند که تقسیم‌بندی این کودکان و نوجوانان را دشوار می‌کند و بهمین جهت روانپزشکان و متخصصان طبقه‌بندی متفاوتی را پیشنهاد کرده‌اند بنابر آنچه گفته شدن اختلالات عاطفی هیجانی و بیماریهای روانی در کودک بصورت اختلالات رفتاری در می‌آید و اگر ادامه یابد مانع رشد طبیعی شده و یا آن را به تأخیر می‌اندازد. در کودکانی که سن بیشتری دارند، این اختلالات می‌تواند در حافظه ، تمرکز حواس و فعالیتهای فکری و تجمسی مؤثر باشند. در این حالت کودک نمی‌تواند تکالیف مدرسه را در سطحی انجام دهد که مورد رضایت اولیاء مدرسه باشد. مهارتهای کسب شده تدریجی مانند کنترل ادرار در شب ممکن است بهمین علت از بین برود و کودک از نظر رفتاری دچار انحطاط شود ( میلانی‌فر ، 1372).

ناسازگاری از دیدگاه مکاتب

نظریه‌های مختلفی درباره علل پیدایش رفتارهای ناسازگار بیان شده است که در اینجا به بررسی کاملاً اجمالی مهمترین آنها یعنی نظریه روان‌پویایی ، تئوری یادگیری و تئوری یادگیری اجتماعی خواهیم پرداخت.

در نظریه روان‌پویایی ، رفتار نشاندهنده فعالیت نیروهای روحی است. پیروان این نظریه (وینکات [27] ، ملانی کلاین [28] ، کالو هورنای [29]، بالبی ) به تجربیات دوره کودکی اهمیت بسیاری می‌دهند و معتقدند که اختلالات رفتاری ، نشانه‌های برخی آسیبهای نهفته در این دوران می‌باشند. که باید قبل از تغییر رفتار ، درمان شوند. یعنی به عبارت دیگر لازمه تغییر رفتار درمان و بهبود این آسیبهای دوران کودکی است.

در مقابل تئوری یادگیری به تأثیر حوادث و اتفاقات محیطی در بروز رفتار تأکید دارد. تئوری مذکور نظریه بالا را قبول نداشته و می‌گوید که بروز و دوام رفتار در اثر محرکات محیطی است. طرفداران نظریه یادگیری معتقدند که ناسازگاری یک پاسخ غلط آموخته شده بر اساس انواع روشنهای شرطی شدن است. به نظر این دسته از روان‌شناسان تنها رفتار قابل مشاهده است که مهم می‌باشد و نه ناخودآگاه و قوانین روان‌شناختی مربوط به آن ، بنابراین طرفداران مکتب یادگیری تنها یک عقیده دارند و آن این که ، شخصیت یک تاریخچه از انواع شرطی شدن‌هاست و نه زاییده و متبلور یک اصل لذت خصوصی، سالتر[30]، 1961 معتقد است که شخص در مقابل آنچه که برایش اتفاق می‌افتد عادی و نرمال است.

ناسازگاری یعنی شرطی شدن غلط و روان درمانی یعنی دوره شرطی شدن ، بر اساس نظریه وینیکات ( درون تحلیل‌گر) ناسازگاری کودکان ناشی از یک شکست در محیط دوران کودک یو در خلال بحرانی وابستگی به مادر می‌باشد. به نظر او این محیط تشکیل یافته است از کودک ، مادر و روابطشان که توسط پدر حمایت و تقویت می‌گردد.همانطوری که ملاحظه می‌کنید وینیکات در این محیط نقش اساسی را به مادر می‌دهد. ولی بطور ضمنی برای پدر نیز سهمی قائل است. او معتقد است که عملکرد پدر برای کودک ناشناخته می‌باشد. وینیکات (1965) معتقد است ناسازگاری و نمونه‌های دیگر از اینگونه اختلالات همه در اثر شکست در محیطهای اولیه بوجود می‌آید. به اعتقاد ملانی کلاین طفل در رابطه با مادر خود دچار نومیدی و پریشانی می‌شود که این پریشانی با در آغوش گرفتن توسط مادر و سپس شیردادن تبدیل به احساس راحتی خاطر می‌گردد. احساسی که طفل بصورت یک احساس رضایت‌بخش که از یک شیئی خوب (مادر) برخواسته اسنتباط می‌کند. در نتیجه طفل بدینوسیله یک رابطه دوستانه با یک شخص (شیئی) بوجود می‌آورد. کلاین اضافه می‌کند که تصورات طفل درمورد شی‌ء بخصوص نه تنها به وسیله واقعیتهای خارجی بلکه بوسیله خیالات شکل می‌گیرد.طفل در خیالات خودش شی‌ء بد تمیز داده و بدین وسیله احساسات خود را درمورد آنها قبول و احساسات بد را از طریق انتقال به دیگران از خود دور می‌کند. به این ترتیب اطفال بر اساس خیالات خود که زائیده ارتباطشان با مادر (شیء) می‌باشد با دیگران رابطه برقرار می‌سازند و روابط بعدی آنها در زندگی نیز بر اساس همین خیالات شکل گرفته شده با مادر رضایت بخش یا امیدوار کننده صورت می‌گیرد. کودک خوشبخت‌ بر اساس تجربیات مثبت با مادر خود هنگام ناامیدی قادر به تحمل احساسات بد بوده خود را مانند مادر خوب می‌داند.

با ادامه چنین جریانهایی کودک بیشتر و بیشتر قادر به تحکل نابسامانیهای مختلف ، احساسات دشمنی ، حسادت و ناامیدی می‌گردد. کودک کم‌کم شروع به تقدیر از احساسات خوب می‌کند همانطور که قادر به قبول کردن احساسات منفی در خود نیز خواهد بود چرا که در رابطه با مادر خود تجربه کرده و می‌داند که این احساسات خوب نخواهند بود. هر چقدر این احساسات کمتر تخریب کننده باشند برای کودک قابل قبول‌تر می‌شوند.

این قسمت از تئولی ملانی کلاین حائز اهمیت است چرا که توضیح می‌دهد چگونه کودک ناسازگار احساسات خصمانه و ناپسند خود را با دیگران منتقل می‌سازند، چنانچه با انتقال این احساسات به دیگران می‌توانند هرگونه مسئولیتی را در این موارد از خود سلب نمایند، بسیار مهم است که آموزگاران چنین تمایلی را در این کودکان بشناسند چون اینها براحتی از مکانیسم دفاعی فراکنی استفاده کرده رابطه معلم و شاگرد را به اسمتحان می‌گذارند و مختل می‌سازند. مگر اینکه ماهیت اصلی این گونه انتقالات (فرافکنی) شناخته شود. اریکسون [31] معتقد است که زمانی بک طفل احساس هویت را در خود بوجود می‌آورد که با یک مادر خوب در ارتباط باشد. به نظر او و وینیکات بسیاری از کودکان ناسازگار و محروم اجتماع هیچگاه نتوانسته‌اند این حس هویت را در خود توسعه دهند. به نظر اریکسون اغلب کودکان ناسازگار از داشتن اولیاء خوب محروم بوده‌اند. به این معنی که زندگی این اطفال می‌بایست توسط یک سری از آزادیها و نهی کردن‌ها رهبری شود، که طی آنها اولیاء باید قادر باشند که معانی و دلایل این محرومیتها را برای فرزندان توضیح دهند. برای اغلب کودکان اینگونه ناامیدی‌ها فقط ناامیدی‌های بدون دلیل باقی مانده ، هیچ معنی و مفهوم خاصی به آنها اختصاص داده نشده و مادر نتوانسته ارتباط این محدودیتها را با رشد عاطفی و اجتماعی به کودک خود بفهماند. همانطوریکه اریکسون می‌گوید : نهایتاً این کودکان روان آزرده (نوروتیک) می‌شوند. آنهم نه صرفاً به خاطر این ناامیدیها و محدودیتها بلکه بخاطر عدم وجود معانی و دلایل کافی برای آنها.

جان بالبی (1953) می‌نویسد: ناسازگاری نتیجه محرومیتهای مادرانه است و اثرات این محرومیتها را روی اطفال توضیح می‌دهد. بنظر او این اطفال احتیاج زیادی به علاقه و توجه دارند. احساس و انتقام به خاطر کمبودهایی که از آنها مطلع نیستند ولی کاملاً این کمبودها را نمی‌فهمند در آنها وجود داشته قادر به برقراری رابطه رضایت بخش با دیگران نمی‌باشند. صمناً واکنش آنها نسبت به فشارهای محیطی به صورت رفتارهای ضد اجتماعی بروز کرده و دچار رشد نامناسب فیزیکی ، فکری و اجتماعی می‌گردند.

به نظر بالبی تعیین دقیقی که جدایی از مادر در آن سن از هر سن دیگر خطرناکتر است ، امکان‌پذیر نیست. او بر اساس تجربیات بالینی خود اینطور نتیجه‌گیری می‌کند که جدایی‌هایی که بعد از سن 6 ماهگی و 12 ماهگی اتفاق می‌افتد به مراتب زیان‌آورتر است ، تا آنهائیکه قبل از 6 ماهگی رخ می‌دهند. بالب در کارهای بعدی خود به پیوندهای طفل به مادر خود تاکید می‌کند و توضیح می‌دهد که این رفتارهای چسبندگی که در حقیقت در حکم عمل حفاظتی برای طفل محسوب می‌شوند. شامل رفتارهای علامتی هستند. مثل گریه و خنده که مادر را به فرزند نزدیک می‌کند و مکیدن ، چنگ‌زدن و دنبال کردن نیز طفل را به مادر نزدیک می‌کند. بالبی از مطالعه رفتارهایی که بین مادر و فرزند بروز می‌کند نشان داده که رابطه مادر و فرزند بسیار مهم است. نه تنها به خاطر روابط عاشقانه که صرفاً برای شدد عواطف فرزند نقش تعیین کننده دارند بلکه این رابطه به عنوان یک مأخذ ابتدایی برای یادگیری بخصوص یادگیری اجتماعی محسوب می‌گردد (اسلامولچی مقدم ، 1370).

اختلالات رفتاری ممکن است بصورت اولیه و ثانویه بروز کند.

اختلال رفتاری اولیه : در اینجا کودک الگوهای رفتاری از خود نشان می‌دهد که متناسب با سن عاطفی و روانی وی نیست بلکه با مراحل قبلی رشدوی تطباق دارد. رشد روانی بدین ترتیب متوقف شده و کودک با وجود آنکه سنش بالا میرود قادر به تطبیق خود با تغییرات محیط اطراف نمی‌باشد و با وجود رشد سنی رفتار کودک غیرقابل تغییر می‌ماند. و به عبارت دیگر در مراحل پایین رشد متوقف می‌شود.

اختلال رفتاری ثانویه : در این حالت کودک در ابتدا رشد طبیعی دارد ولی بعداً دست به یک سلسله رفتارهایی می‌زند که شایسته مراحل قبلی رشد وی می‌باشد. به عبارت دیگر از نظر رفتاری به مراحل پایین رشد برگشت یا عقب‌نشینی می‌کند. در کلیه کودکانی که دچار فشارهای زندگی اعم از اینک عامل فشار روانی یا جسمی باشد اینگونه اختلالات رفتاری دیده می‌شود. گوئی کودک بعلت بیماری یا عدم توانایی در مقابله با فشار روانی بیش از پیش وابسته می‌شود و بناچار الگوهای رفتاری بچه‌گانه‌ای اتخاذ می‌کند که متناسب با دوره‌های قبلی رشد است که در آن وابستگی بیشتری به پدر و مادر به چشم می‌خورد ( میلانی‌فر ، 1372).


بررسی عوامل موثر بر گسترش روحیه خدمتگذاری در جامعه

انسان موجودی اجتماعی است و در جمع ، استعدادش شکوفا می گردد انسان ها ، همانند سنگ هایی نیستند از یکدیگر بی خبر و باهم بی ارتباط بلکه مانند حلقات یک زنجیره اند که حیات و قوامشان در گرو پیوستگی و وابستگی است به همین جهت ، در فرهنگ بشری ، همواره به این مسئله توجه گردیده و به تعبیرهای گوناگون ، جامعه ی انسانی به این سو فرا خوانده شده است و اندیشه وران
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 100 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 169
بررسی عوامل موثر بر گسترش روحیه خدمتگذاری در جامعه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

چکیده

مقدمه

خدمتگذاری

مفهوم خدمتگذاری

خدمتگذاری از دیدگاه اسلام و ائمه

محدوده خدمت

جلوه های خدمت

الف) سودمندی و نفع رسانی

ب) برآوردن نیازها

ج ) یاری به دیگران

انگیزه ها در خدمتگذاری

آفات خدمتگذاری

الف) منت و آزار

ب ) ریا و شهوت طلبی

ج ) زیاده روی

حکومت و خدمت

عوامل موثر در ایجاد روحیه خدمتگذاری

الف) تبلیغات

ب) ضرورت تشویقو تنبیه

ج ) انتخاب کارگزاران صالح

د) ایجاد = و امنیت

روحانیان و خدمتگذاری

درنگی در مفهوم خدمت

خدمت در سیره و سخن امام جواد (ع)

- اخلاص

- پرهیز از اذیت

- خدمت در حد توان

- نابودی نعمت

خدمت به مردم ، افتخاری بزرگ

ضرورت پرکردن شکاف های اقتصادی

ضرورت ایجاد فضای آرام

اولویت های خدمت رسانی به مردم

کاربرای مردم ، فلسفه مسئولیت پذیری

ضرورت رسیدگی به وضع معیشت مردم

تامین روحیه انقلابی در کنار سازندگی

رمز پیروزی در خدمت رسانی

ملاک گزینش خدمتگذاران

کنترل و نظارت بر خدمتگذاران

در نظر گرفتن رضای خدا

عدالت ، مبنای خدمت رسانی

هشدار به خدمتگذاران

اصطلاحات حقیقی

سرمشق بودن خدمتگذاران در زهد

هم دلی و وحدت خدمتگذاران

پرهیز از تجمل ، شرط خدمت رسانی

پیش نیازهای تحول اداری

مردم سالاری دینی

رضایت مردم

ارزش مداری

حق مداری

قانون مداری

فرهنگ خدمت و احسان

همدردی با مردم

توفیق خدمت

خدمتگذاری

انسان موجودی اجتماعی است و در جمع ، استعدادش شکوفا می گردد انسان ها ، همانند سنگ هایی نیستند از یکدیگر بی خبر و باهم بی ارتباط بلکه مانند حلقات یک زنجیره اند که حیات و قوامشان در گرو پیوستگی و وابستگی است . به همین جهت ، در فرهنگ بشری ، همواره به این مسئله توجه گردیده و به تعبیرهای گوناگون ، جامعه ی انسانی به این سو فرا خوانده شده است و اندیشه وران و مصلحان ، با بیان و قلم ، مردم را به تعاطف ، تعاضد ، همدلی و خدمت رسانی دعوت کرده و آن را از مقومات جامعه و اجتماع برشمرده اند . ادیان الهی ، که بر اساس ارزشهای فطری و واقعی استوارند ، به این امر عنایت کرده و نقش اساسی را در ایسجاد و تقویت این روحیه داشته اند و پیامبران . آورندگان پیام الهی ، در راس خدمتگذاران بشری بوده اند .

در فرهنگ و معارف اسلامی ، به این صفت و عمل شایسته سفارش فراوان شده است . در این دین برزگ ، ارزشمند ترین مردم ، سودمندترین آنان است :

خیرالناس انفعهم للناس 1 .بگیرد

برای روشن شدن ابعاد و زویای موضوع ، بحث را در چند محور پی می گیریم :

مفهوم خدمتگذاری

خدمتگذاری ، مفهوم وسیع و گسترده ای دارد . این واژه ، تمام فعالیت های مثبت و مفید انسانها را در زمینه های : اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و معنوی شامل می شود . این نکته را یادآورمی شویم که : {خدمتگذاری} غیر از {انجام وظیفه} است . برای روشنی و وضوح معنای خدمتگذاری ، لازم است ، مرز این دو مشخص شود .

1- کسی که مسوولیتی بر دوش دارد ، چه در بعد معنوی و چه در بعد مادی ، و درازای کار مزد دریافت می کند . خدمتگذار نیست گر چه نتیجه تلاش او در راستای خدمت به خلق قرار می گیرد . خدمتگذار ، واژه ای است که با چگونگی عمل و نیت فرد ارتباط دارد .

البته اگر شخصی در انجام وظیفه اش کوتاهی نکرد و آن را به بهترین وجه انجام داد و علاوه ، هم و غم خویش را در رفع نارسائی های زندگی مردم قرار داد و تابع یکسری مقررات خشک و دست و پاگیرداری نبود ، نام خدمتگذار ، بر او زیبنده و شایسته خواهد بود . بنابراین ، هر خدمتگذار مالا به جامعه خدمت می کند ولی هر خدمتی خدمتگذاری نیست .

2- معلمی که علاوه بر انجام دقیق وظایف ، برای رشد و شکوفایی شاگردان ، دل می سوزاند ، عالمی که علاوه بر تبیین احکام دین ،‌در امور خیر و مسائل زندگی مردم پیشگام است و با مبارزات و فداکاری هایش ، از اذت های زندگی چشم می پوشد ، متمکنی که علاوه بر انجام وظایف شرعی ، با اموال و دارائیش بانی مراکز سودمند می گردد . به نیازمنندان امداد می رساند و بالاخره آن بسیجی که از ناموس و ارزش های دینی ، عاشقانه به دفاع بر می خیزد ، همه از نمونه های بارز خدمتگذاری بیشمارند . بدینسان می یابیم که در مفهوم خدمتگذاری ، گذشت ، فداکاری ، ایثار ، تمل سختی و ناگواری و احساس همبستگی به همنوعان نهفته است . با توجه به وسعتو گستردگی معنای خدمتگذاری ، می توان آن را به دو بخش تقسیم کرد :

1-خدمت های مادی

2-خدمت های معنوی

تاسیس مدارس و موسسات ، مراکز امداد تلاش هایی از قبیل : امدادرسانی ، ساختن مدرسه ، دانشگاه ، مسجد ، پاک ، ورزشگاه و ... از مقوله خدمات مادی است .

خدماتی مانند : تعلیم ، ارشاد ، پاسداری از عقیده و اخلاق مردم ، تبلیغ از ارزشهای دینی ، ستیز با متجاوزان ، کوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداکاری و فدا شدن در راه ایمان و عقیده از جمله خدمت های معنوی شمرده می شوند .

اینک که مقصود ما از به کاربردن وتژه خدمتگذاری ، در این مقاله ، بیان شد ، اشارتی خواهیم داشت به ارزش و اهمیت خدمتگذاری و برخی از جوله های آن .

خدمتگذاری از دیدگاه اسلام و ائمه

اسلام ، در برنامه ها و تعالیم ، بر آن است که : جمع اندیشی و جمع زیستی سازگار و با هدف را در پیروان خویش ، ایجاد و تقویت کند و به گونه ای که مردمان را { عیال خدا} بیند . در جهان بینی اسلام ، از یک طرف ، مسئله خدمت به خلق مقدمه قرب الهی و نوعی عبادت تلقی شده است و از دیگر سوی ، به هر اندازه که انسان ذز بعد شناخت و معرفت حق تعالی رشد و تکامل پیدا کند ، در خدمت به مردم ، بیشتر عشق می ورزد زیرا شیفته حق ، خدمت به خلق را جدای از بندگی خالق نمی بیند به همین جهت ، در انسان های متعای و فرزانه و آشنایان به جهان بینی اسلامی ، حس نوعدوستی و خدمت به خلق و جامعه ، بیشتر به چشم می خورد .

پیامبر اکرم (ص) سودمندی و خدمت به مردم را در کنار ایمان به خداوند ، معبار و ملاک ارزشمندی انسان دانسته و می فرماید :

خصلتان لیس فوقهما من البر شیء : الایمان بالله و النفع لعبادات

الله 3 ...

ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او ، دو خصلت نیک است که برتر از آن چیزی نیست .

از این بیان استفاده می شود که اگر عشق و سوز به مردم ، که نمودار محبت به پروردگار است ، برروح آدمی حاکم گردد و با ایمان و اعتقاد به خداوند در آمیزد ، انسان خدمتگذار و پر تلاش می سازد که هیچ گاه از خدمت به دیگران غفلت نمی ورزد که بفرموده رسول خدا (ص) مسلمانی غیر از خدمت به دیگران غفلت نمی ورزد که به فرموده رسول خدا (ص) مسلمانی غیر از خدمت به برادران مسلم و اهتمام در رفع مشکلات آنان نیست :

من اصبح و لم بهتهم بامور المسلمین فلیس بمسلم 4 .

در برخی از روایات ، خدمتگذاری یکی از ویژگی ها و مشخصه های اصلی مومنان دانسته شده است : یکی از راویان می گوید : از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود :

المومنون خدم بعضهم لبعض . قلت : و کیف یکون خدما بعضهم لبعض

قال : یفید بعضهم یعضا 5 .

امام صادق (ع) فرمود : مومنان خدمتگذار یکدیگرند . گفتم چگونه ؟ فرمود : به یکدیگر فایده و سود می رسانند .

این ها و صدها نمونه دیگر از تعالیم دینی در این زمینه ، نشان دهنده پیوندی تنگاتنگ بین ایمان و خدمتگذاری است .

آنان که خود را مومن می پندارند و به پندار خود ، برای قرب به خدا ، عزلت می گزینند و از مسئولیت های اجتماعی رو برمی تابانند ، با روح تعالیم اسلام بیگانه و در پیشگاه حق ، عذری نخواهند داشت .

امام خمینی ، رحمه الله علیه ، که خود اسوه ایمان به خدا و خدمت به خلق بود ، در دستور العملی به رزندشان ، چنین می نگارند :

( پسرم !... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کل بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان کتنسک است . با درویشان دکان دار... پسرم ! از زیر مسئوولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است نشانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان ، کمتر از تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست ) 6 .

محدوده خدمت

ممکن است این سوال پیش بیاید که آیا خدمت ، مطلقا ، ارزش ذاتی دارد ؟ در هر جا و به هر کس که خدمت بشود پسندیده و مورد ستایش است ؟ یا خدمت مسلمانان به یکدیگر ، در جامعه اسلامی است که دارای ارزش و اهمیت است ؟

از نظر اسلام ، خدمت به مردم به تعبیر روایات (ناس) ، عملی است مطلوب و شایسته . پیامبر اکرم (ص) فرمود :

راس العقل بعد الدین انوددال الناس و اصطناع الخیر الی کل بر

و فاجر7 .

پس از ایمان به خداوند ، سرآمد تمام اعمال عاقلانه ، بشر دوستی و نیک به مردم است چه خوب و درستکار باشند و چه فاسق و گناهکار.

آنان که بسان خورشید بر نیک و بد می تابند و بخل و امساکی در این جهت ندارند ، بی شک خدمتگذار بشرند و از پاداش خداوند نیز بهرمند .

امام موسی بن جعفر(ع) فرمود :

ان الله عبدافی الارض یسعون فی حوائج الناس هم الامومنون یوم

القیامه 8 .

خدا را در زمین بندگانی است که در برآوردن نیازمندیهای مردم تلاش می کنند . ایشان ، در قیامت در امنیت و امان قرار دارند .

این گونه روایات ، خدمت را ، مطلقا ، ارزش دانسته و محدودیتی در آن قائل نشده است روایات فراوان دیگری نیز داریم که در آن ها قید خدمت به مومن آورده شده که به برخی از آنها اشاره خواهیم کرد . از مجموع این دو گروه از روایات چنین به دست آید که خدمت رسانی مسئله ای است که دارای ارزش ذاتی و همانگونه که خدمت به مومن از ارزش والایی برخودار است ، خدمت به غیر مومن نیز ارزش است .

جلوه های خدمتگذاری

خدمتگذاری با عناوین و تعبیرات گوناگون در منابع دینی ، مورد ترغیب و تشویق قرار گرفته است که هر کدام به گونه ای مسوله خدمت به مردم را در ابعاد مختلف ، مطرح می سازد ، که در مجموع ، همه ، جلوه های یک حقیقتند . در این باره ، به ذکر چند عنوان اشاره می کنیم و یادآور می شویم که : ذکر این عناوین ، جدای از یکدیگر ، به معنای استقلال و عدم تداخل آنها نخواهند بود .

الف . سودمندی و نفع رسانی

در بسیاری از روایات ، خدمت به خلق و سودرسانی به آنان ، عامل ارزشمندی انسان ، به شمار آمده است و پیامیر اکرم (ص) ، در پاسخ این سوال که محبوبترین افراد ، پیش خداوند چه کسانی هستند ؟ فرمود ؟

انفع الناس للناس 9 .

یا در وصف مومن می فرماید :

مثل المومنون مثل النخله ما اخذت منها من شی نفعک 10 .

شخص یا ایمان ، همانند درخت خرمااست که هر چه از آن برگیزی سودمند و مورد استفاده است .

از آنجا که انسان با ایمان ، براساس حق و حقیقت زندگی می کند ، نمی تواند جز نفع رسانی ، روش دیگری را پیش گیرد . نفع رسانی جزء مقومات ایمان او به شمار می آید از این رو ، قرآن مجید (حق) و طرفدارانش را ، از آن نظر که نافع و سودمندند برای دیگران ، جاوید و ماندگار خوانده است :

... و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض 11.

بنابراین ، سراپای زندگی انسان معتقد به خدا و روز واپسین را این ویژگی تشکیل می دهد که در هر موقعیتی قرار بگیرد و به هر دریچه ای که رسد برای مردم و در خدمت آنا است . امام صادق(ع) در ذیل آیه شریفه

( وجعلنی مبارکا اینما منت ) 12 فرمد : (ای نفعا) 13 ! .

بدینسان می ابیم که مومن ، انسانی است مبارک ، برخیز و پرسود برای دیگران و لازمه خصلت ، خدمتگذاری وی نسبت به همنوعان است .

ب : برآوردن نیاز

گره گشایی ، حل مشکل دیگران و برطرف نمودن نیازهای مادی و معنوی مردم ، جلوه های دیگری از خدمتگذاری هستند که مورد سفارش اسلام می باشند . برخرداری از این ویژگی ؛ توفیقی است که خداوند نصیب بندگان نیکش می سازد . در حقیقت ، نیازمندی که به انسان روی می آورد ، رحمت و هدیه ای الهی است که باید از آن استقبال گردد . امام حسین (ع) می فرماید :

ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلا تملواالنعم 14 .

نیازخای مردم (که شمابرای حل آنان اقدام می کنید ) از جمله نعمت های خداوند است برای شما . از مراجعه مردم به خودتان اظهار ملامت و دلتنگی نکنید .

انسان اگر بتواند حاجت و نیاز کسی را برطف کند ، ولی در آ کوتاهی بورزد ، گویا نعمتی را ناسپاسی کرده و از فیض و رحمت خداوند روی برتابیده و در نتیجه به خود ، ظلم و ستمی را روا داشته است . امام کاظم (ع) می فرماید : من اتاه اخوه المومن فی حاجه فاتما هی رحته من الله ساقها الیه .

فان فعل دلک فقد وصله بولایتنا و هی موصوله بولایه الله و ان رده فقد ظلم نفسه و اساءالیها 15 .

آن که برادر دینیش نیازی پیش او می برد ، آن نیاز رحمتی است که الهی که خداوند به سوی او فرستاده است . اگر آن نیاز را برآورد ، به ولایت خداوند پیوسته است واگر آن نیاز را رد به خود ستم کرده و بدی رسانده است . روشن است که : ( قضا حوائج الناس) و برآوردن نیازهای مردم هر گونه اقدام مثبت و خیرخواهانه در مسائل مادی و معنوی را شامل می شود بنابراین ، همانگونه که چراغی را فرا راه مردم برافروختن ، نابینایی را دست گری کردن یتیمی را سرپرستی و نوازش نمودن خدمت و برآوردن نیاز نیاز به شمار می آید ، همچنین گوراهی را هدایت کردن ، جاهلی را ارشاد نمود و منحرفی را به راه آوردن نیز ، از مصادیق بارز خدمتگذاری است . در این باره نمونه های فراوانی در کتب احادیث به چشم می خورد ، تا آنجا که برای این عنوان ، باب مستقلی گشوده است . 16

ج . یاری به دیگران

از جلوه های خدمتگذاری ، یاری به دیگران است . یاری در مسائل و مشکلات زندگی ، بوزژه ئر بعد مالی و اقتصادی ، که از آن در فرهنگ اسلامی ، تعبیر به (مواسات) شده است .

در معنای واژه مواسات گفته اند :

( مواسات ( با همزه) با برادران دینی ، عبارت است از یاری رساندن به آنان ، با مال و جان و مانند آن . در چیزهایی که به آن نیازمندند و مواسات ( با واو) هم در لغت به همین معنی بخ کار رفته است ) 17 .

در اهمیت این عمل سخن فراوان است . پیامبر اکرم (ص) کمک رسانی به برادران دینی را (مواساه الاخ فی الله ) از بهترین و سرآمدترین کارها (سیدالاعمال) شمرده است 18 .

در سیره و روش آن حضرت برتری و فضیلت از آن کسانیث بود که دارای این صفت باشند .

... اعظمهم عنده منزله احسنهم مواساه و موازره 12 .

اگر جامعه اسلامی را مانند پیکر واحدی بدانیم ، اعضای این پیکر ارتباطی حیاتی و سرنوشت ساز ، با یکدیگر دارند ، اختلال و کم کاری در یک عضو ، عامل به هم خوردن تعادل بدن خواهد شد . در این هنگام ، بقیه اعضا باید به کمک آن عضو بشتابند و به او یاری دهند تا نظم و تعادل به بدن برگردد و حیات و زندگی ممکن شود . این حقیقت در سطح جامعه اسلامی نیز باید پیاده شود . اگر نیازمندی به عللی نتوانند خود را همپای دیگران قرار دهد ، شایست است دیگران به او یاری دهند تا عدالت اجتماعی در جامعه محقق گردد . امام صادق (ع) ایجاد مواسات را به عنوان حق افراد جامعه اسلامی بر یکدیگر بیان فرموده است :

یحق علی المسلمین الاجتهاد فی اتواصل و التعاطف و

المواساه الهل الحاجه و تعاطف بعضهم علی بعض 20 .

مسلمانان موظفند در راه پیوستگی وکمک نسبت به نیازمندان کوشا و جدی باشند ، از عواطف و اخلاقی کمک های مالی مضایقه نکنند به هنگام گرفتاری و نیاز ، یارو یاور هم باشند .

بر و احسان

بر ، به معنای گستردگی انجام کار نیک است . هر گونه اقدامی که به گونه ای در راستای خدمت مردم و جامعه قرار بگیرد امعه و مردم را به سوی خیر ونیکی فرا خواند ، از مصادیق (بر) است .

بر و نیکی و نیکوکاری ، این نیست که انسان وظایف فردی و عبادی خود را به بهترین شیوه انجام دهد و از سرنوشت دیگران بی خبر باشند بلکه آن انسانی نیکوکار است و در ردیف ابزار ، قرار دارد که همپای انجام اعمال عبادی فردی .

به وظایف اجتماعی و تعاون و خدمت به دیگران نیز توجه داشته باشد :

لیس البران تولوا وجوهکم قبل المشرق و المغرب و لکن البر من آمن

بالله و الیوم الاخروالملائکه و الکتاب و النبیین و آنی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساکین وابن السبیل و السائلین و فی الرقاب و افام الصلوه و آتی الزکوه والموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فی الباساء و الضراء و حین الباس 21...

نیکی ان است که روی خود ، به جانب مشرق و کغرب کنید الکه نیکوکار کسی است که به خداوند و روز بازپسین و فرشتگان و کتاب خدا و پیامبران ایمان آورد و مال خود را ، با آن که دوستش دارد . به خویشان و یتیمان و درماندگان و مسافران و گدایان و در بند ماندگان ببخشد و نماز بگذارد و زکات بدهد و اینان چون عهدی می بندند بدان وفا می کنند و در بینوایی و بیماری و به هنگام جنگ ، صابرند .

پر واضح است ، کسی که می تواند از مال و ثروت بگذرد و از آن در راه خدمت به مردم ، بهره گیرد که پشتوانه ایمانی و عقیدتی استواری برخوردار و از ناخالصی ها پیراسته باشد . همراه با ایمان و انجام فرایض دینی به خدمات اجتماعی دست بتازنده و زمره نیکان و ابراز قرار می گیرد .

از امام صادق (ع) نقل شده است :

... من خالص الایمان البر بالاخوان و السعی فی حوائجهم فی العسر

والیسر 22.

نیکی به برادران دینی و تلاش و جدیت بزای رفع مشکلات آنان ، در تمام زمینه ها و در تمام زمینه ها و در هر شرایط برخاسته از ایمان خالص است.

بدینسان می یابیم که (بر) و نیکوکاری یکی از شاخه های مهم اخلاق اجتماعی انسان است و ریشه همه خدمات و نیکی ها به شمار می رود . از این روی امام علی (ع) می فرماید :

جماع الخیر فی اعمال البر23 .

احسان ، نیز هم افق با براست احسان هر خدمتی را که برای مردم انجام گیرد و در برابر آن انتظار پاداشی نباشد ، شامل می شود . مرحومه علامه طباطبایی می فرماید :

الاحسان الی الغیر ... هو ایصال خیر اونفع الی غیر لاعلی سبیل

المجازاه و المقابله ، ان یقابل الخیر باکثرهمنه و یقابل الشر باقل منه و یوصل الخیر الی غیر متربعا به ابتداء 24 .

احسان به دیگران ... نفع و نیکی رساندن به آنان است . بدون انتظار پاداش مقابل .

از مصادیق احسان است : جبران نیکی دیگران به گونه ای فزونتر و شایسته تر و برخورد با بدب آنان . در مرتبه ای نتزلتر و بالاخره ، خدمت ابتدا و بی انتظار پاداش .

احسان یکی از اصول اساسی ارزش ها در جامعه اسلامی است و خداوند در قرآن همگان را به انجام آن فرمان داده است :

ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی 25 ...

پیامبر اکرم (ص) این یه را در بر دارنده و جامع تمام ارزش ها دانسته است:

جماع التقوی فی قوله : ان الله یامر26...

روشن است که اگر بنیاد جامعه ای بر پایه عدل و احسان و کمک به خویشان استوار گردد و خدمتگذاری در آن پدیدار شود ، آن جامعه ، از ارزشهای زیربنایی و اساسی برخوردار خواهد بود . از این که در آیه فوق (احسان ) پس از (عدل) ذکر شده است ، استفاده می شود که در مفهوم احسان یک نوع گذشت از حق شخصی و ایثار نهفته است .

به همین جهت علی (ع) سرآمدترین جزء ایمان را احسان و آخرین مرتبه احسان را ایثار دانسته است :

راس الایمان الاحسان الناس27 .

الایثار غابه الاحسان 28 .

انگیزه ها در خدمتگذاری

خدمت امری است پسندیده اما آنچه ارزش آن را بالا می برد و یا از ارزشش می کاهد . انگیزه هایی است خدمت بر اساس آنها شکل می گیرد . برخی از هدف انگیزه خدمتشان نوعدوستی و انسان گرایی است . بر این باورند که خدمت ، مرز ، نژاد ، عقیده ، ایمان و ... را نمی شناسد بلکه هر جا انسانی یافت شود که می توان به او خدمت کرد ، باید سراغش رفت . صاحبان این تفکر ، اصل خدمت را ملاک و معیار می گیرند اما به متعلق آن کاری ندارد. البته این طرز تفکر ، در حد خودش ، در خور ستایش است اما کامل نیست .

انگیزه برخی از مردم ، در خدمت رسانی ، یک نع دادو ستد است یعنی قدمی بر می دارند تا قدمی بر ایشان برداشته شود . در این بینش محور خدمت گذاری ! از ارزشی برخوردار نیست زیرا نه انگیزه مردمی در آن وجود دارد و نه احساس نوعدوستی.

اینان خدمت می کنند ، تا به نام و نانی برسند و مقامی بدست آورند یا اغراض و اهداف سیاسی و مانند آن دست یابند عشق به اصل خدمت ندارند بلکه انگیزه اساسی آنان مقاصد اجتماعی و دنیایی است !

برخی از افقی بالا به انسان ها می نگرند و در بینش ، آنان ، همه مردم اعیال ( خداوندند . خدمت به خلق در تفکر و اندیشه اینان ، نوعی عبادت و تقرب به پروردگار است . کار و خدمت صاحبان این فکر ، هم حسن فاعلی دارد و هم از حسن فعلی ، برخوردار است . به عقیده ایشان تنها مفید بودن عمل کافی نیست بلکه باید فاعل نیز ، نیت و هدف خیر داشته باشد . صاحبان این نظر می کوشند که ضمن مفید شکل عمل ، روح معنویت را نیز بر آن حاکم سازند . تا ثمره این حرکت خیرخواهانه ، آنان را از منزل خودخواهی و هواپرستی خارج وو منزل صفا و اخلاص برساند .

پیدایش این نگرش ، تنها در سایه تفکر دینی و جهان بینی الهی ممکن است . در مقام ارزشگذاری خدمتها ، خدمت نشات گرفته از این جهان بینی ، از ارزشمندترین آنها به شمار می رود به همین جهت ، در قرهنگ دینی ، عمل و خدمتی مایه ارزش و عامل کمال آدمی است که انگیزه انجامش ، قرب و رضایت خداوند باشد .

آفات خدمتگذاری

خدمتگزاری ، مانند هر عمل دیگری ، ممکن است در حین انجام و یا پس از آن ، گرفتار آفات گردد بدین شرح :

الف) منت و آزار

چه بسا خدمتی در مرحله انگیزه و صحنه عمل ، صحیح و خدایی انجام پذیرد از لاظ شکل و قالب به شایستگی به فرجام برسد ولی پس از اتمام ، گرفتار آفت و به ضد ارزش تبدیل شود ، مانند : بذری که در زمین آماده پاشیده می شود و به محصول دهی هم می رسد ف اما پیش از بهره برداری ، دچار آفت می گردد .

منت همه جا محکوم است منت ، نیشی است که نوش خدمت را از بین می برد . خداوند ، ضمن فرمان به انجام صدقه و انفاق ، از هر گونه عملی که ارزش و مقدار آن را نابود سازد نهی می کند :

لا بطلوا صدقاتکم بالمن والاذی 29... علی (ع) خطاب به مالک و همه دولتمردان ، هشدار می دهد که مبادا خدمات عمومی و فعالیت های مردمی را به منت و ... آلوده سازند :

ایاک والمن علی رعیتک باحسانک اوالتزید فیما کان من فعلک اوان

تعدهم فتتبع موعدک بخلفک ... فان المن یبطل الاحسان 30 .

بپرهیز که نیکی خود بر رعیت منت بگذاری ، یا آنچه کرده ای بزرگ شماری یا آنان را وعده ای دهی و در وعدهخ خلاف آری ، که منت نهادن ارج نیکی را ببرد .

در این ستاست که امام سجاد(ع) یکی از مکارم اخلاق را خدمت بی منت دانست و از خداوند طلب می کند :

واجر للناس علی یدی الخیر و لا تمحفه بالمن 31 .

خدایا ! خیر و نیکی و خدمت را به دست من روان ساز و آن را به منت نهادن تباه مساز .

روشن شد که اسلام ، به ارزش های اجتماعی و حیثیت مردم تاکید می ورزد و هر خدمت و کار نیکی را که ارزش ها و موفقیت افراد را نادیده بینگارد ، طرد و مهر ابطال بر آن می زند .

ب ) ریا و شهرت طلبی

هر عملی و خدمتی ، صاف و خالص آن از جایگاه ارزشی برخوردار است . خدمتی که برای آوازه و زیبا جلوه دادن اعمال و رفتار و خوش نامی عرضه گردد ، آلوده است و در پیشگاه حق غیر مقبول ، این آفت ، روح عمل را می میراند . آن را قالبی بی محتوی جلوه می دهد . قرآن مجید ، به اتفاق و خدمات عمومی و مردمی تاکید می کند ولی اعمال برخواسته از شهرت طلبی را نمی پذیرد . آن را ناشی از عدم اعتقاد ه خداوند و روز جرا می داند .

کالذی ینفق ماله رثاء الناس و لا یومن بالله و الیوم الاخر فمثله کمثل

صفوان علیه تراب فاصابه وابل فترکه صلدا، لا یقدرون علی شیء مما کسبوا 32 .

ای ایمان آورندگان ! همانند آن که اموال خود را از روی آن قشری را خاک متراکم را به صورت بوستان و کشتزاری پر ثمر پرورده باشند و باران دانه درشتی سیل آسا ببار و قشر خاک را بلغزاند و در هم بپیچد که جز صفحه خارای صاف و براق بر جای نماند و کشتکار ، از مزرعه و بوستانی که پرورده ، چیزی به دست نیاورد .

3 . زیاده روی

در اعمال و رفتار ، اعتدال بایسته است و خروج از اعتدال و راه میانه ، تباهی آور و آفت زا .

اسلام در همه برنامه های فردی و اجتماعی ، اصل میانه روی را پذیرفته و به پیروانش سفارش نبوده است . با دوستیها ، تشریفات ، اسراف و تبذیرها که در پیرامون خدمات و کارهای خیر انجام می گیرد . مورد امضای اسلام نیست و از آن نهی شده است در خدمات عمومی و مردمی ، باید کوشش شود که این ْفت بنیادد برافکن راه نیابد .

اسراف و تبذیر در هر کجا که راه یابد ، تباهی آفرین است و عمل را هر چند مقدس و ارزشمند از اوج به حضیض می آورد و چه بسا ، تبدیل به ضد ارزش می کند . قرآن ، ضمن تاکید و تشویق به انفاق و هر گونه کار نیک اجتماعی ، به نکته نیز اشاره می کند :

والذین اذ انفقوا لم یسرفوا و لم یقتروا و کان بین ذلک قوما . 33

هم آنان که چون انفاق کنند از حد لازم عدول نکنند و کوتاه هم نیاید بلکه در میان افراط و تفریط ، حد اعتدال را در پیش گیرند ، که قوام زندگی را از دست ندهند .

در همین باره :

ولا تجعل یدک مغلوله الی عنفک ولا تبسطها کل البسط 34 .

نه دست خود را از روی خست برگردن بیند و نه به سخاوت یکباره بگشای...

آنچه بیان شد ، نگاهی بود گذرا به برخی از آفت ها و ضد ارزشها در خدمتگذاری . البته در اینجا ناگفته بسیار است و ذکر مصادیق و موارد بی شمار که مجالی دیگر می طلبد .

حکومت و خدمت

آنچه تا کنون درباره خدمتگزاری ، اهمیت و جلوه های آن نگاشتیم . بیشتر بر محور خدمتهای فردی و مردمی تاکید داشت اما بجش عمده و اساسی خدمتگزاری ، خدمت دولت ها و حکومت هاست زیرا آنها از سویی منابع ملی و ثروتهای عمومی را در اختیار دارند و از سوی دیگر ، امکانات اجرایی و راه های به کاگیری آن برخوردار . در این بخش دو مطلب را یادآور می شویم :

1-خدمتگزاری دولتمردان و ارزش آن .

2-ایجاد روحیه و زمینه خدمتگزلری توسط آنها

پیش از آنکه به بررسی این بحث بپردازیم ذکر نکته ای ضروری می نماید :

فرهنگ حکومت ها ، نقش زیربنایی در خدمتگذاری و عدم آن دارد . در حکومت های طاغوتی ( فرهنگ امنیت) حاکم است . در نقطه مقابل ، حکومت های الهی و اسلامی قرار دارند که فرهنگشان (فرهنگ عبودیت) است .

در بینش سردمداران طاغوتی ، همه چیز بر محور (من) و اشباع شهوات و غرایز شخصی دور می زند و شکل می گیرد . چنین حاکمتنی ، تنها منافع و تامین خواسته های خویش را می اندیشند .

مردم در نظر اینان ، از شخصیت و هویت مستقل و انسانی برخوردار نیستند و از این روی از هر عاملی که ژایه های قدرت آنان را استوار سازد ، سود می جویند گر چه به قیمت فدا شدن ملت و جامعه تمام شود .

در بینش دولتمردان اسلامی ، جز کار و خدمت مخللصانه و صادق ، چیز دیگری مطرح نیست . این تشنگتن قدرت از شیفتگان خدمت جدا می شوند در منابع اسلامی ، به حاکمان و دولتمردان که با قوانین اسلام بر مردم حکومت می کنند ، سفارش شده است که همواره کانون مهر و خدمتگذاری مردم باشند .

علی (ع) به فرماندار مصر چنین توصیه می کند :

واشعر قلبک الرحمه للرعیه لهم و اللطف بهم ولا تکونن علیهم

سبعا ضاریا تغنتم اکلهم ، فانهم صنفان انااخ لک فی الدین و اما نظیر لک فی الخلق 35 .

و مهربانی بر رعیت را برای دل خود پوششی گردان و دوستی ورزیدن با آنان را و مهربانی کردن با همگان و مباش همچون جانوری شکاری که خوردنشان را غنیمت شماری ! چه رعیت دو دسته اند ! دسته ای برادر دینی تواند و دسته دیگر در آفرینش با تو همانند .

اگر محور مسوولیت پذیری ، عبودیت حق و خدمت به مردم باشد ، هیچ گاه حکومت و ریاست ، به صورت هدف و طعمه در نمی آید بلکه امانتی است در اختیار حاکم .

علی (ع) در این باره می فرماید :

ان عملک لیس لک بطعمه فی عنقک امانه و انت مسترعی لمن فوقک . لیس

لک ان تفتات فی رعیه 36 ... کاری که به عهده توست نانخورش تو نیست بلکه بر گردنت امانتی است . آنکه تو را بدان گمارده ، نگهبانی امانت را به عهده گذارده . تو را نرسد که آنچه خواهی به رعیت فرمایی .

حکومت اسلامی ، باید در راس برنامه و اهدافش خدمت به مردم قرار بگیرد و بکوشد که در مردم روحیه خدمتگذاری ایجاد بکند و آنان را به سمت کارهای اساسی و سازنده جذب نماید . طبعا ، چنین امری ، طرح و برنامه دقیق و زمینه سازی مناسب را می طلبد .

عوامل موثر در ایجاد روحیه خدمتگذاری :

الف ) تبلبغات

تبلیغات ، نقش عمده ای در تشویق و ترغیب خدمتگزاری مردم برای خدمتگزاری دارد .

دولت علاوه بر ایجاد روحیه خدمتگزاری در مردم ، می بایست ، خدماتی برای مردم انجام می دهد ، صادقانه ب آنان در میان یگذارد . طرح ها و برنامه هایی که امکان دارد مردم در اجرای آن نقشی داشته باشند ، به آنان ابلاغ کند .

برای اطمینان مردم به دولتمردان ، ضروری است از اخبار مبالغه آمیز و گزافه گوییها در زمینه بیلان خدمات و وعده هایی که رسیدن به آنها ، به زودی ، میسر نیست ، اجتناب شود .

در دستور العمل سیاسی اجتماعی مولا ، علی (ع) می خوانیم :

ایاک ... ان تعهدهم فتبع موعدک بخلفک یوجب المقت

عندالله و عندالناس ... و ایاک والعجله بالامور قبل اوانها ... 37 بژرهیز از این که مردم را وعده ای دهی و در وعده خلاف آری ... زیرا خلاف وعده ، خشم خدا و مردم را برانگیزاند ... و بپرهیز از شتاب در کارهایی که هنگام انجام آن نرسیده است .

بر مدیران ومسوولان کشور است که هر کاری را به هنگام آن بگزارند و از اعلام و اظهار طرح و برنامه ای که شرایط آن فراهم نیست احتزاز نمایند .امام جواد (ع) فرمود : اظهار الشی ءان یستحکم مفسده له .38

ب)ضرورت تشویق وتنبیه

مساله دیگر که در ایجاد زمینه و روحیه خدمتگزاری موثر است ،تشویق وتنبیه بجا و بموقع است . حکومت اسلامی نباید خدمت و خیانت را یکسان ببیند و با نیک و بد ، برخورد مساوی داشته باشد زیرا این گونه برخورد ،زمینه خدمتگزاری را در مردم از بین می برد .

امیر المومنین (ع) می فرمایند :

و لا یکونن والمحسن و امیسی عندک بمنزله سواء،فان فی ذلک تزهیدا

لاهل الاحسان فی الاحسان ،و تدبیرا لاهل لاساء ...39 و مبادا نکوکار و بدکردار در دیده ات و برابر آید که آن ،رغبت نکوکار درنیکی کم کند وبدکار را به بدی وادار نماید .

ج)انتخاب کارگزاران صالح

دولت و حکومت اسلامی وقتی موفق به ارایه خدمات و ایجاد جو وفضای خدمتگزاری خواهد بود که از مدیران و وکارگزاران شایسته و واجد شرایط برخوردار باشد .انتخاب صحیح در کار اجرایی ویژه درکارهای کلیدی ،مهمترین مساله برای زمامداران است .

بازسازی مراکز خدمت رسانی و مدیریت کشور و پاکسازی آنها از عوامل ناسالم و ناشایسته ،عامل مهمی در ایجاد زمینه خدمتگزاری دولت ومردم به شمار ی می آید .

به فرموده علی (ع)

ان نشر وزاریک من کان لاشرار قبلک وزیرا ومن شرکهم فی الایام

فلایکون لک بطانه فانهم اعوان الایمه واخوان الظلمه 40 .بدترین وزیران تو ،کسی است که پیش تو وزیر بدکاران بوده وآن که در گناهان آنان شرکت نموده .پس مبادا چنین کسان محترم تو باشند که آنان یاوران گناهکارانند وستمکاران را کمک کار.

سپس حضرت به ویژگی های نیروهای جایگزین اشاره نموده و بر این نکته یادآور می شود که :

تلاش کن از کسانی که نظم و حکومت استفاده کنی که تخصص و تعهدشان محرز ومسلم باشد :

...وانت واجد منهم خیر الخلف ممن له آرایهم ونفاذهم

ولیس علیه آصارهم واوزارهم ،ممن لم یعاون ظالما علی طلمه ولا آثما علی الثمه .اولیک احف علیک وموونه واواحسن لک معونه واحنی وعلیک وعطفا واقل لغیرک ایفا فاتخذ اولیک خاصه ولخلواتک وحفلاتک ...

وتو جانشینی بهتر از ایشان خواهی یافت که در رای گذاردن کار چون آنان باشد ،وگناهان رادرگناهش مددکار .بار اینان بر تو سبکتر است ویاری ایشان بهتر ومهربانی شان بیشتر و دوستی شان با جز تو کمتر ،پس اینان ر اخاص خلوت خودگیر ودر مجلسهایت بپذیر .

د) ایجاد جواعتماد وامنیت

ایجاد انگیزه خدمت وگسترش آن در بین مردم ،فضای مناسبی را میطلبد .دولت ،می تواند این نقش را داشته باشد و زمینه های مناسب را ،برای عرضه خدمت از سوی مردمان خدمتگزار ایجاد کند ،از جمله : اعتماد به مردم وبهای لازم به کار آنان .این امر سبب می گردد که مردم با عشق وعلاقه به خدمات عمومی روی بیاورند و بسیاری ازنابسامانی های اجتماعی را سامان دهند وجامعه را به عطر دل انگیز خدمت وکمک به همنوع معطر کنند . بسیاری از بدگمانیها را از بین می برد و درنهایت رنج ومشقت دولت را در اداره جامعه میکاهد .

به فرموده امیرمومنان

...فلیکن منک فی ذلک امر یجتمع لک به حسن الظن بر عینک فان

حسن الظن یقطع عنک نصیا طویلا 42...

پس رفتار کن تو چنان باید که خوش گمانی رعیت برایت فراهم آید ، که این رنج دراز را از تو می زداید .

روحانیان و خدمتگزاری

در طول تاریخ ،خدمتگزاران فراوانی بوده اند که دست به خدمات ارزنده وچشمگیری زده اند وجودشان مایه برکت و خیر برای مردم بوده است ،اموال وثروتهایی که به عنوان {موقوبه } در حوزه فرهنگ اسلامی دیده می شود گوشه ای از این خدمتهای ماندگار است . بناهای خیریه ،مساجد ،تکایا ،پلها وبسیاری از تاسیسات عام المنفعه دیگر ،دلیل آن است که همواره انسانهای خدوم وخدمتگزار در جامعه بوده اند که وجودشان منشا آثار وخدمات مفید و مردمی گردیده است .چهره هایی که عمر خود را در پی کسب ابتکار اختراع وبذل دانش وشکوفایی استعدادها گذاشتند و به مردم وجامعه خدمت کردند .

عالمان راستین و درد آشنایی که خدمتگزاری با روح وجانشان آمیخته گردیده و علاوه بر انجام وظیفه ،پیدایش حادثه و ضرورت ایثار،درکنار مردم و با مردم بوده اند .

مردم ،روحانیون را خدمتگزاران بی منتی میشناسند که در تاریخ منشا برکات و خدمات فراوانی بوده اند .

اهل علم ،از متن مردم و جامعه برخاسته و با آنان درتکالیف اجتماعی شریک و همقدم بوده است .

اینان به آموخته های علمی واعمال فردی بسنده نکرده اند ،بلکه کوشیده اند که همواره رهایی بخش وخدمتگزا ر دیگران باشند

صاحبدلی به مدرسه آمده زخانقاه

بشکست صحبت اهل طریق را گفتم میان عالم وعابد چه فرق بود

تا اختیار کردی از آن این طریق را

گفت این گلیم خویش بدر میبرد زموج

وین جهد می کند که بگیرد غریق را

اگر در روایت می خوانیم :

برتری عالم برعاید ،چون برتری ماه تابان بر سایر ستارگان است .43

بدین خاطر است که عالم دینی ،ارشاد و راهنمایی مردم را ،در راس کارها قرار داده وبه خدمات اجتماعی نیز دست می یازد

چه زیباست جامعه ای که رهبران فکری وعالمان دینی آن پیشگامان خدمت نیز باشند .به فرموده عیسی مسیح (ع) ان احق الناس بالخدمته 44

لایقترین افراد برای خدمتگزاری عالمنند .

اینان هستند که با حضور درمیان توده ها ،دردها و نیازها را می شناسند .ارتباط تنگاتنگ با مردم دراند از این روی ،می توانند گره گشای مشکلات آنان باشند .

پیامبر اکرم (ص) درباره این عالمان میفرمایند :

نعم الرجل الفقیه العالم ان احتیج الیه نفع 45...

نیک انسانی است ،آن عالم فقیهی که سودمند وخدمتگزار مردم باشد .

شایسته است حوزویان باالگو قراردادن پیامبر عظیم الشان و عالمان خدمتگزار ،در میدانهای خدمت رسانی پیشتاز باشند .

بویژه در این زمان که برخی از آنان در {مجاری امور} واداره جامعه دستی دارند ومسولیتهای کلیدی واساسی به آنان واگذار شده است .

امروز،میدان تحقق آمال وآرزوهای مردم فراهم شده است . آنان چشم دوخته اند که حوزویان از انی قدرت وامکانات چگونه بهره میگیرند و چه خدماتی ارایه می دهند .پی شایسته است که حوزویان ،این زمینه مناسب را غنیمت بشمرند و در عمل چره حوزه را ،که همواره داعیه خدمت به مردم را داشته است ،به مردم بشناسانند و بکوشند که از حوزه خدمتگزاری برای مردم پارا فراتر ویا فروتر ننهند .

پر واضح است که اگر خدمت از هرکس پسندیده است ،از اهل علم زیبنده تر و زیباتر است .

در پایان یه فرازی از سخنان امام خمینی ،رحمته الله علیه ،که خورشید وجودش از افق حوزه نمایان گشت و شعاعش همگان را فرا گرفت و در این راه هستی اش را فدا ساخت ،گوش جان می سپاریم .به امید آن که راه و کلام الگوی رفتار وگفتارمان گردد :

تا حیات دارم خدمتگزار همه هستیم : خدمتگزار ملتهای اسلامی ،خدمتگزار ملت بزرگ ایران ،خدمتگزار دانشگاهیان و دوحانیون ،خدمتگزار همه قشرهای کشور وهمه قشرهای کشور اسلام وهمه مستضعفین

درنگی درمفهوم خدمت

اگر عبادت بزرگ ترین فلسفه آفرینش است که « و ما خلقت و الانس والا لیعبدون «جن و انسان راخلق نکردم مگر به خاطر اینکه عبادتم کنند » برگزیدگان الهی ،عابدترین بندگان خدا خواهند بود واگر از والاترین مظاهر عبادت «خدمت به خلف » است که «من سعی فی حاجه اخیه المومن فکانما عبدالله تسعه الاف سنته صایما نهاره قایما لیله هر فردی که در براوردن نیاز برادر مومنش تلاش کند گویا نه هزار سال خداوند را عبادت کرده ،در حالی که روزها را روزه دار وشب زنده دار بوده است » برگزیدگان الهی انبیا معصومان ،خدمتگزار ترین افراد به مردم خواهند بود ؛ زیرا آنان اسوه و شاخص اند و درخت کمال در وجودشان به بالنده ترین شکل سر به فلک کشیده است

آیه الهی خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله را به یاد آوریم که می فرمایند «واحفض جناحک لمن اتبعک من المومنین « پروبال خود را برای مومنانی کهک پیرو تو هستند بگستران» واژه «خفض جناح » که سه بار در قرآن کریم به کار رفته است ،به کنایه از کمال مهرورزی ،عطوفت و خدمتگزاری خالصانه و متواضعانه حکایت میکند .

خدمتگزاران واقعی ،انبیاو اوصیا و مومنان به آنان هستند ؛ چه بی پرده و صریح می توان این ادعا را در حدیث آسمانی امام صادق علیه السلام یافت که فرمود «ما آمن بالله ولا بمحمد ولا بعلی من اذا اتاه اخوه المومن فی حاجه لم یضحک فی وجهه فان کانت حاجته عنده سارع الی قضایها و ان لم یکن عنده و تکلف من عند غیره حتی یقضیها له فاذا کان بخلاف ما وصفته فلا و لایه وبیننا و بینه » به خدا و محمد صلی علیه و الله و علیه و آله وعلی علیه السلام ایمان نیاورده است کسی که هنگامی که برادر دینی اش به خاطر حاجتی نزد او آید ،با خوشرویی ببرخورد نکند .پس اگر توان دارد نیاز او رابه سرعت برطرف کند واگر کند و اگر توان ندارد با کمک دیگری حل کند ،اگر برخلاف آنچه توصیف کردم باشد ، پس بین ما و او ولایتی نخواهد بود

با این دیدگاه کسانی نزد خداوند دوست داشتنی تر خواهند بود که نسبت به دیگران گامی به این هدف نزدیک تر باشند این سخن قدسی را به یاد آوریم که «الخلق عیالی فاحبهم الی الطفهم بهم و اسعاهم فی حوایجهم ؛ مردم خانواده من هستند ،پس محبوب ترین آنها نزد من ،مهربان ترین و کوشاترین آنها در رفع نیازهای مرد است »

اینک در آستانه شهادت حضرت جواد الایمه علیه السلام قرار گرفته ایم ،گوشه هایی از خدمت درسیره و سخن حضرت را مرور میکنیم

خدمت در سیره و سخن امام جواد علیه السلام

اخلاص

شرط پذیرش هر علمی ،از جمله خدمت به مردم ، خلاص است و مومن باید به انگیزه جلب رضایت الهی خدمتگزار عیال الله باشد و هر چه ناخالصی در عمل بیشتر باشد ،درجه مطلوبیت آن هم پایین تر خواهد آمد .به علاوه بر دخالت خلاص در اصل عمل ،از دیدگاه امام جواد علیه السلام درتداوم اعمال نیز باید اخلاص جاری باشد .چه بسا عملی که انجام آن با خلوص است ،ولی عامل به آن بعد از عمل ،آن را به ریا و ناخالصی آلوده و از درجه مقبولیت الهی ساقط می کند لذا امام جواد علیه السلام فرمود »ا لا بقاء علی العمل اشد من العقل بقای بر عمل سخت تر از خود عمل است » و آن گاه که پرسیدند بقای بر عمل یعنی چه ؟ فرمود « یصل الرجل بصله وینفق بفقه لله وحده لا شریک له فکتب له سرا ثم یذکرها وتمحی فتکتب له علانیه ثم یذکرها فتمحی و تکتب له ریاء مردی هدیه ای می دهد و برای خدای یگانه بی شریک انفاقی میکند ،پی برایش به عنوان «عمل پنهانی »نوشته می شود .آن مرد دوباره عملش را یادآوری می کند پس عنوان قبلی محو می شود و برایش «عمل ریایی» نوشته می شود

پرهیز از اذیت

فرد خدمت رسان علاوه بر اخلاص ،باید از هر نوع رفتاری که موجبات رنجش مددجو را فراهم آورد پرهیز کند

همچنین باید به خاطر خدمت خود به یک مومن ،به منت گذاری و یا اذیت دیگر مومنان هم نپردازد .حکایتی از امام جواد علیه السلام در این باره راهگشا است

مردی نزد امام جواد علیه السلام آمد که بسیار خوشحال و مسرور به نظر می رسید .امام از علت خوشحالی اش پرسید او گفت: یابن رسول الله، از پدرت شنیدم که می فرمود «شایسته ترین روز برای شادی بنده روزی است که در آن انسان توفیق نیکی و انفاق به برادران مومنش یابد » و امروزه ده نفر از برادران دینی که فقیر و عیال وار بودند از فلان شهرها به نزد من آمدند و مه هم به هر کدام چیزی دادم ،برای همین هم مسرورم .

امام جواد علیه السلام به او فرمود «لعمری انک حقیق بان تسر ان لم تکن احبطته اولم تحبطه فیما بعد به جانم سوگند ،شایسته است مسرور باشی ،اگر کار خود را بی اثر نساخته باشی و یا بعد حبط و بی اثر نسازی » او باشگفتی پرسید :با این که از شیعیان خالص شماییم ،چگونه عمل خالص من پوچ می شود ؟

فرمود :«با همین سخنی که گفتی ،کارهای نیک و انفاقهای خود را حبط کردی »او توضیح خواست و امام فرمود : این آیه را بخوان «یا ایها الذین آمنوا لا تبطلو صدقاتکم وبالمن والاذی «ای مومنان بخششهای خود را با منت و اذیت باطل نکیند »

گفت : من که به آن افراد منت نگذاشتم و آزار ندادم ! امام فرمود «خدا فرموده :بخششهای خود را با منت و آزار باطل نسازید ،نفرموده تنها منت وآزاربر آنان که می بخشید ،بلکه خواه بر آنان خواه بر دیگری ،آیا به نظر تو آزار به ْآنان شدیدتر است یا آزار به فرشتگان مراقب اعمال تو و فرشتگان مقرب الهی و یا آزار به ما ؟

مرد گفت :البته آزاربه فرشتگان وشما .امام فرمود :تو فرشتگان وما را آزدی و عمل خود را باطل کردی ،مرد پرسید چرا باطل کردم وشما را آزردم ؟فرمود :اینکه گفتی «چگونه باطل نمیدم با این که از شیعیان خالص شما هستم ؟» وای بر تو ! آیا می دانی شیعه خالص ما کیست ؟ شیعه خالص ما «حزبیل» مومن آل فرعون و «حبیب نجار» وصاحب یس و...و سلمان و ابوذر ومقداد وعمار هستند .تو خود را در صف این فردا برجسته قراردادی و ما و فرشتگان را آزردی

آن مردبعد از اعتراف و به تقصیر و استغفار پرسید :پس چگونه بگویم ؟ امام فرمود : بگو من از دوستان شما هستم .دوستان شما را دوست دارم و دشمنان شما را دشمن می دارم . اوچنان گفت و امام جواد علیه السلام فرمود «الان قد عادت الیک مثبوبات صدقاتک وزال عنها الاحباط الان پادشهای بخششهایت به تو بازگشت و حبط وبی اثری از آنها زایل شد

خدمت د رحد توان

مردی خدمت امام جواد علیه السلام آمد و گفت : به اندازه جوانمردی ات به من کمک کن .امام فرمود :این قدر نمی توانم گفت پس به اندازه جوانمردی خودم کمک کن فرمود این را می توانم ای غلام صد دینار به او بده

نابودی نعمت

امام جواد علیه السلام می فرماید : ان لله عبادا یخصهم بالنعم و یقرها فیهم ما بذلوها فاذا منعوها نزعها عنهم وحولها الی غیر هم خداوند بندگانی را دارد که نعمتهایش را به آنان اختصاص داده است ومقرر کرده است از آن بذل و بخشش کنند واگر خودداری کنند ،ازآنان وبه دیگران منتقل میکند

بر این اساس ،امام جواد علیه السلام قرار گرفتن و تمرکز نعمتها د ردست برخی افراد را سنت وخواسته ای اللهی می داند که امیری هدفمند است و هدف از آن ،واگذاری به دیگران می باشد ،لذا صاحبان مال و جاه و مقام وموقعیت باید آنچه را به دست می اورند اولانعمت وسپرده اللهی بدانند و ثانیا واگذاری و خدمت به مردم را وظیفه خود بدانند وثالثا مطمین باشند که در صورت ترک وظیفه ،همان وخدایی که انی نعمت ها و امکانات را به آنان سپرده ست ،توان باز پس گیری و واگذاری آن را به افراد دیگر دارد

امام جواد علیه السلام درحدیثی دیگر ،به طبیعی بودن این وضعیت وسنت اللهی بودن آن چنین اشاره می کند «ما عظمت نعمه الله وعلی احد الا عظمت علیه حوایج الناس فمن لم یحتمل تلک المومنه عرض النعمت للزوال نعمت خدا بر کسی زیاد نمی باشد مگر اینکه نیاز مردم هم به او بیشتر می شود ،پی کسی که این زحمت را تحمل نکند نعمت را درمعرض زوال قرار می دهد

مرز خدت

خدمتگزاری نیز مانند هر رفتار اجتماعی دیگر مرزی دارد و طبعا باید به انسانهایی خدمت کرد که اهلیت خدمت را دارند ،نه آنکه با ارایه خدمت ،درمسیر غیر اللهی مستحکم تر شوند .برای همین ،اهل بیت علیهم السلام هرگاه اریه خدمت به منحرفان ،عامل جذب و تالیف قلوب وهدایت آنان میشد ،از هر نوع خدمت و حتی گذشت و از توهینها و.. دریغ نداشتند و درکنار آن ،هرگاه هم که تشخیص می دادند خدمت رسانی به یک شخص منحرف موجب تقویت ویا رسمیت وی می شود ،از آن پرهیز میکردند .نمونه ای از رفتارهای امام جواد علیه السلام در این باره را میخوانیم :

علی بن مهزیار می گوید :به اما م جواد علیه السلام نوشتم :فدایت شوم ! پشت سر کسی که قاتل به جسمانیت خداست نماز بخوانم ؟ فرمود «لا تصلوا خلفهم و لا تعطوهم الرکاه وابرووا منهم بری الله منهم پشت سرشان نماز نخوانید و چیزی از زکات به آنها ندهید و از آنان بیزاری بجویید که خدا از آنان بیزار است

آثار خدمت رسانی

رضایت اللهی

امام صادق علیه السلام می فرمود «مسلمانی نیاز مسلمانی را بر آورده نمی سازد ،مگر اینکه خدای تبارک وتعالی به او می فرماید : ثواب کار تو با من اس وبه کمتر از بهشت برای تو راضی نمی شوم

امام جود علیه السلام می فرمود: ثلاث یبلغن بالعبد رضوان الله کثره الاسبغفاره و خقض الجانب و کثره لاصدقه سه چیز بنده را به مقام رضوان اللهی می رساند :استغفار زیاد ،فروتنی با مردم ،زیاد صدقه دادن

پاداش ،مباهات ونام نیک

امام جواد علیله السلام می فرمود «اهل المعروف الی اصطناعه احوج من اهل الحاجه الیه لان اجره و فخره وذکره فمهما اصطنع الرجل من معروف فانما یبدا فیه بنفسه فلا یطلبن شکر ما صنع الی نفسه من غیره اهل نیکوکاری به کار خیرش بیشتر از نیازمندان به خیر ،محتاج است ،چون پاداش ومباهات ونام آن کار برای نیکوکار است .پس هرگاه چیز بنده را به مقام رضوان الهی می رساند :استغقار زیاد ،فروتنی با مردم ، زیاد صدقه دادن

مردی کار خوبی کرد ،از خودش کرده است لذا تشکر بابت کارش را از دیگران نباید بخواهد

برتری بر عابد نتیجه خدمت عقیدتی

عمل خدمت رسانی ارزشی عمومی دارد اما برخی از خدمات ،واز جمله خدمت فرهنگی ونجات دادن کسانی که در معرض گمراهی و انحراف فکری قرار دارند ،ارزش افزون تری دار .امام جواد علیه السلام ارزش شگفت آوری را برای خدمت به ایتام آل محمد یادآور میشود و میفرماید :

«ان من تکفل بایتام ال محمد المنقطعین عن امامهم، المتحیرین فی جهلهم الاسرا فی ایدی شیاطینهم و فی ایدی النواصب من اعدائنا فاستنقذهم منهم و اخرجهم من حیرتهم و قهر الشیاطین برد و ساوسهم و قهر الناصبین بحجج ربهم و دلیل ائمتهم، لیفضلون عند الله تعالی علی العابد بافضل المواقع باکثر من فضل السماء علی الارض و العرض و الکرسی و الحجب (علی السماء) و فضلهم علی هذا العابد کفضل القمر لیله البدر علی اخفی کوکب فی السماء: همانا کسانی که یتیمان آل محمد را سرپرستی کنند که از امامشان جدا شده اند. و در جهل خود سرگردان اند و در دست شیاطین شان و ناصبیهایی که دشمن ما هستند، اسیرند. پس از دست آنان نجاتشان دهند و از سرگردانی و قهر شیطانها با بازگرداندن وسوسه هایشان و از قهر ناصبیها با آوردن حجتهای خدایشان و دلیلهای ائمه خویش خارج سازند. نزد خداوند بر عابد به بهترین موقعها برتری داده می شوند، بیشتر از برتری اسمان بر زمین و عرش و کرسی و حجابها بر آسماان و برتری آنها بر این عابد، مانند برتری مااه شب چهارده بر کوچکترین ستاره در آسمان است.(عابدی، 1380)


بررسی رابطه تیپ شخصیت (درونگرا، برونگرا) با ارتباط پنهانی با جنس مقابل

درک لزوم مطالعه روانشناسی شخصیت، چندان دشوار نیست شناخت شخصیت، ویژگیها، چگونگی شکل گیری، عوامل موثر در ایجاد شخصیت و مسائل از این قبیل، ارضای حسن کنجکاوی و میل به حقیقت جویی را در انسان به دنبال دارد زیرا این شناخت نوعی خودشناسی است و شخص هنگام مطالعه غالباً آن دانسته ها را با خود مقایسه کرده و احتمالاً با این شناخت نوعی طبقه بندی انجام می دهد یعن
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 76 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 130
بررسی رابطه تیپ شخصیت (درونگرا، برونگرا) با ارتباط پنهانی با جنس مقابل

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

عنوان.................................. 1

چکیده.................................. 2

فصل اول............................... 3

مقدمه.................................. 4

بیان مساله............................. 6

ضرورت پژوهش............................ 7

هدف پژوهش.............................. 9

سوال پژوهش............................. 9

فرضیه پژوهش............................ 9

تعیین متغیرها:......................... 9

- متغیر وابسته....................... 9

- متغیر مستقل........................ 9

- متغیر کنترل........................ 9

تعاریف مفهومی.......................... 10

تعاریف عملیاتی......................... 11

فصل دوم: ادبیات پژوهش – پیشنیه پژوهش.. 13

تعریف شخصیت............................ 14

فیزیولوژی برونگرایی- درونگرایی......... 23

نظریه های سنخ شناسی شخصیت.............. 27

سنخ شناسی شخصیتی در نظریه یونگ......... 28

برونگرایی و درونگرایی از نقطه نظر آیزنک 31

رویکرد یادگیری اجتماعی................. 32

رویکرد شناختی.......................... 32

خصوصیات افراد درونگرا و برونگرا........ 33

نوروفیزیولوژی برونگرایی- درونگرایی..... 34

دیدگاه یونگ، سطوح روان:................ 35

هشیار.................................. 35

ناهشیار شخصی........................... 36

ناهشیار جمعی........................... 37

کهن الگوها............................. 39

پرسونا................................. 40

سایه................................... 42

آنیما.................................. 43

آنیوس.................................. 44

مادر................................... 45

پیرفرزانه.............................. 45

پویشهای شخصیت:......................... 46

علیت و غایت شناسی...................... 46

پیش روی و پس روی....................... 47

تیپ های روان شناختی.................... 48

کارکردها............................... 50

نظریه ویلیام شلدون..................... 56

نظریه اوتوگراوس........................ 60

ارتباط اجتماعی......................... 60

انواع ارتباط اجتماعی................... 62

نگاهی مقدماتی به ارتباطات میان فردی.... 65

ویژگی ارتباطات میان فردی چیست.......... 66

پیوستار ارتباط......................... 67

ارتباط من و آن......................... 69

ارتباط من و شما........................ 69

ارتباط من و تو......................... 71

گزارش ایسکانیوز........................ 72

عوامل برقراری ارتباط پنهانی باجنس مقابل 73

پیامدهای روانی – اجتماعی ارتباط پنهان باجنس مقابل 73

دیدگاه اسلام............................ 75

دیدگاه شهید مطهری...................... 78

ارتباط دختر و پسر و شرایط آن........... 79

تعریف دوستی دختر و پسر................. 80

انگیزه برقراری ارتباط با جنس مقابل..... 80

آثار رابطه با جنس مقابل................ 84

شرایط ارتباط باجنس مقابل............... 87

پیشینه پژوهش........................... 91

فصل سوم.............................. 95

جامعه ................................. 96

نمونه.................................. 96

روش نمونه گیری......................... 96

روش پژوهش.............................. 96

ابزار اندازه گیری...................... 97

اعتبار و روایی آزمون................... 99

شیوه نمره گذاری....................... 101

روش اجرا.............................. 102

فصل چهارم............................ 103

مقدمه ................................ 104

تجزیه و تحلیل توصیفی.................. 105

تجزیه و تحلیل استنباطی................ 111

فصل پنجم............................. 112

بحث ونتیجه گیری....................... 113

محدودیت های پژوهش .................... 115

پیشنهادات پژوهش ...................... 116

منابع................................. 117

ضمائم................................. 119

چکیده

این پایان نامه با هدف بررسی رابطه تیپ شخصیت و ارتباط پنهانی با جنس مقابل ، تدوین شد . برای این منظور نمونه ای به حجم 60 نفر متشکل از 30 دانشجوی دختر بین سنین 25 – 18 ، مجرد دانشجوی شهر تهران که با جنس مقابل رابطه پنهانی نداشتند و 30 دانشجوی دختر بین سنین 25 – 18 ، مجرد ، دانشجوی شهر تهران که با جنس مقابل رابطه پنهانی داشته انتخاب شد . فرض بر این بود که بین 2 متغیر ذکر شده در بالا ، رابطه معنادار وجود دارد و همچنین بین میزان نوروتیک و سایکوتیک و ارتباط پنهانی با جنس مقابل نیز رابطه معنادار وجود دارد.

برای سنجش ارتباط داشتن یا نداشتن با جنس مقابل، به پرسش اکتفا شد و از نمونه در دسترس استفاده شد. و برای اندازه گیری تیپ شخصیت (برونگرایی- درونگرایی) از پرسشنامه 57 سئوالی آیزنک کمک گرفته شد. بعد از انجام امور آماری هر 2 فرضیه رد شد و بر این اساس میزان برونگرایی و درونگرایی در گرایش جوانان (نمونه مورد نظر) به جنس مقابل تاثیر ندارد و همچنین ارتباط معناداری در رابطه ی ارتباط با جنس مقابل و میزان نوروتیک یا سایکوتیک مشاهده نشد.

فصل اول

مقدمه

درک لزوم مطالعه روانشناسی شخصیت، چندان دشوار نیست. شناخت شخصیت، ویژگیها، چگونگی شکل گیری، عوامل موثر در ایجاد شخصیت و مسائل از این قبیل، ارضای حسن کنجکاوی و میل به حقیقت جویی را در انسان به دنبال دارد زیرا این شناخت نوعی خودشناسی است و شخص هنگام مطالعه غالباً آن دانسته ها را با خود مقایسه کرده و احتمالاً با این شناخت نوعی طبقه بندی انجام می دهد. یعنی خود را در یکی از تیپهای شخصیتی قرار می دهد.

از سوی دیگر، این شناختها و اطلاعات به شخص امکان می دهد که در ارتباط متقابل با دیگران موضع گیریهای مناسب و آگاهانه داشته باشد. به عنوان مثال، اگر مادری بداند که کودکان در حدود سنین 3 تا 4 سالگی بیشترین میزان حسادت را نشان می دهند، چنانچه کودک خود را در این سنین حسود ببینند، دچار نگرانی و اضطراب نخواهند شد، زیرا می دانند که این ویژگیها یک حالت طبیعی در سن خاص کودک اوست.

امروزه بحث ارتباط میان فردی در جامعه ای به گستردگی جامعه ی ما با این میزان رشد و شکوفایی، با توجه به اهداف و برنامه های تعیین شده، جای کنکاش و بررسی بیشتر دارد. از طرفی کانال های فراوان اطلاعات و ورود تکنولوژیهای گوناگون ایجاب می کند حساسیت ویژه ای نسبت به ارتباط پنهانی دختر و پسر به عنوان زیرمجموعه ی ارتباط میان فردی داشته باشیم. تهاجمات فرهنگی بنابراین دارند، ارزشهای فرهنگ غربی را که گاهاً در جامعه ی دینی ما ضد ارزش محسوب می شود، بر قشر جوان تحمیل و نهادینه کنند و این می تواند در دراز مدت مخرب باشد . موضوع ارتباط با جنس مقابل بسیار وسیع و دارای جوانب زیادی است که پرداختن به آن باید جامع و بدور از تعصبات و سوگیریهای شخصی ، گروهی و احیاناً همراه با فرض ورزی باشد .

این پایان نامه در مقطع کارشناسی ، به سهم خود خواسته به بخش ارتباط تیپ شخصیت (درونگرا – برونگرا) و رابطه پنهانی با جنس مقابل بپردازد و برای این منظور ارتباط پنهانی با جنس مقابل را اینگونه تعریف کرده است : هرگونه رابطه مخفیانه ، بدون اطلاع خانواده ، دختر و پسر که حداقل 1 ماه از آشنایی آنها گذشته است و در محدوده ارتباط تلفنی ، گردش ، سینما ، کافی شاپ وجود دارد.

بیان مسأله

به درستی هرگاه انسان از جامعه می برد و در تنهایی غوطه می خورد ، با همان سرعت ، راه به سوی انحراف ، اعتیاد و حتی خودکشی و ... می برد . اگر ارتباط انسان ها با یکدیگر نبود ، بنای عظیم فرهنگی پا نمی گرفت . هیچیک از دستاوردهای بزرگ انسانی نظیر زبان ، خط و ... پدید نمی آمد . و بالاخره باید گفت زیبایی زندگی در جمع انسان ها تجلی می کند . از آنجا که ارتباط بشر ، به مجموعه ها و انواع گوناگون تقسیم می شود و گستردگی فراوانی دارد ، لذا یکی از شاخه های آن ارتباط پنهانی با جنس مقابل است که به دلیل اهمیت و تأثیر بسزای آن در جنبه های مختلف زندگی ، پرداختن به آن ، خالی از لطف نیست ...

در علم روانشناسی ، آنجا که شخصیت ، موضوع بحث است ، 2 نوع یا تیپ شخصیتی مفروض است ، درونگرایی و برنگرایی که مقدمه و همچنین فصل دو ،‌ به تفصیل به آن پرداختم . در این پژوهش به مطالعه ی ارتباط رابطه پنهانی دختر و پسر با تیپ شخصیت اقدام کردم .

لذا گمانه زنی های گوناگون ، نقدها و مقاله های فراوانی که به موضوع ارتباط با جنس مقابل پرداختند ، تمایل من را به انتخاب این موضوع برای پروژه خود ، برانگیخت .

ضرورت پژوهش

دوستی های خیابانی و ارتباط پنهانی با جنس مقابل ، عاری از شکوفایی محبت و عشق واقعی است و اگر هم به ازدواج برسد ، هیچ پشتوانه ای ندارد و جامعه را با مشکلات روبرو می کند .

در آغاز نوجوانی و جوانی به علت بیداری غرایز و شدت حالات هیجانی ، گرایش دختران و پسران به دوستی با جنس مقابل بیشتر می شود . داشتن دوست اعتماد به خود را تأیید می کند و نیازهای عاطفی و احساسی را تا حدی تأمین می کند . در صورتیکه پیوند گسسته شود ، شخص نسبت به ارزشهای وجودی خود دچار شک و تردید می شود . بعضی از پسران داشتن دوست دختر را نوعی محبوبیت ، قدرت اجتماعی و موفقیت برای خود محسوب می کنند و برخی دختران ارتباط پنهانی با پسران را نوعی جذابیت برای خود تلقی می کنند .

آسیب های اجتماعی ، فردی ،‌خانوادگی و عوامل زمینه ساز گوناگونی در ارتباط پنهانی با جنس مقابل وجود دارد . و از آنجا که قشر جوان و نوجوان جامعه که آتی ساز کشور هستند ، سوژه ی این نوع ارتباط هستند ، لازم دیدم ، این نوع ارتباط را به عنوان یکی از متغیر های کارم انتخاب کنم و تا حدی هر چند کوتاه و مختصر به آن بپردازیم . به علاوه انیکه اگر فرضیه این پژوهش تأئید شود ، می توان از بروز آسیب هایی که در این ارتباط پنهانی در کمین جوانان است ، جلوگیری کرد .

هدف پژوهش

هدف از پژوهش حاضر عبارت است از بررسی رابطه بین تیپ شخصیت (درونگرایی و برونگرایی) و رابطه پنهانی با جنس مقابل در دختران مجرد، دانشجو ، 25 – 18 سال شهر تهران

سوال پژوهش

1-آیا بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و تیپ شخصیت (درونگرایی – برونگرایی) رابطه معنادار وجود دارد؟

2-آیا بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و میزان نوروتیک و سایکوتیک رابطه معنادار وجود دارد؟

فرضیه پژوهش

1-بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و تیپ شخصیت (درونگرایی- برونگرایی) رابطه معنادار وجود دارد.

2-بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و میزان نوروتیک و سایکوتیک رابطه معنا دار وجود دارد.

تعیین متغیرها

متغیر وابسته رابطه پنهانی با جنس مقابل

متغیر مستقل تیپ شخصیت (درونگرا- برونگرا)

متغیر کنترل دختران (25-18) سال- مجرد- دانشجو- ساکن تهران

تعاریف مفهومی

تیپ شخصیت[1]: بطور کلی برچسبی که برای طبقه بندی شخصیت فرد مورد استفاده قرار می گیرد . سنخ شناسی های متعددی هر کدام با سیستم طبقه بندی خود وجود دارد . معهذا همه آنها مبتنی بر این فرض است که الگوهای پیوسته با سبکهای ثابت عملکرد وجود دارد که مشخص بودن آنها امکان قرار دادن افراد را در یک یا چند سنخ مشخص می کند . این فرض هر چند در آن جای بحث است ، ارزش اکتشافی دارد و تعیین سنخ شخصیت در پژوهش و نظریه های شخصیت و اجتماعی جنبه بومی دارد(پورافکاری ، 1111)

درونگرایی[2]

شخصی که در خود فرو رفته است . نسبت به محیط خارج بی توجه و بی علاقه می شود و رضایت باطنی خود را در دنیای درونی خویش می جوید . دیرجوش ، کم حرف و همواره در حالت تفکر به سر می برد . در اجتماع چلمن و بی دست و پا می نماید (رزم آزما – 192 – 193)

برونگرایی[3]

روشهای مشاهده حالات شعور روش سوژه توسط خودفرد می باشد . مثال: من از ادراکاتم ، احساساتم ، رویاهایم ، شناختی فراوان دارم و شاهد و ناظر منحصر به فرد آنها هستم و به علت برخورداری از موهبت درون نگری قادر به تحمل نفسانیات خویش هستم (رزم آزما – 193 – 192)

رابطه[4]

رابطه ، نسبت . بطور کلی رابطه بین دو یا چند شی ، رویداد یا شخص . ماهیت رابطه ممکن است فرق بکند و معمولاً یکی از موارد زیر مورد نظر است . الف) رابطه بین 2 متغیر ، بگونه ای که متغیر در یکی از آنها با تغییر در دیگری همراه است . ب) پیوستگی بین 2 متغیر ، بطوریکه درستی یا نادرستی یکی تلویحاً درستی یا نادرستی دیگری را برساند . ج) رابطه بین رویدادها بطوریکه یکی به عنوان پیش آیند دیگری عمل می کند . د) خویشاوندی.

تعاریف عملیاتی

درونگرایی: منظور از درونگرایی نمره ای است که فرد در میزان E آزمون شخصیت آیزنگ پایین تر از 13 بیاورد.

برونگرایی: منظور از برونگرایی نمره است که فرد در میزان E آزمون شخصیت آیزنگ بالاتر از 13 بیاورد.

رابطه پنهانی با جنس مقابل: ارتباط و معاشرت مخفیانه دختر یا پسر با پسر یا دختر بدون اطلاع والدین که یک ماه از آشنایی آنها می گذرد و بصورت تلفنی، ملاقات در کافی شاپ، رستوران، پارک، سینما طی می شود و یک نوع دوستی بین آنها برقرار است.

فصل دوم

ادبیات پژوهش

تعریف شخصیت

هر انسان و رویدادی در نوع خود منحصر به فرد است. با وجود این، بین بسیاری از انسانها و رویدادهای زندگی آنها، آنقدر شباهت وجود دارد که بتوان نکات مشترکی را در نظر گرفت و درست همین الگوهای رفتاری است که روان شناسان شخصیت در پی درک آنند.

روان شناسی شخصیت برای کلیت فرد و تفاوتهای فردی اهمیت خاص قائل است . اگر چه روانشناسی شخصیت وجود شباهتهائی بین افراد را قبول دارند‌ ، توجه آنها به تفاوتهای افراد از یکدیگرمعطوف است . چرا عده ای موفق و بعضی ناموفق اند؟ چرا برداشتهای افراد از امور متفاوت است؟ تنوع استعدادها از کجا ناشی می شود؟ چرا عده ای به بیماریهای روانی دچار می شوند در حالیکه دیگران در همان شرایط سالم می مانند؟

نظریه پردازان شخصیت ، به کلیت انسان نیز می پردازند . بنابراین ، روابط پیچیده عامیان جنبه های مختلف کنش انسان ، از جمله یادگیری ، ادراک و انگیزش را بررسی می کنند . بلکه بر ارتباط این فرآیندها با یکدیگر نیز متمرکز است . درک نحوه عمل این فرآیند ها با همدیگر و تشکیل یک کل یکپارچه ، اغلب فراتر از شناخت هر یک از آنها به طور جداگانه است . انسان بصورت یک کل سازمان یافته عمل می کند و در پرتو چنین کلیت و سازمانی است که باید شناخته شود . کمتر جنبه ای از کنش انسان را می توان تصور کرد که شخصیت وی را منعکس نکند . به این ترتیب ، شخصیت را چگونه تعریف می کنیم؟ برای عامه ی مردم ، این کار احتمالاً با قضاوتی ارزش توأم است – یعنی اگر کسی را دوست دارید ، به دلیل شخصیت «خوب» اوست . ولی برای دانشمندان و دانشجویان روانشناسی ، اصطلاح شخصیت ، برای تعریف یک زمینه ی مطالعاتی بکار می رود . هر تعریف از شخصیت ، بازتاب موضوعاتی است که قرار است مطالعه شود و بیانگر روش هایی است که در مطالعه این موضوعات به کار می رود . (سیاسی / 1379) در حال حاضر ، تعریف واحدی از شخصیت ، که مورد توافق همگان باشد ، وجود ندارد . بعضی از روانشناسان شخصیت ، به افراد و رفتار مشهود آنها توجه می کنند . بعضی دیگر شخصیت را با توجه به ویژگیهایی چون فرآیندهای ناهشیار تعریف می کنند که بطور مستقیم قابل مشاهده نیست و باید از رفتار استنباط شود . گروهی ، جنبه های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی کنش انسان را مطالعه می کنند . وسرانجام ، بعضی از روانشناسان ، شخصیت را تنها از طریق ارتباطهای متقابل افراد با یکدیگر و یا نقشهایی که در جامعه بازی می کنند ، تعریف کرده اند . بنابراین ، دامنه تعریف موجود و احتمالی ، از فرآیندهای دونی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد، نوسان دارد .

بدیهی است که از شخصیت تعاریف مختلفی می توان ارائه کرد و چنین نیز شده است . هریک از این تعاریف ، بر رفتارهای متفاوتی تکیه دارد و روشهای مختلفی از مطالعه را اقتضا می کند . این تعاریف ممکن است عینی تر و یا انتزاعی تر باشند . تعاریف می توانند رویدادهایی را تشریح کنند که در درون افراد می گذرد و یا چگونگی تعادل آنها با یکدیگر را در نظر قرار دهند . همچنین می توانند عاملی را توصیف کنند که مستقیماً قابل مشاهده است و یا از این استنباط می شود . این تعاریف ممکن است خصوصیاتی را تشریح کند که از آن عده خاصی باشد و یا به توصیف ویژگیهایی بپردازند که به اکثریت یا همه افراد مربوط می شود . در مطالعه تعاریف شخصیت ، دو نکته شایان ذکر است. اول اینکه ، هر تعریف نشاندهنده رفتارهای مورد نظر روانشناس و روشهایی است که برای بررسی این رفتارها بکار می رود . دوم اینکه ، تعریف درست یا نادرستی از شخصیت وجود ندارد . تعاریف شخصیت ضرورتاًدرست یا نادرست نیستند ، بلکه در ارزیابی شخصیت ، در تحقیقات و در انتقال یافته های روانشناسان به دیگران ، کارایی کنند یا بیشتری از خود نشان می دهند .(سیاسی / 1379)

در اینجا تعریفی به عنوان تعریف علمی شخصیت پیشنهاد می شود: شخصیت بیانگر آن دسته از ویژگیهای فرد یا افراد است که الگوهای ثابت رفتاری آنها را نشان می دهد. در این مورد، چند نکته را می توان مطرح کرد: نخست اینکه مفاهیم شخصیت باید طوری بیان شود که روانشناسان در نحوه ی مشاهده و اندازه گیری آن رفتارها به توافق برسند. یعنی در مطالعه علمی شخصیت، باید بر سر موضوع مورد مطالعه و چگونگی مطالعه آن، توافق وجود داشته باشد.

دوم اینکه، شخصیت، هم بیانگر اصول و قواعد مربوط به کنش یک فرد و هم نشانگر اصول و قواعدی است که در کنش همه افراد مشترک است. اگر چه هر یک از ما از جهتی بی مانند و منحصر به فردیم، در سایر جهات شبیه بعضی یا شبیه همگان هستیم. شخصیت مفهومی است که اصول و قواعد مربوط به یک فرد و شباهتهای موجود بین افراد را بیان می کند. شخصیت هم بیانگر آن دسته از خصوصیات فرد است که وی را از سایرین متمایز و منحصر به فرد می کند و هم بیانگر آن دسته از خصوصیات است که در همه انسانها مشترک است. سوم اینکه شخصیت، هم شامل جنبه های پایدارتر و تغییرناپذیرتر کنش انسان است- که گاهی ساختار نامیده می شود – و هم شامل جنبه های ناپایدارتر و تغییرپذیرتر- که گاهی فرایند خوانده می شود. همانطور که بدن انسان از اجزایی تشکیل می شود و فرایندهایی این اجزا را، هم پیوند می دهد در بعد روان شناختی هم، ارگانیسم ها شامل بخشهای پایدار و فرایندهای ناپایداری است که ارتباط این بخشها به یکدیگر تامین می کند. شخصیت در این معنی، به مشابه یک سیستم است. چهارم اینکه شخصیت شامل شناخت (فرایند تفکر)، عواطف (هیجانات) و رفتارهای مشهود است. شخصیت بیشتر به روابط پیچیده میان فرایندهای شناختی، عواطف و رفتارهای فرد اهمیت می دهد و سرانجام می توان گفت که این فرایندها با توجه به محرکها و موقعیتهایی به وجود می آید که بعضی از آنها را محیط و بعضی را خود شخص موجب شده است. باید دانست که انسانها در خلاء عمل نمی کنند، بلکه با توجه به موقعیتها و شرایط پاسخ می دهند.

درک انسان با توجه به این پیچیدگیها، کار دشواری است. همانطورکه گفته شد، این کاری است که هر یک از ما با موفقیت کم یا زیاد، در زندگی روزمره انجام دهیم.

البته، نظریه پردازان و پژوهشگران باید در مطالعات خود عینی تر باشند و نظریه هایی را که به وجود می آورند بیشتر در معرض قضاوت عامه قرار دهند. (کریمی/1381).

تعریف علمی با توجه به چند فرض مشخص در مورد ماهیت شخصیت انسان به شرح زیر عنوان شده است:

1-ارگانیسم انسان خصوصیاتی متفاوت از سایر گونه ها دارد و این تفاوتها در مطالعه شخصیت، اهمیت خاصی پیدا می کند ما در مقایسه با سایر گونه ها، کمتر تحت تاثیر عوامل زیستی و بیشتر به عوامل شناختی وابسته هستیم. وابستگی ما به منابع اولیه انگیزش مثل گرسنگی و تشنگی، در مقایسه با سایر انواع، کمتر است. توانایی قابل ملاحظه ما در تفکر و زبان به این معنی است که می توانیم الگوهای یاد گرفته شده رفتاری (فرهنگ) را به نحوی که در بین گونه ها بی مانند است، به دیگران منتقل کنیم. این توانایی، چشم اندازی طولانی از گذشته و آینده را پیش روی ما قرار می دهد و ما را از قید محرکهای آنی موجود می رهاند.