| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4085 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
فهرست
مقدمه
ابزارها
مدت زمان ایجاد نوش
سازمان کار در تخت جمشید
معیار حجاران برای تناسب در تخت جمشید
مقایسه مهتدان، اسبها و ارابه ها
مقایسه قطعات مرکزی نشاندهنده ی شاه در مواقع بار دادن
قص بالدار در هخامنشی
بال ها
فهرست منابع
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مقدمه:
تخت جمشید را می توان تقریباً همانند ارگ ها ویا دژهای حکومتی و سکونت گاهی ایران در دوران اسلامی داشت، زیبا پادشاهان یا حاکمان ایالت ها یا شهرهای بزرگ در ایران بر اساس شیوه ای کهن، فضاهای سکونت گاهی، حکومتی و تشریفاتی خود را غالباً درون محوطه ای محصرر و دارای استحکامات دفاعی می ساختند که در برابر تهدیدهای خارجی و داخلی حتی المکان در امان باشند. این گونه مجموعه ها که آن ها را دژ، کهندژ، قلعه یا ارگ می نامیده اند، افزودن بر فضاهای سکونت گاهی، حکومتی و تشریفاتی، عرصه ها و فضاهای متنوعی برای برخی از انواع فعالیت های خدماتی و نظامی داشتند. چنین الگویی در طرحی شهری از دوران پیش از اسلام تا اواخر دوره قاجار در بسیاری از نواحی و مناطق سرزمین گسترده ایران وجود داشته است وتخت جمشید و آنچنان که داریوش در کتیبه ای به آن به عنوان یک دژ اشاره کرده است، باید نمونه ای از دین گونه ارگ های سکونت گاهی- حکومتی، تشریفاتی دانست درباره چگونگی ساختن بناهای روی صفحه هنوز اطلاعات روشنی به دست نیامده ، البته کتیبه ای از داریوش درباره شیوه ساختن کاخی در شوش وجود دارد که گویای چگونگی انجام فعالیت های بزرگ ساختمانی در آن دوران است و می توان حدس زد که در ساختن تخت جمشید از همان شیوه استفاده شده است.
مساحت کل تخت جمشید 14000 متر مربع بوده و در دامنه کوه رحمت شرف به جلگه مردودشت واقع شده و با تراشیدن قسمتی از کوه به وجود آمده است. پلکان ورودی بنای تخت جمشید از تخته سنگ های عظیم تراشیده شده است. این پلکان به یک لیوان منتهی می شود که گاوه های بالدار با سر آدمی از آن پاسداری می کنند. در این ایوان، کتیبه ای از خشایار شاه دیده می شود. در این کتیبه نوشته شده که این « درگاه همه ملت هاست»
نازک کاری و حکاکی سراسر بناهای تخت جمشید با دقت و وسواس در خور یک بنای شاهانه و مقدس انجام گرفته است. گرچه مجسمه های تخت جمشید تا حدود زیادی از سر مشق های آشوری در برخی جنبه ها از نقش برجسته های اقوام دیگر اقتباس شده اند ولی در آنها، رفتار و حالت متفاوت خوشایند وعبرت آموزی به چشم می خورد. همه تصاویرها با وقار و بر کنار از زندگی هستند و در آن ها،احساس آگاهی از حضور آسمانی دیده می شود.
ابزارها
سنگ تراشی زمان هخامنشی به تفصیل به وسیله آن یریت تیلیا و کارل نایلندر مورد بررسی قرار گرفته است. در اینجا من فقط کار بر روی نقوش برجسته را مورد بحث قرار می دهم. روش های حکاکی را می توان به بهترین وجه بر روی بخش های ناتمام نقوش برجسته مشاهده کرد، و تقریباً هر مرحله از کار می تواند در جایی در تخت جمشید مورد شناسایی قرار گیرد. در بعضی از موارد می توانیم از روی علائم به جا گذاشته شده روی سنگ تعیین کنیم چه ابزاری و به چه ترتیبی در آن به کار رفته است. ابزارهای آهنی، چه کلنگ و و چکش ( با دسته افقی ) یا قلم سر تیز و اسنکه ( که با پتک چوبی به آن ضربه می زنند) مورد استفاده قرار می گرفت.
هر یک از این دو گروه را می توان به ابزارهای سرتیز، لبه دار و نوع دندانه د ار از هر اندازه و وزنی تقسیم کرد. کلنگ سنگین برای سنگتراشی و شکل دادن ابتدایی با توجه به اینکه تکه سنگی که بایستی برداشته شود به چه اندازه است با ضربه عمودی و یا ضربه سریع و لب شکن مورد استفاده قرار می گرفت. مرحله بعدی احتمالاً استفاده از قلم های تخت و پتک چوبی بوده است. برای تهیه یک سطوح صاف معمولاً از چکش لبه دار و بطور عمودی تر و شاید با گذشت زمان، از چکش دانه دار استفاده می شده است.[1]پس از آن بطور پی در پی چکش های ظریف تر همراه با استفاده از قلم های لبه دار به کار می رفته است. در جزئیات از قلم ها واسکنه های لبه دار تخت و باریک استفاده می شده است. آخرین مرحله صاف کردن سطوح بوسیله مواد ساینده از درجات مختلف و آب بوده وسرانجام برای زدون خراش های باقی مانده از عمل سایش با مالیدن سنگ با همان درجه سختی یا سرب یا چرمی که احتمالاً پوست کوسه بوده استفاده می شده پس از آن نقوش برجسته رنگ می شدند.
در این مختصر ابزارها وطرز کاربرد آنها به طور خلاصه بیان شده است؛ لیکن در اینجا باید به نکته ای اشاره کنم. در هر مرحله حجار یا بنا می توانست از انواع مختلف ابزارها سود ببرد. بسته به آموزش واستنباط شخص خود و هم چنین اهمیت کاری که انجام می داد. از قلم یا کلنگ ابزار لبه دار یا دندانه دار استفاده می کرد. علاوه بر این تشخیص علامت بجا گذاشته شده بوسیله یک کلنگ با آنچه که یک قلم بجا می گذارد، و تفاوت بین اثر چکش لبه دار از قلم درز صاف، یا چکش دندانه دار از اسکنه دندانه دار مشکل است.[2]
هیچ گواهی برای کاربرد مغارهای گرد یا مغار، اره، سوهان تخت یا سوهان وجود ندارد[3]. حفره های کوچک برای متصل کردن تزئینات فلزی و مجاری ریختن سرب مذاب بوسیله مته ساخته می شدند، احتمالاً مته های کمانی با استفاده از سر مته کوتاه و ساینده؛ لیکن از تکنیک « مته چرخان» که در صنعت پیکره سازی یونان رواج کامل داشت استفاده ای به عمل نیامده است. از خراطی در معماری سنگ استفاده نشده است، لیکن در کار چوب، فلز کاری و برای صنعت ساخت ظروف سنگی و مهرهای استوانه ای از آن استفاده شده است.[4]
نشانه ای از سایر ابزارهایی که بوسیله حجاران و بنایان مورد استفاده قرار گرفته است باقی نمانده. یکی از این ابزارها همان گونیای بنایان است که مشتمل بر یک لبه صاف، یک گوشه قائمه، یک تراز و یک شاقول است.
[1] -در قلم های دندانه دار (یا چکش) درایران وارزش آن به عنوان یک شاخص زمانبندی به تایلاندر، پرسپولیس صفحه 53 تا 56 مراجعه کنید، که باید نشانه های ابزارهای دندانه دار در داخل یک محل اتصال در گوشه جنوب شرقی تخت رستم نیز به آن اضافه شود( مشاهدات شخصی و ابزارهایی با دندانه های بسیار ریز در محل زینت گل وبوته های مقبره کورش در پاسارگاد) ( دی بی استر و ناخ) « یک نشانه دایره ای شکل در مقبره کورش» ایران جلد نهم ( 1971). صفحه (157) نشانه هایی از ابزار دندانه داری به همین گونه را می توان در زیر مرز گل و بوته در پایین شرقی ترین شیرو گاو در روی پهلوی آپادانا مشاهده کرد این نشانه 25 علامت دندانه دار 9/1 سانتیمتر دارد که به معنی 76% سانتیمتر فاصل هر دندانه است.
[2] -از روی ترتیب علائم بنظرم می آید که از چکش دندانه دار بیش از اسکنه دندانه دار در تخت جمشید استفاده شده است.
[3] -قلم انحنادار: از قلم انحنا دار زیاد استفاده به عمل نیامده است. اگر چه تیلاء روشها، صفحه 82، اظهار داشته است که « فقط وقتی پیکر تراش مجبور بوده روی یک قطعه کوچک مقعر کار کند، در یک شکاف کم عمق و یا بار یک از قلم های انحنادار استفاده کرده است. لیکن به طور معمول، در بیشتر بخش ها از قلم تخت استفاده می کرده اند « و نایلاندر،پاسارگاد صفحه 27 اظهار می دارد که « آنها برای بریدن حاشیه های موجداء بعضی از لباسهای خراجگزاران در پیکره های آپادانا مورد استفاده قرار گرفته اند» ارة: سنگهای به کار رفته در پرسپولیس سخت تر از آن هستند که بتوان با اره آنها را برید سوهان ها: تیلاء روشها صفحه 3-n71 ( نظریه قبلی نایلاندر که در پاسارگاد تکرار نشده است) فارکاس: پیکره در صفحه 71 از به کار بردن سوهان جهت می کنند.
[4] -نظریه داده شده است که در ساختن پایه های ستونهای کاخهای پرسپولیس و پاسارگاد از یک چرخ تراش استفاده به عمل آمده؛ ولی هیچ گواهی برای آن وجود ندارد و مشخص است که شکافهای افقی با استفاده از چرخ تراش ایجاد نشده اند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 6297 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 40 |
اهمیت شهر تبریز
ضمن برسی مراکز قالیبافی ایران، شهر تبریز از مزیت خاصی بهرمند می شود که مایه مباهات مردم این شهر است ، اما نه از این نظر که عالیترین قالیها در این شهر بافته می شود ، چه در سایر نواحی قالیهای بهتر تهیه می گردد ، بلکه به جهت آشنایی طولانی و افتخارآمیز مردم آن با این حرفه و به خصوص از این رو که احیاء این صنعت در نیمه دوم قرن نوزدهم تا اندازه زیادی مرهون مهارت و تهور و دید وسیع مردان تبریز بوده است.
سوابق تاریخی
آذربایجان شرقی در شمال غربی ایران قرار دارد از شمال به دره رود ارس و قفقاز و از غرب به دریاچه ارومیه و استان آذربایجان غربی، از جنوب به استانهای آذربایجان غربی و زنجان و از شرق به استان گیلان و اردبیل محدود است. شهرهای مهم آن، سراب،اهر، مراغه، مرند و میانه می باشد.
آب و هوا آذربایجان شرقی کلاً سرد و خشک بوده کوهستانی بودن منطقه و عرض جغرافیایی بالا از عوامل برودت قسمت اعظم استان و کمی ارتفاع و اثرات ملایم کننده دریای مازندران از عوامل اعتدال پاره ای از مناطق استان به شمار می روند. به طور کلی آب و هوای معتدل، کوهستانی بودن منطقه و سایر اختصاصات طبیعی و جغرافیایی، تبریز و نواحی آن را برای کشاورزی و دامداری مستعد ساخته و فراورده های دامی خود مردم هنردوست و صنعتگر آن را به جانب صنایع دستی بویژه هنرهای دستی از جمله فرشبافی سوق داده است.
سرزمین آذربایجان بنابه اسناد تاریخی و یافته های باستان شناسی با قدمتی در حدود (عصر دیرینه سنگی) یکی از مناطق باستانی ایران محسوب می شود. شاید مهم ترین حادثه در تاریخ آذربایجان در قرن یازدهم اتفاق افتاده باشد چه در این زمان ترکان سلجوقی بر ایران غلبه کردند و ایالات آذربایجان و همدان را به عنوان اقامتگاه دائمی خود برگزیدند. در اندک زمانی در این دو ناحیه زبان ترکی جایگذین زبان فارسی و عربی شد و تبریز نیز بصورت شهر ترک زبان درآمد که تاکنون نیز بهمین حال باقی مانده است.
در قرن چهاردهم و هفتم و هشتم هجری، زمان سلطه مغول، این ایالت رشد فوق العاده ای یافته و تقریباً به صورت مرکز سیاسی و فرهنگی ایران در می آید.
قالی بافی می بایست در آذربایجان ریشه کهن داشته باشد. تأمین مواد اولیه و سهولت دستیابی به ضرورتهای این حرفه نسبت به سایر مناطق ایران بیشتر بوده و تبریز را نه تنها بازار فرش بلکه بازار مناسبی برای سایر تولیدات در قرون میانه ساخته بود.
تبریز از زمان هلاکوخان مغول از مراکز عمده تولید و دادوستد قالی بوده است. پا به پای شهر هرات (در خراسان قدیم و حالیه افغانستان) قالی بافی در آن مراحل تکاملی خود را می پیموده است. بخصوص در زمان صفویان با ایجاد کارگاههای بزرگ قالی بافی، بافندگان طراز اول گردهم آمده به بافت نمونه های ارزنده ای دست یافتند که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
قالی مشهور مسجد اردبیل (1539م) که اکنون در موزه ( ویکتوریا و آلبرت) لندن از آن نگهداری می کنند.
قالی دیگری که مربوط به همین مسجد بوده و آن نیز در شهر لندن (مؤسسه دوین MAISAN DUVEEN) است.
یک تخته قالی که به امپراطور چالز کوئینت( Charles Quint) تعلق داشته است
دو تخته قالی بسیار زیبای موزه پولدی (Poldi) میلان که اولی مربوط به سال 1522 م و دارای امضای غیاث الدین جامی و دومی می بایست بدون تردید مربوط به نیمه دوم قرن 16 باشد.
مدت چندین قرن از قالی ایران به عنوان کالای تجاری استفاده می شد ولی میزان این تجارت ناچیز بود تا اینکه در قرن 15، مردم کشورهای مغرب زمین آنرا شناختند و برای آن ارزش قایل شدند و از قرن 17 به بعد هم پس از آنکه قالی ایران به خارج از کشور راه یافته بود صنعتکاران تبریز با دریافت سلیقه مردم اروپا و آمریکا دست به بافتن قالی هایی زدند که بازار آن کشورها را به خود اختصاص دادند.
تبریز که در موارد بسیاری همواره علمدار نهضتهای مختلفی بوده است در اعتلای هنر فرشبافی ایران نقش به سزایی داشته و رونق دوباره و احیای هنر فرشبافی را در اواخر دوره قاجاریه و اوایل سلطنت پهلوی و راهیابی فرش ایران را به بازارهای جهان و گسترش این حرفه در تمام نقاط ایران را تنها مرهون هوش و ذکاوت بازرگانان و قالیبافان صبور این منطقه باید دانست.
تاریخ طراحی فرش تبریز
مردم تبریز رسامان بسیار خوبی هستند و در تعدیل و تطبیق طراحها نیز مهارت دارند. اما قادر نیستند مانند طراحان کرمان آفریننده ی طرحهای نو و اشکال زیبا و مهیج باشند. فقط طرحهایی را که به نظر شان خوب و قابل فروش می آید اقتباس می کنند ، خواه این طرحها متعلق به قرن شانزدهم باشد یا نقوش جدیدی می باشد که از کشورهای اروپایی به ایران راه یافته است.
طراحی قالی آن هم در تبریز به خاطر بروز حوادث تاریخی و تحولات اجتماعی سیاسی دست خوش تغییرات و فراز و نشیب هایی بوده است و گاه این تحولات باعث قدرت گرفتن و اهمیت یافتن نقش شهر تبریز در عرصه هنر طراحی فرش گردیده است که مختصراً به آن اشاره می کنیم.
پایه ریزی مدارس و مکاتب فرهنگی و هنری که حتی در عصر پر آشوب تیمور نیز ادامه یافت شهر تبریز را همراه با شهرهای آباد ماوراءالنهر، قطبی پر جاذبه در دنیای قدیم ساخت.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1032 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
فرشبافی در ترکمنستان سابقه طولانی دارد.این کشور منطقه ای است در شرق دریای خزر شمال ایران و افغانستان و غرب وجنوب مغولستان چین –جاده ابریشم در قدیم از بغداد وباگذر از تهران-عشق آباد-سمرقند و تاشکند این منطقه را به دو نیم می کرد.در قدیم الایام بازرگانان و تجار از این راه سفر می کردند.این راه زمانی معروف شد که مارکوپولو از آن عبور کرد و داستانهایی در مورد این سرزمین و مردم این مسیر نقل کرد.وی همچنین در یادداشتهای خود اشاره ای به فرش ترکمن کرده است.انواع فرش ترکمن ریشه در قبایل آنها دارد .قبایل اصلی ترکمن عبارتند از Teke,Yomut,Arsary,Choudur,saryk,salyr نقشه های فرش در ترکمنستان الهام گرفته از گیاهان و حیوانات و طبیعت بوده و بعنوان سمبل فرهنگ ترکمن محسوب می شود.
در سال 2001 فرش بزرگ پارچه ای به مساحت 300 متر مربع با وزن 5/1 تن بافته شد که در کتابGuiness به ثبت رسیده است
که تصویر آن را در زیر مشاهده می کنید:
امروزه تجارت فرش های سبک ترکمن از کشورهای افغانستان- پاکستان وایران انجام می گبرد.فرش های سبک ترکمنی بسیاری را در بازارهای پاکستان می توان یافت که در ترکمنستان یا جنوب ازبکستان بافته شده و به آنجا منتقل شده اند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 5993 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 47 |
چکیده:
اقوام هفت گانه بلوچ، کرد، عرب، ترک، فارس، چارایماق و سیستانی به دلیل شرایط خاص سیاسی و طبیعی در طول تاریخ در مناطق مختلف استان های خراسان رضوی و جنوبی سکونت گزیده اند. این اقوام تولیدکننده قالیهایی هستند که بلحاظ دارا بودن ویژگیهای مشترک در بازار جهانی فرش به نام قالی بلوچ خراسان شناخته شده اند. طرح ها و نقوش، نقشمایه، رنگهای کاربردی و همنشینی رنگ ها در این قالیها به هم شباهت بسیاری دارد در این مقاله تلاش گردیده با بهره گیری از طرح تحقیقاتی شناسایی، ریشه یابی و احیای نقوش قالی بلوچ خراسان ضمن معرفی طرح ها و نقوش و نقشمایه های قالی بلوچ خراسان در خصوص رنگبندی و همنشینی رنگها در این قالی بحث و بررسی به عمل می آید.
مقدمه:
قالی ایران درختی است که ریشه درژرفنای کویرداردوبلندای سرشاخه های آن به ارتفاعات البرزمیرسد.میوه شیرین این درخت تنومند قرنهاست که مورد توجه جهانیان قرارگرفته است! آنان نام ایران را با فرشهایش و قالی را توام با نام ایران شناحته و میشناسد! قالیبافی در ایران نقطه تقاطع فرهنگ تاریخ و اقتصاد محسوب میگردد! چراکه در بسیاری از مناطق روستائی، عشایری و شهری علاوه بر آنکه فرشبافی از بعد هنری نیازهای درونی بشر را برطرف می نماید، در ایجاد اشتغال، افزایش درآمد سرانه ملی و صدور فرهنگ ملی و اسلامی نقش بسزائی داشته و دارد. لذا همگی ما به فرش مدیون هستیم و می بایست در حد توان به معرفی فرشهای ایرانی بپردازیم! یکی از مهمترین ویژگیهای قالی ایرانی تنوع آن است. محققی همچون فورد(p.r.j.ford) براین نکته تاکید می نماید که فرشهای ایرانی آنقدر متنوع هستند که بسیاری از طرحها و نقوش آن ناشناخته است. قالیبافی درایران نزد اقوام مختلف از محبوبیت فوق العاده ای برخوردار است که در این بین خراسان همواره یکی از مهمترین مراکز بافت قالی بوده است. این استان که زمانی از یک طرف به استان سغد و از طرف دیگر به خوارزم ختم میگردیده از دیرباز تاکنون همواره یکی از مهمترین قطب های تولید فرش بوده است .
هجوم ازبکها، افاغنه و مغولها و تاخت و تاز این اقوام و در بسیاری از موارد ویران نمودن شهرهای بزرگی همچون نیشابور و کاشمر نتوانسته است رشد هنرهای سنتی بویژه قالیبافی را در خراسان متوقف نماید و همواره علیرغم وجود بحرانهای مختلف در مقاطع متعدد تاریخی این هنر- صنعت از رشد خوبی برخوردار بوده است. تنوع سبکهای بافت ، طرحها و نقوش و اقوام و قبائلی که دراستان خراسان به شغل قالیبافی اشتغال دارند نیزبسیارزیاداست، در حالیکه در شمالی ترین نقطه استان طرحها ونقوش زیبای ترکمن بافته میشود وهر یک از شهرهای استان طرح ونقش ویژه ای دارند، درسراسرمرزمشترک خراسان باافغانستان وترکمنستان واستان سیستان وبلوچستان دستبافته هایی تولیدمیگرددکه با عنوان فرشهای بلوچی در بازارهای داخلی و خارجی به فروش میرسد. این دستبافته های عشایری و روستائی بسیار سحرآمیزاست و طرحهایش دریچه ای است به سوی شناخت فرهنگ اقوام مختلفی که در این نواحی زندگی می کنند.
طرحها و نقوش فرش دستباف انعکاسی از باورها، اعتقادات، مشاهدات، آرزوها، آرمانها و بطور کلی فرهنگ بافندگان می باشد.
علیرغم جایگاه بسیار مهم قالی بلوچ خراسان درکلان فرشهای ایرانی شرقی متاسفانه اطلاعات دقیق کارشناسی وسامان یافته ای درباره طرحها و نقوش ، نقشمایه ها و موتیفها، رنگبندی آنها ( منجمله تعداد و تنوع رنگها و همنشینی رنگها ) وجود نداشت، لذا طرح شناسایی، ریشه یابی طرحها و نقوش قالی بلوچ خراسان توسط مدیریت پژوهش مرکز ملی فرش ایران اجرا گردید که این مقاله نیز برداشتی از پژوهش فوق می باشد.
1 - شناسایی اقوام مشهور به بلوچ خراسان
مشهورترین اقوام تولیدکننده قالی های بلوچ خراسان به شرح ذیل می باشند:
الف- تیموریها: در دوره تیموری از افغانستان وارد ایران گردیده و اکنون کشورهای افغانستان و ایران سکونتگاه این قبیله می باشد مهمترین تیره های تولیدکننده فرش دستباف اقوام زوری، بروقی، کودنی، یعقوب خانی، کریمدادی، پربزی، سوربزی، دهخانه، صالحی، طاهری، سلجوقی، زوری، خوافی، شیخی می باشند اقوام تیموری ایران در شهرستان های مختلف استان خراسان رضوی بالاخص تربت جام، تایباد، مشهد، فریمان، خواف، تربت حیدریه و… زندگی می کنند.
ب- بلوچ ها: تیره های اصیل بلوچ شامل قبایل جان بیکی ،کوهکن، سالار خانی، علی اکبر خانی، اسد خانی، رسولخانی می باشند. تیره های اصیل بلوچ عمدتاً در شهرستان های خواف، تایباد، تربت حیدریه و سرخس زندگی میکنند.
ج- ترکها: شامل ترکهای مهاجر روسی، ترکهای شاهسون، ترکهای بهلولی، --- و بالاخره ترکمنهای ساریخ می باشند.سکونتگاه اصلی ترک های مهاجر شهرستانهای سرخس، تربت حیدریه و مشهد می باشد.
د- اعراب: تیره های طاهری، چوبداری،خزایی و عارفی از اقوام عرب هستند که از صدراسلام تا کنون در مناطق فردوس، قاین و بیرجند سکونت دارند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 7704 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 37 |
زیبایی شناسی در هنر اسلامی
هدف : بررسی زیبایی شناسی در هنر اسلامی از نظر فرم
مقدمه
در طی قرون متمادی ، هنرمندان بیشماری از موضوعات مذهبی الهام گرفته وآثار بسیار ارزندهای در زمینه نقاشی ،حکاکی،طراحی،پیکرتراشی،معماری و غیره بوجود آورده اند.
هنر نقاشی اکثرا در ایجاد شیوه ها نقش فعالی داشته و بصورتی پیشرو در روند تکاملی هنر قرار گرفته است ،کتابهای تاریخ هنر در سرار جهان شاهدی زنده و سندی ارزنده در این باره میباشند.
وجود ادیان مختلف که توام با دیدگاههای گوناگون بوده ، با گذشت زمان دریشبرد هنرهای تجسمی نقشی بسزا نمودهاند، در این راه نه تنها مذهب بلکه قوامین سنتی ،فرهنگی ،اجتماعی و اقتصادی یک جامعه نیز دخالت نموده و هر کدام یکی از پایه های اصلی در نظام هنر هایتجسمی به کمال خود نمیرسد.با توجه به این مسائل میتوان هنر یک ملت را که از مبانی فلسفی نیز سرچشمه میگیرد مورد مداقه و تحلیل قرار داد.
نقش مذهب در پیدایش موضوعات مذهبی و انتخاب آن توسط هنرمند از یک سو ودر پیدایش شکل از سوی دیگر مورد تجسس و پژوهش قرار میگیرد.نکته ای که نباید از نظر پنهان بماند.
نقش دوران کهن و عصر بدویت (هنر بدوی ) در دوران مذهبی یعنی از زمانیکه یکتاپرستی آغاز می گردد و اثراتی که تا عصر حاضر از خود باقی می گذارد ، می باشد.
مضامین مذهبی در آثار هنری از دوران صدر مسیحیت
از قرن چهارم میلادی به بعد رو به فزونی گذاشته و هنرمندان غربی علاوه بر بینشی که تا آن زمان داشتند آثار هنری خود را با نگرشی نو در خدمت مضامین مذهبی به بوته آزمایش کشیدند. موضوع انتخاب شده دیگر داستانی ساده و یا بازگو کننده قهرمانی زمینی ، یا نقشی معمول از طبیعت یا طبیعت بیجان و امثال آنها نبوده بلکه حکایات مذهبی که در اعماق روح انسان مسکن گزیده الهام بخش هنرمندان بوده است . برای ایجاد یک چنین احساسی که از فضائی روحانی سرچشمه می گرفت ، هنرمند در هر عصری که بود سعی در بوجود آوردن عناصری داشت که بتواند دنیای غیر مادی را با شیوه ای خاص القا نماید ، زیرا شیوه هائی که تا آن زمان در راه اجرای موضوعات غیرمذهبی بکار گرفته میشد طبعاً جوابگوی فضائی ماکوتی و غیرمرئی نبود.
هنر اسلامی
همانگونه که در آثار هنرمندان غربی مشاهده می شود ، در می یابیم که آنها تا حدودی متوجه این مسائل شده بودند و برای خلق و القای یک چنین دنیائی ، یعنی عالم ربانی از فضائی مادی و الفبای حرکات سه بعدی مدد می گرفتند و از این راه اقدام به ایجاد فضائی معنوی می کردند . اما هنرمندان اسلامی پس از درک این مهم کوشش و مجاهدت بسیار نمودند تا قوانین اجرائی اثر را از نظر زیبائی شناسی در ترکیب فرم و رنگ با مفهوم نظری چنین آثاری منطبق سازند ، بعبارت دیگر هنرمندان اسلامی با تغییرات شگرفی که در امکانات و عناصر فضای مادی بوجود آورند راه را برای پیدایش الفبای غیر مادی یعنی برای القای جهانی معنوی توسط عناصر همگون که بیش از حد تصور هنرمند در زمان خود بنظر می رسند باز نمودند ، واین امکان پذیر نبود مگر توسط فرامین مذهبی که بصورت احادیث و بطور غیر مستقیم خارج از کتاب مسلمانان «قرآن مجید» لیکن برخاسته ازهمان دیدگاه ، حاصل می گردید ، بدین ترتیب با کوشش ونبوغی که هنرمندان اسلامی از خود نشان دادند ، انطباق این دو جهان یعنی جهان موضوع و جهان شکل را برای محتوائی یکدست و گوئی بکمال رسیده میسر نمودند . پس چنین نتیجه می گیریم که موضوعات مذهبی و زیبائی شناسی آثار هنرهای اسلامی در قالب فرم و رنگ حتی المقدور با یکدیگر هماهنگ و همگون گردیده در حالیکه در آثار هنرهای غربی دنیای تصورات ملکوتی توسط عناصری مادی و غیر انتزاعی که با یکدیگر ناهمگون[1] می باشند نشان داده شده اند.
برای روشن تر شدن این مطلب اشاره به نکاتی چند می نمائیم که اصول هنرهای تجسمی اسلامی را از هنر رئالیسم کلاسیک غرب منتزع می سازد:
1- حذف پرسپکتیو
2- ساده کردن فرم و رنگ و پیروی از رمز گرائی .
3- پذیرفتن منطق محدودیت رنگ.
4- استفاده از معانی رنگها.
5- رابطه هنرهای اسلامی با شیوه های هنر غرب از آغاز دوران نوین.
1- حذف پرسپکتیو :
هنرمندان مشرق زمین قبل از آغاز دوران اسلامی به علم مناظر و مرایا آشنائی داشته و در آثار خود از آن بهره می گرفتند .نمونه هائی که در این زمینه بدست ما رسیده جای هیچگونه شک و شبهه باقی نمی گذارد که آنها الفبای حرکت سه بعدی را برای تجسم فضائی مادی می شناختند (تصاویر 1-2-3) .
[1] - heterogene
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1333 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
خط :
به بیان قرآن زبان و خط ودایعىاند الهى در انسان که آدمى با آن از اسماء الله حکایتمىکند و به معرفت الله نائل مىگردد (4) .آیات متعددى در قرآن ناظر بر مراتب فوق است:
الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان (5)
،اقرء و ربک الاکرم الذى علم بالقلم،علم الانسان ما لم یعلم (6)
،ن و القلم و ما یسطرون (7)
،قال علم آدم الاسماء کلها یا آدم انبئهمباسمائهم فلما نباهم باسمائهم (8) .
قاضى احمد قمى در گلستان هنر در باب قلم پس از ذکر حدیث«اول خلق الله القلم»ابیاتى چنین مىآورد:
هستى ز قلم رقم پذیرست زو شمع قلم فروغ گیرست سروى است قلم به باغ ادراک سایه ز رقم فکنده بر خاک
او مىنویسد قلم یا نباتى استیا حیوانى.قلم حیوانى همان قلم موى نقاشان است کهسپرسازان مانى فرهنگ و جادو طرازان ختاى و فرنگ به دستیارى آن اورنگ نشینکشور هنر و نقشبندان کارخانه قضا و قدرگشتهاند،اما قلم کتابت نباتى استحسب الاشارهکثیر البشارة منتخب جریده موجودات و منتخب حضرت واجب بالذات نبى عربىمحمد الابطحى علیه و آله افضل الصلوات و اکمل التحیات که فرموده«من کتببحسن الخط بسم الله الرحمن الرحیم داخل الجنة به غیر الحساب».قاضى در ادامه از قولحضرت مولا على(ع)مىنویسد که غرض از حسن خط-نه هیمن لفظ بود و حرف و نقط:
بل اصول صفا و خوبى بود زان اشارت به حسن خط فرمود
باز در شرح حسن خط قاضى اشاره به قول على(ع)دارد که فرمود نیکویى خط زباندست است و روشنى درون(حسن الخط لسان الید و بهجة الضمیر).بدینسان قاضىمقدمات کلام را فراهم مىکند تا بگوید:«الخط اصل فى الروح و ان ظهرت به جوارحالجسد» (9) و لازمه حسن خط ترک منهیات و محافظه صلوات است.پس باید روح ازکدورت پاک افتاده شود تا خط نیز نیکو و صاف و پاک گردد.از قول او افلاطون نیز خطرا«هندسه روحانى»مىدانسته که با اعضاى بدن ظاهر مىشود:«الخط هندسة روحانیةظهرت بالة الجسمانیه».از این جهت افلاطون خط را مخصوص دست نکرده و به دستمقید نساخته که اعضاء را شامل است (10) .
پیدایى خط نیز چونان شعر و موسیقى در وجهه نظر اسلامى هنرمندان مسلمان بنیادىمیتولوژیک و الهامى و ازلى یافته است و در قصص مقدس درباره پیدایى خط روایاتمختلفى است.
ابن ندیم عقلى مذهب در الفهرستبا کراهت این قول را که«حضرت آدم اول کسىبود که خطوط اسلامى را وضع کرد»روایت مىکند.به اعتقاد معاصران او که به قصصدینى تعلق خاطرى داشتهاند آدم علیه السلام سیصد سال قبل از مرگش خطوط را در گلنوشت و به آتش پخت و وقتى که زمین را طوفان زد،آن خطوط سالم ماند و هر دسته وگروهى خط خود را یافتند و به همان گونه نوشتند» (11) .
قاضى همین قصص را به صورتى دیگر بیان مىکند.به اعتقاد او حضرت آدم اول کسىاست که خط عربى را نگاشت و قلم به دست گرفت.پس از آن شیثبن آدم به کار نگارشخط ادامه داد و در زمان حضرت ابراهیم(ع)خط عبرى نوشته شد.به اعتقاد بعضى اینخط از ادریس نبى(ع)بوده است.او به روایت ایرانیان منشا خط را«تهمورث» مىداند (12) .برخى نیز آن را به هود پیامبر(ع)منسوب داشتهاند و او را مبدع خط دانستهاند.
از نظر خطاطان اسلامى نخستین خط کامل از آن حضرت على(ع)است:«خطى کهدیده اولو الابصار را سرمهوار به وحى الهى و اوامر و نواهى حضرت رسالت پناهىصلى الله علیه و آله و سلم روشنایى مىبخشید خط کوفى بود و ارقام اقلام معجز نظامحضرت شاه ولایت پناه سلام الله علیه در میان است که چشم جان را ضیاء و لوح ضمیر راجلاء کرامت مىفرماید و خوشتر از آن حضرت صلوات الله علیه کس دیگر ننوشته وبهترین خطهاى کوفى آن است که آن حضرت سلام الله علیه نوشته است (13) .
سند علم خط به حسن عمل بس بود مرتضى على ز اول
بعد از على،ائمه اطهار یکى پس از دیگرى در خوشنویسى به کمال بودهاند و استادانخط هم از شاگردان ائمه محسوب یا ملهم از ائمه تلقى شدهاند.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 4248 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 28 |
« خط عبارت است از یک عنصر تصویری و تجسمی که دارای واقعیت طولی بوده و جلوههای متفاوت و بیان تصویری متنوعی دارد. خط نقطه ای است که در اثر نیروئی که از یک جهت به او وارد آمده، حالت ایستایی خود را از دست داده، بصورت یک عنصر تصویری فعال درآمده است. برخلاف نقطه که دارای انرژی متمرکز و ثابتی است خط دارای انرژی تصویری فعال و متحرکی است که به یک جهت ادامه دارد و نیز قابل اندازهگیری و سنجش است. »[1]
« در هنرهای بصری خط به خاطر ماهیت خاصش، دارای توان و انرژی بسیار است. خط هرگز ساکن و ایستا نیست، بلکه همیشه پرتحرک است و عنصر بصری مهمی در طراحی های اولیه و خطی می باشد.
خط را بنا بر عادت حسی و عرف دیرینه، برای بازنمایی چیزها به کار برده اند. طراحیهای خطی کودکان و نقاشی بدویان در این مورد شاخص اند. روابط صوری خط نازک و ضخیم، شکسته و ممتد، منحنی و مضرس، چون نیروهای تباین و تکرار در طرح بسیاری از نقاشی های دوره های مختلف تاریخ عمل کرده است. تنوع و تغییر در خطوط مرزی نقش مایه، نیز روشی مستقیم برای توصیف حجم، وزن، مکان، و با فت چیزها فراهم کرده اند. گاه خط های کناره ساز به نهایت سرزندگی و ایجاز بیانی میرسند که در این صورت طراحی خصلت تندنگاری به خود می گیرد. زیباترین نمونههای تندنگاری را در آبمرکب های چینی و ژاپنی می توان یافت. یک طرح خطی علاوه بر خط های کناره نما متشکل از لبه سطوح حامل رنگ و رنگمایه، جهت محوری نگاره ها، و مسیر حرکت شکل ها نیز هست. چگونگی تکرار این گونه خطوط طرح را جاندار می نماید. هنرمند- آگاهانه یا به طور حسی- این خط ها را به گونه ای با یکدیگر مرتبط می کند که چون شکبه ای موزون و منسجم، در هم بافته می شوند. غیر از تداعی های آشکار که به واسطه برخی الگوهای خطی ایجاد می شود(مثلاً القای سبکی و شناوری به وسیله خطوط مواج، روابط خطی معین می توانند احساس های معین برانگیزند. به این خطوط صعودی احساس شادی و سرافرازی، خطوط نزولی احساس اندوه و خواری را بیان می کنند، و یا خط هایی که زاویه شان به سمت راست طرح باز می شود خوشایندتر از خط هایی به نظر می آیند که به سوی چپ می روند.»[2]
]بدینگونه[ خط، تعریف های مختلفی می تواند داشته باشد، اما در نقاشی ایرانی خصوصیات و ویژگی خاصی را در بر می گیرد. خط در نقاشی ایرانی در دو نقش اساسی ظاهر می گردد. اول اینکه فرمها و فضاهای مختلف را از یکدیگر جدا می سازد و دوم نقش سایه روشن و حجم را که در نقاشی ایرانی حذف گردیده بعهده دارد بدین معنی که ما با استفاده از کندی و تندی فرمهایی را که در طبیعت، فضاها را از یکدیگر جدا می سازد و نور در آن ایجاد سایه می نماید از هم جدا می کنیم و همان نقش سایه روشن را القا می نماییم. بدین ترتیب که خطوط اصلی و سایه دار را ضخیم و پر رنگ قلمگیری می کنیم و فرمهایی را که نقش کمتری در فضا ایجاد می کند یا خطوط فرعی و یا خطوطی که نور در آن روشنی ایجاد کرده باشد، نازکتر و کم رنگ تز قلمگیری می نماییم. خطوط قلم گیری دز نقاشی ایرانی به چهار دسته تقسیم میگردند.
1- خطوطی که با یک ضخامت ترسیم میگردد.
2- خطوطی که یک سر آن ضخیم و سر دیگر آن[3] تیز است.
3- خطوطی که دو سر آن نازک و ما بین آن ضخیم است.
4- خطوط متفرقه.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 2207 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 49 |
چکیده :
مطالبی که در پی می آید در راستای ارائه پروژه نهایی جهت دریافت درجه کاردانی در رشته شیشه تهیه و تنظیم گردیده است.
در این مطالب سعی بر معرفی رشته حکاکی روی شیشه با فرز نموده که شامل سه فصل است :
فصل اول تعاریف و تاریخچه شیشه در ایران و جهان و تاریخچه جزئیات آن و فصل دوم در خصوص انواع حکاکی و تعاریف و ابزار مورد نیاز و در فصل سوم شرح کار عملی و در ادامه نتیجه گیری ارائه گردیده است.
مقدمه :
به نام آفریننده زیبائی
امروزه با وجود انواع تکنولوژی ونیز مشغله بسیار زیاد مردم زندگی بسیار بی روح شده است. و چیزی که می تواند این یکنواختی را از بین ببرد و انسانها را از اسارت تکنولوژی، نجات دهد تنها هنر است و بس.
با نگاه به طبیعت و توجه به گوشه و کنار آن می توان این مطلب را دریافت که خداوند نیز هنر و زیبایی را دوست دارد و او هنرمندترین هنرمندان است. و بشر نیز با توجه به این مسئله خود کوشیده است تا زیبائی را به مکان زندگی خود بیاورد و خلق آثاری هنرمندانه بوسیله دست، ذهن دیگران را به سمت زیباییها کشانده و چشم آنان را خیره کند. هنرمندانی که هنر و زیبایی را با روح لطیف خود آمیخته و آثاری خلق کرده اند که به نوع خود بی نظیر است.
گرچه من هنرمند نیستم ولی سعی کردم که در این راه زیر دست برخی از هنرمندان کار کنم و مختصر هنری بیاموزم و زندگی خود را با آن آذین بخشم و نیز با نوشتن شرح کارم اطلاعاتی را که آموخته ام را در اختیار علاقه مندان به هنر قرار دهم.
همانطوری که قبلا هم گفته شد رساله من در رابطه با حکاکی فیزیکی با فرز است که در این رساله من به شرح مختصری راجع به حکاکی شیمیایی و انواع حکاکی فیزیکی ونحوه کار آنها پرداخته ام.
در فصل اول به تعریف شیشه و تاریخچه آن در ایران و جهان پرداختم و درفصل دوم به حکاکی شیمیایی، حکاکی با چرخ، حکاکی با ماسه، حکاکی با فرز و ابزار آن و در فصل سوم شرح کار عملی و نتیجه گیری.
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1211 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
یکی از صنایع دستی کاربردی، چاپ کلاقه ای (باتیک) نام دارد. در واقع باتیک یا چاپ کلاقه ای هنری است که به وسیله موم و رنگ های مختلف، پارچه های ساده یا سفید مخصوصا ابریشم را رنگ آمیزی یا نقش دار می کنند. چاپ باتیک در بدو ورود به کشورمان به رنگ سفید در زمینه مشکی انجام می شد و پس از مدتی رنگ قرمز را با رنگ سفید به کار بردند و به تدریج رنگ های دیگر اضافه شد.ابزار کار هنر باتیک در نوع معمول آن، وسیله ای است به نام تیان، قلم مو، مهر و کارگاه چوبی که برای مهار کردن پارچه به کار می رود.روش کار باتیک بر چند نوع است: چاپ مستقیم، چاپ برداشت، چاپ با شابلون، نقاشی باتیک روی پارچه ابریشمی، قلم مویی، پیچشی و تار عنکبوتی. در روش معمولی آن موم یا صمغ را ذوب نموده، درون تیان ریخته و با حرکت تیان بر روی پارچه، نقش مورد نظر را طراحی می کنند. سپس پارچه را در محلول رنگ فرو می برند. بنابراین قسمت هایی که موم دارد، رنگ نشده باقی می ماند. سپس پارچه را موم گیری می کنند. روش دیگر آن است که به جای استفاده از تیان، مهر را در موم مذاب فرو برده و روی پارچه می زنند. سپس بقیه مراحل آن مانند روش قبلی انجام می شود. در رنگرزی باتیک از ۳ نوع رنگ گیاهی، شیمیایی و ری اکتیو استفاده می شود. موارد کاربرد چاپ باتیک یا کلاقه ای بسیار است و شامل انواع پرده ها، تابلوها، دیوارکوب ها، لباس های محلی و هنری، شال و روسری و ... می باشد.کارگاه چاپ باتیک خانه ملک وابسته به میراث فرهنگی خراسان رضوی، از سال ۸۵ در این زمینه فعال است
چگونگی چاپ باتیک: چاپ کلاقه ای ( باتیک):
باتیک عبارتند از هنری دستی است که در جنوب شرقی هندوستان ، اروپا وقسمتی از آفریقا تهیه میشود ونوعی از آن که به کلاقه ای معروف است بیشتر در روستا های اطراف وبه ویژه در مناطق روستایی اسکو کهنمو اسکندان ، دیزج، وبا ویل روادارد.
باتیک و است جاوه ( یکی از جزایر کشور اندونزی ) که در فرهنگ نفیسی حصار وضریح معنا شده و عوام آن را کلاغی .کلاقی وکلاقه ای میخوانند ومینویسند ودر پاره ای از نقاط نیز ( قنوز) که معادل اذری ابریشم اشت تلفظ میشود و وجـــــــه آن است که چون در گذشته های دور معمولا قسمتهایی از پارچه را که قرار بود رنگ آمیزی شود به اشکال خاصی گره زده یا میدوختند وسپس مبادرت به رنگرزی میکردند . طبیعتا چون رنگ نمیتوانست در قسمتهای گره خورده یا دوخته شده نفوذ کند ، پس از پایان عملیات رنگرزی وباز شدن گره ها ونقاط دوخته شده قسمتهایی که رنگ را جذب نکرده بود حالتی نگاتیو در متن رنگی به خود میگرفت وبازار آنجا که معمولا فقط از یک رنگ وبیشتر رنگ سیاه استفاده میشود این نقوش تصادفی حالت پر کلاغ را به ذهن تداعی میکرد وبه همین جهت نیز برای متمایز ومشخص شدن از سایر منسوجات رنگرزی شده کلانی خوانده میشود.
باتیک که بیشتر به پارچه های با چاپ مقاوم در برابر نور. حرارت ، رطوبت ، وسایر عوامل جوی اطلاق میشود اصالتا هنری چینی است وبیش از 2000 سال از عمر آن میگذرد ودر حال حاضر علاوه بر ایران به صورت هنری ملی در بخشی از کشورهای جنوب و شرق اسیا رواج دارد ومعمولا صنعتگران از ابزار وادواتی بسیار ساده وابتدایی استفاده میکنند. یافته های باستان شناسی موجود در موزه های ایران و سایر کشورهای جهان گواه تولید پارچه هایی با چاپ باتیک را مشخص کرد. این نگفته قطعی به نظر میرسد که تزئین پارچه به وسیله هنر صنعت باتیک از سالهای بسیار دور وحتی قبل از کشف سایر شیوه های رنگرزی رواج داشته وکسانی بوده اند که با کمک وسایل ساده ای مهنند مهرها وقالبهای چوبی ، البسه وسایر پارچه های مورد مصرف عامه را با رنگ های متنوع گیاهی میکرده اند.
این شیوه های چاپ تدریجا به وسیله اقوام ابتدایی کشور اندونزی تکامل یافته وبا کشف گیاهانی که عصاره آنها مانع نفوذ رنگ در پارچه میشود تحول جدیدی در این هنر صنعت پدید آمده به این طریق صنعتگران برگ موز را در محلول سود سوز حل کرده ومایع چسباندگی را که بدست میآمده با ماسه نرم یا خاک رس مخلوط نموده وآنگاه به وسیله قلمهای مخصوص یا ابزار دیگری از این ماده مقاوم به عنوان جوهر استفاده ونقوش دلخواه را بر روی ابریشم خام نقاشی میکرده اند واز آنجا که پس از رنگ آمیزی وشستشوی پارچه نقاطی که قبلا به وسیلة ماده مقاوم پوشانده شده بود سفید باقی میماند . چنانچه صنعتگران قصد رنگ آمیزی قسمت های سفید یا چند رنگ کردن پارچه را داشت مجددا قسمتهای رنگ آمیزی شده را با ماده مقاوم پوشانده ومبادرت به رنگ آمیزی دوباره یا چند باره آن میکرد و با تکرار این عمل پارچه نقش های رنگین متنوعی به خود میگرفت .
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 117 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 29 |
تاریخچه هنر معرق روی چوب
مقدمه تاریخی
معرق در معنای کلام «اصولاً هر چیز رگه دار را گویند » ولی مفهوم آن در این نوع بخصوص هنر، ایجاد نقش ها و طرح های زیبایی است که از دوربری و تلفیق چوب های رنگی روی زمینه ای از چوب یا پلی استر سیاه شکل می گیرد.
تاریخ پیدایش این هنر به درستی مشخص نیست؛ ولی از تطبیق آن با هنر کاشی کاری ، بدون شک رابطه این دو هنر را درمی یابیم. برای آشنایی با ریشه ی این هنر ، صحبت از تاریخ تکوین به میان می آید و به عنوان مقدمه می توان از گنبد سرخ مراغه که در زمان ایلخانیان ساخته شده است، یاد کرد؛ این گنبد نوع بسیار ساده ی کاشی کاری بدین سبک است.
کاشی کاری معرق در دوران مغول نیز به همین منوال بود و تداول آن در عصر صفوی به اوج شکوفایی خود رسید و آثار ارزنده ای در هنر کاشی کاری پدید آمد. این شکوفایی در زمان افاغنه و زندیه رو به افول نهاد. در دوران قاجاریه نیز کاشی کاری معرق، تقلیدی ناقص از آثار گذشتگان بود. تا این دوران نقشهایی که در کاشی کاری معرق به کار برده می شد نقش های اسلیمی بود. اما با سفر عده ای از هنرمندان به اروپا و گرایش آنان به هنر و فرهنگ اروپایی، تغییرات و دگرگونی های بسیاری در نقشهای کاشی کاری به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و دیگر اشکال مانند اسلحه جنگی در هنر کاشی کاری دوران قاجاریه نمایان شد .
از آن دوران تا به امروز، این هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ی کمی از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن کوشا بوده اند.وجه تشابه کاشی کاری معرق با معرق کاری روی چوب در شیوه ی عمل است که در هر دو ، نقش ها از ترکیب قطعات رنگی جنس مورد نظر شکل می گیرد.یکی از نمونه های قدیمی موجود آمیزه ی این دو هنر، دری قدیمی و بزرگ، متعلق به عصر قاجاریه است که در ضلع شمال غربی محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلی قرار دارد. ارتفاع این ساختمان در حدود چهار و نیم متر و عرض آن سه متر است و سردری نیم دایره در بالای آن قرار گرفته است. هر طرف این در به سه قسمت مربع شکل تقسیم شده است:
مربع بالایی آن شیشه و دو مربع پایینی چوب برجسته و مسطحی است که نقشهای اسلیمی معرق کاری شده در این قسمت جای گرفته است.
سابقه ی معرق کاری و آموزش آن در اداره کل هنرهای سنتی به سال 1309 ه . ش برمی گردد. در آن سال به پایمردی استاد حسین طاهرزاده بهزاد ، گروهی از هنرمندان نام آور هنرهای سنتی از سراسر کشور در تهران گرد هم آمده و مدرسه صنایع مستظرفه را بنیاد گذاشتند. این مؤسسه از دیرباز تا به امروز با عنوان های گوناگونی مانند: مدرسه صنایع قدیمه و هنرستان هنرهای ملی، اداره هنرهای ملی و مدتی نیز به عنوان یکی از واحدهای اداره کل آفرینش هنری و ادبی در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالی و تکامل هنرهای سنتی سهم بسزایی داشته است. این اداره کل در سال 1346 به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام داد و سرانجام در سال 1357 به عنوان یکی از واحدهای دفتر پژوهش و آفرینش به حیات خود ادامه داد . پس از پیروزی انقلاب، اداره ی مذکور به اداره ی کارگاه های هنری تغییر نام یافت و فعالیت های خود را در اداره ی کل هنرهای سنتی دنبال کرد. تا این زمان هنرجویان آن را منحصراً افراد علاقه مندی تشکیل می دادند که طی فراگیری به استخدام رسمی درمی آمدند.
29 صفحه فایل Word قابل ویرایش
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 157 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 19 |
فهرست عناوین :
رضا عباسی و اهمیت آثار وی
تاریخچهی نقاشی عهد صفوی:
هرات در سال 1507 با حملهی شیبک خان ازبک سقوط کرد. خود او نیز سه سال بعد در جنگ مرو به دست شاه اسماعیل بیست و سه ساله، شکست خورد و به قتل رسید. اسماعیل که قبلاً در ابتدای قرن شانزدهم ، ترکمانان آق قیونلو را تار و مار کرده بود، اکنون با این پیروزی بیشتر موقعیت خودر ا در امپراتوری خویش استحکام بخشید. بعد از هشت و نیم قرن استیلای عربها و مغولان و تاتارها بار دیگر ایران انسجام یافت. دورهی جدیدی آغاز شده بود، سلسلهی صفوی که به دست اسماعیل پایه گذاشته شده بود، به مدت بیش از دویست سال دوام یافت و بعد به دست افغانها منقرض شد.
عهد صفوی از مهمترین دوره های هنری در تاریخ اسلامی ما به شمار می رود. شاهان قدرتمند و هنر دوست سلسلهی صفویه توانستد با تکیه بر ملت ایرانی و مذهب تشیع که از این زمان در ایران رسمیت یافت عصر درخشانی در زمینهای مختلف هنری پدید آوردند که در آن میان هنر نقاشی جایگاه ویژهای دارد.
آشنایی با پیدایش پایتخت سلسلهی صفوی
پایتخت سلسلهی صفویه ابتدا تبریز بود و بعد به قزوین ( اندکی به جنوب شرقی ) منتقل شد. انتقال پایتخت از شرق به غرب ایران اثرات مهمی بر پیشرفت نقاشی ایرانی داشت. در دوران صفویه مرکزیت هنر به شهر تبریز آمد و برخی از هنرمندان هم در شهر قزوین ماندگار شدند. اما اصل سبک نقاشی صفویه در شهر اصفهان به وجود آمد.
بنیانگذار صفویه ، یعنی شاه اسماعیل، شهر تبریز را به پایتختی برگزید و با حمایت بیدریغی که از هنرها و هنرمندان به عمل آورد به زودی این شهر مرکز پویایی هنر ـآن عهد شد. می دانیم که تبریز سابقهی هنری طولانی داشت و قبل از قدرت یافتن صفویه نیز کارگاههای نقاشی در این شهر فعالیت داشتند، ولی رونق و اعتلای هنری تبریز زمانی به درخشش نهایی نایل آمد که چنان که گفتیم به دعوت شاه اسماعیل کمال الدین بهزاد و برخی از همکاران و شاگردانش از هرات به این شهر آمدند. بهزاد که در حدود سال 916 ه. ق به تبریز آمد از طرف شاه صفوی به مدیریت کارگاههای هنری و ریاست کتابخانهی سلطنتی گماشته شد. نظارت و رهبری هنری وی بود که باعث گردید تا مکتب تبریز به اعلاء درجه در مصور سازی کتاب یابد و نفیسترین کتابهای هنری تاریخ ایران در این کارگاه تولید شود. تمامی هنرمندان نامدار مکتب تبریز، یا به طور مستقیم شاگرد بهزاد بودند و یا از سرچشمهی هنر او سیراب شده بودند. لذا مجموعهای بی نظیر از نگارگران خلاق ، آثار ریز نقشی را پدید آوردند که در تاریخ و نقاشی بی همانند است. این هنرمندان علاوه بر فعالت در زمینهی مصور سازی کتب به طراحی فرش و دیگر دستبافها نیز میپرداختند.
19 صفحه فایل Word قابل ویرایش
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 79 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 10 |
تاریخچه فرش یزد
یزد در حاشیه جنوبی دشت کویر واقع شده و کوههای متعددی اطراف آن را فرا گرفته اند. آب و هوای آن خشک و باران سالیانه اش اندک است. شاید یکی از علل رواج قالیبافی در آن منطقه، شرایط خاص آب و هوایی باشد. از قدیم الایام مردم ساکن در آن ناحیه، علاقمندی خود را به صنایع دستی و بویژه قالیبافی نشان داده اند
جوزافاباربارو جهانگرد ونیزی که در عهد اوزون حسن به ایران سفر کرده درباره یزد چنین می نوسید
... مردم همه به نساجی و بافتن پارچه های گوناگون ابریشمین مشغول اند و ... یزدیان با کار و کوشش خود مقدار زیادی از این پارچه ها را به هند، ایران، جغتای، چین و ماچین، بخشی از ختا، روسیه و ترکستان صادر می کنند... پارچه بافی که نوع دستی آن را شعربافی می نامند از دیر باز در این منطقه و بین بیشتر خانواده ها رواج داشته و بافتن قالی نیز طی یک قرن گذشته به صورت همگانی متداول گردیده است. به گونه ای که ذکر گردید صنایع دستی بویژه پارچه بافی و قالیبافی از اشتغالات عمده اهالی یزد است
از قدیم الایام مردم ساکن دراین ناحیه، علاقمندی خود را به صنایع دستی و بویژه قالیبافی نشان داده اند.
"جوزافاباربارو" جهانگرد ونیزی که در عهد "اوزون حسن" به ایران سفر کرده درباره یزد چنین گفته است که "مردم همه به نساجی و بافتن پارچه های گوناگون ابریشمیی مشغول اند و محصولات خود را به هند، ایران، جغتای، چین و ماچین، روسیه و ترکستان صادر می کنند.
بافتن قالی نیز طی یک قرن گذشته به صورت همگانی در یزد متداول شده است بطوری که قالیبافی از اشتغالات عمده اهالی یزد است و به گفته مسوولان سازمان بازرگانی این استان حداقل 20 درصد از اشتغال استان را به خود اختصاص داده است.
10 صفحه فایل Word قابل ویرایش
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 8 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 4 |
تاریخچه شهر هفت کل
پیدایش ان شهر دو روایت دارد
جغرافیای شهر هفت کل :
این ناحیه نفت خیز در شمال شرق اهواز واقع شده متشکل از طوایف ترک وبختیاری است .
هفت کل یا هفت نشانه را زمانی « دشت بهار » می نامیدند .
سنگ بنای زایش این شهر، با نخستین کوشش ها برای اکتشاف نفت ( 1928 میلادی و 1307 شمسی ) نهاده شد .
هفت کل را دومین شهر نفت خیز خاورمیانه می دانند که در جنوب 90 کیلومتری شهر اهواز ، مرکز استان قرار دارد و راه ارتباطی سه استان است . شهر در دشتی آبرفتی وجود دارد که دور تا دور آن را تپه های گچی احاطه کرده اند .
جمعیت هفت کل درحال حاضر000 /30 نفر است .
صنایع :
صنایع قالی بافی و فرش بافی در هفت کل رونق دارد و گلیم هفت کل با نقش ونگار و رنگ های اصیل و گیاهی که در خلق آنها به کار گرفته شده ، به کشورهای خارج صادر می شود .
فرش بافی در هفت کل :
دراین منطقه فرشبافی توسط افرادی صورت می گیرد که قبلاً
به صورت کوچ نشینی زندگی می کردند و از منطقه فارس عبور کرده و دراین شهر برای همیشه ساکن شده اند . لذا تمامی نقوش این منطقه اصیل و مانند نقوش گبه
خوزستان و فرش عشایری فارس است.
مشخصات فرش بافی دراین منطقه :
نوع گره : ترکی
رجشمار : متنوع از 70-35
شیوه پود گذاری : دو پود یک پود ضخیم ویک نازک
رنگ پود ضخیم : در گذشته قرمز بوده و هم اکنون از پود سیاه استفاده می کنند .
4 صفحه فایل Word قابل ویرایش
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 10 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 7 |
والیبال درسال 1895 میلادی مطابق باسال 1274 شمسی توسط ویلیام .ج . مورگان مدیر Y.M.C.A در هولیک ایالت ماساچوست آمریکا ابداع شد. درابتدا این ورزش مینتونت نام گذاری شده بود ودلیل انتخاب این نام برای همگام نامعلوم بود. تحت تأثیر محبوبیت فراوان بسکتبال در بین عامه، مورگان تصمیم گرفت برای دانشجویان خود ورزشی را به وجود آورد که بازی ازروی تور انجام گیرد و لذت بخش باشد. مورگان با استفاده ازتوئی توپ بسکتبال که به دلیل سبکی وزن به دست ها آسیب نمی رساند بازی را شروع کرد. با وجود اینکه به طور آهسته و کند از Y.M.C.A آغاز شد ولی طولی نکشید که در کلیه شهرهای ماساچوست و نیوانگلاند عمومیت یافت.
دراسپرینگ فیلد، دکتر ت-آهالستیگ با مشاهده بازی، مینتونت را به والیبا ل تغییر نام داد، زیرا قصد اساسی از بازی کردن، فرستادن و برگشت دادن (ردو بدل کردن) توپ از روی تور است که کلمه والیبال در معنا این نیت را مشخص می سازد. با اینکه والیبال در آغاز ورزش سالنی بود و در محل های سرپوشیده بازی آن انجام می شد و اساساً برای فعالیت های سرگرم کننده پیشه وران و تجّار اختصاص یافته بود ولی کم کم به زمین های روباز کشیده شد و به عنوان یکی از فعالیت های جالب توجه تابستانی درآمد و به شدّت تعقیب می شد. در آغاز برای بازی والیبال قوانین خاصی تدوین نشده بود، هر فرد و در هر کشوری به میل خود و به طریق مختلف با توپ بای می کردند. رفته رفته والیبال در مناطق و نواحی مختلف جهان گسترش می یافت. همچنان که هر ابداع یا اختراعی در آغاز با نواقص همراه بوده و به مرور زمان تکمیل و رفع نواقص می شود، والیبال نیز ازاین قاعده مستثنی نبود و کم کم قوانین برای این بازی وضع شد و روش ها و حرکات تکنیکی جایگزین حرکات قبلی گردید.
درسال 1900 پذیرفته شد که امتیازات هر ست بازی 21 پوئن (امتیاز) باشد.
7 صفحه فایل Word قابل ویرایش
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 34 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
فهرست علم منطق------------------------1
تعریف منطق ---------------------------- 2
فایده منطق ---------------------------- 2
خطای ذهن------------------------------- 3
موضوع منطق----------------------------- 4
تصویر و تصدیق------------------------------ 5
علم و ادراک---------------------------- 6
ضروری و نظری -------------------------- 6
کلی و جزئی----------------------------- 7
نصب اربعه ---------------------------- 8
کلیات خمس ------------------------------ 8
روابط فلسفه وعرفان------------------------ 16
نظریه «خلق جدید» عرفا---------------------- 19
فلسفه اسلامی پیش از ملاصدرا----------------- 22
فلسفه نقادی------------------------------- 34
فلسفه و کلام در دوران اسلامی----------------- 35
عقل در دین و فلسفه------------------------- 37
نسبت علم و فلسفه جدید با اسلام-------------- 41
دین با علم و فلسفه جدید نمی تواند جمع شود---- 43
علم منطق
یکی از علومی که از جهان خارج دارد حوزه فرهنگ اسلامی شد و پذیر ش عمومی یافت و حتی به عنوان مقدمه ای بر علوم دینی جزء علوم دینی قرار گرفت علم منطق است.
علم منطق از متون یونانی ترجمه شد، واضح و مدون این علم از سلطاطالیس یونانی است. این علم در میان مسلمین نفوذ و گسترش فوق العاده یافت اضافاتی بر آن شد و بر سر حدکمال رسید.
بزرگترین منطق های ارسطویی که در میان مسلمین تدوین شد منطق الشفای بوعلی سینا است .
منطق الشفا چندین برابر منطق خود ارسطو است . متن یونانی، ترجمه عربی و هم ترجمه دیگر منطق ارسطو به زبانهای دیگر اکنون در دست است . منطق ارسطو را ضین بن اسحاق ترجمه کرد و اکنون عین ترجمه موجود است .
در قرون جدید به وسیله فرانسیس بیکن انگلیسی و دکارت فرانسوی منطق ارسطویی سخت مورد هجوم و ایراد قرار گرفته سالها و بلکه در سه قرن گذشته در حالیکه اروپا ایمان خود را به منطق ارسطویی به کلی از دست داده بود تدریجاً از شدت حمله و هجوم به آن کاسته شد . برای ما لازم است نه مانند عده ای چشم بسته منطق ارسطویی را ینپذیریم و همچنین مانند عده ای دیگر چشم بسته آن را محکوم نکنیم بلکه تحقیق کنیم و ببینیم ارزشی که منطق ارسطویی برای خود قایل است چه ارزشی است . ناچاراً باید آن را تعریف کنیم .
تعریف منطق
((منطق قانون صحیح فکر کردن است )) یعنی قواعد و قوانین منطقی به نزدیک مقیاس و معیار و آلت سنجش است که هرگاه بخواهیم درباره برخی از موضوعات علمی یا فلسفی تفکر و استدلال کنیم باید استدلال خود را با این مقیاس ها و معیارها بسنجیم و ارزیابی کنیم که به طور غلط نتیجه گیری نکنیم .
فایده منطق
از تعریفی که برای منطق ذکر کردیم فایده منطق جلوگیری ذهن است از خطایی در تفکر با در اینجا لازم است فکر و تفکر را تعریف کنیم زیرا تا تعریف فکر ، به مفهومی که منطق در نظر دارد روشن نشود، ابراز بودن منطق برای فکر و به عبارت دیگر ((خطاسنج)) بودن علم منطق برای فکر ، روشن نمی شود.
تفکر عبارت است از مربوط کردن چند معصوم به یکدیگر برای به دست آوردن معلوم جدید و تبدیل کردن یک مجهول به معلوم .
در حقیقت تفکر عبارت است از سیر و حرکت ذهن از یک مطلوب مجهول به سوی یک سلسله مقدمات معلوم و سپس حرکت از آن مقدمات معلوم به سوی آن مطلوب برای تبدیل آن به معلوم .
ذهن معلومات خویش مجهولی را تبدیل به معلوم می کند و باید به آن معلومات شکل و نظم و صورت خاص اساساً عمل فکر کردن چیزی جز نظم دادن به معلومات و پایه قراردادن آنها برای کشف یک امر جدید نیست پس وقتی که می گوییم منطق قانون صحیح فکر کردن است و ازطرف دیگر می گوییم فکر عبارت است از حرکت و سیر ذهن از مقدمات به نتایج معنی اش این می شود که منطق کارش این است که قوانین درست حرکت کردن زمین را نشان می دهد.
پس کار منطق این است که حرکت ذهن را در عین تفکر تحت کنترل خود قرار دهد.
خطای ذهن
ذهن هنگامی که تفکر می کند ممکن است صحیح عمل کند و ممکن است دچار خطا گردد. منشا خطا یکی از دو امر ذیل ممکن است باشد
1-آن مقدماتی که آنها را پایه قرار داده و معلوم فرض کرده خطا و اشتباه باشد یعنی مقدماتی که مصالح استدلال ما را تشکیل می دهد فاسد باشد.
2-نظم وشکل و صورتی که به مقدمات داده شده غلط باشد یعنی هرچند که مصالح استدلال ما درست باشد ولی شکل استدلال ما غلط است .
از مجموع آنچه گفته شد معلوم گشت که ارزش منطق ارسطویی این است که خطا سنج عمل فکر کردن است . یعنی خطاسنج صورت و شکل استدلالهای انسانی است . اما این که منطق چه قوانینی برای درست استدلال کردن عرضه می دارد مطلبی است که از تحقیق تفصیلی منطق روشن می شود.
موضوع منطق
موضوع علم عبارت است از آن چیزی که آن علم در اطراف آن بحث می کند و هر یک از مسایل آن علم را در نظر بگیریم خواهیم دید بیانی است از یکی از احوال و خواص و آثار آن .
50 صفحه فایل Word قابل ویرایش
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
اولین سکه چه موقع ساخته شد؟
سکه عبارت از یک تکه فلز است که وزن و عیار مخصوص دارد، با علامت مخصوص یا مهر کسانی که آن را ضرب می کنند.اولین سکه هائی که در دنیا ساخته شد هفت قرن قبل از میلاد مسیح بود که توسط لیدی ها ساخته شد، آنها قوم ثروتمند و با قدرتی بودند که در آسیای صغیر می زیستند.
این سکه های اولیه از جنس مخصوصی که الکتروم نام داشت ساخته می شدند. الکتروم یک ترکیب طبیعی است که 75 درصد طلا و 25 درصد نقره دارد. این سکه ها به شکل و اندازه یک لوبیا بوده اند و تقریباً یک پول رسمی محسوب می شدند. سپس یونانی ها هم به تقلید آنها از این فکر که یک پول رسمی فلزی رسمی داشته باشند استقبال و بنابراین شروع به ساختن پول سکه ای کردند.
بدین ترتیب، حدود صد سال بعد، بسیاری از شهرهای سرزمین بزرگ یونان و آسیای صغیر، در جزایر دریای اژه و سیسیل و جنوب ایتالیا برای خود ضرابخانه داشتند. سکه های طلا با ارزش ترین سکه ها به حساب می آمده اند. بعد هم سکه های نقره ای و بالاخره سکه ها مسی.
ضرب سکه توسط یونانی ها حدود 500 سال دوام داشت. رومی ها هم این عقیده را پذیرفته و حدود 500 سال ضرب سکه را اجرا کردند. بعد کم کم هنر ضرب سکه آن حدت و شدت خود را از دست داده و از سال 500 تا حدود 1400، سکه های متعلق به این دوره خیلی نازک بوده و قابل توجه نبودند. اما در قرن پانزدهم، هنر ضرب سکه دوباره احیا و فلز، فراوان تر شد و استاد کاران این حرفه برای قلم زدن روی سکه ها به کار گمارده شدند.
اولین سکه های انگلیسی قبل از رسیدن رومی ها ضرب شده بودند و در زمان غلبه «نورمنها» قریب هفتاد ضرابخانه دایر، در این کشور وجود داشت. اما در سال 1850 ضرابخانه سلطنتی، تنها ضرابخانه انحصاری و تأسیس شده از طرف دولت بود.
تاریخچة سکه از صدر اسلام تا پایان دورة حکومت خوارزمشاهیان
قدرمسلم آن که، در مورد سیر و تحول و تکامل سکه در این سرزمین، نکات فراوان وجود دارد که نمیتوان همگی آنان را در چنین مطلب فشردهای فراهم آورد. بدین ترتیب این سری مطالب، تنها جهت آگاهی نخستین، برای خوانندة جویا و نشانةراهی بس طولانی و پراهمیت برای پژوهشگر و محقق تواند بود.
برخى از سکه هاى نقره موجود در دوره حاکمیت سلسله اشکانى و ساسانى ضرب شده اند که روى این سکه ها تصویر نقش برجسته و نیمرخ فرمانروا با نگاه به سمت چپ و بر پشت سکه نیز نقش آتشدان زرتشتى با شعله هایى که ازمیان آن متصاعد مى شود و غالباً نیز با دو نگهبان آتش ـ آذربد ـ ایستاده بر دو جانب آن مشهود است.
16 صفحه فایل Word قابل ویرایش
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 81 |
اگر ریشه واژه پوستر را بررسی کنیم می بینیم پوستر به معنای چاپار یعنی ارسال سریع آگهی و اعلان لغت پوستر که معنی آگهی، اعلان و دیوارکوب است. سرچشمه پوستر را به زمانی نسبت می دهند که در یکی از ضیافتهای بزرگ بالتازار، آرشیتکت برزگ جهان، اندیشه و خواسته خود را با نوشتن صحبتهای مربوط به پیامبر بر روی آشکار کرد در دایره المعارف (کولیزر) آمده است که یکی از قدیمی ترین پوسترهای شناخته شده مجموع قوانین حمورابی است. د ردایره المعارف آمریکا از پوستری صحبت می شود که ا جنس پاپیروس و مربوط به 146 سا لقبل از میلاد است. در این پوستر مشخصات دو برده فراری از چنگ الکسلندر بزرگ و قول پرداخت پاداش در صورت پیدا کردن آنها وجود دارد هنرهای مدرن و بردزلی که خیلی معتمولی بود در خدمت (Poplowet children, Beautiful people) و مواد مخدر قرار گرفت. این مساله باهث شد که فرهنگ سنتی کنار گذاشته شو وهنر جدید و استیل گرافیکی جای آن را بگیرد. آفیش های بردزلی در اکثر فوشگاهها به فروش می رسید. در سال 1964 این مساله باعث شد مردم پوستر را یکاثر هنری خیلی ارزان و پیش پا افتاده به حساب بیاورند. مهمترین آفیش های این استیل مدرن به وسیله (مایکل انگلیش) و (مایکل ویموت) که شریک یکدیگر بودند در اینتر نشنال تایمز) منتشر شد.
همچنین پتانسیل رو به رشد تولیدات صنعتی وضرورت مبادله کالا میان کشوهای مختلف جهان سبب پیدایش و شکل گیری تبلیغات تجاری شد. گرچه در تبلیغ کالا و سرویسهای خدماتی که در (کلام) و (تصویر) نقش بسیار مهمی را ایفا می کنند، لیکن درآغتز از آرم و رنگهای خیره کننده درتبلیغات اثری نبود. رفته رفته دراواسط قرن نوزدهم ویژگی های طرح های گرافیک و کلاسیک دچار تغییراتی شد. دراینزمان هدف عمد تبلیغات جلب افکار و توجه همگان برای خرید کالا و سبقت از رقبای ارائه کننده همان کالا بود، رقابت بین تولید کنندگان وعرضه کنندگان کالاها و خدمات به رقابت میان آگهی هایی که عرصه می کردند تبدیل شد. درواقع باید گفت آنچه که در این رقابت برنده یا بازنده می شود خود محصول نبود بلکه نحوه ارائه محصول بود این تلاشهای سبقت جویانه میان دست اندر کاران تبلبغات باعث شد اولاً تبلیغات ارائه شده از طرف تولید کنندگان به مکانیسم مؤثرتر ومفید تر منجر شد و ثانیاً نگرش به آن به شکل یک مسئله فرعی و کم اهمیت از بین رفته و به عنوان یک موضوع روانشناسانه مطرح می شود. هم چنین دراین زمان سعی می شد تا تأثیر بصری رسانه های تبلیغاتی را به شکل هدفدار افزایش دهند د راواخر پایان قرن نوزدهم طرحهای تبلیغاتی با روحی واقعاً زنده پا به عرصه وجود گذاشتند، طراحان ، زیادی با توجه به تحولات ایجاد شده در دهه بپنجاه به تقدیر و ستایش از ویژگیهای پوستر پرداختند.
81 صفحه فایل Word قابل ویرایش
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 22 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
پیشگفتار
جای تأسف است که ملت ما سالیان دراز از توجه به هنرهای زیبا غفلت ورزید. شاید مردمی که از ترس تکفیر، نقاشی و پیکرسازی را بتپرستی و موسیقی را لهو و حرام دانستهاند بیش از این در دنیای هنر بهره نداشتند اما شگفت است که روح ایرانی در برابر دشمنان زیبائی از پا در نیامد زیرا در همان هنگام که عمال خلیفه برای کشتن ذوق شمشیر تیز میکردند مردان روشنبین و آزادهای چون مسلم بن محرز-عبدالله بین مفقع- ابونصر فارابی- عمر خیام برخاستند و زمانی که ممکن بود با یک مخالفت علنی دم سرد تیغ را پشت گردن احساس کنند پرده سراپا ریای تعصب را دریدند تا زیبائی در زاد و بوم زرتشت معدوم نشود. هر شکست آغاز یک پیروزی است زیرا هیچ حادثهای چون شکست نقص کار را روشن نمیکند و درس پیروزی نمیآموزد.
اگر تاریخ شرق و غرب را مقایسه کنیم ناگزیر باید بگوئیم که غفلت ششصد سالة ایران دوره قرون وسطی و امروز آغاز رنسانس ماست.
کسانیکه در گذشته ما را از سیر تمدن و فرهنگ جهانی بیخبر گذاشتند به کشور ما سخت زیان رساندهاند و تیره روزی ملت مستقیماً از جهل و نادانی آنها پیدا شده است.
میان استادان فن تنها کودکان فقیری که تار و پود قالی را بهم میبافند و روستائیان پاکدلی که در اثناء کارهای سخت ترانههای غمزدا میبودند بوظیفه خود عمل کردهاند و روح ملت به همت پائینترین طبقات کشور زنده ماند.
ما امروز برای بنیان هنر ایران باید از هنر دنیا آگاه شویم. (ما امروز برای بنیان هنر ایران باید از هنر دنیا آگاه شویم.)
اما گمان نرود که با این مقدمه بهتر است راه خود را رها کنیم و بدنبال کار دیگران بریم زیرا تقلید ناقص و ناشیانه هنر و استعداد ما را به نیستی میکشاند.
و هیچ افتخاری نصیب ما نمیکند. شک نیست که هر سبک و کار هنری بجای تقلید میتواند حس انتقاد و انتقال را برانگیزد و ما از این طریق بهتر میتوان در کار دیگران تحقیق کنیم و اصالت هنر ایران را محفوظ بداریم. در ایران هیچگاه یک مکتب هنری بهمت چند استاد بزرگ بوجود نیامد آثار گذشته ما بیش از همه نشانة سبک انفرادی است و کمتر هنرمندی میتوان یافت که در پرورش هنرمند دیگری مؤثر بوده باشد.
ناپسندترین صفت هنرمند آنست که برای حفظ مقام از شناساندن فن خود امتناع کند و بزرگترین افتخار یک استاد آن است که شاگردش به مقامی عالیتر از نام او برسد.
بخل و حسد در هنر راه ندارد زیرا فقط احساسات عالیه انسان زیبائی را بوجود میآورد بهمین علت اکثر هنرمندان بزرگ انسانهای بزرگی هم بودهاند و آثار آنها جلوة عالیترین آرزوهای انسانی شده است و هنر مقدس و هنرمند محترم است.
کسی که بعالم انسانیت خدمت کند متعلق به یک ملت و یک مذهب نیست به همة کشورهای جهان تعلق دارد انسانیت و زیبائی از هر چیز گرامیتر است و ما در پیشگاه هنر از هر کجا که تجلی کند سر فرود میآوریم. (سعدی حسنی)
فصل اول
مختصری از کلیات موسیقی
موسیقی سنفونیک
اصطلاحات:فرمها : سازهای آن
اصطلاحات موسیقی:
موزیک: تعلیمات روحی است.
نت: الفبای مخصوص موسیقی که مرکب از هفت گام است.
گام – تن – مقام یا تنالیته – مدولاسیون – نوایا ملودی – ضرب یا ریتم و 43 اصطلاح دیگر در موسیقی وجود دارد.
فرمهای موسیقی:
اُپرا: نمایشی است که با آواز و بهمراهی ارکستر اجرا میشود. اپرا به چند دسته تقسیم میشود که عبارتند از:
اپراسریا – اپرا بونا – اپرا کمیک – باس – سنفی و 10 اپرای دیگر وجود دارد.
کنسرتو: فرمی است که برای یک یا دوساز ساخته میشود و بقیه ارکستر آنرا همراهی میکنند و شامل چهار قسمت است.
دوازده نوع دیگر از فرم موسیقی وجود دارد که در اینجا به دلایلی از توضیح دربارة آنها سرباز میزنم.
سازهای موسیقی
به طور کلی سازهای ارکستر به چهار دسته تقسیم میشوند:
سازهای رهی – سازهای بادی – سازهای ضربی – سازهای کلاویه.
1-سازهای زهی شامل چهار ساز اصلی است:
ویولون – ویولا باآلتو – ویولوسنل یا ویولاداگامبا – هارپ.
2-سازهای بادی از حیث صدا و ساختمان به دو دسته تقسیم میشوند:
الف:سازهای بادی چوبی ب:سازهای بادی مسی
که بعضی از آنها عبارتند از پیلکو که از زمان بتهوفن وارد ارکستر شد.
فلوت:از اعضای اصلی ارکستر سفنیک است.
ساکسفون:یا سون یا فاگوت از بمتر سازهای بادی چوبی است.
ترومپت:نوعی شیپور است که بعدها یونانیان آن را با فلز ساختند.
کونه – کر – توسن – توبا از دیگر سازهای بادی هستند.
سازهای ضربی:
این دسته از سازها برای حفظ ریتم آهنگ بکار میرود و گاهی اوقات سازهای دیگری مانند هارپ و پیانو که سازهای مستقلی هستند در این دسته وارد میشوند.
از انواع طبلها:
تیمپانی:طبل بزرگ که به فرانسه آن را تمبال مینامند.
تامبون:طبل کوچک یا طبل نظامی.
کاستانیت و یا قاشک خشک که در رقصهای اسپانیولی غالباً شنیده میشود.
سنج یا سمبال – مثلث: که یک زنگ مخصوص است.
کسیلوفون – گلکن شپیل – سلسنا – کاریون.
سازهای کلاویه:
سازهای کلاویه اصلاً جزو ارکستر نیستند ولی ساختمان آنها طوری است که در آن واحد قادر به اجرای چند نوع صدا هستند و باین جهت در همراهی با آواز یا ساز دیگری میتوانند بجای ارکستر انجام وظیفه کنند.
39 صفحه فایل ورد قابل ویرایش
| دسته بندی | حقوق |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 528 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 160 |
[1]چکیده:
تأمین اجتماعی ازجمله حقوق اساسی شهروندی است که در قالب برنامههای تأمین اجتماعی و خدمات عمومی رفاهی عمدتاً توسط دولت ها و یا سازمانهایی که ازسوی دولتها پدیده آمدهاند تأدیه میگردند. بنا به تعریف ، تامین اجتماعی راه کار قانونی یا عملی در زمینه عمومی است که برای امنیت اقتصادی و رفاه اجتماعی اشخاص و خانواده آنان در قبال نقصان درآمدی ناشی از بیکاری، پیری، بیماری و یا فوت و همچنین ارتقاء رفاه از طریق خدمات عمومی و حمایت های اقتصادی طراحی می شوند. تامین اجتماعی برنامه ای است به منظور کاهش مخاطرات در زندگی و حمایت از افراد جامعه. در این برنامه ها در کنار پیری که یک فرآیند طبیعی و اجتناب ناپذیر است. در پایان می توان گفت تامین اجتماعی به مفهوم کنونیش نتیجه یک تحول تاریخی طولانی است که با احساس نیاز انسان به امنیت اقتصادی در رویارویی با خطرات اجتماعی آغاز شد سپس این نیاز همگانی با تحول اوضاع اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فکری جوامع انسانی متحول شد تا به وضع کنونی خود رسید که وضع موجود هم فرودگاهی است در مسیر حرکت مداوم آن. انسان در اصل با حاصل دست رنج خود زندگی میکند، لذا کار طریق حفظ وجود اوست بنابراین به هنگام کاهش فرصت اشتغال کار یا از دست دادن قدرت کار، وجود وی در معرض خطر قرار می گیرد.
هدف از این پژوهش بررسی سیر تاریخی تحولات تامین اجتماعی در ایران است که این تحقیق به روش کتابخانه ای انجام یافته که شامل سه بخش ( بخش اول: مفهوم ، ارکان و تاریخچه تامین اجتماعی ، بخش دوم، بیمه تامین اجتماعی و بخش سوم،تحولات تامین اجتماعی در ایران می باشد. نتایج حاصل نشان می دهد که در حد فاصل سالهای 1309الی 1390 که بیش از 81 از آن میگذارد و در این روند شکلگیری تامین سیر تکاملی خود را طی کرد 12 بار در این مسیر قانون تامین اجتماعی مورد تجدیدنظر، تکامل، افزایش اهداف و مسئولیتها و گسترده شدن دامنه فعالیتها شده است.
کلید واژه ها : تامین اجتماعی ، بیمه ، بازنشستگی
کلیات تحقیق
مقدمه
یکی از شاخههای اصلی بیمه، بیمههای اجتماعی هستند که با هدف ایجاد رفاه نسبیِ عمومی و برقراری عدالت اجتماعی در بین تمام اقشار جامعه شکل گرفتهاند و نوعی ضمانت اقتصادی از سوی دولت برای افراد شاغل تحت پوشش به شمار میروند. اصولا فلسفه بیمههای اجتماعی توزیع مجدد درآمد به نفع افرادی است که نمیتوانند شخصا از عهده ریسکهایی مانند ناتوانی در تامین مالی خانواده، بیکاری، ازکارافتادگی، حوادث ناشی از کار، فوت و بیماری برآیند. یکی از مهمترین انواع بیمههای اجتماعی بیمه بازنشستگی است. سازمان بازنشستگی کشوری و سازمان تامین اجتماعی دو سازمان عمده مستمری در ایران هستند که بیش از 70 درصد مشترکان را به خود اختصاص دادهاند؛ اما هر دو در نقطه بحرانی به سر میبرند. در حال حاضر بخش قابل توجهی از منابع سازمان بازنشستگی کشوری از محل بودجه دولت تامین مالی میشود که با افزایش ابعاد کسری بودجه تاثیرات نامطلوبی بر بازار سرمایه خواهد داشت. همچنین این سازمان در وضعیتی قرار دارد که بدون کمکهای مالی دولت قادر به پرداخت مستمری مشترکان خود نیست. سازمان تامین اجتماعی نیز بهرغم اینکه در طول 40 سال گذشته بیشترین منابع را برای سرمایهگذاری در اختیار داشته است، اما هماکنون نه تنها توان تامین بودجه از محل سرمایهگذاری را به میزان مورد انتظار ندارد، بلکه از این پس به تدریج با افزایش مصارف نسبت به منابع روبهرو خواهد شد. این به آن معنا است که در صورت ادامه این روند و وابستگی بیش از پیش این سازمانها به بودجه دولت این امکان وجود دارد که دولت نیز به سمت ورشکستگی سوق پیدا کند و این مساله نیز به خودی خود موجب فلج شدن چرخه اقتصاد ملی خواهد شد.
فلسفه تغییر سازمان به صندوق نیز همین است. برای درک مساله، نخست لازم است به تعاریف سازمان و صندوق پرداخته شود. مطابق با ماده یک قوانین و مقررات تامین اجتماعی، به منظور اجرا، تعمیم و گسترش انواع بیمههای اجتماعی و استقرار نظام هماهنگ و متناسب با برنامههای تامین اجتماعی، همچنین تمرکز وجوه و درآمدهای موضوع قانون تامین اجتماعی و سرمایهگذاری و بهرهبرداری از محل وجوه و ذخایر، سازمان مستقلی به نام «سازمان تامین اجتماعی» وابسته به وزارت رفاه و تامین اجتماعی که در این قانون «سازمان» نامیده شده تشکیل گردیده است.
بر این اساس سازمان تامین اجتماعی باید بهعنوان یک صندوق اندوختهگذار رفتار کند که با دریافت حدود یک سوم از حقوق بیمه شونده پس از یک دوره مشخص ارائه خدماتی را به وی تضمین کند. این درحالی است که عملکرد سازمان تامین اجتماعی در عمل تاکنون از نوع نقدی بوده است و در طول سالهای حیات خود بیش از 90 درصد از منابع بودجه خود را مستقیما از محل حق بیمه دریافتی تامین کرده است و هم اکنون نیز زیرساختهای لازم را برای تامین بودجه از محل ذخایر سرمایهگذاری شده ندارد.
تجربه جهانی شکست نظامهای غیراندوختهگذار حاکی از این است که از سه دهه پیش تقریبا تمامی آنها با شکست مواجه شدهاند و به سمت نظامهای اندوختهگذار حرکت کردهاند. کما اینکه در حوزه تامین اجتماعی ایران نیز این موضوع قبل از سال 1354 تشخیص داده شد و منجر به تدوین و تصویب قانون جدید تامین اجتماعی در آن سال شد. این قانون به درستی پیشبینی ماهیت کسبوکار بیمه مبتنی بر تغییر نظام به اندوختهگذاری اشاره دارد؛ اما پس از جنگ تحمیلی عملا مقوله تامین اجتماعی از اولویتهای اول کشور خارج و روند اشتباه و ناکارآمد قبل از سال 1354 همچنان ادامه پیدا کرده است.
مطابق با تبصره 2 از ماده 12 قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی مصوب سال 1383، سازمان تامین اجتماعی با توجه به ماهیت امور بیمهای، به «صندوق» تغییر نام یافت. بنابراین از نظر قانونی هماکنون سازمان تامین اجتماعی وجود خارجی ندارد، بلکه مجموعه مذکور صندوق تامین اجتماعی است.
به این ترتیب سازمان تامین اجتماعی چیست؟ بر اساس مفاد بند ب از ماده 26 قانون برنامه پنجم، سازمان تامین اجتماعی سازمانی سیاستگذار، ناظر و دولتی است که سایر صندوقهای بازنشستگی زیرمجموعه آن هستند. طبق این قانون به دولت اجازه داده شده است تا در راستای ایجاد ثبات، پایداری و تعادل بین منابع و مصارف صندوقهای بازنشستگی نسبت به اصلاح ساختار این صندوقها از طرق مختلف از جمله تجدیدنظر در ساختار بیمههای اجتماعی، سازمان تامین اجتماعی و صندوقهای تابعه بهویژه صندوق بازنشستگی کشوری و اصلاح ساختار و تجهیز سایر صندوقهای وابسته به دستگاههای اجرایی براساس اساسنامه دولت اقدام کند.حال مساله این است که آیا اطلاق عبارت «صندوق» به مجموعه فعلی تامین اجتماعی صحیح است یا خیر؟ به عبارت دیگر آیا این تغییر نام به معنای تغییر ماهیت و تغییر ماموریت است؟ بدیهی است تغییر نام سازمان تامین اجتماعی بدون تغییرات ساختاری در آن بیمعناست. در حال حاضر بیمهشدگان صندوق تامین اجتماعی در یک طبقه بندی کلان دو گروه هستند. نخست بیمهشدگانی که بر اساس ضوابط موجود از گذشته تا کنون خودشان تمامی مبلغ حق بیمه را پرداخت کردهاند و دوم بیمهشدگانی که بر اساس سیاستهای حمایتی دولت از خدمات سازمان تامین اجتماعی بهرهمند شدهاند.
اگر تامین اجتماعی صندوق است سهامداران و ذینفعان کلیدی آن بیمهشدگان و کارفرمایان یعنی گروه نخست هستند. در این صورت اولا مداخله مستقیم و بیحد و حصر دولت معقول نیست، بلکه نقش اصلی آن سیاستگذاری و نظارت و تنها مشارکت در تصمیمگیری است، ثانیا این صندوق مسوولیت عمل به قوانین و مقررات متعدد مصوب در حوزه بیمههای حمایتی را نداشته و الزامی برای انجام چنین برنامههای هزینهزایی را ندارد.
مطابق با بند الف ماده 28 قانون برنامه پنجم به منظور فراهم نمودن شرایط رقابتی و افزایش کارآمدی بیمههای اجتماعی و جلوگیری از ایجاد هرگونه انحصار یا امتیاز ویژه برای صندوقهای بازنشستگی اعم از خصوصی، عمومی، تعاونی یا دولتی اجازه داده شده است صندوقهای بازنشستگی خصوصی با رعایت تضمین حقوق بیمهشدگان و بازنشستگان صندوق مربوطه حداقل به مدت ده سال بر اساس آییننامهای که به تصویب هیاتوزیران میرسد، ایجاد گردد. در این صورت صندوق تامین اجتماعی باید با صندوقهای خصوصی چابک و فارغ از مداخلات سیاسی رقابت کند.
عملکرد این صندوق در طول سالیان گذشته نشان میدهد مداخلات سیاسی بیشترین ضربه را بر پیکره این نهاد مردمی وارد کرده است، تا جایی که ماموریت اصلی خود مبنی بر مدیریت بر اساس نظامهای اندوخته گذار را به درستی انجام نداده است. به عنوان مثال باوجود اینکه تمرکز وجوه و درآمد حاصل از محل حق بیمهها و نیز سرمایهگذاری و بهرهبرداری از محل وجوه ذخایر جز، وظایف اصلی در ماموریت صندوق است، اما پس از گذشت 40 سال از تاسیس سازمانی که هماکنون صندوق نام دارد اولین سند رسمی محاسبات بیمهای (اکچوئری) حدود سه سال گذشته تهیه شده است که البته مورد توافق ذینفعان مختلف هم نیست. فقدان مدیریت تعهدات و عدم احساس نیاز به آن، تاخیر در سرمایهگذاری از محل ذخایر، حجم ناچیز ذخایر سرمایهگذاری شده در قبال حجم تعهدات و سهم ناچیز سرمایهگذاری در تامین منابع بودجه نمونههای دیگری از تعارض بین ماموریت صندوق و عملکرد آن است.
این به آن معناست که صندوق فعلی قابلیت رقابت با صندوقهای بازنشستگی خصوصی را ندارد. معالوصف چاره چیست؟ از جمله سازوکارهای پیشبینی شده در قانون برای اصلاح ساختار این صندوق تفکیک تعهدات بیمهای از تعهدات حمایتی است. مطابق با بند الف ماده 26 قانون برنامه پنجم، کاهش حمایتهای غیربیمهای صندوقها و انتقال آن به نهادهای حمایتی یکی از مهمترین اقدامات برای قابلیتسازی برای رقابت است. به این ترتیب واگذاری کلیه تعهدات حمایتی و حاکمیتی صندوق به سازمان تامین اجتماعی برای چابکسازی صندوق برای مدیریت بهرهورتر داراییها اجتنابناپذیر است. بنابراین نکته اساسی این است که مجموعه فعلی اگرچه از نظر قانونی صندوق نامیده شده، اما مسوولیتهایی خارج از تعهدات خود دارد. به عبارت دیگر لازم است صندوق تامین اجتماعی از سازمان تامین اجتماعی تفکیک شود. صندوق تامین اجتماعی مجموعهای غیر انتفاعی است که باید خود را نسبت به پرداختهای آینده بیمهشدگان مکلف بداند بنابراین ماهیت اصلی آن ورود به حوزه کسبوکار بیمه به عنوان یک صنعت است.
بیان مساله
مقابله با مخاطرات مختلف زندگی از طریق تامین اینده ،اشتغال فکری ودغدغه دیرپای انسان بوده.بیماری ، تصادف ، ازدواج ، زایمان ، سالمندی و مرگ ازجمله رویدادهایی است که میتواند متوجه هر انسانی شود وافراد بیشماری وجود دارند که زندگی فقیرانه ای داشته وپیوسته نیازمند دستگیری بوده وزندگی ان ها به همان صورت ادامه پیدا میکند.در طول تاریخ برای مقابله با چنین مخاطراتی تلاشهای گسترده وفراوانی از سوی انسانها به عمل امده وتدابیر وراهکارهایی هم در مورد آن اتخاذ شده با تحول ورشد فکری بشر ، اندیشه تامین اینده نیز تقویت وبه یک نیاز اساسی تبدیل گردیده است.واز اینرو تامین اینده ای مطمئن برای بشر به عنوان یک نیاز موجب پایداری اندیشه «تامین اجتماعی»گردیده است( مجتهدی ؛ 1391 ) .
ایران همواره یکی از تمدن های پیشگام و تأثیرگذار در قلمرو نوع دوستی، حقوق بشر و... مطرح بوده و شواهد بسیار زیادی در فرهنگ بومی و ملی آن وجود داشته است، نگاهی به منشور کورش کبیر و مقایسه نحوه عمل این تمدن در اعمال سیستم حقوق و دستمزد، تنظیم روابط کار و خدمات بیمه ای به کارگران سازنده تخت جمشید با اهرام ثلاثه مصر به خوبی مبین این واقعیت است که در تمدن ایران، دوستداری نوع بشر و احقاق حقوق اتباع، شهروندان و فرودستان جزء اصول اولیه و لاینفک حکومت و مهمترین مسئولیت مالک و یا کارفرما است. شعر جهان شمول خالق شاهنامه (بنی آدم اعضای یکدیگرند...) که از دیرباز منظور نظر جامعه جهانی قرار گرفته است، یکی از مصادیق بارز توجه فرهنگ و ادبیات ایرانی به مفهوم بیمه و حمایت است. تلفیق تمدن بزرگ و تأثیرگذار ایرانی با مفاهیم متعالی اسلام باعث شد که فرهنگ بومی و ملی پارسیان بیش از پیش مشحون و مملو از اصول نوع دوستی، ایفای حقوق فرودستان و فروبگیران و مسئولیت اجتماعی مدیران، مالکان و کارفرمایان شود. در ایران، تخت جمشید هنگام خاکبرداری و برحسب تصادف کلنگ باستان شناسان افق تازه ای را از فرهنگ و تمدن ایرانی با یافتن گل نوشته ها برای جهانیان پدید آورد و چنین بود که تأمین اجتماعی در ایران باستان خود را نمایان ساخت. (وامقی ؛ 1386).
نخستینبار در تاریخ ٢٧/12/1309هیاتوزیران براساس پیشنهاد وزارت طرق و شوارع تصویب کرد که از اول فروردین ١٣١٠ از مزد هر یک از کارگران که در طرق کار میکردند، روزی یک شاهی و از حقوق همگی روزمزدها و کنتراتیهای شاغل در طرق، صدیدو کسر و به ایجاد «صندوق احتیاط» اختصاص داده شود. در همین تصویبنامه مقرر شد نظامنامه این «صندوق» را وزارت طرق به تصویب هیات وزیران برساند. در نهم مرداد ماه سال ١٣١٠، نظامنامه صندوق احتیاط ادارات طرق در چهارده ماده که مشتمل بود بر مراقبتهای صحی و اعطای پاداش نقدی به وراث کسانی که به سبب انجام وظیفه فوت یا از کار افتاده میشدند، به تصویب رسید. لذا شکلگیری نظام تامین اجتماعی در ایران نیز از آغاز تاکنون با توجه قلمرو فعالیتهای آن و افراد تحت پوشش، دارای تغییرات قانونی زیادی بوده است ؛ هر چند که در این تغییرات و تحولات عناوین و قوانین در 50سال گذشته ممکن است ملاحظات مورد اشاره گاهی مورد توجه قرار نگرفته باشد.
حال این سوال مطرح می شود که سیر تحولات قانونگذاری در زمینه تامین اجتماعی در ایران به چه صورت بوده است ؟ و ایا این تحولات ، سیر تکاملی داشته است ؟
[1]
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
بسیاری از هنرمند، طراحان وینی، همچون موریس و وان دو ولده، در حوزه های کاری مختلف به کار پرداختند، گاستاو کلمت، نقاشی که سفارشات فراوانی برای تزئین بناهای وین جدید داشت، پیشگام حرکت دوری گزینی از سبک های تاریخی شد. وی جمعی از هنرمندان را متشکل کرد که بعدا بعنوان «انشعابیون» معروف شدند. طراحی کلمت برای جلد کاتالوگ اولین نمایشگاه انشعاب در سال 1898، همان چارچوب به شدت عمودی برخی از پوسترهای بردسلی را به خدمت گرفت با همان فضاهای خالی دیوار مانند با به کار گیری تئاتری، عدم تقارن مفرط و کاربرد یک نوع ضخامت خط همین خط یکنواخت طرح و حروف را به نحوی که اساسا گرافیکی بود منسجم و یکپارچه می ساخت: طرح دو بعدی و برای تکثیر گرافیکی ترسیم شده بود.
پوسترهای نمایشگاه های انشعابیون نوعی زبان گرافیکی را با تنوعات غنی بیانی پدید آورد که در آن تصویر، تزئینات و متن در هم ادغام یم شد، و جلوه چاپنقش های ژاپنی، طرح هیا بردسلی و مباحث نظری والتر کرین تصویرگر انگلیسی به نام «خط و فرم» (چاپ در سال 1902) را با هم ترکیب می کرد. در همان سال پوستر آلفرد رولر برای چهاردهمین نمایشگاه انشعابیون، این شیوه وینی را به نمایش می گذارد. تصویر پوستر به طور اغراق آمیز فرم پردازی شده است: عناصری چون لباس، بال ها و موها مانند اثار موشا تزئین شده اند. خطوط سینوسی، که تاکیدی بر خطوط کناره نمای سبک آرت نوو است همگی محو شده و خط با همان چهار رنگ سطوح تخت پوستر چاپ شده و بیشتر یک الگوی تکرار شونده را پدید می آورد تا این که عمق را مشخص سازد. سطح کار با استفاده از کاغذ چاپ نخورده برای روشن ترین بخش های مربوط به حروف که اطلاعات اصلی تر را انتقال می دهد موکدتر شده بدین ترتیب اندازه یکنواخت حروف و کلیت بافت و نقوش مکرر را حفظ می کند.
در وین، فرم های سنتی حروف الفبا، که در ابداعات تزئینی ناکارآمد بود، ناخوانا بود، به تدریج استلیزه و دگر شکلی شد. این موارد در کتاب حروف تزئینی در خدمت هنر (1899)، اثر معلم حروف نسل قدیمی تر، رادلف فون لاریش تبلیغ و نقد شد وی حروف با طراحی ضعیف طراحان را، به دلیل عدم موفقیت آن در چیدن صحیح حروف در کنار هم و نیز تزئینات افراطی آنها مورد انتقاد قرار داد. در عین حال لاریش حروف اتوواگنر، معمار اصل سب رنسانس ونیزی را که خود رد سال 1899 به هنرمندان انشعابی پیوست، تایید کرد. حروفی که واگنر در ترسیمات پرسپکتیو معماری خود استفاده می کرد بسیار مورد توجه بودند، اما طرح وی برای نمای پیشین اداره تلگراف Diezeit در سال 1902 شباهت شگفت انگیزی به آثار گرافیکی وینی داشت. جالب آن که وی طرح مربع کوچک را به عنوان نقشمایه تزئینی به خدمت گرفت. مربع (که نقشی مهم و ماندگار ر آثار گرافیکی دهه 1920 داشت) تقریبا به دلمشغولی عمده طراحان «کارگاه های وین» (Wiener Werkstatte) بدل شد. این گروه پیشرو در ساخت و بازاریابی آثار هنری دستی بودند در سال 1903 توسط یوزف هوفمان دستیار سابق اتووانگر و کولمان موزر طراح، هر دو از معلمین مدرسه هنر و صنایع دستی وین، با حمایت فریتز وارندورفر صنعتگر و حامی چارلز رئه مکینتاش و کلکسیونر طرح های بدسلی تاسیس شد.
مکینتاش علامت اختصاصی شرکت را خود پیشنهاد داد، اما هویت بصری کامل توسط هوفمان طراحی شد، هر مقاله با چهار علامت شناسایی معرفی می شد: نماد گل سرخ کارگاه ها وین ، و علائم تکنگار کارگاه ها، طراح و سازنده، هوفمان سربرگ ها، کارت ها، فاکتورها و کاغذ پیچ ها را طراحی کرد. در تمایم این آثار، نقشمایه مربع شکل تکرار می شد. در کاغذ تحریرها نیز به نظر می رسید شکل های مربعی تابع اصل واگنر است مبنی بر «چیزی که غیر کاربردیست نمی تواند زیبا باشد» . از این مربع ها برای مشخص کردن محل هایی که باید کاغذ تا بخوید ستفاده می شد (دوباره به صورت افقی) به این ترتیب مربع ها در گوشه های هر سطح ورق تا خورده ظاهر می شد. از علامت اختصاری گل سرخ نیز به عنوان بخشی از برنامه برای خلق یک محیط کاملا طراحی شده استفاده شده حتی کلید کمدهای اداره نیز دسته ای به شکل علامت اختصاری رز داشتند.
31 صفحه فایل Word قابل ویرایش