| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 8 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 85 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 67 |
مقدمه:
امروزه با گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت و همچنین توسعه جابجایی افراد و کالاها ین مراکز جمعیتی، اقتصادی و خدماتی در سطح شهرها، استفاده روز افزون از وسایل نقلیه به صورت امری اجتناب ناپذیر درآمده است. در واقع با افزایش قابلیت تحرک انسان، اتومبیل محدودیتهای جغرافیایی را کاهش داده و آزادی انشعاب بیشتری در مورد محل زندگی و کار، برقراری ارتباطات و فعالیتهای اجتماعی و تفریحی برای افراد فراهم نموده است. در عصر حاضر استفاده از وسایل نقلیه به ویژه اتومبیل، به عنوان بخشی جدا نشدنی از زندگی روزمره در آمده است. اما از سوی دیگر، گسترش استفاده از اتومبیل، آثار زیان بار متعددی را نیز بهمراه داشته است. تلفات جانی و خسارات مالی ناشی از حوادث رانندگی، افزایش آلودگی هوا و صوتی، اتلاف زمانهای زیادی در تراکم ترافیک شهرها و آثار سوء روانی ناشی از آن، از جمله پیامدهای منفی توسعه استفاده از وسایل نقلیه موتوری می باشد. در بسیاری از کشورهای جهان دوران ساخت معابر جدید در شهرها به سر آمده و در این کشورها به استفاده بهینه از شبکه معابر موجود تاکید می شود.
که این امر از طریق بهینه سازی و مدیریت ترافیک صورت می گیرد. این مطالعات بمنظور ایجاد ایمنی، راحتی و سهولت تردد وسائط نقلیه و عابرین در محدوده مورد مطالعه انجام گرفت بنحوی که با ارائه طرحها و پیشنهادات کارشناسی در کوتاه مدت و با هزینه نسبتاً کم توسط شهرداری دهندگان قابل اجرا باشد. همچنین مطالعات انجام شده از طریق بازدیدهای محلی و برداشت های کمی و کیفی و بر مبنای بررسی کارشناسی و قضاوتهای مهندسی و ضوابط و استانداردهای معتبر بعمل آمده است.
در این مطالعات ابتدا وضعیت موجود معبر و نواقص و معضلات کنونی آن بررسی میشود و سپس طرحهای فرادست در محدوده این خیابان بررسی شده و در نهایت محصول مطالعات که شامل گزارشات و نقشه هاو طرحهای پیشنهادی می باشد ارائه خواهد شد.
|
پریود زمانی |
شمال به جنوب |
جنوب به شمال |
|
12:15-12:00 |
11 |
9 |
|
12:30-12:15 |
17 |
11 |
|
12:45-12:30 |
16 |
31 |
|
13:00-12:45 |
19 |
24 |
|
پریود زمانی |
غرب به شرق |
شرق به غرب |
|
12:15-12:00 |
9 |
9 |
|
12:30-12:15 |
5 |
6 |
|
12:45-12:30 |
17 |
9 |
|
13:00-12:45 |
11 |
14 |
|
پریود زمانی |
غرب به شرق |
شرق به غرب |
|
12:15-12:00 |
23 |
37 |
|
12:30-12:15 |
17 |
35 |
|
12:45-12:30 |
13 |
27 |
|
13:00-12:45 |
16 |
28 |
|
پریود زمانی |
شمال به جنوب |
جنوب به شمال |
|
12:15-12:00 |
39 |
43 |
|
12:30-12:15 |
48 |
58 |
|
12:45-12:30 |
74 |
126 |
|
13:00-12:45 |
62 |
72 |
|
پریود زمانی |
غرب به شرق |
شرق به غرب |
|
12:15-12:00 |
29 |
36 |
|
12:30-12:15 |
29 |
25 |
|
12:45-12:30 |
38 |
39 |
|
13:00-12:45 |
29 |
36 |
تحلیل گذرگاههای عابر پیاده در حواشی میدان:
مطالعات سرعت نشان می دهد که سرعت 85% آماری وسائط نقلیه در دو مدخل ورودی به میدان در حد km/h50 و بالاتر محاسبه شده است. گرچه در پاره ای از ضوابط فنی و آئین نامه ای اعلام شده چنانچه سرعت وسائط نقلیه بالاتر از km/h50 تشخیص داده شود توصیه گردیده از احداث گذرگاه عرضی عابر پیاده اجتناب شود، با این وصف بنا به وضعیت خاص محل (تقاطع و میدان) و با توجه به موقعیت شهری بودن نیاز به یک گذرگاه ایمن و مطمئن (همسطح ویژه یا غیرهمسطح) بنا به حجم 30 درصدی وسائط نقلیه سنگین، وجود مدارس ابتدایی و تردد عرضی نسبتاً قابل توجه عابرین و مسافرین مشاهده می گردد. حدود 35% عابرین از وضعیت نامنظم تردد در محدوده میدان پیروی می نمایند این موضوع علاوه بر ایجاد احتمال وقوع حوادث و به کرات، موجب تاخیر ها و توقفهای ناگهانی وسائط نقلیه می شود. عرض نسبتاً زیاد خطوط گردشی داخل میدان، عدم کالیبراسیون صحیح سیستم عبوری عابر پیاده موجب گردیده در اکثر نقاط عابرین بصورت ایستاده در سطوح سواره متوقف و اعتنایی به خطرات احتمالی برخورد با وسائط نقلیه نداشته باشند. برای رانندگان نیز هیچگونه علائم عمودی یا افقی بمنظور آگاهی و اعلان خطر وجود ندارد. عابرین پیاده در محلهای گذرگاهها در معرض خطرات جدی بوده، بطوریکه عمدتاً مشاهده می شود بمنظور عبور از سمت شمالی به جنوبی یا بالعکس همواره سعی بر پناه و استفاده اجباری از محدوده داخلی میدان را دارند. با افزایش حجم تردد وسائط نقلیه و سرعت آنها بیم آن رفته که آمار تصادفات و بویژه تصادفها (عابر با وسیله) افزونی یافته و بعنوان شاخصی مهم بر کیفیت تردد میدان (L.O.S) تاثیر منفی اعمال نماید.
گرچه در حال حاضر بواسطه عریض بودن لاین های حرکتی و حجم پائین وسائط نقلیه، سطح کیفی (LOS) میدان در وضعیت مناسبی (B,A) عمل نموده اما استفاده غیر اصولی و منطقی از محدوده و حواشی میدان مانند وجود دکه های ناموزون، وجود دستفروشها در سطوح سواره، توقف غیر مجاز وسائط نقلیه در میدان و شاخه های مرتبط، کاربری نامتعارف اطراف (تعمیرگاهها و…) میل به کاهش سطح کیفی میدان را افزایش داده بطوریکه فاکتورهای فوق الذکر بطور مستقیم و غیرمستقیم تاثیر بسزایی را بر کاهش ایمنی تردد عابرین خواهند داشت.
عبور عابرین پیاده از عرض سواره رو همیشه دردسر آفرین بوده و باعث کندی تردد وسایل نقلیه، کاهش ظرفیت معابر، افزایش تاخیر جریان حرکت (مخصوصاً در میدان و تقاطعها) و همچنین تصادفات وسائط نقلیه با عابرین پیاده می گردد. شایان ذکر است که براساس آمار منتشر شده توسط سازمان پزشکی قانونی کشور، 37 درصد متوفیات ناشی از تصادفات ایران را عابرین پیاده تشکیل می دهند. اولین تصادف وسیله نقلیه که منجر به کشته شدن یک انسان گردید، تصادف وسیله نقلیه با عابر بود و در کشورها نیز اولین قربانی تصادفات یکی از هنرمندان کشورمان بود که هنگام عبور از خیابان در اثر تصادف جان خود را از دست داد. انجام اقدامات لازم بمنظور تامین ایمنی لازم برای عبور این عابرین از یکطرف و ارائه آموزشهای لازم برای عابرین از طرف دیگر باعث شده است که کشورهای توسعه یافته تا حد زیادی بتوانند مقوله ناخوشایند تصادفات عابرین را تحت کنترل در بیاورند، ولی متاسفانه خیابانها و شبکه راههای کشور ما تبدیل به قتلگاهی برای عابرین شده است به نحوی که در سال 1380 در حدود 7300 نفر عابر در اثر تصادفات رانندگی کشته شدند.
بررسی آمار متوفیات ناشی از تصادفات براساس وضعیت متوفی به هنگام تصادف نشان می دهد که عابرین دارای بالاترین درصد در بین سایر گروههای کشته شده در تصادفات می باشد. همچنین موتور سواران بیش از 10 درصد کل فوتی های ناشی از تصادفات را تشکیل می دهند که جای تامل دارد. جدول ذیل تعداد و درصد متوفیات ناشی از تصادفات را براساس وضعیت متوفی به هنگام تصادف در سال 1378 را نشان می دهد.
|
وضعیت متوفی به هنگام تصادف |
تعداد متوفیات |
درصد متوفیات ناشی از تصادفات براساس وضعیت متوفی به هنگام تصادف |
|
عابر |
5597 |
2/37 |
|
سرنشین |
4795 |
9/31 |
|
راننده |
2732 |
2/18 |
|
موتورسوار |
1921 |
7/12 |
جمع کل |
15042 |
100 |
بطور کلی گذرهای پیاده به منظور جداسازی زمانی یا مکانی ترافیک پیاده و سواره ایجاد می شود. از این رو مکانیابی و احداث صحیح این تسهیلات نقش مهمی در بهبود ایمنی و گردش ترافیک پیاده دارد. از سوی دیگر، احداث و نگهداری گذرهای پیاده هزینه های قابل ملاحظه ای در بر دارد که خود بیانگر ضرورت مطالعه و بررسی دقیق احداث آنهاست. طبق مشخصات فنی موجود چنانچه عرض سطح سواره بیش از 10 متر باشد باید احداث جزیره میانی مد نظر قرار گیرد. در اینصورت پیاده ها تشویق به عبور از عرض خیابان در دو مرحله خواهند شد. بدیهی است هدف از احداث گذرگاه عرضی همسطح پیاده، اولاً هدایت عابرین از مسیر معین، ثانیاً آگاه نمودن رانندگان از احتمال وجود پیاده در عرض مسیر است. همچنین به واسطه ایجاد تمرکز عابرین در نواحی انتخاب شده موجب کاهش برخوردهای احتمالی بین وسائط نقلیه و پیاده ها می شود. این نکته حائز اهمیت است که گذرگاههای عرضی همسطح باید صرفاً در محلهای مورد نیاز احداث شوند.
بررسی وضعیت گذرگاه عرضی (ضلع شرقی میدان امام) عابر (موقعیت شماره4):
طی مطالعات بعمل آمده سرعت نقطهای وسائط نقلیه ائیکه به میدان نزدیک میشوند میزان سرعت 50% آماری و 85% آماری به ترتیب 49 و 67 کیلومتر بر ساعت محاسبه شده اند لذا بجهت اهمیت موضوع عابر موضوع از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار می گیرد.
حجم عابر پیاده در ساعت اوج نفر/ ساعت P=583
حجم وسائط نقلیه در ساعت اوج وسیله/ساعت V=1342
- براساس نمودار مربوط به معیارهای پیشنهادی احداث گذرگاه عرضی پیاده نتیجه می شود موقعیت شماره 4 (ابتدای بلوار امام شافعی) گذرگاه از نوع چراغدار تفکیک شده توسط رفوژ میانی توصیه و تاکید می گردد.
مرحله 2: بررسی و محاسبه جهت گذرگاه غیرهمسطح:
براساس میزان حجم عابر پیاده و وسیله نقلیه و همچنین سرعت 85% و 98/5 آماری (نفر/ساعت 583 و وسیله/ساعت 1342 و کیلومتر/ساعت 49 و کیلومتر/ساعت67) و مطابق با جدول نمونه ضوابط پایه موجود در ایالت اوهایو (1981)و اوماها (1971) و سن دیه گو (1971) گذرگاه مربوطه کلیه شرایط لازم بمنظور ایجاد گذرگاه ویژه (کنترل توسط کلیه علائم عمودی و افقی) و گذرگاه فاقد چراغ راهنمایی و نهایتاً احداث روگذر را دارا می باشد. گرچه کلیه پارامترهای ذکر شده جهت تحلیل و نتیجهگیری لازم و تا اندازه ای بنا به شرایط و موقعیت مکانی کفایت می نماید اما بدلیل حساسیت موضوع از روشها و دیگر ضوابط مورد بررسی قرار می گیرد.
از دیگر روشهای تحلیل استفاده از نمونه ضوابط امتیازی (طبقه بندی براساس اولولیت) و مطابق با تحقیقات و نتایج بعمل آمده در ایالات متحده (سیاتل و ماساچوست) می باشد.
نسبت حجم وسایل نقلیه به عابر پیاده :
1342+583 = 1925
VPeak = 1342 veh/h
X = کل ترافیک روزانه
VPeak = (8% تا 10%).X
1342 = (0.08).X X=16,775 veh/h
VPed(peak)= 583
VPed = 4858 حجم عابر پیاده (روزانه)
VVeh+VPed = 16775+4858=21633
از جدول نمره امتیاز : 40
* تصادفات براساس آمار 5 ساله میدان 2 مورد تصادف منجر به جرح وجود داشته است.
نمره امتیاز: 10
* مدرسه ابتدایی موجود می باشد نمره امتیاز : 10
* گذرگاه خط کشی شده در مدرسه موجود نمی باشد نمره امتیاز: صفر
* گذربان بزرگسال مدرسه وجود ندارد نمره امتیاز: صفر
* مسافت دید عرض خیابان = 34متر
34-3.3=30.7
: امتیاز
* جزیره میانی غیرهمسطح امتیاز: 4
IF Total
Result : Total =
براساس روش سیاتل تاکید و اسراسر بر ساخت گذرگاه غیرهمسطح نمی باشد.
اما براساس روش ماساچرست:
* نسبت حجم وسایل نقلیه بر عابر پیاده:
از جدول 40 امتیاز
* تصادفات 10 امتیاز
* گذرگاه خط کشی شده در مدرسه ندارد صفر
* مدرسه ابتدایی دارد 10 امتیاز
* مدرسه راهنمایی یا دبیرستان ندارد صفر
* گذربان بزرگسال مدرسه ندارد صفر
* مسافت دید مسافت دید بواسطه گنبدی بودن محل 5 امتیاز
* عرض خیابان 34/3.3=10.3
امتیاز 2=20.6* 10.3
* جزیره میانی مرتفع دارد 4 امتیاز
* جزیره میانی همسطح ندارد صفر
Total = 89.6 امتیاز کل
IF Total
همانطوریکه ملاحظه می شود در دستور ماساچوست براحداث گذرگاه غیرهمسطح توصیه و تاکید می شود.
استفاده از شاخصهای ترکیبی موجود ضوابط
1- حجم وسائط نقلیه (V):
الف- روش ویکتوریا:
1342 > 750 OK
ب- روش استرالیا:
1342 > 1000 OK
ج- روش امریکا:
ADT = 10000
16775 > 10000 OK
2- حجم عابر پیاده:
الف- روش ویکتوریا: وجود کودکان جهت عبور OK
ب- روش استرالیا: وجود کودکان جهت عبور OK
ج- روش امریکا: وجود کودکان در ساعت صبح OK
3- سرعت وسائط نقلیه:
فایل ورد 67 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 8 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 39 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 60 |
کوهستان دارای ویژگیهایی که باید حفاظت گردند این ویژگیها قبلا آورده شدند در اینجا به عنوان یادآوری می توان مواردی چون مناظر شکوه کیفیت طبیعت بکر ، حیات وحش و فصلهای توریسم و جوامع و فرهنگ محلی و دیگر ارزشهای فیزیکی ، بیولوژیک وکیفیتهای مناظر آنهاست .
رهنمودهای ارائه شده در کتاب راهنمای آماده سازی مناطق حفاظت شده کوهستانی از آن جهت مناسب برای پارکهای کوهستانی نیز میباشد . این پارکها اولا محیطی طبیعی و فارغ از ساخت و سازهای سنگین می باشند و از طرفی در این تحقیق ، تاکید ، بر منظر سازی طبیعی در این پارکها می باشد لذا حفظ کیفیات طبیعی و فرهنگی این پارکها اهمیت می یابد مطالب ارائه شد. که ذکر آنها در اینجا مفیده فایده می باشند. در سه بخش حفاظت ، آب و خاک مدیریت منطقه جهت کاهش اثرات فیزیکی و بیولوژیکی و مدیریت برای تامین نیاز بازدید کنندگان می باشد . و در صورت تاکید بر مدیریت و حفاظت در کلیه قسمتها مشهود است . این دستور العمل نوع اقدامات لازمه را ذکر نموده اند .
در ذیل به رهنمودهایی چند در مورد هر کدام از این بخشها اشاره می شود . جهت اطلاعات بیشتر خوانندگان می توانند به منبع .... مراجعه نمایند .
تغییر و تبدیل پوشش گیاهی در اثر فعالیتهای انسانی و تغییر کاربری زمین عموما باعث افزایش فرسایش و در نتیجه رسوب می گردد . بار سنگین رسوبات پیامدهای زیان باریدیگری چون به خطر افتادن حیات آبزیان ، محدود کردن استفاده انسان . سیلاب ، تغییر رژیم رودخانه و محیط زیست دریایی است و به تبع آن بر زندگی انسان و حیات وحش تاثیر می گذارد .
رهنمود 1 – جنگلهای ابری در به دام انداختن آبهای پنهان بسیار مهم هستند . لذا جلوگیری از پاک ترا شی آنها و حفاظت آنها بایید مد نظر قرار گیرد .
رهنمود 2- بررسی مناطق شیب دار برای تعیین اینکه چه بخشی از آنها دارای فرسایش سطحی و لغزش خاک هستند و می توانند جریان آبهای سطحی را به خطر بی اندارند ضروری است. این بخشها مناطق حساس بود و استفاده از آنها ممنوع یا با اقدامات شدید حفاظتی است .
رهنمود3- تدوین و دستورالعملهایی از جنگلهای کوهستانی تحت بهره برداری برای قطع و استعمال جهت به حداقل رساندن صدمات وارده به آب و خاک و اجرای دقیق دستور العملها موجود می باشد .
رهنمود4- برای تثبیت اراضی فرسایش یافته روشهای زیادی اعم از بیولوژیک و مصنوع به عنوان بخشی از مدیریت تثبیت منابع رسوب باید مورد توجه قرار گیرد .
رهنمود5- طراحی پلها ،نهرها ، آب گذرها ، و گذرهای مرتبط با جاده باید بر اساس اطلاعات صحیح هیدرولوژیکی طراحی شده و در صورت عدم وجود اطلاعات فاکتور ایمنی مد نظر قرار گیرد .
مدیریت منطقه جهت کاهش اثرات فیزیکی بیولوژیک :
استفاده از مناطق کوهستانی باعث تغییراتی در آنها است که باید با اهداف مدیریتی منطقه سازگار باشند . تعیین حدود دامنه تغییرات نیازمند پژوهش است . بعضی از عوامل موثر در این حدود ظرفیت برد ، ظرفیت پذیرش اجتماعی جوامع محلی می باشند در این خصوص ،یکسری دستورالعمل در مورد عواملی نظیر حریق ، فشردگی ، کوبیدگی و سایر صدمات فیزیکی بر پوشش گیاهی و خاک ، آلودگی ، دفن مواد زائد ، گونه های غیر بومی ، پراکندگی گیاهان و جانوران بیماری زا و پاتوژن ، استفاده از هیزم و هلیمه .، احداث ساختمان ، چرای دام و استفاده سنتی از منابع وجود دارد . در ذیل به مواردی چند اشاره می شود .
رهنمود 1- اقدامات در مورد اقدامات حریق :
از ایجاد حریق های باز به طور کلی اجتناب شود یا در دوره هایی باشد که خطری ندارد و سپس آن را در محل حریق کنترل و محدود کرد .
ـ در مناطق دور افتاده کوهستانی تنها باید از اجاقهای هیزمی استفاده شود .
ــ برای مدیریت و اطفا حریق بایدآموزشهای لازم ، تجهیزات و بودجه کافی پیش بینی شود .
پوشش گیاهی :
رهنمود 1- پوششهای طبیعی پایدار هر جا که لازم باشد باید مورد استفاده قرار می گیرند.
رهنمود 2- به عنوان اصل کلی باید استفاده از وسایل نقلیه موتوری در منطقه کوهستانی و ایجاد مسیر برای آنها جلوگیری شود مگر اینکه به طور خاص در طرحهای مدیریت مصوب در نظر گرفته شده باشند .
رهنمود 3- برای ریشه کنی هر نوع گونه غیر بومی که در اثر کوبیدگی یا اقدامات اصلاحی در مناطق تخریب یافته مستقر شده اند ، باید تلاشهای آگاهانه صورت گیرد .
آلودگی دفع مواد زائد :
رهنمود 1- قانون (( بسته بندی کن ، بسته بندی را خارج کن )) باید به وسیله آموزش و پشتوانه اجرائی عینیت پیدا کند .
رهنمود 2- در مناطق تمرکز و کانونهای تجمع مرم باید دستشویی های کافی فراهم شود و پس مانده هایا به خارج انتقال یابند یا طوری تصفیه شوند که از نظر زیست محیطی مشکلی نداشته باشند.
زیستمندان غیر بومی :
رهنمود 1- از آنجا که گونه های غیر بومی از طریق بازدید کنندگان و توریستها وارد میشوند ، لذا آموزش آنها درباره پیامدهای گونه های بیگانه و غیر بومی بسیار حیاتی است .
رهنمود 2- معرفی هر گونه گیاهی و جانوری یا کولتیوارها که احتمال دار گونه های مهاجم باشند باید به طور کلی ممنوع گردد .
شکار :
رهنمود 1- شکارگونه های بومی باید در منطقه ممنوع گرددجز در مواردی که مردم کوه نشین ساکن به طور سنتی دارای حق شکار باشند .
رهنمود 2- شکار گونه های غیر بومی که تبدیل به آفات شده اند باید حمایت و ترغیب شوند .
احداث ساختمان :
رهنمود 1- به طور کلی باید تا حد امکان تلاش شود که ساختمان جدید کمتر ساخته شود به علاوه با ماهیت کوهستانی همخوانی داشته باشد .
رهنمود 2- طرح و ساختار ساختمان باید با وضعیت زیست محیطی همخوانی داشته باشد . ساختمانها باید با محیط زیست کوهستان و ساختارهای سنتی منطقه کاملا تناسب داشته باشند .
رهنمود 3- برای اصلاح و بهبود هر گونه اثرات منفی و فیزیکی زیباشناختی حاصل از احداث ساختمان در خدمت طرح ساختمان باشد که باید اقدامات لازم انجام بگیرد .
استفاده سنتی از منابع گیاهی :
کوهها منابع زیادی در خود دارند که به طور سنتی مورد بهره برداری مردم محلی قرار می کیرند. الوار ، چوب هیزمی ، بامبو ، علوفه ، کل ، خاک ،و انواع گیاهان خوراکی ، داروئی ، و تزئینی از جمله منابع شناخته شده کوهها به شمار می روند . استفاده بی رویه و صنعتی از این منابع میتواند کوهستان را تهی و تخریب نماید .
رهنمود 1 – استفاده سنتی و پایداراز منابع باید مجاز باشد از طریق پژوهشهای لازم و حمایت مدیران مناطق می توان پایداری هر نوع فراورده ای را تضمین نمود .
رهنمود 2- جمع آوری چوب برای هیزم و تامین سوخت باید از چوبهای افتاده و مرده صورت گیرد . بهر ه برداری از درختان زنده و سرپا زمانی مجاز است که :
که اولا محدود به مناطق خاصی باشد .
ثانیا پایداری آن تضمین گردد.
ثالثا ضرورت آن تایید شود .
مناظر :
اثرات فعالیت انسان بر کوهها ( راهها .. ساختمانها ، پس مانده ها ) اغلب ماندگار و چشمگیر است . بسیلری از بخشهای مناطق کوهستانی به دلیل زیبایی ، آرامش و سکوت بسیار ارزشمند هستند . اثرات بهره برداری نادرست ، احداث سساختمان ، طراحی یا مکان گزینی نامناسب می تواند به شدت ارزشهای زیبا شناختی مناظر و چشم اندازهای کوهستان را تحت تایر قرار دهد .نوع یا استقرار هر گونه تسهیلات باید به طور موزون و هماهنگ با چشم انداز فیزیکی و فرهنگی کوهستان انجام گرفته و با طبیعت کوهستان همخوانی داشته باشد .
رهنمود 1- تسهیلات باید بر اساس طراحی و مکان گزینی اصولی احداث شوند و برای هماهنگی با سبک ابنیه جوامع کوهستان حتما باید از مواد و مصالح طبیعی استفاده شود .
رهنمود 2- بین سودمندی فنون بکار گرفته شده باید اجتناب شود . در حفظ و حراست از منطقه ( مانند پیاده روهای تخته کوبی شده ) و پیامدهای بصری آن باید تعادل وجود داشته باشد .
رهنمود 3- از احداث ساختمانها در افق دید باید اجتناب شود . جز در مواردی که احداث آنها برای ایمنی ضروری است . ( مانند کلبه های کوهستانی و پناهگاهها ) این اصل باید در تمام گستره کوهستان رعایت شود .
رهنمو 4- کلیه تسهیلات باید در زیر دار مرزها و خط فرضی درختان احداث شوند .
رهنمود 5- حاشیه راههای دسترسی ، کوره راهها و مسیرهای جدید باید درختکاری شده و از گونه های گیاهی بومی استفاده شود .
رهنمود 6- چنانچه ساختمانی برای مدت طولانی لازم نباشد باید بیدرنگ از منطقه خارج شود .
رهنمود 7- ثمر بخشی طرح ، مکان گزینی و احداث ساختمانها باید بر اساس آرا و نظرات بازدیدکنندگان مورد ارزیابی قرار گیرد .
مدیریت نیاز بازدیدکنندگان :
از آنجا که کوهها ویژگیهایی منحصر به فردی دارند و لذا مورد استفاده تفرجی واقع می گردند و تفراج نیاز به کوهستان اثراتی می گذارد بنابراین تفرج در کوهستان باید تحت تاثیر مدیریت قرار بگیرد تا ارزشهای ویژه آنها تهدید نشوند . هر چند که تعادل دقیقی باید بر قرار باشد تا تجربه تفریحی بازدیدکنندگان تضعیف نشود .
رهنمود 1- سیاستها و استراتژیها باید ارزشهای ویژه تفریحی کوهها را به حساب آورده و محترم بشمارند . به ویژه ارزش کیفیت مناطق بکر و مهار نشده و فرصتهایی را که برای چالش ، خود سازی و تفرج این گونه چشم اندازهای بکر و شگفت آور فراهم می کنند باید در این سیاستها و راهبردها مد نظر قرار گیرند. یکی از راههای مهم حفاظت این ارزشها کنترل ورود و دسترسی به این مناطق است . در مواردی که ضروری باشد باید شمار باردیدکننده ها محدود گردد.
رهنمود 2- پیاده روها باید با دوام ساخته شوند و باید طوری طرح ریزی شوند که به حفاظت کمک کرده و یا در تکمیل نیازهای حفاظتی عمل کنند . به علاوه باید ایمنی و تجربه تفریحی بازدیدکنندگان را در کیفیتی بالا عرضه کنند . عموما قبل از اینکه راهها و مسیرهای جدیدی باز بشوند باید از راههای موجود استفاده کرد ، مگر اینکه احداث راههای جدید ضروری باشند .
رهنمود 3- اردوگاهها یا پیاده روهایی که در اثر استفاده فرسوده یا تخریب یافته اند باید بسته شوند و با تناوب استفاده ، فرصت پیدا کنند خود را ترمیم و احیا کنند .
رهنمود 4- با پیاده روی در منطقه فرصتهای زیادی برای دیدن و کشف کردن به وجود می آید . بدیهی است که هر یک از محیطها ، تسهیلات و فصول مختلف با درجه متفاوت دسترسی زمینه ساز این فرصتها هستند برخی از بازدیدکنندگان مسیر های نشانه گذاری شده . مسطح ، کف سازی شده و محیط های ایمن را ترجیح می دهند . در حالی که گروهی دیگر ممکن است از محیط های دست نخورده با کمترین آثار و علائم راهنمایی نظیر نشانه ها ، تریلها و پیاده روهای مشخص لذت ببرند .
رهنمود 5- بهر حال در مورد خطرات غیر منتظره و به حداقل رساندن میزان خطر از نشانه گذاری باید عموما برای اعلام هشدار به بازدیدکنندگان استفاده نمود .
رهنمود 6- برای فراهم آوری زمینه مسافرت امن راهها و سایر اشکال دسترسی باید همراه با سطح قابل قبولی از پیامدهای زیست محیطی تعیین شوند . ( بعنوان مثال از مسیر های نرده دار یا با دیواره حائل نباید استفاده کرد مگر اینکه مطلقا ضروری تشخیص داده شود ) .
فایل ورد 60 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 8 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 55 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
چکیده :
در این مقاله فرآیند Solvem-extraction برای بازیابی دی اکسید سدیم بادرجه خلوص باسما و همچنن بازیابی اکسید عناصر نادرخاکی سنگین غلیظ شده ، از اکسیدهای عناصر نادرخاکی که بصورت مخلوط باهم وجود دارند، توضیح داده شده است انحلال اکسیدهای موجود بصورت مخلوط در فرآیند پرعیار سازی بوسیله اسید نیتریک باتهیه محلولی که شامل 95% سدیم که به صورت سدیم (IV ) می باشد ، صورت می گیرد که بعد از رقیق سازی بوسیله آب می تواند استخراج شود . در شرایط انجام آزمایش با جریان پیوسته 4 مرحله استخراج بکسار بوده شد . در این آزمایش 4 مرحله ای از اسید نیتریک (3M ) استفاده شد . استریپنیک فاز آلی که همراه با احیاء سدیم( IV ) بود با رقیق سازی توسط پراکسید هیدروژن در دو مرحله انجام گرفت .
که در این حالت محلولی شامل log/L سدیم (III ) بوجود آمد . در این مرحله اسید اکسالیک برای رسوب محلول های آبی اضافه شد . فرآیند بوسیله آهکی کردن اکسالات رسوب شده دنبال شد و در انتها دی اکسید سدیم بادرجه خلوص 98/99% با انحراف 5% بدست آمد.
استخراج با استفاده از جریان متقابل وبصورت پیوسته برای بازیابی سدیم در 6 مرحله بایک محلولی شامل 5% حجمی از اسید دی فسفریک (2- اتیل هکسی ) در shellsol AB با نسبت حجم فاز آلی به آبی 2 : 3 انجام شد . سپس فرآیند استریپتیک در 4 مرحله با استفاده از اسیدنیتریک M 3/1 در یک نسبت حجمی فاز آل به آبی 1 : 10 انجام شد . که یک محلول آبی که شامل g/L 8 g/L , yttrium 6 dysprosium بود بدست آمد. در مجموع با مقدار کمتر از عناصر نادرخاکی سنگین تر ، بازیابی از محلول های استریب شده برای yttrium –erbium 99% - 98 . براین dysprosium 75% - 50 و برای holmium 75 % - 65 بود.
عناصر نادرخاکی متوسط اصلی ( samarium , europium , gadolinium ) موجود در محلول آبی استریپ شده که از دست داده شدند حدود 3 % - 1 بود. عملیات رسوب و Calcination :اکسالمات اکسیدهای عناصر نادرخاکی سنگین شامل yttrium ( ) dysprosium ( Holmium و erbium و مقدار کمتری از عناصر نادر خاکی دیگر (مقدار فضایی اکسید عناصر نادر خاکی شامل بدست آمد.
2) روش های آزمایش:
1-2- انحلال اکسید عناصر نادر خاکی مخلوط
محلولی از عناصر نادر خاکی به عنوان خوراک برای آزمایش در مقیاس Mini-plant توسط اضافه کردن اسید نیتریک به اکسیدهایی که بصورت مخلوط با یکدیگر بودند. در یک در یک L pyres5 که توسط روش مغناطیسی تا همراه با همزدن گرما داده شد. در این دما یک واکنش گرمازا انجام شد و گرما دادن و همزدن بصورت ناپیوسته انجام شد. دما تا افزایش یافت و مقداری اکسیژن در داخل محلول منتشر شد. بعد گرما دا ن دوباره آغاز شد تا اینکه محلول شفاف تشکیل شد. فرآیند به مدت 20 تا 45 دقیقه بطور کامل انجام شد که وابسته به تاریخچه قبلی اکسیدهای مخلوط می باشد. سپس به محلول اجازه داده شد تا سرد شود و سپس با استفاده از آب مقطر. به حجم رقیق شد. و سپس یک محلولی که شامل از اکسیدهای عناصر نادر خاکی و مقدار فضایی نیترات بدست آمد. برای آزمایش در مقیاس محلولی به عنوان خوراک تهیه شد توسط اضافه کردن اسید نیتریک همراه با گرما دادن برای رسیدن به دمای در یک راکتتور شیشه ای به حجم 20 لیتر بدون گرما دادن و همزدن دوباره ، با اضافه کردن اکسیدهای مخلوط تهیه شد سپس به مخلوط اجازه انجام دادن واکنش به مدت 60-30 دقیقه داده شد و سپس توسط آب ، به حجم رقیق شد. در بعضی از سیستم های بسته آماده سازی در ظرف های فولادی ضد زنگ انجام می شود که در این حالت مقدار بیشتری از اسید نیتریک و اکسیدهای مخلوط و تحت شرایط مشابه دفعات قبل استفاده می شود.
2-2- مطالعه Solvent extraction
extraction و stripping پارامترهایی بودند که بر روی آنها مطالعه شد با استفاده از حجم های مناسب از فازهای آلی و آبی و استفاده از همزن مغناطیسی در یک ظرف شیشه ای عایق در برابر گرما که در دمای نگهداری می شد. پایداری سدیم (IV) در حضور رقیق کننده های مختلف در دستگاههای مشابه مورد آزمایش قرار گرفت . آزمایشات در سیستم بسته با استفاده از روش جریان متقابل در فرآیند Solvent-extrac که از همزن دستی استفاده می شد و عمل جدایش با استفاده از قیف هایی به اندازه مناسب انجام می شد. عناصر نادر خاکی موجود در فازهای آبی مشخص شد و در قسمت 3-2 توضیح داده شد.
آزمایش های Solvetn-extraction در مقیاس mini-plana در دستگاه هایی که قبلاً توضیح داده شد انجام شد.
در انجام آزمایش های Solvent – extraction در مقیاس pilot-plant از mixer –settler های polypropylene استفاده شد. هر mixer حجمی حدود L 5/0 و هر settler حجمی حدودی L2 داشت. عامل های solvent-extraction بکار برده شده تری –n- بوتیل فسفات و دی (2- اتیل هکسیل ) فسفریک اسید بودند که توسط شرکت baihaehi chemiced Industry تهیه شده بود. همچنین از رقیق کننده های گوناگونی که توسط شرکت های Exxon و shen و sasol تهیه شده بود استفاده شد.
3-2- بازیابی دی اکسید سدیم و اکسید عناصر نادر خاکی سنگین
دی اکسید سدیم و اکسید عناصر نادر خاکی سنگین تولید شده از محلول های آبی ترسیب شده به ترتیب با اضافه کردن اسید ؟؟ و کلسیناسیون اکساعات های رسوب شده بازیابی شدند.
3- نتایج و بحث
1-3- انحلال اکسید عناصر نادر خاکی مخلوط با هم
آزمایشات مقدماتی نشان داد که اکسید عناصر نادر خاکی به سرعت در هنگامیکه مقدار کمی از اسید هیدروکلریک رقیق شده با دو حجم از آب وجود دارد، حل نمی شوند. انحلال با احیاء سدیم (IV) موجود در اکسید اتفاق افتاد.
در نتیجه محلول به صورت بنفش کمرنگ شد دلیل آن به خاطر وجود مقدار زیادی از neodymium ( %25ca) در اکسیدهای مخلوط با یکدیگر می باشد انحلال اکسیدهای مخلوط در اسید نیتریک تا اندازه ای نسبت به اسید هیدروکلریک کمتر به آسانی صورت می گیرد و تشکیل محلولی داد که به رنگ قهوه ای متمایل به نارنجی تیره بود.
و وجود اکسیدهای (III , IV) terbium و و کاتیون هایی هستند که بصورت سریع توسط آبی که آنها به داخل محلول عبور می دهند احیا می شوند.
آزمایشات انجام شده بر روی اکسیدهای مخلوط (40 گرم توسط کلسیناسیون اکساعات در 900-850) که در اکسید نیتریک ( 65 و 100) و در دمای 70-50 در حضور مقادیر مختلفی از آب حل شده بودند. نشان داد که مقدار سدیم (IV) تولید شده در محلول با غلظت اسید استفاده شده افزایش می یابد. (شکل1)
بهترین مقدار برای سدیم (IV) در رنج %88-85 بدست آمد اگر چه مقدار بیشتر از 95% بعداً توسط استفاده از سیستم بسته اکسید مخلوط توسط کلسیناسیون در دمای 750-700 قابل دستیابی بود (این اکسید خیلی راحتتر و بهتر از آنهایی که در دمای 900-850 تولید می شوند حل می شود.
بدبختانه انحلال اکسید عناصر نادر خاکی مخلوط با هم (وزن نهایی kg41) که در داخل راکتور فولادی ضد زنگ (نوع L 316) انجام می شد باعث شد که مقدار قابل توجهی از آهن (g/l7/1-9/0) در داخل محلول آبی خوراک رها شود که البته مقدار کمتری از نیکل و chromium نیز همراه آهن در داخل محلول رها می شوند. اگر چه این راکتورهای فولادی ضد زنگ در مقابل اسید نیتریک غلیظ شده مقاوم هستند اما آشکار شد که این مصونیت بطور قابل توجهی در حضور اکسید سدیم (IV) قوی کاهش می یابد که در نتیجه این مقاومت به نصف کاهش پیدا کرد در نتیجه از راکتورهای شیشه ای استفاده شد. با وجود این ، این رویداد فرصتی را برای ارزیابی یک استراتژی فراهم آورد که با استفاده از آن بتوانیم آزمایش را با مقدار خیلی کمتری از آهنی که بصورت طبیعی در اکسید مخلوط با هم وجود دارند انجام دهیم.
2-3- پایداری سدیم (IV) نسبت به رقیق کننده های آلی:
آزمایشات مقدماتی از نوع سیستم بسته نشان داد که سدیم (IV) موجود در محلول آبی نیترات تهیه شده که در قسمت 1-3 توضیح داده شده می تواند به طور مؤثر به 15% حجمی محلول TBP در xylene استخراج شود. روی هم رفته بازیابی دی اکسید سدیم پایین بود. (%60ca ) به هر حال پیشنهادهایی که رد شدند ممکن است قادر به جواب دادن بعضی مسائلی مربوط به قابلیت ضعیف استخراج سدیم III باشند پایداری سدیم (IV) نسبت به xylene و رقیق کننده های هیدروکربنی متعدد دیگر مورد بررسی قرار گرفت . در این آزمایشات یک محلول شامل g/L20 سدیم (IV) از اکسید مخلوط امام که در بالا توضیح داده شد تهیه شد. سپس این محلول تحت شرایط استفاده از همزن مغناطیسی در 20 به اندازه نصف حجم یک محلول %15 حجمی TBP با رفیق کننده های هیدروکربنی مختلف مورد آزمایش قرار گرفت و سدیم (IV) موجود در فازهای آلی و آبی در مدت زمانهای مختلفی مورد آنالیز قرار گرفت. نتایج بدست آمده بر حسب تابعی از درصد مقادیر اولیه سدیم (IV) باقی مانده در سیستم (مجموع فاز آلی و آبی ) نسبت به زمان انجام آزمایش رسم شده است. (شکل 2)
رقیق کننده های آرومانیک (xylene) بطور خیلی سریعتر واکنش می دهند بطور مشابه رقیق کننده های شیمیایی آرومانیکی کم مانند aromatics 5/0 < ) shellsol k و aromatics) %5/2) 110 Escaid بطور مناسب نمایان شدند. در صورتیکه نیمه آروماتیک ها مانند shellso 12325 (16-22%aromatics)و paga so 13445(<1%?? Matic,<1%olefinic) و susol SRF20 برای این کاربرد مناسب نیستند. برمبنای این آزمایشات و دیدی که از نقطه جوش بالا ( 225-190) و plash point قابل قبول ( 65 > ) Shellsol k به عنوان رقیق کننده مناسب برای استفاده در فرآیند استخراج سدیم انتخاب شد.
3-3- Batch solvent extraction of cerium
استیوکیومتری استخراج سدیم (IV) توسط TBP گزارش شد.
اگر چه فرمول های برای کمپلکس های استخراج شده پیشنهاد شد با وجود این عدم قطعیت به این نکته پی برده شد که فاکتورهای جدایش خیلی بالا در این سیستم آشکار می باشند بنابراین برای مثال در استخراج 05/0 نیترات فلزات از M2 نیترات آمونیوم به اضافه M1 اسید نیتریک توسط 15% حجمیTBP در iso-octane مقادیر 66/3 ، 28/3 و 77/3 در معادله به ترتیب برای ، بدست آمد. با یک 30% حجمی محلول TBP این مقادیر به 38/3 ، 08/3 ، 56/3 کاهش یافت. که نشان دهنده وابستگی استخراج کمپلکس به غلظت TBP می باشد.
فایل ورد 26 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 8 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
فضاهای سبز را در ادبیات شهرسازی جزو کاربریها و در ضمن یکی از تسهیلات روبنایی بخش کالبدی محسوب میگردند.
از فضاهای سبط بعنوان یکی از شاخههای اصلی و در عین حال ابزار فنی محافظت محیط زیست در محیطهای انسان ساخت میتوان نام برد. در گذشته نقش غالب فضاهای سبز به زیبا سازی و سپس به ظاهر سازی محیط مصنوع محدود میشد. لیکن امروزه کارکرد این فضاها در سطح شهرها نقش به مراتب وسیعتر و اساسیتر به خود گرفته و همانند دیگر خدمات شهری به پیروی از تقسیمبندی شهر به محله و منطقه واحد همسایگی به پارکهای محلی شهری و واحد همسایگی تفکیک میگردد.[1]
کاربریهای شهری به طور کلی به 9 دسته تقسیم میشوند و هر دسته از گروههای فرعی یا جزئی تشکیل میشود. از نظر کدگذاری هر گروه فرعی با یک شماره اختصاصی و یک پیش شماره کاربری اصلی مشخص میشود.[2] برای نمونه کاربری فرهنگی و گذران اوقات فراغت با شماره 7 مشخص میشود و کاربری پارکهای شهری با شماره 6. بنابراین بین کاربری با شماره 76 کدگذاری میشود.
جدول طبقبندی و کد کاربریهای اصلی
|
کد |
کاربری اصلی |
کد |
کاربری اصلی |
|
1 |
مسکونی |
6 |
خدماتی |
|
2و3 |
صنعتی |
7 |
فرهنگی و گذران اوقات فراغت |
|
4 |
حمل و نقل و تاسیسات |
8 |
منابع تولیدی و استخراج |
|
5 |
تجاری |
9 |
اراضی بایر و مناطق آبی |
مفهوم و ضرورت سبز در زندگی شهری
منظور از فضاهای سبز شهری، نوعی از سطوح کاربری زمین شهری، با کوششهای گیاهی انسان ساخت است که هم واجد بازدهی اجتماعی و هم واجد بازدهی اکولوژیکی هستند. فضای سبز شهری از دیدگاه شهرسازی در برگیرزد بخش از سیمای شهر است که از انواع پوششهای گیاهی تشکیل شده است و به عنوان یک عامل زنده و حیاتی در کنار کالبدی جان شهر، تعیین کنند ساخت مرفولوژیک شهر است.
با توجه به مفهوم فضا، زمینهایی که به پوشش گیاهی کوتاه (نازک و کم حجم) اختصاص دارد، مثل همین و مراتع به عنوان سطوح سبز و زمینهایی که به پوششهای گیاهی بلند با نسبتاً اختصاص دارند، نظیر جنگل، باغ و … به عنوان فضاهای سبز دستهبندی میشود.[3]
از آن جا که فضای سبز و محیط زیست شهری در زمره اساسیترین عوامل پایدار حیات طبیعی و انسانی در امر سلامت اسکان انسان است لذا باید نیاز انسان به گیاهان که از مهمترین عوامل اکوسیستم است را بالاتر از سایر نیازها منظور نمود و روند نابودی آنها را به دلیل اثرات مطلوب آنها، رنگ خطری برای جوامع بشری به حساب آورد.[4]
مهمترین اثر فضای سبز در شهرها، کارکرد زیست محیطی آنهاست که شهرها را به عنوان محیط زیست جامعه انسانی معنیدار کرده است و سبب افزایش کیفیت زیستی شهرها میشوند: این کارکرد زیست محیطی شامل تعدیلها، افزایش رطوبت نسبی، لطافت هوا و جذب گرد و غبار است. دیگر تأثیرات فضای سبز در شهرها نقش نسبی دارند.[5]
عملکردهای فضای سبز
اگر چه در گذشته، به علت تعداد محدود شهرها در مقابل روستاها و وسعت کم شهرها: غالب فضاهای سبز در زیباسازی و سپس در ظاهرسازی محیطهای مصنوع محدودی شد، لیکن امروزه کارکرد این فضاها در سطح شهرها، نقشی به مراتب وسیعتر و اساسیتر به خود گرفته است که بطور کلی در سه دسته ذیل قابل طرح میباشند.
1- عملکرد زیست محیطی فضای سبز . 2- عملکرد فضای سبز در ساخت کالبدی شهر. 3- عملکرد اجتماعی – روانی فضای سبز.
1- عملکرد زیست محیطی:
ایجاد فضای سبز یکی از راههایی است که به شکل موثر آلودگی محیط زیست، اعم از آلودگی گازی، ذرهای، صوتی، تشعشی، بوهای نامطبوع و دیگر آلایندههای موجود در هوا و آب و خاک را کنترل کرده، محیط سالمتری برای انسان فراهم میکند.[6]
تأثیر فضای سبز زیست بر اقلیم شهر زمانی به حداکثر خود میرسد که اولاً فضای سبز از لحاظ اقلیمی به درستی مکان یابی شده و ثانیاً در طراحی فضای سبز عمدتاً از درختان و درخچهها بهره گرفته باشند.[7]
2- عملکرد فضای سبز در ساخت کالبدی شهر
امروزه فضای سبز به علت نقشی که در حکم سازی میدهند. و هدایت کننده رشد و توسعه کالبدی فیزیکی شهرها ایفا میکند بطور اساسی مورد توجه قرار گرفته و در هماهنگی با بخش بیجان شهر (کالبد)، ساختار، بافت و سیمای آن را تشکیل میدهد در این حالت فضای سبز میتواند نقش ؟؟ شهر، تفکیک فضای شهر و آرایش شبکه راهها را برعهده گیرد.[8]
در واقع میتوانند در خدمات مدیریت فرم شهر، بهبود شرایط اکولوژیکی، حفظ منابع آب و خاک، فقط چشماندازهای روستایی، توسعه امکانات فراغت، حفظ و تقویت عناصر هویت بخش قرار گیرند.
بطور کلی از نقطه نظر شهرسازی، جهت حصول بدین امر ( تحت تأثیر قرار دادن عامل توسعه بخش کالبدی و هدایت فرم فیزیکی) دو دیدگاه عمده مطرح گشته است: در دیدگاه اول فضای باز و سبز نه تنها مانع توسعه بلکه آنها به صورت مداوم استمرار مییابد. در دیدگاه دوم فضاهای باز، کوچک بوده و در گستره کالبدی شهر توزیع میگردند تا بدین ترتیب موجب تسهیل دسترسی عموم شود. توزیع فضاهای باز در نقاط مختلف شهر ادراک مطلوبی برای مردم و تمام ساکنین بوجود میآورد. علاوه بر این خصوصیات کیفی آن را میتوان برحسب موراد ذیل مطرح ساخت.
ارتقاء کیفیت هوا
ایجاد تنوع در زندگی روزانه در اثر ترکیب آن با فضاهای شهری
فایل ورد 17 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 3 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 30 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 31 |
مقدمه
با توجه به مشکلات روزافزون آلودگی هوا و عواقب زیست محیطی آن به دلیل استفاده از سوخت های دودزا (گازوئیل و بنزین و …) که حجم عمده ای از این آلودگی توسط وسایل نقلیه شخصی یا عمومی تولید می گردد، استفاده از سوخت گاز طبیعی به دلیل تولید حداقل گازهای آلوده کننده، درصد اولویت های دولت ها جهت جایگزین نمودن این سوخت بار دیگر سوخت های موجود در وسایل نقلیه قرار دارد.
از مزایای عمده سوخت گاز طبیعی نسبت به سوخت بنزینی میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
گاز طبیعی در مجموع دارای آلودگی کمتری نسبت به سوخت های فسیلی بوده و از لحاظ شرایط عملکردی موتور وضعیت بهتری از بنزین دارند، چراکه نسبت تراکم مناسب برای موتورهای با سوخت گاز طبیعی14:1 است، در حالی که عدد اکتان بنزین 90 میباشد و سبب افزایش راندمان و کارآیی موتورهای گازی مضر میگردد.
چنانچه موتور برای شرایط گاز سوز طراحی شود، قدرت بیشتری از موتورهای بنزینی دارند. راندمان سوخت گاز حدود 15% بیشتر از بنزین است و همچنین ارزش حرارتی آن نیز حدود 13% بیشتر از سوخت بنزین است. قیمت گاز طبیعی در مقایسه با بنزین برای انرژی سوخت یکسان حدود یک سوم بنزین معادل میباشد. گاز طبیعی آلودگی منواکسیدکربن را تا 90%، اکسید نیتروژن را حدود 30% و هیدروکربن ها را تا 50% کاهش داده و تقریباً عاری از مواد سرطان زا می باشند. این مزیت ها مهمتریت عواملی هستند که مشوق انتخاب گاز طبیعی به عنوان سوخت خودرو است ولی به این نکته کمتر توجه میشود که آمار ایمنی خودروهای گازسوز (NGV) نسبت به تقریباً همه سوختهای متداول یا جایگزین امروز، مطلوب ترین وضعیت را دارد. بطوریکه گاز طبیعی را به صورت سوختی با ایمنی برابر یا حتی ایمنی تر از سایر سوختهای نفتی معرفی میکند.
دلایل این ایمنی بیشتر عبارتند از:
بنابراین درخصوص خودرو گاز طبیعی سوز نکته ایمنی مهم متوجه مخزن و متعلقات آن است و آن هم بیشتر به سبب فشار کاری بالایی است که با آن کار میگردد.
این مقاله سعی دارد به معرفی اجمالی مخازن CNG و ازمونهای مرتبط با آنها بپردازند، استانداردهای مربوط به آنها را بیان کند و مختصری به تکنولوژی ساخت آنها اشاره داشته باشد.
سعی شده اس مطالب تا حد امکان مختصر، اما مفید و منسجم باشند تا خواننده در فرصتی کوتاه بتواند اطلاعات قابل توجه و مفیدی راجع به مخازن تحت فشار در خودروهای گازسوز بدست آورد.
بخش اول انواع مخازن CNG
مخازن CNG برحسب ساختار می توانند بر چهار نوع باشند:
مخازن نوع اول ـ مخازن تمام فلزی (CNG-1)
این مخازن از جنس فولاد یا آلومینیوم هستند و شرایط ترکیب شیمیائی آنها در استاندارد مربوطه ذکر گردیده است.
مخازن نوع دوم ـ مخازن کمرپیچ (CNG-2)
این نوع مخازن دارای یک لایه داخلی (Liner) از جنس فولاد یا آلومینیوم بدون دز است و قسمت استوانه ای این لایه داخلی توسط الیاف شیشه، آرامید، یا مخلوطی از آنها که آغشته به رزین است پیچیده شده و این ساختار کامپوزیتی که به مخزن داده شده این امکان را بوجود می آورد که بتوان از ضخامت قسمت فلزی کاست و در نتیجه مخزن سبکتری را بدست آورد.
رزینی که در ساختار مخزن کامپوزیتی استفاده میشود می تواند از نوع گرما نرم (Thermoplastic) یا گرما سخت (Thermo-setting) باشند.
مخازن نوع سوم ـ مخازن تمام پیچ (CNG-3)
این نوع مخازن دارای یک لایة داخلی از جنس فولاد یا آلومینیوم بدون درز است و تمام این لایه داخلی توسط الیاف شیشه، آرامید، کربن یا مخلوطی از آنها که آغشته به رزین است پیچیده است و این ساختار کامپوزیتی که به مخزن داده شده این امکان را بوجود می آورد که بتوان از ضخامت قسمت فلزی کاست و در نتیجه مخزن سبک تری را نسبت به دو نوع اول بدست آورد.
مخازن نوع چهارم ـ مخازن تمام کامپوزیت (CNG-4)
این نوع مخازن دارای یک لایه داخلی (Liner) از جنس پلیمر بدون درز است. و تمام این لایه داخلی توسط الیاف شیشه، آرامید، کربن یا مخلوطی از آنها که آغشته به رزین است. پیچیده شده و این ساختار تمام کامپوزیت یکی از سبکترین انواع را در مخازن CNG تأمین می نماید. در ساخت این نوع مخازن از تکنولوژی بالایی استفاده شده است و تعداد سازندگاانی که از این نوع مخازن تولید می کنند، بسیار معدود است و قیمت آنها نیز بالاتر از سایر انواع می باشند.
استفاده از مخازن CNG در جهان
خودروهای گازسوز طبیعی بیش از پنجاه سال است که در جهان مورد استفاده قرار می گیرند. استفاده از این خودروها از سال 1970 به دلیل مزایای زیست محیطی و اقتصادی روبه افزایش و به خصوص استفاده از کامپوزیت ها از سال 1980 توسعه یافته است. در حال حاضر بیش از دو میلیون خودرو در جهان برای استفاده از CNG ساخته و یا تبدیل شده اند.
این خودروها و مخازن آنها سابقة عمومی عالی از خودشان داده اند در حالیکه مخزن فولادی در دنیا متداول ترند، بازار آمریکای شمالی توسط مخازن کامپوزیت اشغال شدهاند. بسیاری از کارخانه های سازنده مخازن CNG دارای سابقه طولانی تولید تسلیحات بوده اند و بعداً به تولید این مخزن روی آورده اند.
بخش دوم آزمونهای مخازن
به منظور اطمینان از ساخت صحیح و مطابق با استاندارد مخازن CNG ، آنها را تحت آزمونها و شرایط مختلفی قرار می دهند. یک مخزن وقتی مورد تأیید قرار میگیرد و گواهی استاندارد مربوطه را دریافت میکند که آزمونهای آن استاندارد را با موفقیت پشت سر بگذارد.
تعداد این آزمونها بسته به نوع مخزن متفاوت است. در مورد مخازن کامپوزیت (بخصوص نوع چهارم) آزمونها مفصل و سختگیرانه تر است و چون آزمونهای خاص مرتبط با مواد پلیمری را هم شامل می شود، تعداد آزمونها بیشتر است.
این آزمونها را میتوان براساس هدف آنها در سه نوع رده بندی نمود. هریک از آزمونها در یکی از این سه رده قرار می گیرند:
در اینجا به اختصار به شرح این آزمونها می پردازیم:
1. آزمونهای تحمل آسیب آزمون نفوذ گلوله
پس از این آزمون مخزن نباید به ذرات خرد تقسیم شود. استفاده از الیاف شیشه و کربن تحمل این آسیب را افزایش میدهد. هرچه ضخامت دیوارة کامپوزیت افزایش یابد، که این معمولاً با افزایش قطر و فشار همراه است، مقاومت آن در برابر تأثیر آسیب افزایش می یابد. در این آزمون مخزن با یک گلوله جنگی به قطر 62/7 میلی متر طوری مورد اصابت قرار میگیرد که حداقل یک سمت آزمون سوراخ شود. مخزن باید تا فشار 200 برابر پر شده باشد.
آزمون سقوط
در این آزمون یک یا چند مخزن تکمیل شده بدون اعمال فشار داخلی و شیر، در دمای محیط تحت آزمون قرار می گیرند. یک مخزن بصورت افقی از فاصله 8/1 متری از سطح زمین انداخته میشود. یک مخزن بصورت عمودی به صورت انداخته میشود که انرژی پتانسیل آن 488 ژول باشد، ولی در هیچ حالتی ارتفاع عدسی پایینی مخزن نباید از 8/1 متر بیشتر باشد.
یک مخزن نیز باید تحت زاویة 45 درجه از ارتفاعی روی عدسی انداخته شود که فاصله مرکز گرازش آن از زمین 8/1 متر باشد.
پس از این آزمون مخزن در 3000 چرخه در دمای محیط تحت چرخة فشار بین 20 الی 260 بار قرار گرفته و سپس تحت 12000 چرخة دیگر قرار میگیرد. مخزن در 300 چرخة اول نباید دچار نشت یا گسیختگی شود، ولی در 12000 چرخة بعدی می تواند دچار نشت شود.
نکتة مهمی که در مورد این آزمون وجود دارد این است که وقتی مخازن تحت فشار هستند در مقابل آسیب های ناشی از سقوط مقاومترند، چراکه فشار داخلی از فرورفتگیهایی که می تواند در دیواره ایجاد آسیب نماید تا حدودی جلوگیری می نماید؛ به همین دلیل مخازن بدون اعمال فشار تحت آزمایش قرار می گیرند.
آزمون تحمل خرابی (تحمل شکاف)
این آزمون شبیه سزی بریدگی ها و سایش هایی است که ممکن است طی عمر کاری برای مخزن رخ دهد. (این آزمون مخصوص مخازن کامپوزیت است) در این آزمون دو شکاف یکی به طول 25 میلیمتر و به عمق 25/1 میلیمتر و دیگری بطول 200 میلیمتر و عمق 75/0 میلیمتر در جهت طولی، روی دیواره مخزن ایجاد میشوند و مخزن در دمای محیط تحت چرخة فشار بین 20 الی 260 بار قرار می گیرد؛ مخزن تحت 3000 چرخة اول نباید گسیخته شود، ولی در 12000 چرخة بعدی می تواند دچار نشتی شود.
آزمون تصادف
این آزمون که در استاندارد FMVSS303 پیشنهاد شده است، برای شبیه سازی تصادف میباشد. مخازن پس از طی این آزمون نباید دچار نشت یا گسیختگی شوند.
2. آزمونهای محیطی
شامل شرایط حدی محیطی که یک مخزن NGV در طول عمر کاری خود می تواند با آنها مواجه شود میباشد.
آزمون قرار گیری در معرض مایعات خورنده: در این آزمون مخزن در معرض مایعات خورنده ای که در محیط خودرو یافت میشود، قرار میگیرد. این مایعات عبارتند از: اسیدسولفوریک، سدیم هیدروکسید، مخلوط متانول / بنزین، نیترات آمونیوم، مایع شستشوی شیشه.
مخزن به مدت 30 دقیقه در معرض پدهایی که آغشته به هریک از این مایعات هستند قرار میگیرد. در یک آزمون دیگر که به منظور شبیه سازی محیط بران اسیدی / آب نمک جاده انجام می شود، با غوطه ور کردن بخشی از مخزن در مخلوط مشخصی از آب یون زدایی شده، کلرید سدیم، کلرید کلسیم و اسیدسولفوریک انجام میشود.
پس از این آزمون ها مخزن در معرض چرخة فشار و آزمون تقلیل یافته ترکیدن قرار میگیرد. در آزمون محیط اسیدی قسمتی از مخزن که تحت فشار هیدرواستاتیک 260 بار است به مدت 100 ساعت در معرض محلول اسیدسولفوریک 30%قرار میگیرد. و سپس تا مرحلة ترکیدن، فشار هیدرواستاتیک افزایش می یابد. فشار ترکیدن باید از 85% فشار طراحی ترکیدن بیشتر باشد.
آزمون قرارگیری در معرض دماهای حدی
این آزمون ها شبیه سازی کننده دماهای حدی محیطی است که در خودرو وجود خواهد داشت . این دماهای حدی عبارتند از: دمای حدی پایین °C40- و دمای حدی بالای °C 28. دمای حدی بالا در همه جای خارج محفظه موتور وجود دارد و می تواند در اثر تشعشع گرمایی خورشید یا شرایط کاری بوجود آید. دراین آزمون، مخزن در دمای 100 درجه سلسیوس به مدت 200 ساعت تحت فشار 260 بار قرار میگیرد. سپس تحت آزمون هیدرواستاتیک، آزمون نشت و آزمون ترکیدن قرار میگیرد که باید در همة آزمون ها قبول شد.
آزمون گسیختگی تحت تنش تنش سریعی
این آزمون برای بررسی افت استقامت الیاف و یا رزین در اثر دما و زمان وقتی تحت بار قرار دارد انجام میشود، در نتیجه این آزمون، مخصوص مواد کامپوزیت است. این آزمون تحت حداکثر فشار پرشدن و در دمای °C 65 و در یک دورة 1000 ساعته انجام میشود. این افزایش دما موجب تسریع زمان آزمون با ضریبی معادل 32 میشود و علاوه بر آن تغییرات استقامت در اثر افزایش دما مورد بررسی قرار میگیرد.
در این آزمون مخازنی که دارای مشکلاتی در پایداری محیطی هستند شناسایی میشوند.
آزمون قرارگیری در معرض آتش (Bonfire)
این آزمون مرتبط با آتش سوزی هایی است که ممکن است در خودرو رخ دهد و به منظور اطمینان از عملکرد صحیح سیستم تخلیة فشار و شیر مخزن انجام میشود. در این آزمون، مخزن پر شده، در فاصله 100 میلی متری از منبع آتش که 65/1 متر طول دارد قرار میگیرد که باید بدون گسیختگی، از وسیله اطمینان تخلیه فشار (PRD) محتویاتش را تخلیه نماید. در خصوص مخازن با طول زیاد باید از دو یا چند PRD استفاده شود.
PRD ها بر دو نوع فعال با دما و ترکیبی فعال با دما و فشار هستند. استفاده از PRD فعال با دما این امکان بوجود می آورد که مخزن هنگام قرارگیری در معرض آتش، بدون توجه به فشار داخل آن محافظت شود.
3. آزمونهای چرخة عمر
این آزمون ها به توانایی مخزن برای عملکرد صحیح در کل عملکرد صحیح در کل طول عمر کاری خود مرتبط است. عبارتند از:
آزمون ترکیدن هیدرواستاتیک
این آزمون ملاحظات حداقل استقامت را برای مخازن و ملاحظات تنش گسیختگی را برای الیاف تقویت کننده مورد بررسی قرار میدهد. مخازن باید حد اطمینانی را در مقابل بیش از حد پر شدن احتمالی یا قرار گرفتن در معرض دمای بیش از حد انتظار پس از پر شدن و سایر وقایع غیرمنتظره برآورده سازند.
حداقل نسبت ترکیدن باتوجه به فشار تنظیم در دمای °C 21 برابر 25/2 است و در فشار تنظیم در دمای °C 15 برابر 35/2 است. تنش گسیختگی پدیده ای است که در آن در اثر اعمال بار مداوم در یک حد مشخص، تقویت الیاف دچار لطمه میشود. روش انجام این آزمون به این ترتیب است که نمونة مخزن را با آب پر میکنند و تا مرحله ترکیدن قسمت فشار این عمل را ادامه می دهند. حداقل فشار ترکیدن نباید از 450 بار کمتر باشد.
آزمون چرخه فشار در دمای محیط
این آزمون وضعیت مخزن را در پر و خالی شدن های متوالی در طی عمر کای خود شبیه سازی میکند. در این آزمون به صورت متوالی (تا 1000 برابر عمر کاری خود برحسب سال) تحت فشارهای کم و زیاد قرار میگیرد.
آزمون نشست پیش از شکست
این آزمون به این اشاره دارد که لایه داخلی یا مخزن پیش از انکه الیاف در چرخه هیدرواستاتیک دچارخرابی شود در اثر گسیختگی خراب شود. الزام چرخه هیدرواستاتیک بدون نشست معمولاً از 15000 تا 20000 چرخه در حداکثر فشار پر شدن است. الزام نشست پیش از شکست تا 45000 بدون گسیختگی ادامه می یابد و معمولاً در فشار 200 الی 300 بار انجام میشود.
چرخه گاز طبیعی
این آزمون به ساختار پتانسیل الکترواستاتیک و تخلیه آن که در حین پرکردن و تخلیه رخ میدهد اشاره دارد. در این آزمون مخزن 1000 بار پر و تخلیه میشود و نباید در نتیجه آن دچار اضمحلال (degradation) شود. در مورد مخازن فلزی یا دارای لایه فلزی مشکلی وجود نخواهد داشت چراکه پتانسیل الکترواساتیک از طریق شیر و لوله ها تخلیه مداوم میشوند.
ولی در مورد مخازن تمام کامپوزیت (دارای لایه پتانسیل) باید از ایجاد این پتانسیل الکترواستاتیک اجتناب یا آن را به صورت مداوم تخلیه نمود. از انجایی که معمولاً در این نوع مخازن نافی (BOSS) از جنس فلزی است، بار الکترواستاتیک را جمعآوری نموده و مانند مخازن دارای لایه فلزی تخلیه میکند. طی این آزمون پس از طی نمودن چرخهها مخزن برش زده شده و از نظر وجود هرگونه ترک یا تخلیه الکترواستاتیک بررسی میشود.
آمار خرابیهای میدانی
آماری که از سال 1993 تاکنون در مورد وضعیت خرابی مخازن در آمریکای شمالی که منطبق بر استانداردهای FMVSS304، قسمت دوم B-51 و ISO1143 بوده اند وجود دارد تنها از هشت مورد خرابی گزارش داد. از این هشت مورد:
در آمار موجود هیچ مخزنی به دلیل برخورد (تصادف) یا آتش دچار گسیختگی نشده است.
وجود این خرابی ها در سال های اخیر موجب بروز اصلاحاتی بر روی استانداردهای موجود گردید. به صورت خاص آزمون محیطی مربوط به قرارگیری در معرض مالیات خورنده بعداً به این استانداردهای اضافه شده است. استفاده از الیاف کربن تقویت شده و الیاف شیشه مقاومت به خوردگی به دلیل وجود این خرابی های گزارش شده افزایش یافته است.
به دلیل وجود آمار خرابیهای ناشی از آسیب، امروزه بر روی انجام بازرسی های دوره ای تأکید میشود چراکه در همه خرابی های ناشی از آسیب، وجود این آسیب ها طی معاینههای دقیق چشمی موجود در بازرسیهای ادواری قابل شناسایی بود. این آسیبها شامل ترک ناشی از خودرگی تحت تنش، برخوردها، بریدگی ها و سایش ها است.
فایل ورد 31 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 3 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 44 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 63 |
مقدمه
بارها از صدای بوق خودرو یا سر و صدای بیش از اندازه یک موتور سیکلت که با سرعت از کنارمان رد می شود، از جا پریده ایم.
انگار دیگر شنیدن تمام این صداهای ناهنجار برایمان عادی شده است و تمامی این آلودگی های صوتی، دیگر بخشی از زندگی روزمره مان است که هرگز خیابان های شهر را ترک نمی کنند.
بررسی نتایج مطالعات در یکی از فرودگاه های آلمان نشان می دهد که سلامت کودکان ساکن در مناطق مجاور این فرودگاه، بیش از دیگر کودکان در معرض تهدید است.
افزایش ضربان قلب، اختلال در سیستم عصبی و رفتاری از جمله عوارض مهم آلودگی صوتی است که در ساکنان این مناطق بروز کرده است.
بررسی ها نشان می دهد؛ خودروها به دلیل تعداد و پراکندگی در سطح شهر، یکی از مهمترین عوامل آلودگی صوتی در شهرهای بزرگ به ویژه تهران هستند و در حالی که مسئولان از اجباری شدن رعایت استانداردهای آلودگی صوتی از سوی خودروسازان از سال آینده خبر می دهند، به نظر می رسد که چقدر دیر به فکر اجرای چنین استانداردهایی افتاده ایم و اگرچه این مسأله باید سال ها پیش رخ می داد، اما بی شک رعایت این استانداردها از سوی بخش های مربوط به منظور حفظ سلامت شهروندان هنوز هم دیر نیست.
شرکت کنترل کفیت هوا در گزارشی اعلام کرد: اغلب شهروندان تهرانی از آلودگی صوتی رنج می برند. بررسی ها نشان می دهد بیشتر شهروندان تهرانی در مناطقی زندگی می کنند که سر و صدا در آن مناطق، بیش از استنداردهای تعیین شده است، به طور مثال در جنوب تهران علاوه بر سر و صدای ناشی از ترافیک، سر و صدای ناشی از فرودگار و راه آهن نیز این منطقه را از نظر صوتی، بسیار آلوده کرده است.
این در حالی است که گسترش روزافزون بزرگراه ها در سطح شهر، میزان این آلودگی را به مراتب افزایش می دهد، یکی از پیامدهای ناخواسته توسعه اقتصادی در جهان امروز، آلودگی محیط زیست است.
فعالیت های صنعتی و خدماتی در سطوح گوناگون با تحمیل انواع آلودگی ها بر هوا، آب و خاک همراه است که یکی از مهمترین آنها، آلودگی صوتی است.
آلودگی صوتی یا به بیان ساده تر، سر و صدا تنها به معنی آزردگی خاطر نیست.
اگرچه در بسیاری موارد به دلیل ویژگی آلودگی صوتی که به تدریج برای گوش انسان عادی می شود، آثار زیانبار آن جلوه ظاهری کمتری دارد. اما این آثار پنهان، تا سال ها بر روح و جسم انسان تأثیر گذار است.
سازمان بهداشت جهانی (WHO) آلودگی صوتی را تهدیدی جدی برای سلامت انسان داشته است که به دلیل تنوع منابع (ترافیک، صنعت، محل کار و همجواری) یکی از گسترده ترین خطرات برای سلامت انسان به شمار می رود. در اروپا، 40 درصد جمعیت در معرض ترازهایی از صوت قرار دارند که بالقوه برای سلامت خطرناک است.
دست کم 170 میلیون اروپایی در محل زندگی شان به شدت از آلودی صوتی آزار میبینند. از سوی دیگر، هر ساله منابع مالی بسیاری از سوی جامعه صرف جلوگیری یا محدود کردن آلودگی صوتی می شود که اجرای قوانین و استفاده از ابزارهای اقتصادی ماند تعیین جرایم از آن جمله اند. متأسفانه منابع مالی اجتماع محدود است و از این رو، تلفیق ملاحظات مربوط به آلودگی صوتی با تصمیم گیری های اقتصادی، به اندیشه بیشتر نیاز دارد. برای اقتصاددانان این موضوع دو مشکل اساسی ایجاد می کند، اول اینکه چگونه و از چه روشی می توان آزردگی ناشی از آلودگی صوتی را ارزشگذاری کرد؟ محدودیت های این روش ها از دیدگاه های نظری، علمی و اخلاقی چیست؟ آیا این روش ها برای دانشمندان، بهره برداران و تصمیم گیران سیاسی قابل قبول است؟ آیا ارزش پولی حاصل از مطالعه را می توان به عنوان ورودی دیگر فعالیت های سیاستگذاری به کار برد و دوم اینکه کدام تصمیمات اقتصادی با استفاده از ارزش پولی آلودگی صوتی تحت تأثیر قرار می گیرند؟
آلودگی صوتی چیست؟
مقدمه
آلودگی صوتی صدای ناخواسته یا صدایی با مدت زمان، شدت یا کیفیت دیگری است که سبب آسیب جسمی یا روانی به انسان می شود. واحد انداه گیری صوت دسی بل (dB) است که یک مقیاس لگاریتمی است. هر 10 دسی بل افزایش نشانگر 2 برابر شدن تراز صوت است. واحد دسی بل در شبکه وزنیdBA بر فرکانس هایی که گوش انسان به آنها حساس است و به خوبی با ادراک انسان از بلندی صوت ارتباط دارد، تأکید میکند. ترازهای معمولی صوت از 30 تا 90 دسی بل است.
اجرای طرح جامع کاهش آلودگی صوت
مدیر کل دفتر بررسی آلودگی هوای سازمان محیط زیست نیز در این ارتباط گفت: سازمان حفاظت محیط زیست طرح تملک آلودگی صوتی را به تصویب رسانده است که بنابراین با داشتن ردیف بودجه ای می توان مانند طرح جامع کاهش آلودگی هوا طرح جامع آلودگی صوتی را در 7 محور اجرا کنیم.
دکتر محمدرضا منظم افزود: در این طرح، محورهای مختلفی در زمینه استانداردها، پایش مطالعات و تحقیقات و سیاست های تشویقی در نظر گرفته شده که طرح توجیه فنی آن در دست تهیه است.
وی با اشاره به اینکه تنها تصویب چنین قوانینی کافی نیست، گفت: باید تلاش شود طرح هایی که به تصویب می رسد، به بهترین شکل اجرا شوند و با تداوم آن، افق روشنی از دستاوردها را پیش رو داشته باشیم.
هزینه های زیت محیطی آلودگی صوتی
ارزشگذاری هزینه های ناشی از آلودگی صوتی و دستیابی به اعداد و ارقام پولی ناشی از آنها به گونه ای که بتواند تا حد ممکن همه انواع هزینه ها را دربر گیرد، به دلایل گوناگون حائز اهمیت است.
این کارشناس ارشد بررسی آلودگی صدا و ارتعاش سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به این که هنوز در کشور چنین بررسی هایی انجام نشده است، می گوید: د نظر داریم به زودی این طرح را با همکاری چندین مرکز علمی مانند دانشگاه ها در کشور آغاز کنیم.
وی افزود: به نظر می رسد این مسأله برای نمونه در ابتدا در تهران و بعضی از جاده های بین شهری آغاز شود و بعد بر اساس برنامه زمان بندی تداوم یابد. او با اشاره به اینکه نتایج این مطالعات در تصمیم گیری مسئولان برای اجرای طرح های عمرانی، بسیار ضروری است، ادامه داد: اولین مسأله در توجیه لزوم انجام چنین پژوهش هایی ارزیابی میزان آلودگی تحمیل شده بر جهان است.
تبدیل آثار آلودگی صوتی به اعداد و ارقام پولی در جهان امروز که پایه بسیاری مناسبات آن بر علوم اقتصادی بنا شده و فرهنگ غالب در ارزیابی و ارزشگذاری، فرهنگ اقتصادی است، میزان این آثار را ملموس تر می کند. وی گفت: از سوی دیگر، تصمیم گیری برای پروژه ها و طرح های توسعه در آینده می تواند بر پایه این ارزش پولی مورد قضاوت دقیق تر قرار گیرد. یکی دیگر از کاربردهای چنین مطالعاتی استفاده در طراحی شبکه راه هاست که در آن، علاوه بر معیارهایی چون زمان طی مسیر و کوتاه بودن آن هزینه زیست محیطی مسیر و آلودگی صوتی نیز می تواند مدنظر قرار گیرد. بوبه رژ افزود: هزینه های ناشی از آلودگی صوتی شامل هزینه های مستقیم مانند ساخت موانع صوتی، عایق بندی، اثر منفی بر قیمت خانه ها و هزینه های غیرمستقیم همچون هزینه های بهداشتی، بیمه افراد، بهره وری، استفاده کمتر از زمان های تفریح و فراغت و ناآرامی است.
روش های ارزشگذاری و محاسبه
به منظور برآورد و محاسبه این هزینه ها روش های گوناگونی مورد استفاده قرار میگیرد که ورودی اصلی همه انواع محاسبات به منظور کمی کردن آلودگی صوتی و تعیین ارزش پولی آن پاسخ به این سه سؤال است که چقدر آلودگی صوتی تولید می شود، چه میزان فراتر از آستانه قابل قبول است و هزینه یک واحد آلودگی صوتی چقدر است.
آثار آلودگی صدا بر انسان
مهدیه بوبه رژ، کارشناس ارزش بررسی آلودگی صدا و ارتعاش سازمان حفاظت محیط زیست می گوید، آلودگی صوتی آثار جسمی و روانی بسیاری بر انسان دارد.
شناخته شده ترین اثر جسمی آلودگی صوتی صدمه به دستگاه شنوایی است که گاه به دلیل تدریجی بودن پنهان می ماند.
وی افزود: افت موقت و دائم شنوای، وزوز گوش، پارگی پرده صماخ یا صدمه به بافتهای متصل کننده قطعات استخوانی بخشی از این آثار است.
وی ادامه داد: علاوه بر ویژگی های صوت از جمله مدت زمان، فرکانس و شدت آن، عوامل فردی نظیر سن، جن، ضایعات سیستم انتقال گوش میانی و واکنش عضلات گوش میانی، رنگ چشم و رنگ پوست نیز در شدت بروز این گونه آسیب ها تعیین کننده است.
اثر بر اندام بینایی، سیستم تعادلی، سیستم عصبی، آثار فیزیولوژیک عمومی از جمله اثرات جسمی آلودگی صوتی و اثر ذهنی و ناراحتی های اجتماعی مثال هایی از آثار روانی آلوگی صوتی است.
ضمن آنکه تداخل با مکالمه، کاهش بازده کار و افزایش خطر بروز حوادث نیز در زمره آثار جانبی آلودگی صوتی به شمار می رود.
در روش ارزیابی مشروط که شاید مستقیم ترین راه تعیین هزینه یک ناهنجاری است، مطرح کردن سؤال های فرضی است: به عنوان مثال چقدر فرد حاضر است برای کاهش این ناهنجاری تا حد معین بپردازد یا چقدر فرد حاضر است برای جلوگیری از رویارویی با افزایش حد معینی از آن عامل بپردازد. این روش از آنجا که بر اساس پاسخ های فرضی به سؤال های فرضی است، باید با استفاده از یکی از روش های آشکار بازسنجی شود. ضمن آنکه دیدگاه افراد در مورد حقوق خود و ارزیابی آنها از مشکلات نیز سبب کاهش دقت این روش می شود.
هزینه های محاسبه شده
مطالعات گوناگونی در کشورهای مختلف در مورد هزینه های آلودگی صوتی صورت گرفته است ک برخی از آنها به نتایج بسیار جالبی دست یافته اند. نکته قابل توجه این است که با وجود روش های گوناگون محاسبه باز هم همه عوامل و تأثیرات آلودگی صوتی با استفاده از این روش ها قاب محاسبه نیست.
برای مثال با هیچ معیار و مقیاسی نمی توان درد و رنج و ناراحتی روانی ناشی از مواجهه با آلودگی صوتی را پیمانه کرد. با این حال، دقت در ارقام حاصل خالی از لطف نیست.
برای مثال محاسبه ای که در سال 1992 در نروژ انجام شده است، هزینه آلودگی صوتی را سرانه 88 تا 541 دلار در سال برآورد کرده است و هزینه های اجتماعی آلودگی صوتی در اتحادیه اروپایی (زمانی که 15 عضو داشت) 42 میلیارد یورو بود که با توجه به افزایش تعداد اعضا به 27 عضو در حال بررسی مجدد است.
هزینه های آلودگی صوتی در بخش حمل و نقل
مهم ترین منبع آلودگی صوتی به لحاظ گستردگی و نفوذ در درونی ترین لایه های زندگی، سیستم های حمل و نقل جاده ای، ریلی و راه آهن است که شاید به دلیل این اهمیت و یا امکان بیشتر کمی کردن آثار آنها، عمده بررسی های انجام شده در این زمینه بوده است.
به طور کلی در سیستم حمل و نقل جاده ای چه درون محدوده های شهری و چه خارج از آن عوامل بسیاری بر میزان صدای ناشی از ترافیک و هزینه های مؤثر آن است که نوع خودرو، سرعت ترافیک، توقف ها و شیب ها، شرایط و نوع پوشش سطحی و موانع و فاصله از آن جمله اند. منابع تولید صوت در خودروها نیز متغیر بوده و شامل شتاب موتور، تماس بین جاده و تایر، ترمز، بوق و دزدگیر است.
از این رو، میزان و آثار صوت برحسب نوع و شرایط خودرو، موقعیت و زمان متفاوت است.
در سرعت های پایین صدا بیشتر ناشی از موتور و نیروی پیش برنده و در سرعت های بالا صوت غالب صدای تماس تایر با جاده و وضعیت آیرودینامیک خودرو است.
بدیهی است که خودروهای سواری آرام تر از اتوبوس و موتورسیکلت هستند. ضمن آنکه هزینه های آلودگی صوتی در شهر بیشتر است، چرا که تعداد انسان ها بیشتر است ولی وجود یک خودرو در مناطق روستایی، اثر بیشتری نسبت به خودروی بیشتر در شهر دارد. آلودگی صوتی ناشی از حمل و نقل بر حیات وحش نیز اثر دارد که بر هزینه های زیست محیطی آن می افزاید. بر اساس پژوهش انجام شده در سال 1996 که در آن، هزینه های اجتماعی سالانه استفاده از خودروها در امریکا بر اساس داده های سال 1990-1991 محاسبه شده است، هزینه های آلودگی صوتی از 100 میلیون تا 40 میلیون دلار متغیر است.
در کانادا، هزینه سالانه آلودگی صوتی راه ها بیش از 223 مییون دلار و در ونکوور 5/0 سنت در هر کیلومتر برآورد شده است. این رقم در دانمارک 80-450 میلیون یورو در سال است.
همچنین بخشی از هزینه های آلودگی صوتی هزینه های مستقیم است. از جمله هزینههای مستقیم اثر بر ارزش املاک است. مطالعات انجام شده نشان داده است به ازاء هر واحد تغییر در میانگین تراز صدا در 24 ساعت در محدوده 50-60 دسی بل حدود 5/0 درصد و حدود بالای 65 دسی بل تا 8/0 درصد ارزش ملک کاهش می یابد. طبق برآوردهای دیگر، سالانه در ازای هر واحد افزایش تراز صوت 21 دلار از ارزش هر واحد مسکونی کاسته می شود. هزینه مستقیم دیگر ساخت موانع صوتی در امتداد راه هاست که در امریکا هزینه ساخت هر مایل (6/1 کیلومتر) دیواره 5/1 میلیون دلار برآورد شده است (2و6) در بخش حمل و نقل هوایی نیز برآوردهایی انجام شده که بر این اساس، هزینه ناشی از آلودگی صوتی به ازای برخاستن و فرود آمدن هر هواپیما در اروپا برحسب نوع آن حدود 150 تا 2805 یورو محاسبه شده است.
اگرچه تاکنون این گونه مطالعات در کشور ما صورت نگرفته و سوابقی جهت مقایسه با دیگر کشورها در این زمینه وجود ندارد، با این حال ارقام و موارد یاد شده می تواند چشم اندازی کلی از وضع کنونی آلودگی صوتی به تصوی بکشد. همچنین باید گفت: از دیدگاه سیاسی و سیاستگذارانه می تواند با آلودگی صوتی ناشی از منابع گوناگون با توجه به تنوع و گستردگی منابع و ارقام مربوط به هزینه های ناشی از آن دو گونه رفتار کرد: یا باید با وضع قوانین کاهش انتشار آلودگی صوتی از محصولات و خدمات به ویژه خودروها و اجزای آنها و حمل و نقل ریلی و هوایی رفتاری قهر آمیز داشت و روز به روز با بی توجهی به صورت مسأله از آن فاصله گرفت که به نظر می رسد نه تنها در ایران که در هیچ یک از کشورهای جهان در کاهش آلودگی صوتی مؤثر نبوده است و یا باید با تشویق به سبک های آرام تر چه در بخش حمل ونقل و صنایع و تجهیزات مربوط به آن و چه در دیگر منابع آلودگی صوتی و لحاظ تراز صوتی منتشر شده از این منابع در طراحی، برنامه ریزی و تولید محصولات و فرآیندها فاصله ها را کمتر کرده و به سوی محیطی آرام تر پیش رفت.
فایل ورد 63 ص
| دسته بندی | مدیریت |
| بازدید ها | 3 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 46 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
فهرست
پیشگفتار
مقدمه
چکیده
تعریف بحران
مدیریت بحران چیست؟
کودکان و زلزله
زلزله وآواربرداری
جایگاه مردم در بحران
تهران وبحران وزلزله
استراتژی خطرات ناشی از زلزله
جمع بندی
منابع
پیشگفتار
ساختار زمین:
زمین جسمی تقریبا کره ای به شعاع متوسط 6370 کیلومترمی باشد .هسته کروی بخش مرکزی کره زمین را در برگرفته وشعاع ان در حدود3470 کیلومتر تخمین زده می شود . اطراف هسته را لایه میانی یعنی گوشته فرا گرفته وضخامتی در حدود 2900 کیلومتر راشامل می شود .پوسته زمین اساسا سخت بوده وشامل سنگهای اذرین ورسوبی وسنگهای ناشی از دگرگونی انها می باشد.
فشار ودمای زمین :
دمای زمین با عمق افزایش می یابد ودر100 کیلومتری بین 1000 تا 1500 درجه سانتی گراد ودر عمق 700 کیلومتری که معمولا حداکثر عمق کانونی زلزله ها می باشددمای ان به حدود 2000 درجه سانتی گراد می رسد .در داخل هسته دما بین 2500تا 3000 درجه سانتی گراد بوده و اصولا بسبت افزایش دما در قسمت های سطحی زمین حدود 30 درجه سانتی گراد در هر کیلو متر عمق بر اورد می گردد البته این نسبت با افزایش عمق کاهش می یابد.
بر اساس مطالعهات وسیع در مورد تخمین فشار درون زمین تصور می شود که در قسمتهای بالایی گوشته فشار در حدود 9 تن بر سانتی متر مربع ودر قسمت های بیرونی هسته 1400 تن بر سانتی متر مربع ودر مرکز هسته به میزان 3700 تن بر سانتی متر مربع می رسد که البته این فشارها بسیار بزرگتر ازفشار(تک محوری) قابل تحمل سنگ ها در شرایط معمولی است.
سرعت انتشار امواج زلزله :
سرعت امواج زلزله بستگی به جرم مخصوص و خاصیت روان شدن سنگهایی دارد که از انها عبور می کند. سرعت امواج زلزله در سنگهای متراکم وصلب وزیاد درسنگهای سبکتر و نرمتر کم می باشد. بعلاوه ازدیاد فشار باعث افزایش سرعت امواج وازدیاد درجه حرارت باعث کاهش سرعت امواج زلزله می گردد.
زمین لرزه:
به علت ذخیره شدن مقادیرزیادی انرژیدر درون زمین وبا توجه به نظریه جابجایی قاره ها تغییرات عمده ای در قسمت های سطحی زمین رخ می دهد که زمین لرزه یکی از این تغییرات است. به عبارت دیگر زمین لرزه پدیده انتشار امواج در زمین به علت ازاد شدن مقدار زیادی انرژی ناشی ازاغتشاش سریع در پوسته زمین ویا در قسمت های بالایی گوشته در مدت کوتاه می باشد.یک زلزله شدید ممکن است ناشی از شکست سنگ بستری به طول بیش از100 تا 400 کیلومتر وعرض وضخامت چندین کیلو متر باشد. محلی که منشا زلزله بوده ودر حقیقت انرژی به یکباره از انجا ازاد ورها می گردد کانون زلزله ونقطه ای واقع بر سطح زمین که در بالای کانون قرار دارد مرکز زلزله نامیده می شود . دامنه حرکت زمین در روی سطح ابتدا شامل لرزه های جزیی است که یکباره افزایش می یابدوپس از لحظه کوتاهی حرکت تدریجا فروکش می کند.لرزه های جزیی بنام تکان های اولیه و قسمت بعدی با دامنه های بزرگتر بنام تکان های اصلی و اخرین قسمت بنام دنباله لرزه مرسوم است.
علل وقوع زلزله:
در حال حاضر تحولات اساسی در داخل زمین که باعث وقوع زلزله می گردد هنوز بطور کامل روشن نشده است و نظریه های مختلفی پیشنهاد شده که در بعضی حالات متناقض یکدیگر می باشند.طی چند سال گذشته معلوم شده است که علل وقوع زلزله ارتباط نزدیکی به تحولات تکتونیک کلی زمین دارد که مداوما رشته کوهها و دره های اقیانوسی را در سطح زمین ایجاد می کنند.
معمولا بیش از 95 درصد علل وقوع زلزله ها مربوط به حرکات تکتونیک صفحه ای است ولی عوامل دیگر نظیر اتشفشانها وفروریختن غارهای عظیم زیر زمینی ولغزش زمین که همگی انها نیز در هر حال تابع حرکات صفحات پوسته زمین است می توانند در ایجاد زمین لرزه ها نقش داشته باشند.
ایران به دلیل قرار گرفتن در نوار لرزه خیز آلپ، هیمالیا و منطقه فعال زمین ساختی، یکی از کشورهای با خطر بالای زلزله در جهان است که در قرون گذشته بیش از ۱۳۰ زلزله شدید در مقیاس ۵/۷ ریشتر و بزرگ تر را تجربه کرده است. تنها در قرن بیستم، کشور ایران شاهد ۲۰ زلزله بزرگ بوده که این حوادث باعث کشته شدن ۱۴۰ هزار نفر، ویرانی چندین شهر، دهکده و آسیب های اقتصادی فراوان شده است.۱ پوسته زمین سازنده این منطقه از قطعات نامتجانس کنار هم تشکیل گردیده. این قطعات توسط گسل های بزرگ از هم جدا می گردند. به استثنای مناطق گودال اقیانوسی، کانون زمین لرزه ها عموماً در ۵۰ کیلومتری اول پوسته زمین متمرکزند. جمعاً ۱۵ میلیون کیلومترمربع، یعنی۱۰ درصد از مناطق بیرون از آب تحت تهدید زلزله قرار دارند. انرژی مورد نیاز برای ایجاد زلزله، غالباً به واسطه حرکت قاره ها (حرکات صفحات زمین) تأمین می شود. زلزله ها ۹۰ درصد منشاء تکتونیکی یا گسلی (طبق نظر تکتونیک صفحه ای، سطح کره زمین از صفحاتی تشکیل شده است که در حال حرکت اند. دو صفحه در ناحیه مرزی بینشان به یکدیگر نیرو وارد می سازند. این نیرو عامل اصلی تأمین کننده انرژی لازم برای ایجاد زلزله است). ۷ درصد منشاء آتشفشانی و ۳ درصد منشاء متفرقه دارد. ایران در کنار کشورهایی همچون چین، هند و مصر به عنوان یکی از چهار کشور بلاخیز جهان که هر ساله بیش از ۱۱۰۰ میلیارد ریال خسارت به جهت بروز حوادث طبیعی به آن وارد می آید شناخته شده است.
ایران بر روی نوار زلزله الپاید قرار دارد که در امتداد شرق - غرب از کوههای هیمالیا تا دریای مدیترانه ادامه دارد . تکتونیک ایران اخیرا بوسیله مک کنزی و نوروزی مطالعه شده است .
بر اساس اطلاعات زمین شناسی و زلزله شناسی موجود و نتایج مقدماتی انها دو مدل مختلف برای تکتونیک صفحه ای ایران پیشنهاد کرده اند .
1) مدل پیشنهادی نوروزی:صفحات اصلی منطقه عبارتند از :صفحه عربستان وصفحه ایران وصفحه اوراسیا.
صفحات عربستان وایران با سرعت های مختلف در جهت شمال شرقی حرکت می کنند.مشخص ترین خصوصیت تکتونیکی منطقه از زیر رانده شدن صفحه ایران به وسیله صفحه عربستان سعودی می باشد.در مرز مشترک این دو صفحه یک ناحیه تقرب وجود دارد که بوسیله منطقه فشاری زاگرس و چین خوردگیهای زیاد مشخص می باشد.
2) مدل پیشنهادی مک کنزی : خاطر نشان می سازد که تکتونیک ایران ونواحی مجاور ان را نمی توان فقط با چند صفحه اصلی توجیه کرد.همچنین مرزهای صفحات یک گسل واحد تشکیل نداده بلکه سیستم های گسل تشکیل می دهند .
انواع حرکات گسل ها:
1)گسل های نرمال
2)گسل های لغزش جانبی
3)گسل های فشاری یا معکوس
انواع امواج زلزله:
1)امواج حجمی
2)امواج اولیه(الف:امواج برشی ب:امواج ثانوی)
3) امواج سطحی(الف:امواج لاو ب:امواج ری لی)
مقدمه
سالهاست که در کشور ایران، شاهد تکرار سناریوی زلزله بوده و هستیم. سناریویی که با خواب و بیخیالی شروع شده و با خواب و بیخیالی نیز پایان مییابد. مردم و دولتی که در خواب غفلت نسبت به وقوع زمین لرزه هستند و پس از وقوع زلزله و خسارات بیشمار جانی و مالی، شاهد اشک و ناله از طرف مردم و فراخوان عمومی برای ارسال کمکها از طرف دولت هستیم! در این بین مردم نه تنها خود را قربانی زلزله بلکه قربانی سیاستهای دولت در زمینه حوادث غیر مترقبه دانسته و تمام تیرهای نقصان و کم کاری را به سوی دولت و دستگاههای اجرایی نشانه میروند. دولت نیز گاها با ارائه آمار و ارقامی که از سوی هیچ ارگان بیطرفی تایید و یا رد نمیشود، اقدام به توجیه عملکرد خود نموده و خود را مبرا از هرگونه عملکرد اشتباهی میداند. و در نهایت تمام هیاهوها با "بلا" خواندن یکسری پدیده های طبیعی، به اتمام میرسد. و چون واکنش در مقابل "بلا" غیرممکن میباشد، پس مردم واقعا قربانی بوده و دولت نیز واقعا بیتقصیر میباشد! لذا بهترین عملکرد در مقابل بلا، دعا کردن و خوابیدن است.
همچنین زلزله به عنوان یکی از انواع بلایای طبیعی که در کشور ما هر از چند گاهی به وقوع می پیو ندد به دلیل ضعف در سازه ساختمان های مسکونی , زمان وقوع , اگاهی بسیار کم و اموزش بسیار ضعیف در سطح عموم جامعه , قربانیان زیادی گرفته است .
شاید بهتر باشد که بگوییم زلزله پدیده ای طبیعی است و نحوه رویکرد ما به ان و توجه به بسیاری از موارد همچون اموزش عمومی , بالا بردن ضریب ایمنی , میزان تلفات وخسارات را تعیین می کند .
ایجاد یک برنامه ایمنی و سیستم طراحی سازه مناسب در ساختمان های شهری وروستایی با توجه به الگوهای موجود در جهان , همچون کشور زابن ما را در برخورد با بلایای طبیعی همچون زلزله بسیار مقاوم خواهد ساخت.
ازسوی دیگر قیاس بین هزینه های پاسخگویی و هزینه های پیشگیری نیز بسیار دردنیا مطرح است . چندین برابر هزینه های پیشگیری در امر پاسخگویی صرف می گردد .
نگرش سنتی به مدیریت بحران نگرش منفی بوده با این تعبیر که مدیر بحران در انتظار خراب شدن کارها می نشیند وپس از بروز تخریب سعی میکند تا ضرر ناشی از خرابی ها را تعدیل کند اما بتازگی معنای مثبت وبهتری برای ان پیداشده است .براساس معنای اخیر همواره باید مجموعه ای از طرحها وبرنامه های عملی برای برخورد با تحولات احتمالی اینده در داخل سازمان ها تنظیم شود ومدیران باید درباره اتفاقات احتمالی اینده بیندیشند وامادگی برخورد با رخدادهای غیر مترقبه را کسب کنندبنابراین مدیربت بحران بر ضرورت پیش بینی منظم و کسب امادگی برای برخورد با ان دسته از حوادث ناگوار من جمله زلزله که بطور جدی حیات انسان ها را به خطرمی اندازد تاکید دارد.
فایل ورد 50 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 5 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 51 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 65 |
از زمانی نه چندان دور هر سال با فرارسیدن فصل گرما، معضل کم آبی شهرهای کشور و نگرانی از پیامدهای اجتماعی آن، دغدغه ی خاطر متولیان و مسؤلان شهری کشور است. هر سال که می گذرد بر تعداد شهرهای کم آب کشور افزوده می شود، گستره ی بی آبی و کم آبی از شهرهای کوچک عبور می کند و شهرهای بزرگ و حتی پایتخت کشور را فرا می گیرد. این در حالی است که در دهه اخیر و در سال های پس از جنگ تحمیلی، به ویژه در دهه ی گذشته بخش قابل توجهی از سرمایه گذاری های ملی در بخش آب هزینه شده است و علاوه بر مهار آب ها و توسعه ی تأسیسات گوناگون آبی، با نهادینه ساختن بخش آب و فاضلاب شهری، زمینه ی توسعه ی پایدار در این بخش فراهم شده و دستاوردهایی فراتر از هدف های پیش بینی شده در دو برنامه ی اول و دوم توسعه به دست آمده است. اما به رغم این تلاش ها، باز هم دامنه ی معضل کم آبی در شهرهای کشور سال به سال فزونی می یابد.
نباید از یاد برد که کم آبی، به عنوان تفاضل مثبت تقاضا و تولید، یک معلول است که همچون سایر مجهولات، برای فایق آمدن بر آن باید در ابتدا علت را جست و جو کرد. چه در صورتی که علت ها به درستی تببین و شفاف شود، دستیابی به راه حل ها چندان دشوار نخواهد بود. بروز معضل کم آبی در شهرهای کشور در دو بخش فقدان ساختار مدیریت هماهنگ شهری مناسب و محوریت مدیریت آب بر توسعه ی سازه یی و غفلت از مدیریت تقاضا (مصرف) قابل بررسی و تحلیل است.
شرکت های آب و فاضلاب که عهده دار تهیه و توزیع آب شهرهای کشور هستند، همچون سایر نهادهای شهری، واحدهای خدماتی محسوب می شوند که عملکرد آنها در مجموعه ی خدمت دهی های شهری معنا می یابد. واقعیت این است که هر چند خشکسالی سال های اخیر، رخداد تنش های آبی را در بخش های شهری و کشاورزی تشدید کرده است، اما موضوع خشکسالی و کم آبی در پهنه ی وسیعی از این سرزمین، نه مسئله ی دیروز و امروز که پیشینه یی طولانی دارد و با تاریخ این سرزمین عجین است. مشاهده ی بناهای آبی باستانی در گوشه و کنار و تأثیر شگرف آب در آداب و رسوم و فرهنگ مردمان ما، گواه آن است که آب و تأمین آن یکی از دغدغه های مهم فکری گذشتگان ما بوده است. و هر چند که پیشینیان توانستند با افزایش دانش فنی خود در مهار و استحصال آب ها (مدیریت تأمین)، مصرف این کالای حیاتی را با توانایی های خود و امکانات طبیعی بهینه به سامان درآورند (مدیریت تقاضا)، اما امروزیان به دلایل گوناگون و به رغم برخورداری از فناوری های نوین، به دلایلی از انجام این مهم درماندهاند که دلایل نیازمند بررسی است.
مدیریت آب شهری به عنوان یکی از ارائه کنندگان خدمات زیربنایی، تنها زمانی قرین موفقیت خواهد بود که برنامه ها و عملکرد آن در قالب مدیریت شهری و هماهنگ با فعالیت سایر نهادهای خدماتی به انجام رسد. فقدان برنامه ریزی و مدیریت شهری مناسب و کارآمد که توسعه ی بی رویه ی شهرها، مهاجرت از روستاها و شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ و ظهور کلان شهرها تنها نمونه هایی از آن است، همراه با انبوهی جمعیت و عدم تناسب امکانات موجود شهری برای پاسخگویی به نیازمندی های آن سبب شده است تا نهادها خدماتی، هر یک بدون توجه به هدف های مجموعه ی مدیریت واحدهای شهری، گاه در تقابل با یکدیگر عمل کنند. پیامد عدم جامع نگری در برنامه های شهری و توسعه ی بی رویه و برنامه ریزی نشده ی شهرهای کشور، بدون در نظر داشتن شیوه ی تأمین و ارایه ی خدمات آن بوده است تا دشواری های زندگی شهری روز به روز ابعاد وسیع تری یابد. دشواری هایی همچون ترافیک، خدمت دهیهای درمانی و آموزشی، آلودگی هوا و به تازگی کم آبی، همگی از فقدان برنامه و مدیریت شهری کارآمد حکایت دارد و درست به همین دلیل است که در بخش آب شهری، به رغم دستاوردهای سترگ در توسعه ی تأسیسات و نهادینه ساختن خدمت دهی ها، معضل کم آبی همچنان رخ می نماید.
خشکسالی سال های اخیر کشور نشان داد که موفقیت در مدیریت آب تنها با تکیه بر توسعه ی سازه یی ممکن نیست و علاوه بر مدیریت تأمین که هدف آن پاسخگویی به تقاضای آب از طریق توسعه ی منابع و تأسیسات است، رویکردهای مدیریت تقاضا (مدیریت) نیز با هدف ایجاد توازن میان ظرفیت تأسیسات و منابع با میزان تقاضا مبنی بر بهره وری بهتر از تأسیسات و افزایش کارآمدی مصرف باید مورد توجه قرار گیرند. نباید تصور شود که مدیریت تقاضا، تنها بر جنبه های تبلیغاتی و جلب توجه همگانی متمرکز است. مدیریت تقاضا نیز همچون سایر مدیریت ها، از زیر مجموعه های متعددی همچون فنی و مهندسی، اقتصادی و سرانجام فرهنگی بهره می برد که تنها در بخش فنی و مهندسی آن، استفاده بهتر از آب در تأسیسات با تذکید بر بازچرخانی و کاهش هدرروی آن، کنترل فشار در شبکه ی توزیع و استفاده از لوازم و تجهیزات صرفه جویی آب، و فعالیت های فرهنگی تنهایی یکی از رویکردهای مدیریت تقاضا را تشکیل میدهد و بخش قابل توجهی از برنامه های آن به درون سازمان و ارتقای کارآمدی آن باز می گردد.
جان کلام آن که موفقیت در مدیریت آب شهری تنها در قالب مجموعه ی سازگار مدیریت شهری و هماهنگ با سایر نهادهای خدماتی ممکن خواهد بود و در مجموعه ی وزارت نیرو نیز علاوه بر مدیریت تأمین، پی ریزی نهادهای مدیریت تقاضا با زیرساختی مطمئن و کارآمد و هدف هایی تعریف شده برای ایجاد توازن میان تولید و مصرف ضروری است و در مدیریت تقاضا روی سخن قبل از آن که با جامعه و مردم باشد، متوجه سازمان و مسؤلان آن خواهد بود.
مقدمه
شهر محمودآباد از شهرهای ساحلی استان مازندران و در5215 طول شرقی و3636 عرض شمالی و 80 کیلومتری مرکز استان مازندران واقع شده است.
جمعیت این شهر در سال72 برابر16647 نفر و در سال75 برابر 19252 نفر می باشد عمده فعالیت مردم منطقه کشاورزی و صیادی بوده و همچنین در بخش توریسم هم فعالیت دارند. این شهر از شهرهای توریستی مازندران که هر ساله در فصل تابستان پذیرای هزاران مسافری است که خواهان استفاده از آب دریای خزر می باشند، و این امر نیازمند محیطی بهداشتی می باشد معهذا عدم رعایت نکات بهداشتی مانند تخلیه زباله در معابر عمومی و تخلیه فاضلاب در انهار نمای زشتی به این شهر داده که جای دارد از طرف مسئولین مورد توجه بیشتری قرار گیرد.
در شرایط فعلی جمعیت شهر بالغ 25430 نفر (سال85) می باشد.
همانطوری که قبلاً ذکر شده است محمودآباد در قسمت ساحلی مازندران قرار دارد و به علت بالا بودن سطح آب های زیرزمینی، امکان استفاده از چاه های جذبی وجود نداشته و همچنین عدم وجود شیب کافی و مسطح بودن شهر، موجب بروز مشکلات عدیده ای در دفع فاضلاب و آب های سطح گردیده است.
جهت جمع آوری آب های سطحی در سطح شهر از کانال های سرپوشیده و کانیوهایی با ابعاد مختلف استفاده شده که بسیاری از آنها بدون رعایت مسائل فنی اجرا شده است، کانال فوق نهایتاً وارد شبکه اصلی شده و به رودخانه می ریزد.
متأسفانه مشکل دفع فاضلاب خانگی باعث شده که اکثر مردم جهت تخلیه فاضلاب از این کانال ها استفاده نمایند که ضمن آلودگی محیط زیست و از بین بردن آبزیان، منظره بسیار زشتی به محیط شهر داده است.
با توجه به بررسی های به عمل آورده در سطح شهر مشاهده شده است نهرهای موجود پر از آشغال و تخلیه گاه فاضلاب خانگی می باشد و همچنین عدم شیب مناسب در کف بستر نهرها و رودخانه ایجاد ماند نموده که این موضوع باعث سیاه شدن رنگ آب که نشان دهنده ی (بی هوازی) شدن نهر و ایجاد بوهای زننده و رشد و تکثیر حشرات موذی می گردد.
از آنجایی که دسترسی کودکان به نهرها آسان و گاهاً در حاشیه آن به بازی می پردازند، شیوع انواع بیماری های واگیر محتمل می باشد. لازم به ذکر است که نهرهای داخل شهر به رودخانه ای به نام « شهر رود» تخلیه می گردند و رودخانه فوق نیز پس از طی مسافت چند صد متر به دریا می ریزد و از آنجائی که در کنار دریا مردم منطقه و مسافرین هم مشغول شنا کردن می باشند، منجر به تماس مستقیم آنها با فاضلاب خانگی می گردد که این امر می تواند شیوع گسترده بیماری های واگیر و منطقه به وسیله آب را در پی داشته باشد.
با توجه به مشکلات موجود و عدم دفع بهداشتی فاضلاب، طراحی و اجرای شبکه جمع آوری فاضلاب و تصفیه خانه برای شهر ضرورت خاصی دارد و چنان چه این امر صورت نگیرد می تواند مشکلات شدید بهداشتی و زیست محیطی را در منطقه ایجاد نماید.
ضمن بازدید از منطقه مشخص شد که تعدادی از لوله های جمع آوری آب های سطحی به نهرهای داخل شهر تخلیه می گردد، ولی عمق لوله در محل تخلیه به رودخانه بدون در نظر گرفتن ارتفاع آب رودخانه بوده است. لذا در موقعی که آب رودخانه بالا می آید خصوصاً در مواقع بارندگی، آب های سطحی منتقله به وسیله لوله قادر به تخلیه در رودخانه نبوده و در جهت عکس در لوله ها به جریان درمی آید، لذا با توجه به اجرای غیر اصولی شبکه آب های سطحی نیاز به طراحی شبکه ای فنی و محاسبه شده می باشد تا بتوان به نحو مطلوب آب های سطحی منطقه را جمع آوری و دفع نمود.
در کوتاه مدت نیز شهرداری می باید از تخلیه فاضلاب خانگی در کانیوها و لوله های اصلی جمع آوری آب های سطحی و نهرهای موجود جلوگیری نماید، همچنین شهرداری می تواند نسبت به لایروبی و جمع آوری آشغال و مواد جامد از نهرهای سطح شهر اقدام نماید که این امر علاوه بر تسهیل در جریان نهرها و جلوگیری از باعث زیبایی منظره شهر می گردد.
اجرای شبکه جمع آوری و تصفیه و دفع فاضلاب و شبکه جمع آوری آب های سطحی در شهر محمودآباد ضمن بالا بردن سطح بهداشت عمومی و جلوگیری از آلودگی محیط زیست منجر به کاهش هزینه های درمانی شده و از نظر اقتصادی نیز مهم می باشد.
با بالا بردن سطح بهداشت و زیباتر شدن شهر در اثر رعایت بهداشت، توریست بیشتری جذب شهر شده و ضمن افزایش تعداد مسافران، اقتصاد شهر نیز پیشرفت قابل ملاحظهای خواهد نمود و بازار کار بیشتری برای اهالی منطقه ایجاد می گردد.
به طور کلی تأمین آب شرب شهر محمودآباد از چهار حلقه چاه می باشد و ظرفیت مخازن این شهر در مجموع7300 متر مکعب می باشد.
ناگفته نماند که آب ورودی به مخزن از قبل با سیستم کلرفیاتور گازی کلرینه می شود. و سیستم کلرزنی گازی در بالا دست یعنی در محل چاه شماره3 لاصفا قرار دارد. مجموع آبدهی کل چاه ها146 لیتر در ثانیه می باشد.
مقدمه
افزایش بی رویه جمعیت در جهان حاضر مشکل اساسی برای محیط زیست ایجاد نموده و تأمین مواد غذایی و آب سالم بهداشتی از عمده ترین مسائلی است که نیاز به برنامه دقیق و به کارگیری از تکنولوژی پیشرفته در حل آن دارد. در بررسی آب سالم و بهداشتی شهر و تأمین آن قدم اول شناخت وضعیت موجود و بررسی امکانات برای حداقل5 سال آینده می باشد. در این راستا اساسی ترین کار شناخت منابع تأمین کننده آب و امکان یا عدم امکان در بهره برداری آن می باشد. پس از آن مسائلی مربوط به چگونگی انتقال و دسترسی عموم به آب سالم و بهداشتی پرداخته و دقیقاً مقدار مصرف مورد نیاز شهر و شخص و پس از آن تعیین هزینه نمایند. در وضعیت کنونی جهت حل مشکل کم آبی بررسی امکانات موجود و چگونگی بالا بردن راندمان دستگاه های منابع تأمین کننده آب از یک طرف و بررسی شبکه شهری و مقدار نشت از طریق لوله ها و شبکه های قدیمی پوسیده و شکسته شده از طرف دیگر جهت تعیین میزان هزینه برای اصلاح آن از اهداف اساسی به شمار می آید. در این خصوص برای شهر محمودآباد کلیه موارد اشاره شده فوق بررسی شده و نتایج به صورت پیشنهاد در پایان گزارش آورده شده است. امید داریم که این گزارش گاهی هر چند کوچک در حل مسائل و مشکلات این شهر برداشته و انشاءالله با بررسی سایر کارشناسان در این خصوص مشکل کم آبی در استان حل گردد.
1- ویژگی های جغرافیایی شهر
شهرستان محمودآباد با جمعیت بالغ بر16375 نفر از جمله شهرهای ساحلی استان مازندران بوده که دارای آب و هوایی خیلی مرطوب می باشد. این شهر در ارتفاع22 متری از سطح دریای آزاد قرار داشته و میزان بارندگی و تبخیر سالیانه آن به ترتیب برابر1000و900 میلیمتر با دمای15 درجه سانتی گراد می باشد.
شهرستان محمودآباد به دلیل واقع شدن در مناطق ساحلی در فصول گرم پذیرای مهمانهای زیادی از شهرهای مختلف کشور می باشد. لذا مصرف آب نیز در تابستان به حداکثر مقدار می رسد.
2- زمین شناسی هیدروژنولوژی
تنها رودخانه ای که از داخل شهر محمودآباد عبور می کند که از انشعابات رودخانه هرازبوده و در مسیر خود پساب های آب کشاورزی و شهری به آن اضافه می گردد. این رودخانه در انتهای مسیر خود به دریای خزر می ریزد سطح آب های زیرزمینی این شهر به طور متوسط در5 متری قرار داشته و جهت شیب هیدرولیکی آن نیز از جنوب به سمت شمال می باشد. بارندگی زیاد و وجود پتانسیل آبی قوی در قسمت ساحلی این شهر حتی در زیر دریای خزر چشمه هایی با آب شیرین ایجاد شده که در میزان شهری آب در این قسمت از دریا تأثیر گذاشته است.
در بررسی زمین شناسی این شهر بیشتر به اواخر دوران چهارم که در تشکیل سفره های زیرزمینی از اهمیت خاصی قرار دارد پرداخته می شود. رسوبات این مناطق اکثراً از سطح زمین تا اعماق شامل رس- ماسه و سیلت از نوع دریایی می باشد که بر اثر پسروی و پیشروی سطح آب دریای خزر طی زمان ها گذشته حاصل شده است.
به علت باقی ماندن آب دریا هنگام پسروی باتلاق ها و مناطق کولایی ایجاد شده که امروزه با حفر چاه ها در این مناطق آبی با کیفیت بد همراه با مواد آلی برداشت میگردد. این مناطق اکثراً موضعی بوده و تا قسمت میانی دشت (گالش پل) شروع رسوبات آبرفتی مخروط افکنه هراز ادامه دارد.
3- آب شهری
الف- منابع تأمین آب:
منابع تأمین کننده آب شهر در حال حاضر توسط بهره برداری از سه حلقه چاه واقع در مسیر جاده محمودآباد به آمل مطابق کروکی و نقشه های ضمیمه گزارش تأمین میگردد. بررسی دبی آزاد چاه ها نشان می دهد که هر چه فاصله از مناطق ساحلی و مخزن دورتر شویم مقدار آبدهی چاه ها بیشتر می گردد این مورد به دلیل قرارگیری چاه ها در محدوده مخروط افکنه می باشد. در این قسمت با داشتن اطلاعات اولیه مشخصات چاهها (ضمیمه گزارش) کمیت و کیفیت چاه ها و پمپ ها بررسی شده و نتیجه در پایان آن جهت اخذ تصمیمات بعدی آورده شده است.
فایل ورد 65 ص
| دسته بندی | فایل های لایه باز و PSD |
| بازدید ها | 3 |
| فرمت فایل | zip |
| حجم فایل | 36763 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 1 |
فایل آماده آگهی پدر جدید psd (هفتمین روز درگذشت)
فایل آماده آگهی ترحیم پدر و جوان جدید
فرمت فایل psd
کیفیت بسیار مناسب برای چاپ
قابل تغییر تمامی متون با فتوشاپ
طراحی شده با نرم افزار فتوشاپ
| دسته بندی | نفت و پتروشیمی |
| بازدید ها | 10 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 63 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 56 |
مقدمه
نفت خام مایعی است که از تعدادی هیدروکربن و مقداری ترکییات گوگردی اکسیژن دار، ازته و مقدار کمی ترکیبات معدنی و فلزات تشکیل شده است . ترکیبات مختلف نفت خام بنا به موقعیت محلی میدان نفتی و زمان تشکیل آن و حتی بنا به ژرفای منبع مـتغیرند .
در یک جزوه نفتی همراه نفت خام همواره مقداری گاز ، آب و نمک و شن و ماسه وجود دارد که این مواد بر اساس چگالی روی هم انباشته می گردند . نحوة قرار گرفتن آنها بدین شکل است که در زیر یک لایة غیر قابل نفوذ ابتدا آب و نمک ، سپس نفت خان .و بر روی آن گازها قرار دارند .
نفت خام پس از استخراج به واحد بهره برداری انتقال داده شده که در این واحد نفت خام را با عبور از جدا کننده ها و کاهش تدریجی فشار ، از گاز همراه با آن عاری می سازند . سپس در واحد نمک زدایی ، آب و نمک ، شن و ماسة آن را جدا ساخته و در صورت ترش بودن نفت خام ( حاوی گازهای اسیدی مانند ، ، RSH و …. ) آن را در استریپرها [1] با یک گازشیرین تماس داده و را جدا می کند کلیة این اعمال بر ای جلوگیری از خوردگی تجهیزات پالایش می باشد.
طراحی پالایشگاه را بر اساس اجزاء تشکیل دهنده نفت خام مورد استفاده صورت می گیرد . در ضمن با افزایش مدت زمان استخراج از یک حوزة نفتی کیفیت نفت تغییر کرده و به طور معمول مقدار گوگود و آن افزایش می یابد . در نتیجه با تغییر خوراک پالایشگاه نیاز است که شرایط عملیاتی تغییر کند که این تغییرات بر اساس نتایج حاصل از ارزیابی نفت خام صورت می گیرد.
2 ـ واحد ارزیابی نفت خام
هدف از انجام کلیه آرمایشات در واحد ارزیابی نفت خام ، ارزیابی و تعیین مشخصات نقت خام های ایران و کشورهای همسایه که برای امور صادرات و طراحی پالایشگاهها مورد استفاده قرار می گیرد ، است .
از جمله کارهای این واحد ، تقطیر نفت خام و بدست آوردن فرآورده های سبک تا سنگین که به ترتیب حلالها و بنزین و نفت سفید و گازوئیل و روغنها می باشند که مشخصات فیزیکی و شیمیایی و ترمودینامیکی آنها مطابق روشهای استاندارد انجام می شود و همچنین حلالهای نفتی مورد نیاز صنایع در این واحد ساخته می شود.
تواناییهای این واحد علاوه بر موارد فوق در خصوص قسمتهای استاندارد به شرح زیر می باشد:
معمولاً هر پالایشگاه دارای یک آزمایشگاه کنترل کیفیت است که در آنها آزمایشهایی بر روی فرآورده های مختلف میانی یا نهایی به دو منظور انجام می شود:
برای انجام این آزمایشها ، دستگاهها و روشهای استاندارد بکار می رود . بطوریکه نتایج به راحتی قابل تکرار و مقایسه باشند . عمدتاً از روشهای ASTM و در مواردی IP ، BP ، DIM و …. استفاده می شود.
در این گزارش به برخی از مهمترین آزمایشها اشاره می شود.
چگالی ( دانسیته )
دانسیته هیدروکربن ها همیشه کمتر از یک است و با افزایش تعداد کربن ، این مقدار در یک سری همولوگ افزایش می یابد . در صورتی که سیستم ها به ترتیب هیدورکربن های اشباع شدة غیر حلقوی ـ اشباع شده حلقوی ـ و آروماتیک باشد . به ازاء تعداد معین کربن دانسیته نیز افزایش می یابد.
مقایسه دانسیته هیدروکربتهای مختلف در درجه حرارت ثابت
دانسیته نفت که مخلوطی از هیدروکربن ها ست بستگی به مواد سازنده آن دارد و به همین لحاظ است که نفت کشورهای مختلف دارای دانسته های متفاوت است . . مثلاً دانسیته نفت آمریکا . 87/0 ـ 800/0 ، نفت ایران در 60 ، 836/0 و نفت و رسید 900/0 ـ 850/0 می باشد.
معمولاً دانسیته در دمای 60 اندازه گیری می شود . برای اندازه گیری SG معمولاً از هیدرومتر و پکنومتر و یا دانسیته مترهای اتوماتیک استفاده می شود. برای اندازه گیری SG معمولاً از هیدرومتر پیکنومتر و یا دانسیته مترهای اتوماتیک استفاده می شود . برای برش های نفتی چگالی به شکل کمیت API نیز بیان می شود : API بوسیله انستیتو نفت آمریکا پیشنهاد شده است و در کشورهای آمریکایی مقدار دانسیته بر حسب آن داده می شود.
روش ASTM
این آزمایش برای اندازه گیر یدانسیته تقطیبر شدههای نفتی در فاصلة دمایی 15 نت 35 درجه سانتیگراد مناسب می باشد . نمونة مورد استفاده باید مایع با فشار بخار کمتر از mmHg 600 و دیسکوزیته کمتر از 15000 در دمای مورد آزمایش باشد . در ضمن نمونه نباید خیلی تیره باشد . بنابراین این نمونه های نفت خام برای این آزمایش مناسب نیستند . این دستگاه دانسیته را با واحد نشان می دهد.
شرح آزمایش
پس از کالیبره کردن دستگاه توسط آب مقطر و هوا و تنظیم دمای 56/15، لوله خرطومی شکل داخل دستگاه با با بهترین شستشو می دهیم . و توسط پمپ هوا داخل آن را خشک می کنیم . لامپ دستگاه را روشن نموده و توسط سرنگ، نمونه را داخل لوله تزریق می کنیم . این عمل باید به گونه ای صورت گیرد که هیچ گونه حبابی داخل لوله تشکیل نشود . زیرا حبابهای هوا بر روی دانسیته تأثیر گذاشته و ایجاد خطا می کند . سپس لامپ دستگاه را خاموش می کنیم ( نور نیز در انجام آزمایش خطا ایجاد می کند .) بر اساس تغییر فرکانس موج وارد شده به نمونه نسبت به حالت مبنا ، تعداد دانسیته اندازه گیری می شود . هنگامی که این مقدار به یک حد ثابتی رسید .عدد نشان داده شده را یادداشت می کنیم .
با تقسیم دانسیته به دانسیته آب در همین دما وزن مخصوص نمونه بدست می آید.
3 ـ 2 ـ فشار بخار رد (RVP)
فشار بخار برای فرآورده های سبک و بهترین و گاز مایع و همچنین نفت خام اندازه گیری می شود و نشان دهندة وجود ترکیبات فرار است . این کمیت برای فرآورده های سبک و … اگر مقداری بیشتر از حد مجاز داشته باشد نشان دهندة این است که ترکیبات سبک بیشتری وارد فرآورده شده و خطرناک است . به علت وجود مولکولهای هوا در محفظه RVP از مقدار فشار بخار واقعی کمتر است . اما بین این دو رابطه ای وجود دارد و با استفاده از اشکال موجود در مراجع می توان این دو کمیت را بهم تبدیل کرد.
روش
نمونه های مورد آزمایش بیشتر از فرآورده های سبک نفتی می باشند و برای جلوگیری از جدا شدن اجزای فرار از نمونه قبل از شروع آزمایش باید سرد شوند.
فضای حمام این دستگاه قابلیت انجام آزمایش بر روی سه نمونه را دارد.
دستگاه اندازه گیری RVP شرح آزمایش
دستگاه اندازه گیری RVP شامل ظرف نمونه، محفظة هوا و مانومت راست که کل مجموعه در یک حمام ترموستاتیک در دمای ثابت 100 قرار می گیرد . مواد داخل ظرف نمونه تبخیر شده و داخل محفظه هوا می شوند . عقربه مانومتر به حرکت درآمده و فشار بخار را نشان می دهد . پس از رسیدن به تعادل ، عقربه مانومتر رقم ثابتی را نشان می دهد که همان فشار بخار نمونه است .
نقطه اشتعال ـ نقطه آتش گیری
نقطه اشتعال یک مایع حداقل درجه حرارتی است که بخارات فرآورده نفتی در شرایط معین ، در مجاورت شعله برای چند لحظه مشتغل گردد . نقطة اشتعال معرف درصد مواد سبک یک فرآورده است و بنابراین به کمک آن می توان با در نظر گرفتن حد انفجار را در مخازن پیش گیری کرد . در درجة حرارت معمولی فرآورده های میانی چون حلال های سنگین و نفت چراف نسبت به فرآورده های سبک در مخازن خطر بیشتری تولید می نماید . زیرا درصد مواد سبک فرآورده هایی مثل بنزین در فاز بخار از حد انتهائی انفجار تجاوز کرده و بنابراین خطر انفجار نخواهد داشت.
پیش گونی نقطه اشتعال از راه محاسبه بر مبنای درصد مواد سبک یک فرآورده کار مشکلی است ، با وجود این W.L.Nelson رابطة زیر را برای محاسبة نقطة اشتعال با تقریب کافی پیشنهاد می کند .
62-T 64/0 = t
t : نقطة اشتعال بر حسب
T : درجه حرارت متوسط در فاصلة تقطیر 0 تا 10 درصد تقطیر ASTM
روش 92 ASTMD
این روش بر روی کلیة فراورده های نفنتی با نقطة اشتعال کمتر از 400 قابل انجام است .
این روش می تواند به دو صورت سرباز یا سر بسته انجام شود که بستگی به نوع مادة مورد استفاده دارد . برای نمونه های سنگین مثل قیر از نوع سرباز استفاده می شود.
شرح آزمایش
ابتداد ظرف را تا خط نشانه از نمونه پر می کنیم . دماسنج را داخل آن قرار می دهیم و به ظرف حرارت می دهیم .شیر گاز را باز کرده و شعلة آنرا روشن می کنیم . با افزایش هر 2 درجه سانتیگراد دما بر روی ظرف ایجاد جرقه می کنیم . این کار را به قدری تکرار می کنیم تا با ایجاد جرقه ، بخارات نمونه یک مرتبه شعله ور شده و بلافاصله خاموش شود . ( شعل بنفش ـ آبی رنگ ) این دما را به عنوان نقطة اشتعال یادداشت می کنیم.
محاسبه
به منظور افزایش دقت آزمایش بهتراست که در زمان انجام آزمایش فشار محیط را از روی بارومتر بخوانیم و توسط روابط زیر تصحیحات لازم را انجام دهیم:
p : فشار محیط بر حسب mmHg
p : فشار محیط بر حسب KPA
کربن باقیمانده پس از سوختن
دانستن مقدار این پارامتر در تهیه بسیاری از فراورده ها و محصولات حائز اهمیت می باشد . به عنوان مثال در تهیة گاز از گازوئیل ، مقدار کربن باقیمانده حاصل از سوختن گازوئیل مهم است . و یا در تولید روان کننده ها دانستن مقدار کربن باقیمانده از سوختن ته مانده های نقتی نیز اهمیت دارد .در ضمن با توجه به مضرات رسوب کربن باقیمانده از سوختهای دیزل و روغنهای موتور و اثر مواد افزودنی رسوبات کربنی ، ضرورت انجام قسمتهای مربوطه مشخص می شود.
برای اندازه گیری مقدار کربن باقیمانده از دو روش کندراتسون و رمز باتوم استفاده می شود.
الف ، کندراتسون روش ASTM D189
این تست روشیب است برای تخمین مقدار کربنی که پس از تبخیر و عمل پیرولیز از نفت و محصولات غیر فرار حاصل از تقطیر اتمسفری باقی می ماند . در پایان این آزمایش مقدار باقیمانده زغالی حاوی کمی خاکستری می باشد که باید این مقدار را از کل کربن بدست آمده کم کرد.
شرح آزمایش
نمونة مورد آزمایش را ابتدا به خوبی تکان می دهیم . اگر نمونه دارای ویسکوزیتة بالا باشد به منظور کاهش دیسکوزیته بالا باشد به منظور کاهش دیسکوزیته به آن حرارت می دهیم . سپس نمونه را فوراً فیلتر می کنیم تا ناخالص هایی مثل خاک و … آز آن جدا شود . نمونه را داخل بوته چینی که قبلاً خشک و وزن شده می گذاریم و به آن حرارت می دهیم . روی ظرف را نیز با یک کاور فلزی می پوشانیم . البته محلی برای خروج گازهای حاصل از تبخیر بر روی کاور وجود دارد ، حدود 10 دقیقه ( تا وقتی که دوده دیده نشود ) به آن حرارت می دهیم . سپس حرارت شعله را به نحوی تغییر می دهیم که بخارات حاصل از نمونه نیز بسوزد . این کار حدود 12 دقیقه طول می کشد . وقتی بخارها سوختند و دیگر دودة آبی دیده نشد ،حرارت را به حالت اول باز می گردانیم . حدود 30 دقیقه به آن حرارت می دهیم . البته مقدار حرارت داده شده بستگی به نوع مادة مورد آزمایش و نوع حرارت دهنده دارد.
پس از پایان سوختن حرارت را قطع کرده و وقتی که دیگر روی کاور دوده ای دیده شد ، کاور را برداشته و ظرف را سرد و وزن می کنیم . با کم کردن وزن ظرف از وزن بدست آمده ، مقدا کربن باقیمانده اندازه گیری می شود.
ب ـ رمزباتوم ASTM D524
این روش بر روی فرآورده های نفتی غیر فرار حاصل از تقطیر اتمسفری قابل انجام است . به طور کلی در این روش باید از نمونه ای سبکتری نسبت به آنچه در روش کندراتسون استفاده می شود ، استفاده کرد.
شرح آزمایش
حباب شیشه ای مخصوص دستگاه را با استرن شسته ، خشک و وزن می کنیم . نمونه را داخل آن ریخته و پس از وزن کردن مجدد ظرف ، مقدار نمونه را یادداشت می کنیم تا در آخر درصد وزن کربن باقیمانده را حساب کنیم .
حباب را داخل کوره دستگاه قرار می دهیم و با استفاده از تنظیم کنندة دمای آن ، دما را روی 550 تنظیم می کنیم . حرارت الکتریکی با پایداری دمایی حدود به مدت 20 دقیقه به نمونه داده می شود . پس از آن حباب شیشه ای را خارج کرده و دوباره وزن می کنیم . با کم کردن وزن حباب مقدار کربن باقیماندة را می توان حساب کرد.
نقطة دود
نقطة دود نشانگر کیفیت نفت سفید و نوع هیدروکربتهای تشکیل دهندة آن است.
روش
این تست برای اندازه گیری نقطة دود نفت سفید ، از روی ارتفاع شعله حاصل از سوختن آن قبل از ایجاد دوده ، بکار می رود.
شرح آزمایش فتیلة استاندارد این روش را در نفت سفید به خوبی تر می کنیم تا کاملاً آغشته به آن گردد . سپس فتیله را از جایگاه فلزی ( لوله ای شکل ) مخصوص دستگاه عبور می دهیم . سر فتیله را به شکل نیم کره در آورده و به آن شعله می دهیم . توسط پیچ تنظیم شعله، می دهیم . توسط پیچ تنظیم شعله ، و ارتفاع شعله را افزایش می دهیم . آخرین ارتفاعی از شعله که دود از روی دودکش دستگاه بر نمی خیزد ، را به عنوان نقطه دود گزارش می کنیم . این ارتفاع را از روی صفحة درجة بندی شده موجود درشت شعله می خوانیم .
نقطه ریزش
[1] stripper
فایل ورد 56 ص
| دسته بندی | الکترونیک و مخابرات |
| بازدید ها | 5 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 70 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
محاسبه متوسط ممان مغناطیسی هسته در یک میدان H و دمای T
Application of canonical distribution in (Nuclear Magnetism)
ماده را در نظر می گیریم که دارای N0 هسته در واحد حجم باشد. و در یک میدان مغناطیسی H قرار گرفته باشد.
هر هسته دارای اسپین و ممان مغناطیسی است.
ممان متوسط مغناطیسی ماده (در جهت H) در درجه حرارت T چقدر است؟
فرض می کنیم که هر هسته دارای برهم کنش ضعیف با سایر هسته ها و سایر درجات آزادی است. همچنین یک هسته را بعنوان سیستم کوچک در نظر می گیریم و بقیه هسته ها و سایر درجات آزادی را بعنوان منبع حرارتی می گیریم.
هرهسته میتواند دارای دوحالت باشد+یا همجهت بامیدان واقع در تراز انرژی پائین
یا در خلاف جهت میدان واقع در تراز انرژی بالا
(Cثابت تناسب است )
چون این حالت دارای انرژی متر است پس احتمال یافتن هسته در آن بیشتر است.
از طرفی احتمال یافتن هسته در حالت تراز بالای انرژی برابر است با
و چون این حالت دارای انرژی بیشتری است پس احتمال یافتن هسته در آن کمتر است. (چون تعداد حالات بیشتر است با افزایشE، افزایش می یابد و ذره شکل پیدا می شد در حالت بخصوص)
و چون احتمال یافتن هسته در حالت + بیشتر است پس ممان مغناطیسی هسته نیز باید در این جهت باشد.
با توجه به دو رابطه های مقابل مهمترین متغیر در این دو رابطه که نسبت انرژی مغناطیسی به انرژی حرارتی را نشان می دهد پارامتر زیر می باشد.
که نسبت انرژی مغناطیسی به انرژی حرارتی را نشان می دهد پارامتر زیر می باشد:
واضح است که
اگر
نمای هر دو e یعنی احتمال اینکه هم جهت با H باشد برابر با احتمال اینکه در خلاف جهت H باشد.
در اینصورت تقریباً کاملاً بطور نامنظم جهت گیری می کند بطوریکه:
از طرف دیگر اگر
اگر احتمال هم جهت بودن ؛ H بیشتر از خلاف جهت است
تمام این نتایج کیفی را به نتایج کمی تبدیل می کنیم.
بوسیله محاسبه واقعی متوسط
Magnetization mean magnetization per unit nolume in the direction of H
حالا چک کنیم که آیا استدلالهای کیفی قبلی را نمایان می کند؟
اگر
اگر
مستقل از H است که ثابت تناسب است X(chay)ij که به آن پذیرایی ماده مغناطیسی گفته می شود. Magnetic Susceptibility of Substance
X برحسب کمیات میکروسکوپیک و اینکه باد، رابطه عکس دارد به قانون کوری معروف است Curie’s Law
از طرف دیگر
مستقل از H است یا T اگر و مساوی با Mmax مغناطیسی شدن max of magnetization که ماده می تواند نمایش بدهد.
بستگی کامل متوسط مغناطیسی شدن به دمای T و میدان مغناطیسی H در شکل زیر نشان داده شده است.
منحنی زیر منحنی tanhy است که اگر y با نسبت کمتر از یک باشد آنگاه بستگی به مقدار H افزایش می یابد و اگر باشد این نسبت 0.63 است و اگر بیشتر از یک باشد آنگاه مغناطیس شدن به حالت اشباع و ماکزیمم خود میرسد.
متوسط مغناطیس شدن
برای مشاهده رزونانس در یک ماکروسکپی سیستمی را در نظر می گیریم که هستههای آن دارای
چون تعداد زیادی هسته در نمونه ماکروسکپی وجود دارند، تعداد هسته های در حالتهای ms برابر را با مشخص می کنیم.
فایل ورد 17 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 3 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 17 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
مقدمه :
در دنیای فرآوری مواد ، حرارت ودما ، پارامترهای مهمی هستند چه مواد فولاد ، شیشه ، وسایل الکترونیکی ، مقوا ، غذای منجمد ، تایر و یا کاغذ باشند ، در مرحله ای از فرآیند تولید ، حرارت داده می شوند یا از آنها گرفته می شود .کنترل این فرآیند حرارت دهی و دمای ماده ، برروی کیفیت محصول ، مصرف انرژی ، محصول نهایی مخارج عملیات وبهره وری تأثیر می گذارند .
کنترل نکردن دما ، اغلب قربانی کردن یکی از عوامل فرآیند تولید را باعث می شود . متعاقباً ، کنترل کردن دما ، و این عوامل فرآیندی برای حداکثر کردن اجرای هر گونه عملیات فرآوری مواد لازم و حقیقی هستند . با در نظر گرفتن مصرف انرژی بدون کنترل دما ، این امر باعث بیش از حد گرم کردن مواد می شود . تا مطمئن شویم که خواص محصول بدست آمده است و بر پایة یک توازن گرمایی عادی که عوامل تجهیزاتی و فرآوری برروی کارآیی عملیات تأثیر می گذارند ، مبلغ قابل توجهی برای بیش از حد گرم کردن پرداخت می شود . همانطوری که ذکر شد 5% یا F° 100 افزایش نسبت به گرمای مورد نیاز باعث کاهش 17%در انرژی می شود در یک کارخانة فولاد یا شیشه ، این رقم معادل میلیونها دلار در سال در زمینة مخارج سوخت می شود در دماهای کمتر ، کاهش های گرمایی کمتر احساس می شوند ولی آنها نیز قابل اندازه گیری و چشمگیر هستند . مورد دیگر کارکردن بدون کنترل دما ، شامل فرآوری مواد در دماهای کمتر است تا مطمئن شویم که نتایج مناسبی بدست می آوریم .
در عمل ریخته گری آلومینیوم ، که در گذشته اندازه گیری دقیق دما امکان پذیر نبود ، فشارها در سرعتهای بسیارپایین انجام می گرفت تا خواص آلومینیوم حفظ شود و مقدار دور ریز مواد به حداقل برسد .در حال حاضر، با تکنولوژی مادون قرمز از حرارت غیر تماسی استفاده می شود تا کارایی بیشتر شده و دور ریز مواد زائد نیز حذف می وشد . این توانایی در اندازه گیری دقیق حرارت در هنگام عمل فشار و نیز عمل ریخته گری باعث مهندسی مجدد فرآیند شده و ریخته گری آلومینیوم را به یک سطح جدید اجرایی رسانده است که در آن از کنترل فرآیند و اوتاسیون استفاده می شود . منافعی که در هر فشار نصیب ریخته گران آلومینیوم می شود ، به میلیونها دلار می رد و این با افزایش 30 تا 50 درصدی ظرفیت پذیرش وحذف دورریز محصول امکان پذیر شده است از یک منظر سرمایه گذاری کلان این ظرفیت پذیرش اضافه شده ، همچنین باعث به تأخیر انداختن سرمایه گذاریهای کلان در شیوه های پرس جدید شده که تحت استانداردهای قدیمی امکان انجام 3 پرس را با ظرفیت 4 را داراست .
این تنها یک مثال از آن چیزی است که امروزه مردم برای کسب سود رقابتی بیشتر در بازارهای جهانی با استفاده از کنترل اندازه گیری حرارت مادون قرمز انجام می دهند . در نگاه اول ، برخی مردم ، ترمومتری را کاری بسیار پرهزینه و پیچیده می بینند که شامل نصب و نگهداری آن می شود گرچه این باوری غلط است و این حسگرها به آسانی قابل نصب و کاربرد می باشند . و نسبت به منافع سرمایه گذاری پرهزینه و گران نمی باشند . بطور میانگین باز پس دهی سرمایه بین 2 روز تا 2 ماه تخمین زده شده است. منافع ترمومترهای مادون قرمز در مقایسه با دیگر تکنولوژیهای اندازه گیری دما به شرح ذیل می باشند .:
مبانی ترمومتری مادون قرمز
هر شیء از خود انرژی تابشی متساعد می کند و شدت این تابش دمای آن شی است . حسگرهای اندازه گیری دمای غیر تماسی ، به سادگی شدت این تابش را اندازه گیری می کنند . رابطه کلی انرژی تابشی ( شدت ) ، تابعی از دما و طول موج یک بدنة سیاه است . این منحنی های تابش جسم سیاه توسط قوانین پایه در فیزیک توضیح داده شده اند . و بطور انتخابی به عنوان پایة ترمومتری مادون قرمز بکار گرفته شده اند . این تابش مادون قرمز شبیه به تابش مرئی است ( 45/0 تا 75/0 میکرون ) بجز مواقعی که دارای طول موجهای بیشتر می باشد این شامل فتونهایی است که شکلی از انرژی می باشند که با سرعت نور ( 108×83571030/9 فوت بر ثانیه ) در خط مستقیم سیر می کنند . و میتوان آن را منعکس کرد و یا با اشیایی آن را انتقال داد این انرژی تابشی قابل دیده شدن و احساس شدن است که گرمای خورشید و یا یک اجاق الکتریکی و یا شعله مثال هایی از آن است . این مثالها ، مربوط به بخش مرئی طیف الکترومغناطیسی است که چشم انسان به آن حساس می باشد . منطقةمادون قرمز ، قسمت نامرئی طیف الکترومغناطیسی است ونشاندهندة شکل واقعی انرژی گرمایی است . بخش مادون قرمز از طیف الکترومغناطیس معمولاً با میکرون توضیح داده می شود و با رجوع به فیلترهای مادون قرمز استفاده شده در ترمومترهای مادون قرمز نشان داده شده است . حسگرهای طول موج کم عموماً برای کاربردهای دماهای بالا ومتوسط بکار گرفته می شود . و این بخاطر این است که در این ناحیه ، سطوح با سیگنال بالا ، و فایده های فنی وجود دارند . برای کاربردهای با دمای کم ، این کار به فیلترهای با طول موج بیشتر و پهنای باند بیشتر ( 8 تا 14 میکرون ) سپرده می شود تا انرژی تابشی اندازه گیری شود پیشینه شود .
فایل ورد 16 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 9 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 71 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 54 |
در طول حداقل 200 سال گذشته، کاربرد واژه انفجار متداول بوده است. در زمانهای قبل از آن این واژه به تجزیه[1] ناگهانی مواد و مخلوطهای انفجاری با صدای قابل توجهی نظیر «رعد» اطلاق شده است. این مطلب از دیرباز شناخته شده است که انفجار تجزیه سریع مقدار معینی ماده است که به محض رخداد یک ضربه یا گرمایش اصطکاکی اتفاق میافتد. بنابراین تجزیه این مواد در شرایط مناسب میتواند بصورت ساکت و آرام رخ دهد.
کلمه انفجار از نظر فنی به معنی انبساط ماده به حجمی بزرگتر از حجم اولیه است. آزاد شدن ناگهان انرژی که لازمه این انبساط است. غالباً از طریق احتراق سریع، دتونیشن[3] (که در فارسی همان انفجار معنی میشود)، تخلیه الکتریکی با فرایندهای کاملاً مکانیکی صورت میگیرد. خاصیت متمایز کننده انفجار، همانا انبساط سریع ماده است. به نحویکه انتقال انرژی به محیط تقریباً بطور کامل توسط حرکت ماده (جرم) انجام میشود. در جدول زیر مقایسهای بین چند فرآیند آزادسازی انرژی انجام شده است:
|
چگالی انرژی (Watt/cc) |
سرعت سوخت، شدن مواد (g/sec) |
فشار (atm) |
ماده |
|
10 |
1 |
1 |
شعله استیلن |
|
106 |
103 |
2000 |
باروت تفنگ |
|
1010 |
106 |
400000 |
دتونیشن یک ماده منفجره قوی |
جدول (بالا) مقایسهای بین سه فرایند آزاد سازی انرژی
برای شعله تقریباً هیچ انتقال جرمی به اطراف رخ نمی دهد در حالیکه نیروی پیشرانش یک اسلحه قادر به راندن گلوله است و یک ماده منفجره قوی[4] هر چیز در تماس با خود را تغییر شکل داده و یا ویران میکند. قدرت منهدم کننده این مواد را «ضربه انفجار»[5] نامیده میشود که مستقیماً با حداکثر فشار تولید شده مرتبط است. توجه کنید که در جدول (بالا)، هیچگونه توصیفی از محل رخداد (تونیشن ماده منفجره قوی ارائه نشده است. این بدان معناست که فرایند دتونیشن از محدودیتهای فیزیکی مستقل است.
با توجه به مطالب بالا واضح است که دتونیشن تنها یکی از انواع حالات پدیده انفجار است بعبارت دیگر واژه دتونیشن تنها باید به فرآیندی اطلاق شود که در طی آن یک «موج شوک»[6] انتشار یابد.
متاسفانه بعلت قفرلفات مناسب فنی در زبان فارسی، دتونیشن به معنی عام انفجار ترجمه میشود و بنابراین در ادامه این مبحث برای پرهیز از اشتباه و رسا بودن مطلب همان واژه دتونیشن را به کار برده خواهد شد.
سرآغاز تحقیقات اخیر بر روی دتونیشن به سالهای 45-1940 م. که «زلدویچ» و «ون نیومان» هر یک به طور جداگانه مدل یک بعدی ساختار امواج دتونیشن را فرمولبندی کردند باز میگردد، گرچه یک مدل واقعی سه بعدی تا اواخر سال 1950 م به تاخیر افتاد.
2- پدیده دتونیشن:
دتونیشن یک واکنش شیمیائی «خود منتشر شونده»[7] است که در طی آن مواد منفجره اعم از مواد جامد، مایع، مخلوطهای گازی، در مدت زمان بسیار کوتاه در حد میکروثانیه. به محصولات گازی شکل داغ و پرفشار با دانسیته بالا و توانا برای انجام کار تبدیل میشود. فرض بگیرید قطعهای از مواد منفجره، منفجر گردد. به نظر میرسد که همه آن در یک لحظه و بدون هیچ تاخیر زمانی نابود میگردد. البته در واقع دتونیشن از یک نقطه آغازین شروع شده و از میان ماده بطرف انتهای آن حرکت میکند. این عمل بخاطر آن آنی بنظر میرسد که سرعت رخداد آن بسیار بالاست.
از نظر تئوری دتونیشن ایدهال واکنشی است که در مدت زمان صفر (با سرعت بینهایت) انجام شود. در اینحالت انرژی ناشی از انفجار فوراً آزاد میشود اصولاً زمان واکنش بسیار کوتاه یکی از ویژگیهای مواد منفجره است. هر چه این زمان کمتر باشد، انفجار قویتر خواهد بود. از نظر فیزیکی امکان ندارد که زمان انفجار صفر باشد. زیرا کلیه واکنشهای شیمیائی برای کامل شدن به زمان نیاز دارند.
پدیده دتونیشن با تقریبی عالی مستقل از شرایط خارجی است و با سرعتی که در شرایط پایدار[8] برای هر ترکیب، فشار و دمای ماده انفجاری اولیه ثابت است منتشر میشود. ثابت بودن سرعت انفجار، یکی از خصوصیات فیزیکی مهم برای هر ماده منفجره میباشد در اثر دتونیشن، فشار، دما و چگالی افزایش مییابند. این تغییرات در اثر تراکم محصولات انفجار حاصل میگردند.
پدیدهای که مستقل از زمان در یک چارچوب مرجع حرکت میکند. «موج» نامیده میشود و ناحیه واکنش دتونیشن، «موج دتونیشن»[9] یا موج انفجار نامیده میشود. در حالت پایدار این موج انفجار بصورت یک ناپیوستگی شدید فشاری که با سرعت بسیار زیاد و ثابت VD از میان مواد عبور میکند توصیف میشود واکنش شیمیائی در همسایگی نزدیک جبهه دتونیشن[10] است که باعث تشکیل موج انفجار میشود. این موج با سرعتی بین 1 و تا 9، بسته به طبیعت فیزیکی وشیمیائی ماده منفجره حرکت میکند. این سرعت را میتوان با استفاده از قوانین ترموهیدرودینامیک تعیین نمود. عواملی که در سرعت انفجار نقش دارند عبارتند از: انرژی آزاد شده در فرآیند، نرخ آزاد شدن انرژی، چگالی ماده منفجره و ابعاد خرج انفجاری.
یک مدل ساده برای این پدیده مطابق شکل زیر از یک «جبهه شوک»[11] و بلافاصله بدنبال آن یک ناحیه انجام واکنش که در آن فشارهای بسیار بالا تولید میشود، تشکیل شده است. ضخامت ناحیه واکنش در انفجار ایدهآل صفر است و هر چه انفجار بحالت ایدهال نزدیکتر باشد. ضخامت این ناحیه کمتر است. نقطه پایان این ناحیه، محل شروع ناحیه فشار دتونیشن[12] است.
مدل یک بعدی دتونیشن
فشار دتونیشن با رابطه زیر به سرعت دتونیشن و دانسیته مواد منفجره وابسته است:
(1)
که P مصرف فشار دتونیشن و P مصرف چگالی محصولات و P0 چگالی ماده منفجره است. بر اساس این فرض که چگالی محصولات دتونیشن بزرگتر از چگالی مواد منفجره اولیه است، یک رابطه کاربردی بصورت زیر استخراج میگردد.
(2)
از آنجا که زمان رخداد واکنش شیمیائی در یک فرآیند دتونیشن بسیار کوتاه است. انتشار و انبساط گازهای داغ حاصل در ناحیه واکنش بسیار اندک و غیر متحمل است و لذا این گازها هم حجم مواد منفجره اولیه باقی میمانند. این مطلب دلیل اصلی این نکته است که چرا فشار پشت جبهه انفجار بسیار بالاست. این فشار برای مواد منفجره نظامی در حدود Gpa 19 تا Gpa35 و برای مواد منفجره جاری کمتر است. همانطور که قبلاً ذکر گردید، موج دتونیشن مستقل از شرایط خارجی است. علیرغم این استقلال، جریان محصولات گازی که در پشت جبهه موج حرکت میکنند به زمان و شرایط مرزی وابسته است برای مثال یک بلوک مستطیل بزرگ از یک ماده منفجره را در نظر بگیرید که بر روی کل یکی از سطوح آن، به طور همزمان دتونیشن آغاز میشود. این سطح در خلا قرار دارد و هیچ مانعی برای انبساط گازها وجود ندارد. موج صفحهای دتونیشن با سرعت ثابت بدرون ماده پیشروی میکند و گازهای حاصل از انفجار که بلافاصله در پشت این جبهه موج قرار دارند با سرعتی کمتر از سرعت موج که سرعت جرم نام دارد در همان جهت حرکت میکنند. اما در سطح عقبی، گازها مشغول فرار در جهت مخالف هستند (در اثر خلا). همچنین فشار گاز در پشت جبهه موج بسیار بالاست، ولی در خلا پشت سر، صفر است لذا فشار بصورت منحن وار بین ایندو موقعیت تغییر میکند. نموداری از تغییرات فشار و سرعت جرم برای یک ماده منفجره جامد در شکل زیر نشان داده شده است.
همانطور که ملاحظه میشود ناحیه همسایه منطقه واکنش بسیار کم تحت تاثیر تغییر شرایط مرزی قرار میگیرد.
آغاز همزمان دتونیشن از روی کل یک سطح مشکل است. در عمل آسانتر است که آغاز انفجار از یک نقطه باشد. در اینحالت موج دتونشین از یک نقطه درون ماده منفجره گسترش یافته و گرادیان فشار در اینحالت از آنچه در شکل صفحه قبل نشان داده شده، تیزتر خواهد بود.
وقتی از مواد منفجره برای راندن و بحرکت در آوردن سایر مواد و سازمانها استفاده میشود محاسبه دقیق پروفیل فشار و سرعت جرم، ورودیهای لازم برای محاسبات حرکت سازه رانده شده میباشد. شکل این پروفیلها به معادله حالت محصولات انفجار وابستهاند، معادلاتی که تلاشهای بسیاری برای بدست آوردن آنها انجام شده و در دست انجام است.
3- موج شوک:[13]
یک موج شوک، جبهه شوک یا مختصراً یک شوک، موجی است که در ماده یک جهش[14] فشاری (یا تنشی) ناگهانی و تقریباً ناپیوسته ایجاد میکند، این موج بسیار سریعتر از امواج صوتی منتشر میشود، بدین معنی که این موج نسبت به محیط پیرامون خود فرا صوتی است و این خاصیت خود را بدون تغییر حفظ میکند.
موج شوک از جمله خواص اغلب مواد است و از خاصیتی از ماده که بر اساس آن سرعت انتقال صوت در ماده بصورت میباشد منتج میشود. اندیس s معرف حالت آنتروپی پایاست. این موج از نظر ترمودینامیکی برگشت ناپذیر است. و لذا آنتروپی سیستم در جبهه شوک در اثر لزجت و هدایت حرارتی افزایش مییابد. امواج شوک که امواج فشاری نیز نامیده میشوند، عامل شتابگیری ذرات ماده، در جهت انتشار خود هستند.
بر اساس مطالب بالا اکنون به تشریح دقیقتر موج شوک در پدیده دتونیشن و نیز در قطعه کار (ورق فلزی) میپردازیم.
1-3- موج شوک در فرآیند دتونشین:
موج شوک عبارتست از یک ناپایداری شدید فشاری (هیدرودینامیکی) که با سرعت ثابت و بسیار بالا، از میان مواد منفجره عبور میکند. واکنش شیمیائی در پشت و در همسایگی بسیار نزدیک آن رخ داده و موج شوک را پشتیبانی میکند. موج شوک و ناحیه واکنش مجموعاً «جبهه انفجار» را تشکیل میدهند. ضخامت موج شوک در حدود mm001/0 و ضخامت ناحیه واکنش در حدود mm1 تا cm1 است. شکل زیر ساختمان یک جبهه انفجار را نشان میدهد.
3-2- موج شوک در سطح قطعه کار:
یک بلوک بزرگ از ماده منفجره را در نظر بگیرید که دارای دو سطح موازی هم است، در نظر بگیرید. یکی از این سطوح در تماس با یک ورق بزرگ و تخت فلزی است و از روی سطح موازی آن، بطور همزمان یک دتونشین صفحهای آغاز میشود. بدین ترتیب یک جبهه انفجار تخت درون بلوک پیشروی خواهد کرد. هنگامیکه هنوز این جبهه به سطح ورق فلزی نرسیده است، فشار در این سطح برابر فشار اولیه باقی خواهد ماند. اما درست در لحظهای که موج دتونیشن به این سطح میرسد یک پرش ناپیوسته فشار، به فشار دتونشین که بالغ بر چند صد هزار اتمسفر میشود، بر روی سطح رخ میدهد. این فشار عظیم باعث میشود که فلز وادار به حرکت میشود. این حرکت در ابتدا از سطح تماس ورق و مواد منفجره آغاز شده و سپس در کل ضخامت ورق پیشروی میکند که مطابق شکل صفحه بعد مرز بین فلز متحرک با فلزی که هنوز شروع به حرکت ننموده است. موج شوک نام دارد. توجه کنید همانطور که در دتونشین، موج شوک مرز مشترک ناحیه آرام و مغشوش است. در سطح فلز نیز مرز بین سکون و حرکت فلز است. هر دو موج یک ناپیوستگی شدید در محیط مربوط به خود بوجود میآورند. ولی یک تفاوت عمده بین موج شوک منتشر شده در فلز با موج شوک دتونیشن وجود دارد و آن این است که برخلاف موج شوک دتونیشن، سرعت و فشار خود را از دست میدهد. علت این امر به تفضیل در بخش
در پشت شوک، فلز در حال حرکت است و به دانسیتهای بزرگتر از مقدار اولیه خود متراکم میشود. حتی موادی که معمولاً تراکم ناپذیر در نظر گرفته میشوند، بطور محسوسی در برابر این موج متراکم میشوند. تراکم فلز آنرا گرمتر خواهد ساخت. بنابراین موج شوک مرز بین فلز داغ و سرد نیز خواهد بود.
4-3- معادلات و روابط حاکم در دتونیشن یک بعدی
در اثر واکنش شیمیایی با سرعت خیلی زیاد (چند کیلومتر بر ثانیه) که با درجه حرارت و فشار بالا انجام میشود و در پشت سر خود محصولات گازی داغ و پر فشار را ایجاد میکند، میگویند انفجار انجام شده است انفجار حالت دائم در ماده منفجره با سرعت ثابت حرکت ولی انفجار ایدهآل انفجاری است که در آن واکنش در زمان صفر (با سرعت بینهایت زیاد) انجام شود. چون طبق تعریف زمان انجام واکنش برابر صفر است انرژی ناشی از انفجار فوراً آزاد میشود و فشار بسیار بالایی تولید میکند همانطور که میدانید یکی از علتهایی که مواد انفجاری فشار بالایی را تولدی میکنند مربوط به زمان کوتاه واکنش آنها میباشد. البته از نظر فیزیکی چنین چیزی امکان ندارد زیرا کلیه واکنشهای شیمیایی برای کامل شدن به زمان محدودی نیاز دارند، بنابراین مرز بین مواد واکنش یافته و مواد اولیه دقیقاً بر هم منطبق نیست و ناحیهای با ضخامت محدود بین این دو مرز وجود دارد که این ناحیه را ناحیه واکنش گویند. اگر دستگاه مختصات بر روی جبهه انفجار قرار داده شود. در آن صورت این ناحیه از نظر هندسی بدون تغییر باقی میماند. علت اصلی این کار این است که با قرار دادن دستگاه مختصات بر روی جبهه انفجار، فرایند از نظر ریاضی حالت پایدار پیدا میکند ولی اگر مبدا مختصات در روی یک نقطه ثابت قرار داشته باشد فرآیند غیردائم است و تجزیه تحلیل آن مشکل میشود). چون انرژیای که میکند، ثابت بودن سرعت انفجار یک مشخصه فیزیکی و مهم برای ماده منفجره میباشد با استفاده از این خاصیت (همانطور که در شکل زیر نشان داده شده است) میتوان آن را به شبیه به یک ناپیوستگی تیز دانست که با سرعت صابت انفجار در طول ماده منفجره حرکت میکند.
در سمت راست جبهه انفجار مواد منفجره واکنش نیافته با مشخصات و P0 و T0 و E0 وجود دارند و در سمت چپ جبهه انفجار محصولات گازی با خواص و P و T و E قرار دارند. البته فرض شده است که تمام مواد منفجره در واکنش شرکت کردهاند. در اثر انفجار گازهایی در دمای بالای T و فشار زیاد P به وجود آمده است و در اثر فشرده شدن گازها دانسیته آنها به P رسیده است که از P0 بیشتر میباشد و سرعت جریان (U) و در جهت راست میباشد.
فایل ورد 42 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 4 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 54 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 55 |
پرتو X از لحظه کشف به استفاده عملی گذاشته شد, و در طی چند سال اول بهبود در تکنیک و دستگاه به سرعت پیشرفت کرد. برعکس, اولتراسوند در تکامل پزشکیش بطور چشمگیری کند بوده است. تکنولوژی برای ایجاد اولتراسوند و اختصاصات امواج صوتی سالها بود که دانسته شده بود. اولین کوشش مهم برای استفاده عملی در جستجوی ناموفق برای کشتی غرق شده تیتانیک در اقیانوس اطلس شمالی در سال 1912 بکار رفت سایر کوششهای اولیه برای بکارگیری ماوراء صوت در تشخیص پزشکی به همان سرنوشت دچار شد. تکنیکها, بویژه تکنیکهای تصویرسازی, تا پژوهشهای گسترده نظامی در جنگ دوم بطور کافی بسط نداشت. سونار, Sonar (Sound Navigation And Ranging) اولین کاربرد مهم موفق بود. کاربردهای موفق پزشکی به فاصله کوتاهی پس از جنگ, در اواخر دهة 1940 و اوایل دهة 1950 شروع شد و پیشرفت پس از آن تند بود.
اختصاصات صوت
یک موج صوتی از این نظر شبیه پرتو X است که هر دو امواج منتقل کننده انرژی هستند. یک اختلاف مهمتر این است که پرتوهای X به سادگی از خلاء عبور میکنند درحالیکه صوت نیاز به محیطی برای انتقال دارد. سرعت صوت بستگی به طبیعت محیط دارد. یک روش مفید برای نمایش ماده (محیط) استفاده از ردیفهای ذرات کروی است, که نماینده اتمها یا ملکولها هستند که بوسیله فنرهای ریزی از هم جدا شده اند (شکل A 1-20). وقتی که اولین ذره جلو رانده میشود, فنر اتصالی را حرکت میدهد و می فشرد, به این ترتیب نیرویی به ذره مجاور وارد می آورد (شکل 1-20). این ایجاد یک واکنش زنجیره ای میکند ولی هر ذره کمی کمتر از همسایه خود حرکت میکند. کشش با فشاری که به فنر وارد میشود بین دو اولین ذره بیشترین است و بین هر دو تایی به طرف انتهای خط کمتر میشود. اگر نیروی راننده جهتش معکوس شود, ذرات نیز جهتشان معکوس میگردد. اگر نیرو مانند یک سنجی که به آن ضربه وارد شده است به جلو و عقب نوسان کند, ذرات نیز با نوسان به جلو و عقب پاسخ می دهند. ذرات در شعاع صوتی به همین ترتیب عمل میکنند, به این معنی که, آنها به جلو و عقب نوسان میکنند, ولی در طول یک مسافت کوتاه فقط چند میکرون در مایع و حتی از آن کمتر در جامد.
اگر چه هر ذره فقط چند میکرون حرکت میکند, از شکل 1-20 می توانید ببینید که اثر حرکت آنها از راه همسایگانشان در طول خیلی بیشتری منتقل میشود. در همان زمان, یا تقریباً همان زمانی که اولین ذره مسافت a را می پیماید, اثر حرکت به مسافت b منتقل میشود. سرعت صوت با سرعتی که نیرو از یک ملکول به دیگری منتقل میشود تعیین میگردد.
امواج طولی
ضربانات اولتراسوند در مایع به صورت امواج طولی منتقل میشود. اصطلاح «امواج طولی» یعنی اینکه حرکت ذرات محیط به موازات جهت انتشار موج است. ملکولهای مایع هدایت کننده به جلو و عقب حرکت میکنند و ایجاد نوارهای انقباض و انبساط (شکل 2-20) میکنند. جبهه موج در زمان 1 در شکل 2-20, وقتی طبل لرزنده ماده مجاور را می فشارد آغاز میشود. یک نوار انبساط, در زمان 2, وقتی که طبل جهتش معکوس میگردد, پیدا میشود. هر تکرار این حرکت جلو و عقب را یک سیکل (Cycle) یا دوره تناوب گویند و هر سیکل ایجاد یک موج جدید میکند. طول موج عبارت است از فاصله بین دو نوار انقباض, یا دو نوار انبساط, و بوسیلة علامت نشان داده میشود. وقتی که موج صوتی ایجاد شد, حرکت آن در جهت اولیه ادامه می یابد تا اینکه منعکس شود, منکسر شود یا جذب گردد. حرکت طبل لرزان که برحسب زمان رسم شده است, یک منحنی سینوسی را که در طرف چپ شکل 2-20 نشان داده شده است تشکیل میدهد. اولتراسوند, برحسب تعریف, فرکانسی بیش از 20000 سیکل بر ثانیه دارد. صوت قابل شنیدن فرکانسی بین 15 و 20000 سیکل بر ثانیه دارد (فرکانس میانگین صدای مرد در حدود 100 سیکل بر ثانیه و از آن زن در حدود 200 سیکل بر ثانیه میباشد). شعاع صوتی که در تصویرسازی تشخیصی بکار می رود فرکانسی از 000/000/1 تا 000/000/20 سیکل بر ثانیه دارد. یک سیکل بر ثانیه را یک هرتس (Hertz) گویند. یک میلیون سیکل بر ثانیه یک مگاهرتس (مختصر شده آن (MHz) است. اصطلاح هرتس به افتخار فیزیکدان مشهور آلمانی Heinrich R.Hertz میباشد که در سال 1894 وفات یافت.
سرعت صوت
برای بافتهای بدن در محدودة اولتراسوند پزشکی, سرعت انتقال صوت مستقل از فرکانس میباشد و عمدتاً بستگی به ساختمان فیزیکی ماده ای دارد که از میان آن صوت عبور میکند. خواص مهم محیط منتقل کننده عبارتند از : (1) قابلیت انقباض (compressibility) و (2) چگالی (Density). جدول 1-20, سرعت صوت را در بعضی از مواد شناخته شده, از جمله چندین نوع بافت بدنی, نشان میدهد. مواد به ترتیب افزایش سرعت انتقال مرتب شده اند, و می توانید ببینید که صوت در گازها از همه کندتر, در مایعات با سرعت متوسط, و از همه تندتر در اجسام جامد حرکت میکند. ملاحظه کنید که تمام بافتهای بدن, جز استخوان, مانند مایعات رفتار میکنند و بنابراین همگی صوت را تقریباً با یک سرعت منتقل میکنند. یک سرعت 1540 متر بر ثانیه به عنوان میانگین برای بافتهای بدن بکار می رود.
قابلیت انقباض: سرعت صوت با قابلیت انقباض ماده منتقل کننده نسبت معکوس دارد, به این معنی که هرچه ماده کمتر قابل انقباض باشد, صوت در آن تندتر منتقل میشود. امواج صوتی در گازها آهسته حرکت میکنند زیرا ملکولها از هم دورند و به آسانی قابل انقباضند. آنها به گونه ای رفتار میکنند که گویی بوسیلة فنر سستی بهم بسته اند. یک ذره باید فاصله نسبتاً طویلی را بپیماید پیش از اینکه بوسیله یک همسایه تحت تأثیر قرار گیرد. مایعها و جامدها کمتر قابل انقباضند زیرا ملکولهایشان به یکدیگر نزدیکترند. آنها فقط نیاز به طی مسافت کوتاهی دارند تا در همسایه اگر گذارند, بنابراین مایعها و جامدها صوت را تندتر از گاز منتشر میکنند.
چگالی: مواد متراکم متمایلند که از ملکولهای حجیم درست شده باشند و این ملکولها اینرسی خیلی زیادی دارند. حرکت دادن آنها و یا ایستاندن آنها وقتی به حرکت درآمدند مشکل است. چون انتشار صوت شامل حرکت شروع و توقف ذره ای منظم میباشد, انتظار نداریم که یک ماده ای که از ملکولهای بزرگ (یعنی دارای جرم زیاد) تشکیل شده, مانند جیوه, صوت را با سرعت زیاد, مانند ماده ای که از ملکولهای کوچکتر درست شده, مانند آب, منتقل کند. جیوه 9/13 برابر متراکمتر از آب است, بنابراین ما انتظار داریم که آب صوت را خیلی سریعتر منتقل کند. با اینهمه, از جدول 1-20 می توانی ببینید که آب و جیوه صوت را تقریباً با سرعت مشابه منتقل میکنند. این تناقض ظاهری با قابلیت انقباض آب توجیه میشود که 4/13 برابر قابل انقباضتر از جیوه است. کاهش قابلیت انتقال صوت در جیوه به سبب جرم زیادتر آن تقریباً بطور کامل در اثر دست آورد به سبب انقباض پذیری کمتر جبران میشود. به عنوان یک قانون کلی, همین اصل بر تمام مایعات صادق است که, چگالی و انقباض پذیری بطور معکوس متناسبند. در نتیجه, تمام مایعات صوت را در یک محدوده نزدیک بهم منتقل میکنند.
ارتباط بین طول موج و سرعت موج به قرار زیر است. = V
|
V = سرعت صورت در محیط هدایت کننده |
|
= فرکانس (Hz) |
|
= طول موج (m) |
در محدوده فرکانس اولتراسوند, سرعت صوت در هر محیط بخصوصی ثابت است. وقتی فرکانس افزایش یابد, طول موج باید کاهش یابد. این موضوع در شکل 3-20 نشان داده شده است. در شکل A 3-20, لرزاننده فرکانس MHz 5/1 دارد. فرض می کنیم محیط آب باشد که صوت را با سرعت m/s 1540 منتقل میکند, طول موج خواهد بود:
(1/sec) 1500000= m/sec 1540 و m 001/0 = بنابراین m 001/0 mm) 1) حداکثر طولی است که موج می تواند حرکت کند پیش از اینکه در زمان موجود موج جدید شروع شود. در شکل B 3-20, دو برابر شده و به MHz 3 رسیده است ولی موج با همان سرعت حرکت میکند, بنابراین طول موج نصف شده و به m 0005/0 (mm 5/0) رسیده است.
شدت (Inteneity)
شدت صوت, یا بلندی آن در محدوده قابل شنیدن, با طول نوسان ذرات منتقل کننده صوت تعیین میشود, هرچه بلندی با نوسان بیشتر باشد, صوت شدیدتر است. شکل 4-20 امواج طولی با شدت کم و زیاد با فرکانس طول موج و سرعت مساوی را نشان میدهد. در شعاع با شدت بالا نوارهای انقباضی فشرده ترند. هرچه لرزاننده محکمتر ضربه بخورد, انرژی بیشتری دریافت میکند و نوسانها پهن تر خواهند بود. این حرکات رفت و آمدی پهنتر به محیط هدایت کننده مجاور منتقل میشود و ایجاد شعاع شدیدتر میکند. شدتهای اولتراسونیک را برحسب وات (توان) بر سانتیمتر مربع بیان میکنند (ملاحظه کنید که این واحدها اختلاطی از SI و cgs می باشند, ولی بهرحال این روشی است که ما انجام می دهیم). بیان ریاضی که شدت را به سرعت ذره, سرعت موج, و چگالی محیط مربوط میکند نسبتاً پیچیده است و برای رادیولوژیستها اهمیت عملی ندارد, بنابراین ما سعی نمی کنیم که در اینجا آن را تشریح کنیم.
شدت نسبی صوت: شدت صوت را برحسب دسیبل (decibel) اندازه گیری میکنند. یک دسیبل یک واحد نسبی است و واحد مطلق نیست. تعریف ساده آن این است که یک دسیبل (dB) یک دهم بل (Bel) (B) است. یک بل مقایسه توان نسبی دو شعاع صوتی است که برحسب لگاریتم بر پایه 10 بیان شده اند. برای کسانی که ممکن است لگاریتم را فراموش کرده باشند, بطور خلاصه آن را دوره می کنیم. از شماره 10 شروع می کنیم و آن را به توانهای مختلف مثبت و منفی می رسانیم, و ما شماره هایی به شرح زیر بدست می آوریم: مثلاً, 10 به توان چهار (104) برابر 10000 میباشد. لگاریتم 10000 برابر 4 است. ملاحظه کنید که در ستون وسط صفر وجود ندارد. لگاریتم صفر نامعین است. عدد 10 به توان 0 برابر 1 است و نه 0 که ممکن است در نظر اول بنظر آید.
|
به تعریف خودمان از بل برگردیم. بل یک مقایسه لگاریتمی شدت نسبی دو شعاع صوتی است. جدول 2-20 ارتباطات بین بل, دسی بل, و شدت (یا توان) یک شعاع اولتراسونیک را خلاصه کرده است. ملاحظه کنید که افزایش شدت از 1 به 2 بل شدت را با ضریب 10 افزایش میدهد. تعداد دسی بل با ضرب تعداد بل در 10 بدست می آید. اگر شعاع اولتراسوند شدت اولیه cm2 / وات 10 داشته باشد, و اکوی برگشتی 001/0 وات بر cm2 باشد, شدت نسبی خواهد بود:
dB 40- یا B 4- = 0001/0 log = log دسی بل یا علامت مثبت و یا علامت منفی دارد. علامت مثبت افزایش توان را نشان میدهد, در حالیکه دسی بل منفی نشانگر خسران توان است. اولتراسوند درحالیکه از بافت عبور میکند توان از دست میدهد, بنابراین در مثال بالا, شدت شعاع برگشتی نسبت به شعاع اولیه dB 40- است. جدول 2-20 یک ستون دسی بلهای منفی و درصد صوت باقیمانده در سطح دسیبل جدید را در شعاع نشان میدهد. در مثال ما, شدت اکوی برگشتی
(dB40-) فقط 01/0 % شدت ابتدایی است.
ترانسدوسرها (TRANSDUCERS)
یک ترانسدوسر وسیله ای است که می تواند یک نوع انرژی را به نوعی دیگر تبدیل کند. یک ترانسدوسر اولتراسونیک بکار می رود که علامت الکتریکی را به انرژی اولتراسونیک تبدیل کند, که بتواند به داخل بافت منتقل شود, و انرژی اولتراسونیک منعکس شونده از بدن را دوباره به علامت الکتریکی بدل نماید.
فایل ورد 55 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 10 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
شاید برجسته ترین ویژگی جهان پس از جنگ همان باشد که - آن را می توان پس از جنگ نامید زیرا که قدرتهای بزرگ از سال 1945 با یکدیگر جنگ نکرده اند. چنین دوره طولانی از صلح در میان دولتهای قدرتمند بی سابقه است. چیزی که تقریباً غیر معمول است ، عبارت می باشد از احتیاطی که ابرقدرتها در مقابل یکدیگر بکار می بردند. اگر چه غالباً روابط ابرقدرت ها را به صورت بازی بزدل مطرح می کنیم ولی در حقیقت ایالات متحده و اتحاد شوروی هیچگاه همانند نوجوانان بی باک عمل نکرده اند. در حقیقت بحران های ابرقدرت ها همچون جنگ های گذشته به ندرت اتفاق می افتاد. اگر چه ممکن است کسی از بحران 1973 بگوید ولی در طول یک ربع قرن هیچ بحران جدی و شدید وجود نداشته است. به علاوه ،در همان بحران های ایجاد شده هم ، هر طرف به دنبال این بود تا امتیاز دهد که از نزدیک شدن به لبة جنگ جلوگیری شود. بنابراین چیزی که ما در بحران موشکی کوبا شاهد بودیم ، نوعی مصالحه بود تا پیروزی آمریکا ، کندی مایل نبود که از تمام مشوق ها دست بکشد و روس ها را به استفادة از زور مجبور سازد یا حتی باعث تدوام رویارویی شکننده گردد.
نسبت دادن این تأثیرات به وجود تسلیحات هسته ای معمولی و متعارف بوده است. به این دلیل که هیچ طرف نمی توانست با موفقیت در یک جنگ تمام عیار از خود حمایت کند، هیچ نوع پیروزی نمی توانست وجود داشته باشد یا همانطور که جان مولر بیان می دارد ،هیچ طرف نمی توانست از آن سود ببرد. البته این بدان معنی نیست که جنگ روی نخواهد داد. آغاز جنگی که انتظار پیروزی از آن نمی رود منطقی و عقلانی است ،اگر این اعتقاد وجود داشته باشد که نتایج احتمالی جنگ نکردن به مراتب بدتر از جنگ کردن باشد. جنگ همچنین می تواند از طریق اشتباه ، از دست دادن کنترل یا عدم عقلانیت روی دهد. اما اگر تصمیم گیرندگان منطقی باشند صلح محتمل ترین نتیجه خواهد بود. بعلاوه ،تسلیحات هسته ای می تواند توضیح دهندة احتیاط ابرقدرت ها باشد: زمانیکه هزینة دنبال کردن دستاوردها تخریب و نابودی کلی می باشد، تعادل و میانه روی منطقی می باشد.
برخی از تحلیلگران بحث کرده اند که این تأثیرات یا روی نداده است یا اینکه احتمالاً در آینده تداوم نخواهند داشت. پس فرد ایکل Fred Ikle در پرسیدن این سؤال تنها نیست که آیا بازدارندگی هسته ای می تواند تا آخر این قرن ادامه یابد یا نه .اغلب ادعا شده است که تهدید انتقام همه جانبه تنها به عنوان پاسخی برای حمله همه جانبة طرف دیگر باورپذیر است: از اینرو رابرت مک ناما را با تحلیل های محافظه کارتری که نظراتشان با نظر وی هیچ اشتراکی ندارند و بیان می دارند که تنها هدف نیروی استراتژیک خود برای استفادة نخست است ، موافقت می کند. بنابراین در بهترین حالت تسلیحات هسته ای ، صلح هسته ای را به بار خواهند آورد؛ آنها استفادة از سطوح پایین تر خشونت را جلوگیری نمی کنند – و حتی ممکن است این سطوح را نیز تسهیل کنند. از اینرو جای تعجب نیست که برخی ناظران ماجراجویی شوروی بویژه در آفریقا را به توانایی روسیه در استفاده از بن بست هسته ای به عنوان سپری می دانند که به دلیل آن می توانند کمک نظامی کرده و حتی نیروهای خود را در مناطقی که سابقاً کنترلی بر آن نداشتند مستقر سازند. به نظر می رسد که میانه روی ذکر شده تنها یک طرفه باشد. در حقیقت ، سیاست دفاعی آمریکا در دهة گذشته توسط نیاز به ایجاد انتخاب های هسته ای محدود برای بازداشتن هجوم شوروی جهت گیری شده بود، هجومی که ارزش های ما را تهدید و نابودی ایالات متحده را در پی داشت.
به علاوه ، درست است که تسلیحات هسته ای می تواند به نگهداشتن صلح بین ایالات متحده و شوروی کمک کرده باشد، ولی احتمالات ناخجسته برای آینده ، به تجربه های دیگر دولت ها مربوط می شود. متحدان دولت های دارای تسلیحات هسته ای مورد حمله قرار گرفته اند: ویتنام بر کامبوج غلبه کرد و چین هم به ویتنام حمله کرد . دو قدرت هسته ای با یکدیگر جنگ کرده اند البته در مقیاسی پایین : روسیه و چین در مرزهای مشترک خود زد و خورد داشته اند. حتی یک قدرت غیر هسته ای نیز سرزمین قلب یک قدرت هسته ای را تهدید کرده است: سوریه تقریباً اسراییل را در سال 1973 از بلندیهای جولان عقب راند و هیچ دلیلی برای اسراییل وجود نداشت که مطمئن باشد . سوریه مبادرت به حرکت به سمت اسراییل نخواهد کرد. برخی از آنهایی که انتظار ندارند ایالات متحده با چنین تهدیدی روبرو گردد ، پیش بینی کرده اند که تأکید مداوم بر تهدید تخریب متقابل نهایتاً به از بین رفتن روحیة غرب منجر خواهد شد. گفتن اینکه جمهوریهای دمکراتیک که امنیت شان به نابودی گستردة شهروندان وابسته است ، بدون ایجاد صلح و خلع سلاح یکجانبه می توانند به صلح برسند، غیر ممکن است.
جان مولر نوع دیگری از چالش برای ادعاهای یک انقلاب هسته ای را مطرح کرده است. او نه وجود الگوی صلح و ثبات بلکه موضوع منتسب شده را مورد اعتراض قرار می دهد. تسلیحات هسته ای اساساً برای این تأثیر نامناسب هستند؛ مدرنیته و تسلیحات غیر هسته ای مخرب ما را تا حد زیادی به همان موقعیتی نزدیک کرده است که شکافت اتم ممکن نبوده است. برخی از تجدید نظر طلبی های اگاهانه ما را به تفکر در سوال هایی وادار می کند که جوابهایشان کاملاً واضح و آشکار است. ولی فکر می کنم که عقلانیت سنتی درستی و صحت خود را نشان می دهد. معهذا در بحث های مولر قدرت زیادی است بویژه در اهمیت آنچه که او ثبات کلی می نامد و این حقیقت را یادآور می سازد که فاجعه آمیز بودن جنگ هسته ای به معنی این نیست که جنگ های متعارف آسان و غیر مخرب می باشند.
گفته مولر در اینکه اتم دارای قدرت جادویی نیست ، صحیح و درست می باشد. اگر چه شکافت اتمی مسایل جانبی زیادی همچون بارش رادیواکتیو و امواج الکترو مغناطیسی ایجاد می کند ولی مورد مهمی در رابطه با این حقیقت که مردم ، تسلیحات ، صنعت و کشاورزی در نتیجة نوع ویژه ای از انفجار نابود می شوند وجود ندارد. چیزی که مهم است عبارت می باشد از تأثیرات سیاسی تسلیحات هسته ای نه صدمات و آسیب های فیزیکی و شیمیایی انفجار. ما نیاز داریم تا مشخص کنیم که این تأثیرات چه هستند ،چگونه ایجاد شده اند و اینکه آیا تسلیحات متعارف مدرن از آنها الگوبرداری خواهند کرد.
تأثیرات سیاسی تسلیحات هسته ای
وجود ذخایر عظیم تسلیحات هسته ای از سه جنبه بر سیاست ابرقدرت ها تأثیر می گذارد. دو تا از این جنبه ها آشنا هستند: اول اینکه ویرانگری و تخریب یک جنگ همه جانبه به طور غیر قابل تصوری عظیم خواهد بود. دوم اینکه هیچکدام از طرفین- و در حقیقت طرف های سوم هم – از این تخریب و بلا در امان نخواهد بود. همانگونه که برنارد برودی ، توماس سیلنگ و بسیاری از اشخاص دیگر ذکر کرده اند ،چیزی که در مورد تسلیحات هسته ای مهم می باشد قتل عام نیست بلکه کشتن متقابل است. بدین معنی که هیچ کشوری نمی تواند در جنگ همه جانبة هسته ای پیروز باشد، در این مورد نه تنها اجتناب از جنگ بهتر از مبادرت به جنگ است بلکه همچنین بهتر است تا برای اجتناب از جنگ امتیازاتی نیز اعطاء گردد. باید ذکر کرد که اگر چه بسیاری از جنگ های گذشته نظیر جنگ جهانی دوم برای تمام متحدان به غیر از ایالات متحده (و شاید اتحاد جماهیر شوروی) اولین آزمایش را پشت سر نگذاشتند ولی دومین آزمایش را پشت سر خواهند گذاشت. به عنوان مثال ، اگر چه بریتانیا و فرانسه موقعیت خود را بوسیله جنگ بهبود نبخشیدند،ولی وضعیت آن ها بهتر از زمانی بود که اگر نازیها پیروز می شدند. بنابراین جنگ برای آنها معنا داشت حتی اگر همانطور که در آغاز جنگ
می ترسیدند،هیچ سودی از جنگ نصیبشان نمی شد. بعلاوه اگر متحدین در جنگ شکست خودرند، آلمانها – یا حداقل نازی ها - پیروزی کوچکی به دست آوردند، حتی اگر هزینة آن بسیار زیاد بوده باشد. اما همانطور که ریگان و گورباچف در بیانیه مشترک خود بعد از جلسه سران در نوامبر 1985 تأیید کردند ، در یک جنگ هسته ای پیروزی وجود نخواهد داشت و هرگز نباید به این جنگ مبادرت کرد. تأثیر سوم جنگ هسته ای بر سیاست ابرقدرت ها از این حقیقت نشأت می گیرد، تخریب و ویرانی می تواند بسیار سریع یعنی در طی چند روز یا حتی چند ساعت صورت گیرد . نه تنها می توان بحث کرد که بحرانی شدید یا استفاده محدود از زور – حتی نیروی هسته ای به طور اجتناب ناپذیری به ویرانی کلی منجر خواهد شد ، بلکه باید گفت که این احتمالی است که نمی توان آن را نادیده گرفت . به هر حال، حتی در دوران آرامش نیز یک طرف یا طرف دیگر می تواند به حمله ای همه جانبه و بدون دلیل مبادرت کند. محتمل تر اینکه یک بحران که می تواند به استفاده محدود از زور منجر شود، به نوبة خود هم می تواند جنگی تمام عیار و همه جانبه را بوجود آورد. حتی اگر هیچ طرفی خواهان این نتیجه نباشد احتمال زیادی از افزایش سریع و مرگبار جنگ وجود دارد.
مولر در زمانی که تسلیحات متعارف می توانند به لحاظ ویژگیهای تخریب ، برابری و سرعت جایگزین تسلیحات هسته ای شوند مبالغه می کند. به هر حال وحشت ناشی از جنگ های گذشته را نمی توان با تأکید بر سطح تخریبی تسلیحات کنونی نادیده گرفت . از اینرو همانند زمینه های دیگر نکته ای وجود دارد که تفاوت کمی به تفاوت کیفی تبدیل می گردد. شارل دو گل این امر را به طور فصیح بیان می دارد: بعد از یک جنگ هسته ای هر دو طرف نه قدرت دارند، نه قانون ،نه شهر ،نه فرهنگ ، نه گهواره و نه قبر . درست است که یک زمستان هسته ای و نابودی حیات بشری پس از جنگ هسته ای وجود نخواهد داشت، ولی تأثیرات جهانی آن بسیار بیشتر از جنگ های گذشته خواهد بود. مولر تفاوت های موجود در میزان تخریب بالقوه را زیاد مورد توجه قرار نمی دهد:«جنگ جهانی دوم سبب ویرانی کلی جهان نشد ولی سبب نابودی سه رژیم ملی شد. تفکر در مورد پریدن از طبقه 50 به جای طبقة 5 وحشتناک تر است ، ولی هر کسی که زندگی را تا حد بسیار کمی هم رضایت بخش بداند ، بعید است که دست به چنین عملی بزند.» جنگ این رژیم های ملی را نابود کرد ولی خود کشور یا حتی تمام ارزشهای مورد حمایت رژیم سابق را از بین نبرد. بسیاری از مردم در کشورهای محور از جنگ جهانی دوم نجات یافتند؛ و بسیاری نیز به سعادت و رفاه رسیدند. به طور کلی فرزندان آنها زندگی خوب دارند. شکاف بزرگی بین این نتیجه – حتی برای آنهایی که در جنگ شکست خوردند – و یک فاجعة هسته ای وجود دارد. اصلاً مشخص نیست که آیا جوامع می توانند پس از یک جنگ هسته ای بازسازی شوند یا اقتصادهای خود را مجدداً احیاء کنند. به علاوه ، نباید تأثیر تخریب فرهنگ ، هنر و میراث ملی را نادیده گرفت . حتی تصمیم گیرنده ای که امکان دارد حیات نیمی از جمعیت کشورش را به خطر بیاندازد، ممکن است به خاطر جلوگیری از نابودی گنج هایی که در طول تاریخ بدست آمده ، درنگ و تردید کند. بحث مولر که ذکر آن رفت به یک دلیل دیگر گمراه کننده است: کشورهایی که جنگ جهانی دوم را آغاز کردند نابود شدند ولی متحدان نه . این اینکه کشورهایی که ویران شدند به دنبال برهم زدن وضعیت موجود بودند، بیشتر اتفاقی بود تا از پیش تعیین شده ؛ چیزی که در این متن مهم است این می باشد که با تسلیحات متعارف حداقل یک طرف می تواند امید داشته باشد که از جنگ سود ببرد. مولر در بحث اینکه حتی زمانیکه تضاد منافع بین دو طرف زیاد باشد ، سطوح نسبتاً مطلق مجازات و تنبیه به ندرت برای بازدارندگی لازم هستند، کاملاً صحیح است. یعنی زمانیکه دولتها کاملاً اعتقاد دارند که دستاوردهای ناخالص از جنگ بسیار زیاد خواهد بود( در مقابل دستاوردهای خالص). روی هم رفته ایالات متحده می توانست ویتنام شمالی را شکست دهد. به همین صورت همانطور که مولر بیان می دارد ،ایالات متحده از تلاش برای آزادی اروپای شرقی حتی در عصر انحصار هسته ای آمریکا نیز بازداشته می شد.
فایل ورد 15 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 8 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 14 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
بطور ساده جمع وپخش انرژی را شین گویند …بطور کلی بس بار یا شین به محلی در پست های فشار قوی گفته می شود که جهت توزیع بار بین ورودیهای پست(تغذیه کننده ها)و خروجیها(مصرف کنندگان )ارتباط برقرار می کند بنابراین با توجه به اهمیت پست و میزان حساسیت خاموشی برای مصرف کننده ودر نظر گرفتن مسا ئل اقتصادی وامکان مانور سیستم ، اصولاً شین را طوری انتخاب می کنند که با توجه به شرایط فوق حداقل هزینه و حداکثر استفاده را داشته باشد .
مشخصات شین فشار ضعیف :
شین ها معمولاً از مس و یا از آلومینیوم ساخته می شوند و در زمان خاص می توان از آلیاژ آلومینیوم که دارای خواص الکتریکی و مکانیکی خوبی هستند نیز استفاده کرد . در پست های فشار ضعیف فاصله شین ها بستگی به جریان اتصال کوتاه شبکه و مقطع شین بستگی به جریان نامی دارد . برای تعیین و انتخاب شین های مسی و یا آلومینیومی بر حسب شدت جریان و بار دهی شین ها و درجه حرارت مجاز استفاده می شود . باردهی شین های رنگ نشده کمتر از شین های رنگ شده است زیرا تشعشات حرارتی شین های رنگ شده بیشتر از شینهای رنگ نشده می باشند هر چه ارتفاع تاسیسات از سطح دریا بیشتر باشد به علت کم شدن غلظت هوا تشعشات حرارتی کمتر می باشد و در نتیجه باردهی شین ها مانند بقیه وسایل برقی مانند ترانسفورماتور کم می شود . در موقع ارتباط شین ها با یکدیگر و گرفتن انشعاب باید دقت کرد که مقاومت شین در محل اتصال حتی المقدور کوچک باشد که باعث ایجاد حرارت موضعی زیاد نشود .
انواع شین : انواع شین های رایج به قرار زیر است .
الف ) شین ساده : از این نوع در پستهای کم اهمیت در ولتاژ پایین استفاده می شود و اصولاً کم خرج بوده و عملکرد اپراتور آن بسیار ساده است در این شین ها تعمیر شین مستلزم قطع تمام ارتباط می باشد . شکل (1) چنین شینی را نشان می دهد .
شکل 1 سیستم تک شینی ساده
| |
|||
برای کاهش این مشکل می توان توسط سکسیونر شین را به دو قسمت کرد تا تعداد قطعی آنها کم شود . مانند شکل (2).
| |
|
شکل 2-سیستم تک شینه با سکسیونر روی شیم
در شکل 2 نیز مشاهده می شود که با بروز اتصالی روی شین رله های حفاظتی عمل نموده و سبب قطعی تمام آنها می گردد برای جلوگیری از این مساله می توان طبق شکل 3 شین را توسط کلید قسمت شین Bus Section با حفاظت های لازم به دو قسمت تقسیم نمود بنابراین با ایجاد اتصالی در هر قسمت سبب قطعی همان قسمت خواهد شد و با عملکرد این کلید از قطع قسمتی از ارتباطات جبوگیری به عمل می آید .
شکل 3 – سیستم تک شینی با کلید قدرت روی شین
معایب شین ساده :
1-خراب شدن دژنکتور هر سیک از شین های انتقال انرژی باعث قطع برق آن خط می شود.
2-تمیز کردن مقره ها و متعلقات دیگر شین بدون قطع برق به سادگی ممکن نیست .
3-گرفتن انشعاب جدید از شین ساده بدون قطع برق امکان پذیر نیست .
سیستم های با شین دوبل
الف –شین دوبل اصلی و یدکی
همانطوریکه در سیستم تک شینه مشاهده شد در صورتیکه یکی از کلیدها احتیاج به تعمیر داشت لازم بود که خط و ترانس مربوطه را بدون بار نمود و کلید آن را تعمیر کرد . اما در شین دوبل (اصلی و یدکی ) مطابق شکل چنانچه که کلید اصلی احتیاج به تعمیر داشت کلید Bus scoupler باس کوپلر وظیفه کلید اصلی را به عهده خواهد گرفت به عبارتی شین اصلی هم می تواند توسط کلید قدرت مربوط و هم توسط کلید کوپلاژ در شرایط اضطراری تغذیه شود و مادامی که کلید اصلی ارتباط در دست تعمیر است کلید کوپلاژ وظیفه آن را به 0عهده می گیرد مثلاً اگر فیدر شماره 3 اشکال پیدا نمود و احتیاج به تعمیر داشت با وصل کلید کوپلاژ عملاً این کلید وظیفه کلید اصلی را به عهده می گیرد بنابراین این سیستم امکان تعمیر کلید بدون از دست دادن بار امکان پذیر است در این حالت مسیر نقطه چین، مسیر جریان را نشان می دهد .
ب) سیستم دو شین اصلی :
در این نوع سیستم ، باس بار عملاً مطابق شکل زیر بین دو باس بار تقسیم شده و هر تغذیه کننده هر دو باس بار را تغذیه می کند . ضمن اینکه از هر دو باس بار به عنوان اصلی استفاده شده و هر کدام یدکی دیگری است در این سیستم هر کدام از ارتباطات توسط دو سکسیونر امکان مانور روی ش ین ها را دارد در صورتی که در این سیستم خطای دائمی یا مشکلی برای یمی از شین ها اتفاق بیفتد می تواند شین دیگر تا تعمیر آن شین استفاده نمود برای مانور هر ارتباط از روی یک شین به شین دیگر بایستی از کلید کوپلاژ استفاده نمود .
فایل ورد 24 ص
| دسته بندی | جغرافیا |
| بازدید ها | 8 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 16 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
مقدمه
اهمیت روز افزون منطقه قفقاز جنوبی به ویژه در مناسبات جدید جهانی و صف بندی قدرتهای منطقه ای و بین المللی، پژوهش و تحقیق پیرامون این منطقه، عوامل و پارامترهای موثر در آرایش قوا و اثرگذاری بر مناسبات آن را در دستور کار موسسات پژوهشی و مراکز مطالعات راهبردی قرار داده است.
ویژگی منحصر بفرد ارتباطی این منطقه بین اروپا و آسیای مرکزی به عنوان منبع بزرگ انرژی، رقابت ویژه روسیه و غرب در این منطقه که حیاط خلوت سنتی روسیه محسوب می شود، مناقشات دامنه دار قومی که بستر بسیاری از منازعات در این منطقه است و عواملی از این دست، اهمیت قفقاز جنوبی را در روابط منطقه ای و حتی بین المللی بیش ازگذشته ساخته است.
متنی که برگردان آن پیش روی شماست به قلم یکی از محققین و صاحبنظران برجسته مسائل ژئواستراتژیک جهانی و منطقه ای به رشته تحریر در آمده است.
بدیهی است ترجمه این مقاله به معنی تائید تمام ادعاهای نویسنده نبوده و هدف افزودن منابع اطلاعاتی به حوزه های کارشناسی مربوطه است.
ژئواستراتژی کنونی در قفقاز جنوبی
در ماههای اخیر روابط روسیه و گرجستان متلاطم شده است .تنش روی داده بین این دو کشور تنها یک نمونه ازصف بندی گسترده استراتژیک بین غرب وروسیه در منطقه قفقاز جنوبی است. در این عرصه، کشورها و سازمانهای مختلف در سطوح منطقه ای و فرامنطقهای، در موضوع امنیت انرژی و ایفای نقش در معادلات قدرت در منطقه درگیر هستند. با در نظر گرفتن این دو عامل تعیین کننده، این سؤال مطرح می شود که موقعیت کنونی منطقه چیست و چه آینده ای برای آن پیش بینی می شود ؟
رویکردهای امنیتی و سیاسی- نظامی بازیگران منطقه ای، در ابعاد مختلف بر این منطقه تاثیر گذار است .این بازیگران شامل گرجستان، ارمنستان و آذربایجان و آتش مناقشات همچنان مشتعل آنان در آبخازیا، اوستیا و قره باغ کوهستانی است .افزون بر آن تاثیر و اعمال نفوذ قدرتهای منطقه ای چون ترکیه و ایران و قدرتهای جهانی مانند ایالات متحده، روسیه و چین، جزئی جدایی ناپذیر از آرایش قدرت در منطقه محسوب می شوند.
علاوه بر کشورها، سازمانهای بین المللی نیز در این بازی بزرگ درگیرند. این سازمانها در سطح منطقه ای عبارتند از سازمان همکاریهای اقتصادی دریای سیاه (B.S.E.C) ، سازمان نیروی دریای سیاه (BLACKSEAFOR)، سازمان نیروی دریای خزر (CASFOR)، سازمان همکاری بین گرجستان، اوکراین، آذربایجان و مولداوی (G.U.A.M)، و سازمان پیمان امنیت دست جمعی (C.S.T.O) همراه با سازمان کشورهای مستقل مشارک المنافع (C.I.S). در سطح بین المللی سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (N.A.T.O) و اتحادیه اروپا از وزن مخصوصی در معادلات قدرت منطقه برخوردار می هستند.
امنیت انرژی
امنیت انرژی موضوعی دیگر در شکل دهی ژئواستراتژی قفقاز جنوبی است. امنیت انرژی امروزه در سطح بین المللی از اولویت بالایی برخوردار است و ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ناتو توجه خود را به تهدیدات متوجه این امر معطوف داشته اند. مجموع کشورهای اتحادیه اروپا در حال حاضر 50 درصد از انرژی مورد نیاز خود را وارد می کنند ( ایالات متحده 58 درصد از نفت مصرفی خود را وارد می کند ) و تا سال 2030 این رقم بالغ بر 70 درصد خواهد شد. علاوه بر این کشورهای عضو اتحادیه اروپا 25 درصد از انرژی مورد نیاز خود را از روسیه وارد می کنندکه این رقم احتمالا در سال 2030 به 40 درصد خواهد رسید ( 45 درصد دیگر انرژی مورد نیاز اتحادیه اروپا از خاورمیانه تامین می شود). در کنار این وابستگی رو به افزونی ، اکنون به ویژه پس از اعمال فشار روسیه به اوکراین جهت افزایش بهای گاز مصرفی این کشور در اواخر سال 2005، دیگر آشکار شده است که سلاح انرژی به جزئی اساسی از سیاست خارجی و امنیتی روسیه تبدیل شده است.
اهمیت ژئوپولتیک قفقاز جنوبی بر وجود منابع انرژی در این منطقه نیز مبتنی است . امنیت در قفقاز ضرورتی حیاتی جهت انتقال بدون وقفه نفت و گاز خزر است. منطقه دریای خزر (آسیای مرکزی و قفقاز جنوبی ) در بردارنده 3 تا 4 درصد از ذخائر نفت و 4 تا 6 درصد از ذخائر گاز جهان هستند. سهم قفقاز در منابع نفت و گاز جهان به خودی خود قابل توجه نیست اما در شرایط عدم اطمینان به جریان نفت از خلیج فارس با توجه به واقیات موجود و نیز امکان استفاده روسیه از انرژی به عنوان یک ابزار قدرت نمایی، انتقال انرژی دریای خزر و آسیای میانه (ازبکستان و ترکمنستان ) به مصرف کننده های غربی از طریق قفقاز اهمیتی حیاتی یافته است.
اهمیت منطقه همچنین در پی سیاستهای کشورهای مصرف کننده انرژی غربی که در صدد کاهش وابستگی خود به منابع انرژی روسیه و خاورمیانه هستند، افزایش یافته است. شماری از کشورها و سازمانهای غربی در تلاشند تا به انحصار روسیه در انتقال انرژی اوراسیا با ایجاد خطوط انتقال انرژی بدیل پایان دهند. از این روست که خط لوله نفت آتاسو – آلاشانکو ( بین قزاقستان و چین)، بخط لوله باکو ـ تفلیس ـ جیحان و باکو – تفلیس – ارزروم ( بین گرجستان، ترکیه، آذربایجان و قزاقستان ) خط لوله گاز ناباکو ( بین اتحادیه اروپا، ترکیه، بلغارستان، رومانی، مجارستان و اتریش ) در حال طراحی، ساخت بوده و بعضا عملیاتی شده است.
فرونشاندن مناقشات فروزان
واشنگتن به دلیل سرمایه گذاری خود در بخش انرژی و نیز به خاطر منافع ژئوپولتیک خود در منطقه، علاقمند به قفقاز جنوبی همراه با ثبات و امنیت است. مناطق جدایی طلب گرجستان – آبخازیا و اوستیای جنوبی – به مناطقی تبدیل شده اند که بیشترین منافع را برای بازیگران منطقه در بردارند. روسیه، صرفنظر از تنش هایش با گرجستان، نقش چندان بی طرفی در این مناقشات بازی نمی کند. و از آن به عنوان عامل نفوذ و تاثیر در برابر غرب بهره می برند.
اهداف مشخص و آشکار اند: غرب و روسیه در این آرزو هستند که به بازیگر اصلی در قفقاز جنوبی تبدیل شوند اما روسیه معمولا تحت فشار بوده است تا از این منطقه عقب نشینی کند. یکی از تاکتیک های روسیه برای مقابله با این تحولات فعال ساختن مجدد مناقشات فروزان منطقه به منظور کاستن از میزان پیشرفت غربی ها در حل وفصل آنها است. این امر به ویژه برای گرجستان که سعی در جذب سرمایه گذاری غربی ها و پیوستن به ناتو دارد سخت تر است.
فایل ورد 15 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 7 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 34 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 21 |
مقدمة تاریخی
داستان کشف و گسترش انرژی هستهای، که در مفهوم این پژوهش انرژیای است که در اثر شکافت اوارنیم و احتمالاً عناصر سنگین دیگر آزاد میشود، به سال 1311/1932، که چادویک در آزمایشگاه کاوندیش، واقع در کمبریج، نوترون را شناسایی کرد، بر میگردد.
این کشف از چند نظر دارای اهمیت بود. اولاً، تشریح ساختار اتم به شکل قابل قبولتری امکان پذیر شد و نشان داده شد که هر عنصر بخصوص ممکن است چندین ایزوتوپ مختلف، یعنی گونههای مختلفی که تعداد نوترونهای آنها فرق میکند، داشته باشد. ثانیاً، نوترون ذرة جدیدی بود که برای بمباران هستة اتم و ایجاد واکنشهای مصنوعی در اختیار دانشمندان فیزیک اتمی قرار میگرفت. در سالهای قبل از آن، دانشمندان برای این منظور از ذرات پروتون و آلفا (هستة عنصر هلیم) استفاده میکردند، اما بلافاصله بعد از کشف نوترون این دانشمندان، بخصوص دانشمند ایتالیایی فرمی که در رم کار میکرد، دریافتند که این ذره به علت بیبار بودن (برخلاف پروتون و ذرة آلفا) آسانتر به درون سد پتاسیل هستة اتم نفوذ کرده با آن برهم کنش میکند.
چند سال بعد، فرمی و همکارانش در رم عناصر طبیعی زیادی را با نوترون بمباران کردند و فرآوردههای واکنشهای حاصل را مورد مطالعه قرار دادند. در بسیاری موارد فرمی دریافت که ایزوتوپهای پرتوازی عنصر اصلی تولید میشدند، و وقتی این ایزوتوپها وا میپاشیدند عناصر دیگری، کمی سنگینتر از عناصر اصلی است، تولید میشدند. با این روش اورانیم، سنگینترین عنصر طبیعی، در اثر بمباران با نوترون به عناصر سنگینتر فرا اوارنیم، که به صورت طبیعی روی زمین یافت نمیشدند، تبدیل شد. در این برهه، فرمی دو کشف بزرگ دیگر هم صورت داد، یکی اینکه نوترونهای کم انرژی بطور کلی برای تولید واکنشهای هستهای مؤثرند از نوترونهای پر انرژی هستند، و دیگر
اینکه مؤثرترین راه کند کردن نوترونهای پر انرژی پراکندگیهای متوالی آنها از عناصر سبک مثل هیدروژن در ترکیباتی مثل آب و پارافین است. نقش مهم این دو کشف در گسترش انرژی هستهای در سالهای بعد به ثبوت رسید.
آزمایشهای فرمی روی اورانیم توسط دو شیمیدان آلمانی به نامهای هان و استراسمن تکرار شد. این دو نفر در سال 1317/1938 کشف کردند که یکی از فراوردههای برهم کنش نوترون با اورانیم، باریم است که عنصری است در میانة جدول تناوبی. ظاهراً واکنشی رخ داده بود که در آن هستة سنگین اورانیوم، در اثر بمباران با نوترون، به دو هستة با جرم متوسط تقسیم شده بود. دو فیزیکدان، به نامهای مایتنر و فریش، با شنیدن خبر این کشف و بر مبنی مدل قطره ـ مایعی هستة اتم توضیحی برای این فرایند پیدا و محاسبه کردند که انرژی بسیار زیادی (خیلی بیش از آنچه که در فرایندهای شناخته شدة پیش از آن دیده شده بود) از این فرایند که نام شکافت بر آن گذاشته شد آزاد میشود.
جلوههای مهم دیگری از شکافت در ماههای بعد کشف شد. ژولیو و همکاران او در فرانسه نشان دادند که در فرایند شکافت چند نوترون هم گسیل میشود، و بعداً معلوم شد که این نوترونها انرژی خیلی بالایی دارند. به این ترتیب این امکان وجود داشت که فرایند شکافت، که با یک نوترون آغاز میشد و دو یا سه نوترون تولید میکرد، در صورت بروز شکافت دیگری توسط این نوترونهای جدید، ادامه پیدا کند. زنجیره ـ واکنش خود ـ نگهداری که به این ترتیب ایجاد میشد قادر بود مقدار فوقالعاده زیادی انرژی ایجاد کند.
دو نوع واکنش زنجیرهیا شکافت متمایز در پیش رو بود: یکی آنکه فرایند شکافت با آهنگ پایا و کنترل شدهای انجام میشد و به صورت پایا و پیوستهای انرژی آزاد میکرد؛ و دیگر اینکه آهنگ شکافت به حدی سریع و کنترل نشده میبود که، واقعاً، یک انفجار هستهای با توان تخریب خیلی زیاد تولید میکرد. با این همه، پیش از اینکه این ایدهها میتوانستند به واقعیت حتی نزدیک بشوند، مجهولات و مشکلات زیادی باید حل میشد. در میان این مجهولات، سطح مقطع شکافت اوارنیم 235 (میزان احتمال انجام این نوع واکنش) بود، و تا این کمیت مشخص نمیشد هیچ راهی وجود نداشت که بگوییم آیا واکنش زنجیرهای ممکن هست یا خیر، و اگر امکان داشت جرم بحرانی اورانیم لازم چه مقدار بود. همچنین معلوم شده بود که برای دستیابی به یک واکنش زنجیرهای در انواع مشخصی از سیستمهایی که برای تولید پایا و پیوستة انرژی طراحی میشدند لازم بود انرژی نوترونهایی که توسط شکافت تولید میشدند به مشخص نمیشد هیچ راهی وجود نداشت که بگوییم آیا واکنش زنجیرهای ممکن هست یا خیر، و اگر امکان داشت جرم بحرانی اورانیم لازم چه مقدار بود. همچنین معلوم شده بود که برای دستیابی به یک واکنش زنجیرهای در انواع مشخصی از سیستمهایی که برای تولید پایا و پیوستة انرژی طراحی میشدند لازم بود انرژی نوترونهایی که توسط شکافت تولید میشدند به انرژیهای خیلی پایینتری کاهش مییافتند تا، همان طور که فرمی نشان داده بود، شکافتهای بیشتر را آسانتر باعث میشدند. مادهای که برای حصول این فرایند کند شدگی لازم بود کند کننده نام گرفت، و یکی از کند کنندههای اولیهای که در آزمایشها مورد استفاده قرار گرفت آب سنگین بود، که در زمان مورد بحث در اروپا فقط در یک جا پیدا میشد – شرکت هیدرو الکتریک (برق ـ آب= برقاب) نروژ، و تمام موجودی آن را در 1319/1940 فرانسه خریداری کرد.
کشف شکافت در 1317/ 1938 و پیشرفتهای بیشتر در سال 1318/1939، که درست پیش از شروع جنگ جهانی دوم رخ داد، نمیتوانست در زمانی حساستر از آن در تاریخ جهان اتفاق بیفتد. اگر هیتلر کاملاً به اهیمت این کشف پی برده و دانشمندانش را به توسعة آن تشویق کرده بود، به احتمال زیاد آلمان اولین کشوری میبود که سلاح هستهای تولید میکرد و تاریخ جهان در سی یا چهل سال گذشته خیلی تفاوت میکرد. خوشبختانه، از دید انگلیسیها، هیتلر قدر کشفیات دانشمندان اتمی خود را، که بسیاری از آنها یهودی و در حال مهاجرت به بریتانیا و آمریکا بودند، ندانست و تحقیقات شکافت در آلمان با امکانات و اولویت محدودی دنبال شد. تحقیقات شکافت در فرانسه هم در خرداد ـ تیر / ژوئن 1319/1940 ناگهان قطع شد و دو دانشمند پیشتاز فرانسوی، هالبان و کوارسکی، به همراه ذخیرة حیاتی آب سنگین فرانسه به بریتانیا آمدند.
به این ترتیب در تابستان 1319/1940 بریتانیا، که تا آن زمان دست تنها درگیر مقابله با آلمان بود، به کانون تحقیقات شکافت تبدیل گردید. در آن سال، اجتماع بزرگی از دانشمندان برجستة دنیا در بریتانیا وجود داشت، که تعداد زیادی از آنها پناهندگان اروپایی بودند. شرایط، فوقالعاده حساس و اضطراری بود، چون مشخص شده بود که اولین کشور سازندة بمب اتمی به احتمال قوی برندة جنگ خواهد بود، و هیچکس دقیقاً نمیدانست آلمانها چه میکنند. در آن سال، دانمشندان حاضر در بریتانیا پیشرفت قابل ملاحظهای کردند و بطور نظری نشان دادند که با استفاده از اورانیم 235 میتوان یک بمب اتمی با توان انفجار ویرانگری ساخت، که این خود حملات هوایی، این اقدامات غیر عملی به نظر میرسیدند. لذا تصمیم بر آن شد که تقریباً تمام کار تحقیقات، گسترش و تولید به ایالات متحدة آمریکا، که کار بر روی شکافت در حال پیشرفت بود، هر چند نه در سطح پیشرفته و درجة اضطرار بریتانیا، منتقل شود. زیرا آمریکا دارای منابع صنعتی لازم بود و، حتی پس از شروع جنگ با ژاپن، از حملات هوایی در امان بود.
فایل ورد 21 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 6 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 19 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 35 |
مقدمه
گرمایش و سرمایش ساختمانها در ایران در پنجاه سال گذشته سیر تکاملی قابل توجهی را طی کرده است . این سیر شامل گرمایش از طریق کرسی با استفاده از خاکه ذغال ، بخاری یا گرم کننده های نفت سوز با دودکش و بخاری های گاز سوز با دودکش برای هر یک از اتاقهای مورد استفاده ساختمان و گرمایش مرکزی با استفادهاز نفت گاز یا گاز طبیعی و بالاخره آب گرم در یک مرکز و گرمایش اتاقهای مورد استفاده به کمک رادیاتور یا فن کویل بوده است .
سیر سرمایش ساختمانها نیز شامل مراحل زیر بوده است . باز گرداندن در و پنجره های ساختمان و اجازه بر قراری جریان هوا در مواقعی که دمای هوای بیرون کمتر از دمای هوای اتاقهاست و یا جریان هوا می تواند به خنک کردن بدن ساکنان ساختمان کمک کند ، استراحت در سایه درختان حیاط در روز ، گذراندن روزهای بسیار گرم در زیر زمین ها و شبها در بالای بامها ، استفاده از بادبزنهای دستی ، استفاده از بادبزنهای برق رومیزی یا سقفی در اتاقها ، استفاده از کولرهای آبی ، استفاده از کولرهای گازی نوع تراکمی برای هر یک از اتاقهای مورد استفاده ،استفاده از سرمایش مرکزی به کمک چیلر های تراکمی و جذبی وتولید آب سرد در یکمرکز و خنک کردن یا سرمایش اتقاهای مورد استفاده به کمک فن کویل .
امروزه تقریباً تمامی ساختمانها گرمایش خود را با استفاده از سوختهای فسیلی و آب یا هوای گرم در اتاقها و سرمایش خود را کمک کولرهای آب و تولید هوای خنک ولی مرطوب تامین می کنند . در ساعاتی از شبانه روز در تابستان که دما و رطوبت نسبی هوا بالاست (و تعداد این ساعات با تغییرات اقلیمی کره زمین در حال افزایش است ) کولرهای آبی قادر به تامین آسایش برودتی ساکنان بسیاری از شهرهای ایران نیستند .از این نظر بسیاری از ساختمانها ، بویژه برجها ، از دستگاههای تبرید تراکمی و یا جذبی برای تولید برودت در تابستان استفاده می کنند .
بسیاری از شرکتهای تاسیساتی اقدام به ساخت دستگاههای تبرید جذبی - با استفاده از گاز طبیعی موجود در شهرها - در ظرفیتهای پایین برای آپارتمانها کرده اند . این اقدام که سوزاندن گاز را در طول سال در شهرها افزایش میدهد باعث افزایش آلودگی محیط زیست می شود . به علاوه دستگاههای تبرید جذبی در مقایسه با انواع تراکمی ، دارای ضریب کارایی بسیار پایین تری هستند و برای تولید مقدار معینی برودت ، ارنژی بیشتری نسبت به سیستم ها یتبرید تراکمی مصرف می کنند و چنانچه کندانسور آنها با آب خنک می شود نیاز به آب بیشتری در برج خنک کن دارند که در کشور کم آبی مانند ایران این موضوع مسائل مربوط به مصرف زیاد آب را به همراه دارد .
استفاده از پمپ های حرارتی برای سرمایش و گرمایش ساختمانها
با استفاده از پمپ های حرارتی نوع تراکمی می توان برودت مورد نیاز را در زمستان تامین و از آلوده تر شدن محیط زیست نیز جلوگیری کرد . استفاده از پمپ های حرارتی را می توان مدرت ترین و از نظر حفاظت محیط زیست بهترین روش برای تامین نیاز برودتی و حرارتی ساختمانها دانست . در ارتباط با اثرات زیست محیطی استفاده از پمپ های حرارتی می توان گفت که با جایگزین سوختهای فسیلی با برق ، مصرف سوختهای فسیلی در شهرها و آلودگی هوا (که به خصوص در زمستانها به دلیل وارانگی هوا به حد بحرانی خود می رسد )کاهش می یابد.
بررسی مختصر کارایی پمپ های حرارتی از نوع تراکمی
پمپ حرارتی یک دستگاه تبرید است که از حرارت دفع شده در کندانسور برای گرمایش ساختمان استفاده می کند و این عمل ازمنبع دمای پایین و انتقال حرارت به منبع دمای بالا انجام می شود . طرح پمپ حرارتی دفع شده در کندانسور را برای گرمایش ساختمان امکان پذیر کند و این در حالی است که همین سیستم از برودت تولید شده در اوپراتور برای خنک کردن ساختمان در تابستان استفاده می کند . لازم است اضافه شود که در بعضی از کاربردهای خاص ، پمپ حرارتی ممکن است بتواند به طور همزمان سرمایش و گرمایش مورد نیاز قسمتهای مختلف یک ساختمان را تامین کند.
منابع انرژی در پمپ های حرارتی ، منابع حرارتی ای هستند که پمپ حرارتی می تواند انرژی حرارتی مورد نیاز اوپراتور خود را از انها بگیرد. پمپ های حرارتی می تواند از منابع حرارتی مختلف مانند هوا ، آبهای جاری ، انرژی خورشیدی و حتی آب دور ریخته شده در هنگام استحمام و سایر شستشوها استفاده کند . لذا پمپ های حرارتی را می توان علاوه بر حسب سیکل ترمودینامیکی آنها ، بر حسب منابع حرارتی نیز تقسیم بندی کرد .
شکل 1 یک پمپ حرارتی را نشان می دهد که از هوای محیط به عنوان منبع انرژی استفاده می کند . اجزا اصلی این سیستم شامل کمپرسور ،کندانسور ،اوپراتور ، شیر انبساط یا لوله های مویی و شر چهار راهه است .
هنگام کار به عنوان پمپ حرارتی ،شیر چهار راهه به گونه ای تنظیم می شود که که بخار فوق اشباع که از کمپرسور خارج می شود که بخار فوق اشباع که از کمرسور خارج می شود . ابتدا وارد مبدل حرارتی داخل ساختمان می شود و در طی فرایند تقطیر ، حرارت انتقال یافته را به داخل ساختمان اراسال می کند و سپس مایع مبرد به طرف لوله مویی جریان می یابد. در این حالت شیر یک طرفه در خط بالایی ، مانع از جریان یافتن مبرد از طریق این خط شده و مایع مبرد از طریق خط پایینی جریان می یابد . سپس مبرد فشار پایین و سرد وارد مبدل حرارتی بیرون از ساختمان شده و در حین فرایند تبخیر ، انرژی حرارتی مورد نیاز خود را از هوای بیرون جذب کرده و سپس به طرف قسمت مکش کمپرسور هدایت می شود .
در فصل تابستان به منظور معکوس کردن جهت سیکل ، شیر چهار راهه به گونه ای تنظیم می شود که ابتدا بخار داغ خروجی از کمرسور وارد مبدل حرارتی خارج از ساختمان می شود و در حین فرایند تقطیر ، انرژی حرارتی خود را به هوای محیط منتقل می کند . در این مرحله شیر یک طرفه در خط پایینی مانع از جریان یافتن مبرد از طریق خط بالایی جریان می یابد . سپس مبرد فشار پایین و سرد وارد می یابد . سپس مبرد فشار پایین و سرد وارد مبدل حرارتی داخل ساختمان می شود و حرارت را از محیط داخل جذب می کند . وجود دو شیر انبساط یا لوله مویی در پمپ حرارتی ضروری است زیرا با توجه به انکه اختلاف فشار بین دو مبدل حرارتی در فصل زمستان بیشتر از فصل تابستان است بنابراین لوله موی ای که برای فصل زمستان طراحی شده است نمی تواند عملکرد مناسبی در فصل تابستانه داشته باشد .
انتخاب ساختمان های نمونه
برای بررسی عملکرد پمپ های حرارتی لازم است بار حرارتی و برودتی ساختمان مورد نظر معلوم باشد . دو نوع ساختمان را به شرح زیر در نظر می گیریم :
شکلهای 2و3 با رحرارتی و برودتی طبقات مختلف مجتمع مسکونی در تهران را به ترتیب در ماه دی برابر یک روز ابری بسیار سرد و در ماه تیر برای یک روز آفتابی بسیار گرم نشان می دهند . این منحنی ها با استفاده از نرم افزار انرژی شریف به دست آمده اند .
جدول (1) : بار حرارتی مجتمع مسکونی در تهران برای یک روز بسیار سرد ابری و یک روز متوسط در دی ماه ، نوع ساختمان :چهار طبقه – چهار واحدی با سطح زیر بنای 800 متر مربع در هر طبقه (BTU/hr 3413= KW1 و تن برودتی 284/0 = KW1 )
جدول (2) : بار برودتی مجتمع مسکونی در تهران برای یک روز بسیار گرم و آفتابی و یک روز متوسط در تیرماه ،نوع ساختمان :چهار طبقه – چهار واحدی با زیربنای 800 متر مربع در هر طبقه
جدول (3): نیازهای انرژی یک آپارتمان متوسط در تهران با سطح زیر بنای 200 متر مربع
جدول (4) : انرژی حرارتی و برودتی مورد نیاز مجتمع مسکونی برای پنج شهر بزرگ ایران . نوع ساختمان :چهار طبقه – چهار واحدی با سطح زیربنای 800 متر مربع در هر طبقه (J1012 = TJ1)
جدول (5): انرژی حرارتی و برودتی مورد نیاز ساختمان ویلایی با مساحت 200 متر مربع برای شهرهای اهواز ، بندرعباس ،رشت ، کرمان و همدان .
می توان با استفاده از این نرم افزار بار حرارتی و برودتی مجتمع را در تمام ماههای سال تعیین کرد. شکل های 4 و5 به ترتیب نیاز حرارتی و برودتی مجتمع را در ماههای مختلف سال برای تهران نشان می دهند.
فایل ورد 35 ص
| دسته بندی | محیط زیست |
| بازدید ها | 7 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 41 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 55 |
پسماندهای هستهای
]علی رغم سابقه به وضوح ایمن در طول نیم قرن گذشته، امروزه یکی از بحث برانگیزترین جنبه های چرخه سوخت هسته ای مسئله مدیریت و دفع پسماندهای پرتوز است[.
P1 مشکل ترین مسئله، پسماندهای سطح بالا هستند، و دو سیاست مختلف برای مدیریت آنها وجود دارد:
]پسماندهای هسته ای اصلی در سوخت راکتور سفالی محفوظ باقی می مانند[.
P2 همانطور که در فصلهای 3و4 به طور خلاصه گفته شد، “سوزاندن” سوخت در قلب راکتور محصولات شکافتی تولید می کند به مانند ایزوتوپ های مختلف باریم، استرونسیم، نریم، ید، کریپتون و گرنون (Ba، Sr، Cs، I، Kr، Xe). بیشترین ایزوتوپهای شکل گرفته به صورت محصولات شکافت در سوخت به شدت پرتوزا هستند و متعاقباً عمرشان کوتاه است.
P3 علاوه بر این اتم های کوچکتر به وجود آمده از شکافت سوخت، ایزوتوپهای ترااورانومی مختلفی هم با جذب نوترون تشکیل می شوند. از جمله اینها پلوتونیوم- 239، پلوتونیوم- 240 و پلوتونیوم- 241[1]، به علاوه محصولات دیگری هستند که از جذب نوترون توسط u-2381 در قلب راکتور و سپس تلاشی بتا به عمل می آیند. همه اینها پرتوزا هستند و به غیر از پلوتونیوم شکافت پذیر که “میسوزد”، در سوخت مصرف شده ای که از راکتور برداشته می شود باقی می مانند. ایزوتوپ های ترا اورانیوم و دیگر اکتنیدها[2] بیشترین قسمت از پسماندهای سطح بالای با طول عمر زیاد را شکل می دهند.
P4 در حالی که چرخه سوخت هسته ای صلح آمیز، پسماندهای مختلفی تولید میکند، این پسماندها “آلودگی” به شمار نمی آیند، زیرا در عمل همه آنها نگهداری و مدیریت می شوند، در غیر این صورت است که خطرناک خواهند بود. در حقیقت توان هسته ای تنها صنعت تولید انرژی است که مسئولیت کامل همه پسماندهایش را برعهده گرفته و هزینه آن را به طور کامل بر قیمت تولیداتش اضافه می کند. وانگهی هم اکنون مهارت های به دست آمده در مدیریت پسماندهای غیر نظامی در حال شروع به اعمال شدن به پسماندهای نظامی است که یک مشکل محیط زیستی جدی در چند نقطه جهان ایجاد کرده است.
پسماندهای پرتوزا مواد گوناگونی را شامل می شوند که از جهت محافظت مردم و محیط زیست اقدامات متفاوتی را طلب می کنند. مدیریت و دفع آنها از نظر فن آوری سر راست است[.
P5 این پسماندها براساس مقدار و نوع پرتوزایی موجود در آنها معمولاً به سه دسته تحت عنوان های پسماندهای سطح پایین سطح متوسط و سطح بالا دسته بندی میشوند.
P6 عامل دیگر در مدیریت پسماندها مدت زمانی است که آنها ممکن است خطرناک باقی بمانند. این زمان به نوع ایزوتوپ های پرتوزای موجود در آنها و به خصوص مشخصه نیمه عمر هر یک از این ایزوتوپ ها بستگی دارد. نیمه عمر مدت زمانی است که طی می شود تا یک ایزوتوپ پرتوزا نیمی از پرتوزائیش را از دست بدهد. پس از چهار نیمه عمر سطح پرتوزایی به مقدار اولیه آن و پس از هشت نیمه عمر به آن می رسد.
P7 ایزوتوپ های پرتوزای مختلف نیمه عمرهایی دارند که از کسری از ثانیه تا دقیقهها، ساعات یا روزها، حتی تا میلیون ها سال گسترده شده اند. پرتوزایی با گذشت زمان، همانطور که این ایزوتوپ ها به ایزوتوپ های پایدار غیر پرتوزا تلاش می کنند کم می شود.
P8 آهنگ تلاشی یک ایزوتوپ با عکس نیمه عمرش متناسب است. یک نیمه عمر کوتاه به معنای تلاشی سریع است. بنابراین، برای هر نوع پرتوزایی، شدت پرتوزایی بالاتر در یک مقدار ماده داده شده مستلزم کوتاهتر بودن نیمه عمر است.
P9 سه اصل کلی برای مدیریت پسماندهای پرتوزا بکار گرفته می شود:
P10 دو تای اول در مورد مدیریت پسماندهای غیر پرتوزا هم به کار می روند. پسماندها یا تغلیظ شده و سپس متروی می شوند، یا (برای مقادیر خیلی کم) تا سطح قابل قبولی تضعیف شده و سپس به محیط زیست باز گردانده می شوند. با این وجود تأخیر و تلاشی منحصر به مدیریت پسماندهای پرتوزاست و به این معنی است که پسماند ذخیره و اجازه داده می شود که پرتوزایی آن از طریق تلاشی طبیعی ایزوتوپهای موجود در آن کم شود.
]در چرخه سوخت هسته ای غیرنظامی توجگه اصلی بر پسماندهای سطح بالاست که حاوی محصولات شکافت و عناصر ترا اورانیومی تشکیل شده در قلب راکتور هستند[.
P11 پسماند سطح بالا: ممکن است خود سوخت مصرف شده یا پسماند اصلی حاصل از باز پردازش آن باشد. در هر دو حال این حجم متوسطی دارد- در حدود 30-25 تن سوخت مصرف شده یا سه مترمکعب پسماند شیشه ای شده در سال برای یک نمونه راکتور هسته ای بزرگ (1000 MWC، نوع آب سبک). این حجم می تواند به صورت موثر و اقتصادی ایزوله شود. سطح پرتوزایی آن به سرعت کم می شود. به عنوان نمونه، یک مجموعه سوخت راکتور آب سبک تازه تخلیه شده آن قدر پرتوزایی دارد که چند صد کیلو وات گرما می پراکند، اما پس از یک سال این مقدار به 5kw و پس از پنج سال به یک کیلووات می رسد. ظرف مدت 40 سال پرتوزایی آن به حدود یک هزارم مقدار آن هنگام تخلیه می رسد.
P12 اگر سوخت مصرف شده بازفرآوری شود، %3 آن که به صورت پسماند سطح بالا ظاهر می شود، عمدتاً مایع است و حاوی “خاکستر” اورانیوم سوخته شده است. این پسماند که شامل محصولات شکافت به شدت پرتوزا و چند عنصر سنگین با پرتوزایی دراز مدت است، مقدار قابل توجهی گرما تولید می کند و باید خنک شود. این به صورت شیشه بورو سیلیکات[3] (شبیه به پیرکتن) و به منظور پوشینهداری، ذخیره سازی میان مدت، و دفع نهایی در اعماق زمین شیشه ای می شود. این سیاستی است که توسط بریتانیا، فرانسه، آلمان، ژاپن، چین و هند اتخاذ می شود. (بخش های 5-2 و 5-3 را ببینید)
P13 از طرف دیگر، اگر سوخت مصرف شده راکتور باز پردازش نشود، همه ایزوتوپ های با پرتوزایی بالا و اکتنیدهای دراز عمر در آن باقی میمانند، و در این صورت همه مجموعه های سوخت به شکل پسماند سطح بالا رفتار می کنند. گزینه دفع مستقیم توسط امریکا، کانادا و سوئد دنبال می شود، بخش 5-4 را بینید.
P14 تعدادی از کشورها انتخابی بین بازپردازی و دفع مستقیم را گردن نهاده اند.
P15 پسماندهای سطح بالا تنها %3 حجم کل پسماندهای پرتوزای جهان را تشکیل میدهند، اما 95% کل پرتوزایی از آنهاست.
P16 علاوه بر پسماندهای سطح بالای حاصل از تولید توان هستهای، هرگونه استفاده از مواد پرتوزا در بیمارستان ها، آزمایشگاه ها و صنایع آنچه را که (پسماندهای سطح- پایین) نامیده می شود، تولید می کند. رسیدگی کردن اینها خطرناک نیست اما باید با دقتی بیش از زبالههای معمولی دفع شوند. پسماندهای هسته ای از بیمارستانها. دانشگاهها و صنایع به علاوه صنایع توان هسته ای می آیند، آنها می توانند خاکستر شوند و معمولاً دست آخر در محل های دفن زباله کم عمقی چال می شوند. نشان داده شده است که این روش موثری برای مدیریت پسماند این چنین مواد نسبتاً بیخطری است به شرطی که همه مواد بسیار سمی ابتدا جدا شده و جزء پسماندهای سطح بالا قرار گیرد.
کشورهای زیادی دارای مخازن پایانی فعال برای پسماندهای سطح پایین هستند. پسماندهای سطح پایین تقریباً همان پرتوزایی را دارند که سنگ معدن لورانیوم مرتبه پایین دارد و هم آنها بالغ بر بیش از پنجاه برابر پسماندهای سطح بالای سالانه است. در کل جهان این پسماندها 90% کل حجم را تشکیل می دهند اما فقط 1% پرتوزایی کل همه پسماندهای پرتوزا را دارند.
]پسماندهای سطح متوسط[ بیشتر از صنایع هسته ای می آیند. آنها پرتوزاتر هستند و باید پیش از رسیدگی و دفع در برابر مردم حفاظ گذاری نشوند و شامل درینها، رسوبهای شیمیایی و اجزای راکتور به علاوه مواد آلوده مربوط به از رده خارج کردن راکتورها می شوند. این پسماندها برای دفع بیشتر در بتون قرار داده می شوند. معمولاً پسماند کوتاه عمر (بیشتر از راکتورها) دفن می شود، اما پسماند دراز عمر (از سوخت هسته ای بازفرآوری شده) در اعماق زیر زمین دفع می شوند. پسماندهای سطح میانی 7% حجم پسماندهای پرتوزای و 4% پرتوزایی جهان را تشکیل می دهند.
بازفرآوری سوخت مصرف شده
]مهمترین دلیل برای بازفرآوری بیرون کشیدن اورانیوم و پلوتونیوم مصرف نشده از عناصر سوخت مصرف شده است. دلیل دوم کاهش حجم موادی است که به صورت پسماند سطح بالا دفع می شوند[.
P1 بازفرآوری از هدر رفتن مقدار قابل توجهی از منابع جلوگیری می کند زیرا بیشتر سوخت مصرف شده (اورانیومی با کمتر از 1% u-235 و اندکی پلوتونیوم) میتواند به صورت عناصر سوخت جدید بازیابی شود، که 30% اورانیوم طبیعی را که در غیر این صورت لازم بود ذخیره می کند. این اورانیوم و پلوتونیوم به سوخت اکسید مختلط تبدیل می شوند و یک منبع مهم هستند. سپس پسماندهای سطح بالای باقی مانده برای دفعشدن به صورت مواد جامدفشرده، پایدار و غیرقابل حلی تبدیل میشوند که دفعشان از مجموعه های حجیم سوخت مصرف شده آسان تر است.
P2 یک راکتور آب سبک 1000Mwe در حدود 25 تن سوخت مصرف شده در سال تولید می کند، تا به حال، پیش از 80000 تن از سوخت مصرف شدهی راکتورهای تولید برق تجاری بازفرآوری شده است و هم اکنون ظرفیت سالانه این کار حدود 5000 تن در سال است.
P3 مجموعه های سوخت مصرف شده ای که از یک راکتور خارج می شوند به شدت پرتوزا هستند و گرما تولید می کنند. به همین خاطر آنها در تانکهایی بزرگ یا حوضچههایی از آب قرار داده، خنک می کنند و سه متر از آب روی آنها پرتوها را مهار می کند. آنها در این جا، که در محل راکتور یا در ایستگاه بازفرآوری است، چند سالی باقی می مانند تا سطح تابش آنها به طور چشمگیری کاسته شود. برای بیشتر انواع سوخت ها بازفرآوری در حدود 50 سال پس از تخلیه راکتور انجام می شود.
P4 سوخت مصرف شده ممکن است پس از خنک سازی اولیه، با استفاده از فلاسکهای محافظ دار خاصی که تنها چند تن (مثلاً 6 تن) از سوخت مصرف شده را در خود جای داده اما حدود 100 تن وزن دارند، حمل و نقل شود. انتقال سوخت مصرف شده و دیگر پسماندهای سطح بالا به سختی مراقبت می شود.
P5 بازفرآوری سوخت اکسید مصرف شده مستلزم حل عناصر سوخت در اسید نیتریک است. سپس جداسازی شیمیایی اورانیوم و پلوتونیوم انجام می شود. Pu و u می توانند به ورودی چرخه سوخت بازگردانده شوند. (اورانیوم به مرحله تبدیل، پیش از غنی سازی دوباره و پلوتونیوم مستقیماً به مرحله ساخت سوخت). (در حقیقت به منظور بازیابی سوخت آنها اغلب در یک محل واحد هستند). مایع باقی مانده پس از بیرون کشیدن pu و u، پسماند سطح بالاست که شامل حدود 3% از سوخت مصرف شده است. این پسماند به شدت پرتوزاست و به تولید گرمای شدید ادامه می دهد.
P6 بازفرآوریهای زیادی از دهه 1940، انجام شده است که عمدتاً برای مقاصد نظامی و به منظور بازیافت پلوتونیوم (از سوخت با سوزش burn up کم) برای جنگ افزارها، انجام شده است. در بریتانیا، حدود چهل سال است که عناصر سوخت فلزی حاصل از اولین نسل راکتورهای تجاری که با گاز خنک می شوند، در Sellafield بازفرآوری می گردد. این کارخانهی t/yr1500 با توجه به همراهی با رشد ایمنی، بهداشت و دیگر استانداردهای سامان دهی، با موفقیت توسعه داده شده است. از 1969 تا 1973 سوخت های اکسیدی هم در قسمتی از این کارخانه که به این منظور تغییر داده شده بازفرآوری شدند. در 1994 یک کارخانه جدید بازفرآوری اکسید حرارتی t /yr1200 (T HORP) برپا شد.
در آمریکا یک داستان حماشی (Saga) سیاسی و فنی هست و هیچ کارخانه بازفرآوری در حال حاضر کار نمی کند. سه کارخانه برای بازفرآوری سوخت های اکسیدی غیرنظامی در آمریکا ساخته شده است: اول یک کارخانه t/yr300 در
West Valley، Ny، ساخته شد و از 72-1966 با موفقیتکار کرد. با وجود این الزامات انتظامی روز به روز سخت گیرانه تر به معنای اصلاح کردن کارخانه بود که غیر اقتصادی پنداشته شد، و کارخانه تعطیل شد. دومی یک کارخانه t/yr300 بود که با استفاده از فن آوری جدید در Morris، illinois ساخته شد، که علی رقم تحقق در مقیاس آزمایشی در کارخانه تولیدی درست کار نکرد. سومی یک کارخانه t/yr1500 در Barnwell، South Carolona بود، که به واسطه تغییر سیاست دولت که طی یک بند از سیاست عدم تکثر آمریکا (non-proliferation) شده بازفرآوری های غیر نظامی را نفی می کرد، بی نتیجه ماند. در مجموع امریکا از دهه 1940 بیش از 250 کارخانه سال تجربه عملی بازفرآوری دارد، که قسمت عمده آن در کارخانه های صنایع دفاعی بوده است.
[1] - pa-241 است که تلاشی کرده و امرسیم- 241 را که در آشکارسازهای دود خانگی به کار می رود، برای ما ایجاد می کند.
[2] - اکتنیدها عناصری هستند با عدد اتمی 89 (اکتینیم) یا بالاتر و ترا اورانیوم ها بالاتر از 92 (اورانیوم)
[3] - مترجم 1: نوعی شیشه که پنج درصد آن اسید بوریک است و در مقابل گرمای زیاد مقاوم می باشد.
فایل ورد 55 ص