مرجع کامل طرح های گرافیکی و پروژه های دانشجویی

مقاله های دانشجویی و دانش آموزی ، پاورپوینت و اسلاید ، تحقیق ، فایلهای گرافیکی( هر آنچه درباره پروژه های و تحقیقات خود می خواهید فقط در قسمت جستجو مطلب مورد نظر خود را وارد کنید )

مرجع کامل طرح های گرافیکی و پروژه های دانشجویی

مقاله های دانشجویی و دانش آموزی ، پاورپوینت و اسلاید ، تحقیق ، فایلهای گرافیکی( هر آنچه درباره پروژه های و تحقیقات خود می خواهید فقط در قسمت جستجو مطلب مورد نظر خود را وارد کنید )

بررسی رابطه بین همان‌خواهی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر چهارم ، پنجم دبستان شهر تهران

هیجان پدیده‌ای است که هر روزه در برخورد تن و روان ملاحظه می‌گردد و مسائلی مانند عشق ، کینه ، نفرت و موضوع هیجان را تشکیل می‌دهند فرایندهای هیجانی با واکنش‌های بدنی غالباً دارای وابستگی هستند حتی یکی از کارکردهای دیگری تأثیر می‌گذارد همان‌گونه که کوچکترین رفتار انسان تحت تأثیر عوامل تفاوت انگیزشی و هیجانی قرار می‌گیرد و از آنجایی که پیشرفت تحصیلی
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 79 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 53
بررسی رابطه بین همان‌خواهی بر پیشرفت تحصیلی  دانش‌آموزان دختر چهارم ، پنجم دبستان شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

چکیده

هدف این پژوهش بررسی و مقایسة هیجان‌خواهی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر چهارم و پنجم دبستان شهر تهران می‌باشد.

هیجان پدیده‌ای است که هر روزه در برخورد تن و روان ملاحظه می‌گردد و مسائلی مانند عشق ، کینه ، نفرت و ... موضوع هیجان را تشکیل می‌دهند. فرایندهای هیجانی با واکنش‌های بدنی غالباً دارای وابستگی هستند حتی یکی از کارکردهای دیگری تأثیر می‌گذارد. همان‌گونه که کوچکترین رفتار انسان تحت تأثیر عوامل تفاوت انگیزشی و هیجانی قرار می‌گیرد و از آنجایی که پیشرفت تحصیلی به عنوان یک مهم در آموزش و پرورش و یک امر مهمتر برای دانش‌آموزان در جهت رشد و شکوفایی ایشان در جوامع امروزی است. اثرگذاری هیجانات بر پیشرفت تحصیلی بسیار جدی است میل به پیشرفت از زمانهایگذشته وجود داشته است و انسان‌ها برای رسیدن به هدف‌های متعالی خود کوشش زیادی به عمل آوردند و یکی از راه‌های رسیدن به اهداف خود تحصیل علم و دانش در تمام مقاطع تحصیلی می‌باشد.

بدین منظور 450 نفر دانش‌آموز کلاس‌های چهارم و پنجم دبستانهای منطقه 2 شهر تهران در سال تحصیلی 85-84 به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده گزینش و از بین آنان 100 نفر دانش‌آموز انتخاب نموده و آزمونهای دانش‌آموزی تحقیق کرده و بین هیجان‌خواهی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع چهارم ارتباط معنی‌داری وجود دارد. در مورد تأثیر هیجان‌خواهی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع پنجم این نتیجه بدست آمد که دانش‌آموزانی که دارای پیشرفت‌ تحصیلی هستند هیجان‌خواهی بیشتری نسبت به دانش‌آموزانی که در همان مقطع پیشرفت تحصیلی ندارند را دارا هستند.

در مورد دانش‌آموزان دختر مقطع چهارم نیز نتیجه بدین‌گونه است که میزان هیجان‌خواهی دانش‌آموزانی که پیشرفت تحصیلی دارند بیشنر از دانش‌آموزانی است که در همان مقطع پیشرفت تحصیلی ندارند.

فهرست مطالب :

عنوان صفحه

فصل اول : کلیات

مقدمه

بیان مسئله

اهمیت و ضرورت پژوهش

اهداف پژوهش

فرضیه پژوهش

تعاریف نظری

تعاریف عملیاتی

فصل دوم : ادبیات تحقیق

مقدمه پیشینه پژوهش

ماهیت هیجان

چه چیزی موجب هیجان می‌شود

دیدگاه زیستی هیجان

دیدگاه شناختی هیجان

هیجان‌های اصلی

هیجان‌ها چه فایده‌ای دارند

جلوه‌های هیجانی

چرا هیجان داریم

هیجان‌خواهی

هیجان‌خواهی و جستجوی تجربه‌های جدید

هیجان‌جویی و مخاطره‌جویی

هیجان‌خواهی و فعالیت‌های غیرعادی

مبنای زیستی هیجان‌خواهی

مفهوم هیجان

نقش دستگاه عصبی در هیجان

نقش هیپوتالاموس و دستگاه کناری در هیجان

نقش دستگاه کناری در هیجان

نفرو هیجان

برانگیختگی

اثر هیجان بر حافظه

تأثیر هیجان‌ها بر تصمیم و عمل

هیجان‌ها شور و احساس برپا می‌کنند.

شرایط موثر در ایجاد احساس

نظریه‌های هیجانی

الف : نظریه میجز لانگه

ب : نظریه لُنون بارد

ج : نظریه شناخت سینگر

آیا می‌توانیم هیجانهای خود را به صورت ارادی کنترل کنیم

هیجان‌خواهی و روابط بین فردی

هیجان‌خواهی و تفاوتهای فردی

هیجان‌خواهی ، ناهنجاری‌های روانی و رفتارهای بزهکارانه

هیجان‌خواهی و فرایندهای شناختی

پیشرفت تحصیلی

تحقیقات انجام شده در داخل و خارج از کشور

مجله‌های روانشناسی

فصل سوم : روش تحقیق

مقدمه

روش تحقیق

جامعه آماری و حجم جامعه پژوهش

نمونه و روش نمونه‌گیری

روش جمع‌آوری اطلاعات

ابزار اندازه‌گیری پژوهش

روش‌های آماری

فصل جهارم : ارائه یافته‌های تحقیق و تجزیه و تحلیل آنها

مقدمه

یافته‌های فرضیه اول

یافته‌های فرضیه دوم

یافته‌های فرضیه سوم

یافته‌های فرضیه چهارم

فصل پنجم : بحث و نتیجه‌گیری

مقدمه

خلاصه تحقیق

بحث و نتیجه‌گیری

محدودیت‌های تحقیق

پیشنهادات

منابع

ضمایم

1- تست زاکرمن

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول 1-3: سطوح هیجان‌خواهی دانش‌آموزان مقطع چهارم و پنجم ابتدایی

جدول 2-4 : توزیع فراوانی هیجان‌خواهی 40 دانش‌آموز دختر مقطع پنجم

جدول 3-4 : توزیع فراوانی هیجان‌خواهی و پیشرفت تحصیلی 40 دانش‌آموز دختر مقطع پنجم

جدول 4-4 : توزیع فراوانی 40 دانش‌آموز دختر مقطع پنجم در یک آزمون هیجان‌خواهی

جدول 5-4 : توزیع فراوانی هیجان‌خواهی 30 دانش‌آموز دختر مقطع چهارم

جدول 6-4 : توزیع فراوانی هیجان‌خواهی و پیشرفت تحصیلی 30 دانش‌آموز دختر مقطع چهارم

جدول 7-4 : توزیع فراوانی 30 دانش‌آموز دختر مقطع چهارم در یک آزمون هیجان‌خواهی

جدول 8-4 : توزیع فراوانی 15 دانش‌آموز دختر مقطع پنجم که پیشرفت تحصیلی ندارند در کی آزمون هیجان‌خواهی

جدول 9-4 : توزیع فراوانی 15 دانش‌آموز دختر مقطع پنجم که پیشرفت تحصیلی ندارند

جدول 10-4 : توزیع فرانانی هیجان‌خواهی 40 دانش‌آموز دختر مقطع پنجم که پیشرفت تحصیلی دارند

جدول 11-4 : توزیع فراوانی هیجان‌خواهی 30 دانش‌آموز دختر مقطع چهارم که پیشرفت تحصیلی دارند

جدول 12-4 : توزیع فراوانی 15 دانش‌آموز دختر مقطع چهارم که پیشرفت تحصیلی ندارند

جدول 13-4 : توزیع فراوانی 15 دانش‌آموز دختر مقطع چهارم که پیشرفت تحصیلی ندارند دی یک آزمون هیجان‌خواهی

فهرست نمودارها

عنوان صفحه

نمودار ستونی 4-4 : هیجان‌خواهی 40 دانش‌آموز دختر مقطع پنجم

نمودار ستونی 7-4 : هیجان‌خواهی 30 دانش آموز دختر مقطع چهارم

فصـل اول

کلیات

مقدمه :

آدمی موجود شگفت‌انگیزی است با استعدادهای گوناگون از قبیل ادارک وقایع، قضاوتهای پیچیده یادآوری اطلاعات گذشته ، حل مسائل، طرح و انجام نقشه‌های مختلف، اما این ماشین ظریف و پیچیده ممکن است برای مقاصد مختلفی بکار افتد مثلاً جنگ طرح کند یا به اکتشاف فضایی بپردازد.انسان دیگر را تحقیر کند و یا بیماری را نوازش کند و بالاخره خواهان دوستی و سرافرازی می‌باشد یا سلطه‌جویی در جمع (براهنی ، 1349).

روانشناسان در نتیجه پژوهشها و بررسی‌های گوناگون و پی‌گیر دریافته‌اند که بیشتر رفتارهای آدمی به علت خاصی پدید می‌آیند.(پارسا، 1375)

ظهور رفتارهای انسان تنها به وجود محرک و متغیرهای ژنتیک وابسته نیست بلکه شدت و فرکانش متغیرهای مداخله‌گر درون ارگانیزمی در پدیدآیی رفتارهای انگیزشی و هیجانی سهم بسزایی دارند. (خداپناهی ، 1379)

هیجان پدیده‌ای است که هر روز در برخورد تن و روان ملاحظه می‌شود و مانعی مانند عشق، کینه، نفرت ، غم و شادی و خشم و غضب ، پرخاشگری و حالتهای دیگر انفعالی ما ویژگی‌های خاص خود موضوع هیجان را تشکیل می‌‌دهند . فرایندهای هیجانی با واکنش‌های بدنی غالباً دارای وابستگی هستند و حتی یکی در کارکرد دیگری تأثیر می‌گذارد. چنانکه قلب گاهی به شدت دچار ضربان می‌شود و اشک خودبخود از چشم‌ها فرومی‌ریزد یا آنکه رنگ رخسار فرد می‌پرد و به زردی می‌گراید و گاهی دستها و پاهای او می‌لرزد. ممکن است به زمین درغلطد. کوشش در راه مهار کردن واکنش‌های هیجانی عملی ارزشمند و انسانی و اجتماعی است. (پارسا، 1379)

اما گاهی هیجان‌ها در جهتی گرایش پیدا می‌کنند و با تأثیر خود بر امری نتیجه قابل قبولی به همراه خواهند داشت . اگر بخواهیم بطور کلی اثرگذاری هیجان‌ها را روشن سازیم باید بیاد داشته باشیم که هیجان نظامی است که هم بر نظام‌های دیگر اثر می‌گذارد و هم از آنها متأثر می‌شود. همانگونه که کوچکترین رفتار انسان تحت تأثیر عوامل متفاوت انگیزش و هیجانی قرار می‌گیرد و از آنجایی که پیشرفت تحصیلی به عنوان یک امر مهم در آموزش و پرورش یک امر مهمتر برای دانش‌آموزان در جهت رشد و شکوفایی ایشان در جوامع امروزی است اثرگذاری هیجانات بر پیشرفت تحصیلی بسیار جدی است میل به پیشرفت از زمانهای گذشته وجود داشته است و انسانها برای رسیدن به هدفهای متعالی خود کوشش زیادی به عمل آوردند و یکی از راههای رسیدن به اهداف خود تحصیل علم و دانش در تمام مقاطع تحصیلی می‌باشد. بنابراین اگر فرد در این راه موفق شود می‌تواند به پیشرفت دست یابد و اهداف خود نائل گردد. پیشرفت تحصیلی بستگی به عوامل سندی چون محیط مدرسه، معلم ، کتابهای درسی و ... دارد. عوامل هیجانی فردی مثل کنجکاوی ، علاقمندی، اضطراب و ... عوامل هیجانی که محیط مدرسه در آن دخیل است طبیعتاً بر نمرة درسی شاگردان اثرگذار است.

بنابراین منظور از این پژوهش بررسی رابطه بین هیجان‌خواهی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع چهارم و پنجم دبستانهای منطقع 1-2 شهر تهران می‌باشد.

بیان مسئله :

هیجانها در زندگی آدمی دارای اهمیت فراوان می‌باشد. واژه هیجان [1] را هنگامی به کار می‌بریم که می‌خواهیم به توصیف احساس‌هایی چون عشق، نفرت ، امید ، کنجکاوی و ... بپردازیم . این احساس‌ها در زندگی ما نقش بسیار مهمی را بعهده دارند و نه تنها در خوشبختی ما موثرند ، بلکه بر سلامت حافظه‌و نیروی عقل و ادارک ما نیز تأثیر دارند. به تجربه ما معنا می‌بخشند. در داوری ما در مورد اشخاص و اشیاء دخالت می‌کنند و در تصمیم کردار ما هم نفوذ انکارناپذیری دارند. آگاهی از تأثیر هیجان‌ها تنش ما را در رفتار خودمان و دیگران از جمله شاگردانمان افزایش می‌دهد. معلمان علاوه بر اینکه باید در رفتار شاگردان بینش داشته باشند لازم است برای پرورش هیجانهای آنها نیز کوشش کنند و برای تربیت هیجان‌های کودکان باید بکوشیم دو کار را انجام دهیم :

الف : به کودکان یاری دهیم تا ارزش‌های واقعی را درک کنند.

ب : آنان را در بیان هیجان‌هایشان به شیوه‌های خلاق و رضایت‌بخش رهبری کنند. (پارسا / 1377)

افراد طبق تفاوتهای فردی که با یکدیگر دارند از حوادث اطراف نیز بطور متفاوت برداشت می‌کنند. نشان دادن احساسات و عملکرد در موقعیت هیجانی هم در افراد متفاوت است. حال اگر در موقعیت کلاس دانش‌آموزان تحت تأثیر هیجانی قرار بگیرند بر هر یک از آنها تأثیر متفاوت بر جای خواهد گذاشت. اگر هیجانی بر علایق دانش‌آموزان منطبق باشد می‌تواند میزان یادگیری و بازدهی تحصیلی اثر مثبت داشته باشد ولی اگر هیجان ایجاد شده بر طبق تفاوتهای فردی موجب التذاذ فرد قرار نگیرد اثر منفی خود را نشان خواهد داد. بنابراین بدلیل اینکه هیجانها بر تمام امور زندگی انسان مخصوصاً بر عملکرد تحصیلی دانش‌آموزان تأثیر می‌گذارد پژوهشگر قصد دارد به بررسی ارتباط بین هیجان‌خواهی دانش‌آموزانی که از نظر تحصیلی پیشرفت دارند بیشتر است یا خیر. در پایان پژوهشگر به مقایسة هیجان‌خواهی دانش‌آموزان سال چهارم و پنجم که پیشرفت تحصیلی دارند با دانش‌آموزان همان مقطع که پیشرفت تحصیلی ندارند می‌پردازد. پژوهشگر در این پژوهش تلاش می‌کند به بررسی رابطه بین هیجان‌خواهی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر چهارم و پنجم دبستان منطقه 2 تهران بپردازد.

اهمیت و ضرورت پژوهش :

یکی از اهداف مهم این پژوهش این است که معلمان و مسئولان مدارسه را در هدایت دانش‌آموزان برای استفاده صحیح و بجا از هیجان‌ها در موقعیت‌های گوناگون یاری می‌رسانند. همچنین به دانش‌آموزان کمک می‌کنند تا آنها بتوانند هیجان‌های خود را کنترل کنند تا بتوانند در امر تحصیل علم و دانش موفق باشند و اگر معلمان از تأثیر هیجان‌خوهی دانش‌آموزان خود اطلاع کافی داشته باشند آنها می‌توانند راههای مهار هیجانها را به دانش‌آموزان ارائه دهند. بدین وسیله معلمان مدارس می‌توانند با فراهم کردن زمینه‌های مناسب هیجان‌خواهی دانش‌آموزان را ارضا نمایند و اگر این میل ارضا نگردد باعث می‌شود که در موقعیت‌های دیگر ارضا گردد و ممکن است زمانیکه معلمان مشغول تدریس هستند مشکلاتی را در کلاس بوجود آورند و سبب کاهش یادیگری سایر دانش‌آموزان گردند و معلمان می‌توانند دانش‌آموزان هیجان‌خواه را مشخص نمایند و تمایلات هیجان‌خواهی آنهارا بشناسند و در مواقعی کانند زنگ ورزش از فعالیت‌هایی که آنها تمایل به انجام آن دارند استفاده کنند. این کار سبب می‌شود که در امر تحصیل تلاش خود را به کار گیرند . آگاهی از تأثیر هیجان‌ها منش ما را در رفتار خودمان و دیگران از جمله شاگردانمان افزایش می‌دهد معلمان علاوه بر اینکه باید در رفتار شاگردان بینش داشته باشند لازم است برای پرورش هیجان‌های آنان نیز کوشش کنند. ( پارسا ، کاربرد روانشناسی در تدریس ، 1377)

اهداف تحقیق :

هدف کلی : هدف کلی در این پژوهش بررسی رابطه بین هیجان‌خواهی بر پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع چهارم و پنجم دبستان‌های منطقه 2 شهر تهران می‌باشد.

اهداف جزیی :

اهداف جزئی در این پژوهش عبارتند از :

1- بررسی رابطه بین هیجان‌خواهی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع پنجم ابتدایی

2- بررسی رابطه بین هیجان‌خواهی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع چهارم ابتدایی

3- بررسی هیجان‌خواهی دانش‌آموزان دختر مقطع پنجم که پیشرفت تحصیلی دارند با هیجان‌خواهی دانش‌آموزان همان مقطع که پیشرفت تحصیلی ندارند.

4- بررسی هیجان‌خواهی دانش‌آموزان دختر مقطع چهارمکه پیشرفت تحصیلی دارند با هیجان‌خواهی دانش‌آموزان همان مقطع که پیشرفت تحصیلی ندارند.

فرضیه‌ها :

فرضیه اول : بین هیجان‌خواهی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع پنجم ابتدایی منظقه 2 شهر تهران رابطه وجود دارد.

فرضیه دوم : بین هیجان‌خواهی و پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان دختر مقطع چهارم ابتدایی دبستانهای منطقه 2 شهر تهران رابطه وجود دارد.

فرضیه سوم : میزان هیجان‌خواهی دانش‌آموزان دختر مقطع پنجم ابتدایی که پیشرفت تحصیلی دارند بیشتر از دانش‌آموزانی است که در همان مقطع پیشرفت تحصیلی ندارند.

فرضیه چهارم : میزان هیجان‌خواهی دانش‌آموزان دختر مقطع چهارم ابتدایی که پیشرفت تحصیلی دارند بیشتر از دانش‌آموزانی است که در همان مقطع پیشرفت تحصیلی ندارند.

متغیرها :

متغیر مستقل : هیجان‌خواهی و احساس‌جویی

متغیر وابسته : پیشرفت تحصیلی

تعاریف نظری :

هیجان : این اصطلاح به معنی حرکت ، تحریک ، حالت تنش یا تهیج می‌باشد. (پورافکاری ، واژه‌نامه روانشناسی و روانپزشکی ، 1373)

هیجان‌خواهی : نیاز به گوناگونی ، تازگی و مجموعه‌ای از احساس‌ها و تجربه‌ها و رضایت به خطرهای روانی و فیزیکی و اجتماعی به منظور رسیدن به چنین تجربیاتی .(دران شولتز ، نظریه شخصیت ، 1990)

احساس‌جویی [2] : بعدی که در آن می‌توان افراد را بر حسب میزان علاقه، التذاد از فعالیتهایی که با سطح بالایی از احساس همراهند.

پیشرفت تحصیلی [3] : چنانکه آموخته‌های آموزشگاهی فرد متناسب با توان و استعداد بالقوه او باشد یا آموخته‌های فرد متناسب با توان و استعدادهای وی بوده، در یادگیری فاصله‌ای بین توان بالقوه و بالفصل او نباشد می‌توان گفت دانش‌آموز به پیشرفت تحصیلی نائل شده است. (سیف ، 1374 )

همچنین پیشرفت تحصیلی زمانی حاصل می‌شود که فعالیتهای آموزش معلم و کوشش‌های یادیگری دانش‌آموزان به بازدهی مطلوب بینجامد. (سیف ، 1374)

تعاریف عملیاتی :

هیجان‌خواهی : منظور از هیجان‌خواهی نحوه‌ای است که فرد در آزمون هیجان‌خواهی زاکرمش بدست می‌آورد.

پیشرفت تحصیلی : منظور شاخص پیشرفت تحصیلی در این پژوهش معدل 17 به بالا نمرات دانش‌آموزان در سال تحصیلی گذشته است.

فصـل دوم

ادبیات تحقیق

مقدمه :

روان‌شناسان در نتیجة پژوهشهای گوناگون ویی‌گیر دریافته‌اند که بیشتر رفتارهای آ‌دمی بعلت خاصی پدید می‌آیند. (پارسا، 1375) .

ارسطو نخستین کسی است که میان مؤلفه‌های فیزیولوژیکی و روانی هیجان عنوانهای ماده ، شکل یا نگاره را مطرح نمود. (پارسا ، 1375)

بقراط حکیم چهار مادة سیال : خون، صفرا ، سودا ، بلغم را اساس هیجانها می‌دانست. ) پارسا ، 1375)

واژه هیجان که در زبان متداول با واژه‌های شور، احسسا ، انفعال عاطفه معادل است روشنگی پاسخی است که موجود زنده از نظر «1) برانگیختگی بدنی ، 2) واکنش‌های بیانی ، 3) تجربه آگاه در برابر محرک‌ها از خود نشان می‌دهند. (پارسا ، 1375)

کرول ایزارد [4] معتقد است که در تعریف کامل هیجان باید به این موارد سه گانه توجه داشت:

1) فرایندهایی که در دستگاه عصبی رخ می‌دهد.

2) الگوهای شهود و بیانگر هیجان در چهره

3) احساس آگاهانه هیجان

همچنین به انواع ده‌گانه هیجان اشاره کرده است و معتقد است که بیشتر این هیجان‌ها در دورة شیرخوارگی (تولد تا 2 سالگی) وجود دارند و هیجان‌های دیگر ترکیبی از این هیجان‌های ده‌گانه بشمار می‌آیند، چنانکه عشق ترکیب از عامل سردانگیز به اضافة شادمانی است. (پارسا ، 1375)

در این فصل پژوهشگر قصد دارد پیشینه‌ای از هیجان را بیان نماید، همچنین به تأثیر هیجان بر سیستم عصبی و رویدادهای بدنی می‌پردازد و ارتباط بین هیجان خواهی و استفاده از مواد مخدر و نابهنجاری‌های روانی و روابط میان فردی مشخص نماید.

علاوه بر این چند مورد از نظریات دانشمندان در مورد هیجان را مطرح ساخته و او همچنین تحقیقاتی که در داخل و خارج کشور در رابط با اثر هیجان خواهی بر پیشرفت تحصیلی انجام گرفته با ارائه نتایج آنها بیان می‌نماید.

ماهیت هیجان :

هیجان‌ها چهار بْعد دارند :

1) عنصر ذرهنی به هیجان احساس می‌دهد. هیجان از نظر شدت و کیفیت در سطح ذهنی احساس می‌شود.

2) عنصر زیستی فعالیت دستگاههای خودمختار و هورمونی را شامل می‌شود به این صورت که آنها برای آماده کردن رفتار کنار آمدن سازگارانه و تنظمی آن در هیجان دخالت دارند. فعالیت نوروفیزیولوژیکی آنچنان با هیجان آمیخته است که هر گونه تلاش برای تجسم فردی عصبانی که برانگیخته نباشد تقریباً غیرممکن است.

3) عنصر کارکردی (هدفمند) به این سوال مربوط می‌شود که وقتی فرد هیجانی را تجربه می‌کند چه فایده‌ای از آن می‌برد . آدم بدون هیجان از لحاظ تکاملی در مقایسه با سایر آدم‌ها اشکال دارد.

4) عنصر بیانگر جنبة اجتماعی و ارتباطی هیجان است به تجربه‌های خصوصی ما از طریق ژستها ، آواگریها ، و به تیره جلوه‌های صورت به دیگران ابراز و منتقل می‌شود . پس هیجان‌ها کل بدن ما را درگیر می‌کنند. احساس‌ها و پدیدارشناسی‌مان، زیست شیمی و نظام عضلانی‌مان، امیال و هدفهامیان و ارتباط و تعاملمان با دیگران را در برمی‌گیرد. (سید محمدی ، 1381)

این تعریف هیجان نشان می‌دهد که چگونه جنبه‌های گوناگون تجربه با یکدیگر هماهنگ می‌شوند. هیجان چیزی است که عناصر زیستی ، ذهنی ، کارکردی و بیانگر را به صورت یک واکنش منسجم به رویداد برانگیزندة آن درمی‌آورد. (سیدمحمدی ، 1381)

چه چیزی موجب هیجان می‌شود:

برای پی‌بردن به اینکه چه چیزی موجب هیجان می‌شود بر اساس این یک مجادله مهم زیست‌شناسی در برابر شناخت بوجود می‌آید که آیا هیجان‌ها عمدتاً پدیده‌های زیستی هستند یا شناختی ؟ اگر هیجانها عمدتاً زیستی باشند پس باید از یک مرکز زیستی مثل مدارهای فنری آناتومی اعصاب سرچشمه بگیرند. اما اگر هیجان‌ها عمدتاً شناختی باشند باید از رویدادهای ذهنی مثل ارزیابی ذهنی علنی یک رویداد خاص سرچشمه بگیرند.

دیدگاه زیستی هیجان :

دیدگاه زیستی معتقد است که انسانها چیزی بین 2 تا 10 هیجان اصلی دارند. دیدگاه زیستی معمولاً بر چندین هیجان اصلی تأکید می‌کند. ریچارد سولومون (1980) از وجود دو سیستم مغزی ناهشیار خبر می‌دهد بطوری که هر تجربة ناخوشایندی بطور خودکار و بازتابی با تجربه‌ای خوشایند مقابله می‌کند و هر تجربة ناخوشایند به طور خودکار و بازتابی با تجربه‌ای ناخوشایند مقابله می‌کند.

جفری گری (1994) سه سیستم هیجان را معرفی می‌کند که از سه مدار فنری جداگانه سرچشمه می‌گیرند: سیستم گرایش رفتاری (شادی) ، سیستم جنگ و گریز (خشم و ترس) ، سیستم بازداری رفتاری (اضطراب ) .

جک پنک‌سپ (1982) بر اساس چهارگذرگاه جداگانة درون دستگاه لیبیک ، چهار هیجان ترس، خشم ، وحشت ، انتظار را معرفی می‌کند. نانسی اشتاین و تام تراباسر (1992) بر چهار هیجان شادی، غم ، خشم و ترس تأکید می‌کنند، زیرا این هیجان‌ها واکنش به چهار وضعیت اهداف مهم و ارزشمند را منعکس می‌کنند. موفقیت (شادی) ، شکست (غم) ، ممانعت (خشم)، و بلاتکلیفی هدف (ترس). سیلوان تام کینز (1970) شش هیجان را مشخص می‌کند علاقه، ترس ، تعجب ، خشم ، اندوه و شادی زیرا او معتقد است که شش الگوی متفاوت شلیک عصبی این هیجان‌های گوناگون را به بار می‌آورد. کارول ایزاد (1991) بر اساس نظریه هیجان‌های متمایز خود ده هیجان را معرفی می‌کند خشم ، ترس ، اندوه ، شادی ، نفرت ، تعجب ، شرم ، گناه ، علاقه و تحقیر.

آنچه که در این محققین پژوهش‌ها قبول دارند این است که :

1) تعداد محدودی هیجان اصلی وجود دارد ، .

2) هیجان‌های اصلی در تمام انسانها و حیوانات عمومیت دارند.

3) هیجان‌های اصلی محصول تکامل‌اند.

و آنچه این پژوهش‌ها را از هم جدا می‌کند این است که هر یک بر مبنای زیستی خاصی که تجربه هیجانی را هماهنگ می‌کند تأکید می‌ورزد. (سید محمدی ، 1381)

دیدگاه شناختی هیجان :

دیدگاه شناختی قاطعانه می‌گوید که انسانها بر خلاف آنچه دیدگاه زیستی معتقد است با بیشتر از 2 تا 10 هیجان را تجربه می‌کنند. نظریه‌پردازان شناختی می‌گویند درست است که تعداد محدودی مدار عصبی و واکنش بدنی مثل واکنش جنگ و گریز وجود دارد اما چند هیجان مختلف می‌توانند از واکنش زیستی یکسان ایجاد شوند.

از دید نظریه‌پردازان شناختی ، انسانها هیجان‌های بسیار متنوعی را تجربه می‌کنند زیرا موقعیت‌ها را می‌توان بسیار متفاوت تعبیر کردو به این علت که هیجان از مخلوط تعبیر شناختی، زبان ، دانش شخصی، اجتماعی شدن و فرهنگ ناشی می‌شود هر نظریه‌پرداز شناختی برای معرفی تعداد نامحدود هیجان‌های انسان دلایل خوبی دارد وجه مشترک آنها این فرض است که «هیجان‌ها در پاسخ به ساختارهای معنی موقعیت‌های معین به وجود می‌‌آیند هیجان‌های مختلف در پاسخ به ساختارهای معنی مختلف ایجاد می‌شوند». (فریجدا ، 1988 ؛ نقل از سید محمدی ، 1381)


بررسی تاثیرات اختلالات زبان در میزان افسردگی کودکان

زبان به معنای اعم عبارت است از وسیله کلامی یا غیر کلامی که جهت تفاهم و تفاهیم بین موجودات زنده به کار می‌رود و غنی ترین تجارب آدمی را ایجاد می‌نماید (بلو اشتاین 1699) زبان در واقع نه تنها ارتباط فرد را با درون گروه و برون گروه فراهم می سازد بلکه وسیله ای برای انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر است به علاوه وسیله تنظیم زندگی بشر نیز می‌باشد چه در اط
دسته بندی روانپزشکی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 57 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 73
بررسی تاثیرات اختلالات زبان در میزان افسردگی کودکان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

چکیده:

تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیرات اختلالات زبان در میزان افسردگی کودکان انجام گر فته است. در این پژوهش افراد مورد مطالعه 60 نفر دانش‌آموز دختر مقطع راهنمایی (سوم راهنمایی) از مناطق 17 و 13 و 10 آموزش و پرورش استان تهران در سال تحصیلی 84 انتخاب شده‌اند و این پژوهش به شیوه تصادفی از میان دانش‌آموزان مدارس عادی و استثنایی انتخاب شده‌اند.

و ابزار و اندازه گیری در این پژوهش شامل تست افسردگی بک بود و نتایج بررسی نشان داد که بین میزان افسردگی دانش‌آموزان مبتلا به لکنت زبان و عادی تفاوت معناداری وجود ندارد.



مقدمه

زبان به معنای اعم عبارت است از وسیله کلامی یا غیر کلامی که جهت تفاهم و تفاهیم بین موجودات زنده به کار می‌رود و غنی ترین تجارب آدمی را ایجاد می‌نماید. (بلو اشتاین 1699) زبان در واقع نه تنها ارتباط فرد را با درون گروه و برون گروه فراهم می سازد بلکه وسیله ای برای انتقال فرهنگ از نسلی به نسل دیگر است به علاوه وسیله تنظیم زندگی بشر نیز می‌باشد. چه در اطراف انسان امور پراکنده وجود دارد که زبان آنها را طبقه بندی کرده و نامگذاری می‌کند (ریبو بروبیکر 1977 آزاد 1380).

گروهی از روانشناسان اندیشه را کلام صامت و زبان را فکر گویا دانسته و حتی با استفاده از وسایل فیزیکی دقیق ثابت کرده اند که هنگامی که فکر می‌کنیم در حقیقت به نوعی دستگاه تلکس خود را به کار می اندازیم (برنشتاین 1966 به نقل از فریاد درخشان 1382).

با توجه به آنچه گفته شد می‌توان زبان را عامل اساسی در رشد و تکامل اجتماعی عقلانی و اخلاقی انسان دانست پژوهشهایی که توسط روانشناسان شوروی صورت گرفته حاکی است که کاربرد زبان موجب تسریع در اکتساب رفتارهای مختلف و تصمیم به جا در کودکان می‌گردد (جایخوف 1984 عبادی 1380).

همچنین بررسیهای متعدد نشان می‌دهد که کودکانی که رشد هوشی سریع دارند، سخن گفتن را زودتر شروع می‌کنند (کراوتیز 1966، به نقل از فریاد درخشان 1381).

یکی از عقب‌ماندگی ذهنی و بدنی اختلال در رشد تکلم شناخته شده است علاوه بر اهمیت رشد تکلم و تاخیر آن در سازگاری های اجتماعی افراد می‌توان از اهمیت تکلم در رابطه با وضعیت اقتصادی و میزان تحصیلات فرد نیز سخن گفت با توجه به اهمیت زیادی که برای تکلم برشمردیم اختلال در تکلم می‌تواند مشکلات زیادی در جنبه های مختلف اقتصادی تحصیلی و اجتماعی افراد مبتلا ایجاد کند (به قول پیچسمن 1986) لکنت زبان چیزی بیش از قطع جریان روان واژه هاست که از آن به عنوان ناروانی صحبت می‌کنیم لکنت زبان ناشی از واکنشهای عاطفی در مقابل تجربه های تلخ گفتاری است.

(سوال پژوهش)

آیا بین اختلال تکلم (لکنت زبان) و میزان افسردگی کودکان شهر تهران رابطه وجود دارد؟

آیا کودکان دچار لکنت زبان از کودکانی که روان و عادی صحبت می‌کنند افسرده تر هستند؟

(فرضیه پژوهش)

بین میزان افسردگی دانش‌آموزان مقطع راهنمایی (سال سوم) دچار لکنت زبان در شهر تهران با دانش‌آموزان عادی همان سن تفاوت وجود دارد.

(هدف پژوهش)

هدف این پژوهش بررسی رابطه لکنت زبان با افسردگی است بدین معنی که میزان افسردگی در بین افراد دارای لکنت زبان تا چه حد با افراد سالم (بدون لکنت) متفاوت است.

(ضرورت پژوهش)

زبان وسیله تفهیم و تفاهم و وسیله ارتباط بشر است و هر نوع اختلال که در زبان و بیان به وجود بیاید خللی در روابط اجتماعی به وجود می‌آورد. توجه به این اختلال به دلیل وجود عدد نسبتاً زیاد کودکان یا افرادی که دچار این اختلالات هستند دارای اهمیت فراوان می‌باشد.

از علل دیگری که باید حتماً به افراد دارای این اختلال توجه و رسیدگی بیشتری نمود، علت عاطفی ارثی، خانوادگی و اقتصادی است و عدم توجه به افراد دارای اختلال گویایی، موجب رنجش عاطفی آنان می‌شود. و از آن جایی که این افراد همیشه در سنین کودکی باقی نخواهند ماند بلکه بزرگتر شده و وارد اجتماع می‌شوند. آن وقت است که به علت بی توجهی به وضع عاطفی در کودکی به این نقص خود پی برده اند نسبت به اجتماع در آنها کینه ایجاد می‌شود (یریس، 1977، داوریان، 1367).

همچنین بی توجهی به ناسازگاری حسی- حرکتی کودک در دوران کودکی و نوجوانی موجب سوق دادن او با ناسازگاری در دوران جوانی خواهد شد. از نظر خانوادگی هم این موضوع حائز اهمیت است که وقتی چنین فردی خود ناخواه خانواده ای تشکیل می‌دهد چگونه می‌تواند فرزندان سالم تربیت کند؟

چگونه می‌توان به فرزندانی که در دامان او لب به سخن باز می‌کنند طریقه سخن گفتن درست کلمات را بیاموزند؟ باید حداقل مرجعی باشد که پدران و مادران این کودکان بتوانند با مراجعه به آن مکانها مشکلات خود را رفع کنند. و احیاناً راهنمایی نیز بشوند. به آنها یاد داده شود که از نظر عاطفی چگونه با کودکان مبتلا به اختلالات گویایی خود رفتار کنند. تا آنها احساس حقارت نکرده و به خاطر این نقض قابل علاج، نقایص دیگری پیدا نکنند. گوشه گیر، دور از اجتماع و کینه‌توز بار نیایند. اینگونه تحقیق های اجتماعی اگر با دلسوزی و علاقه‌مندی انجام شود می‌تواند تا حدی توجه خانواده ها و اجتماع را به این موضوع جلب کند: زیرا همین امر باعث می‌شود خانواده ها زودتر به وضع کودک پی برده و در نتیجه شانس بیشتری در معالجه کودک خود داشته و بنابراین توجه به این امر چه بسا موجب تسریع معالجه فرد مبتلا نیز بشود (یریس، 1977، داوریان، 1367).

از طرف دیگر می‌توان با استناد از اطلاعات حاصل از این تحقیق برنامه ریزی های موثری جهت راهنمایی و کمک به افراد مورد مطالعه با توجه به توانمندی ها و خصوصیات آنها انجام داده و به ویژه این بررسی باعث می‌گردد که علاوه بر یافتن دیدی کمی جهت نگریستن و برخورد با این اختلال در زمینه ای یادگیری اجتماعی و سایر جنبه ها می‌توان با اختیار گزاردن این اطلاعات به خانواده ها در آموزش آنان طرز برخورد آنها با افرادی که دارای این اختلال هستند را نیز کنترل و تعلیم نمود. تا برخوردهای غلط موجب بروز احتمالی ناراحتی ها و مشکلات جنبی نشوند.

شناخت ویژگیهای بارز روانی این افراد در زمینه عاطفی- هیجانی موجب استفاده صحیح از نیرومندی های موجود در افراد دارای لکنت زبان می‌گردد.

همچنین اگر بتوان در سطح وسیعی و بطور همه جانبه به این توانمندی ها توجه کافی مبذول داشت می‌توان انتظار داشت که در پایان دوره آموزشی دبیرستان این افراد یک رضایت روانی در ارتباط با نوع و کیفیت آموزشی که دارا بودند برخوردار شوند. (یریس، 1977، داوریان، 1367).

مفاهیم و واژه ها:

لکنت زبان:

اختلال ریتم و سلامت تکلم که ممکن است بصورت سیلابها و کلمات یا انسداد در تولید آنها باشد (جانسون پورافکاری 1368).

تعریف عملیاتی لکنت زبان:

منظور از لکنت زبان در پژوهش حاضر افرادی هستند که با مراجعه به مراکز گفتار درمانی بنا به تشخیص متخصصان گفتار درمانی دارای لکنت زبان می‌باشند و به عنوان فرد لکنتی تشخیص داده شده‌اند.

افسردگی:

واژه افسردگی به تجربه حالات نا‌شادی گفته می‌شود که تحمل آن دشوار است.

تعریف عملیاتی افسردگی:

منظور از افسردگی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی از آزمون افسردگی بدست می‌آورد.


مقدمه

قرنها و شاید بیش از دو هزار سال است که لکنت زبان مورد توجه قرار گرفته است و عقاید مختلف بسیاری در مورد طبیعیت و علت و درمان آن پیشنهاد شده است. علی‌رغم تلاشهای بسیار علت این اختلال هنوز کاملاً شناخته نشده است. برخی علت لکنت زبان را نارسایی مغزی می دانستند. گروهی تصور می‌کردند با جراحی زبان و یا لوزه ها مشکل برطرف می‌شود و عده ای آن را یک مشکل مادرزادی لاعلاج قلمداد می‌کردند.

اگرچه اختلال لکنت زبان ممکن است گاهی با ناهنجاری ها و یا مشکلات فیزیکی همراه باشد ولی در اکثر مواقع هیچگونه ضایعه و بیماری در شخص نمی توان یافت. مگر تنها لکنت زبان که آن هم تحت تاثیر عوامل متعدد طبیعی شدت و ضعف می یابد. احتمالاً لکنت زبان بیش از تمام اختلالات گفتاری دیگر توجه را به خود جلب کرده است ولی همچنان آیینه تاریک گفتار اختلال در مراحل رشد و تکامل گفتار است که تحت تاثیر عوامل مختلف به وجود می‌آید. نظر آدافر (1982) بر این است که فراوانی لکنت زبان در سنین سه تا هفت سالگی همزمان با تغییرات فیزیکی و روانی متعدد و قابل توجهی در این مقطع سنی است. او عقیده دارد که تکامل هماهنگ تمام سیستمهایی که در تکلم و بیان نقش دارند برای سلامت گفتار ضروری است و عناصر ژنتیک و محیط بر روند عادی تکامل این سیستمها تاثیر می‌گذارد.

کوپر (1976) معتقد است که لکنت زبان ثمره اثر زیانبخش عوامل متعدد روانی- فیزیکی است. بنابراین تا آنجا که امکان دارد باید علت اختلال را یافت و بر مبنای آن برای درمان مناسب برنامه ریزی کرد.

معلولیت گفتاری می‌تواند یکی از مهمترین عوامل شکست و ناکامی برای شخص باشد به ویژه وقتی که آن بی توجهی گردد و یا به اشتباه به معلولیت ذهنی یا جسمی ربط داده شود. بنابراین هر کوششی برای شناخت عمیق تر آن به رشد طبیعی کودک کمک می‌کند.

کثرت ناروانی گفتار در کودکان زیر سن دبستان و به نسبت کمتری در دوران دبستان و راهنمایی و مشاهده اضطراب و نگرانی والدین که گاهی به برخوردهای نادرست با کودکان می انجامد.

یافته های پژوهش

اختلالات زبانی

1-1 تعریف اختلالات زبانی:

اختلال زبان به هر گونه نارسایی در بیان و درک گفتار اطلاق می‌شود. نمونه ای از این اختلال لکنت زبان است که در آن شنونده به جای توجه به محتوای صحبت یک فرد به نحوه صحبت او توجه دارد، به عبارت دیگر هرگونه ناتوانی فرد در برقراری ارتباط طبیعی کلامی با افراد همزمان خود را اختلال زبانی گویند. این ناتوانی می‌تواند هم به درک و هم به بیان گفتار و زبان مربوط باشد. مثلاً فرد ناشنوایی که گفتار دیگران را به زبان مادریش درک کند دچار اختلال زبانی است. (خواجه پور، 1378).

اختلال زبانی به دلیل اشکالاتی که در برقراری ارتباط با افراد دیگر در جامعه ایجاد می‌کند مانع بزرگی در راه پیشرفت فرد در جامعه محسوب می‌شود. فردی که اختلال زبانی دارد شفعی متناسب با مهارت و توانایی های خود به دست نمی آورد و معمولاً نمی تواند تا سطح مطلوب تحصیل کند. اختلال در زبان سبب گوشه گیری اجتماعی فرد می‌شود و او را از مشارکت شایسته در گروههای اجتماعی باز می دارد به این دلیل و دلایل متعدد دیگر، این اختلال به بروز مشکلات عاطفی مثل خجالت، گوشه گیری، پرخاشگری، اضطراب و... منجر می‌شوند.

در نهایت باید گفت: همان گونه که زبان به عنوان وسیله ارتباطی بی نظیر در خدمت پیشرفت فردی و اجتماعی انسان است، اختلالات زبانی نیز مانع این پیشرفت اند (خواجه پور، 1378).

1-2 خصوصیات اختلالات زبانی

علائم ظاهری مختلفی وجود یک یا چند مقوله از اختلالات زبانی را در افراد مشخص می‌کند. مهمترین این علائم که با مشاهده آنها می‌توان به وجود اختلال در فرد پی برد عبارتند از:

1- گفتار فرد به آسانی شنیده نمی‌شود. یعنی صحبت فرد خیلی آهسته است و شنونده معمولاً از فرد می خواهد که بلندتر صحبت کند یا حرف خود را تکرار کند. در این مورد افراد خجالتی که خیلی آهسته صحبت می‌کنند یا افرادی را که تارهای صوتی آنها فلج شده است و نمی تواند صداسازی کنند و در نتیجه فقط به صورت نجوا صحبت می‌کنند می‌توان نمونه آورد. نمونه دیگر آنهایی هستند که حنجره شان مبتلا به سرطان شده است و آن را برداشته اند در نتیجه صدای آنها به صورت نجوا درآمده است (خواجه پور، 1378).

نمونه دیگر شخصی است که برای عارضه سرماخوردگی شدید به طور موقت دچار گرفتگی صدا و به عبارت دیگر گرفتار بی صدایی شده است و مخاطب او هنگامی متوجه حرفهای این شخص می‌شود که در برابر دهان او قرار گیرد (خواجه پور، 1378).

در مواجهه با موارد بالینی ای که این نوع در کلینیک های گفتار درمانی در حین مصاحبه و ارزیابی بیمار، مجبوریم گوشمان را نزدیک دهان او قرار دهیم یا در صورت امکان برای برقراری ارتباط از نوشتن استفاده کنیم.

2- گفتار فرد از نظر صوتی خوش آیند نیست: یعنی موقعی که فرد صحبت می‌کند، صدای او شنونده را ناراحت می‌کند. افرادی که صدایشان خیلی بلند است و یا کسانی که دورگه و زنگدار دارند شنیدن صدای آنها در درازمدت باعث خستگی و ناراحتی می‌شود گفتاری از این نمونه دارند. نمونه دیگر این گفتار در افرادی دیده می‌شود که صدایشان گرفته است و به هنگام بلند حرف زدن از گفتار آنها صدای خش‌خش شنیده می‌شود شایع ترین موارد فوق که با آن مواجه می شویم گرفتگی صدا از نوع خفیف تا شدید در بین کودکان، زنان و مخصوصاً معلمان و گویندگان است (خواجه پور، 1378).

3- فرد در زبان بومی خود، در تلفظ صداهای خاص مشکل دارد. نمونه این افراد کسانی اند که بیشتر صداها را غلط تلفظ می‌کنند، مثلاً کسانی که صدای «س» «s» را به صورت بین دندانی تلفظ می‌کنند، نمونه بارز‌ آن در افراد ناشنوا است که به سبب ناتوانی در شنیدن درست صداهای بعضی از آنها را غلط تلفظ می‌کنند در نتیجه صحبت آنها نامفهوم است و فقط متوجه ریتم و آهنگ جمله شان می شویم(خواجه پور، 1378).

نمونه بالینی شایع این نوع کودکانی است که در موقع صحبت در شعر و سرود خوانی فقط آهنگ کلام را ادا می‌کنند و جمله ای مثل «سلام، صبح به خیر!» را به این صورت بیان می‌کنند «تلات توب به یل» (Talam tob beyl)

4- گفتار فرد فاقد وزن، آهنگ و تکیه و سرعت طبیعی است: نمونه این گفتار در افراد لکنتی دیده می‌شود که گفتار آنها سرعت طبیعی لازم را ندارند و پر از مکث و کشش و تکرار است. مورد نادری نیز به نام تندگویی وجود دارد که وزن، سرعت و آهنگ گفتار در آن مختل است و فرد به حدی تند صحبت می‌کند که کلام او نامفهوم جلوه می‌کند. موارد بالینی این نوع گفتار در برخوردهای روزمره با افرادی که لکنت زبان دارند مکرر مشاهده می‌شوند (خواجه پور، 1378).

5- گفتار فرد با سن و جنس او نامتناسب است: مثل فرد سی ساله ای که لحن هماهنگ صحبتش کاملاً کودکانه است. نمونه دیگر موردی است که صدای زیر زنانه دارد، یا زنی که صدای بم مردانه داشته باشد، این افراد معمولاً خودشان از غیرطبیعی بودن گفتارشان اطلاعی ندارند و به توصیه دیگران به کلینیک مراجعه می‌کنند و وقتی صدای ضبط شده خود را می شنوند متوجه تفاوت صحبت خود با دیگران می‌شوند (خواجه پور، 1378).

6- فرد در درک گفتار اشکال دارد: این گفتار بیشترین مقدار از افراد مبتلا به اختلال زبانی تشکیل می‌دهد. در اینجا فرد به دلایل مختلفی ممکن است قادر به درک زبان بومی خود نباشد و یا این توانایی را از دست بدهد. نمونه اول کودکان عقب مانده ذهنی و یا کودکان ناشنوا هستند که از درک گفتار دیگران ناتوان اند و یا به زحمت آن را درک می‌کنند. نمونه دوم افراد بزرگسالانی اند که در اثر ضربه یا سکته مغزی، توانایی درک گفتار دیگران را از دست می دهند مورد مربوط به ضربه مغزی در طی هشت سال جنگ تحمیلی به وضوح در کلینیک ها مشهود بوده است افراد متعددی به کلینیک مراجعه کرده اند که در اثر موج انفجار، اصابت ترکش به مغز از بین رفتن قسمتی از مغز و غیر آن.دچار مشکل شده اند ( خواجه پور ،‌1378).

1-3 شیوع اختلالات زبانی

تعیین میزان فراوانی اختلالات زبانی در زبان فارسی به صورت دقیق ممکن نیست. چون تاکنون کار پژوهشی عمده ای در این زمینه صورت نگرفته است و بیشتر داده های موجود به مدارس و کلینیک های گفتار درمانی تهران محدود می‌شوند. ولی بنا بر تجربه بالینی چندین ساله با افرادی که اختلالات زبانی داشته اند می توانیم بگوییم که اختلالات تولیدی و تاخیر در گفتار زبان از بالاترین میزان شیوع برخوردارند، و در هر کلاس مدرسه عادی حداقل یک تا پنج نفر را می یابیم که دچار اختلال تولیدی از خفیف تا شدیدند. همچنین مراجعان به کلینیکهای گفتار درمانی را اکثراً کودکان تشکیل می دهند که مراحل رشد گفتار و زبان آنها طی شده است و هنوز صحبت نمی کنند و یا صحبتشان نامفهوم است مقولات دیگر مثل زبان پریشی و اختلالات صوتی از کم ترین میزان فراوانی برخوردارند. لکنت زبان درصد بینابینی دارد. و می‌توان گفت که بعد از اختلالات تولیدی و تاخیر در گفتار و زبان بیشتر مراجعان افراد لکنتی‌اند. جنسیت نیز در میزان شیوع اختلالات مخصوصاً لکنت زبان تاثیر دارد. معمولاً اختلالات زبان در افراد مذکر بیشتر از افراد مونث است. این نسبت در افراد لکنتی 3 به 1 است (سیف نراقی، 1382).

1-4 انواع اختلالات زبانی

اختلالات زبانی را از نظر علت شناسایی و علائم بالینی به شیوه های مختلفی تقسیم بندی می‌کنند. بررسی ما در موارد بالینی و داده های بالینی بر اساس صدای ضبط شده افراد در کلینیک است. اختلالات زبانی را از نظر بالینی به چهار دسته تقسیم می‌کنیم.

الف: اختلالات تولیدی

ب: اختلالات روانی گفتار

پ: اختلالات کارکرد زبانی

ج: اختلالات صوتی

صور گوناگون اختلالات زبانی به علل مختلفی به وجود می آیند که ذکر آنها در مبحث مربوط به خود آن اختلال مناسب خواهد بود (سیف نراقی، 1382).


بررسی شهر سالم دربرنامه ریزی شهرری کارشناسی ارشد جغرافیا وبرنامه ریزی شهری

رویکرد به شهرنشینی که امروزه به دلیل توجه روز افزون به آن به معضلی بزرگ برای اغلب کشورها تبدیل شده است لزوم چاره اندیشی برای مقابله با این پدیده را به ضرورتی مبرم مبدل ساخته است پروژه شهرهای سالم گام موثری در جهت کاهش عوارض توسعه شهری و ایجاد توسعه شهری پایدار، اولین بار در چهارچوب سلامتی برای همه، در دهه 1980 توسط سازمان بهداشت جهانی (WHO)1 مطرح
دسته بندی برنامه ریزی شهری
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 948 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 59
بررسی شهر سالم دربرنامه ریزی شهرری کارشناسی ارشد جغرافیا وبرنامه ریزی شهری

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فصل اول

طرح تحقیق

1-1 تعریف مساله

رویکرد به شهرنشینی که امروزه به دلیل توجه روز افزون به آن به معضلی بزرگ برای اغلب کشورها تبدیل شده است لزوم چاره اندیشی برای مقابله با این پدیده را به ضرورتی مبرم مبدل ساخته است. پروژه شهرهای سالم گام موثری در جهت کاهش عوارض توسعه شهری و ایجاد توسعه شهری پایدار، اولین بار در چهارچوب" سلامتی برای همه"، در دهه 1980 توسط سازمان بهداشت جهانی (WHO)[1] مطرح گردید. با توجه به شتاب شهرنشینی در جهان و براساس آخرین آمار هنشره ، در طول پانزده سال آینده، 20 تا 30 شهر جهان، جمعیتی بالای 20 میلیون خواهند داشت. مهمتر از همه شهرها یا محیط ساخته شده توسط بشر، محل زندگی بیشتر جمعیت جهان به حساب خواهد آمد. مشکلات زیست محیطی از عمده ترین مشکلاتی است که مدیریت خدمات شهری را به دلیل رشد بی رویه شهرنشینی به شدت زیر فشار قرار داده است. تامین آب آشامیدنی، مسئله مسکن، آلودگیهای محیط زیست، مدیریت دفع مواد زائد جامد، مشکلات بهداشتی، کاربری های اراضی شهری و حمل ونقل شهری از اهم مشکلات شهرهاست. رشد سریع شهر نشینی به طور فزاینده ای خارج از ظرفیت و توانایی امکانات شهری در فراهم آوردن خدمات اولیه زیست محیطی، مسکن، اشتغال و دیگر حداقل احتیاجات برای یک جامعه سالم است که بحران های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و مشکلات بهداشتی از عواقب زیانبار آن است (عصایی، 1375 ، صص 5-4).

"نظریه شهر سالم" برای اولین بار در کنفرانسی که در تورنتوی کانادا به منظور بررسی نتایج گزارش لالونده تشکیل شده بود، معرفی گردید. در این کنفرانس پروفسور لئونارد دهل شهر سالم را شهری تعریف می کند که به طور دائم در ایجاد و یا بهبود اجتماعی، کالبدی و توسعه منابع فعالیت می کند، تا به این وسیله امکان عملکرد درست در جهت حداکثر بهره برداری از توان انسانها را فراهم آورد (بحرینی، 1374 ، ص 6). منظور از شهر سالم رعایت همه کاربری ها با توجه به تراکم و سرانه مناسب و رعایت استانداردها ومعیارهای سرانه است. رعایت مسائل زیست محیطی، زیرساختها، حفظ میراث فرهنگی، حراست از آسایش و غیره ضروری است. به طور کلی درجهان امروز حفظ سلامتی و وجود شهر اجتماعی سالم از ضروریات اجتماعی می باشد (زیاری، 1384 ، ص 30).

طبق پیش بینی کارشناسان سازمان بهداشت جهانی رشد و گسترش بی رویه شهرها بزرگترین تهدید علیه سلامت و بهداشت جامعه بویژه در کشورهای در حال توسعه خواهد بود. بر اساس همین گزارش تا سال 2025 میلادی، بیش از 60 درصد جمعیت جهان شهرنشین خواهند شد. از سوی دیگر مهاجرت وسیع روستائیان به شهرها موجب از هم پاشیدگی خانواده ها و بروز مشکلات و بیماریهای فراوانی می شود. براین اساس سازمان جهانی بهداشت بر آن است تا برنامه شهر سالم – روستای سالم را به منظور جلوگیری از اثرات سوء شهرنشینی روی سلامت و بهداشت جامعه اجرا کند (پروژه شهر سالم ساوه، 1376 ، صص 3 و 2). رشد جمعیت بویژه در شهرها و گسترش بی رویه شهرنشینی در خلال قرن بیستم موجب مطرح شدن مقوله سلامت گردید. نتایج حاصل پس از بحث وگفتگوی برنامه ریزان و کارشناسان بخشهای مختلف توسعه اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی منجر به تدوین رویکرد نوین توسعه پایدار با محوریت" سلامت" گردید. این تفکر در دهه 1980 موضوع شهر سالم را توسط سازمان بهداشت جهانی مطرح نمود که مبتنی بر همکاری بین بخشی ومشارکت مردمی در راستای دستیابی به برنامه سلامت می باشد (عصایی، 1375، ص 6).

شهرری علاوه بر مشکلات فوق، امروزه به دلیل شرایط توپوگرافی خاص، شیب منطقه و محدودیت جهات گسترش شهر برای توسعه آینده با کمبود فضای سبز برای اوقات فراغت شهروندان، ترافیک زیاد در مرکز شهر، کمبود خدمات رسانی مناسب به شهروندان و دیگر مسائل اجتماعی و فرهنگی مواجه است. این پژوهش سعی دارد با توجه به مسائل ومشکلات امروزی شهرری برنامه ریزی لازم جهت دستیابی به شهری سالم را در این شهر مطرح نماید. بنابراین با توجه به گستردگی متغیرهای شهر سالم، در این پژوهش متغیرهای ویژگیهای زیست محیطی، کاربری ارضی شهری، شاخص مسکن و خدمات شهری مورد بررسی قرار می گیرد.

1-2) سوالات پژوهش

1. آیا توسعه فیزیکی شهر شهرری متناسب با ویژگیهای زیست محیطی صورت گرفته است؟

2. آیا شهرری از وضعیت مناسب کاربری اراضی شهری برخوردار است؟

3. آیا شهرری از وضعیت مناسب مسکن برخوردار است؟

4. آیا شهرری از وضعیت خدمات شهری بهینه برخوردار است؟

5. برنامه های مناسب برای نیل به اهداف شهر سالم در شهرری کدام است؟

1-3 ) فرضیات

1. توسعه فیزیکی شهرری متناسب با ویژگیهای زیست محیطی صورت نگرفته است.

2. کاربری اراضی شهری، شهرری با معیارهای مناسب فاصله دارد.

3. وضعیت شاخص های مسکن در شهرری با معیارهای مناسب فاصله دارد.

4. وضعیت ارائه خدمات شهری در شهرری مناسب نیست.

5. با ارائه برنامه های مناسب می توان به شهر سالم در شهرری دست یافت.

1-4) اهداف

مهمترین اهداف این تحقیق را به شرح ذیل می توان ارائه نمود:

1.بررسی و شناخت مولفه های شهر سالم از قبیل کاربری اراضی شهری، مسکن ، ویژگیهای زیست محیطی، خدمات شهری در شهرری.

2.ارائه برنامه های مناسب جهت ایجاد شهر سالم در شهرری

1-5 )اهمیت و ضرورت تحقیق :

شهرها از عوامل گوناگونی چون انسان ها، محیط طبیعی و دستاوردهای بشری پدید آمده اند. با وقوع انقلاب صنعتی تحولات عظیمی در شهرنشینی به وجود آمد که به تبع آن بیشترین سکنه کشورها در شهرها ساکن شدند و تغییراتی عظیمی در ساختارها و روابط اجتماعی به وجود آمد. با توجه به اینکه شهرها موجودی زنده، پویا وانسان محور هستند اهمیت برنامه ریزی شهر سالم در طول برنامه ریزی بلند مدت ضروری می باشد (میراشد، 1381 ، ص 41).برای داشتن شهری سالم باید در آن شهر شاخص های زیادی وجود داشته باشد که از جمله این شاخص ها وجود محیطی پاک و آرام، دسترسی سریع و آسان به خدمات شهری، مسکن مناسب به لحاظ کمی وکیفی و توزیع بهینه خدمات در سطح شهر است. به نظر می رسد شهرری با شاخص های یک شهر سالم فاصله داشته باشد که عدم پرداختن به آن در آینده مشکلات بیشتری را برای این شهر در پی خواهد داشت. بنابراین پرداختن به بررسی متغیرهای شهر سالم جهت ارائه برنامه های مناسب برای دستیابی به شهر سالم از اهمیت وضرورت اساسی برخوردار خواهد بود.

1-6 ) تعاریف عملیاتی

برنامه ریزی[2] : یک جریان آگاهانه که به منظور دستیابی به اهداف معین و مشخص، انجام یک سلسله اقدامات و فعالیت های مرتبط با یکدیگر را در آینده پیش بینی می کند (معصومی اشکوری، 1376 ، ص 80)

شهر سالم [3] : شهر سالم شهری است که به طور پیوسته محیط های فیزیکی و اجتماعی را خلق کرده و بهبود می بخشد، منابع جامعه را توسعه می دهد تا مردم قابلیت پشتیبانی متقابل را پیدا کنند و روش زندگی خود را بهینه نمایند (9/2Barton & Catherine , 2000,p.) . در واقع شهر سالم یعنی وجود متغیرها یا مولفه های مناسب اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و زیست محیطی در شهر می باشد (زیاری، 1383 ، ص 25).

کاربری اراضی شهری [4] : مشخص کردن نوع مصرف زمین در شهر، هدایت و ساماندهی فضایی شهر، تعیین ساختها و چگونگی انطباق آنها با سیستم های شهری است(زیاری، 1384 ، ص 3).

مسکن [5] : یک سرپناه فیزیکی می باشد که کلیۀ خدمات وتسهیلات عمومی لازم برای زیستن انسان را شامل می شود و باید حق تصرف نسبتاً طولانی و مطمئن برای استفاده کننده آن فراهم باشد (پورمحمدی، 1382 ص 3).

برنامه ریزی شهر سالم [6] : عبارت است از ایجاد و یا بهبود شرایط زیست محیطی در جهت بهره برداری از محیط و رعایت همه کاربری ها با توجه به تراکم وسرانه مناسب و رعایت استانداردها و معیارهای سرانه و تهیه مسکن برای تمام اقشار جامعه شهری و ارائه خدمات شهری به گونه ای که تمام مردم از آنها نهایت استفاده را بکنند ( زیاری، 1383 ، ص 25).

سرانه ا ستاندارد : منظور میزان سرانه و سطوحی است که از طرف وزارت مسکن و شهرسازی برای تهیه طرح های شهری پیشنهاد شده است .

1-7) روش تحقیق

نوع تحقیق کاربردی- توسعه ای است. و روش تحقیق پیمایشی و توصیفی – تحلیلی می باشد. محدوده جغرافیایی پژوهش شهر شهرری است. متغیرهای مورد بررسی عبارتند از : کاربری اراضی شهری، مسکن ، ویژگیهای زیست محیطی وخدمات شهری می باشد. گردآوری اطلاعات در مرحله اول تا آنجا که آمار وجود داشته باشد از طریق مراجعه به آمار به سرشماری های نفوس و مسکن و آمار موجود در سایر نهادها و سازمان های شهرری صورت می گیرد. در مرحله دوم از طریق ابزار پرسشنامه، مصاحبه و همچنین کارگاه مشورتی خواهد بود.

بررسی فرضیه اول از طریق مطالعه و بررسی معضلات زیست محیطی (وضعیت آب) شهرری انجام می شود.

بررسی فرضیه دوم با مراجعه به اطلاعات طرح جامع و طرح تفضیلی شهرری و سپس مقایسه آن با شاخص استاندارد صورت می گیرد.

برای نیل به فرضیه سوم از طریق مطالعه شاخص های کمی و کیفی مسکن از شاخص های استاندارد استفاده می شود.

برای بررسی خدمات شهری از ابزار پرسشنامه استفاده می شود.

ببرای بررسی فرضیه پنجم از مدل برنامه ریزی استراتژیک (SWOT ) [7] استفاده می شود.

جامعه آماری پژوهش شهروندان شهرری می باشد و حجم نمونه در این پژوهش از رابطه :

بدست می آید، که در این فرمول مقادیر d=0/49 , t=1/96, q=0/5 , p=0/5 می باشد.

بنابراین پس از محاسبات n=384 (حجم نمونه) و روش نمونه گیری تصادفی ساده و واحد آماری یا واحد تحلیل سرپرست خانوار خواهد بود. از سوی دیگر در تحلیل مسائل، از مصاحبه با مردم شهر و ایجاد کارگاه مشورتی از کارشناسان شهرداری هم استفاده می شود.

1-8 ) سابقه تحقیق

دهه 1970 سالهای بازنگری درباره نحوه دستیابی به سلامت و ارائه خدمات بهداشتی درمانی بود. برنامه «سلامت برای همه» در سال 1978 توسط سازمان جهانی بهداشت تدوین و ارائه گردید و تمامی کشورهای عضو این سازمان متعهد به اجرای آن گردیدند. ماحصل این دیدگاه با این حقیقت همراه بود که برای حفظ و ارتقاء، سطح سلامت افراد جامعه، بخش بهداشت به تنهایی کاری از پیش نمی برد و تمامی بخشهای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باید با تدوین برنامه های همسو در این راستا گام بردارند که مشارکت مردمی در برنامه ها مکمل آن می باشد (پروژه شهر سالم ساوه، 1376 ، صص 3و 2).

در دهه 1870 شهر ایده آل شهری بود که هوای تمیز ، شبکه حمل و نقل عمومی، بیمارستان های کوچک محلی و آسایشگاه برای سالمندان و بیماران روانی داشته باشد و فروش دخانیات و الکل در آن مجاز نباشد. همین نظریات "هاوارد" را بر آن داشت تا برای اولین بار در دهه 1980 ایدۀ باغشهر را به عنوان راه حلی برای مسائل و مشکلات شهری ارائه بدهد ( پاپلی یزدی و سناجردی، 1382 ، ص 91). هدف از ایجاد چنین شهرهایی نزدیکتر کردن مردم به یکدیگر و ایجاد زندگی اجتماعی ساده که مردم رفاه و آسایش را در آن حس کنند و به سکوت و آرامش خود در این شهرها برسند و از نظر فقر و ضعف مایه های فرهنگی و معنوی جلوگیری شود (فرید، 1366، ص 125).

در ایران مقوله شهر سالم در آذرماه 1370 با برگزاری سمپوزیوم شهر سالم در تهران، آغاز شد و در طی چند سال بعد در 25 شهر به اجرا در آمد. در سال 1375، شعار سازمانی جهانی بهداشت «شهر سالم برای زندگی بهتر» اعلام گردید و این شعار در فراگیر نمودن ایده شهر سالم در ایران نقش بسزایی داشت، به طوری که تا پایان سال 1378 بیش از 56 شهر در سراسر ایران در اجرای این پروژه فعالیت داشتند ( نخستین سمپوزیوم شهر سالم، 1370، ص 5).

پروژه شهر سالم ری (کوی سیزده آبان) در سال 1370 شروع شده و به این نتیجه رسیده است که در هر کجا بخواهد پروژه شهر سالم موفق باشد باید از همان ابتدا مشارکت مردم را در نظر بگیرد و اعتمادسازی کند و در واقع جلب مشارکت مردم از ضروریات انجام پروژه شهر سالم است (ذکانی، 1382، صص 50-48).

پروژه شهر سالم ساوه در تیرماه 1376 با برگزاری همایش و تایید فرماندار و مسئولین شهرستان آغاز به کار نمود. مشکلاتی از قبیل، ایجاد اماکن تفریحی و ورزشی و گسترش فضای سبز، بهبود کمی وکیفی سیستم آب آشامیدنی، پیشگیری از سوانح وحوادث، سلامت روان را مورد بررسی قرار داده است (پروژه شهر سالم ساوه، 1376 ، ص 5).

عطارها (1374)، پروژه شهر سالم در بافت تاریخی کاشان را مورد بررسی قرارداده است و بیان می کند که با وجود پتانسیل های فراوان در این بافت در احیاء و ساماندهی فضای کالبدی و فرهنگ سنتی باید تلاش شود (عطارها، 1374، 632-624).

حاجی خانی و صالحی (1374)، اصول و معیارهای حمل ونقل را در شهر سالم مورد مطالعه قرار داده اند؛ نتیجه می گیرند که راه حلها و حرکت های امروزی در حمل ونقل مسایل ومشکلات آتی را به وجود می آورند که با جلب مشارکت مردم وهماهنگی وتشویق فعالیت های بین بخشی و با اتکا والتزام به روشهای سیستمی بتوان به رفع مشکلات حمل ونقل شهری همت گماشت (حاجی خانی و صالحی، 1374، صص36-24).

علمی (1376) ، پروژه های شهر سالم و تاثیر آن در بهبود هوای غرب تهران را مورد بررسی قرار داده و در پایان به این نتیجه رسیده است که برای سالم سازی هوای غرب تهران باید کارخانجات اطراف میدان آزادی از محل انتقال یابند و یا حداقل گاز سوز کردن آنها را ضروری بیان کرده است (علمی، 1376، ص 155).

شیخی (1378) ، موفقیت برنامه های مربوط به شهر سالم را موکول به همبستگی و یکپارچگی بین بخش های مختلف اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی، صنعتی و غیره در یک جامعه می داند و به ارائه دیدگاههای نوین در مدیریت شهر سالم می پردازد (شیخی، 1378، صص122-112).

مدنی و شازده احمدی (1378) ، شهر سالم از دیدگاه اسلام محدود به شرایط بهداشتی و رعایت پاکیزگی نمی شود بلکه با افقی بازتر، استفاده مفید و سالم از مواهب الهی و طبیعی مانند آب ، هوا و نور خورشید و حتی خیابان بندیها و ارتفاع بناها و معماری شهر و زیبایی تاسیسات مختلف شهری را برای برقراری شهر سالم و محیط نمونه اسلامی لازم است (مدنی و شازده احمدی، 1378، صص 319-305).

تقی زاده (1379)، با تمرکز روی مباحث فرهنگی و معنوی حیات انسان به بررسی و تبیین ویژگی های توسعه پایدار در شهر سالم اسلامی بر پایۀ فرهنگ ایرانی- اسلامی پرداخته است و منظور از ایجاد شهر سالم رافراهم آوردن محیطی مناسب برای زندگی سالم انسان و یکی از راههای ایجاد شهر سالم را بستگی به متکی بودن طرحها و برنامه ها، به حمایت نیروی جامعه و بستگی تام به بهره گیری از حمایت های بالقوه و بالفعل جامعه دارد. از مهمترین راهها برای ایجاد شهر سالم را ابزار آموزش بیان می کند (تقی زاده، 1379، صص 62-50).

آقامعلی زاده (1379)، به جوانب اقتصادی ، اجتماعی، سیاسی ، هنری و فرهنگی شهر سالم با معضلات موجود شهرهای امروزی پرداخته است؛ شهر سالم را از دیدگاه اندیشمندان اسلامی مورد بررسی قرار داده است و به این نتیجه رسیده است که هماهنگی و وحدت شهر اسلامی با طبیعت اطراف خود بیش از آنکه ناشی از ادراک اکولوژیک و بینش اقتصادی سازندگان آن باشد ناشی از روحیۀ اسلامی آن می باشد (آقامعلی زاده، 1379، صص 1040-1035).

بارتون و دیگران (2003) در پژوهشی اقدام به بررسی تجربه های 6 شهر اروپایی و فعالیتهای سازمان بهداشت جهانی در زمینه برنامه ریزی شهر سالم را انجام داده اند. که موفقیت این شهرها در اجرای پروژه شهر سالم را همکاری نهادهای شهر ومردم بیان کرده اند (بارتون ودیگران، 2003، ص 5).

جانسن لافوند [8] و دیگران (2003) شبکه شهرهای سالم و توسعه پایدار در اروپا را در سه دوره بررسی کرده اند. دوره اول 1992-1988 که تمرکز بیشتر برای ایجاد یک ساختار جدید برای تغییر مدیریت توسط ماشینی کردن می باشد. دوره دوم 1997-1993 تاکید بیشتر بر توسعه سیاست های شهر سالم و تهیه نقشه جامع از شهر سالم و تمرکز بر کمیت توسعه پایدار می باشد. دوره سوم 2003-1998 تلاش برای ایجاد و تحول از رشد شدید شهر سالم به طرح توسعه یکپارچه شهر سالم و ایجاد مشارکت بین سیاست های شهر سالم و توسعه پایدار است ( جانسن لافوند و دیگران ، 2003، ص 9).

1-9 ) کاربرد نتایج تحقیق

تحقیق حاضر به بررسی وضعیت زیست محیطی، کاربری اراضی شهری، مسکن و وضعیت خدمات شهری در شهرری می پردازد. که از نتایج آن را می توان در زمینه های بررسی شده استفاده کرد. برای حفظ و نگهداری از محیط زیست شهر و رفع معضلات شهری و رشد و توسعه شهر در زمین های زراعی اطراف شهر و در زمینه عرضه مسکن و خدمات شهری مورد استفاده قرار داد.

از نتایج این پژوهش به صورت کلی در زمینه های زیر می توان استفاده کرد،

  • دستیابی به توسعه موزون و پیش اندیشیده شهر.
  • افزایش ایمنی و حفاظت شهر و شهروندان در مقابل سوانح و حوادث طبیعی.
  • ایجاد شهرهای پاک وارتقاء و بهبود کیفیت زندگی و تامین تعادل های زیست محیطی.

فصل دوم

بررسی دیدگاهها و نظریه ها در رابطه با شهر سالم

مقدمه

در حال حاضر برای اولین بار در تاریخ بشر، نیمی از جمعیت دنیا در شهرها زندگی می کنند. همچنین پیش بینی می شود که تا سال 2025 بیش از دو سوم جمعیت جهان ساکن شهرها خواهند بود. در حالیکه توسعه شهری پدیده ای جهانی است، بیشترین رشد و توسعه شهری در کشورهای در حال توسعه مشاهده می شود به طوری که بیش از 90 درصد شهرنشینان دنیا در این بخش خواهند بود (پاک، 1383، ص 16).

شهر موجودی است زنده و پویا وانسان محور، برای داشتن شهر سالم به برنامه ریزی بلند مدت نیاز است. برعهدۀ مدیران و برنامه ریزان شهری است که شهروندان را در رسیدن به خواسته هایشان برای داشتن شهری سالم، زندگی سالم و هوای سالم یاری کنند.

ایدۀ شهر سالم متناسب با موفقیت و ویژگیهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اقلیمی مناطق گوناگون تحقق می یابد؛ گرچه تبادل تجربه ها و اندیشه ها در سطح جهانی در این طرح نقش مهمی ایفا می کند. اما نمی توان از مدل و الگوی واحد و از شیوه ها و روش های یکسان استفاده کرد. هریک از شهرهای جهان ویژگیهای خاص خود را دارند و شهروندان و شهر نیز از نظر ترکیب بندی اجتماعی و اقتصادی و ساختار اجتماعی و فرهنگی و نیز میزان فعالیتها و توانایی ها و ظرفیت ها از یکدیگر متفاوت می باشند. یکی از محورهای اجرایی درست ایدۀ شهر سالم شناخت توانایی ها و ظرفیت های گوناگون مردمی و امکانات ونهادهای دولتی وغیردولتی هر منطقه و هماهنگ کردن این ظرفیتها و امکانات در راستای تحقق اهداف شهر سالم می باشد.

بسیاری از شهرها بویژه در کشورهای روبه توسعه ( جهان سوم) طی دهه های اخیر با تخریب محیط های شهری و افزایش نابرابری های بهداشتی، اجتماعی و اقتصادی در مقیاس وسیع بین ساکنان خود روبه رو بوده اند. به همین سبب این شهرها از دهه 1970 به بعد با فقر شهری مواجه شده اند. این امر باعث شده که سطح زندگی و استانداردهای مربوط به محیط زیست نیز در بسیاری از شهرها با مشکل مواجه گردد (پاک، 1383، ص 213).


باورها و ارزشها

باورها و ارزشها به فرهنگ کلی و جامعه مفهوم و معنی می بخشد وقتی مسئله قضاوت و ارزشیابی جامعه مطرح می شود عملاً با مفهوم مقایسه میان بهتر و بدتر سر و کار خواهیم داشت در واقع باورها و ارزشها ی هر جامعه معرف شخصیت و هویت اجتماعی ، فرهنگی افراد و حتی جوامع هستند ، چرا که خصیصه انسان داشتن نظامی از باورها ، هنجارها و ارزشهاست این نظام باورها است که م
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 58 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 75
باورها و ارزشها

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فصل اول

× بیان مسئله

× اهمیت موضوع

× ضرورت تحقیق

× اهداف تحقیق

× سئوالات تحقیق

× فرضیات

× تعاریف مفهوم

× فهرست منابع و مأخذ

مقدمـه :

باورها و ارزشها به فرهنگ کلی و جامعه مفهوم و معنی می بخشد. وقتی مسئله قضاوت و ارزشیابی جامعه مطرح می شود عملاً با مفهوم مقایسه میان بهتر و بدتر سر و کار خواهیم داشت . در واقع باورها و ارزشها ی هر جامعه معرف شخصیت و هویت اجتماعی ، فرهنگی افراد و حتی جوامع هستند ، چرا که خصیصه " انسان " داشتن نظامی از باورها ، هنجارها و ارزشهاست. این نظام باورها است که مقررات و قوانین جامعه حول آن شکل می گیرد. به تعبیری نه فقط حیات اجتماعی و سالم انسانها نیازمند داشتن مجموعه ای از باورها و نظام های ارزش است ، بلکه تداوم زیست معنی دار و با هدف انسانها " تعالی و کمال‌" جز با برپایی و اقامه نظام ازشی میسر نیست.

در نظام اجتماعی ایران که متکی به باورهای اسلامی است توجه به باورهای مذهبی افراد جامعه حائز اهمیت است.

جامعه بشری همواره جهت حفظ و استمرار و صیانت از " انسانیت" خویش نیازمند داشتن پروراندن نظام های باورهای مذهبی است. امروز بر همه انسانهای اهل شعور و منطق اثبات شده که ارزشها و هنجارهای دینی است که همواره انسجام بخش حیات جامعه انسانها است و تنظیم کننده روابط اجتماعی و حدود و شعور مقررات هر جامعه و اجتماع انسانی است.

از این روست که " سوروکین" جامعه شناس شهیر از نظام باورهای دینی به عنوان دم مسیحایی یاد می کند، که می تواند آخرین پناهگاه برای بشر باشد.

(گرامی – عبدالرحیم- جامعه شناسی ادیان – تبیان – تهران 79 )

در جامعه ایران نیز همچنانکه داده های تجربی نشان داده است ، همه اقشار جامعه ، اعم از پیر و جوان همچنان به باورهای مذهبی خود معتقد هستند و عاملی که از همه بیشتر می تواند بر این باورهای مذهبی تأثیر داشته باشد نقش تلویزیون و رسانه ها در این امر است. در ایران معمولاً اعضای خانواده با هم به تماشای تلویزیون می پردازند و تلویزیون همواره با این معضل روبرو بوده است که چگونه می توان ارزشهای فرهنگ سنتی را با رسانه های مدرن معاصر ترکیب کرد تا هم جذابیت آنها محفوظ بماند و هم اثر جاذبه خود را از دست ندهد.

موضوع بحث این تحقیق بررسی رابطه تماشای تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان است به بررسی میزان باورهای مذهبی مخاطبان و تأثیر تأتر تلویزیون بر آن می پردازیم.

بیان مسئله‌ :

طی سالهای اخیر ساختار اجتماعی و اقتصادی کشورهای اسلامی و از جمله ایران دگرگون و تا حدی مدرن شده است. با وجود این، مسلمانان هنوز برای محترم داشتن دستورهای خداوند و آموزه های قرآن اهمیت زیادی قائل هستند. مسلمانان نشان داده اند که تا حد زیادی توانسته اند انگیزه های دینی خود را در دنیای مدرن حفظ کنند . دنیایی که مشاهده گسترش روز افزون مطالعات رسانه ای و تأثیریافته های آن در عرصه های متفاوت زندگی بشر از جمله اعتقادات و باورها است و اگر نگوئیم که سرنوشت جوامع انسانی و افکار عمومی یکسره در اختیار نگاههای عظیم خبررسانی و اطلاع رسانی است ، دست کم باید بپذیریم که متولیان رسانه های گوناگون توانسته اند تا حد زیادی واقعیات را آنگونه که همسو با منافع و اهداف آنان است نمایش دهند. امروزه امکان استفاده جهانی از رسانه ها باعث شده است که مخاطب بنا به دلایل شخصی و اجتماعی به سوی استفاده از رسانه ای خاص گرایش یابد و انگیزه اصلی وی که دستیابی به رضایت شخصی ناشی از انتخاب رسانه و بهره گیری از آن است ، جایگزین ارتباط یکسویه سابق شود. بر این اساس ، سلیقه و انتخاب مصرف کننده رسانه در تنظیم محتوای پیام ها اثر می گذارد.

(سعیدیان- ایما- نگاهی نو به مفهوم مخاطب – انتشارات سروش – سال بیستم – تهران)

آگاهی از انگیزه ها و انتظارات بینندگان و مخاطبان برنامه ها ، عامل مهمی در موفقیت سیاستگذاران و برنامه ریزان تلویزیون در زمینه کسب رضایت مخاطبان است.

بنابراین با توجه به تأثیر روزافزون رسانه های رقیب در القای ارزش ها و افکار جدید و تغییر نگرش و رفتارها و باورهای مذهبی و نیز تحول نیازها و انتظارات مخاطبان و همچنین تعدد و تنوع شبکه های تلویزیونی ، برنامه سازی و برنامه ریزی جهت تقویت نگرش ها و باورها و بررسی رابطه تماشای تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان امری است ضروری که خود مستلزم آگاهی از ارتباط میان میزان تماشای برنامه های تلویزیون و نوع برنامه های منتخب از سوی مخاطبان با باورهای مذهبی مخاطبان است.

براین اساس، در پژوهش حاضر به بررسی رابطه میان باورهای مذهبی مخاطبان با میزان ساعات تماشا و نوع برنامه های منتخب آنان پرداخته ایم.

اهمیت تحقیق :

با گسترش ارتباطات در سطح جهان و نزدیک شدن فرهنگ هابه یکدیگر ، نوعی همرنگی و همزیستی در نگرش و باورهای مذهبی و سیاسی افراد به چشم می خورد و این امر حتی در جامعه اسلامی ما به ویژه در میان جوانان به نحو چشمگیری ملاحظه می شود.

امروز تحقیقات انجام گرفته حاکی از تغییر ساخت نگرش و باورهای مذهبی مخاطبان جامعه و تمایل بیشتر آنان به استفاده از رسانه های غیررسمی است که مستقیماً سنگر مذهب را مورد تهاجم خویش قرار داده اند. در چنین اوضاعی توجه جدی به برنامه های صدا و سیما جمهوری اسلامی ایران جهت شناخت سلیقه ها و تقویت نگرشها و باورهای دینی مخاطبان حائز اهمیت است.

تلویزیون به عنوان وسیله اثر بخش در گسترش اسلام و انتقال فرهنگ ، به خوبی در قانون اساسی مورد تأکید قرار نگرفته است، از این رو هر گونه تولید و برنامه سازی تلویزیونی مستلزم رعایت اصول دینی و اخلاقی است. از این نظر تلویزیون در ایران منحصر به فرد است . زیرا که این رسانه از یک سو می کوشد تا با الزامات تکنولوژیک سازمانی و برنامه سازی کنار آید و از سوی دیگر مسئولیت تطابق برنامه ها و قالب های برنامه ریزی را با موازین اخلاقی برعهده گیرد.

(مولانا- حمید- " چگونه تلویزیون در ایران اسلامی شد" – انتشارات سروش ، سال بیست و دوم – شماره 1026)

ضرورت تحقیق :

با هجوم روز افزون رسانه های رقیب و شبکه فارسی زبان خارج از کشور و کوشش آنها در القای ارزش ها و افکار جدید و تغییر نگرشها و رفتارها و باورهای مذهبی و نیز تحول نیازها و انتظارات مخاطبان ، شناخت سلایق و نوع برنامه مورد انتخابی آنها و همچنین ساعات تماشای تلویزیون از سوی آنها برای برنامه ریزی در جهت برنامه های مطلوب ضرورت این تحقیق را مشخص می کند.

اهداف تحقیق :

هدف کمی تحقیق، عبارت است از دستیابی به وجود یا عدم وجود رابطه بین باورها و رفتارهای دینی بینندگان تلویزیون با کمیت تماشای برنامه ها و نوع برنامه های انتخابی و هدف آنان از تماشای برنامه ها.

اهداف جزئی شامل وجود تفاوت در خصوص متغیر مؤلفه باورهای مذهبی با توجه به متغیرهای جنس ، سن و تحصیلات و درآمد و ... مخاطبان است.

سؤالات تحقیق :

- مفهوم باورهای مذهبی چیست ؟

- مفهوم برنامه های تلویزیونی چیست ؟

- رابطه بین ساعات تماشای تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان چیست‌؟

- رابطه بین نوع برنامه انتخابی با باورهای مذهبی مخاطبان چیست ؟

- رابطه بین قالب برنامه با باورهای مذهبی مخاطبان چیست ؟

- وضع موجود نظام باورهای مذهبی مردم چگونه است ؟

فرضیـات :

- به نظر می رسد بین ساعات تماشای برنامه های تلویزیون با باورهای مذهبی مخاطبان رابطه وجود دارد.

- به نظر می رسد بین باورهای دینی مخاطبان و نوع برنامه ای که انتخاب
می کنند رابطه وجود دارد.

- به نظر می رسد بین باورهای دینی مخاطبان و هدف آنان از تماشای برنامه های تلویزیون رابطه وجود دارد.

تعاریف مفهومی :

«مقدمه»

باورها به صورت طیف گسترده ای بنیان رفتار و حرکات انسانی را تشکیل می دهند، منظومه باورهای انسان که هنوز به صورت کامل شناخته نشده اند توسط " میلتون روکیج" مورد بحث و علاقه قرار گرفته و در این بین 5 دسته باور مورد شناسایی و تبیین قرار گرفته اند که از باورهای عینی و مرکزی شروع (نوع A) و تا باورهای بدون عواقب نوع(E ) ادامه دارد که بر حسب نوع از بار اهمیتی گوناگون برخوردارند، تغییر در باورهای انسان دارای فرآیند خاصی است که مشخص می شود چه میزان چالش لازم است که بتوان هر باور را در یکی از تقسیم بندی های باوری دچار تزلزل یا تغییر کرد، " به طور کمی یک باور (اعتقاد) هر جمله ساده اخباری است که می توان از آنچه فرد می گوید یا انجام می دهد آن را استنباط کرد و می توان به راحتی با عبارت " من اعقاد دارم که ... " بیان نمود.

بنابراین ، باورها ، تمام اعتقادات و آمادگی های ذهنی قبلی برای عمل هستند و هر اعتقاد دارای 3 جزء شناختی ، احساسی و رفتاری است.

باورها و ارزشها به فرهنگ کمی و جامعه مفهوم و معنی می بخشد. در واقع باورها و ارزشهای هر جامعه معرف شخصیت و هویت اجتماعی- فرهنگی افراد و حتی جوامع هستند. چرا که خصیصه انسان داشتن نظامی از باورها و ارزشها است.

مفهوم باورهای مذهبی :

باور دینی اعتقادی است که فرد یا گروهی در مورد موضوعات دینی دارا هستند به طوریکه این عقاید بر قضاوت های ارزشی یا استدلال و دلایل منطقی متکی است.

(گرامی – عبدالرحیم – جامعه شناسی ادیان – تبیان – تهران – 79)

مفهوم برنامه های تلویزیون :

تلویزیون یک ابزار مخابراتی برای ارسال و دریافت عکس های متحرک و صدا از یک فاصله دور می باشد. این لغت به تمام بخش های تلویزیون ، برنامه های تلویزیون و پخش آن اشاره می کند.

کلمه تلویزیون یک کلمه دو قسمتی است که از زبان یونانی و لاتین می آید. تل در یونانی به معنای دور در حالیکه ویزیون که از زبان لاتین ویزیو می آید به معنای دیدن یا بینایی می باشد.

منظور از برنامه های تلویزیونی تمامی برنامه هایی است که توسط گروههای دینی ، اجتماعی ، فرهنگی ، تفریحی ، ورزشی و ... در شبکه های مختلف تولید و پخش می شود.

قالب های برنامه ای :

انواع و اقسام برنامه های تولید شبکه ها که در زمینه ها و
قالب های ، فیلم و سریال ، جنگ و برنامه های شاد خبر ، گزارش و مصاحبه ، موسیقی و تصویر ، دکلمه و پیام های کوتاه ، کارتون ، تبلیغات و غیره از شبکه های مختلف تولید و پخش می شوند.

انواع برنامه :

انواع برنامه های تولیدی شبکه ها در زمینه های علمی و آموزشی ، خانوادگی ، اجتماعی و فرهنگی ، اخلاقی و فرهنگی ، اخلاقی و مذهبی ، ورزشی ، سیاسی ، اقتصادی ، تاریخی ، بهداشت و ایمنی ، هنر و ادب ، پلیسی و جنایی و غیره که از نظر نوع با هم متفاوتند.

منابع و مأخذ این فصل به ترتیب کاربرد :

1) گرامی – عبدالرحیم – جامعه شناسی ادیان – تبیان – 79

2) سعیدیان – ایما – نگاهی نو به مفهوم مخاطب – انتشارات سروش – سال بیستم – تهران

3) مولانا – حمید " چگونه تلویزیون در ایران اسلامی شد " – سروش – سال بیستم و دوم – شماره 1026

4) گرامی – عبدالرحیم – جامعه شناسی ادیان – تبیان – 79

× سوابق نظری موضوع

  • o مقدمه
  • o تاریخچه
  • o مبانی نظری

× سوابق تجربی

× فهرست منابع و مأخذ

پیشینه نظری موضوع :

«مقدمه »

یکی از مشخصات برجسته دوران ما مقامی است که وسایل ارتباط جمعی در زندگی اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ملل بدست آورده اند. مارشال مک لوهان معتقد است که اگر دوران فن آوری یک دوران مصنوع فکر و عمل انسان است می توان گفت که انسان هر عصر به سهم خود مصنوع فن آوری زمان خود است.

(ساروخانی- باقر "جامعه شناسی ارتباطات "تهران 71 ) انتشارات اطلاعات نقش تلویزیون در شکل دهی رفتارها و باورهای مردمی به علت جنبه های شنیداری و دیداری و حرکتی آن دارای ویژگی های خاص است و به دلیل همین ویژگی ها و تأثیرات عمیقی که این رسانه می تواند به افراد جامعه به خصوص جوانان و نوجوانان داشته باشد ، حساسیت داشتن جامعه به محتوای پیام های ارائه شده از طریق این رسانه ضرورت پیدا می کند. نتایج تجربیات که بتازگی انجام شده حاکی از آن است که تأثیر رسانه های گروهی و به خصوص تلویزیون بر مردم به منزله مسمومیتی شبیه مسمومیت مواد مخدر است و یکی از روانشناسان مدعی است که تلویزیون مانند مواد مخدر پاره ای از اختلاف ها را می پوشاند و از بروز آنها جلوگیری می کند .

(شرایر- شروان – نیروی پیام – ترجمه سروش حبیبی – تهران 71)

در بحث از آثار وسایل ارتباط جمعی از جمله تلویزیون ، دو دیدگاه افراطی و یک دیدگاه معتدل به چشم می خورد برخی مانند مک لوهان معتقدند که وسایل ارتباط جمعی دارای چنان قدرتی هستند که می توانند برای نخستین بار نسلی تازه در تاریخ انسان پدید آورند. به نظر وی تلویزیون یک وسیله ارتباطی سرد به شمار می آید که می تواند موجبات مشارکت انسانی را فراهم کند.

تاریخچه باورهای مذهبی:

دین و باورهای مذهبی یکی از اساسی ترین و مهمترین نهادهایی است که جامعه بشری به خود دیده است به طوریکه هیچگاه بشر خارج از این پدیده زیست نکرده و دامن از آن بر نکشیده.

به گفته پلوتارک اگر به صحنه گیتی نظری بیافکنیم، بسیاری از محل ، اماکن را خواهید دید که در آنجا نه آبادیست نه علم و نه دولت ، اما یکجا که خدا نباشد و باور مذهبی نمی توان پیدا نمود.

(کوزر – لوئین – جامعه شناسی معرفت : به ترجمه سعید سبزیان – نامه علوم اجتماعی 73 )

در واقع هیچ فرهنگی در گذشته یافته نمی شود که دین در آن جایی نداشته باشد و هیچ کس فکر نمی کند که در آینده نیز فرهنگی غیر از این بتواند به وجود آید . مطالعه انسان فهم و درک این نکته را برای ما ممکن می سازد که نیاز به یک نظام مشترک جهت گیری و باوری و مرجع اعتقاد دارای ریشه عمیق در شرایط زیستی انسان است.

(فرم – اریک – روانکاری و دین – به ترجمه آرسن نظریان – انتشارات مروارید – چاپ اول – 82)

به زعم یونگ " دین حالتی خاص از روح انسان است که بر طبق معنی اصلی کلمه دین و باور مذهبی به این عبارت تعریف می شود ، بعضی از عوامل مؤثر که بشر عنوان " قدرت قاهره " را به آن اطلاق می کند و آنها را به صورت ارواح ، شیاطین ، خدایان، قوانین ، صور مثالی ، کمال مطلوب و غیره تجسم می کند.

(یونگ - کارل گوستاور – روانشناسی و دین – ترجمه فواد روحانی – انتشارات علمی و فرهنگی چاپ سوم – 82)

استعمال کلمه دین و باور مذهبی ، اعتقاد به ملک معینی را در نظر ندارد . اما هر ملکی در اصل از یک طرف به احساس مستقیم کیفیت قدسی و نورانی متکی است و از طرف دیگر به ایمان یعنی وفاداری به اعتقاد و تأثیر عوامل قدسی و نورانی و تغییراتی که در وجدان انسان از آن تأثیر حاصل می شود.

به نظر فروید منشاء دین و باور مذهبی ناتوانی انسان در مقابله با نیروهای طبیعت در بیرون از خود و نیروهای غریزی درون خویش است . به نظر او دین در مراحل ابتدایی و اولیه تکامل انسان به وجود آمده یعنی زمانی که هنوز بشر از عقل و دانش کافی برخوردار نبوده و قادر به استفاده از خرد خود در مقابله با این نیروهای بیرونی و درونی نبوده است . در نتیجه به جای مقابله با‌ آنها و استفاده از خرد از "ضد انفعالات " و دیگر باورهای احساسی و عاطفی کمک گرفته و در این فراگیر چیزی را در خود پرورش می دهد که فروید آن را " توهم " می نامد .

بنابراین نتیجه می گیریم مذهب و باور مذهبی از همان ابتدای تاریخ بشر همیشه همراه و همگام انسان بوده و موجبات اعتلای روانی و تکامل و آرامش و تعالی انسان شده است.


بررسی علل تمایل معلمان ابتدایی به تغییر مقطع از دورة ابتدایی به دورة متوسطه در شهرستان قوچان

معلم در مکتب مقدس اسلام از پایگاه و موقعیت والایی برخوردار است به طوری که حضرت رسول اکرم (ص) فرموده است انما بعثت معلماً به همین سبب توجه به معلمان یک جامعه، یعنی توجه به مقام بشری و توجه به سرچشمه خوبی‌ها اگر عزت نفس معلمان حفظ شود عزت نفس جامعه حفظ و تأمین می‌شود
دسته بندی خدماتی و آموزشی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 275 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 128
بررسی علل تمایل معلمان ابتدایی به تغییر مقطع از دورة ابتدایی به دورة متوسطه در شهرستان قوچان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه

معلم در مکتب مقدس اسلام از پایگاه و موقعیت والایی برخوردار است به طوری که حضرت رسول اکرم (ص) فرموده است انما بعثت معلماً به همین سبب توجه به معلمان یک جامعه، یعنی توجه به مقام بشری و توجه به سرچشمه خوبی‌ها , اگر عزت نفس معلمان حفظ شود عزت نفس جامعه حفظ و تأمین می‌شود.

بی‌شک نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی و تداوم آن ناگزیر است که به نظام آموزش و پرورش توجه کند و نظام آموزش و پرورش برای تحقق اهداف خود باید به تأمین و تربیت نیروی انسانی لایق و شایسته برای عصر حاضر و آتی بیندیشد. در این راه مهم‌ترین نیروی انسانی همان معلم است.

در فرآیند یاد دهی و یادگیری مهم‌ترین و موثرترین کسی که نقش‌های متعدد و سازنده بر عهده دارد معلم است. جایگاه و نقش معلمان به حدی است که صاحب نظران تعلیم و تربیت بدون وجود معلمان شایسته بازسازی و اصلاح نظام آموزش و پرورش را موفقیت‌آمیز نمی‌دانند.

امروزه کارگزاران اصلی تعلیم و تربیت معلمان‌اند زیرا آن چه دانش‌آموزان کسب می‌کنند متأثر از خصوصیات، کیفیات و شایستگی‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی و معنوی معلمان است و تعامل مستمر و چهره به چهره معلم با دانش‌آموزان وی را در موقعیت ممتاز و منحصر به فردی قرار می‌دهد که هیچ انسان دیگری از چنین موهبتی برخوردار نیست که پژوهش‌های گوناگون نیز موید این امر است.

بنابراین با توجه به رسالت و نقش معلمان در رشد ابعاد وجودی کودکان، نوجوانان و جوانان و تربیت نیروی انسانی هر جامعه باید بگوییم که معلمان، نقطه آغاز هر تحول آموزشی‌اند آموزش و پرورش کلید و فاتح آینده است و معلمان فاتح عرصه تعلیم و تربیت و تمدن‌اند.

لذا توجه جدی و همه جانبه به جذب، انتخاب و تربیت معلمان شایسته، ارتقای علمی،‌ نگهداری و تکریم شخصیت آنان وظیفه مسئولان بالای کشو ر، مدیران عالی و اجرایی وزارت آموزش و پرورش و اولیای دانش‌آموزان است.

1-1 بیان مسأله

در نظام آموزش و پرورش نقش عامل نیروی انسانی بسیار مهم است و معلم از مهمترین عوامل موثر در رشد و توسعه کیفی و محتوی تعلیم و تربیت به شمار می‌آید. با توجه به افزایش روز افزون تعداد دانش‌آموزان مدرسه رو به طبع نیاز به جذب و نگهداری آموزگاران دوره ابتدایی بیشتر محسوس است.

بنابراین در نظام آموزشی ایران نیز باید به امر نگهداری و استفاده بهینه از معلمان توجه بیشتری مبذول گردد چرا که کم توجهی نسبت به این امر مهم مسائل و مشکلات عدیده‌ای را در امر آموزش به وجود می‌آورد.از این رو سرمایه‌گذاری در مورد نیروی انسانی آموزش و پرورش به ویژه معلمان در ابعاد کمی و کیفی به مساعد ساختن محیطی تربیتی و ایجاد شرایطی که معلم را به کار خود دلگرم کند امری اساسی است لذا نظام آموزش و پرورش باید با استفاده صحیح از سیستم نگهداری و ایجاد انگیزه و رغبت در معلمان و اجرای طرح‌های مناسب جهت حل مشکلات مرتبط با آن از بروز مسائل و مشکلات آموزگاران جلوگیری نماید.

علل و عوامل متعددی هستند که باعث گردیده است معلمان ابتدایی به مقاطع بالاتر انتقال یابند که این عوامل با آموزش و پرورش و بعضاً با جامعه در ارتباط هستند بدین جهت این تحقیق به دنبال پاسخ به سئوال و مسأله زیر است:

دلایل تمایل معلمان دوره ابتدایی به انتقال به مقاطع تحصیلی بالاتر چیست ؟

1-2 اهداف تحقیق

هدف اصلی:

بررسی علل تمایل معلمان دوره ابتدایی به تغییر مقطع و انتقال به مقطع بالاتر

اهداف فرعی:

1- بررسی تأثیر سطح درآمد در افزایش تمایل معلمان ابتدایی به تغییر مقطع

2- بررسی تأثیر جایگاه و منزلت اجتماعی در افزایش تمایل معلمان ابتدایی به تغییر مقطع

3- بررسی تأثیر میزان سختی کار در افزایش تمایل معلمان ابتدایی به تغییر مقطع

4- بررسی تأثیر مشکلات ناشی از تعیین محل خدمت در افزایش تمایل معلمان ابتدایی به تغییر مقطع

1-3 ضرورت و اهمیت تحقیق

تعلیمات دوره ابتدایی، مهمترین دوره نظام آموزش و پرورش رسمی کشور را تحت پوشش قرار داده و به این سبب از اولویت خاصی برخوردار است تعلیمات این دوره نخستین گامی است که در جهت آموزش افراد برای زندگی کردن برداشته می‌شود با توجه به همین نقش تعیین کنندة آموزش ابتدایی در شکل دادن به زندگی است که تقریباً کلیه کشورهای جهان آموزش ابتدایی را به مثابه یک اصل مهم و همگانی پذیرفته‌اند و آن را به عنوان زیربنا و رکن اصلی نظام آموزش و پرورش تلقی می‌کنند.

پیاژه معتقداست که بهترین طرح‌های اصلاح و بازسازی آموزش و پرورش در صورتی که معلم به تعداد کافی و با کیفیت مطلوب در اختیار نباشد با شکست مواجه خواهد شد

حتی نتایج حاصل از تحقیقات روان‌شناسی تربیتی نیز تنها از طریق آموزگاران با تجربه و علاقه‌مند به مدرسه راه می‌یابد و بار ترقی جوامع و پیشرفت و تحول روش‌های آموزشی هم به دوش معلمان سنگینی می‌کند.

از طرف دیگر می‌دانیم ساخت‌های ذهنی تشکیل شده در دوره ابتدایی شرط اصلی حیات تحصیلی آینده کودک است و تشکیل ساخت‌های ذهنی دوره بالاتر (نوجوانی) در گرو تشکیل ساخت ذهنی دوره پائین‌تر (کودکی) است و شخصیت کودک در این دوره تشکیل می‌گیرد و بسیاری از قوانین اجتماعی را فرا می‌گیرد.

از آنجا که شرط ورود به دوره های تحصیلی بالاتر گذراندن دوره ابتدایی است سرمایه گذاری برای این دوره و توجه به بهبود کمی و کیفی آن زمینه را برای توفیق دانش آموزان در دوره های تحصیلی بعد فراهم کرده و افت تحصیلی و تربیتی آنان را در این دوره کاهش می دهد .

1-4 سئوالات پژوهش

علل و عواملی متعددی هستند که باعث انتقال معلمان ابتدایی به مقاطع بالاتر می‌گردد که این عوامل از جامعه و نظام آموزش و پرورش نشأت می‌گیرند سئوالاتی که در رابطه با این پژوهش به ذهن می‌رسد به صورت زیر مطرح می‌گردند.

سئوال اصلی:

علل تمایل معلمان دوره ابتدایی به تغییر مقطع و انتقال به مقاطع بالاتر چیست؟

سئوالات فرعی:

1- آیا سطح درآمد پائین مقطع ابتدایی منجر به تمایل ترک مقطع در معلمان ابتدایی گردیده است؟

2- آیا کم اهمیت بودن جایگاه و منزلت اجتماعی مقطع ابتدایی منجر به تمایل ترک مقطع در معلمان گردیده است؟

3- آیا سختی کار بالای مقطع ابتدایی منجر به تمایل ترک مقطع ابتدایی در معلمان گردیده است؟

4- آیا مشکلات ناشی از تعیین محل خدمت مقطع ابتدایی منجر به تمایل ترک مقطع ابتدایی در معلمان گردیده است؟

1 -5 مدل تحقیق :

تحقیق حاضر از جمله تحقیقات توصیفی پیمایشی علـّی است که محقق در این پژوهش قصد دارد به تبیین علت های تمایل به تغییر مقطع معلمان ابتدایی بپردازد .

1-6 تعاریف نظری و عملیاتی واژه‌ها

تعریف دوره ابتدایی

نظری :

نخستین مرحله از مراحل تعلیم و تربیت رسمی است که همه کودکان اعم از پسر و دختر از سن 6 تا 11 سالگی را در بر می‌گیرد ( صافی ، 1378 ص79 ).

عملیاتی :

منظور کودکان 6 تا 11 ساله هستند که دوره ابتدایی در قوچان تحصیل می کنند که طول مدت دوره تحصیل آن 5 سال است .

تمایل:

نظری :

تمایل توجه مستمر فعالیت انسان به سوی جنبه‌ای از جنبه‌های زندگی است یعنی هر وقت فرصت ظهور پیدا کنند آثار خارجی خود را نشان می‌دهند.( سیف ، 1375 ، ص98 )

عملیاتی

منظور میل و رغبتی است که یک معلم دوره ابتدایی تمایل دارد دوره ابتدایی را ترک نماید و به مقطع تحصیلی متوسطه رغبت پیدا کند .

تغییر مقطع:

نظری

منظور حرکت و انتقال از یک دوره تحصیلی پائین (ابتدایی) و ارتقاء به یک دوره تحصیلی بالاتر (متوسطه) است که طول دورهای تحصیلی در ابتدایی در کشور ما 5 سال و در دوره متوسطه با احتساب پیش دانشگاهی 4 سال است.

عملیاتی

در این تحقیق درصدی از معلمان ابتدایی هستند که به دلیل اخذ مدرک تحصیلی و دیگر عوامل متقاضی انتقال به مقطع تحصیلی بالاتر هستند .

سطح در آمد

نظری

میزان حقوق و مزایایی است که یک معلم در دوره ابتدایی در طول یک ماه خدمت دریافت می‌کند که میانگین آن به طور متوسط کمتر از چهارصد هزار تومان است.

عملیاتی

منظور درآمد ماهیانه ای است که فرد در مقابل انجام کار موظفی دریافت می کند.

سختی کار

نظری :

یعنی مقدار رنج و ناراحتی که فرد در حین انجام وظیفه متحمل می شود .

عملیاتی:

منظور کارکردن با قشری از کودکانی است که از محیط خانواده بدون زمینه قبلی تحصیلی و آموزشی پا به دبستان می‌گذارند که معلمان مجبورند وقت و انرژی بیشتری را به منظور دریافت مطالب درسی صرف کنند و در نهایت تحت فشارهای جسمانی و روحی قرار می‌گیرند.

محل خدمت

نظری

محلی است که معلم آنجا را برای تدریس برای مدت یکسال انتخاب می‌کند

عملیاتی : منظور محلی است که یک معلم آنجا را برحسب امتیاز و شرایط به مدت یک سال تحصیلی برای تدریس انتخاب می کند .

فصل دوم

مطالعات نظری

2- 1 ادبیات تحقیق

مقدمه

در جوامع کنونی معلم به عنوان یکی از عناصر اصلی نظام آموزش و پرورش که تعلیم و تربیت کودکان را به عهده دارد، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. امروزه اکثر کشورهای پیشرفته دنیا بیشترین سرمایه‌گذاری را در نظام آموزش و پرورش انجام می‌دهند در این راستا سعی و اهتمام رؤسای نظام آموزش و پرورش کشورهای توسعه یافته در این است که معلمان مجرب، متخصص، لایق و شایسته را بکار گیرند با توجه به اهمیت حرفه معلمی در اکثر کشورهای دنیا بخصوص کشورهای اروپایی و چین و ژاپن معلمان از احترام کافی برخوردارند و عموم مردم این کشورها به معلمان بسیار ارج می‌نهند. هم چنین با توجه به این که در این کشورها معلمان از حقوق و مزایای عالی بهره‌مندند لذا بیشتر نیروهای متخصص تمایل دارند تا در این نهاد به کار اشتغال یابند و همین امر باعث گردیده است که امروزه این کشورها از نظر علمی پیشرفت شایانی داشته باشند.

ژان پیازه می‌گوید: زیباترین طرح اصلاح و بازسازی آموزش و پرورش در صورتی که معلم به تعداد کافی و با کیفیت مطلوب در اختیار نباشد با شکست رو به رو خواهد شد.

در آموزش و پرورش به هیچ تحول علمی یا نوآوری مطلوب نمی‌توان دست یافت مگر این که پیشاپیش در شیوه‌های کاری معلمان به عنوان کارگزاران واقعی، تغییرات مناسب بوجود آید رمز سعادت و بالندگی نظام‌های تعلیم و تربیت را باید در سلامت، رشد و بالندگی معلم جستجو کرد.

امروزه کارگزاران اصلی تعلیم و تربیت معلمان‌اند زیرا آن چه دانش‌آموزان کسب می‌کنند متأثر از خصوصیات ـ کیفیات و شایستگی‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی معلمان است و تعامل مستمر و چهره به چهره معلم با دانش‌آموزان وی را در موقعیت ممتازی قرار می‌دهد که هیچ انسان دیگری از چنین موهبتی برخوردار نیست (صافی ، 1378، ص 28).

تعریف آموزش و پرورش

در فرهنگ کشور ما از زمان‌های بسیار قدیم اصطلاح تعلیم و تربیت را به کار می‌برده‌اند که بعدها آن را به آموزش و پرورش ترجمه کرده‌اند. در گذشته تصور بر این بود که یک معلم دو نوع وظیفه در قبال دانش‌آموز خود دارد. یکی آموزش مفاهیم علمی و دستاوردهای تکنولوژی و دیگری پرورش اجتماعی و مذهبی یعنی تقویت نیروهای اخلاقی و ویژگی‌های نیک انسانی (شریعتمداری، ، 1369، ص 25).

اما مطالعه دقیق انسان و رفتار و کردار او مؤید این است که تجزبه انسان به دو جنبه متفاوت بدن و روان درست نیست، بلکه هر رفتاری از کل وجود او سر می‌زند به طور کلی تربیت به معنای وسیعش یعنی کمک به پیدایش تغییرات مطلوب در افراد (نقیب‌زاده، ، 1368، ص 12).

تربیت در لغت به معنی نشو و نما دادن، زیاد کردن، بر کشیدن و مرغوب یا قیمتی ساختن است. در این معنی تربیت از حد افراط و تفریط بیرون آوردن و به حد اعتدال سوق دادن است. تعلیم نیز چنانچه صحیح صورت پذیرد نوعی تربیت است. زیرا به پرورش استعدادهای بالقوه آدمی کمک می‌کند و آدمی از لحاظ فرهنگی ، اجتماعی و اعتقادی محصول تعلیم یا نفوذ بزرگسالان است (شکوهی ،1369 ، ص2 )

آموزش و پرورش فرایندی است که به وسیله آن جامعه می‌کوشد تا دستاوردها و آرمان‌های خود را برای زندگی بهتر به کودکان خود منتقل کند، فرآیند آموزش و پرورش از لحظه تولد آغاز می‌شود زیرا از همان روزهاست که پدران و مادران می‌خواهند رفتارهایی مطابق با فرهنگ خود را به کودکان یاد دهند و می‌کوشند تا آن گونه نگرش‌ها، ارزش‌ها، مهارت‌ها و معرفتی را در کودکان بوجود آورند که تعیین کننده روند عملیات حاکم در رفتار آنان در تمامی دوران زندگی باشد

(تقی‌پور ظهیر، 1368، ص 25).

ساختار آموزش و پرورش

در نظام‌های آموزشی معمولاً سه سطح آموزش ابتدایی، آموزش متوسطه و آموزش عالی طراحی شده است در سطح آموزش ابتدایی، در اهداف برنامه‌ها، عمدتاً انتقال اطلاعات عمومی به دانش‌آموزان و پرورش قوای روحی و جسمی آنان مورد نظر است.

در سطح آموزش‌های متوسطه در حقیقت بعنوان مرحله بینایی تکمیل و گسترش آموزش‌های مقدماتی و ایجاد پایه‌های لازم برای آموزش‌های تخصصی در نظر گرفته می‌شود و در مرحله سوم یعنی سطح آموزش عالی عموماً جنبه‌های تخصصی در رشته‌های مختلف علمی و فنی، به مثابه آماج نهایی مورد توجه می‌باشد.

رژیم گذشته از اوایل دهه 1340 درصدد ایجاد تغییراتی در نظام آموزش و پرورش کشور بر می‌آید و طرحها و برنامه‌ریزی‌های جدیدی در عرصه آموزشی تدوین و به مورد اجرا می‌گذارد در اوایل دهه 1340 نظام آموزش و پرورش کشور به مدت 12 سال و به شرح زیر تقسیم‌بندی شده بود.

1- آموزش ابتدایی (تعلیمات عمومی) 6 سال.

2- آموزش متوسطه نظری و آموزش فنی و حرفه‌ای (سیکل اول) 3 سال.

3- آموزش متوسطه نظری و آموزش فنی و حرفه‌ای (سیکل دوم) 3 سال.

اما از سال 1347 ساختار نظام آموزش و پرورش کشور به شرح زیر تغییر یافت ..

1- آموزش ابتدایی 5 سال

2- آموزش راهنمایی تحصیلی 3 سال

3- آموزش متوسطه نظری و آموزش فنی و حرفه‌ای 4 سال

و از سال 1371 دوره متوسطه نظام آموزش و پرورش به صورت نظام ترمی و واحدی به سه سال تبدیل شد که سال آخر بنام پیش دانشگاهی مشغول تحصیل می‌شوند. (صافی، 1378، ص 69).

تاریخچه آموزش ابتدایی در ایران

در نظام آموزش و پرورش، آموزش ابتدایی به عنوان زیر بنا و رکن اصلی آموزش و پرورش کشور محسوب می‌شود. دوره ابتدایی یکی از دوره‌های مهم تحصیلی است که در رشد تربیت و تکوین آن تأثیر به سزایی دارد. این دوره را دورة تأدیب خلاقیت و بروز استعدادهای عمومی و کودکی سوم نامیده‌اند که گروه سنی 10-6 سالگی را شامل می‌شود. این سطح از آموزش به نام‌های تعلیمات ابتدایی , تعلمیات اجباری، آموزش همگانی و عمومی خوانده می‌شود. آموزش ابتدایی در ایران قبل از تأسیس مدارس به سبک جدید معمولاً در مکتب خانه‌ها صورت می‌گرفت در قانون اساسی معارف مصوب آبان ماه 1290 شمسی آموزش ابتدایی به عنوان اولین دوره تحصیلی ذکر گردیده و مدت آن نیز 6 سال تعیین شده است در قانون تعلیمات اجباری مصوب مرداد ماه 1322 شمسی توجه به دوره ابتدایی از نظر برنامه‌ریزی آموزشی و درسی، تربیت و تأمین معلمان مورد نیاز و... مورد تأکید قرار گرفته و تعلیمات ابتدایی، دوره‌های عمومی، اجباری و مجانی اعلام شده است در سال 1345 شمسی با تغییر ساختار آموزش و پرورش، دوره ابتدایی از 6 سال به 5 سال تقلیل یافته و به عنوان مرحله اول تعلیمات عمومی مطرح شده است هم اکنون کودکانی که 6 سال تمام دارند طبق مقررات مصوب دوره ابتدایی ثبت نام نموده و به مدت 5 سال این دوره را می‌گذرانند که تا سال 1376 در پایه پنجم امتحانات بصورت نهایی برگزار می‌شد و به قبول شدگان گواهینامه پایان تحصیلات ابتدایی اعطا می‌گردید ولی از سال 1376 به بعد امتحانات نهایی در مقطع ابتدایی حذف گردید و در حال حاضر امتحانات بصورت داخلی برگزار می گردد و به قبول شدگان به جای گواهی نامه پایان تحصیلات ابتدایی ، کارنامه عکس دار اعطا می گردد . (صافی، همان منبع، ص 78).

اهمیت و ضرورت دورة ابتدایی

دوره ابتدایی، در رشد مفاهیم و معانی اموری که کودک در زندگی روزمره با آنها مواجه است، نقش مهمی بر عهده دارد. این دوره تداوم بخش تکوین شناختی، زیستی و اجتماعی کودک است که درخانواده پی‌ریزی شده است. همچنین دوره‌ای است که در آن فرصت و موقعیت مناسبی برای تحصیل، تربیت و یادگیری شیوه ارتباط صحیح با دیگران برای کودک فراهم می‌گردد و استعدادهای هر کودک بتدریج شکوفا می‌شود.

با توسعه فرهنگ و تمدن بشرو نیاز انسان به خواندن، نوشتن و حساب کردن و غیره بتدریج بر تعمیم آموزش همگانی و بهره‌گیری از تعلیمات اجباری تأکید شده است. به گونه‌ای که در اعلامیه حقوق بشر آمده است:

هر کس حق دارد از آموزش و پرورش بهره‌مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید رایگان باشد. همچنین آموزش و پرورش اجباری است. آموزش حرفه‌ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط مساوی و کامل در دسترس قرار گیرد تا همه بنا بر استعداد خود از آن بهره‌مند شوند.

در ایران تصمیم ایجاد آموزش همگانی و توجه به آموزش ابتدایی ضرورت دارد؛ زیرا:

در قانون اساسی معارف، قانون تعلیمات اجباری و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر عمومی بودن، اجباری و رایگان شدن این دوره تأکید شده است و فراهم کردن شرایط تحصیل در این دوره از وظایف دولت بر شمرده شده است.

از آنجا که گسترش دوره پیش دبستانی (آمادگی) به دلایلی هم اکنون مقدور نیست و اکثر کودکان قبل از دوره دبستان تحت تعلیم و تربیت والدین قرار دارند؛ باید کودکان سنین شش تا ده سال نه تنها از آموزش و پرورش ابتدایی برخوردار شوند بلکه ضعف‌ها و نارسایی‌های تربیتی ناشی از شرایط نامساعد خانوده، نیز باید در این دوره جبران شود.

از آنجا که شرط ورود به دوره‌های تحصیلی بعدی گذراندن دوره ابتدایی است، سرمایه‌گذاری برای این دوره و توجه به بهبود کمی و کیفی، آن زمینه را برای توفیق دانش‌آموزان در دوره های تحصیلی بعد فراهم کرده و افت تحصیلی و تربیتی آنان را در این دوره کاهش می‌دهد.

گسترش دوره ابتدایی در شهر و روستا موجب می‌شود که همه کودکان واجب‌التعلیم بتوانند در این دوره تحصیل کنند تا بدین وسیله به تدریج بی‌سوادی در ایران ریشه کن شود دورة ابتدایی امکان می‌دهد تا اغلب ناتواییهای یادگیری به شکل مشکلاتی در خواندن، نوشتن و حساب کردن ظاهر شود. این نوع مشکلات معمولاً قبل از ورود به مدرسه شناخته نمی‌شود.(صافی،همان منبع،ص49 )

در بحث از مفهوم تربیت یا آموزش و پرورش طبعاً مسئله انسان مطرح می‌شود زیرا در هر جایی که افراد بشر زندگی کرده‌اند مسئله تربیت مطرح شده است به عبارت دیگر زندگی و تربیت برای انسان در مفهوم لازم و ملزوم بوده‌اند که بدون یکی دیگری امکان ندارد انسان تا وقتی زنده است به ترتیب نیاز دارد و او را تربیت می‌کنند یا بتواند زندگی کند.

کانت می‌گوید: «آدمی موجودی اخلاقی نیست، فقط وقتی تحت تعلیم قرار می‌گیرد موجودی اخلاقی می‌شود» (نقیب‌زاده، 1368، ص 36).

دکتر هوشیار می‌نویسد: «تأثیر عمیق تربیت در سرنوشت افراد و اقوام و در دگرگون ساختن چهره بشریت ملی قرون و اعصار همواره آشکار بوده است». (هوشیار، 1370، ص 61).

نوزاد آدمی موجودی بسیار ناتوان است زیرا نمی‌داند برای رفع نیازهای خویش از اندام‌های خود استفاده کند و تقریباً همه استعدادهای بیشمارش بالقوه است نه بالفعل، به طوری که تربیتش از جهات مختلف جسمی عقلی و عاطفی نه فقط ممکن، بلکه ضروری است. براستی، آدمی نه تنها تربیت پذیر است، بلکه تنها مخلوقی است که به تعلیم و تربیت نیازمند است تا آنجا که اگر از برکات آن محروم بماند فرصتی قیمتی و چیزی ارزنده را برای همیشه از دست داده است کار این انسان در تمام دوران زندگیش بستگی به نوع و کیفیت تعلیم و تربیتی دارد که در دوران کودکی و نوجوانی دریافت داشته است.

فیوضات می‌گوید: «بین رشد اقتصادی و توسعه آموزش و پرورش رابطه مستقیمی وجود دارد همچنین آموزش و پرورش برای تحرک و ارتقای اجتماعی و بهره‌برداری از امتیازات اجتماعی و اقتصادی لازم است کسانی که از آموزش کافی بهره‌مند شده‌اند نسبت به کسانی که از چنین آموزشی بی‌بهره‌اند، جلوترند» (فیوضات، ، 1374، ص 22).

با توجه به آنچه در مورد اهمیت و ضرورت تعلیم و تربیت بیان شد می‌توان گفت آموزش و پرورش نوعی سرمایه‌گذاری است و تخصیص منابع بیشتر به این بخش موجب تسریع رشد اقتصادی می‌گردد که می توان از عوامل مؤثر در رشد اقتصادی از استفاده بهینه از نیروی کار، سرمایه و تجهیزات فیزیکی و مادی نام برد .

حال با توجه به این که می‌دانیم دوره ابتدایی پایه و اساس آموزش و پرورش است و شخصیت کودک در این دوره شکل می‌گیرد و به زعم صاحب‌نظران علم اقتصاد، سرمایه‌گذاری در این دوره را بهترین سرمایه‌گذاری می‌دانند می‌طلبد معلمانی زبده و با تجربه و کارآمد در این دوره بکار گرفته شوند و نیازهای مادی و معنوی آنها را در حد زندگی مطلوب تأمین کنند تا به جز آموزش و پرورش بچه‌ها به چیز دیگری فکر نکنند و با استفاده از تکنولوژی پیشرفته و تجهیزات آموزشی ـ آموزشی اثربخش و مفید ارائه دهند در غیر این صورت اگر توجه کافی به این دوره نشود و نتوانند نیروی انسانی ماهر و با تجربه در این حوزه جذب و نگهداری نمایند اهداف مورد نظر محقق نخواهد شد چرا که نیروهای با تجربه و سوابق بالا از این مقطع به دلیل عدم تأمین نیازهای معیشتی، منزلت اجتماعی، فقدان اضافه کاری ، سختی کار و عدم رشد و توسعه در رشته شغلی خود ناگزیرند از این مقطع به مقطع متوسطه کوچ کنند تا شاید بتوانند موجبات نیازهای معشیتی و منزلتی خویش را فراهم نمایند و کسب اعتبار و ارزش نمایند.

ویژگی‌های دوره ابتدایی

دوره سوم کودکی از حدود شش سالگی تا یازده سالگی است. دراین دوره شخصیت کودک سازمان یافته‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و از نظر جسمی و تواناییهای ذهنی و اجتماعی تغییرات مهمی در او به وجود می‌آید، از این رو شناخت کودکان دبستانی برای برنامه‌ریزان و مدیران و معلمان دوره ابتدایی ضرورت دارد.

در گزارش اهداف، ویژگیها و اصول آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی اهم ویژگی بدنی و ذهنی کودکان هفت تا ده ساله به شرح ذیل آمده است:

الف) ویژگیهای بدنی

- هماهنگی چشم و دست کامل می‌شود.

- یادگیری مهارتهای حرکتی، دقیقتر، سریعتر و پیچیده‌تر می‌شود.

- ماهیچه‌های کوچک، کاملاً رشد می‌کنند.

- سرعت رشد دختران در این دوره از پسران بیشتر می‌شود.

- در پایان این دوره، علائم بلوغ (صفات ثانویه) در دختران بتدریج ظاهر می‌شود.

- در کاربرد صحیح و سریع اندامهای حسی و حرکتی مهارت کافی کسب کرده است.

- رشد جسمی کودک بخصوص از نظر تکامل مراکز عصبی، به جایی رسیده است که می‌تواند به تحریکات رسیده از خارج، پاسخ‌های کاملاً اختصاصی بدهد.

ب) ویژگی‌های ذهنی و تحول روانی

- تقلید در این دوره آگاهانه انجام می‌گیرد.

- خودمیان بینی یا خودمداری کودک تعدیل می‌شود.

- بزرگسالانی را که از نظر او ارزشمند و مورد احترامند الگو قرار می‌دهد.

- احساس مالکیت در او قوی می‌شود.

- از تخیل به واقعیت نزدیک می‌شود.

- قدرت تشخیص میان خوب و بد در اوظاهر می‌شود.

- کم کم آرامش و ثبات عاطفی پیدا می‌کند.

- دارای ابتکار عمل و سلیقه شخصی می‌شود.

- قواعد را درک می‌کند و رعایت قاعده در کارها را لازم می‌داند.

- به مرحله تفکر محسوس می‌رسد.

- قدرت درک علت امور طبیعی را بتدریج پیدا می‌کند.

- در این دوره کودک دارای حافظه نیرومندی است.

- به حرف زدن علاقه فراوان دارد.

- به رفاقت با کودکان دیگر و همسالان علاقه‌مند است.

- قبل از اجرای هر کار قادر است طرح و نقشه آن را بریزد.

- به یادگیری علاقه زیاد دارد.

- قدرت درک مشکلات پیرامون خود را پیدا می‌کند.

- کنجکاوی کودک جهت دار و هدفمند می‌شود.

با توجه به ویژگیهای کودکان در دوره دبستان تعلیم مفاهیم اساسی، تربیت اخلاقی و اجتماعی و جسمانی او ضرورت دارد.(صافی، همان منبع ، ص 42)


بررسی رابطه ی بین عناصر سبکهای عشق ( صمیمیت ، شهوت ، تعهد ) و رضایت زناشویی

پژوهش حاضر به بررسی رابطه ی بین عناصر سبکهای عشق ( صمیمیت ، شهوت ، تعهد ) و رضایت زناشویی می پردازد هدف از این پژوهش ، شناخت سه عامل مهم و مؤثر بر رضایتمندی زناشویی است که شناخت هر یک به بهبود زندگی های زوجین و نهایتاً کاهش نرخ طلاق منجر می شود ، بود برای رسیدن به این هدفها ، 41 زن متأهل خانه دار ( 45 ـ 30 ) ساله ساکن شهر تهران به عنوان نمونه ی
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 215 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 120
بررسی رابطه ی بین عناصر سبکهای عشق ( صمیمیت ، شهوت ، تعهد ) و رضایت زناشویی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

چکیده :

پژوهش حاضر به بررسی رابطه ی بین عناصر سبکهای عشق ( صمیمیت ، شهوت ، تعهد ) و رضایت زناشویی می پردازد . هدف از این پژوهش ، شناخت سه عامل مهم و مؤثر بر رضایتمندی زناشویی است که شناخت هر یک به بهبود زندگی های زوجین و نهایتاً کاهش نرخ طلاق منجر می شود ، بود . برای رسیدن به این هدفها ، 41 زن متأهل خانه دار ( 45 ـ 30 ) ساله ساکن شهر تهران به عنوان نمونه ی تصادفی برگزیده شدند . همه ی آزمودنیها به دو پرسشنامه ی سبکهای عشق ( استرنبرگ ) و رضایت زناشویی ( ENRICH ) پاسخ دادند .

پس از بررسی های آماری بر روی سه فرضیه پژوهش ، از طریق ضریب همبستگی پیرسون ، نتایج نشان داد . که بین عنصر صمیمیت سبکهای عشق و رضایت از زندگی زناشویی همبستگی معنا داری ، در سطح 96 /0 = r که نمایانگر همبستگی خیلی بالا و کامل است ، وجود داشت . و این در حالی بود که بین عناصر شهوت سبکهای عشق در رضایت از زندگی زناشویی همبستگی منفی معنا دار در سطح 39 /0 ـ = r بدست آمد . و همچنین بین عنصر تعهد سبکهای عشق و رضایت از زندگی زناشویی همبستگی منفی معنادار در سطح 74 /0 ـ = r بدست آمد .

فصل اول

مقدمه

1 ـ مقدمه

2 ـ ضرورت و اهمیت پژوهش

3 ـ اهداف پژوهش

4 ـ بیان مسئله

5 ـ فرضیه ها

6 ـ تعریف واژه ها

مقدمه

در گذشته ، هر گونه ارتباط بین عشق و ازدواج امری بدون معنا و غیرمعمول بود . پدر و مادر ، دختری را برمبنای مبانی و ملاکهای کاملاً عینی و مشهود چون ثروت و دارایی و تمول و نظایر آن انتخاب می نمودند . هر طبقه اجتماعی ملاکهای فرعی خاص خود را نیز در نظر می گرفتند ، مثلاً نجبا و اشراف زادگان ؛ اصالت و اشراف زادگی ، کشاورزان ؛ تنومندی و نیروی کار در مزرعه را مهم تلقی می نمودند. دخترهای جوان ، درباره ی مردی که قرار بود شوهر آنها گردد ، تقریباً هیچ اطلاعی نداشتند . در جوامع سنتی و متعصب ، عروس و داماد تا لحظه ی زفاف ، کمترین شناخت لازم را نیز یکدیگر نداشتند و گاه تا آن هنگام حتی یکدیگر را ندیده بودند . زنان در اثر تعلیم و تربیت خاص آن زمان ، بیشتر از طریق بدنیا آوردن بچه های زیاد و انجام وظایف خانه داری و کدبانویی ، امید به خوشبختی داشتند . عشق در روح و روان آنها ، تنها رویا و گاه فقط یک شوخی بود . به علاوه ، لذت جنسی و ارگاسم برای زن نجیب و محترم ، امری شرم آور و گستاخ نآبانه بود . در قرون وسطی ، انجام تکالیف ساده زناشویی را معادل عشق متین و موقری دانستند که تا جنگ جهانی ارزیابی هایی مورد قبول اکثر نخبگان و دانشمندان نیز بود ، به گونه ای که جنین اظهار می شد که زن خود فرد نمی بایست محبوب عشق فرد دیگری باشد . ( اوحدی ، 1382 ) .

امروزه ، از نظر علمی و عملی ثابت شده است که وجود دوره ی نامزدی قبل از ازدواج ، در ثبات و تفاهم پس از آن ، بسیار و لازم و ضروری می باشد . آشنایی و عشق قبل از ازدواج ، اگر با دلایل عقلانی و قضاوت ها و بینش های منطقی همراه گردد ، احتمال به اوج رسیدن تفاهم و عشق پس از ازدواج و نهایتاً رضایت را افزایش خواهد داد . تعصبات کور و محدودیت های غیرمنطقی در مورد روابط دختر و پسرها قبل از نامزدی و ازدواج جز بالا بردن ریسک و احتمال شکست عاطفی زوجین و بروز اختلالات روانی همراه و متعاقب ، ثمر دیگری نخواهد داشت ، زیرا شناخت های بنیان های شخصیتی و خصوصیات روانی انسان ها ، آسان نبوده و غالباً به تدریج صورت می پذیرد . و نیز به دلیل تفاوت اصلی ساختار روانی مردان و زنان ، روابط منطقی و عاطفی بین آنها ـ به شرطی که هرج و مرج و بی بندوباری جنسی نینجامد ـ باعث تجربه ی بهتر و کامل تر مردان و زنان در کسب شناخت و بینش به اصول روان شناسی و نیازهای روحی ـ روانی یکدیگر و بدین ترتیب ، نیل به تفاهم و هماهنگی بیشتر در ازدواج آن ها با جنس مقابل خواهد شد . ( همان منبع )

در نظام و فرهنگ الهی ، هدف اصلی از ازدواج رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر ، پیمودن طریق رشد ، نیل به کمال انسانی و تقرب به ذات حق است . تردیدی نیست که از تنهایی به درآمدن ، همسر و همراه شدن ، خانواده ی مستقل تشکیل دادن ، ارضای کششهای نفسانی و فرزندآوری از نتایج قهری ازواج و بالطبع از مهم ترین عوامل مؤثر در آرامش فکر و جان و احساس رضایتمندی درونی است . در واقع والاترین هدف ازدواج ، به عنوان یک نیاز ، برخوردارشدن از آرامش روان و آسودگی خاطری است که خود لازمه ی اعتلای وجود ، شکفتن همه ی قابلیت ها ، همگانی و همراهی در مسیر رشد و کمال است و سایر اندیشه های دیگر فروعی بر این اصل می باشد . ( افروز ، 1378 )

از آنجایی که عشق یکی از مهم ترین عامل آرامش زوجین است . این آرزوی مشترک بین همه ی زن و شوهرها است که با یکدیگر دوست و برای سراسر عمر یارو یاور هم باشند . بررسی زندگی های زناشویی بادوام و توأم باکامیابی نشان می دهد که تنها مولفه ای که به زوجها کمک می کند روزهای سخت و دشوار را پشت سر بگذارند و از لذت خوب برخوردار شوند دوستی و مودت و عشق بین آنهاست .

( کوآن و کیندر ، 1381 )

ضرورت و اهمیت پژوهش :

انسان ، اصالتاً موجودی است اجتماعی و نخستین بستر فعلیت یافتن این ویژگی برترین مخلوق الهی به طور قطع کانون مقدس خانواده است . خانواده ؛ اولین و مهم ترین نهاد اجتماعی در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی است . در فرهنگ اسلامی ، خانواده به مثابه ی دژی استوار و نهادی مقدس ، بیشترین مسئولیت را در رشد و تحول ، تربیت و تعالی و سعادت وجود انسان برعهده دارد . خانواده کانونی است که در آن ارزشهای اخلاقی ، باورهای دینی و معیارهای اجتماعی از نسلی به نسلی دیگر انتقال می یابد و زمینه ی رشد عاطفی و تربیت اخلاقی و اجتماعی اعضای خانواده فراهم می گردد . خانواده در انتقال فرهنگ و پاسداری از ارزشهای فرهنگی جامعه نیز اساسی ترین نقش را عهده دار است . خانواده با پیمان ازدواج و پیوند همسری زن و مردی هوشمند و آگاه و برخوردار از بلوغ فکری و قابلیتهای اجتماعی پایه گذاری می شود و این زوج ستون اصل حیاتی ترین نهاد اجتماعی ، یعنی ًً خانواده ًً را تشکیل می دهند . بنابراین سلامت و سعادت جامعه به سلامت و پوپایی نظام خانواده وابسته است و بنابراین سلامت و تعادل نظام خانواده نیز به کیفیت روابط بین زن و شوهر و والدین و فرزند بستگی دارد . ( افروز ، 1378 )

هر قدر روابط بین همسران بهتر، سالمتر و پر جاذبه تر باشد ، زندگی شیرین تر و باصفاتر می گردد و فرزندان با نشاط و موفقی تربیت می شوند . بدین ترتیب خانواده های لجام گسیخته و متزلزل جامعة متزلزل را پدید می آورند که در آن نشانی از خانواده های سالم یافت نشود ، میزان طلاق روز به روز بالا برود و ازدواجهای مطلوب و برنامه ریزی شد کمتر صورت می گیرد ، به زودی متلاشی خواهد شد و به طور کلی اساس کجرویهای اجتماعی را باید در آن جست و جو کرد . ( همان منبع )

بنابراین اینگونه می نماید که هر چه زن و شوهر دارای روابط صمیمانه باشند ، سه عنصر عشق یعنی تعهد ، صمیمت و شهوت در آنها فعالتر خواهد بود . عشق کامل ، عشقی است که رابطه ای ایده آل شامل شهوت ، تعهد و صمیمت باشد . نهایتاً این عشق کامل باعث بالا رفتن میزان رضایتمندی زناشویی می شود در واقع با توجه، به مسائل مطروح ، اهمیت و ضرورت این پژوهش به این برمی گردد که اگر جزء کوچک جامعه و یکی از مهمترین ارکان جامعه سعادت و آرامش حاکم باشد ، جامعه بزرگ نیز سعادتمند خواهد گشت . خانواده ایی که در آن احساس رضایت از زندگی حاکم است در فرآیند فرزند پروری موفق تر و نهایتاً افرادی تحویل جامعه خواهند داد که به سود خود و جامعه گام بردارند. این احساس رضایت نیز برای خود زن و شوهر آرامش عاطفی و روانی را به همراه خواهد داشت که سلامت تک تک افراد بسیار مهم تلقی می شود .

اهداف پژوهش :

اهداف این پژوهش بررسی ارتباط بین عناصر سبکهای عشق و رضایت زناشویی می باشد که به شرح زیر است :

1 ) بررسی ارتباط عنصر عشق سبکهای عشق و رضایت زناشویی در زنان خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران .

2 ) بررسی ارتباط عنصر شهوت سبکهای عشق و رضایت زناشویی در زنان خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران .

3 ) بررسی ارتباط عنصر صمیمیت سبکهای عشق و رضایت زناشویی در زنان خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران .

بیان مسئله :

عشق و محبت عامل پیوند دهنده ی زن و شوهر و موجب حفظ ثبات آنها می شود . از آن گذشته ، عشق و محبت از کیفیتی برخوردار است که می تواند بسیاری از تنشهای میان زوجها را محو کرده ، برخود محوریها سرپوش بگذارد . البته عشق تنها برای تداوم مناسب زناشویی و احساس رضایتمندی کافی نیست . حفظ پیوند ازدواج مستلزم وجود عوامل دیگری نیز هست که اگر وجود نداشته باشند ، زن و شوهر باید آن را در زندگی زناشویی خود بوجود آورند . عوامل پاسدار روابط زناشویی عبارتند از تعهد ، وفاداری ، صمیمیت ، روابط جنسی ، اعتماد ، تقرب و صمیمیت ، ایمنی پیوندهای عشق و محبت را حراست می کنند . عشق به خودی خود مشکلات را حل نمی کند . اما ، انگیزه ی قدرتمندی برای غلبه بر آنها فراهم می سازد . ( کوآن و کیندر ، 1381 )

آمار سرسام آور طلاق نشان دهنده ی این نیست که مردم امروزی هیچ علاقه ای به ازدواج ندارند ، بلکه این آمار نشان می دهد که توقع بیشتری نسبت به گذشته از زندگی مشترک دارند . زنها و مردها به یک اندازه از زندگی ناراضی هستند زیرا توقعات آنها از ازدواج نسبت به قبل افزایش یافته است ، ما به زندگی سرشار از عشق و علاقه نیاز داریم ما به محبتی دائمی از یک فرد کاملاً استثنایی و منحصر به فرد نیاز داریم . ( همان منبع )

بنابراین ، نیاز به مطالعات علمی در باب عشق و رضایت زناشویی بسیار مهم می نماید . لذا محقق سئوال تصمیم بر آن گرفته تا به بررسی سئوال اصلی پژوهش یعنی آیا بین رضایتمندی زناشویی و سبکهای عشق در زنان متأهل خانه دار 30 تا 40 ساله شهر تهران رابطه وجود دارد بپردازد .

فرضیه ها :

1 ـ بین عنصر صمیمیت سبکهای عشق و رضایت زناشویی زنان متأهل خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران رابطه وجود دارد .

2 ـ بین عنصر شهوت سبکهای عشق و رضایت زناشویی زنان متأهل خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران رابطه وجود دارد .

3 ـ بین عنصر تعهد سبکهای عشق و رضایت زناشویی زنان متأهل خانه دار 45 ـ 30 ساله ی شهر تهران رابطه وجود دارد .

تعریف واژه ها

تعاریف مفهومی

تعریف سبکهای عشق :

روابط صمیمانه سه عنصر فعال دارد : تعهد 1 ، صمیمیت 2 و شهوت 3 . وجود یا عدم وجود هر یک از این عناصر است که ماهیت روابط صمیمانه را معین می کند . حال به توصیف سبکهای مختلف عشق می پردازیم :

علاقمندی که مستلزم صمیمیت است اما تعهد یا شهوت در آن وجود ندارد .

دلباختگی 1 عاشق شدن در اولین نگاه است . در دلباختگی شهوت وجود دارد ولی این رابطه آنقدر عمیق نمی شود که درآن تعهد و صمیمیت ایجاد شود .

عشق تهی2 بدون صمیمیت و شهوت است . عشق تهی در روابط کسل کننده ایی وجود دارد که زوجین بی حوصله یا صرفاً به علت نداشتن اعتقاد به طلاق در کنار هم می مانند .

عشق خیالی 3 که ترکیبی است از میل جنسی و صمیمیت ، رابطه ایی عمیق بدون تعهد است .

عشق ابلهانه4 ، عشق هالیودی است . زن و مرد دیوانه وار عاشق همدیگر می شوند ، بدون شناخت واقعی از یکدیگر ازداوج می کنند .

عشق رفاقتی 5 ، صمیمیت و محبت توام با تعهد بدون شهوت است . این عشق رابطه ای دوستانه و طولانی مدت است . عشق رفاقتی ، عشق افلاطونی یا زناشویی صمیمانه بدون میل جنسی است .

عشق کامل 6 رابطه ایی ایده آل شامل شهوت ، تعهد و صمیمیت است . ( کلینکر، 1383 )

تعریف رضایت زناشویی :

احساسات عینی از خوشنودی ، رضایت و لذت تجربه شده توسط زن و شوهر هنگامیکه همه جنبه های ازدواج آنها را در نظر می گیرند . ( هاکنیز ، 1986 ، به نقل از اولسون 1989 )

تعریف ازدواج :

در قانون ، ازواج یک قرارداد تلقی می شود :« اتحاد داوطلبانه یک مرد و زن برای تمام عمر» . ( پورافکاری ، 1373 )

تعریف عشق :

تعریف عشق به صورت دقیق بسیار مشکل است . رادو[1]عشق را واکنش هیجانی مستمر نسبت به یک منبع لذت معلوم تعریف کرده است .

( پورافکاری ، 1373 )

تعریف شهوت [2] :

در نظریه فرویدی به مجموعه غرایز نگاهدارنده زندگی گفته می شود . ولی در پژوهش حاضر ، به احساسی که به طور اختصاص از آلت تناسلی بر می خیزد یا به طور کلی برانگیختگی جنسی گفته می شود . ( پورافکاری ، 1373 )

تعریف عملیاتی

تعریف سبکهای عشق : سبکهای عشق عبارتست از نمره ایی که فرد در آزمون عشق استرنبرگ[3] کسب می کند .

تعریف رضایت زناشویی : عبارتست از نمره ی بدست آمده ی فرد در آزمون رضایت زناشویی (ENRICH ) که نشانگر رضایت نسبی زناشویی نسبی و متوسط به بالای فرد می باشد .

فصل دوم

مطالعه منابع مربوط به موضوع مورد پژوهش

الف : بررسی ادبیات پژوهش

1ـ تعریف عشق

2 ـ مراحل عشق

3 ـ تعریف رضایت زناشویی

4 ـ عوامل موثر بر رضایت زناشویی

5 ـ باورهای موهوم درباره ازدواج و عشق

6 ـ تغییر باورها

7 ـ معیارهای انتخاب درست همسر

8 ـ چگونه دختر و پسر جذب یکدیگر می شوند

9 ـ واکنش ها و پاسخهای جنسی انسان

10 ـ فواید کلی ازدواج

11 ـ نظریه های عشق

نظریه آبراهام مزلو

نظریه اریک فردم

نظریه استرنبرگ

نظریه افلاطون

نظریه ویکتور فرانکل

نظریه سالیوان

نظریه فروید

نظریه کارن هورنای

نظریه کاپلان و سادوک

عشق افلاطونی

12 ـ نظریه های ازدواج و رضایت زناشویی

نظریه اریسکون

نظریه ی تحلیل رفتار متقابل اریک برن

نظریه رضایت زناشویی الیس

نظریه مبادله ی اجتماعی نای

اسلام

ب : بررسی تحقیقات انجام شده

1 ـ پژوهش های داخل ایران

2 ـ پژوهش خارج از ایران


ررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383)

تحقیق حاضر با عنوان بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (841383) با هدف شناسایی بهتر و رفع مشکل یا دگرگونی در ارزش های حاکم مردم و مسئولین در قبال جانبازان شکل گرفته است
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 273 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 374
ررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383)

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

چکیده

تحقیق حاضر با عنوان بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383) با هدف شناسایی بهتر و رفع مشکل یا دگرگونی در ارزش های حاکم مردم و مسئولین در قبال جانبازان شکل گرفته است.

پیری اجتماعی مترادف واژه هایی نظیر: طرد اجتماعی، از کارافتادگی، انزواطلبی و یا عدم توجه و حمایت خانواده، مسئولین وسایر افراد جامعه نسبت به فرد و یا گروه خاصی از اجتماع می‌باشد. در این تحقیق بیشتر مفهوم طرد اجتماعی مدنظربوده است ، که رابطه آن با متغیرهایی از قبیل: سن، وضعیت تأهل، درصد جانبازی، تعداد سالهای خدمت در جبهه و … سنجیده شده است. در این راستا سوالات تحقیق نیز عمدتاً مربوط به نوع یا میزان رابطه این مفاهیم با میزان و سطح طرد شدگی اجتماعی جانبازان از صحنه‌های سیاسی- اجتماعی می باشد.

جمعیت نمونه این تحقیق حدود 150 نفر از جانبازانی است که از نواحی مختلف شهر تهران با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و سیستماتیک به طور تلفیقی انتخاب شده اند.

روش پژوهش با توجه به معیارهای کلی از نوع مقطعی، توصیفی و در برخی محورها بصورت تبیینی بوده و در چارچوب ابزارهای غالب از روش اسنادی وپیمایشی به صورت همزمان، بهره گرفته هم چنین فن پرسشنامه تؤام با مصاحبه عمقی به عنوان ابزار تکمیلی استفاده شده است. پرسشنامه شامل 30 سؤال باز و 2 سوال بسته در دو بخش شناسایی و طیفی (لیکرت) تدوین گردیده است. پس از جمع‌آوری اطلاعات با بهره‌گیری از روش‌های آمار توصیفی و استنباطی همراه با آزمون‌های کای اسکوئر[1]، وی کرامرز[2]. دی‌سامرز[3] و رواسپیرمن[4]، یافته‌ها در قالب 17 جدول یک‌بعدی و 16 جدول دو بعدی ارائه شده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که 60 درصد جمعیت نمونه دارای پیری اجتماعی زیادی بوده است. جالب توجه آنکه موضوع مورد بررسی با متغیرهایی نظیر: میزان مزایا، امکانات هنگام جنگ یا قبل از آن، میزان ساعات تنهایی و قضاوت جامعه، رابطه معنادار و مستقیمی داشته است. یعنی با کاهش یا افزایش متغیرهای مذکور، پیری اجتماعی نیزهم جهت با آنها تغییر می یابد.


مقدمه

پیری پدیده ای است جسمانی اما عوامل اجتماعی می تواند در تسریع آن موثر افتد. بدین معنی که چیزی از خارج بر فرد تحمیل شده و ناراحتی های جسمانی و روانی را برای شخص در پی دارد. بدین ترتیب می توان اذعان نمود که پیری امری نسبی بوده و در آن علاوه بر شاخص جسمانی، عوامل روانی و اجتماعی نیز، موثر می باشند.

چنانچه پیری را مسامحتا با دید اجتماعی بررسی نمائیم، در اینصورت دریچه ای فراخناک به پهنای تاریخ زندگانی انسان بر روی کره زمین در پیش روی هر محققی گشوده خواهد شد.

با توجه به وسعت مفهوم پیری در نظرگاه اجتماعی، این پدیده میتواند گربیان گر اقشار کثیری از جامعه گردد. یکی از گروههایی که این پدیده در مورد آنها به وقوع پیوسته، قشر جانباز می باشد. با عنایت به اینکه، جانبازان در کشورما گروهی هستند که به منظور دفاع از مرز و بوم کشور بذل جان نموده و در عین از دست دادن بخشی از سلامت جسمانی خود، از لحاظ ویژگی های روحی و روانی نیز دستخوش تغییراتی گشته اند، لذا در پژوهش حاضر این قشر ایثارگر که در معرض آسیب بیشتری بوده اند مورد توجه قرار گرفته اند. بنابراین با توجه به مفهوم پیری اجتماعی می توان گفت: این پدیده در قشر جانبازان، افرادی را شامل می شود که علی رغم از خودگذشتگی شان در دفاع و یا ارتقا کشور،جامعه آنها را به وادی فراموشی سپرده و مورد بی مهری قرار داده است که از عوارض آن : انزوا، گوشه نشینی، احساس تنهایی می باشد.

براین اساس به پیرامون اهداف تحقیق، اهمیت موضوع، فرضیات و محدوه مطالعه پژوهش پرداخته شده از آنجا که پژوهش حاضر، تجربه ای دو سویه است ،امیدواریم برای خوانندگان نیز متقابلا رضایت بخش باشد.

توجیه علمی مسئله

موضوع: پیران‌شناسی اجتماعی[5]

عنوان: بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی بین قشر جانبازان جنگ تحمیلی در شهر تهران، سال (84-1383).

توجه به یک مسئله اجتماعی از آگاهی جامعه، پیرامون وجود آن موضوع در نظام اجتماعی سرچشمه می‌گیرد، از اینرو کلام آغازین مادر طرح مسئله تحقیق از رابطه فرد و جمع و جدایی‌های آنها شروع می‌شود و به ما اجازه می‌دهد که حداقل طرح کلی یک مشکل نظری اساسی را مشخص کنیم. بر این اساس پرسشی که به عنوان سوال پایه مدنظر می‌باشد عبارت است از اینکه: پیری اجتماعی چیست؟

پیری اجتماعی، اگر این تعبیر درست باشد در زمان‌های قدیم مشکل تلقی نمی‌شد یا وجود نداشت بلکه از فراورده‌های عصر حاضر است. به طوری که می‌دانیم واژه پیری تداعی کننده مفاهیم متعددی از قبیل پیری جسمی، پیری قانونی، پیری ریاضی وغیره است همینطور فاکتورهای معینی من جمله ناتوانی‌جسمی، کاهش یادگیری و تغییرات فیزیولوژیک و مانند آن را به همراه دارد. به نظر می‌رسد امروزه واژه پیری وسعت، عمق و پیچیدگی بیشتری پیدا کرده است. به تبع آن مفهوم نوینی مطرح می‌شود که باید به عنوان یک پدیده اجتماعی ساختاری و بالاتر از آن مسئله اجتماعی مورد توجه قرار گیرد چرا که از یک طرف فرد تا زمانی وجود دارد و مطرح است که برای نظام اجتماعی کارکردی داشته باشد؛ در غیر اینصورت جامعه او را کنار می‌زند. از سوی دیگر این نگاه که با کاهش توانایی‌های فرد، پیران را از صحنه اجتماع حذف می‌کنند، در حد توانایی‌های بدنی و ذهنی‌شان در زندگی روزانه، اجتماعی و اقتصادی شرکت نمی‌دهند، فرصت‌های آنان را برای فعالیت در اجتماع کاهش می دهد. در عین حال گوبریوم نیز معتقد است که یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار بر رفتار فرد در طول زندگی، عوامل محیطی، اعم از پشتیبانی و حمایت اجتماعی نظیر عضویت در گروه، تشکیل خانواده و … می‌باشد که موجبات پیوستگی و وابستگی به محیط را فراهم می‌آورد. فردی که به واسطه موانع موجود در اجتماع از داشتن پیوستگی با دیگران محروم می‌ماند در برابر این موانع و محدودیت‌ها تسلیم شده و کناره‌گیری از اجتماع را به مبارزه با آن ترجیح می‌دهد و در اثر گذشت زمان احساس تنهایی بر وی غلبه کرده به عنوان یک پیر اجتماع محسوب می‌گردد. پس همانطوری که اجتماع فرد را به انزوا می‌کشاند فرد نیز از مداخله در اجتماع دوری می‌کند و این امر به یک رابطه متقابل تبدیل می شود.

سوال دیگری که در اینجا مطرح است این می‌باشد که آیا قشر جانبازان نیز در دسته پیروان اجتماعی قرار می‌گیرند؟

شاید اگر امروزه فقط از دوران جنگ صحبت کنیم جوانان آن را افسانه‌ و شخصیت‌های آن را اسطوره فرض ‌کنند اما واقعیت جنگ فراتر از افسانه و … بود. حقایق و اتفاقاتی در جنگ رخ داد که تمام دنیا را متعجب و شگفت‌زده کرد اما در داخل از جانب برخی از مردم و مسئولین شاهد تعلل و سستی در جهت پاسداری از این ارزش‌ها بودیم. بنابراین لزوم پرداخت به شخصیت جانباز به عنوان پیر اجتماع ضروری به نظر می رسد!

در فرهنگ واژه‌ها، جانباز به معنای جان باختن است. جان باختن در راه هدف معین و تعیین شده‌ای که مورد اعتماد جانباز است. اما در فرهنگ معنویات، این کلمه آغاز یک راه است، راهی که انتهای آن تکامل انسان است. جاده‌ی عشق و ایثاری که پر از مشکلات و سختی‌هاست. در این راه، جانباز نشانه‌ایست از ایثار و حماسه و دلیری و شجاعت و در پایان- مبارزه بی امان با سختی‌ها و مشکلات عظیمی است که تا پایان عمر با صبر و اراده و قاطعیت آنان ادامه خواهد یافت. جامعه کوچک مورد بحث ما زیر مجموعه‌ای است از جامعه بزرگ اسلامی و اجتماعی که درک مصائب و مشکلات این جامعه در راه رسیدن به هدف والایش، برای افراد دیگر جوامع تا حدودی قابل بحث است.

از آن جا که محیط برخورد و زندگی جانبازان، کوچک و محدود است در عصر حاضر این محیط محدود بر زندگی جانبازان تأثیر گذاشته و خواهد گذاشت و مسائل و مشکلاتی را برای آنان فراهم می آورد.

در رابطه با مسائل و مشکلات پیری اجتماعی در جانبازان متغیرهای زیادی مطرح است اعم از: خصوصیات زمینه ای، وضعیت اقتصادی، حالات فکری و روانشناختی و اجتماعی.

در رابطه با بعد اجتماعی و پیری چنین می‌توان بیان داشت که: نگرش های سیاسی ، دیدگاه های مردمی و برخوردهای اجتماعی با جانبازان بسیار حائز اهمیت می‌باشد. بطوریکه قضاوت ارزشی جامعه در بعضی موارد، شکل منطقی و انسانی نداشته و غالباً در دو حد افراط و تفریط، دلسوزیهای ناخواسته، ترحم ، طرد، عدم پذیرش اجتماعی و بی‌توجهی به حقوق فردی آنان قرار می‌گیرد. و امکان برقراری ارتباطات اجتماعی را کاهش می‌دهد. در حالیکه ارتباط اجتماعی نه تنها برای فرد جانباز بلکه برای هر انسانی مهم می‌باشد، هر انسانی دوست دارد در محیط باز و فضای گسترده‌ای با آرامش خاطر زندگی کند، با جامعه بیشتر در ارتباط باشد تا بتواند نیاز اجتماعی خویش را اغنا نماید. یا میل دارد با همه کس به گفتگو نشیند. بنابراین تمام این نیازها و تمایلات در مورد جانبازان نیز صدق پیدا کرده و باید گفت شوق و شور ایشان چندبرابر انسان سالم دیگری است. در حالیکه اگر جانبازی با تمام وجود، احتیاج به تحقیق و شناخت و بررسی داشته باشد و بخواهد به دنبال آنها برود همه‌ی راهها را بر خویش بسته می‌بیند. اگر هنری داشته باشد و بخواهد به معرض دید افراد جامعه قرار بدهد موانعی پیش‌پای او قرار می‌گیرد همینطور نمی‌تواند به نقاط دور سفر کند و با دیگر مردم جامعه‌، تماس حاصل نماید. افرادی که به عللی دچار ضعف این برقراری ارتباط می‌شوند طبعاً نا امید و خسته بر جای می‌مانند. بدامان دردها و غم‌های خویش باز می‌گردند و غرق در دنیای تفکرات بی‌سرانجام می‌شوند. بدین ترتیب قضاوت ارزشی جامعه موجبات کاهش یا افزایش ارتباطات اجتماعی را فراهم می‌آورد و هر چه ارتباطات فرد با محیط تقلیل یابد بر پیری اجتماعی فرد افزون خواهد شد.

در عین حال عوامل بسیاری موجب از هم گسستگی پیوند این گروه با جامعه می‌شود و در نهایت تعامل اجتماعی و منطقی، چسب اجتماعی و ادغام آنها را در جامعه با مشکل مواجه می‌سازد. از طرفی اگر کسی در دریای پرتلاطم و سهمگین درد افتاده باشد، برای ما که در ساحل امن ایستاده‌ایم و واقعیت را نظاره‌گریم، دردی که بر غریق عارض شده، قابل درک و احساس نیست و تنها خود را شاهد وناظر جریان یک تراژدی می‌یابیم، که در نهایت، قوة دلسوزی ما را تحریک کرده و بدنبال راه نجاتی برای او می‌گردیم. جانبازان در حال حاضر شرایط بسیار بدی را می‌گذرانند به طوری که حتی برای تأمین دارو و سایر نیازهای درمانی خود نیز با مشکلات بسیاری روبرو هستند. از آنجا که شخصیت جانباز در چهارچوب اعتقادات اسلامی و جانبازی‌هایی که اینان برای حفظ و حراست ناموس ملی داشته‌اند شایستة احترام وافر می‌باشد، به نظر می‌رسد جامعه وظیفة خود را در باب شناخت و شناسایی ابعاد اخلاقی و عملی جانبازان انجام نداده و دور نیست که مشکلات ناشناخته‌ای آشکار شده و رخ بنمایاند. و اثرات سوء بر عملکرد کلی فرد داشته باشد. چنانچه در بعد روانشناختی ابعاد گوناگون این تأثیرگذاری مشخص می‌باشد، به عنوان مثال بعد از اتمام جنگ تحمیلی و وجود معلولیت‌های ناشی از آن امکان افزایش مسائل و مشکلات روانی در رابطه با جانبازان به طور روشنی وجود دارد. این در حالی است که جامعه سبب شده نقص بدنی در تصویر ذهنی جانباز اثر منفی بگذارد و بالنتیجه ادارک وی را از خویش دستخوش دگرگونی می‌نماید.

در این رابطه توجه به ، بهبود وضعیت روانی این انسانهای مظلوم که حتی نزدیکترین افراد به آنها نیز، قادر به درک درستی از آنان نمی‌باشند، لازم می نماید.. ولی چنانچه مشاهده می‌شود جانبازان به عنوان جمعیت قابل توجهی از افراد جامعه از رسیدگی دولت و مردم به نیازهایشان محروم مانده‌اند.

با توجه به مطالب ذکر شده سعی بر آن است که به بسط مفهوم پیری اجتماعی در روند کار بپردازیم.

اهداف پژوهش

برای روشن‌تر ساختن مسیر حرکت مطالعه و درک اسلوب حاکم بر سایر مراحل پژوهش، آگاهی از اهداف اصلی و فرعی لازم می‌نماید. به بیان دیگر سخن گفتن از مقصود تحقیق در ابعاد کلان و خرد، روشنی‌بخش طریق جریان مطالعه می‌باشد:

هدف کلی:

بررسی و شناخت علل و عوامل مرتبط با پیری اجتماعی و دلایل بوجود آمدن آن به منظور شناسایی بهتر و رفع مشکلات ناشی از پیری اجتماعی جانبازان و از سوی دیگر دگرگونی ارزش‌های حاکم مردم و مسئولین در قبال جانبازان.

با دستیابی به این هدف، امکان طرح و توجه به اهداف ریزتری که در ذیل آمده است فراهم می گردد.

اهداف جزئی:

الف: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات زمینه‌ای از قبیل: سن، سطح تحصیلات، تعداد فرزند، وضعیت تأهل، تعدادسالهای خدمت در جبهه و درصد جانبازی با پیری اجتماعی جانبازان.

ب: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات فکری و روان شناختی از قبیل: ساعات تنهایی و اعتقادات مذهبی با پیری اجتماعی جانبازان.

ج: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات اقتصادی از قبیل: درآمد، وضعیت مسکن، وضعیت شغلی، اشتغال به کار همسر، امتیازات و مزایا، دریافت کمک‌ مالی و امکانات قبل یا هنگام جنگ با پیری اجتماعی جانبازان.

د: بررسی وشناخت رابطة برخی از خصوصیات اجتماعی از قبیل: مقبولیت از طرف مردم، قضاوت از طرف جامعه، مشارکت سیاسی و حزبی، ارزش‌های جبهه و جنگ، نوع حضور در جبهه و آشنایی با افراد ذی‌نفوذ در سازمان ها و ارگان های مختلف با پیری اجتماعی جانبازان.

با این وصف مشاهده می‌شود که روند پژوهش در قالبی کل نگرانه به سوی فهم و دریافت اطلاعات خردتری است که درون آن چار چوب کلی نهفته است. در واقع فراهم آوری داده‌هایی که پاسخ‌گویی اهداف فرعی تحقیق باشند راه وصول اساسی را هموار می‌نماید.


ضرورت واهمیت پژوهش

در بین مسائلی که جامعه به آن دچار است باید انتخاب و تلاش، برای بررسی موضوعاتی صورت پذیرد که از درجه اهمیت بالاتری برخوردار هستند. به عبارتی دیگر « … باید به اهمیت مسئله مورد نظر توجه داشت، تا اگر واجد ارزش و اهمیت کافی نیست برای آن انرژی و وقت و بودجة انسانی بدون جهت تلف نگردد.» (نبوی،(1371)/ ص: 66)

ضرورت و اهمیت هر تحقیقی به فواید نظری و عملی آن بر می‌گردد یعنی باید از یک طرف به غنا و پیشرفت تفکر مربوط باشد و از طرف دیگر به شناخت واقعیت‌ها و بهبود وضع موجود کمک کند.

الف- ضرورت نظری پژوهش:

در پاسخ‌یابی پیرامون اهمیت موضوع تحقیق حاضر باید توجه داشت که از دوران قدیم نیز بسیاری از افراد سعی در برقراری رابطه انسان و جامعه داشته‌اند این امر در دنیای امروز ضرورت بیشتری یافته است زیرا پیشرفت‌های بسیار سریع ابزارهای زندگی انسانی بدون در نظر گرفتن عواقب آن موجب شخصی شدن هر چه بیشتر زندگی انسانها شده و انسانها را از هم دور کرده است.

این مسئله در کشورهای جهان سوم نظیر جامعة ایران به نحو بارزی خود را نشان داده است چرا که جامعه ایرانی از یک سو درگیر سنت‌های انعطاف‌ناپذیر و از طرف دیگر گرایش به پیشرفت دارد. مشکل مذکور به راحتی می‌تواند انگیزة تنهایی، طرد وحاشیه شدن اعضای جامعه را فراهم آورد. از آن جایی که هر فرد یک جزء از نظام اجتماعی است و همانطور که اگر در بخشی از ارگانیسم یک فرد بیماری پدید آید سراسر ارگانیسم را بیماری فرا می‌گیرد و نه تنها همان قسمت را، بنابراین اگر یک فرد که جزئی از نظام اجتماعی می‌باشد و برای برقراری این نظام تلاش کرده و در این راه دچار مشکل جسمی شده است، ناچار به کناره‌گیری از جامعه خویش گردد احتمال وقوع این امر برای سایرین نیز می‌رود.

با توجه به رابطه تنگاتنگ فرد و جامعه، همچنین موقعیت خاص اجتماعی کشورمان، لزوم انجام تحقیقات گسترده در کشورما، بیش از سایر کشورها می باشد و این در حالی است که پژوهشهای بنیادی در این زمینه به منظور شکل گیری تئوری های قابل دفاع، صورت نگرفته و یا تحقیقات در سطح بسیار محدودی بوده است. لذا، ضعف در تئوری ها و وجود خلاهای بارز در چارچوب نظری این پدیده در جامعه ما، لزوم انجام پژوهشهایی از این دست را بیش از پیش آشکار می نماید.

ب- ضرورت کاربردی پژوهش:

پژوهش حاضر از طرفی در پی شناخت مشکلات جانبازان می‌باشد زیرا این افراد نباید بدلیل مشکلات جسمی در حاشیه قرار گیرند. آنان نه تنها دارای لیاقت انسانی و نیازمند دوست‌داشتن و محبت کردن می‌باشند بلکه باید افراد جامعه به جانبازان بیشتر بپردازند ، زیرا آنان نیازمند ترحم نیستند، بلکه باید از ظرفیت‌های باقی مانده ایشان حداکثر استفاده برای پیشرفت کشور به عمل آید و در کنار دیگر افراد جامعه فعالانه در کارها مشارکت کنند در این راستا هر گونه برنامه‌ریزی ضرورت دارد تا توانایی‌های جانبازان توسط دولت مورد حمایت قرار گیرد. چرا که به نظر می‌رسد علیرغم توجه لفظی به مسئله جانبازی دیدگاه علمی از ضعف فراوانی برخوردار است.

لذا به دلایل ذکر شده، موضوع پیری اجتماعی برای این رسالة تحصیلی انتخاب گردید.

امید است که در سایة استعانت حضرت حق، مجموعة حاضر با همة نواقصی که در بر دارد قادر باشد گوشه‌ای از ابهامات موجود در چنین بحثی را برای خوانندگان بر طرف سازد و نتایج این تحقیق منبعی برای مراکز علمی قرار گیرد، هم چنین نقطه‌ای برای آغاز تلاش در جهت رفع تبعیض‌ها و اعطای فرصت‌های برابر به انسانها باشد.


فرضیات تحقیق

معادل لاتینی فرضیه[6] از ریشة یونانی به معنای فرض و حدس گرفته شده است. در فارسی معادل‌هایی چون شرط و فرض یافته است. به طول کلی فرضیه پرسشی است جهت یافته که انسان در برابر یک امر واقع که از قبل برگزیده شده است مطرح می‌سازد. خواه به منظور بررسی این امر که آیا قوانین شناخته شده در مورد آنها قابل اعمال هستند یا خیر، خواه جهت دستیابی به قوانینی تازه، روابطی نو و یا پیشنهاد تجربه‌های جدید.

به طور کلی در تحقیقات علی، میدانی، اسنادی و … نقش فرضیه انکارناپذیر است و باید فرضیه را به حق موتور تحقیق دانست. تمامی فرایند تحقیق برای اثبات و یا رد فرضیه صورت می‌گیرد. هم اثبات و هم رد فرضیه حائز اهمیت است و نباید صرفاً به اثبات فرضیه توجه داشت. (اتسلندر،(1371)/ ص: 27)

فرضیه‌ها به اشکال متفاوت رشد می‌یابند و در همه آنها یک اصل مشترک است و آن اینکه فرضیه در هر صورت و شکلی که باشد رابطه‌ای است حدسی یا فرضی که موقتاً محققین بین دو یا چند متغیر پیش‌بینی می‌کنند تا بعدا این رابطه‌ها را به یک محک تجربه بزنند و اگر تایید شد آن را در قالب علمی و یا تجربی بیان کنند و از تعمیم وجوه مشترک فرضیه‌های تایید شده به یک تئوری علمی برسند.

منابع اخذ فرضیات در مطالعات تجربی متعدد و متنوع است که عبارتند از:

الف- تجارب شخصی محقق

ب- تئوریها و نظریات مرتبط

ج- استفاده از تحقیقات پیشین.

د- فرهنگ (کاشانی/ ص : 34)

بر خلاف پدیده‌های طبیعی، پدیده‌های اجتماعی تابع یک علت نیستند و در پی شناخت هر واقعیت اجتماعی و چگونگی شکل‌گیری آن باید بدنبال فهم سبب‌های متعدد برآمد. به سخن دیگر پدیده‌های اجتماعی (چند سبب) هستند. اصولاً یک بررسی جامعه‌شناختی همیشه به کمک تعدادی متغیر به شرح مجموعه‌ای از عناصر یا واحدهای مشابه می‌پردازد. (بودون،(1369)/ ص: 78).

آنچه مهم است ارائه فرضیاتی با ریشه‌های نیرومند است که اگر ممکن گردد حرکت تحقیق در مسیر راست گونه بوده و از دقت علمی کافی برخوردار شود.

فرضیات تحقیق حاضر در قالب گروه فرضیات به شکل ترکیبی و چند متغیره ارائه شده است.

گروه نخست فرضیات:

- به نظر می‌رسد بین برخی از خصوصیات زمینه‌ای از قبیل: سن، تحصیلات، تأهل و تعداد فرزندان، تعداد سالهای خدمت در جبهه و درصد جانبازی با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.

گروه دوم فرضیات:

- به نظر می‌رسد بین برخی از خصوصیات اقتصادی از قبیل: درآمد، وضعیت مسکن، وضعیت شغلی، اشتغال به کار همسر، امتیازات و مزایا، دریافت کمک مالی و امکانات قبل یا هنگام جنگ با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.

گروه سوم فرضیات:

- به نظر می‌رسد بین برخی از خصوصیات اجتماعی از قبیل: مقبولیت از طرف مردم، قضاوت از طرف جامعه، مشارکت سیاسی و حزبی، ارزش‌های جبهه و جنگ، نوع حضور در جبهه و آشنایی با افرادی ذی نفوذ در سازمان ها و ارگان های مختلف با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.


گروه چهارم فرضیات:

- به نظر می‌رسد بین برخی از خصوصیات فکری و روان شناختی از قبیل: ساعات تنهایی و اعتقادات مذهبی با پیری اجتماعی جانبازان رابطه وجود داشته باشد.


بررسی شرایط قاضی در فقه اسلامی

با توّجه به جایگاه رفیع علم فقه در مجموعه علوم اسلامی و فقیه بعنوان متخصص در این علم که با آموخته های خود به استخراج و تبیین و ارائه احکام شرعی و کلیه دقائق و ظرایف افعالی و رفتاری انسان که برگرفته حکمی از احکام است می پردازد و گستردگی و دامنه علم فقه اعم از سیاسی ـ اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی، فردی، خانوادگی و بطور کلی نیاز انسان را از تولد تا مرگ
دسته بندی فقه و علوم انسانی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 188 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 73
بررسی شرایط قاضی در فقه اسلامی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

مقدمه:

یا داود انّا جعلناک خلیفته فی الارض فاحکم بین النّاس بالحّق.سوره ص آیه 22.

اسلام دینی جهانی و جامعترین و آخرین آیین الهی است، دین مبین اسلام تنها به بیان احکام عبادی و رابطه انسان با خالق نپرداخته، بلکه در تمامی جنبه های حیات فردی و اجتماعی بشر دارای مکتب و روش و احکام خاص خود می باشد.

به سخن دیگر دین اسلام مجموعه ای به هم پیوسته از بینشها و ارزشها، قوانین و احکامی است که از یک سو با دیدی واقع گرایانه به تبیین نظام هستی و چگونگی عالم خلقت و تعریف جایگاه انسان در این مجموعه پرداخته و از سوی دیگر با وضع مجموعه ای از احکام و مقررات، آدمی را در مسیر رشد و کمال خود مرحله به مرحله و گام به گام هدایت و همراهی نموده است.

جامع نگری اسلام سبب پیدایش و توسعه رشته های مختلف علوم اسلامی گردیده و آن را از دیگر مکاتب ممتاز نموده است.

با توّجه به جایگاه رفیع علم فقه در مجموعه علوم اسلامی و فقیه بعنوان متخصص در این علم که با آموخته های خود به استخراج و تبیین و ارائه احکام شرعی و کلیه دقائق و ظرایف افعالی و رفتاری انسان که برگرفته حکمی از احکام است می پردازد و گستردگی و دامنه علم فقه اعم از سیاسی ـ اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی، فردی، خانوادگی و بطور کلی نیاز انسان را از تولد تا مرگ را شامل می گردد. امور قضایی و چگونگی حل و فصل دعاوی و منازعات مردم که واقعیت انکارناپذیر اجتماع بشری می باشد از جمله مسائلی است که فقه اسلام به تفصیل و بر اساس جهانبینی خود احکام آن را بیان نموده و با نگرش به تحول و تکامل جامعه انسانی و روابط اجتماعی موجب تحوّل و توسعه رشته های مختلف علوم اسلامی و از جمله علم فقه گردیده است.

بی تردید تنها راه باقیمانده برای برپایی مجدد دوباره اسلام در ممالک اسلامی که متأسفانه بشدت تحت نفوذ و سلطة حکومتهای وابسته به تفکرات شرقی و غربی می باشند بازگشت به هویت فطری و اسلامی خود و به کار بستن احکام الهی است.

خوشبختانه مجموعه عوامل مساعد برای ایجاد وحدت بین مسلمانان فراهم است، قرآن بی هیچگونه تحریفی در میان ما، و سنّت پیامبر و احکام و سیره اهل بیت و صحابه راستین آن بزرگوار چراغ راه ماست.

وقتی که سخن از وحدت مسلمین جهان و تقریب مذاهب اسلامی به میان می آید مسلماً منظور آن نیست که یکباره همه فرق و مذاهب اسلامی به کلیه عقاید مذهبی که به دلایل مختلف در عمق باور آنان جای گرفته، پشت پا زده و به یک مذهب و گرایش خاص جدید روی آورند، هر چند نهایتاً حق یکی است و رسیدن به کمال نهایی جامعه انسانی گذر از مسیر چنان وحدتی است، امّا تحقق این آرمان مقدس جز در سایه برخورد سالم آراء و اندیشه های مختلف و بکارگیری عقل و فطرت الهی در انتخاب نیکوترین آن و پرهیز از هرگونه وسوسه نفسانی و القائات شیاطین درونی و بیرونی امکان پذیر نیست.

تعدّد مذاهب، بطور طبیعی نشان از اختلاف مسلمانان در پاره ای از باورهای کلامی و فقهی دارد که این نتیجه طبیعی آزادی اجتهاد و اختلاف انسانها در برداشتهای فکری تحت تأثیر ظروف و شرایط تربیتی است، ولی نباید فراموش کرد که اصول اعتقادی، کلامی، فقهی و اخلاقی ما، وجوه اشتراک بسیار دارد، برخی از علماء مشترکات را تا 95% در امور فقهی و حتّی اعتقادی برآورد می کنند و این امر در مورد امور اخلاقی به صد درصد می رسد.

همکاری و تعاون پیروان مذاهب اسلامی بر اساس اصول مسلّم و مشترک اسلامی و اتخاذ موضع عملی واحد برای تحقق اهداف و مصالح عالیه امت اسلامی و موضع گیری واحد در برابر دشمنان اسلام و احترام به التزام قلبی و عملی هر یک از مسلمانان به مذهب خود همان وحدت اسلامی است و این شیوه اسلام راستین، بفرموده امام خمینی (ره) " اسلام ناب محمدی" است و هرگونه نغمه ای که ساز شود و موجد کینه و دشمنی بین مسلمانان هم کیش و همدین گردد به دور از روح و فلسفه بعثت انبیاء و برخاسته از توطئه های دشمنان اسلام و استعمارگران حاکم بر جهان است.

هدف:

هدف از انتخاب این موضوع این نکته است که طرح آراء مختلف فقها و مکاتب فقهی نه تنها زمینه و بهانه تشدید اختلافات مذهبی نبوده بلکه برعکس، ارائه تطبیقی نظریات گوناگون فقهی در جوی سالم، کوششی است در جهت یافتن دیدگاههای فقهی مشترک و دستیابی به علل واقعی اختلاف آراء.

عنوان پایان نامه حاضر شرایط قاضی از دیدگاه فقهای اسلامی است که اولاً تناسب آن با رشته تحصیلی و نیز گردآوری اختلاف نظرات مختلف فقهای اسلامی و از سوی دیگر طرح موضوع شرایط قاضی در اسلام بعنوان مسئله روز و مورد ابتلاء جوامعی است که عزم اجرای احکام الهی را نموده اند و می تواند راهگشای نیازمندیهای قضایی گردد.

بدیهی است که گستردگی قفه اسلامی و فراوانی آراء و نظریات فقهاء مانع از آنست تا در ضمن یک رساله مختصر تمام اقوال فقهای شیعه و علمای مکاتب فقهی اهل سنت را جداگانه با ذکر مستندات هر یک ارائه نمود، که چنین کاری مجموعه ای عظیم و حجیم را طلب می کند، لذا شیوه نگارش مطالب بدین ترتیب اتخاذ شده که نخست موضوع مورد بحث بصورت کلی مطرح و آراء فقهاء بر اساس تعدد و تنوع نظریات دسته بندی شده و در همان صفحه و صفحات بعد عین اقوال فقهاء که نظریات ایشان در دسترس بوده ارائه گردیده است و پس از آن مجموعه دلایل و مستنداتی که مورد استناد یک یا چندین از فقها قرار گرفته با رعایت اختصار بیان شده، و در اغلب موارد به ارزیابی و نقد نظریات پرداخته ایم بنابراین چنین نیست که کلیه مستنداتی که در مورد هر نظریه فقهی بیان گردیده مورد قبول و استناد تمامی فقهاء معتقد به آن نظریه باشد، چه بسا مواردی که فقیهی به استناد یکی از ادله نظریه ای را ثابت و معتبر دانسته ولی فقیه دیگری در عین قبول آن نظریه دلیل ارائه شده را کافی ندانسته و مستند دیگری ارائه نموده باشد.

از آنجا که مبانی استنباط احکام شرعی در فقه شیعه با توجه به حجیت احادیث ائمه (ع) متفاوت با منابع اهل سنّت می باشد در اغلب موارد نظریه فقهای شیعه و مستندات ایشان بطور جداگانه مورد بررسی قرار گرفته و سپس دیدگاه فقهای مکاتب اهل سنت آورده شده، در انتخاب آراء فقهاء نیز سعی شده است تا معروفترین و معتبرترین نظریات از کتب موجود ارائه شود، تمامی آرائی که مطرح گردیده عیناً از روی متن کتابهای فقهی پیاده شده و در موارد معدودی که نظریه ای به نقل از نوشته دیگری آمده، منبع و مأخذ نقل نیز ذکر گردیده است.

در طول مباحث سعی شده تا توضیح اصطلاحات و واژه های خاص در متن و یا پاورقی آورده شود، و در مسائل مهم به ریشه اختلاف آراء بر اساس دیدگاه اصولی فقهاء اشاره شده است و به تناسب موضوع کوشش گردیده تا رابطه بین شرایط و مسائل روز و نظریات ارائه شده ضمن حفظ امانت در نقل آراء حداقل از طریق طرح سؤال برقرار شود، قبل از ورود به بحث اصلی یعنی شرایط قاضی، مباحث مقدماتی و لازم مبنی بر نگرش اسلام به دادرسی، بررسی واژه قضاء، رابطه دادرسی با وظایف رهبری، چگونگی انتصاب قاضی در زمان غیبت نزد شیعه و انتخاب قاضی از دیدگاه اهل سنت، ثبوت قضاء و حکم آن در اسلام و راههای اثبات ولایت قاضی بیان گردیده و آنگاه وارد محور اصلی بحث یعنی شرایط قاضی شده ایم، از میان شرایط مختلفی که برشمرده اند سه شرط عدالت، اجتهاد و رحولیت ( مرد بودن قاضی) بلحاظ اهمیت موضوع و طرح آن در شرایط کنونی به ویژه در مورد شرط اخیر با تفصیل بیشتری مورد بررسی قرار گرفته است.

پس از بررسی شرایط قاضی در انتهای مباحث، داوری و حکمیت و شرایط قاضی التّحکیم و تفاوت حکمیت با دادرسی به معنای عام و مصطلح آن بیان گردیده است.

در پایان رساله به معرفی اجمالی اعلام و اشخاصی که نام ایشان در متن و یا پاورقی آمده پرداخته ایم و همچنین تمامی منابعی که مورد استفاده قرار گرفته و مطلبی از آنها نقل گردیده و با ذکر نام کتاب، نویسنده ، مترجم و مصحّح ، موضوع، انتشارات و تاریخ چاپ و تعداد مجلدات در بخش کتابنامه آمده است.

علی ای حال علیرغم مشکلات فراوان و وقت زیادی که مصروف گردیده، با عنایت الهی و راهنمایی اساتید محترم جناب آقای دکتر عظیمی (استاد راهنما) و جناب آقای دکتر کاویانی (استاد مشاور) موفق به گردآوری مجموعه حاضر شده و از این بابت خدای مهربان را سپاس گفته و به حکم وظیفه انسانی و اسلامی صمیمانه از آن عزیزان تشکر می شود.

در پایان ضمن اعتراف و اذعان به نقص و کاستی در بیان مطالب و استدلال و استنتاج مباحث موجود که ناشی از بضاعت مزجاه علمی و زمانی این جانب بوده انتظار غمض عین و پوزش را دارم.

از خداوند متعال توفیق روزافزون تمامی دست اندرکاران و دلسوزان نشر و گسترش فرهنگ و معارف اسلامی را مسئلت داشته و با آرزوی برقراری حکومت جهانی اسلام به رهبری یگانه عدالت گستر جهان امام مهدی (عج) و اتحاد تمام فرق و مذاهب اسلامی.



بررسی واژه قضاء:

قضاء واژه ای است عربی، اصل آن قضایٌ بوده است که به خاطر قاعده صرفی یای بعد از الف تبدیل به همزه شده و جمع آن اقضیه می باشد، واژه قضیه نیز به معنای حکم آمده که جمع آن قضایا است.

واژه قضاء در فارسی به داوری، دادرسی و حکم ترجمه شد و در کتب فقهی احکام قضا را تحت عنوان کتاب القضاء، کتاب القضایا، کتاب القضیه، آداب القضاء و ادب القاضی می توان یافت.

عده ای از فقهاء معنای عرفی قضاء را معادل معنای لغوی آن یعنی حکم گرفته اند و گروه دیگر از آن به " ولایت بر حکم" یا " الزام به حکم" تعبیر نموده اند.

مهمترین تعاریفی که از قضا در کتب فقهی شیعه و اهل سنّت آمده بدین شرح است:

الف: شهید اول : " ولایه شرعیه علی الحکم فی المصالح العامّه مِن قِبَلِ الامام" .[1]

ب : شهید ثانی : " القضاء ای الحکم بین النّاس" .[2]

ج : مقدس اردبیلی: " القضاء ولایة عامة بالنّیابه عن النّبی اوالامام عموماً اَوخصوصاً" .[3]

د : میرزا محمد حسن آشتیانی : نیز همانند شهید ثانی و صاحب جواهر الکلام تعریف قضا رابه " الحکم بین النّاس" بهتر از سایر تعاریف دانسته است. [4]

هـ : امام خمینی (ره) : " القضاء و هوالحکم بین النّاس ارفع التّنازع بینَهُم" .[5]

و: دکتر جعفر لنگرودی: " حکم قاضی بیان کننده در مورد مسائلی است که احراز کرده است خواه امور کیفری باشد یا نباشد" .[6]

ز: احمدبن محمدبن احمد الدردیر (مالکی): "( القضاء) فی الشّرع هو حکم حاکم او محکّم بامرٍ ثَبتَ عنده : کدینٍ و حبسٍ و قتلِ و جرحٍ و ضربٍ و سَبٍّ و ترک صلوة و نحوها، وقذف و شرب و زنا و سرقة و غضب و عداله و ضدّها و ذکوره و انوثه و موت و حیاه و سفهٍ و رشد و کبر و نکاح و طلاق و نحو ذلِک لیرتّب علی ما ثبَتَ عندهُ مقتضاهُ او حکم بذلک المقتضی".[7]

ح: " القضاء ... شرعاً ، فصل الحضومات و قطع المنازعات" (حنفی).[8]

لغت شناسان برای واژه قضاء معانی گوناگونی ذکر کرده اند، نویسنده کتب فقهی: " جواهرالکلام" به نقل از اهل لغت ده معنای قضاء را بشرح زیر شمرده است و برای هر یک نیز شواهدی از آیات قرآن مجید آورده:

" حکم، علم، اِعلام، قول، حتم، امر، خلق، فعل ، اتمام و فراغ" .[9]

صاحب کتاب نفیس " وجوه القرآن" با استناد و استشهاد آیات کریمه، کاربرد قضاء را در قرآن بر سیزده وجه دانسته، وی علاوه بر معانی فوق الذکر وجوه دیگری همچون : منیه = مرگ، قتل = کشتن، فصل = جدا کردن و اداء برای واژه قضاء برشمرده است.[10]

آیا واژه قضاء مشترک لفظی است بین معانی ذکر شده؟ چنانکه نویسنده کتاب " بُلغه السالّک" بر آنست[11] یا آنکه قضاء در اصل برای یک یا چند معنای محدود همچون حکم، فراغ و اتمام وضع شده و استعمال آن در دیگر معانی از باب اشتراک در معنا می باشد و اینکه آن معنای اصلی کدامیک از معانی مذکور می باشد و همچنین در بیان رابطه معنای لغوی با معنای اصطلاحی قضاء میان فقهاء اختلاف نظر وجود دارد.[12]

بهر حال مشهورترین معنای لغوی قضاء حکم است که با معنای اصطلاحی آن نیز مناسبت تام دارد.

دادرسی در اسلام :

یافتن تاریخ و مبدأ مشخصی برای توجه بشر به امر دادرسی کار آسانی نیست و می توان گفت دقیقاً از روزگاری که آدمی به زندگی اجتماعی و برقراری روابط ، هر چند به شکل ابتدایی و ساده روی آورد، این واژه نیز در فرهنگ حیات بشری پدیدار گردید، اجتماعی زیستن حتی در ابتدایی ترین نوع خود مستلزم پذیرش محدودیتهایی است که بدون آن برقراری رابطه با دیگران و تشکیل اجتماع امکان ناپذیر است.

محدودیتها خواه صرفاً نتیجه نیاز بشر و حکم عقل و سایر انگیزه های آدمی باشند و خواه حاصل پیام و راهنمایی پیامبران و حاملان وحی الهی، در عمل و اجرا همواره بصورت صحیح و کامل رعایت نشده اند، پایبند نبودن به تعهدات و مسئولیتهایی که لازمه حیات اجتماعی است از سوی برخی از عناصر و ارکان تشکیل دهنده اجتماع یعنی آدمیان و نادیده انگاشتن مرزها و تعرض به حقوق دیگران نیز از بدو پیدایش روابط اجتماعی در میان انسانها آغاز گردیده و تا به امروز ادامه دارد. ( اشاره به داستان هابیل ، قابیل ودرگیری آن دو)[13]

اعتقاد به مبدأ هستی و خدا و تبیین نظام خلقت بر اساس بینش دینی و به دنبال آن پذیرش ایدئولوژی یعنی مجموعه ای از حقوق، تکالیف و مقررات که فرد را در مقابل خود، دیگران و خدای خود متعهد ساخته ، مرزها و محدودیتهای دیگری را فراروی آدمیان قرار داده که تخطی از آن، تعرض به حدود الهی و به همان میزان انحراف و دوری از مسیر تکامل و رشد فرد تلقی می گردد.

ارتکاب گناه، تعرض به حدود الهی و پایمالی حقوق دیگران واقعیتهای انکارناپذیر تاریخ زندگانی انسانند، و به همین دلیل دقیقاً همزمان با پیدایش روابط اجتماعی در میان انسانها و پذیرش بنیانهای اعتقادی و دینی، تمایل و گرایش به داد و دادگری و دادرسی در جامعه انسانی نمودار گردیده است.

بحق می توان گفت انگیزه و حداقل بهانه بسیاری از کشمکشها و جنگ و ستیزهای تاریخ بشری و همچنین فلسفه پیدایش بسیاری از مکاتب فلسفی و مذهبی و نظامهای حکومتی همین گرایش قوی و نیرومند آدمی به داد و دادگری بوده است.

اسلام نیز به عنوان دینی واقع گرا و رئالیست دادرسی را بمثابه مهمترین رکن بقای جامعه و تضمین کننده تکامل حیات بشری در اصول و فروع خویش تعقیب و بدان تکیه نموده است، چشم انداز اسلام از مقولة داد و دادرسی برگرفته از یک اصل بنیادی فلسفی است که نظام هستی را نظام عدل و داد می داند، و بدینسان این مقوله را فراتر از رابطه انسان با انسان می نگرد، و از اینرو در ارزیابی نظام حقوقی اسلام باید به همسوئی آن با نظام خلقت بر اساس اصول جهانبینی اسلامی توجه نمود.

در بیان اهمیت دادرسی در اسلام همین بس که خداوند در کتاب خود فلسفه بعثت و رسالت انبیاء را برپایی عدل و داد معرفی نموده است.( لقد ارسلنا رسلنا با لبینات و انزلنا معهم الکتاب والمیزان لیقوم الناس بالقسط) [14]

دادرسی یکی از مهمترین وظایف انبیاء الهی و اوصیای آنان بوده، و چنانکه در بحثهای آینده، خواهیم نگاشت نه تنها انبیاء شخصاً به حل و فصل دعاوی مردم و ستاندن حقوق ایشان پرداخته اند بلکه اساساً منصب قضاء در بینش اسلامی از مناصب ویژه ایشان است.

پیامبر اسلام (ص) شخصاً به عنوان قاضی مسلمین به دادرسی همّت گمارده و در مواردی نیز شخصیتهایی همچون علی (ع) و معاذبن جبل را برای انجام این مهم به بلاد اسلامی فرستاده است.

دادرسی از عمده ترین مسئولیتهای خلفا و ائمه و حکام اسلامی بوده، و حتی در بینش کسانیکه معتقد به ولایت مطلقه فقیه در زمان غیبت امام نمی باشند نیز دادرسی از وظایف اولیه فقهاء شیعه در زمان غیبت بوده و ولایت وی در امور قضایی و رسیدگی به مرافعات و مخاصمات و اجرای حدود الهی از جمله مسئولیت هایی است که مورد اتفاق نظر و اجماع تمامی فقهای شیعه می باشد، همچنین فقهای اهل سنت دادرسی را از اهمّ وظایف حاکم و والی مسلمین دانسته اند.

بدیهی است که بموازات اهمیت و ارزشی که مقام دادرسی در اسلام دارد، شرایط و ویژگیهای کسی که امر دادرسی را به عهده می گیرد نیز اهمیت یافته و بدین لحاظ در بینش اسلامی هرگز نمی توان سرنوشت امور قضایی و حل و فصل دعاوی که در حقیقت اجرای عملی و عینی احکام الهی است بدست نا اهل سپرد، بنابراین هرگاه فردی واجد شرایطِ بنیادین قضاء نباشد هر چند از هوش و فراست سرشاری برخوردار بوده و به قوانین و احکام دادرسی آگاهی کامل داشته و بر فنون دادرسی نیز کاملاً مسلّط باشد، گماردن او به منصب قضاء جایز نیست. به همین جهت فقهاء قبل از آنکه آداب و احکام قضاء و چگونگی صدور حکم در منازعات را مطرح نمایند، ابتدا به بیان شرایط و اوصاف قاضی پرداخته اند.

تأکید اسلام بر ضرورت اتّصاف قاضی به شرایط و ویژگیهای خاص، یکی از مسائلی است که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام با سایر نظامهای حقوقی جهان بویژه نظامهای معاصر گردیده است،

آنچه که سبب امتیاز نظام حقوقی اسلام گردیده، همان تأکید و توجه به صلاحیت قاضی قبل از دادرسی است در حالیکه در نظامهای دیگر بدون استثناء محور مسائل و احکام حقوقی نفس حکم و قانون است و در حقیقت بحث از شرایط دادرسی جائی در مجموعه نظام حقوقی ندارد. منشاء این تفاوت نیز همسویی و هماهنگی قوانین و احکام اسلامی با مبانی عقیدتی و اصول جهان بینی آن است در اسلام بحث از حل و فصل منازعات و اجرای عدل و داد هرگز مستقل و مجرّد از بحث شرایط و اوصاف کسی که اجرای آن را بعهده دارد مورد بررسی قرار نگرفته، به سخن دیگر قضاء شرعی و دادرسی اسلامی ماهیتاً دو عنصر تفکیک ناپذیر دارد که نبود هر یک از آن دو مشروعیت قضاء را منتفی می سازد و این دو رکن عبارتند از :

1-اهلیت قاضی از لحاظ احراز شرایط ویژه آن.

2-مطابقت احکام صادره با قوانین الهی، و دقیقاً به همین جهت است که اسلام گفته اند:

" هرگاه فردی واجد شرایط دادرسی نباشد هر چند به عدل و داد حکم نماید، گماردن وی به منصب قضاء حرام و قبول او نیز گناه و بردن دعاوی از سوی مسلمانان در محکمه او نیز حرام خواهد بود" .

و عرفوه شرعاً بانه : ولایه الحکم شرعاً لمن له اهلیه الفتوی بجزئیات القوانین الشرعیه علی اشخاص معیّنه من البرّیه باثبات الحقوق و استیفائها للمستحّق.[15]

ترجمه: " و در شرع قضاء را این چنین تعریف نموده اند: ولایت بر صدور حکم است شرعاً از ناحیه کسی که حائز شرایط فتوی است در مورد جزئیات قوانین شرعی و بین اشخاص معین بمنظور اثبات حقوق و بازگرداندن حق به صاحب آن"

حکم مشروعیت قضا در اسلام:

قضاوت و حکم کردن ، شرعاً واجب کفایی است در حق کسانیکه صلاحیت آن منصب را دارند یعنی اگر مثلاً ده نفر صلاحیت آن را داشته باشند ابتدا بر همه آنها واجب است آن را بدست بگیرند ولی وقتی که یکی از آنها پیشقدم شد و آن را بر عهده گرفت از دیگران ساقط می شود و اگر هیچکس اقدام به آن نکرد همه گناه کرده اند.

البته قضاوت در زمان حضور امام معصوم علیه السلام وظیفه خاص امام است ، پس بر امام واجب است که به نحو واجب کفایی یک نفر را در منطقه و محلّی برای قضاوت نصب فرماید، و گاهی قضاوت کردن بالعرض واجب عینی می شود مثل اینکه جز او کسی از اهل قضا یافت نشود و نیاز به او باشد.[16]

با اینکه قضا برای افراد دارای صلاحیت واجب کفایی است امّا برای دو گروه واجب عینی می باشد.

1-کسی را که امام معصوم (ع) امر به قضاوت کرده است.

2-اشخاصی که دارای صلاحیت و واجد شرایط منحصر به فرد باشد.

شهید ثانی (قده) در کتاب مسالک در این باره می گوید: « وظیفه قضا از جمله واجبات کفایی است.» [17]

زیرا نظام نوع انسانی متوقف بر آن است چون ظلم و بیداد از صفات جبلی آدمی است ، پس اجتماع ناگزیر از حاکمی است که داد مظلوم بستاند و دیگر از آن جهت که امر به معروف و نهی از منکر بر این وظیفه مترتّب است. [18]

امام خمینی (ره) در تحریر الوسیله می فرماید:

اگر چند نفر دارای صلاحیت باشند در صورتی که شخص بخود اطمینان داشته باشد تصدی امر قضا بر او مستحب است.[19]

ملّا احمد نراقی در این باره می فرماید:

قضا واجب است برای کسی که صلاحیت این کار را دارد اگر قاضی متوجه شود نزاعی درگرفته که کسی به دیگری از روی ظلم یا جهل ستم می کند برایش واجب است نزاع را رفع کند زیرا به منزله نهی از منکر می باشد.[20]

در مقام نقد و ارزیابی نظریات ارائه شده در تعریف قضاء توجه به چند نکته که مورد اتفاق نظر همه مذاهب اسلامی است، راهگشا خواهد بود:

1-قضاء ماهیتاً حکم بین مردم است در منازعات و مخاصمات ایشان.

2-قضاء در اسلام یک منصب رفیع دینی و از شئونات حاکم و رهبر اسلامی است.

3-دادرسی در اسلام مشروعیت ندارد جز آنکه بر طبق احکام شرعی صورت پذیرد.

4-قاضی در اسلام دارای شرایطی است که بدون احراز این شرایط ، قضاء او هر چند صحیح و بر حق باشد مشروعیت ندارد.

اقسام قضاء :

در بررسی واژه قضاء گفتیم که قضاء به داوری و دادرسی هر دو اطلاق می شود و بر همین اساس دو نوع قضاء در کتب فقهی مورد بحث قرار گرفته : قضاء تعمیم یا تنصیب، و قضاء تحکیم.

منظور از قضاء تعمیم همان مفهوم عرفی و اصطلاحی قضاء است که قاضی منصوب از ناحیه امام و حاکم اسلامی با شرایطی که در شرع مقرر گردیده برای رفع خصومت و نزاع بر اساس احکام و قوانین اسلام اقدام به دادرسی و صدور حکم الزام آور برای طرفین دعوی می نماید.

قسم دیگر قضاء که درواقع همان حکمیّت و داوری در دعاوی می باشد نیز مورد بحث فقها قرار گرفته که در جای خود تحت عنوان قضاء تحکیم بدان خواهیم پرداخت.

اجمالاً می توان گفت: هرگاه دو یا چند نفر در نزاع خویش راضی به حکمیت و داوری فردی (با مشخصاتی که بعداً خواهیم گفت) گردند، حُکم در چنین موردی را قضاء تحکیم و داور آن را قاضی التحکیم یا محکّم و یا حَکَم نامند.

ناگفته نماند که حکم در قضاء تحکیم نیز باید بر اساس احکام شرعی باشد و قاضی آن نیز شرایط قاضی عام را دارا می باشد و به همین جهت نیز بسیاری از فقهای شیعه تقسیم بندی مذکور را نپذیرفته و تفاوتی بین دو عنوان مذکور از لحاظ احکام و شرایط بویژه در زمان غیبت قائل نمی باشند. و در مقابل دیگر فقهای شیعه و تمامی فقهای اهل سنت برآنند که قضاء تحکیم همواره موضوعیت داشته و دارد.

مشروعیت و ثبوت قضاء در اسلام :

در بینش اسلامی هیچ قانون و حکمی مشروعیت ندارد جز آنکه با استفاده از اصول و منابع احکام یعنی کتاب و سنت[21] ، که مورد پذیرش تمامی فرق اسلامی می باشند و همچنین دیگر منابعی که نزد هر یک از مکاتب فقه اسلامی حجیت دارند[22]، تشریع آن حکم بعنوان حکم اسلامی ثابت گردیده باشد.

از این رو اکثر فقهاء در آغاز بحث قضاء به ذکر دلایل و مستندات مشروعیت قضاء در شریعت اسلام پرداخته اند، گر چه بنظر می رسد با توجه به حتمی بودن وقوع نزاع، جامعه انسانی و ضرورت پرداختن به امر دادرسی برای رفع اختلافات و ایجاد زمینه های سلامت جامعه برای نیل به اهداف والای خلقت آدمیان، و اینکه با این نگرش قضاء شأنی از شئونات رسالت و امامت در دین اسلام ، جایگاه واقعی این بحث در بیان فلسفه خلقت بشر و بعثت انبیاء و امامت اولیاء و به سخن دیگر در مبانی اعتقادی می باشد نه در فروع احکام.

بهر حال جمیع فرق اسلامی ثبوت قضاء در شریعت اسلام را پذیرفته و فقهاء نیز به تعابیر مختلف و با استناد به کتاب و سنت و اجماع، در کتابهای خود بدان تأکید و تصریح نموده اند.[23]

بنا به دلایلی که اشاره شد نیازی به برشماری آیات و روایات و بحث از کیفیت دلالت آنها بر ثبوت قضاء در اسلام نیست و چنانکه شهید ثانی از فقهای بنام شیعه فرموده " قوام و کمال نظام جامعه انسانی بدان وابسته است" [24] و یا به گفته یکی از محققین: " دور از حق نیست که گفته شود: قضاء از ضروریات دین مبین اسلام است که علاوه بر کتاب و سنت و اجماع، عقل نیز بر لزوم پرداختن بدان به لحاظ توقف نظام جامعه بر این مهم ، گواهی می دهد" .[25]

در اینجا تیمنّاَ به ذکر چند آیه و حدیث بی آنکه وارد مناقشات چگونگی استدلال و استناد بدان شویم بسنده می کنیم:

الف ـ آیات الهی :

- ان الله یاءمرکم ان تودوّا الامانات الی اهلها و اذا حکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل[26]

خداوند شما را امر می کند که امانتها را به اهلش بازگردانده و به هنگام حکم بین مردم، به عدالت حکم رانید.

- یا داود انا جعلناک خلیفه فی الارض، فاحکم بین الناس بالحق ولاتتبع الهوی[27]

ای داود، ما تو را خلیفه در زمین قرار دادیم پس بین مردم به حق داوری نما، و از هوای نفس پیروی مکن.

- انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله[28]

(ای پیامبر) ما کتاب را بر توبه حق نازل کردیم تا بین مردم بر اساس آنچه خداوند به تو نمایانده حکم نمایی.

- فإن تنازعتم فی شیء فردوّه الی الله والرسول[29]

پس هرگاه در امری بین شما نزاع درگرفت آن را به خدا و رسولش عرضه کنید.

و دیگر آیاتی که در کتب فقهی و آیات الاحکام ذکر شده که طی بحثهای آینده به برخی از آنها اشاره خواهیم نمود.

ب ـ احادیث و روایات:

از سنت نیز روایات متعددی در باب ضرورت قضاء و اهمیت آن و لزوم حکم به عدالت و منع تصدی قضاء برای غیراهل آن فراوان نقل گردیده که در کتب حدیث شیعه و سنی موجود می باشد.[30]

آشتیانی در کتاب القضاء خود بر آنست که روایات در این باب بحد استفاضه (هر گاه انتشار و شیوع یک خبر به حدی باشد که موجب اطمینان نزدیک به یقین بر صحت و درستی آن خبر گردد ولی به حد تواتر نرسیده باشد، این خبر را مستفیض و انتشار و شیوع آن بدین حد را استفاضه نامند.

بلکه تواتر (هر گاه انتشار و شیوع یک خبر به حدی برسد که موجب یقین انسان به درستی آن خبر گردیده و احتمال همدستی راویان آن بر جعل و دروغ منتفی باشد، چنین خبری را متواتر نامند.) رسیده است.[31]


تحلیل عوامل توسعه نیافتگی در کهگیلویه و بویراحمد

کشورهای صنعتی غرب که سالها جلوتر از جهان سوم راه توسعه نامتعادل و بدون توجه با شرایط محیط طبیعی چیزی جز نابودی محیط طبیعی و به دنبال آن نابودی محیط انسانی در جوامع ندارد ، حتی اگر کشوری در شرایط عالی توسعه صنعتی باشد ولی در صورت حفاظت نکردن از محیط طبیعی راهی جز سقوط و ضعف ندارد از آنجائیکه انسان در محیط زندگی می کند و ناگریز از استفاده از منابع
دسته بندی برنامه ریزی شهری
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 1138 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 115
تحلیل عوامل توسعه نیافتگی در کهگیلویه و بویراحمد

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

مقدمه

فصل اول: کلیات

1-1: طرح مسئله ................................... 2

1-2: ضرورت تحقیق.................................. 4

1-3- انگیزه تحقیق................................. 4

1 –4 : اهداف تحقیق................................ 5

1-5 :سوالات تحقیق.................................. 6

1-6 :فرضیات تحقیق................................. 6

1-7 : پیشینه تحقیق................................ 6

1-8-روش تحقیق ..................................... 8

1-9- فرایندهای تحقیق .......................... 8

1-10- روشهای جمع آوری اطلاعات ...................... 8

1 – 11- ابزار تحقیق ............................... 8

1-12- محدودیت های و تنگناهای تحقیق ............ 9

فصل دوم : مبانی نظری پژوهش

2-1- : مبانی نظری یا تئوریک پژوهش............ 11

2-2- : تعاریف و مفاهیم......................... 12

2-2-1- برنامه ریزی منطقه ای.................... 14

2-2-2- مفهوم رشد اقتصادی....................... 15

2-3 – تفاوت رشد و توسعه اقتصادی................ 16

2-3-1-الف ) توسعه علمی......................... 17

2-3-2-ب) توسعه سیاسی........................... 17

2-3-3-ج) توسعه فرهنگی.......................... 18

2-3-4-د) توسعه پایدار.......................... 19

2-4- سابقه برنامه ریزی منطقه ای ............... 19

2-5- سابقه برنامه ریزی در ایران ............... 21

2-6- فرایند تاریخی توسعه و توسعه نیافتگی در جهان ............................................... 23

2-7- نظریه ها و الگوهای توسعه ................. 25

2-7-1- نظریه تسلسل فقر توده های و شهرگرایی..... 25

2-7-2- نظریه حداکثر استفاده از زمینهای کشاورزی 26

2-7-3- نظریه قطب رشد........................... 27

2-7-4- نظریه مرکز پیرامون...................... 30

2-7-5- تئوری مرحله ای روستو.................... 31

2-8- استراتژی های مختلف توسعه اقتصادی.......... 32

2-9- تکنولوژی مناسب برای کشورهای در حال توسعه . 36

2-10- معیارهای سنجش رشد و توسعه ............... 37

2-11- شاخص های سنجش توزیع درآمد................ 41

2-12- شرایط لازم جهت موفقیت در هدایت توسعه ای .. 42

فصل سوم :ویژگیهای جغرافیایی منطقه محل پژوهش

3-1-ویژگیهای طبیعی............................. 46

3-1-1-موقعیت و حدود جغرافیایی.................. 46

3-1-2- ویژگیهای عمومی زمین شناسی............... 48

3-1-3-. وضعیت گسل ها در زلزله خیزی منطقه....... 56

3-1-4- هواشناسی و اقلیم........................ 60

3-1-5- پوشش گیاهی وحیات جانوری................. 63

3-1-6- ویژگیهایی خاک منطقه................................................ 64

3-2- ویژگیهایی اجتماعی و فرهنگی..................................... 67

3-2-1- توزیع و پراکندگی جمعیت.................. 67

3-2-2- توزیع سنی جمعیت......................... 68

3-2-3- توزیع جنسی جمعیت........................ 71

3-2-4- موالید و مرگ و میر...................... 71

3-2-5 - رشد جمعیت.............................. 75

3-2-6- بار تکفل خانوار........................ 77

3-2-7- بعد خانوار وتغییرات آن.................. 81

3-2-8- روند مهاجرت................................................................. 82

3-2-3- وضعیت شاخصهای توسعه فرهنگی................................ 84

3-4- ساختار فضایی کالبدی....................... 92

3-4-1- تقسیمات سیاسی........................... 92

3-4-2- روند تحولات جمعیتی....................... 96

3-5- وضعیت سکونتگاههای روستایی................. 98

6- ویژگی های اقتصادی جمعیت .................... 99

3-6-1- جمعیت شاغل به تفکیک بخش های مختلف اقتصادی............................................... 99

3-6-2- بهره برداری از منابع نفت وگاز........... 104

3-6-3- فعالیت صنعتی (شهرک های صنعتی )......... 105

3-6-4- وضعیت موجود بخش معدن.................... 106

3-6-5- وضعیت اشتغال در بخش کشاورزی ............ 107

3-7- موسسات بهداشتی ودرمانی.................... 108

3-8- شبکه راههای ارتباطی....................... 110

فصل چهارم : تجزیه و تحلیل عوامل اجتماعی و اقتصادی

4-1-تحلیل وضعیت اجتماعی و فرهنگی منطقه......... 114

4-1-1- تحلیل جمعیت وتغییرات آن................ 114

4-1-2- تحلیل تراکم ورشد جمعیت................. 115

4-1-3- بررسی روند مهاجرت...................... 118

4-1-4- تحلیل ویژگیهای اقتصادی................. 119

4-1-4- الف) تحلیل جمعیت فعال وغیر فعال......... 119

4-1-4- ب) نرخ فعالیت اقتصادی منطقه............. 120

4-1-4-ج) تحلیل روند اشتغال..................... 120

4-1-4-د) روند نرخ بیکاری....................... 121

4-1-5-تحلیل ویژگیهای فرهنگی.................... 121

4-1-6 بافت فرهنگی ورهیافتهای توسعه............. 123

4-2- تحلیل فضایی-کالبدی........................ 125

4-2-1- تحلیل پراکندگیها وقلمروهای مناطق طبیعی(اکوتوریسم)............................................... 126

4-2-2- تحلیل فضایی جمعیت شهری و روستایی....... 128

4-2-3- تغیرات فضایی اندازه جمعیت در دوره1385 -1375............................................... 130

4-2-4- تحلیل دلایل جابجایی جمعیت.............. 130

4-2-5 نتیجه گیری از روند تحولات جمعیتی......... 132

4-6-بررسی وتحلیل ساختار اقتصادی................ 133

4-6-1- بخش صنعت ومعدن......................... 135

4-6-2- بخش کشاورزی............................ 137

4-6-3- بخش خدمات............................... 141

4-6-4- توزیع هزینه ودرآمد بهد تفکیک شهر وروستا. 143

4-6-5- درآمدهای عمومی استان.................... 143

4-7- شاخصهای توسعه انسانی ..................... 144

4-8- خدمات بهداشتی درمانی ..................... 145

4-9- قابلیتهای منطقه در بخشهای مختلف اقتصادی... 146

فصل پنجم:آزمون فرضیات ؛ :نتیجه گیری وبیشنهادات

آزمون فرضیات................................... 149

نتیجه گیری..................................... 152

5-1- مسایل اساسی استان......................... 162

5-2- عمده ترین تنگناها وقابلیتهای اقتصادی...... 163

5-3-راهبردهایی جهت برنامه های بلند مدت در منطقه 167

راهکارهای عمومی................................ 171

منابع وماخذ.................................... 173

چکیده به انگلیسی

فهرست جداول

عنوان صفحه

جدول:3-1-تقسیمات سیاسی استان در سال 1385....... 48

حدول: 3-2-طبقات شیب اراضی ..................... 51

جدول:3-3-محدوده استان در طبقات شیب............. 52

جدول:3-4-طبقات ارتفاع از سطح دریا.............. 54

جدول:3-5-طبقات ارتفاع محدوده استان............. 55

جدول:3-6-نتایج سرشماری نفوس ومسکن1385.......... 68

جدول:3-7-توزیع سنی جمعیت در استان در مقایسه با کشور 69

جدول:3-8-نسبت جنسی جمعیت....................... 71

جدول:3-9- موالیداستان به تفکیک شهر و روستا .... 73

جدول:3-10-نرخ رشد سالانه ی جمعیت ............... 74

جدول:3-11-بار تکفل استان ...................... 76

جدول:3-12- مقدار سهم جمعیت شهری وروستایی....... 78

جدول:3-13- مقایسه بعد خانوار استان ............ 79

جدول:3-14- مقصد مهاجران خارج شده ازاستان....... 81

جدول:3-15- مبدا مهاجران وارد شده به استان ..... 82

جدول:3-16- مهاجران داخلی در مقایسه با کل کشور . 82

جدول:3-17- مراکز بهداشتی ودرمانی............... 84

جدول:3-18- شاخص های توسعه انسانی .............. 85

جدول:3-19- میزان با سوادی...................... 85

جدول:3-20- کتاب خانه ها وتعداد کتاب ها......... 87

جدول:3-21- شمارگان مطبوعات محلی ............... 88

جدول:3-22- برنامه های صدا وسیمای استان......... 89

جدول:3-23- تعداد سینما های استان............... 89

جدول:3-24- گردشگران وا رد شده به استان ........ 90

جدول:3-25- تاسیسات اقامتی ورفاهی .............. 91

جدول:3-26-مساحت وتعداد شهر های استان........... 91

جدول 3-27- تعداد شهر های استان ................ 97

جدول:3-28- جمعیت بیکار استان بر حسب جنس........ 100

جدول:3-29- وضعیت اشتغال جمعیت ................. 100

جدول:3-30- توزیع جمعیت جویای کار (بالای 10 سال) 101

جدول:3-31- اشتغال در بخش های مختلف اقتصادی .... 101

جدول:3-32- تولید ناخالص داخلی ................. 102

جدول:3-33- ضریب توزیع ومقدارسرمایه............. 103

جدول:3-34- مشخصات شهرک های صنعتی .............. 104

جدول:3-35-واحد های صنعتی بهره برداری شده....... 105

جدول:3-36- معادن در حال بهره برداری و شاغلان بخش معدن 106

جدول:3-37-مزاکر بهداشتی و درمانی............... 109

جدول:3-38- تعداد تونلها و پل ها .............. 110

جدول:3-39-مشخصات راه های اصلی وفرعی استان...... 111

جدول:4-1- شاخص های جمعیت نیروی انسانی،وسواد در استان 119

جدول:4-2-مسیر های گردشگری عمومی استان ......... 127

جدول:4-3- مهاجرت های میان منطقه ای وخالص در استان 131

جدول:4-4- ضریب توزیع تعداد سرمایه وصنعت ....... 134

فهرست نمودار

عنوان صفحه

نمودار3-1- هیستو گرام طبقات شیب............... 52

نمودار3-2- هیستو گرام طبقات ارتفاع .......... 55

نمودار3-3- هرم سنی و جنسی جمعیت ............... 69

نمودار3-4- تغییرات نسبت جنسی ................. 71

نمودار3-5- میزان موالید .................... 73

نمودار3-6- در صد مرگ ومیر .............. 74

نمودار3-7- متوسط رشد سالانه جمعیت ............. 76

نمودار3-8- بار تکفل خانوار ........ 78

نمودار3-9- تراکم نسبی جمعیت ................... 79

نمودار3-10- سهم جمعیت شهری..................... 80

نمودار 3-11- سهم جمعیت روستایی................. 80

نمودار3-12- بعد خانوار به تفکیک شهر وروستا.... 81

نمودار3-13- مبدا مهاجران وارد شده ...... 83

نمودار3-14- مقصد مهاجران خارج شده ............. 83

نمودار3-15- مقایسه شاحص های با سوادی........... 86

نمودار3-16- مقایسه شاخص پوشش تحصیلی............ 86

نمودار3-17- مقایسه روند جمعیت شهری ........... 97

نمودار3-18- جمعیت شهر های استان................ 97

نمودار3-19- سهم آبادی های سکنه وخالی از سکنه .. 98

نمودار3-20- اشتغال بخش های مختلف استان 102

نمودار3-21- بهروری نیرو ی انسانی ..... 103

نمودار3-22- وضعیت اراضی کشاورزی ....... 108

نمودار 4-1 منحنی لورنز در مناطق شهری .......... 129

نمودار 4-2 تعداد و سهم آبادهای استان .......... 129

نمودار 4-3 شاغلان بخش معدن ..................... 137

نمودار 5-1 دلایل توسعه نیافتگی استان ........... 170

فهرست نقشه ها

عنوان صفحه

نقشه شماره 1- موقعیت استان در کشور ............ 47

نقشه شماره 2- شهرستان های استان................ 50

نقشه شماره 3- نقشهDEM طبقات ارتفاع استان..... 53

نقشه شماره 4 – خطرات نسبی زمین لرزه ........... 58

نقشه شماره 5- شبکه راههای استان ............... 59

نقشه شماره 6- منابع آب استان ................. 62

نقشه شماره 7 – کار بری اراضی .............. 66

نقشه شماره 8 - پراکندگی جمعیت در استان........ 70

نقشه شماره 9 – واحد های اداری وسیاسی........... 94

نقشه شماره 10- مکان های گردشگری در استان....... 95

نقشه شماره 11- کانون های توسعه ی تمرکز محوری دراستان(طرح پیشنهادی نگارنده)....................................... 169

فصل اول:

کلیات طرح

1-1- طرح مسئله

کشورهای صنعتی غرب که سالها جلوتر از جهان سوم راه توسعه نامتعادل و بدون توجه با شرایط محیط طبیعی چیزی جز نابودی محیط طبیعی و به دنبال آن نابودی محیط انسانی در جوامع ندارد ، حتی اگر کشوری در شرایط عالی توسعه صنعتی باشد ولی در صورت حفاظت نکردن از محیط طبیعی راهی جز سقوط و ضعف ندارد . از آنجائیکه انسان در محیط زندگی می کند و ناگریز از استفاده از منابع و امکانات محیط طبیعی خود است بنابراین حتی جوامع و مناطق که اختیار است محیطی خوبی دارند و توانسته اند رابطه خوب و سالمی با محیط خود برقرار کنند ، به توسعه ای متوازن و پویا دست یافتند . در ایران موقعیت جغرافیایی ممتاز . منابع غنی طبیعی . شرایط اقلیمی خوب و متنوع و جمعیت متناسب با وسعت . فضای لازم را برای توسعه فراهم نموده است که در صورت برنامه ریزی صحیح و علمی نگری به جای سطحی نگری و مصلحت اندیشی های سنتی و مهمتر از آنها توجه به حفظ محیط می توان توسعه ای همه جانبه را مشاهده نمود.استان کهگیلویه و بویراحمد با طبیعت سرشار و مناطق کوهستانی دست نخورده مورد مطالعه قرار نگرفته اند .

وجود منطقه ای با این آب و هوا و زیبایی های طبیعی کنار گرم ترین نقاط کشور در نوع خود جالب و قابل تأمل است که با استفاده بهینه از این طبیعت زیبا می توان سرمایه های زیادی حتی از کشورهای حوزه خلیج فارس جذب نمود وصنعت گردشگری که امروزه اقتصادی نامرعی نامیده می شود می تواند کمک زیادی به ساکنین دامنه های زیبایی زاگرس بنمایند که علیرغم داشتن اینهمه امکانات و قابلیت ها با زندگی مملو از رنج و سختی را تجربه نموده اند. بنابراین با مشکلاتی از قبیل کوهستانی بودن که خود مانع ایجاد ساختارهای شبکه های ارتباطی شده است که به نظر نگارنده یکی از مهمترین موانع توسعه منطقه و در بن بست قرار دادن آن می باشد .عبور شریانهای آب از قعر دره ها نیز مانع دسترسی ساکنین منطقه به منابع غنی آب گردیده با وجود ارااضی حاصلخیز و غنی کشاورزی رونق چندانی نیافته است .منابع غنی نفت گاز که حدود 25 درصد صادرات کشور را شامل می شود تأثیر چندانی در توسعه منطقه نداشته است و دیگر قابلیت هایی که می توانست این منطقه را در جایگاه مناسب توسعه منطقه ای قرار دهد.

منطقه موردمطالعه به لحاظ شرایط لزوم جهت قرارگرفتن دریک سطح مناسب ازنظرتوسعه یافتگی موقعیت بسیارخوبی را درقیاس با مناطق برخوردارکشوردارد زآنجاییکه بررسی توسعه یافتگی ورسیدن به آمارو ارقام ازنظررشد سالانه درآمد سرانه سطح سواد وغیره می تواند جایگاه مناسبی برای آن درنظرگرفت.چون منابع طبیعی وشرایط اقلیمی منطقه مورد مطالعه یکی ازشرایط جهت توسعه ازنظرجغرافیایی است.که می توان آنرا در بالاترین رتبه امتیازی اقلیم وشرایط طبیعی قرارداد .از نظرمنابع زیرزمینی هم وجودبیش از25%صادرات صادرات نفت وحجم زیادی منابع گازکشور و منابعی چون فسفات ودیگر.مکوهها ودشت های منطقه دست نخورده باقی مانده است نیز میتواندگواه این توانایی بالقوه باشد. قرار گرفتن دربین چهارمنطقه برخوردارازنظرمنابع وتوسعه یافتگی مثل اصفهان که یکی قطب های رشد کشورواز همه نظربعدازتهران مؤثرترین قطب اقتصادی و سیاسی کشورهست با خوزستان باموقعیت استراتژیک وذخایرعظیم نفت گاز و انرژی هیدرولیک وکشاورزی باتمام پیشینه فرهنگی وتوانایهای فراوان مراکز مهم پتروشیمی بندرامام وماهشهر،و بوشهربا داشتن یکی از بزرگترین مراکز تولید گاز جهان درعسلویه وپتانسیل بالاتجاری وجذب سرمایه که ساحلی بودن آن براین امتیاز نیز می افزاید.بنابراین محصور شدن دراین میان گذشته از تهدیدهای خارجی ولی فرصت های فراوانی را می تواند به لحاظ کارو سرمایه برای این استان ایجاد نماید.

1-2 - ضرورت تحقیق

محدودیت ها منابع محیطی و نیاز روز افزون جوامع بشری از در پی افزایش رشد جمعیت از یکسو و تحولات اجتماعی سالهای اخیر و بالا رفتن سطح زندگی در پی گسترش ارتباطات در جهان که منجر به پیوند رسانه ای در تمام جهان شده است که منجر به پیوند رسانه ای در تمام جهان شده است ، تلاش انسان را برای رسیدن به بهترین نوع بهره برداری و کیفیت بالای زندگی مادی دو چندان کرده است بنابراین رسیدن به چنین سطوح زندگی و استفاده بهینه از منابع با در اختیار گرفتن ابزارهای فنأوری جدید امکان پذیر می باشد بهمین دلیل توسعه علمی و فنی رسمیت یافته مایه امید انسانها برای غلبه بر بسیاری از مشکلات امروزی است که برای رسیدن به چنین توسعه ای برنامه ریزی لازم است .

چون برنامه ریزی تلاشی است آگاهانه برای رسیدن به هدفی مشخص در زمانی مشخص در منطقه محل پژوهش باید هر چه سریعتر اقدام به موانع اصلی در رسیدن به رفاه و آسایش ساکنین نمود تا انسانها در چند صباحی که زندگی می کنند لذتی از زنده بودن و زیستن خود در استفاده از نعمت های الهی احساس کنند و از نوع زندگی که سراسر سختی و زحمت از بدو تولد تا مرگز است دگرگون شود و تفکری جدید در شیوه زندگی ایجاد شود این شرایط دست یافتنی است به شرطی که ضمن شناخت قابلیت ها به برنامه ریزی در جهت استفاده هر چه بهتر از آنها اقدام نمود و با تلاشی همگانی و مستمر اقدام به ساختن جامعه ای پویا و سرشار از نشاط و شادابی در استان نمود چرا که در این استان با داشتن این همه منابع و قابلیت ها دیدن این همه محرومیت ها و سختی در زندگی ساکنین جای تأمل تفکر زیادی دارد .

1-3 - انگیزه تحقیق

آنچه اینجانب راوادار به انتخاب این موضوع نموده، مشاهده درد ورنج فراوانی است که، دراندامهای تکیده وچهرهای رنجور وفقرزده مردم آن دیارمشاهده نموده، و جور و جفایی که در سالیان گذشته توسط حاکمان ستمگر به این مردم تحمیل شده، وآنهارا اسیر و بازیچه هوسبازیها وقدرت طلبی های ایلی وطایفه ای خود نموده است.گذشته این مردم آکنده است ازظلم وستمی است که، با شمشیرهای زهر آلود تعصب وکج اندیشی حاکمان محلی، در پی قشون کشی وغارت وچپاول طوایف همجوار برگرده این مردم فرو رفته است0دامن زدن به اختلافات قومی وقبیله ای سالها و فکراین مردم رابخود مشغول کرده است. بسیاری از توانهای مردم سرزمین من زیر چکمه های تعصب واند یشه های خرافی راه یافته به پیکره ی فرهنگ غنی این دیار له شده اند،افسوس که هنوز هم بعضی از این کج اندیشیها وتنگ نظریها خواسته یا نا خواسته چسبیده به کالبد فرهنگ نسلهای امروز سرزمین من به حیات خود ادامه می دهند.

نویسنده وظیفه خود دانسته عقده ای را که سالها از دیدن ولمس این همه بدبختی ورنج کشیدگی مردان و زنان ایل وتبارم،در سینه داشته بازگشاید، شاید تا حدودی دینم را به سرزمین و آب وخاکم ادا کرده باشم. امروزه با توجه به وجود مناطق و کشورهایی دردنیا که از لحاظ توانائیها وداشته های طبیعی درسطح خیلی پایین قرار دارند.اما ازلحاظ توسعه اقتصادی به طورچشمگیری رشد کرده اند.امیدواری ما را دو چندان کرده که استان کهگیلویه وبویراحمد با وسعتی کم و جمعیتی متناسب با آن وبا داشتن پتانسیل بالا وبالقوه یکی از رده های بالا وحداقل میانی جدول توسعه ملی باشد.قویا معتقدم که درصورت اصلاح ساختار معیوب اداری-سیاسی و نظارت وجهت دهی صحیح می توان توسعه ی پایدار را در این منطقه مشاهده کرد0

1-4-اهداف تحقیق:

1-شناخت و بررسی ویژگیهای طبیعی وا نسانی ا ستا ن کهگیلویه وبویراحمد

2-تحلیل ویژگیهای کلی منطقه وامکان سنجی توسعه دربخشهای مختلف

3-ارایه راهکارهای مشخص برای توسعه منطقه ای

1-5-سوالات تحقیق:

1-5-1-آیا موانع اجتماعی-فرهنگی نقش اصلی را در توسعه نیافتگی منطقه داشته است؟

2-1-2-أیاشرایط توبوگرافی مانع اصلی توسعه استان بوده است؟

1-5-3-مشکلات مدیریتی وساختاراداری –سیاسی چه قدر در عدم توسعه ی استان نقش داشته است؟

1-6-فرضیات تحقیق:

1-6-1-به نظر می رسد مانع اصلی توسعه نیافتگی استان، با وجود بتانسیل بالا موانع اجتماعی فرهنگی است.

2-6-2-یکی از موانع مهم وتاثیر در توسعه نیافتگی استان،ویژگی زئومرفولوژیکی کوهستانی و صعب العبور آن میباشد.

1-7-پیشینه تحقیق :

1- طرح توسعه وعمران(جامع )دهدشت:

این طرح در سال 1282 توسط مهندسین مشاور جهان-پارس به سفارش سازمان مسکن و شهرسازی استان تهیه شده ،در این طرح ضمن بررسی ویژگیهای جغرافیایی عوامل جمعیتی شهروحوضه نفوذ وگذشته ازآن روند تغییرات جمعیتی شهرستان کهگیلویه نیز بررسی شده ا ست0 درطرح جامعه شهردهدشت ضمن بررسی رابطه شهردهدشت باروستاهای تا بعه درشهرستان به نوع فعالیت های اقتصادی دربخش های مختلف صنعت کشاورزی وخدمات درحوزه شهری پرداخته شد0وپیش بینی هایی بررسی توسعه آتی شد انجام شده است0

2-طرح توسعه و عمران( جامع) ناحیه گچسا ران

این طرح که بعد از تقسیم بندی استان به دو ناحیه گچساران(کهگیلو یه و گچساران و بهمئی ) و ناحیه دیگر یعنی بویراحمد و د نا توسط شرکت مهندسین مآب درسال به سفارش سازمان ملی وشهرسازی تهیه گردیده است0اولین طرح منطقه به تفکیک:شنا خت ویژگیهای جغرافیایی دوم: تجزیه وتحلیل عوامل طبیعی وانسانی وبررسی ویژگی های اقتصادی ناحیه درمقایسه با استان پرداخته است0درطرح عمران ناحیه گچساران و ویژگی های جمعیتی وناحیه با اولویت سکونت گا ههای انسانی اعم ازشهری –روستایی وعشایری به تفصیل مورد بررسی قرار گرفتند وعلاوه برآن ویژگیها وقابلیت های محیطی ناحیه ازکشاورزی گرفته ومعادل نفت وگازوکانی مورد برسی مورد بررسی قرار گرفتند وبا محورقرار دادن مکانهای مرکزی برای توسعه به تحلیل شاخص های مکان مرکزی درناحیه پرداخته ومحورتوسعه قطب های محلی رشد دا نسته که با توسعه این مراکز محلی می توان وتمرکز گرایی جمعیت برای ارایه خدمات کمک نمود0

3-طرح آمایش ا ستان:

این طرح باسفارش استانداری وتوسط دانشگاه شیراز درسال 1387با هدف امکان سنجی منطقه وارایه راه حل هایی برای برون رفت از مشکلات فعلی استان تهیه شده است0 طرح آ مایش استان با الهام گرفتن ازطرح کالبدی ملی ایران در5 بخش 0انسانی -اجتماعی ،فرهنگی،اقتصادی وفضایی تهیه، و نقشه های مورد نیاز نیز از منطقه تهیه شده است 0درطرح آمایش استان ویژگیهای جغرافیایی طبیعی وانسانی منطقه به تفصیل آمده وبا استفاده ازتحلیل های آماری ویژگی های جمعیتی واجتماعی راتغییر نموده اند0با توجه به پراکندگی نامتتوازن جمعیت دراستان که متا ثر از توپو گرافی منطقه است،مشکلات اصلی منطقه را عوامل طبیعی دانسته ولی عوامل فرهنگی واجتماعی را نیزسهیم دراین امرذکرنموده است0دراین طرح مسایل انسانی استان ونیز قابلیت های محیطی ومنطقه آورده شده راهکارهای مفیدی بررسی برنامه ریزی منطقه ای ارایه شده ا ست0

1-8-روش تحقیق

نوع پژوهش – کاربردی است که روش بررسی آن توصیفی – تحلیلی است .بعد از شناسایی کمی و کیفی منطقه و جمع آوری اطلاعات لازم از طریق کتابخانه ای ومیدانی ؛با انجام مصاحبه ومشاهده، به بررسی و تجزیه و تحلیل آنها به روش نرم افزا spss و exell برای رسیدن نتایج مورد نظر اقدام شده است .

1-9- فرایندهای تحقیق

1- تعریف توسعه و تفاوت رشد اقتصادی و توسعه

2- تدوین معیارهای برای ارزیابی سطوح توسعه منطقه ای

3- شناخت بررسی کامل ویژگیهای منطقه محل پژوهش

4- تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف منطقه از لحاظ توسعه

5 - ارایه رهنمودها و راهکارهای جهت بهبود و سطح توسعه منطقه

1-10-روشهای جمع آوری اطلاعات:

مراجعه به کتابخانه ها؛ ادارات وسازمانهایی که اطلاعات مربوط به منطقه را در اختیار داشته اند،مثل وزارت مسکن و شهر سازی ،سازمان آمار ،استانداری ،فرمانداریها ،وسایر ادارات منطقه.به روش میدانی با انجام مصاحبه با اشخاص وصاحب نظران .

1-11-ابزار تحقیق:

منابع کتابخانه ای مثل :کتابهای تاریخی و جغرافیا یی استان،مقالات و طرحهای پژوهشی مربوط به استان. نظرات مسئولین و صاحب نظران استانی.آمارهای استانی وملی ؛ نقشه های سیاسی وجمعیتی ، ونقشه ی طرح های اجرایی در استان.

1- 12-محدودیت های وتنگناهای تحقیق: محدودیت هاو تنگنا ها:

درحال حاضر درکشورها عموما ودرمناطقی کوچکتر علیرغم مصوبات جدید بهایی به پروژهای تحقیقاتی دارد نمیشود بهمین دلیل اطلا عات مورد نیاز پروژه ها اکثرا دراختیا رات مرکزی است که آنچنان استفاده از آنها نمی کننند وبه سختی جهت کار تحقیقاتی در اختیار پژوهشگران قرار داده می شوند0نکته بعدی اینکه چون بخشی از عناصر تحقیقی نیروی انسانی است بنابراین در بحث پرسش نامه ویا مصابه نمی توان آنطور که باید اطلاعات مورد نیاز را بدست آورد،علاوه براینها مشکلات مسافرت به جاهای مختلف جهت مشاهده ویا جمع آوری اطلاعات یکی از مشکلات سدراه پروژه بود0نبود الگوی تناسب به موضوع رسانه مهمترین معضل نگارنده بوده که به دلیل نبود الگوی اجرای متناسب به آن مجبور به ارایه شیوه ای جدید درتناسب تحلیل منطقه ای استانی شده است که این کار نارسا ئیها یی ومشکلاتی را متوجه نگارنده درحین اجرای پژوهش کرده است0

فصل دوم:

مبانی نظری پژوهش

2-1-مبانی نظری یاتئوریک موضوع:

هدف ازمبانی نظری رسیدن به چارچوبی مناسب وقابل اتکاءبرای پژوهش است. می توان خلاصه ای ازمهمترین یافته های نظری را به عنوان پایه و مبانی مطامعه و روش تحقیق مطرح نمود[1].

.مفهوم کلی توسعه نیافتگی:پدیده توسعه نیافتگی پدیده جدیدی نبوده وعمرآن به مراتب به چند قرن می رسد به نظر متفکرین توسعه اقتصادی، توسعه نیافتگی نه تنها پدیده ای تازه نیست بلکه پدیده ای چون توسعه یافتگی ارتباطی تنگاتنگ دارد.از دوران اولیه زندگی بشر تا شروع قرن شانزدهم میلادی اگرچه تفاوت های زیادی بین ساختار اجتماعی ،سیاسی،فرهنگی وحتی اقتصادی جوامع مختلف وجود دارد.اما اختلاف چندانی بین سطح زندگی وسطح تکنو لوژی آنها نبوده است. اما اینکه از قرن 16به این طرف چه اتفاقاتی افتاده ویا ارتباطی وپیوند دو پدیده چگونه است سؤالاتی هستند که بدون پاسخ داده خواهدشد0 1-دیدگاه اول :به نظر عده ای ازعلمای توسعه اقتصاد جهانی .به مانند مجموعه ای مرکب که اقتصادهای ملی عناصراین مجموعه هستند0 اگرچه شکل این مجموعه دائم درحال تغییر وحتی دگرگونی است اما عناصر این مجموعه که همان اقتصاد ملی هستند باسلسله مراتب خاصی بایکدیگر درارتباط نزدیکند والبته ارگانیک0بنابراین هرگونه تغییری که در قسمتی از این مجموعه اتفاق افتد مطمئنا تغییراتی در کل یا بقیه عناصرایجاد خواهد کرد0به عقیده این نظریه پردازان توسعه اقتصادی عنصری از این مجموعه که امروزه کشورهای توسعه یافته نامیده می شوند، درسه مرحله انجام شده است. تحولات دراین کشورها تنها محدود به خود آنها نبوده ونیست بلکه تاثیرات مهمی درکشورهای درحال توسعه نیز ایجاد کرده است.

1-مرحله اول یا مرحله تراکم اولیه ثروت (انباشت سرمایه)؛

2-مرحله دوم یامرحله صدور کالا (شروع تجارت)؛

3-مرحله سوم یامرحله صدور سرمایه (مبادله سرمایه وفناوری ).

دیدگاه دوم:

به نظر برخی دیگراز علمای اقتصاد توسعه مبدا شروع وریشه اصلی پدیده توسعه یافتگی درجوامعه توسعه یافته امروزی انقلاب صنعتی بوده است0اما تحلیلی که این گروه از انقلاب صنعتی می کنند متفاوت باتحلیل نظریه پردازان گروه اول است که اینها معتقدند انقلاب صنعتی طی دو مرحله عمده درجهان اتفاق افتاده است. اولین تحول بانام انقلاب نئولتیک (نوسنگی)ویاشروع عصرحجرجدیدحدود ده هزارسال پیش. دومین تحول عمیق بانام انقلاب صنعتی ازسال 1760ازکشور انگلستان وسپس به کشورهای همجوار گسترش یافت که عوامل ایجاد انقلاب صنعتی عبارتند از : 1 -عوامل اقتصادی 2 -عوامل اجتماعی –فرهنگی3 -عوامل فنی، حال باتوجه به کلیات ذکرشده توسعه یافتگی وتوسعه نیافتگی می توانند عوامل متعدد مختلفی را داشته باشند.[2]0

2- 2- تعاریف ومفاهیم

رشد وتوسعه[3] :درزبان فارسی کلمه فارسی رشد،ه معنای بزرگ شدن است این بزرگ شدن جنبه های متفاوتی دارد اما((رشداقتصادی یک کشور عبارت است ازافزایش تولید ملی واقعی سرانه آن کشوردریک دوره بلندمدت))

توسعه یافتگی[4] :توسعه یافتگی یعنی افزایش سطح عمومی زندگی مردم یک منطقه یا کشور به دلیل تولید سرانه مردم و افزایش زیر ساختها و تولیدات درون زای یک کشور که بتواند بطور مستقل ادامه داشته باشد0

توسعه نیافتگی[5]: توسعه نیافتگی یعنی عقب ماندن ازلحاظ تولیدات صنعتی وفناوری روزکه یک کشورنتواند مایحتاج زندگی مردم کشورش را خود تامین نماید و بیشتربه شکل فنی و دستی فعالیت نماید0

توسعه پایدار:[6] پشرفت همه جانبه (علمی.فنی.فرهنگی واجتماعی)یک کشورباتوجه به حفظ ثروت ملی و طبیعی با توجه به نسل آینده آن کشور بدون تخریب محیط زیست.

طرح آمایش سرزمین[7]:برنامه ریزی برای ساماندهی مطلوب فضایی و کالبدی برای آسانترکردن شرایط زندگی استان با استفاده مطلوب از توانائیهای محیط.

برنامه ریزی منطقه ای[8]: برنامه ریزی علمی وفرهنگی برای تمامی بخشهای یک منطقه با توجه به فضای و مکان متناسب با توانهای محیطی برای مدت زمانی مشخص.

برنامه ریزی شهری[9] :برنامه ریزی فیزیکی کالبدی –فضایی برای شهروحوزه نفوذ آن بادرنظرگرفتن تمامی عوامل مکانی وطبیعی وانسانی و فرهنگی مؤثردرگسترش فیزیکی وبهبود شرایط و رفاه شهروندان دراستفاده از امکانات شهری0

2-2-1- برنامه ریزی منطقه ای 1

منطقه عبارت است از فضا یا قسمتی از خاک یک کشور که عوامل طبیعی با اقتصادی و اجتماعی آنرا از محیط اطراف خود متمایز نموده است .

به طور ساده برنامه ریزی منطقه ای را می توان کوششی متشکل و منظم برای انتخاب بهترین راهها و روش ها به منظور رسیدن به هدفهای خاص در یک منطقه دانست. از دیدگاه دیگر برنامه ریزی منطقه ای عبارت است از کوشش جهت بالا بردن سطح زندگی مردم یک منطقه و یا کوششی جهت بدست آوردن حداکثر استفاده از منابع کمیاب و به کارگیری استعدادهای منطقه. به طور کلی برنامه ریزی منطقه ای شامل سه مرحله است .

1- شناخت مشکلات آن و طرح و تنظیم برنامه توسعه آن

2- اجرای برنامه تهیه شده

3- بررسی و ارزیابی طرح اجرا شده

در سیستم برنامه ریزی منطقه ای ، همیشه مسایل و مشکلاتی وجود دارد که بایستی با هماهنگی و در کنار سیاستهای کلی کشور اجرا گردد . توسعه متناسب و متوازن منطقه ای با مشارکت مسئولین محلی و منطقه ای در برنامه ریزی و یا تعیین استراتژی توسعه شهرها و مکانیابی صنایع از جمله مسایلی هستند که در برنامه ریزی ملی و منطقه ای قابل مطالعه اند .در رابطه با روش مطالعه حوزه های منطقه ای روش های تحلیل داده ها و روش حسابرسی منطقه ای روش تجزیه و تحلیل تقریبی و فرضیه اقتصاد پایه ای مورد استفاده قرار می گیرند . یک طرح کامل منطقه ای می تواند شامل چهار مرحله اصلی باشد که اجزای مطالعاتی آن به قرار زیرند

1- طرح برنامه ها : حرکات جمعیتی ،تجزیه و تحلیل فیزیکی : تولیدات طبیعی ، صنعتی ، خدماتی ، مطالعه مشاغل. برنامه های منطقه ای در دست اجرا و میزان تخصص ها ؛ پروژهای منطقه ای انجام شده و امکانات و محدودیت ها.

2- تجزیه و تحلیل : منابع زیر زمینی ، منایع اقتصادی ، خدمات فرهنگی و اجتماعی ، زیر بنای فیزیکی و تأسیسات ، منابع انسانی ، عوامل اداری ، عوامل حقوقی ، امکانات و عوامل ظاهری.

3- مرحه اجرا : انتخاب زمان پایان پروژه – اولویت بندی ، طرحهای جامع و هادی چند ساله برنامه بخشی ، تعیین پروژه ها ارزشیابی ، منابع مالی.

4- برنامه ریزی و معیارهای اجرایی : سیاست های دولت در سطح کشور ، منطقه ، شهر و روستا، نیازها ، مخارج ، منابع طبیعی ، سیاست های فضایی و پیشرفت های فیزیکی.

2-2-2 مفهوم رشد اقتصادی[10]:

کلمه رشد به معنی بزرگ شدن است و این بزرگ شدن بسته به مورد آن می تواند جنبه طولی ، وزنی ، سطحی و یا حجمی داشته باشد . رشد مفهومی کمی است . رشداقتصادی عبارت است از افزایش تولید ملی واقعی سرانه به آن کشور در طول یک دوره بلند مدت . در توجیه و تشریح این تعریف موارد زیر را می توان بیان کرد .

الف » به کار بردن کلمه تولید واقعی به منظور حذف اثر افزایش سطح عمومی قیمت هاست.

ب» برای دستیابی به نظرات واقعی تر و امکان مقایسه وضعیت یک جامعه در سالهای مختلف یا مقایسه جوامع مختلف با تعداد جمعیت متفاوت در تعریف بالا از تولید ملی سرانه جای تولید ملی استفاده شده است .

ج » به کار بردن کلمه بلند مدت برای اطمینان از استمرار رشد اقتصادی است . زیرا در بعضی موارد به خاطر افزایش قیمت یا تولید یک کالای خاص صادراتی ممکن است رشد زودگذری در یک اقتصاد مشاهده شود، مشخص شده است که نرخ رشد اقتصادی لزوماً یک تحول مثبت در تاریخ اقتصادی یک کشور به حساب نمی آید . زیرا افزایش نرخ رشد می تواند به بهانه تخریب و یا افزایش وابستگی یک کشور تمام شود تنها افزایش نرخ رشد با استفاده از روش پنجم ، نرخ رشد سالمی خواهد بود و اقتصاد و بلند مدت از آن سود خواهد برد.البته عواملی چون تغییرات سیاسی و یافرهنگی از عوامل مهم و اثر گذار بر نرخ رشد اقتصادی یک کشور به حساب می آیند، عاملی مستقل دانست . در نتیجه رشد به روش سرمایه گذاری و ارتقاء سطح تکنولوژی تولید می تواند محور توسعه اقتصادی باشد پس اگر رشد اقتصادی تحت تأثیر بهبود روشهای تولید با کمک فن آوری باشد محور توسعه اقتصادی نیز می تواند باشد .


بررسی نظرسنجی پدیده وندالیسم در بین نوجوانان منطقه (10)

وندالیسم در زمره ی آن دسته از انحرافات و بزهکاری هایی است که در جامعه به وجود آمده است آنچه در تئوریها و پژوهش های مربوط به رفتارهای انحرافی اهمیت دارد درک بهتر جهت فهم و چگونگی بسط و دوام و استمرار رفتارهای انحرافی در جامعه است روشی که در این تحقیق استفاده شده است روش پیمایشی است
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 175 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 109
بررسی نظرسنجی پدیده وندالیسم در بین نوجوانان منطقه (10)

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: کلیات پژوهش

- مقدمه.............................. 2

- اهداف تحقیق........................ 4

- بیان مسأله ........................ 5

- اهداف پژوهش........................ 7

- انگیزه یا انگیزه های پژوهشگر....... 8

- فرضیه یا فرضیه های پژوهش........... 9

- متغیرهای مورد مطالعه............... 10

فصل دوم: ادبیات و پیشینه پژوهش

الف) مبانی نظری پژوهش.................. 13

- نظریه آنومی دورکهایم............... 13

- نظریه آنومی و اغراق مرتن........... 17

- نظریه اشتوتزل و نظریه هیجان جمعی... 19

- نظریه وندالیسم هوبر................ 20

- اریش فروم.......................... 22

- نظریه روان پویایی ریچارد جنکنیز.... 23

ب)پیشنه های پژوهش...................... 25

- ادبیات تحقیق....................... 25

- نظریه ها........................... 27

- افرادی که در رابطه با این پدیده تحقیقاتی انجام داده اند 27

فصل سوم: فرآیند پژوهش

- روش پژوهش.......................... 35

- جامعه آماری........................ 36

- نمونه ها و روش نمونه گیری.......... 37

- سه نوع روش نمونه گیری غیر احتمالی.. 39

- انواع نمونه گیری احتمالی........... 39

- روش جمع آوری اطلاعات................ 40

- روش تجزیه و تحلیل داده ها.......... 41

فصل چهارم: یافته های پژوهش

- مقدمه.............................. 43

- جداول یک بعدی...................... 44

- نمودارها........................... 69

فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادات

- بحث و نتیجه گیری................... 95

- محدودیتها و مشکلات پژوهش............ 98

- پیشنهادها.......................... 99

- فهرست منابع....................... 101

ضمائم

- نمونه پرسشنامه.................... 104

- تصاویر وندالیسم


فهرست مطالب

عنوان صفحه

جداول یک بعدی

جدول شماره 1: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب فراوانی جنسیت 44

جدول شماره 2: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سن 45

جدول شماره 3: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت مسکن 46

جدول شماره 4: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان درآمد 47

جدول شماره 5: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب فرزند چندم
خانواده................................ 48

جدول شماره6: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت اشتغال
مادر................................... 49

جدول شماره7: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان تحصیلات
مادر................................... 50

جدول شماره8: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب وضعیت اشتغال
پدر.................................... 51

جدول شماره9: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب میزان تحصیلات
پدر.................................... 52

جدول شماره10: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مطالعه کتاب 53

جدول شماره11: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب تماشای برنامه های تلویزیون............................... 54

جدول شماره12: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب گذراندن اوقات
فراغت.................................. 55

جدول شماره13: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب تعداد دوستان 56

جدول شماره14: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب صمیمیت با افراد خانواده................................ 57

جدول شماره15: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب لذت از کارها 58

جدول شماره16: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب انگیزه خودنمایی در بین نوجوانان........................ 59

جدول شماره17: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب قرار گرفتن در جمع دوستان ................................ 60

جدول شماره18: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سن بلوغ 61

جدول شماره19: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب کمبود محبت در بین نوجوانان............................... 62

جدول شماره20: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب نشان دادن اعتراض در بین نوجوانان........................ 63

جدول شماره21: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب سرگرمی در بین نوجوانان............................... 64

جدول شماره22: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مشکلات خانوادگی در بین نوجوانان........................... 65

جدول شماره23: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب مشکلات
اقتصادی................................ 66

جدول شماره24: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب افت تحصیلی 67

جدول شماره25: توصیف جمعیت نمونه آماری بر حسب احساس اجحاف در بین نوجوانان........................... 68

فهرست نمودارها

عنوان صفحه

نمودار1: فراوانی جنسیت ................ 69

نمودار 2: فراوانی سن................... 70

نمودار3 : فراوانی وضعیت مسکن........... 71

نمودار4 : فراوانی میزان درآمد.......... 72

نمودار5 : فراوانی فرزند چندم خانواده... 73

نمودار6 : فراوانی میزان اشتغال مادر.... 74

نمودار7 : فراوانی میزان تحصیلات مادر.... 75

نمودار8 : فراوانی وضعیت اشتغال پدر..... 76

نمودار9 : فراوانی میزات تحصیلات پدر..... 77

نمودار10: فراوانی مطالعه کتاب.......... 78

نمودار11 : فراوانی تماشای تلویزیون..... 79

نمودار12 : فراوانی گذراندن اوقات فراغت. 80

نمودار13 : فراوانی تعداد دوستان........ 81

نمودار14 : فراوانی افراد صمیمی در خانواده 82

نمودار15 : فراوانی لذت بردن از کارها... 83

نمودار16 : فراوانی انگیزه خودنمایی..... 84

نمودار17 : فراوانی بودن در جمع دوستان.. 85

نمودار18: فراوانی سن بلوغ.............. 86

نمودار19 : فراوانی کمبود محبت.......... 87

نمودار20: فراوانی نشان دادن اعتراض..... 88

نمودار21 : فراوانی سرگرمی.............. 89

نمودار22 : فراوانی مشکلات خانوادگی...... 90

نمودار23 : فراوانی مشکلات اقتصادی....... 91

نمودار24 : فراوانی افت تحصیلی.......... 92

نمودار 25: فراوانی احساس اجحاف......... 93

مقدمه:

وندالیسم در زمره ی آن دسته از انحرافات و بزهکاری هایی است که در جامعه به وجود آمده است. آنچه در تئوریها و پژوهش های مربوط به رفتارهای انحرافی اهمیت دارد. درک بهتر جهت فهم و چگونگی بسط و دوام و استمرار رفتارهای انحرافی در جامعه است. روشی که در این تحقیق استفاده شده است. روش پیمایشی است.

دراین تحقیق تئوریهای مختلفی جهت تبیین و فهم بهتر پدیده ی وندالیسم مطرح شده است. در این پژوهش جامعه ی مورد نظر نوجوانان منطقه 10 تهران می باشند. فرضیاتی که در تحقیق مطرح است عبارتند از: بررسی رابطه بین سن بلوغ و رفتار نابهنجار.

- بررسی رابطه بین جلب توجه مردم و رفتار نابهنجار، بررسی رابطه بین عصبانیت و رفتارنابهنجار بررسی رابطه بین گذراندن اوقات فراغت و رفتار نابهنجار (وندالیسم)

جا انداختن موضوع تخریب برای افراد در سنین کودکی شاید کار خیلی سختی نباشد و بسیاری از ما پذیرفته ایم کودکان و نوجوانان مقداری شیطنت باید داشته باشند ولی همه اینها باید کنترل شده باشد جامعه باید بپذیرد نوجوانان نیز دارای انرژی هایی هستند که باید از زمان و مکان معین تخلیه شود ولی نحوه تخلیه آنها بسیار مهم است و زمینه و بستر مناسب را برای ارضا نیازهای نوجوانان توسط جامعه باید مشخص شود اگر این توان و انرژی این هیجان احساس در یک مسیر قرار نگیرد شاید همانند یک سیل، ویرانگری کرد و عوارض فردی و اجتماعی داشته باشد.

بسیاری از پدیده های اجتماعی، فرهنگی و حتی تاریخی جامعه ما متأثر از گزینش های متفاوت نسل هایی است که از پی هم می آیند و می روند. این پدیده در جامعه ما برجسته تر است چرا که تفاوت ها و تمایزات موجود بین باورها، تفکرات، تصمیمات و مهمتر از همه ملاک های گزینش های نسل های مختلف در جامعه ما محسوس تر و ژرفتر است. درونی شدن آن باورها، نهادی شدن همان رفتارها و بازنشستن همین گزینش ها است که ماهیت و تحول هر یک از پدیده های اجتماعی و فرهنگی جامعه ما را رقم می زند.

پدیده نابه هنجاری متداول است که همواره در هر جامعه ای بین نسل های مختلفی وجود دارد که همواره از مقداری تعارض و کشمکش نیز برخوردار است و شکاف بین نسل از تمایزاتی قطبی و شدید بین نسلی حکایت دارد که تنها صورت برونی آن می تواند به شکل تعارضات و کشمکش های نسلی بروز کند.

اهداف تحقیق:

1- شناخت علل گرایش جوانان به اعمال وندالیستی.

2- بررسی ابعاد اجتماعی مختلف پدیده وندالیسم.

3- عوامل بروز و گسترش پدیده وندالیسم.


بیان مسأله:

درشرایطی که همبستگی متقابل فرد و جامعه از میان برود و فرد نتواند به کمک مکانیزم ها و ابزارهایی که جامعه در اختیارش قرار می دهد به اهدافش دست یابد. در نتیجه از راه های دیگری که خلاف است سعی می کند به آن اهداف برسد در نتیجه می گوییم که فرد نا به هنجار شده است. و وقتی این حالت به صورت عام در جامعه شیوع پیدا می کند می گوییم جامعه دچار آنومی یا نا به سامانی شده است با از بین رفتن ارزشها و هنجارها یا ضعف شدن هنجارها و ارزشها، اعضای جامعه، دیگر ارزشها و اهداف مشترکی را قبول ندارند . به نظر مرتن(فرجاد، 1382: 12) بی هنجاری هنگامی به وقوع می پیوندد که فرد قادر نباشد با وسائلی که جامعه مشخص کرده به اهداف خود دست یابد و عکس العمل طبیعی این وضعیت روی آوردن به این انحراف است. نا به هنجاری ها در قالبهای مختلفی: سرقت، اعتیاد، فرار از خانه، سرقت، فحشا که ناشی از طلاق اختلاف والدین، ستیزخانوادگی و ... یکی از این نابه هنجاری ها گرایش جوانان به تخریب می باشد که تخریب در نوع خود می تواند شامل تخریب اموال عمومی، فضای سبز جاده ها، دیوارها و... باشد چنین فردی را در اصطلاح جامعه شناسان وندال می گویند و گرایش به این گونه تخریب ها وندالیسم نامیده می شود. از سوی جوانان و نوجوانان دارای عوارض و پیامدهای مادی و معنوی می باشد. اما در نگاه دقیق تر به این قضیه می توان ابعاد عوارض انسانی را بسیار فراتر دید با توجه به این که به دفعات شاهد تخریب اموال عمومی مانند کیوسک تلفن، اتوبوس ها، کندن جاده ها، خراب کردنه دیوارها، شکستن شیشه های مغازه و به هم ریختن ورزشگاهها از سوی جوانان و نوجوانان بوده ایم(پاتریس رانورن، ص 28) وندال ها درعین حال در یک گروه سنی معین واقع اند. در نوجوانان و جوانان بین 10 تا 25 سال بیشتر از دیگر گروه های سنی به چشم می خورد. (محسنی تبریزی، 1383: 267)


اهداف تحقیق:

- در جهت فهم علت روی آوردن به پدیده وندالیسم بررسی انجام
می دهیم.

- از جمله اهداف پژوهش عبارتند از:

1) شناخت علل گرایش جوانان به اعمال وندالیسمی.

2) بررسی ابعاد اجتماعی پدیده وندالیسم.

3) عوامل بروز و گسترش پدیده وندالیسم.


انگیزه یا انگیزه های پژوهشگر

بررسی وضع موجود وندالیسم در تهران و ابعاد و آثار آن اپیدمیولوژی (همه گیر شناسی) و ایتولوژی (سبب شناسی) وندالیسم در تهران با شناخت ویژگیهای اجتماعی- اقتصادی و فردی و شخصیتی وندالها و پی بردن به علل وندالیسم این طرح می کوشد راههای پیشگیری و درمان این معضل اجتماعی را پیشنهاد دهد.


فرضیه یا فرضیه های پژوهش

- آیا مشکلات اقتصادی خانواده سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان می شود؟

- آیا احساس بی عدالتی سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان می شود؟

- آیا افت تحصیلی سبب روی آوردن به وندالیسم در بین نوجوانان
می شود؟


متغیرهای مورد مطالعه:

متغیرهایی برای بررسی پدیده وندالیسم مطرح است که عبارتند از:

مشکلات اقتصادی، بی عدالتی، افت تحصیلی

(تعریف نظری وتعریف عملیاتی واژه ها)

1) مشکلات اقتصادی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر نداشتن خانه، نداشتن کار، نداشتن پول، برای گذراندن زندگی قابل بررسی است.

2) خانواده: گروهی از افراد که برای تامین نیازهای یکدیگر کنار هم زندگی می کنند و هدف مشترکی را دنبال می کنند که تشکیل شده از پدر، مادر، فرزندان.

3) روی آوردن: پدیده ای است که افراد را به شکل های مختلف به خود جلب می کند و افراد از روی میل و رغبت درونی به آن کشش نشان می دهند.

4) وندالیسم: تخریب کردن اموال عمومی زمانی که نیروی جمعی در افراد جمع می گردد و افراد بر روی اموال عمومی خود نمایی انجام می دهند.

5) نوجوانان: نوجوانی به مرحله ای اطلاق می شود که یک سری تغییرات فیزیکی، فکری، رفتاری درفرد ایجاد می شود.

6) بی عدالتی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر فرق گذاشتن، فقر اقتصادی، کم محبتی قابل بررسی است.

7) افت تحصیلی: وضعیتی است که با مولفه هایی نظیر علت افت، پایه ی افت تحصیلی، مشکلات خانوادگی قابل بررسی است.



الف) مبانی نظری پژوهش

  • · نظریه آنومی دورکهایم

تعریفی که دورکهایم از بزهکاری و نابهنجاری ارائه می دهد اولا کلی است و دربرگیرنده همه صور و اشکال بی هنجاری از جمله وندالیسم است ثانیاً با آنچه که بسیاری از جرم شناسان و جامعه شناسان در تفسیر آرای وی
گفته اند تفاوت بسیار دارد. به نظر دورکهایم کژرفتاری و بزهکاری یک واقعیت اجتماعی است و از این رو بهنجار است و نه نابهنجار. اما این مراد در هر وضعیت اجتماعی درست نیست. جنایت در واقع تعیین کننده مرزهای وجدان اجتماعی و اخلاق جمعی است بدینگونه جنایت به وجدان جمعی بستگی دارد. اگر وجدان جمعی دگرگون شود و تحول باید مفهوم جنایت و بزهکاری نیز دگرگون می شود. بدین ترتیب بزهکاری با دگرگونی اجتماعی بستگی دارد و در مواردی دارای پیامدهای مناسب برای تحولات اجتماعی است. چه بسا که جنایتکاران امروز نوآوران و پیامبران فردا باشند.(اشرف).

بدینگونه به نظر دورکهایم بزهکاری همیشه و در هر شرایطی آسیب شناسانه نیست بلکه در مواردی پیامدهای مناسب برای تحولات اجتماعی در بردارد و آن در صورتی است که نظام اجتماعی و وجدان جمعی آسیب شناسانه بوده و دگرگونی در آن ضروری باشد.

در تعریف دورکهایم آنومی اشاره به نوعی بی سازمانی، اختلال، اغتشاش، گسستگی، بی هنجاری درنظام جمعی دارد. او بی هنجاری را به مفهوم فقدان اجماع درباره اهداف اجتماعی و انتظارات جمعی و آنچه جامعه بعنوان قواعد و الگوهای عمل برای اعضای خود متصورشده است بکار می برد. به نظر او روان و رفتار آدمی عمدتاً به وسیله مغز یا ذهن گروهی هدایت و کنترل می شد. کنش فرد بر واقعیتی بنام هنجار قرار داد.

«هنجارها» اشاره به سیستم پاداش ها و مجازاتهایی می کند که اجرای اصول و قواعد رفتاری جامعه را تضمین می نماید. زیرا زندگی اجتماعی در صورت وجود نظمی خاص امکان پذیر است. در روابط متقابل، انسانها لازم می دانند که رفتار طرف مقابل و به طور کلی پیش بینی کنند تا به موازات این اعمال خود را تنظیم نمایند. در حقیقت آنها هنجارهایی را شناخته و بر پایه آن فرض می کنند که دیگران هم آنان را مراعات خواهند کرد.

به عقیده دورکهایم حدود خواسته های فرد در جامعه تاریخ هنجارهای خاصی است و از طریق این ضوابط است که شخص می تواند تمایلات، خواهشها و خواسته های خود را محدود و در حدی معتدل و عملی تنظیم کند. در صورتی که هنجارهای جامعه دچار شکستگی و گسستگی (آنومی) شوند و وضع نابسامانی پیش آید، فرد دیگر قادر نیست رابطه منطقی بین خود و جامعه برقرار و در متابعت از قوانین، هدفها و رفتار خود را تنظیم کند. در چنین شرایطی است که فرد ضوابطی برای رفتار خود ندارد و در حالت نابسامانی بسر می برد. این نابسامانی در رفتار و کنش او متجلی و منعکس است و احتمال اینکه فرد در چنین شرایطی دست به رفتاری بزند که از نظر اجتماعی هنجار شکنی و انحراف شناخته شود زیاد است. بنابراین بر اساس این تئوری، عدم وفاق در مورد هنجارهای اجتماعی و عدم یگانگی و یا همبستگی اجتماعی عامل بروز انحراف است. در واقع انحراف پاسخ و واکنشی به لجام گسیختگی اجتماعی است و هر چه میزان بی هنجاری و عدم وفاق در مورد هنجارها بیشتر شود انحراف و کجروی نیز افزایش می یابد.

دورکهایم مفهوم آنومی و بی هنجاری اجتماعی را در دو سطح فردی و اجتماعی به کار برده است. آنومی در سطح فردی، نوعی نابسامانی فردی است که منجر به گسستگی و شکستگی انسان و معیار رفتار وی می شود. و به تعبیری: نوعی احساس فردی از بی هنجاری است و نشانگر حالتی فکری که در آن احساسات فرد نسبت به خود وی سنجیده می شود. چنین حالتی همراه با اختلالات و نابسامانی هایی درسطح فردی بوده، و فرد نوعی احساس
بی هنجاری، پوچی و بی قراری را تجربه می کند. آنومی در سطح اجتماعی نشانگر نوعی اختلال، اغتشاش و بی هنجاری در نظام جمعی است که در آن احساسات فرد با توجه به سیستم اجتماعی سنجیده می شود. زمانی که توازان اجتماعی وجود ندارد فرد فاقد وسیله لازم جهت تنظیم رفتار خود و تطبیق آن با معیارهای مقرره و همچنین فاقد احساس حمایت جمعی و پشتیبانی اجتماعی است. در چنین حالتی فرد ممکن است دست به رفتاری نابهنجار زده و در نهایت خود را از عضویت جامعه خلع کند.

بطور کلی سه نوع کجروی در آثار دورکهایم می توان یافت:

1- کژ رفتاری زیستی و روانی: که تنها نوع کژرفتاری در اجتماع کامل و
بی عیب و نقص است. این نوع کژرفتاری نمونه کردار فرد بیمار در جامعه سالم است.(جامعه سالم، فرد بیمار)

2- کژرفتاری انقلابی: که برای دگرگونی وضع نابسامان اجتماعی پدید
می آید و چنانکه اشاره شد بهترین نمونه آن سقراط است که برای دگرگونی اخلاق آتنی به پاخاست و سرانجام به اتهام جنایت و کجروی محکوم به مرگ شد و جام شوکران نوشید(جامعه بیمار،فرد سالم).

3- کژرفتاری چوله: که نمایانگر کردار افرادی است که هم تربیت اجتماعی مناسب نیافته اند و هم در جامعه بیمار زندگی می کنند(جامعه بیمار، فرد بیمار)

این نوع کژ رفتاری یا از خودپرستی یا از بی هنجاری سرچشمه می گیرد و از این کژ رفتاری خودخواهانه و کج رفتار بی هنجار نامیده می شود.


بررسی میزان اعتقادات مذهبی بر هوش هیجانی

وجه تمایز بشر با موجودات دیگر دین است یعنی تنها انسان ها هستند که در این کره ی خاکی می تواند قابلیت دریافت دین را داشته باشد و در سرتاسر عالم فقط انسان موجودی است دینی در تاریخ چندین هزار ساله ای بشر هرگز حتی قبیله ای وجود نداشته است که نوعی از گرایشات بر دین را نداشته باشدحتی بوترنشینان استرالیای مرکزی و سرخپوستان که دارای پست ترین صور موجود زندگ
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 5496 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 134
بررسی میزان اعتقادات مذهبی بر هوش هیجانی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

فصل ا ول ....................... 1

1- مقدمه......................... 2

2- بیان مسئله ................... 7

3- سوال.......................... 7

4- اهمیت و ضرورت تحقیق........... 7

5- اهداف پژوهش.................. 10

6- فرضیه های تحقیق.............. 10

7- تعریف متغیرها ............... 11

فصل دوم........................ 13

1-تار یخچه مذهب و سیر تحولات مذهبی 14

2- تعاریف مذ هب و دینداری..... 16

3-مفهوم پرورش مذهب............. 18

4-مذهب و درک عاطفی............. 19

5-انگیزش مذهبی................. 21

6-صفات مذهبی................... 22

7-اعتقادات مذهبی............... 23

8-مذهب عاملی برای حرکت عملی ... 24

9-مذهب یک عاملی برای تغذیه عواطف انسانی 26

مذهب یک عامل ثبات در برابر شوائد 28

مذهب عاملی برای احیای روح وظیفه شناسی 29

آثار ایمان به خدا ............. 29

عومل دلهره .................... 30

شخصیت مذهبی.................... 31

نشانه هایی از انسان دارای مذهب. 33

مذهب حس چهارم روح انسان ....... 35

ارزش دین....................... 36

انگیزه های گرایش مذهب.......... 37

دین از نظر علمای اسلام و تشیع .. 38

نظریه شهید استاد مطهری......... 43

نظر روان شناسان در مورد دین ... 45

نظریه اریکسون.................. 47

نظریه کلبرگ ................... 49

تاریخچه هوش هیجانی ............ 50

مولفه های هوش هیجانی........... 52

الگوی هوش هیجانی............... 53

فیزیولوژی هیجانی............... 56

عوامل تشکیل دهنده هوش هیجانی... 58

آموزش هوش هیجانی............... 60

هفت ویژگی مهم هوش هیجانی....... 64

مفاهیم توانایی ذهنی هوش هیجانی. 65

الگوی ترکیبی هوش هیجانی........ 66

الف )الگوی پنج شخصیتی هوش هیجانی بار- آن............................... 67

ب ) مفاهیم ترکیبی هوش هیجانی بار-آن 69

33- مفاهیم ترکیبی هوش هیجانی گلمن 73

34- مدیریت هیجان ها ........... 74

35- الگوی ژنج قسمتی بار-آن .... 76

36- نتایج یادگیری اجتماعی و هیجانی 77

37- اهمیت هوش هیجانی در فرایند تفکر و یادگیری 78

38- هوش هیجانی در سلامن جسمانی.. 79

39- اهمیت هوش هیجانی در سلامت جسمانی 80

40- اهمیت هوش هیجانی در کنترل جسمانی 80

41- اهمیت هوش هیجانی در در روابط اجتماعی 81

42- نضریه جیمز لانگه............ 87

43- نظریه کنون بارد............ 88

44- نظریه ارزیابی شناختی در هیجان 89

45- نظریه ساکتر سینگر.......... 90

46- نظریه ژیوند هوش هیجانی..... 91

47- نظریه ثیراندارک............ 92

49- تحقیقات انجام شده در مورد هوش هیجانی و گرایشات مذهبی در داخل کشور............. 97

50- در داخل کشور............... 100

فصل سوم ....................... 102

1-جامعه آماری.................. 103

2-نمونه آماری.................. 103

3-روش نمونه گیری............... 103

4-روش اجرا و جمع آوری اطلاعات .. 104

5-طرح های پژوهشی............... 105

6-روایی و اعتبار آزمون ........ 106

7-روش گردآوری داده ها ......... 110

8-پیش فرض های پژوهش............ 111

فصل چهارم ..................... 112

تجزیه و تحلیل آماری............ 113

فصل پنجم ...................... 119

محدودیت های تحقیق ............. 122

پیشنهادات ..................... 123

بحث و تفسیر نتایج ............. 124

ضمائم ......................... 126

منابع.......................... 134

فصل اول

مقدمه

وجه تمایز بشر با موجودات دیگر دین است یعنی تنها انسان ها هستند که در این کره ی خاکی می تواند قابلیت دریافت دین را داشته باشد و در سرتاسر عالم فقط انسان موجودی است دینی. در تاریخ چندین هزار ساله ای بشر هرگز حتی قبیله ای وجود نداشته است که نوعی از گرایشات بر دین را نداشته باشد.حتی بوترنشینان استرالیای مرکزی و سرخپوستان که دارای پست ترین صور موجود زندگی هستند. نیز نوعی از گرایشات دینی را داشته اند. آنها به عالم ارواح معتقد بوده اند. به پرستش آنها مشغول اند این امر از قدیمی ترین آثار باستان تمدن بشری است که بدست آمده و کاملا آشکار و واضح می باشد. دین خصیصه ای است واقعا برجسته که سرآمد تاریخ بشر می باشد. بشر واقعا معتقد است که در برابر گونه ای روابط خاص فوق بشری قرار دارد. که این روابط خارج از دسترس و تجربه بشر می باشد اما این روابط ناشناخته کمک های فوق بشری لازم را دریافت نموده و از این واقعا خرسند می باشد. دین بر انسان چیزی را می دهد که از هیچ منبع دیگری قابل دریافت نیست. یعنی اعتماد به حاصل کوشش های بشری از طریق اتصال شخصی بر قدرت متعالی جهان از منظر روانشناختی دین تاحدی عقلی، تا حدی عاطفی و نیز تاحدی عملی می باشد. اما دین مسلماً چیزی بیش از یک تجربه ی صرفا درونی است و همواره اشاره به یک موضوع مورد پرستش اشاره دارد(ا.هیوم، 1948).

در مجموع می توان گفت که دین امری فطری است که در نهاد تمام انسانها بر ودیعه گذاشته شده است. که از پرستش ابتدایی ترین اشیایی که در دسترس بشر بوده است شروع شده و ادامه یافته است. که به دین اسلام که آخرین و کاملترین ادیان الهی بوده است. پایان یافته دین اسلام که بنیان گذار آن حضرت محمد(ص) بوده است دینی است برای همه جا و همه وقت و قابل دریافت برای هر بشری می باشد و دقیقاً مطابق با خواسته ها و نیازهای او تنظیم شده است. دینی است که برای سلامت و بهبود در روابط آنها در بعد جسمانی، روحی، روانی برنامه های منظم و بدون نقصی را ارائه می دهد . همیشه پیام آور آرامش و سلامت و بهزیستی بوده است. قطعاً اگر فردی اعتقاد کامل به دستورات دین را داشته باشد و به آنها عمل نماید، حاصل این اطاعت ها و سرسیردگی ها آرامش و آسایش در دنیا وآخرت می باشد. گرایش مذهبی آن اعتقاد و ایمان قلبی است که هر فردی می تواند نسبت به حقیقت و واقعیات تعلیمات دینی در خود ایجاد نماید که آثار این امر هم در بعد جسمانی و هم در بعد روانی قابل مشاهده خواهد بود. این گرایشات هم در رفتار و افکار فرد به طور مستقیم تأثیرات دارد و هم در هیجاناتی چون عشق و محبت، کینه و نفرت، غم و شادی و خشم و ترس که این هیجانات در زندگی فرد نقش مهم و بسزایی دارد و نه تنها در خوشبختی افراد موثرند بلکه بر سلامت حافظه و نیروی عقل و ادراک نیز تأثیر دارند بر تجربه های افراد معنا می بخشد و درباره ی داوری فرد در مورد هر مسئله ای دخالت دارد و در نحوه ی عملکرد فرد نیز نفوذ انکار ناپذیری دارد.(ریو، 1995، ترجمه ی سید محمدی، 1378).

هیجاناتی که فرد احساس می کند می تواند ناشی از ارزیابی اطلاعات دانست که این ارزیابی شامل شناخت یا پردازش اطلاعات رسیده از محیط، بدن، و حافظه فرد و تمایل در پاسخگویی به شیوه ی خاص و ملاحظه ی نتایج اعمالی است که ممکن است از حالات هیجاناتی که فرد تجربه کرده باشد به دست آمده باشد. (شاکتر، سیتگر، 1992/ ترجمه محمد الدین بناب، 1375).در واقع هیجانات انرژی انگیزه ها را فراهم می کند(تام وکینز، 1981، ترجمه محی الدین بنات، 1375) زمانیکه هیجانات با شناخت تعامل یابند سبب افزایش آگاهی شخص می شوند. (باورا، 1981، ترجمه قاسم زاده، 1379) چگونگی تعامل انگیزش با هیجانات و تعامل با شناخت موضوع هوش هیجانی را مطرح می سازد. (مایرو سالودی، 1990/ ترجمه تهامی منفرد، 1380) افرادی که توانایی استفاده ی درست از هیجانات خود را دارند می توانند از دلهره و نگرانی و اضطراب که هر فردی در طول زندگی خود تجربه می کند بهتر و در زمان کمتری فائق آیند.(گلمن، 1995/ ترجمه پارسا،1381)وکسلر می گوید: هوش به عنوان ظرفیت کلی هر فرد برای رفتار هدفمند است تا بتواند منطقی فکر کند و به گونه ای موثر با محیط و اطرافیان خود رابطه ی مثبت و هدفمندی را برقرار نماید(افروز و هومن، 1379).

با توضیحاتی که راجع به گرایشات مذهبی و هوش هیجانی ارائه شد بر خوبی واضح است که هوش هیجانی یکی از مسائلی است که خواه یا ناخواه با کشیده شدن افراد به سوی گرایشات مذهبی همراه است زیرا مذهب معتقد است که با اطاعت از دستورات دینی می توان به نحو مطلوب با محیط رابطه برقرار کرد و همچنین به گفته ی وکسلر هوش هیجانی نیز به دنبال این رابطه می باشد. چگونه ممکن است تعالیمی که برای رساندن انسان به حقیقت عالم و کمال انسان وضع شده است. با هوش هیجانی که یکی از مهم ترین شروط رسیدن به کمال است غافل باشد قرآن امنیت و آرامش و آسودگی را که فرد مومن تجربه می کند چنین توصیف می کند: آری آنها که ایمان آورده و ایمان خود را با شرکت نیامیختواند امنیت برای آنها باشد و آنها هدایت یافته اند(سوره ی مبارکه ی انعام، آیه ی 82). با توجه به مطالب ذکر شده می توان چنین استنباط نمود که اعتقادات مذهبی ریسمان محکم و مطمئنی جهت رهایی از تنش های فرد و زندگی شاد برای او هستند.

بیان مسئله:

در این تحقیق بر آئیم تا تعریفی کامل از هوش هیجانی از نظر روانشناسان و همچنین نظر پیشوایان دینی را در مورد گرایشات مذهبی را ارائه داده و با مقایسه این دو مبحث تصویر روشن و شفافی از یک فرد که بر گرایشات مذهبی و هوشی هیجانی خود آگاه است بدهیم و این مطلب را بیان نماییم که میزانی که یک فرد هوش هیجانی دارد یا نمره ای که از هوش هیجانی دریافت می کند درگرایش او به سمت مذهب تاثیر دارد. یقینا تعلیمات دینی برخود آگاهی فرد که از مباحث هوش هیجانی است. موثر می باشد هوش هیجانی یعنی توانایی حفظ انگیزه در مقابل ناملایمت های زندگی و استقامت داشتن در شرایط بحرانی و حفظ خونسردی و تنظیم حالات روحی و روانی به گونه ای که پریشانی خاطر تفکر فرد را خدشه ساز نکند. و امیداور باشد بهترین تصمیم را انتخاب می کنید به طور خلاصه مذهب برای سعادت انسانها آمده است. و ابزاری در جهت نیل به آرامش و سعادت و هوش هیجانی مجموعه ای از مهارتها و صفاتی است که در سرنوشت افراد اهمیت بسزایی دارد(شریفی، 1385).

در آخر بیان مسئله باید گفت: خصیصه ی جامع وهمه گیر یک شخصیت مذهبی عبارت است از ارتباط وآرامش او و برقراری رابطه ای دوستانه و مداراگرایانه او با دیگران و حل مسائل موجود در زندگی به نحوی مطلوب و تسلط کامل او بر حالات درونی و بیرونی خود. که این ویژگی ها از مباحث هوش هیجانی نیز به حساب می آید(محبتی، 1373).

سوال:

آیا بین هوش هیجانی و گرایشات مذهبی رابطه ای وجود دارد؟

اهمیت و ضرورت تحقیق:

هوش هیجانی یکی از مباحث مورد تحقیق در این پژوهش می باشد. هوش هیجانی با توانایی درک خود و دیگران (خودشناسی و دگرشناسی) ارتباط با مردم و سازگاری فردی یا محیط پیرامون خویش پیوند دارد. به عبارت دیگر هوش غیر شناختی پیشرفتها و موفقیتهای فرد را میسر می کند. و سنجش و اندازه گیری آن به منزله ی اندازه گیری و سنجش توانایی های شخصی برای سازگاری با شرایط زندگی و ادامه حیات در جهان است(جلالی، 1381) می خواهیم در این پژوهش از مزایای هوش هیجانی و استفاده آن برای پیشرفت در عرصه های زندگی و افزایش ارتباطات و بالاخص ارتباط آن را با گرایش به مذهب نشان دهیم که آیا در صورت بالا بودن هوش هیجانی میزان گرایش به مذهب نیز بالا می رود؟

مذهب قدرت تحمل، آلام، رنجها و صدمات را می افزاید. و بدین ترتیب به بهبود ارتباطات فرد و سازگاری او با محیط اطرافش می انجامد امروزه در سطح جهانی با فرضیات و تئوریهای گوناگون ضد مذهبی مواجه هستیم. که شاهد حملات همه جانبه به مذهب می باشد که باید به آنها آگاهی پیدا کرده و آگاهانه برخورد شود(حکمت، سعید، 1380، ص33).

امروزه هوش هیجانی و گرایش به مذهب به عنوان یکی از مفاهیم مورد توجه سازمان بهداشت جهانی است. که نقش آن ایجاد تحرک و هماهنگی در تحقیقات در مورد این دو موضوع در سطح جهانی است و سعی در آن دارد تا میزان تأثیر انگیزش و اعتقادات مذهبی و هوش هیجانی را مشخص نماید تا به این اثبات برسد که با ارتباط دادن انسان به منبع و سرچشمه مبتنی و استمداد قلبی از او بر قدرت وحی و روانی خود افزوده و نه تنها بر مشکلات کنونی غلبه کرد بلکه در گامی فراتر از پرتو ایمان به درگاه باری تعالی به پیشرفتهای شگرفی برسد که به راستی یاد خدا زیور قلبها است(آل یاسین، سید علی، 1374، ص 32).

اهداف پژوهش:

هدف از تحقیق پیدا نمودن رابطه بین اعتقادات مذهبی و میزان هوش هیجانی می باشد که در این تحقیق فرض بر این است که بین اعتقادات مذهبی و هوش هیجانی رابطه وجود دارد که اگر فرض تحقیق به اثبات برسد می توان ادعا نمود که افرادی که دارای گرایش به مذهب هستند هوش هیجانی بالاتری نسبت به افرادی که این گرایش را ندارند هستند بنابراین این افراد موفق تر هستند و در این تحقیق سعی بر آشنا نمودن افراد با این حقیقت است که بهترین و مطمئن ترین و شاید کوتاهترین راه رسیدن به ارتباط موثر بهره گرفتن از توانایی ها و استعدادهای خود داشتن ایمان و اعتقاد به خدا و پیامبر و دین گرایشات مذهبی واقعی است.

فرضیه های پژوهش

بین گرایشات مذهبی و هوش هیجانی رابطه معناداری وجود دارد.

میزان هوش هیجانی در افراد با گرایشات مذهبی بالا بیشتر از میزان هوش هیجانی در افراد با گرایشات مذهبی پایین است.

متغیرهای مورد مطالعه:

با توجه به عنوان تحقیق که رابطه بین گرایشات مذهبی و هوش هیجانی می باشد اینگونه مشهود است که:

1) متغیر مستقل: گرایشات مذهبی فرد

2) متغیر وابسته: هوش هیجانی فرد هستند.

تعریف متغیرها

الف) تعریف نظری

هوش هیجانی: هوش هیجانی شامل ویژگی هایی مثل توانایی تهییج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در برابر شکست، از دست ندادن روحیه، وایس دانی افسردگی و ناامیدی در هنگام تفکر، همدلی و محبت و امید داشتن است. (گلمن، 1995/ ترجمه پارسا، 1380).

گرایشات مذهبی :عبارت است از سیستم فکری و عملی برای درک و فهم حقایق طبیعی جهان وراهی که انسان از روی حقیقت به موضوعی گرایش پیدا می کند(مدرسی، مطهری، 1368، 1372) گرایشات مذهبی داشتن ایمان و اعتقاد و یقیین قلبی به یکتایی خداوند و عمل به فرمان ها و دستورات دین تعریف شده است.

ب) تعریف عملیاتی:

برای اندازه گیری هوش هیجانی از تست هوش هیجانی پل که روایی و اعتبار آن ثابت شده است استفاده شد. که این آزمون مشتمل بر 20 سوال می باشد و دارای دو گزینه ی بلی و خیر است. برای اندازه گیری اعتقاد مذهبی از تست اعتقاد مذهبی آلپورت استفاده شده است. که مشتمل بر 28 سوال می باشد و دارای 5 گزینه است که عبارتند از کاملا مخالفم، مخالفم، نظری ندارم، موافقم و کاملا موافقم.

فصل دوم

تاریخچه مذهب و سیر تحولات مذهبی

در حالیکه از مشاوره و خدمات روان درمانی و به طور کلی از علم روانشناسی چند دهه بیشتر نمی گذارد. مذهب تاریخچه ای به قدمت تاریخ بشر دارد. در واقع قدمت مذهب از علومی چون فلسفه و طب که از علومی مربوط به روانشناسی در یک چشم انداز یا دیدگاه مذهبی امری است . زیرا مفاهیمی از قبیل نوع دوستی، عشق، محبت و سازگاری از محورهای اساسی مذهب است بدون شک این مفاهیم از مفاهیم مهمی در علم روانشناسی و هوش هیجانی است. دلیل دیگر توجه مذهب به این علم این است که درمانهای انسانی گرایانه تا حدود زیادی به موضوعات مذهبی نزدیک است.(میرفس و تورن، 1998).

یونگ که یکی از بزرگان علم روانشناسی است برخی از رسوم مربوط به مذاهب بزرگ، عرفان، اسطوره شناسی، انسان شناسی و طالع بینی را مطرح کرده است. برخی از روان شناسان از اصول مذهب اقتباس نموده و یک روان درمانی خاص را مطرح نموده اند که در آن شیوه ی درمان روان درمانی به عنوان یک بعد روحانی از اهمیت بسزایی برخوردار است (خدایاری، فرد، 1381).

استاد مطهری در بحث از فطرت گرایشهایی را بر انسان بر می شمارد که اولا با خود محوری قابل توجیه نیست ثانیا شکل انتخابی و آگاهانه نیز دارد یکی از این گرایشات عبارت است از:‌گرایش به عشق و پرستش بی تردید بعد پرسش و عبادت بر شیواترین شیوه در قالب مباحث نظری بیان شده است و تکالیف دقیق عملی ‍ژرفی را ارائه نموده است.

که زمینه سازنیل به معرفت کامل معرفی شده است(خدایاری فرد، 1381، ص 93).علاوه بر آن چه ذکر شد پیوند علم و مذهب یکی از اساسی ترین موضوعاتی است که مشوق اصلی پیاژه در پرداختن به علم در معنای کلی و گسترده آن بوده است آنچه پیاژه در پرداختن به علم در معنای کلی و گسترده آن بوده است آنچه پیاژه در مورد پیوند علم و مذهب بیان نموده حاکی از آن است که او برای پیوند این دو نظریه علم کلی را مطرح کرده است که بدین گونه بتواند روابط درونی و بیرونی پدیده ها را توجیه نماید. وی بر خلاف نظریه تحصیلی که تنها بر روابط بیرونی می اندیشید.

و معتقد بود که روابط درونی موجب ظهور آثار خارجی و عامل تبیین کننده پدیده هاست. اساس روابط درونی در رشد شناختی انسان ارتباط بین کل و جزء است.کل به سبب کاملیت خود جزء را به سوی خود کشانده است و باید ارزش خود را به جزء تحمیل کند و جزء نیز به علت نقص خود به سمت کل های کاملتر حرکت نموده و مجذوب ارزش های کاملتر می گردد( لطیفیان و بشاش، 1380، ص 124).

تعاریف مذهب (دین) ودینداری

1- زیگموند فروید مذهب را این گونه تعریف می کند: مذهب نیروی عظمی است که قویترین احساسات بشر را در اختیار دارد و بر هر تصمیمی حکمرانی می کند(صانعی، 1350).

2- ویلیام جیمز از مذهب این تعریف را ارائه می دهد: مذهب عبارت است از تجربه و احساس رویدادهایی که برای هر انسانی در عالم تنهایی به دور از هر گونه وابستگی روی می دهد و این تجربه برای هر انسانی حداقل یکبار روی می دهد و او اینگونه مذهب را تجربه می کند(خدایاری فرد، 1381، ص 94).

3- منتسکو مذهب را بزرگترین و جامع ترین قوانین در اجتماع بشری قلمداد می کند(صانعی، 1350)

4- کارل گوستا یزدگ، مذهب را این گونه تعریف می کند: مذهب حالت از روح است و عبارت است از حالت مراقبت و تفکر و توجه دقیق به بعضی از عوامل موثر که شر عنوان قدرت قاهره را به آنها تعلق می دهد(یونگ، ترجمه روحانی، 1383، ص 5).

5- یسترون معتقد است مذهب عبارت است از چیزی که در ما احساس پرستش نسبت به یک وجود برتر که ما آن را الهی می نامیم و آن را مقدس و قابل ستایش می دانیم (دیونگ، ترجمه روحانی، ص 250).

6- تبسن، شون رادونیس، 1993، به نقل از ن‍ژاد ، ابوالهری و رمضانی 1376م دین را به صورت کنشی تعریف کرده اند به اعتقاد آنها دین یعنی آنچه ما به عنوان یک انسان انجام می دهیم تا شخصا پاسخ سوالاتی را که با آنها مواجه هستیم دریابیم و به کمک دین مسائل زندگی را بهتر حل می کنیم.

7- مذهب عبارت است از تأثرات، احساسات، رویدادهایی که برای هر انسانی به دور از هر تنهایی و فارغ از همه وابستگی ها رخ می دهد به نحوی که انسان در می یابد که آنچه بین او و آنچه امر خدایی می نامد رابطه ای وجود دارد که این رابطه برای او کاملا ملموس است(جیمز، 1968، ترجمه قائمی، 1370)

8- دینداری به معنای متصف بودن به یک دین از تنهایی موجود یا ابزار سر سپردگی نسبت به دینی خاص می باشد بدین معنا که فرد خود را پیرو مذهبی خاص معرفی می نماید(نوابی نژاد، ابوالهری و رمضانی، 1376).

9- ویلیام جیمز علاوه بر اینکه مذهب را یک تجربه تلقی می نماید مذهب را یک هیجان منحصر به فرد نیز می داند(جیمز 1968، ترجمه قائمی، 1370)

10- در فرهنگ آکسفورد مذهب را چنین تعریف می کنند: مذهب عبارت است یک قدرت برتر نامرئی که بر سرنوشت انسان تسلط دارد واجب الطاعت است.(حسینی، 1380، ص 20).

مفهوم پرورش مذهب:

پیامد مذهب در حقیقت مجموعه دگرگونی هایی است که در فکر عقیده فرد به منظور ایجاد نوع خاصی از عملکرد و رفتار که تکیه براصول مذهب دارد. به وجود می آید و به عنوان عامل مسلط بر زندگی فرد و بر تمام جوانب زندگی او خود نمایی می کند که این قانون و ضابطه بر هر ضابطه دیگری در زندگی فرد مسلط تر می باشد زیرا در جهان امروز که صنعت می توان گفت که فرد دارای وظایفی نسبت به جامعه است و او باید پایبند به تعهداتی خاص است. مگر زیگموند فروید معتقد نبود. که جامعه نیازی به مذهب ندارد. اما باید گفت در عصر ما که بیماری های روانی و نگرانی ها و اضطرابهای متعددی در آن جای دارد. و افراد ترس از برقرار نمودن رابطه با یکدیگر را دارند و از بین بردن نقاب چهره خود ترس و دلهره دارند ضوابط مذهبی بهترین داروی شفابخش و نجات دهنده فرد از نگرانی هاست وبه عقیده ی آدلرکه از تجارت 30 ساله ی روانکاوی خود سخن می گفت: معتقد بود که کلیه ی بیماران روانی که حس مذهبی خود را باز یافتند درمان شوند(افروز، 1357).

مذهب و درک عاطفی

بر خلاف آنچه که روانشناسان و جامعه شناسان یک بعدی همچون زیگموند فروید و کمونیستها فکر می کنند. و برای انسان چیزی خارج از جسم و نیازهای جسم قائل نیستند برخی دیگر معتقدند که همان طور که انسان از نظر جسم 4 بعدی است روح او نیز حداقل4 بعد را دارد:

1- حسن راستی یا حقیقت جویی که سرچشمه انواع علوم و دانشها و انگیزه و کنجکاوی است و این حس برای انسان تلاشی رادرجهت شناخت جهان هستی و پدیده های گوناگون ایجاد می کند.

2- حس زیبایی: علاقه ی انسان به هنرهای اصیل واقعی، زیباییها و ذوقیات و کششی در درون خود به این هنرها و امور حس می کند.مسلما این حالت فرد یک عامل اقتصادی ندارد بلکه علتی فراترداردمثلا لذتی که انسان با شنیدن یک قطعه شعر جالب می برد یا با دیدن یک نمایش زیبا یا بوییدن یک شاخه ی گل، این لذت و حالت هوش با عامل اقتصادی ربطی ندارد بلکه این نیاز یک کشش روحی است که دلیلی بر اصالت این حس و تأثیر آن در پیدایش بخش عظیمی از پدیده های صنعتی و اجتماعی است و همچنین رونق اقتصادی شده است.

3- حس نیکی: کسیت که در درون خود کششی هر چند ضعیف به سوی مفاهیمی چون:‌عدالت، وجدان و فداکاری را احساس نکند حتی اگر این فرد مربوط به انسانهایی باشد که هزاران سال قبل در کراتی دیگر می زیستند عشق و علاقه و احترام به یک قهرمان یا یک فرد عادی مسلماً دلیل اقتصادی ندارد بلکه احساس اصیلی است که در درون بشر ریشه دوانده و همانند یک بعد جسمانی جزئی از ما شده است و حتما انسانهایی که بعد از ما نیز خواهند زیست این حس زیبا را درک خواهند کرد و همچون ما این حس را مقدس می دانند.

4- حس مذهبی: ایمان به یک مبدأ متعالی و قابل پرستش و نیایش که از اعماق درون روان ادمی سرایت کرده باشد. حتی می توان گفت که انسان در طول تاریخ بسیار نشان داده است که به خاطروجود چنین حسی و قواست آن زندگی خود را فدای این حس کرده اند برای جاودان ماندن این حس(آیت الله مکرم شیرازی، 1368)

انگیزش مذهبی:

انگیزش مذهبی گرایش و نیروی درونی است که ارگانیسم را به سوی هدفی خاص هدایت می کند مذهب در علم وا‍‍ژه شناسی به معنای Religio آمده است. که به معنای پیوند می باشد بنابراین مذهب پیوندی است بشری و معنوی که وظیفه ی آن متحد ساختن ابناء بشرو آیین های خود در یک اعتقاد واحد است که برخی این نیاز عمیق همگانی را متحملاً‌از احساس ناتوانی آدمی درکائنات و از تمایل او به امنیت سرچشمه می گیرد بنابراین ایمان مذهبی پاسخ واکنشی است که در مقابل تزلزل و نا اطمینانی حیات که فرد توانایی برقرار رابطه با پدیده های اطراف خود را به نحو احسن را گذارد و این واکنش دلیلی است برای وجود آمدن مذهب (رزم آزماه، 1370)

صفات مذهبی:

صفات فکری یا عقیدتی است که مربوط به موضع گیری فلسفی فرد در رابطه با نظم پدیده های هستی است از دیدگاه اسلام بیان شده است که جدایی و مرزی بین صفات روانی واعتقادات مذهبی وجود ندارد صفات مذهبی به تعداد معینی از صفات محدود نمی شود بلکه تمامی اوامر و نواهی را در تمام سطوح زندگی بشر شامل می شود مانند اعتقاداتی که در دین اسلام در مورد مفاهیمی چون واجب و مستحب و مکروه وجود دارد که این مفاهیم در تمام زندگی فرد جریان دارد. مادامی که سلامت وبهنجاری یک اعتقاد مذهبی حاصل نشود سلامت روانی هم حاصل نخواهد شد و این گونه به نظر می رسد که فرد از نظر ابزار هیجانات و احساسات خود نیز در شرایط ایده آلی نیست. اعتقاد ما بر این است که اعتقادات مذهبی در حل مسائل و بحران های عاطفی موجب بهبود روابط میان فردی در میان افراد بشر می شود و به دلیل جامعیت و کامل بودن یک مذهب آسمانی چون اسلام بسیاری از مشکلات و سردرگمی های انسان عصر مرتفع خواهد گردید. بسیاری از دانشمندان غربی استفاده از شیوه ها و الگوهای مذهبی و توجه به اعتقادات و انجام امور معنوی از قبیل نماز، روزه، حج و غیره را وسیله ای مطمئن برای جلوگیری از انحطاط و سردرگمی در دنیای امروز می دانند(آیت الله مکارم شیرازی، 1368).

اعتقادات مذهبی:

اعتقاد مذهبی جریان اجتماعی است که در طول تاریخ تمدن انسان در بستر زمان جاری بوده است مدارک باستانی نشان می دهند که هیچ وقت بشر بدون مذهب نبوده است بنابراین اگر بگوییم مذهب خط و سرلوحه زندگی انسان خلاف نگته ایم در تعریف از اعتقادات مذهبی باید گفت: تعهد و پایبندی یک جامعه ی مذهبی به استانداردها و موازین اخلاقی به گونه ای که زندگی یک عده از افراد معین را هدایت می کند و هدف آن رسیدن به کمال و آرامش و امنیت می باشد. بدین منظور استانداردها و موازینی که وضع شده است مقدس و الهی به حساب می آید.

مذهب عاملی برای حرکت عملی

جهان بینی مذهبی به پیروان خود تعلیم می دهد که عالم هستی آن چنان نظام حساب شده ای دارد که اگر پرکاهی از آن کم یا به آن اضافه شود کمبود و نقص در آن بسیار آشکار و قابل مشاهده خواهد بود.

در حقیقت چیزی در آن یافت نمی شود که از قانون عمومی احسن بر کنار باشد این تعلیمات به پیروانش آموزش می دهد که: آفریدگار جهان دارای علم و قدرت بی انتهایی است و آفرینش جهان از آن سرچشمه گرفته وسیراب شده است.

کسی که دارای چنین جهان بینی است خود را ملزم می داند که در هر امور و هر موجودی از این جهان به عنوان محصول یک علم و قدرت بزرگ بیندیشد و به هیچ حد و مرزی در این زمینه قانع نشود. چرا که علم ماهر چه باشد محدود و این نظام نتیجه علم نامحدود است و به این ترتیب شعله عشق به علم و دانش را تا مرحله بی نهایت از وجود دا و زنده نگاه می دارد. در حالی که یک فرد ماتریالیست برای خود الزامی نمی بیند که همه موجودات و امور جهان را حساب شده بپندارد و اسرار آمیز و دارای نظام زیرا همگی را مولود مبرایی که فاقد علم و دانش است. می داند گفتار معروف انشتین یکی از معروف ترین دانشمندان معاصر که می گوید: در میان مغزهای متفکر جهان کسی را نمی توان پیدا کرد که با کمال دارای یک ایمان مذهبی نباشد. ایمان بر یک متقن که از عقل کلی سرچشمه گرفته و همین ایمان است که در تلاشهای خستگی ناپذیر به آنان توان می دهد و الزام می کند که همواره برای کشف قوانین و روابط منظم پدیده های جهان باید کوشیدو اندیشید.

مذهب عاملی برای تعذیه عواطف انسانی

افزایش آمار جنایات همگام با غلبه روح، ما دیگری و قساوتهایی که از انسان های متمدن عصر ما سر می زند انسانهایی که به خاطر منافع خویش از هیچ گونه جنایاتی باک نداشته و حتی نمی بینیم طبقه فاصله و افراد متفکر جهان متمدن امروز نیز در مسیر زشت ترین اعمال خشونت آمیز قدرتهای بزرگ جهان گام بر می دارند، اینها روشنگر وضع دردناکی است که از تحلیل رفتن عواطف انسانی، دامنگیر اجتماعات انسانی شده است. ما در دستورات مذهبی و حتی در زمینه جنگها مطالبی را می بینیم که هیچ یک از آنها در جهان امروز که پیوندهایش که شکل مادی به خود گرفته است رعایت نمی شود، اصولا در ما دیگری عاطفه انسان، حمایت از مظلوم، ایثار، فداکاری و.... اینها مفهومی ندارد و مهلت پرداختن به این مفاهیم داده نمی شود و آنچه در مسیر خالی مالی افراد و ملتها نمی باشد، محکوم به فنااست.

مذهب است که ارزشها را نگاه می دارد و در برابر یک سلسله نتایج معنوی که برای آنها اهمیت زیاد بی قائل است پیروان خود را دعوت به تحقیق بخشیدن به این مسائلی که انسانی می باشد، می نماید یک فرد مادی دلیلی نمی بیند که فی المثل از حقوق کلانی که در یک کارخانه سیگارسازی به او می دهند صرف نظر کرده و بخاطر رعایت اصول انسانی با حقوق کمتری در یک کارخانه داروسازی کار کند.ولی برای یک فرد مذهبی کاملا قابل توجیه و مفهوم است.

بگفته ی بعضی از دانشمندان، اگر خدا از جهان انسانیت را برداشته شود تو حس و بر بریتی بر آن سایه می افکند که حتی تصور آن نیز وحشتناک می باشد.

مذهب یک عامل ثبات در برابر شوائد

هیچ گاه زندگی بشر خالی از مشکلات و سختیها نبوده است. و اصولا زندگی چیزی جز درگیری و پیکار نمودن با مسائل گوناگون نمی باشد، بدون شک در این درگیری ها علاوه بر نیروی جسمی نیاز به یک پشتوانه روانی نیز می باشد که انسان بتواند با تکیه بر آن بتواند تمام قدرتهای خود را بر مشکلات بسیج کند و با شکست و ناکامی در یک یا چند مورد از صحنه مبارزه با مشکلات کنار نرود و بتواند پایداری نماید مذهب با توجه به اینکه معتقد است اعتقاد به خدا می تواند تکیه گاه بهترین منبع روانی و معنوی برای انسان در برابر حوادث سخت زندگی باشد و به او امیدو توان بخشد و یاس و دودلی و تحیر و سرگردانی را از او دور سازد انسان را به داشتن مذهب تشویق می کند.


بررسی عملی بودن اعتبار، روایی و نرم یابی پرسشنامه سبک های عشق استنبرگ

امروزه در روانشناسی مباحث گوناگونی پیرامون روابط بین فردی1 مطرح می شود هرکدام از رویکردهای معاصر می کوشند تا تبیین و توصیف ویژه ای را پیرامون مباحث روابط بین فردی ارائه دهندبا این وجود، برخی از مفاهیم در هاله ای از ابهام قرار دارند و هنوز هم نمی‌توان از آنها به عنوان مباحث واضح و روشن در حیطه روابط بین فردی صحبت به میان آورد، در این میان می توان ب
دسته بندی آموزشی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 1274 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 85
بررسی عملی بودن اعتبار، روایی و نرم یابی پرسشنامه سبک های عشق استنبرگ

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

1-1 بیان مسئله........................ 4

1-2 اهمیت و ضرورت پژوهش............... 6

1-3 اهداف پژوهش....................... 7

1-4 پرسش‌های اصلی پژوهش................ 7

1-5 تعریف اصطلاحات و مفاهیم............ 8

فصل دوم: بیشینه پژوهش

مقدمه................................. 12

2-1 تعریف عشق......................... 13

2-2 نظریه‌های زیست شناختی در رابطه با عشق 17

2-3 تحلیل علمی عشق.................... 19

2-4 دیدگاه‌هایی در رابطه با عشق........ 21

نظریه کاپل آنیوس...................... 21

نظریه رابین........................... 22

نظریه هاتفیلد......................... 24

2-5 نظریه عشق مثلثی استنبرگ........... 24

عناصر تشکیل دهنده نظریة استنبرگ....... 25

انواع عشق از دیدگاه استنبرگ........... 26

2-6 از دیگر تحقیقات انجام شده......... 33

تحقیقات هازان و شاور.................. 33

تحقیقات لویت.......................... 34

تحقیقات فیشر.......................... 34

2-7 توصیف «روان» سبک نئو کلاسیک، در قالب مثلث عشق استنبرگ 36

یک روان نئو کلاسیک..................... 37

فصل سوم: روش پژوهش

مقدمه................................. 40

3-1 جامعه آماری....................... 40

3-2 نمونه و روش نمونه گیری............ 40

3-3 ابزار پژوهش....................... 41

3-4 روش اجرا.......................... 42

3-5 روش گرد آوری داده‌ها............... 42

3-6 روش تحقیق......................... 43

3-7 روش تجزیه و تحلیل................. 43

فصل چهارم: تجزیه و تحلیل داده‌ها

مقدمه................................. 44

4-1 اعتبار و پایایی آزمون............. 49

برآورد اعتبار از طریق هماهنگی درونی... 49

برآورد اعتبار خرده مقیاس‌ها پرسشنامه عشق مثلثی استنبرگ 50

4-2 تحلیل عاملی....................... 58

4-3 مراحل تحلیل عاملی................. 58

راه حل نهایی (پس از چرخش)............. 69

تفسیر و نام گذاری عامل‌ها.............. 70

4-4 هنجاریابی آزمون................... 71

نرمهای درصدی.......................... 72

نمره‌های تراز شده...................... 72

محاسبه نمره‌های استاندارد.............. 73

فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری

5-1 بحث و نتیجه گیری.................. 81

5-2 محدودیت‌های پژوهشی................. 82

5-3 پیشنهادات......................... 82

منابع فارسی

منابع انگلیسی

ضمائم

فهرست جدول‌ها

عنوان صفحه

2-1 چکیده‌ای از رویکرد استنبرگ در زمینه عشق 21

3-1 اسامی دانشگاهها و نفرات نمونه گیری شده 41

3-2 عناصر عشق ونقاط برش آنها............ 42

4-1 توزیع فراوانی پاسخ گویان بر حسب متغیر جنسیت 46

4-2 توزیع فراوانی شرکت کنندگان بر حسب متغیر تحصیلات 46

4-3 توزیع فراوانی پاسخ گویان بر حسب متغیر نحوه آشنایی 47

4-4 توزیع فراوانی پاسخ گویان بر حسب متغیر دورة آشنایی 47

4-5 توزیع فراوانی پاسخ گویان بر حسب متغیر مدت ازدواج 48

4-6 توزیع فراوانی پاسخ گویان بر حسب متغیر سن 48

4-7 توزیع فراوانی پاسخ گویان بر حسب تعداد فرزندان 49

4-8 اعتبار رمبوط به خرده مقیاس صمیمیت... 51

4-9 اعتبار مربوط به خرده مقیاس شهوت قبل از حذف سوال 52

4-10 اعتبار مربوط به خرده مقایس شهوت بعد از حذف سوال 54

4-11 اعتبار مربوط به خرده مقیاس تعهد.... 55

4-12 اعتبار سوالات کل آزمون بعد از حذف سوال 28 56

4-13 کیفیت نمونه برداری و مشخصه آمزون کرویت بارتلت 59

4-14 میزان اشتراک‌های متغیرها پس از اجرای تحلیل مولفه‌های اصلی 60

4-15 مقادیر ویژه ماتریس همبستگی......... 62

4-16 بارهای عاملی قبل از اجرای چرخش..... 65

4-17 بارهای عاملی بعد از اجرای چرخش..... 68

4-18 ماتریس تبدیل عناصر................. 71

4-19 جداول مربوط به کجی و خطای کجی و مد و میانه و میانگین

و انحراف معیار.......................... 74

4-20 جدول نرم طبقه بندی شده زنان........ 77

4-21 جدول نرم طبقه بندی شده مردان....... 78

فهرست نمودارها

عنوان صفحه

4-1 طرح شیب دار scree آزمون عشق مثلثی استنبرگ 67

4-2 نمودار هیستوگرام نمرات زنان......... 76

4-3 نمودار هیستوگرام نمرات مردان........ 76

فصل یکم

کلیات


مقدمه

امروزه در روانشناسی مباحث گوناگونی پیرامون روابط بین فردی[1] مطرح می شود هرکدام از رویکردهای معاصر می کوشند تا تبیین و توصیف ویژه ای را پیرامون مباحث روابط بین فردی ارائه دهند.با این وجود، برخی از مفاهیم در هاله ای از ابهام قرار دارند و هنوز هم نمی‌توان از آنها به عنوان مباحث واضح و روشن در حیطه روابط بین فردی صحبت به میان آورد، در این میان می توان به عشق، تفاهم، صمیمت، دلبستگی[2] و تعلق اشاره نمود.(منصوبی فرد، 1382).

امروزه می توان در حوزه روانشناسی کاربردی به روانشناسی زناشویی و مشاوره خانواده تاکید نمود.در مبحث روان درمانی خانواده نیز که همپوشی فزاینده ای با مشاوره زناشویی دارد، به بررسی ارتباط بین زوج و زوجه می توان پرداخت و با استفاده از فرایند عشق و تفاهم میزان صمیمیت و تعهد زوجین را به یکدیگر افزایش داد.(مینوچین و فیثمن، ترجمه بهاری و فرح سیا، 1381).

روانشناسی اجتماعی تجربی برای مدت زمان طولانی در به کار گیری موضوع عشق به عنوان یکی از موضوعهای مهم و اساسی خود کوتاهی کرده است.مورتی و راتزین[3] 1996 عقیده دارند که شاید برخی از سردرگمی‌ها در این زمینه به جهت نگرش های دوسوگرایی است که علم نسبت به پژوهش عشق داشته است. ماهیت عشق از بعد روانشناختی به عنوان یک مسئله قابل بحث باقیمانده است و تا چندی پیش به عنوان یک زمینه مهم پژوهشی مورد توجه قرار نمی‌گرفت. (پاتو، 1381).

در زمینه این گونه ابهامات بود که پژوهشهای متعددی پیرامون شناسایی ماهیت و توصیف عشق صورت گرفت.رابین[4] 1979 به عنوان یک روانشناسی اجتماعی تلاش نمود تا دوست داشتن و عشق را اندازه گیری کند.عشق از دیدگاه او سه جز دلبستگی، توجه و صمیمیت است ارزیابی نظریه رابین علی رغم مخالفت عده ای که معتقدند اندازه گیری عشق غیر ممکن است، مثبت می باشد.

یکی از جذابترین و در عین حال کاملترین نظریه هایی که در حیطه عشق مطرح می‌شود نظریه مثلث عشق[5] است می توان با جرات عنوان نمود که نظریه مثلث عشق، با نفوذترین و در عین حال کاملترین نظریه در حیطه روانشناسی عشق می باشد.این نظریه بر اساس مطالعات و تحقیقات منظم و دامنه دار آر.جی.استرنبرگ[6] تدوین شده است که علاوه بر عناصر عشق رویکردی جامع را به انواع عشق ارائه می دهد.

استرنبرگ پس از تحقیقات متعدد، سه عنصر عشق تحت عنوان صمیمیت[7]، تعهد[8] و شهوت[9] را مطرح ساخته که بر اساس تعامل سه عنصر اولیه عشق، به هشت نوع عشق اشاره می نماید هرچند که نظریه استرنبرگ را به عنوان نظریه مثلث عشق رویکرد سه وجهی عشق مطرح می‌کند ولی در برخی از منابع مرتبط با روانشناختی عشق، رویکرد وی را تحت عنوان «رویکرد انواع عشق» مطرح می‌سازند. (عسگریان، 1383).

استرنبرگ از جمله افرادی بود که با استفاده از اصول روان سنجی تلاش نمود تا از طریق روش آماری پیشرفته تحلیل عوامل به شناسایی عناصر سازنده عشق دست یابد. وی از روش تحلیل عامل تاییدی استفاده نمود و تلاش کرد تا نظریه معتبر خود در حیطه روانشناسی عشق را بررسی کرده و بتواند کامل‌ترین نظریه معاصر را بعنوان مبنای نظری اقدامات تحلیل عامل در نظر گیرد. در حال حاضر تحقیقات منظمی پیرامون نظر استرنبرگ صورت گرفته و جنبشی روان سنجی نیز در پی آن بوده است تا بتواند ابزارهای کاملتری را برای اندازه گیری انواع عشق با رویکرد استرنبرگ ساختار سازی و اعتبار یابی نماید. با این وجود ضروری به نظر می‌رسد تا به عوامل موثر در شکل گیری نظریه استرنبرگ پرداخته پس از بررسی این عوامل بتوان تصویر جامعی از مثلث عشق را ارائه نمود.

در این رهگذر باید به عقاید لی[10]، 1973 نیز اشاره کرد که بر اساس مفروضات جامعه شناختی و تحقیقات متعدد در آمریکا، کانادا و انگلستان ـ شش سبک عشق را مطرح ساخته است.

1- اروس[11] (عشق رمانتیک یا شهوانی)

2- استورگ[12] (عشق همدلانه یا دوستانه)

3- لودوس[13] (عشق تفننی)

4- مانیا[14] (عشق تملک گرایانه یا وابسته)

5- پراگما[15] (عشق واقع گرایانه یا منطقی، یا عملی)

6- آگاپه[16] (عشق ایثار گرایانه یا فارغ از خود) (دویر[17]، 2000)

نظریه های امثال «استرنبرگ» و «لی» تا حد زیادی توصیفی‌اند و در واقع سبک‌هایی را که افراد به کار می‌برند تا عشقشان را نشان دهند توصیف می کنند اما درباره علت اتخاذ این سبکها اطلاعات کمی در اختیار ما قرار می دهند.بنابراین، نظریه دلبستگی سعی می‌کند تا با کشیدن خطوط موازی بین تجربیات کودکی و روابط بعدی بزرگسال این کار را انجام دهد. هزن و شیور عنوان می کنند که انواع دلبستگی که در کودکی شکل گرفته‌اند بر سبک‌های عشق که ما در بزرگسالی تجربه می کنیم تاثیر می گذارند.بر طبق نظر آنها هریک از اشکال دلبستگی (ایمنی، اجتنابگر و دوسوگرا) با روشهای متعاقب در عشق بعدی در ارتباط است.(دوید، 2000).

1-1بیان مسئله

استرنبرگ 1985 پژوهش‌هایی متعدد انجام داد و برای رفع خلاء نظری، مفهوم سازی دقیقی را از عشق صورت داد. استرنبرگ عشق را به سه جز اصلی: صمیمیت (جز هیجانی)، شهوت (جز انگیزشی) و تصمیم/ تعهد (جز شناختی) می بیند. این اجزاء به شکلهای مختلفی با هم تلفیق و ترکیب می شوند تا هشت نوع گوناگون عشق را به وجود آورند:

1- فقدان عشق[18] (یعنی هیچ یک از سه مولفه عشق وجود ندارد)

2- دوست داشتن[19] (یعنی فقط صمیمیت وجود دارد)

3- شیفتگی[20] (یعنی فقط شهوت وجود دارد)

4- عشق پوچ[21] (یعنی فقط تعهد وجود دارد)

5- عشق رومانتیک[22] (یعنی صمیمیت و شهوت بدون وجود صمیمت وجود دارند)

6- عشق همدلانه[23] (یعنی صمیمیت و تعهد بدون وجود شهوت)

7- عشق احمقانه[24] (یعنی شهوت و تعهد بدون وجود صمیمیت)

8- عشق کامل آرمانی[25] (یعنی هر سه مولفه وجود دارند). (پاپالیا[26] و همکاران، 2002)

این سه مولفه را در سه راس یک مثلث جای داده و ماهیت و رفتار عشق و ارتباط آن را با تمایلات جنسی توسط شدت و ضعف این سه مولفه و نسبت آن با یکدیگر بیان می کند.تجسم مثلث عشق زمانی امکان پذیر است که میزان صمیمیت و شهوت و تعهد را به دو صورت بالا و پایین و یا ضعیف و قوی در نظر بگیریم که بر اساس قوی و ضعیف بودن این ابعاد 8 نوع عشق تحت عناوین بالا پیدا خواهد شد.

استرنبرگ ضرورت تشخیص تفاوت هریک از سه جز صمیمیت، شهوت و تعهد را از لحاظ مدت زمان تداوم یا سرعت زوال مورد بحث و تاکید قرار می دهد. شهوت به سرعت پدید می‌آید و سریعاً فروکش می‌کند. تعهد پس از گذشت زمان بوجود می‌آید و سپس در یک سطح باقی می ماند و صمیمیت به تدریج و در طی یک دوره زمانی رشد می یابد.بخشی از موفقیت و یا عدم موفقیت در ارتباط، بستگی به توانایی ما در تغییر هریک از اجزا عشق دارد. (دایر، ترجمه سپاه منصور، 1386).

از دیدگاه استرنبرگ بدترین نوع رابطه هنگامی است که صمیمیت، شهوت و تعهد ضعیف است و فقدان عشق مشاهده می‌شود و این رابطه با ثبات نیست ولی اگر هر سه محور بالا باشد، عشق کامل بارز می‌شود و رابطه عاشقانه به صورت دائمی و با ثبات بوده و هرگز نمی‌توان نقصی در رابطه‌ی عاشقانه مشاهده کرد. در نهایت رویکرد استرنبرگ به عشق از تنوع بالایی برخوردار بوده و حالت و زوایای مختلفی را مشخص ساخته است. هرچند که به راحتی نمی‌توان نوع عشق را بعنوان وضعیتی ثابت در نظر گرفت ولی با استناد به تحقیقات معتبر می‌توان عنوان کرد که نوع عشق تا حدودی ثابت می ماند و در اکثر مواقع تغییر نمی کند مگر آنکه طرفین بصورت جدی برای تغییر آن تلاش نمایند.لازم به ذکر است دستیابی به این هدف با تلاش یک طرفه کاری عبث و بیهوده است و تلاش هر دو نفر لازم و ضروری است. (عسگریان، 1383).

1-2 اهمیت و ضرورت پژوهش

نظریه استرنبرگ بر خلاف اکثر نظریه های پیشین بیش از یک یا دو نوع عشق را مطرح می‌کند و به ما، در درک عشق به عنوان یک پدیده چند بعدی کمک می‌کند، این نظریه کاربردهای عملی معینی نیز دارد. ابتدا از طریق سنجش سه جز عشق، نوع روابط عاشقانه هر زوج را مشخص می‌سازیم سپس بوسیله تحلیل تفاوت‌های بین انواع عشق توسط هر زوج چنانچه تمایل به ادامه روابط وجود داشته باشد به دقت نشان داده می‌شود که چه حوزه‌هایی نیازمند تغییر و اصلاح است. (دایر، ترجمه سپاه منصور، 1386).

نظریه مثلث عشق می‌تواند رضایت‌مندی از روابط عاشقانه را توصیف نموده و به عنوان مدلی کاربردی در حیطه مشاوره زناشویی، روان درمانی خانواده و مشاوره ازدواج بکار برده شود. از نکات کاربردی نظریه استرنبرگ در حیطه مشاوره زناشویی می‌توان به انطباق سه عنصر عشق در زوجین تاکید نمود و به هر میزان که این انطباق بیشتر باشد روابط عاشقانه زن و شوهر به یکدیگر نزدیک می‌شود و تفاهم بیشتر می‌گردد. (عسگریان، 1383).

عوامل گوناگونی چون عوامل شخصیتی و تجارب دوران کودکی نقش بسزایی را در برقراری روابط صمیمانه و ایجاد عشق و تفاهم در زوجین ایفا می کنند.تلاش بر آن است تا بوسیله تحقیقات منظم و تجربی و دسترسی به ساختارهای مرتبط با عشق بتوان زمینه مناسبی برای توسعه روابط عاشقانه، صادقانه، و توام با تفاهم بین زوجین فراهم ساخت.

اکثر تحقیقات بر روی ارتباطات بین فردی در کشورهای غربی که دارای فرهنگ فردگرایی مستند انجام گردیده و توجه اندکی به کشورهای شرقی و فرهنگ‌های جمع گرا مبذول شده است. با توجه به این موضوع احساس می‌شود که پرسشنامه مذکور می بایستی در جامعه ما نیز نرم شده، اعتبار و روایی آن مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان پرسشنامه را در امر مشاوره مورد استفاده قرار داد.

با توجه به بررسی پیشینه پژوهشی ملاحظه می‌شود که در زمینه بررسی عملی بودن و به دست آوردن اعتبار و روایی و نرم یابی این تست در ایران کاری صورت نگرفته است. این انتظار وجود دارد که با استاندارد کردن تست مذکور بتوانیم به نمره‌های حاصل از اجرای آن اعتماد و اطمینان کافی داشته باشیم.

1-3 اهداف پژوهش

1- فراهم ساختن زمینه ای برای استفاده از یک وسیله مناسب جهت مشاوره ازدواج، مشاوره زناشویی و روان درمانی خانواده به منظور هدایت و راهنمایی زوجین.

2- فراهم ساختن زمینه ای برای محققانی که در آینده تمایل به انجام پژوهش‌هایی در موارد بالا را داشته باشند.

3- تعیین میزان اعتبار و روایی پرسشنامه همچنین نرم یابی پرسشنامه سبک عشق استرنبرگ.

1-4 پرسشهای اصلی پژوهشی

1- آیا بین مجموع پرسشهای سبک عشق استرنبرگ هماهنگی درونی کافی وجود دارد؟

2- آیا اعتبار پرسشنامه سبک عشق استرنبرگ در حدی است که بتوان در پژوهش‌ها و کارهای تشخیص از آن استفاده کرد؟

3- آیا تست سبک عشق استرنبرگ از روایی برخوردار است؟

4- محتوای پرسشنامه سبک عشق استرنبرگ از چه عواملی اشباع شده است؟


1-5 تعریف اصطلاحات و مفاهیم

تست:

وسیله‌ای است استاندارد شده و عینی که برای اندازه گیری‌های نمونه‌ای از رفتار با خصوصیات فردی به کار می‌رود مقصود از عینی بودن آن است که روش اجرا، تصحیح، تعبیر و تفسیر نتایج بر اساس قواعد مشخص و معینی صورت می‌گیرد و نظرات مشخص در آنها اثری ندارد.

اعتبار[27]:

اعتبار، سه معنای متفاوت دارد. یک معنای اعتبار، ثبات و پایانی نمره‌های آزمون در طول زمان است بدین معنا که اگر یک آزمون چند بار تحت شرایط یکسان درباره یک آزمودنی اجرا شود، نمره وی در همه موارد یکسان باشد، معنای دوم اعتبار به همسانی درونی آن اشاره دارد و مفهوم آن این است که سوالهای آزمون تا چه اندازه با یکدیگر همبستگی متقابل دارند و همه سوالهای آزمون یا ابزار سنجش، سازه واحدی را می‌سنجند. سومین معنای اعتبار به درجه توافق ارزشیابان مختلف اطلاق می‌شود. بدین معنا که اگر دو یا چند ارزشیاب متغیری را که با ابزار واحد و در شرایط یکسان درباره یک آزمودنی به دست آمده است بدون اطلاع یکدیگر نمره گذاری کنند.باید بین نمره‌های آنان همخوانی وجود داشته باشد. (شریفی، 1380).

روایی[28]:

مراد از روایی آن است که ابزار اندازه گیری برای هدف مورد نظر یعنی اندازه گیری متغیر تحقیق از کارایی لازم برخوردار باشد. به عبارت دیگر، روایی مستلزم آن است که ابزار پژوهش همان متغیری را اندازه گیری کند که پژوهشگر قصد اندازه گیری آن را دارد، روایی نشان می‌دهد که آزمون واقعاً چه چیزی را می‌سنجد. (شریفی، شریفی، 1380).


رواسازی:

در فرهنگ روان سنجی به فرایند گردآوری شواهدی که مقصود از آن استنباطهای معینی درباره نمره‌های تست است، رواسازی گفته می‌شود.

نرم:

به منظور تعبیر و تفسیر نمره‌های هر فرد لازم است نمره های خام وی در مقیاسی بیان شود که چارچوبی برای مقایسه نمره ها به دست دهد. مقصود از این مقیاس که نرم یا هنجار خوانده می‌شود این است که وضع نسبی و مرتبه فرد را در یک گروه مرجع مناسب بیان کند. مرجع مناسب آن است که فرد می‌تواند به گونه‌ای منطقی، با آن مقایسه شود. (هومن، 1384).

تحلیل عاملی:

تحلیل عاملی اصطلاحی است که برای تعدادی از تکنیک‌های ریاضی و آماری مختلف اما مرتبط با هم به منظور تحقیق درباره ماهیت روابط بین متغیرهای یک مجموعه معین.

مسئله اساسی این است که آیا یک مجموعه متغیر را می‌توان بر حسب تعدادی از ابعاد یا عاملهای کوچکتر نسبت به تعداد متغیرها توصیف نمود و هریک از ابعاد یا عامل‌های به دست آمده معرف چند صفت یا ویژگی است. (هومن، 1380).

عامل:

عامل، بعد یا سازه‌ای است که روابط بین مجموعه‌ای از متغیرها را به صورت خلاصه مطرح می کند. رویس (1963) عامل را دقیق تر تعریف کرده است. او معتقد است عامل، سازه‌ای است که عملاً از روی بارهای عاملی‌اش تعریف می‌شود. (کلاین، ترجمه صدرالسادات، مینایی، 1380).

بار عاملی:

همبستگی یک متغیر با یک عامل را بار عاملی گویند. (کلاین، ترجمه صدرالسادات، مینایی، 1380).


ماتریس عاملی:

هر ردیف ماتریس عاملی شامل ضرایبی است که برای بیان هر متغیر استاندارد شده بر حسب عامل‌ها به کار می رود که این ضرایب همان بارهای عاملی می‌باشند. (هومن، 1380).


بررسی سم شناسی موارد مرگ ناشی از خونریزی داخل مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در مرکز پزشکی قانونی تهران

اعتیاد یک بیماری اجتماعی با عوارض جسمی وروانی است از لحاظ قدمت تاریخی مواد روانگردان در ایران، در کتب تاریخی وحتی درکتاب قانون ابن سینا از اثرات این مواد نامبرده شده است اما بیشتر گزارشات در مورد مواد مخدر مربوط به دوران صفویه وسپس قاجاریه تا عصر کنونی است در زمان ما مسئله مواد روانگردان مشکل مخاطره آمیز وکاملا پیچیده ای بخود گرفته است در هیچ یک ا
دسته بندی پزشکی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 137 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 96
بررسی سم شناسی موارد مرگ ناشی از خونریزی داخل مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در مرکز پزشکی قانونی تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

1.فصل اول:مقدمه

1-1- بیان مسئله

2-1- اهداف

3-1- فرضیات


1-1- بیان مسئله:

اعتیاد یک بیماری اجتماعی با عوارض جسمی وروانی است. از لحاظ قدمت تاریخی مواد روانگردان در ایران، در کتب تاریخی وحتی درکتاب قانون ابن سینا از اثرات این مواد نامبرده شده است. اما بیشتر گزارشات در مورد مواد مخدر مربوط به دوران صفویه وسپس قاجاریه تا عصر کنونی است. در زمان ما مسئله مواد روانگردان مشکل مخاطره آمیز وکاملا پیچیده ای بخود گرفته است. در هیچ یک از مطالعات انجام گرفته درایران آمار دقیقی از شیوع مواد روانگردان وعوارض ناشی ازسوءمصرف آن دردست نیست. در گذشته تریاک بیشترین ماده روانگردان مصرفی درجهان بود ولی باورود مواد جدید، مصرف کراک بیش از سایر مواد –حتی دربین بانوان –شایع شده است. سوءمصرف کوکائین عوارض بیشماری را به دنبال دارد، من جمله: انفارکت قلبی، دیس ریتمی بطنی، التهاب وعفونت ریوی، بیماری های پارانشیمال ریوی، بیماری سربرو وسکولار، استروک هموراژیک وایسکمیک و... . در مطالعات انجام شده، از زمانیکه مصرف کوکائین شایع شده سن وقوع وعوامل زمینه ای استروک تغییر کردند.در موارد استروک متعاقب سوءمصرف کوکائین انفارکت ایسکمیک وهموراژیک به یک نسبت گزارش شده واغلب افراد در میانۀ دهه سوم زندگی خود بودند. در این مطالعات با بررسی موارد مرگ بدنبال خونریزی های مغزی در موارد سوء مصرف مواد روانگردان در مدت یکسال ومطالعه سم شناسی این اجساد وبررسی شرح بستگان در پی بررسی رابطه بین خونریزی مغزی درمصرف کنندگان مواد روانگردان ونوع ماده روانگردان مصرفی هستیم. جمع آوری نمونه ها در مدت یکسال (از زمان تصویب طرح تا یکسال بعد آن) انجام می پذیرد ودر نهایت با تجزیه وتحلیل یافته ها قصد داریم تا باایجاد ارتباط بین خونریزی مغزی ونوع ماده روانگردان مصرفی سطح آگاهی پزشکان، پرسنل پزشکی ومردم را از بروز این عارضه کشنده در صورت مصرف ماده روانگردان افزایش داده تا درموارد toxicity ، Management مناسب صورت پذیرد.

2-1- اهداف

الف- اهداف اصلی طرح:

بررسی وآنالیز موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در اجساد ارسال شده به پزشکی قانونی تهران از زمان تصویب طرح لغایت یکسال.

ب- اهداف فرعی طرح:

الف – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر کوکائین در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

ب – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر اوپیوئیدها یا آمفتامین در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی درسوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

پ – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر کوکائین در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران برحسب جنس

ت – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر اوپیوئیدها و= در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان بر حسب جنس در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

ث – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر کوکائین واوپیوئیدها وآمفتامین در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان برحسب روش مصرف در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

ج – تعیین فراوانی خونریزی ساب آراکنوئید واینتراکرانیال در موارد سم شناسی مثبت از نظر کوکائین واوپیوئیدها در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

چ – تعیین میزان موارد سم شناسی مثبت از نظر الکل در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران

ج- اهداف کاربردی طرح:

هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان ارتباط بین خونریزی مغزی ونوع ماده روانگردان مصرفی است. کشف این ارتباط سبب می شود تا علاوه بر افزایش سطح آگاهی جامعه نسبت به عوارض خطیر مواد روانگردان، جامعه پزشکی نیز در زمان وقوع سمّیت مواد روانگردان، جهتManagement بیمار به این عارضه نیز توجه داشته باشند.

3-1- فرضیات یا سئوالات پژوهش:

الف –چه تعداد از موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در پزشکی قانونی تهران در مدت یکسال از شروع طرح دربررسی سم شناسی کوکائین مثبت خواهند داشت؟

ب –چه تعداد از موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در پزشکی قانونی تهران در مدت یکسال از شروع طرح در بررسی سم شناسی اوپیوئید یا آمفتامین مثبت خواهند داشت؟

پ –چه تعداد از موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در پزشکی قانونی تهران در مدت یکسال از شروع طرح برحسب جنس در بررسی سم شناسی کوکائین مثبت خواهند داشت؟

ت –چه تعداد از موارد مرگ ناشی از خونریز مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در پزشکی قانونی تهران در مدت یکسال از شروع طرح بر حسب جنس دربررسی سم شناسی اوپیوئید یا آمفتامین مثبت خواهند داشت؟

ث –چه تعداد از موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال از شروع طرح در پزشکی قانونی تهران برجسب روش مصرف ماده روانگردان در بررسی سم شناسی کوکائین یا اوپیوئید یا آمفتامین مثبت خواهند داشت؟

ج –فراوانی SAH وICH در موارد سم شناسی مثبت از نظر کوکائین و اوپیوئید ها در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال از شروع طرح در پزشکی قانونی تهران چقدر خواهد بود؟

چ –میزان فراوانی موارد سم شناسی مثبت از نظر الکل در موارد مرگ ناشی از خونریزی مغزی در سوء مصرف کنندگان مواد روانگردان در مدت یکسال در پزشکی قانونی تهران چقدر است؟

فصل دوم: مروری برمتون

2-1- کوکائین

2-2- آمفتامین و متامفتامین

2-3- اییات ها

2-4- آنالیز داروها درآزمایشگاه پزشکی قانونی

2-5- بیماری سربروواسکولار ناشی از مصرف مواد

2-6- داروهای مسبب مرگ ناگهانی

2-1- کوکائین:

2-1-1- شیمی

2-1-2- طرق استفاده

2-1-3- متابولیسم

2-1-4- مکانیسم عمل

2-1-5- اثرات بالینی

2-1-6- زمان مصرف دارو

2-1-7- سمیت بالینی

2-1-8- رسوب بافتی کوکائین

2-1-9- کوکائین ومایعات زیستی

2-1-10- مرگ های وابسته به کوکائین

2-1-11- توزیع پس از مرگ

2-1-12- روش آزمایشگاهی

2-1- کوکائین:

از آن جایی که کوکائین یک ماده طبیعی است وفرآورده های سایکواکتیو پر قدرتی از آن تهیه می شود، تعجب آور نیست که بگوییم تاریخ آن به 700سال قبل برمی گردد. برگ های کوکا(منشاء کوکائین از گیاه اریتوگزیلون) و ورق های جدیدی کوکارا در آرامگاه قدیمی مربوط به 2500 سال پیش از میلاد پیدا کردند. (2) کوکائین یکی از اعتیاد آورترین وخطرناک ترین مواد مورد سوء مصرف است. این ماده از برگ گیاه کوکا که عمدتا در آمریکای مرکزی وجنوبی رشد می کند، بدست می آید(3). کوکا از واژه Khoka به معنی درخت گرفته شده است. طبق گزارشات DAWN(Drug Abuse Warning Network ) در 1999، کوکائین علت اصلی مرگ وابسته به دارو در بین سیاهان بود(4).

2-1-1شیمی:

کوکائین همانند methyl benzoyl ecgonine است. معمولا با هیدروکلریک اسید تیتره می شود تابصورت هیدروکلرید کوکائین در بیاید. اگر ماده آلکالینی که بعنوان تیتراسیون هیدروکلرید کوکائین بکاربرده می شود، بیکربنات سدیم(baking soda) باشد، ماده بدست آمده کراک –کوکائین یا کراک نامیده می شود. کراک در واقع کوکائین بسیار خالص است اما حاوی تعداد بیکربنات وکمی ناخالصی دیگر است(2).

2-1-2طرق استفاده(4) :

1. جویدن برگ کوکا 2. نوشیدن چای کوکا 3. تدخین

4. مصارف جراحی 5. داخل وریوی 6. استفاده ژنتیال

7. جذب پوستی 8. استنشاقی

2-1-3 متابولیسم:

کوکائین به محض مصرف خوراکی تجزیه می شود، لذا بصورت تزریقی وانفیه ای (sniffed) نیز مصرف می گردد. اخیرا گزارشاتی از مصرف رکتال آن نیز به دست آمده است(5). به استثنای نوزادان کوکائین به سرعت از جریان خون پاک می شود. سرعت کلیرانس آن حداقل 2لیتر درهر دقیقه است. نیمه عمر دارو در انسان از 5/0تا4ساعت گزارش شده است وبه مصرف مزمن دارو وابسته است(4). کوکائین از طریق ریه ها وبینی جذب می شود. تدخین کوکائین باعث ایجاد سطح حدود بعد از 10-5دقیقه می گردد. سرعت بالای کراک در رسیدن به سطح خونی مناسب، علت اصلی مقبولیت عمومی آن است(2). کوکائین بواسطه خاصیت لیپیدوفیل خود خیلی سریع به مغز می رسد وظرف 15دقیقه غلظت آن در CNS از غلظت خونی بیشتر می شود. مقدار کمی از کوکائین بدون تغییر در ادرار ترشح می شود. ولی با توجه به اینکه این میزان اندک است، برای غربالگری متابولیت های کوکائین در ادرار سنجیده
می شود(2).

در غیاب الکل متابولیت های اصلی کوکائین، بنزوئیل اکگونین واکگونین متیل استر است. بنظر می رسد نسبت متابولیت ها ارتباط کمی باطریقه مصرف کوکائین داشته باشد(4). مشاهدات نشان دادند که بسیاری ازانفارکت های میوکاردیال وابسته به کوکائین ساعت ها بعداز آخرین مصرف اتفاق می افتد. از طرف دیگر می دانیم که نیمه عمر BE (بنزوئیل اکگونین) خیلی بیشتر از کوکائین است. لذا می توان نتیجه گرفت که BE وازواکتیو است ودلیل اصلی وقوع انفارکت است(4). سایرمتابولیت های کوکائین عبارتند از(4):1. ecgonine methyl ester ,BE 2.coca ethylene 3. (methylecgonidine) Anhydroecgonine methyl ester 4. Norcocaine

2-1-4 مکانیسم عمل(2):

مکانیسم عمل کوکائین به آمفتامین ها شباهت دارد، در هرگروه میزان آزادسازی نوروترانسمیترهای دوپامین، سروتونین وNE افزایش می یابد.

2-1-5 اثرات بالینی(2):

علائم کوکائین وآمفتامین بسیار شبیه است. کوکائین سبب افوریا، آژیتاسیون، تشنج وسکته قلبی می شود. بدنبال مصرف طولانی مدت کوکائین دپرسیون حسی وفیزیکی شدیدی رخ می دهد. دوز توکسیک کوکائین در حدود
2mg/kg/wاست. مرگ بدنبال سوء مصرف کوکائین زیاد رخ می دهد واغلب متعاقب خونریزی اینتراکرانیال،انفارکتوس قلبی، تشنج وتروما است.

2-1-6 زمان مصرف دارو(4):

ممکن است از نسبت کوکائین به BEبعنوان شاخصی برای تعیین زمان مصرف دارو استفاده شود. بدلیل نیمه عمر یکساعته کوکائین، وجود سطوح بالای کوکائین در حضور میزان اندک BE مطرح کننده مصرف دارو درست قبل از مرگ است. دواشکال اصلی که به این موضوع وارد می شود این است که نسبت کوکائین ومتابولیت هایش در خون سنجیده می شود، در حالیکه حجم توزیع BEوEME که هیچگاه سنجیده نمی شود ممکن متفاوت باشد. موضوع دیگر وجود فاکتورهای مداخله ای وتفاوت های فردی است که باعث اختلاف سرعت متابولیسم می گردد.al(2000) .Moolch an et نشان داد که در مصرف کنندگان مزمن نیمه عمر BE وکوکائین بواسطه اشباع سیستم آنزیمی طولانی تر است.

2-1-7 سمیت بالینی:

در مسمومیت با کوکائین در مراحل ابتدایی افوریا، هایپراکتیوتی وپرحرفی وجود دارد. در دوزهای بالا بعد از فاز تحریکی یک مرحله دپرسیون وجود دارد. کوما، دپرسیون تنفسی، قلبی وعروقی در این فاز ممکن است دیده شود. در حدود %30-10 سکته ها در افراد جوان با مصرف دارو ارتباط دارد. بالغ بر90% بیماران دردهه سوم وچهارم هستند. این داروها شامل آمفتامین، فن سیکلیدین، فنیل پروپانول آمین، متیل فنیدیت، کوکائین واپیات ها نظیر هروئین است(6).

الف –متابولیسم کاتکولامین ها (4): کوکائین وتمام داروهای محرک که سوء مصرف می شوند روی متابولیسم کاتکولامین ها اثر می گذارند. برخلاف عوارض طبی مرتبط باسوء مصرف اپیات ها که اغلب عفونت ثانویه به آلودگی های بهمراه دارو است، تغییرات پاتولوژیک زیادی در مصرف کنندگان کوکائین وابسته به مدیاتورهای کاتکولامین دیده می شود.

ب –سیستم قلبی –عروقی (4): تغییرات در عروق کرونری ومیوکاردیوم بیش از سایر تغییرات مشکل زاهستند. انفارکت قلبی از عوارض نسبتا شایع کوکائین است. کوکائین بخودی خود آتروژنیک است. سایر علائم عبارتند از: اسپاسم عروق کرونری، هایپرتروفی میوکارد، اندوکاردیت، دیسکسیون آئورت، افزایش فشار خون گذرا، میوکاردیت افزایش حساسیتی، تاکیکاردی سینوسی(8)،دیس ریتمی بطنی(8)، درد قفسه سینه وافزایش انزیم های قلبی در حضور عروق کرونر نرمال(8) , PVC (8).

ج –اختلالات سیستم ریوی(4): اختلالات در 4دسته طبقه بندی می شوند: 1- التهاب موضعی وعفونت 2 – باروتروما 3 – بیماری پارانشیمال 4 – تغییرات عروقی. اثرات کوکائین بر راه هوایی فوقانی اغلب لوکال است. شایعترین آن پرفوراسیون سپتوم بینی است.

د –بیماری سیستم گوارشی(4): بیشتر مشکلات گوارشی ناشی از اثرات کاتکولامین روی عروق خونی است. نظیر ایسکمی روده واولسر ثانویه به آن، پرفوراسیون حاد اولسر در مصرف کنندگان کراک، هپاتوسلولار نکروز وآمیلوئیدوز کبدی.

ه –تغییرات هیستولوژیک: در بررسی هیستولوژیک عروق در مصرف کنندگان کوکائین تغییرات ذیل دیده می شود: اختلال در چین های لامینای الاستیک داخلی وتخریب تونیکامدیا در موارد انفارکت مغزی، فیبروزشریانی و پری آرتریال در مخاط بینی در snorter های کوکائین، ادم ساب اندوتلیال در شریان های زیر مخاطی روده در موارد ایسکمی روده ای وهایپرپلازی انتیمای عروق کرونری همراه ترومبوز پلاکتی در موارد ایسکمی قلبی.

و – اختلالات نورولوژیک: امروزه عوارض نورولوژیک شایعترین تظاهرات مسمومیت کوکائین است. در بیماران کمتر از 35سال، سوء مصرف دارو، شایعترین عامل مستعد کننده برای استروک است. اگر چه تدخین خطرناکتر از insufftationاست ولی نوع واقعه مغزی منتج از آن شناخته شده نیست. ولی نتایج بررسی ها با MRI نشان دادند که درمواردی که سابقه مصرف کراک وجود دارد، ماده سفید با مکانیسم نامعلومی بیشتر در معرض خطر است(4). فرم آلکالوئیدال یا کراک سبب افزایش بیماریهای سربروواسکولر می گردد(10و9). دربررسی ها نشان داده شده که خونریزی اینتراکرانیال در غیاب ابنور مالیتی عروقی رخ می دهد(11). از زمانیکه مصرف کوکائین شایع شده، سن وقوع وعوامل زمینه ای استروک تغییر کردند(4). استروک مرتبط با کوکائین در بالغین جوان در ابتدای دهه 30بطور اولیه اتفاق می افتد(14). همچنین در مصرف کنندگان مزمن کوکائین، شیوع آنومالی های نورو وسکولر در سنین پایین تری نسبت به افرادی که مصرف کننده نیستند دیده می شود(12). در بررسی روی rat ها مصرف مزمن کوکائین باعث افزایش ضایعات مغزی در بخش هایی می شود که ناشی از تخریب مویرگ ونشت اریتروسیت بداخل پارانشیم مغزی است(13).

در سوء مصرف کنندگان کوکائین که دچار استروک شدند با نسبت مساوی انفارکت ایسکمیک وهموراژیک دیده شده است. واغلب افراد در میانه 30سالگی بودند.در حدود نیمی از موارد گزارش شده، شروع نقایص نورولوژیک ظرف سه ساعت بعد مصرف کوکائین بوده است. افزایش واکنشی پلاکت ها منجربه ایجاد ترومبوز می گردد که می تواند علتی برای انفارکت در سوء مصرف کنندگان کوکائین باشد. در نمونه خون کاملی که از سوء مصرف کنندگان کوکائین گرفته می شود، سطوح افزایش یافته پلاکت فعال وسطح بالای مهار کننده پلاسمینوژن بافتی دیده شده است(15).

انفارکت ایسکمیک وابسته به کوکائین درهرناحیه ای ازمغزدیده می شود. علت زمینه ای وازواسپاسم مغزی ثانویه به وازوکانستریکشن وعوارض بی حسی موضعی کوکائین است. انقباض عروق مغزی وابسته به دوزبعدازمصرف کوکائین درداوطلبان سالم در بررسی آنژیوگرافی مشاهده شده است(15).

مصرف کوکائین سبب کاهش جریان خون مغزی می گردد، اگرچه برون ده قلبی نرمال است. واین کاهش درمردان واضح تراززنان است. تفاوت جنسیتی هنوزتوجیه نشده است، اما به واسطه آتروژنیک بودن کوکائین واینکه خانم های پره مونوپوز تغییرات آترواسکلروتیک کمتری نسبت به مردان دارند، کاهش جریان خون می تواند تنها ناشی از بیماری اترواسکلروتیک زودرس باشد(6). چون نیمه عمر پلاسمائی کوکائین کوتاه و80-60 دقیقه است، بنابراین متابولیت BEوCE با نیمه عمرطولانی درمطالعات حیوانی بطور مشخص باعث انقباض عروق مغزی می شود . آریتمی قلبی مکانیسم پاتوژنتیک دیگری است که می تواند به ایسکمی مغزی برپایه آمبولی یا همودینامیک منتهی گردد(15).

به نظر می رسد مصرف کنندگان کوکائین در معرض SAH(خونریزی تحت عنکبوتیه ای) منجر به مرگ هستند. SAH با نسبت 4به 3شایعترازICH (خونریزی اینتراکرانیال) است (4و15). در سال 1999 یک مورد خونریزی میدبرین ثانویه به کوکائین نیز گزارش شده است(13). سایر علائم نورولوژیک عبارتند از: واسکولیت مغزی، اختلالات حرکت، تشنج، آژیتاسیون، ترمور واختلالات منتال(8و4).

2-1-8 رسوب بافتی کوکائین(4) :

مصرف کنندگان دارو روشی را انتخاب می کنند که بیشترین مقدار دارو را به مغز برساند. استنشاق وتدخین دارو را در کمترین زمان به مغز می رساند، در حالیکه تزریق وریدی فراهم زیستی داروی مصرف شده را به بیشترین حد
می رساند.

Proutyو Anderson در 1990دریافتند که غلظت دارویی که طی حیات سنجیده می شود با غلظت اندازه گیری شده دارو پس از مرگ ارتباط اندکی در حدصفر دارند واین موضوع در خصوص داروهای بازی که بیشترین سوء مصرف را دارند بیشتر دیده می شود. سطح خونی کوکائین پس از مرگ بستگی به رگی دارد که نمونه خون از آن گرفته شده است. این میزان می تواند خیلی بالاتر یا پائین تر از سطح آن در زمان مرگ باشد. غلظت های سنجیده شده درسایر نسوج بعد ازمرگ افزایش می یابد. میزان این افزایش بستگی به فاصله زمانی گذشتن از مرگ، وسیله نمونه گیری، دمائی که جسددرآن نگهداری می شود، وضعیت قرارگیری جسد واینکه احیاء قلبی - عروقی انجام شده یاخیر، دارد. اگر محل نمونه گیری خون شخص نباشد ایجاد رابطه منطقی بین زمان مرگ ونقش کوکائین مشکل است. تنها موردی که قابل اثبات است این است که آیا پیش از مرگ کوکائین مصرف شده است یا خیر. در خصوص نمونه برداری از سایر بافتها وضعیت نامناسب تر است وتنها می توان به وجود یا عدم وجود دارو بسنده کرد. توافق کلی روی این موضوع که برای نمونه برداری پس از مرگ باید از رگ فمورال استفاده کرد، وجود دارد. اما اگر عروق در ابتدای نمونه برداری از قسمت پروگزیمال بسته نشوند، نمونه ای که از ورید فمورال گرفته می شود ممکن است در واقع خون کبد باشد که
غلظت های بسیار بالاتری خواهد داشت.

در حیوانات وانسان غلظت کوکائین و Cocaethylene در مغز بیشتر است. در مرحله بعدی غلظت در کبد وماهیچه رانی بالا است. بهرحال تفاوت های فردی زیادی در این خصوص وجود دارد.

پس از مرگ کوکائین بسرعت بطور کامل از خون وکبد محو می گردد ولی تا مدت زمانی در مغز وماهیچه قابل ردیابی است. همین پدیده در بررسی های invitro مشاهده می شود که ماهیچه رانی ومغز مناسب ترین بافتها برای آنالیز پس از مرگ هستند.

مغز:

مغز بهترین بستر برای شناسایی کوکائین جسد می باشد. در سراسر بدن غلظت های خونی کوکائین بطور قابل توجهی تغییر می کند. بنظر می رسد که کوکائین در محیط پرچربی مغز پایدارتر بماند. بنابراین سطوح کوکائین یافت شده در مغز بطور دقیق تری غلظت این ماده رادر زمان مرگ نسبت به اندازه گیری این ماده در خون یا دیگر بافتها تعیین می کند. کوکائین وکوکااتیلن لیپیدوفیلیک است وبراحتی از سد خونی –مغزی عبور می کند(4). گرچه جذب BEدر مغز بسیار اندک است، آنزیم butyrylcholine استراز که کوکائین رابه BE متابولیزه می کند در ماده سفید مغزی بطور فراوان یافت می شود. در حضور الکل، کوکائین به کوکااتیلن متابولیزه می شود. بواسطه نیمه عمر طولانی تر CE با غلظتی چهار برابر بیشتر تجمع می یابد. رسپتورها affinity متفاوتی برای کوکائین دارند. ناحیه ای که بیشترین تراکم رسپتوررابرای کوکائین دارد استریاتوم است(14). سطح پایین تر فعالیت در کورتکس فرونتال واکسی پیتال دیده می شود(4).

قلب –کلیه –کبد: در بررسی های رادیواکتیو، برداشت کلیوی از قلبی بیشتر است اما بطور بارز از برداشت کبدی کمتر است. ظرف 3-2 دقیقه بعد از تزریق، 5/2 درصد از دوز مصرفی درقلب وجود دارد وبسرعت ظرف 10دقیقه پاک می شود. بهر حال اثر کوکائین برمهار نوراپی نفرین برای مدتی بعد از پاک شدن کوکائین باقی می ماند. مانند قلب پیک برداشت کلیوی نیز ظرف 3-2 دقیقه اتفاق می افتد.

گیرنده های کبدی کوکائین در غلظت بالا وبا affinity بسیار بیشتر در مقایسه با مغز وجود دارد. تجمع دارو در کبد بسیار بالا است. اگرچه میزان برداشت بسیار آهسته تر از سایر ارگان ها است. پیک برداشت ظرف 15-10 دقیقه بعد از تزریق وریدی اتفاق می افتد.

2-1-9 کوکائین ومایعات زیستی(4):

بزاق: بزاق حاوی مقادیر بسیار اندکی پروتئین است، بنابراین غلظت داروهای آزاد در پلاسما وبزاق بنظر یکسان می رسد. از آنجائیکه کوکائین باز ضعیف است وبزاق بطور معمول اسیدیته بیشتری نسبت به پلاسما دارد لذا، غلظت کوکائین در بزاق ممکن است 5برابر بیشتر از پلاسما باشد، ودر خصوص BE این میزان 3-2برابر است. مقادیر نسبی وغلظت های مشخص کوکائین ومتابولیت های آن تا میزان زیادی به فرم جمع آوری بزاق بستگی دارد. بزاق تحریکی ( جمع آوری نمونه از دهنده پس از مصرف قطعه ای آب نبات ترش) حاوی داروی کمتری در مقایسه با گرفتن نمونه بزاق بدون تحریک است. وجود سطوح پائین کوکائین در بزاق مطرح کننده مصرف آن در گذشته است، اما لزوما برای مصرف اخیرتشخیصی نیست. در زمان ترک کوکائین نواحی ذخیرۀ لیپیدوفیلیک درمغزبه آزاد سازی کوکائین ادامه می دهند ومیزان اندکی ازکوکائین برای هفته هادرادراروبزاق وجود دارد.

مایع مغزی –نخاعی: از آنجائیکه کوکائین ازسدخونی – مغزی عبور می کند، اندازه گیری کوکائین در مایع نخاعی مفید است. مطالعه سیستماتیزه ای تیزه ای روی این موضوع انجام نشده است. ولی براساس یک گزارش موردی، کوکائین غیر متابولیزه بعد از24ساعت درCSF آشکار شده بود.

ادرار(4):تخمین زده می شود که کلیرانس کوکائین کمتر از30 است. اولین متابولیتی که درادرارظاهر می شود کوکائین وBE است. دریک مطالعه کنترل شده یک دوز واحد کوکائین بصورت داخل وریدی ، تدخینی واینترانازال به شش داوطلب داده شدونمونه ادرار آنها بمدت 3روز جمع آوری شد. پیک غلظت کوکائین در اولین نمونه ادرارگرفته شده یافت شد وبعد آن ظرف 24ساعت تا حد 1ng|ml افت کرد. بنزوئیل اکگونین شایعترین متابولیت بود.

در موارد مرگ ناگهانی وابسته به کوکائین غلظت ادراری کوکائین بیشتر از متابولیت های آن است. اغلب تست های غربالگری برای یافتن متابولیت BE وکوکائین طراحی شده اند. برخی واکنش های تداخلی ممکن است وجود داشته باشد. در واقع وجود کوکائین در ادرار نشان دهنده مصرف اخیر آن است، خصوصا در آنهایی که متناوب مصرف می کنند. در آن سوعدم وجود کوکائین در ادرار نشان دهنده آن است که دارو طی چند ساعت اخیر مصرف نشده است.نیمه عمر BE نسبتاً طولانی و در حدود 6 ساعت است و این متابولیت می تواند برای چندین روز در ادرا یافت شود بنابراین وجود BE در ادرار دلیل محکم برای مصرف کوکائین در گذشته است. اما زمان مصرف را با آزمایش ادرار نمی توان تعیین کرد. فاصله زمانی مصرف کوکائین تا ظهور BE در ادرار به عوامل زیر وابسته است:

مدت زمان مصرف، طریقه مصرف، حجم ادرار وPH ادرار.

مایع زجاجیه(4): به خوک ها دوزهای بالای کوکائین بصورت داخل وریدی داده شد(10mg/kg) و5دقیقه بعد غلظت کوکائین در مایع زجاجیه سنجیده شد که بسیار کمتر از میزان آن درخون بود. ولی 8ساعت بعد غلظت کوکائین در مایع زجاجیه بیش از 300% افزایش یافته بود. وقابل قیاس با غلظت کوکائین در نمونه خون فمورال بود.

شیر مادر(4): کوکائین از طریق شیر از مادر به نوزاد منتقل می شود، ولی جزئیات کینتیک آن در انسان بررسی نشده است. در حیوانات آزمایشگاهی مثل موش سطوح کوکائین در شیر مادر از غلظت آن درکبد یامغز مادر بیشتر است. در یک مطالعه تجربی سطوح کوکائین در شیر موش 8برابر بیشتر از سطوح خونی آن بود. این موضوع می تواند به دلیل محتوی چربی بالای شیرباشد یا با باندینگ پروتئین توجیه شود. کوکائین وکوکااتیلن به آلبومین وبطور غیر اختصاصی ضعیف به لیپید متصلند. بیش از 55% از کوکائین و 61% از کوکااتیلن در شیر به پروتئین باند می باشد. بنظر می رسد که اتصال پروتئینی وPH پائین تر شیردر مقایسه باسرم ممکن است باعث ترشح کوکائین وکوکااتیلن بداخل شیر گردد.

2-1-10 . مرگ های وابسته به کوکائین(4): سطح خونی کوکائین به تنهایی نمی تواند توجیه کننده علت مرگ باشد، چون مرگ ناگهانی ثانویه به کوکائین وابسته به دوز نیست. مصرف کنندگان مزمن ممکن است تغییراتی رادر مغز یا قلب (نظیر آریتمی) داشته باشند. در حضور تغییرات مورفولوژیک کافی در قلب به همراه شرح حال مصرف کوکائین غیر منطقی بنظر نمی رسد که در صورت عدم وجود کوکائین یا متابولیت هایش در خون کوکائین بعنوان علت مرگ در نظر گرفته شود. ذکر این نکته ضروری است که این مشاهدات شامل مصرف کنندگان عادی (naive) نمی شود. سطوح پائین کوکائین در خون یا بافت ممکن است بواسطه آلودگی محیطی یافت شود. وجود سطوح پائین کوکائین یا متابولیت هایش در غیاب تغییرات آناتومیک تنها نشاندهنده در معرض این دارو قرار گرفتن است ونشانگر بیماری وابسته به کوکائین نیست.

2-1-11 . توزیع پس از مرگ(4): داروهایی نظیر TCA، آنالجزیک های نارکوتیک مانند هروئین، مورفین، آنالجزیک های موضعی ومحرک ها مثل متامفتامین وکوکائین همگی تمایل دارند که درعضلات قلب تجمع یابند. وقتی غلظت آن هادر خون سنجیده می شود غلظت افزایش یافته ای رابعد مرگ نشان می دهد وعلت آن احتمالا رهایی داروها از عضله قلب بداخل خون موجود در قلب است. مطالعات نشان دادند که داروهای بازی در ریه ها تجمع می یابند وبسرعت وارد ورید پولمونری وسپس بطن چپ می شوند. بواسطه میزان بالای ذخیره خون در ریه میزان دارو در گردش خون ریوی بسیار بیشتر از سایر ارگان ها ست. بعد از مرگ داروی موجود در گردش خون ریوی از دیواره نازک ورید پولمونری انتشار یافته وباعث بالارفتن کاذب غلظت آن در بطن چپ می شود. بنابراین برای ارزیابی سم شناسی نباید از خون بطن چپ استفاده شود. متأسفانه هنوز درگزارشات اتوپسی اینکه خون از چه ارگانی گرفته شده بیان نمی شود چه رسد به اینکه راست ویا چپ بودن بطن را ذکر کنند.

کوکائین وتداخل داروئی(4): چون کوکائین از دسته داروهای قاچاق است واز دسته داروهای مصرفی در پزشکی نیست. مطالعات برروی تداخلات آن بسیار نادر است. بهرحال بعضی از تداخلات مشخص شده است. مصرف کنندگان کوکائینی که تحت درمان بادی سولفیرام هستند، بطور مشخص در زمان مصرف دی سولفیرام در مقایسه با زمانیکه آنرا مصرف نمی کنند، غلظت پلاسمائی بالاتری از کوکائین را دارند. آنها همچنین فشار خون سیستولیک ودیاستولیک وضربان قلب بالاتراز طبیعی دارند. تداخلات مشابهی در مصرف همزمان کوکائین با آمی تریپتیلین، پروکائین آمید وکینیدین دیده شده است.اینها همگی butrylcholinesterose پلاسما را مهارمی کنند. سنجش بالینی وجود ندارد ولی در محیط آزمایشگاه نشان داده شده که تجزیه کوکائین در حضور داروهایی که butrylcholinesterase را مهار می کنند آهسته تر است.

2-1-12 روش ازمایشگاهی(4):

روش غربالگری که معمولا برای تشخیص کوکائین بکار می رود، روش thin layer chromatography با نمونه ادرار برای متابولیت اصلی کوکائین Benzoyl ecgonine است. با این روش کوکائین تغییر نیافته، سایر داروها وBE رابا غلظت کمتر از micgr/cc 2می توان تشخیص داد، یک حلال اختصاصی T.L.Cبرای افتراق کوکائین وترکیب cocaethyl موجود در اتانل نیاز است. Gas chromatography mass ,GCبا Electron capture detection می توانند بطور کمی cocaethyle وکوکائین رادر خون وادرار تشخیص دهند. تکنیک کروماتوگرافی مایع برای BE حساسیت بیشتری دارد وتوانایی تشخیص کوکائین رادرخون وپلاسما دارد. High –performance liquid chromatography می تواند کوکائین را باغلظت اندک نیز تشخیص دهد. اما لیروکائین وdroperidine با تشخیص کوکائین تداخل می کنند ومیریدپن وتتراکائین را بعنوان استاندارد داخلی بی اثر می کند. رادیو ایمونواسی وآنزیم ایمونواسی هر دوبرای BEادراری حساسیت دارند(6).


بررسی سروده های امیران اموی در آندلس

یکی ازراههایی که برای شناخت یک کشور ویژگی های آن وجودداردبررسی تاریخ آن سرزمین ومطالعه ادبیات آن استوقتی سخن ازاندلس پیش می آید،لزوم بررسی تاریخ وادبیات آن درذهن خطورمی کنداندلس تاریخی گسترده وپرآشوب دارددسته های مختلفی چون بربرها،گوتها،مسیحیان ومسلمانان درآنجاحکومت وقدرت نمایی کرده اند ازاین روی برآن شدیم که تحلیلی ازدوره حکومت مسلمانان دردوره ام
دسته بندی تاریخ و ادبیات
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 123 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 96
بررسی سروده های امیران اموی در آندلس

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه ..................................... 1

فصل اول : تا ریخ آندلس

1-1 آندلس.................................. 3

1-2 فتح آندلس ............................. 3

1-3 از فتح تا برپایی حکومت اموی............ 6

1-4 حکومت اموی از برپایی تا سرنگونی........ 13

1-4-1 عصر امارت ........................... 13

1-4-2 عصر خلافت............................. 20

فصل دوم : شعر آندلسی

1-2 شعر آندلسی............................. 31

2-2 ویژگی های شعر آندلسی................... 31

2-2-1 شعر موشح ............................ 35

2-2-2 شعر زجل ............................. 36

فصل سوم : شعر امرای اموی در آندلس

3-1 عبدالرحمن الداخل (صقر قریش) ........... 38

3-1-1 اشعار غنایی (احساسی)................. 38

3-1-2 اشعار سیاسی ......................... 40

3-1-3 ویژگی شعری .......................... 43

3-2 هشام بن عبد الرحمن الداخل.............. 44

3-2-1 ویژگی شعری .......................... 45

3-3 الحکم بن هشام (الربضی) ................ 45

3-3-1 اشعار حماسی ......................... 45

3-3-2 غزلیات .............................. 47

3-3-3 ویژگی شعری .......................... 49

3-4 عبدالرحمن الثانی بن الحکم المعروف بالاوسط 50

3-4-1 غزلیات............................... 51

3-4-2 شعر حکمی............................. 55

3-4-3 ویژگی شعری .......................... 56

3-5 محمدبن عبدالرحمن الثانی................ 57

3-5-1 غزل ................................. 57

3-5-2 ویژگی شعری .......................... 58

3-6 عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن الثانی....... 59

3-6-1 غزلیات .............................. 59

3-6-2 زهدیات .............................. 60

3-6-3 هجو.................................. 61

3-6-4 ویژگی شعری........................... 62

3-7 عبدالرحمن الثالث بن محمد الملقب بالناصر 63

3-7-1 ویژگی شعری........................... 65

3-8 الحکم الثانی بن عبد الرحمن الناصر (المستنصر) 66

3-8-1 غزلیات .............................. 66

3-8-2 ویژگی شعری .......................... 67

3-9 محمدبن هشام بن عبد الجبار بن الناصر (المهدی) 67

3-9-1 ویژگی شعری........................... 67

3-10 سلیمان بن الحکم الثانی بن الناصر (المستعین بالله) 67

3-10-1 شعر سیاسی .......................... 68

3-10-2 غزلیات ............................. 68

3-10-3 ویژگی شعری ......................... 71

3-11 عبدالرحمن بن هشام (المستظهر بالله)...... 72

3-11-1 غزلیات ............................. 73

3-11-2 ویژگی شعری ......................... 77

نتیجه گیری ................................ 79

فهرست منابع و ماخذ ........................ 82

ملخص الاطروحه .............................. 86

چکیده انگلیسی ............................. 88

مقدمه

یکی ازراههایی که برای شناخت یک کشور ویژگی های آن وجودداردبررسی تاریخ آن سرزمین ومطالعه ادبیات آن است.وقتی سخن ازاندلس پیش می آید،لزوم بررسی تاریخ وادبیات آن درذهن خطورمی کند.اندلس تاریخی گسترده وپرآشوب دارد.دسته های مختلفی چون بربرها،گوتها،مسیحیان ومسلمانان درآنجاحکومت وقدرت نمایی کرده اند. ازاین روی برآن شدیم که تحلیلی ازدوره حکومت مسلمانان دردوره امویان داشته باشیم.مسلمانان تقریباًهشت قرن دراندلس زندگی کردندوتوانستندباتکیه برقوای نظامی وارداین کشورشوند.آنان دراین مدت پایه های تمدنی درخشان راپایه ریزی کردندودرزمینه های علمی وفرهنگی به پیشرفتهای چشمگیری دست یافتند.درنتیجه این سرزمین یکی ازمراکز مهم انتقال تمدن اسلامی به اروپاوهمچنین پل ارتباطی میان شرق وغرب درزمینه های مختلف فرهنگی شد.دراین مدت حکومت های مختلفی دراندلس حکمرانی کردند که یکی ازآنهاحکومت اموی است.حکومت اموی دراندلس،حکومتی مقتدربوده وویژگیهایی داشته است.دراین دوره دامنه ادب گسترش یافت وبرتعدادشاعران وادیبان افزوده شد.وبسیاری ازعلمای شرق رابه خودجذب کرند.ودانشمندان بزرگی راپرورش دادندکه هرکدام ازآنهاآثاربسیار ارزنده علمی وفلسفی راداشتند.خودامراء هم اهل شعروادب بودندوشعردرنزدآنهاجایگاه خاصی پیداکرد.

اکثرتحقیقات پیشین تنها اشاره ای گذرا به این موضوع داشتند.لذاانگیزه من ازانتخاب این موضوع ، جمع آوری و بررسی شعرامرای اموی بوده وبرای اینکه بحث تازه ای درزمینه تاریخ امویان دراندلس انجام شودسبب شدتابه این موضوع بپردازم وبرای انجام این پژوهش ازکتابها ومنابع موجوددرکتابخانه های ایران استفاده کردم.

توجه به شعرامرای اموی چیزجدیدی نبوده،درباره پیشینه چنین موضوعی بایدگفت که درزمان مستنصرهم یک چنین کاری انجام شده.همانطورکه حمیدی درکتاب جذوۃ المقتبس به این نکته اشاره کردکه:اوازهرفرصتی برای تشویق به تالیف استفاده می کرد.گویندکه وقتی برای یکی ازنبردهایش از قرطبه بیرون می رفت(325ق/963م)،ابن صفارخواست که به دلیل ضعف جسمی ازهمراهی بااوخودداری کند،حکم به این شرط پذیرفت که تعهدکنداشعارامراء وخلفای اموی رادرکتابی گردآورد؛درست مانندکاری که صولی درزمینه اشعارعباسیان انجام داده است.ابن صفارهم پذیرفت وچنین کتابی راتالیف نمود.جالب اینکه احمدبن نصر،پیش ازبازگشت مستنصر،کتاب رادرطلیطله از داوبر دو مستنصرازدیدنش بسیارشادمان شد.(951،1/394).امامتاسفانه این کتاب بدست مانرسیده است.وبعدازآن هم کارمستقلی دراین زمینه انجام نشده بود.تااینکه من درمیانه کاربه کتابی برخوردکردم به نام الامراء الامویون الشعراء فی اندلس نوشته ابراهیم بیضون.نویسنده دراین کتاب برخی ازاشعارامراءراگردآوری کرده وبه نقدوتحلیل آنهاپرداخته.اماتفاوت کارمن بااین کتاب دراین است که علاوه برگردآوری همه اشعاربه دسته بندی وبررسی ویژگی های شعری آنها پرداختم ودرانتهای اشعارهریک ازامراءبه نکات بلاغی آن اشاره ای داشته ام.

دراین پژوهش سعی نموده ام که باتکیه برآثارارزشمندمورخانی همچون ابن ابار،مقری،ابن عذاری،ابن بسام،وبامراجعه به منابع کهن وبااستفاده به مصداق های تاریخی مسلم درتاریخ وادب اندلس به جمع آوری وبررسی اشعاربپردازم.

این رساله ی شامل یک مقدمه،سه فصل ونتیجه گیری است.هرفصل ازبخشهایی تشکیل شده،نخستین فصل شامل تاریخ اندلس است.باتوجه به اینکه موضوع رساله من بررسی شعرامرای اموی است لازم بوددرموردتاریخ پیش ازامراءهم بحثی داشته باشیم.لذابخش اول درموردفتح اندلس است وبخش دوم که دنباله بحث پیشین است اختصاص داردبه دوره ی حکومت والیان وبخش سوم شامل روی کارآمدن دولت اموی تاسرنگونی آنان است.

فصل دوم شامل شعراندلسی وویژگیهای آن است.شعراندلسی درزمان حکومت اموی آئینه تمام نمای شعرشرقی بود.اندلسی هادائماًبامشرق زمین ارتباط داشتندوازهمان موضوعات شرقی اتخاذ می کردندوساختاروقالب شرقی رابه کارمی بردند.ازآنجاکه طبیعت اندلس بسیارزیبا وجذاب بودبرروح شاعرتاثیری عمیق می گذاشت.ازاین روی ذوق وقریحه اوشکوفامی شدوآنان طبیعت رامانند یک انسان زنده تصورمی کردندوبااوسخن می گفتندوزیبایی هایش راتوصیف می کردند.

فصل سوم،شعرامرای اموی دراندلس رادربرمی گیرد.دراین فصل ابتداتاجائیکه درمنابع ذکرشده بوداشعارامراءراجمع آوری کردم،بعدبه دسته بندی ابیات پرداختم وباتوجه به اینکه کارم بررسی ابیات بوده پیش ازآوردن هرقطعه معنای کلی ابیات را به گونه ای آوردم که به ترجمه نزدیک است.واگرنکته خاصی دربرخی ازشعراءبوده به آن اشاره کرده ام ونکاتی ازویژگی شعری آنهاراذکرکرده ام.درآخرهم به نتیجه گیری آن پرداخته ام.

درپایان اذعان می دارم رساله ی حاضرعاری از لغزش وکاستی نیست؛اماامیدوارم که این پژوهش فتح بابی برای پرداختن به موضوعاتی ازاین قبیل باشد.

1-1آندلس

آندلس ، نامی است که عرب ها به شبه جزیره ایبریا، واقع در جنوب اروپا اطلاق کردند. این سرزمین در نزد یونانیان به نام ایبریا ودر نزد رومیان به اسم اسپانیا خوانده می شد. (بدر، 1980، 95)

گمان می رود که این کلمه،تحریف شده کلمه واندالیسیا باشدکه این نام از مهاجمین واندال گرفته شده است.آنان مردمی از نژاد ژرمن ویا اصل اسلاوی بودند که پس از استقرار در شبه جزیره ایبریا،دولت خود را به شمال آفریقا توسعه داده وبر آن منطقه نیز حکومت کردند. (بستانی، بی تا، 472-471)

از این رو نخستین قومی که در دوران کهن در این سرزمین ساکن شدند،اندلوش (اندلس،فندلس) نامیده شد. (حجی،1997، 37)

شبه جزیره ایبریه در جنوب غربی قاره اروپا واقع است،که به وسیله کوه های برانس از قاره اروپا، وتنگه جبل الطارق از شمال قاره آفریقا جدا شده است. از شمال غربی تا جنوب غربی آن در امتداد آبهای اقیانوس اطلس واز شرق تا جنوب شرقی آن در امتداد دریای مدیترانه است. (مقری، 1968،1/152،حجی،1977، 35). بدین ترتیب اندلس ناحیه ای است آباد وخرم که دارای کوه ها وآب های روان ومعادنی از زر وسیم وبناهایی سنگی داشته است؛ مورخان اسلام وغرب از آن به نام "بهشت سرزمین های اسلامی" یاد کرده اند. (حمیری، 1937، 162).

1-2 فتح اندلس

هنگامی که نیروهای مسلمان در کناره های نزدیک و جزیره های همسایه اسپانیا گسترش می یافت[1] این سرزمین تحت حکومت گوت ها بود. (ابن قتیبه، 1967 ،2/86-85). مسلمانان، مغرب دور راگشوده وبر شهر طنجه دست یافته بودند وبرای سیطره کامل بر مغرب، کافی بود شهر سبته اگر در مقابل طنجه ودر سوی دیگر زبانه مغربی قرار داشت، به تصرف خود در آورند. تصرف این شهراز آن جهت برای مسلمانان دشوار بود که فرمان روای شهر-کنت جولیان- با تمام توان به دفاع از آن پرداخت وهر گونه حمله ای را که به منظور فتح آنها آن جا رخ می داد، دفع می کرد. با این وصف، موسی پسرنصیر[2]، مشتاق دستیابی بر این شهر مستحکم شد وسرانجام به آن چه می خواست، رسید.(مونس، 1959، 52)

مسلمان زمانی که مغرب را به طور کامل فتح کردند، طبیعی بود که موج کشور گشایی شان آرام نگیرد ولذا طارق[3]با سپاهیان عرب همراه خود، در کنار طنجه اردو زد. (بلاذری، 1959، 232)

موسی نیز نوزده هزار سپاهی از بربرهای به اسلام گرویده رابا سلاح وذخیره کامل در اختیار طارق قرار داد. با گذشت زمان وپس از انتشار اسلام درمغرب، مردم آن سرزمین برای پیش بردن پرچم آیین نو، جرأت وآمادگی پیدا کردند. بدین ترتیب اندیشه فتح اندلس یا اسپانیای اسلامی به اذهان آنان خطور کرد. (مقری، 1968، 1/107، 111، 117)

در این هنگام نامه ای از کنت جولیان به موسی رسید که در آن مسلمانان را به فتح اندلس فراخوانده و وعده داده بود که سنگرهای خود را به ایشان خواهد سپرد. موسی از طریق منابع اطلاعاتی کنت جولیان وهم پیمانانش با خبرشد که اوضاع داخلی اسپانیا سخت دچار آشفتگی واختلاف سیاسی است واز این روی، به ندای وی پاسخ مثبت داد. (ابن عذاری، 1951، 4/2؛ مؤلف مجهول، 1981، 5)

در پی پیشنهاد جولیان مبنی براین که سبته وپایگاه های دیگرش را در اختیار مسلمانان گذاشته وگشتی های خود رابرای حمل لشکر اسلام در اختیار آنان قرار داده ولشکر خود رابه موسی سپرده واورا در تمام مراحل راهنمایی کند، موسی از خلیفه اموی ولید بن عبدالملک برای شروع عملیات نظر خواست وخلیفه موافقت خود رابا این شرط اعلام کرد که نخست، قدرت اندلس را با اعزام گروه هایی برای حمله های کوچک وگذارا بیازمایند. (مؤلف مجهول، 1989،5 عنان،1366، 1/37).

بدین منظور در رمضان 91 ق. برابر با 710 م نیروی کوچکی مرکب از پانصد تن از جنگجویان که صدتن از ایشان سواره بودند با گذر از تنگه به شبه جزیره ایبریا در آمدند. این حمله به فرماندهی ابوزرعه بن مالک معافری انجام شد. این گروه در جزیره ای مقابل سبته که بعدها به نام فاتح آن، "طریف" نام گذاری شد، فرود آمدند وحملات خودرا آغاز کرده، با انبوهی از غنایم به دست آمده به سلامت باز گشتند. موفقیت آمیز بودن این یورش، مسلمانان را به فتح اندلس امیدوارساخت وآنان را تشویق کرد به فرماندهی طارق به حمله ای بزرگ تر بپردازند. (عنان؛ 1366، 1/38-37).

بدین ترتیب طارق در ماه رجب 92ق. برابر با آوریل 711م از تنگه عبور کرد ودر کنار کوهی لنگر انداخت که با انتساب به وی، "جبل الطارق" نام گرفت. (حجی، 1997، 46) طارق در مدتی کوتاه، شهرهای استجه سپس قرطبه، غرناطه، البیره وطلیطله را تصرف کرد، به طرف شمال رفت وپس از عبور از قشتاله ولیون و کوه های آستوریاس، بر سواحل جنوبی اندلس دست یافت ودر مدت یک سال از جنوب تا شمال اندلس را تصرف کرد. (ابن قوطیه، 1982، 35-34).

طارق، اخبار پیشروی ها را به اطلاع موسی رسانید وچون از موسی بن نصیر کمک خواست، او نیز در رمضان 93ق/ ژوئن 712م. با سپاهی مجهز حمله ی خود را آغاز کرد وپس از گذشت یک سال از شروع حمله ی موسی، دو فرمانده در شهر طلبیره واقع در شمال غربی طلیطله، به هم رسیدند وپس از مدتی اندلس به دست مسلمانان فتح شد. آنان از دورترین نقطه جنوبی تا کوهساران پیرنه و سواحل شمالی را از مالقه و طرکونه و در شرق تا اشبونه در غرب را گشودند و از دشت های جنوبی تا ارتفاعات قشتاله را تصرف کردند واز هیچ شهربزرگ یا دژ استواری نگذشتند؛ مگر اینکه برفرازش پرچم اسلام را برافراشته، آنان سرزمین را تحت قلمرو وسیع دولت بزرگ اسلامی درآوردند. (مؤلف مجهول، 1989،15).

سرانجام در سال 95ق. طارق و موسی بن نصیر از سوی ولید بن عبدالملک به دمشق فراخوانده شدند و پیشروی ها متوقف شد.

در برخی منابع آمده است که ولید بعد از باخبرشدن ازفتح وپیروزی موسی بن نصیر به او بدگمان شده و پنداشت که او قصد دارد وی را از خلافت خلع وخود در آن جا حکومت کند. نامه های موسی هم به علت درگیری ها مدتی به تأخیر افتاده بود واین امر بربدگمانی خلیفه اموی افزود. اما موسی چنین فکری درسرنداشت؛ بلکه می خواست سپاه اسلام را پس ازفتح کامل اروپا از طریق قسطنطنیه وآسیای صغیر به شام، پایتخت خلافت اسلامی برساند وبه این ترتیب تمامی حوزه مدیترانه را تحت اختیار دولت اسلامی درآورد. اما اصرار ولید به آمدن اوبه دمشق وی را از هدفش بازداشت. (ابن عذاری، 1951، 2/20؛ مؤلف مجهول، 1989، 19).

به هرحال، موسی در سال 95ق. برابر با 714م اندلس را ترک کرد وهنوز در راه بازگشت به شام بود که ولید بن عبدالملک درگذشت وبرادرش سلیمان به مدت دوسال جانشین او شد. موسی بن نصیر هم درحالی که فرزند خود عبدالعزیز رابه عنوان والی به حکومت اندلس گماشته بود، خود در مدینه درگذشت. (سالم، 1962، 112)

1-3 از فتح تابرپایی دولت اموی

همان گونه که درفصل پیش اشاره شد عبدالعزیزبن موسی بن نصیر از همان زمان که پدرش موسی در صفر سال 95ق. خاک اندلس راترک گفت، عهده دار امارت این سرزمین شد.

یکی از کارهای عمده ی عبدالعزیز به عنوان نخستین حکم ران اندلس درعصر والیان، ادامه وتکمیل فتوحات این سرزمین ود. اونقاطی از اندلس راکه درزمان پدرش ناگشوده بود، گشود؛ به خصوص درطول ساحل شرقی اندلس وتاشهر بارسلون پیش رفت. دراین منطقه بایکی از نجبای گوت به نام تدمیر پیمان بست وبه مقتضای این پیمان، قلمرو اوتحت نظارت مستقیم حکومت مسلمان درآمد. (مراکشی، 1963، 35؛ سالم، 1971، 31)

سپس برای آرامش اوضاع، سیاست مسالمت وآشتی رادر پیش گرفت. اومردی خیرخواه وبا فضیلت بود. به حکومت نوپا واداره ی آن سامان بخشید وبرای اجرای احکام قانونی وتنظیم اصول مدنیت اسلامی، دیوان تأسیس کرد. تا احکام واصول را به تناسب اوضاع رعایای جدید تنظیم کند. ( ابن اثیر، 1944، 5/8). وشهر اشبیلیله را پدرش موسی به پایتختی حکومت برگزید و او( عبدالعزیز) با همسرش دردیر (سانتا روفینا) ساکن شد واز دیر به عنوان مسجد برای برگزاری شعائر اسلامی استفاده کرد. (مؤلف مجهول، 1989، 20). عبدالعزیز به رقم سیاست مسالمت طلبانه خود؛ نتوانست میان قبیله های گوناگون، وفاق ودوستی پدید آورد وحتی به فروخواباندن شورش های سپاه خود موفق نشد؛ زیرا که بیش از حد مطیع همسرش بود وبه آئین ها وتشریفات سلطنت علاقه مند بود ودر اهداف خودثابت قدم نبود. چنان که برخی مورخان گفته اند: ((وی به سان شاهان گوت، افسر گوهرنشانی برسرمی نهاد وبه یارانش درهنگام باریابی فرمان می داد که برایش به خاک بیفتند.)) هم چنین گفته اند که اوبه مسیحی شدن متهم شده بود وبرای استقرار حکومتی مستقل در اندلس تلاش می کرد. به همین دلیل گروهی از سپاه به تحریک سلیمان – خلیفه اموی – درسال 97ق . درحالی که عبدالعزیز درمسجد اشبیلیه درحال نماز بود، او راپس از یک سال ودو ماه حکومت، به قتل رساندند. (مؤلف مجهول، 1989، 20؛ ابن اثیر، 1994، 5/9).

سپاه اندلس پس از ترور عبدالعزیز و بعد از مدتی که اندلس بدون والی بود ایوب – پسر حبیب لخمی – خواهر زاده ی موسی بن نصیر را به حکومت اندلس برگزیدند او مردی صالح و پرهیزگار بود . (عنان ، 1366 ، 1 / 73)

مهمترین اقدامی که از جانب وی انجام گرفت ، انتقال مرکز حکومت از اشبیلیه به قرطبه بود ؛ زیرا که این شهر از مرکزیت بیشتری برخوردار بود و برای پایتخت مناسب تر بود . اما دوران حکومت او کوتاه بود و فقط شش ماه دوام داشت . (سعدون ، 1998 ، 27 )

اما ازآن جایی که حکومت اندلس تحت اختیار کارگزار آفریقا قرار داشت محمدبن یزید – حاکم وقت آفریقا – پس از مرگ عبدالعزیز بن موسی، اقدام سپاهیان درانتخاب ایوب بن حبیب به امارت اندلس را تأیید نکرد و بلافاصله درذیحجه سال 97ق. حربن عبدالرحمن بن ثقفی رابه امارت آنجا فرستاد (ابن خلدون، 1366، 169)، حربه همراه چهارصد نفر از سران افریقیه وارد اندلس شد. این فرمانروای جدید درآغاز به سرکوبی فتنه هاومنازعاتی که میان عرب ها وبربر درگرفته بود پرداخت ولشکر را اصلاح کرد واوضاع را به نظم درآورد وسراسر کشور را امنیت بخشید. سپس لشکری را آماده کرد ورهسپار شمال شد تا شهرها ودژهای شمالی راکه مسلمانان پیش ازاین تصرف کرده بودند وبار دیگر به دست مسیحیان افتاده بود، باز پس گیرد؛ اما به علت اغتشاشاتی که در قرطبه به وجود آمدلشکر راباز پس خواند. وی مرد ستم کار وسخت گیربود وبه مدت دوسال وهشت ماه دراین کشور حکومت کرد.(عنان، 1366، 1/74- 73)

سلیمان بن عبدالملک در دهم صفر سال 99ق. درگذشت وعمربن عبدالعزیز به جای وی به خلافت رسید واو سمح بن مالک خولانی را برای اداره اندلس برگزید. (مؤلف مجهول، 1989 ، 30 ) وی مقرر داشت که اندلس به خاطراهمیتی که دارد ایالتی مستقل از افریقیه، بی واسطه، تابع دستگاه خلافت باشد. (عنان، 1366، 1/74) سمح درجنگاوری ومملکت داری مهارت بسیار داشت وبه اصطلاحات جدید مالی وعمرانی پرداخت. پل رومی قرطبه برروی نهر وادی الکبیر که آن رابه نواحی جنوبی اندلس وصل می کرد ویران شده بود؛ به طوری که مردم فقط با قایق، قادر به عبور ازرودخانه بودند. عرب ها برای رفتن از جنوب به پایتخت خود، نیاز شدیدی به یک پل مستحکم داشتند. سمح طی نامه ای به عمربن عبدالعزیز از وی اجازه تعمیر این پل راخواست. خلیفه نیز به وی این اجازه راداد وسمح موفق گردید پل رومی قرطبه را به نحو زیبا ومستحکمی احداث کند. ( مؤلف مجهول، 1989، 31-30). وی علی رغم تلاش هایی که درجهت اصلاح امور کشور انجام داد به سرکوبی یاغیان پرداخت وفتوحات خودرا ادامه داد وشهرهای شمالی اندلس همچون: قرقشونه، وسپتمانیا ونارین را تصرف کرد ودامنه متصرفات راتاجنوب فرانسه ادامه داد وبه علت علاقه ای که به جهاد داشت، طولی نکشید که در روز عرفه سال 102ق پس از پیشروی دردل سرزمین گالیا وپس از نبرد با مسیحیان آن سوی رشته کوه های پیرنه در نزدیکی دروازه های تولوز به شهادت رسید. (ابن عذاری، 1951، 2/26) دراین جنگ بسیاری از مسلمانان کشته شدند وارتش اسلام درپرتو تلاش یکی از بزرگان سپاه به نام عبدالرحمن بن عبدالله غافقی توانست عقب نشینی کند. عبدالرحمن که سپاهیان، وی رابه ریاست وفرماندهی خود انتخاب کرده بودند – تمام توان خود رادرراه جمع آوری سپاه پراکنده ی مسلمانان وعقب نشاندن آن ها به کارگرفت تا آن که به اندلس بازگشت ونخستین دوره حکومت او از همین جا آغاز شد.(مونس ، بی تا، 252). اما بیش از چند ماه دوام نیاورد تا آن گاه که عنبسه بن سحیم الکلبی آمد. اورا بشربن صفوان الکلبی – والی افریقیه – برای حکومت اندلس انتخاب کرده بود. وی درماه صفر سال 103 ق. به اندلس آمد وبه تنظیم امور واصلاح سپاه وآماده کردن آن برای غزوات تازه پرداخت ودر اواخر سال 105ق. برابر با 724م. به شهرهای شمالی حمله کرد وبار دیگر از کوه های پیرنه گذشت وبسیاری از دژها را تصاحب کرد ودرسال 107ق. برابر با 725م درهنگام نبرد، به سختی مجروح شد ودیده از جهان فروبست. (عنان، 1366، 1/83). پس از او عزره بن عبدالله الفهری به حکومت رسید وتنها دوماه درآن منصب باقی ماند وپس از یحیی بن سلمه الکلبی به حکومت رسید. وی درماه شوال سال 107وارد اندلس شد ودوسال ونیم درآن کشور حکومت کرد ودرایام او اتفاق یا جنگی که قابل ذکر باشد واقع نشد. ( ابن خلدون، 1366، 3/169؛ عنان، 1366،1/83) این سه نفر مجموعا هفت سال براندلس حکومت کردند ودراین مدت به جانب داری از قبایل کلبی – یمنی برخاستند. حمایت این حکام از یمنی ها طبیعتا نارضایتی وخشم قبایل قیسی رابه دنبال داشت. قیسی ها هم به دنبال فرصتی بودند تا انتقام خودرا از قبایل رقیب بگیرند. این انتظارچندان به طول نیانجامید وبا انتخاب عبیده بن عبدالرحمن سلمی به عنوان حکم ران آفریقا اوضاع حکومت به نفع قیسی ها تغییر یافت. (ابن اثیر، 1994، 5/56) از این به بعد اندلس سال ها شاهد فرمانروایی قیسیان بود. دراین مدت یمنی ها با رنج ها ومصائب سختی مواجه شدند. در خلال این سال ها عثمان بن ابی سعید الحثعمی (شعبان 110- محرم111)، حذیفه بن الاخوض القیسی(ربیع الاول 110 – شعبان 110)،هیثم بن عفیر الکنانی (محرم 111- ذیقعد111)ومحمدبن عبدالله اشجعی (ذیقعده 111- محرم 112) براندلس حکومت کردند. (مؤلف مجهول، 1989، 31). از این عده هثیم چنان بریمنی ها سخت گرفت که موجبات خشم آنان را فراهم آورد وسخت گیری او به حدی رسید که هشام به رقم قیسی بودن خود ، کار هثیم رازشت شمرد وپس از عزل او به شدت کیفرش کرد. (مؤنس، 1959، 170)

از دوران هیثم به بعد، خصومت آشکار وخطرناک قیسیان ویمنیان در اندلس آغاز شد که این خصومت در آینده ای نزدیک، بدترین تأثیرات رابرسرنوشت اسلام در اندلس به جای گذاشت. عبیده بن عبدالرحمن سلمی، حکم ران آفریقیه، پس از عزل هیثم در صفرسال 112 ق.عبدالرحمن بن عبدالله غافقی رابه امارت اندلس برگزید. وی از جنگاوران بزرگ اندلس بود وبیش تر زندگی خود راتا آن زمان در جنگ با دشمنان آن سوی جبال پیرنه گذرانده بود. (مؤلف مجهول، 32 ، 1989) وی سرداری بزرگ بود وآگاهی او از فنون نبرد دربسیاری از جنگ ها به ثبوت رسیده ودر اداره مملکت و فرمان روایی توانا وخردمند وبدون تردید از بزرگ ترین والیان اندلس بود. (زبیب، 1995، 2/80) اودر آغاز فرمان روایی اش به سرزمین های مختلف اندلس سرکشید وکارها رابه نظم درآورد. همچنین درصدد بود تا انتقام خون سمح بن مالک رابگیرد. به همین منظور دراوایل سال 114ق. با انبوهی از سپاهیان به طرف شمال حرکت کرد وپس از عبوراز جبال پیرنه وارد فرانسه شد. او موفق شد درظرف چند ماه، نیمی از جنوب فرانسه را از مشرق تا مغرب تسخیر نماید. (عنان، 1366، 1/92 -91) شارل مارتل – سردار فرانک ها – که این بارخطر راجدی می دید با تدارک لشکری عظیم از تیره های گوناگون چون فرانک ها وژرمن ها به مقابله با عبدالرحمن شتافت. گرچه درآغاز این جنگ، پیروزی از آن مسلمانان بود؛ اما حادثه ای باعث تغییر سرنوشت جنگ شد. گروهی از لشکریان شارل مارتل موفق شدند خود رابه اردوگاه غنایم برسانند ومسلمانان ترسیدند که مبادا همه آن اموال به دست دشمن بیفتدو درنتیجه گروهی برای دفاع از غنایم به تلاش وتکاپو افتادند وبین سپاهیان مسلمان اختلاف افتاد وتلاش عبدالرحمن برای انسجام سپاه به جایی نرسید وخود لحظاتی بعد درجریان جنگ کشته شد وبامرگ او جنگ به پایان رسید. درپایان آن روز، مسلمانان به عقب بازگشتند واین واقعه در تواریخ اسلامی به واقعه ((بلاط الشهداء)) شهرت پیدا کرده علت این نام گذاری آن بود که شمار بسیاری از بزرگان مسلمین وتابعین درآن به شهادت رسیدند. (عبادی، 1978، 84- 83؛ سعدون ، 1998، 37- 34). شکست مسلمانان در بلاط الشهداء وکشته شدن عبدالرحمن دررمضان سال 114ق. کشور رادربحرانی بزرگ فروبرد. زیرا یمنیان با استفاده از مرگ غافقی- رئیس وبزرگ خود – عبدالملک بن قطن – را دراول شوال 114 ق. به حکومت برگزیدند. وی به منظور سرکوب شورشیان عازم شمال شد وپس از سرکوب آنان با عبور از جبال پیرنه وارد بلاد بشکنس (بسکونیه ) شد. (ابن اثیر، 1994، 5/80). او درچندین نبرد زیان های فراوان دید وبه قرطبه بازگشت وپس ازدو سال حکومت درسال 116ق. عزل شد وعقبه بن حجاج سلولی به جای او به حکومت رسید وبه مدت هفت سال حکومت کرد که طبق گفته صاحب اخبار مجموعه قسمت عمده ای از هفت سال حکومت وی، صرف جنگ وکشورگشایی در آن سوی کوه های پیرنه، درجنوب خاک فرانسه گردید.(34- 33). دراین زمان درافریقیه میان عرب ها وبربرها اختلاف افتاد ودامنه این اختلاف به اندلس کشیده شد. شهرهای مارده، طلبیره واسترقه را آشوب فرا گرفت. دراین هنگام عبدالملک بن قطن هم عقبه بن حجاج رااز حکومت عزل وخود با پشتیبانی یمنی ها برای دومین بار به حکومت اندلس رسید. اوبرای سرکوب شورشیان از بلج بن بشیر قیسری – فرمانده لشکر شام – درسبته یاری خواست وبه کمک او بربرها رادر قرطبه وطلیطله درهم شکست. اما پس از چندی بلج بر عبدالملک شورید واو رابه قتل رساند وحکومت اندلس رابه دست گرفت. (مؤلف مجهول، 1989، 44- 42، ابن اثیر، 1994، 5/92).

دراین میان فرزندان عبدالملک در سرقسطه شروع به مخالفت کردند وآماده ی نبرد شدند ودرسال 124ق درجنگی که میان شامیان با بربرها وعرب های اسپانیا در گرفت، بلج به شدت زخمی شد و براثر شدت جراحات وارد شده در گذشت ودر نهایت جنگ به نفع شامیان به پایان رسید. وپیروز مندانه به قرطبه بازگشتند. ثعلبه بن سلامه عاملی حاکم اندلس شد. (عنان، 1366، 1/130- 129). ثعلبه که به مقاومت در مقابل اعراب محلی تصمیم گرفته بود در نظر لشکریانش از محبوبیت زیادی برخوردار بود. (مؤلف مجهول، 1989، 24) با این وصف عرب ها وبربرها وی رادر جنگ شکست دادند و وادار کردند که به قرطبه عقب نشینی کند؛ اما هنگام پراکنده شدن محاصره کنندگان،فرصت را مساعد دید وبه آنان هجوم برد وزنان و تعداد زیادی از رزمندگانشان را اسیر و برده کرد.(عنان، 1365، 1/131)

در اواخر دوره والیان درگیری ها افزایش یافته بود واضطراب وآشفتگی همه جا را فراگرفته بود ومردم به دسته های مختلف تقسیم شده بودند. هر گروه به طور جداگانه ومستقل به امور داخلی رسیدگی می کردند که در این آشوب وبی نظمی، مردی از اعراب جنوب، والی اندلس می شود. او ابوالخطار حسام بن ضرار الکلبی نام داشت. در این هنگام کشمکش میان عرب های قحطانی وعدنانی برای کسب حکومت به اندلس کشیده شده بود. او برای مقابله با این اختلافات هر یک از قبایل را در یکی از شهرهای اندلس جای داد؛ مثلا دمشقیان را به البیره فرستاد؛ فلسطینی ها رابه شذونه واهالی حمص را به اشبیله فرستاد وزمین های وسیع وحاصل خیزی را به آنان داد وتلاش کرد که میان قیسی ها ویمنی ها به تدبیر حکومت کند. (مقری، 1968، 1/237)

اما چیزی نگذشت که با یکی از رهبران بزرگ قیس به نام صمیل بن حاتم اختلاف پیداکرد؛ زیرا متهم بود به این که گرایش بسیاری به قبایل یمنی دارد. صمیل موفق شد تجمع بزرگی از قیس ها و برخی از یمنی ها؛ مثل لخم وجذام – که با امارت ابوالخطار مخالف بودند- فراهم کند واین گروه به جنگ ابوالخطار رفتند ودررجب 127ق. (745م) شکست سختی براو وارد کردند. (دوزی، 1998، 1/146) پس از او ثوابه بن سلامه الجذامی بعد از پیروزی وبه اسارت گرفتن ابوالخطار، وارد قرطبه شد وخود را والی اندلس اعلام کرد. اما فرمان روای او یک سال واندی بیش تر به طول نیانجامید ودر محرم سال 129ق. درگذشت. (سعدون، 1998، 43).

پس از مرگ ثوابه، مردم قرطبه چهار ماه بدون حاکم بودند؛ زیرا یمنی ها خواهان بازگشت ابوالخطار به امارت بودند وقیسی ها بر رهبر خود – صمیل بن حاتم – تعصب می ورزیدند. صمیل هم زیرک تر از آن بود که خود، امارت را برعهده گیرد. او به خوبی می دانست که شمار قیسی های آن سامان بسیار اندک است؛ لذا کوشید امارت به مردی بی طرف پیراسته از تمایلات قومی، دارای اصل ونسب خانوادگی، منسوب به عقبه بن نافع ودارای ارتباطی عمیق با اسپانیای اسلامی واهالی آن واگذار شود. او یوسف بن عبدالرحمن فهری را نامزد این منصب کرد. وی با انتخاب مردم در ربیع الثانی 129ق. (724م ) در قرطبه به امارت رسید. ( ابن قوطیه، 1982، 44)

همان گونه که صمیل می خواست، یوسف بن عبدالرحمن عملاًً حکومت کرد وسیاست دولت را مطابق مصالح ومنافع قیس هدایت کرد. اما چیزی نگذشت که بین این دو، اختلاف افتاد واز یک دیگر فاصله گرفتند. شاید این اختلاف راه را برای ماجراجوی شرق، عبدالرحمن الداخل نیز هموار کرد وبه عصر والیان پایان داد. ( مقری، 1968، 1/328، 327).

1-4 «حکومت اموی از برپایی تا سرنگونی»

1-4-1 عصر امارت:

این عصر با امارت عبدالرحمن بن معاویه درسال 138ق. شروع شد. ماجرای فرار او از شام وپناه آوردنش به مغرب بسیار شنیدنی وبیشتر به افسانه ها شبیه است. می دانیم زمانی که حکومت امویان در شام به دست بنی عباس سقوط کرد، حکام اموی و وابستگان آن ، تحت تعقیب عوامل دولت جدید قرار گرفته وتارومار شدند. شخصی به نام عبدالرحمن از نوادگان هشام بن عبدالملک (دهمین پادشاه خلیفه اموی) از چنگ عباسیان جان سالم به دربرد وبه اندلس گریخت. که بعدها در تاریخ غرب به عنوان عبدالرحمن الداخل به مناسبت ورودش به اندلس، و به صقرقریش به دلیل ماجراهای اسطوره گونه اش در جریان سفر به اندلس مشهور شد. (مقری، 1968، 1/330- 327) وی هنگامی که از شام گریخت به افریقیه که وضعیتی آشوب زده و متشنج داشت رسید ودرآن هنگام تنها آرزویش جان سالم به دربردن از دست مأمون بنی عباس بود. شرایط افریقیه هم امیدبخش نبود؛ چرا که بربرهای آفریقا به علت ستمی که ازعرب ها دیده بودند از آنان به شدت نفرت داشتند. ولی دست یافتن برافریقیه از ذهن آن جوان دلیروحادثه جوی دور نبود؛ زیرا به مدت یک ربع قرن مورد توجه کسانی بود که می خواستند برضد حکومت قیام کنند.(مونس، 1959، 611؛ عنان، 1366، 1/161)

پس از آن عبدالرحمن در سواحل طنجه اقامت کرد ودر این مدت اخبار اندلس وشورش هایی که در آن جا رخ می داد به اطلاع او می رسید. وی در سال 136ق. غلامش بدررا برای تحقیق وکسب اطلاع به اندلس فرستاد بدین ترتیب تماس های سیاسی خود را با والیان و حکام آن جا برقرار کرد. وی در سال 138 ق . با پشت سرگذاشتن ماجراها وحوادثی تلخ وشیرین وارد اندلس شد وامارت اموی را پایه گذاری کرد. (عبادی ، 1978، 78؛ نویری، 2004، 119- 118)

ولی در آغاز کار خود با مشکلاتی مواجه شد؛ زیرا حکام قبلی در به دست آوردن حکومت اسلامی اسپانیا با وی رقابت می نمودند. از این رو عبدالرحمن چند سال سرگرم جنگ های داخلی وسرکوب نمودن شورش هایی بود که در نواحی اندلس برضد او به وقوع می پیوست. در این مدت اندلس در اضطراب و بی نظمی به سرمی برد. آرامش خود را از دست داده بود وجنگ های خانوادگی، وحدت ونظم آن را از بین برده بود. با این وصف او به مرور زمان با پشت کار و سیاست ونیرنگ توانست شورش ها را سرکوب کند ودشمنان خود را یکی پس از دیگری شکست دهد. ( ابن عذاری، 1951، 2/52- 50)

با این حال او از کارهای عمرانی و فرهنگی غافل نبود. جامع قرطبه از یادگارهای دوران امارت اوست که هشتاد هزار دینار برای آن هزینه کرد؛ ولی پیش از پایان یافتنش در گذشت. هم چنین چند مسجد دیگر بنا کرد ودفاتر دیوانی را تدوین نمود. ودر شمال غربی قرطبه قصری برای خود ساخت ونام رصافه را برآن گذارد که این قصر شبیه قصر پدر بزرگ او( هشام) در سواحل فرات بود. (ضیف، 1960، 24) او از جنبه ادبی شاعر بود وشعر نیکو می گفت ونثر را فصیح می نوشت و در نوشتن نامه،قوی دست بود. از شعر او قطعاتی به دست ما رسیده که نشان از قدرت شاعری است . عبدالرحمن بالاخره پس از سی و دوسال وچهارماه امارت در دهم جمادی الاولی سال 172 ق در گذشت.[4] (ابن خطیب، 2003، 2/12)

بعد از وفات عبدالرحمن الداخل، فرزندش هشام در سال 172ق، به جانشینی او انتخاب شد. هشام با این که فرزند بزرگ عبدالرحمن نبود وبرادرش سلیمان از او بزرگ تر بود بنابر وصیت پدرش اندلس فرمانروای اندلس شد . (ظبی، 1989، 1/32). ابن اثیر در کتاب الکامل فی التاریخ می گوید: (( هشام نشان از دلاوری داشت ودر کار فرمان روایی کار کشته بود؛ از همین روی پدرش اورا به جانشینی خود برگزید.)) (1994، 4/458) . اما دوران فروانروایی اونیز خالی از شورش و ناآرامی نبود . مهمترین این شورش ها توسط دو برادرش سلیمان و عبدالله بلنسی صورت گرفت (ابن عبدربه ، 1953 ، 4/458) . هم چنین در بین سال های 176تا 179ق. برخی از شهرهایی راکه به دست مسیحیان افتاده بود باز پس گرفت و آلفونسو را شکست داد وخسارت سختی بر او وارد کرد. (ابن خطیب، 2003، 2/13) اما علاوه بر از بین بردن این شورش ها وپیروزی او درجنگ ها، یکی از مسائلی که در دوران حکومت هشام رخ داد، وجود وحضور مذهب مالک بن أنس بود. در نتیجه مذهب اوزاعی[5]که تا آن وقت دراندلس رواج داشت، جای خود را به مذهب مالکی[6]داد.(آیتی، 1376، 55) هشام از مذهب مالک تجلیل کرد که این امر به رواج این مذهب کمک نمود. هم چنین در عصر او نفوذ فقها و روحانیون افزایش یافت وبه علت تربیت دینی، احترام بسیاری برای آنان قائل بود وآنان را درامور دولت دخالت می داد. علاوه براین هشام، مجالس علم وادب را دوست داشت وخود نیز شاعر بود. (عنان ، 1366، 1/246- 245)

هشام بن عبدالملک بالاخره درماه صفر سال 180ق (آوریل 797م.) درگذشت وفرمان روایی او هفت سال وهفت ماه وهشت روز یا در گمانی نه ماه و ده روز دوام داشت. (ابن اثیر، 1994، 4/489). پس از هشام، فرزندش حکم به سال 180ق. خلافت را عهده دار شد. اوفردی شجاع، دور اندیش وموفق در نبردهایش بود و توانست آتش فتنه ها رادر اندلس خاموش کند. گروه های نفاق را شکست و کفار رادر همه جا خوار وخفیف نمود. ( مؤلف مجهول، 1989، 113). دوران فرمان روایی حکم اندلس از دوران های حساس وپرآشوب بود که شورش هایی دراین مقطع زمانی اتفاق افتاد.سقوط شهر بارشلونه به دست شارلمان درسال 185ه. اولین شکست حکم بود که به علت این سقوط، مسلمانان پایگاه خود را در شمال اندلس از دست دادند. (ابن اثیر، 1994، 4/49)

از طرف دیگر، برخلاف پدرش دست فقها رادر امور حکومتی کوتاه کرده وآنان را از خود به خشم درآورد که درنتیجه تحریکات آنان شورشی درناحیه ربض (جنوب قرطبه) برپا شد. در جریان این شورش بسیاری از فقها با حکم درافتادند ومردم را علیه او شورانیدند؛ اما سپاهیان هشام بی رحمانه جنوب قرطبه را غرق به خون ساخته وعده ای از مردم رابه دار زدند و20هزار نفر به فارس وعده ای رابه اسکندریه تبعید کردند. (سالم، 1962، 225- 223)

عصر حکم علی رغم آن همه اغتشاشات فتنه ها عصر شکوغایی علم وادب بود وگروه بزرگی از نویسندگان وشعرا وعلما ظهور کردند که مهم تراز همه عباس بن ناصح الثقفی الجزیری بود. (زرکلی، 1992، 2/268)

فرمان روایی حکم براندلس مدت 26سال و یازده ماه طول کشید که درروز پنج شنبه 27ذی الحجه 206ق، درحالی که 52سال از عمرش می گذشت، درگذشت. (ابن عبدربه، 1953، 4/459) پس از حکم به سال 206ه، پسرش عبدالرحمن اوسط به امارت رسید. وی به این خاطر به اوسط معروف شده است که در سلسله حکام بنی امیه در اندلس بین عبدالرحمن اول(الداخل) وعبدالرحمن سوم(خلیفه الناصر) قرار گرفته است. (ضیف، 1960، 27)

عبدالرحمن، کشوری پهناور، وسیع وبا ثبات و آرام را به میراث برد. وی می دانست که کشور را چگونه اداره کند وامور آن را تنظیم نماید. چنان که دستاوردهای تمدنی، علمی وسیاسی اورا هیچ یک از گذشتگان نتوانستند به دست آورند. این وضعیت مرهون وجود وزرا ورؤسای دولتی بود که توانایی ومدیریت خوبشان را در مسائل کشور به ثبوت رسانده بودند (جیوسی، 1998، 1/69). با این وجود در دوران حکومت او در برخی از شهرهای اندلس همانند طلیطله ، ثغر اعلی وجزیره خضرا شورش های متعددی به وقوع پیوست. منطقه تدمیر هم بار دیگر شاهد اختلاف بین قیسی ها ویمنی ها بودکه هفت سال طول کشید. (عنان ، 1366، 1/273)

هم چنین عبدالرحمن در برابر حملات آلفونسو، با مسیحیان به جنگ پرداخت وشورش طلیطله را فرو خوابانید. اما مهم ترین رخداد در اواسط حکومت عبدالرحمن ، حمله ای بود که از سوی نورمن ها یا( مجوسی ها) در سال 229ق./844م علیه سواحل اندلس صورت گرفت. آن ها با کشتی های خودشان به بندر اشبونه حمله کردند وآن جا را اشغال کردند. سپس به اشبیلیه نفوذ کردند ومسجد جامع آن جا را به آتش کشیدند وشهر راغارت کردند. اما سپاه عبدالرحمن به سرعت وارد این شهر شدند وشکست سختی به آنان وارد کردند. این حوادث عبدالرحمن را واداشت تا برای ایجاد ناوگان دریایی اقدام کند وکارگاه های بزرگ کشتی سازی را دایر نماید. (ابن عذاری، 1951، 2/81؛ مقری، 1968 ، 1/354)

وی علاوه بر از بین بردن شورش ها ، خود مردی ادیب بود واز علوم وشریعت وحکمت و فلسفه آگاهی داشت وعلما وادبا را یاری می کرد. (فروخ، 1992 ، 4/100)

عبدالرحمن بن حکم در سوم ماه ربیع الثانی سال 228ه(23سپتامبر سال 852 م ) در سن شصت و دوسالگی پس از سی و یکسال و چند ماه فرمان روایی در گذشت. (ابن عبدربه، 1953، 4/493) بعد از وفات عبدالرحمن، فرزندش محمد در سال 238ق. به امارت رسید. صاحب اخبار مجموعه اورا چنین توصیف می کند))محمد فردی صبور وعفیف بود وهنگام غضب ، خشم خود را فرو می خورد. با نشاط، ادیب وآگاه از حساب وریاضیات بود.)) (1989، 126)

دوره حکومت او برخلاف زمان پدرش،دوره فتنه وآشوب است؛ زیرا هم با دشمنان داخلی وهم با دشمنان خارجی درگیر بود وگروه ها ودسته جات مختلف در اندلس، منتظر مرگ او بودند تا شورش را آغاز کنند. (عبادی،1978، 366)، وی بسیار تلاش کرد تا نظم رابه امور نظامی واقتصادی کشور برگرداند وبرای دست یابی به حل مشکلاتی که برسر راهش بود از وجود فقیهان کمک گرفت واز این طریق به سرکوبی رعایای شورشی و مسیحی قرطبه به جنگ عمربن حفصون پرداخت. (ابن خطیب، 1975، 2/25)

شورش عمربن حفصون خطرناک ترین ودر عین حال فراگیرترین وطولانی ترین شورشی بود که در تمام دوران حکومت اموی اندلس روی داد وبه مدت بیش از نیم قرن دولت مرکزی را به خود مشغول داشت. امیر محمد از سران قبیله ها برای فرونشاندن شورش عمربن حفصون وعبدالرحمن بن مروان جلیقی و قبیله بنی قیس ودیگر قبایلی که سربه شورش برداشته بودند کمک گرفت. (ابن خلدون، 1366، 3/189) وی باوجود اینکه قسمت عمده روزگار را در دفع وسرکوبی یاغیان و انقلابیون داخلی تجاوزات خارجی گذرانده و وقت کافی برای عمران وآبادی در اندلس نیافته بود، با این حال در امر سازندگی اقدامات مهم و چشم گیری انجام داد وتأسیسات زیادی به وجود آورد. او دانشمندان واهل علم را بسیار گرامی می داشت و به مجلس درس آنان احترام می گذاشت. (بدر، 1680، 111)

امیر محمد در پایان صفر سال 273ق.در شصت و هفت سالگی در حالی که سی وچهار سال و یازده ماه فرمان راند، در گذشت.(ابن عبدربه، 1953، 4/461)

پس از مرگ او فرزندش منذر بن محمد در سال 273ق. جانشین او شد. وی در آغاز حکومتش هاشم بن عبدالعزیز – وزیر پدرش – را کشت وبرای محاصره ابن حفصون لشکر کشید ودر سال 274ق، اورا در دژ ببشتر محاصره کرد وهمه دژهایی که از آن اوبودگشود که از یکی از دژها مالاگا بود. (ابن خلدون، 1366، 3/191). هنگامی که محاصره طولانی شد ابن حفصون راه نجاتی برای خودندید. به حیله وخدعه پناه برد وتوبه نمود وازمنذر درخواست امان نمود. منذر هم نامه ای مبنی برامان برای ابن حفصون و یارانش نوشت و اولاد اورا آزاد کرد. اما این کار حفصون نیرنگی بیش نبود و حلقه محاصره را تنگ تر کرد که دراین هنگام حادثه ای غیر مترقبه به یاری ابن حفصون آمد وآن مرگ امیر منذر بود که درسال 15صفر سال275ق. رخ داد. (ابن عذاری، 1951، 2/170). با اینکه دوران حکومت او مملو از آشوب وفتنه بود، در مورد وی سروده اند:

بالمنذر بن محمد صلحت بلادالاندلس(مقری، 1968، 1/352)

پس از مرگ منذر برادرش عبدالله بن محمد در سال 257ق. برمسند حکومت نشست. وی دوران امارت نسبتا طولانی را با شرایط بسیارسخت وادامه سرکشی ها وآشوب های داخل آغاز وپشت سرگذاشت ودر تمام دوران حکومتش اندلس روز آرام وخوشی رابه خود ندید.(زرکلی، 1992، 4/150). ابن اثیر در چند جمله دوران حکومتش راتوصیف می کند: ((در روزگار او آشوب سراسر اندلس ر ا فراگرفت ودر هر سو گردن کشی زمام امور را به دست گرفت واین وضع تا پایان روزگار اوباقی بود.))(1994، 7/145)

صاحب البیان المغرب هم هنگام روی کارآمدن امیرعبدالله راچنین شرح داده است: ((در حالی که خلافت به او واگذار شد، پیمان شکنی بیداد می کرد واختلاف وچند دستگی نظم امور را ازهم گسیخته بود وفضای کشور مملو از نفاق بود ومسلمانان یا کشته می شدند ویا درجنگ و حصار دشمن به سختی روزگار می گذراندند واز ناتوانی وضعف جان می دادند.))( 2/184).

از مهم ترین وقایعی که در دوران این امیربه وقوع پیوست، واقعه مشهور پلای بود که شکست عمربن حفصون در واقعه پلای، آرامش نسبی را برای حکومت قرطبه پیش آورد. ولی باقیام های متعدد سران عرب این آرامش به درازا نکشید عبدالله دو بار دیگر برای سرکوبی ابن حفصون لشکر ولی او با شکست سختی که در جنگ پلای خورده بود ، هم چنان به دست اندازی وتجاوزات خود ادامه دادوبه مدت سه سال اندلس راآشفته و ناآرام نگه داشت. (ابن خلدون، 1366، 3/194)

هم چنین در این زمان شهرهایی چون شنتمریه ، تدمیر و اشبیلیه هم از شورش درامان نبودند. با وجود این شورش هایی که در زمان حکومت وی به وقوع پیوست، عبدالله، مردی عالم وادیب و شاعر بود و به مصاحبت با علما و شعراء دل بستگی فراوان داشت.( ابن حیان، 1973، 5/33)

امیر عبدالله در ربیع الاول سال 300هجری پس از 25سال و یازده ماه حکومت درگذشت. (ابن اثیر، 1994، 4/328)

1-4-2 عصر خلافت:

با پایان خلافت امیر عبدالله بن محمد وآغاز فرمان روایی نوه و جانشین عبدالرحمن سوم، دوران تازه ای در فرمان روایی مسلمین در اندلس آغاز شد. در این دوره عبدالرحمن خود را امیرنامید.

دوره خلافت او طولانی ترین دوره ای بود که امیر یا خلیفه ای بر اندلس فرمان روایی نمود.

عبدالرحمن سوم آخرین شخصیت ممتاز خاندان اموی اسپانیا در 300- 350ق(912- 961م) امارت کرد. صاحب نفح الطیب روی کار آمدن عبدالرحمن را از شگفتی ها می داند. بنا به گفته او عبدالرحمن صاحب اندلس شد، در حالی که جوان بود ونزدیکانش از جمله برادران پدر مقتولش وعموهای پدرش حاضر بودند. وی در حالی که وضعیت اندلس را آشفته و زبان های آتش اختلاف را شعله ور دید، آن شعله ها را خاموش نمود وفتنه انگیزان را برجای خود نشاند. (1/353)

وی با نیروی اراده خویش، دشمنان داخلی وخارجی را پس از یک سلسله نبردهای پی درپی از میان برد وسراسر شبه جزیره را به اطاعت خود درآورده وپایه های حکومت خود را استوار نمود وامنیت وآرامش را برقرار ساخت.(عنان، 1366، 1/440)

هم چنین در روزگار این امیر، ابن حفصون بزرگ ترین انقلابی و شورش گر اندلس، ناگهان تصمیم گرفت دست از مبارزه وخصومت با قرطبه بردارد وبه اطاعت و فرمان برداری از خلیفه گردن نهد. پایان یافتن شورش ابن حفصو،اندلس رابه سوی آرامش واستقراری طولانی سوق داد وپس ازگذشت سه سال از قرارداد صلح، عمربن حفصون در سن 72سالگی پس از یک بیماری طولانی درگذشت. (طیبی، 1984، 2/142)

عبدالرحمن پس از سرکوب شورش ها عنوان خلیفه و امیرالمؤمنین ولقب الناصرلدین الله رابرخود نهاد ودرصدد برآمد قصر جدید و مقر دولت خود را به شهر جدید التأسیس خود، الزهراء منتقل نماید. (مقری، 1968، 1/388). علت احداث این شهر این است که خلیفه کنیزی به نام زهرا داشت. این کنیزبه خلیفه الهام کرد که آن شهرک عظیم رادر خارج شهر احداث کند؛ زیرا یکی از زنان خلیفه مرده بود ومال فراوانی از او برجای مانده بود. الناصر فرمان داد که آن را فدیه اسیران مسلمان سازند؛ ولی اسیری که بافدیه آزاد شود نیافتند. در این هنگام زهرا گفت تا با آن مال شهرکی بنا کنند وآن را به نام او مدینه الزهراء بنامند. (عنان، 1366، 1/429) این شهر در شمال غربی پایتخت قرار داشت که ویرانه های آن هنوز گواه معماری با شکوه اندلس و توان اقتصادی بیش از حد خلافت است. الناصر، ملاقات کنندگان وسفیران وفرستادگان کشورهای مختلف را در اینجا می پذیرفت.( مقری، 1968، 1/389)

الناصر توجه خاصی به فرهنگ داشت وجانب اهل علم و ادب وهنررانگه می داشت وبا تشویق فرزانگان، موجبات رونق ادبیات وعلوم و فنون را فراهم آورد. کتاب العقدالفرید نوشته ابن عبدربه که دراوایل حکومت الناصر نوشته شد هنوز یکی از منابع اصلی فرهنگ عربی به حساب می آید. الناصر درسال 330ق. (942 م) لغوی برجسته، ابوعلی قالی را به کشورش دعوت کرد و وجود او باعث شد تا زبان و صرف و نحو عربی بار دیگر در اندلس جلوه خاصی پیدا کند. پس در یک جمله می توان گفت که حکومت عبدالرحمان الناصر در تاریخ اندلس درخشان ترین حکومت در هرزمینه ای بود. (جیوسی، 1998، 1/84)

سرانجام خلیفه عبدالرحمان سوم بعد از نیم قرن فرمان روایی بر قسمت اعظم اندلس در روز اول ماه رمضان سال 350ق در گذشت. [7](ابن خطیب، 1975، 3/355)

بعد از مرگ الناصرلدین الله، فرزند ولی عهدش حکم المستنصر بر مسند خلافت نشست.اودر دوران فرمانروایی پدرش به انتظام امور کشور وبه تدبیر و عدل وداد مشهور شد. (گوستاولوبون، 1334، 489)

از این رو زمانی که به خلافت نشست در امور کشورداری تازه کار نبود وچون درایام حکومت پدر کارهای خطیری انجام داده بود، اکنون بر کارها به خوبی تسلط یافته بود. در واقع ایام حکومت وی را بهاراندلس خوانده اند. (عنان، 1366، 1/478- 475)

حکم مستنصر علاوه بر این که اقتدار زمان پدرش را حفظ کرد، سلاطین مسیحی راکه مرگ او را مغتنم شمرد و شیوه تجاوز به اراضی اندلس رادر پیش گرفتند وبه شدت تنبیه کرد.(سعدون، 1998، 135) وی در مغرب نیز بر فاطمیان وقبایل طرفدار آن حمله کرد وفکر تجاوز را از سر آنان دور کرد. هم چنین بانورمن ها که سربه شورش برداشته بودند نیز به جنگ پرداخت و تمامی سواحل را ایمن گردانید (مقری ، 1968 ، 1/385 ). علاوه بر خاموش نمودن این شورش ها ، عصر او از اعصار درخشان تاریخ اندلس بود زیرا در عصر او علوم و ادبیات شکوفا شد .

حکم خود دوست دار علوم بود واهل علم را محترم می داشت. در قرطبه کتابخانه ای عظیم تأسیس کردکه از حیث وسعت وتنوع کتاب هایش یکی ار بزرگ ترین کتابخانه های قرون وسطی بود. آن قدر کتاب جمع آوری کرد که هیچ پادشاهی پیش از اونکرده بود. شماره فهرست هایی که نام کتاب ها درآن بود چهل وچهار دفتر بود وهر دفتری پنجاه ورق داشت که هم نام دیوان شاعران بود (ابن ابار، 1963، 1/203؛ عنان، 1366، 1/495). او از هر سوعلما را به دربار خود جلب می کرد وبرای خرید کتاب ، بازرگانان را به اطراف می فرستاد. وی مال فراوان به آنان داد وآن قدر کتاب به اندلس آورد که سابقه نداشت. یک نفر را نزد ابوالفرج اصفهانی، مؤلف کتاب ((اغانی)) فرستاد وهزار سکه طلا داد. او نیز پیش از آن که کتابش در عراق عرضه شود، یک نسخه از آن را برای حکم فرستاد.وی علاوه بر اغانی کتابی را که در انساب بنی امیه نوشته بود ، برای او فرستاد . هم چنین ابوعبدالله الخشنی بعضی از کتب خود از جمله کتاب القضاه بقرطبه را به او هدیه کرد . مطرف بن عیسی الغسانی کتاب خود به نام المعارف فی اخبار رکوده البیره را به او تقدیم کرد .

بسیاری از علمای معاصر اونیز تألیف خود رابه هدیه دادند تا بدین گونه از توجه او به علم وعلماسپاس گویند. (عنان، 1366، 1/495) .

شوق جمع آوری کتاب در عصر حکم، منحصر به خلیفه نبود. بسیاری از بزرگان کشور و دانشمندان نیز کتابخانه هایی برای خود تأسیس کرده وکتاب های نفیس را گرد آورده بودند. حتی برخی از زنان درس خوانده هم برای خود کتابخانه تشکیل می داند. (همان منبع، 1/496).

در دوره این امیر فرهیخته، تمامی شاخه های علوم و معارف در اندلس گسترش یافت و او مدارس فراوانی، علاوه بر مدرسه های پیشین، احداث کرده بود، به طوری که همه اهالی از نعمت خواندن و نوشتن بهره مند شده بودند. (صاعد، 1383، 34)

مستنصر سرانجام در روز دوم ماه صفر سال 366ق در حالی که 16 سال از خلافتش می گذشت، درگذشت.[8] (مقری، 1968، 1/396) پس از مرگ مستنصر بالله ، حکومت به پسرش هشام المؤید بالله رسید او بیش از 9سال نداشت. و مادرش (صبح بشکنسیه) با اعتماد به جاجب جعفر بن عثمان بن نصرالمصحفی و صاحب.ابو عامر محمدبن ابی عامر المعافری معروف به منصور، حکومت فرزندش را اداره کرد. از بین این دو صاحب، منصور دارای شخصیتی قوی تر و نافذتر بود و توانسته بودنظر صبح رابه خود جلب کندواعتماد اورا نسبت به خودش به دست آورد. از طرفی چون بسیار کاردان و لایق بود وبه اطرافیان و صاحب منصبان و ادیبان و شاعران بذل و بخشش فراوانی می کرد واز آنان در مناسبت ها و موقعیت های گوناگون تقدیر به عمل می آورد،از این روی موفق به تحکیم موقعیت خود در دربار هشام شد. (ابن خلدون، 1366، 3/212)

وی توانست همه دشمنان و رقیبان خود را ازمیان بردارد؛ به همین دلیل جنگ های بی شماری به راه انداخت و فتوحات زیادی انجام داد؛ اما به آن چه تا کنون به دست آورده بود قانع نبود وقصد داشت که خلافت قانونی هشام را از آن خود کند و دوست داشت که همانند یک پادشاه حقیقی زندگی کند واز شکوه وعظمت خلافت بهره مند شود.روزی رسید که لازم بوددست به کاری بزند و همین فکری که درسر داشت او راواداشت که برای حفاظت خوداز حمله توطئه گران احتیاط بیش تری کند تا آن جا که ماندن در قصرالزاهره را صلاح ندانست و خواست که برای خود مرکز مستقلی ترتیب دهد تا از آن جا مملکت را اداره کند.پس بنای شهرک شاهانه جدیدی به نام مدینه الزاهره را درسال 368ه گذاشت.(عنان، 1366، 1/526- 525) او در سال 370 ه . پایتخت خود را به آنجا انتقال داد و همانند پادشاهان بر تخت نشست و فرمان داد که همانند شاهان بر او درود فرستند و خود را الحاجب المنصور لقب داد . هم چنین نامه ها و مخاطبات به نام ا بود و دستور داد تا در منبرها برای او دعا کنند . (عتیق 1976 ، 87 ؛ ابن خلدون ، 1366 ، 3/213 )


بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب از دوره صفویه تا قاجاریه

بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه در فاصله زمانی بین سالهای 910هـق الی 1210هـق می باشد با توجه به فارسی زبان بودن ایرانیان ، حس کنجکاوی در مورد ضعف ادبیات عرب در ایران ، همچنین اوج گیری شیعه و تقابل به وجود آمده با تسنن و چگونگی تسری و داخل شدن ادبیات عرب در ایران آن زمان بود، که مرا برآن داشت تا سیر تحولی ادبیات
دسته بندی تاریخ و ادبیات
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 564 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 96
بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب از دوره صفویه تا قاجاریه

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول- کلیات طرح

1-1 بیان مسئله.............................. 2

1-2 هدفهای تحقیق............................ 2

1-3 اهمیت موضوع تحقیق وانگیزه های انتخاب ان. 2

1-4 سوالات فرضیه تحقیق....................... 3

1-5 روش تحقیق .............................. 3

1-6قلمرو تحقیق ............................. 3

1-7مشکلات تحقیق ............................. 3

فصل دوم

2-1مقدمه.................................... 5

2-2 زبان و ادبیات عربی وفارسی در دوره صفویه 8

2-3تاریخ صفویه ............................. 11

2-4 پادشاهان صفویه ......................... 14

2-5 مدارس دوره صفویه ومراکز علم وتربیت ..... 14

2-6 مهاجرت علمای عرب زبان به ایران وتاثیر ادبی انها 16

2-7 زبان وادبیات عرب وعلوم در اوایل قرن دهم 17

2-8 علما ودانشمندان قرن دهم................. 19

2-8-1 الکرکی محقق الثانی ................... 19

2-8-2 غیاث الدین شیرازی .................... 20

2-8-3 کمال الدین اردبیلی.................... 20

فصل سوم

3-1 مقدمه................................... 23

3-2 زبان وادبیات عرب در قرن یازدهم در ایران 23

3-3علمای اسلامی در قرن یازدهم همزمان با قرن دوم صفویه 25

3-4 علما وادبای عربی گوی قرن یازدهم ....... 27

3-4-1 الخلخالی ............................. 27

3-4-2 شیخ محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی 27

3-4-3 شیخ بهایی ............................ 31

3-4-4 شیخ لطف الله اصفهانی .................... 43

3-4-5 میر داماد ............................ 45

3-4-6 ملا صدرای شیرازی ...................... 46

3-4-7 میر فندرسکی .......................... 48

3-4-8 محمد الحرفوشی عاملی .................. 49

3-4-9 عبد الرزاق لاهیجی ..................... 52

3-4-10 محمد مومن شیرازی .................... 52

3-4-11 مولا زکی الدین علی قهپایی ............ 58

3-4-12 علامه شیروانی ........................ 59

3-4-13 شیخ جلیل عاملی مشغری جبغی ........... 59

3-4-14 محقق سبزواری ........................ 63

3-4-15 فیض کاشانی .......................... 63

3-4-16 سید عبدالله خان موسوی .................. 66

3-4-17 اقا حسین خوانساری ................... 66

فصل چهارم

4-1 مقدمه................................... 70

4-2 علما و ادبای عربی گوی قرن دوازدهم ...... 70

4-2-1 قاضی سعید قمی ........................ 70

4-2-2 شیخ عبد القاهر عبادی ................. 73

4-2-3 علامه مجلسی ........................... 75

4-2-4 سید نعمت اله جزایری .................. 78

4-2-5 شیخ حر عاملی ......................... 79

4-2-6 میر محمد صالح خاتون آبادی ............ 101

4-2-7 حسن لاهیجی ............................ 101

4-2-8 شیخ سلیمان ماحوزی بحرانی ............. 101

4-2-9 اقا جمال الدین محمد خوانساری ......... 102

4-2-10 میرزا محمد مشهدی قمی ................ 106

4-2-11 فاضل هندی ........................... 107

4-2-12 سید صدر ............................. 109

فصل پنجم

5-1 مقدمه................................... 112

5-2 دوره افشاریه ........................... 112

5-3 دوره زندیه ............................. 114

5-4 زبان وادبیات عرب در دوره افشاریه وزندیه 114

5-5 علما وادبای عربی گوی قرن دوازدهم (افشاریه وزندیه) 115

5-5-1 سید قطب الدین محمد نیریزی شیرازی ..... 115

5-5-2 محمد اسماعیل مازندرانی خواجوی ........ 117

5-5-3 محمد نراقی ........................... 118

5-5-4 میرزای قمی............................ 118

5-5-5 محمد مهدی الطباطبائی البروجردی البحر العلوم 120

فصل ششم

6-1 مقدمه .................................. 123

6-2 نتیجه گیری.............................. 123

فهرست منابع................................. 127

فصل اول

کلیات طرح

1-1 بیان مسئله

بررسی سیر تاریخی زبان و ادبیات عرب در ایران از دوره صفویه تا قاجاریه در فاصله زمانی بین سالهای 910هـ..ق الی 1210هـ..ق می باشد. با توجه به فارسی زبان بودن ایرانیان ، حس کنجکاوی در مورد ضعف ادبیات عرب در ایران ، همچنین اوج گیری شیعه و تقابل به وجود آمده با تسنن و چگونگی تسری و داخل شدن ادبیات عرب در ایران آن زمان بود، که مرا برآن داشت تا سیر تحولی ادبیات عرب در این دوره را بررسی کنم و آشنایی بیشتر با این سیر تحولاتی را عرضه نمایم.

1-2 هدف های تحقیق

به طور اجمال می توان هدف از تحقیق فوق را در چند مسئله بیان نمود،به طوری که نه تنها اطلاعاتی از زبان ادبیات عرب بر ما آشکار سازد. بلکه بتوان اطلاعاتی در زمینه ادبیات عرب در این دوره و شناخت تحولات این دوره را برای ما نمایان سازد. که به اجمال به بیان اهداف مورد نظر به صورت فهرست وار می پردازم.

1- بررسی دوران صفویه ، افشاریه و زندیه شامل سلاطین و وضعیت این دوران 2- علما و دانشمندان و نویسندگان و آثار علمی آنها که نوشته شده است و وسوابقی که از انها در دسترس ما می باشد.3-نمونه ای از ادبیات شعری عالمان در قرون10 و11 و12وترجمه ابیات

1-3 اهمیت موضوع تحقیق و انگیزه انتخاب آن

باید اذعان نمود از آن جهت این موضوع اهمیت دارد که کمتر شخصی ادبیات عرب این زمان را مورد تحلیل قرار داده است . در این زمان ادبیات عرب به نوعی دارای نقصان شده است چرا که از طرفی سلاطین به نوعی مخالفت خود را با ترویج ادبیات عرب اظهار داشته اند و از طرفی شاهان ایرانی زنده نگاه داشتن ادبیات فارسی را در اذهان خود پرورش می دادند. پس انگیزه بیشتر من جهت انتخاب موضوع فوق ارتباط کاری،تحصیلی و بررسی وضعیت ادبیات عرب در آن زمان میباشد لذا بر آن شدم که موضوع رابررسی نمایم.

1-4 سوالات فرضیه تحقیق

سوالاتی که برایم در این زمینه مطرح شد عبارتند از :

1- دوران صفویه و افشاریه و زندیه چه دوره ای می باشند؟

2- چه دانشمندان و نویسندگانی در این دوره در ایران می زیسته و فعالیت می کرده اند؟

3- آیا نمونه ای از شعرا در زمینه ادبیات عرب توسط نویسندگانی ایرانی موجود می باشد؟

4- سیر تاریخی ادبیات عرب ونقش دانشمندان و علما و مدارس در سه دوره فوق

فرضیه های تحقیق : شامل ادبیات عرب و چگونگی عدم شکوفایی در سه قرن فوق و نویسندگان در دوره مورد نظر ، علل فترت ادبیات عرب ، برخورد علما با ادبیات عرب ، چگونگی رفتار سلاطین با ادبیات عرب و علت پس رفت ادبیات عرب در این دوره.

1-5 روش تحقیق: کتابخانه ای و فیش برداری- اینترنت

1-6 قلمرو تحقیق : کتابخانه مجلس شورای اسلامی کتابخانه ملی- اینترنت- کتابخانه حوزه علمیه خوانسار.

1-7 مشکلات تحقیق : موجود نبودن تحقیق و پیشینه ای در رابطه با موضوع فوق.

عدم دسترسی به منابع کتب که در دوره فوق به نکارش درآمده.

فصل دوم

زبان و ادبیات عربی و فارسی در دوره صفویه و علمای قرن دهم

2-1 مقدمه

همواره تاریخ وادب مقوله ای پرجاذبه، زیبا و دوست داشتنی برای بشر به شمار میرود. همیشه انسانها به سرگذشت پیشینیان علاقمند بوده اند. و گاه به عنوان سرگرمی یا به منظور تجربه اندوزی از آن بهره می جستند. با نگاهی به کتابها و مطالب موجود در کتابخانه ها تعدد و فراوانی مطالب در رابطه با تاریخ قابل توجه است و بیشتر به چشم میخورد. به سبب انکه اغلب شاعران ایرانی با ادبیات عرب که مدیون قران و اموزه های دینی، بلاغی، حکمی و ادبی است مانوسند .بنابراین در طول تاریخ ادبیات ایران فارسی زبانان عربی سرای فراوانی را میتوان معرفی کرد و اثار انهارا بررسی نمود .

در روزگار معاصر، موضوع زبان وادب عربی در ایران ، هنوز چنانکه باید مورد بررسی قرار نگرفته است ، ولی در لابه لای آثاری که دربارة‌ تاریخ‌های ادبیات فارسی نوشته شده، اطلاعاتی عرضه گشته است، خاصه که در قرون اولیه‌ اسلامی تفکیک زبان و فرهنگ عربی و فارسی تقریباً محال بوده است و نویسندگان تواریخ ادبیات به ناچار از منابع فرهنگ عربی در این باره که آکنده از مایه‌های ایرانی است،‌ سود برده‌اند؛و باید از کتابهای زبان تازی که در میان ایرانیان ودر این باب است و هوشمندانه به موضوع پرداخته استفاده کرد، اما برخی به جای بررسی ادبیات عرب در ایران، فهرستی از بزرگان ایرانی عربی نویس تدارک دیده‌اند که هدفی جز بزرگ نمایی ایرانیان نداشته است.

فضای فرهنگی ایران از فتح اسلامی تا حدودی تحت تاثیر اذبیات عرب قرار گرفته وهمة فرهنگ دیرپای آن گویی تنها از مجرای بین النهرین سیل وار به رودهای خروشانی که در زبان عربی جاری بود، می‌پیوست و گویی سرزمین ایران بر اثر این انتقال،از مایه‌های فرهنگی وتاریخی خود تهی می‌گشت تا جای را برای ادب عربی ـ‌ دینی بگشاید.عربها که گروه گروه در ایران سکنی می‌گرفتند، زبان و ادب خود را به کار می‌بردندوآن را به کارگزاران و موالی خویش می‌آموختند؛پس باید گفت بی گمان زبان ادب نیز میان عرب‌ها و بسیاری از ایرانیانی که راهی به مراکز قدرت می‌جستند، عربی بود.به طوری که میتوان گفت زبان دولتی در ایران ودر قرن چهارم هجری عملا عربی بود

از آن سوی با توجه به آنکه تازیان ایران، در آغاز به لهجه‌های گوناگون سخن می‌گفتند و سپس عربی فصیح را، نخست به گونه‌ای طبیعی و با ممارست، و آنگاه در مکتب و مدرسه فرا می‌گرفتند، این امر وضع آنان را تا حدی به وضع فارسی زبانان عربی آموز شبیه می‌ساخت و هر دو گروه مجبور بودند رنج تحصیل را بر خود هموار سازند.؛از اینروست که زبان عربی رواج تمام داشت و تقریباً هیچ درباری، حتی سرای امیران و وزیران دست دوم و سوم، از شعر و ادب خالی نبود و مرزی میان ایشان و مراکز بزرگ عربی یا دستگاه خلافت وجود نداشت و رابطه و آمد و شد امری طبیعی بود، هیچ غریب نیست که شاعری یا ادیبی بزرگ از خراسان،که خود از مراکز مهم ادب عربی شد ، برخیزد و در این ادبیات بدرخشد.

پس تردیدی نیست که ادب عربی در ادب فارسی جریانی مداوم یافته، و ادب عربی نیز به نوبه خود از فرهنگ ایرانی بهره برده است. با این همه، گویی حائلی عظیم میان ادبیات دو جهان عربی و فارسی قد برافراشته است.

اما فهم موقعیت زبان عربی در ایران، در بسیاری وجوه آن، بدون پرداختن به ظهور و رواج ادب فارسی میسر نیست.

می‌توان دریافت که فارسی دری با گامهایی لرزان و بیشتر به پشتوانة عربی در حال تکوین است و به وادیه های گو ناگون ادبی و علمی وارد می‌شود. در این آثار هر چند واژگان عربی اندک است، ولی ساختار دستوری بیشتر عربی است و هر چه در زمان پیش می‌رویم، این حالت معکوس، وسپس تشدید می‌گردد: از قرن 5 ق به بعد پیوسته ساختارهای دستوری، فارسی‌تر می‌گردند، اما واژگان عربی، سایه‌ای سنگین و گاه مزاحم بر زبان فارسی می‌افکند. در پایان قرن 4 و‌ آغاز قرن 5 کشاکشی سخت اما نهانی میان دو زبان عربی و فارسی آغاز می‌گردد. از یک سو شعر و ادب عربی رواج بیشتری می‌یابد و کتابهای بزرگ علمی به این زبان نوشته می‌شود و چهره‌های تابناک و جاویدان ایرانی چون رازی، فارابی‌، ابن سینا، بیرونی و خوارزمی آثار بزرگ خود را به عربی می نویسند،‌ از سوی دیگر برخی چون ابوعلی سینا نیز ناچار می شوند به خواستة‌ مردم یا فرمانروایان ایرانی آثاری به فارسی بنویسند، یا برخی از آثار عربی به همین سبب به فارسی ترجمه گردد.

یکی از این دوره ها که این ویزگی و تعامل بین ایران و اسلام بیشتر صورت گرفت ،دوره صفویه است ،که ایران به صورت کانون گرم برای شیعیان سراسر جهان درامده و بسیاری از دانشمندان شیعه ازدیگر سرزمینهاروبه ایران اوردند. وبرخی از انها فارسی اموختند و ذواللسانین شدند.برخی نیز فارسی دان وعربی دان بودند و اثاری را پدیداوردند.مطالعه وبررسی این دوره تاریخی یعنی قرنهای دهم یازدهم و دوازدهم مورد نظر صاحب این قلم است

از این نظر تاریخ مانند ادبیات است که از اثار فراوانی برخوردار است ،این همانندی نشان میدهد که تاریخ و ادبیات نسبتی با یکدیگر دارند. ادبیات در بستر تاریخ پدید میاید وتاریخ رامی توان در سیمای ادبیات نگریست .

تاریخ ادبیات فارسی وتاریخ ادب عرب نیز به نحوی به سبب سرچشمه های مشترک وهمسنگی با همدیگر به نحو چشمگیری در هم تنیده اند ،به ویزه در سر زمین های اسلامی این رخداد روی داده است. لذا بر آن شدم که گوشه ای کوچک از سرگذشت این ادبیات را گردآوری کنم، بدین منظور در این فصل ضمن گذری برادبیات عرب کوشیده ام به این دوره تاریخی بپردازم. از این رو خلاصه ای از تاریخ صفویه ، افشاریه ، زندیه را بیان کردم ،انگاه وضع ادبیات و علوم در سده های دهم یازدهم و دوازدهم پرداخته ام وبه معرفی علما و دانشمندان هر قرن اقدام کرده ام، که زندگی انها بین سالهای 910 ه.ق تا1210 ه.ق بوده است .

هرچند در اثر جنگها و حتی حمله افغانها به اصفهان در دوره صفوی بسیاری از ارزش فرهنگی ایران زمین از بین رفته است و لیکن آثار معماری بسیاری که از دوره صفویه بر جای مانده است، که نشان از شکوفایی علوم در آن دوران در ایران دارد.

2-2 زبان و ادبیات عربی و فارسی دردوره صفویه

ادبیات در دوره صفویه در زمره ادبیات منحط به شمار می رود.زیرا صفویه را مشغله و گرفتاری پیش از آن بود که به شعر و شاعری توجهی داشته باشند.علایق فرهنگی آنان بر محور تبلیغات و تحکیم مبانی مذهب آمیخته با سیاست دور می زند، که از یک سو از راه تقویت علوم دینی و از سوی دیگر به وسیله ادبیات مذهبی انجام می گیرد و البته هر دو در مسیر تشیع پیش می رود.

نباید نادیده گرفت ،که قبل از برآمدن این سلسله بخش قابل توجهی از ملت پیرو تسنن بود ،بدیهی است که نه آسیای مرکزی و نه افغانستان و نه هندوستان که همگی کشورهای سنتی مذهب بودند. نمی توانستند در هماهنگ ساختن ادبیات با مذهب تشیع که لازمه ی سیاست خاص شیعی بود،وفق دهند. به عبارت دیگر ادبیات از جنبه بین المللی خود خارج شد و به تدریج جنبه ای صرفاً فازسی پیدا کرد.

با آنکه زبان خانوادگی صفویه ترکی بود زبان فارسی اهمیت خود را از دست نداد. زبان فارسی در نگارش مسائل دینی هم که قبلا" فقط به زبان تازی نگاشته می شد، به کار رفت .صرف نظر از این قسمت نثر دوره صفویه دنباله ی مستقیم در نثرقبل از ان دوره است.

سروده هایی که در نیایش پیامبر (ص) در مدح علی (ع) و اشعاری که در رثاء آنان سروده می شد، جای قصاید مدیحه و غزلیات دنیوی را گرفته است .

پس اختلاف شعر و ادب این دوره بادوره های پیش در این است که قبلا" ادبیات روی هم رفته پر مایه تر بود، این کم مایگی را می توان نشانه ای یک انحطاط واقعی دانست. ولی از سوی دیگر چنانچه در سبک نوین هندی ،که تا حدودی جانشین سبک خراسانی و عراقی گشته است، فضایی عمیق تر به وجود آورده بود.

حال با بر آمدن دوره صفویه امور شدیداً متمرکز می شود. آنان عقاید مذهبی را تحت اصول معینی قرار داده و به یکسان ساختن آراء عمومی می پردازند ،و به موازات آن به طور کلی تحصیلات را مقید می سازند.

تحصیل علوم دینی غایت آمال جوانان عصر صفوی است و هدف آنان مجتهدی توانا شدن می باشد. (یان و یبکا ، ترجمه شهابی 1354، 465)

از این رو نظر به اینکه شاهان صفویه کمر به توسعه متصرفات خود داشته اند ،تفکرات و دید عرفانی از عرصه شعر وادب رخت بر می بندد.

در دوران صفویه که نزدیک به دو قرن و نیم طول کشید تنها دو پادشاه لایق وجود داشت و تا حدودی فقط در عصر شاه عباس ،اوضاع تا حدودی برای شاعران مساعد بوده و در عرصه های بعد شاعران به کشور هند کوچ نموده در آنجا به فعالیت می پردازند، که این امر، دلیلی بر نامساعد بودن ادبیات و سبک ادبی در این دوره می باشد.وهمچنین ترک تازی افغانان تباهی بی حد و حصری به بار آورد، و به حیات فرهنگی و ادبی ضربات سهمگین وارد ساخت ،که اثراتش مدتها بر جای ماند .(همان منبع ، ص 484).

در دوران حکومت ناتوان شاه سلطان حسین و در پایان غم انگیز صفویه و در عهد کشور گشایی های نادری فتوری کاملاً چشمگیر و توجیه پذیر دامنگیر ادبیات می گردد. (همان منبع ، 489).

در دوره صفویه، تعداد ایرانیانی که به زبان تازی (عربی) شعری می سرایند به حداقل می رسد، لکن این زبان هنوز مقام خود را در علوم طبیعی علوم دقیقه و بعضی علوم انسانی حفظ می کند. مستحکم ترین جایگاه های زبان عربی علم کلام، فقه و فلسفه است، ولی در دوران صفویه که تبلیغات نیرومند شیعه به عنوان مذهب رسمی دولت طبقات بزرگ جامعه را تحت تاثیر قرار می دهد ، فارسی مخصوصاً در علم کلام و فقه نفوذ می کند. (همان منبع ، 501).

در قرن دهم و یازدهم شیوه کار علوم ادبی همان است که در قرن هشتم بود، یعنی تلخیص وحاشیه نویسی و شرح کتب درسی و گاه تنظم قواعد ادبی زبان عربی ،که به منظور آسان نمودن کار معلمان صورت میگرفت. در این زمان نکته ای که قابل شرح است ،کاسته شدن از میزان تالیفات به زبان عربی و افزوده شدن بر شمار کتابهای فارسی در زمینه علوم ادبی است و این خود نشانه ای از ادامه داشتن گسیختگی ارتباط ایرانیان در زیر سلطه مغولان و ترکان جغتایی در قلمرو و رواج فرهنگ عربی اسلامی است.( صفا ، 1364 ، 110).

دراین زمان حاکمان شرع ومجتهدین در نظر سلاطین صفویه از احترام خاصی برخوردار بوده اند، چراکه در نظر آنان یک تن مجتهد، نایب امام عصر (عج) بود، وآن حضرت را صاحب ملک میدانستند، وکسی را حق این نبود، که در ملک امام بی اذن آن حضرت ویا اذن نایب او دخل و تصرف نماید، و چون امام زمان (عج)غایب است اذن مجتهد جامع الشرایط نایب آن حضرت است، که در میان مسلمین حافظ حدود الهی باشد(فاضلی خوانساری ، 1378، 22)

از این لحاظ تدوین کتابهایی در صرف و نحو عربی در این عهد به شیوه دیگر دانشها، و نگارش شروح و حواشی به آثار علمای گذشته متصور بوده است و مقصود از این حاشیه نویسی ها و شرح و و حاشیه بر شرح، همواره خدمت به طالبان علم در مدارس و تسهیل کار در فراگیری بوده است ، همچنانکه در سایردانشها باب شده بود.در صرف و نحو عربی هم ،ترتیب دادن دفترهای به پارسی یا حتی منظومه های پارسی در درک قواعدزبان فارسی معمول اهل زمان بود (صفا ، 1364 ، 114).

پس در زمانی که صفویه دولتی عظیم و متحد در ایران تشکیل دادند، علم و حکمت و ادب در این کشور در حال جان سپردن بود (حلبی ، 1381 ، 603).

از این روآثار حمله مغولان و استیلا و ستمگری های تیمور لنگ انحطاط و تنزل علمی و ادبی ایران را در عهد صفویه کاملاً ظاهر ساخت ،و شاهان صفوی علی رغم ایجاد دولتی منسجم بر اساس وحدت ملی و دینی و علی رغم ایجاد اعتباری فوق العاده برای ایرانیان به علت قدرت طلبی و فرقه سازی و ترویج تعصب مذهبی شدید به آزار برخی از حکیمان پرداخته وتعدادی از مدارس تدریس حکمت و فلسفه را ممنوع کردند ، این پادشاهان از فهم شعر درست و لطیف به کلی بی نصیب بودند، به همین جهت ادبیات در عهد آنان به منتهای پستی افتاد و شعر و نثر این دوره به استثنای یک عده کتابهای تاریخی که تحت تاثیر سبک هندی قرار گرفت ،مابقی و نمونه های آن قابل قیاس با متوسط ترین آثار ادبی پیش از صفویان نیست .(همان منبع ، 602).

شکی نیست که در عهد صفویه ادبیات و حکمت به پایه پستی افتاد ،و حتی یک شاعر درجه اول هم در این عصر به ظهور نیامد ،که بزرگترین علت این قضیه ظاهراً این است که سلاطین صفویه به حسب نظرات سیاسی و ضدّیتی که با دولت عثمانی داشتن،د بیشتر نیروی خود را صرف ترویج مذهب شیعه و تشویق علمایی که از علم اصول و قوانین این مذهب اطلاعات کامل داشتند می نمودند. اما اگرچه علمای مزبور تلاشهای زیادی را در امور مذهبی به کار بردند، که نتیجه آن وحدت سیاسی مملکت شد و اساس ایران فعلی را بر پا نمود که ساکنانش به طور کلی دارای مذهب و لسان و نژاد واحد هستند.لیکن از طرف دیگر از لحاظ ادبیات و شعر و عرفان و حکمت و به قول خودشان هرچه متعلق به کمالات بود در مقابل شرعیات نه تنها در توسعه و ترقی آن کوشش نکردند بلکه به نوعی به آزار و اذیت نمایندگان کمالیات پرداختند (همان منبع ، 606) لازم به ذکر است که علت فقر زمان صفویه از شاعر نامدار بیشتر نبودن مشوق و مربی است تا فقدان ذوق ادبی هنرمند(نسیم عربی، 1385، 62)

حال با توجه به اینکه دوره افشاریه وزندیه در ادامه وهمزمان بادوره صفویه بوده است چنین به نظر میرسدکه انحطاط ادبی دراین دوره ها نیز دامنگیر ادبیات میگردد ومیتوان بیان نمود، که دردوره افشاریان و زندیان ،اثر درخور توجه یا عالم توانای ظهور نکرده وناپایداری ادب و ادبیات مشهود است.

  • 2-3 تاریخ صفویه

شیخ صفی الدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرین‌کلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بود که در منطقه مغانساکن شده بود. زبان مادری شیخ صفی‌الدین تاتی(تاتی یکی از گویش های ایرانی از ریشه پهلوی میانه است این گویش هنوز در بخش هایی از اذربایجان رواج دارد) بود و اشعار تاتی او امروزه در دست است. تاتی یکی از زبان‌های ایرانی و زبان بومی آذربایجان بوده‌است.(قدیانی 1381 - 550)

دودمان پادشاهی صفویه، به وسیله شاه اسماعیل اول، با اتکا بر پیروان طریقت تصوف علوی بوجود آمد. این پیروان که عمدتاً از ایلهای ترک بودند ،و بعداً به قزلباش‌ها ملقب شدند، بر سر اعتقادات خود سالها به طرفداری از آق‌قویونلو‌ها و قراقویونلو‌ها درگیر جنگهای پیاپی با دولت عثمانی بودند. اسماعیل جوان نوه شیخ جنید، پسر شیخ صفی الدین و نوه اوزون‌حسن آق قویونلو تحت آموزش بزرگان قزلباش (موسوم به اهل اختصاص) پرورش یافت و رهبر دینی آنان بشمار می‌آمد.مهم‌ترین عامل قدرت صفویه بودن قزلباشان تا پیش از جنگ چالدران بود که در واقع نوعی الوهیت برای شاه اسماعیل قائل بودند، بود. که با شکست در جنگ ، این اعتقاد آنها رو به سستی نهاد.

و پس از آن رسیدن ایرانیان به مرزهای طبیعی خود، و در بعضی مواقع به ویژه در عهد پادشاهی شاه عباس بزرگ و نادر تا مرز دوران ساسانیان به ایران شکوه و جلال پیشین را باز گرداند.

برخی میپندارند، تشکیل دولت صفوی زیانی بزرگ برای جهان اسلام بود، بدین معنی که با رسمی کردن تشیع، و ضعیف ساختن تسنن، یکپارچگی مذهبی سرزمینهای اسلامی را که تا آن دوران باقی مانده بود، از میان برد و آن محیط پهناور و یگانه جغرافیایی را از میان قطع کرد و به خطر انداخت.(قزوینی و دیگران،1379 ، 109)

واز سوی دیگربرخی معتقدند ،تشیع که پیشتر نیز یکبار در عهد ال بویه به وسیله ایرانیان پایه گذاری شده بود، بار دیگر حیات نو یافت ،و ایران را از نظر جغرافیایی به صورت ملیت واحد بادین رسمی واحد پس از ساسانیان هویت بخشید، و ایرانیان با پیروی از ائمه اطهار تنها کشور شیعه را بنیان نهادند، که تاکنون پاینده و سرافرازانه به پیش میرود.(میرباقری ودیگران، 1381 30،) از نظر تاریخ ایران معاصر، دولت صفوی دارای دو ارزش اساسی و حیاتی است: نخست ایجاد ملتی واحد با مسئولیتی واحد در برابر مهاجمان و دشمنان، و نیز در مقابل گردنکشان و عاصیان بر حکومت مرکزی؛ دوم ایجاد ملتی دارای مذهبی خاص که بدان شناخته شده و به خاطر دفاع از همان مذهب، دشواریهای بزرگ را در برابر هجومهای دو دولت نیرومند شرقی و غربی تحمل نموده است. در این مورد، مذهب رسمی شیعه دوازده امامی، همان کاری را انجام داد که اکنون ایدئولوژیهای سیاسی در تشکیل حکومتها می‏کنند.(قزوینی و دیگران1378-109)

از اینرو در این دوره رشته اصلی و اساسی این پیوند ملی، مذهبی، تشیع بود، چنانکه اهل سنت ایران که در عهد شاه اسماعیل اول و شاه طهماسب زیر فشارهای سختی بودند، بقای دولت عثمانی و ضمیمه شدن ایران را به خاک آن دولت آرزو می‏کردند. (امینی 1346-74)همچنین این دوره یکی از دوره هایی است که در آن می توان به خوبی ارتباط میان دین، سیاست و آموزش عالی را دریافت که مربوط به سلسله صفویه است.(الماسی 1357-20)

حال با پیدایش این دولت که باید آن را سرآغاز عصر تازه ای در حیات سیاسی و مذهبی ایران دانست، باعث گردید، استقلال ایران بر اساس مذهب رسمی تشیع و یک سازمان اداری نسبتا" متمرکز تامین گردد. گذشته از تاسیس و استقرار حکومتی مقتدر، این دولت زمینه ای را فراهم ساخت تا خلاقیت های فرهنگی و هنری معماری تداوم و امکان تجلی و رشد یابد و نمونه های بدیعی از این امور (به ویژه در زمینه هنر و معماری) پدید آید. در زمینه های دینی و مذهبی دوران شاه طهماسب دوران بسیار خوبی برای سلسله صفویه به حساب می آید. زیرا این پادشاه توانست هم تشکیلات قدرتمند حکومتی را تحکیم بخشد و هم به امور دینی و مذهبی رسیدگی کند. در دوران حکومت شاه طهماسب مرزهای ایران تثبیت شد، صلح و دوستی میان کشورهای ایران، عثمانی، هند و اعراب برقرار شد. این صلح و آرامش طولانی به شاه طهماسب فرصت داد تا سازمان اداری و نظامی و اقتصادی دولت صفوی را بر پایه مستحکمی بنا کند. پس از وی دردوران حکومت شاه عباس اول نیز ایران به شرایط مناسبی از جنبه های اقتصادی، علمی، فرهنگی، و هنری، نظامی، و اجتماعی دست می یابد پایتخت صفویان در این دوران شهر اصفهان بوده وتا دوران شاه سلطان حسین ادامه یافت در همین دوران اشرف افغان توانست تا شهر اصفهان بتازد و تاج و تخت را از آن خود نماید. (اینترنت)

2-4 پادشاهان صفوی

شاه اسماعیلاول(905 الی930 ه ق) ، شاه طهماسب اول(930 الی984 هق)، شاه اسماعیل دوم(984 الی 985ه ق)، سلطان محمد خدابنده(985 الی 996 ه ق) ، شاه عباس اول(996 الی 1038 ه ق ) ، شاه صفی(1038 الی 1052 ه ق)، شاه عباس دوم(1052 الی1077 ه ق) ، شاه صفی دوم ، شاه سلیمان(1077 الی 1105 ه ق ) ، شاه سلطان حسین(1105 الی 1135 ه ق) ، شاه طهماسب دوم(1135 الی 1145 ه ق)، شاه عباس سوم(1145 الی 1148 ه ق)، شاه اسماعیل سوم(1163 الی 1165 ه ق )( بیات ، 1383، 361)

2-5 مدارس دوره صفویه و مراکز علم و تربیت

به علت رواج شیعه و تربیت حافظه دین یاوری، در اوایل قرن دهم با توجه به دوره های گذشته مسجد ومدرسه وخانقاه که تعداد این مکانها زیاد بود، احداث یا مرمت شد، خواه آنهایی که به دست سلاطین و خاندانشان بنا شده بود یا انهایی که توسط امرا احداث گردیده بود و این ابنیه ها از جمله اثار خیر و موقوف بر تعلیم علوم شرعی دارای کلاس ، مسجد و محل سکونت برای طلاب علوم دینی و خدمتگزاران انها بوده است و موضوع درسها علوم شرعیه و ادبیات عرب در باب مقدمه کار و بر مبنای کتب درسی قرن هفتم و هشتم شامل تلخیصها ویا شروح و حواشی انها بوده است، که خالی از هر گونه تفکر و ابداع ویا تحقیقات تازه است و تکرار و تغییر و تقلید از گذشتگان و منازعات ومشاجرات لفظی و غیره میباشدو مجالس مناظره و مباحثه با روش فوق بوده است در امتحانها، آزمایشهایی که ازعلما یا متعلمین میشد. به شیوه اکتفانمودن به سطوح و متون بود واخرین مرتبه ایکه از معلم خواسته میشد اجتهاد در یک قول با یک متن بوده است. (صفا، 1369، 85ج4) که در ادامه تعدادی از مدارس را معرفی میکنیم.

در دوران صفویه دو مرکز اصلی برای آموختن حکمت و پدید آوردن اثرهایی در این زمینه وجود داشت و آن اصفهان و شیراز بودکه در پایان قرن نهم و آغاز قرن دهم در پرتو تلاش ملا جلال دوانی (958ه ق)و حوزه تدریس او،و به سبب تربیت شاگردان مشهوری که زیر دست داشت فعال بودو نیز بر اثر کوشش های که صدر الدین محمد بن ابراهیم دشتکی شیرازی (903ه ق) در نشر علوم و تربیت طالبان علم و حکمت و کلام داشت و همچنین با وجود عالمان و ادیبان دیگر، اهمیت و ارزشی را که از اوان حمله مغول کسب کرده بود همچنان ادامه میدادو چون نوبت تعلیم به امیر غیاث الدین منصور پسر صدر الدین محمد مذکور رسید بر میزان اهمیت فلسفی بسی افزوده شد. و باظهور ملا صدرای شیرازی و استقرار حوزه تعلیمش در شیراز این اهمیت به مرتبه اعلا رسید

اما اصفهان با علاقه شاه عباس اول برای جلب عالمان بزرگ به زودی مرکزدانشهای منقول و معقول شد. واز همان زمان استادان بزرگی چون شیخ بهایی ، میرداماد ودیگران با شاگردانی که در خدمت داشتند در آنجا گرد آمدند و در همین زمان بود که مکتب جدیدی از حکمت که میتوان آن را مکتب فلسفی اصفهان نامیدپی ریزی شد وبه سرعت چنان ارزش و اعتبار یافت که عالمان علم وحکمت را از دور و نزدیک به سوی خود کشاند و حتی با انقراض دولت صفوی وانقلاباتی که بعدازآن رخ داد همچنان به قوت خود باقی ماند. (فاضلی، 1378 ، 25)در این عصر مراکز تعلیم و تعلم منحصر به مدارس و مساجد بود و مساجد این دوره به گونه ای ساخته شده بود که در اطراف حیات آن حجره های بسیاری برای سکونت طلاب در نظر گرفته شده بود و چنان این امر در دوره صفویه رواج داشت که بسیاری از سلاطین مدارس یا مساجد ی را به نام بعضی از علماء بنا مینهادند که از مهمترین انها مدرسه ملا عبدالله تستری ، مسجد شیخ لطف الله ، مسجد حکیم ومسجد قاضی هندی را میتوان نام برد.کهتعداد این مدارس بالغ بر 30 مدرسه و 180 مسجد بود. (همان منبع، 25)

مریم بیگم صفوی همسر شاه طهماسب مدرسه ای درخوانسار ساخته که هنوز باقی است. این مدرسه از قدیمی ترین مدرسه علمیه خوانسار است که در دوران صفویه مهد علما ودانشمندان فراوانی بوده است. (میر محمدی، 1380 ، 12) همچنین مدارسی درشیرازبود ،که عبارتنداز:مدرسه هاشمیه ، حکیم ، مجید ، مقیمیه و مدرسه خان که مهم ترین مرکز علمی ایران تا پایان حیات ملاصدرابودو طالبان علم را از دور و نزدیک به خود جلب می نمود. و مدارسی از قبیل - امامیه – ایمانیه –تقویه – خنجیه – زینبیه – شرافتیه – محسنیه –محمدیه نیز از جمله آنها هستند .

مدارس اصفهان شامل مدرسه چهارباغ که فعالیتهای علمی و اموزشی داشته و مجمع دانشمندان و فلاسفه و عرفای بزرگ جون شیخ بهایی ، میر داماد ، میر فندرسکی ، ملا صدرای شیرازی ، محمد باقر مجلسی ، ملا محسن فیض کاشانی بوده است. (دورانی 1384 -102)

وهمچنین مدرسه ملا عبدالمحمد ( متوفی 1022 ق) و مدرسه جده بزرگ و کوچک بودو مدرسه نواب ،مدرسه ملا محمد باقر، مدرسه میرزا جعفر و مدرسه خیرات خان در مشهد بود. (همان منبع 102)

6-2 مهاجرت علمای عرب زبان به ایران وتاثیر ادبی انها

شاید بتوان گفت هجرت پیوسته فقهای جبل عامل لبنان و بحرین و حله به ایران وقرار گرفتن در کنار شاهان صفوی خود زمینه مساعدی برای ترویج ادبیات عرب در ایران رافراهم نمود و هرچند که این فقها و دانشمندان باورود به ایران وبا فرا گرفتن زبان فارسی جایگاه خود رادر نزد دولت مردان مستحکم کردندولی به لحاظ اینکه زبان اصلی انها عربی بودباعث ترویج زبان و ادبیات عرب در ایران شدند . تعلیم علوم شرع و نیاز مبرم به هجرت و کسب فیض و ارتباط این قشر از عالمان دیدگاه خاصی رادر ایران به وجود اورد وهمچنین با توجه به زمینه های مساعد بوجود امده توسط دولت صفویه در زمینه تشیع دعوت ازاین عالمان به خصوص جبل عامل مهیا گشت و به دنبال ان مهاجرت این علماءو بهره مند شدن از نیازهای مادی از نواحی یاد شده به ایران اغاز شد و گروه گروه از انها به اتفاق خانواده هایشان به شهرهای بزرگ ایران که مرکز علم وادب بود کوچ کردند ودر ان شهرها مقیم وساکن شدند و با توجه به عرب زبان بودن علمای مهاجر و لزوم اصالت نگری انها وعرق خاص داشتن به زبان عرب وشاید نوعی افتخار به ان و هویت بخشی به خود باعث گردید انان فرهنگ اجتماعی عرب رادر ایران شکوفا کنندو به همین دلیل کتب و تالیفاتی که از خود بر جای گذاشته اند به زبان عربی می باشد.

بانگاه و بررسی کتب دانشمندان وعلماء مهاجر و تربیت یافتگان انها به این واقعیت میرسیم که چه اندازه نوشته های انها تحت تاثیر این ادبیات بوده به طوری که منشاء عنوان تالیفات از کلمات و ادبیات عرب گرفته شده است واستفاده از لغات عربی در تالیفات فارسی این دانشمندان نیز کاملا به ظهور میرسدودامنه و وسعت استفاده از کلمات عربی و ترکیب ان با لغات فارسی باب تازه ای را در ادبیات مفتوح میسازند نمونه های از عنوان کتابهایی که این مطلب را برای مااشکارمی سازد زیاد میباشد مانند مشرق الشمس و اکسیر السعادتین ، مفتاح الفلاح از شیخ بهایی، وسایل الشیعه و هدایه الامه و نزهه الاسماع از شیخ حر عاملی، رساله حشر العوالم و رساله فی الحرکه الجوهریه از ملا صدرا، محجه البیضا از فیض کاشانی، بحار الانوار از مجلسی و بسیاری از تالیفات دیگر که از عالمان به جای مانده این مطلب را برای ماآشکار میسازد(ایترنت).در این دوره علمائ ودانشمندان بسیاری ظهور کرده اند که مهمترین انهارابه ترتیب تاریخی به همراه شرح حال مختصر و اثاری از انها را معرفی می نمایم.

2-7 ادبیات و علوم در اوایل قرن دهم

ظاهرا علوم و ادبیات در این دوره از نظر ظاهری وضعیت نسبتا خوبی داشته است .امااگر به لحاظ ذاتی یا به عبارتی معنوی به ان نگاه کنیم وضع مطلوبی ندارد. یعنی از نظر تفکرات نو و ابتکارو تالیف های مهم و پایدار بودن آن چندان مورد پسند واقع نمی گردد،زیرا که در دوران ماقبل آن مردم مورد هجوم قتل غارت قرار گرفته اند و ویران گری هایی که توسط ترکان ایجاد شدو چون انها خالی از هر گونه فصاحت و بلاغت بودند و نظامهای وحشیانه بر ایشان حاکم بودودر نتیجه معاشرت بااین دسته ازمردم پایه های علم و ادب را سست و بی مقدار گردانید. حال با چنین وضع و دیدگاهی چگونه میتوان انتظار داشت، دانشمندان با ابتکارات وخلاقیتی تازه با تالیفاتی مهم و پایدار به وجود اید. به هر تقدیر خرابی های حاصل از تهاجم و وحشی گری های ان زمان باعث سست شدن پرورش انسانهایی دانشمند و وآرسته شده است و بالطبع ادبیات و علوم دچار نقصان و تزلزل گردیده است ولذادر اوایل قرن دهم علما و دانشمندان دارای صفت جامع بوده وصاحب عنوان ذیفن ومبتکر نبودند. (صفا، 1364، 1)

از ویزگیهای علمای این دوره کوشش درراه جامعیت بود.یعنی رسیدن به درجه ای که مرحله نهایی ان تلقی میشد و چنین مرحله ای حاصل نمیشد، مگر با دانستن یک دوره کامل از همه دانشها یی که به تدریج در تمدن اسلامی رسمیت و مورد قبول عموم مردم قرار گرفته بود. و مقدماتی از طبیعی و ریاضی و بحثهایی که در حکمت نزد مسلمانان مقبول بود و همراه کردن انها با همه دانشهای شرعی از قبیل تفسیر ، حدیث، کلام ، فقه و مقدمات با مطالب جنبی هر یک مورد نظر بود.

در این دوره بسیاری از علماءرا میشناسیم که جامع منقول ومعقول بوده ودر بیشتر آن دانشها اثر هایی از خود باقی گذاشته اند، که از جمله این عالمان میتوان غیاث الدین منصور دشتکی ، میر داماد، صدر الدین شیرازی ، ملا محسن فیض کاشانی و چند تن دیگر را نام برد.(فاضلی خوانساری، 1378، 22)

در این برهه از زمان عالمان متون را خوب درک میکردند و بر ان شرح یا تفسیر مینوشتند ودر نهایت بر ان شرح نوشته و انرا مختصر میکردند و سپس با نظر تخلیص پیش رفته وبرای تخلیصها نیز شرح و تفسیر می نوشتند ودر مدارس برای طلبه های علوم استفاده میکردند تابعد از ان مجددا این دایره تکرار شده و افراد دیگر برای نقل علوم معقول و منقول به پا می خواستند.واینست سرگذشت دوره ممتدی از توقف علم وانحطاط فکر در ایران که تنها فایده آن نگهداری سنتهای علمی وادبی و پیشگیری از اضمحلال و فنای قطعی انها بود.توقفی که از قرن ششم تا قرن چهاردهم هجری به طول انجامید با این توضیح که در این عهد اگر از کسی به عنوان علم یا ادیب سترگ یاد کنیم، به تناسب آن زمان سخن گفته ایم و منظور و مقصودکسی است که از دیگران بیشتر و بهتر میدانست و دانشهای خودرا بهتر در معرض نمایش قرار میداد نه کسی که بیشتر از دیگران معضلات علمی را حل کرده و راههای تازه تری برای رسیدن به نتایجی بهتر و تازه تر نشان داده باشد. (صفا 1364، 81)

در هر صورت برای این عهد انحطاط ذوق لطیف و اندیشه بلند ایرانی راه افول می پیمودو ذوق فکری برای هنرهای تجسمی مانند نقاشی – معماری و کاشی سازی سوق پیدا کرده بود. لذا با تدبر در این دوره به نظر میرسد، که چگونه وقت تحقیقات علمی به بحث و الفاظ میگذشت و میزان علم علما تا جه حد بوده و سطوح علمی و متون متوقف شده و از مقاصد علمی باز مانده است. نکته ای که قابل ذکر است اینست که علاقه عده ای از سلاطین و امرا به علم و ادب، بیشتر به منظور این بوده است که به درباریان وجاهت علمی بدهند وبه ان مباهات نمایند. در این دوره کتابها ورسالهای دیگر در لغت عرب به صورتهای گوناگون مثل مجموعه های لغت،فعل،مصدر ، اسم وهمانند اینها دردست است که بیشتر انها برای اسان نمودن زبان عربی فراهم شده است . کتابهای اصلی صرف و نحو عربی که در حوزه های درسی این دوره رواج داشت، مانند قرن نهم همان کتب معتبر درسی است که در سده های هفتم و هشتم هجری فراهم امده بود. به همین سبب دنباله کار شرح نویسی و حاشیه پردازی بر آنها در این دوران گرفته شده و گروهی در ایران به ان سرگرم شدند. مثلا" شرحی که نورالدین عبدالرحمن جامی (898)بر کافیه به نام الفوائد الضبیان نوشته همچنین عبدالغفور لاری (912)و عصام الدین اسفراینی (943) بر انها حاشیه نوشته ان که بیشتر انها را کاتب چلبی در کشف الظنون به عنوان الکافیه فی النحو یاد کرده است (همان منبع، 8)

2-8 علماء قرن دهم ه ق

2-8-1 الکرکی المحقق الثانی

علی بن الحسین عبد العال العاملی نورالدین در عهد شاه طهماسب به فارس سفر کرد و سپس در اصفهان به مقام شیخ الاسلامی رسید از این رو نفوذ فراوانی در دربار حکو متی داشت ودر سال 945 وفات یافته است

وی اثار گرانقدری به زبان عربی ازخود بر جای گذاشته است که عبارتند از:

1-رساله نفحات لاهوت -الرساله فی اثبات انه یجوز لعن السنه با عتبارهم غیر مومنین،2- کتب ملاحظات علی کتاب نافع3-الجعفریه فی احکام الصلاه4- جامع المقاصد 5-جواب المسایل 6-حاشیه علی مختلف العلامه7- حاشیه علی محتصر نافعع8- حاشیه علی الا لفیه9- خلل الصلاه10- رساله فی صلاه الجماعه 11- الرساله النجمیه فی اصول الدین و مسایل الصلاه12- مناسک الحاج13- ضیغ العقود 14- رساله فی احکام اراضی دایره 15 – قاطعه اللحاج فی حل الخراجوالف حفیده حسین الکرکی رفع المناداه فی التفضیل والمساواه(الزنوزی، 1386 ، 174)

2-8-2 غیاث الدین شیرازی

امیر غیاث الدین منصور بن صدرالدین شیرازی حسینی دشتکی از دانشمندان ومناظران بزرگ سده دهم در فلسفه وکلام ومنطق وریاضیات وفلکیات و فقه در زمان شاه طهماسب بودومرگ وی در سال 948 ه، ق اتفاق افتاده است (صفا، 1364 ، 300)

انچه از توجه به کتب دشتکی بر می اید این است که در فلسفه روش اشراقیان و مذهب اهل عرفان را میپسندیده ولیکن در فلسفه مشاءنیز صاحب نظر بوده است (حلبی ، 1381، 614)

تالیفات او عبارتند از:

1-حجه الکلام در مبحث معاد 2- المحاکمات در دوجلد 3-شرح هیاکل نور 4-تعدیل المیزان در منطق 5-الوامع والمعارج در هیات وفلک 6-التجرید در حکمت الهی 7-معالم الشفا در طب والشافیه 8-رساله السفیرفی الهیاه9-حاشیه برالهیات شفا در حکمت 10-حاشیه بر شرح اشارات طوسی 11-اخلاق منصوری 12-رساله ای در تحقیق جهات 13-الاساس در هندسه 14- رساله ای در قانون سلطنت 15-تفسیر سوره هل اتی 16- مثالات العارفین در تصوف وکتابها ورسالاتی که به اومنسوب است که خوانساری در روضات به ان اشاره کرده است (حلبی 138، 1 ، 613)

2-8-3 کمال الدین اردبیلی

حسین بن شرف الدین عبدالحق اردبیلی از بزرگان علم معقول و منقول معاصر شاه اسماعیل فیلسوفی بزرگ در حکمت، علم، ریاضی و همچنین در عرفان وتصوف قدمی راسخ داشته است . او در علوم مختلف به سه زبان تازی پارسی وترکی اثاری سودمند نوشته است وی در سال950 ه ق دار فانی را وداع گفت و اثار زیر را از خود باقی گذاشت

1-شرح نهج البلاغه به فارسی 2-فی فضل الائمه الاثنی عشر 3- رساله ای در امامت به ترکی 4-تفسیر الهی فارسی5- حاشیه بر شرح مطالع وشمسیه 6-شرح تهذیب علامه حلی 7-حاشیه بر شرح چغمینی در فلکیات 8-حاشیه بر تحریر اقلیدس در هندسه 9-تلخیص تحریر اقلیدس (همان منبع 616)

فصل سوم

زبان و ادبیات عرب در قرن یازدهم و علمای این قرن

3-1 مقدمه

در این فصل ضمن بررسی وضعیت زبان و ادبیات عرب در قرن یازدهم که همزمان با قرن دوم حکومت صفویه می باشد ،‌ به ویژگی های عالمان این سده پرداخته ام و چون در این دوره عالمان مشهور و مهمی همچون شیخ بهایی ، میرداماد ، ملاصدرا و فیض کاشانی ظهور کردند به بیان سرگذشت آنها و تعداد دیگری از عالمان می پردازیم و نمونه هایی از شعر و نثر برخی از آنها و تعداد دیگری از عالمان می پردازم و نمونه هایی از شعر و نثر برخی از آنها را بیان می نمایم شایان ذکر است که در این قرن به علت ثبات دولت صفویه عالمان با فراقت بال سعی در نشر علوم داشته و اثرهای گران سنگی به وجود آورده اند.

3-2 زبان وادبیات عرب در قرن یازدهم در ایران

از ابتدای قرن دهم و همزمان باتشکیل دولت صفویه و ادامه آن در قرن یازدهم نوعی تجدید نفوذ فرهنگ عربی در ایران به وجود امد، زیرا با بررسی تاریخ های قبل همچنین تاریخ ادبیات عربی عباسی دوم و همزمان با انقراض دولت عباسی نوعی عدم ارتباط بین ایرانیان و مرکزیت دولت عربی به وجود امد، که این گسیختگی در قرن هشتم، نهم و اوایل قرن دهم ادامه داشت .

با روی کار امدن دولت صفویه به بعضی جهات که به شرح ان میپردازیم موقعیت مناسبی جهت نفوذفرهنگ و ادب عربی از طریق اموزش و گسترش علوم در میان طبقه تحصیل کرده ایران به وجود امد، وآن تقویت ورسمیت یافتن شیعه دوازده امامی توسط دولت صفویه بود . ایرانیان چون شیعه بودن را مذهبی نو و بی سابقه وآرمان گرا مطابق طبیعت فطرت حق طلبی خود میدانستند، به شیعی بودن گرایش پیدا کردند، که این خود لازمه دریافت اطلاعات اموزش و نوعی رهبری دراین امر بود و چون شیعه در دوره های قبل بیشتر درسرزمینهای جبل عامل بحرین و چندین شهر بزرگ عراق رشد و نمو پیدا کرده بود و عالمان بزرگ دران سرزمینها پدید امده بودند. آن شهرها وکشورها و ناحیه ها ی خاص، مرکز اصلی عالمان شیعه بودکه همگی غیر ایرانی بوده اند .

پس در نهایت این تشیع نوظهور در ایران نیاز مبرم به کسب فیض و ارتباط با این قشر از عالمان را بر خود لازم می دانست، و با توجه به زمینه های مساعد بوجود امده توسط دولت صفویه در زمینه تشیع، دست نیاز ابتدا با دعوت ازاین عالمان ،علی الخصوص جبل عامل مهیا گشت و به دنبال ان مهاجرت این علماءو بهره مند شدن از نیازهای مادی از نواحی یاد شده به ایران اغاز شد و گروه گروه از انها به اتفاق خانواده هایشان به شهرهای بزرگ ایران که مرکز علم وادب بود، کوچ کردند. ودر ان شهرها مقیم وساکن شدند.

اگر کسی بخواهد از شمار این خاندانهای مهاجر نظری اجمالی کسب کند تنها با مراجعه به کتاب امل الامل تالیف حر عاملی کافی است .درآن کتاب نام بیش از یکهزار و یکصد تن از عالمان ذکر شده که جز چند تن معاصران ایرانی نزاد مولف کتاب امل الامل و گروه معدودی از عالمان تسنن ،مابقی همگی از جبل عامل ، بحرین ، الاحساءو از عراق عرب آمده ودر ایران سکونت گزیدند و به تعلیم وتالیف اشتغال ورزیده بودند که یکی از انها مولف کتاب فوق بود. (صفا1364 ج5 127)

لازم به یاداوری است که شیعه در زمان ال بویه در ایران رونق بسزایی داشته است که این زمینه مساعد در زمان صفویه نیز بروز کرده و مقدمات پیشرفت شیعه رادر ایران فراهم نموده است. به هر حال میتوان بیان نمود که دو عامل اساسی در زمان صفویه شیعه رابه اوج رسانید . الف:کانون قرار گرفتن تشیع در ایران ب:خواست حاکمیت دوره فوق

البته سوابق نشان میدهدکه تعداد مهاجران از کشورهای فوق به ایران بیشتر از اینها بوده است و به هر تقدیر با ورود علمای عرب غیر ایرانی به ایران و ساکن شدن انها خاندان و نوادگانی به وجود امدند که اصالتهای های خانوادگی خود را از جمله زبان عربی حفظ میکردند ،و همچنین شاگردان پرورش یافته در مکتب علمای مهاجر قاعدتا به اساتید خود اقتدا میکردند، پس طبیعیست که تمالم مطالب گفته شده و نوشته شده توسط عالمان ایرانی شده یا پرورش یافته در ایران به زبان عربی باشدو اموزش مجدد دانش اموختگان در نوبتهای بعدی هم به زبان عربی باشد. حال میتوان چنین اذعان داشت که این دوره در نشر مجددزبان و فرهنگ عربی تاثیر به سزایی داشته است .

3-3 علمای اسلامی در قرن یازدهم همزمان با قرن دوم صفویه

ادامه دولت صفویه و همزمان بارسمیت یافتن تشیع در ایران این مذهب ، متکی بر اعتقادات عامیانه و دور از تحقیق و تحلیل بود ونظر به اینکه در گذشته اهل تسنن در ایران فعالیت فراوانی داشته ،علمای شیعی مذهب نتوانسته جایگاه خاصی برای خود به دست اورد و به نسبت نتوانسته بودند، حوزه بزرگ علمی تدارک دیده وبه پرورش عالمان زبده و طراز اول برای مذهب شیعه دست پیدا کنند. از طرفی بعد از فرو پاشی دولت عباسی به مرور زمان شیعیان در کشور های غیر ایرانی رشد ونمو سریعی پیدا میکنند و همزمان با دولت صفویه مرکز اصلی تجمع علمای شیعه عمدتا شهرهای بزرگ عراق، جبل عامل و بحرین بوده است.

شاهان صفویه ابتدا با رسمی شدن تشیع درایران از عالمان محدودی که در دسترس بوده استفاده کرده و آنها رابه شهرهای مختلف گسیل میداشتند و به ترجمه وتالیف کتب فقهی شیعه می پرداختند . در نتیجه فقدان و کمبود عالمان شیعه برای اموختن اصول و فروع دین اسلام به طریقه مذهب اثنی عشری سبب شد که شاهان صفویه دست نیاز به جانب عالمان شیعی مذهب کشورهای عربی زبان دراز کنند . لذا از اغاز این دوره به تدریج گروه بزرگی از انان به ایران مهاجرت کردند. عالمان مذکور با تعلیمات خود در ایران حوزه هایی برای دانشهای دینی به وجود اوردند ودراین حوزه ها بر اثر حمایت پادشاهان صفوی و گنج افشانی های انان و دیگر ثروتمندان و صاحبان جاه ومقام به سرعت گروه بزرگی از عالمان جدید تربیت، ودر سراسر ایران پراکنده شدند. کسب احترام روز افزون این گونه عالمان و برخورداری از رفاه و تن اسایی فراوان نه تنها موجب غلبه و نفوذ اجتماعی انها گردید بلکه در طبقات جوان که بدنبال سواد اموزی و کسب دانش بودند شوقی زیاد به فراگرفتن دانشهای مذهبی ودرامدن در صف عالمان دین پدید اورد. واین شوق چنان غالب بودکه هر که ازین پس راه مدرسه می پیمود، منحصرا درارزوی اموختن دانش شرعی و مقدمه ان زبان عربی بود. (صفا، 1369، 171 ج5)

نکته قابل توجه این است که زبان عمده و اصلی این عهد در دانشهای شرعی عربی بوده است و تقریباتمام کتابهای اصلی دراین حوزه و در همه دانشهای شرع و حکمت یا فقه وفلسفه وکلام به زبان عربی می باشد، که در معرفی عالمان به این نکته اشاره خواهد رفت واین زبان رسمی علمادر حوزه مکتب انان و شاگردان انها همچنان به قوت خود باقی است.

در ایران مرکز تجمع عالمان شرعی در چند حوزه برای گرد آمدن بود ، طالبان و مدرسان دانشهای شرعی در این شهرها به شهرت دست یافته و خود نیز مشهور گشته اند. شهرهای مانند قزوین، تبریز، شیراز و علی الخصوص اصفهان به عنوان پایتخت دولت صفویه از ارج وقرب خاصی برخوردار بوده است و مرکز مهمی برای دانشهای شرعی و دینی و محل تجمع استادان این فن بوده است و شهرهای دیگری چون مشهد و قم در مرتبه بعدی ارزش علمی قرار می گرفتند.

در قرن یازدهم نحوه انجام کار در علوم ادبی همانند قرون گذشته یعنی حاشیه نویسی و تلخیص و شرح بر شرح کتب در سی میباشد که تعدادی از انها با نظم وقواعد ادبی زبان عربی به منظور اسان سازی اموزش به دانش امو ختگان میباشد، که این نشان از گسیختگی کار ایرانیان در رواج ادبیات عربی اسلامی دارد. در عین حال در این دوره نیز در ادامه قرون هشتم، نهم ودهم در علم لغت وکارهای ادبی و صرف و نحو عربی افرادی بودندکه همانند گذشتگان خود در رابطه با زبان عرب بر ان شیوه پایبند بوده وبه نگارش مطالب عربی ارائه مطلب می نمودند و تسهیلات لازم را برای فراگیری علوم در مدارس از کتابهای سلف فراهم مینمودند ،که در ادامه گفتار در معرفی اثار عالمان و کتب انها به این واقعیت برمیخوریم که علوم ادبی شامل صرف ونحو ، علم لغت و علم بلاغت در شعر و انشاء عربی به صورت مسئله گشایی ورمز گشایی مطرح می گرددو زمینه های اموزش در مدارس و حوزه های درسی را برای طلاب علوم دینی ودیگران فراهم میکند که اکنون در ادامه به شرح حال بعضی از علما و دانشمندان همراه با اثار و تالیفاتی که از انها بر جای مانده است می پردازم.

3-4 علماء و ادبای عربی گوی قرن یازدهم

3-4-1 خلخالی

حسین الحسینی خلخالی از علمای دوره صفویه میباشد که در شهر خلخال در نزدیکی اردبیل به دنیا آمد و از شاگردان میرزا جان شیرازی بوده و در زمینه علوم ریاضی، کتبی رابه زبان تازی نگاشته است (توفی 1014 ه ق )آثاروی عبارتنداز :1 – شرح الدایره الهندیه هاد الکتاب یتناول اله فلکیه2- الف فی مواقیت الصلاه فی سوره 17ایه 80 3-الف فی وجودالله 4- حاشیه علی رسا له اثبات الواجب التی الَّفهاابواحسن احمد الطایی 5- رساله فی تحقیق وقت الزوال 6- رساله فی تفسیر قوله تعالی ( لدلوک الشمس) 7 – شرح الکافیه 8- حاشیه علی شرح التجرید 9 – حاشیه علی تفسیر الفاتحه( کارل بروکلمان ترجمه فهی حجازی، 1995 ، 206)

3-4-2 شیخ محمد حسن بن زین الدین شهید ثانی بن علی بن احمد عاملی ( وفات 1030 ه . ق )

وی از علما و فضلا و محققان و مدققان و متبحران و جامع مراتب علمی بوده و دانشوری کامل و پرهیزکاری موردوثوق و فقیهی محدث و متکلم و حافظ حدیث و سراینده ادیب به شمار می رود و تألیفات بسیاری دارد ؛ از جمله شرح تهذیب الاحکام ؛ شرح الاستبصار در سه مجلد در طهارت و صلاه ؛ حاشیه بر شرح لمعه در دو مجلد از آغاز تا کتاب صلح ؛ حاشیه معالم ؛ حاشیه اصول الکافی ؛ حاشیه الفقیه؛ حاشیه المختلف ، شرح الاثنی عشریه پدرش ؛ حاشیه المدارک ؛ حاشیه المطول ؛ روضه الخواطر و نزهه النواظر در سه مجلد ؛ رساله فی تزکیه الراوی ؛ رساله التسلیم در صلاه ؛ رساله للتسبیح و الفاتحه فیما عدا الاولیین و ترجیح التسبیح ؛ کتاب مشتمل علی مسائل و احادیث ؛ کتاب مشتمل علی مسائل جمعها من کتب شتّی ؛ حاشیه کتاب الرجال لمیرزا محمد ؛ دیوان شعر ؛ رساله ای به نام تحفه الدهر فی مناظره الغنی و الفقر و دیگر کتابها . او اشعار خوب و نغزی می سروده است که البته از هرنوع ابداع و ابتکار خالی است حتی مضامین و اشعار وی تقلیدی و بر گرفته از اشعار قدما است شعر وی راباید از نوع شعر علما به حساب اورد.

و این دو بیت یکی از چکامه های اوست :

ما لفؤادی مدی بقائی

قد صار و قفاً علی اعناء

و ما لجسمی حُلیف سقمٍ

بدا به الیأس من شفائی

- دلم را چه شده است که در همه عمر همگام با درد و رنج است .

- و چه چاره سازم برای جسمی که پیوسته بیمار است و از بهبودی مأیوس می باشد

از اشعار او قصیده ای است که در سوگ حضرت سید الشهداء علیه السلام سروده است

کیف ترقی دموع أهل الولاء

الحسین الشهید فی کربلاء

جدّه المصطفی الأمین علی ال

وحی من الله خاتم الانبیاء

و أبوه أخو النبّی علیّ

آیه الله سیّد الأوصیاء

أمّه البضعه البتول أخوه

صفوه الأولیاء و الأصفیاء

یا لها من مصیبه أصبح ال

دین بها فی مذلّه و شقاء

فاقدات الأباء و الأبناء

و حریم الوصیّ فی أسر ذلٍّ

فی قیود العدی حلیف العناء

و علیّ خیر العباد أسیر

کل عن نعمته لسان الثناء

مثل هذا جزاء نصح نبیٍّ

جامد الدمع ساکن الأشحاء

لیت شعری ما عذر عبد محبٍّ

و ابن بنت النبّی أضحی ذبیحا

تهامناً مرّملاّ بالدماء

و حریم الوصیّ فی أسر ذلٍّ

فاقدات الآباء و الأبناء

و علیّ خیر العباد أسیرِ ی

قیود العدی حلیف العناء

مثل هذا جزاء نصح نبیٍّ

کَلَّ عن نعته لسان الثناء

أسّس السابقون بیعه غدرٍ

و بنی الاحقون شرّبناء

حرّفوا بدّلوا أضاعوا أقاموا

دعا بالعناد و اشّحناء

و استبدّوا بإمره نصبوها

شرکا للأئمه النجباء

یا بنی الوحی لا یخفف و

جداً نالنا من شماته الأعداء

غیر ذی الأمر نور وحی له

حجه الله کاشف الغماء

لهف نفسی علی زمان أری فی

ه مزیلاً لدوله الأشقیاء

أتری یسمح الزمان بهذا

و یحوز الراجون خیر رجاء

- چگونه اشک چشم دوستان اهل بیت خشک شود ، با آن که حضرت امام حسین ( ع ) در کربلا به شهادت رسیده است .

- جدّ او خاتم الانبیا و محمد مصطفی و امین وحی حضرت پروردگار بود .

- و پدرش علی ( ع ) می باشد که به منزله برادر رسول اکرم ( ص ) بود . آیت و نشان کامل جلال و جمال خدا و بزرگ همه اوصیاست .

- مادرش حضرت بتول عذرا است که پارة تن پیغمبر اکرم ( ص ) است و برادرش حضرت امام حسن مجتبی ( ع ) است که خلاصة اوصیا و برگزیدة اصفیا می باشد .

- آری ، از شهادت حضرت سید الشهدا علیه السلام اندوهی به وجود آمد که در نتیجة آن دین اسلام را ذلیل و تیره دلان را همواره بر اسلام مسلّط کرد .

- - و پردگیان وصی پیغمبر در حالی که پدران و فرزندان خود را از دست داده بودند ، به ذلّت اسیری گرفتار گردیدند .

- و حضرت سجاد که بهترین بندگان خدا بود به زنجیر اسارت دشمنان درآمد و پابند رنج و اندوه قرار گرفت .

- آری ، این کارها که دشمنان انجام دادند ، پاداش رنج هایی بود که پیغمبر برای هدایت آنان بر خود هموار کرده بود آن پیغمبری که زبان از ستایش او درمانده و عاجز است .

- ای کاش می دانستم چه عذری دارد آن دوستی که در این اندوه نمی گرید و آرامش خاطر دارد . فرزند دختر پیغمبر اکرم ( ص ) در حالی به تیر ستمگری دشمنان از پای درآمد که در خون خویش دست و پا می زد .

- و پردگیان وصی پیغمبر در حالی که پدران و فرزندان خود را از دست داده بودند ، به ذلّت اسیری گرفتار گردیدند .

- و حضرت سجاد که بهترین بندگان خدا بود به زنجیر اسارت دشمنان درآمد و پابند رنج و اندوه قرار گرفت .

- آری ، این کارها که دشمنان انجام دادند ، پاداش رنجهایی بود که پیغمبر برای هدایت آنان بر خود هموار کرده بود .

- آن پیغمبری که زبان از ستایش او درمانده و عاجز است .

- پیشینیان از این دشمنان ، بیعت حیله گری برای خویش گرفتند و پیوستگان به ایشان هم ناپسند ترین بناها را بنیان نمودند .

- آری ، کتاب خدا را تغییر دادند و حق وصی خدا را نادیده گرفتند و بدعتهایی را که همراه با خشم و عداوت بود بر پای داشتند .

- و کاری را به انجام آوردند که نسبت به پیشوایان با نجابت حق ، مخالفت صریح داشت . و با رأی فاسدی که صادر کردند ، ارث فاطمه الزهرا علیها السلام را که از پدرش می برد ، از دستش باز گرفتند .

- ای خاندان وحی ، شماتتی که از دشمنان دیده ایم ، تخفیفی نخواهد داشت و جز حضرت ولی عصر (عج) که نور وحی خدا و حجت او و نابود کنندة اندوههاست ، کس دیگری دست ستمگران و شماتت آنان را کوتاه نخواهد کرد .

- وچه حالی خواهم داشت.

- آنگاه که حضرت ظهور کند و پایة دولت ستمکاران را از بیخ و بن براندازد .

- آیا آن روزگار را خواهم دید و آیا آرزومندان به بهترین آرزوهای خود خواهند رسید . ( افندی ، 1376 ص 104 )

3-4-3 بهاءالدین محمدبن‏حسین‏عاملی معروف به شیخ بهائی (۹۲۴ - ۱۰۰۰ خورشیدی953-1031 ه ق) دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت، مجموعه تألیفاتی که از او بر جای مانده در حدود ۸۸ کتاب و رساله‌است. او در عرصه‏های گوناگون علمی، سیاسی و هنری شهرت جهانی دارد.

وی در بعلبک متولد شد. دوران کودکی را در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه سپری کرد.او ده ساله بود که پدرش عزالدین حسین عاملی که از بزرگان علمای شام بود. به همراه خانواده اش به سوی ایران رهسپار گردید و چون قزوین را مرکز دانشمندان شیعه یافت، در آن سکنی گزیدو بهاءالدین به شاگردی پدرودیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد. وی در سال ۱۰۰۰ خورشیدی در اصفهان درگذشت و بنابر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوارمرقد امام رضا (ع) جنب موزه آستان قدس دفن کردند(صفی زاده، 1382، 661)

شیخ بهایی فقه و اصول، تفسیر، حدیث و ادبیات عرب را نزد پدرش شیخ عزالدین حسین عاملی،منطق و کلام و معانی و بیان را نزد عبدالله بن شهاب‏الدین حسین یزدی، معروف به ملاعبدالله یزدی و ریاضی، کلام و فلسفه را از مولانا افضل قاینی مدرس سرکار فیض کاشانی فرا گرفت. همچنین طب را از حکیم عماد الدین محمود، طبیب ویژه شاه طهماسب و مشهورترین پزشک ایران در آن دوره آموخت وصحیح بخاری را نزد ابی الطیف مقدسی فرا گرفت(خوانساری ج 7 ،136)

هچنین گفته اند وی نزد ملا محمد باقر یزدی مؤلف کتاب مطالع الانوار که از ریاضی‌دانان عصر خود بوده نیز درس خوانده‌است.

تعداد زیادی از دانشوران نامی قرن یازدهم نزد وی تحصیل کرده‌اند. محققان معاصر ۳۳ تن از شاگردان او را نام برده‌است که در این‏جا به مشهورترین آن‏ها اشاره می‏کنیم:

ملا محمد محسن بن ‏مرتضی بن محمود فیض کاشانی، سیدمیرزا رفیع‏الدین محمدبن حیدر حسینی طباطبایی نائینی ،ملامحمدتقی بن مقصود علی مجلسی، معروف به مجلسی اول، صدرالدین محمدبن‏ابراهیم شیرازی، معروف به ملاصدرا، حکیم مشهور قرن یازدهم ،ملامحمدباقربن‏محمد مؤمن خراسانی سبزواری، معروف به محقق سبزواری، شیخ‏الاسلام اصفهان می باشند (حلبی1381، 623)

بهاءالدین عاملی در علومی که در آن زمان مرسوم بود، بویژه در اخبار و احادیث، تفسیر، اصول ،فقه و ریاضیات دارای تالیفات بسیار است. تالیفات شیخ بر اساس پژوهش یکی از محققان بالغ بر ۹۵ کتاب و رساله‌است. برخی از نویسندگان نیز آثار او را ۱۲۰ عنوان ذکر کرده‏اند
(اسکندر بیک، ج1 ،1350) در این‏جا برخی از آثار علمی شیخ را بررسی می‌کنیم.

- المزیدة فی الاصول ، مهم‏ترین اثر شیخ در اصول است . (دوانی، 1375، ج 8)

اربعین یا الاربعون حدیثا به زبان عربی است که شیخ بهایی به پیروی از سنت معمول، به تالیف اربعین حدیث پرداخت، با این امتیاز که شرح کافی و جامع در باره احادیث‏ یاد شده دارد و در مجموع، از بهترین و معروف‏ترین اربعین‏ها می‏باشد. این اثر بعد از مثنوی سوانح حجاز، تنها اثری است که شیخ در آن به مباحث ‏سیاسی پرداخته‌است.

مثنوی سوانح الحجاز( نان و حلوا ) که این کتاب آمیخته‏ای از مواعظ، طنز، حکایت، تمثیل و لطایف عرفانی و معارف برین بشری است.با زبانی روان و دلنشین بیان شده است . نان و حلوا ترسیمی است از ریاکاری، تلبیس و غرور به مال و منال و عنوان و منصب دنیایی وبه صورت ملمع میباشدودر آن ابیاتی از مثنوی را تضمین کرده است .کتاب نان و حلوای شیخ بهایی چنین اغاز میشود.

بسم الله الرحمن الرحیم – الحمدلله الواحد المعین و صلی الله علی سیدنا خیر الوری محمد (ص) و اله اجمعین و بعد یقول الفقیر محمد المشتمر ببها الدین عاملی عفی الله عنه هذه سوانح سفر الحجاز و الشرقی الی الحقیقه من المجاز نطمتها بالعربیه و الفارسیه و نستحق ان یکتب. (شیخ بهایی ، ص 2). لازم به ذکر است که از کتاب نان و حلوای شیخ بهایی شعرها گاهاً به صورت ترکیبی از عربی و فارسی بوده است که در اصطلاح ادبی انرا ملمع می نامندوما نمونه های ازآن اشاره میکنیم

یا ندیمی ضاع عمری و انقضی
و اغسل الا و ناس عنی بالمدام
اعصنی کاساً من الخمر الطهور
غلص الارواح من قید الهموم
کاندرین ویرانه پر وسوسه
نه ز خلوت کام بردم نه ز سیر
عالمی خواهم از این عالم بدر

قم لا ستدراک و قت قدمضی
و املاء الاقداح منها با غلام
انها مفتاح ابواب السرور
اطلق الاشباح من اسراالغموم
دل گرفت از خانقاه و مدرسه
نه ز مسجد طرف بستم نه ز دیر
تا به کام دل کنم خاکی بسر

کتاب کشکول بصورت یک جنگ آزاد، شامل اشعار و مطالب نثر مورد علاقه بهایی است که برخی از خود وی و برخی نیز گردآوری وی از دیوان‌ها و کتب مورد علاقه اش بوده‌است. این مطالب اغلب بدون نظم خاصی به دنبال هم آمده‌اند. بهائی آثار برجسته‌ای به نثر و نظم پدید آورده‌است که علاوه بر فارسی و عربی ، ترکی را نیز شامل می‌شده‌ است.

اشعار فارسی او عمدتاً شامل مثنویات، غزلیات و رباعیات است. وی در غزل به شیوه فخرالدین عراقی و حافظ، دررباعی با نظر به ابو سعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری و در مثنوی به شیوه مولوی شعر سروده‌است. ویژگی مشترک اشعار بهائی میل شدید به زهد و تصوّف و عرفان است. بهترین منبع برای گردآوری اشعار بهائی، کشکول است. تا جائی که به عقیده برخی محققان، انتساب اشعاری که در کشکول نیامده‌است به بهائی ثابت نیست ،ازمثنوّیات معروف شیخ در زبان فارسی می‌توان ازنان و پنیر (بر وزن مثنوی مولوی) که نزدیکترین مثنوی بهائی به مثنوی مولوی از نظر محتوا و زبان است ومثنویهایی مانند نان و خرما، و رموز اسم اعظم را نیز منسوب بدو دانسته اند.


بررسی موانع توسعه مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت مبلمان استان

در سال­های اخیر با پیشرفت­های حاصله در زمینه فن­آوری اطلاعات و ارتباطات و نیز تحولات انجام گرفته در بازار، رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده و شاهد ظهور مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)1 به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم CRM به معنی مدیریت ارتباط با مشتری و نه بازاریابی ارتباط با مشتری است مدیریت مفهومی گسترده­تر از بازاریابی داشته و شا
دسته بندی مدیریت
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 351 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 143
بررسی موانع توسعه مدیریت ارتباط با مشتری در صنعت مبلمان استان

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده........................................... 1

فصل اول:کلیات پژوهش

1-1)مقدمه....................................... 3

1-2)بیان مساله.................................. 3

1-3)اهمیت وضرورت انجام تحقیق.................... 5

1-4)هدف تحقیق................................... 6

1-5)جنبه جدید بودن ونوآوری طرح.................. 7

1-6)چارچوب نظری تحقیق........................... 7

1-7)فرضیه های تحقیق............................. 8

1-8)روش تحقیق................................... 9

1-9)روش گردآوری اطلاعات.......................... 9

1-10)قلمرو مکانی تحقیق.......................... 9

1-11)قلمرو زمانی تحقیق.......................... 9

1-12)تعاریف عملیاتی واژه های تحقیق.............. 9

فصل دوم:ادبیات تحقیق

مقدمه........................................... 12

2-1)مفاهیم وتعاریف مشتری مداری وCRM............ 13

2-2)تعریف مشتری................................. 13

2-3)نقش واهمیت مشتری............................ 14

2-4)نقش پر قدرت مشتری در دنیای امروز............ 14

2-5)پیشینه مدیریت ارتباط با مشتری............... 15

2-6)زمینه های ظهور مدیریت ارتباط با مشتری....... 16

2-7)محرکهای توجه به CRM........................ 17

2-8)مدیریت ارتباط با مشتری چیست؟................ 18

2-9)اهداف CRM.................................. 20

2-10)اصول CRM.................................. 22

2-11)مفروضات اساسی مدیریت ارتباط با مشتری....... 22

2-12)مدل های اجرای CRM......................... 23

2-13)ضرورت واهمیت CRM.......................... 25

2-14)مزایا ومنافع CRMدر سازمان................. 27

2-15)روش های پیاده سازی CRM.................... 30

2-16)رویکرد فنی اجرای سیستم CRM در سازمان های اقتصادی 32

2-17)مراحل وفرآیندهای مدیریت ارتباط با مشتری.... 34

2-18)فن آوریهای CRM............................ 36

2-19)راه حل تلفیقی CRM......................... 39

2-20)شاخص ها ................................... 41

2-21)ویژگی های یک معیار خوب..................... 44

2-22)شاخص های پیشنهادی برای اجرای موفق CRM..... 44

2-23)متغیرها.................................... 45

2-24)چارچوب نظری تحقیق.......................... 46

فصل سوم:روش تحقیق

3-1)روش شناسی تحقیق............................. 56

3-2)روش تحقیق................................... 56

3-3)جامعه مورد بررسی ونمونه آماری............... 56

3-4)تعیین حجم نمونه............................. 57

3-5)ابزار اندازه گیری در تحقیق.................. 58

3-6)روش های آماری مورد استفاده.................. 59

3-7)روایی....................................... 60

3-8)پایایی...................................... 61

فصل چهارم:تجزیه وتحلیل داده ها

مقدمه........................................... 63

4-1)بررسی وتوصیف اطلاعات مربوط به سوالات عمومی.... 63

4-2)بررسی سوالات پژوهش........................... 66

4-3)تحلیل های تکمیلی ........................... 75

فصل پنجم:نتیجه گیری وپیشنهادات

5-1)خلاصه ....................................... 79

5-2)نتایج پژوهش................................. 80

5-3)محدودیت های پژوهش........................... 85

5-4)پیشنهادها................................... 85

5-5) منابع و مآخذ................................ 88

5-6)پیوستها..................................... 93

چکیده:

در سال­های اخیر با پیشرفت­های حاصله در زمینه فن­آوری اطلاعات و ارتباطات و نیز تحولات انجام گرفته در بازار، رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده و شاهد ظهور مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)[1] به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم. CRM به معنی مدیریت ارتباط با مشتری و نه بازاریابی ارتباط با مشتری است. مدیریت مفهومی گسترده­تر از بازاریابی داشته و شامل عوامل متعدد سازمانی، فرهنگی و... می­باشد. بنابراین اجرای موفق CRM در سازمان­ها مستلزم آن است که عوامل مختلف مرتبط با آن دارای ویژگی­های خاصی بوده و از انسجام و هماهنگی لازم برخوردار باشند. وجود شکاف و ناهماهنگی در بین این عوامل مانع از اجرای موفق CRM خواهد شد. در این پژوهش به بررسی موانع crm در صنعت مبلمان ایران پرداخته شده است.پس از بررسی های انجام گرفته بر روی عوامل فکری،اجتماعی،فن آوری،عامل فکری شامل،استراتژی ها،ساختار و برنامه ریزی به عنوان مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران شناخته شد.بررسی موانع در توسعه crm اقدام اولیه مهمی است که می تواند بنیان مستحکمی برای اقدامات بعدی در این راستا فرآهم سازد.

1-1) مقدمه

در این فصل به بررسی کلیات تحقیق پرداخته شده است. ابتدا مسئله اصلی تحقیق بیان شده و سپس به طور مختصر به اهمیت و ضرورت تحقیق پرداخته می­شود. در ادامه به اهداف انجام تحقیق اشاره می­شود و نتایج تعدادی از تحقیقات انجام گرفته پیرامون موضوع تحقیق به اختصار بیان می­شوند. سپس به جنبه جدید و نوآور بودن پژوهش، چارچوب نظری آن و فرضیه­های تحقیق پرداخته شده و در ادامه روش انجام تحقیق، قلمرو تحقیق و آزمون­های استفاده شده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بیان می­شود. در پایان نیز واژه‌ها و اصطلاحات تخصصی، به صورت عملیاتی تعریف می­شود.

1-2) بیان مساله

ظهور فن­آوری اطلاعات و رشد ناگهانی اینترنت ، مفاهیم مربوط به تجارت را تغییر داده است . اگر شرکت­ها در گذشته با تکیه بر تولید و بازاریابی انبوه و کاهش هزینه­های عملیاتی، سود خود را در بازار افزایش می­دادند ، امروزه وضعیت به گونه­ای دیگر می­باشد. با گذر از اقتصاد سنتی و شدت یافتن رقابت در ابعادی نوین، مشتری به صورت رکن اصلی و محور تمام فعالیت­های سازمان­ها درآمده است، به نحوی که از دیدگاه رقابتی، بقاء و تداوم حیات سازمان­ها در گرو شناسایی و جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان موجود بیان می­شود. از طرفی پیشرفت ارتباطات، تکامل عصر اطلاعات و ظهور ابزارهای جدید ارتباطی، سازمان­ها را با انبوهی از مشتریان متفاوت، و آنها را با گزینه­های انتخابی متعددی مواجه ساخته است که نتیجه آن اختیار بیشتر مشتریان و بی­ثباتی بازار است. در این میان اندیشمندان مدیریت و بازاریابی، نسخه حفظ مشتری و شیوه­های صحیح ارتباط با آنها را تحت عنوان مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) تجویز می­کنند که از جمله مزایای آن می­توان به افزایش رشد درآمد، کاهش هزینه­های فروش و کارایی بیشتر در انجام کار اشاره کرد.

CRM به عنوان یک رویکرد نوظهور، عامل مهمی در کسب مزیت رقابتی در سازمان­ها بوده و تاثیر مثبتی بر عملکرد آنها دارد. با این حال هنوز بحث­های زیادی پیرامون این موضوع که موانع مهم و موثر در اجرا و توسعه CRM کدام­ها می­باشد، وجود دارد. در حقیقت، بسیاری از محققان عنوان کرده­اند که تا کنون در ادبیات مربوط به CRM، مفهوم دقیقی از آن ارائه نگردیده است[Parvatiyar & Sheth/2001 ]. علاوه بر این برخی دیگر از محققان نیز این ادعا را دارند که CRM به یک واژه نامفهومی تبدیل شده است که برای بیان و انعکاس موضوعات و دیدگا ه­های مختلف مورد استفاده قرار می­گیرد [Nevin/1995]. برای مثال، در سطح عملیاتی ممکن است CRM به عنوان بازاریابی پایگاه داده­ای[Peppers & Rogers/1995 ] و یا بازاریابی الکترونیکی تلقی گردد [Deighton & Blattbery/ 1991 ]. در حالی که در یک سطح استراتژیک، ممکن است CRM به معنی حفظ و یا شراکت مشتری در کسب و کار باشد[Peppers & Rogers/1993]. بنابراین، دستیابی به مفهوم مشخصی از CRM و توضیح چهارچوب آن نیازمند افزایش دانش و اطلاعات در مورد آن و توجه به آن به عنوان یک روند کلی می­باشد. با چنین شرایطی، CRM به عنوان یک پارادایم نوظهور در بازاریابی، تا رسیدن به یک تعریف مشخص و عملیاتی توسعه خواهد یافت. تلاش­های زیادی در خصوص ارائه چارچوب مفهومی از CRM انجام شده است. هالند و لایت [1999]در مدلی عوامل موثر در اجرای CRM را به دو دسته استراتژیک و عملیاتی تقسیم کرده و برای هر یک از این عوامل چندین متغیر را تعریف نموده اند. در تحقیق دیگری که توسط محمد زئیر [2003] و بر پایه متدولوژی الگوبرداری انجام شده، عوامل مختلفی مانند حمایت مدیران ارشد، فرهنگ سازمانی و آموزش به عنوان عوامل مهم و کلیدی در پیاده سازی موفق CRM ارائه شده اند.

در این پژوهش از میان عوامل متعددی که در مدل­های مختلف ذکر شده­ است، به بررسی سه عامل به عنوان موانع اصلی توسعه crmپرداخته میشود:

1- عوامل فکری

2- عوامل اجتماعی

3- عوامل تکنولوژیکی

اجرای موفق CRM مستلزم وجوداستراتژی سازمانی­ای است که در آن مشتری به عنوان مالک و شریک سازمان قلمداد شده و تامین نیازهای مشتری در اولویت امور شرکت قرار داشته باشد. تاکید بر فرهنگ مشتری گرایی، بر توانایی سازمان در اجرای موفق CRM تاثیر گذار خواهد بود. تسلط فرهنگ یادگیری سازمانی و تسهیم دانش نیز موجب ایجاد و مبادله روان اطلاعات و دانش مربوط به مشتری در سطح سازمان و در نتیجه عملکرد بهتر در زمینه پیاده سازی CRM خواهد شد.

اجرای موفق CRM در هر سازمانی مستلزم رعایت پیش شرط­هایی در زمینه عوامل سازمانی می­باشد. ساختار هر سازمانی می­تواند مشوق و یا مانعی در راه اجرای هر طرح جدیدی باشد. مطالعات انجام شده در این زمینه نشان­دهنده آن است که وجود تمرکز در تصمیم­گیری، سلسله مراتب زیاد در روابط کاری مانع پیاده­سازی تفکر مشتری محوری در سازمان­ها می­باشد. ویژگی­های موجود در ساختارهای سازمانی ارگانیک، این ساختارها را به عنوان الگوی مناسب برای سازمان­های مشتری محور تبدیل کرده است. حمایت مدیران ارشد و مشارکت و درگیر نمودن کارکنان سازمان­ها نیز تاثیر مهمی در اجرای موفق CRM دارد.

پیشرفت­های انجام شده در زمینه فن­آوری اطلاعات، بویژه پیدایش زیر ساخت­های سخت افزاری و نرم افزاری نقش مهمی در اجرای CRM دارد. آگاهی و شناخت مدیران و کارکنان سازمان­ها از نحوه به کارگیری این فن آوری­ها موجب تسهیل در اجرای CRM خواهد شد. مدیریت دانش شیوه جدیدی برای تفکر در مورد سازمان و تسهیم منابع آن می­باشد. استفاده از پایگاه­های داده­ای، تعریف مکانیزم­های مشخص برای ورود، ثبت و ذخیره اطلاعات در سازمان موجب شناخت بهتر مشتریان و برآورده کردن به­موقع نیازهای آنها و در نتیجه تسهیل در رسیدن به اهداف CRM خواهد گردید. بر این اساس سوال اصلی تحقیق عبارت است از:

مهمترین موانع توسعه crmدرصنعت مبلمان ایران کدام است؟

1-3) اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

تغییر جهت تحولات بازار به سمت مشتری و محوریت آن در تمامی بخش­های کسب و کار و نیز رقابت شدید شرکت­ها در کسب مشتریان وفادار توجه به CRM را به ضرورتی اجتناب ناپذیر تبدیل نموده است. تغییرات صورت گرفته در تکنولوژی­های اطلاعاتی عامل دیگر حرکت به سمت CRM است. رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده است. از نقطه نظر اقتصادی سازمان­ها می­دانند که حفظ مشتری ارزان­تر از یافتن مشتری جدید تمام می­شود. آمارها نیز موید این وضعیت است [Gray & Byun/2001]:

  • جذب مشتری جدید 5-10 برابر گران­تر از تکرار معاملات مشتریان موجود است.
  • یک مشتری ناراضی تجربیات خود را به 8-10 نفر منتقل می­کند.
  • 5% افزایش در هزینه حفظ مشتری تبدیل به افزایش سودآوری 25% یا حتی بیشتر می­شود.

تحقیقات انجام شده در این زمینه نشان می­دهد که بازار مربوط به CRM در سال 2003 رقمی بالغ بر 8/16 میلیارد دلار بوده و پیش بینی می­شود که این بخش در سال­های آینده رشدی در حدود 25% را شاهد باشد. CRM در اکثر سازمان­ها به صورت نوعی طرح نوآوری مطرح شده و از اولویت خاصی برخوردار است. سازمان­های نوین خود را در مراحل تکامل تدریجی رسیدن به سازمان های مشتری محور می­یابند وبا اجرای موفق طرح­های CRM از فرصت­های جدیدی جهت کسب درآمد برخودار شده اند.( الهی، 1384).

یکی از واقعیت­های جالب در مورد CRM این است که علیرغم اینکه 60درصد تلاش­های صورت گرفته برای اجرای CRM با شکست مواجه شده­اند، شرکت­ها و سازمان­ها هنوز در پی استفاده از قابلیت­های CRM هستند. یکی از مهمترین دلایل شکست این تلاش­ها عدم یکپارچگی مناسب بین عوامل موثربر اجرای CRM با یکد­یگر و نیز عدم هماهنگی آن با بخش­های دیگر سازمان می­باشد. در بررسی بعمل آمده توسط موسسه جهان اطلاعات مشخص گردید که 40% مشکلات موجود در زمینه اجرای CRM ناشی از عدم یکپارچگی مناسب بین اجزای مختلف درگیر در اجرای آن می­باشد. بنابر­این مطالعه­ای که ابعاد مختلف درگیر در اجرای CRM را در کنار یکدیگر بررسی کرده و چهارچوب مشخصی را در این زمینه ارائه کند بسیار سودمند و مفید خواهد بود.

براین اساس در این پژوهش از میان عوامل متعددموجود به بررسی سه عامل فکری اجتماعی تکنولوژیکی به عنوان موانع اصلی توسعه crm درصنعت مبلمان ایران پرداخته میشود.

1-4) هدف تحقیق

قبل از پرداختن به هدف مطالعه حاضر لازم است که به اهداف کلی CRM نیز توجه داشته باشیم. صاحب­نظران مختلف در حوزه CRM اهداف مختلفی را برای آن تعیین کرده­اند که در زیر به برخی از آنها اشاره می­شود.

بارنت [Burnett ]در سال 2001 اهداف زیر را برای CRM تعیین کرده است:

1- افزایش درآمد حاصل از فروش.

2- کاهش هزینه­های فروش و توزیع.

3- افزایش سود.

4- افزایش میزان رضایت مشتریان.

5- کاهش هزینه­های اداری بازاریابی.

هدف مطالعه حاضر نیز با مد نظر قرار دادن اهداف کلی CRM،شناسایی موانع توسعه crm در صنعت مبلمان ایران از حیث عوامل فکری، اجتماعی و تکنولوژیکی ، بمنظور ارائه پیشنهاد وتغییرات لازم در این مورد می­باشد. پیش­بینی می­شود با انجام مطالعه حاضر بتوان به این هدف دست پیدا کرد.

1-5) جنبه جدید بودن و نوآوری طرح

پیدایش مفاهیم مدیریت ارتباط با مشتری[2] (CRM) در ایران سابقه چندانی ندارد. بنابراین شناسایی موانع ( اعم اززیر ساختار سخت افزار، نرم افزار مورد نیاز، پیش­نیازهای سازمانی و...) موثر در توسعه crmدر صنعت مبلمان ایران از جنبه­های نوآوری این تحقیق است.

1-6) چارچوب نظری تحقیق

در مطالعه حاضر سعی گردیده است بر اساس چارچوب(ocker&mudumbi;2002)به بررسی موانع توسعه crm در صنعت مبلمان ایران از حیث عوامل فکری، اجتماعی و تکنولوژیکی، پرداخته میشود.

بعد فکری شامل سه عامل استراتژی،برنامه ریزی و ساختار می باشد.بعد اجتماعی شامل فرهنگ،تعاملات با ذی نفعان و دانش قلمرو کاری می باشد.در بعد فن آوری سه عامل،برنامه کاربردی،توانمندی سازمان و مدیریت دانش را داریم.

1-7) فرضیه­های تحقیق

بررسی موانع توسعه crm در صنعت مبلمان ایران،موضوع مورد بررسی در این پژوهش است.که به این منظور فرضیه های تحقیق به صورت زیر بیان می گردد:

فرضیه1 :نداشتن رویکرد استراتژیک به crm در مدیران مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران بشمار می رود.

فرضیه 2:نبود ساختار مناسب در صنعت مبلمان،مانع مهمی درتوسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 3:نداشتن برنامه ریزی یکپارچه در صنعت مبلمان مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 4:نبود بستر فرهنگی مناسب مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 5:ضعف در تعاملات با ذی نفعان مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 6: ضعف دانش در قلمرو کاری مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه7:ضعف برنامه های کاربردی crm مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 8: تخصص ناکافی دست اندرکاران پروژه های crm در زمینه فن آوری اطلاعات مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

فرضیه 9:نبود نظام مدیریت دانش مناسب مانع مهمی در توسعه crm در صنعت مبلمان ایران به شمار می رود.

1-8) روش تحقیق

روش بکار رفته در مطالعه حاضر از حیث هدف تحقیق از نوع کاربردی بوده و به لحاظ نحوه گردآوری داده­ها، روش تحقیق توصیفی، پیمایشی می­باشد و در آن به بررسی موانع CRM در صنعت مبلمان ایران پرداخته می­شود.

1-9) روش گردآوری اطلاعات

1-9-1) در این پژوهش برای جمع آوری داده­های اولیه تحقیق از روش میدانی استفاده شده است. بداین صورت که با استفاده از ابزار پرسشنامه از مدیران صنعت مبلمان آشنا به مفاهیم crm و کارشناسان CRM فعال در صنعت مبلمان،نظر خواهی بعمل آمده است.

1-9-2) همچنین برای گردآوری داده­های ثانویه از دو روش زیر استفاده می­شود:

  • مطالعات کتابخانه­ای ( بررسی مقالات و پایان­ نامه­های ارائه شده فارسی تا کنون ).
  • اینترنت ( بررسی تعدادی از مقالات و پایان مامه های کار شده در مجلات و دانشگاه­های معتبر جهان).

1-10) قلمرو مکانی تحقیق

جامعه آماری تحقیق حاضر شامل مدیران صنعت مبلمان ایران آشنا با مفاهیمcrm و کارشناسان crm فعال در صنعت مبلمان در شهر تهران می­باشد.

1-11) قلمرو زمانی تحقیق

قلمرو زمانی تحقیق بمدت هشت ماه از مورخه 1/12/ 85 تا تاریخ 1/8/86 می­باشد.

1-12) تعاریف عملیاتی واژه­های تحقیق

1-12-1) مدیریت روابط مشتری: واژه­ای برای مجموعه متدولوژی­ها، فرایندها، نرم افزارها و سیستم­هایی است که به موسسات و شرکت­ها در مدیریت موثر و سازمان یافته ارتباط با مشتریانشان کمک می­کند[Bernett/ 2001 ].

1-12-2) استراتژی:

1-12-3) عوامل ساختاری : مجموعه­ای از عوامل که شیوه و روش ترتیب افراد و مشاغل در یک سازمان را به طوری که امکان انجام امور سازمانی فراهم گردد بیان می­کند [ Sarifoddin/2004 ].

1-12-4) برنامه ریزی :عبارت است از فرآیند تعریف اهداف و گامهایی که ما را به آن اهداف رهنمون می سازند. [ Sarifoddin/2004 ]..

1-12-5) عوامل فرهنگی: مجموعه ارزش­ها، اعتقادات، باورها، مفروضات، ادراکات، هنجارها و الگوهای رفتاری، و مصنوعات که بر نوع رفتار افراد در سازمان تاثیر می­گذارند[ Sarifoddin/2004 ].

1-12-6) ذی نفعان: عبارت است از تمامی افراد و اشخاص حقیقی و حقوقی،که به نوعی منافع شرکت را تحت الشعاع قرار می دهد. [ Sarifoddin/2004 ].

1-12- 7) دانش در قلمرو کاری:به دانشی اطلاق می شود که مدیران اجراییIT،از واحدهای سازمانی،دانش کارکردی، و از عملیات آن دارند. [Bernett/ 2001 ]..

1-12-8) برنامه های کاربردی crm :عبارت است از بسته های نرم افزاری که مجموعه ای جامع از فن آوری ها را برای مدیریت ارتباط با مشتریان فعلی و بالقوه،شرکای سازمان در بازاریابی،فروش،خدمات به مشتری،بدون توجه به کانال ارتباطات فراهم می آورند. [Bernett/ 2001 ].

1-12-9) مدیریت دانش:فرآیند مدیریت (جمع آوری،بازنمایی،موجود ساختن) اطلاعات و تخصص های موجود در سازمان است. [Bernett/ 2001 ].

مقدمه

یک قرن پیش، قبل از تکامل سوپرمارکت، بازار و اتومبیل،مردم برای خرید مایحتاج خود به فروشگاههای عمومی مجاور محل سکونت خود می رفتند. فروشندگان کوچک مشتریان را با نام
می شناختند و خواسته های آنان را می دانستند. مشتری نیز به نوبه خود به فروشگاههای مربوطه وفادار بوده و به تکرار خرید مبادرت می کرد. این ارتباط ایده آل با مشتری با رشد اوضاع اقتصادی کشورها، مهاجرت از روستا به شهرها و افزایش رقابت، دگرگون شد. مشتریان متحرک تر شدند و سوپرمارکت ها و فروشگاههای زنجیره ای فراوانی به خاطر صرفه اقتصادی ناشی از بازاریابی انبوه به وجود آمدند. در این اوضاع و احوال قیمت ها پائین بود و کیفیت کالا یکدست و یک شکل، اما ارتباط با مشتریان بدون نام و رویارویی شخصی صورت می گرفت. در نتیجه مشتریان دلسردگشته و به طرف عرضه کننده ای متمایل می شدند که کالای مورد نظرشان را با قیمتی پائین تر و با بیشترین مشخصه های خواسته شده ارائه می داد.

در سالهای اخیر با تحولات صورت گرفته در فناوری اطلاعات و ارتباطات، شاهد طلوع مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) به عنوان یک رویکرد مهم در کسب و کار بوده ایم که هدف آن بازگشت به دوره بازاریابی شخصی است. این مفهوم نسبتاً ساده ایست که بیان می دارد مشتریان مختلف محصولات مختلفی را می طلبند و به جای بازاریابی انبوه افراد و سازمانها، هر مشتری را تک تک بازار یابی کنیم در این رویکرد، شخص به شخص، اطلاعات مربوط به هر مشتری را مثل خریدهای قبلی، نیازها و خواسته های آنها برای چارچوب دادن به کالاها و خدماتی مورد استفاده قرار می گیرند که احتمال پذیرش آنرا افزایش دهد. این رویکرد نتیجه پیشرفتهای صورت گرفته در فناوری اطلاعات است.

2-1) مفاهیم و تعاریف مشتری­مداری و CRM

هدف این بخش تعریف مفاهیم پایه­ای مشتری، مشتری­مداری و مدیریت ارتباط مشتری و تشریح سیر تکاملی آن از ابتدای پیدایش این مفهوم تا به امروز است. بیان اهداف و ضرورت اجرای CRM در سازمان و معرفی شرکت­های فعال و محصولات موجود در ارتباط با CRM و روش­های پیاده­سازی آن در سازمان­ها از دیگر مطالب این بخش می­باشد.

2- 2) تعریف مشتری

لغت مشتری واژه­ای است که حدود 100 سال پیش تعریف شده با این وجود هنوز شرکت­ها سعی می­کنند تعریف جدیدی از آن ارائه دهند، لکن بر طبق تعریف بیشتر صاحب­نظران، مشتری را به صورت زیر تقسیم شده است[Schofer/ J.B/ Konstan/ J.A.& Riedl ]:

- مصرف کننده: کسی که محصول یا خدمت در سطح خرده خرید می­نماید.

- توزیع کننده: کسی که محصول یا خدمت را در سطح عمده به منظور توزیع خرید می­نماید.

- سازمان اقتصادی: یک شرکت یا سازمان که محصول یا خدمتی را از دیگری خریداری می­کند.

- بخش درونی: یک بخشی از سازمان که محصول یا خدمتی را از بخش دیگر همان سازمان خریداری می­کند.

هر کدام از مشتریان فوق در برابر یک سطحی از فروش قرار می­‌‌‌گیرند و لذا نیاز به سرویس­دهی متناسب با همان سطح را دارند، بنابراین این مشتریان متفاوت، به استراتژی­های بازاریابی متفاوت نیز نیازمند می­باشند.

مشتری همان کسی است که نیاز خودش را تعریف می­کند، کالاها و خدمات تولیدی ما را مصرف کرده و حاضر است بابت آن هزینه مناسبی بپردازد. ولی زمانی این هزینه را متقبل می­شود که در کالاها یا خدمات تحویلی، ارزشی را ببیند که پرداخت آن هزینه را توجیه نماید [ www.sapient.com ].

ارباب رجوع نیز بصورت زیر تعریف شده است:

" همانند مشتری حالت تعاملی و طرفینی ندارد بلکه خدمات یک جانبه را شامل می­شود که در آن فروشنده­ها، اطلاعات بیشتری نسبت به موضوع معامله دارند ولی خریدار نمی­تواند به سادگی آن اطلاعات را به دست آورده، در حالی که سخت به آنها نیازمند است "[ www.sapient.com ].

2- 3) نقش و اهمیت مشتری

برای نشان دادن اهمیت مشتری و ضرورت حفظ و نگهداری مشتری به نتایج مطالعات ذیل می­توان اشاره داشت:

الف) هزینه جذب یک مشتری جدید بین 5 تا 11 برابر نگهداری مشتری قدیمی است[Mitso Kosh/2001 ].

ب) 2% بهبود برای مشتری، مستلزم 10% کاهش هزینه­ها است[ Mitso Kosh/ 2001].

ج) ضرر و زیان ازدست دادن یک مشتری، در حکم فرار 100 مشتری است [Johnson/david/2001] .

د) رضایت مشتری پیش شرط تمام موفقیت­های بعدی شرکت است [Dominic turbine/1991].

و) گوش دادن به شکایت مشتری 90 درصد کار است و حل کردن آن 7 درصد و پیگیری برای اطلاع از راضی شدن مشتری 30 درصد دیگر است [Galbrigh/ 2002].

2-4) نقش پر قدرت مشتری در دنیای امروز

روندهای تجاری عمده مانند آزاد­سازی اقتصاد، جهانی­سازی، همگرایی تکنولوژیک در فن­آوری اطلاعات و ارتباطات و تکامل سریع اینترنت نقش سازمان­ها را در زمینه ارتباط با مشتری متحول کرده است. در این میان مشتریان به دلیل آگاهی فزاینده، دسترسی آسان به اطلاعات فراوان و در نتیجه دارا بودن حق انتخاب بی­سابقه موجب تغییر در حرکت محیط بازار گردیده است.

نقش و کارکرد جدید مشتریان تصویر یک سازمان را از توانمندی­های اصلی تغییر داده است، به گونه­ای که در دنیای امروز " مشتریان" منبع توانمندی اصلی سازمان­ها به شمار می­آیند. در اینجا مفهوم توانمندی به عنوان یک منبع مزیت رقابتی مطرح است [Praholad & Homel/ 1990]. در بازاری که در آن، مشتریان توانمند باشند، با فن­آوری قادر خواهند بود در یک گفتگوی پویا با تولیدکنندگان وارد شوند – گفتگویی که مشتریان آن را تحت کنترل دارند – سازمان­ها مجبور به پذیرش مشتری به عنوان شریک در خلق ارزش هستند، زیرا اکنون مشتریان از حالت تماشا­گران منفعل به شکل بازیگرانی فعال درآمده­اند [Parholad & Ramawamy/ 2002].

در چنین شرایطی سازمان­هایی باقی می­مانند که بتوانند عملیات بازاریابی، فروش و خدمات را بهتر از رقباء انجام داده، با کسب رضایت مشتریان و حفظ وفاداری آنان میزان درآمد و سود خود را بالاتر ببرند. این کار امروزه با بهره­گیری از مفهوم مشتری­مداری یا مدیریت ارتباط با مشتری(CRM) امکان­پذیر گردیده است.

2-5(پیشینه مدیریت ارتباط با مشتری

مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) بسیاری از سازمان­ها را مجبور ساخته است تا مجددا به فکر بیفتند که چگونه می­توان به مشتریان خدمات بهتری ارائه داد. برای درک علل این موضوع به مرور سیر تاریخی CRM می­پردازیم. با مرور پیشینه CRM دلیل اینکه بسیاری از سازمان­های امروزی به دنبال ارائه خدمات بیشتر و بهتر به مشتریان هستند، مشخص می­شود. بطور کلی تاریخچه پیدایش CRM در دنیای امروز را می­توان به سه دوره تقسیم نمود.

2-5-1) از صنایع دستی تا تولید انبوه: انقلاب صنعتی

طی قرن­ها قبل از سیستم تولید انبوه فورد، مردم عادت داشتند که برای مثال، خیاط لباس­هایشان را بدوزد و معاملات را به شکل پایاپای انجام دهند. با ظهور انقلاب صنعتی تغییری در چشم انداز­ها پدید آمد، در عصر تولید انبوه، دیگر سفارش­سازی امکان­پذیر نبود. در سال 1915 هانری فورد تعداد 276،355 هزار خودرو مدل T فروخت و جالب اینکه تمامی مشتریان رنگ سیاه را انتخاب کردند [Hounshell;1984]. در واقع نداشتن تنوع برای مشتریان کاملا پذیرفته شده بود. بدین ترتیب در صف مقدم انقلاب صنعتی، سازمان­هایی که از انبوه­ تولید استفاده می­کردند، انقلابی در تکنیک­های تولید انبوه پدید آورده اند که منجر به صرفه اقتصادی برای مشتریان گردید. به عنوان نمونه، اگر چه مشتری می­توانست فقط یک رنگ از خودرو را انتخاب نماید ولی همان خودرو به میزان زیادی ارزان­تر از محصولات مشابه دست­ساز بود. در حالی که مشتریان علاقه­مند به خرید بودند، سازمان­ها نیز مشتاق یادگرفتن این نکته بودند که چگونه یک محصول خاص را به گونه­ای تولید و بازاریابی نمایند تا بیشترین کارایی و صرفه اقتصادی بدست آید [ Hillard & Israeli ‚2002].

2-5-2) از تولید انبوه تا بهبود مستمر: انقلاب کیفیت

هنگامی که شرکت­های آمریکایی در حال حرکت روی منحنی یادگیری برای تولید انبوه اختراعات بودند، شرکت­های ژاپنی پی­بردند که بهبود مستمر فرایند­ها منجر به تولید کم­هزینه­تر و کیفیت بالا­تر می­شود. به این ترتیب دوره بهبود مستمر آغاز گردید. سازمان­های پیشرو با پیاده­سازی مدیریت کیفیت جامع(TQM) در فرایند­های تولید خود، موفق به کسب مزیت رقابتی از نظر قیمت و کیفیت گردیدند. اما هنگامی که دیگر سازمان­ها نیز به این انقلاب پیوستند، دیگر این مزیت رقابتی قابل استمرار نبود. به همین دلیل سازمان­ها به تکاپوی جستجوی روش­های نوین استمرار مزیت­های رقابتی خود افتادند[ Hillard & Israeli ‚2002 ].

2-5-3) از بهبود مستمر تا سفارش­سازی انبوه: انقلاب مشتری

دوره بهبود مستمر هنوز به میزان زیادی ادامه دارد، ولی توجه شرکت­ها از محصولات و فرایندها به سمت موضوعات مربوط به مشتری تغییر یافته است. مشتریان امروزی بیش از هر زمان دیگری در گذشته پرتوقع شده اند. آنها عادت به هزینه­های پائین، کیفیت بالا و تنوع کرده­اند و اگر رضایتشان کسب نشود، به سادگی به سوی رقبا می­روند. امروزه با در نظر گرفتن این واقعیت که بیشتر رقبا نیز آن محصول را با کیفیت بالا و قیمت پایین تولید می­کنند، میزان رقابت سرسام­آور شده­ است. پس اگر سازمانی بخواهد در دوره مشتری مداری کنونی بماند، باید تمرکز فعالیت­های خود را به جای فرایندهای ساخت، به سوی یافتن راه­هایی برای جلب رضایت مشتریان قرار دهد. چالش امروز چگونگی درک شرکت­ها از نیازهای فرد فرد مشتریان و کسب رضایت آنان، در عین پایین نگه داشتن هزینه­ها و بالا بردن کیفیت است و ابزار عملی کردن این مفهوم، به کارگیری CRM می­باشد [Hillard & Israeli ‚2002].

نظریه بازاریابی ارتباطی به طور مشهودی جذاب است، ولی پیاده­سازی گسترده آن با بکارگیری فن­آوری اطلاعات تسهیل گردیده است. این فن­آوری به سازمان­ها اجازه می­دهد تا تعداد زیادی از مشتریان منفرد را شناسایی و مدیریت کند[Knox etal.2003 ].

2-6(زمینه های ظهور مدیریت ارتباط با مشتری

پاتریشاسیبولد (Siebold) طرفدار دیرین سیستم های پشتیبان مشتریان و طرفدار خودکار سازی این سیستم ها، یکی از پیشروان CRM می باشد. او را آخرین کتابش،سه اصل زیر را فهرست کرده است:

1) مشتریان در کنترل هستند. 2)ارتباط با مشتریان ارزشمند است. 3)تجربه مشتریان موضوع مهمی است. سیبولد معتقد است و قویاً اظهار می دارد که مشتریان در کنترل هستند. سیبولد معتقد است که رابطه بین مشتری و عرضه کننده می بایست در رأس فهرست اولویت سازمان باشد. کسب مشتریان هزینه دارد و حفظ این ارتباطات نیز حتی هزینه بیشتری می تواند داشته باشد. با این حال اگر این ارتباط حفظ نشود، هزینه کسب مشتریان یا جایگزین کردن مشتریان جدید بسیار گران خواهد بود. این سرمایه مشتری نامیده می شود. درک تجربیات کامل مشتریان بسیار بیشتر از ساختن یک کالای خوب یا ارائه اطلاعات صحیح به کسانی است که با مشتریان رابطه دارند. با این حال تجربیات مشتریان که سیبولد آنها را در کتابش عنوان می کند برای سازمان حیاتی تر است. سازمان ها دارای فرصت های بیشماری جهت بهبود روش های خود دراداره مشتریانشان با استفاده از CRM به عنوان یک مبنا می باشند، اما این مسأله باید در مناسبات با آنها ایجاد شود: فرهنگ دوست شدن با مشتری و روش ها و فرآیندهای کسب و کار باید چنین چیزی را تضمین کند (Gunin gham 2002)

2-7(محرک های توجه به CRM

الف) محرک های درونی سازمان

رقابت بر سر کسب مشتری تشدید شده است. از نقطه نظر کاملاً اقتصادی سازمان ها می دانند که حفظ مشتری ارزان تر از یافتن مشتری جدید تمام می شود. آمار ها نیز چیزی شبیه به این مسأله را نشان می دهند (Gray and Byun2001)

  • قانون پاره تو (Pareto): این قانون ازعان می دارد 20% مشتریان80 % سودآوری را ایجاد می کنند.
  • در حوزه کالاهای صنعتی، فروش به مشتریان جدید نیازمند 10- 8 تمام فیزیکی است اما فروش به مشتری موجود نیازمند 3- 2 تماس.
  • جذب مشتری جدد 10- 5 برابر گرانتر از تکرار معاملات مشتریان موجود است. برای نمونه گروه مشاوران بستون (Boston Consulting Group) نشان داده است که هزینه بازاریابی مشتریان فعلی از طریق وب 8/6دلار در مقایسه با جذب مشتریان جدیدی از طریق وب است.
  • یک مشتری ناراضی. تجربیات خود را با 10- 8 نفر دیگر در میان می گذارد.
  • % 5 افزایش در هزینه حفظ مشتری تبدیل به افزایش سودآوری % 25 یا حتی بیشتر
    می شود.

ب) محرک تجارت الکترونیکی.

تغییرات صورت گرفته در تجارت الکترونیک عامل دیگر حرکت به سمت CRM است. در تجارت الکترونیکی مشتریان به جای اینکه با فروشندگان به صورت تلفنی یا در جای ساکنی سرو کار داشته باشند در جلوی رایانه خود در منزل و محل کار به خرید مبادرت می کنند. بنابراین سازمان ها نیازی به افراد دارای مهارت فروش برای متقاعد کردن مشتریان ندارند.

ج) محرک های اهداف هزینه

  • افزایش رشد درآمد به لحاظ افزایش رضایت مشتری (مثلاً با افزایش فروش محصولات جانبی یا تکرار خرید)
  • کاهش هزینه های توزیع و فروش (مثلا با بالا بردن احتمال پذیرش محصول توسط ابزارهای تبلیغاتی، استفاده از وب برای کاهش تعداد فروشندگان و کانال های توزیع لازم.)

Ÿحداقل سازی هزینه های پشتیبانی مشتری ( مثلا از طریق دردسترس گذاشتن اطلاعات مشتریان برای نمایندگان فروش، خودکارسازی مراکز تماس جهت دسترسی مستقیم نمایندگان فروش به ترجیحات و تاریخچه خرید مشتریان.

2-8(مدیریت ارتباط با مشتری چیست؟

CRM تمام مؤلفه هایی است که در درون یک سازمان با مشتری و به شیوه ای هوشمند در ارتباطند. فرآیندهای مدیریت مشتری با پشتیبانی نقش های عملیاتی و فناوری کسب و کار، تمام این مؤلفه ها را به هم متصل می کنند.

گروهی CRM را استراتژی، برخی فناوری، بعضی ها فرآیند و دسته ای دیگر آنرا سیستم اطلاعاتی به شمار می آورند ((Thompson2004 در اینجا چند مورد از تعاریف CRM ارائه
می شود:

  • مدیریت ارتباط با مشتری واژه ای برای مجموعه متدلوژی ها، فرآیند ها، نرم افزار و سیستم هایی است که به مؤسسات و شرکت ها در مدیریت مؤثر و سازمان یافته ارتباط با مشتریان کمک
    می کند (Bernett2001)
  • مدیریت ارتباط با مشتری یعنی ایجاد و حفظ ارتباط شخصی شده با مشتریان سودآور، از طریق استفاده مناسب از فن آوری اطلاعات و ارتباطات ( Rayne 2000,Hippner etal 2001, Wildeetal 2001)
  • مدیریت ارتباط با مشتری به عنوان یک فرآیند، متشکل از نظارت بر مشتری (مثل جمع آوری داده های مناسب آنان)، مدیریت و ارزشیابی داده ها و نهایتاً ایجاد مزیت واقعی از اطلاعات استخراج شده در تعاملات با آنان است (Hampe and swatman 2002)
  • مدیریت ارتباط با مشتری، استراتژی جامع کسب و کار و بازاریابی است که فناوری، فرآیندها و تمام فعالیت های کسب و کار را حول مشتری یکپارچه می سازد (Feinbery and Romano 2003)
  • ایجاد ارتباط با تک تک مشتریان ارزشمند از طریق استفاده مؤثر از اطلاعات حساب های مشتری (Katler 2003):
  • سایر تعاریف مدیریت ارتباط، مشتری عبارت است از:
  • مدیریت ارتباط با مشتری نوعی استراتژی سازمانی جهت ایجاد و حفظ ارتباطات بلند مدت و سود آور با مشتریان است. برنامه های موفق CRM با فلسفه سازمانی که فعالیت های خود را حول نیاز های مشتریان یکپارچه می کند شروع می شوند.
  • روش بهینه سازی ارتباط با مشتریان (مثل مدیریت مشتریان و خدمت به آنها) با استفاده از آخرین فناوری های اطلاعات یا مدلهای کسب و کار.
  • مدیریت ارتباط با مشتری یک سیستم اطلاعاتی یکپارچه است که در جهت برنامه ریزی، زمان بندی و کنترل فعالیتهای قبل و بعداز فروش سازمان بکار می رود و هدف آن توانمند ساختن مشتریان جهت تعامل با سازمان ها از طریق ابزارهای متعددی چون وب، تلفن، فکس، ایمیل و امثالهم و دریافت خدمات است.
  • فرآیند ها و سیستم هایی که فعالیت های فروش، بازاریابی، مدیریت تماس وپشتیبانی را جهت ادامه تعاملات با مشتریان در هم ترکیب می کند و ابزاری را ارائه می دهد که سابقه مشتری، فروش محصول و سودآوری، پی گیری و مدیریت تماس، اطلاعات وضعیت سفارشات و پی گیری عایدات و خدمات را تجزیه و تحلیل می کند.

2-9(اهداف CRM

  • اهداف CRM از دیدگاه بارنت (Burnett)

بارنت در سال 2001 تصریح می کند که اهداف CRM را عموماً می تواند در سه گروه: صرفه جویی در هزینه ها، افزایش درآمد و اثرات استراتژیک قرار دارد. وی اذعان می دارد که اهداف زیر برای سازمانی که CRM را اجرا می کند منطقی به نظر می آید (Burnett 2001):

- افزایش درآمد حاصله از فروش: وقتی سازمان ها زمان کمتری را صرف جمع آوری اطلاعات مشتریان کنند می توانند وقت بیشتری را به خود مشتریان اختصاص دهند که این در بالا بردن درآمد آنها مؤثر است.

- بهبود میزان موفقیت: سازمان ها با اجرای CRM از رفتار غلط با مشتریان در فرآیند فروش اجتناب می کنند.

- افزایش سود: در نتیجه شناخت مشتریان، ارائه ارزش و تخفیف قیمت به آنها.

- افزایش میزان رضایت مشتریان: به علت اینکه مشتریان در می یابند محصولات و خدمات سازمان هم راستا با نیازهای مشخص آنها است

- کاهش هزینه های اداری بازاریابی و هزینه های عمومی فروش: زمانی که سازمان ها تخصصی گشته و دارای اطلاعات خوبی درباره مشتریان هدف خود شوند، این امر واقع می شود. از این رو از منابع خود بهتر استفاده می کنند و هیچ تلاشی از آنها باعث اتلاف زمان یا وجوه نمی شود.

  • اهداف CRM از نقطه نظر نول (Newell)

نول در سال 2000 بیان داشت که کلید CRM، شناسایی چیزهایی است که برای مشتریان ایجاد ارزش کرده، سپس ارائه آنهاست (Newell 2000). در این دیدگاه در حالی که مشتریان دارای نگرش های مختلفی به ارزش هستند، روش ها بسیاری برای ارضای هر کدام از آنها وجود دارد. بنابراین اهداف CRM عبارتند از:

- شناسایی ارزش های خاص هر بخش از مشتریان

- درک اهمیت نسبی آن نیازها برای هر بخش مشتری

- تعیین اینکه آیا ارائه چنین ارزش هایی به شیوه ای مثبت اثر گذار خواهد بود یا خیر

- ارتباط دادن و ارائه ارزش های متناسب هر مشتری به شیوه ای که آنها بخواهند اطاعات را دریافت کنند.

- اندازه گیری نتایج و اثبات بازده سرمایه گذاری.

  • اهداف CRM از نظر سویفت (Swift):

سویفت در سال 2001 بیان داشت که هدف CRM افزایش فرصت های کسب و کار از طریق زیر است (Swift 2001):

- ارائه محصولات صحیح به هر مشتری

- ارائه محصولات صحیح از طریق کانال های صحیح به هر مشتری

- ارائه محصولات صحیح در زمان صحیح به هر مشتری

  • اهداف CRM از دیدگاه گالبریث و راجرز (Galbreath and Rogers)

این دو محقق معتقدند که عوامل بسیاری بر تصمیم خرید مشتری تأثیر می گذارد. مشتریان محصولات و خدماتی را خریداری می کنند که انتظاراتشان را بر آورده کرده یا فراتر از آن بوده و توجهات اختصاصی شده کارکنان را در بر داشته باشد (Galbreath and Rogers) آنها سه هدف عمده CRM را به شرح زیر می دانند:

- سفارش سازی

- ایجاد ارتباط شخصی شده (اختصاصی شده برای هر مشتری)

- ارائه خدمات پشتیبانی بعد از فروش

  • اهداف CRM از نقطه نظر کالتاکوتا و رابینسون (Kaltkota and Robinson)

بر اساس نظارت این محققان CRM نوعی چارچوب یک پارچه و استراتژی کسب و کار محسوب می شود. (Kaltakota and Robinson). آنها سه هدف را برای چهارچوب سازمانی CRM شناسایی گردند:

- استفاده از ارتباط با مشتریان موجود برای افزایش درآمد (افزایش سودآوری از طریق شناسایی، جذب و حفظ بهترین مشتریان)

- استفاده از اطلاعات یکپارچه شده برای خدمات برتر( استفاده از اطلاعات مشتریان برای ارائه خدمات بهتری به نیازهای آنها)

- معرفی فرآیند ها و روش های سازگار مکرر.

2-10(اصول CRM:

فرآیند ها و برنامه های کاربردی مدیریت ارتباط با مشتری، بر اساس اصول پایه ای به شرح زیر می باشد (Gray and Byun2001):

- هدف گذاری کردن تک تک مشتریان: یکی از اصول مدیریت ارتباط با مشتریان این است که مشتریان دارای انتخاب فراوانی بوده و هر مشتری محصولات و خدمات خاص خود را می طلبد. CRM به لحاظ اینکه بر اساس فلسفه اختصاصی سازی است با هر مشتری به صورت جداگانه رفتار می کند. اختصاصی سازی به این معنی است که مضامین و خدمات ارائه شده به مشتری می بایست بر اساس ترجیحات و رفتار های آنان طراحی شود. این عمل موجب راحتی مشتری و افزایش هزینه های آن برای تغییر فروشنده می شود.

- انتخاب مشتری بر اساس مفهوم ارزش طول حیات مشتری: در مدیریت ارتباط با مشتری این اصل مورد توجه قرار گرفته است که مشتریان مختلف ارزش متفاوتی برای سازمان دارند، لذا باید سود آورترین آنها جذب و حفظ شونده یک سازمان از طریق متمایز سازی می تواند منابع محدود خود را برای کسب بازدهی بهتر تخصیص دهد.

2-11(مفروضات اساسی مدیریت ارتباط با مشتری:

- اقدامات مبتنی بر عادت:

ایده اساسی CRM این است که رفتار آینده مشتری توسط رفتار مشابه یا قبلی آنان تعیین می شود. به عبارت دیگر مردم مانند دیروز و یا ماه قبل خود رفتار می کنند. این فرض تا حدی درست است و تا حدی نادرست. با مرور زمان الگوها رفتار تغییر می کنند. بنابر این مسئله مهم پیش بینی رفتار آینده است که با این کار سازمان می تواند به روش بهتری به تقاضا و ترجیحات در حال تغییر مشتریان خود خدمت کند.

- اطلاعات فعلی مربوط به مشتریان همیشه درست است.

حفظ کیفیت اطلاعات رفتاری و جمعیت شناختی مشتریان (سن، جنس،درآمد و غیره) از اهمیت شایانی برخوردار است. تصمیم صحیح مستلزم داده ها و اطلاعات صحیح است. پایگاه داده های مشتری از منابع مختلف و توسط روش های مختلف ورودی به دست می آید. لازم است به مرتب سازی و پاکسازی داده ها به طور دوره ای توجه و برای آن هزینه قابل ملاحظه ای شود تا برای کاربرد در CRM مفید واقع شوند.

- مشتریان خواهان رفتار، خدمات و کالاهای اختصاصی و متنوع هستند.

فرض اساسی CRM این است که مشتریان همیشه خواهان کالاها وخدمات منحصر به فردند با این حال این فرض همیشه نمی تواند برآورده شود. زیرا یک سازمان همیشه نمی تواند تمام کالا ها و خدمات لازم را ارائه دهد افزودن بر این به جای اختصاصی سازی محصولات، تصمیمات خرید مشتریان برای کالاها و خدمات از یک روند خاصی تبعیت می کند. توسعه فناوری نیز در فرآیند تصمیم گیری مهم است بنابراین برخی ها به اهمیت ارائه کالا ها و خدمات صحیح در زمان صحیح به جای ارائه کالا ها و خدمات اختصاصی معتقدند (Gray and Byun 2000)

2-12) مدل­های اجرای CRM

2-12-1) مدل Light & Holland

یک زیر ساختار مناسب IT می تواند آرمان و استراتژی کسب و کار را پشتیبانی کند. در حالیکه زیر ساختار ضعیف و غیر متمرکز می تواند به شکست بینجامد. خیلی از شرکت ها برای برنامه ریزی IT و مدیریت سیستم های موجودشان به CRM روی آورده اند.[ Holland & Light,1999].

رویکردهای استراتژیک مختلفی برای پیاده سازی CRM وجود دارد. از دیدگاه مدیریت مسائل پیاده سازی موثر به دو گروه استراتژیک و تاکتیکی طبقه بندی شده اند. شکل 2- 1 بیانگر این موضوع است.


بررسی علل طلاق و رابطه آن با فرار دختران

خانواده به عنوان اصلی ترین پایگاه اجتماعی جایگاهی رفیع در زمینه پرورش استعداد و تربیت فرزندان لایق و مفید برای جامعه دارد متأسفانه شرایط کنونی زندگی بشر در قرن حاضر، مشکلات جمعیتی و رشد روزافزون مشکلات اقتصادی اکنون بیش از هر زمان دیگری، نقش تربیتی خانواده ها را به جهت ایجاد مشغله های فکری و شغلی والدین کمرنگ تر کرده است تا آنجا که والدین از مهمتر
دسته بندی فقه و علوم انسانی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 842 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 143
بررسی علل طلاق و رابطه آن با فرار دختران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

مقدمه

خانواده به عنوان اصلی ترین پایگاه اجتماعی جایگاهی رفیع در زمینه پرورش استعداد و تربیت فرزندان لایق و مفید برای جامعه دارد. متأسفانه شرایط کنونی زندگی بشر در قرن حاضر، مشکلات جمعیتی و رشد روزافزون مشکلات اقتصادی اکنون بیش از هر زمان دیگری، نقش تربیتی خانواده ها را به جهت ایجاد مشغله های فکری و شغلی والدین کمرنگ تر کرده است. تا آنجا که والدین از مهمترین و اساسی ترین وظیفه خود که همانا تربیت فرزندان صالح و شایسته است باز می مانند از سوی دیگر بی مبالاتی خانواده ها در خصوص نقش تربیتی و هدایتگری خود نیز قطعاً بر حجم مشکلات موجود افزوده و باعث افزایش میزان ناهنجاریها در جامعه و به نوعی خانواده را نیز در آستانه یک بحران تربیتی قرار داده است. رواج این تفکر که می گوید برای تربیت فرزندم، وقت ندارم، یا گرفتاریها خانه و زندگی را چه کنم؟ و یا «مدرسه چه کاره است» در نزد والدین بیانگر نوعی فرار از مسئولیت می باشد.

فرزندان با افکار و آرمانهای نو در دنیایی که هر روز دستخوش تغییرات فراوان است به نام حقوق حق خود به جنگ افکار پدر و مادر می روند. پدر و مادران که دنیای آرزو و خیالات خود نقش بنیانگذاری کاخ با عظمت سعادت فرزند را می کشند با بحرانهای خانوادگی و توقعات بی منطق پیش بینی شده رو به رو می شوند.

اسارت، خانه به دوش و بالاخص فاصله عظیم بین توسعه مادیات و ترقی معنویات باعث تضاد فکری اطفال و خانواده آنان گردیده و ا عتراضات اطفال ناشی از این تضادها به عناوین مختلف با رفتار ضداجتماعی، از قبیل جرائم مختلف و اخلال در نظم و آرامش اجتماعی و حالت بی قیدی و سرکشی و پرخاشگری و ترک خانه و خانواده و اعتیاد و غیره آشکار سازد.

آرزوهای دختران فراری «کاش گناهم را می بخشیدند».

دلم برای خانه تنگ شده است. برای بالش صورتی گل سفیدم که بوی اشک و پر می داد. برای بوته گل سرخ گوشه باغچه، که فکر می کردم مثل من اسیر آن خانه شده است، اسیر خاک.

دلم برای همه چیز تنگ شده است، کاش انتقام همه نداشتن هایشان را، همه خواسته هایشان را از من نمی گرفتند، آنها دستهایشان خالی بود اما محبت توی دلشان که تمام نمی شد. توی آن دلهای خسته و غمگین هنوز مهر بود. من بودم... پس چرا ندیدند. کاش برایم راه برگشت را باز می گذاشتید. کاش دل شما برای من تنگ شده بود. اگر شما من را برای همه خطاهایم ببخشید، حتماً خدا هم می بخشد مرا.

حتماً خدا من را توی چشمه لطفش پاک می کند می گذارد که برگردم...؟!

بیان مسأله

هنگامی که طلاق زنجیره خانواده را از هم می گسلد پدر و ماد رهویت جداگانه ای می یابد ولی آن کس که دیگر نامی ندارد و بی پناه و متزلزل در اجتماع رها شده، فرزند است حتی اگر زیر چتر حمایت یکی از والدین باشد، باز جامعه به دیده یک درمانده به او می نگرد که سرپرستی ندارد. هنگامی که نفرت و اختلاف عمیق و مخاصمه به کانون راه یافت و بقای نظم خانوادگی بین افراد آن متزلزل و دشوار گردید.

چگونه می توان به حفظ این کانون ابراز نفرت موافق بوده و در این صورت است که باید چاره اندیشی کرد. تفرقه و جدائی بین زن و شوهر کاری زشت و ناپسند است زیرا مصائب آن دامنگیر دیگران می شود. طلاق احساسات تلخ و ناباوری را به همراه دارد که درک آن برای بیشتر خانواده ها مشکل است. راستی طلاق چگونه بر سرنوشت و زندگی این کودکان اثر می گذارد. مهمترین علت فرار دختران ا زخانواده ها، طلاق والدین است. طلاق باعث سست شدن روابط عاطفی و ارتباطات سالم ا نسان می شود واین خلاء عاطفی باعث می شود دختران از خانه بگریزند و بنابراین در این تحقیق قصد پاسخگویی به این سؤال را داریم که: چه عواملی منجر به فرار دختران از منزل می گردد؟

اهمیت و ضرورت مسأله

با توجه به اهمیت نوجوان در جامعه و خانواده تا جایی که اکثر متخصصان خانواده سالم را به عنوان عامل اصلی سازگاری اجتماعی و عاطفی در نظر می گیرند. آگاهی از عوارض ناسازگاری نوجوانان خصوصاً اثر آن بر فرار نوجوانان ار منزل گامی است در جهت توجه به شناسایی دقیقتر و ماهیت این مسئله اجتماعی و توجه به آن و نکته مهمتر، پیشگیری از آن، تا از هرز رفتن قابلیتهای عظیم جامعه جلوگیری شود. تزلزل نظام خانواده که تا یک دهه پیش کاملاً مستحکم می نمود. وجود شکافهای عمیق بین نسلها، مسئله زنان خیابانی که، امروز «ویژه» خوانده می شود، وجود دختران فراری گریزان از خانواده به همراه رشد روزافزون و پیش بینی روند اعتیاد بین نوجوانان از اهم این مسائل بودند. وقتی اعلام شد در ایران از هر 10 مورد ازدواج، 4 مورد آن به طلاق می انجامد و زمانی که آمار از وجود بیش از 6 هزار نفر فراری خبر دادند همه دریافتند ا بعاد فاجعه جدی تر و عمیق تر از آنی است که تا به حال تصور می کردند و مسئولان متوجه شدند با جامعه آرمانی که برای مردم تصویر کرده بودند فرسنگ ها فاصله دارند.

با توجه به اینکه از دیدگاه اجتماعی مسئله فرار به عنوان یک مشکل در سطح جامعه مطرح بوده پیامدهای مخربی را بدنبال دارد پس شناسایی و کشف روابط بین خانواده و دختران نشان خواهد داد که چرا احتمال بروز پدیده فرار دختران افزایش می یابد و عوامل تأثیرگذار درکاهش این پدیده چیست؟

اهداف تحقیق

همانطور که نمی توان هیچ یک از مشکلات اجتماعی را به طور قاطع و کلی از بیخ و بن ریشه کن نمود، از بین بردن و ریشه کن ساختن قطعی بزهکاری نوجوانان و جوانان کاری است بس مشکل و حتی غیرممکن.

با وجود این روش هایی وجود دارد که با استفاده از آن می توان احتمال بروز چنین پدیده هایی را کاهش داد و از گسترش روزافزون آن جلوگیری کرد.

هدف از انجام تحقیق

1-تعیین عوامل مؤثر بر فرار دختران از منزل

2-ارائه راهکار با توجه به نتایج تحقیق

طرح سؤالات

1-آیا جدایی والدین در فرار دختران از منزل مؤثر است؟

2-آیا سطح درآمد خانواده در میزان گرایش دختران به فرار مؤثر است؟

3-آیا بین وجود نامادری و گرایش دختران به فرار رابطه وجود دارد؟

فرضیه

1-بین جدایی والدین و فرار دختران از منزل رابطه وجود دارد.

2-بین سطح درآمد خانواده و میزان گرایش دختران به فرار رابطه مستقیم وجود دارد.

3-وجود نامادری عامل مؤثر به گرایش دختران به فرار است.

4-میزان گرایش به فرار در دختران بیش از پسران است.


منظرگاههای جامعه شناختی خانواده

- خانواده صرف نظر از نوع و شکل آن اولین هسته اجتماعی است. که در بستر آن بواسطه تفکیک نقش ها سیستم های حقوقی، تربیتی و اقتصادی ترسیم شده و به تدریج در اثر تغییرات اجتماعی منبعث از نظام اقتصادی وارد مراحل تازه تری از رشد و تکامل در عرصه جامعه و تاریخ گردید.

لوئیس مورگان مردم شناس آمریکائی

مسیر تبلور خانواده را مبتنی بر نظریه تکاملی خویش در جهار مرحله بیان می کند از نظر او خانواده همیشه و در همه حال در یک روند تکاملی از مرحله پست تر به مراحل عالی تر قرار داشته است. در ابتدا مبادلات جنسی بدون مانع مقرر بود و هر زنی به هر مردی، و هر مردی به هر زنی می توانست متعلق باشد ولی نتیجه این تجارت جنسی بدون قاعده اجباراً هر ج و مرج نبود زیرا ازدواج های فردی موقتی نفی نشده بود و از همین جا شکل های مختلف خانواده پدید آمد خانواده هم خون اولین شکل خانواده است. که در آن ازدواج والدین با فرزندان ممنوع است. شکل بعدی خانواده پونالوئن به معنای دوست و رفیق صمیمی است. که در آن ازدواج خواهران و برادران نیز منع شده است. پس از آن نوبت به خانوداده سندیاسمیکس می رسد که در آن مرد با یک زن زندگی می کند ولی چند زنی و عدم وفاداری نسبت به زن از حقوق مرد به شمار می رود و همین شکل ازدواج ریشه ازدواج یک همسری در دنیای امروز است. از این رو خانواده از تمایلات زیستی بشر نشأت گرفته و در یک پروسه مشخص سیر تکاملی در تاریخ به خود بخشید و به دنبال آن انطباقی منطقی بین فرهنگ و طبیعت به وجود آورد به این معنی که در این روند طولانی کنشهای متقابل و ضررهای ناشی از آن به زایش یک نظام حقوقی مدون در متن روابط آدمیان منجر گردید و به حسب آن «تابد و تحریم» به عنوان یک یاور عمیق ذهنی و اعتقادی در متقضیات زمانی خود شکل گرفت و در عمق جامعه و فرهنگ بشری ریشه دوانید.

امیل دورکیم

جامعه شناس بزرگ فرانسوی خانواده را یک نهاد لاینفک از جامعه به شمار می آورد که در فراگرد فعل و انفعالات اجتماعی فرم اساسی خود را باز می یابد. از این رو امیل دورکیم نیز به دنبال تبیین جامعه از مراحل رشد و تکامل خانواده، در پروسه تاریخ کیفیت و چگونگی آن را به صورت نسخه ای همگانی برای تمام جوامع بشری تجویز می نماید. از نظر او خانواده به عنوان یک پدیده اجتماعی و نه زیستی و طبیعی مراحل چهارگانه ای را به قرار زیر طی نموده است.

مرحله کلان که به زغم دورکیم مکان بی شکل بدون همسر اولین نوع خانواده است، مکان به عنوان یک واحد عمده سیاسی همچون یک خانواده بزرگ با دنیایی مشخص است که اعضای وابسته به آن همخون یکدیگر بوده و هم از این روست که ازدواج بین آنها ممنوع است این مکان می تواند مادرتبار یا پدرتبار باشد مفهوم دیگری که در این راستا مکمل مکان به شمار می آید سیب است که گروهی که خویشان را شامل می شود که برپایه بنایی مشترک و به صورت یک خطی (پدری یا مادری) دارای توتمی واحد می باشند و وجه تمایز آن با مکان در آن است که سیب فاقد بعدمکانی است مرحله مکانی به دو قسمت تقسیم می شود در آغاز مکان بی شکل و سپس بزرگ و دارای تقسیمات درونی.

خانواده پدرسالاری روم قدیم که خانواده ای است پدرمحور و مرد بودن درآن امتیاز به شمار می آید. خانواده زن و شوهری که آخرین نوع خانواده د رجهان است و ناشی از فرآیند تطوری مبتنی بر انقباض تدریجی به طور گوناگون مانند حجم و ابعاد آن که خانواده هسته ای کوچکترین واحد خانوادگی به شمار می آید و از نظر کیفی کمترین وظایف ممکن را داراست. قدر مسلم هیچ قاعده جبری بر این امر صادق باشد زیراجوامع بشری هر یک بنا برمقتضیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی درون خود کنشها و واکنشها و نیز تأثیر و تأثرات خاص خود داشتند که نسبی و غیرقابل تعمیم بوده و هستند که نهادها و سازمانهای اجتماعی به مقتضیات تغییر، تداوم، تثبیت می یابند.

مارک بلوخ

قبل از قرن نهم میلادی که دولتها قدرت کافی برای حمایت افراد در خانواده را داشته اند. خانواده کوچک زن و شوهری وجود داشته. فردپرستی در قوانین خانواده آن دور دیده می شود. مرد و زن مثل شوهر، بدون اجازه از گروه خانوادگی و اقوام می توانسته اموال خویش را بفروشد یا منتقل کند. به معنای دیگر تعیین کننده اصلی در گستردگی یا هسته ای بدون خانواده میزان احساس امنیت اجتماعی افراد وجود انسجام و نظم عمومی بوده است. از این رو چون تمام جوامع بشری در یک نگاه نظرگاه وسیعتر به دوره های شناخته شده تاریخی راه نیافته و نیز برخی دیگر در فرایند ممتاز سیر تحول و دگرگونی خویش را پی گرفتند ضرورتاً می باید در مورد هر یک به حسب مقتضیات ساختاری اش به مطالعه پرداخت اما آنچه که در یک نگاه کمی صرف نظر از فعل و انفعالات رخ داده در بطن جوامع بارز هویداست این است که خانواده از گذشته های دور تا کنون همواره مسیریی را از گسترده بودن تا هسته ای بودن در پیش داشته و بر اساس آن و نیز بر حسب ضروریات تاریخی کارکردهای آن نیز دستخوش تغییرات عمده ای شد هاست. برخی بر این باورند که آنچه تعیین کننده اصلی در فرم و شکل خانواده طی دوران مختلف تاریخ بوده است شرایط تولید اجتماعی و چگونگی مالکیت ابراز است.

فردیس انگلس

ساتریالیست بزرگ قرن نوزدهم منظور خانواده را در سیر تحول جبری دنبال می کند و از نظر خانواده متأثر از شرایط تولید و نظام اجتماعی ناشی از آن طی تاریخ همواره نسبت به دوره های پیش و بعد از خود دارای مختصات خاصی بوده که «ازدواج یک همسری» آخرین مرحله «در حال حاضر» در مسیر تطور آن به دنبال اختلاف آزاد جنسی «کمنیسم ابتدائی» به شمار می آید ازدواج یک همسری تاریخی، منبعث از شرایطی که در آن تولید کالاهای تجارتی سرمایه ای، پولی و قشر واسط بین مالک و تولیدکننده رونق گرفته و سیمای تمدن امروزی خود را در قالب بورژوازی به تاریخ عرضه نموده است. خانواده یک همسری تاریخی از نظر انگلس مبتنی بر ازدواجی است که در آن منافع طبقاتی بیش از هر چیز دیگری به چشم می خورد و از این لحاظ اصطلاح تاریخی بر آن به کار می گیرد که این مرحله به دنبال تحولات اجتماعی ناشی از ماهیت کار و تولید پس از فئولاریسم پدیدار گردیده او معتقد است که یک همسری تاریخی فقط در شرایط اج تماعی نظام بورژوازی شکل می گیرد و آن نیز به دلیل حفظ انتقال ماکسیت خصوصی است. که عموماً مبتنی بر موقعیت اجتماعی و نظرگاه طبقاتی بوده و ماکسیت خصوصی مدار اصلی این باور است. بشر در دوران ابتدائی حیات اجتماعی اش که مقارن است با عدم مالکیت خصوصی خانواده را در قالب کمونیسم و توأم با تفکیک نقش و وظایف هر یک از اعضای آن در تولید اجتماعی به موازات نیازهای مشترک شکل خاصی بخشیده که درآن رهبری به دلیل فعالیتهای خاص آنان مانند کوزه گری، پارچه بافی و ... به عده زنان بوده و تأمین غذائی خانواده ها را مردان آن عهده دار بوده اند.

پل بوهامان:

انواع جدایی را که در جریان طلاق پیش می آید توصیف کرده است:

الف) طلاق روانی: در طلاق روانی موضوع عشقی ترک شده و واکنش سوگ در مرگ رابطه از هم گسسته به وقوع می پیوندد. در این جا طلاق موجب می شود که شخص وضعیت وابستگی خود بگسلد و مستقل شود. این جدایی ممکن است بسیار دشوار باشد مطالعات نشان داده است که رهایی از آثار روانی طلاق 2 سال به طول می انجامد در طول این مدت شخص نسبت به همسر قبلی خود بی تفاوت شده و هر یک از طرفین هویت تازه ای به عنوان فرد مجرد پیدا می کند.

ب) طلاق قانونی: این فرایند شامل مراحل قانونی و حضور در دادگاه است تا طرفین حق ازدواج مجدد را بدست آورند.

ج) طلاق اقتصادی: تقسیم دارایی زوج بین آن د رحمایت اقتصادی از زن و موضوع اساسی در طلاق است.

د) طلاق جامعه ای: شبکه ی اجتماعی زوج طلاق گرفته تغییرات قابل توجهی پیدا می کند معدودی دوستان و آشنایان از جامعه ی قبلی باقی می مانند و تعدادی نیز به جمع افزوده می شوند. در بعضی موارد نیز زن و شوهر بدون طلاق از هم جدا می شوند و طبیعی است که در زندگی پدر و مادر مجرد تجربه بسیار متفاوتی است.


تاریخچه

رسم همسر گزینی و تشکیل خانواده تاریخی بسیار کهن دارد و در واقع انسانها با توجه به شرایط و مقتضیات فرهنگی جامعه و امکانات اقتصادی و اجتماعی خود با پذیرش این رسم وارد دوران جدیدی از زندگی خود می گردند. تحولات تدریجی از زمانهای دور تا به حال بنا به ت کامل زندگی اقتصادی انسان از کشاورزی به صنعتی شکل قدیمی خانواده را از خانواده گسترده دستخوش گسستگی نموده و خانواده با مختصات جدید به مفهوم خانواده هسته ای را پایه گذاری کرده اند شکل کنونی خانواده تک همسری ثمره تحول تاریخی طولانی نهاد خانواده و رابطه زن و مرد است. که اشکال گوناگونی از قبیل چند همسری، چند شوهری، خانواده پدرسالاری و گسترده را از سرگذرانیده شکل خانواده و تلاش برای بقاء و پایداری آن خود پدیدها ی جهانی است و بین جوامع مشترک است و خانواده در هر جامعه تحت تأثیر فرهنگ آن جامعه است و کیفیت و شکل آن در جوامع مختلف متفاوت است. معذالک نکته ای که واقعیت دارد این است که طلاق به عنوان عارضه ای در اجتماعات انسانی از دیرباز تاکنون معمولی است که علل عدیده ای در حدوث آن نقش داشته اند و چنانچه از بداهت امر پیداست، شناخت علل و عوامل معضل اجتماعی نیازمند کنکاش دقیق و وسیع در تمامی اجزائی است که گیتی را به نام خانواده ایجاد می نماید. مسئله طلاق یکی از غامص ترین پدیده های اجتماعی عصر ما را از دیدگاه کسانی که بیش از همه از آن لطمه می بینند در بردارد.

پدیده طلاق راه حل رایج و قانونی عدم سازش زن و شوهر در فرو ریختن ساختمان خانواده قطع پیوند زناشوئی و اختلال در ارتباط پدر و مادر با فرزند می باشد. سابقه طلاق به 20 قرن می رسد مذاهب عمده همانطور که در زمینه ازدواج زن و مرد رهنمودها و معیارهایی مقرر کرده است، به امکان قطع این رابطه نیز پرداخته اند اما فقط در چند دهه اخیر است که طلاق به عنوان یک مسئله جدی اجتماعی مطرح است.


بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام(ص) با تکیه برحکمت، موعظه و مجادله احسن

پایان نامه حاضر تحت عنوان «بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام (ص) با تکیه بر حکمت، موعظه و مجادله احسن» با توجه به آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام) و دیگر منابع از کتب معتبر اسلامی به بررسی عمده ترین شیوه های دعوت رسول اکرم (ص) پرداخته استنوشتار حاضر در پنج فصل و هر فصل مشتمل بر بخشهای مجزا به بررسی مفهوم حکمت ، موعظه و مجادله احسن ،
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 4363 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 119
بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام(ص) با تکیه برحکمت، موعظه و مجادله احسن

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

فهرست مطالب

عنوان صفحه

چکیده

مقدمه ................................................................................................. 1

فصل اول : کلیات

1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع............................................................... 6

1 – 2 – سؤالات تحقیق........................................................................... 6

1 – 3 – پیشینۀ تحقیق............................................................................. 7

1 – 4 – روش تحقیق.............................................................................. 8

1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق................................................................ 8

فصل دوم : مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)

2 – 1 – معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل................................ 10

2 – 1 – 1 – معنی لغوی و اصطلاحی حکمت............................................... 10

2 – 1 – 2 – معنی لغوی و اصطلاحی موعظه............................................... 13

2 – 1 – 3 - معنی لغوی و اصطلاحی جدل.................................................. 14

2 – 2 – کاربرد تعابیر مربوط به حکمت ، موعظه ، جدل در قرآن کریم ................ 15

2 – 2 – 1 – کاربرد تعبیر حکمت ............................................................. 15

2 – 2 – 2 – کاربرد تعبیر موعظه............................................................. 17

2 – 2 – 3 – کاربرد تعبیر جدل................................................................. 18

2-3 شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی در قرآن کریم.................................... 18

2-3-1 شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص) ......................................................... 19

2-3-2 تبیین و تفسیر «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» در آیه 125 از سوره نحل 23

فصل سوم : جلوه های حکمت الهی از منظر قرآن و روایات معصومین

3 – 1 – اهمیت حکمت از نظر اعتقادی در قرآن و روایات ............................... 28

3 – 1 – 1 – حکمت و توحید.................................................................... 28

3 – 1 – 2 – حکمت و نفی از شرک .......................................................... 31

3 – 2 – حکمت در نبوت و شریعت ........................................................... 33

3 – 2 – 1 – حکمت الهی ، هدف بعثت انبیاء ............................................... 33

3 – 2 – 2 – حکمت الهی ، اخذ و میثاق با پیامبران ........................................ 36

3 – 3 – اعطای حکمت بر صالحین در قرآن کریم .......................................... 37

3 – 3 – 1 – لقمان حکیم ........................................................................ 37

3 – 3 – 1 – 1 – برگزیده هایی از سخنان حکمت آمیز لقمان ............................ 39

3 – 3 – 2 – حکمت حضرت داود ( ع )...................................................... 41

3 – 3 – 2 – 1 – آزمون داود ( ع )............................................................ 43

3 – 3 – 2 – 2 – سخن خداوند با داود ( ع ) و گزیده ای از سخنان آن حضرت........ 45

3 – 3 – 3 – حضرت عیسی ( ع )............................................................ 47

3 – 3 – 3 – 1 – برگزیده ای از حکمت ها و مواعظ عیسی ( ع )....................... 49

3 – 3 – 4 – حضرت یحیی ( ع ).............................................................. 49

3 – 3 – 5 – حضرت موسی ( ع )............................................................. 51

3 – 4 – بررسی حکمت بر پیامبر ( ص ) مبنی بر اعطای فضل بر او و خاندانش « علیهم السلام » 52

3 – 5 – حکمت و نزول قرآن.................................................................... 55

3 – 6 – حکمت و معاد........................................................................... 58

3 – 7 – حکمت و بی رغبتی به دنیا در قرآن کریم........................................... 60

3 – 8 – حکمت و تواضع........................................................................ 62

3 – 9 – تأویل حکمت در قرآن و روایات...................................................... 64

3 – 9 – 1 – حکمت حقیقی ، معرفت به اولیاء و ائمه معصومین ( علیهم السلام )..... 64

3 – 9 – 2 – ائمه معصومین ، وارثان علم و حکمت الهی.................................. 67

3 – 9 – 3 – ائمه معصومین ، معادن حکمت الهی.......................................... 70

3 – 9 – 4 – ائمه معصومین ، مستودع حکمت الهی........................................ 71

3 – 9 – 5 – ائمه معصومین ، دعوت کننده به خداوند با حکمت.......................... 73

3-10- نتیجه گیری بحث.......................................................................... 74

فصل چهارم : جلوه های موعظه از منظر قرآن و روایات معصومین

4 – 1 – مفهوم و اهمیت موعظه................................................................ 78

4 – 2 – موعظه در قرآن کریم................................................................... 80

4 – 3 – موعظۀ اخلاقی........................................................................... 84

4 – 4 – موعظه نفسانی........................................................................... 85

4 – 5 – موعظه پذیری و تکبر.................................................................. 86

4 – 6 – تأثیر گذاری موعظه.................................................................... 88

4 – 6- 1 – شروط موعظه و وعظ.............................................................. 90

4 – 7 – آداب موعظه کردن ..................................................................... 93

4 – 8 – اقسام موعظه............................................................................. 94

4 – 8 – 1 – موعظه ناپسند ( ناآگاهانه و شیطانی ).......................................... 94

4 – 8 – 2- موعظه حسنه ...................................................................... 95

4 – 9 – تفاوت موعظه و حکمت................................................................ 98

4 – 10 – تأویل موعظه حسنه در قرآن و روایات معصومین.............................. 99

4– 10 – 1 – نصیحت در زیارت جامعه کبیره............................................... 103

4 – 11 – نتیجه گیری بحث...................................................................... 104

فصل پنجم : جلوه های مجادله از منظر قرآن و روایات معصومین

5 – 1 – مفهوم مجادله............................................................................. 108

5 – 2 – انواع مجادله در قرآن و روایات معصومین......................................... 109

5 – 2 – 1 – مجادلۀ اَحسن ...................................................................... 109

5 – 2 – 1 – 1 – مجادله اَحسن در قرآن کریم................................................ 109

5 – 2 – 1 – 2 – مجادله اَحسن در روایات................................................... 112

5 – 2 – 2 – مجادلۀ غیر اَحسن ................................................................ 114

5 – 2 – 3 – مجادلۀ عالمانه..................................................................... 117

5 – 2 – 4 – مجادلۀ جاهلانه..................................................................... 119

5 – 3 – مجادلۀ اَحسن پیامبران الهی............................................................ 120

5 – 3 – 1 – مجادلۀ انبیاء الهی از دیدگاه قرآن کریم......................................... 120

5-4- جلوه های مجادلۀ اَحسن رسول اکرم ( ص ) از دیدگاه قرآن کریم.................... 122

5 – 4 – 1 – احتجاج آن حضرت در برخورد با یهودیان.................................... 122

5 – 4 – 1 – 1 – احتجاج در مورد پسر خدا بودن عزیز پیامبر به زعم یهودیان........ 122

5 – 4 – 2 – احتجاج آن حضرت در برخورد با مسیحیان................................... 124

5 – 4 – 2 – 1 – احتجاج در مورد شفای جوان بیمار....................................... 124

5 – 4 – 2 -2 - احتجاج در مورد مقیاسۀ معجزۀ عیسی ( ع ) با معجزه پیامبر(ص)... 124

5 – 4 – 2 – 3- پاسخ پیامبر (ص) به مسیحیان در مورد عیسی (ع) و دعوت آنان به مباهله 125

5 – 4 – 3 – احتجاج آن حضرت در برخورد با مشرکین و ملحدین....................... 127

5 – 4 –3 – 1 – احتجاج در شبهۀ حلول الهی در هیاکل و صور.......................... 127

5 – 4 – 3 –2 – احتجاج در شبهه تعیین و انتخاب پیامبر الهی............................ 128

5 - 5 – فطری بودن گفتگوی جدلی............................................................ 129

5 - 6 – زمینه های مجادلۀ غیر احسن ( باطل )............................................. 132

5 -7 – اهداف مجادله.............................................................................. 135

5- 8 – نتیجه گیری بحث......................................................................... 137

نتیجه گیری کلی .................................................................................... 139

منابع و ماخذ ........................................................................................ 142

چکیده انگلیسی


چکیده:

پایان نامه حاضر تحت عنوان «بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام (ص) با تکیه بر حکمت، موعظه و مجادله احسن» با توجه به آیات قرآن کریم و روایات معصومین (علیهم السلام) و دیگر منابع از کتب معتبر اسلامی به بررسی عمده ترین شیوه های دعوت رسول اکرم (ص) پرداخته است.نوشتار حاضر در پنج فصل و هر فصل مشتمل بر بخشهای مجزا به بررسی مفهوم حکمت ، موعظه و مجادله احسن ، جلوه ها ،‌مصادیق ، تأویل و اهداف آنها ازمنظر قرآن و روایات معصومین می پردازد.

روش تبلیغی انبیاء و خصوصاً رسول اکرم (ص) بهترین و نافذترین روشهای ارائه شده به جامعه بشری بوده است که بر اساس دعوت خلق به معرفت و عبادت پروردگار با «حکمت و موعظه حسنه و مجادله احسن» بوده است.حکمت که لازمه هدایت است بر اساس کتاب الله و مصلحت وقت ، که بنا به دلایل و برهان صورت می پذیرد و در واقع موجب معرفت و تفقه در دین است که به اطاعت خدا و رسول و ائمه اطهار (علیهم السلام) می انجامد و منظور از موعظه حسنه همان نصایح مشفقانه مشتمل بر وعد و وعید الهی است و منظور از مجادله احسن استفاده از مقدمات درست در جهت اقناع ومجاب کردن مشرکان و کفار و مخالفان و نهایتاً دعوت ایشان به اسلام و حقیقت می باشد.

واژه های کلیدی : حکمت ، حکم ، موعظه ، موعظه حسنه ، جدال ، مجادله احسن

«مقدمه»

اَلحَمُدللِه الذَّی هَدانا لِهذا وَ ما کُنا لِنَهتَدی لَولا اَن هَدانا اَللهُ[1] (ستایش خدای را که ما را بدین [راه] هدایت نمود ، و اگر خدا ما را راهبری نمی کرد ما خود هدایت نمی یافتیم).

حمد و سپاس خدای را که به عنوان خالق «ماسوی الله» هر موجودی را در راه سعادت خودش تا نهایت کمالش راهنمایی کرده و فرموده : «رَبُنّا الَذی اَعطی کُلَ شَیءٍ خَلقه ثُمَّ هَدی».(پرودگار ما کسی است که هر چیزی را خلقتی که در خور اوست داده ، سپس آن را هدایت فرموده است).و هیچ موجودی را از قائده به کمال رسیدن مستثنی نکرده و انسان را که اشرف مخلوقات دانسته ، کمال و سعادت عظمی عنایت فرموده و به سوی آن هدایت کرده است.و عقل را راهنما به سوی کمال و منشا شکوه و سربلندی انسان قرار داده است.

اما از آنجایی که سعادت و کمال انسان منحصر به سعادت مادی نمی باشد ، بلکه جهان معنا هر دو جهان را شامل می گردد به همین خاطر خداوند متعال اول عقل آفرینش یعنی حضرت محمد (ص) را به عنوان نبوت برگزید و او را به بندگانش حجت قرار داد : «حُجَهُ اَللهِ عَلَی العِبادِ النَبِّیُ و الحُجَه فیما بَینَ العِبادِ وَ بَینَ اَللهِ اَلعَقلُ»[2].(حجت خداوند بر بندگان پیامبر است و حجت میان بندگان و خدا عقل است).و آن حضرت را خلیفه خود بر روی زمین قرار داد تا راهنما و هدایت گر خلق به سوی او باشد و ایشان بشارت دهنده و ترساننده نیکان و بدان قرار داد تا حجت را بر مردم تمام گرداند.

«رُسُلاً مُبَشرینَ وَ مُنذرینَ لِئَلا یَکونَ لِلناسِ عَلَی اللهِ حُجَه بَعدَ الرُسُلِ وَ کانَ اَللهُ عَزیزاً حَکیماً»[3].(پیامبرانی که بشارت گر و هشدار دهنده بودند، تا برای مردم ، پس از (فرستادن) پیامبران ، در مقابل خدا (بهانه) و حجتی نباشد و خداوند توانا و حکیم است.)

بنابراین همچنان که بدون نبوت غافله بشریت به هدفی که از آفرینش او در نظر بوده است نمی رسد، تبیین احکام و مقررات الهی توسط راهبران غیر معصوم نیز راه به جایی نخواهد برد و موجب گمراهی خواهد شد و این نیازمند به دلایل عقلی و نقلی محکم می باشد.

در این رساله تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اسلام (ص) با تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن» با استفاده از آیات قرآن کریم و احادیث معصومین به بررسی شیوه های دعوت رسول اکرم (ص) پرداخته و پس از بررسی و تحلیل نظرات مختلف ، نظریه مختار بیان گردیده است.و به اندازه بضاعت اندک ، قطره ای ناچیز از این دریای بیکران چشیده و به نکات زیر دست یافتم که : «حکمت» نوری افاضه ای از سوی خداوند است به کسانی که از نیروی عقل خود بتوانند درست استفاده نمایند ، عطا خواهد شد و در سایه آن به حقایق معلومات و درجاتی از کمال می رسند.[4]

و موعظه یکی از راه های دعوت و جلب قلوب شمرده می شود که پیامبر اسلام (ص) برای جذب افرادی که دارای احساسات و عواطف جوشان و بیداری عمومی بودند از موعظه بهره می برد و خداوند متعال برای اینکه پیامبرش را اسوه اهل استدلال قرار دهد، به او ابلاغ فرمود که استدلال محض ، همه جا سودمند نیست ،‌بلکه علاوه بر آن ، از موعظه برای دعوت دیگران استفاده نماید.

و «مجادله» که رسول اکرم (ص) به طور مطلق از آن نهی نشده است بلکه از آن مجادله غیر احسن و یا باطل منع شده است ، چنانکه خداوند متعال می فرماید : «وَلا تُجادَلوا اَهلَ الکُتابِ اِلا بِالَّتی هِیَ اَحسَن» ، بنابراین مجادله احسن در اسلام جایز می باشد که قانون عملی برای رسول اکرم (ص) در مقابل مخالفان اسلام بوده است.در مقابل مجادله احسن مجادله باطل قرار می گیرد که مطابق قرآن کریم و روایات معتبر معصومین ، بر مردم حرام گردیده است زیرا در این نوع جدال ،‌سعی و تلاش مخالفان در جهت حق جلوه دادن عقاید باطل و نادرستشان می باشد در حالی که مجادله احسن با استفاده از اصول مشترک طرفین برای محقق ساختن حق و اثبات آن صورت می پذیرد.

این پایان نامه به روش کتابخانه ای و با استفاده از منابع تفسیری و روایی و با راهنمایی اساتید محترم راهنما و مشاور در پنج فصل تالیف و تنظیم گشته است :

فصل اول- شامل کلیات (اهداف و انگیزه موضوع ، سوالات تحقیق ، پیشینه تحقیق ،‌روش تحقیق و ساختار و محدوده تحقیق) می باشد.

فصل دوم- مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اکرم (ص) شامل (معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه و جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم و شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی به خصوص شیوه رسول اکرم (ص) می باشد).

فصل سوم- جلوه های حکمت الهی که اهم آن شامل : (اهمیت حکمت از نظر اعتقادی ، حکمت و توحید ، حکمت الهی هدف بعثت انبیاء ، اعطای حکمت بر صالحین در قرآن کریم ، حکمت واعطای فضل بر رسول اکرم (ص) و خاندانش (علیهم السلام) ، تاویل حکمت در قرآن و روایات) می باشد.

فصل چهارم- جلوه های موعظه از منظر قرآن و روایات معصوم که اهم آن شامل : (موعظه در قرآن کریم ، موعظه اخلاقی ، نفسانی ، تاثیر گذاری موعظه ،‌اقسام موعظه ،‌تاویل موعظه) می باشد.

فصل پنجم- جلوه های مجادله در قرآن و روایات که عبارتند از : (انواع مجادله در قرآن و روایات ، مجادله احسن پیامبران الهی ، جلوه های مجادله احسن پیامبر اکرم (ص) در قرآن کریم و زمینه های مجادله غیر احسن ، اهداف مجادله) می باشد.

در نهایت به نتیجه گیری کلی پرداخته شده است.

از پروردگار متعال پیوسته درخواست نماییم «الهم انّی اسئلک ان تصلّی علی محمد نبّی رحمتک و کلمه نورک و ان تملأ قلبی نور الیقین و صدری نور الایمان و فکری نور النیات و عزمی نور العلم و قوّتی نور العمل و لسانی نور الصدق و دینی نور البصائر من عندک و بصری نور الضیاء و سمعی نور الحکمه و مودتی نور الموالاه لمحمد و اله علیه السلام......[5]

(خدایا از تو می خواهم که اولاً درود فرستی بر محمد پیغمبر رحمتت و کلمه نورت و ثانیاً پر کنی دلم را با نور یقین و سینه ام را با نور ایمان و فکرم را با نور تصمیمات و تصمیمم را با نور دانش و نیرویم را با نور کار و زبانم را با نور راستی و دینم را با نور بصیرت ها از پیشت و دیده ام را با نور روشنایی و گوشم را با نور حکمت و مودتم را با نور دوستی و پیوستگی با محمد و آلش که سلام بر آنان باد......)

فصل اول : کلیات

1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع

1 – 2 – سؤالات تحقیق

1 – 3 – پیشینۀ تحقیق

1 – 4 – روش تحقیق

1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق

1 – 1 – اهداف و انگیزه موضوع

هدف و انگیزه اصلی در این پایان نامه ، شناخت و بررسی شیوه دعوت رسول اکرم (ص) بر اساس «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» می باشد.از آنجایی که پیامبران و خصوصاً پیامبر خاتم (ص) به منزله سراج منیر و دعوت کننده به سوی خدا «سراجاً منیراً و داعیاً الله» هستند ، بسیار مشتاق بودم برای فهم و شناخت پیرامون این شیوه ها و ابعاد و جلوه ها و مصادیق آنها بتوانم بهره هایی از کلام الهی و نور حکمت را بر قلب خود دریابم و با فهم موعظه از موعظه حسنه در شناخت حقایق الهی و عبرت از خلایق الهی آگاه شوم و با درک مجادله احسن به عنوان روش نیکوتر خداوند در مقابل مخالفان خدا و رسول و اولیاء معصوم الهی به اثبات حقانیت عقاید شیعی خود برسم.

1 – 2 – سؤالات تحقیق

پیرامون موضوع رساله ، سؤالات بسیاری مطرح می باشد که از پرسش های ویژه این تحقیق می توان اشاره کرد به :

1 – حکمت و موعظه و جدال از نظر لغوی و اصطلاحی چیست ؟

2 – تاویل حکمت بر اساس آیات قرآن و روایات چیست؟

3 – انواع موعظه کدام است ؟ منظور از موعظه حسنه در آیات قرآن کریم چیست؟آیا موعظه می تواند غیر حسنه باشد؟

4 – شیوه ها و اقسام مجادلات انبیاء در قرآن کریم و تعالیم اسلامی بر چه اساسی
می باشد؟

5 – آیا در قرآن و روایات نمونه هایی از مجادلۀ احسن انبیاء بر اساس قرآن و روایات آمده است؟

1 – 3 – پیشینۀ تحقیق

تا کنون کمابیش پیرامون آداب و اسلوب گفتگو در قرآن کریم و روشهای تبلیغی انبیای الهی و روش تبلیغی و دعوت پیامبر اسلام (ص) کتب و مقالاتی نگاشته شده که گاه مورد استفاده در رساله موجود هم بوده است.مانند 1- راه و رسم تبلیغ نوشته گروهی از فضلای قم.2- مقاله قانون عملی پیامبر اسلام (ص).3- آداب و اسلوب گفتگو در قرآن کریم و روایات با نگاهی به کتاب مقدس از عبدالله ستوده ارشد علوم قرآن ، 1387. 4- شیوه های هدایتی و تبلیغی انبیا از دیدگاه قرآن و روایات از طیبه خداویسی ، 1386.

می توان وجه امتیاز رسالۀ موجود نسبت به تالیفات پیشین را اولاً فراهم نمودن یک بخش تأویلی از آیات قرآن کریم را در کنار بخش تفسیری آن که مرتبط با موضوع می باشد در نظر گرفت که رسالۀ حاضر علاوه بر تفسیر به تأویل ، تا جایی که امکان داشته پرداخته است . و ثانیاً به گردآوری شیوۀ رسول اکرم ( ص) در یک مجموعه که به طور مستقل و تخصصی (قرآنی و روایی) به هر یک از آنها پرداخته شده است . وعلت انتخاب موضوع ، علاقمندی این جانب به دانستن روش های دعوت اسلام و جذابیت موضوع مورد بحث و فهم و درک بیشتر از دین تشیع ، فهم آیات قرآن کریم چه از جهت ظاهری و چه از جنبۀ تأویلی و شناخت رسول اکرم (ص) و اهل بیتش «علیهم السلام » که امید است باری تعالی با الطاف و عنایت خویش این حقیر را در جهت گام نهادن و سوق دادن به این جهت یاری فرماید .

1 – 4 – روش تحقیق

در این رساله ، ابتدا با هماهنگی استاد راهنما ، یک طرح کلی از پایان نامه تنظیم گردید و با راهنمایی وافر و تحسین برانگیز ایشان به مطالعه و مرور کتابهای معتبر روایی و قدیمی پرداخته . وکار تحقیق موضوع را آغاز نمودم و جمع آوری مطالب از طریق فیش برداری از کتاب ها با روش کتابخانه ای و با استفاده از CD های تفاسیر و سایتهای اینترنتی ( با مراجعه به منابع اصلی و معتبر ) تنظیم و تدوین گردیده است . و برای انجام این امر ، بیشترین بهره برداری از کتابخانه مجلس و کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران وبعد کتابخانه دانشکده الهیات تهران و در موارد بسیار محدودی از کتابخانه دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی به عمل آمده است .

ذکر این نکته لازم است که ، متون عربی مرتبط با موضوع که در منابع قدیمی و یا بعضاً جدید بچشم می خورد اولاً به یاری خداوند متعال و بعد با سعی و تلاش خود ، به فارسی روان ترجمه کردم و در کل ، در تنظیم و تهیۀ رساله از راهنمایی سرکار خانم دکتر هاشمی و مشاورۀ آقای دکتر رضوی ، بهره و استفاده لازم صورت گرفته است که کمال تشکر را از این دو بزرگوار دارم .

1 – 5 – ساختار و محدوده تحقیق

موضوع مورد بحث تحت عنوان « بررسی شیوه های دعوت پیامبر اکرم ( ص ) یا تکیه بر حکمت ، موعظه و مجادله احسن » در محدودۀ قرآن و روایات معصومین « علیهم السلام » از کتب و تفاسیر شیعی بهره گرفته شده است که در طی یک چکیده و مقدمه و پنج فصل و جمع بندی و نتیجه نهایی می باشد که هر فصل نیز شامل مباحثی که امید است به یاری خداوند این گام کوچک مورد عنایت پروردگار قرار گیرد .

فصل دوم : مفهوم حکمت ، موعظه ، جدل و کاربرد آنها در قرآن کریم به عنوان شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)

2 – 1 – معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل

2 – 1 – 1 – معنی لغوی و اصطلاحی حکمت

2 – 1 – 2 – معنی لغوی و اصطلاحی موعظه

2 – 1 – 3 - معنی لغوی و اصطلاحی جدل

2 – 2 – کاربرد تعابیر مربوط به حکمت ، موعظه ، جدل در قرآن کریم

2 – 2 – 1 – کاربرد تعبیر حکمت

2 – 2 – 2 – کاربرد تعبیر موعظه

2 – 2 – 3 – کاربرد تعبیر جدل

2-3 شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی در قرآن کریم

2-3-1 شیوه دعوت پیامبر اسلام (ص)

2-3-2 تبیین و تفسیر «حکمت ، موعظه حسنه و مجادله احسن» در آیه 125 از سوره نحل

2 – 1 – معانی لغوی و اصطلاحی حکمت ، موعظه ، جدل

2 – 1 – 1 – معنی لغوی و اصطلاحی حکمت

واژۀ « حکمت » به معنی استواری و دانش درست که شکی در آن راه ندارد می باشد. شریف عاملی در مفردات خود آورده است : « حکمت در اصل به معنای منع از جهل و زشتی است از این رو بعضی آن را به عدل و علم و بعضی آن را به معرفت برترین اشیاء به برترین علوم تفسیر کرده اند . [6] »

« حاکم » و هر چه که به معنای آن باشد مانند کسی است که حکم می کند ، همانگونه که در تاج العروس آمده است . « حکیم بر وزن فعیل ٌ به معنای فاعل یا کسی است که اشیاء را محکم می کند و به معنای صاحب حکمت و عالم نیز گفته شده است . [7] »

حکم به معنای عدالت در قضاوت آمده است و اکثر لغویین د رکتابهای شان اشاره به این معنی ، داشته اند . چنانکه راغب می گوید : « اصل کلمۀ حکم منع کردن جهت اصلاح است . و از این رو لجام و افسار را مانع چارپا دانسته اند زیرا او را محکم نگه می دارد . [8]

از تعاریف فوق می توان نتیجه گرفت که واژه حکمت از ریشه « حکم » مشتقاتی دارد که همۀ آنها در تعریف لغوی و توضیح به یک اصل واحد اعاده می گردند و آن تعریف واحد همان « علم به حقایق اشیاء است که قضاوت و عمل کردن به مقتضای آن می باشد و یا علم و تفقه در دین قضاوت بر اساس عدالت می باشد .»

واژه حکمت در اصطلاح ، با توجه به این که به حکمت علمی و عملی تقسیم می شود ، در واقع نوعی از قوه عقلی علمی است که همان حکمت الهیه می باشد .

چنانکه خداو.ند متعال می فرماید : «وَلَقد ءاتینا لقمانَ الحکمَهَ .[9]( و براستی ، به لقمان حکمت دادیم ).

پس در این آیه مذکور ، منظور از حکمت ، جهت عقلی می باشد که موافق احکام شریعت است ، و به عبارتی دیگر ، حکمت ، اصابت حق با علم و عمل است و حکمت در مورد پروردگار ، معرفت اشیاء و ایجاد آنها با هدف إحکام آنها می باشد و در مورد انسان معرفت موجود است و انجام امور خیر می باشد [10] . در تفاسیر آمده است که حکمت در این آیه «و یعلمه الکتاب و الحکمه»[11] .علم شریعت و احکام می باشد و در آیات «اتاه الله الملک و الحکمه»[12] و «شددنا ملکه و ءاتیناه الحکمه و فصل الخطاب»[13].به معنی نبوت و رسالت بیان گردیده است.

از آنجایی که حکمت ، اسرار علوم شریعت و طریقت را که همان اسرار حقیقت الهیه است ، در بردارد ، معنی قرآن و تورات و انجیل نیز ذکر گردیده است . چنانکه خداوند می فرماید : « یُوتِی الحِکمهَ مَن یشاءُ و مَن یؤتَ الحکمهَ فَقَد أُوتِیَ خیراً کثیراً [14] » .

( به هر کسی که خواهد حکمت عطا کند و به هر کسی که حکمت داده شد به او خیر کثیر عطا شده است . )

که منظور ، تأویل و اصابت سخن حق در آن می باشد [15] .(الحکمه ضاله المومن)

شعرانی در نثر طوبی آورده است که : رسول اکرم ( ص ) در ضمن حدیثی حکمت را گمشدۀ مؤمن معرفی می کند که هر جا آن را یافت فرا گیرد و گاه آن گوهر گمشده را از گمراهی می شنود و آن را می آموزد [16] .

ذکر « حکیم » به عنوان صفتی برای قرآن کریم آمده است : همانگونه که زبیدی در تاج العروس آورده است : « حکیم صفتی برای قرآن کریم است ، یعنی حاکم بر شما و یا آن حکمی است که در آن اختلاف و اضطراب نیست . [17] »

بعضی از لغویین واژه « حکم » را بصورت امر کلی که فراگیر است و هم حکمت و هم غیر آن را شامل می شود در نظر گرفته اند : « حکم » در اصطلاح اعم از حکمت است و می توان یادآور شد که هر حکمتی حکم است ولی هر حکمی حکمت نیست از این جهت است که در حکم چیزی با چیز دیگر قضاوت و داوری می شود . خداوند متعال در سورۀ مبارکه مریم می فرماید : « وَ اتیناه الحُکمَ صبیّاً »[18] یعنی به او در حالیکه کودک بود ، نبوت دادیم که اشاره به این مطلب دارد که از کودکی علم و نظر حکیمانه و فقیهانه به او عطا کردیم .»

« محکم » این واژه صفت قرآن است که همان صفت کلام و آیۀ قرآن بحساب می آید که در مقابل تشابه قرار می گیرد و کلامی است که معنی آن آشکار و واضح است و متشابه کلامی است که آشکار نمی باشد و در آن شبهه قرار دارد .[19]

بنابراین « حکمت » همان تفقه و اندیشیدن در دین می باشد که مسببی جهت مطیع بودن برای پروردگار متعال و پذیرش ولایت را ایجاب می کند و همچنین ، حکمت را می توان از هر کسی فرا گرفت . البته در صورتیکه ابتدا با عقل و درک خود در مورد آن سخن بسنجیم و اگر صحیح بود آن را بپذیریم ، اما در مورد سخنان حکمت آمیز انبیاء و ائمه معصومین « علیهم السلام » این گونه نیست بلکه در صورت انتساب صحیح آنها به معصومین باید تعبداً آن را پذیرفت .[20]

2 – 1 – 2 – معنی لغوی و اصطلاحی موعظه

واژۀ وَعَظَ ، یَعِظُ ، وَعظاً ، یعنی نصیحت کردنی که همراه با ترساندن باشد ، طوری که شخص دلش نرم گردد و به طاعت و فرمان خدای تعالی بپردازد و به سوی او هدایت گردد و از عقاب و شکنجه به واسطۀ گناه بترسد [21] .

خداوند در قرآن کریم می فرماید : « وَ اِذ قال لقمانُ لابنِهِ و هو یعظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشرِک بِاللهِ انّ الشرکَ لَظلمٌ عظیمٌ »[22] . « و یاد کن هنگامی را که لقمان به پسر خویش در حالی که وی او را اندرز می داد گفت : ای پسرک من ، به خدا شرک میاور که براستی شرک ستمی بزرگ
است ».

و موعظه در اصطلاح عبارت است از پند و اندرز که در آیات قرآن کریم به آن اشاره شده است . از قبیل : « یا أیها الناس قد جائتکم موعظه مِن ربکم و شِفاءٌ لما فی الصُّدور»[23] .

( ای مردم به یقین برای شما از جانب پروردگارتان اندرزی ، و درمانی برای آنچه در سینه هاست آمده است ).

همچنین « الموعظه الحسنه » اشاره به قرآن کریم دارد .و به همین ترتیب اگر در دعا دقت نماییم ، این عبارت ملاحظه می شود : « اَعوذ بک اَن تجعلَنی عِظه لغیری » (پروردگارا به تو پناه می برم از این که مورد موعظه برای دیگران قرار گیرم و آنان بواسطۀ من پند پذیرند) . و به عبارتی دیگر ، یعنی این که ، خداوند را از این که مورد عبرت برای دیگری قرار گیرم من را حفظ گردان . و همچنین موعظه را سفارش به تقوی و طاعات و دور شدن از گناهان و فریب خوردن دنیا و مانند آن دانسته اند . [24]

2 – 1 – 3 – معنی لغوی و اصطلاحی جدل

بعضی از لغویین در تعریف جدل از جهت لغوی این گونه بیان کرده اند :

« جدل » از نظر لغوی به معنی خصومت فراوان و توانایی بر آن می باشد و جدل منطقی ، آن قیاسی است که از مشهورات و مسلمات بدست می آید و هدفش ، استعمال و ارائه خصم و فهماندن کسی است که از ادراک مقدمات برهان کوتاهی می کند . و لفظ « جدال » مشارکت در منازعه و مغالبه می باشد گویا هر یک از دو طرف متخاصم از جهت رأی با هم درگیر هستند که اصل در جدال ، گلاویز شدن و به سختی طرف مقابل را شکست دادن می باشد . [25]

و علامه شعرانی گوید : « جدل یعنی دشمنی کردن ، کاویدن جدال ، مجادله به همان معنی می باشد که خداوند در قرآن کریم می فرماید : « وَ لَقَد صَرَّفنا فی هذَا القرانِ للناسِ من کُلِّ مثلٍ و کان الانسانُ اکثرَ شیءٍ جدلاً » [26] .( براستی در این قرآن ، برای مردم از هر گونه مثلی آوردیم ، ولی انسان بیش از هر چیز سر جدال دارد) .

همچنین لفظ مجادله به معنای مناظره و مخاصمه کردن و جدل مقابله دلیل با دلیل ذکر شده است . [27] و خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید : « وَ جادَلوا باالباطِلِ لِیُد حِضوُا بِهِ الحَقَّ»[28] . ( به وسیلۀ باطل دفاع نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند ) . این کار کافران است که با سخن باطل خویش در براندازی گفتار پیغمبران اقدام کردند .

بنابراین در قرآن کریم و روایات جدال کافران معاند که با باطل صورت می گیرد مردود شمرده شده است ولی جدال احسن که مورد تأکید قرآن و روایات می باشد ، برای هدایت عموم مردم است و قابل پذیرش می باشد از این رو می فرماید : « وَ جادِلهم بالتی هی احسن » [29].


2 – 2 – کاربرد تعابیر مربوط به حکمت ، موعظه ، جدل در قرآن کریم

2 – 2 – 1 – کاربرد تعبیر حکمت

واژه « حکمت » در آیات شریفه قرآن کریم بیست مورد استعمال شده است . [30] از جمله در سورۀ مبارکۀ بقره خداوند تعالی می فرماید : « یُؤتِی الحکمه مَن یَشاءُ وَ مَن یُؤتَ الحِکمه فَقَد أُوتِیَ خیراً کثیراً » [31] .

( خداوند به هر کسی که بخواهد حکمت می بخشد و به هر کسی حکمت داده شود ، به یقین، خیر فراوان داده شده است ).

با تأمّل در این آیۀ شریفه مشخص می شود که حکمت در آن به معنی « معرفت و تفقه در دین و عمل کردن به آن » بکار رفته است .

با نگرش بر سورۀ مبارکه قمر که خداوند متعال می فرماید : « وَ لَقَد جاءَهم مِن الأنباءِ ما فیه مُزدَجَرٌ حِکمه بالِغه فَما تُغنِ النُّذر » [32] . ( و قطعاً از اخبار ، آنچه در آن مایۀ انزجار [ از کفر ] است به ایشان رسید . حکمت بالغۀ [ حق این بود ] ، ولی هشدار ها سود نکرد.)

متوجه خواهیم شد که واژۀ حکمت به معنای « قرآن » در این آیه شریفه استعمال گردیده است .

وهمچنین حکمت در بعضی از آیات شریفۀ قرآن به معنی « نبوت » آمده است . نظیر آیۀ: « وَ شَدَدنا مِلکَهُ و اتیناهُ الحِکمه و فَصلَ الخِطاب » [33] . ( و پادشاهیش را استوار کردیم و او را حکمت و کلام فیصله دهنده عطا کردیم ) .

« حکیم » نیز به معنای « دانا و صاحب حکمت » بسیار فراوان یعنی نود وچهار مورد ، در قرآن کریم آمده است . [34]مانند این آیۀ شریفه که خدای عز و جل می فرماید :

« قالوا سبحانک لا عِلمَ لنا اِلّا ما عَلَّمتُنا اِنَّکَ اَنتَ العلیمُ الحکیم . »[35]

( گفتند : منزهی تو ، ما را جز آنچه [ خود ] به ما آموخته ای ، هیچ دانشی نیست ، تویی دانای حکیم) .

واژه « حکم » در موارد بسیاری در قرآن کریم به معنی « علم و حکم نبوت و حکمت » استعمال گردیده است [36] .نظیر این آیۀ شریفه که خداوند تعالی می فرماید : « وَلَمّا بَلَغَ اَشَدَّه وَ استوی اتیناهُ حُکماً و علماً و کذلک نجزی المحسنین » [37] .

( و چون به رشد کمال خویش رسید ، به او حکمت و دانش عطا کردیم ، و نیکوکاران را چنین پاداشمی دهیم).

و همچنین این واژه « حُکم » در بعضی از آیات قرآن کریم به صورت فعل مضارع و افعل تفضیل در معنی « قضاوت » آمده است مانند این آیات شریفه :

« یا أیها الذینَ امنوا أوفوا بالعقودِ اُحِلَّت لکم بَهیمَه الأنعام الّا ما یُتلی علیکم غیرَ مُحِلّی الصَّید وَ أنتم حُرمٌ اِنَّ الله یَحکُمُ ما یُرید » [38] .

( ای کسانی که ایمان آوردید ، به قراردادهای خود وفا کنید ، برای شما گوشت چارپایان حلال گردیده ، جز آن چه [ حکمش ] بر شما خوانده می شود ، در حالی که نباید شکار را در حال احرام ، حلال بشمرید . خدا هر چه بخواهد فرمان می دهد ).

و آیۀ : « ألیس اللهُ بِاَحکَمَ الحاکمین » [39] ( آیا خداوند نیکوترین داوران نیست ؟)

بنابراین واژه حکمت و مشتقاتش که از ریشۀ حکم اخذ شده است در موارد بسیار فراوان در قرآن کریم بکار رفته است که امیدواریم با تدبّر در این آیات قرآن ، بیشتر پی به حکمت و معرفت خداوند ببریم .

2 – 2 – 2 – کاربرد تعبیر موعظه

واژۀ « موعظه » به معنی « پند و اندرز » در قرآن کریم هشت مورد استعمال گردیده است[40] .که خداوند در آیات شریفه اشاره به این واژه و مشتقات آن دارد از جمله :

« فجَعلنا ها نکالاً لِما بَین یَدیها وَ ما خَلفَها وَ مَوعظه لِلمتّقین [41] »

( و ما آن [ عقوبت ] را برای حاضران ، [ و نسلهای ] پس از آن ، عبرتی و برای پرهیزکاران پندی قرار دادیم) و به صورت اسم فاعل « واعظ » یک مورد در قرآن کریم به شکل جمع مذکر بکار رفته است . مانند :

« قالوا سواءٌ عَلَینا اَوَ عَظتَ اَم لَم تکُن مِنَ الواعظین » [42] .

( گفتند : خواه اندرز دهی یا از اندرز دهندگان نباشی برای ما یکسان است ) .

و کلمۀ « وعظ » به صورت فعل مضارع ده مورد در قرآن کریم آمده است .[43] مانند این آیۀ شریفه که خداوند متعال می فرماید : « یَعِظُکُمُ اللهُ أن تَعوُدوا لِمثلِهِ أبَداً اِن کنتم مؤُمنین»[44].

( خدا اندرزتان می دهد که هیچ گاه دیگر مثل آن را – اگر مؤمنید – تکرار نکنید ) .

همچنین گاه در موارد کمتری به شکل فعل ماضی استعمال گردیده است نظیر این آیه شریفه:

« قالوا سواءٌ عَلَینا اَوَ عَظتَ اَم لَم تکُن مِنَ الواعظین »[45] که ترجمۀ آن در بالا اشاره شده است .

و واژه « وعظ » به صورت فعل امر یک مورد در قرآن کریم آمده است . مانند این آیه شریفه که خداوند متعال می فرماید : « فَاَعرِض عَنهم وَعِظهُم و قُل لَهُم فی أنفسِهِم قَولاً بلیغاً » [46]

( پس از آنان ، روی برتاب ، ولی پندشان ده ، و با آنها سخنی رسا که در دلشان مؤثر افتد ، بگوی ) .

2 – 2 – 3 – کاربرد تعبیر جدل

واژه « جدل » به صورت فعل مضارع هیجده مورد در قرآن کریم آمده است [47] (گاه با حرف جر «عن» آمده است به معنای دفاع کردن ، نظیر این آیه شریفه که خداوند تعالی
می فرماید : « و لا تُجادِل عن الّذین یختانون أنفسهم اِنَّ الله لا یُحِبُّ مَن کانَ خَوّاناً أثیما» [48].

( و از کسانی که به خویشتن خیانت می کنند دفاع مکن ، که خداوند هر کسی را که خیانتگر و گناه پیشه باشد دوست ندارد . )

همچنین واژه « جدل » به معنای « جدال و خصومت » به صورت فعل ماضی ، دو مورد در قرآن کریم استعمال شده است . نظیر این آیه شریفه : « وَ اِن جادَلوکَ فَقُلِ اللهُ اَعلَمُ بما تعملون » [49] . ( اگر با تو مجادله کردند ، بگو : خدا به آنچه می کنید داناتر است ) .

و آیۀ : « وَجادَلُوا بالباطِلِ لِیُدِحضُوا بِهِ الحق » [50] . ( و به [ وسیلۀ ] باطل دفاع نمودند تا حقیقت را با آن پایمال کنند ) .

و امّا جدل به شکل فعل امر به معنی « مجادلۀ احسن » یک مورد در قرآن کریم آورده شده است . مانند این آیه شریفه : « اُدعُ إلی سبیلِ رَبَّکَ بالحکمَه وَ الموعظه الحَسَنَه وَ جادِلهُم بِالّتی هِیَ أحسَنُ » [51] . ( با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به شیوه ای که نیکوتر است مجادله نمای ) .

2 – 3 - شیوه های پیامبران در ابلاغ پیام الهی در قرآن کریم

از جمله موضوعاتی که در موضوع بعثت و رسالت انبیاء مورد توجه قرار دارد ، بحث روشها و شیوه های تبلیغ رسالت است . تأثیراتی که انبیاء بر افراد داشتند قابل مقایسه با تأثیر دانشمندان بر افراد نیست . زیرا انبیاء بر دل و جان مردم نفوذ کرده و برای ابلاغ پیام خود از بهترین وسیله ها و شیوه ها استفاده کردند . آنها برای هدایت و رشد انسانها از هر فرصتی استفاده کردند و عموماً به سراغ مردم می رفتند تا پیام خود را به گوش آنان برسانند .

از آنجایی که سیره تبلیغی این پیامبران از برجستگی و دوام بیشتری برخوردار گشته است به همین دلیل قرآن بیش از جهات دیگر زوایای تبلیغی سیره این بزرگواران را به بررسی گرفته است و از بررسی سیره انبیاء بدست می آید که برای تبلیغ آئین خود از روش حکمت و موعظه و مجادلۀ احسن ، بیشترین بهره را اتخاذ کرده اند .

نمونه ای از حکمت های انبیاء که به عنایت خداوندی از این فضیلت برخوردار
گردیده اند ، نظیر : حکمتهای حضرت داود ، لقمان حکیم ، حضرت عیسی (ع ) ، حضرت یحیی ( ع) ، پیامبر اکرم ( ص) و ............ در آیات قرآن کریم مشاهده می شود .[52]

از مجادله های احسن در قرآن کریم می توان به مجادلۀ انبیاء الهی اشاره نمود ، از جمله حضرت ابراهیم ( ع ) که به عنوان روشی برای دعوت به سوی توحید از آن استفاده می کردند . بی شک مجادلۀ ابراهیم ( ع ) با مشرکان زمانش ، درخشانترین جلوه جدال احسن را درطول تاریخ اندیشه بشری رقم زده است که این احتجاجهای نیکو با مخاطبان مختلف مانند پدر ، قوم ، پادشاه و درباریان و اشراف صورت گرفته و تأثیر شگرف بر جان آنان نهاده است . [53]

2-3-1 شیوه دعوت پیامبر اسلام ( ص )

خداوند متعال در آئینی که برای معرفی رسول خود بیان می کند حداقل پنج مورد ، مردم را هدف رسالت بیان می دارد و پیامبر ( ص ) را بر خاسته از تودۀ مردم معرفی می نماید : «لَقَد جاءَکُم رسولٌ مِن اَنفُسِکُم عَزیزٌ عَلَیه ما عَنِتُّم حریصٌ عَلَیکُم بِالمؤمنین رَؤفٌ رَحیمٌ» [54] . ( قطعاً، برای شما پیامبری از خودتان آمد که بر او دشوار است شما در رنج بیفتید ، به [هدایت ] شما حریص ، و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان است ) . در این آیه شریفه امتیاز و ارزش رسالت را در مردم داری بیان فرموده است .

در آیۀ دیگر توجه به مردم را سند پیروزی و اقتدار پیامبر اکرم ( ص ) عنوان می کند و می فرماید : « فَبِما رَحمَه مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُم وَلو کُنتَ فَظّاً غَلیظَ القَلبِ لا نفضُّوا مِن حَولِکَ فاعفُ عَنهُم وَاستَغفِر لَهُم وَ شاوِرهُم فی الأمر» [55]

( پس به [ برکت ] رحمت الهی ، با آنان نرمخو [ و پر مهر ] شدی ،و اگر تندخو و سختدل بودی قطعاً از پیرامون تو پراکنده می شدند . پس ، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه ، و در کار [ ها ] با آنان مشورت کن) .

همانطور که در سخنان امیرالمؤمنین ( ع ) نیز چنین آمده است : « خدا ، پیامبر اسلام (ص) را هنگامی مبعوث فرمود که مردم در حیرت و سرگردانی بودند ، در فتنه ها به سر می بردند ، هوی و هوس بر آنها چیره شده ، خود بزرگ بینی و تکبر بر لغزشهای فراوانشان کشانده بود ، و نادانیهای جاهلیت پست و خوارشان کرده و در امور زندگی حیران و سرگردان بودند ، و بلای جهل دامنگیرشان بود . پس پیامبر ( ص ) در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را کرد و آنان را به راه راست راهنمائی ، و مردم را به حکمت و موعظه نیکو دعوت نمود »[56] .

رسول اکرم (ص ) روش خاصی را در دعوت مردم به اسلام در سیرۀ عملی خود بر اساس آیات قرآن کریم عرضه می داشتند . همانگونه که در فتوح البلدان آمده است : در سیرۀ عملی رسول خدا ( ص) بر پایۀ آیات فراوانی از قرآن می توان چند روش مشخص را در دعوت مردم به اسلام بازشناسی کرد . نخستین شیوه بر اساس « هدایت فکری مردم » از طریق استدلال و تقویت روح تفکر و تعمق در مردم بود . این شیوه تا به آخر نیز دعوت مکرر در قرآن به تأمل و تدبّر و نیز توصیه به رسول خدا ( ص ) برای « دعوت به حکمت و موعظه » و « مجادله احسن » نشان آن بود که این راه ادامه دارد .رسول اکرم ( ص ) با همین شیوه ، توانست عدۀ زیادی را به اسلام فرا خواند ، مردم مدینه از طریق آشنایی با همین دعوت و صرفاً با نشر آیات قرآنی ، اسلام را پذیرفتند ،آنگونه شهرت یافت که مدینه با قرآن گشوده شد . [57]

خدواند متعال در قرآن کریم رسول اکرم ( ص ) را با ویژگی هایی معرفی می کند و می فرماید: « یا اَیُهَا النَبیُ اِنّا أرسَلناک شاهِداً و مُبَشِّراً و نَذیراً و داعِیاً الی اللهِ باذنِه و سِراجاً مُنیراً»[58] . (ای پیامبر ، ما تو را [ به سِمَتََ ] گواه و بشارتگر و هشدار دهنده فرستادیم ، و دعوت کننده به سوی خدا به فرمان او و چراغی تابناک ) .

با توجه به آیه شریفه یکی از وظایف پیامبر اسلام ( ص ) دعوت مردم به سوی خداست که این دعوت ابزار می طلبد که طبیعتاً این ابزار حکمت ، موعظه ، مجادله أحسن خواهد بود .

پیامبر اسلام ( ص ) قبل از هجرت در صحرای « منا » تبلیغ می کرد . رئیس قبیله « بنی عامر » که تحت تأثیر سخن رسول اکرم ( ص ) قرار گرفته بود ، جلو آمد و گفت : « من در قبیله خود هزار مرد شمشیر زن دارم که همگی حاضریم به تو ایمان آوریم امّا به شرط آن که پس از تو خلافت در قبیله بنی عامر باشد . » [59] .

رسول اکرم ( ص) نپذیرفت و آنان نیز ایمان نیاوردند . در صورتی که در فرهنگ ریاکارانه غرب به مردم وعده های دروغ می دهند و عمل نمی کنند . ولی در منطق اسلام « هدف وسیله را توجیه نمی کند » و با گناه نمی توان به هدف ثواب رسید مگر در مواردی که جایز باشد و نص صریح باشد و آنهم اضطرار نه در همۀ موارد . پس ای


بررسی راههای بهبود کیفیت مدیریت دبیرستانهای دخترانه شهر ساری از دیدگاه مدیران و دبیران در سال تحصیلی 85-84

اگر چه وزارت آموزش و پرورش بی‏وقفه برای اصلاح مشکلات نظام آموزشی کشور تلاش می‏کند اما شواهد نشان می‏دهد مشکلات عدیده‏ای متوجه مدیریت آموزشگاههای کشور به خصوص مقطع متوسطه می‏باشد این تحقیق با عنوان بررسی راههای بهبود کیفیت مدیریت از دیدگاه مدیران و دبیران انجام شده است
دسته بندی مدیریت
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 73 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 78
بررسی راههای بهبود کیفیت مدیریت دبیرستانهای دخترانه شهر ساری از دیدگاه مدیران و دبیران در سال تحصیلی 85-84

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

چکیده:

اگر چه وزارت آموزش و پرورش بی‏وقفه برای اصلاح مشکلات نظام آموزشی کشور تلاش می‏کند اما شواهد نشان می‏دهد مشکلات عدیده‏ای متوجه مدیریت آموزشگاههای کشور, به خصوص مقطع متوسطه می‏باشد. این تحقیق با عنوان بررسی راههای بهبود کیفیت مدیریت از دیدگاه مدیران و دبیران انجام شده است.

هدف این تحقیق شناسایی راههای بهبود کیفیت مدیریت در جامعه آماری بوده است. روش تحقیق مورد استفاده زمینه‏یابی بوده است و از ابزار پرسشنامه محقق ساخته مرکب از 25 سؤال در طیف لیکرت استفاده شده است.

جامعه آماری این تحقیق کلیه دبیران و مدیران دبیرستانهای دخترانه شهر ساری بوده است. بر اساس جدول تاکمن تعیین و با استفاده از روش تصادفی ساده 400 نفر انتخاب شده‏اند.

تجزیه و تحلیل داده‏های پژوهش در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفته است و نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده‏ها نشان داد که تفاوت معناداری بین نظرات دبیران و مدیران برای بهبود کیفیت مدیریت وجود دارد. یعنی مدیران و دبیران برای رسیدن به راههای بهبود کیفیت مدیریت تلاش می‏کنند.

مقدمـه :

جهان در حال تغییر و تحول است. قبل از اینکه قربانی تغییرات شویم می‏توانیم در ایجاد تغییرات مطلوب نقش ایفا کنیم و تغییرات مطلوب را برای آینده ایجاد کنیم. (کافمن , 1372, ص 147)

در عصر حاضر سازمانهای آموزشی در مسیر تندباد تغییرات قرار گرفته‏اند و باید هر جه سریعتر خود را با این تغییرات هماهنگ نمایند. زمینه این تغییرات باید مدیریت باشد.

سازمانهایی در قرن بیست و یکم ادامه حیات خواهند داد که بدانند چگونه مهارتهای مدیریت را برای بهبود مستمر سازمانهای اجرایی خود, از جمله سازمانهای مدیریت کیفیت کاملاً ارتقاء دهند و دوره جدیدی را شروع نمایند. کیفیت در رأس اغلب امور قرار گرفته و می‏توان گفت بهبود کیفیت از مهمترین وظایفی است که هر مؤسسه با آن روبرو می‏باشد. به هر حال, علاوه بر اهمیت کیفیت بسیاری از افراد کیفیت را به عنوان یک مفهوم پیچیده تصور می‏نمایند. کیفیت اغلب برای تعریف پیچیده و برای سنجش مشکل می‏باشد. تصور یک فرد نسبت به کیفیت اغلب با فرد دیگر متفاوت بوده و هر زمان سؤال می‏شود که چه مدرسه‏ای خوب یا چه دانشگاهی خوب است به یک نتیجه یکسان نخواهیم رسید. معمولاً ما زمانی کیفیت را مورد شناسایی قرار می‏دهیم که آن را تجربه نماییم.

امروزه بهبود کیفیت در بخشهای صنعت و تولید و بهداشت و درمان و آموزش و پرورش به عنوان یک ضرورت مطرح شده و از اولویت بالایی برخوردار است. در هر سازمانی با توجه به کیفیت خدمات ارائه شده با عنایت به فشارها و نظارت وسیعی که از سوی مراجع ذی‏صلاح برای بازسازی یا بهسازی گسترده نظامهای مدیریتی اعمال م‏گردد , از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. (لامعی, 1383, ص 28)

از دیدگاه صاحب‏نظران, بهبود کیفیت مدیریت در آموزش و پرورش از شاخصهای مهم بهبود سازمان آموزشی محسوب می‏شود.

امروزه بهبود کیفیت مدیریت و آموزش و پرورش مانند زمینه‏های دیگر از جمله صنعت و بهداشت و .... ضرورت یافته است و طرحهای بهبود مدیریت برای رفع مشکلاتی از جمله نداشتن برخی از مهارتهای سرپرستی , پایین بودن کارایی, عدم آشنایی با سیاستها و فلسفه مدیریت عالی سازمان , ایستایی , عدم پویایی, ایجاد قدرت, رویارویی مدیران با تحولات و سازگاری با شرایط جدید شکل می‏گیرد.

بدین جهت , هدف طرحهای بهبود مدیریت شامل افزایش مهارتهای سرپرستی, بهبود قوه ادراک , تحول در طرز بینش و تفکر و بهبود تواناییهایی نظیر تصمیم‏گیری, اعمال روشهای ارزشیابی , کشف نواقص, ریشه‏یابی مشکلات و به طور کلی افزایش بهره‏وری است . (حاجی‏پور , 1378, ص 32)

بنابراین یکی از راههای کاهش نوسانات در فرایند سازمانهای آموزشی که مدیران بتواند از عهدة خواسته‏های تازه و دشواریهای ناگهانی برآیند, راهبرد بهسازی یا بهبود کیفیت مدیریت است , زیرا عملکرد کیفیت کار مدیران آموزشی, عملکرد نظام آموزشی را در سطح جامعه رقم می‏زند و عملکرد مؤثر سازمانهای آموزشی نیز عملکرد یک جامعه و ملت را تشکیل می‏دهد. منظور از بهبود کیفیت مدیریت, مجموعه تلاشهایی است که در جهت ارتقای سطح کارآیی و اثربخشی مدیران به عمل می‏آید. و در نهایت منجر به اصلاح فرایندهای آموزش, یادگیری و پیشرفت سطح تحصیلی دانش‏آموزان در مدارس می‏شود.

متخصصان در بهبود کیفیت چند عامل موثر را در نظر گرفته‏اند:

توحه به آموزش ضمن خدمت کارکنان

تقویت رهبری مشارکتی

از میان برداشتن موانع ارتباطی در میان افراد و واحدهای مختلف

توجه به مزایای شغلی مدیران (ترمیم حقوق و مزایا , امنیت شغلی)

نظارت و ارزشیابی علمی و مستمر از عملکرد مدیران

سابقه مدیران

تخصص در رشته مدیریت

پژوهش

در پژوهش سعی بر این است تا بهبود کیفیت طبق مؤلفه‏های مذکور بررسی شود تا با شناسایی راههای بهبود کیفیت در جامعه آماری ارائه طریق‏هایی پیشنهاد گردد.

بیان مسئله :

سازمانهایی که در ارتباط با یادگیری سرمایه‏گذاری می‏کنند برای کارکنان و خود منافع اقتصادی, اجتماعی و شخصی به ارمغان می‏آورند. سازمانهایی که این کار را انجام نمی‏دهند در سراشیبی زوال پا می‏گذارند, اینگونه سازمانها فراگیرند. سازمان فراگیر سازمانی است که یادگیری همه اعضای خود را تسهیل می‏کند و به طور مستمر خود را متحول می‏سازد. یک سازمان فراگیر دورنمایی قوی از آینده خود دارد و برای تعیین , دستیابی و بازنگری اهداف سازمان از توانایی یادگیری و سازگاری همه افراد و گروهها در همه سطوح, به طور کامل استفاده می‏کند. بدین گونه کیفیت سازمانها با بکارگیری مدیریت کیفیت بالا می‏رود.

در مدیریت کیفیت تصمیم‏گیری و اقدام و بالاتر از آنها رهبری, در کل سیستم توزیع می‏شود و همه اجزای سیستم , فرایندها, درون داده‏ها محصولات مشتری‏ها و تدارک کنندگان را دربرمی‏گیرد و توجه اصلی به کیفیت است.

کیفیت باید به عنوان یک عامل زمینه‏ای برای ایجاد انگیزه در بین کارکنان و افرادی که در داخل یا خارج سازمان از فرایندها مؤثرند برای بهبود به وجود آورد.

از دیدگاه مدیریت کیفیت کارکنان مورد احترام و توجه قرار می‏گیرند. ملاک ارزیابی آنان تلاش آنها برای انجام دادن بهتر امور است.

نظرات آنها مورد توجه و ارزیابی قرار می‏گیرد در نتیجه ابداع و نوآوری و ارائه نظرات جدید توسعه می‏یابد .(لامعی , 1380 , ص 71)

انسان در فرهنگ مدیریت کیفیت دائماً در حال بهبود اهداف خود در مسیر تکامل بیشتر است و بهبود مستمر رد مهارت , دانش و افزایش تعهدکاری به صورت عادت کاری در فرد زنده نگه‏داشته می‏شود و اصول حاکم بر این دیدگاه عبارتند از : تعهد, مشتری‏گرایی, واقع‏گرایی یا تصمیم‏گیری بر اساس آمار و اطلاعات, مشارکت و همکاری , آموزش و بهبود دائمی .

در این تفکر به بهبود دائمی با توجه به نیازها و انتظارهای مشتری و با مشارکت کلیه افراد مربوط به سازمان توجه می‏شود. بنابراین روند با فرایند انجام گرفتن کارها مورد دقت و ارزیابی قرار می‏گیرد و کمیت در مرحله دوم است. (فقیهی, سال 1378, ص 44)

مدیران دبیرستانها به همراه سایر کارکنان مدرسه به طور مؤثر در برنامه‏های یادگیری و رضایت دانش‏آموزان و فعالیتهای بهبود و ارتقاء مستمر نقش دارند.

بهبود فرایندهای یاددهی و یادگیری و تحقق اهداف مؤسسه‏های آموزشی منوط به بهبود کیفیت مدیریت است. همچنین کیفیت آموزش و پرورش در مدرسه ارتباط مستقیم با بهبود کیفیت مدیریت دارد و مدارس ممتاز همواره از طریق مدیرانی با قدرت رهبری قوی هدایت می‏شوند.

و نظر به اینکه کیفیت بخشی به مدیریت مدارس موجبات افزایش کیفی آموزش و پرورش رسمی می‏شود و چنانچه این مهم مورد توجه قرار نگیرد علاوه بر هدر رفتن سرمایه‏گذاری در این امر موجبات کاهش کیفیت تحصیلات رسمی نیز می‏شود بنابراین , در این پژوهش محقق بر آن است تا به این سؤال پاسخ دهد که , راههای بهبود کیفیت مدیریت دبیرستانها از دیدگاه مدیران و دبیران در جامعه آماری کدام است؟

ضرورت و اهمیت موضوع:

(کیفیت تصادفی به وقوع نمی‏پیوندد بلکه با برنامه‏ریزی حاصل می‏گردد.)

(ژوزف جوران , 1377, ص 20)

آموزش و پرورش عامل اصلی و کلیدی توسعه اجتماعی ,اقتصادی , فرهنگی و سیاسی هر جامعه محسوب می‏شود.

تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر در رشد و توسعه جوامع پیشرفته بیانگر آن است که همه این کشورها از آموزش و پرورش کارآمد و اثربخش برخوردار بوده‏اند (علاقه‏بند , 1377, ص 10)

مدیریت آموزشی در تمام مقاطع تحصیلی اهمیت دارد و اهمیت آن در مقطع دبیرستان بنابه دلایل زیر بیشتر به چشم می‏خورد:

نوجوانان نیاز شدیدی به تایید دارند و می‏خواهند جزئی از جمعیت و عضوی از اعضای گروه باشند. معلمان و مدیران مدارس می‏توانند از این تمایل شدید نوجوانان, از طریق شرکت دادن آنان در انجمن‏های گوناگون ورزشی, هنری و تایید فعالیتهای آنان برای اداره مدرسه استفاده کنند و نوجوانان را در رشد و سازگاری اجتماعی یاری دهند.

مدیران دبیرستانها با دانش‏آموزان 16 تا 20 ساله سروکار دارند این دوران نیز ویژگیهای خاص خود را دارد و مدیر دبیرستان باید متناسب با آن شرایط , رفتار مناسبی را با دانش‏آموزان داشته باشند.

مسائل جدی زندگی نظیر انتخاب شغل, انتخاب همسر, اداره خانواده , گرایش به مرام و مسلک برای جوان مطرح می‏شود و ذهن او را به خود مشغول می‏دارد و برخود و با چنین ذهنی مشغول, به مهارت انسانی مدیر مدرسه نیاز دارد.

با توجه به مطالب بالا ضرورت دارد در پستهای مدیریت آموزش و پرورش از افراد شایسته, دلسوز, با تجربه و اندیشمند استفاده شود تا با ایجاد جو مثبت در آموزشگاه و همچنین انگیزه و روحیه مناسب در معلمین و دانش‏آموزان مدارس در فرایند یاددهی و یادگیری و رسیدن به اهداف تعیین شده موفق شوند. (عسگریان , 1370 , ص 17)

برای دستیابی به سطح قابل اطمینان از کیفیت تولید و عرضه محصول و خدمات نهایی متناسب با نیاز مشتری در بازار رقابت , سازمانها ناگزیر به انجام برنامه‏ریزی, بهسازی و توسعه منابع انسانی و مادی هستند. بدون شک یکی از مهمترین عناصر اساسی چنین فرایندی منابع انسانی سازمان می‏باشند که توانائیها و شایستگی‏های حرفه‏ای و شغلی آنها در کنار عوامل سرمایه, تجهیزات و ابزار, فن‏آوری, قوانین و مقررات, فرهنگ سازمان می‏تواند نقش به سزایی در ایجاد , استقرار و بهبود کیفیت فعالیتهای سازمان داشته باشد.

بهسازی نیروی انسانی با کیفیت مدیریت در ارتباط است, مدیریتی که بتواند آموزش کارکنان را مورد توجه قرار دهد, کارکنان را در تصمیم‏گیری شرکت دهد , نظام منسجم ارزشیابی برای ارزشیابی کارکنان به وجود آورد, ارتباطات سازمانی را انسجام بخشد ملاحظه می‏شود که کیفیت نیروی انسانی با مدیریت کیفیت در ارتباط است.

اگر مدیریت کیفیت در آموزش و پرورش بهبود یابد سازمانهای آموزشی نیز بهبودی می‏یابند.

نظریه ضرورت ایجاد تحول در سازمانهای آموزشی کشور و بهره‏وری بیشتر از منابع انسانی و به کارگیری همه جانبه امکانات , در نتیجه به ثمر رسیدن امر تربیت , شناسایی راههای بهبود کیفیت مدیران ضرورت دارد. از این رو محقق به دنبال شناسایی راههای بهبود کیفیت مدیران در جامعه آماری است.

اهداف تحقیق:

هدف کلی:

شناسایی راههای بهبود کیفیت مدیریت دبیرستانهای دخترانه شهر ساری از دیدگاه مدیران و دبیران در سال تحصیلی 85-84

اهداف فرعی:

بررسی نظر جامعه آماری درباره تقویت مدیریت مشارکتی به عنوان یک راه ایجاد بهبود کیفیت مدیریت در دبیرستان

بررسی نظر جامعه آماری درباره آموزش ضمن خدمت به عنوان یک راه ایجاد بهبود کیفیت در دبیرستان

بررسی نظر جامعه آماری درباره توجه به حقوق و مزایای مدیران به عنوان یک راه ایجاد بهبود کیفیت در دبیرستان

درباره نظارت و ارزشیابی علمی بر عملکرد مدیران به عنوان یک راه ایجاد بهبود کیفیت مدیریت در دبیرستان

بررسی نظر جامعه آماری درباره سابقه خدمت مدیران به عنوان یک راه ایجاد بهبود کیفیت مدیریت در دبیرستان

بررسی نظر جامعه آماری درباره تخصص مدیریتی مدیران به عنوان یک راه ایجاد بهبود کیفیت مدیریت در دبیرستان.

بررسی نظر جامعه آماری درباره تحکیم روابط انسانی در دبیرستان به عنوان یک راه ایجاد بهبود کیفیت مدیریت در دبیرستان

بررسی تفاوت نظرات مدیران و دبیران در خصوص راههای بهبود کیفیت مدیریت در جامعه آماری.

سؤالات تحقیق:

آیا از نظر جامعه آماری تقویت مدیریت مشارکتی یکی از راههای ایجاد بهبود کیفیت مدیریت است؟

آیا از نظر جامعه آماری آموزش ضمن خدمت کارکنان یکی از راههای ایجاد بهبود کیفیت مدیریت است؟

آیا از نظر جامعه آماری توجه به حقوق و مزایای شغلی مدیران یکی از راههای ایجاد بهبود کیفیت مدیریت است؟

آیا از نظر جامعه آماری نظارت و ارزشیابی عملی از عملکرد مدیران یکی از راههای ایجاد بهبود کیفیت مدیریت است؟

آیا از نظر جامعه آماری تخصص مدیریتی مدیران یکی از راههای ایجاد بهبود کیفیت مدیریت است؟

آیا از نظر جامعه آماری سابقه مدیریتی مدیران یکی از راههای ایجاد بهبود کیفیت مدیریت است؟

آیا از نظر جامعه آماری تحکیم روابط انسانی در دبیرستان یکی از راههای ایجاد بهبود کیفیت مدیریت است؟

تعاریف مفهومی و عملیاتی :

- مدیر:

- مدیر [1] فردی است که برای کاری که فرد و یا افراد, در سازمان انجام می‏دهند مسئول است. عناوین مختلفی برای مدیر به کار می‏رود از قبیل: ناظر, رئیس اداری , معاون , رئیس و ... (یوسفی , صالحی , 79 , ص 13)

- مدیر فردی است که مسئول دستیابی به اهداف سازمان از طریق استفاده کارآمد Efficient و مؤثر Effective از منابع می‏باشد. استفاده کارآمد به معنی انجام دادن درست کارهاست به نحوی که با استفاده صحیح منابع, حداکثر بهره‏وری را داشته باشد. (کاخانی, 80-79, ص 11)

- مدیر دبیرستان:

در این تحقیق مدیر کسی است که با ابلاغ رسمی وزارت آموزش و پرورش در سال تحصیلی 85-84 به اداره دبیرستان دخترانه شهر ساری مشغول بوده است.

- دبیر دبیرستان:

در این پژوهش دبیر دبیرستان کسی است که در رشته‏ای از مواد درسی دارای تخصص کارشناسی موجود با ابلاغ رسمی وزارت آموزش و پرورش مشغول تدریس است.

- مدیریت :

- مدیریت[2] عبارت است از علم و هنر, متشکل کردن, هماهنگ کردن و رهبری و کنترل فعالیتهای دسته جمعی برای رسیده به اهداف مطلوب با حداکثر کارایی.(اقتداری , 1368 , ص 68)

- مدیریت در لغت به معنی اداره کردن یک مؤسسه است ولی امروزه با پیشرفتهای سریع سازمانهای انسانی که در اثر گسترش تمدن به وجود آمدند در مفهوم هدایت کردن با بکارگیری مجموعه‏ای از آگاهیهای شکل یافته که بدان وسیله فرد با ایجاد هماهنگی در سازمان, بازدهی آن را افزایش می‏دهد. (عسگریان , 1380, ص 64)

مدیریت مشارکتی:

عبارت است از مجموع گردش کار و عملیاتی که تمام کارکنان و اعضای یک سازمان را در روند تصمیم‏گیریهای مربوط به آن دخالت می‏دهد و شریک می‏سازد. تأکید اصلی این نوع مدیریت بر همکاری و مشارکت علاقمندانه و داوطلب نه عموم افراد است و می‏خواهد از ایده‏ها, نظرات و ابتکارات آنها در حل مشکلات و مسائل سازمانها استفاده نماید لذا اساس فرایند این مدیریت بر بنیان تفویض اختیارات بین مدیران و کارکنان استوار است. مشارکت را می‏توان فرایند درگیری کارکنان در تصمیم‏های استراتژیک / تاکتیکی سازمان به حساب آورد که به صورت رسمی / غیررسمی در فرم مستقیم /غیرمستقیم و با درجه سطح و حدود مشخصی اتفاق می‏افتد. (رهنورد, 1998, ص6)

مدیریت مشارکتی در این تحقیق بوسیله پرسشنامه سنجیده شده است.

ارزشیابی:

فرایندی است که برای تعیین میزان مطلوبیت فعالیت صورت می‏گیرد یعنی اینکه تا چه میزان به سمت برآوردن اهداف سازمانی حرکت کرده‏ایم. ارزشیابی در این تحقیق بوسیله پرسشنامه سنجیده شده است.

نـظارت :

در فرهنگ فارسی دهخدا, نظارت به معنای زیرکی, فراست, عمل ناظر, مقام او, مراقبت در اجرای امور آمده است. واژه نظارت بیانگر آگاهی از چگونگی, برنامه‏ریزی آموزشی و درسی, میزان آمادگیها , نحوه مدیریت و رهبری مدرسه, و ... است. (خورشیدی , 82, ص 15)

نظارت عبارت است از ارزیابی تصمیم‏گیریها و برنامه‏ها از زمان اجرای آن‏ها و اقدامات لازم برای جلوگیری از انحراف عملیات نسبت به هدفهای برنامه و تصحیح انحرافات احتمالی بوجود آمده است. (خورشیدی , 82, ص 18)

مدیریت کیفیت:

یک روش گروهی انجام دادن کار برای بهبود مداوم کیفیت و بهره‏وری قابلیتها و استعدادهای مدیریت و نیروی کار است و نیرو رویکرد مشتری محور, استراترژیک و منظم برای بهبود مداوم و عملکرد است. (جری و جانیس هرمن , 1994, ص 57)

حقوق و مزایا :

حقوق و مزایا مبلغی است که در پایان هر ماه کارکنان دولت از بودجه عمومی دریافت می‏کنند (عسکریان , 1378, ص 112)

فصـل دوم

ادبیات و پیشینه تحقیق

مقدمـه :

یکی از تحولات اساسی و چشمگیر در زمینه مدیریت طی دو دهه گذشته, الگوها و نظریاتی است که پیرامون کیفیت و بهبود کیفی خدمات و تولیدات در سازمانهای صنعتی, غیرصنعتی , تولیدی و خدماتی ارائه داده‏اند. از جمله این الگوها , الگوی مدیریت کیفیت فراگیر است.

مدیریت کیفیت فراگیر هر چند که بر پایه کارهای برخی از پیشگامان جنبش بهبود کیفیت مانند دمینگ[3], جوزان[4], کرزابی[5], و دیگران در ژاپن و آمریکا و اروپا پدیدارشد, اما الگوی جامع آن بتدریج و با بهره‏گیری از نوآوریهای مدیریت در زمینه‏های فنون کمی و آماری, ساختاری و معماری نوین سازمان, فنون بهبود و بازسازی سازمان و الگوهی مشارکتی و تواناسازی کارکنان که در چند دهه گذشته پرداخته بود شکل گرفته است.

امروزه با بهره‏گیری از این الگو بسیاری از سازمانهای پیش‏رو به نتایج و دستاوردهای قابل توجهی نائل شده‏اند. مزیت عمده مدیریت کیفیت فراگیر, توجه آن به تمامی جوانب سازمان با تأکید بر بعد کیفی تولیدات و خدمات است که در نهایت به رضایت مشتریان که همان دریافت کنندگان تولیدات و خدمات هستند, منجر می‏شود. (موسی , خانی , 1375, ص 86)

همچنین در این الگو تأکید بر عامل تغییر و بها دادن به عامل انسانی همه به عنوان تصمیم‏گیرنده و هم به عنوان منبع اصلی قابلیتهای سازمانی خود دلیل دیگری بر کارآمدی کیفیت فراگیر در حل مسایل پیچیده سازمانهای اجتماعی در دوران پرتلاطم امروزی است. جوامع پیشرفته با استفاده از الگوی کیفیت فراگیر برای تولید کالاها و یا انجام کارها و امور, استانداردها و رده‏بندیهای مدونی را ارائه نمودند که در قالب آن دستیابی به کیفیت برتر سهل‏الوصول‏تر می‏گردد و این امر تبادل کالا, خدمات و تولید انسان را در سطح جهانی و تسخیر بازارهای بین‏المللی و سلطه بر کشورهای جهان سوم میسر می‏سازد. پس به جا خواهد بود که ما نیز با تلاشهای وسیع و پی‏گیر استفاده از این مدل نوین را سرلوحه فعالیتهای تولیدی و خدماتی خود قرار داده و در راستای کیفیت در همه محورها بکوشیم.

با توجه به تمام اهمیتی که این مدل دارا است لازم است استفاده از آن در همه سطوح همگانی شود و با آموزشهای لازم تمام سازمانها از مزایای آن به منظور افزایش کارایی همه فعالیتها و امور بهره‏مند گردد.

در این فصل از پژوهش , سعی محقق بر آن قرار گرفته است تا ابتدا مبانی نظری پیشینه مدیریت کیفیت فراگیر را مورد مطالعه قرار داده و کلیاتی راجع به آنها مطرح نماید و سپس چکیده تحقیقاتیرا که در این زمینه چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور انجام شده‏اند ارائه دهد.

الف : ادبیات

- مفهوم مدیریت [6]:

مدیریت یک مفهوم (هدایت کردن) بطوری که امروزه به صورت یک تخصص جلوه‏گر شده و از فلسفه روش و فن خاصی برخوردار است به طوری اعمال آن مستلزم آمادگیهای قبلی مدیر است.

پس از آن تکمیل دائمی معلومات فرد مدیر در جهت انطباق آموخته‏هایی برای هدایت سازمان با محیطی که در سایر پیشرفتهای انسانی و تکنولوژی دائم‏التغیر است آن را بهبود می‏بخشد.

مدیریت در مفهوم دیگر عبارت است از ایجاد توازن بین منابع و فعالیتهای مختلف در حال و آینده در یک سازمان بدین‏گونه که این توازن بین نیروی انسانی لازم در بخشهای مختلف کاری منابع مادی و سایر امکانات که یک موسسه برای رفع نیازهای خود گسترش تولید و توزیع و مصرف بدان نیاز دارد به عمل آید. (عسکریان , 1382, ص 64)

صاحب نظران مدیریت بر اساس جهان‏بینی و نگرشی که به انسان , هدفها و جهت‏گیریهای سازمان داشته‏اند از مدیریت تعریفی ارائه کرده‏اند.

با توجه به مفهوم مدیریت:

مدیریت در لغت به معنی اداره کردن یک مؤسسه است ولی امروزه با پیشرفتهای سریع سازمانی و انسانی که در اثر گسترش تمدن و برملاشدن نیازها به وجود آمدند مدیریت غیر از معنای لغوی متجلی شده است. و آن عبارت است از انجام امور سازمان با بکارگیری منابع و مشارکت اعضاء در راستای تحقق هدفهای سازمان . (عسکریان, 1380 , ص 64) در نتیجه می‏توان گفت انجام بهینه امور و ایجاد محصول, تولید و برونداد با کیفیت آمیخته شده است.

مدیریت آموزشی و اهمیت آن:

رشد توسعه کشورهای پیشرفته صنعتی بخصوص بعد از انقلاب صنعتی صاحب نظران علوم اجتماعی و اقتصادی را بر آن داشت تا عواملی را که موجب چنین پیشرفتی گردیده است مورد بررسی قرار دهند و اهمیت آنها را در این باره معلوم دارند تا بوسیله آنها بتوانند علل عقب‏ماندگی کشورهای جهان سوم را مشخص بسازند.

صرف‏نظر از عواملی که این محققان و صاحب‏نظران برمی‏شمارند و اختلاف نظرهای موجود, در این نکته اتفاق‏ نظر وجود دارد که مهمترین سرمایه هر کشوری, نیروهای متخصص و مدیران لایق و کارآمد آن می‏باشند این نیروها که هاربینسون‏وا. مایرز آنها را نیروی استراتژیک می‏نامند عبارتند از:

مدیران و روسای سازمانهای مختلف اداری, مدیران آموزش و پرورش , مدیران کارگاهها و کارخانه‏ها, رهبران سیاسی, استادان دانشگاهها, اقتصاددانان, معلمین با صلاحیت و ... (ابراهیم‏زاده , 1365, ص 7) برای آنکه از مدیریت و نقش بسیار مؤثر و تعیین‏کننده آن در روند توسعه و رشد جوامع انسانی بیشتر مطلع شویم باید توجه داشته باشیم که هیچ عمل و کار ساده‏ای را نمی‏توان در نظر گرفت که انجام صحیح آن از برنامه‏ریزی, سازماندهی , بکارگماری, تصمیم‏گیری, هماهنگی, آینده‏گری و کنترل بی‏نیاز باشد.

مدیریت آموزشی دربردارنده دو نتیجه آنی و آتی است. نتیجه آنی مدیران آموزشی که شرایط و صلاحیت رفتار در سازمانهای آموزش را کسب کرده باشند, بهبود شرایط کار, افزایش رضایت شغلی و ایمنی خاطر کارکنان از مدیر, سازمان و کار , هماهنگی و تلاش در شکل‏دهی منابع و امکانات موجود در تحقق اهداف سازمان و در نتیجه تقویت روحیه کارکنان و آمادگی برای شکوفایی خلاقیت, نوآوری و تحرک در کار است.

ولی از نتیج آتی توجه مدیریت آموزش تأثیر بسزای آن در بهسازی, رشد بینش و شناخت, درک و فهم مدیران دیگر چون مدیران صنعتی, بازرگانی, بیمارستانی و مالی و اداری و ... است. (بهرنگی , 1371, ص 3-2)

با این اوصاف, بدیهی است که مدیریت آموزشی در بین انواع مدیریتها اهمیت و جایگاه ویژه‏ای داشته باشد اگر بپذیریم که آموزش و پرورش هر جامعه‏ای در رأس مسائل آن جامعه قرار دارد پس باید با همان منطق بپذیریم که مدیریت آموزشی نقش مهمی در بهسازی نیروی انسانی دارد.

مدیریت آموزشی عبارت است از ایجاد زمینه و فراهم ساختن وسیله به منظور بروز و بکارگیری استعدادهای دانش‏آموزان و دانشجویان و تحکیم بخشیدن به روابط انسانی گروهی, اتخاذ دوستی و تعیین خط‏مشی اصولی در کلیه امور برای بارور ساختن هدفهای رسمی. (عسگریان , 1380, ص 87)

مدیریت آموزشی فرایندی است اجتماعی که با بکارگیری فعالیتهای علمی, فنی و هنری کلیه نیروهای انسانی و مادی را سازماندهی و هماهنگ نموده و با فراهم آوردن زمینه‏های انگیزش و رشد و یا تأمین نیازهای منطقی فردی و گروهی معلمان, دانش‏آموزان و کارکنان به طور صرفه‏جویانه به هدفهای تعلیم و تربیت برسد (شیرازی , 1373, ص 35)

مدیریت آموزشی گاهی مترادف با مدیریت به معنای عام تعریف می‏شوند. در این صورت مدیریت آموزشی عبارت است از برنامه‏ریزی, سازماندهی , هدایت و کنترل کلیه امور و فعالیتهای مربوط به آموزش و پرورش معهذا مدیریت آموزش غالباً به معنی خاص مورد نظر است یعنی مدیریت آن بخش از فعالیتهای سازمانهای آموزشی که مستقیماً با امر آموزش و پرورش و یادگیری مرتبط است. از جمله فعالیتهای مربوط به برنامه‏های آموزشی, مواد محتوای دروس, روشها و وسایل آموزش , مشاوره و راهنمایی تحصیلی, اقدامات آموزش و پرورش مکمل برنامه, امور معلمان و دانش‏آموزان است.

درواقع, در معنای اخیر, فقط فعالیتهای سازمانهای آموزشی مدنظر قرار می‏گیرد. اگر از مفهوم تصمیم‏گیری صرف‏نظر کنیم, مدیریت آموزش عبارت است از تصمیم‏گیری و اجرای تصمیمات درباره آموزش و پرورش . (علاقه‏بند, 1372, ص 136)

تاریخچه پیدایش مدیریت کیفیت فراگیر

امروزه فکر می‏کنیم مدیریت کیفیت فراگیر موضوع جدید به نظر برسد. امّا اگر تاریخ را بررسی کنیم, توجه به مفهوم کیفیت به سه هزار سال قبل از میلاد برمی‏گردد. در آن زمان بابلی‏ها از استانداردهایی برای توزین و اندازه‏گیری استفاده می‏کردند. در اطلاعات بدست آمده از کارگاهی ریسندگی 1800 ق.م نشان می‏دهد که در این کارگاه سه کارگر برای تهیه کتان , سه ریسنده, دو بافنده و یک ناظر مشغول به کار بوده‏اند. (طاهری , 1379, ص 8)

جمله نوشته شده روی تابلوی گلی مربوط به سال 429 ق.م شاهدی برای قدمت تعیین کیفیت می‏باشد. این عبارت چنین بود:

« در مورد حلقه‏های طلایی که زمردی به روی آن نصب شده است, ضمانت می‏کنیم که برای 20 سال آینده زمرد از روی حلقه طلایی نمی‏افتد اگر چنانچه قبل از پایان دو سال زمردی از روی حلقه بیفتد بابت آن به میزان ... نقره به مالک غرامت خواهیم پرداخت».(فاطمی , 1370, ص 28)

در قرن پانزدهم میلادی در کشور انگلستان, قانون, اصناف , حق بازرسی کیفیت کالای ساخته شده را به بازرسان کار می‏دهد تا بدین وسیله روی کالای خوب مهر تأیید بزند.

آزمون مرغوبیت کالا عملاً در سال 1456 میلادی از زمان هنری ششم جهت اطمینان از کیفیت کالا در انگلستان موسوم گردید. (طاهری, 1379 , ص 9)

تاریخچه کنترل کیفیت بدون شک به قدمت خود صنعت است. در دوران قرون وسطی کنترل کیفیت به وسیله استادانی که از مهارت بالایی برخوردار بودند انجام می‏شد. با تقسیم کار و تخصص شدن کارها پس از انقلاب صنعتی, دیگر به مانند قبل, استادکارانی که بر همه جنبه‏های کار تسلط و مهارت داشته باشد کمتر دیده می‏شد. هر کارگری فقط بخشی از کار را که در آن مهارت می‏یافت انجام می‏داد. چون در ابتدا محصولاتی که کارخانه‏ها تولید می‏کردند زیاد پیچیده نبودند, به کیفیت اهمیت چندانی داده نمی‏شد. اما با توسعه صنعت, متنوع شدن محصولات و پیچیده‏تر شدن تولید, کارها تخصصی‏تر شدند و از انجا بازرسی و نظارت بر همه محصولات تولید شده به تدریج ضروری شد. (شریف زاده , 1379, ص 11)

در سال 1924 والتر شوارت [7] در آزمایشگاه تلفن Bell برای کنترل متغیرهای محصول, نمودار کنترل آماری را طراحی کرد و سیستمی را بوجود آورد که می‏توانست واریانس سیستمهای تولید را اندازه‏گیری کند.

این نمودار آغاز کنترل آماری در کیفیت بود که به SPC [8] مشهور شده است.

وی اعلام کرد که کنترل واقعی نه فقط در محصول ساخته شده بلکه باید در فرایند تولید انجام پذیرد. وی در سال 1931 برای نخستین بار کنترل کیفیت آماری خود را در کتاب خود تحت عنوان «اقتصاد کنترل کیفیت محصولات ساخته شده» مورد بحث قرار داد. (طاهری , 1379, ص 9)

در طول دوران جنگ جهانی دوم ارتش آمریکا به عنوان بزرگترین خریدار محصولات تولیدی کارخانه‏های صنعتی, مشخصات کیفی را تعیین کرد و بر اساس استاندارد کنترل کیفیت آماری از طریق بازرسی و روش نمونه‏گیری, محصولات مورد نیاز خود را تحویل می‏گرفت. این روش رضایت کامل ارتش آمریکا را از محصولات خریداری شده خود تأمین نمی‏کرد. به همین جهت کنترل کیفیت فرآیند تولید را به بازرسی نهایی محصول اضافه نمود و استانداردهای کیفی متعددی را برای محصولات کارخانه‏های طرف معامله خود مقرر نمود. چون کارخانه‏های مزبور می‏دانستند که ارتش تنها مشتری عمده آنهاست لذا در چارچوب انتظارات و استانداردهای ارتش آمریکا جریان تولید را در کارخانه‏های خود هدایت می‏کردند. (طاهری , 1379, ص 10)

در سال 1946 پس از جنگ جهانی دوم نیروهای حرفه‏ای تولید در ژاپن « سازمان غیرانتفاعی اتحادیه مهندسان و دانشمندان ژاپن» را تأسیس کردند. در همین سال «جامعه کنترل کیفیت آمریکا» نیز تشکیل شد. در همین سال, انجمن کنترل کیفیت در کشور آمریکا تشکیل شد. این سازمان از طریق انتشاراتش , کنفرانسها و همایشها و نشستهای آموزشی که برای مدیران کارخانه‏ها ترتیب می‏داد آنها را با فرهنگ کنترل کیفیت در سازمانهای صنعتی و خدماتی آشنا می‏ساخت. (شریف‏زاده, 1379, ص 12)

شاگرد شوارت دبلیو, اداوارد دمینگ[9] که یک فیزیکدان با گرایش ریاضی بود و در بخش کشاورزی و دفتر تحقیقات آمریکا کار می‏کرد, موظف گردید تا سیستم کنترل آماری فرایند را به کارکنان صنایع دفاعی آمریکا آموزش دهد.

در سال 1950 اتحادیه متخصصان علوم و مهندسین ژاپن (JUSE) از ادوارد دمینگ دعوت کردند تا SPC و رشهای کنترل کیفیت را در کشور ژاپن آموزش دهد. او سلسله سخنرانی‏هایی درباره روشهای آماری برای مهندسان ژاپنی و مدیران ارشد مسئول کیفیت ایراد نمود (شریف‏زاده, 1379, ص 12) . ژاپنی‏ها به سرعت خود را با آموزشهای دمینگ هماهنگ ساخته و در این روشها تغییراتی بوجود آوردند.

در سال 1951 اتحادیه دانشمندان و مهندسین ژاپنی (JUSE) جایزه دمینگ که عالیترین جایزه کیفیت در ژاپن به حساب می‏آید را با هدف افزایش سطح کیفیت صنعت در ژاپن ایجاد کردند. دمینگ به پاس خدماتی که به توسعه کیفیت در ژاپن انجام داد, بزرگترین جایزه ژاپن به نام «مدال افتخار امپراطور برای سازندگان اقتصاد ژاپنی» را دریافت نمود.

در همین سال, آرماند فیگن بوام [10]تحولی در نگرش به کیفیت به وجود آورد او کتابی تحت عنوان «کنترل کیفیت فراگیر» منتشر کرد و کنترل کیفیت جامع «فراگیر»[11] را به جای کنترل کیفیت آماری مطرح نمود. (شریف‏زاده , 1379, ص 12)

جوزف . م . جوزان[12] در سال 1954 برای نخستین بار به ژاپن سفر نمود و بر مسئولیت مدیران بر کنترل تأکید نمود. (شریف‏زاده, 1379, ص 13)

او اهمیت درگیر نمودن تمام بخشها در پیگیری امر کیفیت و اهمیت رضایت مشتری را به جای امر ساده تبعیت از مشخصات محصول ژاپنی‏ها یادآوری نمود.

در سال 1962 کارآرو ایشیکاوا [13] ایده و تفکرات جوران و فیگن بوام را بسط داده و موضوع مشتریان داخلی که دریافت کنندگان بروندادهای داخل سازمان علاوه بر مشتریان خارجی سازمان مطرح کرد. ایشکاوا بر مبنای کار متخصصین علوم رفتاری و نظریه سلسله مراتب نیازهای مازلو و تئوری X و Y مک گریگور توانست واژه «کانون‏های کیفیت» را پیشنهاد نماید.

در اواخر دهه 1970 , آمریکایی‏ها و اروپایی‏ها متوجه پیشی گرفتن ژاپنی‏ها در تسخیر بازارهای جهانی شدند, به فکر استفاده از نگرش TQM در مدیریتهای خود گردیدند.

دهه 1980 دروه اطمینان از مرغوبیت بوده است. در این دوره مسئله کشف و کنترل اشکالات و خرابی‏ جای خود را به هماهنگی می‏دهد.

کل زنجیره تولید با مشارکت کلیه گروههای تخصصی مد نظر قرار می‏گیرد. در این دوره از برنامه‏ها و سیستم‏ها به جای استفاده صرف از ابرازها و روشهای آماری, سعی در ایجاد کیفیت می‏شود. (طاهری, 1379, ص 13)

در سال 1987 آمریکا در مقابل جایزه دمینگ, جایزه‏ای را به نام «مالکوم بالدریج» ابداع کردند. این جایزه برای معرفی سازمانهایی که به بالا بردن سطح کیفیت خود و اجرای TQM دست یافته‏اند , طراحی شده است. (ریاحی , 1381)

دهه 1990 دوره مدیریت استراتژیک کیفیت بوده است. در این دوره مسئله هماهنگی و ایجاد کیفیت به برخورد استراتژیک با کیفیت و مدیریت آن با توجه به بازار و نیازهای مصرف کننده به عنوان یک فرصت و عامل قدرتمند در بازار رقابت مطرح می‏شود. در این دوره وظیفه تک تک افراد سازمان مد نظر است و سعی در نهادینه کردن اصول کیفیت در نگرش و باور افراد می‏باشند.

به طور کلی شرحی که گذشت روند تکامل مدیریت کیفیت فراگیر از گذشته تا حال بوده است. (طاهری, 1379, ص 14)

پیشینه مدیریت کیفیت جامع نشان می‏دهد که :

الف ) توجه به کیفیت و تلاش برای بهبود دائمی , نقش مهم و اساسی در توسعه دارد.

ب ) برای افزایش کیفیت و بهبود مستمر, باید دیدگاهی واحد انتخاب و ترویج شود.

ج ) علمی شدن این دیدگاه به حمایت همه جانبه دولت , ایجاد نظام تشویق , تبلیغ و آموزش همگانی به صورت متسجم نیاز دارد.

بنابراین برای تضمین و افزایش کیفیت در مؤسسات آموزشی دوکار عمده باید انجام داد : اول , نظام مدیریت کیفیت جامع در داخل سازمان ایجاد شود و دوم , مجوز بررسی کیفیت سازمان به افراد خارج از سازمان صادر گردد. شناخت عوامل مؤثر در ایجاد مدیریت کیفیت ضرورت برقراری مدیریت کیفیت در سازمانهاست که سازمانهای آموزشی نیز در این زمره قرار دارد.

اجزا مدیریت کیفیت فراگیر :

لازم است قبل از شروع و بررسی مدیریت کیفیت فراگیر ابتدا اجزاء آن تعریف شود:

1- تعریف کیفیت:

در دهه 50 میلادی دمینگ و فیگن باوم مفهوم جدید کیفیت را اینگونه بیان نمودند:

کیفیت مفهوم وسیعی است که تمام بخشهای مختلف سازمان نسبت به آن متعهد هستند و هدف آن افزایش کارایی کل مجموعه است به طوری که مانع عوامل مخل کیفیت شود و هدف نهایی آن مطابقت کامل با مشخصات مورد نیاز مشتری با حداقل هزینه برای سازمان است که منجر به افزایش قابلیت رقابت می‏شود. (تسلیمی , 1371, ص 18)

مدیریت کیفیت به مجموعه فعالیتهای گفته می‏شود که در جهت اهداف ذیل و مشابه آن طرای شده‏اند:

ایجاد یک نظام مدون کیفیت.

پیشگیری و اشاعه فرهنگ مربوط به آن و نه ردیابی عیوب و نواقص.

برنامه‏ریزی و نه مدیریت انعکاسی

جلب اعتماد و اعتقاد.

عملیات کارا و مؤثر .

دستیابی به کیفیت صحیح دربار اول و به طور مستمر بعد از آن. (طاهری , 1379, ص 118)

بنابراین می‏توان نتیجه گرفت:

کیفیت توسط مشتری یا ارباب رجوع تعیین می‏شود.

تمامی کوششهای ناشی از کیفیت دربرگیرنده نیاز مشتری یا ارباب رجوع است.

هدف در کیفیت, افزایش کارایی سازمان با حداقل هزینه است.

کیفیت, استفاده بهینه از منابع برای رضایت مشتری یا ارباب‏رجوع است.


بلوغ اجتماعی و تأثیر عوامل مؤثر بر آن در نوجوانی

بلوغ اجتماعی از آن جهت که قالب و سازنده‌ی شخصیت انسان برای پذیرفته شدن و مقبول بودن است و مرحله‌ای می‌باشد که با توجه به آن شخصیت و اعتبار فرد ارزش‌گذاری می‌شود دارای اهمیت فراوانی است
دسته بندی علوم اجتماعی
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 56 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 87
بلوغ اجتماعی و تأثیر عوامل مؤثر بر آن در نوجوانی

فروشنده فایل

کد کاربری 8044
کاربر

کلیات پژوهش


مقدمه

بلوغ اجتماعی از آن جهت که قالب و سازنده‌ی شخصیت انسان برای پذیرفته شدن و مقبول بودن است و مرحله‌ای می‌باشد که با توجه به آن شخصیت و اعتبار فرد ارزش‌گذاری می‌شود دارای اهمیت فراوانی است.

بلوغ اجتماعی و تأثیر عوامل مؤثر بر آن در نوجوانی، با توجه به اهمیت نوجوانی از نظر استقلال‌یابی، هویت‌یابی و خطرپذیری به این علت که می‌تواند چشم‌اندازی را ترسیم کند تا با ارزش بخشیدن و آگاهی دادن نسبت به این عوامل بتوان از خطرات و موانع عدم بلوغ اجتماعی کاست؛ مهم و دارای تأمل و تفکر است.

در این پژوهش سعی شده است برخی از این عوامل تأثیرگذار مورد بررسی قرار بگیرد.

این پژوهش در پنج فصل تنظیم گردیده است که مباحث زیر را مورد بررسی قرار داده است:

فصل اول: کلیات پژوهش، فصل دوم: شرح برخی از مفاهیم مرتبط با بلوغ اجتماعی و نوجوانی، فصل سوم: روش پژوهش، فصل چهارم، جداول و داده‌های آماری و فصل پنجم: بحث و نتیجه‌گیری.

مقولات و مباحث مربوط به بلوغ اجتماعی و نوجوانی در این پژوهش را مسلماً نمی‌توان محدود به این مختصر دانست، آنچه در این پژوهش آمده تنها قطره ای است از اقیانوس گرچه هنوز در باب بلوغ اجتماعی و نوجوانی بسیار جای سخن است، با این امید که بی‌فایده نباشد.

بیان مسئله

نوجوانی دورانی حساس، پرتنش و سرشار از فراز و نشیب است؛ گذرگاهی از کودکی به سوی بزرگسالی، مملو از ترس و امید، خوشحالی و غم و پر از تعارض و تناقض می‌باشد. دوره‌ای است که فرد به الگوپذیری از فرهنگ و جامعه می‌پردازد.

پایه‌ها و ریشه‌های بلوغ اجتماعی در نوجوانی کاشته می‌شود و همراه با رشد انسان تکامل می‌یابد. بلوغ اجتماعی مرحله‌ای است که فرد احساس هویت می‌کند و خود را دارای اعتبار و شخصیت می‌داند، می‌تواند با دیگران تعامل سازگار برقرار کند، به استقلال و خودکفایی برسد، وارد داد و ستدهای مالی و دارای شغل شود، هنجارها و ارزش‌های جامعه در او درونی شده باشد و نقش‌های متناسب با این هنجارها و ارزش‌ها را بپذیرد.

در صورتی که تمام عوامل تأثیرگذار بلوغ اجتماعی نظیر: خانواده، اجتماع، آموزش و پرورش فرهنگ، گروه همسالان و... در نوجوانی به طور متعارف و بی‌هیچ خلل و مشکلی برای فرد مهیّا باشد، می‌توان انتظار داشت متقارن با پایان دوره نوجوانی به طور نسبی فرد دارای بلوغ اجتماعی شده باشد.

فرد بالغ سهم خود را در روش و منش زندگی باور و در رفتارهای خود احساس مسئولیت دارد، مفهوم زندگی اجتماعی و نقش اجتماعی را درمی‌یابد و از خودمحوری و «من‌فردی» گذر کرده و «من جمعی» در او شکل می‌گیرد.

فردی که بلوغ یافته باشد از نظر روانشناختی متعادل و سازگار بوده و برای پذیرش و قبول مسئولیت‌ها در جوانی و نیز داشتن شغل آماده خواهد بود.

شخصی که از نظر اجتماعی به بلوغ رسیده باشد توانایی بهتری در حل مسائل خود دارد و انتظار موفقیت‌ در کارهایش بیشتر خواهد بود.

عدم طی شدن موفق بلوغ اجتماعی فرد را دچار احساس سردرگمی، بی‌هویتی، ناسازگاری، نارضایتی از خود، افسردگی و عدم اعتماد به نفس می‌کند.

خانواده عنصری مهم و حیاتی در نوجوانی و بلوغ اجتماعی می‌باشد و می‌تواند پایگاه محکمی برای نوجوان باشد. گروه همسالان نیز به علت همانندسازی‌های نوجوان و اینکه بیشتر وقت وی با همسالان در مدرسه گذرانده می‌شود مهم جلوه می‌کند.

با توجه به اهمیت ویژه‌ای که نوجوانی برای خودکفایی، استقلال و پذیرش مسئولیت در جوانی دارد و با درنظر گرفتن این مطلب که بیشتر مشکلات و معضلات جوانان که به شکل مانع در راه موفقیت آنها ظهور می‌کند ریشه در نوجوانی و بلوغ اجتماعی آنان دارد این موضوع به عنوان موضوع پژوهش انتخاب شود.

محقق درنظر دارد در حوزه روانشناسی اجتماعی و با استفاده از نظریه یادگیری اجتماعی «بندورا» تأثیر عوامل محیطی بلوغ اجتماعی را در نوجوانان مورد تحقیق و پژوهش قرار دهد.

«اهداف تحقیق»

الف) هدف کلی: بررسی و شناخت عوامل مؤثر بلوغ اجتماعی در بین نوجوانان دختر منطقه 2 به منظور تقویت عوامل مؤثر بلوغ اجتماعی در نوجوانی.

ب) اهداف جزیی:

1 ـ بررسی و شناخت عوامل اجتماعی مرتبط با بلوغ اجتماعی.

2 ـ بررسی و شناخت عوامل فرهنگی مرتبط با بلوغ اجتماعی.

3 ـ بررسی و شناخت عوامل روانشناختی مرتبط با بلوغ اجتماعی.


ضرورت و اهمیت تحقیق

با توجه به اینکه ایران کشوری دارای بافت اجتماعی جوان است و اکثریت هرم سنی را جوانان و نوجوانان تشکیل داده‌اند و با عنایت به این مطلب که مشکلات جوانی اغلب ریشه در خوب طی نشدن مسیر نوجوانی دارد اهمیت بلوغ اجتماعی مطرح می‌شود زیرا شکل‌گیری هویت و انسجام شخصیت فرد که از موضوعات اساسی و مهم بلوغ اجتماعی است در نوجوانی آغاز می‌شود.

انتظار می‌رود یک فرد بالغ بعد از اتمام نوجوانی از نظر اجتماعی تا حدودی به استقلال و خودکفایی رسیده باشد که بتواند امور مربوط به خود را سرپرستی و اداره نماید.

بلوغ اجتماعی یک روند و فرآیند است که اگرچه در طول حیات آدمی وجود دارد و با رشد انسان تکامل می‌یابد دارای فراز و فرودهایی است که در نوجوانی اهمیت بسیاری دارد.

نوجوان در این دوران به دنبال تجربه کردن و فراگیری محیط اطرافش است و کمک والدین را خیلی پذیرا نیست می‌خواهد بیاموزد، تجربه کند و احساس کند که می‌تواند، از آنجا که خانواده اولین نهادی است که فردالگوپذیری را در آن آغاز می‌کند رکن مهمی در بلوغ اجتماعی محسوب می‌شود. خانواده در بلوغ اجتماعی و در دوران حساس نوجوانی می‌تواند با درایت، آگاهی صبر و آرامش کوره‌راه‌های این مسیر پرتعارض را هدایت کند و از این طریق عزت‌نفس، تحمل، شهامت رویارویی با مسائل و اعتماد به نفس را در آنها تقویت کند.

عوامل دیگری نظیر گروه همسالان، رسانه‌ها، آموزش و پرورش و....در بلوغ اجتماعی حائز اهمیت است و با توجه کردن به آنها از طریق فرهنگ‌سازی و اشاعه آن می‌توان درگذار از نوجوانی به جوانی و بلوغ اجتماعی مؤثر بود.

فرضیات یا سوالات اساسی:

ـ به نظر می‌رسد بین تحصیلات فرد و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین تحصیلات پدر و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین تحصیلات مادر و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین شغل پدر و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین درآمد خانواده و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین رشته تحصیلی فرد و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین سن فرد و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین گروه همسالان و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین سلامت جسمی فرد و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین نوع مدرسه و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین تعداد افراد خانواده و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین عضویت در گروه‌های اجتماعی و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین ساعات تماشای تلویزیون و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین مطالعه و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین رفتن به سینما و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین استفاده از اینترنت و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می‌رسد بین آداب و رسوم و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

ـ به نظر می رسد بین نوجوانی و بلوغ اجتماعی رابطه وجود داشته باشد.

تعاریف

سن: منظور از سن عمر و سال‌هایی است که از زمان تولد فرد می‌گذرد و با معرف‌هایی نظیر روز، ماه، سال و مانند آن شناخته می‌شود که در اینجا منظور محقق سال است و از سه طبقه ذیل خارج نمی‌باشد:

1) کمتر از 16 سال 2) از 16 تا 17 سال 3) بیشتر از 17 سال

خانواده: گروهی از افراد است که با پیوندهای خونی، ازدواج و یا فرزندخواندگی با یکدیگر مربوط بوده، یک واحد اقتصادی را تشکیل دهند و بنیادی‌ترین نهاد اجتماعی است و با معرف‌هایی نظیر تعداد اعضای خانواده، نقش اعضای خانواده و نظایر آن شناخته می‌شود که در اینجا منظور محقق تعداد اعضای خانواده است که از سه طبقه ذیل خارج نمی‌باشد:

1) کمتر از 4 نفر 2) از 4 تا 6 نفر 3) بیشتر از 6 نفر

تحصیلات: منظور آموزش و یادگیری به صورت آکادمیک و مرحله به مرحله می‌باشد و با معرف‌هایی نظیر نوع مدرک، سطح مدرک و نظایر آن شناخته می‌شود که در اینجا منظور محقق سطح مدرک است و از سه طبقه ذیل خارج نمی‌باشد:

1) کمتر از دیپلم 2) از دیپلم تا لیسانس 3) از لیسانس به بالا

درآمدخانواده: منظور مجموع دارایی‌های مالی خانواده در ماه است که با معرف‌هایی نظیر مقدار درآمد، نوع درآمد، زمان درآمد و نظایر آن شناخته می‌شود که در اینجا منظور محقق مقدار درآمد می‌باشد که از سه طبقه ذیل خارج نیست:

1) کمتر از 150 هزارتومان 2) از 150 تا 250 هزارتومان
3) بیشتر از 250 هزار تومان

شغل: منظور عمل و کاری است که در ازای انجام آن مزد دریافت می‌شود و با معرف‌هایی نظیر، نوع شغل، ساعت انجام شغل و نظایر آن شناخته می‌شود که در اینجا منظور محقق نوع شغل است که از سه طبقه ذیل خارج نمی‌باشد.

1) آزاد 2) دولتی 3) سایر


فصل دوم:

شرح برخی مفاهیم مرتبط با بلوغ اجتماعی و نوجوانی

مقدمه:

بلوغ اجتماعی مهمترین جنبة رشد آدمی است تا آنجا که برخی از صاحبنظران سیاسی آن را مقدم بر بلوغ سیاسی دانسته اند. انسان رشد یافتة اجتماعی آماده است تا با دنیای اطراف خود و با جامعة انسانی رفتاری متعادل برقرار سازد و بر آموخته های خود بیافزاید، از نظر ذهنی به تجزیه و تحلیل می پردازد و به دنبال کشف حقایق پنهان در مسائل مختلف است.

نوجوانی معبری است که در صورت هدایت صحیح و حمایت آگاهانه
می تواند شرایط بهنجار بلوع اجتماعی را فراهم کند زیرا در نوجوانی است که هویت، استقلال و مسئولیت پذیری رنگ می گیرند و به صورت سؤالات و دغدغه های اساسی ذهنی هوشیار نوجوان را به غلیان می آورند و در صورت یافتن پاسخ مناسب شخصیتش شکل می یابد و می تواند از هویت، استقلال و شخصیتش دفاع کند.

نوجوانان در هیاهوی «من کیستم؟» به دنبال اعتبار بخشیدن به خود می باشند، از والدین فاصله می گیرند، دوستانشان به اندازه خانواده مهم می شوند، به خطر کردن و هیجانات جدید رغبت نشان می دهند، به رویا پردازی دست
می زند، به تجربه کردن آنچه از آن منع می شوند علاقه مندند و همة این مسائل موضوع نوجوانی و بلوغ اجتماعی را در درجة بالایی از اهمیّت قرار می دهند.

فرآیند اجتماعی شدن از آ ن جهت که انتقال دهندة ارزشها و هنجارهای مورد قبول فرهنگ و جامعه به افراد است در جریان بلوغ اجتماعی نقش مهمی دارد. و خانواده نیز به عنوان اولین نهاد اجتماعی در نوجوانی جریان اجتماعی شدن، فرهنگ پذیری و جامعه پذیری جا یگاه مهم و با ارزشی محسوب
می شود ؛ که برخورد مناسب، دقیق و هوشمندانة خانواده را می توان دلیل مهمی برای بهنجاری یا نابهنجاری نوجوانان و حتی جوانان دانست.

با توجه به اهمیت دوران نوجوانی و بلوغ اجتماعی در این فصل سعی شده به شرح برخی از مفاهیم مرتبط با نوجوانی و بلوغ اجتماعی بپردازیم.

1- اجتماعی شدن ( Socialization )

اجتماعی شدن فرآیندی است که فرد از طریق آن قالبها، ارزشها و رفتارهای مورد نظر فرهنگ و جامعه خود را می آموزد. اجتماعی شدن به انسان راه های زندگی کردن در جامعه را می آ موزد، به او شخصیت می دهد و ظرفیت های او را در جهت انجام وظایف فردی به عنوان عضو جامعه توسعه می بخشد. (1)

«ساموئل کینگ» اجتماعی شدن را کیفیتی می داند که بر اثر آن انسان مبدل به عضو فعال جامعه ای می شود که در آن به دنیا آمده است. (2)

در بارة اجتماعی شدن انسان «چارلز هارتون کولی» جامعه شناس امریکایی می گوید که طبیعت انسانی فرد فقط بر اثر ارتباط و تماس دائمی با سایرین بوجود می آید او به «خود اجتماعی» توجه دارد که بر اثر تصور انسان از قضاوت سایرین نسبت به او پدید می آید که خود اجتماعی نتیجه ا حساس خودی و صمیمیت افراد در جامعه است.(3)

به نظر «مید» فرد وقتی اجتماعی شده است که معنا و نحوه به کارگیری هر یک از ارزشها، هنجارها و مدل های فرهنگی شدن او در سطح عمیق تر و کاملتر صورت گرفته و در نتیجه چنین فرآیندی (درونی سازی ارزشها و هنجارهای اجتماعی) احتمال همنوایی او با محیط اجتماعی- فرهنگی که فرد در آ ن زندگی می کند بیشتر خواهد شد.(4)

از طریق یادگیری و درونی کردن فرهنگ انسان موفق می شود برای خویش شخصیت کسب نماید. در حقیقت از طریق تکامل اجتماعی موجود در فرآیند اجتماعی شدن است که شخص می تواند یک موجود انسانی معتبر باشد در نتیجه این فرآیند فرد احساس هویت می کند. یک فرهنگ ممکن است در شرایط واحدی امکان انتخاب عمل را به افراد بدهد که این امر نیز به نوبه خود
می تواند به راه های گوناگون بر فرآیند اجتماعی شدن مؤثر واقع شود.(5)

باید اشاره کنیم که اجتماعی شدن حالت کاملاً نسبی دارد زیرا تابعی از شرایط فرهنگی است و عوامل متعددی در آن دخالت دارد، مثلاً در یک جامعة کم تحرک و ساده، اجتماعی شدن منحصراً توسط خانواده صورت می گیرد و ارزشها و سنن محدودی به فرد منتقل می شود و عوامل تعیین کنندة موقعیت اجتماعی یا فرد، جنس، سن، قدرت بدنی، توارث و نسبت های خانوادگی است.

در اجتماعات پر تحرک و پیشرفته جریان اجتماعی کردن کاملاً پیچیده است و در چارچوب نهادهای اجتماعی و توسط سازمانهای گوناگون صورت می گیرد و خانواده نقش انحصاری ندارد.(6)

فعالیت روانی کودک بیشتر تحت تأثیر روابط اجتماعی اوست کودکی که از ابتدا در پی محبت کردن وجلب محبت دیگران و نزدیک شدن به بزرگسالان است نشان می دهد که اجتماعی شدن به طور ذاتی در او وجود دارد این اجتماعی شدن همزمان با ارتباط فرد با اعضای خانواده، قوم، قبیله، ملت و سایر انسانها در طول عمر او باقی می ماند، تغییر می یابد، رنگ می با زد و رنگ می گیرد و بعضی مواقع محدود می شود و در موارد دیگر گسترش
می یابد. (7)

ما نمی توانیم وابستگی روانی خودمان را به اجتماعی شدن انکار کنیم هیچ انسانی نمی تواند بدون فرآیند اجتماعی شدن زندگی کند.(8)

درجة اجتماعی شدن در فعالیت افراد خود را نشان می دهد حتی می توان از حالات ظاهری فرد مثل طرز نگاه کردن به دیگران، طرز صحبت کردن و... هم به این مسئله پی برد و تا حدودی می توان از رفتارهای فرد از میزان رشد اجتماعی او آگاه شد. (9)

همزمان با تولد نوزاد فرآیند اجتماعی شدن آغاز می شود و همزمان با رشد کودک ارزشها، هنجارها، نوع معاشرت، آداب و رسوم، فرهنگ و ..... را
می آموزد و در جنبه های مختلف زندگی خود اجرا می کند.

از نظر «پارسنز» اجتماعی شدن کودک که توسط خانواده انجام می شود در حقیقت تداوم و استحکام نظام اجتماعی جامعه را که حیاتش وابسته به آن است تضمین می کند. پارسنز خانوادة هسته ای را مؤسسه ای می داند که وظیفه انتقال هنجارها و ارزشها به کودک را به عهده داشته و این ارزشها از طریق نقشهایی که والدین در خانواده و جامعه ایفا می کنند به کودک القا می شود. وی می گوید: «بر حسب تصور برخی از روانشناسان چنانچه فرض کنیم که اساس شخصیت انسانی به طور زیست شناختی، مستقل از درگیری آن با نظام اجتماعی معین می شود دیگر احتیاجی به سازمان و نهاد خانواده برای تولید مثل نمی باشد اما وجود خانواده از آن نظر ضروری است که شخصیت انسانی از آن طریق زاده نمی شود بلکه از طریق فرآیند اجتماعی شدن ساخته می شود خانواده ها منابع مهمی هستند که شخصیت انسانی را از این طریق تولید
می کنند.» (10)

جنبه های اجتماعی شدن شامل موارد متعددی می شود بعضی از موارد آن شامل:

- استقلال و مراقبت شخصی (شامل رفتارهای Self-care ، مراقبت از خود، حل مشکل، قاطعیت ورزی و......)

- قوانین حاکم بر خانه (جلوگیری از آسیب رساندن به خود و دیگران و اشیاء هم از نظر جسمی، روانی و اجتماعی)، مسئولیت پذیری، ا یفای نقشهای خاص و......)

- رفتارهای مبادی آداب (پیشگیری از رفتارهای تجاوز به حقوق دیگران، احترام به اتوریته ها، پذیرش آداب اجتماعی و استفاده از کلمات و جملات مؤدبانه رایج در فرهنگ و جامعه).

- رفتارهای اجتماعی مناسب (کنترل خشم نسبت به دیگران و اشیاء، مردود دانستن هرگونه خودخواهی و عدم موفقیت، مردم آمیزی، دوست یابی، قرار گرفتن در گروه های هم سن و سال و پیوستن به انجمن ها و گروه های مختلف، جامعه پذیری و ......). (11)

در اجتماعی شدن نوجوان متناسب با جنسیت نوجوان و نوع روشهای تربیتی والدین تفاوتهایی وجود دارد.

«پیاژه» دریافت که دختران و پسران نوجوان تحمل یکسانی در پذیرش قوانین ندارند. دختران تحمل بیشتری در برابر نگرشهایشان در مورد قوانین دارند و رضایت بیشتری در مواردی که استثناء وجود دارد، دارند و با ابداعات و نوآوری ها راحت تر سازگار می شوند در حالیکه پسران بیشتر مجذوب شرح منطقی و جزئیات قوانین می شوند. زنان بیشتر از مردان احتمال دارد که در توقعات و انتظارات شغلی شان محدود شوند و بیشتر به مشاوره تمایل دارند که بدین ترتیب اصولاً نقشهای جنسی آینده آنها به طور سنتی رشد
می کند. (12)

در مورد سبک تربیتی نیز والدین، نوجوانان پسر خود را بیشتر تحت کنترل انتقاد و تنبیه قرار می دهند، پسران بیشتر تنبیه بدنی می شوند ولی دختران بیشتر تنبیه کلامی می شوند، البته سوگیریها و ارزشهای والدین در اتخاذ سبکهای تربیتی مؤثر است. پدران رفتارهای ابزاری از قبیل استقلال در پذیرش مسئولیت های شخصی و همنوایی با استانداردهای خارجی، قاطعیت ورزی و حل مشکل، کنترل ابزار عواطف و مراقبت از خود، کفایت شخصی، ابتکار و رقابت مخصوصاً در پسرانشان تأکید دارند ولی مادران بیشتر بر رفتارهای مقبول جامعه، روابط بین فردی و فداکاری به خصوص در دخترانشان تأکید می کنند. از طرفی طبق تحقیقات، هر والدین بر فرزند هم جنس خود تأثیر گذاری بیشتر و در تربیت آن نقش مهمتری دارد.(13)

2- مفهوم و نشانه های رشد و بلوغ اجتماعی (Social development)

رشد آدمی دارای جنبه های متفاوتی چون رشد جسمی یا بدنی، رشد ذهنی که شامل: رشدعاطفی، اخلاقی، شناختی و اجتماعی است می باشد. تشخیص رشد اجتماعی به مراتب از رشد ذهنی هم دشوارتر است.(14)

کودکان همزمان با رشدعاطفی از نظر اجتماعی نیز رشد می کنند، وقتی کودکان بزرگ می شوند به سمت عدم وابستگی حرکت می کنند آنان عقایدشان را در مورد خود یا دیگران در بازی ها و برقراری ارتباطات به آزمایش
می گذارند. به نظر می رسد که حرکت به سوی عدم وابستگی در فرآیند بلوغ و بزرگ شدن نهادینه می شود بلوغ اجتماعی به یادگیری محدودیت ها بستگی دارد گام های کودک به سوی استقلال اغلب با خطرات و تجارب جدید به مبارزه طلبیده می شود.(15)

شاید بتوان گفت رشد اجتماعی مهمترین جنبه رشد هر شخص است آدمی هر چقدر که بیشتر می آموزد و بیشتر تجربه می اندوزد بیشتر به این واقعیت پی می برد که از راه مبادله عواطف و احترام با دیگران است که رضایتش بدست می آید و روز به روز بیشتر تعیین می کند که احساس مفید بودن و خوشبختی به اندازه رشد اجتماعی او بستگی دارد. برای بیشتر مردم رشداجتماعی کم کم در طول زندگی طبیعی و در برخوردهای باتجربه ها حاصل می گردد و همان کیفیتی است که در اصطلاح «کمال یا پختگی» نامیده می شود. (16)

از نظر اجتماعی به کسی رشدیافته می گویند که کاملاً به شکوفایی رسیده باشد یعنی به سطحی از مهارت ها در روابط اجتماعی دست یافته باشد که بتواند به راحتی با مردم سازگاری داشته باشد و با آنها زندگی کند. (17)

در رشد اجتماعی فرد رشد و نمو لازم برای برقراری روابط اجتماعی را بدست آورده و یاد می گیرد که با معیارهای گروه، خلقیات و سنتها همنوایی کند و بتواند با جامعه اش ارتباط و تعاون داشته باشد. (18)

نتیجه رشد اجتماعی نیز افزایش ظرفیت و قابلیتهای افراد برای تعامل مؤثر بین فردی در سطح جامعه با وسعت و سرعت بیشتر می باشد.

همچنین از نظر ذهنی نیز با هرگونه تعاملی بر دانش و اندوخته های افراد افزوده می شود.(19)

« وایتزمن » نشانه های یک انسان رشدیافتة اجتماعی را چنین بیان می کند:

1-استقلال: یعنی توانایی انجام کارها بدون کمک گرفتن از دیگران.

2-پذیرش مسئولیت: سرباز نزدن از انجام کارها، مبارزه با مشکلات و درگیر شدن با آنها.

3-روابط و سازگاری با دیگران: احساس وحدت اجتماعی و برقراری روابط با دیگران و همکاری با آنها.

4-آینده نگری: داشتن ذهنی توانا در پیش بینی و برنامه ریزی امور زندگی.

5-میانه روی: متعادل نگه داشتن لذت ها، کامیابی ها و حتی کارها و عدم افراط و تفریط در کارها.

6-امیدواری و خوش بینی: داشتن روحیه ای قوی در موضع گیری مسائل اساسی زندگی و حرکت به سوی نیک ورزی بشری.

7-شوخی و بذله گویی: داشتن روحیه با نشاط در موقعیت های نامطلوب زندگی، درک خنده دیگران و جدی نگرفتن آنها.(20)

موفقیت در رشد اجتماعی بیشتر از هر چیزی به کوشش و خواست هر فرد بستگی دارد اما عواملی وجود دارد که حتماً در آن تأثیر دارد: پدر و مادر، خانواده ، معلمان، دوستان، قهرمانان که به جهتی مورد ستایش هستند،
می تواند الگوی زندگی هر کسی را تشکیل دهد، همین طور کتابها، مجلات و
فیلم هایی که می بیند از جمله عواملی است که بر رشد اجتماعی افراد تأثیر
می گذارد.(21)

* انتظار می رود همزمان با طی شدن مراحل رشد جنسی و جسمی، انسان از نظر اجتماعی نیز رشد یافته شود، و این مرحله ای است که در ابتدا با شناختن مفهوم خوب و بد شروع می شود و به استقلال و خودکفایی، آینده نگری، شخصیت، هویت و ..... ختم می گردد.

1-3- مفهوم نوجوانی (youth)

نوجوانی یک دورة انتقالی از وابستگی کودکی به استقلال و مسئولیت پذیری جوانی و بزرگسالی است. در این دوره نوجوان با دو مسأله اساسی درگیر است: بازنگری و بازسازی ارتباط با والدین و بزرگسالان و جامعه و بازشناسی و بازسازی خود به عنوان یک فرد مستقل. رفتار فرد در این دوره گاه کودکانه و گاه همانند بزرگسال است در طول این دوره معمولاً تعارضی بین این دو نقش در فرد مشاهده می شود. معیار اصلی قضاوت مردم در بارة بلوغ بیشتر همان تحولات جسمی و جنسی فرد است.

عمده ترین تغییر در این دوره رشد ظرفیت جدید، یعنی رشد جنسی و امکان تولید مثل زیستی است. با این همه دورة نوجوانی را نمی توان تنها با تحولات جسمی و جنسی تعریف کرد.(22)

«میلر نیوتون»، در کتاب نوجوانی، نوجوانی را این گونه تعریف می کند: «نوجوانی دوره فرآیندهای رشدی انتقال از کودکی به بزرگسالی است این فرآیند جنبه های گوناگونی دارد: اول رشد و نمو سازمان عصبی مغز که نمود آن در تحول فرآیندهای شناختی، عاطفی و رفتارها مشاهده می شود، دوم رشد فیزیکی که شامل رشد اندازه های بدنی و تغییر در نیم رخ جسمی است، سوم رشد نظام جنسی یا تولید مثل شامل جسمی و رفتاری، چهارم رشد احساس «خود» به عنوان یک بزرگسال یا یک انسان مستقل و خود راهبر، پنجم کسب موقعیت بزرگسالی در گروه اجتماعی یا فرهنگ، ششم رشد کنترل رفتاری خود در تعامل با جامعه». (23)

نوجوانان در برخورد با والدین و جامعه برخوردی ناپایدار و غیرقابل پیش بینی دارند.

با وجود اینکه نوجوانان نقش عمده ای در خانواده و جامعه ایفا می کنند، این دوران بسیار کمتر از سایر مراحل زندگی مورد مطالعه قرار گرفته است.(24)

نوجوانی رهایی از وابستگی های کودکانه به والدین و بزرگسالان و دست یابی به استقلال و خودکفایی در عرصه های گوناگون زندگی است. این استقلال شامل تأمین اقتصادی و کسب دانش و مهارتهای کافی برای پاسخگویی به الزامات بزرگسال بودن در جامعه است. رشد فرد در این دوره باعث می شود که بتواند وارد دادوستدهای اجتماعی با بزرگسالان بشود و امکان رابطة صمیمانه جنسی با جنس مخالف را نیز بدست آورد. این دوره با توانایی شیوه های رضایت بخش عمل در برخورد با گروه های مختلف ( از خانواده تا کل جامعه) همراه است. (25)

رشد دورة نوجوانی تا حدی مستقیماً نتیجة بلوغ جسمی و جنسی و تا حدی دیگر ناشی از انتظارات و رفتار خانواده، جامعه و فرهنگ است اگر چه بلوغ جسمی و جنسی محرک فرآیند انتقال به بزرگسالی است، اما ساختار اجتماعی و فرهنگی است که واسطة این انتقال است. بلوغ اساساً در مغز رخ می دهد و مغز به عنوان عضو جهت دهندة رشد و رفتار انسان است. مغز به غیر از هدایت رشد و نمو بدن و نظام باز تولید، فرماندهی رفتار کودک برای جدایی از وابستگی و حرکت به سوی استقلال را بر عهده دارد اما بدون تردید عملکرد مغز متأثر از عواملی مانند جریانهای هورمونی، سازمان روانی فرد و
زمینه های اجتماعی- فرهنگی است.

مفهوم نوجوانی تا اوایل قرن بیستم با مفهوم علمی جدید امری ناشناخته بود. اولین نوشتة تحقیقاتی در مورد رشد نوجوانی در سال 1904 توسط «استانلی هال» منتشر شد، او که شدیداً تحت تأثیر نظریات «داروین» قرار داشت با استفاده از همان الگو نظریه ای در مورد رشد روانی در بلوغ ا رائه کرد.(26)

به نظر «هال»: «نوجوانی تولدی تازه است زیرا صفات عالیتر و کاملتر انسان در آن متولد می شود. کیفیتهای جسمی و روحی که در این دوره ظاهر
می شود بسیار تاره تر است. کودک از گذشته دوری می آید و به آن باز
می گردد؛ نوجوان ویژگی نوشدن دارد و آخرین دستاوردهای نژاد او در وی برجسته می شود رشد فرد کمتر جنبه تدریجی دارد، بلکه بیشتر حالت افت و خیز دارد و حاکی از برخی طوفانها و فشارهای دوران کهن است که در آن لنگرگاه های قدیمی درهم می شکست و جایگاههایی در سطح بالاتر فراهم
می شد. (27)

«ارنست جونر» که پیرو نظریات فروید بود نوجوانی را نوعی بازپیدایی مجدد دوران بلوغ اولیه قلمداد کرد.(28)

اهمیت دوران نوجوانی از سویی به علت رشد همه جانبه قوای جسمانی است که در مدت کمی به رسیدگی جنسی منتهی می شود و از سوی دیگر به علت بسط و گسترش استعدادهای روانی است که به شخصیتی کامل و اجتماعی می رسد. در این سال ها همان طور که «ماندونس» روانشناس فرانسوی آن را به خوبی نشان داده است همه چیز در تغییر و دگرگونی است. رشد جسم که قبل از مرحلة سوم کودکی به طرز محسوسی به کندی گرائیده بود در اوایل این دوران به سرعت افزایش می یابد. هوش نظری در نیمه دوم این دوران به مرحله کمال خود می رسد و به نوجوان امکان درک قوانین منطقی و ارزشهای هنری، اخلاقی، دینی و اجتماعی را می دهد. (29)

از دیدگاه جامعه شناختی بعد از رشد جسمی، نوعی کندی رشد اجتماعی در دوران نوجوانی وجود دارد از این دیدگاه شخص باید پیش بینی کند همچنان که جامعه پیچیده تر می شود این کندی و عقب ماندگی بیشتر می شود و نوجوان از نظر ساختمانی تا مرحله بزرگسالی اقتدار می یابد و بویژه موقعیت نوجوان از نظر جامعه شناختی توسط چهار نیرو تعیین می شود: «کاریابی حرفه ای، پذیرش موقعیت و وضعیت خود، تشکیلات با نفوذ و اکتساب فرهنگی». (30)

2-3- مراحل نوجوانی

در خصوص طول دورة نوجوانی اتفاق نظر کاملی بین روانشناسان وجود ندارد. آنان طول این دوره را از چهار تا سیزده سال دانسته اند؛ اما در آثار جدیدتر روانشناسی معمولاً سنین 11 الی 13 تا 18 الی 20 سالگی را دوره نوجوانی به حساب آورده اند. واقعیت این است که آغاز و پایان و طول این دوره در دختران و پسران، جوامع مختلف و بین طبقات گوناگون اجتماعی نیز همانند یکدیگر نیست. اکنون در اکثر جوامع و بویژه در میان افراد شهرنشین، دورة تحصیلی نوجوانان طولانی تر شده است، دستیابی به استقلال ا قتصادی دیرتر حاصل می شود و جدایی از والدین و تشکیل زندگی مستقل با تأخیر قابل توجهی همراه است. رسیدن به استقلال در 18 تا 20 سالگی و در موارد نسبتاً زیادی در 20 تا 25 سالگی امکان پذیر می شود. (31)

دورة نوجوانی از 12 سالگی که متوسط سن بروز بلوغ جنسی و جسمی دختران و پسران است تا 20 سالگی سن متوسط دستیابی به استقلال و خودکفایی و شکل گیری هویت «خود» است در نظر گرفته می شود این دوره به سه مرحله تقسیم می شود:

1- مرحلة اول شروع یا مرحلة فاصله گرفتن نوجوان از وضعیت پیشین (12-14 سالگی): بروز رشد جسمی و اولین نشانه های بلوغ نوعی تمایل طبیعی برای فاصله گرفتن کودک از بزرگسالان، بخصوص والدین را به همراه
می آورد این تمایل می تواند در بستن در حمام یا اتاق خواب توسط کودک یا در محرمانه جلوه دادن تغییرات بدن مشاهده شود. این رفتارهای محرمانه و اختصاصی، نقش روانی- اجتماعی مهمی در پایان دادن به وابستگی های کودکانه قبلی به والدین و سایر بزرگسالان ایفا می کند، بدون این فاصلة روانی و اجتماعی کودک قادر نخواهد شد تا گامهای آزمایشی اولیه را برای استقلال و رسیدن به بزرگسالی بردارد. کودکان محروم از عواطف گرم و دوستانه خانوادگی، کودکان خانواده های آشفته، کودکان خانواده های مستبد و کودکان مبتلا به محرومیتهای فرهنگی و اجتماعی ممکن است این فاصله گیری طبیعی را تا اندازه ای گسترش دهند که مقدمه ناسازگاری ها و دشواری های شدید بعدی آنان شود، اما در کودکان عادی این فاصله تا آنجا گسترش می یابد که به کشف هویت و جنسیت و سایر جوانب رشد «خود» در آنان منتهی شود.(32)

2- مرحلة دوم: مرحلة جدایی برای تدارک استقلال (15-17 سالگی): این مرحله که هسته اصلی نوجوانی و مشکلات آن است با رشد بدنی و جنسی همراه است و سطح عالیتری از ادراک «خود» را تجلی می دهد. این دوره معمولاً یک جدایی روحی، فکری، ارزشی و رفتاری بین نوجوان با والدین و بزرگسالان است و زمینه های ذهنی استقلال را برای او فراهم می آورد. در همین مرحله انسجام جنبه های مختلف بدنی و جنسی و تصور از خویش به صورت هدایت واحد شکل می گیرد و پاسخگویی به سؤال اساسی «من کیستم؟» بتدریج در ذهن نوجوان تحقق می یابد. نوجوانان متعلق به خانواده های از هم پاشیده و محیط های اجتماعی- فرهنگی ناسالم به دلیل فقدان شرایط مناسب برای
شکل گیری هویت و شخصیت مطلوب دچار نابهنجاری ها و انحرافها می شوند و در خطر ورود به بزهکاریهای نوجوانی و یا سایر اختلالهای گوناگون شخصیتی قرار می گیرند. در این مرحله علاوه بر مسأله رشد شخصیتی و اخلاقی یک نیاز اساسی دیگر، یعنی کسب دانش و مهارتهای لازم برای اشتغال یا برای ادامه تحصیل به عنوان یک نیاز مهم در تعلیم و تربیت نوجوانان مطرح می شود. رشد هماهنگ نوجوانان در تمام زمینه ها و شکل گیری هویت منسجم و مستقل، ضرورتی انکارناپذیر در تعلیم و تربیت این مرحله است.(33)

3- مرحلة سوم مرحله نهایی یا مرحلة ورود مجدد در مناسبات اجتماعی به صورت بزرگسال (18 تا 20): هرگاه رشد نوجوان در مراحل پیشین به گونه ای نسبتاً بهنجار صورت گرفته باشد در این مرحلة آخر نوجوانی بتدریج به صورت یک فرد مستقل و خودکفا در مناسبات خانوادگی، آموزشی، شغلی، اجتماعی و فرهنگی ایفای نقش می کند و در چنین صورتی می توان امیداوار بود که مراحل رشد و پرورش او به درستی انجام شده و او آماده است تا زندگی جوانی و بزرگسالی را با موفقیت آغاز کند و ثمرات رشد و پرورش بیست ساله را در تداوم زندگی خویش آشکار نماید. در این مرحله بیشتر دختران در جا معه ما ازدواج می کنند و بیشتر پسران با گذشت دوران خدمت سربازی نقش اجتماعی خود را به عهده می گیرند؛ برخی نیز به کار و تولید و خدمات گوناگون روی می آورند یا تحصیلات خود را در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی ادامه می دهند.

برای افرادی که روی هم رفته از رشد طبیعی برخوردار بوده اند این آخرین مرحله نوجوانی و سالهای جوانی، که حدوداً ده سال طول خواهد کشید، سالهای بسیار خجسته و پرشور و شوق خواهد بود؛ اما نوجوانانی که ورود مجدد آنان به مناسبات اجتماعی به دلیل عدم انسجام هویت و کم توانائیهای خود آنان یا به سبب محدودیتها و نارسائیهای بخشهای مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی با شکست مواجه می شود، گرفتار ابهام و اغتشاش روحی و سرگردانی دوره جوانی خواهند شد.(34)

لیویز (Lewis) در مطالعه ای که در مورد نوجوانی و رشد اجتماعی نوجوان انجام داد نوجوانی را به سه دوره تقسیم کرد و برای نوجوان در هرکدام از این دوره ها ویژگی های خاصی را مطرح نمود. او دریافت که خود سازماندهی و رشد اجتماعی در هرکدام از این دوره ها کاملاً با یکدیگر متفاوت می باشد. او چنین بیان کرد که دورة اول نوجوانی که از 13 تا 15 سالگی
می باشد مصادف است با آشفتگی نقشها، پسرفت طبیعی و یک وابستگی شدید دوجانبه، طغیان مجدد اختگی، پدیدار شدن مجدد عقدة ادیپ و ضعف نسبی ایگو. مرحلة میانی نوجوانی که از 15 تا 18 سالگی می باشد همراه با خود شیفتگی فزاینده، نوساناتی در عاشق شدن و همچنین در غم و ماتم و پدیداری وضوح نسبی در نقش های تعیین شده برای نوجوان می باشد.

مرحلة نهایی نوجوانی شامل پدیدار شدن، همخوانی ایگو، تعارضات ساختار یافتگی شخصیت، ایجاد انتخاب های جنسی نوجوانی، از بین رفتن خود بزرگ پنداری برای دستیابی به اهداف محدود و در نهایت نیاز به یافتن جایگاه خود در جهان می گردد، این دوره از 18 تا 20 سالگی می باشد.(35)

نوجوان در دورة دوم زندگی قادر است به تنهایی زندگی خود را اداره کند، قدرت بدنی او افزایش می یابد و مفهوم و درک وی نیز فزونی می یابد و تحولات شناختی گسترده ای در او رخ می دهد. در این مرحله کودکان موجودات اجتماعی می شوند و بلوغ شروع می شود. در زمان بلوغ کودک دستخوش تولد دوباره ای می شود. همچنین «روسو» معتقد است که نوجوانی معادل با شروع زندگی اجتماعی واقعی است و نقش محیط در رشد اجتماعی نوجوان سازنده است.(36)

شرکت در گروه اجتماعی اساس حرمت خود و ا عتماد به نفس اغلب نوجوانان را تشکیل می دهد؛ افزون بر این روابط دوستانه با گروه همگنان نقش کلیدی مهم دیگری نیز در جنبه ای از تحول اجتماعی در طی نوجوانی ایفا
می کند که آن هم جستجوی هویت شخصی است.(37)

* در واقع نوجوانی و بلوغ اجتماعی در تبادل با یکدیگر می باشد و برهم تأثیر متقابل دارند.

3-3- خصایص و ویژگی های نوجوانی

1- خصایص جسمانی یا حرکتی: آهنگ رشد جسمی در نوجوانی سریعتر می شود، علائم جسمی و روانی جنسی ظاهر می شود، رشد قد به نهایت خود می رسد و وزن افزایش می یابد و رشد حرکتی تا حدی کند می شود.(38)

2- خصایص عاطفی: نوجوانی دوره حساسیت است. سرگردانی عاطفی، دگرگونی و تغییرپذیری و تناقض هیجانات، تنوع خویی و تفکرات رویایی و خیال پردازی، پدیداری عواطف انتزاعی مثل فداکاری و دفاع از ستمدیدگان، حالات ناامیدی، اندوه و ناراحتی های روانی، تکوین عواطف شخصی، مستقل ساختن خود از والدین، دوستی با همسالان و همجنسان، توجه زیاد به جلب مقبولیت همسالان و بالاخره بوالهوس و دم دمی مزاج بودن از خصایص عاطفی نوجوانی است. (39)

3- خصوصیات ذهنی یا عقلی نوجوان: رشد ذهنی و قدرت یادگیری در دورة نوجوانی پیشرفتی شگرف دارد و «موریس دویس» این دوره را گسترش سریع افق فکری نام نهاده است. مهمترین نشانه های رشد ذهنی عبارتند از: قدرت استقلال، خیال بافی و رشد تفکر صوری یا انتزاعی. (40)

رشد تفکر انتزاعی علاوه بر واقعیت ها، فرضیه و امکان ها را نیز شامل
می شود. توانایی های تازه نوجوان در مفهوم سازی و استدلال انتزاعی در بارة احتمالات فرضی حائز اهمیت زیادی ا ست؛ زیرا بدون داشتن تفکر انتزاعی در سطح بالایی توانایی تفکر در بارة مسایلی که با اشیاء واقعی جهان ارتباط ندارند یادگیری موضوع هایی چون ریاضی و کاربرد استعاره در شعر غیرممکن است. تغییرات شناختی در کمک به نوجوان برای کنار آمدن با تقاضاهای پیچیده شغلی و تربیتی نقش مهمی دارد و بسیاری از جنبه های رشد نوجوانی نظیر تغییر در ماهیت روابط بین والدین و فرزندان، بروز خصوصیت شخصیتی، برنامه ریزی آیندة تحصیلی و هدف های شغلی، توجه به مسائل سیاسی، اجتماعی و ارزشهای فرهنگی و حتی ایجاد حس هویت شخصی، همگی به شدت تحت تأثیر پیشرفتهایی شناختی قرار دارند. از طرف دیگر آگاهی نوجوان از تفاوت بین وضع موجود و وضع ممکن به سرکش شدن او کمک
می کند و با تصور دنیایی بهتر از آنچه هست و خلق آرمان شهرهای خیالی درمی یابد که غالباً آنچه موجود است چیزی کم دارد بنابراین نسبت به ارزشهای پیشین و موجود زبان به اعتراض می گشاید و با اندیشه ها و تخیلات بلند پروازانه به استقبال ماجراجویی ها می رود. انتقاد سرسختانه نوجوانان از نظام های سیاسی، اجتماعی، مذهبی و اشتغال ذهنی آنان به ساختن نظام های جانشین که اغلب هم از مرحله حرف تجاوز نمی کند تا حدودی طبیعی و متناسب با رشد شناختی آنها است. با توجه به ویژگی های دوران نوجوانی والدین در برخورد با آنها باید بسیار سنجیده عمل کنند.(41)