مرجع کامل طرح های گرافیکی و پروژه های دانشجویی

مقاله های دانشجویی و دانش آموزی ، پاورپوینت و اسلاید ، تحقیق ، فایلهای گرافیکی( هر آنچه درباره پروژه های و تحقیقات خود می خواهید فقط در قسمت جستجو مطلب مورد نظر خود را وارد کنید )

مرجع کامل طرح های گرافیکی و پروژه های دانشجویی

مقاله های دانشجویی و دانش آموزی ، پاورپوینت و اسلاید ، تحقیق ، فایلهای گرافیکی( هر آنچه درباره پروژه های و تحقیقات خود می خواهید فقط در قسمت جستجو مطلب مورد نظر خود را وارد کنید )

دانلود تحقیق تحلیلی بر آزمون های مجموعه بوستر

تحلیلی ، آزمون های ، مجموعه ، بوستر ، میله فشار (Pushrod) ، میله ترمز (Operatingrod) ، پیشروی مؤثر (Effective stroke)
دسته بندی مکانیک
بازدید ها 1
فرمت فایل doc
حجم فایل 30 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 44
دانلود تحقیق تحلیلی بر آزمون های مجموعه بوستر

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

استاندارد KES D – C 65

پنج دسته کلی (1- عملکردی ،2- سختی و قدرت ، 3- دوام ، 4- مقاومت جوی ، 5- صدا ) آزمونهای بوستر را تشکیل می دهند . در این پروژه به آزمونهای عملکردی خواهیم پرداخت و سعی خواهیم نمود زیر آزمایشهای این گروه را تا حد امکان تشریح نموده و هدف از انجام هر یک را به اختصار توضیح دهیم . قبل از وارد شدن به مبحث فوق ابتدا اصطلاحاتی را که در متون استاندارد مورد استفاده قرار گرفته است را عنوان می کنیم :

میله فشار (Pushrod) : میله خروجی بوستر است که وظیفه انتقال نیرو به پمپ ترمز را دارد .

میله ترمز (Operatingrod) : میله ورودی بوستر که به پدال ترمز متصل است و وظیفه انتقال نیرو به بوستر را دارد .

پیشروی مؤثر (Effective stroke) : میزان پیشروی میله فشار که حداقل می بایست به اندازه حداکثر پیشروی پیستونهای پمپ ترمز برای رسیدن به حداکثر فشار خروجی باشد.

نیروی نهایی عملکرد (Full loadworking point) : نقطه ای است که بیشترین نیروی خروجی به واسطه عملکرد بوستر به دست می آید . از این نقطه به بعد عملاً نقش بوستر حذف شده و نسبت تغییرات نیروی خروجی به تغییرات نیروی ورودی تقریباً برابر یک خواهد بود . این نقطه را Vacum Run – Outpoint نیز می گویند . زیرا خلاء از بوستر کاملاً خارج شده است .

انجام آزمونهای عملکردی اغلب برای اطمینان از صحت عملکرد و نیز سلامت محصول بوده لذا اکثراً در انتهای خط مونتاژ و به طور صد در صد بر روی محصولات و یا قبل از انجام آزمونهای طولانی مدت دوام و یا سختی و قدرت انجام می گیرند .

پیشروی مؤثر میله فشار (Effective stroke of push rod) : برای رسیدن به حداکثر فشار خروجی در پمپ ترمز می بایست پیستونها حداکثر کورس خود را طی نمایند .تغذیه این مقدار پیشروی به وسیله میله فشار صورت می پذیرد پس میله فشار باید حداقل به میزان حداکثر کورس پیستونهای پمپ ترمز .

قابلیت پیشروی داشته باشد . این آزمون برای حصول اطمینان از این قابلیت انجام می گردد به گونه ای که پس از ایجاد خلأ mmhg 10+ـ500 در بوستر نیروی معادل kgr50 به میله ترمز اعمال نموده و سپس میزان حرکت میله فشاراندازه گیری می شود.

لقی حرکت میله ترمز (Operating rod play stroke) : برای اینکه خلاصی حرکت میله ترمز برای رسیدن به یک نیروی خروجی در محدوده مجاز باشد . این آزمون انجام می گردد. روش انجام آن بدین گونه است که ابتدا خلأ mmhg 10+ـ500 را به بوستر وصل نموده و نیرویی مععادل kgf 2 به میله فشار وارد می کنیم (در این هنگام هیچگونه نیروی ورودی به میله ترمز اعمال نشده است ) سپس به میله ترمز به اندازه ای نیرو وارد می شود که نیروی خروجی kgf 5 قرائت گردد. در این هنگام پیشروی میله ترمز اندازه گیری می شود .این مقدار می بایست در بیشترین اندازه خود (mm) 7/0 باشد.

نشتی هوا (Air tightness ) :

این آزمون در وضعیت «بدون عملکرد» و «عملکرد» انجام می شود .

همانطور که می دانید بوستر محفظه ای است که توسط دیافراگم به دو قسمت تقسیم شده است . هنگامی که بوستر هیچگونه عملکردی ندارد این دو قسمت با هم در ارتباط بوده و خلأ ایجاد شده در هر قسمت با هم در ارتباط بوده و خاأ ایجاد شده در هر دو قسمت از بوستر به یک میزان است .

اطمینان از اینکه این دو محفظه بوستر با فضای خارج هیچگونه ارتباطی ندارد امری ضروری است . لذا در حالت بدون عملکرد خلأ mmHg 10+ـ500 را در بوستر ایجاد نموده و پس شیر ارتباطی منبع خلأ با بوستر قطع می شود . میزان افت خلأ را پس از 15 ثانیه در بوستر اندازه گیری می کنیم . این میزان می باید حداکثر mmHg 25 باشد.

در حالت عملکردی ، ارتباط این دو محفظه با هم قطع شده و محفظه اول (محفظه کاری) با اتمسفر ارتباط برقرار می کند ؛ اختلاف فشار به وجود آمده در دو محفظه بوستر ، عمل تقویت را انجام می دهد . پس اطمینان از قطع بودن ارتباط دو محفظه در حالت عملکرد نیز اهمیت داشته ، لذا برای حصول این اطمینان خلأ mmHg 10+ـ500 را به بوستر متصل کرده و پس از قرار دادن ترمز در موقعیت 10 +ـ70 درصد پیشروی مؤثر با اعمال نیروی بیشتر از نیروی Full load ارتباط منبع خلأ با بوستر قطع می شود . میزان افت خلأ پس از مدت زمان 15 ثانیه حداکثر mmHg 25 مجاز است .

مشخصات ورودی و خروجی (Input/output chartacteristic) :

در این آزمون که یکی از مهمترین آزمونهای این بخش است .به ارزیابی خصوصیات عملکردی بوستر می پردازیم . این آزمون به منظور بدست آوردن یک منحنی رفتاری و عملکردی از بوستر در طول پیشروی مؤثر انجام می شود و می بایست به طور پیوسته و با نرخ پیشروی ثابت ترسیم گردد. بدیهی است این منحنی به دلیل ثابت نبودن نرخ پیشروی بر روی اتومبیل و با نیروی متغیر ورودی قابل دستیابی نخواهد بود .

بوستر را روی پایه ها قرار داده و بستهای پایه ها رابا گشتاور مناسب ، سفت و محکم می بندیم و مطمئن می شویم که راستای اعمال نیروی ورودی کاملأ در جهت محور بوستر و در راستای میله فشار قرار گرفته باشد . مکانیزم به گونه ای طراحی می شود که بوستر بعد از رسیدن به پیشروی مؤثر ، کاملاً به موقعیت اولیه خود باز گردد . نیروسنجی برای اندازه گیری نیروی ورودی(N9000-0)در بین مکانیزم اعمال نیرو و میله ترمز و همچنین نیروسنجی برای اندازه گیری نیروی خروجی (N9000-0 ) پس از میله فشار و در جلوی بوستر قرار می گیرد دقت اندازه گیری 5/0 درصد است .

همچنین یک وسیله اندازه گیری خطی به منظور مشخص نمودن میزان پیشروی نیز در دستگاه تعبیه شده است . سپس بوستر به وسیله یک لوله که بر سر راه آن یک شیر کنترل ، یک گیج خلأ و یک شیر قطع و وصل وجود دارد به منبع خلأ وصل می گردد . با راه اندازی دستگاه و اعمال نیروی ورودی به میله ترمز تغییرات نیروی ورودی و خروجی به صورت یک منحنی برای هر بوستر ترسیم می گردد .

در این منحنی که رفتار بوستر در یک سیکل رفت و برگشت مشخص گردیده نقاط مختلفی وجود دارد که هر کدام بیانگر رفتاری از بوستر است این نقاط به شرح ذیل هستند :

APPLY :

منحنی رفتبوستر که در واقع همان منحنی رفتاری بوستر است .

Release :

برگشت کامل منحنی و بوستر به حالت اولیه خود بدون اینکه نیروی ورودی بر روی میله فشار باشد .

Cutin :

نیروی ورودی مورد نیاز برای عمل کردن دریچه سوپاپی که به منظور کنترل نئوماتیکی بوستر تعبیه شده تا تولید یک نیروی خروجی .

این نقطه را Working stating point نیز می نامند .

Vacuum run outline :

این خط با دو یا چند نقطه بر روی منحنی ورودی /خروجی تعریف می شود که در این منطقه از منحنی اثر خلأ در بوستر از بین رفته و لذا نسبت نیروی خروجی به نیروی ورودی نیز تغییر می کند به نحوی که دیگر نسبت تغییرات نیروی خروجی به تغییرات نیروی ورودی برابر یک خواهد بود .


Vacuum run out point :

از تقاطع دو خط vacuum run out line و power slop به دست می آید این نقطه که به Full load working point نیز معروف است که در آنجا بیشترین نیروی خروجی به ازای نیروی کمکی بوستر به دست می آید .

Initial rise :

این نقطه که Jump up نیز نامیده می شود از تقاطع خط power slope و خط عمود بر Cutin به دست می آید .در واقع در این نقطه ارتباط بین دو محفظه بوستر با هم قطع شده و محفظه اول که در سمت پدال ترمز قرار دارد با اتمسفر ارتباط برقرار می کند .ارتباط ناگهانی محفظه کاری با اتمسفر و اختلاف فشار بین دو محفظه بوستر موجب پرش ناگهانی و ایجاد نیروی خروجی تا نقطه initial rise می گردد.

Hysteresis :

اختلاف تغییر نیروی خروجی به ازای تغییر نیروی ورودی .این عملکرد در بالای Initial rise و پایین تر از Vacuum run out point است .

Return cut – out :

نیرو یوردی که در آن نیروی خروجی کاهش یافته و به صفر می رسد .

برای مدل های مختلف بوستر ، اعداد و ارقامی برای هر یک از موارد بالا به عنوان استاندارد طراحی مطرح شده و محدوده عملکرد صحیح بوستر مشخص شده است . لذا با توجه به مدل بوستر و منحنی به دست آمده صحت کارکرد بوستر معین می گردد. در روبرو نمونه ای ا زمنحنی یک بوستر سالم آورده شده است .

زمان برگشت (Return characteristic) :

در این آزمون زمان برگشت میله ترمز به حالت اولیه اندازه گیری می شود . با این آزمون عکس العمل فنر و مکانیزم بوستر برای برگشت به حالت اولیه و نیز باز بودن مجاری هوا در بدنه سوپاپ کنترل می گردد زیرا در اثر بسته بودن مجاری ، عمل مکش در یکی از محفظه های بوستر رخ داده و مانع برگشت سریع میله ترمز و یا اهرم پدال خواهد شد. روش تست به این ترتیب است که پس از اتصال خلأ به بوستر ، نیرویی بیش از نیروی Fulload به میله ترمز وارد کرده و ناگهان میله ترمز را رها می کنیم . زمان بازگشت میله ترمز به موقعیت اولیه ، اندازه گیری می گردد . این زمان می بایست از 5/1 ثانیه کمتر باشد.

عملکرد در دمای پایین (Low temperture working) :

در این آزمون هدف ، سنجش عملکرد بوستر و خصوصاً قطعات لاستیکی آن در برودت و سرما است . ابتدا بوستری که آزمونهای عملکردی قبلی را به خوبی گذارنده باشد پس از ثبت نتایج آن در داخل یک محفظه سرد با دمای c2+ـ30- (در بعضی از استانداردها c 3+ـ40- نیز ذکر شده ) و به مدت 16 ساعت قرار داده سپس در همان دما آزمونهای نشتی و I/O بر روی آن انجام می گیرد با این توضیح که Servo ratio و Initial rise می توانند 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند.

عملکرد در دمای بالا (High temperature Working) :

در این آزمون نیز عملکرد بوستر و خصوصاً قطعات لاستیکی آن در گرما حرارت ، مورد ارزیابی قرار می گیرد . شرایط آزمون دمای c 2+ـ120 و مدت 3 ساعت برای یک بوستر سالم است . پس از تست نیز مطابق آزمون برودت کلیه آزمونهای نشتی با بار و بدون بار و I/O به روی بوستر و در همان محفظه گرم انجام می گیرد . نقاط Servo ratio و Initiale می توانند 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند. 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند. 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند. 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند. 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند. 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند. 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند. 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند. 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند. 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند. 80 درصد یا بیشتر از مقدار اندازه گیری شده در دمای محیط باشند.

فایل ورد 44 ص


طرح لایه باز برچسب گوشت بلدرچین، لیبل گوشت بلدرچین

طرح لایه باز بلدرچین psd بلدرچین فوتوشاپ طرح بلدرچین فتوشاپ طرح بلدرچین برچسب تخم بلدرچین طرح لایه باز فروش تخم بلدرچین لیبل بلدرچین لیبل گوشت بلدرچینبرچسب بلدرچینطرح لایه باز برچسب گوشت بلدرچین لیبل گوشت بلدرچین
دسته بندی فایل های لایه باز و PSD
بازدید ها 2
فرمت فایل zip
حجم فایل 4584 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 1
طرح لایه باز برچسب گوشت بلدرچین، لیبل گوشت بلدرچین

فروشنده فایل

کد کاربری 19487
کاربر

توضیحات :
طرح لایه باز برچسب گوشت بلدرچین , لیبل گوشت بلدرچین

مشخصات فایل :

اندازه 11*15 سانتی متر

حالت cmyk مناسب برای تمام دستگهای چاپ (چهار رنگ)

کیفیت 300

قابل ویرایش

مخصوص دفتر فنی

قابل ویرایش با فتوشاپ

فرمت فایل psd

برچسبها :

طرح لایه باز بلدرچین , psd بلدرچین , فوتوشاپ طرح بلدرچین , فتوشاپ طرح بلدرچین ,لیبل گوشت بلدرچین


دانلود کارآموزی کارخانه بافندگی تابان یزد

کارخانه تابان یزد می باشد که در زمینه تولید پتو فعالیت دارد اینجانب قصد دارم هر چند کوتاه و خلاصه اما مفید مختصری از فعالیت های انجام شده در زمینه خط تولید این کارخانه را به صورت گزارش کار آموزی ارائه دهم
دسته بندی نساجی
بازدید ها 2
فرمت فایل doc
حجم فایل 737 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 107
دانلود کارآموزی کارخانه بافندگی تابان یزد

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

فهرست

عنوان........................................................................................................................... صفحه

فهرست....................................................................................................................... 3

مقدمه.......................................................................................................................... 9

فصل اول

تاریخچه کلی کارخانه ............................................................................................... 11

مشخصات کلی و موقعیت کارخانه.............................................................................. 11

فصل دوم

تشکیلات سازمانی کارخانه......................................................................................... 13

فصل سوم

مواد اولیه..................................................................................................................... 14

محصولات.................................................................................................................. 15

فصل چهارم

تأسیسات...................................................................................................................... 17

بخار و آب.................................................................................................................. 17

دیگ بخار .................................................................................................................. 17

منبع دیگازور............................................................................................................... 17

منبع زمینی................................................................................................................... 18

منبع هوایی................................................................................................................... 18

چهار منبع استوانه ای در داخل سالن ........................................................................... 18

سالن دیگازور و تهویه................................................................................................. 18

تصفیه آب................................................................................................................... 19

منابع سوخت و مصرفی................................................................................................ 19

تخلیه و رسوب گیری دیگ بخار................................................................................ 19

برق.............................................................................................................................. 19

فصل پنجم

کنترل کیفیت ............................................................................................................. 21

فصل ششم

گردش مواد اولیه تا محصول....................................................................................... 23

انبار مواد اولیه.............................................................................................................. 23

رنگرزی ..................................................................................................................... 23

حلاجی....................................................................................................................... 23

کاردینگ.................................................................................................................... 24

رینگ.......................................................................................................................... 24

بوبین پیچی ................................................................................................................. 24

چله پیچی.................................................................................................................... 24

بافندگی....................................................................................................................... 24

تکمیل......................................................................................................................... 25

خیاطی......................................................................................................................... 25

فصل هفتم

انبار............................................................................................................................. 26

پرس و عدل بندی کردن............................................................................................. 26

الیاف اکریلیک............................................................................................................ 27

الیاف ارلون................................................................................................................. 28

الیاف اکریلان ............................................................................................................ 29

خواص فیزیکی و شیمیایی الیاف اکریلیک.................................................................. 29

فصل هشتم

ماشین آلات................................................................................................................ 30

فصل نهم

رنگرزی ..................................................................................................................... 33

کاربرد مواد مورد استفاده در سالن رنگرزِی................................................................. .34

فصل دهم

باز کردن و تمیز کردن الیاف (حلاجی کردن)............................................................. 35

اهداف حلاجی............................................................................................................ 35

روش حلاجی در کارخانه تابان................................................................................... 36

طرز کار ماشین باز کننده ولف.................................................................................... 37

آب و روغن زدن الیاف .............................................................................................. 39

اهداف آب و روغن زدن به الیاف .............................................................................. 39

روشهای آب و روغن زدن به الیاف ............................................................................ 40

فصل یازدهم

کاردینگ.................................................................................................................... 41

طرز کار ماشین کاردینگ........................................................................................... 41

قسمت های اصلی ماشین کارد.................................................................................... 46

دستگاه تغذیه............................................................................................................... 46

کارد مقدماتی.............................................................................................................. 48

کارد میانی (بریکو دوم).............................................................................................. 48

کارد نهایی (کاردر).................................................................................................... 49

کندانسور..................................................................................................................... 49

عملیات کارد............................................................................................................... 50

پوشش کارد................................................................................................................ 50

تنظیم فواصل بین قسمتهای کارد..............51

نکات مهم در مورد تنظیم فاصله بین قسمتها................................................................. 52

عیوب کلی در ماشین کارد.......................................................................................... 53

نتایج کلی در مورد عیوب ماشین های کارد................................................................. 53

فصل دوازدهم

رینگ.......................................................................................................................... 55

اهداف استفاده از ماشین رینگ.................................................................................... 55

طرز کار ماشین رینگ.................................................................................................. 55

قسمتهای اصلی تشکیل دهنده ماشین های رینگ.......................................................... 56

تاب نخ........................................................................................................................ 63

فصل سیزدهم

بوبین پیچی................................................................................................................... 64

اهداف بوبین پیچی....................................................................................................... 64

انواع ماشین های بوبین پیچی........................................................................................ 66

غلطک محرک بوبین................................................................................................... 68

به کار انداختن و متوقف کردن ماشین.......................................................................... 68

کنترل بسته نخ و تنظیم آن............................................................................................ 70

قرار دادن نخ روی بسته................................................................................................ 70

دلایل به کارگیری وسایل توقف دستگاه...................................................................... 70

وضعیت ماسوره ریسندگی روی ماشین بوبین پیچی...................................................... 71

فصل چهاردهم

چله پیچی..................................................................................................................... 72

قفسه یک ردیفه: (single End).............................................................................. 75

قسمت جلو ماشین (Head stock)........................................................................... 75

قسمت توقف الکتریکی (stop motion)................................................................ 76

شانه............................................................................................................................. 77

کشش وارده به نخ در چله پیچی.................................................................................. 77

چله پیچی بخشی(SECTIONAL WARPING)...........79

کیفیت کار چله پیچی ................................................................................................ 82


فصل پانزدهم

نخ کشی...................................................................................................................... 86

ماشین گره زنی............................................................................................................ 87

روشهای نخ کشی (چله کشی)..................................................................................... 88

فصل شانزدهم

بافندگی ...................................................................................................................... 89

کناره گیر پارچه........................................................................................................... 91

ورد ماشین بافندگی...................................................................................................... 92

میل میلک.................................................................................................................... 92

لامل و دنده شانه ای..................................................................................................... 93

غلطک نخ تار (اسنو)................................................................................................... 94

پل نخ تار..................................................................................................................... 95

پل پارچه...................................................................................................................... 95

غلطک پیچیدن پارچه.................................................................................................. 96

عملیات مختلف در ماشین بافندگی.............................................................................. 96

ماشین ژاکارد............................................................................................................... 98

اصول کار ژاکارد........................................................................................................ 98

مراحل مختلف آماده کردن یک ماشین ژاکارد........................................................... 100

فصل هفدهم

تکمیل......................................................................................................................... 105

خارزنی....................................................................................................................... 105

تراش........................................................................................................................... 107

عیوب ترا ش............................................................................................................... 108

طرح فانتزی وجلا دادن به پرز...................................................................................... 108

بخار دادن.................................................................................................................... 109

خیاطی......................................................................................................................... 110

منابع....................................111

مقدمه:

انسان از زمان های بسیار دور ، علاوه بر اینکه با شکار حیوانات می توانست مواد غذایی خود را تأمین کند ، از پوست آنها نیز به عنوان وسیله مناسبی برای گرم نگه داشتن بدن خود استفاده می کرد.در یک زمان از طول تاریخ انسان دریافت که رویش مویین پوست حیوانات و رشته های نازک و بلند برخی از گیاهان آمادگی دارند که به وسیله تابیده شدن به دور خود ، رشته های بلند تری را تشکیل دهند که موسوم به نخ است و سپس پی برد که از به هم بافتن این نخ به صورت تار و پود ، محصولی می تواند به دست آورد که برای پوشانیدن بدن انسان بسیار مناسب است و آن را پارچه نامید. بعد ها متوجه شد که می تواند این پارچه را با مواد رنگ دار طبیعی رنگین کند و به آن زیبایی و ظرافت بخشد. بدین ترتیب بود که الیاف طبیعی نظیر پنبه و پشم و ابریشم و دیگر الیاف هر یک به نحوی شناخته شدند و انسان نیازمند ، جهت استفاده از آن ها روش های عملی و فنی لازم را هم ابداع کرده و هم زمان با کاوشهای و یافته های دیگری که در سایر زمینه های زندگی و برای رفع سایر نیازمندیها به عمل آورد ، رفته رفته تکنیکها و روشهای مکانیکی ساده و اولیه را کشف کرد و وسایلی ساخت که بتواند از این منابع طبیعی موجود حداکثر استفاده را ببرد. ریسندگی و بافندگی ، جزو اولین صنایعی هستند که انسان پی به آن برد. ابتدا با استفاده از یک دوک چوبی ساده ، توانست تعداد بیشماری الیاف را به دور هم بتابد و نخ تولید کند. و ماشین های ساده بافندگی که قاب چوبی ساده ای بودند توانست نخ را به پارچه تبدیل کند. بالاخره در قرن هیجدهم با ظهور انقلاب صنعتی در انگلستان ، نیروی بخار بتدریج جای نیروی دست را گرفت و تحولات بعدی بویژه در قرن نوزدهم نیز سبب توسعه روز افزون این صنعت شد . در این بین کشور ایران و الخصوص استان یزد در این صنعت قدمت دیرینه ای دارد.استان یزد با وجود چندین کارخانه نساجی یکی ازقطب های مهم تولید این منسوجات در کشور به شمار می رود. یکی از کارخانجاتی که در تولید یکی از انواع محصولات نساجی اشتغال دارد کارخانه تابان یزد می باشد که در زمینه تولید پتو فعالیت دارد . اینجانب قصد دارم هر چند کوتاه و خلاصه اما مفید مختصری از فعالیت های انجام شده در زمینه خط تولید این کارخانه را به صورت گزارش کار آموزی ارائه دهم.

امیدوارم که این گزارش بتواندراه کارمناسب درزمینه بهبودکیفیت این کارخانه ارائه دهد.

فایل ورد 107 ص


دانلود تحقیق مقام انسانی زن از نظر قرآن کریم

اسلام اصل مساوات را دربارة زن و مرد نیز رعایت کرده است اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه به حقوق آنها مخالف است
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 13
فرمت فایل doc
حجم فایل 27 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 35
دانلود تحقیق مقام انسانی زن از نظر قرآن کریم

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر
  • اسلام اصل مساوات را دربارة زن و مرد نیز رعایت کرده است.
  • اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه به حقوق آنها مخالف است.
  • اسلام نظریات تحقیر آمیزی که نسبت به زن وجود داشته منسوخ کرده است.
  • قرآن در داستانهای خود توازن را حفظ کرده، قهرمانان داستانها را منحصر به مردان نکرده است.
  • زن اگر بخواهد از حقوقی مساوی با مرد بهره مند شود باید مشابهت حقوقی با مرد را از میان بردارد.
  • علمای اسلام با تبیین اصل« عدل» پایة فلسفة حقوق را بنا نهادند.
  • شرقی انسانیت را درگذشت و نیکی می بیند و غربی در به دستآوردن حقوق.
  • اعلامیة حقوق بشر فلسفه است نه قانون، باید به تصدیق فیلسوفان برسد نه تصویب نمایندگان.
  • احترام به انسان که اساس اعلامیة حقوق بشر است، از دیر زمان مورد تأیید شرق و اسلام است.
  • دنیای غرب از طرفی تا آخرین حد ممکن مقام انسانی را پایین می آورد و از طرف دیگر به نام حقوق بشر اعلامیة بالا بلند صادر می کند.
  • بیچارگیهای بشر امروز از آن است که «خود» را از یاد برده است.
  • احترام به انسان با فلسفة شرق سازگار است نه با فلسفة غرب.


مقام انسانی زن از نظر قرآن

اسلام زن را چگونه موجودی می داند؟ آیا از نظر شرافت و حیثیت انسانی او را برابر با مرد می داند و یا او را از جنس پست تر می شمارد؟ این پرسشی است که اکنون می خواهیم به پاسخ آن بپردازیم.

فلسفة خاص اسلام دربارة حقوق خانوادگی

اسلام در مورد حقوق خانوادگی زن و مرد فلسفة خاصی دارد که با آنچه در چهارده قرن پیش می گذشته و با آنچه در جهان امروز می گذرد مغایرت دارد. اسلام برای زن و مرد در همة موارد یک نوع حقوق و یک نوع وظیفه و یک نوع مجازات قائل نشده است، پاره ای از حقوق و تکالیف و مجازاتها را برای مرد مناسبتر دانسته و پاره ای از آنها را برای زن، و در نتیجه در مواردی برای زن و مرد وضع مشابه و در موارد دیگر وضع نامشابهی در نظر گرفت است.

چرا؟ روی چه حسابی؟ آیا بدان جهت است که اسلام نیز مانند بسیاری از مکتبهای دیگر نظریات تحقیر آمیزی نسبت به زن داشته و زن را جنس پست تر می شمرده است و یا علت و فلسفة دیگری دارد؟

مکرر در نطقها و سخنرانیها و نوشته های پیروان سیستمهای غربی شنیده و خوانده اید که مقررات اسلامی را در مورد مهر و نفقه و طلاق و تعدد زوجات و امثال اینها به عنوان تحقیر و توهینی نسبت به جنس زن یاد کرده اند؛ چنین وانمود می کنند که این امور هیچ دلیلی ندارد جز اینکه فقط جانب مرد رعایت شده است. میگویند تمام مقررات و قوانین جهان قبل از قرن بیستم بر این پایه است که مرد جنساً شریفتر از زن است و زن برای استفاده و استمتاع مرد آفریده شده است، حقوق اسلامی نیز بر محور مصالح و منافع مرد دور می زند.

می گویند اسلام دین مردان است و زن را انسان تمام عیار نشناخته و برای او حقوقی که برای یک انسان لازم است وضع نکرده است. اگر اسلام زن را انسان تمام عیار میدانست تعدد زوجات را تجویز نمی کرد، ریاست خانواده را به شوهر نمی داد، ارث زن را مساوی با نصف ارث مرد نمیکرد، برای زن قیمت به نام مهر قائل نمی شد، به زن استقلال اقتصادی و اجتماعی می داد و او را جیره خوار و واجب النفقة مرد قرار نمی داد. اینها می رساند که اسلام نسبت به زن نظریات تحقیر آمیزی داشته است و او را وسیله و مقدمه برای مرد می دانسته است. می گویند اسلام با اینکه دین مساوات است و اصل مساوات را در جاهای دیگر رعایت کرده است، در مورد زن و مرد رعایت نکرده است.

می گویند اسلام برای مردان امتیاز حقوقی و ترجیح حقوقی قائل شده است و اگر امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان قائل نبود مقررات بالا را وضع نمی کرد.

اگر بخواهیم به استدلال این آقایان شکل منطقی ارسطویی بدهیم به این صورت برای او وضع می کرد، لکن حقوق مشابه و مساوی برای او قائل نیست، پس زن را یک انسان واقعی نمی شمارد.

تساوی یا تشابه؟

اصلی که در این استدلال به کار رفته این است که لازمة اشتراک زن و مرد در حیثیت و شرافت انسانی، یکسانی و تشابه آنها در حقوق است. مطلبی هم که از نظر فلسفی باید انگشت روی آن گذاشت این است که لازمة اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانی چیست؟ آیا لازمه اش این است که حقوقی مساوی یکدیگر داشته باشند به طوری که ترجیح و امتیاز حقوقی در کار نباشند؟یا لازمه اش این است که حقوق زن و مرد علاوه بر تساوی و برابری، متشابه و یکنواخت هم بوده باشند و هیچ گونه تقسیم کار و تقسیم وظیفه در کار نباشد؟ شک نیست که لازمة اشتراک زن و مرد در حیثیت انسانی و برابری آنها از لحاظ انسانیت، برابری آنها در حقوق انسانی است اما تشابه آنها در حقوق چطور؟

اگر بنا بشود تقلید و تبعیت کورکورانه از فلسفة غرب ر اکنار بگذاریم و در افکار و آراء فلسفی که از ناحیة آنها می رسد به خود اجازة فکر و اندیشه بدهیم، اول باید ببینیم آیا لازمة تساوی حقوق تشابه حقوق هم هست یا نه؟ تساوی غیر از تشابه است؛ تساوی برابری است و تشابه یکنواختی. ممکن است پدری ثروت خود را به طور متساوی میان فرزندان خود تقسیم کند اما به طور متشابه تقسیم نکند، مثلاً ممکن است این پدر چند قلم ثروت داشته باشد: هم تجارتخانه داشته باشد و هم ملک مزروعی و هم مستغلات اجاری. ولی نظر به اینکه قبلاً فرزندان خود را استعدادیابی کرده است، در یکی ذوق و سلیقة تجارت دیده است و در دیگری علاقه به کشاورزی و در سومی مستغل داری، هنگامی که می خواهد ثروت خود را در حیات خود میان فرزندان تقسیم کند، با در نظر گرفتن اینکه آنچه به همة فرزندان کار نباشد، به هر کدام از فرزندان خود همان سرمایه را می دهد که قبلاً در آزمایش استعدادیابی آن را مناسب یافته است.

کمیت غیر از کیفیت است، برابری غیر از یکنواختی است. آنچه مسلم است این است که اسلام حقوق یکجور و یکنواختی برای زن و مرد قائل نشده است، ولی اسلام هرگز امتیاز و ترجیح حقوقی برای مردان نسبت به زنان قائل نیست. اسلام اصل مساوات انسانها را دربارة زن و مرد نیز رعایت کرده است. اسلام با تساوی حقوق زن و مرد مخالف نیست، با تشابه حقوق آنها مخالف است.

کلمة «تساوی» و «مساوات» چون مفهوم برابری و عدم امتیاز در آنها گنجانیده شده است جنبة «تقدس» پیدا کرده اند، جاذبه دارند، احترام شنونده را جلب می کنند، خصوصاً اگر با کلمة « حقوق» توأم گردند.

تساوی حقوق! چه ترکیب قشنگ و مقدسی! چه کسی است که وجدانی و فطرت پاکی داشته باشد و در مقابل این دو کلمه خاضع نشود؟!

اما نمی دانم چرا کار ما- که روزی پرچمدار علم و فلسفه و منطق در جهان بوده ایم- باید به آنجا بکشد که دیگران بخواهند نظریات خود را در باب « تشابه حقوق زن و مرد» با نام مقدس « تساوی حقوق» به ما تحمیل کنند؟! این درست مثل این است ک یک نفر لبو فروش بخواهد لبو بفروشد اما به نام گلابی تبلیغ کند.

آنچه مسلم است این است که اسلام در همه جا برای زن و مرد حقوق مشابهی وضع نکرده است،‌ همچنانکه در همة موارد برای آنها تکالیف و مجازاتهای مشابهی نیز وضع نکرده است. اما آیا مجموع حقوقی که برای زن قرار داده ارزش کمتری دارد از آنچه برای مردان قرار داده؟ البته خیر، چنانکه ثابت خواهیم کرد .

در اینجا سؤال دومی پیدا می شود و آن اینکه علت اینکه اسلام حقوق زن و مرد را در بعضی موارد، نامشابه قرار داد چیست؟ چرا آنها را مشابه یکدیگر یا اینکه فقط مساوی باشد و مشابه نباشد. برای بررسی کامل این مطلب لازم است که در سه قسمت بحث کنیم:

1- نظر اسلام دربارة مقام انسانی از نظر خلقت و آفرینش

2- تفاوتهایی که در خلقت زن و مرد هست برای چه هدفهایی است؟ آیا این تفاوتها سبب می شود که زن و مرد از لحاظ حقوق طبیعی و فطری وضع نامشابهی داشته باشند یا نه؟

3- تفاوتهای که در مقررات اسلامی میان زن و مرد هست که آنها را در بعضی قسمتها در وضع نامشابهی قرار می دهد براساس چه فلسفه ای است؟ آیا آن فلسفه ها هنوز هم به استحکام خود باقی است یا نه؟

مقام زن در جهان بینی اسلامی

اما قسمت اول. قرآن تنها مجموعة قوانین نیست. محتویات قرآن صرفاً یک سلسله مقررات و قوانین خشک بدون تفسیر نیست. در قرآن هم قانون است و هم تاریخ و هم موعظه و هم تفسیر خلقت و هم هزاران مطلب دیگر قرآن همان طوری ک در مواردی به شکل بیان قانون دستورالعمل معین می کند در جای دیگر وجود و هستی را تفسیر می کند، راز خلقت زمین و آسمان و گیاه و حیوان و انسان و راز موتها و حیاتها، عزتها و ذلتها، ترقیها و انحطاطها، ثروتها و فقرها را بیان می کند.

قرآن کتاب فلسفه نیست، اما نظر خود را دربارة جهان و انسان و اجتماع- که سه موضوع اساسی فلسفه است- به طور قاطع بیان کرده است. قرآن به پیروان خود تنها قانون تعلیم نمی دهد و صرفاً به موعظه و پند و اندرز نمی پردازد بلکه با تفسیر خلقت به پیروان خود طرز تفکر و جهان بینی مخصوص می دهد. زیر بنای مقررات اسلامی دربارة امور اجتماعی از قبیل مالکیت، حکومت، حقوق خانوادگی و غیره همانا تفسیری است که از خلقت و اشیاء می کند.

از جمله مسائلی که در قرآن کریم تفسیر شده موضوع خلقت زن و مرد است. قرآن دراین زمینه سکوت نکرده و به یاوه گویان مجال نداده است که از پیش خود برای مقررات مربوط به زن معرفی کنند. اسلام، پیشاپیش نظر خود را دربارة زن بیان کرده است.

فایل ورد 35 ص


دانلود تحقیق معاد در قرآن و روایات

در این مبحث بر آنیم تا پاره ای از مسایل زندگی اخروی و صحنه هایی را که قرآن و روایات برای انسان پس از رستاخیر ترسیم می کند، مورد بررسی قرار دهیم
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 12
فرمت فایل doc
حجم فایل 37 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 32
دانلود تحقیق معاد در قرآن و روایات

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

در این مبحث بر آنیم تا پاره ای از مسایل زندگی اخروی و صحنه هایی را که قرآن و روایات برای انسان پس از رستاخیر ترسیم می کند، مورد بررسی قرار دهیم.

تأکید قرآن بر معاد

دعوت به معاد باوری یکی از ویژگی های ادیان الهی است. قرآن کریم آخرین کتاب آسمانی و هدایت کننده ی بشر به سوی عالم نور و رها کننده ی وی از همه ی پلیدی ها و ظلمت ها و تصدیق کننده ی کتب آسمانی پیشین درباره ی رجوع انسان به سوی خداوند به تفصیل سخن گفته است. بی شک پس از دعوت به توحید، مقوله ای به این اندازه مورد تأکید قرار نگرفته است. شواهد ذیل می تواند اهمیّت معاد را از دیدگاه قرآن کریم نشان دهد:

الف ـ کثرت آیاتی که زندگی آدمی را در برزخ و قیامت توضیح میدهد.

ب ـ معاد باوری از ارکان ایمان است زیرا در کنار ایمان به خداوند قرار گرفته است:

«ذلک یوعظ به من کان منکم یؤمن بالله والیوم الآخر.»(بقره / 232)

و انکار آن در ردیف انکار خداوند واقع شده است:

«قاتلوا الذین لایؤمنون بالله ولا بالیوم الآخر.» (توبه / 29)

و از این روست که دعوت مردم به معاد در سرلوحه ی برنامه ی انبیا بوده است:

«یا معشر الجنّ والانس الم یأتکم رسل منکم یقصّون علیکم آیاتی وینذرونکم لقاء یومکم هذا.» (انعام / 130)

ج ـ خداوند به پیامبر دستور می دهد که بر وقوع قیامت قسم یادکند:

«و یستنبؤنک احقّ هو، قل ای وربّی انّه لحقّ.» (یونس / 53)

«زعم الذین کفروا ان لن یبعثوا، قل بلی وربّی لتبعثنّ.» (تغابن / 7)

د ـ عبث بودن خلقت در صورت منتفی بودن معاد:

«أفحسبتم انّما خلقناکم عبثا وانّکم الینا لاترجعون.» (مؤمنون / 115)

استدلال قرآن بر معاد

قرآن کریم، در عین آنکه ایمان به معاد را ضروری می شمارد، در مواردی نیز به استدلال بر معاد می پردازد و این مطلب گواه بر منافات نداشتن مقوله های ایمانی با تعقل و خردورزی است. این استدلال ها مبتنی بر خداشناسی است و معادشناسی بدون خداشناسی صحیح و مصون از خطا به انجام نمی رسد. بر این اساس، اسما و صفات ثبوتی خداوند چون حکمت، قدرت، صدق و... یا صفات سلبی هم چون امتناع لهو و ظلم از خداوند، می تواند دلیلی عقلی بر تحقق معاد باشد. بنابراین اصل معاد هم از راه درونْ دینی و هم از راه برونْ دینی (که گاه با هدایت متون دینی به مواد و مقدمات لازم به انجام می رسد) قابل اثبات است. در اینجا به اختصار پاره ای از استدلال های قرآن بر معاد را که مبتنی بر حکمت و عدل الهی است یادآور می شویم:

الف ـ قرآن بقا و جاودانگی و رجوع به سوی خداوند را توجیه کننده ی خلقت آسمان و زمین می داند و حذف معاد را موجب عبث و بیهودگی خلقت عالم می شمارد، در حالی که هم خالق حقّ است و هم خلقت او، و باطل به هیچ روی به طبیعت حق راهی ندارد.

«و ما خلقنا السّموات والارض وما بینهما لاعبین. ما خلقناهما الاّ بالحقّ ولکنّ اکثرهم لایعلمون.» (دخان / 39 ـ 38)

«وما خلقنا السموات والارض وما بینهما الاّ بالحقّ وانّ السّاعة لاتیة.»(حجر / 85)

لعب به افعالی گفته می شود که غایت آن ها خیالی است، نه واقعی; هم چون افعال کودکان که صرفاً از توهم و خیال کودکانه ناشی می شود. و چون افعال لعب صاحب خود را از اعمال واقعی یعنی اعمالی که غایت حقیقی دارند، باز می دارد، از مصادیق لهو به شمار می روند. بر اساس آیه ی یاد شده اگر خلقت عالم، غایتی نداشته باشد و رو به عدم و نیستی برود، وجودش عبث و بیهوده می شود و خداوند منزه از کار عبث و بیهوده است.

خداوند بسیاری از امور را به وجدان و بنیاد اخلاقی آدمی سپرده است، تا خود داوری کرده حق را دریابد. چگونه می توان پذیرفت که انسان عاقلی کاری را انجام دهد و هیچ هدف و مقصدی از آن نداشته باشد. چیزی را بسازد که می خواهد نابودش کند. و یا وقتی از او می پرسند چرا کاری را انجام می دهد توجیهی نداشته باشد. حال که چنین است، خداوند ما را به وجدانمان ارجاع می دهد. شما آدمیان چگونه می توانید کار خداوندی را که علم و قدرتش مطلق و بی نهایت است، عبث و بیهوده تلقی کنید. انکار معاد خلقت خداوند را عبث و بیهوده می نمایاند. پس کل نظام مخلوقات باقی و برقرار خواهد بود.

درباره ی ضرورت معاد و جاودانگی آدمی و ملازمه ی نفی معاد با عبث و بیهودگی آمده است:

«أفحسبتم انّما خلقناکم عبثا و انّکم الینا لاترجعون.» (مؤمنون / 115)

بنابراین، یا توجیه کننده ی خلقت آسمان ها و زمین و از جمله انسان، بازگشت به سوی خداوند و جاودانگی است و یا توجیه کننده ی خلقت آسمان و زمین، وجود انسان و توجیه گر وجود انسانی جاودانگی اوست. اما به نظر می رسد که نظریه ی اول را شواهد بیش تری تأیید می کند. فی المثل، از پاره ای آیات چنین به دست می آید که همه ی حیوانات از جاودانگی شخصی برخوردارند، هر چند به تفصیل در کیفیت زندگی اخروی آن ها سخن نرفته است:

«وما من دابَّة فی الارض ولا طائر یطیر بجناحیه الاّ امم امثالکم ما فرّطنا فی الکتاب من شیء ثمّ الی ربّهم یحشرون.» (انعام / 38)

بر اساس این آیه، همان طور که در دنیا حیوانات در بسیاری از جنبه های حیاتی هم چون دفع ضرر، جلب منفعت ،و جنبه های اخلاقی مانند حیله گری، جرأت، جبن و... باآدمی شباهت دارد، در جاودانگی و حشر به سوی خداوند نیز چنین اند. شاهد دیگر بر این سخن آیه ی «و اذا العشار عطّلت. واذا الوحوش حشرت» (تکویر / 5 ـ 4)است.

هم چنین آیاتی بر این معنا دلالت دارد که سنگ ها، بت ها و همه ی مخلوقاتی که شریک خدا پنداشته می شدند در قیامت حاضر و به جهنم ریخته می شوند و آسمان و زمین با نظام دیگری بر پا خواهد شد. همه ی این شواهد حکایت از جاودانگی همه ی موجودات و منتفی بودن نابودی و اضمحلال آن ها می کند. بنابراین اگر انعدام موجودی مستلزم عبث بودن خلقت آن است، هیچ موجودی از میان نخواهد رفت و با انتقال از دنیا به چهره ی اخروی در قیامت حاضر خواهد بود.

ب ـ قرآن کریم حذف معاد را مستلزم ظلم و بی عدالتی می شمارد و چون ظلم منتفی است، پس معاد به ضرورت ثابت و محقق است.

دو دلیل یاد شده را می توان از آیه ی بیست و دوم سوره ی جاثیه دریافت:

«وخلق الله السموات والارض بالحقّ و لتجزی کلّ نفس بما کسبت وهم لایظلمون. {جاثیه / 22}

بر این اساس، خلقت آسمان و زمین برای آن است که طاعت پاس داشته شود و به معصیت و ناپاکی کیفر عادلانه داده شود. عدل الهی به پادارنده ی عالمی است که در آن هر انسانی جزای عمل خویش را بازیابد و چون دنیا نه از نظر وجودی می تواند چنان عالمی باشد و نه از نظر تجربی چنین عالمی است، پس عالمی جز دنیا در کار است و آن سرای آخرت است. پس انکار کنندگان آخرت و بدکاران چه بد گمان می کنند که زندگی و مرگ آنان مانند زندگی و مرگ مؤمنان و درست کاران است:

«ام حسب الذین اجترحوا السّیّئات ان نجعلهم کالّذین امنوا وعملوا الصالحات سواء محیاهم ومماتهم، ساء مایحکمون.» (جاثیه / 21)

«افنجعل المسلمین کالمجرمین. ما لکم کیف تحکمون.» (قلم / 36 ـ 35)

از این رو قرآن کریم به آدمیان هشدار می دهد که به عاقبت کار مجرمان بیندیشند و در زمین سیاحت کنند و دریابند که خداوند چگونه مجرمان را به سبب اعمالشان در دنیا مجازات می کند. پس در نظام هستی ظلم و ناپاکی بی جزا نمی ماند و چون هر ظلمی در دنیا کیفر و هر نیکی و طاعتی پاداش داده نمی شود، پس وجود عالم آخرت ضروری و لازم است; بنابراین آیاتی که بشر را به سیاحت در زمین فرا می خواند، او را به سوی نوعی دلیل تجربی بر جزای اعمال در نظام هستی سوق می دهد:

«قل سیروا فی الارض فانظروا کیف کان عاقبة المجرمین.» (نمل / 69)


پاسخ قرآن به اشکال منکران معاد

اما آنچه در قرآن بسیار بدان توجه شده است، استبعاد منکران معاد از دوباره زنده شدن است. به گمان آنان احیای مجدد آدمیان کاری غیر ممکن است; هر چند هیچ دلیلی بر امتناع آن ندارند:

«وقالوا ما هی الاّ حیاتنا الدّنیا نموت ونحیا وما یهلکنا الاّ الدّهر، وما لهم بذلک من علم ان هم الاّ یظنّون.» (جاثیه / 24)

این استبعاد مستقیماً متوجه احیای دوباره ی ابدان از هم پاشیده شده است; یعنی کافران چه از وجود روح و تجرد آن اطلاع داشتند یا نداشتند، دعوت انبیا را چنین می فهمیدند که روزی ابدان پوسیده شده انسان جمع و دوباره زنده خواهد داشت و این برای آنان بسیار عجیب بود:

«وقالوا أَءِذا کنّا عظاما ورفاتا أَءِنّا لمبعوثون خلقا جدیداً.» (اسراء / 49)

«ویقول الانسان أَءِذا ما متّ لسوف اخرج حیّا.» (مریم / 66)

و از این رو گاهی معاد را از مقوله ی اساطیر یا سحر می شمردند:

«ولئن قلت انّکم مبعوثون من بعد الموت لیقولنّ الّذین کفروا ان هذا الاّسحر مبین.» (هود / 7)

قرآن کریم گوشزد می کند که برانگیخته شدن ابدان به دست توانای ربوبی جای تعجب ندارد و شگفتی در شک و تردید منکران معاد است:

«وان تعجب فعجب قولهمْ أَءِذا کنّا ترابا أَءِنّا لفی خلق جدید.» (رعد / 5)

آن گاه از راه های متفاوتی به این استبعاد پاسخ می گوید:

الف ـ در دسته ای از آیات قدرت نامتناهی خداوند را تذکر می دهد; به طوری که در ساحت قدرت نامتناهی او هیچ کاری آسان تر از کار دیگر نیست و ایجاد هر امر ممکن مقدور خداوند است و معاد جسمانی و برانگیخته شدن آدمیان ممکن است نه ممتنع. پس خداوند نه فقط آدمیان که سرای قیامت را نیز برپا خواهد کرد:

فایل ورد 32 ص


دانلود تحقیق تفسیر سوره آل عمران

تفسیر ، سوره ، آل عمران ، سوره آل عمران ، تفسیر سوره
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 11
فرمت فایل doc
حجم فایل 84 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 132
دانلود تحقیق تفسیر سوره آل عمران

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

اهل تحقیق در اسم «الله» با هم اختلاف دارند که آیا از معنایی مشتق شده است یا نه؟ عده زیادی از آنها معتقدند که از معنایی اشتقاق پیدا نکرده است و اسم «الله» فقط به خداوند سبحان اختصاص دارد، و همانند اسم علم در مورد غیر خداوند می باشد و هنگامی که این لفظ به گوش اهل معرفت می رسد، فهم و علم آنها به سراغ معنایی غیر از وجود خداوند سبحان نمی رود. و حق این کلمه آن است که همراه با شهود قلبی باشد، لذا انسان هنگامی که با زبانش «الله» گفت و یا با گوش خود آن را شنید، با قلبش هم شهادت به «الله» بدهد.

و همچنان که این کلمه به معنایی جز «الله» دلالت نمی کند، مشهود گوینده آن نیز نباید جز «الله» باشد، پس با زبانش «الله» بگوید و با دلش به «الله» علم پیدا نماید و با قلب خود «الله» را بشناسد و با روح خود «الله» را دوست بدارد و با باطنش «الله» را ببیند و با ظاهر خود در پیشگاه خداوند تملق نماید و با سر خویش، به حقیقت «الله» برسد و احوال خود را برای «الله» و در راه او صرف نماید به گونه ای که در اعمالش، نصیب و بهره ای جز برای خدا نباشد و هنگامی که در نزدیکی حالتی قرار گرفت که محو در «الله»، برای او و به وسیله او شد، خداوند سبحان، با رحمت خویش، جبران نقایص او نموده و با گفتن «الرحمن الرحیم» موجب می گردد که جلوی تلف شدن آنها گرفته شده و باقی بمانند و قلبهایشان پاکیزه گردد، لذا لطف و مهربانی، سنتی از جانب خداوند سبحان است تا اولیاء او به طور کلی فانی نشده و از بین نروند.

آیه 1 و2: الم* الله لا اله الا هو الحی القیوم

با گفتن «الف» اشاره به این نمود که در همه حالات، تو را کفایت می کند، زیرا تو در اسارت غفلت بوده و صلاح و رشد خود را نمی توانی پیدا نمایی و او نقایص تو را برطرف کرده و یاری او تو را کفایت می نماید، پس بدون درخواست تو- بلکه بدون اینکه از حالت خبر داشته باشی- تو را کفایت می نماید، بدون اینکه بفهمی و به تو عطا می نماید، بدون اینکه درخواست نمایی.

«لام»، اشاره به لطف او به توست در نهان سر و درون تا جایی که محل منت را بر تو آشکار نمی نماید، مکانی که تو را در آنجا تثبیت و پابرجا نموده است. و «میم» اشاره به موافقت جریان تقدیر الهی با متعلقات خواسته ؟؟ اولیاء الهی است، لذا در دنیا چیزی حرکت نمی‌کند و ذره ای ظاهر نمی شود، مگر اینکه مورد رضایت آنهاست، تا جایی که اگر فردی در مورد سخن خداوند یعنی «کل یوم هو فی شأن[1]» بگوید: مقصود از شأن در این آیه، محقق کردن مراد و مقصود اولیاء الهی است، سخنی دور از حقیقت بیان نکرده است.

و گفته می شود: از قلبت- با شنیدن این حروف مقطعه که برخلاف عادت مردم در محاوره و گفتگوست- که قلب از موهومات و معلومات خالی شد و سر و باطن از امور عادی و معهود پاک شد، این اسم یعنی «الله» بر قلب مقدس از هر بیگانه و باطن پاک شده از هر کیفیتی، وارد می گردد، پس فرمود: «الم الله لا اله الا هو الحی القیوم» او، کسی است که کار لهو نمی کند تا شما را از یاد ببرد و کار سهو نمی نماید تا از انجام کارهایش جا بماند، لذا او در همه احوال، مراقب سر و باطن شماست، اگر در خلوت باشید، مراقب شماست و اگر در میان مردم هم باشید، باز مراقب شماست و به طور خلاصه- در هر حالتی که باشید- او علاقمند به شماست.

(قسمتی از) آیه3: نز علیک الکتاب بالحق

ای محمد (ص) تو نمی دانی که کتاب چیست و قصه دوستان را نمی دانی، اما خداوند از روز ازل تو را اختیار نمود و به تو امری را القا کرد که منشأش عجیب، برهانش آشکار و محل و مکانش عزیز است.

(ادامه) آیه3: مصدقاً لما بین یدیه

یعنی آنچه را که به تو وعده داده، در کتاب، بر زبان انبیاء (ع) محقق نموده است.

(ادامه) آیه 3 و (قسمتی از) آیه4: و انزل التوراه و الانجیل* من قبل هدیً للناس و انزل الفرقان

یعنی ما هر چند که قبل از تو کتابهایمان را بر پیامبران نازل کردیم، اما در هیچ کتابی، از نام و یاد تو خالی نگذاشتیم، سراینده آنها (عرفا) گفته است:

و در نزد من برای دوستانی که غایب هستند

ورق هایی است که عنوان آن، ذکر و یاد توست

و همچنان که به واسطه تو، نور انبیاء را کامل و تمام کردیم، با یاد تو، همه آنچه را که از ذکرها نازل کرده بودیم، زینت دادیم.

(ادامه) آیه4: ان الذین کفروا بآیات الله لهم عذاب شدید و الله عزیز ذوانتقام

و او در نهایت حجاب است، اما آنها درک نمی کنند و خداوند بر اولیایش عزیز بوده و از دشمنانش، انتقام گیرنده است، عزیزی است که هر فردی او را می خواهد، اما- در بیشتر وقت ها- کسی او را نمی یابد.

آیه5: ان الله لایخفی علیه شیئ فی الارض و لا فی السماء

بنده هیچ نفسی نمی کشد مگر اینکه خداوند سبحان و متعال، آن را محاسبه می نماید و در آسمان و زمین هیچ ذره ای حاصل نمی گردد مگر اینکه خداوند سبحان، ایجاد کننده و خالق آن است و هیچ کس، به صفتی متصف نمی گردد مگر اینکه او متولی آن است.

مطالب فوق برای عموم مردم بود، اما برای خواص: هیچ کس حاجتی را به سوی او نمی برد مگر اینکه او برآورده کننده آن است و هیچ فردی در سیر نزولی به او رجوع نمی کند، مگر اینکه او آن را کفایت می کند.

(قسمتی از) آیه 6: هو الذی یصورکم فی الارحام کیف یشاء

این مسئله در موردی است که از جهت خلقت زایل نشده باشد، و او کسی است که از روز ازل، حالات شما را هر طور که خواسته، مقدر نموده است و این مورد، در جایی است که از جهت قضا و قسمت، زایل نگردیده است.

(ادامه) آیه6: لا اله الا هو العزیز الحکیم

حکم او به دنبالش نقص نمی آید و مقدرات او در معارضه با اهمال و ترک قرار نمی گیرد.

آیه7: هو الذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هن ام الکتاب و اخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیغ فیتبعون ماتشابه منه ابتغاء الفتنه و ابتغاء تأویله و ما یعلم تأویله الا الله و الراسخون فی اللم یقولون آمنا به کل من عند ربنا و ما یذکر الا اولو الالباب.

خطاب به آنان را به دو نوع انجام داد، یک بخش که ظاهر بوده و تنزیلش واضح است و بخشی دیگر برای محفوظ نگهداشتن اسرار از فاش شدن آن برای بیگانگان است. روش علماء، یافتن معنای آیات بر طبق اصول و مبانی آن است، آنچه را که وفق آن باشد، قابل قبول و چیزی که فکر و اندیشه در آن راهی ندارد به عالم غیب واگذار می کنند.

و راه اهل اشاره و فهم، شنیدن با حضور قلب است، لذا آنچه که از روشنایی های تعاریف به فهم های آنها خطور می کند، اشارات کشف را بر آن بنا می کنند.

اگر از آنها خواسته شد که به ستر و پوشش و طی کردن سر و باطن ادامه دهند، از حرف زدن پرهیز می کنند، و اگر به آنها دستور داده شد که اظهار نموده و منتشر کنند، حق را بیان نموده و چیزهایی را که در عالم غیب دیده اند، بیان می کنند، اما کسانی که مؤید به نور بصیرت هستند، با شعاع خورشید فهم، روشن می گردند و اما افرادی که لباس شک پوشیده‌اند و از لطایف حقیقت محروم شده اند، احوال آنها تقسیم گردیده و ظن و گمان به سوی آنها حمله ور می شود و در وادی شک و تردید رها می گردند و جز به جهل و شک آنها چیز دیگری اضافه نمی شود.

سخن خداوند که فرمود: «و ما یعلم تأویله الا الله» یعنی و کسی که علم خود را از خدا بداند، ایمانش بدون احتمال وجود ذهن هایی است که تأویل را جایز بداند بلکه بالاتر از این، بدون اینکه تصریح به ظهور این امر نماید. اما افرادی که صاحب عقل های روشن می باشند، به جهت ظهور دلایل و احکامی که تحصیل کرده اند، متذکر این مسئله هستند.

آیه8: ربنا لاتزع قلوبنا بعد اذهدیتنا وهب لنا من لدنک رحمه انک انت الوهاب

به قربشان اضافه نگردید مگر اینکه ادبشان افزون شد و پناه بردن به دوری از اسباب مادی و دنیوی، قوی ترین وسیله برای رعایت ادب است.

آیه9: ربنا انک جامع الناس لیوم لاریب فیه ان الله لایخلف المیعاد

امروز، دوستان را بر سفره قرب جمع نمود و فردا (روز قیامت) همه را در محل دادن پاداش و کیفر جمع می کنند، امروز باطن ها را برای کشف جلال و جمال جمع می کند و فردا (روز قیامت) بدنها و ظواهر را برای دیدن حالات و سختی آنچه که از آن احوال خبر داده، جمع خواهد نمود.

آیه10: ان الذین کفروا لن تغنی عنهم اموالهم و اولادهم من الله شیئاً و اولئک هم وقود النار

نه فدیه ای به حال آنها سودی دارد و نه ثروت می تواند عذاب را از آنها دفع نماید و نه مالی از آنها قبول می گردد و نه حجابی از آنها مرتفع می شود و نه حرفی از آنها شنیده می شود، به وسیله آنها آتش جهنم شعله ور می گردد و طرد نمودن دردناک و دوری و آتش داغ برای آنان است.

آیه11: کدأب آل فرعون و الذین من قبلهم کذبوا بآتنا فاخذهم الله بذنوبهم و الله شدید العقاب

بر اساس سنت بر تجاوز اصرار ورزیدند و ما هم بر طبق سنت خویش بر انتقام از آنها ادامه دادیم، و نه به خاطر اصرار قلع و قمع گردیدند و نه در بخشش طمع ورزیدند، و به خدا قسم که آنها کسانی بودند که بر انجام کارهای خود احساس ندامت کرده و حسرت خوردند، اما موقعی که در را بسته یافتند و دیگر پشیمانی آنها قابل قبول نبود.

آیه12: قل للذین کفروا ستغلبون و تحشرون الی جهنم و بئس المهاد

خداوند به آنها خبر داد که در آن دنیا، سخن گفتن حق را با خود از دست می دهند و در این دنیا هم لذتی از زندگی نمی برند و آنان کسانی هستند که اگر در آخرت از شدت کیفر دیدن، آتش آنها را در بر بگیرد، برایشان سنگین تر است از اینکه در دنیا از خداوند در غیبت به سر برده و دچار حالت تفرقه شوند، اما آنها چشم بصیرت نداشتند و عذاب دردناک را حس نکردند.

آیه13: قد کان لکم فی فئتین التقتافئه تقاتل فی السبیل الله و اخری کافره یرونهم مثلیهم رأی العین و الله یؤید بنصره من یشاء ان فی ذلک لعبره لاولی الابصار

اگر خداوند انجام کاری را اراده نماید، جمعیت زیادی را در چشم گروهی کم جلوه داده و جمعیت کمی را در چشم گروهی دیگر، زیاد جلوه می دهد و موقعی که چشم بصیرت افرادی را بپوشاند، چشم تیزبین ظاهری به حال آنها سودی نخواهد داشت و هنگامی که چشم باطن عده ای را باز نماید، مسدود کردن چشم ظاهری به حال آنها ضرری نخواهد زد.

آیه 14: زین للناس حب الشهوات من الناس و البنین و القناطیر المتقنطره من الذهب و القضه و الحین المسمومه و الانعام و الحرث ذلک متاع الحیاه الدنیا و الله عنده حسن المآب

برخی از مصداق های شهوت و خواسته را بیان نمود، در حالی که مصداق های دیگر نیز در همین معنا و راستا می باشند و فی الجمله، چیزهایی که انسان را از شهود حق در حجاب نگه می دارد، در این آیه بیان شده است.

و سخت ترین مانع در این راه، شهوت خفی است و انجام عبادات به گونه ای که خود شخص از آن لذت ببرد، در نزد عرفا، از جمله موارد شهوت خفی شمرده می شود. از جمله مقاطع مشکل این راه، توقف کردن به آن چیزی از مراتب رب است که نصیب فرد می‌گردد، مثل اینکه خداوند در حالی که با تو نجوا می کند، به تو نزدیک می شود، و او با هر لطفی، تو را تصفیه می نماید و در ذیل آن نیرنگ های مخفی وجود دارد. و شخصی که به سعادت برسد، شاهد جلال و جمال او خواهد بود در حالت ثابت شدن دراحوالات لطیفش به وسیله او، و آنچه که از فضل و اقبال خداوند به او اختصاص می دهد.

آیه 15: قل أ انبئکم بخیر من ذکلکم للذین اتقوا عند ربهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها و ازواج مطهره و رضوان من الله و الله بصیر بالعباد

خداوند در این آیه، فضیلت و برتری اهل تقوا را بر صاحبان امور دنیوی بیان کرده و فرموده: گروه دوم، تبعیت از آرزوها و هواهای نفسانی کردند و گروه اول دارای درجات عالی هستند و خداوند به بندگانش آگاه است، هر گروهی را به مقصدش و هر دسته ای را به آنچه که نسبت به آن شایستگی دارد، می رساند.

آیه16: الذین یقولون ربنا اننا آمنا فاغفرلنا ذنوبنا وقنا عذاب النار

یعنی به طور کلی به سوی ما منقطع می گردند و با یاد رنج ها و مصیبت ها، در پیشگاه ما به تضرع و زاری می پردازند، اینها از سوی ما به قرب و درجات خاص و بلندمرتبه و قسمت‌هایی که مورد رضایت باشد، خواهند رسید.

آیه17: الصابرین و الصادیقن و القانتین المنفقین و المستغفرین بالاسحار

صبر به معنای حبس کردن نفس است و دارای سه مرتبه می باشد:

1- صبر بر آنچه که به بنده دستور داده شده است، 2- صبر از آنچه که از آن نهی شده است و 3- صبر به معنای ایستان تحت جریان حکم الهی بر طبق آنچه که او اراده می کند، یا در از دست دادن محبوب یا هجوم آنچه که بنده توانایی مقابله با آن را ندارد.

حال اگر بنده، از این صفت ترقی کرد- بدین معنی که مشقت یا راحتی به او نرسید- این مرتبه، رضا نامیده می شود، نه. و گفته می شود: اینها کسانی هستند که بر امر خداوند صابر بوده و بر آنچه که با خداوند پیمان بسته اند صادقند. و آنها اطاعت کننده و تواضع کننده هستند با جانهایشان، از طریق استقامت کردن در راه محبت الهی و آنها، استغفار کننده اند از همه آنچه که انجام داده اند، چرا که در راه خدا، خود را مقصر می دانند.

و گفته می شود: با قلبهایشان صابر، و با روحشان صادق، و با نفس هایشان متواضع و با زبانشان استغفار کننده اند.

و گفته می شود: بر صدق مقصد و هدف خود صابر، در عهدها صادق و با حفظ حدود، اطاعت کننده و بر اعمال و احوال خود هنگام استیلای سلطنت توحید، استغفار کننده می‌باشند.

و گفته می شود: «صابرین»، افرادی هستند که بر طلب و خواسته خود صبر کرده اند و از صحنه فرار نکرده و از خستگی خشمگین نشده و از هر راحت و خواسته ای هجرت نمودند. و بر مصیبت ها صبر کردند و شکایت کردن را کنار گذاشتند تا به مولای خود رسیدند و چیزی از موانع دنیا و آخرت نتوانست راه آنها را به مقصد مصدود نماید.

و «صادقین»، افرادی هستند که در طلب خود صداقت داشتند و قصد آن را نمودند و از خود صداقت نشان دادند تا وارد گردند و باز هم صداقت به خرج دادند تا دیدند و باز هم صداقت نشان دادند تا یافتند و باز هم صداقت از خود نشان دادند تا اینکه دیگر خود را ندیدند، لذا ترتیب آن عبارت است از قصد، ورود، شهود، وجود و خمود.

و «قانتین» کسانی هستند که ملازم درگاه الهی گردیدند و بر خوردن اندوه و ناراحتی متداومت نمودند، و چیزهای دوست داشتنی را ترک نموده و صحبت و همراهی را کنار گذاشتند تا به قرب الهی رسیدند.

و «منفقین» اشخاصی هستند که ابتدا از حیث عمل با نفس خویش بخشش نمودند، آنگاه در حد توان خود از اموالشان بخشیدند و سپس با قلب های خود به وسیله درستی حالشان بخشش کردند و در نهایت، با ترک گفتن همه حظ و بهره های دنیوی و اخروی بخشیدند تا در قرب و وصل الهی مستهلک شوند، به خاطر اموری که آنها را به استیصال و بیچارگی کشاند و آنها را از بیخ و بن ریشه کن نمود.

و «مستغفرین» (استغفار کنندگان) از همه اینها، هنگامی که موقع سحر یعنی ظاهر شدن روشنایی به حالت صحو بازگشتند و آن، فجر و طلوع قلبهاست که با وجود آن، فجر دیگری در اقطار زمین ظاهر نخواهد شد.

(قسمتی از) آیه18: شهد الله انه لااله اله هو

یعنی خدا می داند و خبر می دهد و حکم می کند که خدایی جز او نیست، و این شهادت حق برای حق است که او حق می باشد، و اول کسی که شهادت به الله داد، خود او بود، و او در روز ازل با قول و کلام و خطاب خود به این امر شهادت داد و از وجود یگانه و بی نیاز بودن و کمک پایدار و ذات دایم و جلال سرمدی و جمال ابدی خویش خبر داد و فرمود: «شهد الله» سپس در ابدیتش، خداوند شهادت می دهد یعنی برهان ها را بیان کرده و دلایل یقین را ثابت نمود و آیات و نشانه ها را روشن کرد و دلایل و برهان ها را واضح نمود. لذا هر جزئی از هر آن چه خلق کرده و آفریده و از عدم ظاهر نموده و برهر چه از صفات ذاتیه حاصل کرده، از موجودات عینی، و آثاری که در وجود آنها مضمحل نموده و وجودهایی که قابلیت ملاقات با حق را دارند و صفت هایی که در آنها به وجود می آید- او روشن کننده وجود خود و واضح کننده ربوبیت خویش است و بر قدمت خود، شاهد بوده و برای عقول خبر داده که واحد عزیز و ماجد بوده و به بزرگی قدر خود و کمال عزت خویش شهادت داده، زمانی که انکار و کوشش خلقی نبود و عرفانی برای مخلوقی وجود نداشت و عقل و وفاق و کفر و حدثان و غیر و الحاد و شرک و فهم و فکر و آسمان و فضاء و ظلمت و روشنایی نبود و راهی برای پیوستن زوجها (شیء و ضد آن) وجود نداشت و فضل و بخششی به خاطر اختلاف آفت ها نبود.

(ادامه) آیه 18: و الملائکه

شهادت خویش به وحدانیتش را با شهادت فرشتگان تأیید ننمود بلکه آنها را مؤید و سعادتمند نمود موقعی که به آنها توفیق داد و راهنمایی کرد تا به او شهادت دهند، و آنها را به شناخت وحدانیت خود ارشاد نمود.

(ادامه) آیه18: و اولوا العم قائماً بالقسط لا اله الا هو العزیز الحکیم

و صاحبان علم، همان اولیاء بنی آدم هستند، زیرا بزرگی قدرت او را درک کردند و صفت عزت او را فهمیدند و خداوند هم آنها را گرامی داشت به گونه ای که شهادت خود را با شهادت آنان همراه ساخت، و آنها هم از روی شهود عینی و واقعی شهادت دادند، نه از روی ظن و گمان، اگر آنها- امروز در این دنیا- خداوند را از روی ضرورت و به صورت حسی درک نکرده بودند، از روی ظن و حدس به او اعتقاد پیدا نمی کردند، خداوند خود را به آنها شناساند و آنها هم او را شناختند، و خداوند آنها را شاهد بر خود قرار داد و به همین جهت، آنها شهادت دادند و اگر خداوند به آنها نفرموده بود که چه کسی است، آنها نمی‌توانستند بفهمند که خداوند کیست.

و اما علماء با روشنی عقل های خود شهادت می دهند و موحدان بعد از خمودشان شهادت می دهند، همچنان که گفته شده:

افرادی که با قهر الهی مستهلک شده اند، به تحقیق که مردند

و بعد از فنا شدنشان، در مورد توحید به سخن در آمدند

و لذا کسی که آنها را به جریان درمی آورد، غیر آنان را برای خودشان آشکار نمی نماید، و آن فردی که قیام کننده از طرف آنها می باشد به آن وضعیتی که در آن قرار دارند، غیر خود آنهاست، آنها وجود داشتند، اما وی آنها را آشکار نمود، سراینده آنها (عرفا) گفته است:

نامه من به سوی شما، یک شب بعد از مرگ من آمد

و من نمی دانستم که بعد از مرگم می توانم بنویسم

و صاحبان علم دارای سلسله مراتب می باشند: 1- دانشمندی که صفتش، وفاق و رهبانیت است، 2- عالمی که وصفش فناء و ربانیت می باشد، 3- صاحب علمی که احکام حلال و حرام الهی را می شناسد، 4- عالمی که اخبار و سنت ها و آثار خداوند را می داند، 5- دانشمندی که علم به کتاب الهی و تفسیر و تأویل و محکم و تنزیل آن را دارد، 6- صاحب علمی که صفات و ویژگی های الهی را می داند و دلایل و برهان های الهی و وحدانیت او را سخنان خود تقویت می نمایند، 7- عالمی که مورد لطف الهی قرار می گیرد تا اینکه خداوند او را در محضر خویش حاصر می کند، سپس او را به حالت مکاشفه می رساند و آنگاه مورد قهر الهی قرار می گیرد، و در نتیجه اسم او باقی و وجودش محو می گردد و حکم الهی وارد شوند و کوبنده و بنده محو و نابود شونده است، سراینده آنها (عرفا) گفته است:

فرزندان حق، صبح کردند در حالی که خالص برای خدا بودند

و ویژگی های خلق در آنها پنهان بود

و اشاره این آیه چیزی جز فانی شدن آنها از احساسشان و هنگام علمشان به نفسهایشان نمی‌باشد، اما اعمال و وجودشان، مخلوق خداوند است، و آنچه از حالات وجودیشان فهمیده می شود، قبلاً در حکم ازلی الهی وجود داشته است و ذات حق تعالی، وصف به حدوث نمی شود و صفات ذات او نه اتصال به غیر را می پذیرد و نه از ذات وی منفصل می‌گردد، حق تعالی از هر ضد و مثل و مانند، وصل و فصل، جمع و فرق، عین و خلق، ملک و فلک، رسم و اثر، عبد و بشر، خورشید و ماه، و شبکه و گرد و غبار، منزه و پیراسته است.

(قسمتی از) آیه19: ان الذین عند الله الاسلام

دینی که از ان راضی است و به صاحب آن حکم نموده که بر اساس آن جز اراده و آن را بلند مرتبه می گرداند و با فضل و بخشش با آن برخورد می نماید، دین اسلام است.

و اسلام به معنی اخلاص و تسلیم شدن است، و غیر از آن، مردود بوده و راه نجات بر دارنده آن بسته است.

(ادامه) آیه 19: و ما اختلف الذین اوتوالکتاب الا من بعد ما جاءهم العلم بغیاً بینهم و من یکفر بآیات الله فان الله سریع الحساب

علم به سوی آنها آمد که برایشان حجت بود، نه معرفتی که همراه با بیان و استدلال باشد، و آنها بر انکار خویش اصرار نمودند، زیرا از محل شهود، در حجاب قرار گرفتند.

آیه20: فان حاجوک فقل اسلمت وجهی لله و من اتبعن و قل للذین اوتوالکتاب و الامیین أاسلمتم فان اسلموا قد اهتدوا و ان تولوا فانما علیک البلاغ و الله بصیر بالعباد

با چشم باطن آنها را مطالعه کن تا حال تو در دیدن اختلافات آنها با یکدیگر، متفرق نگردد، چرا که اگر کسی موجودات را با چشم قدرت الهی بنگرد، متوجه می گردد که ایجاد کننده همه- علیرغم آنچه که به هر یک از آنها اختصاص یافته است- یکی است.

در مقابل صدای بلند، با صدای بلند آنها را بخوان، و شاهد تصرفات ما نسبت به آنها از طریق درون باش و زبان خویش را با نصیحت آنان مشغول کن و قلب خود را از سخن آنان خالی نما و باطن خویش را از دیدن آنها جدا کن، چرا که از امور آنها چیزی را جز ابلاغ وحی به تو تکلیف نکردیم، و ما اجرا کننده امور و ایجاد کننده آنها هستیم.

آیه 21: ان الذین یکفرون بآیات الله و یتقلون النبیین بغیر حق و یقتلون الذین یأمرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم

فایل ورد 132 ص


دانلود تحقیق قرآن،‌ کلام جاودانگی

دربارة قرآن کتابهای زیادی نوشته شده است محققین و نویسندگان قرآن را از جنبه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، ادبی و مورد بررسی قرار داده اند و هر یک از زاویه و یا زوایایی به قرآن نگریسته و هر کدام از آنها نکات جالبی را از قرآن به دست داده‌اند
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 10
فرمت فایل doc
حجم فایل 38 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 60
دانلود تحقیق قرآن،‌ کلام جاودانگی

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

چکیده مطلب:

دربارة قرآن کتابهای زیادی نوشته شده است. محققین و نویسندگان قرآن را از جنبه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اخلاقی، ادبی و ... مورد بررسی قرار داده اند و هر یک از زاویه و یا زوایایی به قرآن نگریسته و هر کدام از آنها نکات جالبی را از قرآن به دست داده‌اند.

این مجموعه به اطلاعاتی جالب و خواندنی درباره قرآن مجید این کتاب آسمانی ما مسلمانان و معجزه جاودانی رسول اکرم اشاره می کند. مطالبی که هر کس دوست دارد به عنوان علوم قرآنی از آن مطلع باشد، البته گمان نکنید تمام نکات جالب قرآن در این تحقیق آورده شده است، بلکه باید عرض نمایم مطالب این جزوه قطره ای از دریای بیکران قرآن می باشد. همانگونه که نمی توان سر عالم هستی و سیر حیات در آن را در کتابی توصیف نمود، عظمت قرآن را نیز نمی توان در کتابی باز نوشت،‌ مضاف بر این که با دانش کمی که بیشر دارد چگونه می تواند به رموز عالم هستی و همچنین به تمام رموز و نکات قرآن پی ببرد و آن را بازگو نماید؟


مقدمه

قرآن کتاب هدایت و انسان سازی و برنامه زندگی انسان و به ویژه یک مسلمان است. شایسته است از سنین کودکی و نوجوانی، زمینه های آشنایی و بهره وری از آن را برای تمامی انسانهای جامعه فراهم آوریم. دانش آموزان باید علاوه بر یادگیری قرائت قرآن که در دروس تعلیمات دینی و قرآن می آموزند، به صورتهای گوناگون با کتاب خدا آشنا و مأنوس گردند. برای این منظور لازم است، زمینه هایی فراهم آوریم که همراه با درک عظمت این کتاب الهی، بیاموزند که این کتاب باید به عنوان معلم و راهنمای صدیق و همیشگی در زندگیشان حضور داشته باشد.

این جزوه در واقع برای رسیدن به هدف فوق یعنی شناساندن قرآن به نوجوانان و جوانان تهیه شده است. به طور کلی اهم اطلاعات مقدماتی را که شایسته است، یک مسلمان از کتاب دینی و الهی خود داشته باشد را در اختیار شما عزیزان قرار می دهد و باشد که انس با قرآن ، مقدمات حرکت و هدایت آدمی را در صراط مستقیم،‌دوری از رذائل و آلودگی ها، شکوفا شدن استعدادهای عالیة‌ روحی و ملکوتی و رسیدن به مرحلة کمال انسانی را آسان سازد.

پس شایسته است که دقیقه ای را فرو نگذاریم و از این سرچشمه پاک و گوارای الهی دل و جان خویش را سیراب نماییم.

امید است با مطالعة این تحقیق ، اطلاعات سودمندی را در زمینة قرآن به دست آورید و ‎آغازی باشد برای مطالعه، درک و شناخت و عمل به دستورات قرآن.

فصل اول

قرآن به چه معنی است؟

قرآن در اصل به معنی خواندن است. پس قرآن کتابی خواندنی است باید آن را خواند و در معنایش دقت و تدبیر نمود. بعضی ها در اصل به معنی جمع گرفته اند که اصل (قرءَ ) به معنی جمع است در این صورت می توانند بگویند قرآن یعنی جامع حقایق و فرموده های الهی و نیز گفته اند از آن جهت قرآن نامیده می شود که سوره ها را جمع نموده آنها را به یکدیگر می‌پیوندد.

قرآن شناسی :

بدون تردید قرآن بزرگترین و آخرین کتاب آسمانی است که بر پیامبر اکرم اسلام، خاتم پیامبران حضرت محمدبن عبدالله (ص) نازل شده است. و بدون تردید وقتی ما می توانیم از قرآن که بزرگترین و عمیقترین کتاب انسان سازی است بهره مند شویم که آن را بشناسیم، و بهترین راه شناخت، آن است که موضوعات آن را جدا جدا مورد بررسی قرار دهیم و با تجزیه و تحلیل عمیق، به اهداف آن دست یابیم. هدف اصلی قرآن، هدایت بیشر به سوی تکامل است، هدایتی که در پرتو آن، رحمت همه جانبه مادی و معنوی برای انسانهای با ایمان به دست می آید، چنانکه در آیه 57 سوره یونس می خوانیم:

یا ایها الناس قد قائتکم موعظه من ربکم و شفاء لما فی الصدور و هدی و رحمه للمؤمنین ؛ ای مردم! اندرزی از طرف پروردگارتان برای شما آمده است، و درمانی برای آنچه در سینه ها است (شفای دلهای شما) و هدایت و رحمتی است برای انسانهای با ایمان.

در این آیه ، قرآن بعنوان موعظه (نمر کننده مزرعه دل برای کشت بذرهای معنوی) و شفاء و درمان بیماریهای معنوی، و مایه هدایت به راه راست،‌و سرانجام، رحمت همه جانبه برای انسانها معرفی شده است.

بنابراین قرآن را باید به این عنوان بشناسیم و بپذیریم که یک کتاب کامل انسان سازی است و آنچه در قرآن آمده،‌همه به نحوی انسانها را به سوی هدایت راهنمایی می کند. تمام آیات، جمله ها و واژه های آن در مسیر هدایت و ساختن انسان کامل به کار رفته است، و از آغاز تا انجام آن، کلمه ای نمی یابیم که در راستای هدایت و انسان سازی نباشد. از سوی دیگر قرآن در مسأله هدایت،‌یک کتاب کامل است و هیچگونه نقصی در آن نیست. همة ریشه ها، عوامل، زمینه ها ، انگیزه ها و نتایج درخشان سعادت و هدایت را بیان کرده است.


موضوعات متنوع در قرآن:

از آنجا که انسان دارای ابعاد گوناگون است، راههای هدایت او نیز متنوع بوده و ابعاد گوناگون دارد. بر همین اساس کتابی که به عنوان هدایت کامل انسان وضع میشود، باید از همة ابعاد انسان سازی بهره مند باشد.

قرآن یک چنین کتابی است. عوامل و راههای گوناگون هدایت،‌از عقاید و معارف و اصول و فروع گرفته تا اخلاق و ارزشهای مختلف زندگی را با بهترین بیان شرح داده است و در این راستا از هیچ عامل و قالب سازندگی فروگذار ننموده است از جمله، ارزشها و ضد ارزشها را در قالب داستان،‌ تعیین نموده است.

طبیعتاً یک کتاب کامل انسان سازی نیز باید اینگونه باشد، از یک سو نیروی فکر و اندیشه را بپروراند و از سوی دیگر عواطف و احساسات را حرکت بخشد و در آخر راهکارهای صحیح و بهینهه را ارائه دهد و همچون دریای ژرفی باشد که دارای همه گونه ذخایر و گنجینه است.

قرآن دارای چنین ویژگیهایی است چنانکه امیر مؤمنان علی (ع) می‌فرمایند:

همانا قرآن دارای ظاهری زیبا و شگفت انگیز، و باطنی پرمایه و عمیق است. نکات شگفت آور آن فانی نگردد، و اسرار نهفته آن پایان نیابد، و هرگز تاریکیهای (جهل و گمراهی) جز در پرتو آن، برطرف نخواهد شد.


و در مورد دیگر می فرماید:

خداوند سبحان هیچکس را به مطالبی مانند آنچه در قرآن آمده، موعظه نفرموده است. زیرا قرآن رشته محکم خدا و وسیله امین او است. بهار دلها و چشمه های دانش در قرآن است، برای قلب و دل جلاء و درخششی جز قرآن نتوان یافت.


نقش داستان ها در سازندگی انسان

یکی از بخش هام مهم قرآن، داستانهای پیامبران و پیشینیان و حوادث عصر نزول قرآن است، به طوری که قسمت بسیار مهم قرآن به بیان سرگذشت پیشینیان اختصاص یافته است، چرا که:

تاریخ حقیقی – دور از خرافات و هر گونه دروغ همچون آیینه صافی است که زشت و زیبا را نشان می دهد، کامیابی ها و ناکامی ها و عوامل و نتایج آنها را ، و به طور خلاصه تمام قامت جوامع انسانی را منعکس می نماید.

تاریخ؛ آزمایشگاه مسایل گوناگون است. چرا که آنچه را انسان در ذهن خود با دلایل عقلی ترسیم می کند، آن را در صفحه تاریخ به صورت عینی می یابد و هیچ چیزی مانند تاریخ، نشانگر واقعیات زندگی به طور ملموس نیست.

داستانهای حقیقی، همان فرازهای تاریخ است. تاریخ مجموعه ای از ارزشمندترین تجربیات پیشینیان را برای ما به ارمغان می آورد و به همین دلیل می تواند نقش سازنده و بسیار اثربخشی در تربیت انسانها داشته باشد.

تاریخ یکی از منابع بزرگ معرفت و شناخت است.

اهمیت تاریخ از این نظر است که کمتر حادثه ای را در زندگی امروز میتوان یافت که نمونه هایی از آن در گذشته نباشد، زیرا تاریخ همواره تکرار می شود و سعادت و شقاوت را به روشنی نشان میدهد.

قرآن که یک کتاب کامل تربیتی است، از تاریخ زندگی پیشینیان، که وسیلة مهم هدایت است،‌حداکثر استفاده را می نماید، و با نشان دادن الگوها ، در اعماق عواطف نفوذ می کند و موجب تغییر و تحول می شود.

قابل توجه اینکه: داستانهای قرآن، در هر مورد، از بهترین نمونه ها استفاده کرده، و ریشه ها و عوامل و نتایج را همراه خود بیان نموده است و در نتیجه عالیترین درسهای ملموس و روشن را می آموزد.

هدف قرآن از ذکر داستان ها، داستان سرایی و سرگرمی نیست، بلکه از جاذبة داستان که دارای کشش ویژه ای است استفاده کرده، تا اندیشه ها را بارور سازد و موجب عبرت و تحول گردد.


فصل دوم

مبدأ و منشأ نزول قرآن

خداوند در آیاتی از کتاب خود،‌ اصل نزول قرآن و مبدأ نزول آن را که همان اسمهای نیکوی الهی است بیان فرموده که بخش عمده‌‌ی این آیات به هفت سوره ای گفته می شود که در آغاز آنها حروف مقطعه‌ی «حم» آمده باشد. این شروع مشترک،‌نشانگر مضمون مشترک و هدف ویژه ای است که این سوره ها دارند. سرآغاز این سوره ها ،‌بیان تنزل وحی ،‌دریافت وحی و محتوای اجتمالی وحی است.

افزون بر این هفت سوره، در سوره های دیگر مانند «واقعه» ، «آل عمران» و «علق» نیز به مسئله‌ی منشأ و مبدأ نزول قرآن اشاره شده است که نخست به ذکر آیات کریمه‌ی آن سوره‌ها می‌پردازیم.

آمدن اسمهای نیکوی الهی در آیات قرآن کریم،‌براساس ارتباط موضوع مطرح شده با آن «اسم » است. اگر در آیه ای «الرحمن الرحیم» آمده و در آیه‌ی دیگر ، «شدید العقاب» «مجازات او شدید است» به دلیل تناسب آن آیات باهر یک از این «اسم های نیکو» است.

در این آیات کریمه، پیش از بیان نزول قرآن، دو اسم «حی» و «قیوم» برای خداوند که نازل کننده‌ی قرآن است آمده و اشاره به این دارد که نزول قرآن کریم، از مبدأ «زنده و پایدار» است و می فرماید: آن خدایی که زنده و پایدار است و هیچ معبودی نیست مگر او، قرآن و کتاب خویش را در معیت و مصاحبت حق بر تو نازل نمود.

2- فرود آمده از طرف خدای «رب العالمین»

خدای سبحان در سوره‌ی «واقعه» نزول قرآن را از ساحت «رب العالمین» بیان فرموده است: «أنه لقرآن کریم × فی کتاب مکنون × لا یمسه الا المطهرون × تنزیل من رب العالمین » [2]. اگر مقصود از «عالمین» در این آیه، جهانها و عالم ها باشد، معنای این آیه‌ی کریمه آن است که قرآن از سوی پروردگار جهانها و عوالم نازل شده و به همین دلیل، هماهنگ با تکوین و عوامل هستی است. و اگر مقصود از «عالمین»، جهانیان باشد؛ چنانکه در سوره «فرقان» آمده: «تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیراً » [3]، در این صورت، معنای آیه این می شود که قرآن کریم ،‌از سوی پروردگار جهانیان نازل شده و از این رو برآورنده‌ی نیازهای همه‌ی انسانها در همه‌ی عصرهاست و فطرت آنان را شکوفا می سازد.

جایگاه نزول قرآن

در سوره‌ی «علق » و در آغاز بعثت و رسالت رسول اکرم (ص) چنین آمده است: «اقرأ باسم ربک الذی خلق × خلق الإنسان من علق × اقرأ و ربک الأکرم × الذی علم بالقلم × علم بالإنسان ما لم یعلم». [4].

در این آیات کریمه مبدأ و جایگاه نزول قرآن، خدای «معلم» و «أکرم» معرفی شده و می‌فرماید: ای رسول ما ! قرآن را به نام پروردگارت که آفریننده‌ی عالم است،‌قرائت کن؛ خدایی که آدمی را از خون بسته آفرید؛ بخوان قرآن را که پروردگار تو کریمترین کریمان است؛ خدایی که بشر را علم نوشتن با قلم آموخت و به آدم آنچه را که نمی دانست، به الهام خود تعلیم داد.

خدای سبحان در آیات دیگری از کتاب خود، فرشتگان حامل قرآن را «کرام برره» معرفی می‌نماید: «فی صحف مکرمه

موفوعه مطهره × بأیدی سفره × کرام برره» [5].

آیات الهی،‌در صفحات مکرم نگاشته شده است؛ صفحاتی بلند مرتبه و پاک و منزه که در دست سفیران حق و ملائکه‌ی مقرب و عالی رتبه، و با حسن و کرامتند.

در آیه ای دیگر، قرآن کریم را گفته‌ی رسول کریم می خواند که : «أنه لقول رسول کریم» [6] و در سوره‌ی «واقعه» خود قرآن را به وصف «کریم» ستوده، می فرمادی: «أنه لقرآن کریم × فی کتاب مکنون». [7].

4- فرود آمده از طرف خدای رحمان رحیم «بخشنده و مهربان»

در سوره «فصلت» که یکی از حوامیم هفتگانه (حوامیم سوره هایی که با حا و میم شروع شدند) است فرمود : «حم × تنزل من الرحمن الرحیم» [8]؛ یعنی این کتاب، از رحمت رحمانی حق نشأت و سرچشمه گرفته و از رحمت رحیمیه خداوند تنزل یافته است. مقصود از این رحمت، رحمت عاطفی نیست؛ زیرا آن رحمت، به دلیل انفعالی بودنش ملازم با نقص است چه اینکه به جهت عاطفی بودن ، نیاز به چیزی دارد که عاطفه برانگیز باشد و احساسات و عاطفه های شخص را برانگیزد و او را به رحمت وادار نماید.

منظور از رحمت در این آیه‌ی کریمه و در اسمهای نیکوی الهی، رحمتی است که نقص موجودات را به کمال، ترمیم می کند و ناقص را از طریق هدایت. به کمال خویش واصل می سازد و این رحمت، رحمتی ابتدایی و غیر انفعالی است؛ رحمتی که پیش از خلقت بوده و سبب خلقت است؛ چنانکه به جهت کامل ساختن مخلوق، همراه آن و پس از آن نیز خواهد بود. در بحثهای آینده روشن خواهد شد که هنگام اجتماع دو اسم از اسمهای نیکو الهی مانند حی و قیوم و رحمان و رحیم ، ترکیب و با هم بودن آن اسمهای نیکو و ترکیب آن صفات عالی، سهم مؤثری در تنزل قرآن دارد.

5- فرود آمده از طرف خدای مبارک

در سوره‌ی «دخان» که یکی دیگر از حوامیم هفت گانه است می فرماید: «حم × والکتاب المبین × انا انزلناه فی لیله مبارکه » [9]‌و سپس می فرماید : «امراً من عندنا أنا کنا مرسلین».[10].

فایل ورد 60 ص


دانلود تحقیق اندیشه سیاسی بنیان گذار انقلاب اسلامی

از جمله مباحث مهم در مقوله حکومت دینی، نقش مردم در حکومت اسلامی است تبیین دقیق این موضوع و تعیین شایسته جایگاه مردم در حکومت اسلامی، در عصر تبلیغ ایدئولوژیهای مردم‏سالار و طرح حاکمیت بلامنازع نظامهای به اصطلاح دموکراتیک در جهان، وظیفه خطیر اندیشمندان اسلامی است
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 14
فرمت فایل doc
حجم فایل 40 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 43
دانلود تحقیق اندیشه سیاسی بنیان گذار انقلاب اسلامی

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

نقش مردم در حکومت اسلامی

از جمله مباحث مهم در مقوله حکومت دینی، نقش مردم در حکومت اسلامی است. تبیین دقیق این موضوع و تعیین شایسته جایگاه مردم در حکومت اسلامی، در عصر تبلیغ ایدئولوژیهای مردم‏سالار و طرح حاکمیت بلامنازع نظامهای به اصطلاح دموکراتیک در جهان، وظیفه خطیر اندیشمندان اسلامی است.

سؤال اساسی در این زمینه این است که چه رابطه‏ای بین خواست و نظر مردم و حاکمیت وجود دارد؟ آیا آرای مردم در مشروعیت بخشیدن به نظام دخیل است؟ آیا بدون خواست و اراده ملت می‏توان حکومت اسلامی تشکیل داد؟... و سؤالات دیگر که با توجه به تشکیل اولین حکومت اسلامی در عصر جدید - که همانا نظام جمهوری اسلامی باشد - بیش از پیش مطرح گردیده است.

استاد شهید مرتضی مطهری در ذیل تبیین چگونگی رشد و شکل‏گیری سکولاریسم در غرب چنین می‏گوید:

احتیاجات بشر در آب و نان و جامه و خانه خلاصه نمی‏شود، یک اسب و یا یک کبوتر را می‏توان با سیر نگهداشتن و فراهم کردن وسیله آسایش تن، راضی نگهداشت ولی برای جلب رضایت انسان؛ عوامل درونی به همان اندازه می‏تواند مؤثر باشد که عوامل جسمانی. حکومتها ممکن است از نظر تأمین حوایج مادی مردم، یکسان عمل کنند، در عین حال از نظر جلب و تصمیم رضایت عمومی یکسان نتیجه نگیرند، بدان جهت که یکی از آنها حوائج روانی اجتماعی را بر می‏آورد و دیگری برنمی‏آورد.

یکی از چیزهایی که رضایت عموم بدان بستگی دارد اینست که حکومت با چه دیده‏ای به توده مردم و به خودش نگاه می‏کند؟ با این چشم که آنها برده و مملوک و خود مالک و صاحب اختیار است؟ یا با این چشم که آنها صاحب حق‏اند و خود تنها وکیل و امین و نماینده است؟ در صورت اول هر خدمتی انجام دهد از نوع تیماری است که مالک یک حیوان برای حیوان خویش، انجام می‏دهد و در صورت دوم از نوع خدمتی است که یک امین صالح انجام می‏دهد. اعتراف حکومت به حقوق واقعی مردم و احتراز از هر نوع عملی که مشعر بر نفی حق حاکمیت آنها باشد، از شرایط اولیه جلب رضا و اطمینان آنان است.

در قرون جدید، چنانکه می‏دانیم، نهضتی بر ضد مذهب در اروپا بر پا شد و کم و بیش دامنه‏اش به بیرون دنیای مسیحیت کشیده شد، گرایش این نهضت به طرف مادیگری بود. وقتی که علل و ریشه‏های این امر را جستجو می‏کنیم می‏بینیم یکی از آنها نارسایی مفاهیم کلیسایی، از نظر حقوق سیاسی است. در باب کلیسا و همچنین برخی فیلسوفان اروپایی، برخی پیوند تصنعی میان اعتقاد به خدا از یک طرف و سلب حقوق سیاسی و تثبیت حکومتهای استبدادی از طرف دیگر، برقرار کردند. طبعاً نوعی ارتباط مثبت میان دموکراسی و حکومت مردم بر مردم و بی‏خدایی فرض شد. چنین فرض شد که یا باید خدا را بپذیریم و حق حکومت را از طرف او تفویض شده به افراد معینی که هیچ نوع امتیاز روشنی ندارند تلقی کنیم و یا خدا را نفی کنیم تا بتوانیم خود را ذی حق بدانیم.

از نظر روانشناسی مذهبی، یکی از موجبات عقبگرد مذهبی، این است که اولیاء مذهب میان مذهب و یک نیاز طبیعی، تضاد برقرار کنند، مخصوصاً هنگامی که آن نیاز در سطح افکار عمومی ظاهر شود. درست در مرحله‏ای که استبدادها و اختناقها در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه این اندیشه بودند که حق حاکمیت از آن مردم است، کلیسا یا طرفداران کلیسا و با اتکاء به افکار کلیسا، این فکر عرضه شد که مردم در زمینه حکومت، فقط تکلیف و وظیفه دارند نه حق، همین کافی بود که تشنگان آزادی و دموکراسی و حکومت را برضد کلیسا، بلکه بر ضد دین و خدا بطور کلی برانگیزد»[1]

اما آنچه در مورد اسلام صدق می‏کند تفاوت ساختاری با آنچه در مسیحیت اتفاق افتاده است دارد. با مراجعه به متون دینی و تبینی که از حکومت در اسلام شده است، نه تنها حق مردم در برابر حق حاکم و حق خدا قرار نگرفته است، بلکه حقیقت این است که ایمان به خداوند از طرفی زیربنای اندیشه عدالت و حقوق ذاتی مردم است و تنها با اصل قبول وجود خداوند است که می‏توان وجود حقوق ذاتی و عدالت واقعی را به عنوان دو حقیقت مستقل از فرضیه‏ها و قراردادها پذیرفت، و از طرف دیگر بهترین ضامن اجرای آنهاست.

در خطبه 207 نهج البلاغه حضرت امیرالمؤمنین (ع) چنین می‏فرمایند:

« اما بعد فقد جعل اللَّه لی علیکم حقا بولایة امرکم ولکم علی من الحق مثل الذی لی علیکم و الحق اوسع الاشیاء فی التواصف و اضیقها فی التناصف، لایجری لاحد الا جری علیه و لایجری علیه الا جری له »

خداوند برای من به موجب اینکه ولی امر و حکمران شما هستم حقی بر شما قرار داده است و برای شما نیز بر من همان اندازه حق است که از من بر شما. همانا حق برای گفتن، وسیعترین میدانها و برای عمل کردن و انصاف دادن، تنگترین میدانهاست. حق به سود کسی جریان نمی‏یابد مگر آنکه به زیان او نیز جاری می‏گردد و حقی از دیگران برعهده‏اش ثابت می‏شود، و بر زیان کسی جاری نمی‏شود و کسی را متعهد نمی‏کند، مگر اینکه به سود او نیز جاری می‏گردد و دیگران را درباره او متعهد می‏کند.

چنانکه ملاحظه می‏فرمایید، در این بیان همه سخن از خداست و حق و عدالت و تکلیف و وظیفه، اما نه به این شکل که خداوند به بعضی از افراد مردم فقط حق اعطاء فرموده است و آنها را تنها در برابر خود مسؤول قرار داده است و برخی دیگر را از حقوق محروم کرده، آنان را در مقابل خودش و صاحبان حقوق، بی حد و نهایت مسؤول قرار داده است و در نتیجه عدالت و ظلم میان حاکم و محکوم مفهوم ندارد.»[2]

همانطور که در فصل اول از بخش دوم، در باب نیاز آدمی به مکتب و نظام سیاسی امت و امامت در اسلام بیان شده است، "امت اسلامی"؛ جامعه‏ای است که با ایمان آگاهانه و آزادانه به مکتب در تلاش برای تحقق برنامه‏های آن برآمده و در مقابل، مکتب - که همانا اسلام باشد - متضمن رساندن "امت" به سعادت و کمال است. در چنین نظامی حرکت از مردم آغاز می‏شود، این ملت است که مکتب را برمی‏گزیند[3]و دستورات و فرامین آن را ملاک و معیار عمل قرار می‏دهد.

بعد از این انتخاب است که با مراجعه به مکتب، ویژگی‏ها و خصوصیات رهبر جامعه مشخص می‏شود و هر فردی که ویژگیها و ملاکهای مکتبی در او جمع شده باشد از جانب مردم شناخته می‏شود. در حقیقت می‏توان گفت که در این نظام امام و رهبر مشروعیت (به معنای حق حاکمیت) خود را از مکتب می‏گیرد، مکتبی که مردم آن را آگاهانه و از روی اختیار برگزیده‏اند. در این‏باره استاد مطهری چنین می‏گوید:

ولایت فقیه، یک ولایت ایدئولوژیکی است و اساساً فقیه را خود مردم انتخاب می‏کنند و این امر عین دموکراسی است. اگر انتخاب فقیه انتصابی بوده و هر فقیهی، فقیه بعد از خود را تعیین می‏کرد، جا داشت که بگوئیم این امر، خلاف دموکراسی است، اما مرجع را به عنوان کسی که در این مکتب صاحب‏نظر است خود مردم انتخاب می‏کنند. حق شرعی امام از وابستگی قاطع مردم به اسلام به عنوان یک مکتب و یک ایدئولوژی ناشی می‏شود، و مردم تأیید می‏کنند که او مقام صلاحیتداری است که می‏تواند، قابلیت اشخاص را از جهت انجام وظایف اسلامی تشخیص دهد. در حقیقت، حق شرعی و ولایت شرعی، یعنی "مهر ایدئولوژی مردم"».[4]

در ادامه باید گفت که مقامها و مناصب دوگونه‏اند: یکی مقامهایی که بوسیله یک عمل ارتباطی، یک عامل خارجی تحقق پیدا می‏کند، مثل ریاست یک اداره که با عمل "نصب" از طرف مافوق انجام می‏شود، یا وکالت مجلس که با عمل "انتخاب" و اخذ آرای اکثریت تحقق می‏یابد. در اینجا راه دیگری وجود ندارد، زیرا اصولا" مقام ریاست یا وکالت مقامی است که با این عمل انتخاب یا انتصاب وجود پیدا می‏کند و اگر این دو عمل نباشد، این دو مقام برای رئیس یا وکیل نخواهد بود.

اما نوع دیگری از درجات و مقامات در انسانها وجود دارد که نه با انتصاب تحقق پیدا می‏کند و نه با انتخاب و نه مفهوم کاندیداتوری درباره‏اش صادق است، زیرا در هر یک از این اشکال، "تعیین" منشاء اعطای قدرت و تعیین حق، در خارج از شخص است، درنصب؛ از بالا، در دموکراسی؛ از پایین (مردم)، و در وراثت؛ از پدر، اما در این مورد، منشاء خود شخص است.

مثلا": یک نابغه، یک پارسا، یک شاعر یا نویسنده، یک مخترع یا مکتشف بزرگ، یک ایدئولوگ یا صاحب مکتب و یا یک قهرمان ورزشی ... صفات جزء ذات او است، نه با انتخاب تعیین می‏شود و تحقق پیدا می‏کند و نه با انتصاب و نه کاندیدا شدن درباره‏اش معنی دارد. اگر منصوب بشود یا نشود، اگر انتخاب بشود از طرف مردم یا نشود و یا هر دو بشود یا هیچکدام نشود، این شخص نابغه است، ولو هیچ کسی از مردم دنیا به نبوغ او پی نبرده باشند و هیچ فردی یا مقامی او را تأیید نکرد ه باشد، او را به این مقام منصوب نکرده باشد.[5]

در اینجا مسأله اصلی "تشخیص" شرایط است نه "تخصیص" آن، زیرا که شرایط رهبری و امام ذاتی و درونی آن است نه اعطایی و بیرونی. و این وظیفه‏ایست که از جانب مکتب بر عهده ملت واگذار شده است تا رهبر و امام را مطابق شرایط مشخص شده بیابند و هدایت و رهبری او را بپذیرند. در مقاطعی این تشخیص آسان بوده و امت یکپارچه و متحدالقول رهبر و امام را تعیین می‏کنند (مانند آنچه در مورد رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام(ره) بوقوع پیوست) و گاه تشخیص آن نیازمند کارشناس و متخصص است که در آنجا کارشناسان امین و منتخب مردم(خبرگان) چنین وظیفه‏ای را برعهده می‏گیرند.

در یک جمع بندی نقش مردم را در حکومت اسلامی به شرح زیر می‏توان بیان کرد:

1- حق انتخاب آگاهانه و آزادانه مکتب اسلام.

2- تعهد عمل به فرامین مکتب در قبال رسیدن به سعادت در سایه عمل به رهنمودهای مکتب اسلام.

3- مسؤولیت خطیر تشخیص "امام" با ویژگیهایی که مکتب معین نموده، بطور مستقیم یا بواسطه خبرگان امین.

4- ادای حقوق امام و حاکم اسلامی در ازای ادای حقوق متقابل مردم توسط امام.

5- نظارت برعملکرد حاکم اسلامی مبنی بر حسن اجرای فرامین مکتبی بطورمستقیم یا بواسطه خبرگان امین.

و پایان سخن فرازی از کلام امیرمؤمنان(ع) که فرموده‏اند:

« بزرگترین این حقوق متقابل، حق حکومت بر مردم و حق مردم بر حکومت است. فریضه الهی است که برای همه، بر همه حقوقی مقرر فرموده، این حقوق را مایه انتظام روابط مردم و عزت دین آنان قرار داده است. مردم هرگز روی صلاح و شایستگی نخواهند دید مگر حکومتشان صالح باشد و حکومتها هرگز به صلاح نخواهند آمد مگر توده ملت به حقوق حکومت وفادار باشند و حکومت حقوق مردم را ادا کند، آن وقت است که «حق» در اجتماع محترم و حاکم خواهد شد؛ آن وقت است که ارکان دین بپا خواهد خاست؛ آن وقت است که نشانه‏ها و علائم عدل بدون هیچ‏گونه انحرافی ظاهر خواهد شد، و آن وقت است که سنتها در مجرای خود قرار خواهد گرفت و محیط و زمانه محبوب و دوست داشتنی می‏شود و دشمن از طمع بستن به چنین اجتماع محکم و استواری مأیوس خواهد شد»[6].

نقش روحانیت در انقلاب اسلامی :

برای اینکه ما در این­جا نقش روحانیت را در انقلاب اسلامی مورد بررسی و توجه بیشتری قرار دهیم سزاوار است تحت دو مبحث آن را مطرح نماییم.

1- مرتضی مطهری، سیری در نهج‏البلاغه، چاپ نوزدهم, تهران: صدرا, دی 1378)، صص 133-135.

2- مرتضی مطهری، همان، صص 139-140.

3- در انقلاب اسلامی نیز این ملت بودند که آزادانه و آگاهانه، حاکمیت نظام جمهوری اسلامی را از طریق رفراندم و قبل از آن در شعارهایشان برگزیدند.

4- مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران: صدرا, بی‏تا، ص 86

5- علی شریعتی، مجموعه آثار، ج 26, چاپ پنجم, تهران: نشر آزمون, 1371, ص 576.

6- نهج‏البلاغه، خطبه 207

فایل ورد 43 ص


دانلود تحقیق تعریف و اثبات عصمت پیامبران و امامان

عصمت پیامبران و امامان دوازده گانه ، رکن رکین تفکر شیعه و از ضروریات این مذهب است
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 10
فرمت فایل doc
حجم فایل 38 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 51
دانلود تحقیق تعریف و اثبات عصمت پیامبران و امامان

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

عصمت پیامبران و امامان دوازده گانه ، رکن رکین تفکر شیعه و از ضروریات این مذهب است . در تعریف عصمت بین عالمان شیعه اختلافاتی وجود دارد ، اما نوع ادله ای که برای اثبات ضرورت عصمت پیامبران و امامان می‌آورند ، ناخودآگاه آنان را به تعریف واحدی از عصمت می‌رساند که در آن ، مصونیت از هر گونه گناه ، خطا و لغزش(بزرگ یا کوچک، عمدی یا سهوی) و در تمام عرصه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی مندرج می‌‌باشد .

از دیدگاه آقای مصباح یزدی :

منظور از معصوم بودن پیامبران یا بعضی دیگر از انسانها تنها عدم ارتکاب گناه نیست ، زیرا ممکن است یک فرد عادی هم مرتکب گناهی نشود ….بلکه منظور این است که شخص ، دارای ملکه نفسانی نیرومندی باشد که در سخت ترین شرایط هم او را از ارتکاب گناه باز دارد . ملکه‌ای که از آگاهی کامل و دائم به زشتی گناه و اراده قوی بر مهار کردن تمایلات نفسانی حاصل می‌‌گردد . و چون چنین ملکه‌ای با عنایت خاص الهی تحقق می‌‌یابد، فاعلیت آن به خدای متعال نسبت داده می‌شود.[1]

منظور از گناه که شخص معصوم مصونیت از ارتکاب آن دارد، عملی است که در لسان فقه، حرام نامی‌ده می‌‌شود و همچنین ترک عملی است که در لسان فقه واجب شمرده می‌شود.[2]


از دیدگاه آقای جعفر سبحانی :

عصمت به معنی مصونیت بوده و در باب نبوت دارای مراتب زیر است :

الف . عصمت در مقام دریافت ، حفظ و ابلاغ وحی

ب . عصمت از معصیت و گناه

ج . عصمت از خطا و اشتباه در امور فردی و اجتماعی .[3]

البته مصونیت از خطا در « مسائل عادی زندگی » ، « داوری در منازعات » ،« تشخیص موضوعات احکام دینی » و حتی مصونیت از « برخی بیماری‌های جسمی‌… که مایه تنفر و انزجار مردم می‌‌گردد » نیز از دیدگاه آقای سبحانی در تعریف عصمت گنجانده شده است .

از دیدگاه آقای ابراهیم امی‌نی :

« عصمت عبارت است از یک نیروی فوق العاده باطنی و یک صفت نیرومند نفسانی که در اثر مشاهده حقیقت جهان هستی و رویت ملکوت و باطن عالم وجود حاصل می‌شود. این نیروی فوق العاده غیبی در هرکسی وجود پیدا کرد از مطلق خطا و گناه معصوم خواهد بود و از جهات مختلف بیمه شده است :

  1. در مقام تلقی وحی و درک واقعیات خطا نمی‌‌کند.
  2. در مقام ضبط و نگهداری احکام و قوانین اشتباه و سهو ندارد.
  3. در مقام ابلاغ و اظهار احکام مرتکب اشتباه و گناه نمی‌‌شود.

4- در مقام عمل از لغزشهای عمدی و سهوی مصونیت دارد . هرگز گناه نمی‌کند و احتمال خطا و گناه درباره اش صفر است.»[4]

دیدیم که از نظر آقایان امی‌نی و سبحانی ، عصمت عبارتست از مصونیت از هر گونه گناه و خطا و لغزش ( چه عمدی و چه سهوی) و در تمام عرصه‌های زندگی فردی و اجتماعی ، اما از نظر آقای مصباح یزدی ، عصمت فقط به معنی مصونیت از ارتکاب گناه است ، آن هم گناهی که در لسان فقه گناه شمرده شود نه هرگونه گناهی . در ضمن از نظر قاطبه علمای شیعه پیامبران و امامان ، از همان آغاز زندگی ( یعنی تولد وطفولیت ) تا آخر عمر معصوم هستند، نه اینکه بعد از نبوت یا امامت معصوم شوند . پس به طور خلاصه نظریه عصمت از دیدگاه شیعه چنین است :

« پیامبران و امامان دوازده‌گانه ، در تمام طول عمر معصوم هستند .»

ادله عقلی عصمت پیامبران ( و امامان )

دراینجا به چند نمونه از ادله عقلی شیعه که در آنها سعی شده است تا ضرورت عقلی عصمت پیامبران اثبات شود ، اشاره می‌کنیم و به نقد آنها می‌پردازیم .

دلیل اول « پیامبران الهی در عمل به احکام شریعت ، از هر گونه گناه و لغزش مصونیت دارند و اصولا هدف از بعثت پیامبران در صورتی تحقق می‌پذیرد که آنان از چنین مصونیتی برخوردار باشند . زیرا اگر آنان به احکام الهی که خود ابلاغ می‌کنند دقیقا پایبند نباشند ، اعتماد به صدق گفتار آنها از می‌ان می‌رود و در نتیجه هدف نبوت تحقق نمی‌‌یابد .» [5]

« عصمت برای پیامبران لازم است تا وثوق به گفتار آنها حاصل شود و غرض از نبوت تحقق یابد»[6]

دلیل فوق از جهات گوناگون قابل خدشه است که به چند مورد آن اشاره می‌‌کنیم:

  1. این استدلال اگر هم درست و کامل باشد فقط ضرورت مصونیت از گناهان عمدی آن هم گناهانی که در ملأعام و در انظار مردم انجام گیرد را اثبات می‌‌کند ، نه گناهانی که در اثر غفلت و سهو و نسیان گاهی گریبانگیر آدمی‌می‌شود و نه گناهان پنهانی و دور از چشم مردم وجود سهو و نسیان و ابتلا به غفلتهای آنی و زودگذر در انسان امری طبیعی و مورد قبول همه است و هیچ کس تنها به دلیل اینکه گاهی در اثر سهو و فراموشی مرتکب بعضی گناهان خصوصا گناهان کوچک می‌‌شود ، مورد بی اعتمادی مردم قرار نمی‌‌گیرد . آری اگر شخصی غرق در گناه بوده و آلودگی او به رذائل اخلاقی ( کماً و کیفاً ) در سطح بالایی باشد به او نمی‌‌توان اعتماد و اطمی‌نان کرد و اگر چنین شخصی ادعای پیامبری کند ، ادعایش مورد پذیرش مردم قرار نمی‌گیرد . اما اگر یک انسان وارسته و متصف به صفات نیک انسانی و آراسته به فضائل اخلاقی که هر چند معصوم نیست، اما در مجموع انسان پاک و با فضیلتی است و مردم او را به عنوان یک انسان سالم و خوب می‌شناسند ، ادعای پیامبری کند ، ادعای او مورد توجه و تأمل قرار می‌‌گیرد و در مردم تأثیر می‌‌گذارد، مضافا بر اینکه پیامبر فقط ادعای پیامبری نمی‌‌کند، بلکه برای اثبات پیامبری خود دلایل و براهین و معجزاتی هم به مردم ارائه می‌‌دهد و همی‌ن معجزات به علاوه جاذبه معنوی و تاثیر کلامش در بیدار کردن فطرت خفته انسانها اطمی‌نان مردم نسبت به پیامبر را جلب می‌‌کند . پس از آن هم اگر خود پیامبر مرتباً و به دفعات ، احکام الهی را نقض کرده و مرتکب معاصی و یا اعمال زشت و ناپسند ( آن هم به طور عمد و در حضور دیگران ) شود ، ممکن است پیامبری او زیر سؤال برود و مردم به صدق گفتار او شک کنند . اما اگر فقط به درموارد بسیار اندک و در اثر سهو و فراموشی مرتکب بعضی از گناهان شود ، دلیلی ندارد که مردم به صداقت او در ادعایش ( مبنی بر نبوت ) شک کنند . در این استدلال فرض بر این است که برای انسان فقط و فقط دو حال وجود دارد : 1. غرق بودن در گناه و آلودگی‌های اخلاقی 2. معصوم بودن . به عبارتی دیگر گویا هر انسانی یا معصوم است یا غرق در گناه . و بعد گفته‌اند اگر کسی غرق در گناه باشد ، مردم به صدق گفتار او اعتماد و اطمی‌نان نخواهند کرد پس کسی که مدعی پیامبری است باید معصوم باشد تا مرد به او اعتماد کنند و هدف از نبوت حاصل گردد . غافل از اینکه در اینجا حالت سومی‌هم هست و آن اینکه شخص مدعی پیامبری، اگر چه معصوم نیست، اما غرق در گناه و الودگی های اخلاقی هم نیست و در مجموع انسان پاک و وارسته ای است و به دلیل همی‌ن وارستگی و پاکی و صداقت و امانتداری و جاذبه معنوی که دارد، مردم نسبت به او احساس محبت و اطمی‌نان می‌کنند و ادعای چنین شخصی مبنی بر نبوت ـ که علاوه بر سابقه خوب و جایگاهی در دل مردم دارد، برای اثبات ادعای خود معجزه هم می‌‌آورد ـ زمی‌ن تا آسمان فرق دارد با ادعای یک شخص فاسق و گناهکار ( یا حتی عادی ) که هیچ جایگاهی که در دل مردم ندارد و در ضمن برای اثبات ادعای خود ، نمی‌‌تواند معجزه ای ارائه دهد .
  2. همان طور که در ابتدی بند پیشین آوردیم ، این استدلال حداکثر ضرورت عصمت ظاهری پیامبران را اثبات می‌‌کند . به عبارت دیگر اگر اعتماد مردم را مبنا قرار دهیم کافی است شخص مدعی پیامبری ، انسانی ظاهر الصلاح باشد یعنی در ملأ عام و در انظار مردم مرتکب گناهان یا اعمال زشت و ناپسند نشود، تا مردم به او اطمی‌نان کنند . اما ضرورتی ندارد که شخص ، از هرگونه خطا و لغزش و گناهی ـ چه در ظاهر و چه در پنهان ـ مصون باشد . پس این دلیل ، ناتمام است .
  3. 3.استدلال فوق اگر هم درست و تمام باشد فقط ضرورت عصمت از گناه را اثبات می‌کند نه عصمت از خطا و اشتباه ، و این نکته مهمی‌است . پیامبران همواره اعلام می‌‌کنند که ما هم بشری مثل شما و همه افراد نوع بشر هستیم و تنها فرق ما با شما این است که به ما وحی می‌‌شود . محتوای وحی الهی هم ، همان چیزی است که در کتب آسمانی آمده است یعنی مجموعه ای از معارف الهی و دستورات و احکام کلی که دینداران ، مکلفند به آنها عمل کنند . پیامبران هیچگاه اعلام نمی‌‌کنند که تمام اعمال و حرکات ریز و درشت ما ( حتی در حوزه زندگی فردی و خصوصی ) به راهنمایی وحی انجام می‌‌شود ، تا اگر مردم خطایی در اعمال او دیدند ( مثلا اشتباه درانتخاب همسر ) نسبت به ادعاهای او شک کنند . بنابراین به عنوان مثال ، اگر پیامبر اسلام (ص) در انتخاب نگهبانان لایق و امانتدار و مطیع ، در سپردن تنگه کوه احد به آنها اشتباه کند و این اشتباه باعث شکست در جنگ شود ، هیچکس نسبت به پیامبر بودن آن حضرت شک نمی‌‌کند ، چرا که آن حضرت مدعی نبوده است که سپردن این امر به افراد مذکور ، به فرمان خدا و از طریق وحی بوده است .
  4. 4.دلیل مذکور ، با این مدعا که صفت عصمت قابل شناسایی توسط مردم نیست ، در تناقض آشکار است . همان طور که می‌دانیم بنا به ادعای شیعه ، امام و جانشین پیامبر (ص) باید معصوم باشد و چون صفت عصمت ، قابل تشخیص و شناسایی توسط مردم نیست ، پس امامت باید با نصب الهی و معرفی پیامبر ( یا امام معصوم قبلی ) تحقق یابد. به عبارت دیگر امامت باید منصوص باشد . اما در این استدلال ، گفته می‌‌شود که اگر پیامبری معصوم نباشد ، مردم به او اعتماد نمی‌‌کنند و لذا غرض از نبوت حاصل نمی‌‌شود. سؤال این است که مردم چگونه می‌‌توانند به عصمت شخص پی‌ببرند تا بعد از آن ، ادعای او مبنی بر نبوت را بپذیرند و به او اعتماد کنند ؟ آنچه مردم می‌‌توانند به آن پی ببرند حداکثر ، این است که از فلان شخص ( که اکنون مدعی نبوت است ) تاکنون گناه یا خطا یا عمل زشتی دیده نشده است . اما همه می‌دانیم که این با عصمت فرق دارد . ممکن است آن شخص در خلوت و پنهانی مرتکب اعمال زشت و ناپسندی شده، اما مردم خبر نداشته باشند . پس راهی برای اثبات عصمت یک شخص برای مردم وجودندارد. حال چگونه است که مردم ـ بدون آنکه بتوانند به عصمت کسی اطمی‌نان پیدا کنند ـ دعوت پیامبران را می‌پذیرند و به آنها اعتماد و اطمی‌نان می‌‌کنند ؟

5- و آخرین اشکال این است که اگر دلیل مذکور درست باشد ، لازم می‌‌آید که عصمت را نه تنها در پیامبران ( وامامان ) بلکه در عالمان ، مجتهدان ، قضات ، فرماندهان نظامی‌، زمامداران و هر انسانی که مقام یا شغل مهم و حساسی دارد نیز شرط بدانیم . چرا که با همی‌ن روش می‌‌توان چنین استدلال کرد که اگر مجتهد معصوم نباشد ، مردم نمی‌‌توانند به او اعتماد کنند و زمام امور آخرت خود را با تقلید از او به دست او بسپارند . همی‌ن طور اگر قاضی معصوم نباشد ،مردم نمی‌‌توانند به او اعتماد کنند و در منازعات و اختلاقاتی که جان و مال و آبرو و حیثیت آنها در خطر است ، به او رجوع کنند . پس ضرورت دارد که قاضی هم معصوم باشد! و حتی شهود نیز باید معصوم باشند ، چرا که اگر معصوم نباشند نمی‌‌توان به صدق گفتار آنان وثوق پیدا کرد و می‌‌دانیم که شهادت دروغ آنها ممکن است جان و مال و حیثیت و آبروی انسانهای بی گناهی را به خطر اندازد و این در منازعات کلان و درسطوح بالای حکومت و جامعه آشکارتر می‌‌شود . زیرا ممکن است قضاوت غلط و ناعادلانة قاضی و شهادت دروغ شاهدان ، ضربه بزرگی به حکومت و جامعه بزند و چوب این گناه را می‌لیونها انسان بی‌گناه و مظلوم بخورند . ممکن است در مورد شرط عصمت در مجتهدین و مراجع تقلید بگویید که امامان معصوم در احادیث و روایاتی به ما دستور داده‌اند که در زمان غیبت به مجتهدین رجوع کنیم . اما سؤال این است که اولاً چه کسانی این احادیث را برای ما نقل کرده‌اند ؟ لاجرم مستحضر هستید که ناقلان این احادیث ، همان فقیهان و مجتهدان هستند که همه غیر معصومند . حال چگونه می‌‌توان به صدق گفتار آنها وثوق پیدا کرد ؟ مخصوصا اگر به این مطلب توجه کنیم که در این «ادعاها» آنان ذینفع هم هستند . پس بنا به منطق شیعه باید گفت : «عصمت در فقها لازم و ضروری است تا وثوق به گفتار آنها حاصل آید» ثانیا چگونه ممکن است امامان معصوم با دستورات خود ، قواعد عقلی و منطقی را نقض کنند!؟

دلیل دوم . هدف اصلی از بعثت ایشان ]پیامبران [راهنمایی بشر بسوی حقایق و وظایفی است که خدای تعالی برای انسانها تعیین فرموده است و ایشان در حقیقت نمایندگان الهی در می‌ان بشر هستند، که باید دیگران را به راه راست هدایت کنند . حال اگر چنین نمایندگان و سفیرانی پای بند به دستورات الهی نباشند و خودشان بر خلاف محتوای رسالتشان عمل کنند ، مردم رفتار ایشان را بیانی مناقض با گفتارشان تلقی می‌کنند و دیگر به گفتارشان هم اعتماد لازم را پیدا نمی‌‌کنند و در نتیجه ، هدف از بعثت ایشان بطور کامل تحقق نخواهد یافت . پس حکمت و لطف الهی اقتضاء دارد که پیامبران ، افرادی پاک و معصوم از گناه باشند و حتی کار ناشایسته‌ای از روی سهو و نسیان از ایشان سرنزند تا مردم گمان نکنند که ادعای سهو و نسیان را بهانه‌ای برای ارتکاب گناه قرار داده‌اند .»[7]

باز هم می‌‌گوییم اگر پیامبران خودشان «پای بند به دستورات الهی نباشند »،مردم دیگر به آنها اعتماد نخواهند کرد ، اما اگر پای‌بند باشند ولی در موارد استثنایی آن هم نه به صورت عمد، بلکه از روی سهو و نسیان پایشان بلغزد و مرتکب گناهی شوند لکن زود توبه و استغفار کرده و در تدارک جبران آن باشند ، مردم به هیچ وجه اعتمادشان را نسبت آنها از دست نمی‌‌دهند. این دلیل ( مانند دلیل قبل ) حداکثر چیزی را که می‌‌تواند اثبات کند این است که پیامبران وپیشوایان دین نباید افرادی لاابالی و بی قید و بند باشند، اما لا ابالی بودم نقیض عصمت نیست تا با رد آن ، ضرورتاً عصمت را نتیجه بگیریم بلکه ضد آن است و بین این دو ، شقوق دیگری هم وجود دارد که حداقل بعضی از این شقوق سلب کننده اعتماد مردم نسبت به پیامبران نمی‌‌شود . درمورد مصونیت از هر گونه سهو و نسیان هم داستان از همی‌ن قرار است .اگر سهو و نسیان به دفعات زیاد و به طور مکرر باعث انجام کارهای ناشایست شود، ممکن است سلب اعتماد مردم را به دنبال بیاورد . اما در موارد کم و استثنایی هیچگاه باعث سلب اعتماد مردم نمی‌‌شود. چرا که مردم پیامبر را بشری مانند خود می‌‌دانند و سهو و نسیان ( در حد متعارف ) را امری طبیعی قلمداد می‌‌کنند .

دلیل سوم .« ]پیامبران[ علاوه بر اینکه موظفند محتوای وحی و رسالت خود را به مردم ابلاغ کنند و راه درست را به ایشان نشان دهند ، همچنین وظیفه دارند که به تزکیه و تربیت مردم بپردازند و افراد مستعد را تا آخرین مرحله کمال انسانی برسانند . به دیگر سخن : ایشان علاوه بر وظیفة تعلیم و راهنمایی ، وظیفه تربیت و راهبری را نیز به عهده دارند، آن هم تربیتی همگانی که شامل مستعدترین و برجسته‌ترین افراد جامعه نیز می‌‌شود و چنین مقامی‌در خور کسانی است که به عالی‌ترین مدارج کمال انسانی رسیده باشند و دارای کامل ترین ملکات نفسانی ( ملکه عصمت ) باشند.»


فایل ورد 51 ص


دانلود تحقیق عبادت

آنچه یک امر را عبادت میکند آنست که برای انگیزه ای مقدس انجام شود که به تعبیر قرآن رنگ خدایی (صبغه الله)داشته باشد
دسته بندی تاریخ و ادبیات
بازدید ها 13
فرمت فایل doc
حجم فایل 9 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 13
دانلود تحقیق عبادت

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

عبادت هدف آفرینش ماست.قرآن میفرماید:

((و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون ))

کارهایی را که ما انجام می دهیم اگر برای رضای خدا باشدعبادت است,گرچه مانند کسب و کار ,تحصیل علم ,ازدواج و یا خدمت به مردم,برای رفع نیازهای خود و یا جامعه باشد.

آنچه یک امر را عبادت میکند آنست که برای انگیزه ای مقدس انجام شود که به تعبیر قرآن رنگ خدایی (صبغه الله)داشته باشد.

عبادت فطری است

بعضی کارهای ما بر اساس عادت است و برخی بر اساس فطرت.آنچه عادت است هم میتواند با ارزش باشد مثل عادت به کارهای خوب و هم میتواند بی ارزش باشد مانند عادت به سیگار .اما اگر امری فطری شد یعنی بر اساس فطرت و سرشت پاکی که خداوند در نهاد هر بشری قرار داده است انجام شد با ارزش است .

امتیاز فطرت بر عادت آنست که مکان و زمان ,جنس و نژاد و سن و سال در آن تاثیری ندارد و هر انسانی از آن جهت که انسان است آنرا دارا می باشد ,مانند علاقه به فرزند که اختصاص به منطقه و نژاد خاصی ندارد و هر انسانی فرزندش را دوست میدارد .اما مسائلی مانند شکل و فرم لباس یا غذا از باب عادت است و در مکانها و زمانهای مختلف ,متفاوت است.در بعضی مناطق,چیزی مرسوم است که در جاهای دیگر مرسوم نیست .

عبادت و پرستش نیز یکی از امور فطری است و لذا قدیمی ترین,زیبا ترین و محکم ترین آثار ساختمانی بشر ,مربوط به معبدها ,بتکده ها و آتشکده هاست.

البته در شکل و شیوه پرستشها تفاوتهای زیادی دیده می شود.یکی تفاوت در معبودها که از ستایش سنگ و چوب و بتها گرفته تا خدای عزیز,ویکی در شکل و شیوه عبادت که از رقص و پای کوبی گرفته تا عمیق ترین و لطیفترین مناجاتهای اولیاء خدا تغییر می کند.

هدف انبیاء نیز ایجاد روح پرستش در انسان نبوده است بلکه اصلاح پرستش در ورد شخص معبود و شکل عبادت است .

هنرها و هزینه های سنگینی که در ساختمان کلیساها,کنیسه ها , معابد هندوها و مساجد مصرف می شود ,مقدس شمردن پرچم ,وطن و قهرمانان ملی, عشق ورزیدن به کمالات و ارزشها ,ستایش و جان فشانی به خاطر افراد و یا حتی اشیاء ,همه و همه جلوه هایی از روح پرستش در وجود آدمی است .

انها هم که خدارا پرستش نمی کنند یا مال و مقام یا هسر و فرزند یا مدرک و مکتب و راه و روش خود را میپرستند و در راه آن تا مرز جانفشانی و دلباخته گی پیش می رود و هستی خود را فدای معبودشان میسازد.پرستش در انسان یک ریشه عمیق فطری دارد گرچه انسان خود ازآن غافل باشد,به قول مولوی:

همچومیل کودکان با مادران سر میل خود نداند در لبان

خداوند حکیم هر میل و غریزه ای را در انسان قرار داده وسیله ارضاءو تامین آنرا نیز در خارج ایجاد کرده است .اگر تشنگی در انسان پیدا میشود آب آفریده و اگر گشنگی است خدا خلق کرده است .

اگر غریزه جنسی در انسان قرار داده برای او همسر خلق کرده.اگر قوه شامه آفرید بوییدنی ها را نیز آفرید .یکی از احساسات عمیق انسان,میل به بی نهایت است,عشق به کمالات است .علاقه به بقا است که رابطه با خداوند و پرستش او ,تامین کننده این تمایلات فکری است.نماز و عبادت ,رابطه انسان با سرچشمه کمالات ,انس با محبوب واقعی وپناهندگی به قدرت بی نهایت است .

عمق پرستش:

پرستش عملی است که ما ظاهر آنرا یک نوع خضوع میبینیم اما عمق زیادی دارد پرستش بر خاسته از جان است ,بر خاسته از معرفت است,بر خاسته از توجه است ,برخاسته از توجه است ,بد خاسته از تقدس است ,برخاسته از ستایش است ,بر خاسته ازنیایش است ,بر خاسته از التجاع و استعانت است ,بر خاسته ازعشق به کمالات معبود است .

آری پرستش صحیح عملیست در ظاهر ساده ولی تا مسائل فوق نباشد آن پرستش از انسان سر نمی زند.پرستش یعنی دل کندن از مادیات و پرواز دادن روح ,یعنی پارا فراتر از دیدنی ها و شنیدنیها نهادن .پرستش تامین کننده عشق انسانهاست که گاهی با ثنا و ستایش و زمانی با تسبیح و تقدیس و پاره ای اوقات با شکر و اظهار تسلیم ,ادب خود را نسبت به پروردگار اظهار میدارد.

مدار عبادت ثابت است

همانگونه که کرات آسمانی و زمین در عین حرکتهای مختلف وضعی و انتقالی ,همواره مدار ثابتی دارند ,عبادت نیز با همه شکلها و صورتهای مختلفشان بر مدار ثابتی قرار دارند که آن رضای خداوند است ,گرچه شرایط زمانی و مکانی ,فردی و اجتماعی نوع حرکت در این مدار را عوض میکند.مثلا مسافرت, نمازرا دو رکعتی میکند و بیماری شکل نماز را تغییر می دهد ,اما همه اینها نماز است و بر مدار یاد خدا و رضای و انجام فرمان او قرار دارد,((اقم الصواه لذکری)).

روحیه عبادت

عبادت غذای روح است و همانطور که بهترین غذا آن است که جذب بدن شود ,بهترین عبادت آن است که جذب روح شود یعنی با نشاط و حضور قلب انجام گیرد .

غذای زیاد خوردن کار ساز نیست غذای مفید خوردن مهم است .لذا پیامبر اکرم (ص)به جابر ابن عبدالله انصاری فرمود :

((ان هذا الدین لمتین فاوغل فیه برفق و لا تبغض الی نفسک عباده الله))

فایل ورد 13 ص


دانلود تحقیق شناخت حسی و مکانیسم تعمیم آن

به تصدیق همگان شناخت حسی بیواسطه ترین و ابتدایی ترین گونه شناخت است و داده هایی چنان وثیق از برای ادراک آدمی فراهم می آورد که حتی شکاکترین فلاسفه و حکما در درستی آنها تهدید نتوانسته اند کرد
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 9
فرمت فایل doc
حجم فایل 18 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 19
دانلود تحقیق شناخت حسی و مکانیسم تعمیم آن

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

مقدمه

به تصدیق همگان شناخت حسی بیواسطه ترین و ابتدایی ترین گونه شناخت است و داده هایی چنان وثیق از برای ادراک آدمی فراهم می آورد که حتی شکاکترین فلاسفه و حکما در درستی آنها تهدید نتوانسته اند کرد. در سراسر تاریخ دو هزار و پانصد ساله فلسفه، جز تنی چند از فلاسفه که در پندار گرایی(1) براه افراط رفته اند، هیچیک از فلاسفه دیگر ارزش و اصالت ادراکات حسی را انکار نکرده است. اما شناخت آدمی تنها به حصول ادراک حسی از جهان خارج محدود نمی گردد. تاثیرات حسی نخستین حلقه از زنجیر طولانی و پیچیده علم و ادراک انسان را تشکیل می‌دهند، که هم در عرصه تصورات (مفهوم سازی) و هم در حیطه تصدیقات (نظریه سازی) سنگ بنای اولیه و نخستین هرگونه فعل وانفعال ذهنی محسوب می گردند(2).

انسان از مشاهده مکرر مصادیق جزیی یک مفهوم کلی، به تعقل و تصور آن مفهوم می پردازد و چون در تجربه، صدق یک قضیه جزئی و خارجی را بارها و بارها بیازماید، به تعمیم آن پرداخته و قضایای کلی و جهانشمول می سازد. پرسشی که از دیرباز ذهن اندیشمندان و فلاسفه را بخود مشغول داشته است، چگونگی و به اصطلاح “مکانیسم” این تعمیم است. این مساله که در فلسفه جدید، در ضمن مسائل شناخت شناسی(3) مطرح می شود در قرون اخیر بویژه بخاطر رونق گرفتن مباحث فلسفه علم مجادلات و مناقشات فلسفی بسیاری برانگیخته است و به یقین می توان گفت که هیچیک از فلاسفه و مکاتب فلسفی غرب نتوانسته اند به آن پاسخی در خور و قانع کننده بدهند و حداکثر کاری که کرده اند بررسی جوانب مساله، یا در نهایت دور زدن و طفره از آن بوده است.

در این مقاله خواهیم کوشید ضمن طرح دقیق مساله، نظرات مهم فلاسفه را در اینمورد به اجمال و بطور فشرده بررسی کرده و در پایان راه حلی را که استاد شهید مرتضی مطهری در کتاب “مساله شناخت” خود بر مبنای آراء و اقوال فلاسفه اسلامی مطرح نموده اند ارائه می دهیم(4).

2- طرح مساله

این امری بدیهی است که (مادامیکه خود را به شناخت ماخذ از ادراکات حسی محدود کنیم) انسان تنها می تواند احکام و قضایای جزئی و خاص را تجربه کند. اما شکل غالب علم انسانی را گزاره های کلی و عام تشکیل می دهند. گزاره هایی مانند “آب در شرایط متعارف در 100 درجه سانتیگراد بجوش می آید” یا “انسان، فانی است”. روشن است که صدق این احکام هرگز بنحو بیواسطه به تجربه در نمی آیند. هر مشاهده گری می تواند مقداری آب را در شرایط متعارفی بتدریج گرم کند و مشاهده نماید که با رسیدن دمای آن به 100 درجه سانتیگراد، اب شروع به جوشیدن می کند.

حداکثر دمایی که این مشاهده گر می تواند بر مبنای این تجربه کند اینست که “این مقدار مشخص آب که در ظرف روبروی من قرار دارد، در 100 درجه سانتیگراد بجوش می‌آید”. او می تواند این آزمایش را بارها و بارها تکرار کند، اما هر بار قضیه‌ای که صدقش را تجربه می کند، قضیه ای جزئی و خاص از همین نوع خواهد بود.

مرگ میلیونها انسان تا کنون به تجربه آدمی در آمده است، اما آنچه که از این تجربه عاید علم انسانی می شود چیزی نیست جز میلیونها قضیه جزئی به شکل “سقراط، فانی است”. پس چگونه انسان از این مشاهدات جزیی بناگاه دست به تعمیم میزند و به قضایای کلی و عام دست می یابد. علت اعتبار این احکام کلی که از استقراء، یا به تعبیر منطقیون “استقراء ناقص” احکام جزیی محدود بدست آمده اند؟ چیست؟

این مساله که آن را “مشکل استقراء”(5) می نامند، مساله ای است که چندین قرن است فلاسفه غرب را بخود مشغول داشته است. فیلسوفان بسیاری در اطراف این مساله مطالعه کرده اند اما توفیق آنان ناچیز بوده است.

جمعی خواسته اند از طرح آن طفره بروند و به اصطلاح مساله را “منحل” کنند، اما خصلت بنیادین این مشکل برای اعتبار علوم، بویژه علوم تجربه معاصر چنان است که به هیچ وجه نمی توان آن را نادیده گرفت. ببینیم فلاسفه و مکاتب فلسفی غرب در اینباره چه گفته اند.


3- برخورد مارکسیستی با مساله

مارکسیستها از کسانی بود اند که از برخورد مستقیم با مساله طفره رفته اند. استاد مطهری در این زمینه می نویسد:

“مارکسیستها راه حل خوبی پیدا کرده اند! راه حل خوبشان اینست که می گویند این شناخت احساسی سطحی (خودشان هم توجه دارند که شناخت احساسی، سطحی است) که معلول رابطه مستقیم ذهن با عالم عینی است، در عالم ذهن، در مغز، از راه قانون “گذار از کمیت به کیفیت” تبدیل به شناخت منطقی می شود…”(6)

سپس استاد به نقد این نظر می پردازد: اولاً آنچه که گذار “از کمیت به کیفیت” گفته می شود در واقع و با عنایت به مثالهایی که آورده می شود در واقع گذار “ از تغییرات کیفی به تغییرات ماهویی” است. یعنی وقتی که تغییرات کیفی به حد معینی برسند، شی قلب ماهیت پیدا کرده و ماهیتاً دگرگون می شود. و این البته مصادیقی در جهان خارج هم دارد.

ثانیاً مشخص نیست که چگونه این قانون در تبدیل ادراکات بیواسطه حسی به شناخت منطقی دخیل است، بعبارت دیگر این نحوه بیان، مشکل اصلی را به یک شکل دیگرکه حل آن بهیچ وجه آسانتر از اولی نیست تحویل می کند و آن اینکه چگونه انباشت و تراکم ادراکات حسی و قضایای تجربه در ذهن منجر به قلب ماهیت قضایی جزیی و تبدیل آنها به قضایای عام و کلی می شود.

ثالثاً بفرض که ما پذیرفتیم مکانیسم تعمیم شناخت حسی از راه قانون “گذار از تغییرات کیفی به تغییرات ماهوی” است. در اینصورت پذیرفته ایم که شناخت ما از جهان خارج که بر اثر فعل و انفعالات ذهنی حاصل می گردد، ماهیتاً با شناخت بیواسطه حسی ما از اعیان خارجی متفاوت است و نهایتاً هیچ ارتباطی میان این دو نیست.

بنابراین نتیجه منطقی پذیرفتن این دیدگاه، در غلطیدن به دام ایده آلیسم و انکار امکان شناخت جهان خارجی است که اتفاقاً بسیار مورد مزمت مارکسیستها است.

“… وقتی عالم عین به عالم ذهن بیاید… صورتها تغییر ماهیت می دهند، وقتی تغییر ماهیت بدهد اصلاً رابطه اش با عالم عینی قطع می شود. هم رابطه شناخت منطقی با شناخت سطحی و هم رابطه شناخت منطقی با عالم عینی قطع می شود، یعنی به ایده آلیسم مطلق- آن ایده آلیسم منفور کثیف- منتهی می شود…”(7)

مارکسیستهای متاخر گویا خود به اشکال موجود در این نظریه واقف شده اند، زیرا دیگر آنرا مطرح نمی سازند. در عوض به توجیهات بی پایه و بیمایه دیگری دست یا زیده‌اند که بازهم نمی تواند گره‌ای از حل این معضل بگشاید. برای مثال موریس کورنفورت، فیلسوف مارکسیست معاصر در کتاب خود “نظریه شناخت” سعی می کند برای حل این مشکل از پاره ای نظریات علمی جدید بهره جوید. کورنفورت می‌نویسد:

فایل ورد 19 ص


دانلود تحقیق تفسیر سوره شعرا

نام این سوره از چند آیه آخر آن که پیرامون شعرای بی هدف سخن می گوید گرفته شده است
دسته بندی تاریخ و ادبیات
بازدید ها 13
فرمت فایل doc
حجم فایل 21 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 34
دانلود تحقیق تفسیر سوره شعرا

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

بخش اول

اجمالی از سوره شعرا :

- نام این سوره از چند آیه آخر آن که پیرامون شعرای بی هدف سخن می گوید گرفته شده است.

- این سوره 227 آیه دارد، تمام این آیات ( به جز چهار آیه آخر آن ) در مکه نازل شده است. لحن این آیات مانند دیگر سوره های مکی بیشتر روی اصول اعتقادی، توحید، معاد و دعوت پیامبران خدا و اهمیت قرآن تاکید شده است. در حدیثی از پیامبر اسلام (ص) در اهمیت تلاوت این سوره چنین می خوانیم: کسی که سوره شعرا را بخواند، به عدد هر کسی که نوح را تصدیق و یا تکذیب کرده است، ده حسنه برای او خواهد بود، و همچنین هود، شعیب و صالح، ابراهیم و به عدد تمام کسانی که تکذیب عیسی و تصدیق محمد(ص) کرده اند.

ناگفته روشن است که این همه اجر و پاداش تنها برای تلاوت منهای اندیشه و عمل نیست، بلکه قرائن متعددی در روایات فضائل سوره ها است که نشان می دهد، منظور تلاوتی است که مقدمه تفکر و سپس اراده و عمل باشد.


محتوای سوره:

در حقیقت می توان محتوای این سوره را در چند بخش خلاصه کرد:

بخش اول: طلیعه سوره است که از حروف مقطعه و سپس عظمت مقام قرآن و تسلی خاطر پیامبر در برابر پافشاری و خیره سری مشرکان و اشاره ای به بعضی از نشانه های توحید و صفات خدا سخن می گوید.

بخش دوم: فرازهایی از سرگذشت هفت پیامبر بزرگ و مبارزات آنها را با قومشان ولجاجتها و خیره سری های آنان را در برابر این پیامبران بازگو می کند، که بعضی مانند داستان موسی و فرعون مشروحتر و بعضی دیگر مانند سرگذشت ابراهیم و نوح و هود و صالح و لوط و شعیب کوتاهتر است.

بخش سوم: که در حقیقت جنبه نتیجه گیری از بخشهای گذشته دارد، پیرامون پامبر اسلام (ص)و عظمت قرآن و تکذیب مشرکان و دستوراتی به آن حضرت در زمینه روش دعوت و چگونگی برخورد با مومنان سخن می گوید و سوره را با بشارت به مومنان صالح و تمدید شدید ستمگران پایان می دهد.


بخش دوم :

بررسی آیات سوره مبارکه شعراء

( از نظر مباحث تربیتی )

بسم الله الرحمن الرحیم

1- طلسم: طا – سین - میم

روایات متعددی از پیامبر اکرم (ص) یا بعضی از صحابه در تفسیر "طسم" نقل شده که همه نشان می دهد، این حروف علامتهای اختصاری از نامهای خدا، یا نامهای قرآن، و یا مکانهای مقدس و یا بعضی از درختان بهشتی و مانند آن است. (تفسیر نمونه – مکارم شیرازی).

2- تلک آیات الکتاب المبین ( این آیات کتاب مبین است.)

اصل تعقل.

نکته تربیتی: توصیف قرآن به مبین که در اصل از ماده بیان است اشاره به آشکار بود عظمت و اعجاز آن می باشد که هر چه انسان در محتوای آن بیشتر دقت کند به معجزه بودنش آشناتر می شود. از این گذشته قرآن بیان کننده "حق" از "باطل" و آشکار کننده راه سعادت و پیروزی و نجات از گمراهی است.

4- ان نشا تنزل علیهم من السماء آیه فظلت اعنا قهم لما خاضعین.

( اگر ما اراده کنیم از آسمان بر آنها آیه ای نازل می کنیم که گردنهایشان در برابر آن خاضع گردد.)

اصل عدل – روش انذار

نکته تربیتی:

اشاره به اینکه ما این قدرت را داریم که معجزه خیره کننده، یا عذاب شدید و وحشتناکی بر آنها فرو بفرستیم که همگی بی اختیار سرتعظیم در برابر آن فرود آورند و تسلیم شوند. ولی این ایمان اجباری ارزشی ندارد، مهم آنست که آنها از روی اراده و تصمیم و درک و اندیشه در برابر حق خاضع گردند.

5- و مایا تیهم من ذکر من الرحمان محدث الاکانواعنه معرضین.

( و هر ذکر تازه ای از سوی خداوند رحمان برای آنها بیاید، از آن اعراض می کنند.)

اصل عنایت و اصل جمل عامل انکار

نکته تربیتی:

تعبیر به "ذکر" اشاره به این واقعیت است که قرآن بیدار کننده و آگاه کننده است، در تمام آیات و سوره هایش، اما این گروه از بیداری و آگاهی فرار می کنند.

و تعبیر به "الرحمان" اشاره به این است که نزول این آیات از سوی پروردگار از "رحمت عامه" او سرچشمه می گیرد که همه انسانها را بدون استثناء به سعادت و کمال دعوت می کند.

6- فقد کذبوا فیسا تیهم انباء ماکانوا به یستهزئون.

( آنها تکذیب کردند، اما به زودی اخبار آنچه را به استهزاء می گرفتند به آنان می رسد – و از مجازاتش با خبر خواهند شد-)

اصل عدل – روش انذار

نکته تربیتی: انذار به معنی آگاهاندن نسبت به امری است که در آینده رخ می کند و مایه زجر وعذاب او خواهد بود. انذار روشی مبتنی بر اصل عدل است. طبق اصل عدل، خداوند آدمیان را به سبب بدکرداری، دچار مجازات و عذاب می سازد، اما مقتضای عدل آن است که پیش از وقوع مجازات آگاهی کافی نبست به آن ایجاد شود. بر اساس روش انذار، باید صبری با آگاهی مناسبی که از اعمال متبری و آثار مترتب بر آن دارد، او را نسبت به عواقب اعمال نامطلوبش آگاه کند و وی را از آن برخور دارد.

7- اولم یروا الی الارض کم انبتنا فیها من کل زوج کریم.

( آیا نگاه نکردند، چه بسیار گیاهان از انواع مختلف، نر و ماده، زیبا و جالب و پرفایده در آن آفریدیم).

اصل تعقل – روش تعلیم حکمت

نکته تربیتی: این آیه، یکی از معجزات علمی قرآن است، در اواسط قرن 18 میلادی، شخصی به نام "لینه" دانشمند و گیاهشناس معروف سوئدی، موفق به کشف این واقعیت شد که مساله زوجیت در دنیای گیاهان تقریباً یک قانون عمومی است و گیاهان نیز همانند غالب حیوانات از طریق آمیزش نطفه نر و ماده بارور می شوند و سپس میوه می دهند.

ولی قرآن مجید قرن ها قبل از این دانشمند کراراً در آیات مختلف به زوجیت در جهان گیاهان اشاره کرده ( در آیات مورد بحث و در سوره رعد و آیه 4، و لقمان آیه 10 و سوره ق آیه 7) و این خود یکی از معجزات علمی قرآن است.

9- و ان ربک لهو العزیز الرحیم.

( پروردگار تو عزیز و رحیم است)

اصل عنایت ( فضل)

نکته تربیتی:

"عزیز" به معنی قدرتمندی است که شکست ناپذیر است. هم توانایی بر ارائه آیات بزرگ دارد و هم درهم کوبنده تکذیب کنندگان است، ولی با این حال رحیم است و رحمت واسعه اش همه جا را فراگرفته، و بازگشت جدی به سوی او در یک لحظه کوتاه کافی است که تمام نظر لطف او را متوجه انسان سازد و بر گناهان گذشته اش قلم عفو کشد. طبق این اصل، رفتار مربی در قید رفتار مبری نیست، بلکه بر پایه اصالت رحمت، ابزار می شود. روش های تربیتی بر فضل و رحمتی از سمت مربی مبتنی خواهد بود.

13- و یفیق صدری و لاینطلق لسانی فارسل الی هارون.

( وسینه ام تنگ می شود و زبانم به قدر کافی گویا نیست ( به برادرم ) هارون نیز رسالت ده – تا مرا یاری کند.)


اصل اصلاح شرایط – روش زمینه سازی

نکته تربیتی:

طبق این روش باید شرایطی را که تسهیل کننده حالات و رفتارهای مطلوب یا نامطلوب هستند، از پیش به عفو مقتضی دگرگون کرد، زمینه سازی دو وجه دارد، یکی ناظر به فراهم آوردن شرایط اولیه ای است که احتمال بروز رفتارها و حالات مطلوب را بالا می برد و دیگری ناظر به جلوگیری از شرایط اولیه ای که احتمال بروز رفتارها و حالات نامطلوب را افزایش می دهد، است.

15- قال کلا فاذهبا بایاتنا انا معکم مستمعون.

( فرمود چنین نیست – آنها کاری نمی توانند انجام دهند – شما هر دو با آیات ما بروید ما با شما هستیم و – سخنانتان را – می شنویم).

اصل عنایت:

نکته تربیتی:

در مورد " انا معکم" ( ما با شما هستیم)، بعضی به اشتباه گمان کرده اند که کلمه " مع" کمه دلیل برحموایت و مساعدت است، شامل فرعونیان نمی شود. این کلمه بع معنی حضور دائم پروردگار در همه صحنه ها است، او حتی با گنهکاران و حتی با موجودات بی جان همه جا بوده و هست و جایی از او خالی نیست.


21- ففررت منکم لما خفتکم فوهب لی ربی حکما و جعانی من المرسلین.

( من به دنبال این حادثه هنگامی که از شما ترسیدم فرار کردم، و خداوند به من علم و دانش بخشید و مرا از رسولان قرار داد.)

اصل تعقل – روش تعلیم حکمت

نکته تربیتی:

قرار دادن انسان در مسیری که در آن به حکمت دست یابد، به منزله شیوه ای برای تربیت عقلانی اوست، مربی باید سیری را همراه با متربی بپیماید و او را در معرض علم و حکمت قرار دهد. با حصول حکمت، عقل فربه می شود و بنیه ای استوار می یابد و شکوفایی عقل در فراهم آمدن چنین بنیه ای است.

24- قال رب السماوات و الارض و مابینهما ان کنتم موقنین.

(گفت او پروردگار آسمانها و زمین و آنچه در میان این دو قرار گرفته است، می باشد، اگر شما راه یقین می پوئید).

اصل تعقل

نکته تربیتی:

جمله "ان کنتم مومنین " ممکن است اشاره به این مطلب باشد که موسی می خواهد تلویحاً به فرعون و بارانش بفهماند اگر در جستجوی حقیقت باشید و صاحب عقل و شعرو، همین استدلال که کردم کافی است، کمی چشمتان را بگشائید و ساعتی در این أسمانهای وسیع و زمین گسترده و آثارش بیندیشید تا دانستنیها را بدانید و جهان بینی خود را تصحیح کنید.

28- اقل رب المشرق و المغرب و مابینهما ان کنتم تعقلون.

( گفت: پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در میان این است، می باشد. اگر شما عقل و اندیشه خود را به کار می گرفتید)

اصل تعقل – روش تعلیم حکمت

نکته تربیتی:

حضرت موسی (ع) نخستین بار اشاره به تدبیر آسمانها و زمین کرد. ولی از آنجا که آسمان بسیار بالاست و زمین، بسیار اسرار آمیز، لذا در آخرین مرحله انگشت روی نقطه ای گذاشت که هیچکس را یارای انکار آن نیست، و انسان همه روز با آن سر و کار دارد، و آن نظام طلوع و غروب آفتاب و برنامه دقیقی که در آن وجود دارد، و احدی نمی تواند ادعا کند من تنظیم کننده آنم.

هر گاه پدیده های هستی و امور و مسائل آدمیان به گونه ای تبیین شود که وجه ارتباط و انتساب آن به خدا آشکار شود. زمینه علم، فراهم می أید و با حصول عملن تعقل ممکن می شود.

30- قال او لو جئتک بشیء مبین.

( موسی گفت: حتی اگر نشانه آشکاری برای رسالتم برای تو بیاروم؟ )


اصل اصلاح شرایط – روش زمینه سازی

نکته تربیتی:

حالات و اعمال آدمی در بستر شرایط و موقعیتها می روید و از آنها ارتزاق می کند، از این رو شرایط و موقعیتهای مختلف، حامل بالقوگیهای متفاوتی در شکل دهی حالات و اعمال انسان هستند. انتخاب و تنظیم مناسب زمینه ها و شرایط، به مثابه عامل " تسهیل کننده" ای است که امکان شکل گیری ها و شکل دهی های مطلوب را بالا می برد. طبق این روش باید شرایطی را که تسهیل کننده حالات و رفتارهای مطلوب یا نامطلوب هستند، از پیش به نحو مقتضی دگرگون کرد.

32- فالقی عصاه فاذا هی ثعبان مبین

( در این هنگام موسی عصای خود را افکند و مار عظیم و آشکاری شد.)

33- و نزع یده فاذا هی بیضاء للناظرین.

( و دست خود را در گریبان فرو برد و بیرون آورد در برابر بیندگان، سفید و روشن بود).

فایل ورد 34 ص


دانلود تحقیق ظهور حضرت مهدی (عج)

ظهور ، حضرت مهدی ، (عج) ، آثار ظهور آن حضرت ، ولادت امام زمان (عج) ، ویژگیهای ظاهری امام زمان (عج) ، غیبت امام زمان (عج)
دسته بندی معارف اسلامی
بازدید ها 11
فرمت فایل doc
حجم فایل 30 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 42
دانلود تحقیق ظهور حضرت مهدی (عج)

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

فهرست مطالب عنوان صفحه

مقدمه 1

ولادت امام زمان (عج) 2

برخی از ویژگیهای ظاهری امام زمان (عج) 4

غیبت امام زمان (عج) 6

وظایف و تکالیف شیعیان در دوران غیبت امام زمان (عج) 11

انتظار 14

انتظار سازنده 15

انتظار ویرانگر 16

علائم و مقدمات ظهور امام زمان (عج) 17

جهان پس از ظهور امام زمان (عج) 21

اثبات مهدویت امام زمان (عج) 23

مهدویت در اندیشه های خاورشناسان و … 25

اثبات مهدویت در قران 29

حضرت مهدی در بیان عترت 32

حضرت در احادیث اهل سنت 34

منتخب تعدادی از سئوال در مورد امام زمان ( عج) 36

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عینا حتی تسکنهارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلا.

مقدمه :

یا صاحب زمان ادرکنا

سخن از ((مهدی ))(عج), سخن از ((هدایت )) است .

سخن از ((غیبت )) ,حدیث ((جستجو)) است .

سخن از ((انتظار)), روایت ((حرکت و پویایی)) است .

سخن از ظهور بحث از اشتیاق رهایی است .

شوق رهایی ,حرکت می افریند , و نتیجه جستجو ,حصول هدایت است .

شیعه بودن با جمود و شکون سازگار نیست.شیعه یعنی پیرو و لازمه پیروی جهت گیری رفتار و روش و شکل گیری سلوک و عمل است .

شیعه مهدی (عج) بودن , با گمراهی و بی تفاوتی در برابر انحرافات نمی سازد .

و انتظار ظهور داشتن , با ماندن در تاریکی ها و تسلیم در برابر وضع موجود قابل جمع نیست .

ولات امام زمان (عج)

بنا به دریافتهای مردم وآمادگیهای افکار از عصرهای پیشین , نسبت به قیام و و انقلاب آن حضرت دوران بارداری امام همچون حضرت موسی مخفی و پنهان از نظرها بود به نحوی که ((حکیمه)) عمه آن حضرت می گوید : ((امام حسن عسگری علیه السلام , به من فرمود :شب را پیش ما بمان , امشب جانشین من متولد می شود,عرض کردم از که متولد می شود ؟ من در نرگس نشان حملی نمی بینم ؟ فرمود : مثل او مانند مادر موسی (یوکابد) است . تا هنگام ولادت از حمل او اثری نیست" من با نرگس خوابیدم و طلوع صبح نزدیک شد و نرگس در حالی که می لرزید به سوی من آمد ,بنه سینه چسباندم و بر او , سوره اخلاص (قل هو الله) و قدر (انا انزلناه…) و آیه الکرسی خواندم , پس طفل در شکم مادر ب من جواب داد و با من هم صدا شد, دیدم خانه روشن گشت , چون نگاه کردم دیدم رو به قبله افتاده است . من طفل را به نزد ابومحمد بردم روی زانویش قرار داد و به او فرمود : فرزندم با اذن خدا سخن بگو ! طفل لب گشود و بعد از استعاذه و آغاز کلام به نام خدا فرمود : ((و نرید ان نمن …)) آنگاه سلام و صلوات بر پیامبر و ائمه هدی فرستاد و یکایکی ایشان را نام برد . سپس امام به من فرمود : او را به مادرش برگردان که چشمش روشن شود ,و بداند وعده خدا حق است )). آن حضرت تمیز و ختنه شده متولد شد و بر ذراع فرخنده را همچنان که از دیرباز کوشزد شده بود : جاء الحق و .. .تقویم زمان این روز فرخنده نیمه شعبان المعظم نشان می دهد . بدور از چشمان همه خفاشان شب رست روزگار با سپیده صبح نغمه حیات را متنزنم می شود . این مولود را جز چشم ستارگان و دیده فرشتگان و مادر و عمه اش حکیمه , چشمهای دیگری نظاره گر نشد چه بسا همه چشمها در خواب بودند و ندیدند. و این راز عظیم الهی بعد از تولد نیز مکتوم می ماند و امام عسگری علیه السلام به تعداد معدودی از دوستان و شیعیان خبر می دهد و بعد از انتشار خبر ولادت آن حضرت دشمنان حصول اطلاع نموده و دوستان و شیعیان خاص کتمان می کنند و در پناه پدر پنهان از چشمهای زندگی را سپری می کند و در سن پنچ سالگی سایه پر مهر پدر افول نموده و غبار یتیمی بر سیمای ملکوتی اش می نشیند و این کودک حجت بالغه الهی می شود همچنان که به یحیی پیامبر در کودکی حکمت داده شد و عیسی مسیح در گهواره به پیامبری برگزیده شد .

و خدا به آنجناب حکمت و فضل الخطاب (علم به تمام واژگان و زبانها) عنایت فرمود و او را آیت و نشانه عالمیان قرار می دهد . و تا پایان غیبت صغری و قطع سفارش و فوت نواب اربعه ان حضرت (عثمان بن سعید المعری ,محمد بن عثمان سعید العمری, ابوالقاسم حسین بین روی ,و ابوالحسن علی بن محمد السمری) به فاصله هفتاد سال از زمان . زعامت مسلمین را به عهده گرفته وحجت خدا بر بندگانش محسوب می شد. و به خاطر جو اختناق و خفقان حاکم برجامعه جاممعه شیعیان بر سبیل رمز ((الغریم))می گفتند و آن حضرت را مقصود داشتند و به نامهای : حجت ,قائم, مهدی, خلف صالح و صاحب الزمان نامیده می شد . پس از این مدت مدید و حصول شرایط لازم برای غیبت طولانی , عدم احساس خلاءفکری و عقیدتی در بین شیعه و رشد عقلانی و … نیابت انتصابی را به اجتهاد و فقاهت تحول می بخشد و از آن پس روی نهان ساخته و چهره در افقهای ملکوتی در هم می کشد و با نور الهی و فروغ بی پایان خویش به گرمادهی روشنی و هدایت خویش به امر خدا می پردازد تاحجت الهی بر مردم در همه عصرها و دورانها تمام گردد و روز موعود فرار رسد . و با قیام پرشورش وعده محتوم حق را محقق سازد . ((ان شاء الله الرحمن))1.

برخی از ویژگیهای ظاهری امام زمان (عج)

  • شبیه پیامبر (ص)

حضرت مهدی (عج) سیمایی چون سیمای پیامبر(ص) دارد در رفتار و گفتار و سیرت نیز شبیه و همانند اوست .

امیر المومنین (ع) روزی به امام حسین نظر افکنده به اصحاب خود فرمودند :

((در آینده خداوند از نسل او مردی را پدید می اورد که همانام پیامبر شماست و در ویژگیهای ظاهری و سجایای اخلاقی به او شباهت دارد .))

  • زیبا و خوش صورت :

زیبایی اگر به اعتدال و تناسب اعضای چهره یا به گیرایی نگاه و نورانیت صورت و جذابیت آن باشد همگی در وجود نازنین یادگار پیامبر (ص) به ودیعت نهاده شده است .

  • گشاده پیشانی :

پیشانی بلند و گشاده اش بر هیبت و وقار چهره زیبایش می افزاید و چنان نوری بر چهره و جبین او پیداست که سیاهی موهای سر و محاسن شریفش را تحت الشعاع قرار می دهد .

4- میانه قامت :

قامتی نه دراز و بی اندازه و نه کوتاه برزمین چسبیده دارد بلکه اندامش معتدل و میانه است .

5- دارای دو خال مخصوص :

خالی بر چهره دارد که بر گونه راستش همچون دانه مشکی میان سفیدی بر صورتش می درخشد و خالی دیگر بین دو کتفش متمایل به جانب چپ بدن دارد .

درباره شمایل ظاهری امام زمان (عج) پاره ای صفات دیگر از مجموعه روایات وارده در این باب می توان بدست اورد :

  • آن حضرت رنگی سپید که آمیختگی مختصری با رنگ سرخ دارد .
  • از بیداری شب ها چهره اش به زردی می گراید .
  • چشمانش سیاه و ابروانش به هم پیوسته است و در وسط بینی او بر آمدگی کمی پیداست .
  • میان دندانهایش گشاده و گوشت صورتش کم است .
  • میان دو کتفش عریض است و شکم و ساق او به امیر المومنین (ع) شباهت دارد .
  • در وصف او وارد شده : ((المهدی طاووس اهل الجنته . وجهه کالقمر ادری علیه جلابیت النور )) .

((حضرت مهدی علیه السلام طاووس اهل بهشت است , چهره اش مانند ماه درخشنده است و گویا جامه هایی از نور بر تن دارد )).

((اللهم ارنی الطلعه الرشیده و الغره الحمیده و اکحل ناظری بنظره منی الیه )) .

((بار خدایا ! آن جمال با رشادت و پیشانی نورانی ستایش شده را به من بنمایان و چشمم را به نگاهی به او سرمه کن )).

غیبت امام زمان (عج)

غیبت امام زمان (عج)از وقتی که پیشوای یازدهم شیعیان حضرت عسکری (ع) در سال 260 هجری قمری در گذشت و مقام امامت و رهبری امت به فرمان خداوند بزرگ به فرزند ارجمند وی حضرت مهدی موعود (عج) منتقل شد دشمنان امام برای قتل حضرت کمر همت بستند و لذا به فرمان الهی بعد از تدارک مراسم به خاک سپاری پدردر سرداب منزل غایب گردید .

غیبت امام زمان (عج) به دو مرحله تقسیم گردید : مرحله کوتاه ,که بدان غیبت صغری گفته اند و مرحله دراز مدت ,که بدان غیبت کبری گفته می شود . ((غیبت صغری)) از سال 260 که سال وفات امام عسکری (ع) است , آغاز گردید و در سال 329 که سال وفات آخرین نماینده اوست پایان یافت .

این غیبت از دو جهت محدود بود : 1- جهت زمانی 2- جهت شعاعی .

از نظر زمانی بیش از 70 سال (69 سال و شش ماه و پانزده روز) به طول نینجامید و از این رو ((عیبت صغری )) نامیده شد . و از نظر شعاعی نیز این غیبت , غیبتی همه جانبه نبود و شعاع و دامنه آن محدود بود یعنی در طول مدت 0 7ساله این غیبت اگر چه امام زمان از نظرها پنهان بود لیکن این غیبت وپنهانی , نسبت به همه کس نبود بلکه کسانی بودند که به صورتی با امام در تماس بودند . و اینان نایبان خاص امام بودندو کارهای مردم را می گذارنیدند نامه ها و سئوالات مردم را به نزد مامام می بردند – یا می فرستادند – و پاسخ امام را به مردم می رساندند . و گاهی گروهی از مردم به وسیله آن نایبان خاص به دیدار امام دوازدهم (عج)راه میافتند .

البته برخی از مورخین آغاز غیبت صغری را از هنگام ولادت امام مهدی (عج)به شمار آورده اند یعنی از سال 255 آغاز و درسال 329 ختم شده که با این حساب دوره غیبت صغری 75 سال خواهد شد . از این رو امام زمان (ع) بنا بر قول مشهور هنگام غیبت کبری یک انسان کامل 75 ساله بودند . ولی پس از در گذشت آخرین سفیر خصوصی آنحضرت این راه نیز به روی مردم بسته شد و فقهای اسلام به عنوان مرجع رسمی و نایبان عام حضرت در امور دینی و دنیوی معرفی شدند و به خاطر بسته شدن همه تماسهای خصوصی و طولانی بودن زمان غیبت نام آن را غیبت کبری نهاند .

امام صادق (ع) در این رابطه فرموده است : ((حضرت قائم (عج) دو غیبت دارد : یکی طولانی (کبری ) و دیگری کوتاه (صغری) .))

در واقع ((غیبت صغری)) مقدمه ((غیبت کبری)) و زمینه سازی برای آن بود . و اگر یک مرتبه غیبت کبری واقع می شد باعث تعجب و حتی انکار عده ای واقع شده و موجب انحراف افکار مردم می گردید و قبول قطع رابطه مستقیم با امام (عج) چنانچه در غیبت کبری واقع شده برای اکثر مرم دشوار بود .

اما حضرت در مدت 70 سال غیبت کوتاه به وسیله نیبان خاص خود با مردم ارتباط برقرار می کرد و حتی به بعضی از افراد اذن زیارت می فرمود تا به تدریج ایشان را با غیبت طولانی خود آشنا و مانوس گرداند .

همچنین از روایات چنین استفاده می شود که علت و فلسفه واقعی غیبت آن امام بر بشر پوشیده است و جز خدا و پیشوایان معصوم علیهم السلام کسی نیست به آن اطلاع کافی و کامل ندارد . چنانچه عبدالله بن فضل هاشمی روایت کرده که از حضرت صادق شنیدم می فرمود : صاحب الامر غیبتی دارد که ناچار از آن است به طوری که اهل باطل در آن تردید می کنند .

عرض کردم : یابن رسول الله ! چرا غیبت می کند ؟ فرمود : به علتی که به ما اجازه نداده اند آشکار سازیم . عرض کردم : چه حکمتی در غیبت اوست ؟ فرمود : همان حکمتی که در غیبت سفیران و حجتهای پیش از او بوده است حکمت غیبت قائم ظاهر نمی شود مگر بعد از آمدن خود او چنان که حکت سوراخ کردن کشتی توسط خضر و کشتن آن بچه و تعمیر دیوار برای حضرت موسی (ع) ظاهر نگشت مگر موقعی که خواستند از هم جدا شود .

فایل ورد 42 ص


دانلود تحقیق زندگینامه ابونصر فارابی

ابو لضر فارابی مؤسس فلسفة اسلامی است او تمام سعی خود را به کار برد که بگوید مطالعات فلسفی بدون بررسی جنبه های عملی آن درجامعه کاری بیهوده است
دسته بندی تاریخ و ادبیات
بازدید ها 6
فرمت فایل doc
حجم فایل 40 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 54
دانلود تحقیق زندگینامه ابونصر فارابی

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

فهرست مطالب

مقدمه

کودکی ابونصر فارابی

زندگی اجتماعی و سیاسی زمان فارابی

وضع علمی فارابی

آثار و کتابهای فارابی

آثار او در منطق

احضاء العلوم

کتاب الجمع بین رأی الحکمین

حساسیت مدینه

مدینه فاضله

رئیس مدینه فاضله

امام و فیلسوف

آراء اهل مدینه فاضله

مدن غیر فاضله

آراء مدن جاهله وضاله

فلسفه مدنی فارابی

مقدمه

ابو لضر فارابی مؤسس فلسفة اسلامی است. او تمام سعی خود را به کار برد که بگوید مطالعات فلسفی بدون بررسی جنبه های عملی آن درجامعه کاری بیهوده است. او کوشش فکری خود را فقط به منظور تهیه طرح اصلاح امور اجتماعی پیلیوی کرد. فارابی می گفت : همانطور که در نظام موجودات امکان انحراف از نوامیس طبیعت وجودندارد در جامعه مدینه فاصله هم اصول منطقی و عملی با نظام آفرینش متناسب خواهد بود. گرچه پیش از فارابی پیروان فرقه اسماعیلیه هم به چنین تناسبی قایل بوده اند: لیکن آنها طرح مدینه فاضله را عنوان نکرده بودند.

بعد از فارابی تا دو سه قرن پیش ، تقریباً تمامی دانشمندان و فلاسفة اسلامی تحت تآثیر عقاید او در تمام زمینه ها از جمله بررسی مایل اجتماعی و علم مدینت قرار گرفته اند. زیرا هیچ مسأله ای در فلسفه اسلامی نیست که فارابی به طرح و توضیح آن نپرداخته باشد. متأسفانه در دو سه قرن اخیر است که تقریباً اکثریت فلاسفة‌ اسلامی در تحقیقات فلسفی خود توجهی به طرح مسایل اجتماعی یا علم الاجتماع نکرده اند. این امر باعث شگفتی صاحبنظران نیز شده است. که چرا تفکر فلسفی و مطالعات فلاسفه اسلامی از طرح اجتماعی و تمدن شوی به دور مانده است.

در حالیکه توجه به جنبه های عملی این مطالعات است که به ارزش آن می افزاید، چنانکه افلاطون نیز گفته است:

« حکمت بی سیاست ناقص و سیاست بی حکمت باطل است و حکیم باید حاکم باشد و حاکم حکیم»

اگر فارابی سعی در جمع فلسفه و دیانت کرده است، این سعی دلیل وحدت دین و فلسفه نمی شود، این سعی لازمة اصول و مبانی فلسفه اوست و به اختصای وضع تاریخی تفکر، صورت گرفته است. بعبارت دیگر سعی فارابی درجمع دین وم علم ، کلام و تصوف با فلسفه، نتیجه پاسخ تازه ای به پرسش اساسی فلسفه وضوع بر تآسیس فلسفة اسلامی است. اگر فارابی به مطالعه و تدوین آراء یوناینان اکتفا می کرد، می توانست مانند کندی فلسفه را در جنب احکام وحی اثبات کند و معتوض نسبت دین و فلسفه نشود. در این صورت، بیان فلسفة او، تا این اندازه شکل نبود.

ممکن است ایراد شود که فلسفه‌ مدنی و مسائل آن در قیاس با مسائل نظری، چندان دشوار نیست، ولی کسانی می توانند چنین ایرادی بکنند که نمی دانند فهم مقاصه فلسفة‌ مدنی فارابی، موکول به درک عمیق فلسفة‌ نظری اوست.

درست است که فارابی، شاگرد فلاسفة‌ یونانی است، اما مقلد آنان نیست. اگر در بعضی از کتب، بمناسبت موقع و مقام، درباب تأثیر آراء فلاسفة یونانی تدر فلسفه اسلامی وتوجه فلاسفة‌ اسلامی، منجمله فارابی به فلسفة یونانی،‌تأکید شده است، نباید نتیجه گرفت که مدینه فاضلة فارابی افلاطونی یا ارسطوئی است.

غالب شرق شناسان اصرار داشته اند که با تتبعات خود، مراجع و مأخذ همه آرائ فلاسفه اسلامی را در بین آثار یونانی بخویند و فلسفة‌ اسلامی را التقاطی صرف بدانند، این طایفه در توجیه اختلاف صورت فلسفة‌ اسلامی با فلسفة‌ یونانی، سوء تفاهم و اشتباه و قصور فهم مسلمین را هم ذخیل دانسته اند. این قبیل اقوال، سطحی است و قائلان به آن دانسته یا ندانسته فلسفه را هیچ و پوچ انگاشته اند. زیرا اگر اشتباه و نفهمیدن مطلبی مؤدی به پیدایش فلسفه شود، هر قول نا مربوط نامفهوم را باید فلسفه دانست.

یکی از مسلمات عصر ما، اینست که آراء و اقوال اشخاص، انعکاسی از شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی و اقتصادی است. بنابراین قول، فلسفة مدنی فارابی باید به مقتضای شرایط سیاسی و اجتماعی اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری در بغداد، تدوین شده بود.

بعضی از مورخان سعی کرده اند که مناسبتی میان آراء فارابی ونظام سیاسی خلافت عباسی بیابند، اما در این باب هر چه گفته اند، تحکمی و نا مربوط بوده است، عجب آنکه این قبیل مطالب را کسانی عنوان می کنند که تمام یا قسمت اعظم آراء فارابی را مأخوذ از مأخذ یو نانی می دانند و متوجه نیستند که این دو قول را نمی توان جمع کرد.

آیا فارابی چنانکه خود تصریح کرده است، طرح مدینه فاضله را مطابق با نظام عالم می دانند یا چنانکه معمولاً گفته می شود، نظام موجودات در نظر او با توجه به ملاحظات و مقتضیات اجتماعی عنوان شده است؟ نظام موجودات در نظر فارابی، هیچ مناسبتی با نظام اجتماعی و مدنی و سیاسی زمان او ندارد.

فارابی در ترتیب طبقات و اصناف مدینه هم بدون اینکه متعرض نظام مدنی و سیاسی موجود شود، پنج طبقه و صنعت مدینه را متناسب با مراتب موجودات ذکر می کند.

البته فارابی منکر نیست که رؤسای مدینه ملاحظات مربوط به زمان و مکان را هم مراعات می کنند، اما این ملاحظات، خدشه و لطمه ای به اصول وارد نمی کنند بلکه صرفاً مربوط به اطلاق اصول بر موارد جزئی است. به این جهت علم به فلسفة‌ نظری فارابی، بیش از آشنائی بشرایط سیاسی و اجتماعی زمان، در فهم معانی فلسفة‌ مدنی او، اهمیت دارد.

مطلب دیگر، نسبت فلسفه نظری با علم مدنی و قیاس این علم با شریعت است.

دراینکه فلسفة نظری، اساس علم مدنی است، تردیدی نیست اما ثبات وحدت فلسفة‌مدنی و شریعت چه جهت دارد؟

از آنجاکه به نظر فارابی فلسفه باید اساس عمل و تدبیر امور و نظام مدینه باشد وشریعت عم اگر مخالف فلسفه صحیح باشد، در مدینة فاضله جائی ندارد، ناچار باید سعی در اثبات وحدت فلسفة ‌مدنی و شریعت شود یا لااقل شریعت و بطور کلی دیانت بر مبنای فلسفه تفسیر شود.

کودکی ابونصر فارابی

نام کوچک او محمد بن محمدبن طرخانی مشهور به ابونصر است. او در شهر فاراب از شهرهای ماوراءالنهر خراسان قدیم در سال 257 هجری قمری برابر با 870 به دنیا آمد،(1) و به همان جا منسوب گشت و فارابی نامیده شد: می گویند پدرش از امرای لشگریان طاهریان در خراسان بوده است. ابونصر دوران کودکی را در موطن اصلی خود گذراند، وتحصیلات ابتدایی را نیز در همان جا به انجام رسانید و به طور مسلم دارای هوش و استعداد ذاتی استثنایی بوده است.

1- در اینکه فاراب از بالد خراسان قدیم است یا از شهرهای بلاد ترک بین مورخین و نویسندگان تراجم احوال اختلاف نظر است. این ندیم نویسنده کتاب الفهر ست که مهمترین سند تاریخی است معتقد است که فاراب از بلاد خراسان و ماوراءالنهر است. با توجه به اینکه ابن ندیم در زمان شهرت نابغه بزرگ و اندیشمند بلند پایه زمان خود یعنی فارابی ضمن اشتغال به کار فروش کتاب دست اندر کار تهیه کتاب الفهر ست بود. و طبعاً توجه خاص به تحقیق در شرح حال رجال برجسته علمی و بیان کتب نویسندگان داشته است به طور مسلم نمی توانسته از دقت دربیان و تشریح احوال نادره زمانش ابونصر فارابی غافل بماند. و بر اساس حد سیاست دیگران حتی موطن و محل تولد او را بیان کند. نظریه دیگر منسوب به ابن حوقل می باشد او می گوید فاراب یا اطرار از بلاد ترک است به نظر اینجانب این گفته نمی تواند مخالف نظریه ابن ندیم باشد زیرا زبان محلی مردم شهرهای ماوراءالنهر در آن زمان اکثر ترکی بوده و هنوز هم اکثراً به لهجه ترکی یا ترکمن تکلم می کنند. با توجه به اینکه فارابی غالباً به لباس و زین ترکها در می امده و تکلم می نموده است به همین عنوان شهرت یافته است وابن حوقل نیز با توجه به همین شهرت گفته است فاراب از بلاد ترک است. و اصولاً عنوان طرخانی لقبی است که در زمان سامانیان به نزدیکان امراء سامانی داده می شده و عنوان پدرش بوده.

فایل ورد 54 ص


دانلود تحقیق زندگی و هنر شاملو

در این مجال کوتاه کار بس دشوار بر عهده من نهاده اند تفسیر و تحقیق نوشتن در مورد یک ادیب که شاید به جرات او بزرگترین ادیب معاصر ایران می باشد متاسفانه بسیاری از ایرانیان این شاعر بزرگ را نمی شناسند و آثارش بر ایشان نا مانوس می باشد
دسته بندی تاریخ و ادبیات
بازدید ها 8
فرمت فایل doc
حجم فایل 34 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 36
دانلود تحقیق زندگی و هنر شاملو

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه ای برزندگی شاملو 1

ترجمه های شاملو 7

نام دفاتر شعر شاملو 10

شعر 11

پیشنوتها 16

بسط طرح 18

قناری و صفت کوچک 22

نتیجه گیری 24


در این مجال کوتاه کار بس دشوار بر عهده من نهاده اند تفسیر و تحقیق نوشتن در مورد یک ادیب که شاید به جرات او بزرگترین ادیب معاصر ایران می باشد متاسفانه بسیاری از ایرانیان این شاعر بزرگ را نمی شناسند و آثارش بر ایشان نا مانوس می باشد .

احمد شاملو: شاعر و نویسنده و مترجم ،محقق ، نمایش نامه نویس، روزنامه نگار.او کسی است که در تمام این مقولات آثاری جاودانه بر جای نهاد آثاری که هرگز فراموش نخواهد شد .

بامداد در سرتاسر زندگی خود دچار ناملایمتهای بسیاری شد که شاید از دیدگاه وی و نوع آثارش چشمه می گرفت در بین اصطلاح به اصطلاح ادیبان بودند کسانی که سعی در تخریب وی داشت اما این آرزوی آنها هیچگاه به حقیقت نپیوست . این خرده نه تنها ادیبان نه تنها راه را به جایی نمی برند بلکه گذشته و آینده خود را نیز پرده ابهام فرومی برند .

شاملو در این دو مورد و ادعا های بی مورد برخی خود می گوید که ناملایمتهایی که به خاطر طرز فکرش بر وی وارد شد.

آیا نه

یکی نه

بسنده بود

که سرنوشت مرا می سازد

تنها فریاد زدم

نه

من از

فرو رفتن

تن زدم

صدایی بودم من

شکل میان اشکال

و معنایی یافتم

این چنین است که کسان

را از آن گونه می نگرند

که نان از دسترنج ایشان می خودرد

و آنچه به گند نفس خویش آلوده می کند

هوای کلبه ایشان است

حال آنکه

چون ایشان بدین دیار فراز آمده اند

آن

که چهره و دروازه بر ایشان گشود

من بودم

شاملو آنگونه که خود بارها اعتراف می کند در کودکی و جوانی زندگی آرامی نداشته پدری نظامی مدام در سفر و ماموریت .مادر از آن سان که بیشتر مهری بورزد سعی در نگهداری این خانواده از هم گسیخته داشته .

در جوانی ازدواجی ناموفق که خود در شعر از آن این گونه یاد می کند.

آقای و زن و خانم ایشان لغت و اگر

همرنگ و هم تراز نباشد لاجرم

محصول زندگیشان دلپذیر نیست .

مثل من و زنم :

من وزن بودم، او کلمات {آسه های و زن }

موضوع شعر نیز

پیون جاودانه لبهای مهر بود.

با آنکه شادمانه در این شعر می نشست

لبخند کودکان ما {این ضربه های شاد}

لیکن چه سود! چون کلمات سیاه و سرد

احساس شوم مرثیه واری به شعر داد:

هم وزن را شکست

هم ضربه های شاد را

هم شعر بی ثمر شد و مهمل

هم خسته کرد بی سببی اوستاد را!

باری سخن دراز شد

وین زخم درناک را

خونابه باز شد…

اما هیچ کدام از این عوامل باعث نشد که شاملو از پای بایستاد و نظاره در آنجه شاید شیرین ترین ایام می نامندش بیفکند. آری او پس ازسالها کسی را یافت که در زندگی او نقش مهمی بر عهده داشت آید اسرکیسیان.

آیدا آرامش روحی و کمک همیشه ایستاده در کنار شاملو بود تا آخرین لحظه عمر وی ، او را تنها نگذاشت و با وی در مقابل تمام آنجه که شاید کینه ورزی عالم و عالمیان توان نامیدن ایستاد.

و چشمانت با من گفتند

که فردا

روز دیگری ست

آنک چشمانی که خمیر مایه مهر است!

وینک مهر تو:

نبرد افزاری

تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم

آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم

به جز عزیمت نابه هنگام هم گریزی نبود

چنین انگاشته بودم

آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود

میان آفتابهای همیشه

زیبای تو

لنگری ست-

نگاهت

شکست ستمگری ست-

و چشمانت با من گفتند

که فردا

روز دیگری ست

شاملو به سال 1304 در تهران متولد و در سال 1379 در کرج چشم از جهان فروبست.

مرداد 79 تلخ ترین ماه برای دوستداران شاملو بود زیرا که او را به خاک سپردند نه او را بلکه پدری که هرگز نخواهد مرد. آرامگاه همیشگی وی در قطعه نویسندگان و هنرمندان امامزاده طاهر می باشد.

شاملو آنگونه زندگی کرد که خود چنین به چار میخ شهری کشدش:

گر بدینسان زیست باید پست

من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم

بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

گر بدینسان زیست باید پاک

من چه نا پاکم اگر ننشانم از ایمان خود،چون کوه

یادگاری جاودانه ،برتر بی بقای خاک.

شاملو در اواخر عمر از بیماری دیابت آزار می برد و به همین دلیل یک پایش را نیز از دست داده بودو آنگاه موقع مرگ فرا رسید خود او رابطه اش را با مرگ اینگونه توصیف می کند.

هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابنتذال شکننده تر بود.

هراس من –باری-همه مردن در سرزمینی ست

که مزد گورکن

فایل ورد 36 ص


دانلود تجربه و سخنان بزرگان جهان

این کتاب پر محتواترین و گویا ترین جملاتی را که در متنهای اصلی و تألیفات مختلف نویسندگان و صاحب نظران بزرگ دنیا از نظر دور مانده جمع آوری کرده ، و اینک این جملات که از متن اصلی بیرون کشیده شده ، مثل نگینهای ثمینند که با پیرایش و تراشی شایسته ، تابش تمام یافته اند
دسته بندی تاریخ و ادبیات
بازدید ها 2
فرمت فایل doc
حجم فایل 67 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 115
دانلود تجربه و سخنان بزرگان جهان

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

جیمز آلن ، اپیکتت ، ژوزف مورفی ، گوته ، مارک اورل ، دیپاک چوپرا ، امرسون ، ادیسون ، پوانکاره ، کیمبی ، دیل کارنگی ، سوزان کوئلیام ، آلن کار ، جودی تاتل بام ، جودی جیمز ، جودیت تینگلی ، خوزه سیلوا ، اندرو متیوس ، هربرت بنسن ، ریچارد کارلسون ، لئو بوسکالیا ، وین دایر ، پاسکال ، روسو ، امانوئل کانت ، ارسطو ، تولستوی ، نیچه ، ابراهام لینگلن ، اقلیدوس ، کلمنت استون ، فرانکین برد ، جک کنفلید ، شوپنهاور ، گراهام بل ، جان گری ، ژرژ هربرت ، گالیله ، سیسرون ، ناپلئون بناپارت ، اردشیر بابکان ، خوزه سیلو ، محمد حجازی ، اندرو متیوس ، بنجامین دیزرائیلی ، کالوین کولیج ، چرچیل ، زرتشت ، ابوعلی سینا ، دهخدا ، چارلز دیکنز ، افلاطون ، ناپلئون ، فیثاغورث ، مترلینگ، فروید ، بتهون ، لقمان حکیم ، آنتونی رابینز ، بقراط ، سقراط ، گاندی ، چارلی چاپلین و …


مقدمه :

چه بسیار پیش آمده که در زندگی خواسته ایم با پیکار راه خود را بگشاییم . و با این کار بر مشکلات غلبه کنیم و قبل از هر چیز به فکر افتاده ایم تا کتابی را باز کنیم و از جملات و محتوای آن درمان خویش را بیابیم . اما گرفتاریها و مشکلات عدیده زندگی و وقت کوتاهی که در اختیار داریم . اجازه چنین کاری را به ما نمی دهد . امروزه در عصر انفجار اطلاعات ، و دورانی که دهکدة بزرگ جهانی هر روز و یا به زبانی گویاتر هر لحظه با اطلاعاتی جدید تر و شگفت تر مواجه است . بشر بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش و کامیابی و شادمانی است ، تا روح خسته خویش را آرام بخشد .

کتابی که پیش روی شماست ، با عنایت به همین مطلب جمع آوری شده است .

وقت شما کم ، فرصتتان اندک ، گرفتاریهایتان روز افزون و نیازتان به شنیدن و آموختن جملات شیرین و دلچسب بسیار است .

این کتاب پر محتواترین و گویا ترین جملاتی را که در متنهای اصلی و تألیفات مختلف نویسندگان و صاحب نظران بزرگ دنیا از نظر دور مانده جمع آوری کرده ، و اینک این جملات که از متن اصلی بیرون کشیده شده ، مثل نگینهای ثمینند که با پیرایش و تراشی شایسته ، تابش تمام یافته اند .

در واقع شما برای خواندن هر کتاب این بزرگان باید ساعتها وقت می گذاشتید و ما این راه را برای شما کوتاه کردیم .

جانبخش ترین و دلنشین ترین جملاتی را که می تواند شما را از اندوه رهانیده و راه درست زندگی کردن و درست فکر کردن را به شما بیاموزد در این مجموعه گرد آمده است تا شما با صرف کمترین وقت گرانبهاترین هدایا را دریافت دارید . به هر صورت امید می رود خواندن این کتاب در جهت پربار کردن اوقات شما باشد ، نه در جهت پر کردن وقت شما . یقیناً خواندن این کتاب حاصلی نخواهد داشت مگر اینکه به
دانسته­ها و آموخته ها ی خود عمل کنید .


فصل اول :

تجربه و سخنان بزرگان جهان

اخلاق ، ادب ، علم ، نیکی ، عقل

  • یک روز جوانی از سقراط پرسید : استاد چگونه می توان عاقل و خردمند شد سقراط در جوابش گفت : با من بیا سپس او را با خود به کنار رودخانه ای برد و آنگاه سر وی را به دست گرفت و زیر آب فرو کرد به طوریکه جوان نزدیک بود خفه شود و بعد او را رها کرد هنگامی که شاگرد جوان حالش جا آمد و توانست نفس بکشد سقراط از او پرسید . وقتی که زیر آب بودی تنها آرزویت چه بود مرد جوان جواب داد هوا آنگاه سقراط به او گفت : اگر عقل و خرد را نیر به همانگونه بطلبی که هوا را آرزو کردی پس آن را خواهی یافت .
  • زبان را با موافقت عقل بکار انداز و در حد و اجازه عقل سخن بگوئید .
  • عقل به منزلة دستگاه گیرنده است و زبان به منزله دستگاه فرستنده .
  • عاقل آنچه را که می داند نمی گوید ، ولی آنچه را که می گوید می داند .
  • فقط کسی می تواند از ادب و تربیت عالی خویش دم بزند ، که در برخورد با مردم بی ادب و بی تربیت مؤدب باقی بماند .
  • اهل علم باش و مغز خود را بیشتر از جسم خود به کار بگیر .
  • انسان عاقل همیشه از بد گوئی هایی که از او می شود استفاده می کند .
  • جمعی در انتظارند که پیشوایی ظهور کند و آنان را به راه راست هدایت نماید ، حال آنکه پیشوایی مهمتر از عقل و خرد نیست . خوبست همه او را فرمانبری کنیم .
  • کسیکه عقل را بر احساساتش غلبه دهد قوی ترین انسان روی زمین است .
  • همه چیز چون بسیار شود خوار و ارزان گردد مگر علم و دانش که هر چه بیشتر شود عزیزتر باشد .
  • اخلاق می تواند جانشین علم و مال و مقام و زیبایی و سایر مزایا باشد . اما هیچ نعمتی جای آنرا نمی گیرد .
  • اشخاص عاقل و با اخلاق هرگز کلامی به زبان نمی آورند که احساسات دیگران را جریحه دار سازند .
  • شر با شر خاموش نمی شود چنانکه آتش با آتش . بلکه شر را خیر فرو نشاند و آتش را آب .
  • سعی نکنید وقتی کسی از شما عیب می گیرد و به شما حمله می کند . متقابلاً عیوب او را مقابل چشمانش بیاورید و بدیها او را به رخش بکشید و بر عکس سعی کنید در همان حال و جو نقاط مثبت اخلاقی و سیرتی او را برای جمع و خودش بازگو کنید .
  • نیکی چیزی است که بیش از هر چیز مردم را خلع سلاح می کند .
  • ادب چیزی غیر از گفتار و رفتار توأم با مهربانی نیست .

فصل دوم :

امید ، آرزو ، جوانی ، لذت

  • انسان هر کاری که می کند یا برای رسیدن به لذت است یا برای رها شدن از رنج ، مرتباً از اهرم رنج و لذت در هر کاری استفاده کنید .
  • هر چه آرزو دارید قبل از خواب به ذهن بدهید .
  • فعالیت اساسی و پر بار شما در زندگی هنگامی مثمرثمر خواهد بود . که شما در هر لحظه از عمر از کاری که می کنید لذت ببرید .
  • بیچاره ترین مردم در زمین آنانی هستند که رویایی در ذهن نمی پرورانند . پس همیشه رویایی در ذهن داشته باشید ، زیرا اهداف از رویاها ریشه می گیرند .
  • انتهای آرزوی یک نفر این است که مورد تحسین و تشویق قرار گیرد .
  • راه نفوذ در دیگران دانستن آرزوهایشان است .
  • شما فقط یکبار زندگی می کنید . بنابراین عمر خود را به انجام کارهایی بگذرانید که دوستاشان دارید .
  • فقط سعی کنید از آنچه اکنون دارید تا آنجا که می توانید لذت ببرید ، اگر به جای آنکه به آنچه نمی توانید انجام دهید به آنچه قادر هستید انجام دهید توجه نمائید حتماً خوشی بیشتری خواهید داشت که شما را متعجب می کند .
  • افسوس که جوان نمی داند و پیر نمی تواند .
  • استعداد چیزیست که در جوانی پیدا می شود ، اگر آنرا تربیت کردید و در صدد تقویت آن برآمدید مانند بذری که در مزرعة خوب کاشته شده باشد محصول خواهد داد و اگر آن را به حال خود گذاشتید و تربیت نکردید مانند تخمی که در زمین شوره زار افتاده باشد از بین می رود و محصول نمی دهد .
  • براستی پیران جوان و جوانان پیر در دنیا بسیارند .
  • گناهان روزگار جوانی را می توان در سیمای پیری خواند .
  • برای انسان آرزو و امید همچون آب برای ماهی است .
  • بیشتر ما همیشه نیمه خالی لیوان را می بینیم . و تمام توجه خود را به آنچه که نداریم معطوف می کنیم و از آنچه که داریم غافل مانده لذت نمی بریم .
  • گروهی از ما آنچنان حواسمان به چیزهایی که نداریم معطوف است که دیگر
    نمی توانیم از آنچه که داریم لذت ببریم .
  • سعی نمائید در بارة آنچه که مردم می خواهند صحبت کنید و طریقی که به آنها نشان دهید تا بدان وسیله به آمال و آرزوی خود برسند .
  • انسان کار می کند تا از زندگی لذت ببرد و کار نمی کند که وقتش را پر کند و از طرف دیگر خوشبختی واقعی از آن کسی است که هنر برقراری توازن بین کار و تقریح را بلد باشد .
  • هر کس از ستایش و تمجید لذت می برد .
  • به خاطرتان داشته باشید هر تغییری که آن را لازم دارید باید در ذهنتان با خوشی و لذت ارتباط یابد .


فصل سوم :

اندیشه ، تفکر ، هدف

  • نگرشها مهمتر از واقعیتها هستند .
  • عدم برنامه ریزی فردا را برای ما دشوارتر از آنی می سازد که باید باشد .
  • وقتی هدفی را مشخص می کنید از خود بپرسید بهای احتمالی آن چه می تواند باشد . و بعد اینکه آیا راضی به پرداخت این بها هستید بدین ترتیب وقتی می دانید که برای رسیدن به هدف ناگزیر از پرداخت این بها هستید خود را برای آن آماده کرده و در مقابلش شوکه نخواهید شد . شوخی می گفت : اگر فکر می کنید گران است منتظر بمانید ، تا صورتحساب تلاش نکردنتان برسد .
  • سرنوشت و آینده ما همان است ، که ما می اندیشیم و فکر می کنیم .
  • مطلقاً منفی فکر نکیند ، هر کاری به شما گفتند بگوئید می توانم بله .
  • من اندیشة خود را در معرض این فکر مسخرة رندانه قرار نمی دهم که هر چه بر سر آدمی میاید خیر و صلاح اوست ، بلکه برانم که هر کسی از پیشامد بهترین وجه استفاده کند ، مانند انسان خوب و فرزانه ای عمل کرده است .
  • ورزشکار معروف فنلاندی و دارندة شش مدال طلای المپیک می گوید : من همه چیزم را مدیون ذهن خود هستم ، ذهن من همه چیز من است و عضلات من چیزی جز توده هایی از لاستیک نیستند .
  • ذهن ما گرانبها ترین دارایی ماست . هیچوقت نگوئید چیزی از من گذشته .
  • تفکر مشکلترین کارهاست و از این روست که تنها معدودی از انسانها به آن می پردازند .
  • اگر احساس بی منزلتی می کنید همین گونه اید . اگر فکر می کنید که بازنده خواهید شد می شوید . اگر دوست دارید که برنده باشید ، اما فکر می کنید که نمی توانید مطمئن باشید که نمی توانید . و بالاخره اگر فکر می کنید که شکست خواهید خورد می خورید . اغلب مشکلات ما در واقع ناشی از فقدان تفکر است .
  • مردی که برای اولین بار اصطلاح تفکر مثبت را بکار برد این مطالب را اینگونه بیان کرده است : هم آنانی که خود را ناتوان می دانند درست می اندیشند ، و هم آن دیگرانی که خویشتن را توانا می انگارند .
  • در صحبتها و احیاناً در مباحثاتتان همیشه تأکید کنید که هر دو یک مقصود و یک هدف دارید منتهی راه رسیدن به آن متفاوت است . همیشه سعی کنید به طرف بگوئید : آری ، بله حتی المقدور او را از گفتن کلمة نه باز دارید . زیرا در غیر این صورت او حاضر نیست حرفش را کنار بگذارد و غرورش را زیر پا بگذارد .
  • تفکر مثبت هیچ تضمینی به شما ارائه نمی دهد . اما امکانی به وجود می آورد که از حداکثر توان خود بهره بگیرید . آینده شما بستگی به اندیشه های هشیار شما دارد .
  • یک تمرین سریع طرح ریزی اهداف : بنشینید تکه کاغذ بزرگی را در دست بگیرید و هدفهای کوتاه مدت و بلند مدت خود را هم در رابطه کاری و هم در زندگی خصوصی یادداشت کنید . این را مشخص کنید که چه تعداد از این هدفها واقعگرایانه و قابل دسترس هستند و چند تا از آنها فقط رویاهایی آرمانی محسوب می شوند . هیچیک از رویاهایتان را به سادگی نادیده نگیرید قبل از اینکه آنها را واپس بزنید و دور بریزید . بیشتر دربارة امکانپذیر بودن آنها فکر کنید تا متحمل بودن آنها بخاطر داشته باشید اگر تلاش کنید هر چیزی امکانپذیر خواهد بود و اگر تلاش نکیند هیچ تغییری حاصل نخواهد شد افق ذهنتان را گسترش دهید .
  • اگر همیشه منتظر بدترین ها باشید به احتمال زیاد همان پیش بینی بد به وقوع خواهد پیوست . سعی کنید بیشتر به پیشامدهای خوبی که ممکن است برایتان رخ بدهد فکر کنید .
  • در جمله های انتقادیتان از باید و نباید استفاده نکنید و سعی کنید بیشتر از کلمة فکر نمی کنید یا فکر می کنم اینجور بهتر باشد استفاده کنید .
  • هر آنچه ما هستیم نتیجه افکاری است ، که داشته ایم .
  • مهم چیزی است که فکر می کنیم هستیم .
  • اگر شما همیشه کارهایی را انجام دهید که طبق عادات انجام می دادید ، همیشه نتایجی را خواهید گرفت که طبق عادات می گرفتید ، اگر کاری را که انجام
    می دهید در راستای هدف شما نیست باید کاری دیگری انجام دهید .
  • کسی که بدون فکر کردن حرف می زند ، صیادی را ماند که بدون نشانه گرفتن تیر خالی کند .
  • اساس بدبختی و گرفتاری فرد و بزرگترین جلوگیری که او را از پیشرفت
    باز می دارد ، نبودن هدف مشترک و یک راه زندگی واضح برای اوست .
  • به جای گفتن « مطمئناً » و یا بدون شک و دیگر نظایر آن بگوئید فکر می کنم و یا تصور می کنم .
  • اندیشیدن آسان است و عمل کردن مشکل . اما مشکلترین کار ما عمل کردن به آن چیزهایی است که می اندیشیم .
  • سعی کنید در آن واحد تنها به یک چیز بیندیشید .
  • امرسون می گوید : مردان بزرگ کسانی هستند که می دانند اندیشه ها بر جهان فرمان می رانند .
  • اندیشه های ما سرنوشت ما را رقم می زنند . آنچه امروز هستیم ثمرة اندیشه های دیروز ماست و فردا چیزی جز اندیشه های امروز ما نیست .
  • پس بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید .
  • بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی برزگتر از فکر او .
  • جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست .
  • کسی که به فکر انتقام باشد همیشه زخم های خود را تازه نگه می دارد .
  • برای تلفظ کوتاهترین کلمه بله یا نه خیلی بیشتر از یک نطق باید فکر کرد .
  • اگر به خاطر حرف دیگران از دنبال کردن اهداف خود عقب نشینی می کنید . مثل این است که به آنها می گوئید : برای من نظر شما از نظر خودم مهمتر است .
  • هر چه حافظه را به کار گیریم و از آن استفاده کنیم قویتر می گردد . و هر چه بیشتر به آن اعتماد کنیم قابل اعتمادتر می گردد .
  • هر گز قبل از فکر کردن حرف نزن و کاری انجام مده .
  • دیروز در خیابان شما ، چند تا ماشین پراید آلبالویی رنگ دیده اید احتمالاً فقط اگر خود شما صاحب یک پراید آلبالویی رنگ باشید ، متوجه این موضع شده اید و در غیر اینصورت اصلاً چیزی به خاطر نخواهید آورد ، چرا زیرا شما همیشه چیزی را می بینید که در جستجوی آن هستید .
  • پس یاد بگیرید به جای اعتراض نسبت به مسائل به دو چیز فکر کنیم . اول ارائه راه حل برای بهبود شرایط و دوم سازگاری با شریط غیر قابل تغییر .
  • اگر به قصد مسافرت به یکی از آژانسهای فروش بلیط اتوبوس ، قطار یا هواپیما مراجعه می کنید ، نخستین سؤال فروشنده بلیط از شما این است که مقصد شما کجاست ، تا شما این سؤال را به درستی و روشنی پاسخ ندهید بلیط برای شما صادر نمیشود . آیا کسی بدون هدف مبادرت به انجام سفر می کند ، ولی بسیاری از انسانها با ارزشترین بزرگترین و مهمترین سفر خود یعنی سفر زندگی را بدون تعیین هدف و مقصود سپری می سازند .
  • پس درنگ نکنید و از هم اکنون افکار خود را فقط روی اهداف کلیدی خود متمرکز کنید و از نیروی خارق العاده حاصل برای ایجاد یک تغییر مثبت در زندگی خویش کمک بگیرید .
  • همیشه دربارة بهترین پیشامدها فکر کن .
  • اگر چیزی را دوست ندارید آن را عوض کنید و اگر نمی توانید آن را تغییر دهید شکل تفکر و شیوه نگریستن خود را به آن تغییر دهید . تنها در این صورت است که تمام عالم زیبا و عالی به نظر می رسد و لبخندهای ناخودآگاه از آن دور دستها بر لبان شما ظاهر می شوند .
  • این را باید قبول کرد که همه مانند من نیستند و مثل من فکر نمی کنند .
  • همانطور که جامة کهنه را از تن دور می کنی، اندیشه های کهنه را نیز دور کن .
  • به طور کلی راز موفقیت هر فرد در این است که برای خود هدفی تعیین کرده و آن را دائماً در ذهن خود مجسم ساخته و جزء باورهای خود قرار دهد .
  • تمام افکار خود را روی کاری که دارید متمرکز سازید . پرتوهای خورشید
    نمی سوزانند ، مگر آنکه در یک نقطه متمرکز شوند .
  • تنها راه دستیابی به سعادت دراز مدت آن است که بر اساس بزرگترین
    آرمانهای خود زندگی کنیم یعنی هدف واقعی زندگی خود را بشناسیم و طبق آن عمل کنیم .
  • مردم خودشان را با هر چیز خسته می کنند مگر با تفاهم و اندیشه واقعاً چرا ؟
  • زندگی بدون هدف چرخ زندگی را بدست قضا و قدر سپردن است .
  • بدون تعقیب هدفی معین ، زندگی لذت ندارد .
  • فکر کردن بسیار آسان است و عمل کردن بی نهایت دشوار ، هیچ چیز در زندگی مشکلتر از این نیست که انسان افکار خود را به مرحله عمل گذارد .
  • وقتی هدف خود را تشخیص دادید و عزم کردید که به آن برسید ، تمام هم و غم شما باید اندیشیدن در پیرامون این هدف باشد ، مثل معروفی است که وقتی
    ذره بین را روی کاغذ در برابر نور خورشید بگردانید . جایی از کاغذ را
    نمی سوزاند ولی وقتی آن را در یک نقطه متمرکز ساختید بی شک آن نقطه را خواهد سوزاند . پس شما هم تمام قوای خود را در نقطة معین برای رسیدن به هدفی که انتخاب کرده اید به کار اندازید یقیناً کامیاب خواهید شد .


فصل چهارم :

اراده ، پشتکار ، تصمیم ، استقامت

  • آنی خواهنی بود که اراده می کنی .
  • هیچ تلاشی بی نتیجه نمی ماند . یک تکه یخ را که تا دمای پنجاه درجه سانتیگراد سرد شده بردارید و به آن گرما بدهید . ابتدا هیچ اتقاقی رخ نمی دهد ، این همه انرژی گرمایی صرف می شود ولی هیچ نتیجة قابل رویت مشاهده نمی شود . و ناگهان در دمای صفر درجه یخ ذوب می شود این کار را ادامه دهید . باز هم انرژی فراوانی صرف می شود بدون آنکه تغییری مشاهده گردد تا اینکه به حدود صد درجه سانتیگراد می رسیم. حباب و بخار آب می جوشد و نتیجه این احتمال وجود دارد که انرژی زیادی را صرف کار می کنیم ، مثلاً صرف یک پروژه یک شغل و حتی یک قالب یخ و با این وجود به نظرمان می رسد که هیچ نتیجه ای نگرفتیم . اما در حقیقت انرژی ما دور از چشممان در حال ایجاد دگرگونی بوده است ، کار خورد را ادامه دهید و مطمئن باشید که دگرگونی از راه خواهد رسید ، این اصل را به خاطر بسپارید بی جهت دچار هراس نشوید و یأس را نیز به خود راه ندهید .
  • تنها با عمل و پشتکار می توانید رویاهای خود را به حقیقت تبدیل کنید ، بسیاری از مردم پیشرفت اشخاص موفق را ناشی از شانس ، هوش و استعداد می دانند اما اگر به مطالعه شرح حال آنها بپردازیم به این نتیجه می رسیم که عامل اصلی پشتکار و ایستادگی در عمل است .
  • چارچوب تصمیمات خود را به سرعت مشخص کنید .
  • چکیده دانشهای آدمی دو کلمه است : صبر و امیدواری .
  • با استقامت به همه چیز می توان رسید .
  • آنکه از دست روزگار به خشم می آید ، هر چه آموخته بیهوده بوده است .
  • اگر به هنگام جزر نتوانی ماهی بگیری ، به هنگام مد آزمایش کن .
  • باید با صبر و شکیبایی عیبهایی را که نمی توانیم نه در خود و نه در دیگران تغییر دهیم ، تحمل کنیم . کرة زمین مال اشخاص پشتکاردار است .
  • هر گاه گرفتن تصمیم مهمی را دشورا یافتید ، بدانید که علتش فقط یک چیز است و آن اینکه تصور روشنی از ارزشهای زندگی خود ندارید .
  • با صبر و بردباری ، برگ توت تبدیل به پیراهن ابریشمی می شود .
  • دانستن بدون خواستن ( اراده ) هرگز توانستن به بار نمی آورد .


فصل پنجم :

پول ، مال ، ثروت

  • احساس غنی بودن ، غنای واقعی را به دنبال خواهد داشت ، این فکر را هرگز از خاطر دور نکنید .
  • ثروتمندان و فقرا دو نگرش کاملاً متفاوت نسبت به پول دارند ، فقرا آرزو می کنند که پول بدست آورند و ثروتمندان ایمان دارند که به دست می آورند .
  • شما قادر نیستید با پول خود جز جمعی قلیل دوست تهیه نمائید ، ولی می توانید با رفتار نیک و محبت عالمی را فریفته و یار خود سازید .
  • مال از بهر آسایش عمر است ، نه عمر از بهر گرد کردن مال .
  • با هم برادر باشید ، ولی در ضمن حسابهایتان را نگه دارید .
  • میل به دارا بودن ، بدون تلاش و کوشش علامت بزرگ ناتوانی و تنبلی است .
  • تاتوانی رویای پولدار بودن و در اوج مکنت بودن را تجسم کنید و با تمام وجود به این رویا شاخ و برگ دهید و از آن لذت ببرید .
  • هر چه بیشتر ببخشید ، بیشتر دریافت می کنید .
  • بخیل برای ثروت خود نگهبان است و برای وارث انباردار .
  • بهتر است ثروتمند زندگی کنیم ، تا اینکه ثروتمند بمیریم .


فصل ششم :

تملق ، عیب ، غرور ، قاطعیت

  • قاطعیت جذابیت بین مردم ایجاد می کند .
  • بیش از اینکه از دیگران عیبجوئی کنید ، در اطراف خطاهای خود سخن بگوئید .
  • از عذرخواهی و اظهار کوچکی ، صرف نظر کنید کمتر به جزئیات بپردازید .
  • معایب دیگران معلمان خوبی هستند .
  • سؤال یا کاری را که می خواهید طرف مقابل انجام دهد آنچنان ، با قاطعیت مطرح کنید که طرف مقابل ناگزیر به انجام آن شود . و البته از کسی بخواهید که بتواند آن را به شما بدهد از یک مرد عریان نخواهید که پیراهنش را به شما بدهد .
  • در زندگیهای دوستانه و روابط صمیمانه تملق و تمجید مثل روغنی که به چرخهای ماشین می زنند واجب و لازم است اگر روغن به چرخها نزنند ماشین از کارکردن باز می ماند و اگر در دوستیها تملق و تمجید نباشد بی ثبات و متزلرل خواهند بود.
  • شنیدن عیبهایمان اگر بعد از تمجید مزایا وهنرهای ما باشد ، چندان بر ما گران نمیاید همانطور که سلمانی قبل از آنکه تیغ را بکار بیندازد ، صورت را صابون کاری می کند .
  • اگر می بینی کسی بر روی تو لبخند نمی زند ، علت را در لبان فرو بستة خود جستجو کن .
  • کسیکه غرور دارد حاضر است گم شود و راه را از دیگران نپرسد .
  • کسیکه پشت الاغ باد به غبغبه بیندازد . چون اسب سوار شود ، پاک دیوانه خواهد شد .
  • اگر به عیوب افراد توجه کنی هر گز دوست پیدا نخواهی کرد .
  • اشرار از کسانی هستند که عیوب مردم را جستجو کنند و با آن بچسبند و نیکوئی آنها را نایده و فراموش گذارند . مانند پشه که در جاهای کثیف و زخم بدن
    می نشیند و از جاهای تمیز دوری می کند .
  • فقط محض آنکه بدانی چه مزه ای دارد ، ظرف بیست و چهار ساعت آینده از هیچ کس و هیچ چیز انتقاد نکن .


فایل ورد 115 ص


آشنایی با ارسطو

کتابی فوق العاده برای عاشقان فلسفه
دسته بندی فلسفه و منطق
بازدید ها 5
فرمت فایل pdf
حجم فایل 4094 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 84
آشنایی با ارسطو

فروشنده فایل

کد کاربری 21919
کاربر

کتابی فوق العاده برای عاشقان فلسفه


دانلود تحقیق طرح ریزی معماری

طرح ریزی عبارت است از فرآیند اختصاصی کردن و نهایتاً هماهنگ کردن نیازهای محیط، کاربرد اقتصاد این فرآیند علاوه بر ارزش سودمندی یک ارزش فرهنگی نیز دارد زیرا در تهیه یک طرح برای هر فعالیت اجتماعی معمار اجباراً بر روی انجام آن فعالیت تأثیر گذار است
دسته بندی معماری
بازدید ها 4
فرمت فایل doc
حجم فایل 16 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 13
دانلود تحقیق طرح ریزی معماری

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

معمار معمولاً هنگامی شروع به کار می کند که محل و نوع و هزینه یک ساختمان مشخص شده اند.

محل شامل رفتار متغیر محیط طبیعی می شود که باید طبق نیازهای فیزیکی ثابت انسان تغییر داده شود؛ نوع ، فرم عمومی تعیین شده توسط جامعه است که باید طبق کاربرد خاصی که ساختمان برای آن لازم است تغییر کند؛ هزینه متضمن اقتصاد زمین ، نیروی کار و مصالح است که باید طوری تنظیم شود که با مجموعه خاصی متناسب باشد.

بدینسان طرح ریزی عبارت است از فرآیند اختصاصی کردن و نهایتاً هماهنگ کردن نیازهای محیط، کاربرد اقتصاد. این فرآیند علاوه بر ارزش سودمندی یک ارزش فرهنگی نیز دارد زیرا در تهیه یک طرح برای هر فعالیت اجتماعی معمار اجباراً بر روی انجام آن فعالیت تأثیر گذار است.

طرحریزی و محیط

محیط طبیعی همزمان یک مانع و هم یک کمک است، و معمار پیگیر جلب کمک آن و دفع حملات آن است. او به منظور مسکونی ساختن و راحت کردن ساختمان باید اثرات گرما، سرما، نور، هوا، رطوبت و خشکی را کنترل کند و پتانسیل های مخرب مانند آتش، زمین لرزه، سیل و بیماری را پیش بینی کند.

روش های کنترل محیط که در اینجا مورد ملاحظه قرار گرفته اند فقط جنبه های عملی طرحریزی هستند. معمار در زمینه های جنبه های ظاهری با آنها مواجه می شود. محل و نوع ساختمان ها در رابطه با مکان آنها، توزیع فضاها در داخل ساختمان، و سایر اجزای طرحریزی که در زیر مورد بحث قرار گرفته اند عناصر بنیادی در زیبایی شناسی و معماری هستند.

جهت گیری

آرایش محورهای ساختمان ها و بخش های آنها روشی برای کنترل آثار خورشید، باد و بارندگی است. مسیر خورشید منظم است؛ این در نیمکره شمالی به سوی نماهای جنوبی ساختمان ها است و به نماهای شمالی آنها نمی خورد، به گونه ای که امکان دارد با چرخاندن محور یک طرح به سوی آن یا پشت به آن برای گرما گرفته شود یا برای خنکی از آن دوری شود. در داخل ساختمان ، محور و استقرار هر فضا مقدار خورشیدی را که دریافت می کند تعیین می نماید. جهت گیری می تواند هوا ارا از نظر گردش کنترل کند و معایب باد، باران و برف را کاهش دهد، زیرا در اکثر اقلیم ها می توان جریان های متداول را پیش بینی کرد. مشخصات محیط بی واسطه نیز بر جهت گیری تأثیر می گذارند : درختان، شکل اراضی و سایر ساختمان ها سایه ایجاد می کنند و باد را کاهش داده یا تشدید می کنند، در حالی که منابع آب رطوبت ایجاد می کنند و خورشید را منعکس می نمایند.

طراحی

طراحی می تواند با طراحی فرم هایی از معماری که امکان دارد آثار نیروهای طبیعی را تعدیل کنند، محیط را کنترل کند. مثلاً پیشامدگی، ابزارها، بیرون زدگی ها، حیاط ها و پیشخوان ها سایه و محافظت در مقابل باران ایجاد می کنند. سقف ها طوری طراحی می شوند که برف را دفع کنند و آب را تخلیه کرده یا حفظ کنند. دیوارهای محافظ در اطراف ساختمان ها باد، نور و گرما را محدود می کنند.

پنجره بندی

پنجره ها وسایل اصلی کنترل نور طبیعی هستند؛ مقدار، توزیع، جهت، شدت، و کیفیت آن با تعداد، اندازه، شکل و محل استقرار آنها با مشخصات مواد نیمه شفاف تعیین می شوند.

ولی طراحی پنجره بندی تحت تأثیر عوامل دیگری نیز هست، مانند تهویه و گرمایش. چون اکثر مواد نیمه شفاف گرما را ساده تر از دیوارهای متوسط هدایت می کنند، در اقلیم های فوق العاده پنجره ها به طور محدودی به کار می روند. نهایتاً، از آنجایی که پنجره های شفاف رابط تماس بصری بین داخل و خارج هستند، طراحی آنها با نیازهای زیبایی و عملی مشروط می شود.

رنگ

رنگ به دلیل گستره بازتاب و جذب پرتوهای خورشید آن علاوه بر یفیت ظاهری یک کارکرد عملی طرحریزی نیز دارد. از آنجایی که رنگ های روشن گرما را باز می تابنند و رنگ های تیره آن را جذب می کنند انتخاب مواد و رنگدانه ها ابزار مؤثری برای کنترل محیطی است.


مصالح و تکنیک ها

انتخاب مواد علاوه بر خواص آنها که آنها را برای انسان مفید می سازند، با قابلیت آنها در مقاومت در مقابل محیط نیز مشروط می شود. یکی از کارهای معمار یافتن یک راه حل موفق برای دو شرط است : موازنه امتیازات فیزیکی و اقتصادی چوب در مقابل امکان آتش سوزی، موریانه و کپک، مقاوت به هوای شیشه و فلزات سبک نسبت به رسانندگی گرمایی بالای آنها، و بسیاری از تضادهای مشابه. جلوه های طبیعی خشن تر مانند بار سنگین برف، زمین لرزه، بادهای قوی و طوفان های تور نادو در نقاطی که متداول هستند با وسایل فنی خاصی کنترل می شوند.

امکان دارد به دلایل مختلف هر تعداد از این کنترل ها خارج از دسترس طراح باشند. مثلاً محیط شهری آزادی جهت گیریف طراحی، پنجره بندیف و غیره را محدود می کند و مشکلات کنترل جدید مختص خود را به وجود می آورد؛ دود، گرد و خاک ، صدا و بو.

کنترل داخلی

کنترل محیط از طریق طراحی طرح و پوسته بیرونی ساختمان نمی تواند کامل باشد، زیرا حالات فوق العاده گرما و سرما، نور و سر و صدا به داخل نفوذ می کنند که در آنجا می توانند با طراحی فضاها و با وسایل تهویه خاص بیشتر تعدیل شوند.

دما، نور و صدا همگی می توانند توسط اندازه و شکلفضاهای داخلیف روش اتصال فضاها به یکدیگر و مصالح به کار رفته در کف ها، دیوارها، سقف ها و اثاثیه، کنترل شوند. هوای گرم می تواند با تنظیم ارتفاع سقف و منابع تهویه نگهداشته شود یا آزاد شود. نور در رابطه با بافت و رنگ سطوح منعکس می شود و می تواند به وسیله دیوارهای زبر تیره کاهش یابد و توسطدیوارهای همواره روشن افزایش یابد؛ اصوات توسط بعضی از مواد انتقال می یابند و توسط مواد دیگر جذب می شوند و می توانند با شکل داخل و با استفاده از مصالح ساختمانی یا کاربردی ای کنترل شوند که براساس چگالی، ضخامت، و بافت شان امواج صوتی را تقویت کرده یا محدود می کنند.

قبل از ورود سیستم های مکانیکی و الکتریکی در قرن نوزدهم، وسایل تهویه در معماری نقش محدودی داشتند. بخاری دیواری تقریباً تنها روش کنترل دما بود (اگرچه رومی ها سیستم آبی مدرن را برای گرمایش تابشی پیش بینی کرده بودند)؛ چراغ های سوختی و شمع باید قابل حرکت می بودند و بیشتر در حوزه اثاثیه بودند تا معماری؛ همین مطلب برای آویزهای دستباف و آویزهای مورد استفاده برای مقاصد آکوستیکی صحیح است.

امروزه گرمایش، عایق بندی، تهویه هوا، نوردهی و روش های آکوستیکی به اجزای اساسی برنامه معماری تبدیل شده اند. این محافظت ها و رفاهیات صنعتی شدن محیط را آنقدر مؤثر کنترل می کنند که معماری معاصر آزاد است از قسمت اعظم رویکردهای سنتی به طراحی محل و داخل استفاده کند یا آنها را کنار گذارد.


نقشه های معماری و تکنیک های طراحی

برای ما شواهد فراوانی وجود دارد که مطئمن باشیم که اکثر بناهای یادبود اسلامی قبل از اینکه ساخته شوند روی نقشه طراحی شده اند. معماران اسلامی تکنیک های رسم دنیای باستان را به ارث گرفتند که علاوه بر نقشه های اجزایی، با توجه به ابزارهای ظریف ترسیم هندسی که در ساختار حفاری باستان شناسی یافت شده اند نیز می دانیم خیلی اصلاح شده اند. توصیف البلوی مورخ از ساختمان مسجد ابن تولون در قاهره (9-876) تأیید می کند که تا ورود کاغذ از چین در قرن نعهم پوست مورد استفاده بوده است. احمد (زندانی) گفته است "بیایید، در مورد ساختن مسجد چه می گویید؟" مسیحی پاسخ داد : "من آن را برای پرنس رسم خواهم کرد، برای او که با چشمان خود ببینید، بدون یک ستون بلکه دو تا برای محراب". احمد دستور داد که پوست ها برای وی آورده شوند، و مسجد را رسم کرد.

فایل ورد 13 ص


دانلود تحقیق زندگینامه ابونصر فارابی

ابو لضر فارابی مؤسس فلسفة اسلامی است او تمام سعی خود را به کار برد که بگوید مطالعات فلسفی بدون بررسی جنبه های عملی آن درجامعه کاری بیهوده است
دسته بندی تاریخ و ادبیات
بازدید ها 6
فرمت فایل doc
حجم فایل 40 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 54
دانلود تحقیق زندگینامه ابونصر فارابی

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

فهرست مطالب

مقدمه

کودکی ابونصر فارابی

زندگی اجتماعی و سیاسی زمان فارابی

وضع علمی فارابی

آثار و کتابهای فارابی

آثار او در منطق

احضاء العلوم

کتاب الجمع بین رأی الحکمین

حساسیت مدینه

مدینه فاضله

رئیس مدینه فاضله

امام و فیلسوف

آراء اهل مدینه فاضله

مدن غیر فاضله

آراء مدن جاهله وضاله

فلسفه مدنی فارابی

مقدمه

ابو لضر فارابی مؤسس فلسفة اسلامی است. او تمام سعی خود را به کار برد که بگوید مطالعات فلسفی بدون بررسی جنبه های عملی آن درجامعه کاری بیهوده است. او کوشش فکری خود را فقط به منظور تهیه طرح اصلاح امور اجتماعی پیلیوی کرد. فارابی می گفت : همانطور که در نظام موجودات امکان انحراف از نوامیس طبیعت وجودندارد در جامعه مدینه فاصله هم اصول منطقی و عملی با نظام آفرینش متناسب خواهد بود. گرچه پیش از فارابی پیروان فرقه اسماعیلیه هم به چنین تناسبی قایل بوده اند: لیکن آنها طرح مدینه فاضله را عنوان نکرده بودند.

بعد از فارابی تا دو سه قرن پیش ، تقریباً تمامی دانشمندان و فلاسفة اسلامی تحت تآثیر عقاید او در تمام زمینه ها از جمله بررسی مایل اجتماعی و علم مدینت قرار گرفته اند. زیرا هیچ مسأله ای در فلسفه اسلامی نیست که فارابی به طرح و توضیح آن نپرداخته باشد. متأسفانه در دو سه قرن اخیر است که تقریباً اکثریت فلاسفة‌ اسلامی در تحقیقات فلسفی خود توجهی به طرح مسایل اجتماعی یا علم الاجتماع نکرده اند. این امر باعث شگفتی صاحبنظران نیز شده است. که چرا تفکر فلسفی و مطالعات فلاسفه اسلامی از طرح اجتماعی و تمدن شوی به دور مانده است.

در حالیکه توجه به جنبه های عملی این مطالعات است که به ارزش آن می افزاید، چنانکه افلاطون نیز گفته است:

« حکمت بی سیاست ناقص و سیاست بی حکمت باطل است و حکیم باید حاکم باشد و حاکم حکیم»

اگر فارابی سعی در جمع فلسفه و دیانت کرده است، این سعی دلیل وحدت دین و فلسفه نمی شود، این سعی لازمة اصول و مبانی فلسفه اوست و به اختصای وضع تاریخی تفکر، صورت گرفته است. بعبارت دیگر سعی فارابی درجمع دین وم علم ، کلام و تصوف با فلسفه، نتیجه پاسخ تازه ای به پرسش اساسی فلسفه وضوع بر تآسیس فلسفة اسلامی است. اگر فارابی به مطالعه و تدوین آراء یوناینان اکتفا می کرد، می توانست مانند کندی فلسفه را در جنب احکام وحی اثبات کند و معتوض نسبت دین و فلسفه نشود. در این صورت، بیان فلسفة او، تا این اندازه شکل نبود.

ممکن است ایراد شود که فلسفه‌ مدنی و مسائل آن در قیاس با مسائل نظری، چندان دشوار نیست، ولی کسانی می توانند چنین ایرادی بکنند که نمی دانند فهم مقاصه فلسفة‌ مدنی فارابی، موکول به درک عمیق فلسفة‌ نظری اوست.

درست است که فارابی، شاگرد فلاسفة‌ یونانی است، اما مقلد آنان نیست. اگر در بعضی از کتب، بمناسبت موقع و مقام، درباب تأثیر آراء فلاسفة یونانی تدر فلسفه اسلامی وتوجه فلاسفة‌ اسلامی، منجمله فارابی به فلسفة یونانی،‌تأکید شده است، نباید نتیجه گرفت که مدینه فاضلة فارابی افلاطونی یا ارسطوئی است.

غالب شرق شناسان اصرار داشته اند که با تتبعات خود، مراجع و مأخذ همه آرائ فلاسفه اسلامی را در بین آثار یونانی بخویند و فلسفة‌ اسلامی را التقاطی صرف بدانند، این طایفه در توجیه اختلاف صورت فلسفة‌ اسلامی با فلسفة‌ یونانی، سوء تفاهم و اشتباه و قصور فهم مسلمین را هم ذخیل دانسته اند. این قبیل اقوال، سطحی است و قائلان به آن دانسته یا ندانسته فلسفه را هیچ و پوچ انگاشته اند. زیرا اگر اشتباه و نفهمیدن مطلبی مؤدی به پیدایش فلسفه شود، هر قول نا مربوط نامفهوم را باید فلسفه دانست.

یکی از مسلمات عصر ما، اینست که آراء و اقوال اشخاص، انعکاسی از شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی و اقتصادی است. بنابراین قول، فلسفة مدنی فارابی باید به مقتضای شرایط سیاسی و اجتماعی اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجری در بغداد، تدوین شده بود.

بعضی از مورخان سعی کرده اند که مناسبتی میان آراء فارابی ونظام سیاسی خلافت عباسی بیابند، اما در این باب هر چه گفته اند، تحکمی و نا مربوط بوده است، عجب آنکه این قبیل مطالب را کسانی عنوان می کنند که تمام یا قسمت اعظم آراء فارابی را مأخوذ از مأخذ یو نانی می دانند و متوجه نیستند که این دو قول را نمی توان جمع کرد.

آیا فارابی چنانکه خود تصریح کرده است، طرح مدینه فاضله را مطابق با نظام عالم می دانند یا چنانکه معمولاً گفته می شود، نظام موجودات در نظر او با توجه به ملاحظات و مقتضیات اجتماعی عنوان شده است؟ نظام موجودات در نظر فارابی، هیچ مناسبتی با نظام اجتماعی و مدنی و سیاسی زمان او ندارد.

فارابی در ترتیب طبقات و اصناف مدینه هم بدون اینکه متعرض نظام مدنی و سیاسی موجود شود، پنج طبقه و صنعت مدینه را متناسب با مراتب موجودات ذکر می کند.

البته فارابی منکر نیست که رؤسای مدینه ملاحظات مربوط به زمان و مکان را هم مراعات می کنند، اما این ملاحظات، خدشه و لطمه ای به اصول وارد نمی کنند بلکه صرفاً مربوط به اطلاق اصول بر موارد جزئی است. به این جهت علم به فلسفة‌ نظری فارابی، بیش از آشنائی بشرایط سیاسی و اجتماعی زمان، در فهم معانی فلسفة‌ مدنی او، اهمیت دارد.

مطلب دیگر، نسبت فلسفه نظری با علم مدنی و قیاس این علم با شریعت است.

دراینکه فلسفة نظری، اساس علم مدنی است، تردیدی نیست اما ثبات وحدت فلسفة‌مدنی و شریعت چه جهت دارد؟

از آنجاکه به نظر فارابی فلسفه باید اساس عمل و تدبیر امور و نظام مدینه باشد وشریعت عم اگر مخالف فلسفه صحیح باشد، در مدینة فاضله جائی ندارد، ناچار باید سعی در اثبات وحدت فلسفة ‌مدنی و شریعت شود یا لااقل شریعت و بطور کلی دیانت بر مبنای فلسفه تفسیر شود.

کودکی ابونصر فارابی

نام کوچک او محمد بن محمدبن طرخانی مشهور به ابونصر است. او در شهر فاراب از شهرهای ماوراءالنهر خراسان قدیم در سال 257 هجری قمری برابر با 870 به دنیا آمد،(1) و به همان جا منسوب گشت و فارابی نامیده شد: می گویند پدرش از امرای لشگریان طاهریان در خراسان بوده است. ابونصر دوران کودکی را در موطن اصلی خود گذراند، وتحصیلات ابتدایی را نیز در همان جا به انجام رسانید و به طور مسلم دارای هوش و استعداد ذاتی استثنایی بوده است.

1- در اینکه فاراب از بالد خراسان قدیم است یا از شهرهای بلاد ترک بین مورخین و نویسندگان تراجم احوال اختلاف نظر است. این ندیم نویسنده کتاب الفهر ست که مهمترین سند تاریخی است معتقد است که فاراب از بلاد خراسان و ماوراءالنهر است. با توجه به اینکه ابن ندیم در زمان شهرت نابغه بزرگ و اندیشمند بلند پایه زمان خود یعنی فارابی ضمن اشتغال به کار فروش کتاب دست اندر کار تهیه کتاب الفهر ست بود. و طبعاً توجه خاص به تحقیق در شرح حال رجال برجسته علمی و بیان کتب نویسندگان داشته است به طور مسلم نمی توانسته از دقت دربیان و تشریح احوال نادره زمانش ابونصر فارابی غافل بماند. و بر اساس حد سیاست دیگران حتی موطن و محل تولد او را بیان کند. نظریه دیگر منسوب به ابن حوقل می باشد او می گوید فاراب یا اطرار از بلاد ترک است به نظر اینجانب این گفته نمی تواند مخالف نظریه ابن ندیم باشد زیرا زبان محلی مردم شهرهای ماوراءالنهر در آن زمان اکثر ترکی بوده و هنوز هم اکثراً به لهجه ترکی یا ترکمن تکلم می کنند. با توجه به اینکه فارابی غالباً به لباس و زین ترکها در می امده و تکلم می نموده است به همین عنوان شهرت یافته است وابن حوقل نیز با توجه به همین شهرت گفته است فاراب از بلاد ترک است. و اصولاً عنوان طرخانی لقبی است که در زمان سامانیان به نزدیکان امراء سامانی داده می شده و عنوان پدرش بوده.

فایل ورد 54 ص


دانلود تحقیق زندگی و هنر شاملو

در این مجال کوتاه کار بس دشوار بر عهده من نهاده اند تفسیر و تحقیق نوشتن در مورد یک ادیب که شاید به جرات او بزرگترین ادیب معاصر ایران می باشد متاسفانه بسیاری از ایرانیان این شاعر بزرگ را نمی شناسند و آثارش بر ایشان نا مانوس می باشد
دسته بندی تاریخ و ادبیات
بازدید ها 8
فرمت فایل doc
حجم فایل 34 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 36
دانلود تحقیق زندگی و هنر شاملو

فروشنده فایل

کد کاربری 8067
کاربر

فهرست مطالب

عنوان صفحه

مقدمه ای برزندگی شاملو 1

ترجمه های شاملو 7

نام دفاتر شعر شاملو 10

شعر 11

پیشنوتها 16

بسط طرح 18

قناری و صفت کوچک 22

نتیجه گیری 24


در این مجال کوتاه کار بس دشوار بر عهده من نهاده اند تفسیر و تحقیق نوشتن در مورد یک ادیب که شاید به جرات او بزرگترین ادیب معاصر ایران می باشد متاسفانه بسیاری از ایرانیان این شاعر بزرگ را نمی شناسند و آثارش بر ایشان نا مانوس می باشد .

احمد شاملو: شاعر و نویسنده و مترجم ،محقق ، نمایش نامه نویس، روزنامه نگار.او کسی است که در تمام این مقولات آثاری جاودانه بر جای نهاد آثاری که هرگز فراموش نخواهد شد .

بامداد در سرتاسر زندگی خود دچار ناملایمتهای بسیاری شد که شاید از دیدگاه وی و نوع آثارش چشمه می گرفت در بین اصطلاح به اصطلاح ادیبان بودند کسانی که سعی در تخریب وی داشت اما این آرزوی آنها هیچگاه به حقیقت نپیوست . این خرده نه تنها ادیبان نه تنها راه را به جایی نمی برند بلکه گذشته و آینده خود را نیز پرده ابهام فرومی برند .

شاملو در این دو مورد و ادعا های بی مورد برخی خود می گوید که ناملایمتهایی که به خاطر طرز فکرش بر وی وارد شد.

آیا نه

یکی نه

بسنده بود

که سرنوشت مرا می سازد

تنها فریاد زدم

نه

من از

فرو رفتن

تن زدم

صدایی بودم من

شکل میان اشکال

و معنایی یافتم

این چنین است که کسان

را از آن گونه می نگرند

که نان از دسترنج ایشان می خودرد

و آنچه به گند نفس خویش آلوده می کند

هوای کلبه ایشان است

حال آنکه

چون ایشان بدین دیار فراز آمده اند

آن

که چهره و دروازه بر ایشان گشود

من بودم

شاملو آنگونه که خود بارها اعتراف می کند در کودکی و جوانی زندگی آرامی نداشته پدری نظامی مدام در سفر و ماموریت .مادر از آن سان که بیشتر مهری بورزد سعی در نگهداری این خانواده از هم گسیخته داشته .

در جوانی ازدواجی ناموفق که خود در شعر از آن این گونه یاد می کند.

آقای و زن و خانم ایشان لغت و اگر

همرنگ و هم تراز نباشد لاجرم

محصول زندگیشان دلپذیر نیست .

مثل من و زنم :

من وزن بودم، او کلمات {آسه های و زن }

موضوع شعر نیز

پیون جاودانه لبهای مهر بود.

با آنکه شادمانه در این شعر می نشست

لبخند کودکان ما {این ضربه های شاد}

لیکن چه سود! چون کلمات سیاه و سرد

احساس شوم مرثیه واری به شعر داد:

هم وزن را شکست

هم ضربه های شاد را

هم شعر بی ثمر شد و مهمل

هم خسته کرد بی سببی اوستاد را!

باری سخن دراز شد

وین زخم درناک را

خونابه باز شد…

اما هیچ کدام از این عوامل باعث نشد که شاملو از پای بایستاد و نظاره در آنجه شاید شیرین ترین ایام می نامندش بیفکند. آری او پس ازسالها کسی را یافت که در زندگی او نقش مهمی بر عهده داشت آید اسرکیسیان.

آیدا آرامش روحی و کمک همیشه ایستاده در کنار شاملو بود تا آخرین لحظه عمر وی ، او را تنها نگذاشت و با وی در مقابل تمام آنجه که شاید کینه ورزی عالم و عالمیان توان نامیدن ایستاد.

و چشمانت با من گفتند

که فردا

روز دیگری ست

آنک چشمانی که خمیر مایه مهر است!

وینک مهر تو:

نبرد افزاری

تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم

آفتاب را در فراسوهای افق پنداشته بودم

به جز عزیمت نابه هنگام هم گریزی نبود

چنین انگاشته بودم

آیدا فسخ عزیمت جاودانه بود

میان آفتابهای همیشه

زیبای تو

لنگری ست-

نگاهت

شکست ستمگری ست-

و چشمانت با من گفتند

که فردا

روز دیگری ست

شاملو به سال 1304 در تهران متولد و در سال 1379 در کرج چشم از جهان فروبست.

مرداد 79 تلخ ترین ماه برای دوستداران شاملو بود زیرا که او را به خاک سپردند نه او را بلکه پدری که هرگز نخواهد مرد. آرامگاه همیشگی وی در قطعه نویسندگان و هنرمندان امامزاده طاهر می باشد.

شاملو آنگونه زندگی کرد که خود چنین به چار میخ شهری کشدش:

گر بدینسان زیست باید پست

من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوائی نیاویزم

بر بلند کاج خشک کوچه بن بست

گر بدینسان زیست باید پاک

من چه نا پاکم اگر ننشانم از ایمان خود،چون کوه

یادگاری جاودانه ،برتر بی بقای خاک.

شاملو در اواخر عمر از بیماری دیابت آزار می برد و به همین دلیل یک پایش را نیز از دست داده بودو آنگاه موقع مرگ فرا رسید خود او رابطه اش را با مرگ اینگونه توصیف می کند.

هرگز از مرگ نهراسیده ام

اگر چه دستانش از ابنتذال شکننده تر بود.

هراس من –باری-همه مردن در سرزمینی ست

که مزد گورکن

فایل ورد 36 ص