| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 31 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 56 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 42 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
هوش معنوی
نظریه هوش معنوی پس از آنکه برای اولین بار درسال 1997 توسط دو نویسنده زوهار و مارشال معرفی شد، درسال 2000 کتابی را با همین عنوان منتشر کرده و آن را عامل یکپارچگی و به تمامیت رسیدن و کامل شدن دانسته اند.
در این کتاب درمورد شواهد علمی نیز بحث شده است نظیر پژوهش های پرسینگر[1] روانشناس اعصاب و راماچاندران متخصص مغز و اعصاب در دهه 1990 در دانشگاه کالیفرنیا که منجر به شناسایی یک نقطه در مغز انسان شد که به نام نقطه خدا[2] نامگذاری شد. این منطقه در یکی از اتصالات عصبی در لوب تمپورال مغز واقع شده است. در طول اسکن با توپوگرافی انتشار پوزیترون، این مناطق عصبی هر زمان که موضوعات تحقیقی معنوی و روحانی با افراد مورد بحث قرار گرفته است روشن شده اند.
با اینکه وجود این نقطه در مغز دلیلی برای اثبات وجود خدا نمی دهد، لیکن نمایانگر آن است که مغز برای پاسخ به پرسش های نهایی و غایی برنامه ریزی شده است (پارسا،1389).
هوش معنوی، مشاور و راهنمای رسیدن به درک درستی از ابعاد دیگر است و تمایل ما برای یافتن معنا و ارتباط با بی نهایت است.
هوش معنوی به ما کمک می کند تا اصول درست و حقیقی را که در ناخودآگاه ما وجود دارند را هضم و درک نموده و بخشی از آگاهی مان نماییم که می تواند مانند یک قطب نما برایمان عمل کند. برای این منظور قطب نما تصویر بسیار خوبی است، زیرا که همیشه به نقاط شمال اشاره دارد که دلالت به سمت بالا دارد.
همگام با رویای نوری که از درون دستهایمان دور می شود به دنیا می آیند و کل زندگیشان را جهت بازگشت به آن هاله نور یا آن منبع پرانرژی حیات و آفرینش و غوطه ور شدن در پاکی و بیکران آن و غرق شدن در اصالت خویش صرف و وقف می نمایند.
همان نوری که از آن می آییم و در آن جسم مان شروع به شکل گیری می کند و شروع به شناختن دست ها و پاها و صورت و سایر اعضای بدنمان و تشخیص آنها می کنید و با تکامل جسمی جهت ورود به این دنیای فانی به ناگه با خروج از رحم مادر برای اولین بار چشمان فیزیکی خود را باز می کنید و همه چیز را از جنس گوشت و خون و اجسام لمس شدنی می بیند و مادر پدری را که ما را احاطه کرده اند و آرام آرام با صبر و عشق و حمایت خود به ما فیزیک را می آموزند تا مقدمات راه عبور از این آزمایش را فراگیریم. آنچه در این محیط می آموزید آن است که همه ما از خدا هستیم و مخلوق و معبود اوییم ولی بسیار هستیم و بر روی زمین پراکنده شدیم و هر کدام مان منحصر به فرد و ویژه هستیم همچو نمایی از خالق خود، و با قوانین جاری در طبیعت آشنا می شویم و همچنین قوانین و عرف مرسوم در جوامع انسانی و اینکه برای سرپا نگه داشتن خود اصول اولیه ای وجود دارد همچو نیازهای جسمانی نفس کشیدن، خوردن، خوابیدن، دفع کردن و معاشرت کردن و آنچه محسوس است آن است که تصویر آن نور از پس زمینه وجودمان پاک نخواهد شد و فطرتمان ما را به سوی آفریدگارمان و آن یکتا و نور مطلق که همه چیز از او نسبیت می یابد و آن هستی و نیستی ازلی که همه هیچ است هدایت می کند، چه بدانید و چه ندانید و چه خواب باشید.
[1] Persingell
[2] God-spot
| دسته بندی | علوم اجتماعی |
| بازدید ها | 1 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 233 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 88 |
فـهرست مطالـب
عنوان صفحه
فصل اول
کلیات ..................................... 4
فصل دوم
2-1- توصیف ................................ 11
2-1-1- عقلائیت و خرد ورزی .................. 11
2-1-2- نفی اخباری گری ..................... 12
2-1-3- نفی عقل فلسفی ...................... 13
2-1-4- مفهوم عقل در دیدگاه تفکیک .......... 16
2-1-5- کیفیّت پیدایش معرفت ................. 22
2-1-6- ارزش معلومات ....................... 34
2-1-7- فلسفه ستیزی ........................ 38
نفی فلسفه به صراحت ........................ 39
استدلال بر تباین کلّی فلسفه و شریعت ......... 40
2-1-8- از افراط تا تعدیل ( از فلسفه ستیزی تا فلسفه پذیری ) 47
2-2- تحلیل ................................ 61
2-2-1- واژه شناسی ......................... 61
معرفت شناسی ............................... 61
2-2-2- پیشفرضها ........................... 62
2-2-3- پیشفرضهای رقیب ..................... 63
2-2-4- لوازم پیشفرضها ..................... 64
2-2-5- نظام بحث ........................... 65
2-3- نقد وبررسی ........................... 67
2-3-1- نقد زبانی .......................... 67
2-3-2- سازگاری درونی ...................... 68
2-3-3- سازگاری برونی ...................... 70
2-3-4- سازگاری با واقع .................... 72
منابع و مآخذ .............................. 88
فصل اول
کلیـات
شهر مقدس مشهد در برهه ای مغفول از حکمت و فلسفه و در خلأ عالمان متعمق و حکیم ، مواجه بروز افکار حادّ و خصمانه در مبارزه با حکمت شد ، چهره فلسفه ستیزان عنوان گرفته از عالمانی شد که خود را تنها وارث علم و دانش نبوی و طریقه سلوک علمی و عملی خود را انحصارا برگرفته از متن دین و معارف ناب اهل بیت عصمت و طهارت میدانستند و هر گونه تفسیر و برداشت خود را از آیات و روایات صرفا عین مراد شریعت و دین قلمداد می کردند .
این بزرگان چنان خصومت زایدالوصفی با روش های فلسفی و عرفانی در قلمرو تفکر دینی ابراز می داشتند که تنها وجه ممیز خود را با سایر عالمان دینی که به تعمق و تفکر درباره متون فلسفی دین می پرداختند احیای فلسفه ستیزی و عرفان زدایی توسط استاد و شاگردانش با وجهه مذکور سرگذشت شنیدنی دارد . این سرگذشت توسط یکی از هواداران این مدرسه به کتابت درآمد و در اوایل دهه هفتاد شمسی به نام "مکتب تفکیک" منتشر شد ، البته این طرح گسترده تر از راه و رسم مرسوم و واقع این جریان بی نام تا آن زمان بود و فکر و ایده هایی بود که آن نگارنده برای تبلیغ و ترویج مشی دل داده خود به آن تعلیق کرده بود اما در مشی و مرام بزرگان و سایر همگنان او از اعمال این دقایق و ظرایف نه تنها خبری نیست که بر خلاف آن بسیار واضح ، مطلب وجود دارد . به هرصورت از آن زمان به بعد نام "تفکیک" عنوانی شد تا به این "مدرسه" و پیروانش تشخص بدهد و جمع این عالمان و مشی فکری آنها را نشانه ای باشد .
شاگردان چندی در این مشی و مرام پرورش یافتند و هرکدام به فراخور استعداد و میل درونی شیوه ای برای اداء دین به استاد و ترویج تفکرات وی برگزیدند استادی که شاگردانش او را با غلو مفرط بحری قمقام و زخار و گفته های او را وحی منزل و فرصت هرگونه سوال درباره او را از خود زدوده و حتی چون و چرا در این باره را خروج از تدین تلقی می کردند ، برخی از شاگردان که دست به قلم بودند دریافت ها و یاداشت های خود از دروس استاد را عینا یا با کمی تفاوت تحریر کردند و متناوب منتشر کردند برخی دیگر که در حال و هوای وعظ و منبر و سخنرانی سیر می کردند نقش خود را در این زمینه بروز دادند . جمع همه این تلاش ها همه مکمل یکدیگر بود که با تمرکز بر قلمرو باورها به ویژه برخی مسائل معرکه آرا بین دانشمندان دینی فقط درباره مبدأ و معاد آنهم فقط مسائلی که علیه فلسفه و عرفان توشه فراهم آورد ، دور می زد .
ابتدای سخن و نوشته آنها مستقیم یا غیر مستقیم معارضه با عرفان و فلسفه اسلامی و انتها هم به همان جا ختم می گردد استدلال و استنتاج هر دو ، یک چیز را هدف می گیرد . این خصومت زاید الوصف همه وام گرفته از استادی است که سرنوشت او خود جالب است . گرچه شاگردانش او را تا حد شخصیتی نظرکرده و تشرف حاصل کرده و دست خط از امام غائب در دست می نگرند و مستند حجیت همه گفتارهای او ! چنین جمله ای را حاصل همان تشرف میدانند ! اخذ المعارف من غیر طریقنا اهل البیت مساوق لانکارنا .
نقطه عطف سخنان و نوشتار این بزرگان تحذیر بلیغ و توصیه اکید بر احتراز از فکر فلسفی و شیوه عرفانی است ، گویا تنها رسالت دین و تکلیف دینی این بزرگان کوبیدن فلسفه و عرفان است و البته این ها همه از نعمت درسهایی است که استاد آنان سرلوحه مشی خود قرار داده و بلوایی عظیم تر از رسوخ و یا پیدایش فکر فلسفی در حوزه فکر اسلامی پیدا نکرده است .
در بین این شاگردان وفادار به مرام استاد ، شیخ محمود تولایی مشهور به "حلبی" بیش از همه مقید و مروج فکر او گشت ، وی در منابر و در بین عموم مردم بی نشان و با نشان به ترویج یکسره این شیوه پرداخت . او با نوشتن دروس استاد و به اصطلاح تقریرات درسی ، نقش مهمی در محفوظ ماندن دروس وی ایفا کرد .
وی یکسره به تقریرنویسی از دروس استاد با خط چشم نواز پرداخت اما به انتشار آنها نپرداخت و در سالهای پایانی عمر همه دستنوشته های خود را به مرکز اسناد آستان قدس رضوِی تحویل داده است .
زندگی شیخ محمود حلبی با تأسیس انجمن ضد بهائیت موسوم به "انجمن حجتیه" بسیار پرماجرا است ، انجمنی بسیار پر رمز و راز چه پیش از انقلاب اسلامی و چه بعد از آن ، انجمنی که مشخصه اصلی آن عدم دخالت در امور سیاسی و کنار نهادن سیاست از قلمرو فعالیت دینی آنان است . آنان خود اگر چه توجیه عوام پسند برای اتخاذ این مرام دارند اما به آسانی می توان در آینه مبانی فکری شان علت کناره گرفتن آنها را از سیاست مشاهده نمود .
نگرش انحصار گرایانه به دین و منحصر دانستن تفکر دینی در آن چه استاد آنان به آنان القا کرده ، حاصلی بیش از این نمی تواند داشته باشد موج توفنده انقلاب اسلامی چنان چه حکومت طاغوتی را برافکند و نوید بخش حکومت جهانی منجی عالم بشریت حضرت مهدی عج الله تعالی فرجه الشریف شد ، مجال از اندیشه های یکسویه و یا انحرافی از مهدویت را نیز به زاویه راند ، انجمن مزبور که در تربیت نیروهای نفوذی و اِعمال پنهان کاری ید طولی داشت و در دوره طاغوت بسیار این ترفند آزموده و تمرین کرده بود بعد از انقلاب اسلامی نیز همان شیوه را با زبردستی دنبال نمود و اعضای خود را بی نام و نشان به مصادر امور کشوری فرستاد و زمینه تسلط بر مصادر حکومتی را برای خود فراهم آورد و به این وسیله در القای فکر خود مبنی بر ناکارآمدی حکومت ها و تفکیک دین از سیاست در زمان غیبت عملا دست به کار شد .
رهبری داهیانه امام خمینی که مدتها قبل انقلاب اسلامی وسوسه تفکیک دین از سیاست را زهری مسموم بر اسلام ناب می دانست و در موضع گیری های پیامبرگونه خود واکنش سختی با این فکر انحرافی نشان داده و دلسوزان واقعی اسلام را با این انگاره آلوده به اغراض دشمنان هشدار فراوان داده بود ، با پیروزی انقلاب اسلامی انجمنی ها به لانه خزیدند و سر در لاک چاره جویی فروبردند و با القای انحراف مزبور ایده پوسیده تفکیک دین از سیاست را به گونه های ممکن دنبال کردند و به اصطکاک با منویات امام خمینی و آرمان ناب اسلام برخاستند ، امام خمینی با تحذیر و هشدار از این موضع مخرب به سخنرانی و بیان زاویه های انحرافی آن پرداختند . سخنرانی امام خمینی به اعلام تعطیلی انجمن از سوی ریش سفیدان ! آن انجامید اگر چه با سابقه مدید پنهان کاری این انجمن ، این هم ترفندی بود برای فعالیت اما به صورتی دیگر!
کسی اگر با شیوه فکری این انجمن و بنیانگذاران فکری و عقیدتی آن آشنا باشد دست برداشتن آنان را از تفکرات دیرینه بسیار مستبعد و چیزی شبیه محال خواهددید ، اگر چه امروز به نعمت آزادی و جمهوری اسلامی آنان هم دست به ترویج مبادی فکری و عقیدتی مؤسس "انجمن" پرداخته و با عنوان های امثال "مجالس و منابر" کتابچه هایی با آرایه ها و ویراستاری ها و حذف و اضافه های لازم به بازار روانه کرده اند .
این نوشته های مطبوع مبتنی بر ناگفته ها و نانمایانده هایی است که فقط مراجعه به تقریرات درسی دستنوشته آنها را بر ما برملا خواهد ساخت ، اندکی درنگ و تأمل و واکاوی ما را به زاویه های بسیار متباعد و متقاطع در این طرز تفکر آشنا خواهد کرد ، با این تأمل واضح خواهد شد که چنان چه استاد عالیقدر این مدرسه مرحوم میرزا مهدی اصفهانی و شاگردان معظمش می پندارند ، بنیان های فکری آنان بیش از آن که مبتی بر وحی منزل باشد بر برداشت های یکسویه و نگرش های انحصارگرایانه مبتی است . جالب است که اساسی ترین اندیشه های آنان را می توان از مکاتب کلامی رقیب و معاند با تفکر عرفانی و فلسفی هم چون اشاعره و حتی مغایر با مکتب اهل بیت ، بدون اندک تفاوت در استدلال و استنتاج ، بازیافت .
آنگاه ادعای پرطمطراق تأسیس مکتب نوینی به نام "مکتب تفکیک" را از سوی نواندیشان این طیف و هم چنین ادعای اصیل بودن این ایده و انطباق صددرصدی آن با معارف عمیق و بلند اسلام و اهل بیت وحی را مشاهده کرد .
اگرچه جنب و جوش مؤسس انجمن ضد بهائیت جناب شیخ محمود تولایی حلبی ، انحصار به خود او دارد و لذا تأسیس این انجمن و رهبری آن هم از اختصاصات خود اوست و نمی شود شیوه تفکر او درباره مهدویت و انگاره حکومت در زمان غیبت را به همه همگنان و رفیقانش که در درس یک استاد زانو زده اند ، به همه آنان تعمیم داد ولی همه این شاگردان و استاد از یک آبشخور ، فکر بر می گیرند و در اصول و مبانی چون همدیگر می اندیشند لذا در فصل هایی که در پی می آید ، اساسی ترین مبادی فکری این طیف دست به دست هم داده تا چهره مکتب مورد ادعای آنان مورد کاوش قرار گیرد و نقاط خلأ به کمک همدیگر به وضوح گراید .
این طیف فکر که در بین شاگردان و هواداران آن استاد پراکنده است به خوبی ما را با جمعی آَشنا می سازد که خود را مشغول به ذمه ای می دانند که بیش از هرچیز آنان را ادای دین به استاد وادار به تحریر و نگارش نموده و البته رنگ و تلقین دین برای قبولاندن به مخاطب همیشه چاشنی می گردد تا فرصت تأمل و چون و چرا از مخاطب سلب و همه مطالب به صورت جزم آور بر مخاطب ؛ خواننده یا شنونده القا گردد ،
این خواننده محترم خواهد بود که دعاوی استاد و شاگردانش را در مهم ترین مبادی فکری مشاهده نماید و با آن همه تأکید بر تبیین اندیشه اسلام ناب آنان را از ادعا تا حقیقت مشاهده نماید .
این هشدار را باید همیشه به هوش بود که برداشت های یکسویه و جزمی از بخشی از متون دینی و روایی ؛ چه در مبادی عقیدتی و یا معارف دیگر ، انسان را به پرتگاه هایی خواهد کشاند که جبران ناپذیر خواهدبود ، تأسیس انجمن ضد بهائیت اگرچه برای هواداران آن بسیار مباهات برانگیز بوده و در زمانی که باید رودررو با انحراف اصلی و منشأ فساد یعنی طاغوت مبارزه کرد و به استمداد رهبر عالی شأن انقلاب اسلامی امام خمینی پاسخ داده و علنا پا به میدان می گذاشتند ، زمانی که آن امام والامقام فریاد می زد گنهکار است هرکس فریاد نکشد انجمن مزبور با کمال هشیاری ! پیمان عدم دخالت در امور سیاسی با طاغوت می بندد و بر اعضای خود فرض می داند که چنین کنند و البته این گوشه ای از افشای ناخواسته مطلب است و در پس پرده حکایتها است از ... با سازمان مخوف ... !!
آیا این رفتار با دستگاه حاکمه طاغوت ، همه برداشته از رفتار و گفتار اهل بیت و متن دین بوده است ! تا بتوان سایر برگ و بار اندیشه این بزرگان را هم چنان دانست ؟ کسی که بیشترین تعبد را برابر استاد بزرگ خود دارد و به معنای واقع کلمه همه برگ و بار اندیشه اش تراویده از کرسی درس آن استاد است و در کرنش و تواضع او و اداء دین به استاد و تحریر و تقریر دروس وی و ترویج فکر و اندیشه استاد در مساجد و منابر ، هیچ کم نگذاشته و این مطلبی است که می توان به شدت و وضوح در نوشتارها و تقریرات مشاهده کرد ، آیا از کدام زاویه به اسلام می نگرد که اجتماعیات اسلام به ویژه سیاست و حکومت در زمان غیبت را از دستگاه فکری خود بیرون می راند ، برای او و دیانتش و شریعتش که همیشه در سخنرانی هایش و مکتوباتش فریاد وااسلاماه از تفکر فلسفی و عرفانی بر می دارد اما طاغوت و ام الفساد همه تباهی ها ، حتی همان تباهی نژندی که او عمر خویش و انجمن پرقوتش را برای مبارزه با آن هزینه کرد ، خطری ندارد ! و پیمان عدم مخاصمه به ظاهر و به تعبیر دقیق تر میثاق همکاری می بندد !
غفلت از بن و پرداختن به برگ و ساقه ، غفلت از اصل و اساس و افکار را به جای دیگر مشغول کردن ، آیا کم خدمتی است به خواسته حکومت طاغوتی که خود این گروه های انحرافی را در جامعه می تراشید تا سطحی اندیشان به آن مشغول باشند و نبینند این دست های انحراف از کدام آستین بیرون می آید و به عوض این که اصل و اساس را هدف مبارزه خود قرار دهند در این کانال انحرافی انرژی جوانان و متدینان را مصرف کنند ؟
بیرون راندن عمق اندیشی و کناره گیری از تفکر دقیق فلسفی و در مقابل ترویج فکر اشعری برآیندی از چنین اندیشه است .
اسلام تک بعدی را کامل دیدن ، اسلام را در عافیت طلبی دیدن ، اسلام را بدون کربلا و عاشورا دیدن ، عاشورا را فقط در سوگواری و ماتم سرایی دیدن ، برآیند همین تعبدگرایی و دلدادگی به فکر یک جانبه گرا از اسلام است که تفکیک دین از سیاست را کمال دیانت می داند و اندیشه مقابل را مقابل اسلام می نهد !
غفلت از فلسفه سیاسی اسلام ، غفلت از کربلا و بُعد مبارزه آن ، غفلت از عاشورا و بُعد حماسی آن ، غفلت از جریان بودن نهضت حسینی و به عنوان یک حادثه تاریخی به آن نگریستن و ... همه برخاسته از نگرش تک بعدی به مکتب تام و تمام اسلام است و این نگرش برخاسته از نگاه محدودگرا به اعتقادات و مبانی باورهاست .
چیزها از اسلام در ذهن ساختن و دوست و دشمن با اسلام بر آن اساس بناکردن ، علمای بزرگ دین را که مشرب فلسفی داشته اند و با همان مبانی فلسفه سیاست خویش را در آئینه اسلام بازیافته اند از جرگه دین خارج انگاشتن ، و از اجتماع مسلمانی غفلت کردن و فقط اجتماع را در جام عبادت و نماز بی هیاهو و بی تنش به حال خودکامگان دیدن ، و دشمن خطرناک و اصلی را فراموش کردن و راه هزینه نیروها به جای دیگر پرداختن و ... بر چه مبنا راست می آید ؟ جز بر باورهای خمودگرا و اشعری گرا و ... ؟
در فصولی که در پی می آید به تناسب در سه بخش مطالب دنبال می شود ؛
بخش اول از هر فصل به تبیین اظهارات تفکیکیان می پردازد ، در این بخش از متون اصلی و دست اول طیف تفکیک گرا مطالب نقل و مقصود و مراد آنها در حد امکان از زبان خود آنها تبیین می شود ، اگر مطالب به صورت ترجمه در متن آمده است نص صریح گفتار نیز در پاورقی نقل شده تا مباد که احتمال تحمیل نظر بر گفتار تفکیکیان به نظر ، خواننده برسد و باور بر او مشکل آید .
بخش دوم هر فصل به تحلیل نظریات و اقوال می پردازد و جوانب مختلف واکاوی می شود .
بخش سوم از فصل ها به نقد و بررسی می پردازد و خلل و نارسایی و تناقضات آنها خاطر نشان می گردد .
فصل دوم : معرفتشناسى
بخش اول : توصیف
بخش دوم : تحلیل
بخش سوم : نقد و بررسى
2-1- توصیف
2-1-1- عقلانیت و خرد ورزى
در ابتدا ذکر این نکته ضروری است ، که عموم تفکیکیان پیرو مکتب عالی شأن اجتهاد در "فروع" و به اصطلاح مکتب "اصول" در مقابل اخباری گری می باشند ، با این وصف آنها در اصول دین به مشی اصولی پایدار نمانده و راه دیگری را برای خود برگزیده اند که اگر چه تلاش کرده اند از عقل اصطلاحی فاصله بگیرند و مشی فلسفی را در مواجهه با عقل کنار بگذارند و با آن به سختی مبارزه کنند و راه دیگری ابداع نمایند تا عقل گرایی خود را تضمین نمایند اما درگستره نظریه پردازی ها به وضوح به التقاط از اخباریگری و ظاهرگرایی اشعری ، دچار آمده اند ، کم و کیف روشی تفکیکیان را در مباحث معرفت شناسانه دنبال خواهیم کرد تا از نص صریح بیانات بزرگان این دیدگاه ، میزان نوآوری و توفیق آنان را در ارائه مدل فکری و شیوه معرفتی ، مشاهده کنیم .
آیا در دیدگاه تفکیک عقل از ابزار و منبع معرفت بهشمار مىآید ؟
جهت پاسخ ، ابتدا پرسش را به دو بخش تقسیم مىنمائیم . اساس این تقسیم بر این مطلب استوار است که منظور از « عقل » بیان گردد ، و بر مبناى این تقسیم ، پاسخ هر قسم نقیض پاسخ قسم دیگر است .
در این دیدگاه تأکید مىگردد که « عقل » به معناى فلسفى ، از ابزار معرفت و منابع آن محسوب نمىگردد . اما اگر از عقل مفهوم و معناى دیگرى مغایر با مفهوم فلسفى آن ، اراده شود چنان چه این دیدگاه مدعی تصویر چنین معنایى است ، « عقل » از منابع معرفت و البته منبع انحصارى و از « حجیت ذاتى » برخوردار و همیشه غیرقابل خطا و اشتباه است . همین حجیت ذاتى براى عقل و معرفت پدیدآمده از آن ، دور و تسلسل چراها را ازبین مىبرد . آنچه شایسته عنوان « حجت و برهان » است معرفت برآمده از این « عقل » است ، چنانچه در آیات کریمه و روایات شریفه مراد از حجّت و برهان همان « علم و عقل » است ، که از سنخ حقیقت واحد برخوردار هستند .
بر این اساس ، عقلگرائى در این دیدگاه کاملاً مورد پذیرش است ، اما به معناى متفاوت از آنچه فلسفه از عقل مراد مىکند .
دو نکته در این جا باید تبیین گردد تا عقلگرایى را مورد پذیرش این دیدگاه قرار دهد .
نکته اول در نفى مشى اخباریگرى و نکته دوم در نفى مشى فلسفى . بنابراین با نفى این دو طرف در این دیدگاه سعى شده است تا راه میانه جستجو گردد . راهى که به اخباریگرى ختم نگردد و یا به فلسفه نینجامد . در مواجهه با عقل ، از اخباریگرى به حاشیه تفریط و از فلسفه به افراط تعبیر نمودهاند .
2-1-2- نفى اخبارىگرى :
تصور شده است از تعبیر عقل به معناى خاص خویش در این دیدگاه ، نباید اتهام گرایش به اخبارگرى را متوجه این دیدگاه دانست ، در این راستا سعى شده تا تفاوت دو دیدگاه تبیین گردد ، [1] تا از این رهگذر فاصله این دیدگاه با اخبارىگری ، خاطرنشان گردد . با شگفتى اظهار شده است که چگونه اخباریین به قطع حاصل از مقدمات عقلیه غیر ضروریه اعتماد نکردهاند .
اخباریین همان معنایى از عقل را منکر هستند که اصولیین بر اساس همان مفهوم عقل را در شمار ادله اربعه قرار دادهاند اگر چه اخباریین نیز خود گفتههاى گونهگون درباره عقل دارند . برخى قطع حاصل از مقدمات عقلى غیر ضرورى را قابل اعتماد ندانسته و برخى دیگر، عقل را رأساً و بالکلّ حجت نمىدانند و برخى حصول قطع را از مقدمات عقلى غیر ممکن دانستهاند ، و بر همین اساس برخى محدثین قائل به وقوع خطا در شرعیات و عقلیات گشتهاند و منشأ آن را ضمیمه نمودن مقدمه عقلى به مقدمه نقلى مىدانند .
اخبارى هیچگاه مایل نیست دربارهاش داوری شود که خود را از عقل بىنیاز میداند و یا احساس گردد که مشى اخبارى عقل را بهکلّى در تمام زمینهها معزول نموده است . لذا برخى از آنها نظرپردازى براى عقل را به بدیهیّات منحصر دانسته ، و اما در نظریات در صورتى براى حکم عقل ارزش قائل شدهاند که با حکم نقلى موافق باشد و در صورت تعارض بین آندو معلوم است که حکم نقلى مقدم است و توجهى به عقل نمىشود .
دردیدگاه تفکیک براى گذر از این مقطع و نفى اخباریگرى توصیه شده است تا به تعبیرات قرآن کریم و روایات در شأن عقل و اولوالالباب مراجعه شود که در آنها بر تعقل تشویق ، و بر ترک آن نکوهش شده است از قبیل:
« و یجعل الرجس على الذین لایعقلون » (یونس100)
« العقل شرع من داخل و الشرع عقل من خارج » [2]
بر این اساس نهایت سخن با اخبارى این است :
تعبیر از عقل به اینکه حجت خداوند است و سایر تعبیرات درباره تعظیم عقل با تشکیک در حجیت عقل و احتمال خطا در مورد احکام آن و یا تبعیض نسبت به احکام ، بعد از فرض درک عقل ، منافى است و این مطلب جز به جهت عدم شناخت حقیقت عقل و احکام آن پدید نیامده است و توهم شده هر چه را انسان به علم حصولى به دست آورد و یا از مقدمات استنتاج نماید همان حکم عقل است . [3]
مفاد صریح این سخن این است که اخبارى به حق عقل را نفى مىکند ، زیرا آنچه اخبارى نفى مىکند عقل به معناى واقعى آن در نظر شریعت نیست . اخبارى مفهوم دیگرى از عقل را مراد مىکند و گمان مىکند منظور از عقل همان چیزى است که او فهمیده است . حال آنکه این توهمى بیش نیست . آنچه او نفى مىکند تا آنجا مورد پذیرش در دیدگاه تفکیک است که به نفى مطلق عقل نینجامد .
نزاع با اخبارى در این موطن بر این اساس است که اخبارى از مواجهه با عقل نفى مطلق آن را ( حتى معنایى که این دیدگاه براى آن ارائه میدهد ) مراد کند و گر نه در غیر اینصورت اگر اخبارى نفى عقل به معناى فلسفى آن را مراد کند از تأیید و همراهى دیدگاه تفکیک برخوردار خواهدبود .
بر این اساس ، بر ضرورت تبیین مفهوم « عقل » در این دیدگاه تأکید مىگردد تا تفاوت بین اخبارى و بین مشى تفکیکى ، خود را نشان دهد .
2-1-3- نفى عقل فلسفى
مفهوم عقل و عقلگرایى در این دیدگاه با آنچه در فلسفه از آن مراد مىکنند تفاوت اساسى دارد . تلاش نه تنها بر نفى عقل فلسفى متمرکز است که سعی شدهاست تفسیر فلسفه از عقل را مغایر با مراد قرآن کریم و روایت و حتى عرف از عقل ، جلوه دهند . [4]
جهت زدودن تصویر فلسفى عقل ، باید دید منظور از عقل در فلسفه چیست ؟ تصویر فلاسفه از عقل با استظهار از برخی سخنان آنها چنین ارائه شده است :
« خلاصه آنچه برخى از محققین فلاسفه درباره عقل گفتهاند این است که عقل همان نفس با مراتب چهار گانهاش مىباشد » [5]
اگر چه تأکید شده است که نمىتوان قواى بدنى و یا قواى نفسانى و مراتب چهار گونه عقل ؛ ( عقل هیولانى ، عقل بالملکه ، عقل بالفعل ، عقل مستفاد ) را انکار نمود . لکن مهم این است که حقیقت عقل که ، معقولات با آن ادراک مىشود و حقیقت علم که معلومات با آن دریافت مىگردد و کتاب و سنت آن را حجت مىنامد و به آن احتجاج مىنماید ، از همه این مطالب بیگانه است . عقل در اصطلاح دینى نه از مراتب قواى نفس است و نه حقیقت انسان را شکل میدهد .
حقیقت عقل که معقولات با آن درک مىشود و حقیقت علم که معلومات با آن درک مىشود و کتاب و سنت با آن احتجاج مىکند از همه این مطالب بیگانه است و نیز با حقیقت انسان که از آن به « من » تعبیر مىشود و با مراتب چهارگانهاى که براى نفس ذکر مىشود بهکلی مغایر است . [6]
بر این اساس مفهوم فلسفى عقل یعنى نیروى ادراکى انسان که کلیات با آن درک مىشود ، بیگانه از اصطلاح آیات و روایات است . در این دیدگاه با اصرار بلیغ این مغایرت ارائه میشود . نامگذارى مراتب چهار گانه نفس به عقل از سوى فلاسفه اصطلاحى است که از منظر تفکیک از معناى واقعى عقل ، هیچ بهرهاى ندارد .
علاوه این اصطلاح خود سبب کژفهمى است . زیرا فهم معناى عقل را در کتاب و سنت بر ما دشوار مىسازد .
در این دیدگاه در سراسر هستی ، هیچ مخلوقى مجرد از ماده نیست . تمام مخلوقات را ماده و مشتقات آن فرا گرفته است ، بنابراین نفس انسانى نیز مادى و مظلمالذات ، مىباشد . در نقطه مقابل ، عقل و علم موجود نورانى و مجرد است پس حقیقت انسانى نمىتواند عین چنین موجود نورانى باشد . و نفس و عقل دو سنخ متغایر و غیر مسانخ هستند ، و در توجیه آگاهى نفس باید راه حلى ارائه داد که در این توجیه نه نفس در صقع آن حقیقت نورانى داخل گردد و نه آن حقیقت نورانى از حقیقت خود تنزل نموده و از مراتب نفس قرار گیرد ، هیچ کدام از این دو طریق ( ترقی نفس یا تنزّل عقل نوری ) مبین کیفیّت تعقل نیست .
نفس هنگامى عالم مىشود که آن حقیقت نورانى را « واجد » شود اگرچه « وجدان » مراتبى دارد و تمام نفوس از وجدان همسان برخوردار نیستند . مغایرت براى نفوس کامله و عالیه نیز محفوظ است . و نفوس ولو به سر حدّ اعلاى کمال نایل شوند باز از ظلمت و مادیت ذاتى خویش رهایى نمىیابند و مغایرت ذاتى خود را با آن حقیقت حفظ خواهندکرد . [7]
در مبحث نفس تجرّد یا مادیّت نفس را بررسى خواهیم نمود . آنچه اکنون باید مورد جستجو قرار گیرد این است که چگونه نفس مادى از حقیقت نورانى برخوردار مىشود و بدان وسیله عالم مىشود و به عبارت دیگر متنوّر شدن نفس به عنوان یک موجود مادى ، چگونه رخ میدهد ؟
اگرچه برخى از راه تجرد علم ، تجرد نفس را اثبات نمودهاند ؛ از این رهگذر که معلوم براى نفس قیام حلولى دارد و حلول مجرد در مادى محال است . لکن این مطلب خود مبین این نکته نیز هست که کیفیّت پیدایش شناخت را توجیه نماید . بنابراین صور معلوم به ویژه کلیات از قیام صدورى به نفس برخوردار هستند و با توجه به این نکته کیفیّت شناخت را مىتوان این گونه تبیین کرد که :
«معلوم قیام حلولى با نفس ندارد بلکه به وسیله نور مجرد خارج از نفس ، قیام صدورى با نفس دارد و نفس آن نور را به ذات خویش درک مىکند . » [8]
آنچه مىتواند قیام صدورى و کیفیّت وابستگى و ارتباط معلومات به نفس را تفسیر نماید جز « وجدان » نکته دیگرى نیست . نفس نور خارجى را که همان نور عقل و علم است مىیابد و وجدان مىکند و با تابش آن نور ، هم ذات و حقیقت نفس مشهود مىگردد و هم معلومات براى نفس آشکار مىگردند . [9]
نفس انسان چون حقیقتى میّت و مرده است نور علم و عقل به او افاضه مىگردد . البته نه به نحو فیضان شئ از شئ ، مثلاً پرتو خورشید از خورشید و نیز نه به نحو تبدیل آب به بخار و یا موج و نهر ... بلکه در نفس صفتى ایجاد مىشود که از آن تعبیر به « وجدان » مىشود .
« وجدان » حالت عرضى است که بر نفس عارض مىشود . مشابه نور حسى که بر اجسام عارض و سبب ظهور آنها مىشود . [10]
کلمه « وجدان » یا « مالکیت » در این دیدگاه از واژههاى کلیدى است که هم در مبحث معرفتشناسى و هم در مباحث هستیشناسى براى تبیین مسائل از آن استمداد مىشود و تأکید مىگردد بدون دریافت آن انتظار فهم و حل هیچ معضلى را نباید داشت .
تفصیل مطلب در مبحث هستىشناسى بررسى خواهدشد .
2-1-4- مفهوم عقل در دیدگاه تفکیک
با فاصله گرفتن از اخبارى و نفى عقل فلسفى مفهوم نوینى براى « عقل و علم » ارائه مىگردد تا در پرتو آن بتوان منبع اصیل معرفت را جستجو نمود :
« حقیقت عقل که معقولات با آن درک مىشود و حقیقت علم که با آن معلومات درک مىشود همان نور متعالى است .» [11]
حقیقتى که سبب ادراک انسان مىگردد از خارج بر انسان اثر مىکند و در حیطه وجودى نفس قرار نمىگیرد حقیقت نور است و نور "ظاهر بنفسه و مظهر لغیره" است . آن حقیقت چون تابش مىگیرد سبب ادراک مىگردد و نباید اشتباه کرد و مفهومات ذهنى و متخیلات را عقل و علم نامید .
لفظ علم و عقل از الفاظ وارد در قرآن و سنت اشاره به حقیقتى است که در خارج موجود است و واقعیت دارد تصوّرات و خیالات علم و عقل نیستند ، عقل و علم به تصوّر و توهم نمىآید ، معلومات و متصورات و متوهمات و متخیلات معانى و مفاهیم و صور ذهنیه همه به نور علم ، معلوم و مکشوف مىشوند ، نه اینکه حقیقت آنها علم باشد . [12]
حقیقت عقل همان علم است نه مدرک یا مدرکات و یا مراتب نفس . [13]
مقدمات یقینى را که بر یقین غیر نوری الذات استوار است و اثبات مطابقت آنها با واقع محال است نمىتوان علم و عقل نامید . عقل نورى ظاهر بالذّات مىباشد که حیثیت ذاتى آن کشف خوب و بد افعال اختیارى و کشف واقع است . [14]
جهت تبیین حقیقت نورانى عقل مىتوان آنرا به نور حسّى تمثیل کرد و چنانچه حقیقت نور محسوس از حقیقت محسوسات مورد مشاهده ، خارج است ، حقیقت نور عقل نیز از معقولات و معلومات خارج است و البته تفاوتهایى بین نور محسوس و نور معقول وجود دارد :
1- نور علم به ذات خویش ظاهر و معلوم است اما نور محسوس به « نور علم » واضح و آشکار مىگردد ، بنابراین نور حقیقى همان نور علم است که وضوح و ظهور همه چیز حتى نور محسوس به وسیله او مىباشد .
2- نور محسوس قابل رؤیت با چشم است . لکن نور علم اجلّ از رؤیت با چشم است و بصر و بصیرت به وسیله آن میسور مىگردد .
3- نور محسوس در عرض سائر جواهر و اعراض قرار مىگیرد اما نور علم فوق نور محسوس است البته نه فوق مکانى . [15]
با توجه به آنچه در تعریف عقل ارائه شده مىتوان ویژگیهاى عقل را در این دیدگاه چنین شمرد .
1- علم و عقل از یک سنخ حقیقت هستند ، تفاوت آنها به متعلق آنهاست . متعلق علم اگر حسن و قبح ذاتى باشد عقل نام دارد . [16]
2- آنها از حقایق منحاز و مستقل خارجى هستند . [17]
3- حقیقت آنها مجرد و نورانى است ودر بین مخلوقات فقط آنها مجرد از ماده هستند . [18]
4- حیثیت ذاتى آنها کشف و ظهور است و ظهور سایر اشیاء به واسطه آنهاست .[19]
5- آنها از حجیت ذاتى برخوردار هستند . بنابراین همیشه مطابق با واقع مىباشند [20]
6- از حقایق بسیط و غیر مرکب هستند . [21]
7- این حقایق مغایر با معقولات و معلومات و مفهومات هستند . [22]
8- این حقایق مغایرت با نفس و بدن انسان دارند . [23]
9- این حقایق قابل تعریف و توصیف به هیچ چیز دیگر نیستند مگر به آثار و یا وجدان آنها . [24]
بر اساس این ویژگیها آنچه نتیجه مىشود چنین است :
1- اتحادعاقل وعقل و معقول امرى باطل و مغایرت بین عقل و نفس موردتأکید است . [25]
2- نامگذارى نفس و مراتب چهار گانه آن به « علم یا عقل » صرف اصطلاح است . [26]
3- حقیقت علم و عقل در این دیدگاه منطبق بر همان چیزى است که کتاب و سنت آنرا عقل نامیده است . [27]
4- حکما از عقل روى برتافته و به معقولات سرگرم شدهاند نور را نادیده گرفته و به منورات متوجه شدهاند و بر اساس همین نکته تقسیم علم به حصولى و حضورى باطل است زیرا این تقسیم مربوط به معلومات است نه علم. [28]
5- آنچه فلاسفه عقل پنداشتهاند منجر به پذیرش توالى فاسد است : از قبیل انهدام جمیع شرایع افحام انبیا ، ایجاب حق ، علیت علم الهى و ثبوت مشیت و اراده ازلى و استناد همه افعال به اراده ازلیه ، امتناع معاد جسمانى و امتناع اثبات نبوت به وسیله معجزه و امکان تطوّر حق .
از این رهگذر جمیع شرایع باطل مىشود که نتیجه براهین ، علم حصولى یقینى است و چه بسا این علوم در واقع خطا مىباشند در این صورت اساس این یقین حجت بر خداست نه حجت خداوند بر مردم ، یعنى مردم مىتوانند بر خداوند احتجاج نمایند که چون براهین ایمن از خطا نیست ما به براهین گوش نمىدهیم که بنابراین لغویت بعثت و امتناع حجت براى خداوند لازم مىآید . و همچنین بقیه تالىفاسدها به این دلیل است که بر اساس عقلى که فلاسفه علوم خود را بر آن استوار مىبینند مانعى جهت احتجاج مردم به این سخنان وجود ندارد . [29]
6- دلیلى ندارد عقل را به ادراک کلیات مختص بدانیم بلکه از شأن عقل است که جزئیات را نیز ادراک نماید . مبناى این سخن روایاتى مشابه این روایت است که در وصف عقل وارد شده است . « تعرف به الصادق علىاللّه فتصدقه و الکاذب فتکذبه » [30]
استدلال بر مفهوم ویژه این دیدگاه از عقل :
استناد این دیدگاه در جهت تایید مدعاى خویش در ارائه معناى عقل و علم به استظهار از برخى روایات و توجه و تذکر به برخى مطالب است . و بنا به اظهار استناد به روایات از باب تعبد نیست بلکه مفاد روایات همان تذکره و ارشاد به امرى است که خود ظاهر بالذّات است و انسان آن را مىیابد . بنابراین دلیل بر مطلب همان وجدان تأیید شده به سخن معصوم علیهالسلام است و به عبارت دقیقتر :
« دلیل همان خود علم و عقل مىباشد که خود بذاته معرّف ذات خود هستند . » [31]
از جمله روایات : « العقل نور فى القلب یفرّق به بین الحق و الباطل » « إنّ اللّه خلق من نور مخزون مکنون فى سابق علمه الذى لمیطّلع علیه نبى مرسل و لاملک مقرَّب فجعل العلم نفسه و الفهم روحه و الزهد رأسه » « أنّه سُئل ممّا خلق اللّه عزوجل العقل : قال : ... فاذا بلغ کشف ذلک الستر ، فیقع فى قلب هذا الانسان نور فیفهم به الفریضة و السّنة و الجیّد و الردىّ ، الا و مثل العقل فىالقلب کمثل السّراج فى وسط البیت » .
مستفاد از این روایات ، این است :
« عقل به نور و از نور تعریف شده است مثل عقل در قلب همانند چراغ در وسط خانه است . عقل از علم و قائم به علم است که از آن فهم و علم و زیرکى سرچشمه مىگیرد و علم نیز خود نور است . » [32]
قسمت دیگرى از تأیید بر مدعا را تنبیه و تذکر تشکیل مىدهد :
انسان که به خود توجه نماید ، مىیابد که به ذاتش و تحقق خودش شعور دارد و نیز چون به کائنات توجه نماید چه از حقایق محسوس باشند یا از امور متصور و معقول به برخى از آنها شعور و آگاهى دارد و به برخى نه و نیز این مطلب را مىیابد که برخى امور که برایش مکشوف است قبلاً مکشوف نبوده است از این امر متوجه مىشود که غیر از اشیاء مکشوف و غیر مکشوف امر دیگرى وجود دارد که کشف و ظهور به وسیله آن انجام مىگیرد این امرى که سبب کشف و آگاهى شده است خود نفس انسان نیست زیرا مىیابد که نفس انسان نیز مورد کشف قرار گرفته است . [33
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 10 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 48 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 30 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
خودکنترلی
تفاوت های مهم فردی و قابل سنجش ویژگی های رفتاری را خودکنترلی می نامند. خودکنترلی بیانگر میزان مطابقت ویژگی های رفتاری خود با شرایط و موقعیت موجود است (کریتنر وکینیکی[1] ۱۳۸۴).
خود کنترلی به عنوان اعمال کنترل خود به وسیله خود تعریف می شود (موراون و بامیستر[2]،2000).
خودکنترلی به معنی سرکوب کردن هیجانات و احساسات نیست. برعکس، خودکنترلی یعنی اینکه ما یک انتخاب برای چگونگی ابراز احساساتمان داریم و چیزی که مورد تأکید است، روش ابراز احساسات است به طوری که جریان تفکر را تسهیل کند (گلمن 1955 ،ترجمه پارسا 1380).
از جمله فواید کنترل و تنظیم هیجانات کنترل سطوح برانگیختگی برای به حداکثر رساندن عملکرد، پشتکار داشتن، به رغم دلسردی و وسوسه، جلوگیری از واکنش مخرب در مقابل تحریک و عملکرد صحیح به رغم فشارهای وارده می باشد.
ناتوانی در تنظیم هیجان حاصل از مخالفت های اجتماعی و ترس از این گونه مخالفت ها گاهی آنقدر شدید است که بر تلاشهای فرد برای انجام عمل صحیح چیره می شود (شیپز، کاترین ومیرن2009).
و همچنین فواید خود کنترلی بر روی حیطه های مختلفی همچون نگهداری رژیم غذایی (کاهان و همکاران[3]، 2002 ). اختلال خوردن، سلامت روانی (تانجی و همکاران[4] 2004 )، سلامت جسمی (ریدر و دویت[5]، 2006 )، اعتیاد، خشم (دوال[6] و همکاران ، 2007 )
و جنایت (هیرچی[7]، 2004 ) مورد بررسی قرار گرفته است. این مطالعات نشان دادند که خود کنترلی در پیگیری اهداف طولانی مدت و والاتر برای فرد بسیار تاثیر گذار می باشد (بویر[8] وهمکاران، 2011 )، دیگر تحقیقات نیز رابطه بین فقدان خود کنترلی با رفتار مشکل ساز همچون مصرف الکل و استعمال دخانیات را نیز نشان داده اند (میراون و شمولی[9]، 2006 ).
اگرچه این چنین یافته هایی روشن ساختند که خود کنترلی در منع رفتار نامطلوب نقش دارد اما باید گفت که در برخی موارد خود کنترلی جهت شروع رفتار مطلوب نیز مورد نیاز است. در این راستا نیز یافته های دیگر نشان دادند که خود کنترلی بالا با عملکرد تحصیلی بهتر (شودا و همکاران[10]، 1990 ) و رابطه بین فردی مثبت در ارتباط است (فینکل، کامپبل[11]،2001). فینکل، کامپبل با در نظر گرفتن این روابط نزدیک نشان دادند که خود کنترلی با سازگاری یا انطباق مرتبط است، که هم شامل منع پاسخ های نامطلوبی است که به طور بالقوه باعث ایجاد رفتار نامطلوب در فرد دیگر می شود و همچنین خود کنترلی در پاسخ های مطلوب و یا مفید نیز درگیر می باشد.
[1] Krenter & Keneki
[2] Mooraven & Bamester
[3] Kahan et all
[4] Tange et all
[5] Reider & Douet
[6] Doual
[7] Heirche
[8] Bouyer
[9] Miraven & Shomouli
[10] Shooda et all
[11] Fenkel Kampbel
| دسته بندی | هنر و گرافیک |
| بازدید ها | 1 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 5213 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 130 |
مقدمه :
وقتی که کتابهای تاریخ هنر و نقاشان بزرگ غربی را ورق می زنیم ، با تصاویر بی شماری از هنرمندان بزرگ روبرو می شویم ؛ تصاویری زیبا ، متنوع و با ترکیبهای گوناگون و سبکهای متفاوت ؛ برخی از این نقاشیها که تحت عنوان شمایلنگاری معرفی شده اند ، زندگی حضرت مریم و فرزندش مسیح را تشکیل میدهد که در دروه های مختلف به تصویر درآمده اند . این شمایلها علیرغم سادگی فرم و تکنیک ، با زیبائیهای چشم گیر ، انسان را ساعتها به خود مشغول می کنند ؛ بارها و بارها این صفحات را ورق می زنی و ساعتها به نظاره می نشینی و هر بار چیز تازه تری درآنها می یابی.
هنرمندان قرون وسطی بیش از هر موضوع دیگری شمایلهای حضرت مریم و عیسی (ع) را استادانه در صحنه های متفاوت ، همچون عبادت و نیایش ، معراج ، غسل تعمید و زندگی روزمره و . . . به تصویر کشیده اند.
زیبائی ، سادگی و معنویتی که توأمان در هماهنگی صورت ومحتوای این شمایلها وجود دارد باعث علاقمندی من به این موضوع گشت . این شد که تصمیم گرفتم علی رغم کمی منبع در حد توان خود به تحقیق و گردآوری نمونه هائی در مورد شمایلنگاری قرون وسطی و معرفی برخی از هنرمندان آن بپردازم ؛ لیکن به علت تجانس و نزدیکی شمایلنگاری قرون وسطی با هنر دوره بیزانس از لحاظ بصری و محتوایی ، در اکثر قسمتهای این جزوه ، هنر این دو دوره در کنار هم مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
در فصل دوم اشاراتی به شکلهای نشانه ای و نمادین شده است ، اما چون بحث اصلی ، بررسی شمایلنگاری است و با این عقیده که جهان هستی در چهره انسان جلوه می کند و آنچه در سیمای افراد دیده می شود ، در واقع جلوه ای است از درون آنها و سیرت قدیسان در سیما و صورت ایشان نمایان است ، لذا در ارائه نمونه ها و مصادیق تصویری حاضر در بخش فوق ، قطع نظر از بررسی جنبه های فنی و موضوعی ، شخصیتهای روحانی نیز در برخی موارد تحلیل و نقد شده است .
در فصل سوم به بررسی ویژگیهای بیانی و بصری تعدادی از آثار شمایلنگاری قرون وسطی و بیزانس و مقایسه آن با نقاشی دوره گوتیک پرداخته شده است . علت انتخاب دوره گوتیک برای مقایسه با شمایلهای قرون وسطی و بیزانس ، وجود آثار فراوان با موضوعات مشابه و نزدیکی نقاشی این دوره ها با یکدیگر است . لذا به خاطر طولانی نشدن بحث ، همینطور اهمیتی که برخی از شخصیتهای روحانی و قدیس مانند حضرت مریم و مسیح (ع) در آثار هنرمندان این دوران داشته اند ، جهت بررسی بهتر موضوعات ، شمایلهای با موضوع حضرت مریم به عنوان یک نمونه بارز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
گرچه بررسی موضوع فوق با وجود کمی منبع ، برای اینجانب کاری بسیار سنگین و دشوار مینمود ، لیکن سعی کرده ام قدمی هر چند کوتاه و ناچیز در این راه پرفراز و نشیب بگذارم و نگاهی به این وادی دور دست و فراموش شده بیندازم تا رموز بیانی و جذابیت بصری این کارها را بهتر و بیشتر درک نمایم .
با عذر خواهی از قصورات ، امید است که صاحبنظران به بزرگواری خود ببخشایند .
پیشگفتار
یونان ، اساس هنر و فرهنگ خویش را بر ستایش و پرستش صورت انسان گونه قرار داده بود . بدون شک دلیل انتخاب بدن انسان ، وجود اندازه های زیبا و نسبتهای شکوهمند و تعادل بی تا ، در آن بوده است و این چنین انسانی نمادی از خداوند در زمین می گردید ، بدین ترتیب هر خدائی در آسمان مصداقی انسانی در زمین یافت .
دیدگاه مسیحیان اولیه این بود که چون خدا بصورت انسان در پسرش مسیح تجلی کرده است . بنابر این هنرمندان می توانند خدا را نیز در شکل انسانی تصویر کنند. از طرفی فقر عمومی مسیحیت و سلطة بی چون و چرای کلیسا بر زندگی ، افکار و اعمال مردم سبب شد که هنر نیز در میان هنرمندان مسیحی ، راه سادگی و حقارت بپیماید و بسوی بدویت سوق کند . این موضوع از آثار قرون وسطی بخوبی آشکار است .
در زمان حکومت کنستانتین با رسمیت یافتن دین مسیح ، هنر مسیحیان نیز از اختفا و انزوا بیرون آمد و به سرزمینهای دیگر گسترش یافت . گاه هنر مدیترانه خاوری در سده های چهارم تا ششم را جزئی از هنر مسیحی پیشین می دانند . زیرا در جهان مسیحیت آن روزگار هنوز مرزبندی مشخصی بین خاور و باختر وجود نداشت . در واقع صور مختلف هنری و شمایلنگاری مسیحی در سراسر مدیترانه و از فلسطین تا ایرلند به سرعت انتشار یافت ، اما از سدة ششم بخصوص در دورة امپراتوری ایوستی نیانوس ( 527- 565 ) خصوصیات هنر بیزانسی کاملاً بارز شد و نخستین عصر طلائی در تاریخ این هنر رخ نمود . در این دوره ، شمایلنگاری بیزانسی جنبة شکوهمندی داشت و بیشتر به تجلیل از عظمت و اعتبار امپراتوری روم شرقی می پرداخت . جنبش شمایل شکنی در سده های هشتم و نهم رشد هنر مذهبی ( بالاخص شمایلنگاری ) را متوقف کرد و زمینه را برای گسترش هنر دنیوی و تزئینی مهیا ساخت .
دوران حکومت امپراطوری مقدونی ( 867 – 1057 ) مقارن با دومین عصر طلائی هنر بیزانسی بود . در این عصر تمایلی به آثار باستانی ، گرایش فزاینده به جنبه های تشریفاتی و نمایشی رواج یافت . در زمان فرمانروائی خاندان کهننوس ( 1057- 1185 ) سیمای هنر بیزانسی دوباره تغییر کرد . پس از این ، توسعه اروپای باختری آغاز شده ، یورش نرمانها و جنگهای صلیبی ، تسخیر قسطنطنیه توسط فرانک ها ( 1204 ) دورانی پر آشوب را پدید آورد و اینچنین نفوذ اقتصادی جمهوریهای ایتالیا در بیزانس افزایش یافت . ولی این همه به انحطاط هنر نینجامید . در زمان فرمانروائی خاندان پالایولوگوس ( 1261 ـ 1453 ) دوره ای جدید فرا رسید که به عنوان سومین عصر طلائی هنر بیزانسی شناخته می شود .
اگر چه هنر بیزانسی ماهیت دینی داشت ، اما منحصر به موضوعات مذهبی نبود . آنها گاه با نقاشیها و موزائیک های غیر مذهبی کاخهای شاهی را می آراستند ولی آثار تصویری غیر مذهبی در مقایسه با آثاری که موضوعاتشان از تورات ، انجیل ، کتابهای مجعول شرح کودکی مسیح و مریم و زندگینامة قدسیان گرفته شده بود ، شمار کمتری داشتند .
در واقع هنر بیزانسی حتی هنگامی که در خدمت امپراتوران بود . خصلت دین سالارانه اش را حفظ کرد ؛ به طور کلی میتوان گفت که هنر بیزانسی ترجمان تصویری افکار و نظرات علمای الهی به زبان هنر بود . از این رو این هنر فاقد شخصیت پردازی و مقید صرف به مضامین دینی بود . در موزائیک ها ونقاشی های داخل کلیسا ، انتخاب موضوعها و حتی نمایش حالت شخصیتها از الگوی دینی معین پیروی می کرد .
هنر بیزانسی و بالاخص شمایلنگاری اساساً به موضوعات ماوراء بشری می پرداخت . از همین رو در برابر طبیعت گرائی هنر یونانی ـ رومی ، به تخلیص در فرم رو می آورد و بدین سان معیار های هنر خاور زمین را برتر از معیار های کلاسیک باستان دانست . شیوه موزائیک ، عرصه مناسبی برای هنرمندان بیزانسی بود تا جهانی بی زمان ومکان ودر عین حال پر شکوه بیافریند .
هنر بیزانسی به هنر اروپای شرقی قرون وسطی بسیار اثر گذاشت و این تأثیر به خصوص در آثار نقاشان سدة سیزدهم و چهاردهم ایتالیا نمایان است ، اما از جمله تفاوتهای هنر بیزانسی با هنر اروپائی باختری در قرون وسطی این بود که وجه دینی در آن اهمیت بیشتری از وجه تزئینی داشت .
شمایل[1] و ویژگیهای آن
شمایل در لغت به معنای تصویر ، تمثال ، چهره و صورت است.
قدیمی ترین و رایج ترین معنای شمایل با تاریخ هنر دینی مسیحی مرتبط است و به تمثال و تصاویر مذهبی که مورد احترام و تکریم قرار میگرفتند ( غالباً تصویر حضرت مریم و مسیح ) اشاره دارد و مصادیق خاص آن را در هنر قرون وسطی ، بیزانس ، گوتیک و حتی در روسیه می توان یافت . ( تصویر 1-1 )
شمایل همچنین به نقاشیهای مذهبی اجرا شده بر روی پانلهای چوبی مربوط به دوره بیزانس و قرون وسطی نیز گفته میشود .[2]
شمایل روسی از نقاشان بیزانسی مشتق شد و قواعد مشخصی را در ترکیب بندی و نمایش حالت و چهره مقدسین حفظ کرد . آثار هنرمندانی چون روبلف [3] نمونه های این نقاشی سنتی محسوب میشود .
تصویر (1-1) مادر خدا – شمایلی از مریم عذرا و مسیح کودک - روسیه - حدود 1150 میلادی
شمایلنگاری[4] :
شمایلنگاری به آثاری اطلاق میگردد که به مطالعه و بررسی نمایش فیگورهای موضوعات مذهبی که در آن شخصیتهای مشهور ، مذهبی ، اسطوره ای و مقدس با روشی خاص نمایش میابند می پردازد . مثلا نمایش فیگورهای موجود در تصاویر یک کتاب با شخصیتهای مقدس و اسطوره ای . بطور مثال میتوان به شخصیتهای مذهبی چون حضرت عیسی(ع) ، حضرت مریم(س) و یا شخصیتهای اسطوره ای چون ژاندارک اشاره نمود.
در نقاشیهائی که در قرون وسطی به تصویر کشیده شده اند ارتباط تنگاتنگی میان تصورات و ایده های هنرمند و اثرش وجود دارد. نقاش اغلب ، ایده واندیشه های دینی را به وسیلة سمبل و نماد در آثارش نمایش می دهد و از پرداختن به اصل مطلب بصورت واضح و عیان پرهیز می کند در بسیاری از آثار شمایل نگاری در قرون وسطی مشاهده می شود که به طور مثال مسیح ( ع ) به چهره و حالتهای متفاوت و گاه با یک نماد و رمز که درآن زمان مفهومی خاص را در برداشته نشان داده می شود .[5]
بطور کلی می توان این گونه بیان کرد که شمایلنگاری ، هنری است آمیخته با رمز ، احساس ، مفهوم و توأم با مضامین ماورائی (ویژگیهای محتوایی و معنایی) ، در عین حال در برخی آثار شمایل نگاری از لحاظ ترکیبی و فنی نوعی سادگی و عدم مهارت (ویژگیهای بصری) دیده می شود که در بخشهای بعدی نمونه هائی از آن را بررسی خواهیم نمود .
شمایل شکنی[6] :
در قرون اولیه ظهور ادیان هیچگاه شمایل پیامبران و قدسیان نقاشی نشده است و در موارد بسیاری منع گردیده است . چنانچه درمورد بودا تنها جای پای او به تصویر کشیده می شد . در مورد حضرت مسیح نیز ، قرنها پس از ظهور او بود که تصاویری از صورت او را شاهد هستیم . این مسئله شاید به دلیل همان قداست و معنویتی است که همة پیروان ادیان آسمانی برای پیامبران خود قائلند و حاضر نیستند چهرة آنها را در صورتی مادی و دنیوی نشان دهند و یا شاید بدلیل بیم بازگشت به دوران بت پرستی باشد .
این ظن هنگامی بیشتر قوت می گیرد که ما می بینیم در دوره های خاصی از هنر مسیحی ، جریانی تحت عنوان شمایل شکنی آغاز می شود که هرگونه آثار نقاشی و مجسمه مذهبی را محکوم به نابودی می نماید .
شمایل شکنی جنبشی بود که در اواخر قرن هشتم میلادی علیه پرستش تصویرهای مذهبی برخاست و به شکستن و سوزانیدن شمایلها و تمثالهای مقدسین انجامید . این جنبش که از حمایتهای امپراتور نیز برخوردار بود تا اواسط سدة نهم ادامه یافت و در این فاصلة زمانی ، بسیاری از آثار هنر دینی از بین رفتند .
شمایل شکنی در واقع حرکتی خصمانه در قبال هنر نبود ؛ این جنبش نه هنر ، بلکه تنها نوع ویژة آن را زیر فشار قرار می داد ، و تنها با تصاویری که محتوای مذهبی داشتند مبارزه می کرد .[7]
بیزاری از باز نمائی تصاویر مذهبی همچنین نفرت از هر چیزی که یاد آور بت پرستی بود ، با توجه به رغبتی که به تصاویر داشتند به هیچ وجه بر بینش بیزانسی متأخر مانند دوران مسیحیت اولیه تأثیری نداشت . تا زمانی که دولت ، مسیحیت را به رسمیت نشناخته بود ، کلیسا به کاربرد مذهبی تصاویر بطور اصولی حمله می برد و تنها در گورستانها و با شرایط خاصی آنها را تحمل می کرد ؛ از پیکر تراشی و ترسیم تک چهره هم ممانعت بعمل می آمد و نقاشی محدود به باز نمائی نمادین بود .
در کلیساها کاربرد آثار هنرهای تصویری مطلقاً ممنوع بود . کلمنت اسکندریه ای تأکید میکند که فرمان دوم ، علیه هر گونه باز نمائی تصویری است و همین ملاکی برای کلیسا و آباء اولیه است . در سدة سوم ازبیوس بازنمائی تصویری عیسی مسیح را عملی بت پرستانه و ضد کتاب مقدس توصیف می کند .
تصاویر خود حضرت مسیح حتی در سدة بعدی بالنسبه کمیاب بود . تا سدة پنجم تهیه این نوع تصویر به میزان قابل توجهی شکوفا نشد . با این حال در همین دوره تصاویری نیز در حد اعلای خود باز نمائی شد که می توان از تابلوی مسیح باز خرید کنندة گناهان نام برد .
ریشة شمایل شکنی و آنچه که بطور مستقیم با نفرت از بت پرستی پیوند داشت رویگردانی اولیه مسیحیت بود از پذیرفتن فرهنگ زیبا شناختی عصر باستان کلاسیک . مسیحیان نخستین ، این محرک روحی را به راههائی بیشمار فرموله کرده بودند و شاید بارزترین نظر آستریوس آماسی باشد که همة باز نمائی های تصویری مقدس را محکوم می کرد . زیرا از نظر او هیچ تصویری نمی توانست از تأکید بر جنبه های حسی و مادی موضوعی که نشان می دهد ، برکنار بماند .
پس از دوران شمایل شکنی ، هنرهای تصویری بیزانس در دیوار نگاره ها و نقاشیهای روی چوب متمرکز شد و در این اشکال ، حالت روحانی چهره ها و پیکره ها بیشتر از هر چیز مورد توجه بود . ( تصویر 2-1 )
تصویر (2-1) مسیح نجات دهنده - نقاشی روی چوب
حدود 1050 میلادی – دوره بیزانس
شمایلنگاری در قرون وسطی و بیزانس :
وقتی قبایل جنگجوی شمال اروپا به روم چیره شدند ، تمدن رومیها را باخود به دولت کوچکی که تشکیل داده بودند بردند . در طول دوران آشفته ای که این ممالک نوپا ثبات سیاسی نداشتند ، تنها مرجع قابل اطمینان و محکم ، کلیسا بود .
در کلیساها نه تنها روحانیون و معلمین زندگی می کردند بلکه جای مخصوصی برای هنرمندان وجود داشت . در این کلیساها کارگاههای مخصوصی بود که در آن نسخه های کتاب مقدس را تکثیر می کردند و نقاشان برحاشیه صفحات آنها نقاشی می نمودند . قرنها این نقاشی ها نماینده هنر قرون وسطی ( قرن پنجم تا دوازدهم میلادی ) بودند .
پس از مرگ شارلمانی همانطور که تمام مملکتش بین وراثش تقسیم شد هنر نیز در سرزمینی جدید از یکدیگر مجزا گردید . تا زمان او نقاشی های مینیاتورگونه در حاشیه کتاب مقدس رایج بود (تصویر 1-2 ) ، ولی پس از او نقاشانی که هم به نمایش تصویری انسان تمایل داشتند و هم داستانهای دینی را مصور مینمودند ، این دو شیوه را با هم آمیختند و سبک بزرگی بنام رومانسک[8] را بوجود آوردند که در قرن دوازدهم و سیزدهم به اوج قدرت خود رسید . این سبک ، علیرغم نامش به هیچوجه روحیه رومی ندارد . گرچه بسیاری از فرمهایش ریشة رومی دارند . ( تصویر 2-2 ) هنرمندان رومانسک به خوبی با هنر بیزانتین آشنا بودند . در نقاشی های رومانسک ، برخلاف نقاشیهای مصری که بی حرکت به نظر می رسیدند ، همة اجزاء از تحرک کامل برخوردار بودند . ( تصویر 3-2 )
2- معانی دیگر شمایل به نقل از دایره المعارف روئین پاکباز عبارتنداز : مترادف با موضوع هنری ، که ضمن بررسیهای هنر آلمان در نیمة دوم سدة نوزدهم رایج شد . اصطلاحات شمایلنگاری و شمایلشناسی برهمین معنی مبتنی اند . معنائی که در برخی از مکتبهای معنا شناسی سمانتیک (Semantic) و نظریة هنر در سدة بیستم مورد استفاده قرار می گیرد و مفاهیم خاصی را بیان می کند .
1- آندره ای روبلف : نقاش روسی (1370 – 1430 ) مهمترین نمایندة نقاشی روسیه در قرون وسطی به شمار می آید که دردیوارنگاری و نقاشی شمایل دست داشت . نقاشی او که از سنت بیزانسی مایه گرفته بود با خطهای موزون و رنگهای خاموش و هماهنگ مشخص می شود . از جمله آثارش : دیوار نگارة داوری واپسین ( 1408 ) ، شمایل تثلیث عهد عتیق ( اوائل سدة پانزدهم )
1- در دایره المعارف روئین پاکباز با این معنا از شمایلنگاری مواجه میشویم که :
شمایلنگاری اصطلاحی است در تاریخ هنرکه به بررسی و شناخت مفاهیم و موضوعات هنری اشاره دارد ، از این رو می توان گفت شمایلنگاری کوششی است برای فهم عناصر مختلفی که در ساختن اثر هنری مؤثرند . پانفسکی روش این گونه بررسی را پیش نهاد کرد . وی تحول مضمونهای مورد استفاده هنرمندان را مورد مطالعه قرار داد ( به طور مثال دگرگونی صورفلکی در کتابهای نجوم قدیمی و همینطور پیدایش مردم نگاری و . . . ) در واقع شمایلنگاری تلاش دارد ارتباط میان ایده و تصویر را در اثر هنری خود تجزیه و تحلیل و تجربه نماید . سرچشمه طبیعت بیجان – کاربرد هجو سیاسی در هنرهای تصویری – استفاده از اساطیر کلاسیک در هنر قرون وسطی و . . . مواردی است که معمولاً مورد نقد و بررسی در شمایل نگاری قرار می گیرند .
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 27 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 68 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
مفهوم امید به زندگی
امید به زندگی یکی از معیارهای اساسی تعیین سطح کیفیت زندگی در جوامع امروزی محسوب میشود بهطوریکه هر چه طول عمر مردم کشوری بیشتر باشد، آن جامعه را پیشرفتهتر میدانند. بیشترین امید به زندگی مربوط به کشور ژاپن است که متوسط سن مردم آن به بیش از 80 سال میرسد و بعدازآن کشورهایی مثل سنگاپور، استرالیا و کانادا با تفاوت بسیار نزدیکی باهم قرار دارند و کمترین میزان امید به زندگی مربوط به کشورهایی مثل افغانستان و زیمبابوه با متوسط سن کمتر از 40 سال است.
اسناد تاریخی مربوط به صدها سال پیش نشان میدهند متوسط طول عمر برخی افراد در آن زمان، کمتر از 30 سال بوده است حالآنکه در جوامع کنونی این عدد به بیش از 85 سال برای کشورهای پیشرفته میرسد. در کشور ایران سن امید به زندگی برای مردان 70 و برای زنان حدود 73 سال است.
تعریفهای گوناگونی در رابطه با امید به زندگی وجود دارد اما بهطور خلاصه میتوان گفت امید به زندگی متوسط سالهایی است که فرد انتظار دارد، زندگی کند. پیشرفت علم درزمینههای مختلف صنعتی، کشاورزی و پزشکی در چند دهه اخیر نقش بسیار مؤثری در ارتقای سطح کیفیت زندگی و به دنبال آن افزایش طول عمر انسانها ایفا کرده است. این پیشرفتها باعث شده تا متوسط تعداد سالهایی که فرد انتظار دارد زندگی کند.
بهبیاندیگر، اسنایدر و همکارانش (1991) امید را «مجموعهای شناختی میدانند که مبتنی بر احساس موفقیت ناشی از منابع گوناگون (تصمیمهای هدف مدار) و مسیرها (شیوههای انتخابشده برای نیل به اهداف) است.» بنابراین، امید یا تفکر هدف مدار، از دو مؤلفه مرتبط به هم یعنی مسیرهای تفکر و منابع تفکر، تشکیلشده است. «مسیرهای تفکر» انعکاسدهنده ظرفیت فرد برای تولید کانالهای شناختی برای رسیدن به اهدافش است و منابع تفکر هم عبارتاند از افکاری که افراد درباره تواناییها و قابلیتهایشان برای عبور از مسیرهای برگزیده تعریف کردهاند تا به اهدافشان برسند. از طریق ترکیب منابع و مسیرها، میتوان به اهداف رسید. اگر هرکدام از این دو عنصر شناختی وجود نداشته باشند، رسیدن به اهداف غیرممکن است. شواهد تحقیقاتی زیادی وجود دارند که نشان میدهند بین بالا بودن میزان امید افراد و موفقیت آنها در فعالیتهای ورزشی، بالا بودن میزان پیشرفت تحصیلی، سلامت جسمی و روانی بهتر و بیشتر مؤثر بودن روشهای رواندرمانی مورداستفاده در درمان اختلالات، ارتباط وجود دارد (اسنایدر،2002).
| دسته بندی | پزشکی |
| بازدید ها | 1 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 45 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 93 |
ناشنوایی و کم شنوایی
کودکان ناشنوا وکم شنوا گرومتجانسی را تشکیل نمی دهند.
اولین دلیل آن است که آنها کودکانی هستند که تمام ویژگیهای انفرادی کودکان دیگر رادارا می باشند. ثانیا نقصی که دارند نیز جنبه فردی دارد.انها همگی از نوع اختلال شنوایی رنج می برند. اما درجه شدت این اختلال وسنی که اختلال در آن رخ داده است، نوع اختلال وعلت آن همگی هر کودک را منحصر به فرد می سازند.این تفاوتها همراه باعواملی دیگر معلمان ویژه را با مشکلات تازه ای روبه رو می سازند.
نکته ای که در این جا یادآوری آن از اهمیت برخوردار است این است که نقص شنوایی بر توانایی هوشی تاثیری ندارد. اما بدون درمانهای اولیه، این نقص می تواند بر رشد هوشی ونحوه ارتباط کودک با خانواده ودیگران تاثیر بگذارد.
تعاریف
عوامل متعددی درتعریفی که ما از نقص شنوایی به عمل می آوریم دخالت دارند. این عوامل عبارتنداز: شدت نقص شنوایی، سنی که نقص در آن رخ می دهد و نوع نقص.
شدت نقص شنوایی
شنوایی را معمولا با دسی بل (DB) که نوعی سنجش نسبی شدت صوت است اندازه گیری وگزارش می کنند. دی سی بل صفر نمایانگر شنوایی بهینه است. وجود نقص تا 26 دسی بل طبیعی است.از 26تا70 دی سی بل کم شنوا واز 71دی سی بل به بالا ناشنوا تلقی می شود.
فری سینا (1974 Frisina) در تعریفی از نقص شنوایی، ابعاد فیزیکی وآموزشی آن را چنین توصیف کرده است:
شخص ناشنوا کسی است که قدرت شنوائیش در حدی ناقص است که فهم گفتار او از طریق گوش به تنهایی و یا به وسیله وسایل کمک شنوایی و یابدون آن را بامشکل مواجه می سازد. شخص کم شنوا کسی است که قدرت شنوائیش در حدی ناقص است که فهم گفتار را ازطریق گوش به تنهایی و یا از طریق وسایل کمک شنوایی ویا بدون آن ها با مشکل مواجه ساخته اما از آن جلوگیری به عمل نمی آورد.
در جدول 7-1 شایعترین سطحهای موجود در نقص شنوایی نشان داده شده است. سه طبقه اول در حد کم شنوایی و دو طبقه آخر در حد ناشنوایی قراردارند. هر چه درجه نقص شنوایی بیشتر باشد نیاز به دریافت خدمات ویژه افزونتر می گردد.
برای اندازه گیری قدرت شنوایی باید دو بعد را در صدا مورد سنجش قرار دهیم:یکی فرکانس ودیگری شدت صوت. فرکانس عبارت است از تعداد ارتعاشاتی (ویا سیکلها) که در هر ثانیه در برابر یک موج صوتی می گیرد. هر چه فرکانس قویتر باشد میزان زیروبمی صوت بالاتر است. فرد ممکن است در شنیدن صداهایی که دارای فرکانسهای ویژه ای می باشند دچار اشکال شود.اما در صداهای دیگر چنین مشکلاتی نداشته باشد.شدت عبارت است از بلندی نسبی
جدول 7-1
شدت نقص شنوایی وتاثیرات اموزشی آنها
|
میزان نقص |
شدت صوت برای درک |
تاثیرات آموزشی |
|
کم شنوایی خفیف |
27-40 دسی بل |
ممکن است در شنیدن صداها دور با اشکال مواجه باشند ممکن است به جای مناسبی در کلاس ویا گفتار درمانی نیازمند باشند |
|
کم شنوایی متوسط |
55-41 دی سی بل |
گفتار مکالمه ای را درک می کنند.ممکن است نتواند از بحثهای کلاسی استفاده کنند ممکن است به وسایل کمک شنوایی ویا گفتار درمانی نیازمند باشند |
|
کم شنوایی متوسط و شدید |
70-56 دی سی بل |
ممکن است به وسایل کمک شنوایی، آموزشی شنیداری،وآموزشهای شدید گفتاری و زبانی نیاز داشته باشند |
|
ناشنوایی شدید |
98-71دی سی بل |
فقط میتوانند صداهای بلند را از نزدیک بشنوند. گاهی آنها را ناشنوا تلقی می کنند. به اموزشهای ویژه وزیاد، وسایل کمک شنوایی، وآموزشهای شدید گفتار وزبان احتیاج دارند. |
|
ناشنوایی عمیق |
91 دی سی بل به بالا |
ممکن است بتوانند صداها وارتعاشات بلند را درک کنند، برای پردازش اطلاعات به جای حس شنوایی برحس بینایی متکی می باشند.این افراد ناشنوا تلقی می شوند. |
یک صدا ما می توانیم سطح شنوایی یک فرد را از طریق تعیین میزان شدتی که در آن فرد صدایی را می شنود تخمین بزنیم. برای انجام این کار از دستگاهی به نام ادودیومتر استفاده می کنیم.اودیومتر وسیله ای است که میتواند صداهایی را با فرکانس وشدت از پیش تعیین شده به وجودآورد.
هنگامی که فرد صدایی را ازطریق ماشین می شنود باید پاسخ دهد.(مثلا دستش را بلند کند وسرش را تکان دهد)نقص موجود در هر گوش را جداگانه محاسبه می کنند.
سطح شنوایی فرد در جدولی به نام اودیوگرام که میزان نقص را به د سی بل در فرکانسهای نسبی نشان می دهد ثبت می شود.
ارتباط نقص شنوایی وسن
عامل دوم سنی است که نقص شنوایی در آن رخ می دهد.ناشنوایی پیش از تکلم به ان نقص شنیداری اتلاق می شودکه پیش از رشد گفتار وزبان اتفاق می افتد.
ناشنوایی پس از تکلم نقصی است که پیش از رشد گفتار و زبان رخ می دهد.ناشنوایی پیش از تکلم اغلب به مشکلات اموزشی جدی تری منجر می شود. ناشنوایی که بعد از دوره شروع رشد زبان وگفتار به وقوع می پیوندد به اندازه ناشنوایی که پیش از این دوره اتفاق می افتد جلو افتهای درسی را در مدرسه سد نمی کند.
انواع نقایص شنوایی
عامل سوم نوع نقص شنوایی می باشد. گوش مکانیسم پیچیده ای دارد ( به شکل 7-1 نگاه کنید) به صورت پیچیده ای عمل می کند. هر چند که نقایص احتمالی زیادی در کار مکانیسم و عملکرد گوش میتواند وجود داشته باشد اما ما می توانیم انها را به دو طبقه اساسی تقسیم بندی کنیم:نقایص انتقالی ونقایص حسی-عصبی.
نقص شنوایی انتقالی از شدت صدایی که به گوش میانی می رسد ویا محلی که عصب شنوایی از آن جا شروع می شود می کاهد. امواج صوتی باید از طریقکانال شنوایی به طرف پره گوش یعنی جایی که در ان جا ارتعاشات به وسیله سه استخوان درگوش میانی( یعنی استخوانهای رکابی،چکشی و سندانی، جمع آوری وسپس به گوش داخلی منتقل می شود عبور کند.جریان ارتعاشات می تواند در هر نقطه در طول این مسیر متوقف شود.مثلا جرم گوش ویا باید مشکلی می تواند کانال خارجی گوش را سدکند. پرده گوش می تواند پاره ویا سوراخ شود و حرکت استخوانها در گوش میانی امکان دارد با مانع مواجه گردد. هر نقصی که بتواند جریان ارتعاشات را مانع شود و یا از رسیدن آنها به عصب شنوایی جلوگیری کند نقایصی در انتقال صوت به وجود خواهد آورد. نقایص انتقالی بندرت قادرند نقایصی بیش از 60 تا 70 دی سی بل را در شنوایی باعث شوند. چنین نقایصی را میتوان از طریق دستگاههای تقویت کننده صدا به صورتی موثر کاهش داد.
نقایص شنوایی حس –عصبی به علت نقایص موجود در گوش داخلی ویا عصب شنوایی رخ می دهند. کار عصب شنوایی این است که محرکات را به مغز برساند. نقایص شنوایی حسی – عصبی می توانند کامل یا جزئی باشند علاوه بر این تاثیر آنها بر برخی فرکانسها ( بخصوص فرکانسهای بالا)بیش از دیگران است.
از طریق تستهای اودیومتری می توان تشخیص دادکه آیا نقص شنوایی جنبه انتقالی ویا جنبه حسی عصبی دارد. یک دریافت کننده انتقالی استخوانی توانایی جمع آوری صوت را از طریق انتقال استخوانی در مقابل انتقال هوایی بوسیله سد ساختن کانالهای حسی،عصبی اندازه گیری می کند. در حالی که دریافت کننده انتقال هوایی ، کارایی عملکرد راههای حسی – عصبی را مورد سنجش قرار می دهد.
شکل 7-2 اودیوگرام کودکی که مبتلا به نقص شنوایی انتقالی است نشان داده شده است. از طریق اودیومتر کودک توانست صداها را از طریق هوا در سطح 40 دی سی بل در همه فرکانسها با گوش دارای شنوایی بهتر(یعنی گوش چپ) بشنود.با استفاده از دریافت کننده انتقال استخوانی کودک در حدی طبیعی پاسخ داده است.توجه داشته باشید که نقص شنوایی در همه فرکانسها یکنواخت می باشد.
در شکل 7-3 ما الگوی بسیار متفاوتی را که مربوط است به اودیوگرام یک کودک مبلا به نقص شنوایی حس – عصبی مشاهده می کنیم. این کودک در فرکانسهای بالا (بیش از 1000 سیکل) نقص عمیق و درفرکانسهای پایین نقصی شدید رااز خود نشان می دهد. دریافت کننده انتقال استخوانی در این مورد به علت این که نقص در عصب شنوایی است از خود نشان می دهد. دریافت کننده انتقال استخوانی در این مورد به علت این که نقص در عصب شنوایی است ونه در ساختار گوش میانی که کار رساندن ارتعاشات صوتی را به عهده دارد دریافت بهتری را ارائه نداده است.
علل نقایص شنوایی
ترای باس(1985 ,Try bus) پنج علت اصلی برای نقص شنوایی کودکان امریکایی در حال حاضر ارائه داده است:
v ابتدای مادر به بیماری روبلا
v وراثت
v ناراحتیهای زمان بارداری وتولد
v مننژیت
v بیماریها،عفونتها وآسیبهای دوران کودکی
این عوامل 6/50 درصد علل همه موارد را توجیه می کند (شکل 7-4) شرایط دیگر مسئول 9/6 درصد نقایص می باشند. علی رغم در اختیار داشتن ابزار تشخیص پیشرفته ما هنوز نمی توانیم علت 5/42 درصد بقیه موارد را تعیین کنیم.
ابتلای مادر به بیماری روبلا
تاثیرات سوء بیماری روبلا(یا سرخجه آلمانی) بر روی جنین بخصوص در سه ماهه اول حاملگی می تواند چشمگیر باشد. هاردی(1968) گزارشی در مورد 199 کودک که مادرانشان درهنگام بارداری در جریان شیوع این بیماری در سال 1964 حامل ویروس روبلا بوده اند ارائه داده است. از این کودکان 50درصد به نقص شنوایی 20 درصد به نقایص بینایی و 35 درصد به نقایص قلبی مبتلا بوده اندک.(برخی از کودکان د رگروه اخیر با مسائل بینایی ویا شنوایی ویا هر دو نیز مواجه بوده اند).
مرکز ملی بیماریهای مسری گزارش داده است که بیماری همه گیر روبلا باعث ناشنوایی 8000 کودک شده است. نوردرن(1978 Northern) و دیگران تخمین زده اند که بیماری همه گیر روبلا در فاصله سالهای 1958تا 1964 بر 10000 تا 20000 کودک تاثیرات سوئی داشته است.
از سال 1964 بیماری روبلا به صورتی اپیدمیک رخ نداده است. کودکانی که در اپیدمی سال 1964 متولد شده اند، اینک دوره دبیرستانی خود را کامل کرده اند. بنابراین درصد دانش آموزان مبتلا به نقایص شنوایی که بر اثر روبلا به این نقص مبتلا شده اند امروزه کاهش یافته است.
وراثت
شرایط ژنتیکی زیاد ومتفاوتی میتوانند به ناشنوایی منجر شوند. انتقال این حالت را به عواملی نظیر ژنهای بارز، ژنهای مستتر وژنهای وابسته به جنسیت نسبت داده اند علی رغم این که در مورد نقش مهم وراثت توافق کلی وجود دارد، اما تعیین دقیق درصد کودکانی که ناشنوائیشان به علت وراثت است مشکل می باشد. در نمونه 55000 نفری دانش آموزانی که در شکل 7-4 نشان داده شده است فقط 5/11 درصد موارد از نقص شنوایی به وراثت نشان داده شده است. دربرآوردهای دیگر بین 30 تا 60درصد مبتلایان را به ارث نسبت داده اند.
ناراحتیهای دوران بارداری وتولد
روبلا تنها ویروسی نیست که علت تاثیر گذاشتن بر جنین به ناشنوایی منجر ی شود. تب خال ساده، اگر به دستگاه تناسلی سرایت کند، یک بیماری آمیزشی است. تبخال ساده گاه می توانند به ناشنوایی جنین منجر شده واگر ویروس در حالتی فعال باشد هنگام عبور کودک از کانال زایمانی به او منتقل میشود. این ویروس در بین جمعیت جوان به حداپیدمیک رسیده است. تخمین زده شده است که بین 20تا25 درصد جمعیت به تبخال تناسلی آلوده می باشد.
ما همچنین کشف کرده ایم که میزان وقوع ناشنوایی در نوزادان زودرس، از حد متوسط بالاتر است. وزن این نوزادان د رهنگام تولد از 5 پاوند کمتر است. زودرسی معمولا علت بروز مشکل نیست بلکه علامت آن است. علت واقعی- مانند روبلای مادر-ممکن است عاملی برای تولد زودرس باشد.علت واقعی دیگر، کمبود اکسیژن وآسیب وارده بر مغز است که ممکن است در جریان تولد زودرس نقش داشته باشد.
ناسازگاری RH علت دیگری برای ناشنوایی نوازادان تلقی میشود. موقعی که مادری RH منفی دارای کودکی با RH مثبت باشد در بدن او (مادر) نوعی پادزهر به وجودمی آید که می تواند وارد بدن جنین شده وسلولهای RH مثبت او را ازمیان ببرد. چنین وضعیتی می تواند کشنده باشد.کودکانی هم که زنده می مانند ممکن است به اختلالهای متعدد و از جمله ناشنوایی مبتلا گردند. اگر ناسازگاری RH در خلال تولد تشخیص داده شود می توان آن را در مان نمود.
بیماریهای کودکی
بیمارهای متعددی در دوران کودکی وجود دارند که می توان آنها را به نقص شنوایی مرتبط دانست. شایعترین این بیماریها، التهاب (Otitis Media) ویا عفونت د رگوش میانی است. اگر این بیماری جنبه مزمن پیدا کند و بدرستی درمان نشود نقصی در شنوایی ممکن است رخ دهد.بیماری التهاب گوش میانی (Otitis Media) بندرت به ناشنوایی شدید ویا عمیق منجر می شود اما می توان آن را تهدیدی برای شنوایی کودکانی دانست که به درمان پزشکی مناسب دسترسی ندارند.
با وجود شیوع کمتر از عفونت گوش میانی ،بیماری مننژیت نیز در بروز تعداد زیادی از ناشنوائیهای شدید وعمیق نقش دارد. مننژیت عبارت است از تورم غشاهای (Menings) مغز .وقوع ناشنوائیهایی که بعلت بیماری ممنژیت رخ می دهند اگر چه در طی قرن گذشته به میزان زیاد کمتر شده است اما همچنان عامل 5تا10 درصد همه موارد ناشنوایی شناخته شده است. به عقیده رایز (1973 Ries) بیماری ممنژیت علت 9/4 درصد ناشنوانئیهای دوران کودکی می باشد. ترای باس (1985 ,Trybus) 3/7 درصد و ورنون (1968,Vemon) 1/8 درصد موارد را به بیماری ممنژیت مربوط دانسته اند. علی رغم این که میزان شیوع بیماری ممنژیت درمقایسه با گذشته کمتر شده است. اما آنهایی که به این بیماری مبتلا می شوند علاوه بر ناشنوایی به سایر نقایص نورولوژیک شدید نیز دچار می گردند.
میزان شیوع
تعداد کودکان مبتلا به نقایص شنوایی زیادنیست. تنها در هر 1000 نفر یک کودک ناشنوا و 3تا4 کودک کم شنوا وجود دارد
حدود 25 درصد دانش آموزان ناشنوا در مدارس پناهگاهی به سر می برند. و تقریبا 50درصد به صورت تمام وقت دربرنامه های آموزشهای ویژه در مدارس عمومی آموزش می بینند. 25درصد بقیه درکلاسهای عادی جایگزین می شوندکه گاه از طرف یک متخصص زبان علامتی نیز به آنها کمک می شود.
این کودکان به مناطق جغرافیایی و گروههای اجتماعی –اقتصادی متفاوت تعلق دارند. در حدود 4 درصد موارد یکی از والدین فرد و در 4 درصد دیگر والدین هر دو ناشنوا می باشند اما وقوع ناشنوایی در بین آنها در مقایسه با جمعیت معمولی به میزان زیاد بالاتر است.
نیمرخهای رشد
در شکل 7-5 نیمرخهای رشد سه کودک به نامهای سالی،جان وبیل نشان داده شده است. تمام این کودکان10 ساله هستند. اگر چه نیمرخ انها از نظر با یکدیگر تشابه دارد اما تفاوتهای انفرادی در بین آنها به تناسب شدت نقص شنوایی وسن شروع ناشنوایی زیادترمی شود. سالی کم شنوا است جان دچار ناشنوایی بعد از یادگیری زیان است و بیل مبتلا به ناشنوایی بیش از یادگیری زبان می باشد.
نیمرخ بالایی در شکل متعلق به سالی است که نقص شنوایی متوسط و در حدود 45 دی سی بل است.همانند جان وبیل، قد،وزن وهماهنگی حرکتی سالی در حدمتوسط است.او همچنین با سن خود از نظر توانایی عقلی وپختگی اجتماعی طبیعی است. رشد گفتار سالی اندکی عقب مانده است. او در تلفظ وتولید کلمات با اشکال مو اجه است وبه گفتار درمانی نیازدارد. این مشکل زبانی بر مهارتهای خواندن سالی تاثیر بدی گذارده است اما رشد او در حساب وهجی کردن درسطح کلاس می باشد.
موقعی که سالی قرار بود برای نخستین بار از سمعک استفاده کند برنامه اموزش ویژه بیشتر بر نحوه چگونگی استفاده از ان مبتنی بود.در حال حاضریک نفر اسیب شناس گفتار وزبان سیار هفته ای یک بار به اوگفتار درمانی آموزش شنوایی ونیزدرسهایی در مکالمه وخواندن ارائه می دهد.
علی رغم این که رشد وپیشرفتهای تحصیلی سالی در حد همسالانش می باشد اما او به توجهات مخصوصی از جانب معلم کلاس نیز نیاز دارد.
سمعکهایی که از ان استفاده می کند باعث شده است که او خود را با دوستانش متفاوت احساس می کند و این می تواند در دوره نوجوانی به مشکلات منجر شود. علاوه بر این وضع شنوائیش در موقع تغییر هوا وسرماخوردگی بدتر می شود. معلمانی که از این وضع آگاهی ندارند ممکن است فکر کنند که اوعمدا به درس توجهی نمی کند د رحالی که اوواقعا نمی تواند صدای معلمان را بشنود.
نیمرخ میانی در شکل 7-5 الگوی رشد جان را که دچار نقص شنوایی شدید است نشان می دهد.اوبا شنوایی طبیعی متولد شد اما در سن 4 سالگی از هر دو گوش کم شنوایی جدی پیدا کرد. او را درطبقه ناشنوایان بعد از یادگیری زبان قرار داده اند. با وجود آن که جان از نظر توانایی جسمانی، هوش، وبلوغ اجتماعی تقریبادر حد طبیعی است اما گفتار وزبان او در صورتی طبیعی رشد نکرده است.درتست اودیومتری حتی با استفاده از سمعک او نقص شنویی معادل 75 دی سی بل را از خود نشان داد.
خوشبختانه جان توانست قبل از بروزنقص شنوایی زبان را به صورتی یاد بگیرد و از نظر پیشرفت زبان توانایی زیادی را کسب کند.این به معنای آن است که او قادر است از طریق کانال شنوایی و با استفاده از سمعک طلبی را یاد بگیرد. با وجود این نمرات خواندن وسایردروس او در سطح کلاس دوم است. نقص شنوایی جان در پیشرفت تحصیلی او به میزان زیاد تاثیر بدی داشته است اما به کمک وسایل شنوایی و گفتار درمانی و سایر خدمات آموزشهای ویژه همچنان به پیش می رود.
جان به میزان زیاد بر مهارتهای گفتار وخواندن متکی است به این علت وبه منظور استفاده هر چه بهتراز وسایل کمک شنوایی در جلو کلاس وروبه روی معلم می نشیند. جان برای پرورش مهارتهای اجتماعی ودوست یابی خود به کمک های بیشتری نیاز دارد.
نیمرخ پایین در شکل مربوط به کودکی است که دچار نقص شنوایی عمیق است
بیل ناشنوا به دنیا آمده است هرگزنتوانسته است کلامی را بشنود. وسایل کمک شنوایی اگر چه می تواند او را از صداهای محیط اگاه سازند اما نمی توانند در یادگیری گفتار وزبان انگلیسی به او کمک نمایند به علت شدت نقص شنوایی بیل- که بیش از 90 دی سی بل است در یک کلاس جامع آموزش می بیند اگر قرار باشد که او را در یک کلاس عادی جایگزین سازند به خدمات وکمکهای زیادی از طرف معلم نیاز خواهد داشت.
فهم گفتار بیل مشکل است رشد او در یادگیری زبان انگلیسی از الگوهای کودکان شنوا پیروی نکرده است.در دروسی مانند خواندن وسایر موضوعات درسی بیل در حدود چهارسال از هم سنهای خودعقبتر است.
ارتباط بیل با خانواده وهم سنهایش ونیز منابع اطلاعاتی وتجارب اجتماعیش محدود است.
در موقعیتهای اجتماعی به صورتی از خود واکنش نشان می دهد که در حدکودکان خردسالتر است.اگر قرار باشد اودر کلاس عادی جایگزین سازند برای دوست یابی به کمک نیاز خواهد داشت.
ویژگیها
رشد شناختی
مهمترین چیزی که باید درباره کودکان مبتلا به نقایص شنوایی به خاطر داشته باشیم طبیعی بودن آنهاست آنها عیبی و یا انحرافی ندارند تنها نمی توانند بشنوند. بهتر است به جای این که ناشنوایی را یک بیماری تلقی کنیم ان را امری جامعه شناسانه تلقی کنیم و جای این که بر ناتواناییهای ناشنوایان تکیه کنیم بهتر است بر تواناییهایشان تاکید ورزیم.
در سالهای اخیر اغلب معلمان در طرح ریزی برنامه های آموزشی برای این دانش اموزان به عوض تکیه داشتن بر نقص آنها بر شایستگیهایشان تمرکز داشته اند.
درباره روابط موجود بین زبان وفکر دونظریه متفاوت وجود دارد در نظریه اول این اعتقاد وجود دارد که تواناییهای ما در کاربرد زبان سطح رشد شناختی ما را مشخص می سازد.
در نظریه دوم معتقدند که شناخت یا توانایی تشکل افکاروکسب اطلاعات توانایی اساسی تری است وشناخت بنیادی را برای زبان فراهم میسازد.(پیاژه ،1970) در طولسالهای زیاد چنین تصور می شد که کودکان ناشنوا مسائل ومشکلاتی بنیادی درزمینه فراگیری مهارتهای زبانی دارا می باشند به این جهت پژوهشگران ناشنوایان را مورد مطالعه قرار دادند چنین نظریه هایی را ثابت کنند. به هر حال آنچه این پژوهشگران کشف کرده اند این است که کودکان ناشنوا لزوما نقصی در زبان ویا شناخت ندارند. علی رغم این که این دانش اموزان در زمینه فراگیری استعمال وخواندن زبان انگلیسی بامشکلاتی مواجه می باشند اما آنها اغلب در تولید وفهم زبان علامتی امریکایی خیلی مهارت دارند.زبان است واقعی که استانداردهای زبان شناسی عمومی زبانهای گفتاری را دارا می باشد.
مطالعات تجربی وجود ارتباط بین شناخت کودکان ناشنوا وتاثیراتی که زبان براین شناخت داشته است را روشن ساخته اند.ریتن هاوس (1981 Ritten house) کشف کرده است که کودکان ناشنوا در مواقعی که زبان حالتی مشخص وروشن دارد قادرند کارهای شناختی را خیلی بهتر انجام دهند.در تحقیقی دیگردانشمندی به نام (ایران نژاد، 1981) ودیگران کشف کرده اند که نوجوانان ناشنوایی که قادر به درک زبان مجازی نبودند پس از آن که آموزشهای ویژه وبازخوردهایی دریافت کردند توانستنداین زبان را درک کنند. در پژوهش سوم ایران نژاد ودیگران دریافتند که توانایی فهم زبان مجازی ورمزی به میزان زیاد به توانایی حل مسائل شناختی وابسته است. این یافته ها پیشنهاد می کنند که کودکان ناشنوا توانایی طبیعی دارند وافت تحصیلی انهادر واقع از اشکالاتی است که در خواندن ونوشتن زبان انگلیسی دارند نه از هوش آنها.
رشد زبان
برای همه کودکان شناخت وزبان درارتباط پویای خود دوعامل مهم در فرایند یادگیری به حساب می آیند.با این حساب مشکلاتی که کودکان ناشنوا در زبان انگلیسی با آن مواجهند یادگیری آنها را در همه موضوعات درسی با مانع روبه رو میسازد.
می دانیم که بیشتر نوجوانان ناشنوا نمی توانند بر نکات گرامری و یا ترکیب نحو زبان انگلیسی مسلط می باشند. چرا این نوجوانان ناشنوا در استعمال زبان انگلیسی آن قدر با مشکل مواجهند؟
اغلب کودکان ناشنوا بدان سبب در کسب مهارتهای زبان شناسی با مشکل روبه رویند که فرصتهای برای کاربرد زبان انگلیسی در زندگی روزانه را در اختیار ندارند.
آنها قادرنیستند کلمات گفتاری را از طریق شنیدن پردازش کنند. اگروالدین که اغلب ناشنوا نیز هستند مهارتهای اجتماعی دستی را یاد نگیرند این کودکان مدلی در اختیار ندارند تا براساس آن عمل کنند.
براسل (1977 Brasel) ودیگران کشف کرده اند کودکانی که والدینشان ناشنوا می باشند در مقایسه با کودکانی که والدین شان شنوا هستند در تستهای زبان انگلیسی استاندارد مراتب بهتر پاسخ داده اند.دلیل این امر آن است که والدین ناشنوا برای ایجاد ارتباط با کودکانشان در محیط خانه به جای گفتار محض از زبان علامتی از نظر گرامری وعملکرد با زبان انگلیسی متفاوت است با وجود این می توان آن رایک سیستم زبان تلقی نمود. زبان علامتی بنیادی را برای این کودکان فراهم می سازد تا براساس آن بعدها بتوانند زبان را فرا گیرند.
مشکلات موجود در زبان ابرازی اشکارتر از زبان دریافتی می باشد. تعداد زیادی از افراد ناشنوا قادر نمی باشند بروشنی صحبت کنند می توانند گفتار را از طریق گفتار خوانی وزمینه ها درک کنند. به همین ترتیب کودک ناشنوایی که در ابراز فکر خود از طریق نوشتن با اشکال مواجهند بیشتر به دلیل مشکلاتی که در گرامر انگلیسی دارند قادرند خطوط انگلیسی را بخوانند وبفهمند.آنها با استفاده از تجارب وزمینه ها می توانند معانی را استنباط کنند هر چندکه ممکن است قادر به فهم اشکال گرامری زبان ویژه ای نباشند.
پیشرفت تحصیلی
کودکان ناشنوا وتا اندازه ای کودکان کم شنوا بامشکلات تحصیلی مواجه می باشند ترای باس (1985 Trybus) گزارش از نتایج یک تست پیشرفت تحصیلی را که روی هزاران دانش آموز در سراسر کشور انجام شده است ارائه داده است.این دانش اموزان در اماکن پناهگاهی ویا مدارس روزانه درس می خوانده اند.کودکان هشت ساله در تست خواندن وحساب در سطح کلاس دوم عمل کرده بودند. دانش اموزان هفده ساله درست خواندن نمره هایی در سطح کلاس سوم ودر تست حساب در سطح کلاس ششم به دست آورده بودند تفاوت موجوددر نمرات خواندن وحساب احتمالا به علت تفاوتهای زبانی است که در هریک از این موضوعات به کار می رود وافت تحصیلی در ریاضیات احتمالا از زبان پیچیده تری که برای خواندن وحل مسائل پیچیده ریاضی لازم است نشات می گیرد.
جن سما (1975 Jen sema) نتایج یک تست پیشرفت تحصیلی را که روی 6873 کودک 6 تا19 سال اجرا شده بودگزارش داده است نقص شنوایی این کودکان ان قدر شدید بودکه می بایست آنها را در برنامه های اموزشی ویژه جایگزینی نمود.اوکشف کرد که دانش آموزان دهساله درحساب ودانش اموزان چهارده ساله در خواندن در سطح کلاس سوم عمل می کردند.جن سما (Jen sema) دریافت که در طول یک مدت ده ساله یعنی از سن 8 تا 18سالگی دانش اموز مبتلا به نقص شنوایی درتست کلمات بطورمتوسط نمره ای به دست می اورد که یک دانش اموزی شنوای طبیعی آن را بین شروع کودکستان تا پایان کلاس دوم کسب می کنند.او همچنین سنی که در ان نقص شنوایی رخ می دهد و میزان شدت ان نیز به پیشرفت تحصیلی تاثیر می گذارد او را نیز کشف کرده است.
پیشرفت خواندن در دانش آموزانی که شنوایی خود را بعد از سن سه سالگی از دست داده بودند بالاتر از کسانی بودکه نقصشان قبلا اتفاق افتاده بود.علاوه بر این هر چه میزان نقص افزونتر می شد پیشرفت تحصیلی با مشکلات بیشتری روبه رو می گردید.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 14 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 85 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 42 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
اختلال لجبازی – نافرمانی
2-2-1- اختلال لجبازی- نافرمانی کودکی
هیوارد[1](2000 نقل از خدایاری فرد 1385 ) عنوان می کند اختلال لجبازی – نافرمانی اولین بار در سال 1966 به عنوان یک اختلال رفتاری پیشنهاد شد . با انتشار ویرایش سوم راهنمایی آماری و تشخیص اختلالهای روانی، اختلال لجبازی ، نافرمانی در یک طبقه جدید و مستقل در طبقه بندی اختلال های روانی جای گرفت .
این مفهوم سازی در DSM-ш DSM-ш-R؛ وIV -DSM در غیاب مدارک تجربی که از متمایز شدن لجبازی –نافرمانی از اختلال سلوک ([2]CD) حمایت کنند ، رخ داد . ODD همراه با CD و اختلال نقص توجه – بیش فعالی [3] ADHD در DSM- ш -R گروهی از اختلال های رفتاری مخرب را در DSM-IV تشکیل می دهند این گروه اغلب با یکدیگر به عنوان اختلال های بیرونی شده مورد توجه هستند، بدین معنی که آنها از طریق رفتارهای ناسازگارانه بیرونی مثل بیش فعالی ، تکانشگری ، پرخاشگری و نافرمانی از قوانین مشخص می شوند . در مقابل اختلال های بیرونی شده، گروهی دیگر از اختلال ها مثل اضطراب و افسردگی قرار دارند که تحت عنوان اختلال های درونی شده معرفی شده اند . این اختلال ها به وسیله احساسات و پریشانی های درونی تجربه شده به وسیله فرد آشکار می شوند . قبلاً ، در تعدادی از طبقه بندی ها اختلال های بیرونی شده مثل ODD به عنوان اختلال های رفتاری و اختلال های درونی شده به عنوان اختلال های هیجانی یا نوروتیک مدنظر بودند . اینچنین توصیفاتی امروزه کمتر مورد استفاده هستند (گیبل [4] ، 1997 نقل از کاکاوند 1385)
پانزدهمین طبقهی تشخیصی در DSM-Vاختلالات رفتار ایذایی، کنترل تکانه و سلوک هستند. این طبقهی تشخیصی شامل 7 اختلال است که در DSM-IV در زیر گروه اختلالاتی که برای نخستین بار معمولاً در شیرخوارگی، کودکی یا نوجوانی تشخیص داده میشوند و اختلالات کنترل تکانه که به گونهای دیگر طبقهبندی نشدهاند، قرار دارند. اختلال بیاعتنایی مقابلهای، آتش افروزی، دزدی بیمارگون، اختلال انفجاری متناوب و اختلال سلوک مهمترین اختلالات در این طبقهی تشخیصی هستند.(استین[5]، 2010 ).
تقریبا 24 درصد از کودکان ADHA که برای درمان ارجاع داده می شوند ، ممکن است ملاکهای تشخیصی لجبازی – نافرمانی یا اختلال سلوک را نیز داشته باشند (ایکنباخ [6] و همکاران 1994 نقل از کاکاوند 1385 ) .
در ODD کودک یا نوجوان مکرراً به شیوه های منفی گرایانه ، خصمانه و توأم با نافرمانی در مقابل اشکال قدرت عمل می کند . ملاک های ODD شاید این موضوع را مطرح نمایند که همهی کودکان گاهی اوقات به این شیوه عمل می کنند .چند نکته را برای تشریح این موضوع در نظر گرفته شده است . یکی این که نه تنها این ویژگی ها باید به طور مکرر رخ دهند بلکه باید نسبت به سن و سال و سطح رشدی نامتناسب باشند . دیگر این که فراوانی آنها باید نسبت به کلیشه های کودکان هم سن و سال نیز بیشتر باشد . معمولاً رفتارهای منفی گرایانه و لجبازی به شکل یکدندگی مستمر ، مقاومت در برابر دستورالعمل ها و عدم تمایل به مصالحه و سلطه پذیری یا جر و بحث با بزرگسالان و همسالان ظاهر می شوند . لجبازی و نافرمانی ممکن است به صورت تخطی عمدی و یا مداوم از محدودیت ها رخ دهد که معمولاً به شکل نادیده گرفتن دستورها ، مشاجره و ناتوانی در تحمل سرزنش به خاطر بد رفتاری دیده می شوند . تظاهرات اختلال همواره در محیط خانه دیده می شود ولی در مدرسه یا اجتماع چندان آشکار نیستند. (چاپ پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی ،2013)
[1] -Hiward
[2] -Conduct Disorder
[3] -Attention Deficit Hyperactivity Disorder
[4] -Gibell
[5] -Stein, D.J.
[6] -Ecenbach.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 1 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 319 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 78 |
مقدمه:
چه بسیارند کودکانی که تنها به دلیل داشتن ضعف خاص در دیکته، حساب یا روخوانی علیرغم داشتن هوش عادی، توانایی جسمی خوب و روانی سالم به دلیل شکستهای پی درپی تحصیلی برای همیشه با دنیای کتاب، مشق و مدرسه خداحافظی کردهاند. چه بسیارند استعدادهایی که بدین سان نشکفته پرپر گشته و میشوند و چه بسیارند زیانهایی که جامعة ما از این راه متحمل میگردد.
ناتوانیهای یادگیری مقولة خاص دیگری است که درحیطة کودکان استثنایی قرار دارد و درصد چشمگیری از کودکان را در بر میگیرد. ناتوانیهای یادگیری، نارساییهای یادگیری خاصی است که در صورت عدم شناسایی آن معمولاً تحقیرها، توهینها، مقایسههای نابجای خردکننده وشکستهای تحصیلی پی در پی را به بار میآورد. میلیونها کودک در سراسر جهان به اختلالات یادگیری مبتلا هستند. آنان علیرغم رشد جسمی،ذهنی، زبانی، اجتماعی، اخلاقی و عاطفی طبیعی هنگامی که به سنین مدرسه میرسند با مشکلاتی ویژه روبرو میگردند که عرصه را بر آنها تنگ میکند. اشکال بزرگ این اختلال آن است که بر خلاف نابینایی ، ناشنوایی، سرآمدی، ناسازگاری و معلولیتهای جسمی که تشخیص آن در سنین پیشدبستانی به آسانی امکانپذیر است،براحتی نمیتوان آن را در سنین پیشدبستانی تشخیص داد. کودک مبتلا به اختلال یادگیری خود نیز از این که نمیتواند در انجام تکالیف تحصیلی همانند دیگر همسالانش موفق باشد،رنج میبرد. او نیز همانند دیگر کودکان تصویری توانا و مثبت از خود ساخته است که به دلیل این اختلال و رویارویی پی در پی با ناکامیهای اصلی، فرعی تحصیلی این تصویر خدشهدار میشود واحساس حقارت درونی جایگزین آن میگردد.(حاج بابایی و دهقانی، 1372)
مسئله ناتوانیهای خاص یادگیری اخیراً به طور چشمگیری توسعه پیدا کرده و توجه متخصصان و دست اندرکاران مسائل آموزش کودکان را بیش از پیش به خود جلب نموده است، درکنار کودکان ناشنوا، نابینا و عقبمانده ذهنی کودکانی هستند که بدون اینکه ناشنوا باشند کلمات را درک نمیکنند و بعضی دیگر با اینکه نابینا نیستند اما آنچه را که میبینند درک نمیکنند. و گروهی دیگر از کودکان علیرغم آنکه از نظر ذهنی عقب مانده نبوده و همانند سایر همسالان خود هستند با روشهای معمول آموزشی قادر به یادگیری مفاهیم نمیباشند. معلمان مدارس استثنایی بسیار با این کودکان برخورد داشتهاند. که به علت ناتوانیهای خاص در یادگیری خواندن، صحبتکردن ، هجیکردن، نوشتن وحساب کردن و... در این مدارس آموزش میبینند.
تاریخچه:
متأسفانه تاریخچة آموزش کودکان مبتلا به ناتوانیهای خاص یادگیری بسیار کوتاه است. تا سال 1960 مشکل این کودکان تقریباً شناخته نشده بود. در این سال تلاشهایی وسیع آغاز شد و نظریات متفاوتی عنوان گردید، دستهای ناتوانیهای خاص یادگیری را معلول تنبلی کودکان خواندند، دستهای دیگر وجود ضایعة مغزی را علت این عارضه تلقی کردند. گروهی معلولیت ادراکی و گروه دیگر اختلالات عصبی را علت ناتوانی یادگیری میشناختند. آشفتگی و سردرگمی موجود چندان هم بیعلت نبود. اصولاً شناخت کودکان مبتلا به ناتوانیهای خاص یادگیری، مستلزم گذشت زمان بود. گذشت زمانی که موجبات به هم رسیدن علوم متفاوتی چون پزشکی، علوم تربیتی، روانشناسی، توانبخشی و ... درگرهگاه واحدی به نام اختلال یادگیری را فراهم کرد. در این میان پزشکی نخستین رشتهای بود که به تشخیص دانش آموزان دارای مشکلات یادگیری توجه کرد. پس از آن روانشناسان به مطالعة خصوصیات این دانش آموزان پرداختند. با این وجود تا اوایل دهة 1960 کاری که در خور توجه باشد انجام نگرفته بود، به همین علت در این دهه، علمای تعلیم و تربیت نیز به جریان مذکور پیوستند و برای حل این مشکل پیشقدم گشتند.
در سال 1896 پزشکی انگلیسی به نام مورگان وضعیتی را گزارش کرد که آن راکوری لغات مینامید. حالتی که ناتوانی در خواندن کلمات از آن تعبیر میشد. چند سال پس از آن یعنی در سال 1920 این مورد جای خود را به عنوان مفهومی در مطالعات علمی بازکرد.
در سال 1930 عصب آسیبشناسی به نام اُرتون[1] رابطة میان غلبه مغز و اختلالات تکاملی زبان را مورد مطالعه قرار داد. در سال 1947 استراوس[2] و لتینین [3] کتاب «آسیبشناسی روانی و تربیت کودک معلول مغز» را منتشر کردند که بر پایة آن ناتوانیهای یادگیری ناشی از ضایعات مغزی قلمداد میشوند.
از سال 1948 به بعد تلاشهایی شکل یافتهتر در این زمینه آغاز شد که به طور عمده مربوط به تلاش برای کشف حدود و علل متفاوت ناتوانیهای یادگیری بود. این تلاشها ادامه یافت و به پدید آمدن گروههای محلی و سازمانهای ایالتی متفاوتی انجامید که در سال 1963 با برگزاری یک کنفرانس ملی به رهبری ساموئل کرک[4] در شیکاگو اقدام به ایجاد و سازماندهی یک مؤسسه ملی کردند. در همین سال کرک طی سخنانی در این کنفرانس گفت: موضوع بحث ما در این جا کودکانی هستند که یا به جهت سببشناسی ( برای مثال نقص کار مغز ، نقص جزئی در کار مغز یا اختلال عصبی – روانی) ، یا به سبب جلوههای رفتاریشان (برای مثال، اختلالهای ادراکی، فعالیتهای حرکتی بیش از حد، نارساخوانی یادیس لکسی) نامی بر آنها نهاده شده است» کرک در اظهارات خود پیشنهاد کرد که برای پرهیز از معمای پیچیدة کار ناقص مغز،از اصلاح «ناتوانی یادگیری» که در برگیرندة تمام افراد مورد نظر است استفاده شود.
اولیای کودکانی که به ناتوانی یادگیری مبتلا بودند و با اصطلاحات پیشنهاد شدة قلبی موافقت نداشتند. این اصطلاح را شور و شوق پذیرفتند و مؤسسه کودکان ناتوان در یادگیری را تشکیل دادند. این نامگذاری مشکل به وسیلة کرک و تشکیل مؤسسه کودکان ناتوان در یادگیری معمولاً به عنوان شروع اداری و رسمی حرکت در جهت برخورد با ناتوانیهای یادگیری در نظر گرفته میشود.(حاج بابایی و دهقانی ،1372)
تعریف اختلالات یادگیری:
اصطلاح اختلالات یادگیری از نیاز به تشخیص و خدمت به دانشآموزانی برخاسته است که به طور مداوم در کارهای درسی خود با شکست مواجه میشوند و درعین حال در چهارچوب سنتی کودکان استثنایی نمیگنجند.
تعاریف ناتوانی یادگیری با تغییرات متنوعی همراه بوده است این امر ممکن است به خاطر ارزشیابی و بازنگریهای متحد و در این قلمرو و ماهیت علمی آن باشد. رشتههای تخصصی متعددی به طور مثال پزشکی، روانشناسی، علوم تربیتی، زبان شناسی و عصب شناسی، هر کدام اصطلاحاتی را برای تبیین این اختلال دخیل کردهاند. برای مثال علوم تربیتی عبارت ناتوانی یادگیری خاص را به کار می برد، روانشناسی از مقولات همچون اختلالات ادراکی، رفتارهای فزون کنشی، نقص توجه و زبان شناسی از عبارات ناگویی اکتسابی، نارساخوانی و پزشکی و عصبشناسی از موارد ضربه مغزی، نارساکنشوری قلیل مغز، صدمه یا آسیب مغزی استفاده میکنند.(شریفی درآمدی ،1381)
تعریف قانون آموزش و پرورش برای کودکان دارای ناتوانی یادگیری چنین است:
«ناتوانی یادگیری بخصوص ، یعنی اختلالی در یک یا چند فرایند روانی پایه که به درک یا استفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ،فکر کردن، صحبتکردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن، یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ،آسیب دیدگیهای مغزی، نقص جزئی در کار مغز ، دیسلکسی یا نارساخوانی و آفازیای رشدی را در بر میگیرد.» (جرالد ومگ لافلاین، منشی طوسی،1376)
انجمن مخصوص کودکان و بزرگسالان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری تعریف دیگری را ارائه داده است، این تعریف معتقد است که ناتوانیهای یادگیری ریشه نورولوژیک دارد و وجه تمایز این تعریف آن است که وسعت حوزههایی که تحت تأثیر آن قرار میگیرند. وسیعتر میکند و آن را به چیزی غیر از دروس نیز گوش میدهد. تعریف چنین است:
«ناتوانیهای یادگیری ویژه، حالتی مزمن است که منشأ نورولوژیک دارد و به صورت انتخابی در کار رشد و یا ابزار مهارتهای کلامی و غیر کلامی دخالت میکند. این اختلال ممکن است در افرادی که دارای هوش متوسط یا بالا و کسانی که سیستمهای حسی و حرکتیشان به طور کافی درست کار میکند و اشخاصی که از فرصتهای یادگیری به اندازه کافی استفاده میکنند نیز تظاهر کند. ناتوانیهای یادگیری از نظر نوع تظاهرات و میزان رشد فرد میتواند متفاوت باشد. این حالت ممکن است در سراسر زندگی در عزت نفس، تحصیلات، شغل، ارتباط با دیگران و فعالیتهای روزمره فرد، تأثیر منفی بگذارد».دانیل پی و کافئن،جوادیان،1375)
در سال 1981 کمیته مشترک ملی برای ناتوانیهای یادگیری (njcld) ، مرکب از: نمایندگان انجمن گویایی و شنوایی آمریکا، جامعه کودکان وبزرگسالان مبتلا به ناتوانیهای یادگیری، شورای مخصوص ناتوانیهای یادگیری، بخش مربوط به کودکانی که دچار اختلالات ارتباطی هستند، انجمن بین المللی خواندن، انجمن دیسلکی مشترکاً تعریفی ارائه دادهاند که چنین است:
«ناتوانیهای یادگیری یک اصطلاح کلی است که به علت گروهی از بینظمیهای نامتجانس به وجود میآید. این حالت ممکن است به صورت اشکالات مهمی در اعمالی نظیر: گوش دادن، صحبتکردن، خواندن، نوشتن، استدلال کردن یا حساب کردن تظاهر نماید. اکثر این بینظمیها جنبه ذاتی دارند و به نظر میرسد که معلول بدکاری سیستم اعصاب مرکزی باشند. حتی با وجود اینکه ناتوانی یادگیری ممکن است همراه با سایر شرایط معلولیت رخ دهد و یا تأثیرات منفی محیطی مانند تفاوتهای فرهنگی،آموزش نامناسب وکافی را در برداشته باشد.» (دانیل پی وکافئن، جوادیان، 1375)
تعریف دیگری که در این جا ارائه میشود به نقل از کنگره آمریکا طبق قانون عمومی 142-94 است، تعریف چنین است:
«ناتوانیهای یادگیری به معنای وجود اختلالی در یک یا چند فرآیند روانشناختی پایه بوده که به فهم یا استفاده از زبان نوشتاری ویا گفتاری مربوط میشود و میتواند به شکل عدم توانایی کامل در گوش کردن ، فکر کردن، صحبتکردن، خواندن، نوشتن و هجی کردن یا انجام محاسبات ریاضی ظاهر شود.»(ایلوارد و براون، برداری، 1377)
تعریف دیگری که بیت من ارائه داد که یک بعد تازه و مهم به آن اضافه میکرد، او قید اختلاف را نیز در تعریف گنجاند که عبارت بود از اختلاف بین ظرفیت تخمین زده شده و پیشرفت مشاهده شده، تعریف چنین است:
«کودکان که دارای اختلال در یادگیری هستند کسانیاند که از نظر آموزشی اختلاف فاحشی بین توانائیهای عقلی بالقوه تخمین زده شدة آنها و سطح عملکرد واقعی حاصل از اختلالهای اساسی در فرآیند یادگیری آنها وجود دارد که ممکن است همراه با اختلال قابل مشاهدهای در کارکرد دستگاه عصبی مرکزی باشد یا نباشد و وابسته به عقبماندگی ذهنی تعمیم یافت، محرومیتهای تحصیلی یا فرهنگی، پریشانیهای هیجانی شدید، یا از دست دادن حواس نیستند.»
این تعریف که به تعریف nachc معروف است بر خلاف تعریفهای پیشین مشخص میکند که تعیین اختلال کارکرد دستگاه عصبی مرکزی اختیاری بوده و برای تشخیص یک کودک دارای اختلالات یادگیری الزامی است.(ایلوارد وبراون، برداری، 1377)
تعریف دیگری که در اینجا ارائه میشود تعریفی است که کمیته مشاوره ملی کودکان معلول در گزارشی به کنگره،برای ناتوانیهای یادگیری پیشنهاد نمود و در آخر هم 5 مسأله را در این تعریف مورد توجه قرار داد. تعریف چنین است:
«کودکان دارای ناتوانیهای ویژه یادگیری که در یکی یا بیشتر فرایندهای روانشناختی مربوط به درک یا استفاده از زبان گفتاری یا نوشتاری از خود نابهنجاری نشان میدهند. این نابهنجاری ممکن است در گوش دادن، تفکر کردن، صحبت کردن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا حساب کردن خودنمایی کند. این نابهنجاری شرایطی مانند معلولیت ادراکی، آسیبمغزی، ناکارآیی حداقل مغزی، بدخوانی، اختلال تکلمی تکوینی و نظایر آن بازتاب یابد. در این لیست ناتوانیهای یادگیری مربوط به بینایی،شنوایی، معلولیتهای حرکتی، عقبماندگی ذهنی، اضطراب عاطفی یا کمبودهای محیطی مورد نظر نمیباشد.» در این تعریف 5 مسأله مورد توجه بوده است:
1ـ ناتوانایی در انجام تکالیف مدرسه: ناتوانی در یادگیری مهارتهای تحصیلی به عنوان تجلی اصلی ناتوانیهای یادگیری شناخته شدهاند.
2ـ عوامل استثنایی: از این تعریف عواملی بخصوص مانند مشکلات جسمانی، نقص حسی، تدریس ضعیف، عوامل فرهنگی محیطی و عقبافتادگی ذهنی مستثنی شدهاند. کودکان درگیر این عوامل استثنایی علاوه بر مورد مبتلا به خود ناتوانیهای یادگیری نیز از خود نشان میدهند و همین امر موجب تناقض و سردرگمی میشود.
3ـ وابستههای فیزیولوژیکی: در این تعریف از عملکرد سیستم مرکزی عصبی مقداری انحراف وجود دارد.
4ـ اختلاف درعمل: شاخص اصلی ناتوانی در یادگیری تفاوت موجود بین عملکرد تحصیلی مورد انتظار کودک بر مبنای هوش و پیشرفت موجود او میباشد.
5 ـ وابستههای روانشناسی: نابهنجاری در یکی یا بیشتر فرایندهای اصلی روانشناسی به عدم موفقیت در یادگیری میانجامد.(دورکین ،صالحی،1376) «کودکان ناتوان در یادگیری در یک یا چند فرایند اساسی روانی در ارتباط با فهمیدن یا کاربرد زبان شفاهی یا کتبی ناتوانی نشان میدهند. تظاهرات این ناتوانی ممکن است به صورت اختلال در گوش دادن، فکر کردن،سخن گفتن، خواندن، نوشتن، هجی کردن یا حساب باشد.».(کریمی، 1380)
تا اینجا تعریفهای زیادی ارائه شد. ارائه دهندگان این تعریفها و سایر دست اندرکاران این رشته، هدف مشابهی را دنبال میکنند. بدین معنی که همه میکوشند ناتوانی یادگیری را به گونهای تعریف کنند که در ارائه خدمات لازم به این مبتلایان به کار آید. در همة این تعریفها چهار بعد اساسی دیده میشود:
1) «تفاوت میان عملکرد مورد انتظار و عملکرد واقعی یک کودک.
2) مظاهر یا نشانههای رفتاری مربوط به ضعف و قوت موضوعهای تحصیلی وزبان در یادگیری.
3) وجود یا عدم سایر مشکلات، چون ناشنوایی
4) تمرکز یا نگرش پایه آنها دربارة مشکل یادگیری.»(فرقانی رئیسی، 1372)
درجه شیوع ( فراوانی):
«بر مبنای تغیرپذیری تعاریف و معیارهای به کار رفته تخمین شیوع ناتوانیهای یادگیری مشکل میباشد. کمیته مشاوره ملی کودکان معلول تخمین زده است که 1 تا 3 درصد جمعیت آماری در سن مدرسه با این ناتوانیها روبرو میباشند. با وجود این بر مبنای مطالعات انجام گرفته این مقدار 1 تا 30 درصدکودکان را شامل میشود.».(دورکین ،صالحی، 1376)
پرویز شریفی نیز در کتاب خود بیان داشته است که :
تعیین میزان شیوع افراد ناتوان یادگیری، آن هم در یک مقیاس بزرگ، با توجه به صرف هزینه هنگفت، زمان زیاد، اتخاذ تصمیمات دقیق علیرغم وجود تعاریف مختلف، مرور نظریهها ورویههای ارزشیابی متعدد، کاری بس مشکل است. میزان برآورد از 1 تا 28 درصد در نوسان است. اززمانی که مطالعه در زمینه ناتوانیهای یادگیری شروع شده میزان شیوع این اختلال در بین کودکان در مقایسه با سایر ناتوانیها بالا بوده است . اکثر گزارشها نشان میدهد که 2 تا 3 درصدکودکان دارای نیازهای ویژه به ناتوانی یادگیری مبتلا هستند.(شریفی درآمدی، 1381)
به دلیل نبود تعریفی مشخص ، تعیین میزان دقیق فراوانی ، ناتوانیهای یادگیری میسر نیست. با این وجود محققان مختلف با معیارهای تشخیصی متفاوت به پیداکردن میزان فراوانی این کودکان اقدام نمودهاند که طبعاًً این معیارها هیچ گونه همخوانی با یکدیگر ندارند.ادارة آموزش ایالات متحده در سال 1984 اعلام کرد که 63/4 درصد از جمعیت 3 تا 21 ساله آمریکا از خدمات خاص کودکان ناتوان یادگیری استفاده کردهاند.
در حال حاضر دست اندرکاران حدس میزنند که حداقل بین 1 تا 3 درصدو حداکثر تا 7 درصدکودکان به ناتوانیهایی یادگیری مبتلا هستند. میزان رواج نارساخوانی در کل جمعیت دهدرصد برآورد شده است. انجمن آمریکایی روانپزشکی 1980، برآورد فراوانی اختلال یادگیری زبان را بین 1 تا 8 نفر در هر 1000 نفر کودک میدانند. همان گونه که ملاحظه میکنید. نبود یک تعریف جامع و مانع، به روشهای معتبر تشخیص و شیوههای ناهمسان ارزیابی منجر میگردد که در این زمینه باارقامی متفاوت روبه رو باشیم.(حاج بابایی،دهقانی ،1372)
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 23 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 97 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 39 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
تعریف و مفهوم هویت
موضوع هویت و هویت یابی در پاسخگویی به این پرسش بوجود آمد: من کیستم و از کجا آمده ام؟ چه هدفی دارم و به کجا می روم؟ این مباحث قرین با آفرینش انسان بوده است و دانشمندان زیادی در رشته های مختلف علوم انسانی جهت پاسخگویی به این پرسش برآمده اند. با توجه به این که هویت، موضوعی غامض و پیچیده است در نتیجه تعاریف مختلفی از آن شده است.
در فرهنگ عمید هویت بدین گونه تعریف شده است: هویت یعنی حقیقت شیء یا شخص که مشتمل بر صفات جوهری او باشد. هویت در لغت به معنای شخصیت، ذات هستی، وجود و منسوب به «هو» می باشد. آن احساسی که در درون فرد نسبت به خویشتن وجود داشته و او را از دیگران متمایز و منفک کرده و با وجود تغییرات خارجی و محیطی همچنان ثابت می ماند، احساس هویت نامیده می شود (فرهنگ عمید، 1362).
به نظر اریکسون هویت عبارت است از افتراق و تمیزی که فرد بین خود و دیگران می گذارد. از دید او هویت یک سازه روانی اجتماعی است که شامل طرز فکر، عقاید فرد و نحوه ارتباط او با دیگران می شود. هویت فردی نیز جنبه هایی از هویت است که کمک می کند فرد خودش را از دیگران جدا کند و شامل دسته ای از ارزش ها، باورها و هدف هایی است که فرد دارد و از دید دیگران پنهان نیست (جوکار، 1385). طبق یک تعریف ساده، هویت به معنای تشخص است. نوجوان باید بتواند دانش و برداشت هایی را که از گذشته خود کسب کرده در یک مجموعه و قالب قرار دهد، به طوری که شخصیتی واحد و منسجم را در خود بیابد و نسبت به گذشته دید روشنی کسب کند (اکبرزاده، 1376). جیمز[1] هویت شخصی را مفهومی می داند که فرد از خود به عنوان یک شخص دارد واین مفهوم ناشی از تجربه تداوم و تمایز است، یعنی خود در طی زمان یکسان باقی می ماند و در عین حال از دیگران متمایز است (محسنی، 1375، به نقل از شهر آرای، 1384).
بوندکر (1992) معتقد است که خود آن زمینه ای از دانش است که افراد در مورد آنچه در دنیا به آن عمل و در پاسخ به پرسش «من که هستم» ساخته اند (محسنی، 1383). مورفی[2] در تعریف مفهوم خود می گوید: خود عبارت است از احساسات و ادراکاتی که هر کسی از کل خویشتن دارد ( سیاسی، 1377). تفاوتی که خود و خویشتن با هویت دارند در این است که خود و خویشتن تنها در مورد فردیت و شخص مصداق و کاربرد پیدا می کند ولی هویت را می توان در قالب هویت اجتماعی، هویت جنسی، هویت قومی، هویت دینی و ... به کار گرفت. خودآگاهی میانجی گر بسیاری از رفتارهای انسان است. سینگ[3](2006) خودآگاهی را ادراک درست و واقع بینانه از علایق، ارزش ها، مهارت ها، محدویت ها و رجحان های زندگی شخص می داند خودآگاهی به عنوان صفت شخصیتی و مهارتی تصور می شود که گفته شده است در تنظیم عملکرد افراد و کسب برتری مدیرانه نقش مهمی بازی می کند. «هویت معمولاً در نگرش ها و احساسات فرد نمود می یابد ولی بستر شکل گییری آن زندگی جمعی است. هویت اجتماعی نمود یافته در شخصیت، جدا از دنیای اجتماعی دیگر افراد معنایی ندارد» (تاجیک، 1384).
[1].James
[2].Morphy
[3].Singh
| دسته بندی | شیمی |
| بازدید ها | 1 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 3412 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 70 |
1- 2- خصوصیات فیزیکی Physical properties
1-5-2-باقیمانده های نفتی
1-10-کاربردهای متانول:
1-10-1-1- تولید اسید استیک:
1-10-1-2-کاربرد اسید استیک در صنایع:
1-10-2-تولید وینیل استات:
1-10-3-فرمالدئید:
1-10-4-اتیلن گلیکول:
1-10-5-متیل آمین:
1-10-6-دی متیل اتر:
1-10-7- ترکیبات کلرومتان :
1-10-8-متیل ترشری بوتیل الکل(MTBE)
1-10-9-کاربرد متانول در مخلوط با بنزین:
2-1-اصول واکنشهای کاتالیستی
2-1-1-مراحل مستقل در واکنشهای کاتالیستی
2-1-2-سینیتیک ومکانیسم واکنشهای کاتالیستی
2-1-3-اهمیت جذب سطحی در واکنشهای کاتالیستی هتروژن
2-1-4-بررسی سینتیکی
2-1-5-مکانیسم واکنشهای کاتالیستی هتروژن فاز گاز
2-1-5-1-مکانیسم Langmuir- Hinshelwood (1421 )
2-1-5-2-مکانیسم Eley –Rideal
2-1-1- مقدمه
2-1-2- استوکیومتری و ترمودینامیک
2-1-3- سینتیک و مکانیسم
Klier
Graff
Skrzypek
2-1-4- مکانیسم
فصل سوم: شبیه سازی واکنش کاتالیستی هتروژنی توسط Hysys
3-1- مدل سینتیکی
3-2-مراحل شبیه سازی رآکتور در Hysys
3-3--نتایج حاصله از شبیه سازی
منابع
فصل اول :متانول ،خواص و روشهای تولید
1-1-تاریخچه [1]
مصریان باستان جهت مومیایی کردن ازمخلوطی استفاده می کردند که شامل متانول نیزبود،که آنرا از پیرولیز چوب به دست آورده بودند با این وجود متانول خالص برای اولین بار توسط رابرت بویل در 1661 جدا سازی شد، که او آنرا Spirit of box نامید. زیرا در تهیه آن از چوب صندوق استفاده کرده بود که بعداً به Piroxilic Spirit معروف شد. در سال 1834 ، شیمیدانان فرانسوی آقایانJean -Baptiste وEugene Peligot عناصر تشکیل دهندة آنرا شناسایی کردند ،آنها همچنین لغت methylene را به شیمی آلی وارد کردند که واژه methu به معنای شراب واژه hyle به معنای چوب بود. سپس در سال 1840 واژه methyl از آن مشتق شد و جهت توصیف Methyl Alcohol استفاده شد. سپس این نام در سال 1892 به وسیله کنفرانس بین المللی نامگذاری مواد شیمیایی بهMethanol کوتاه شد.
در1923،دانشمند آلمانیMattias Pier که برای شرکتBASFکارمی کرد، طرحی را جهت تولید متانول از گاز سنتز (مخلوطی از اکسیدهای کربن و هیدروژن که از زغال به دست می آمد و در سنتز آمونیاک نیز کاربرد دارد ) ارائه کرد. که در آن از کاتالیست روی- کرم استفاده می شد و شرایط سختی از نظر فشاری (1000 الی300 اتمسفر) و دما (بالای ) داشت. تولید مدرن متانول هم اکنون توسط کاتالیست هایی که امکان استفاده از شرایط دمایی کمتر را دارند، ممکن است
متانول ( متیل الکل ) به فرمول یک مایع شفاف سفید رنگ شبیه آب است که در دمای معمولی بوی ملایم دارد . از زمان کشف آن در اواخر قرن هفدهم تاکنون مصرف آن رشد رو به فزونی داشته به طوری که اکنون با تولید سالانة تن متریک رتبه 21 را در بین محصولات شیمیایی صنعتی داراست متانول گاها با عنوان الکل چوب یا ( برخی مواقع Wood Spirite ) نیز خوانده می شود که دلیل آن به تقریبا یک قرن تولید تجاری آن از خرده چوب بر می گردد به هر حال متانولی که از چوب تهیه شده باشد مواد آلوده کنندة بیشتری ( مانند استیلن ، اسید استیک ، الکل الیل ) دارد تا الکلهای صنعتی امروزی .
برای سالهای متوالی مصرف کننده اصلی متانول تولیدی ، فرمالدئید با مصرف تقریبا نیمی از متانول تولید شده بود ولی در آینده از اهمیت آن کاسته می شود زیرا مصارف جدیدی از جمله تولید اسید استیک و MTBE (که جهت بهبود عدد اکتان بنزین به کار می رود ) در حال افزایش است . از طرفی استفاده از متانول به عنوان سوخت در شرایط ویژه قابل توجه خواهد بود .
1- 2- خصوصیات فیزیکی Physical properties [1]
خصوصیات فیزیکی متانول در جدول 1 داده شده است
فشار بخار متانول از تا با معادله زیر داده می شود .
که درآن فشاربرحسب kpa ( معادل 7.5mmHg) ودما برحسب درجه کلوین است.
متانول معمولا در واکنشهایی شرکت می کند که از نظر شیمیایی در دسته واکنشهای الکلی قرار می گیرند از مواردی که از نظر صنعتی اهمیت ویژه أی دارد هیدروژن زدایی و هیدروژن زدایی اکسایشی متانول و تبدیل به فرم آلدئید برروی کاتالیست نقره یا مولیبدن – آهن و همچنین تبدیل متانول به اسید استیک بر روی کاتالیست کبالت یا روبیدیوم است .
از طرفی دی متیل اتر (DME) از حذف آب متانول توسط کاتالیست اسیدی قابل تولید است. واکنش ایزوبوتیلن با متانول که توسط کاتالیزور اسیدی انجام می شود و منجر به تولید متیل توشیو بوتیل اتر می شود ( که یک افزایندة مهم عدد اکتان بنزین است ) کاربرد فزاینده أی دارد .
تولید متیل استرها با کاتالیزور اسیدی از اسیدهای کربوکسیلیک و متانول انجام می شود که در آن جهت کامل کردن واکنش از استخراجی آزئوتروپی آب استفاده می شود .
متیل هیدروژن سولفات ، متیل نیترات و متیل هالیدها از واکنش متانول با اسیدهای غیر آلی مربوطه تولید می شوند .
مونو- ، دی– و تری- متیل آمین از واکنش مستقیم آمونیاک با متانول به دست می آیند .
اولین و قدیمی ترین روش تولید عمده متانول تقطیر تخریبی چوب بود که از اواسط قرن نوزدهم تا اوایل قرن بیستم به صورت عملی انجام می شد و هم اکنون در ایالات متحده دیگر انجام نمی شود. این روش تولید با توسعه فرآیند سنتز متانول از هیدروژن و اکسیدهای کربن، در دهه 1920 کنار گذاشته شد .
متانول همچنین به عنوان یکی از محصولات اکسیداسیون غیر کاتالیستی هیدروکربنها تولید می شد. تجربه أی که از سال 1973 کنار گذاشته شد .
متانول را همچنین می توان به عنوان یک محصول فرعی فرآیند Fisher-Tropsch به دست آورد تولید مدرن متانول در مقیاس صنعتی منحصراً بر پایه سنتز آن از مخلوط پر فشار هیدروژن ، دی اکسید کربن و منوکسید کربن در حضور کاتالیست فلزی هتروژنی است .
تولید مدرن در مقیاس صنعتی متانول امروزه منحصرا از مخلوط پر فشار گازهای هیدروژن و اکسیدهای کربن بر روی کاتالیت فلزی است.فشار گاز سنتز به اکتیویته کاتالیست مورد استفاده ، بستگی دارد .
طبق توافق حاصل شده، تکنولوژیهایی تولید متانول به صورت زیر دسته بندی شده اند :فرآیندهای فشار پائین (5-10 Mpa) ، فرآیندهای با فشار میانی (10-25 Mpa) و فرآیندهای فشار بالا (25-35 Mpa).
در 1923 شرکت BASF درآلمان اولین سنتزتجاری متانول را آغازکرد. در این فرآیند از سیستم کاتالیستی اکسید روی–اکسید کرم بهره گرفته شده بود . که این واقعه را آغاز تکنولوژی تولید فشار بالا می توان برشمرد .
در سال1927 در یک تلاش جداگانه تولید فشار بالای متانول در واحدهای متعلق به شرکت های Dupont و Commercial Sovents آغاز شد .
در سال 1965 یک واحد مدرن تولید متانول با ظرفیتی در حدود 225-450 t/d ، در فشار 35 Mpa به طور خالصی گاز طبیعی به ازاء تولید یک تن متانول مصرف می کرد که برای فشارهای بالاتر از 21 Mpa از کمپرسورهای پیستونی استفاده می شد .
در اواخر دهه 1960 تکنولوژی تولید فشار میانی و فشار پائین متانول با استفاده از کاتالیست با دوام و اکتیو مس – اکسید روی به صورت عملی مورد بهره برداری قرار گرفت .
شرکت ICI Ltd. در انگلستان ، سنتز فشار پائین متانول را در اواخر سال 1966 آغاز کرد که در آن سال یک واحد تولیدی با ظرفیت 400 t/d در فشار 5Mpa فقط از کمپرسورهای سانتریفوژ استفاده می کرد .
در سال 1971 شرکت Lurgi به صورت آزمایشی یک واحد تولیدی فشار پائین با ظرفیت 11 t/d که از کاتالیست مس استفاده می کرد ، احداث نمود .
مزیتهای تکنولوژی های فشار پائین در کاهش توان مصرفی جهت افزایش فشار، عمر طولانی تر کاتالیست ها و ظرفیت تولید بیشتر بود که در کنار آن می توان به ظرفیت single–train بیشتر و اطمینان از عملکرد اشاره کرد ، که با فشار بالا در تناقض هستند.
از سال 1970 به بعد علی رغم برخی استثناءها هرگونه توسعه واحدهای تولید متانول با استفاده تکنولوژی فشار پائین یا میانی بوده است. درسال 1980 ، 55% تولید متانول در ایالات متحده با استفاده از سنتز فشار پائین بوده و ازآن به بعدواحدهای فشار بالا با تکنولوژی فشار پائین اصطلاحاً “revamp” شده اند، یا اینکه به کل تعطیل شدند .
یک واحد معمول تولید فشار پائین – میانی در سال 1980 با ظرفیت 1000-2000t/d در فشاری در حدود 8-10 Mpa عمل می کند و در یک فرآیند single – train فقط از کمپرسورهای سانتریفیوژ بهره می برد و جهت تولید 1 تن متانول گاز طبیعی مصرف می کند .
تنها نوآوری جدیدی که در افق دیده می شود ، فرآیند سه فازی شرکت Chem System است . یک مایع بی اثر جهت سیال سازی کاتالیست و خارج کردن حرارت از سیستم به کار گرفته شده است . ادعا شده است که درصد تبدیل بدون “recycle” این فرآیند ازدرصد تبدیل فرآیند دو فازی معمولی بالاتر است .
[6]امروزه سه نوع فرآیند به طور عمده در جهان جهت کید متانول مورد استفاده قرار می گیرند که عبارتند از :ICI ، Lurgi ، Mitsubishi
که تفاوت اصلی آنها در طراحی رآکتور ونحوه خارج کردن حرارت از آن است که در شکل زیر مشاهده می شود :
رآکتور طراحی ICI از تعدادی بسترهای کاتالیست ثابت آدیاباتیک تشکیل شده واز گاز سرد خوراک جهت خنک کردن واکنشگرهای بین بسترها استفاده می شود .این باعث ایجاد جهشهایی در پروفیل دمای رآکتور می شود که در شکل دیده می شود .رآکتورهای طراحی شرکت های Lurgi و Mitsubishi پروفیل دمای افقی تری دارند که تقریبا رآکتور را Isothermal می توان فرض کرد که این در اثر تولید مقدار قابل توجهی بخار فشار بالا خواهد بود .غیرفعال شدن کاتالیست در رآکتورهای همدما کندتر خواهد بود.
خوراک معمول جهت تولید گاز سنتز مورد نیاز برای تولید متانول گاز طبیعی و باقیمانده های نفتی است . از دیگر خوراک های مناسب می توان به نفتا و ذغال سنگ اشاره کرد .
گاز طبیعی ، باقیمانده های نفتی و نفتا در مجموع 90% ظرفیت جهانی تولید متانول را تأمین می کنند باقیمانده مربوط به گازهای زائد از فرآیندهای متفرقه است ( off-gas ) .
خوراک گاز طبیعی 75% تولید متانول در ایالات متحده و 70% تولید جهانی متانول را به خود اختصاص می دهد طرح شماتیکی از مراحل تولید متانول در شکل 1 نشان داده شده است .
درفرآیند مدرن تولید متانول ازگاز طبیعی ، گازطبیعی که قسمت اصلی آن را متان تشکیل می دهد سولفورزدایی می شود (حداکثر مقدار سولفور کمتر از 0.25 ppm ) و با بخار مخلوط می شود و تا دمای پیشگرم می شود . مخلوط به reformer فرستاده می شود و در آنجا در لوله های حاوی کاتالیست غنی شده از نیکل که از بیرون با شعله Burner ها در تماسند، جریان می یابد .
واکنشهای زیر رخ می دهد :
که شرایط تعادل باید در دمای و فشار 0.7-1.7 Mpa در نظر گرفته شود.واکنش کلی بسیار گرماگیر است و به مقادیر زیادی سوخت جهت مشعل ها نیاز است .
گرمایی که ازreformer توسط گاز سوخت شده و گاز سنتز تولید شده خارج می شود ، جهت تولید بخار با فشار 4-10 Mpa (بخار HHPS) استفاده می شود که به نوبه خود در تأمین نیروی محرکه (توربینها) و بار حرارتی برجها ، کاربرد دارد . که در کاهش مصرف انرژی کلی فرآیند نقش قابل توجهی دارد .
گاز سنتزی که در Steam reformer از گاز طبیعی به دست می آید نسبت به استوکیومتری واکنش تولید متانول ، مقدار بیشتری هیدروژن دارد . استوکیومتری واکنش سنتزمتانول خوراکی با نسبت در حدود 1.05 دارد در حالی که در مخلوط تولیدی از Steam reformer ، این نسبت (اگر به مخلوط اضافه شود ) در حدود 1.4 است. در کاتالیست فرآیند فشار پائین ، این مقدار اضافی هیدروژن ، موجود بهبود عملکرد کاتالیست می شود .
به این جهت هزینه های converter پائین می آید در حالی که در فرآیندهای فشار بالا باید هیدروژن از مخلوط جدا شود که خود مستلزم هزینه و عملیات خاص است . هیدروژن اضافی پس از مرحله سنتز به عنوان سوخت در reformer مورد استفاده قرار می گیرد . بنابراین راندمان کلی انرژی در سطح بالایی نگه داشته می شود که موجب اقتصادی بودن فرآیند خواهد شد .
در طراحی واحد تولید متانول از گاز طبیعی در فشار پائین می توان اضافه کردن را به مخلوط حاصل از reforming ، را در نظر گرفت . که مزیت آن در استفاده از هیدروژن اضافی جهت کاهش مصرف گاز طبیعی به ازاء تولید هر تن متانول متانول است . با توجه به اینکه ماده گرانقیمتی نیست .
اضافه کردن مقدار کافی از باعث بهبود سنتز از نظر استوکیومتری می شود مانند آنچه در مورد خوراک نفتا وجود دارد .بازیافت از گاز سوخته شده در reformer اقتصادی گزارش نشده است .
1-5-2-باقیمانده های نفتی [1]
تولید متانول از باقیمانده های نفتی در حدود 15% کل تولید جهانی متانول را تشکیل می دهد نفت سنگین در یک رآکتور اکسیداسیون جزئی (POX) به گاز سنتز تبدیل می شود .
طرح شماتیک ساده أی از مراحل فرآیند در شکل 2 آورده شده است
باقیمانده های نفتی به رآکتور (POX) فرستاده می شوند که در آنجا در یک vessel مقاوم در برابر حرارت به صورت آدیاباتیک و بدون کاتالیست همراه با گاز اکسیژن فشرده شده به مخلوطی از اکسیدهای کربن و هیدروژن تبدیل می شود واکنش اکسیداسیون جزئی زیر که با مصرف اکسیژن همراه است انجام شود .
این واکنش گرمازا است و انرژی کافی جهت reforming باقیماندة خوراک را تحت واکنشهای قبل تأمین می کند همانند واکنشهای فرآیند گاز طبیعی غلظت با توجه به تعادل واکنشهای مذکور در شرایط دمایی و فشار 4-8 Mpa تعیین می شود. مصرف اکسیژن به میزان پیشگرم کردن خوراک، ترکیبات آن ودمای درنظرگرفته شده بستگی دارد.گرمای هدررفته ازمحصول در یک ریبویلر مخصوص ، بازیافت می شود .
ذرات کربن (soot) ، گوگرد ( سولفید هیدروژن و سولفید کربنیل ) و فلزات سنگین جدا می شوند . جهت دستیابی به نسبت هیدروژن به کربن بهتر مقداری از به تبدیل و جدا می شود. فرآیند در کل از فرآیند تولید متانول از گاز طبیعی پیچیده تر است با وجود این (POX) ،امکان استفاده از خوراکهای متنوعی از گاز طبیعی گرفته تا باقیمانده های ترش نفتی را ایجاد می کند . معمولا اکسیداسیون جزئی در فشاری صورت می گیرد که جهت ورود به مرحله سنتز کافی است و این خود باعث حذف مرحله فشرده سازی گاز سنتز می شود .
نفتا در حدود بیش از 5% تولید جهانی متانول را به خود اختصاص می دهد (در 1980) ولی در ایالات متحده از آن جهت تولید متانول استفاده نمی شود .
مراحل فرآیند تولید متانول از نفتا تقریبا شبیه تولید آن از گاز طبیعی است (شکل 1) با این تفاوت که نفتا به یک مرحله جهت تبخیر شدن قبل از مرحله سولفور زدایی احتیاج دارد .سولفور زدایی نفتا کمی پیچیده تر از آن چیزی باشد که جهت گاز طبیعی نیاز است . گاز سنتزی که از نفتا تولید شود نسبت استوکیومتری بهینه أی جهت سنتز متانول دارد .
تولید متان ازذغال سنگ کمتراز2% تولید جهانی برآوردمی شود (در سال 1980) هیچ واحد تولید متانول از زغال سنگ در ایالات متحده وجود ندارد .با این وجود تولید متانول از ذغال سنگ توجه جدی را در ایالات متحده برانگیخته زیرا منابع نفتی و گاز طبیعی رو به نقصان دارند و کارتلهای نفتی خارجی گهگاه بازار انرژی را متأثر می کنند .
| دسته بندی | مدیریت |
| بازدید ها | 13 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 38 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 33 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
دیدگاه های مختلف درباره ی تعاون
به طور کلی تعاون در تاریخچه ادیان، بشر را به نیکوکاری، نوع دوستی، همبستگی و تعاون دعوت می نماید. مذاهب خواهان برقراری عدالت اجتماعی در جهان می باشند و با هر نوع بی عدالتی و استثمار مخالفند. تعاون اندیشه نیکوکاری را به طریقی اصولی و قدرتمند تحکیم می بخشد. تعاون هر دو اصل عدالت نیکوکاری را در خود جمع دارد و بر رعایت انصاف و ایثار نفس متکی است. در حقیقت تعاون و همکاری یک امر فطری است که بشر مخصوصاً در مصائب و مشکلات و مواقع حساس خطر به آن متوسل می شده است. تعاون، تجلی مذهب در امور اقتصادی و اجتماعی به شمار می رود. در آیین زردتشت کلیه امور به دو بخش تقسیم می شوند، بخش اول مربوط به قلمرو نیکی است و بخش دوم مربوط به قلمرو زشتی و پلیدی است یکی مربوط به خیر و دیگری مربوط به شر و یا یکی اهورامزدا و دیگری اهریمن است، روابط متقابل بین این دو اصل وظیفه اخلاقی و تعاونی مردم را مشخص می سازد. انسان وظیفه دارد با اصل نیکی همکاری و با اصل بدی دشمنی نماید، تا در اثر همکاری او نیکی پیروز شود و زشتی نابود گردد (ثیرانی، 1368، 35). در دین یهود همکاری عمومی از وظایف پیروان این دین بود، که اصول تعاون را تشکیل می دهد. کوشش در نگهداری سرزمین خدا و اصلاح امور اقتصادی از جمله مسائلی است که همکاری متقابل را ایجاد می کند، آنچه به طور کلی از تورات حاصل می شود این است که خداوند قوم بنی اسرائیل را به همکاری دعوت نموده، این قوم تا زمانی مقدس است که تعاون اجتماعی را شعار خود قرار دهد. حدود همسایگان خویش را نگه دارد، به مال و جان و ناموس مردم خیانت نکند و در هر مورد همکاری متقابل را سرمشق زندگی خود قرار دهد. روزی که تعاون از میان قوم یهود برود و جای خود را به دشمنی و نفاق بدهد و سلامت و امنیت از میان این قوم رخت بر خواهد بست و عذاب الهی دامنگیر آنها خواهد شد. همچنین در آیین مسیح تعاون بر اساس محبت و عشق متجلی می شود. تعاون در نیکوکاری و احتراز دشمنی با دیگران، از اصول دین مسیح می باشد، عقاید اجتماعی کاتولیکهای تعاون و اصول آنرا با آغوش باز پذیرفته اند و معتقدان به این آیین تعاون را بانی پیشرفت و رونق امور اقتصادی و اخلاقی می دانند. در مکتب اسلام که دارای نظام اقتصادی خاص خود است نیز بر تعاون و همکاری متقابل تأکید فراون شده و در امور اقتصادی و اجتماعی تعاون به عنوان یک اصل اساسی پذیرفته شده است. برای شناخت روح همبستگی و تعاون اسلامی مطالعه و بررسی قرآن کریم و احکام اسلامی و احادیث زیادی که در این زمینه وجود دارد و همچنین بررسی زندگی پیامبر اسلام و ائمه اطهار ضروریست. جامعه ای که بر اساس جهان بینی توحیدی استوار شده باشد هیچ نیرویی را جز خدا بندگی نمی کند و هیچ حکومتی را شایسته نمی داند مگر حکومتی که در جهت تحقق امر در چنین جامعه ای قدرت ها و ثروت ها در متن جامعه پخش می باشد و این امور جز با برپایی نظام اقتصادی اسلام امکان پذیر نخواهد بود. اصل یکپارچگی و روح تعاون و ایثار از خصوصیات این نظام می باشد.
| دسته بندی | مکانیک |
| بازدید ها | 1 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 687 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 80 |
فهرست مطالب
___________________________________________
*فصل اول *
*روغن وانواع آن*
________________________________________________________
* فصل دوم *
*مبدل گشتاور *
___________________________________________________
*فصل سوم *
* هیدرولیک *
تاریخچه
از زمانی که سازندگان خودروهای شخصی و مسافربری دارای موتور درونسوز مجبور به تولید موتورهایی کوچکتر، با کاربرد بهتر سوخت، آلایندگی کمتر و بادوام تر شده اند، نیاز موتورها به روغنکاری نیز به طور چشمگیری تغییر کرده است. این تغییرات در موتور موجب تولید روغن موتورهایی شد که برای موتورهایی با پیچیدگی بیشتر، دمای بالاتر و دور موتور سریعتر مناسب باشند.
این نوع روغنها دارای مواد افزودنی هستند که به خصوص هنگام روشن کردن موتور از فرسودگی آن جلوگیری میکند، چسبندگی بین قطعات را حفظ کرده و با معلق نگهداشتن دوده و مواد آلاینده حاصل از احتراق، به عبور و شسته شدن آنها از بخشهای داخلی موتور کمک میکند. این خواص موجب می شوند که فاصله بین دو تعویض روغن افزایش یابد.
کار روغن موتور چیست؟
وظایف اصلی روغن موتور عبارت است: روان سازی قسمتهای متحرک موتور، به حداقل رساندن اصطکاک و فرسایش، کمک به کاهش حرارت و جذب ذرات معلق و رسوبات لجنی حاصل از احتراق. از آنجا که روغن موتور باید این چند کار را به طور همزمان انجام دهد، فرمولاسیون شیمیایی پیچیدهای را میطلبد اما برای آگاهی از عملکرد روغن موتور چگونگی ردهبندی آن و انتخاب نوع صحیح روغن موتور برای خودرویتان، نیازی نیست شیمیدان یا مهندس شیمی باشید بلکه کافی است با انواع مختلف روغن موتور، ردهبندی و علائم و اختصارات آن آشنا شوید.
وظایف عمده روغن
ایجاد فیلم روغن بین سطوحی که روی هم می لغزند.
نظیر رینگ و پیستون روی سطح سیلندر و یا میل لنگ روی سطح یاتاقان.
فیلم روغن عبارت است از یک لایه نازک روغنی که بین سطوح قرار گرفته و از تماس دو سطح با یکدیگر جلوگیری می نماید.برای مثال دو قطعه شیشه را اگر بخواهیم روی هم حرکت دهیم ، این کار به سختی صورت می گیرد و دو سطح روی هم اثر تخریبی و خش خواهند گذاشت ولی با استفاده از فیلم روغن بین دو سطح می توان از تماس آنها جلوگیری کرد.
واضح است که روغنی دارای کیفیت بالاتر است که بتواند پنج وظیفه فوق را بهتر انجام دهد.
یکی از خصوصیات مهم در شناسایی روغن گرانروی یا ویسکوزیته
(viscosity) آن می باشد.
گرانروی : عبارت است از مقاوت روغن در مقابل جاری شدن.
روغن بایستی نه آنقدر غلیظ باشد که نتواند داخل شیارهای نفوذ کند و نه آنقدر دارای غلظت کمی باشد که همواره بین قطعات نشست نموده و فیلم روغن را تشکیل ندهد.
روغنها در بازار معمولاً با اعدادی مانند 30،40، 50 معرفی می شوند و این اعداد نشان دهنده زمانی هستند که حجم ثابتی از روغن در دمای 40 درجه سانتی گراد از یک قیف استاندارد جاری می شود.
*****
در تهیه برنامه روانکاری می توان از سرویسهای خدماتی و مشاوره ای که توسط تولید کنندگان روغن های صنعتی ارائه می گردد استفاده نمود.داشتن لیست روغن های مشابه و مرغوب با مارک های متفاوت می تواند بخش نت را در انتخاب انواع روغنهای مناسب و قابل استفاده یاری نماید.بدیهی است که باید تا حد ممکن از بکارگیری تنوع زیاد روغن های صنعتی خوداری شود.
عوامل زیر را در هنگام برنامه ریزی روانکاری تجهیزات لحاظ کنید :
- تعداد و محلهای روانکاری هر دستگاه.
- دوره تناوب روانکاری.
- نحوه و روش روانکاری ( استفاده از پمپ، گریس پمپ، قیف ، برس موئی و ...)
- حجم و میزان روانکار.
- نوع روانکار.
- معادل و جایگزین روانکار.
- وضعیت دستگاه حین روانکاری.
انواع روغنها
در حال حاضر روغنهای موتور به سه نوع کلی تقسیم میشوند:
الف: مینرال (ارگانیک)
ب: سنتتیک
چ: نیمه سنتتیک (Premium)
الف ـ مینرال: روغنی است که برپایه نفت خام ساخته میشود و سالهاست در خودروها به کار میرود و همه ما با آن آشنایی داریم.
ب ـ سنتتیک: روغنی است که از ترکیبات شیمیایی یا پولیمراسیون هیدروکربنها (Olefins) تولید میشود نه از تصفیه نفت خام. این نوع روغن اولین بار در موتورهای جت به کار گرفته شد و به دلیل مزایایی که نسبت به نوع مینرال داراست، در سالیان اخیر مصرف آن در خودروها نیز فزونی یافته است. روغنهای سنتتیک انواع مختلف با مواد تشکیل دهنده متفاوت دارند که این موضوع آنها را از لحاظ کیفیت و نوع مصرف نیز با یکدیگر متمایز میکند. از بین صدها نوع روغن سنتتیک با فرمولاسیونهای مختلف که هر یک محاسن و معایبی دارند، نوعی که برپایه Poly alpha olefins یا به اختصار (PAO) ساخته میشود و مقادیر کمی هم Ester دارد، دارای کارایی و مقبولیت بیشتری است.
روغنهای نیمه سینتتیک
این روغن از ترکیب روغن مینرال و سینتتیک تهیه میشود و با وجود اینکه فاقد بعضی از مزایای روغن سینتتیک است، اما در عوض نسبت به روغن معدنی کارایی بهتری دارد. بیشترین استفاده آن درخودروهایی نظیر وانت و انواع خودروهای سنگین مانند پاترول به کار می روند. توجه کنید که در دفترچه راهنمای بعضی خودروها، نوع روغن مناسب آن نوشته شده است. اگر خودرویی برای روغن سینتتیک طراحی شده باشد، به هیچ وجه نباید از روغن نیمه سینتتیک در آن بریزید.
روغنهای سینتتیک Synthetic
این نوع روغن از ترکیبات شیمیایی هیدروکربنها ساخته میشود و بر خلاف روغنهای طبیعی، از نفت خام به دست نمی آید. از آنجایی که این روغنها از مواد مختلفی ساخته می شوند، طبعا دارای خواص متفاوتی هم هستند و هر یک از آنها دارای محسنات و ایرادهای خاص خود است. اما در کل نوعی که برپایه Poly alpha olefins(PAO) ساخته شده و دارای کمی نمک آلی Ester است، بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد.
روغن سینتتیک در اصل برای موتورهای کارآمد ماشینهای مسابقه و موتور جت ساخته شد. کمپانی موبیل Mobil (دومین کمپانی نفتی بزرگ جهان که اکنون با کمپانی اکسون Exxon ادغام شده است) در سالهای ۱۹۷۰ کوشش کرد که این مصرف این نوع روغن را برای استفاده در اتوموبیلهای معمولی هم رواج دهد.
در صورتی که شما خودرویی با موتور کارآمد و قوی داشته باشید یا از وسیله نقلیه خود در آب و هوای بسیار سرد استفاده میکنید، روغن سینتتیک انتخاب مناسبی خواهد بود. این نوع روغن در مقابل تجزیه بر اثر حرارت مقاوم بوده و در هوای بسیار سرد بهتر روان میشود. اما استفاده از روغن سینتتیک در هوای معتدل و برای موتورهای معمولی، هیچ مزیت خاصی ندارد.
به طور خلاصه، استفاده از روغن سینتتیک موجب میشود که شما از به کار بردن روغنی که از سر موتورتان هم زیاد است بسیار شاد باشید، اما بدانید که اینکار از فرسودگی موتور جلوگیری نکرده و عمر آنرا طولانی نخواهد کرد. نکته دیگر اینکه، فاصله زمانی تعویض روغن سینتتیک کمی بیشتر از روغنخای دیگر است، اما فراموش نکنید که این روغنها هم آلوده می شوند و این تفاوت زمان آنقدرها هم چشمگیر نیست. در این زمینه بیشتر از اینکه به گفته تبلیغات توجه کنید، با تعمیر کار خود برنامه ریزی کنید.
مزایای روغن سینیتیک
1. کاهش مصرف روغن به دلیل عمر بیشتر آن
۲. غیرخورنده و غیرسمی بودن
۳. تبخیر شوندگی پایین
۴. دمای سوختن بال
۵. مقاومت در برابر اکسیداسیون بالا
6. دارا بودن شاخص ویسکوزیته بالا به صورت طبیعی (عکسالعمل سریع در مقابل تغییرات دما)
۷. کاهش مصرف سوخت تا ۴/۲ درصد
8. نقطه روان شدن پایین
۹. قابلیت استفاده از روغنهای با گستره ویسکوزیته زیاد بدون نگرانی از شکست پلیمرها (در ادامه توضیح داده خواهد شد.) عیب این نوع روغنها نیز قیمت بالای آنها و عدم تطابق کامل با موتورهای دارای تکنولوژی قدیمی است.
ج ـ نیمه سنتتیک: مخلوطی است از روغن سنتتیک و مینرال (ارگانیک). این نوع روغن کیفیت روغنهای سنتتیک را ندارد اما در شرایط سخت نظیر دماهای بالا و یا بار زیاد عملکرد بهتری نسبت به نوع مینرال از خود نشان میدهد و بیشتر در وانتها و SUVها مصرف میشود و قیمت آن نیز کمی بیشتر از مینرالهاست. برای آگاهی از این که کدام روغن برای خودروی شما مناسب است، بهترین منبع و مأخذ دفترچه راهنمای خودرو یا برچسبهای داخل محفظه موتور (در صورتی که نوع روغن مشخص نشده، معنای آن استفاده از همان نوع قدیمی مینرال است). استفاده از روغن مینرال یا نیمه سنتتیک برای موتوری که تنها استفاده از روغن سنتتیک در آن توصیه شده، میتواند برای موتور خطرآفرین باشد اما در مقابل استفاده از روغنهای سنتتیک یا نیمه سنتتیک برای موتورهایی که برای استفاده از نوع مینرال طراحی شدهاند (موتورهای قدیمی) با تمهیدات خاصی، از نظر تولیدکنندگان روغنهای سنتتیک بلامانع است، اما بسیاری از متخصصان به دلایل زیر این کار را نیز اشتباه و مضر میدانند: ۱. هر یک از انواع مختلف روغنهای سنتتیک با توجه به فرمول شیمیایی، قابلیت تطابق با برخی انواع لاستیکها و الاستومرها را ندارد و در نتیجه اگر از روغن سنتتیکی با فرمول خاصی برای موتورهای با واشرها و درزبندهایی که با آن فرمول روغن سازگار نباشد، استفاده شود باعث نشتی روغن و مسائلی از این قبیل خواهد شد (روغنهای مینرال سبب تورم واشرها و جلوگیری از نشتی آنها میشوند اما روغنهای سنتتیک در مورد برخی انواع واشرها فاقد این خاصیت هستند و حتی بعضی از آنها باعث خورده شدن برخی از انواع واشرها میشوند. حتی استفاده از روغن سنتتیک با مواد تشکیل دهندهای متفاوت با مندرجات دفترچه راهنمای خودرو، برای خودروهایی که با این نوع روغن کار میکنند نیز میتواند خطرساز باشد، چه رسد به استفاده از این نوع روغنها در موتورهایی که برپایه استفاده از روغن مینرال طراحی شدهاند. به عنوان مثال روغن سنتتیک برپایه Poly glycol با پلی استرها، پلی کربنیکها، ABS، پلی ونیل کلرینها Poly phenylene Oxide (همگی پلاستیک هستند) و Buna S، بوتیل، Neoprene و لاستیک طبیعی (همگی الاستومر هستند) سازگاری خوبی ندارد و یا روغن سنتتیک برپایه PAO نیز که بیشتر روغنهای سنتتیک موجود در بازار بر این پایه هستند، سازگاری ضعیفی دارد. مزیت برخی از انواع روغنهای سنتتیک و قابلیت تطابق آنها با انواع الاستومرها و لاستیکها، همچنین حلالیت هر کدام در افزودنیها و لجن موتور به همراه خواص و عدد VI (در ادامه بررسی خواهد شد) هر کدام را در نمودار میبینید. ۲. روغنهای سنتتیک در مقایسه با روغنهای مینرال با لایه نازکتری روی قطعات موتور مینشیند (به همین دلیل فاصله قطعات ثابت و متحرک موتورهایی که با روغن سنتتیک کار میکنند، کمتر است) لذا استفاده از این نوع روغن برای موتورهایی که براساس تکنولوژی قدیمی مینرال طراحی شدهاند باعث نشتی پیستون خواهد شد. البته این مورد از طرف سازندگان روغنهای سنتتیک با دلایل قابل قبولی رد میشود اما در عمل این مشکل در خودروهای قدیمی دیده شده است. اگر سالهاست از روغن مینرال استفاده میکنید و خودرویتان دارای تکنولوژی قدیمی است، از این نوع روغنها استفاده نکنید اما در صورتی که خودرویی با تکنولوژی نسبتاً جدید دارید و از بیخطر بودن تعویض روغن از مینرال به سنتتیک یا نیمه سنتتیک مطمئن هستید، از نوعی که برپایه PAO ساخته شده است استفاده کنید و این موضوع را نیز از یاد نبرید که با تعویض روغن از مینرال به سنتتیک، رسوبات پخته شده روغنهای مینرال از روی قطعات موتور کنده و در موتور غوطهور میشوند و پس از مدتی موتور از کار میافتد. به همین علت قبل از این تعویض باید موتور را یا به طور کامل رسوب زدایی و یا از روغنهای فلاشینگ (Flush Oil) استفاده کنید (این نوع روغن فقط مخصوص تمیزکردن موتور است)؛ به این ترتیب که روغن مینرال را بدون تعویض فیلتر تخلیه و روغن فلاشینگ را جایگزین کنید و اجازه دهید موتور ۲۰ دقیقه در جا کار کند، پس از آن میتوانید روغن فلاشینگ را تخلیه، فیلتر را تعویض و روغن سنتتیک یا نیمه سنتتیک را جایگزین کنید
چند نکته
ـ روغنهای نیمه سنتتیک ـ همان گونه که ذکر شد ـ مخلوطی از روغن مینرال و سنتتیک هستند و میتوانند همان مشکلات روغن سنتتیک را برای موتورهای ساخته شده براساس روغنهای مینرال پدید آورند. ـ در خودروهایی که استفاده از روغن سنتتیک در آنها توصیه شده، حتما از همان نوع استفاده کنید و در صورتی که بنا به قرارداد شرکت تولیدکننده با شرکت نفتی خاصی، تنها نام روغن مربوطه در دفترچه راهنما ذکر و از توضیح بیشتر در مورد آن خودداری شده و روی ظرف هم اسمی از نوع مواد تشکیل دهنده برده نشده است، تنها از همان نوع روغن استفاده کنید. ـ در صورتی که به تعویض نوع روغن از مینرال به سنتتیک در خودرویتان اصرار دارید، نوعی از روغنهای سنتتیک رایج در بازار یعنی PAO را انتخاب کنید زیرا بیش از دیگر انواع روغنهای سنتتیک به نوع مینرال شبیه است. ۳. ویسکوزیته روغنها ویسکوزیته یا گرانروی یکی از مختصات فیزیکی سیالات است که به مقاومت آنها در برابر جریان یافتن بستگی دارد. به طور مثال آب دارای ویسکوزیته پایین و عسل دارای ویسکوزیته بالاست. ویسکوزیته مایعات تابعی از دماست، به این معنا که با افزایش دما ویسکوزیته کم و با کاهش دما ویسکوزیته افزایش مییابد. ویسکوزیته در مورد روغن، به طور عامیانه، با نام وزن نیز شناخته میشود. روغنها با ویسکوزیتههای مختلف برای شرایط آب و هوایی گوناگون تولید میشوند. استفاده از روغن با ویسکوزیته بالا در زمستان، روانکاری موتور را تا زمان گرم شدن به تأخیر میاندازد و در این مدت روغن به تمامی قسمتهای موتور نخواهد رسید، همچنین استفاده از روغن با ویسکوزیته پایین در تابستان باعث سایش قطعات موتور میشود. پس انتخاب ویسکوزیته مناسب برای روغن موتور یک خودرو، کاملا تابع شرایط آب و هوایی است. البته به تازگی روغنهای چهارفصل (Multi Grade) یا همان چند ویسکوزیته، نیاز به تغییر روغن، به نسبت تغییر فصل یا شرایط آب و هوایی را تا حدودی برطرف کردهاند اما استفاده از تنها یک نوع روغن چهارفصل از نوع مینرال برای تمامی فصول نیز با توجه به دلایلی که در ادامه توضیح داده خواهد شد، پیشنهاد نمیشود.
انجمن مهندسین خودرو (SAE) برای راحتی کار، میزان ویسکوزیته روغنها را با اعدادی طبقهبندی کرده است. این طبقهبندی برای روغن موتور بین ۰ تا ۶۰ است. روغنهای تابستانی که در دماهای بالا از غلظت کافی برخوردارند، اعداد ویسکوزیتهای در حد ۳۰ تا ۶۰ دارند (هرچه هوا گرمتر باشد باید از روغن با عدد ویسکوزیته بالاتر استفاده شود) و روغن موتورهای زمستانی که در دماهای پایین به راحتی جریان مییابند، اعداد ویسکوزیتهای مابین ۰ تا ۲۵ دارند (هرچه هوا سردتر باشد باید از روغن با عدد ویسکوزیته پایینتر استفاده شود). برای تشخیص راحتتر، بعد از عدد ویسکوزیته روغنهای زمستانی حرف W درجه میشود که مخفف Winter است، همچنین به دلیل آن که این طبقهبندی توسط Society of Automotive Engineers ابداع شده است، همیشه قبل از درج عدد ویسکوزیته مخفف نام این انجمن (SAE) نیز نوشته میشود. روغنهایی که تنها دارای یک ویسکوزیتهاند، تک ویسکوزیته نام دارند اما روغنهایی که در سالهای اخیر با کمک علم شیمی و با افزودن پلیمر به روغن پایه تولید میشوند، توانایی داشتن ویسکوزیتههای مختلف در دماهای مختلف را دارند. این موضوع باعث میشود روغن در تمامی شرایط آب و هوایی از غلظت لازم برخوردار باشد که این نکته علاوه بر افزایش عمر موتور، تا حدی باعث کاهش مصرف سوخت نیز خواهد شد. از این رو روغنهای تک ویسکوزیته کم کم از رده خارج میشوند و تنها کاربرد این نوع روغنها در خودروهای سواری، برای موتور خودروهای Race است که Heater یا گرم کن روغن دارند. کد SAE در روغنهای چهار فصل دو جزئی است: عدد اول همراه حرف W مربوط به پایینترین ویسکوزیته و عدد دوم بالاترین ویسکوزیته روغن است. همان طور که گفته شد، روغنهای چند ویسکوزیته به واسطه افزودن پلیمر به روغن ساخته میشوند. این پلیمرها به روغن اجازه میدهند در دماهای مختلف ویسکوزیتههای مختلفی داشته باشد. در هوای سرد پلیمرها در خود جمع و باعث جریان یافتن راحتتر روغن میشوند و در گرما شروع به باز شدن به صورت زنجیرههای بلند میکنند و روغن غلیظ میشود اما این افزایش و کاهش ویسکوزیته تنها تا حد مشخص شده برای همان روغن است، مثلا یک روغن ۱۰W-۳۰ روغنی است با ویسکوزیته ۱۰ که در زمان گرم شدن ویسکوزیته آن بیش از ۳۰ نخواهد شد یعنی اگر این روغن در دمای ۱۰۰ درجه به ویسکوزیته ۳۰ برسد، در دماهای بالاتر نیز ویسکوزیتهای بیش از ۳۰ نخواهد یافت که این موضوع به دلیل مقدار پلیمر افزوده شده برای دستیابی به عدد حداکثر ۳۰ برای روغن ۱۰W-۳۰ است.
آنچه باید در استفاده از این نوع روغنها به خصوص در مناطق سردسیر مد نظر قرار گیرد، انتخاب روغن با کمترین فاصله ویسکوزیته است به این معنا که در زمستان با توجه به کمترین دمای منطقه سکونت خود و در تابستان با توجه به بالاترین دما، روغن مطلوب را انتخاب کنید و از روغنهایی که از دماهای بسیار بالا تا دماهای بسیار پایین را پوشش میدهند، استفاده نکنید زیرا پلیمرهای موجود در این نوع روغنها بسیار زیاد است و این پلیمرها پس از مدتی شکسته و با رسوبات موجود در روغن ترکیب میشوند و میتوانند باعث چسبیدن رینگ و یا مشکلاتی از این قبیل شوند (ضرر استفاده از این روغنها در موتورهای دیزلی بیشتر است). روغنهای ۵W-۳۰, ۵W-۵۰ و ۱۰W-۴۰ با گستره ۲۵ تا ۴۵تایی از این گونهاند. (روغنهای سنتتیک و نیمه سنتتیک از این قاعده مستثنی هستند). شاید بگویید روغن ۲۰W-۵۰ هم روغنی است با گستره ۳۰تایی، مشابه ۱۰W-۴۰، اما چنین نیست زیرا ۲۰W-۵۰ از پایه سنگینتر ۲۰ شروع میشود و برای ویسکوز شدن رسیدن به عدد ۵۰ به پلیمر بسیار کمتری نیاز دارد تا روغن ۱۰W-۴۰ که دارای پایه ۱۰ است و باید توانایی رسیدن به عدد ۴۰ را داشته باشد. از این رو روغنهای ۱۰W-۴۰ مینرال از سوی کمتر خودروسازی توصیه میشود و حتی برخی کارخانهها استفاده از آن را مساوی با خارج شدن خودرو از گارانتی میدانند.
پس تا آنجا که ممکن است در مورد روغنهای مینرال سعی کنید به نسبت شرایط آب و هوایی محل سکونت خود، فاصله کمتری را بین دو عدد SAE انتخاب کنید و این را بدانید که هر چه ویسکوزیته زمستانی عدد کمتری باشد، برای ویسکوزیته شدن و رسیدن به اعداد ویسکوزیته بالاتر به پلیمر بیشتری نیاز دارد و پلیمر زیاد نیز برای موتور خودروی شما مضر است. با توجه به شرایط آب و هوایی بیشتر نقاط ایران، در بین روغنهای موجود در کشور (از نظر ویسکوزیته) روغنهای ۲۰W-۵۰ برای دماهای بین ۱۰- تا ۴۰+ و ۲۵W-۵۰ برای دماهای بین ۵- تا ۴۰+ دارای عملکرد مناسبی هستند. (روغنهای ۲۵W-۵۰ و ۲۰W-۵۰ در گرمای تابستان شرایط یکسانی دارند و فقط در شرایط سرد، بین ۱۰- و حدود ۲۰W-۵۰ بهتر جریان مییابد اما ۲۵W-۵۰ پلیمر کمتری دارد). البته بنا به دلایل بالا روغن ۲۰W-۴۰ برای زمستان انتخاب مناسبتری است اما متأسفانه این نوع روغن در کشورمان کمتر یافت میشود. همچنین اگر در نقاط سردسیر کشور، مانند آذربایجان یا چهار محال و بختیاری زندگی میکنید (دماهای زیر ۱۰- درجه سانتی گراد) و ناچار به استفاده از روغنهای با پایه زمستانی ۱۰ یا ۵ هستید، حتما سعی کنید از روغنهای چند ویسکوزیتهای استفاده کنید که عدد سومشان بیشتر از ۳۰ نباشد. ۴. کدهای API با پیشرفت روزافزون تکنولوژی ساخت موتورها، روغنهای موتور نیز همگام با آنها دستخوش تغییر در سطح کیفیت و نوع مواد افزودنی شدهاند. انستیتو مواد نفتی امریکا (API) برای طبقهبندی و جداسازی روغنها برحسب کیفیت و فناوری ساخت آنها، به کدبندی خاصی اقدام کرده است. این کدها دو حرفیاند. حرف اول نشان دهنده این است که روغن مربوطه برای استفاده در خودروهای دیزلی است یا بنزینی. اگر کد با حرف C شروع شود (مخفف Commercial) روغن برای استفاده در خودروهای دیزلی و اگر با حرف S شروع شود (مخفف Service) برای استفاده در خودروهای بنزینی طراحی شده است. اما حرف دوم که نشان دهند کیفیت و فناوری ساخت روغن است، برحسب الفبای انگلیسی از حرف A شروع شده و تاکنون در مورد خودروهای بنزینی تا حرف M (سال ۲۰۰۵) و در مورد خودروهای دیزلی تا حرف I ارتقا یافته است. درباره خودروهای دیزلی بعد از حروف مذکور در مواردی اعداد ۲یا ۴ نیز دیده میشود که نشان میدهد روغن برای موتورهای ۲ زمانه ساخته شده یا ۴ زمانه. همیشه نوع ارتقا یافته روغن (با کد بالاتر)، خواص انواع قبلی را نیز داراست یعنی میتوان از آن در خودروهایی که انواع قدیمیتر روغن در دفترچه راهنمایشان پیشنهاد شده است نیز استفاده کرد اما استفاده از روغن قدیمیتر (با کد پایینتر) برای موتوری که روغنی با کد جدیدتر برای آن توصیه شده، بسیار مضر است. برخی روغنها قابلیت تأمین نیازهای هر دو نوع موتور دیزلی و بنزینی را دارند و کد این نوع روغنها نیز به صورت ۲ تایی نوشته میشود که همیشه کد اول مربوط به خودروهای دیزلی و کد دوم مربوط به خودروهای بنزینی است مانند CD/SHAPI. لازم به ذکر است، علاوه بر API انواع دیگری از استانداردهای روغن از جمله ILSAC و CCMC نیز وجود دارند که به دلیل رواج کمترشان، از پرداختن به آنها خودداری میکنیم. ۵. سمبل API به دلیل استاندارد بودن اعداد API در جهان، تمامی تولیدکنندگان روغن برای معرفی فناوری ساخت روغنهایشان از این کدها استفاده میکنند اما اگر روغن موتور شرکتی از سوی خود API تأیید شده باشد، سمبل API روی آن درج میشود. این سمبل معرف مطالب زیر است: نیمه بالایی بیانگر API است. قسمت وسط نشان دهنده ویسکوزیته روغن است. قسمت پایینی نشان میدهد که آیا روغن مصرفی باعث کاهش مصرف سوخت میشود یا نه. در صورتی که عبارت Energy Conserving در این قسمت نوشته شده باشد، به این معناست که این روغن با کاهش اصطکاک در موتور میزان مصرف سوخت را تا ۵/۱ درصد کاهش میدهد، همچنین اگر روغنی بتواند مصرف سوخت را تا ۷/۲ درصد کاهش دهد، آن را Energy Conseving ۲ مینامند. ۶. زمان تعویض روغن روغنهای جدید با کمک تکنولوژیهای پیشرفته و افزودنیهای مختلف کارکردهای بلندمدتی دارند اما همیشه تنها میزان کارکرد نوشته شده (برحسب کیلومتر یا زمان) روی ظرف روغن ملاک زمان تعویض نیست بلکه با افزایش هر یک از موارد ذیل، باید زمان تعویض روغن را تسریع بخشید: ۱. کارکرد در شرایط سخت مانند دورهای بالای موتور یا بار زیا ۲. میزان در جا کارکردن خودرو (در ترافیکهای سنگین) ۳. تعداد استارتها در هوای سرد ۴. تنظیم نبودن موتور
افزودنیها
●Zinc (روی)
روی به عنوان افزودنی برای جلوگیری از سایش فلز با فلز به روغن اضافه میشود. در شرایط طبیعی که روغن کار خود را به خوبی انجام دهد، چنین اتفاقی به ندرت روی میدهد اما در صورت بروز آن، روی با فلز واکنش میدهد و از خراشیده شدن فلز جلوگیری میکند ۱۱ درصد روی (از ۱۰۰ درصد مواد افزودنی) برای مصارف عادی کافی است. در موتورهایی که در دورهای بالا کار میکنند یا دارای توربوشارژر هستند، به روی بیشتری نیاز است ولی روی بیشتر به معنای محافظت بیشتر نیست بلکه محافظت از نظر زمانی طولانیتر است و در صورتی که میزان تماس فلز با فلز بسیار زیاد باشد، میزان بالای روی میتواند باعث ایجاد رسوب شود.
●Detergent
یا همان شوینده باعث میشود رسوبات اسیدی که از مخلوط سوخت و آب تولید میشوند، جذب روغن شوند و از رسوب دادن و چسبیدن آنها روی قطعات جلوگیری میکند. البته در مورد خودروهایی که مدتها با روغنهای بدون شوینده قدیمی (یا با شویندههای ضعیف قدیمی) کار کردهاند، استفاده از روغنهای دارای شویندههای قوی و جدید باعث میشود رسوبات چسبیده به قطعات موتور کنده شود و خرابی در موتور به بار آید از این رو به رغم توصیه API و تولیدکنندگان روغن مبنی بر امکان استفاده از روغنهای با کد API بالا در خودروهای قدیمی، سعی کنید از روغنی که دارای کد API بسیار بالاتر از نوع پیشنهاد شده برای خودرویتان است، استفاده نکنید. علاوه بر Detergent و Zinc که امروزه رکن اصلی افزودنیهای روغن محسوب میشوند، مواد دیگری نیز برای جلوگیری از ایجاد کف، اکسیداسیون، خوردگی، زنگ زدگی و غیره به روغن افزوده میشود.
اطلاعاتی تخصصی درباره روغنها ▪Viscosity Index: VI یا شاخص ویسکوزیته، میزان حساسیت ویسکوزیته روغن در مقابل تغییرات دماست و هرچه عدد بالاتری داشته باشد، روغن عملکرد بهتری خواهد داشت. ▪Flash Point: به دمایی که در آن روغن بخار میشود. گفته میشود و برحسب درجه سانتی گراد با پسوند F روی برخی قوطیهای روغن دیده میشود. ۴۰۰F حداقل قابل قبول Flash Point و F بیشتر معرف روغن بهتر است. ▪Sulfated Ash: خاکستر سولفاته، مقدار ماده جامدی است که هنگام سوخته شدن روغن برجای میماند. مقدار زیاد این ماده باعث برجای ماندن رسوبات روی قطعات موتور میشود و کمبود آن هم به افزایش عمر سوپاپها میانجامد.
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 20 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 65 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 28 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
مباحث نظری در باب سازه ی روش های مقابله ای
مقابله یا سازگاری عبارت از تلاش هایی است که به منظور کنترل موقعیت ها و شرایطی که بطور بالقوه فشارزا یا زیانبار ارزیابی می شوند، صورت می گیرد. این تعریف با دیدگاه لازاروس و فولکمن(1984 ) در زمینه استرس هماهنگی دارد و حاوی نکته های اساسی است. نخست اینکه مقابله یا سازگاری مستلزم تلاش یا برنامه ریزی خاصی است به این معنی که مقابله فرآیندی انفعالی یا خود به خودی در برابر فشارزاهای زندگی نیست. دیگر اینکه مقابله همیشه با پیامدهای مثبت همراه نیست، برخی پیامدهای مقابله ممکن است مطلوب باشند حال آنکه برخی دیگر چنین نباشند و سرانجام اینکه ، مقابله فرآیندی است که پیوسته در طول زمان رخ می دهد. با توجه به تعریف بالا بد نیست به فرآیند ارزیابی نیز اشاره ای داشته باشیم. لازاروس و فولکمن (1984) از دو نوع ارزیابی سخن به میان می آورند: یکی ارزیابی اولیه و دیگری ارزیابی ثانویه (راس و آلتایمر، 1998).
لازاروس و فلکمن (1984)، معتقدند هنگامی که فرد با موقعیت های استرس زای زندگی رو به رو می شود این پرسش را مطرح می کند که " آیا من در موقعیت خطر قرار دارم؟ " چنین حالتی را ارزیابی اولیه گویند. ارزیابی ثانویه هنگامی است که فرد متوجه خطر یا استرس شده است و این پرسش را عنوان می دارد که " چه کار می توانم انجام دهم؟ ". با گسترش تکنولوژی و شرایط گذار از جامعه سنتی به جامعه صنعتی به حجم دشواریها و رنجهای انسانها افزوده شده است و عوارضی چون اضطراب، افسردگی، خودکشی، اعتیاد، طلاق، فرار از تحصیل، احساس پوچی و... را بیشتر از گذشته شاهد هستیم. به موازات این دشواریها روانشناسان و پژوهشگران راههای ارزشمندی را در پیش چشم انسانهای خواستار سلامت گشودهاند که تامین کننده بهداشت روانی آنها باشد. از نظر جورج آلبی[1](۱۹۸۲) یکی از مولفههای اساسی بهداشت روانی مهارتهای مقابلهای است، که در این مطالعه به بررسی این عامل مهم پرداخته شده است.
شیوه های مقابله :
شاید بهترین طریق مقابله با فشار عصبی یا استرس آن باشد که عامل ایجاد استرس را ازمیان برداریم و استرس را رفع کنیم، اما در اغلب موارد این امر ممکن نیست و باید به گونه ای با استرس سازگاری کرد و تحمل آن را بر خود هموار ساخت واز شدت آن کاست (الوانی، 1384). با توجه به هدفی که برای مقابله برشمرده اند، مقابله را فرآیندی بسیار گسترده تر از حفظ فرد از خطر دانسته اند. بطوری که می توان مقابله را تمام پاسخ هایی دانست که در برخورد با مشکلی بروز می کنند، و ناراحتی روانی را می کاهند یا برداشت فرد را از وضعیت خود تغییر می دهند.
[1] - Jorg Albi
| دسته بندی | مکانیک |
| بازدید ها | 1 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 511 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 173 |
1-1 چشم انداز
تمامی مهندسین ( بدون توجه به اینکه در چه شاخه ای کار می کنند )پیوسته با مسائل اندازه گیری روبرو هستند . مسائلی نظیر اندازه گیری جرم ، نیرو ، دما ، مقدار یک جریان الکتیرکی ، طول ،زاویه و غیره و یا مسائلی مربوط به اثرات جمعی از آنها .نتایج این قبیل اندازه گیری ها خط مشیی را به مهندس نشان می دهد و اطلاعاتی را فراهم می کند که می توان بر اساس آنها تصمیم گرفت .
این قبیل اندازه گیری ها بخشی از علم متالوژی را شکل می دهد به خصوص مربوط به مهندسان مکانیک یا مهندسان تولید می شوند چرا که با اندازه گیری طول و زوایا ارتباطند .
در این بین طول یکی از اجزاء مهم اندازه گیری است و با کاربرد خاصی از اندازه گیری خطی می توان اندازه گیری زاویه را نز انجام داد.
در حقیقت مقصود از اندازه گیری حصول وسیله ای است برای کمک به تصمیم گیری هر چه بهتر. البته باید گفت که اندازه گیری تا زمانی بر اساس دقت قابل قبولی نباشد یک اندازه گیری کامل نخواهد بود.اگر چه هیچ اندازه گیری دقیق نیست اما ذکر دقت در اندازه گیری به ابعاد اندازه گیری بسیار مفید است. می دانیم عضو لاینفک اندازه گیری است و گریزی از آن نیست ولی به حد اقل رساندن آن ممکن است. در این جا مثالی آورده می شود: فرض کنید که یک اپراتور در اختیار دارید و اندازه اسمی آن 30 mm است. آیا بیان اندازۀ اپراتور به تنهایی کافی است؟ حال اطلاعات زیر را در نظر می گیریم:
(a : خطای اندازه گیری شده در راپراتور -0.0002mm است.
(b : و دقت آن +-0.0004 mm است.
حال هر کسی از این راپراتور استفاده کند اطلاعات کاملی در اختیار دارد و د جهت اندازه گیری دقیق تر یاری اوست.
گاهی اوقات دقت اندازه گیری بالا نیست و می توان از خطا چشم پوشی کرد مثلاً فرض کنید از یک راپراتور(بلوک اندازه گیری) برای اندازه گیری خط مبنای یک ورنیه که فقط mm 0.02 دقت دارد استفاده شود. در اینجا خطا قابل چشم پوشی است چرا که مقدار آن ناچیز است حالا اگر از همین راپراتور برای تنظیم یک کمپراتور (مقیاسه گر) که درجه بندی آن تا mm 0.001 را نشان می دهد استفاده شود مقدار خطا مهم بوده و باید در نظر گرفته شود. با ترتیب دقت اندازه گیری راپراتور دقت کمپراتور، کل دقت اندازه گیری حاسل می شود.
در انتها باید گفت این فصل مرجعی خواهد شد برای مطالب بعدی کتاب .
2-1 انواع خطاها
معمولا در هر اندازه گیری دو نوع خطا می توان تشخیص داد. یک نوع آنهایی می باشند که با دقت بیشتر در کار می توان حذفشان کرد و نوع دیگر که عضو لاینفک اندازه گیری می باشد و به عبارت دیگر نمی توان آنها را به صفر رساند.
1-2-1) خطاهایی که می توان آنها را حذف کرد (آنها را به صفر رساند)
الف) خطاهای ناشی از غلط خواندن:
مثلاً یک میکرومتر به مقدار 28/5 را نشان می دهد 78/5 یا 28/6 خوانده می شود.
ب) خطاهای محاسباتی.
این نوع خطا معمولاً به هنگام جمع کردن اعداد پیش می آید. مثلاً برای جمع کردن یک ستون از اعداد دو راه وجود دارد یآ از بالا، اعداد را با هم جمع کنیم یا از پایین ستون شروع به جمع زدن می کنیم که در هر دو صورت باید جوابها بر هم منطبق باشند در بسیاری مواقع این قبیل خطاها (همچنین خطاهای ناشی از غلط خواندن) نتایج دور از انتظاری به دست می آیند و با تکرار اندازه گیری آشکار می شود. البته همیشه با تکرار ایرادها مشخص نمی شود تنها راه جلوگیری از پیشامد چنین خطاهایی دقت و توجه به جزئیات است.
ج) خطاهای محوری :
این نوع خطاها زمانی اتفاق می افتد که وسیله اندازه گیری با قطعه کاردر راستای صحیح قرار نداشته باشند که معمولا بین اندازه واقعی یعنی D ومقدار غیر حقیقی یعنی M یک رابطه مثلثاتی برقرار خواهد بود.(شکل1-1)
با توجه به شکل، صفحه مدرج با قطعه کار زاویه می سازد بنابراین (1-1) در حالت دیگری همین نوع خطا در اثر نا راستایی بین امتداد خط دید و درجه بندی دستگاه اندازه گیری پدید می آیند.
اکثر اندازه گیری ها کم و بیش متأثر از شرایط محیطی در آن نانجام می شوند هستند و مهمترین عامل نیز دماست و هم دمای محیط چندان سودمند نخواهد بود بنابریان باید سعی کرد خود جسم نیز دمای ثابت و حتی الامکان دمای محیط دمای محیط اندازه گیری را داشته باشد. دست زدن به وسیله اندازه گیری خود می تواند دمای وسیله را تغییر داده از دقت آن بکاهد.
بنابراین بهتر است که در طول مدت انداز گیری کلیه وسایل روی یک سطح چوبی یا پلاستیکی قرار داده شوند، همچنین تا آنجا که امکان دارد وسیله اندازه گیری دارای دسته عایق باشد.
وقتی که درباره اندازه گیری ، بحث می شود باید دو نکته مهم را مورد توجه قرار داد :
1) اندازه گیری مستقیم: قطعه مستقیماً به وسیله ابزار اندازه گیری ، اندازه گرفته می شود. در این حالت تأثیر حاسل از به کار بردن یک دمای غیر استاندارد تولید یک خطای نسبی می کند.
(2-1)
L :طول واقعی (اندازه گرفته شده در دمای استاندارد
X : ضریب انبساط طولی قطعه
: میزان انحراف دما از دمای استاندارد
(2) اندازه گیری غیر مستقیم (نسبی یا مقایسه ای ):
اگر فرض کنیم که دو قطعه داریم که ضریب ننبساطی طولی آنها به ترتیب باشند.
آنگاه خطای ناشی از کاربرد دمای غیر استاندارد عبارت است از.
در صورتیکه مقادیر x1 و x2 کوچک باشند و میزان خطا کوچک می شود.
با توجه به مطالب فوق واضح است که اندازه گیری مستقیم هم دما بودن تمامی اجزاء سیستم اندازه گیری
مهم بوده بهتر است که تا حد امکان نزدیک به دمای استاندارد باشد.
در بعضی از وسائل اندازه گیری علاوه بر ، عوامل دیگر نظیر میزان رطوبت هوا، فشار هوا، میزان دی اکسید کربن و... قادر به تغییر دقت اندازه گیری می باشند. پس باید در تمام طول اندازه گیری عوامل فوق ثبت شده و بعد از اندازه گیری آنها تغییر ایجاد می کنند می توان به تداخل سنجها اشاره کرد.
هـ) خطاهای ناشی از تغییر شکل کشسان :
هر شیء کشسان برای تحمل نیرویی بر آن وارد می شود تغییر شکل می دهد به بزرگی این تغییر شکل وابسته به بزرگی نیرو، بزرگی سطح تماس و خواص میکانیکی مواد در حال تماس دارد. پس باید مراقب بود تا میزان بار یا فشار اندازه گیری به هنگام استفاده از روش اندازه گیری. مقایسه ای (یعنی اندازه گیری با کمپراتورها)ثابت باشند.
در بسیاری از کارخانجات برای داشتن اندازه گیری بهتر از کمپراتورها و میکرومترهای رومیزی استفاده می کنند فشار اندازه گیری و منظور از فشار بین سطوح قطعۀ مورد اندازه گیری و وسیلۀ اندازه گیری است ثابت است و اگر سطوح تماس که البته می توانند از انواع مختلف باشند صحیح تنظیم نشوند اندازه واقعی به دست نخواهد آمد.
بنابراین قبل از خواندن هر گونه اندازه گیری یا هر برداشتی از اندازه و ابعاد قطعه کار، باید آن را نسبت به وسیلۀ اندازه گیرةی دقیقاً تنظیم نمود. فرمول زیر تغییر شکل نهایی، در اثر فشارw وارد بر قطعه ای کره ای شکل را نشان می دهد. به عبارت دیگر اگر یک کره استاندارد به شعاع استاندارد و یک قطعه اندازه گیری کره ای شکل به شعاع قابل اندازه گیری داشته باشیم که هر دو تحت فشار اندازه گیری W قرار دارند تغییر در فاصله مراکز این دو کره یعنی ، می شود :
تغییر شکل نهایی (4-1)
و به ترتیب ضرایب پواسان برای قطعه استاندارد و قطعه کار می باشند. و و نیز برای قطعه استاندارد و قطعه کار می باشند. اگر این اندازه گیری به وسیله یک کمپراتور و در دو مرحلۀ A و B انجام شود مقدار خطای خواهد بود که تغیؤی شکل نهایی برای مرحلۀ اول و برای مرحله دوم است. ضمناً باید مقادیر به طور جداگانه برای هر دو حالت A وB تعیین شود.
نوع دیگر ازتغییر این شکل کشسان وقتی اتفاق می افتد که یک جسم زیر فشار وزن خود شکم دهد و خم شود) در این حالت برای خطا می توان موقعیت تکیه گاه را تغییر داد. (شکل 2-1)
(a استاندارد خط و میله ی ها که شیب انتهای میله صفر است.
(b لبه های مستقیم انتهایی مشتبه مرکز میله تغییر شکل می دهد.
شکل 2-1) موقعیت های تکیه گاهی برای حالات مختلفی از اندازه گیری (به جنبش ضمیمه مراجعه شود) در حالت اول می بینید که شیب در انتهای قطعه صفر است ولی در حالت دوم شیب در دو انتهای قطعه به همان میزان شیب در وسط قطعه است پس تغییر شکل کشسان حاصل از وزن قطعه در حالت اول کمترین تأثیر را بر طول دارد.
2-2-1 خطاهایی که نمی توان آنها را حظف کرد.
هیچ اندازه گیری نمی تواند کاملاً دقیق باشد چرا که هر مقدرا عددی ثبت شده به چشم انسان بستگی دارد و انسان می تواند در هر مرحله از خواندن اشتباه کند بنابراین خواندن درجه بندی وسیله اندازه گیری به توانایی مقصدیمتعددی در خواندن درجه بندی و در بعضی حالات نیز به حس لامسه مقصدی وابسته است.
الف) خطاهای ناشی از درجه بندی
اگر درجه بندی که اندازه ها از روی آن خوانده می شود دارای خطا باشد بدیهی است که خود اندازه گیری هم دارای خطا خواهد شد. اسن خطا تا حدودی با میزان سازی در جه بندی وسایل اندازه گیری مطابف استانداردهای معین طول بر طرف می شود. با این حال خطای ناشی از درجه بندی را در اندازه گیری های مقایسه ای با کوچک ترین تقسیمات کاهش می دهند.
ب) خطاها در قرائت.
با چه دقتی می توان یک درجه بندی را خواند؟ البته این بستگی دارد به ضخامت خط کشی ها (درجات) و فاصله بین تقسیمات و ضخامت خط مینا با عقریه ای که برای خواندن بکار می روند.
برای راهنمایی بیشتر در نظر بگیرید که هر گاه عقربه یک وسیله اندازه گیری روی یکی از تقسیمات قرار بگیرد دقت خواندن مقدار عددی، %10I و هر گاه عقربه وسیله اندازه گیری بیت تقسیمات قرار گرفت مقدار دقت %20I دقت تقسیمات درجه بندی باشد .
در این صورت اگر عقربه مقدار 3- واحد (واحد در اینجا واحد تقسیمات درجه بندی است) را نشان دهد و دقت درجه بندی (کوچک ترین مقداری را که درجه بندی نشان می دهد) 0/001mm باشد اندازه نسبی که عقربه نشان داده است -0/003mm و دقت آن 0/0002mm می شود.
لازم به ذکر است که وقتی یک کمپراتور (مقایسه گر) عمل اندازه گیری را انجام می دهد این دسته از خطاها دوبار اتفاق می افتند. یکبار در حالی که دستگاه بوسیله گیبهای مادر (اندازه گیر های مادر) تنظیم می شود و یکبار زمانی که اندازه قطعه کار از روی دستگاه قرائت میشود.
ج) خطاهای ابزار گیری :
انواع خطاهای مختلفی که در صفحات گذشته شرح داده شدند از انواع جمع شونده هستند به این معنی که در بعضی مواقع باید مقدار دیگری به عنوان حساسیت که در اثر لمس کردن ابزار یا قطعه کار پیش می آید به آنها اضافه کرد . که البته مقدار آن هم به نوع وسیله اندازه گیری که مورد استفاده قرار گرفته است بستگی دارد.
عموماً برای حذف چنین اثری (حساسیت لامسه) که کمپراتورها و مقایسه گرها استفاده می شود استفاده می شود. در اینجا فرض می کنیم که می خواهیم قطر یک اندازه گیر توپظی ساده با قطر اسمی mm 25 را به دست آوریم.
اندازه گیری به کمک کمپراتوری ا بزرگ نمایی 5000 که با یک راپراتور به طول اسمی mm25 و با خطای معلوم mm0.0001 و دقت mm 0.0002 تنظیم شده است انجام می شود.
وقتی راپراتور در دستگاه قرار دارد مقدار 0 قرائت می شود و زمانی که اندازه کسر توپی ار در دستگاه قرار می دهیم مقدار 2/1- (از تصمیمات درجه بندی) قرائت می شود. ضمناً اثر تغییر شکل جنس هر دو از یک ماده است ضمناً ه هنگام تماس سطوح شرایط به نحوی است که تغییر در آنها بسیار جزئی است. مسئله ذیل به صورت جدولی تنظیم شده است.
|
میزان دقت و تعیین |
مقدار قرائت شده |
عنصر (عامل) خطا |
|
|
|
راپراتور |
|
|
|
مقدار قرائت شده به هنگام تنظیم |
|
|
|
مقدار قرائت شده از کمپراتور |
|
|
|
نتیجه جمع کل |
بنابراین اندازۀ گیج(اندازه گیر) (یا در واقع قطر آ
خواهد بود اما با توجه به دقت کل به دست آمده مقدار قطر گیج بین مقادیر زیر محدود خواهد شد.
| دسته بندی | مدیریت |
| بازدید ها | 23 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 43 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 23 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
بورس اوراق بهادار
یکی از اهداف مهمی که از تشکیل بورس ها تعقیب می شود، ایجاد ساز و کار منظم و شفاف در تقابل عرضه و تقاضا برای تعیین قیمت دارایی های مالی است (عسگری و ایرانپاک، 1389). بورس نوعی از بازار مالی است که در آن سرمایه های بلند مدت توسط بازرگانان، دلالان و سرمایه داران مورد معامله قرار می گیرد. در اصطلاح کلی بورس به مکانی گفته می شود که در آنجا پاره ای از کالاها و اوراق بهادار را تحت شرایطی قیمت گذاری می کنند اگر در مکان مورد نظر کالا را قیمت گذاری و مورد معامله قرار دهند آن را بورس کالا گویند، به عنوان مثال بورس قهوه در برزیل، بورس چای در سیلان و بورس نفت در اوپک. اما در صورتیکه اوراق بهادار شرکت های بازرگانی یا تولیدی مورد قیمت گذاری و معامله قرار گیرد آن را بورس اوراق بهادار می گویند و از نظر بازرگانی بازاری که سهام و اوراق بهادار موسسات صنعتی و تجاری در آن معامله می شود بورس سهام نام دارد (رمضانی، 1392).
نقش سازمان های مالی و عمق بازار سرمایه در تشریح و تفسیر روند رشد اقتصادی بلند مدت نقش مهمی در پژوهش های گذشته داشته است. برخی بررسی ها نشان داده اند که بازارهای مالی نه تنها بر سطح درآمد بلکه بر نرخ رشد اقتصادی اثری دائمی دارند که بطور عمده این تاثیرگذاری ناشی از بهبود فن آوری و همچنین افزایش پس انداز می باشد. برخی از اقتصاددانان توسعه، بازار سهام را به عنوان یک ابزار مهم در تجدید ساختار و اصلاح شرکت های بزرگ دولتی به ویژه کشورهای دارای اقتصاد دولتی می دانند. یافته های بسیاری از تحقیقات نیز نشان داده اند که تأثیر بازار سهام در توسعه اقتصادی کشورهای دارای نظام دولت مدار بسیار ناچیز است. با این وجود شناخت رفتار بازار سرمایه و متغیرهای مبین چنین رفتاری در تعامل با رشد اقتصادی با توجه به شرایط کنونی اقتصاد کشور مسئله ای است که در برنامه ریزی توسعه از اهمیت ویژه ای برخوردار است (احدی سرکانی، 1389). بازار سرمایه بعنوان یکی از مهمترین گزینه های سرمایه گذاری، جایگاه مناسبی برای جذب سرمایه ها به شمار می رود و سرمایه گذاران با در نظر گرفتن درجه ریسک پذیری و بازدهی مورد انتظار، سهام مورد نظر خود را انتخاب می کنند. در نتیجه بازارهای سرمایه باید کارایی لازم را برای جذب سرمایه گذاران و تامین منابع مالی و در نتیجه تخصیص بهینه منابع جهت بازدهی بیشتر آنها داشته باشند (وکیلی فرد و همکاران، 1389).
| دسته بندی | زیست شناسی |
| بازدید ها | 1 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1958 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 200 |
خلیج فارس و دریای عمان(موقعیت جغرافیایی و شرایط زیست)[1]
خلیج فارس دریای حاشیه ای (Marginal sea) و نیمه بسته ای (semi-enclosed) است که در اثر تأثیر متقابل قاره آفریقا و اروپا-آسیا در طول ادوار گذشته زمین شناسی ایجاد شده است و مساحت آن حدود 24000 کیلومتر مربع می باشد. طول سواحل شمالی خلیج فارس و دریای عمان در حدود 2500 کیلومتر می باشد. عرض خلیج فارس 300-200 کیلومتر با عمق متوسط 35-30 متر است. عمیق ترین قسمت دریای عمان حدود 3650 متر و خلیج فارس در سمت تنگه هرمز 90 متر می باشد. خلیج فارس در محدوده عرض های مناطق گرمسیری کره زمین و بین عرضهای 25 تا 30 درجه شمالی قرار گرفته و به همین جهت آب و هوای غالب آن گرم و مرطوب است.
به طوریکه حداکثر به 45 درجه سانتی گراد می رسد. این امر باعث شده تا میزان تبخیر سالانه به حدود 2000 میلیمتر بالغ شده و موجب افزایش شوری آب دریا شود. به همین خاطر میزان شوری سالانه آن حدود 40 در هزار است که در مناطق کم عمق به مراتب بیشتر می باشد.
زمان ماندگاری آب در خلیج فارس به علت نیمه بسته بودن آن، بین 3 تا 5 سال برآورد شده که مدت زمان زیادی است به همین خاطر بروز هرگونه آلودگی تا مدت مدید در آن باقی مانده و می تواند موجب افزایش آلودگی همه جانبه در آن شود.
در منطقه دریای خلیج فارس و دریای عمان تنوع اکولوژیک خاصی به چشم می خورد به شکلی که باعث به وجود آمدن انواع چشم اندازهای طبیعی در طول سواحل و مناطق کم عمق ساحلی شده، که می توان آنها را به نواحی حساس ساحلی به اشکال زیر تقسیم و مورد بحث قرار داد:
جنگل های مانگرو گیاهی غلب مرداب های گرمسیری را در اراضی بین جزر و مدی تشکیل میدهند. در سواحل جنوبی کشورمان 2 گونه با نامهای حرا (Avicennia marina) و چندل (Rhizophora mucronata) وجود دارند که با مساحتی بالغ بر 16000 هکتار در ناحیه لیتورال گسترش یافته اند. سیستم ریشه ای خاص آنها موجب تثبیت ذرات در رسوبات بستر شده و تجمع مواد آلی در بین رسوبات را باعث میگردد.جنگل های مانگرو بخوبی می توانند شوری آب دریا را تحمل کرده و توسط ساختار فیزیولوژیک خاص خویش شوری بیش از حد را دفع نمایند.
اکوسیستم های مرجانی، مانند جنگلهای مانکرو به علت فراوانی پلانکتونهای گیاهی و جانوری محل طبیعی با ارزشی برای تولید مثل و رشد گونه های زیادی از آبزیان است. بر اساس مطالعات انجام شده 40 گونه مرجان از خلیج فارس گزارش شده که همگی در اطراف جزایر استان هرمزگان و نواحی ساحلی استان بوشهر و بند چابهار می باشند. وجود منطقه های مرجانی وسیع در اطراف جزایر باعث رونق صیادی گردیده است.
این نوع از سواحل چنانچه از شیب مناسب برخوردار بوده و امنیت مناسب داشته باشند، برای تخم گذاری لاک پشتان دریایی بسیار با اهمیت هستند.
با توجه به شواهد امر اکثر جمعیت 6 میلیونی ساکن در سواحل خلیج فارس و دریای عمان در طول سواحل خلیج فارس و دریای عمان در طول سواحل شنی ساکن شدهاند و بیشترین اثرات مخرب را بر این نوع اکوسیستم در خلیج فارس و دریای عمان به وجود آورده اند.
در سواحل شنی و ماسه ای معمولاً در تمام فصول می توان انواع پرندگان دریایی را مشاهده نمود. وجود شن های سفید در برخی سواحل شنی چشم اندازه های خاصی را بوجود آورده که از قابلیت تفرجی بالایی برخوردار می باشند(همانند سواحل کیش، چابهار، هنگام و بندر لنگه).
این نوع از سواحل که در دلتای برخی از رودخانه های جنوبی کشور نیز وجود دارند به واسطه تأثیرپذیری از محصولات رسوب یافته رودخانه ها، مناطق غنی از مواد مغذی می باشند، لذا معمولاً از پوشش گیاهی مطلوب و جمعیت بالای کفزیان برخوردارند.
- پستانداران دریایی و لاک پشت های دریایی که هر دو از گونه های تحت حفاظت جهانی بشمار می آیند.
-گیاهان دریایی که از میان 150 گونه جلبک شناسایی شده، 27گونه آنها مصارف اقتصادی دارند. چندین گونه نیز خوراکی بوده که در حال حاضر هیچ استفاده اقتصادی از آنها صورت نمی گیرد.
بنتوزها:کفزیان که در اطراف جزایر موجانی سدفهای مروارید ساز فروان وجود دارند.
این موجودات نقش مهمی در حمایت از حیات جمعیت های موجودات مزاحم(Fiulling organisma) دارا می باشند.
استان های حاشیه خلیج فارس و دریای عمان عبارتند از:استان هرمزگان، استان خوزستان، استان بوشهر و استان سیستان و بلوچستان.
ماهیان :
وجود ذخائر متنوع این گونه آبزیان باعث رونق صنعت صیادی از ایام بسیار گذشته تاکنون در این منطقه شده است .
گونه هایی نظیر تن ماهیانه ، شوریده ، حلوا سفید ، سنگسر ، سرخو ، شیرماهی ، قباد ،راشکو ، صافی ،ساردین ، هامور و کفال اکثریت صید صیادان را تشکیل می دهند .
دریای خزر با 424200 کیلومتر مربع وسعت(بزرگترین دریاچه جهان) در شمال ایران واقع شده و ارتباط دریایی ایران را با کشورهای اروپایی از طریق آبراهه های روسیه برقرار می کند.[3] بنادر دریایی انزلی و نوشهر، ارتباط دریایی میان ایران و آسیای مرکزی را ممکن می سازند.[4]
رودهای عمده دریای خزر عبارتند از:قزل اوزن، سفید رود، زنجان چای، اهرچای، شور، شاهرود، قره سو، ارس، چالوس، هراز، تجن، گرگان و اترک.[5]
دریای خزر دریایی بسته می باشد و توسط جمهوری آذربایجان، قزاقستان، ترکمنستان، روسیه و جمهوری اسلامی ایران محصور شده است که فعالیت های مختلفی از جمله:استخراج، بهره برداری، اکتشاف و نقل و انتقال نقت و سایر کالاهای صادراتی و وارداتی از طریق آن صورت می گیرد و صنایع و منابع کشاورزی در آن متمرکز گشته است.[6]
استان های حاشیه دریای خزر عبارتند از:استان گیلان، استان مازندران و استان گلستان.
بسته بودن بزرگ ترین دریاچه جهان حساسیت خاصی را برای آن ایجاد کرده است. مضافاً آن که اگرچه این حوضه آبی در تعریفات جغرافیایی دریاچه نامیده می شود؛ اما به دلیل وسعت و عمق زیاد بی شباهت به دریا نیست. وجود منابع دریایی و انرژی در این دریا و همچنین عدم دسترسی برخی از کشورهای حاشیه این دریا منجر به بهره برداری های مضاعفی از این دریا شده است که تمامی این موضوعات حساسیت زیست محیطی آن را زیاد کرده است.[7]
نقشه دریای خزر [8]
در دریای خزر 854 گونه جانور و بیش از 500 گونه گیاه زندگی می کنند. در بررسیهایی که صورت گرفته است در این دریا 62 گونه از آغازیان، 543 گونه از بی مهرگان، 79 گونه از مهره داران و 170 گونه از فرم های انگلی جانوری مشاهده شده است.
در دریای خزر 75 گونه، 17 زیرگونه از 15 تیره ماهیان زندگی می کنند. گاو ماهیان، شک ماهیان و کپور ماهیان به ترتیب بیشترین گونه ها را در دریای خزر دارند(ماهی سفید، سیم و کیلکا)
گرچه در دریای خزر تعداد زیادی از آبزیان زندگی می کنند ولی بسیاری از ماهیان و دیگر آبزیان ویژه دریاهای حقیقی در اینجا وجود ندارند. بعضی از گروه های ماهیان دریاها فقط نمایندگان معدودی در این دریا دارند. یکی از این گونه های معدود سوزن ماهی کاسپین است.در دریای خزر کوسه ماهی ها و ماهیان چهارگوش را نمی توان یافت. بالن ها، دلفین ها و کاشالوت ها در این دریا نیستند. لاک پشت ها و مارهای مناطق حاره نیز در اینجا دیده نمی شوند. در برخی از نقاط زدیک به کرانه ها مارهای آبی شطرنجی زندگی می کنند که با چابکی ماهیان ریز را شکار می کنند. از پستانداران دریایی فقط فک کاسپین در این دریا زندگی می کند. در دریای خزر مقادیر بسیار زیادی از ماهیان پر بها و لذیذ وجود دارند که ثروت اساسی و مهم این دریا را تشکیل می دهند. از جمله این ماهیان انواع ماهیان غضروفی خاویاری هستند که فرآورده پر ارزش خاویار را بدست میدهند و ماهیان استخواندار شیلاتی هستند که دارای گوشت مطبوع و پر بها می باشند.[9]
گروه ماهیان خاویاری که اصطلاحاً به آنها تاس ماهیان گفته می شود عبارتند از:فیل ماهی که گاه وزتش به یک تن هم می رسد، تاس ماهی که به آن استروژن گفته میشود و در ازای آن به دو متر و وزن آن تا 120 کیلوگرم ممکن است برسد، دراکول یا ماهی اوزون برون(پوزه دراز) با وزنی معادل 4 تا 8 کیلوگرم که گاه به وزن 32 تا 50 کیلوگرم هم دیده شده است.
و از دیگر ماهیان خاویاری ماهی شیپ و ماهی «استرلیاد» را می توان نام برد که ماهی اخیر در آبهای شیرین ولگا نشو نما می کند.
از دیگر ماهیان غیر استخواندار دریای خزر که جزء ماهیان خاویاری نیست مارماهی کاسپین است که در گوشت آن چربی زیادی وجود دارد.
گروه دیگر از ماهیان دریای خزر ماهیان استخواندار هستند که مهم ترین بخش صید این دریا را تشکیل می دهند و بیشتر فعالیت صیادان و شیلات بر روی صید این ماهیان قرار دارد این ماهیان با نام های زیر معروف هستند:
سفید، کپور، سوف، تلاجی یا کلمه، سیم، شک، ماهی، اردک ماهی، آزاد ماهی، اسلبه، کفال و علاوه بر اینها اقسام دیگر از ماهیان در حوضه وسیع این دریا وجود دارند.
فراوانی ماهی و آسانی شکار آن به وسیله پرندگان در طول مدت سال به ویژه در دوره لانه سازی و لانه نشینی در تابستان موجب فراوانی پرندگان ماهیخوار، مرغابی ها، پلیکان ها، فلامینگوها و انواع مختلف مرغان ماهیخوار اجتماع عظیمی از پرندگان را در سواحل دریای خزر به وجود آورده است.
مناطقی چون مرداب انزلی در غرب و خلیج فگرگان در شرق سواحل کشورمان و آب بندان های طبیعی و مصنوعی که در زمین های اطراف دریای خزر وجود دارند زیستگاه های بسیار مناسبی را برای زندگی این پرندگان به وجود آورده اند. این زیستگاه امکان شکار انواع مرغابی ها، غازها و دیگر پرندگان آبی را برای مردم ساحلنشین فراهم می آورند که ضمن آن بخشی از نیاز گوشت را تأمین می کنند و از این راه درآمد مناسبی را هم بدست می آورند.[10]
استان بوشهر با مساحتی حدود 27653 کیلومتر مربع بین 27 درجه و 14 دقیقة عرض شمالی و 50 درجه و 6 دقیقه تا 52 درجه و 58 دقیقة طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این استان از شمال به استان خوزستان و قسمتی از کهگیلویه و بویر احمد، از جنوب به خلیج فارس و قسمتی از استان هرمزگان، از ظرق به استان فارس و از غرب به خلیج فارس محدود است. استان بوشهر با خلیج فارس بیش از 600کیلومتر مزر دریایی دارد و از اهمیت سوق الجیشی و اقتصادی قابل توجهی برخوردار است.
بر اساس آخرین نقسیمات سیاسی کشور استان بوشهر مشتمل بر 8 شهرستان، 17 بخش، 13 شهر، 36 دهستان و 706 آبادی دارای سکنه است. شهرستان های استان بوشهر عبارت اند از: بوشهر، تنگستان، دشتستان، دشتی دیر، دیلم، کنگان و گناوه.
وضعیت اجتماعی و اقتصادی استان
بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375، جمعیت استان بوشهر 743675 نفر بود که از این تعداد 05/53 درصد در نقاط شهری و 76/46% در نقاط روستایی سکونت داشتند و بقیه غیر ساکن بودند. از کل جمعیت استان در همین سال 377390 نفر مرد و 366285 نفر زن بودند نسبت جنس جمعیت برابر 103 بدست میآید. از جمعیت استان بوشهر 52/42 درصد در گروه سنی کمتر از 15 ساله، 72/53 درصد در گروه سنی 15-64 ساله و 74/3 درصد در گروه سنی 65 ساله و بالاتر قرار داشتند و سن بقیه افراد نامشخص بود.
در آبان ماه سال 1375، از جمعیت استان 91/99 درصد را مسلمانان تشکیل می دادند. این نسبت در نقاط شهری 88/99 و در نقاط روستایی 94/99 درصد بود.
در فاصلة سال های 1365 تا 1375، حدود 102429 نفر به استان وارد و یا در داخل آن جا به جا شده اند. محل اقامت قبلی 90/41 درصد مهاجران سایر استان ها، 33/22 درصد شهرستان های دیگر همین استان و 10/35 درصد شهرستان محل سرشماری بود. محل اقامت قبلی بقیه افراد، خارج از کشور یا اظهار نشده بود. مقایسه محل اقامت قبلی مهاجران با محلی که در آن سرشماری شده اند نشان می دهد 48/20 درصد از روستا به شهر، 70/50 درصد از شهر به شهر، 97/12 درصد از روستا به روستا و 15 درصد از شهر به روستا طی 10 سال قبل از سرشماری آبان 1375 مهاجرات کرده اند.
در آبان 1375، از 63669 نفر جمعیت 6 ساله و بالاتر، 56/80 درصد با سواد بودند. نسبت با سوادی در گروه سنی 6-14 ساله 96/88 درصد و در گروه سنی 15 ساله و بالاتر 49/72 درصد بود. در این افراد لازم التعلیم (6-14 سال) نسبت با سوادی در نقاط شهری 97/97 درصد و در نقاط روستایی 42/96 درصد بود. در این استان نسبت با سوادی در بین مردان 74/75 درصد و در بین زنان 22/75 درصد بود. این نسبت در نقاط شهری برای مردان و زنان به ترتیب 36/90 درصد و 31/82 درصد و در نقاط روستایی 12/81 درصد و 80/68 درصد بود.
بر اساس همین سرشماری، از جمعیت 6-24 سالة استان، 29/68 درصد در حال تحصیل بودند. این نسبت در نقاط شهری 39/72 درصد در نقاط روستایی 60/65 درصد بود. در این استان 25/95 درصد از کودکان، 90/88 درصد از نوجوانان و 69/35 درصد از جوانان به تحصیل اشتغال داشتند.
در آبان ماه 1375، در استان بوشهر، افراد شاغل و افراد بیکار(جویای کار) در مجموع 97/30 درصد از جمعیت ده ساله و بالاتر را تشکیل می دادند. این نسبت در نقاط شهری 35/32درصد و در نقاط روستایی 73/28 درصد بود. از جمعیت فعال این استان 71/92 درصد را مردان و 29/7 درصد را زنان تشکیل می دادند. بیشترین فعالیت مربوز به گروه سنی 35-39 ساله با 14/53 درصد و کمترین میزان مربوط به گروه سنی 10-14 ساله با 56/1 درصد بود. بالاترین میزان فعالیت برای مردان مربوط به گروه سنی 35-39 ساله با 80/95 درصد و برای زنان مربوط به گروه سنی 25-39 ساله با 73/9 درصد بود. بر اساس همین سرشماری، از شاغلان 10 ساله و بیشتر استان 42/19 درصد در گروه عمدة کشاورزی، 36/20 درصد در گروه عمدة صنعت، 86/58 درصد در گروه عمدة خدمات فعالیت داشتند و 36/1 درصد نامشخص بود. این نسبت در نقاط شهری به ترتیب 29/6 درصد، 16/18 درصد، 35/74 درصد و 20/1درصد و در نقاط روستایی برتیب 47/32 درصد، 94/24 درصد، 41 درصد و 59/1 درصد بود. بدین ترتیب ملاحظه می شود که بیشترین میزان فعالیت هم در نقاط شهری و هم در نقاط روستایی اختصاص به یک گروه عمدة فعالیت های خدماتی دارد.
اقتصاد استان بوشهر به بخش های کشاورزی، دامداری، شیلات و تا حدودی به صنعت متکی است. کشاورزی استان از نظر نوع محصولات تولیدی و روش های تولید به دو قسمت محصولات زراعی و محصولات درختی تقسیم می شود. مهم ترین محصولات زراعی را گندم و جو آبی و دیم، تنباکو، پیاز، کنجد، سبزی، صیفی و نباتات علوفه ای را تشکیل می دهد.به علت شوری زیاد خاک، اراضی قابل کشت به صورت محدوده های مجزا و دور از هم در سطح استان پرا کنده اند .
در زمینه باغداری استان بوشهر امکانات زیادی ندارد. بیشترین باغ های منطقه را نخلستان ها تشکیل می دهند. همچنین باغ های محدود و کوچک مرکبات نیز به طور پراکنده به چشم می خورند. شهرستان دشتستان و تنگستان از لحاظ تولید سالانة خرما و مرکبات مقام اول و دوم را در استان کسب کرده اند. میزان تولید خرما در حدود هشتاد هزار تن و میزان تولید مرکبات حدود ده هزار تن است.
امکانات دامداری استان بوشهر از نظر تأمین خوراک و علوفه دام اندک است. مساحت مناطق تحت پوشش مراتع در حدود 5/2 میلیون هکتار برآورد شده است که ظرفیت مراتع موجود علیرغم وسعت زیاد به علت فقر پوشش گیاهی جوابگوی یک پنجم دامهای فعلی نیز نیست. از سوی دیگر دام های عشایر قشقایی و بویراحمدی برای زمستان گذرانی به مناطق مختلف این استان کوچ می کنند. این امر فشار چرای دام ها را بر مراتع افزوده و سبب تخریب بیش از حد آنها شده است. دامداری به شیوة سنتی انجام می گیرد، در نتیجه تولید گوشت و شیر آنها قابل توجه نیست.بیشترین دام های استان را بز، گوسفند، گاو و شتر تشکیل می دهد. پرورش زنبور عسل نیز در این استان از اهمیت نسبی برخوردار است. در حدود 1500 کندوی جدید و 100 کندوی سنتی در استان وجود دارد.
یکی از مهم ترین فعالیت های اقتصادی استان بوشهر صید ماهی است، ولی به واسطه استفاده از وسایل قدیمی و روش های سنتی صیادی امر صید ماهی، که یک مهم اقتصادی به شمار می رود، نقش واقعی خود را باز نیافته است، به طوری که در بعضی نواحی، نیازهای غذایی مردم سواحل را نیز تأمین نمی کند. با این حال در تمام بنادر و سواحل استان بوشهر عدة زیادی به صید ماهی و میگو اشتغال دارند.
صنایع استان بوشهر به دو بخش صنایع دستی و صنایع ماشینی تقسیم می شود. صنایع دستی از گذشته های دور نقش مهمی در زندگی و معیشت روستائیان داشته است. صنایع دستی استان بوشهر در حال حاضر جنبة تجارتی و ارزش صادراتی ندارد و بیشتر تأمین کنندة نیازهای بومی منطقه است. مهم ترین صنایع دستی منطقه عبارت اند از کشتی و لنج سازی، توربافی، قالیبافی، گبه بافی، گلیم، نمد، کوزه و سفال. صنایع جدید نیز در حال حضر نسبت به سایر استان ها رشد و توسعة محدودی دارد. صنایع جدید استان غالباً متوسط کوچک و عموماً تبدیلی هستند. در صنایع متوسط بوشهر و برازجان و در صنایع کوچک ابتدا شهرستان دشتستان و سپس بوشهر و شهرستانهای دشتی و گناوه به ترتیب دارای اهمیت هستند. به غیر از شرکت ملی صنایع دریایی و نیروگاه اتمی، مالکیت صنایع استان عمدتاً به بخش خصوصی تعلق دارد. این واحدهای صنعتی شامل صنایع غذایی و دارویی، شیمیایی، کانی غیر فلزی، برق و الکترونیک، فلزی و ریخته گری، ماشین سازی، تجهیزات خودرو، نیروی محرکه و لوازم و ابزار صیادی است که عمده ترین آنها را صنایع غذایی و دارویی و ماشین سازی تجهیزات تشکیل می دهند.
- جاذبه های طبیعی[12]
- منابع و تفرجگاه های آبی: ساحل دریا، رودخانه ها
تالاب ها:تالاب حله
- چشمه ها و مراکز آب درمانی:آب گرم دالکی، آب گرم برازجان، چشمه آب معدنی غرب میراحمد
-جزایر و شبه جزایر:جزیره خارک، جزیره خارکو، جیره شیف، جزیره عباسک، جزیره ام الکرم و نخیلو، جزیره گرم
- مناطق حفاظت شده و شکارگاه ها:منطقه حفاظت شده مند، منطقه حفاظت شده نای بند، منطقه حفاظت شده تالاب حله، شکارگاه کوه سیاه
جاذبه های تاریحی و باستانی
- بناها و یادمان های تاریخی: کاخ هخامنشی بردک سیاه، کوشک اردشیر، قلعه هلندیها، برج قلعه خورموج و...
آب انبارها و حمام ها:آب انبار قوام بوشهر، آب انبار درخت و تنب کرو
- معابد باستانی:معبد کلات، معبد پوزئیدون(خدای دریا)
- معماری بومی و خانه های قدیمی:خانه قاضی، خانه رئیس علی دلواری، عمارت ملک
- شهرهای باستانی:سیراف، منطقه باستانی توز، بندر سی نیز و...
- گورستان های باستانی:گور دختر، گورستان باستانی خارک و...
- تپه های باستانی:تل پهن، غار تاریخی چهل خانه، تل مرو و...
بناها و اماکن قدیمی
- مساجد قدیمی:مسجد بردستان، مسجد شیخ سعدون
- مقابر و امامزاده ها:بقعه امامزاده میر محمد(محمد حنیفه)، امام زاده عبدالمهیمن و...
-کلیساها:کلیسای مسیح مقدس، کلیسای قدیمی خارک
استان خوزستان : [13]
موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی استان
استان خوزستان با مساختی حدود 64236 کیلومتر مربع، بین 47 درجه و 41 دقیقه تا 50 درجه و 39 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و 29 درجه و 58 دقیقه تا 33 درجه و 4 دقیقه عرض شمالی از خط استوا، در جنوب غربی ایران واقع شده است. این استان از شمال غربی با استان ایلام، از شمال با استان لرستان، از شمال شرقی و شرق با استان های چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویر احمد، از جنوب با خلیج فارس و از غرب با کشور عراق هم مرز است. بر اساس تقسیمات کشوری سال 1375، این استان دارای 15 شهرستان، 35 بخش، 13دهستان و 4496 آبادی دارای سکنه می باشد. مرکز استان خوزستان، شهر اهواز و سایر شهرستان های آن عبارتند از:آبادان، اندیمشک، اهواز، ایذه، باغ ملک، بندر ماهشهر، بهبهان، خرمشهر، دزفول، دشت آزادگان رامهرمز، شادگان، شوش، شوشتر و مسجد سلیمان.
در آبان ماه 1375، جمعیت استان 3746772نفر بوده است که از این تعداد 52/62 درصد در نقاط شهری و 51/36 درصد در نقاط روستایی سکونت داشته و بقیه غیر ساکن بوده اند. در سال مذکور از کل جمعیت استان، 1910529 نفر مرد و 1836243 نفر زن بوده اند و نسبت جنسی آن 104 بوده است. از جمعیت این استان 44/20 درصد در گروه سنی کمتر از 15 ساله، 47/52 درصد در گروه سنی 15-64 ساله و 23/3 درصد در گروه سنی 65 ساله و بیشتر قرار داشته اند و سن بقیه افراد نیز نامشخص بوده است. در آبان ماه 1375، از جمعیت استان 71/99 درصد را مسلمانان تشکیل میداده اند و این نسبت در نقاط شهری 66/99 درصد و در نقاط روستایی 81/99 درصد بوده است.
در فاصلة سال های 1365 تا 1375 خدود 841700 نفر به استان وارد و یا در داخل آن جا به جا شده اند. در آبان 1375، از جمعیت 6 ساله و بیشتر استان، 89/76 درصد باسواد بوده اند. نسبت با سوادی در گروه سنی 6-14 ساله 80/91 درصد و در گروه سنی 15 و بیشتر 25/69 درصد بوده است. در این استان نسبت با سوادی در بین مردان 53/83 درصد در بین زنان 70 درصد بوده است. در سال مذکور، از جمعیت 6-24 ساله استان، 65/63 درصد در حال تحصیل بوده اند.
در این استان، افراد شاغل و افراد بیکار(جویای کار) در مجموع ، 32/46 درصد از جمعیت 10 ساله و بیشتر را تشکیل می داده اند.
بیشتریت میزان این فعالیت، مربوط به گروه سنی 35-39 ساله با 97/53 درصد و کمترین میزان مربوط به گروه سنی 10-14 ساله با 06/3 درصد بوده است. بالاترین میزان فعالیت برای مردان به گروه سنی 35-39 ساله با 98/95 درصد و برای زنان به گروه سنی 40-44 ساله با 34/9 درصد مربوط بوده است. در آبان ماه 1375، از شاغلان 10 ساله و بیشتر استان، 35/20 درصد در گروههای عمده کشاورزی، 85/30 درصد در گروه عمده صنعت، 25/47 درصد در گروه عمده خدمات و 45/1 درصد نامشخص و اظهار نشده گزارش شده است. کشاورزی در تمام منطقة خوزستان به ویژه در قسمت جلگه ای از اهمیت خاصی برخوردار است. به همین سبب، این استان را «زرخیز» نامیده اند. جلگة خوزستان دنبالة جلگه بین النهرین است. استعداد خاک و آب و هوای این جلگه برای کشاورزی بسیار مناسب است.
استان خوزستان به دو منطقه عمدة کشاورزی تقسیم می شود: اول؛مناطق کشت فشرده شامل نواحی شمالی، غربی و مرکزی. دوم؛ مناطق کشت گسترده شامل مناطق کوهستانی و شرق استان. محصولات عمدة کشاورزی استان خوزستان عبارتند از:گندم، جو، برنج، نیشکر، خرما و مرکبات. پس از کشاورزی، دامپروری در این استان حائز اهمیت می باشد. پرورش طیور نیز رایج است. استان خوزستان به جهت مجاورت با خلیج فارس و جریان رودخانه های بزرگ و پر آب زمینة مساعدی برای پرورش و صید ماهی دارد. صنعت نیز مانند کشاورزی در خوزستان سابقه بسیار طولانی دارد.
در دوران ما قبل تاریخ(دورة عیلامی ها) انواع و اقسام ظروف و کوزه های سفالی در خوزستان ساخته شده است. در دورة ساسانیان خوزستان دارای صنایع مهمی بوده و منسوجات آن نیز معروف و مشهور بوده است، خاصل دیبا و حریر شوشتری، خر شوش و غیره معروف بوده اند. صنعت خوزستان به دو گروه تقسیم می گردد. صنایع دستی و ماشینی صنایع دستی خوزستان خاصه منسوجات و صنعت حریر بافی در گذشته رونق فراوان داشته است. بطوری که شهرهای مختلفی چون شوشتر در بافتن منسوجات ابریشم مشهور بوده اند.
از مهمترین صنایع دستی استان می توان به عبا بافی در شهرهای شوشتر و شادگان، مقنعه(روسری زنانه) چفیه(روسری عربی مردانه)در شهرهای دزفول و شوشتر، ملحفه(ملافه) در دزفول و شوشتر، جاجیم در شادگان ، ورشو در دزفول، نقره کاری در اهواز اشاره کرد.
علاوه بر صنایع دستی مذکور تولید فرآورد های چوبی، نمد مالی، گیوه دوزی، سبد بافی، خراطی، نازک کاری، قلمزنی و مسگری نیز رواج دارد. صنایع کارخانه ای را میتوان بر حسب مقدار مصرف مواد اولیه و کیفیت تولید به دو دسته عمده صنایع سنگین و صنایع سبک تقسیم نمود. صنایع سنگین عبارتند از:
استخراج و تصفیه نفت مشتمل بر پالایشگاه آبادان دستگاه تقطیر مسجد سلیمان، پالایشگاه گاز بید بلند. صنعت پتروشیمی مشتمل بر مجتمع شیمیایی رازی، مجتمع پتروشیمی آبادان، مجتمع شیمیایی خارک، مجتمع پتروشیمی ایران- ژاپن، کارخانجات نورد و لوله اهواز و ذوب اهن گازی اهواز. صنایع سبک خوزستن عبارتند از:قند سازی، کاغذ سازی، بسته بندی خرما، صنعت ماهیگیری و صنعت تولید برق، در خوزستان معدان سرشاری وجود دارد که برخی از آنها از روزگاران گذشته شناخته شده بود و از آنها بهره برداری می شده است. اهم معادنی شناخته شده عبارتند از: نفت، گاز، نمک، گوگرد، لاشه آهکی، سیلیس، سنگ گچ و سنگ آهک.
جاذبه های طبیعی
-دریاچه ها و تالاب ها:دریاچه سد دز، دریاچه سد کرخه، دریاچه سد عباس پور(سد کارون)، سد خلیل خان، تالاب شادگان
- چشمه های آب گرم و معدنی:چشمه عین خوش، چشمه آب معدنی دهلوان، چشمه آب معدنی گراب، چشمه سی زنگر، چشمه و حوض گلگیر.
- مناطق حفاظت شده و حیات وحش: منطقه حفاظت شده کرخه، منطقه حفاظت شده دز
- آثار باستانی و یادمان های تاریخی
کاخ ها:ایوان کرخه، صفه سلیمان سر مسجد، کاخ اردشیر (شاپور)، کاخ داریوش(آپادانا)
- قلفه ها و برج ها:قلعه سلاسل، قلعه رستم، قلعه رستم عقیلی، قلعه تل، قلعه باستانی با سیف، قلعه آکروپل (شوش) و...
پل ها و کاروانسراها:پل قدیمی دزفول، پل رودخانه کرخه، پل شادروان، پل لشکر و...
- بندها و آسیاب های تاریخی:بند میزان(بند و پل والدین)، بند بالا رود، بند برج عیار، آسیاب های قدیمی رعنا و گله گه، آسیاب هاب آبی سیکا)
- حمام و آب انبارها:حمام محله بکان، حمام وزیر، حمام کرناسیون، آب انبار محله ی پیر گل سرخ
- خانه های قدیمی : خانه مستوفی، منزل معین التجار(معین زاده)
- غارهای تاریخی : اشکفت سلمان ، غار کهناب (اشکفت کهناب)
- معابد باستانی : معبد زیگورات (چغازنبیل) ، معبد بردنشانده ، معبد توعاشقون (اتاق عاشقان) ، محراب سرمسجد
- کتیبه ها و سنگ نوشته ها : کتیبه تنگ تک آب ، مجسمة سوسن ، کتیبة هانی و ...
- سایر آثار تاریخی : آبشارهای تاریخی شوشتر ، کلاه فرنگی
- روستاها و شهرهای تاریخی : روستای گتوندشوشتر ، روستای شمی ، شهر لورساسانی ، شهر باستانی جندی شاپور ، ویرانه شهر مختارک ، روستای باستانی صالحک و ...
- تپه ها و گورستان های تاریخی : تپه چغامیش ، هفت تپه ، گورستان زرتشتیان ، گور هرمز ساسانی و ...
مساجد قدیمی : مسجد جامع دزفول ، مسجد ملاعلیشاه و ...
- امامزاده ها و آرامگاه ها : آرامگاه شابوالقاسم ( و یعقوب لیث) ، امامزاده عبدالله ، بقعه باحزقیل / ابودانیال ، بقعة دانیال پیغمبر و ...
| دسته بندی | مدیریت |
| بازدید ها | 35 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 28 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 17 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
بازارهای مالی
نظام مالی کشورها می تواند بر یکی از دو محور بازار پول و سرمایه قرار داشته باشد. در کشورهای توسعه یافته، بازار سرمایه در کانون ساختار مالی قرار دارد و نظام مالی مبتنی بر اوراق بهادار در این کشورها غالب می باشد. در مقابل در بیشتر کشورهای در حال توسعه بازار پول محور تامین مالی است. در چنین نظام هایی بانک ها، همچون سازمان هایی فراگیر عمل می کنند و شرکت ها برای تامین نیاهای خود تا حد زیادی به نظام بانکی وابسته اند (عنایت، 1386). با توجه به اهمیت بازارهای مالی در جذب سرمایه های داخلی و خارجی در این بخش به توضیح مختصری از بازارهای مالی پرداخته می شود.
اهمیت بازارهای مالی
یکی از مسائل اصلی هر شرکت سرمایه گذاری، شناسایی و تجزیه تحلیل سهام و تشکیل پرتفوی بهینه می باشد. با توجه به اینکه شرایط بازار مالی متفاوت است در نتیجه، بر تصمیم مدیران جهت تشکیل پرتفوی بهینه تاثیر خواهد گذاشت (سلیمانپور ماکویی، 1389). بازارهای مالی علاوه بر انتقال وجوه مازاد از افراد علاقمند به سرمایه گذاری به افراد و یا موسسات نیازمند به وجوه مورد لزوم، چند کارکرد مهم اقتصادی را نیز در بر دارند؛ یکی از مهمترین کارکردهای بازار مالی، فرآیند کشف قیمت ها[1] می باشد. دیگر کارکرد این بازارها، فراهم سازی ساز و کار مناسب جهت فروش دارایی های مالی که اصطلاحا خاصیت نقدینگی[2] است. آخرین کارکرد اقتصادی بازارهای مالی نیز کاهش هزینه های معاملاتی می باشد (عنایت، 1386). اهمیت توسعة بازارهای مالی در رشد اقتصادی همواره از جمله مباحث کلیدی در اقتصاد توسعه بوده است. بنا به دیدگاه اقتصاددانان کلاسیک، بخش مالی به همراه بخش واقعی دو بخش یک اقتصاد را تشکیل می دهند و رسیدن به رشد اقتصادی بالاتر در هر جامعه ای نیازمند به دو بخش واقعی و مالی کارا، مکمل و قدرتمند است. اینگونه به نظر می رسد که در کشورهای کمتر توسعه یافته، ابتدا رشد و گسترش بخش مالی باعث ایجاد رشد اقتصادی می شود و سپس با گذر زمان از اهمیت بخش مالی در توسعة اقتصادی کاسته شده و توسعة بخش واقعی حائز اهمیت بیشتر می شود (اکبریان و حیدری پور، 1388). توسعه بازار مالی می تواند در برقراری ارتباط بین تولیدکنندة داخلی و تولیدکنندة خارجی (پیوند پیشین یا پسین) و فعال کردن نیروی کار برای کارآفرین شدن مؤثر باشد. در واقع، توسعۀ بازار مالی موجب می شود تا از مزیت های سرمایه گذاری مستقیم خارجی بهتر استفاده گردد (مهدوی و مهدوی، 1390).
[1] - Price Discovery
[2] - Liquidity
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| بازدید ها | 1 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 193 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 146 |
فهرست
1- چکیده رساله ................................................................................................................... 9
2- پیشگفتار ........................................................................................................................ 10
بخش اول : انواع نثر در بستر تاریخ ادبیات ( قرن چهارم تا قرن نهم هـ .ق ) ..... 13-26
1- مقدمه....................................................................................................................... 13-14
2- فصل اول 1- چگونگی شکل گیری نثر مرسل اول ..................................... 15
2- چگونگی شکل گیری نثر مرسل دوم ..................................... 15
3- ویژگیهای نثر مرسل اول و دوم ............................................... 16
3- فصل دوم 1- چگونگی شکل گیری نثر فنی در بستر تاریخ ادبیات ............... 17
|
2- تقسیم بندی نثر موزون به دو دسته
3- ویژگی های نثر موزون مرسل ................................................. 18
4- ویژگی های نثر موزون فنی ............................................... 18-19
5- دیدگاه نثر نویسان درباره نثر موزون فنی ............................ 19-20
4- فصل سوم 1- نثر فارسی قرن هفتم و هشتم در بستر تاریخ ادبیات.............. 21-22
2- جایگاه نثر فارسی در قرن هفتم و هشتم .....................................23
3- امتزاج نثر موزون مرسل و فنی در قرن هفتم در گلستان سعدی .. 24
1- مقدمه ......................................................................................................................................30
2- فصل اول 1- بحث لغوی مقامه ..................................................................................... 31
2- مقامات در معنی اصطلاحی ..................................................................... 32
3- ویژگی های مقامه ..............................................................................33-34
3- فصل دوم 1- گلستان و مقامات ...............................................................................35-37
2- وجوه اشتراک گلستان با مقامات ......................................................38-40
3- وجوه اشتراک گلستان با مقامات « جدال سعدی با مدعی » و « مقدمه کتاب »
4- وجوه اختلاف گلستان و مقامات .....................................................41-42
4- فصل سوم 1- مقامات حمیدی .................................................................................43-44
2- ارزش مقامات حمیدی در نثر فارسی ................................................44-45
3- مقایسه گلستان سعدی و مقامات حمیدی ..........................................46-49
بخش سوم : مقایسه ویژگی های سبکی گلستان و بهارستان ....................... 53-70
2- فصل اول 1- ویژگی های سبکی گلستان سعدی ..................................................53-57
2- ویژگی های سبکی بهارستان جامی ..................................................58-60
3- فصل دوم مقایسه ویژگی های سبکی گلستان و بهارستان
بخش چهارم : مقایسه حکایت های گلستان و بهارستان ............ 73-103
1- مقدمه ..............................................................................................................................73
2- بررسی بابهای گلستان و بهارستان از لحاظ وجوه اشتراک و افتراق ................................73-74
3- تشابه موضوع و مفهوم در حکایت اسکندر مقدونی .....................................................74-75
4- تقسیم بندی حکایات گلستان و بهارستان 1- در سیرت پادشاهان .......................... 76-84
به شش دسته اصلی از جهت اشتراک و افتراق 2- عشق و جوانی ................................85-91
موضوع ، شیوه سبک و بلاغت 3- در آداب صحبت ..............................92-95
4- سلامت و سلامتی ..............................96-98
5- بخشش و بخشندگی .........................99-101
6- قناعت ............................................102-103
بخش پنجم : بررسی آیات ، حدیث و اشعار در گلستان و بهارستان ........... 107-134
1- مقدمه ................................................................................................................................... 107
2- بررسی آیات قرآنی در گلستان 1- تاکید مطلب ........................................108-114
2- بار معنایی .....................................................115
3- بررسی آیات قرآنی در بهارستان 3- تاکید مطلب .........................................116-117
4- بار معنایی .....................................................118
4- بررسی احادیث گلستان 1- تاکید مطلب ........................................119-120
2- بار معنایی ـــــ
5- بررسی احادیث بهارستان 3- تاکید مطلب ...................................................121
4- بار معنایی ـــــ
6- بررسی اشعار عربی گلستان 1- تاکید مطلب ............................................122-129
2- بار معنایی ـــــ
3- اشاره به آیه و حدیث ................................ 130-131
7- بررسی اشعار عربی بهارستان 1- تاکید مطلب ............................................ 132-134
2- بار معنایی ــــــ
3- اشاره به آیه و حدیث ـــــ
8- نتیجه گیری کلی از پایان نامه .........................................................................................136-137
چکیده رساله
کتاب گلستان سعدی و بهارستان جامی ، باغی است رنگارنگ و تن پوش آن زیبایی های لفظی و معنوی است ، که بر قامت این دو کتاب ، برازنده دوخته شده است . در این رساله سعی بر این است که این دو کتاب به صورت موشکافانه ، مورد نقد و بررسی قرار گیرد . که محتوای رساله، به پنج بخش اصلی تقسیم شده است که به ترتیب عبارتند از :
1- بررسی انواع نثر پارسی ، ( قرن چهارم تا قرن نهم هـ . ق ) در بستر تاریخ ادبیات .
2- مقامه چیست ؟ و چگونگی شکل گیری آن در ادب پارسی و ویژگی های مقامه نویسی و به راستی آیا گلستان ، نوعی مقامه می باشد ؟ مقایسه مقامات حمیدی و گلستان سعدی .
3- ویژگی های سبکی گلستان سعدی و بهارستان جامی و وجوه اشتراک و افتراق سبکی این دو اثر گرانبهای ادب پارسی .
4- بررسی حکایات گلستان و بهارستان ، از لحاظ وجوه اشتراک و افتراق و بررسی ویژگی های سبکی و بلاغی حکایات .
5- بررسی آیات و احادیث ، از جهت تاکید مطلب یا بار معنایی و بررسی اشعار عربی از جهت تاکید مطلب یا اشاره شعر ، به آیه و حدیث .
6- نتیجه گیری کلی از پایان نامه
پیشگفتار
خدای ، جهان آفرین را سپاس که به من این لطف عظیم را عنایت کرد ، که در گلزاری از معرفت و حکمت قدم بگذارم . و هر لحظه که در این بوستان عشق و محبت ، بیشتر تعمق می کردم ؛ درون خویش ، احساس زایدالوصفی داشتم که در سرزمینی زاده شده ام که محبت و عشق به همنوع ، در رگ های اجدادم ، حیات داشته است . و نشان می دهد که مردم کشورم ، روحشان و کالبد خاکیشان ، با عشق سرشته شده است . و شاعران و نویسندگان این مرز و بوم ، با نقاشی ماهرانه ی ، با قلم زرین خویش ، بر صفحه دل انسان ها می نگاشتند و نام آنها تا ابد جاودانه می ماند . و خوشبختانه این دو آموزگار بزرگ تعلیم و تربیت ، ادبیات تعلیمی کشورم ، ( سعدی و جامی ) با قلم روان خویش ، درس دوست داشتن به همنوع ، روی در روی شدن با مشکلات و نهراسیدن از آن ، توکل به خدا ، مبارزه با پلیدی و زشتی ، روی آوردن به باغ معرفت و دانایی را با فکر و اندیشه جاودانه خویش ، به ما ملت تمدن ساز ، تقدیم کرده اند . به راستی اگر سعدی نبود ؟ چه بر سر نثر زیبای پارسی می افتاد. هم اکنون زمانی فرا می رسید که باید در فرهنگ لغات ، واژگان پارسی را جستجو می کردیم. و از زبان شیرین پارسی جز نامی باقی نمی ماند .
جامی نیز به گردن ادب پارسی ، حق بزرگی دارد اگرچه در بهارستان ، نتوانسته است مانند : سعدی ، به پختگی و کمال دست پیدا کند . ولی به حق در دوره فضل فروشی نویسندگان پارسی ، که تکّلف و تصنّع را وارد ادبیات کردند . به حق عبدالرحمان جامی ، نیز با سادگی و روانی متن ، به ادبیات پارسی کمک شایان توجهی کرده است . که در این رساله ، در پنج بخش به مقایسه گلستان و بهارستان پرداخته شده است .
در پایان لازم است از استادان گرامی : جناب آقایان : دکتر رضا اشرف زاده و دکتر محمد فاضلی کمال سپاس و تشکر را داشته باشم که در این وادی علم و دانش با راهنمایی های و تشویقهای دلسوزانه خویش ، مرا به ادامه کارم دلگرم داشتند . و نکات زیادی از علم و معرفت را از محضر این دو بزرگوار فرا گرفتم . که همیشه فرا راه زندگیم می باشد . و از محضر استادان : دکتر محمد علوی مقدم ، دکتر محمود مهدوی ، و دکتر تقی وحیدیان کامیار نیز کمال تشکر را دارم و بی شک تاثیر این شاگردی و ادب آموزی و شهد شیرین آن برای همیشه در زندگیم باقی خواهد ماند و به آن افتخار می کنم .
بخش اول
مقایسه گلستان و بهارستان جامی
فهرست عناوین بخش اول : انواع نثر ( قرن چهارم تا قن نهم هـ . ق )
1- مقدمه :
2- فصل اول 1- چگونگی شکل گیری نثر مرسل اول
2- چگونگی شکل گیری نثر مرسل دوم
3- ویژگی های نثر مرسل اول و دوم
|
3- فصل دوم 1- چگونگی شکل گیری نثر فنی در بستر تاریخ ادبیات
2- تقسیم بندی موزون به دو دسته
3- ویژگی های نثر موزون مرسل
4- ویژگی های نثر موزون فنی
5- دیدگاه نثرنویسان درباره نثر موزون فنی
4- فصل سوم 1- نثر فارسی قرن هفتم و هشتم در بستر تاریخ ادبیات
2- جایگاه نثر فارسی در قرن هفتم و هشتم
3- امتزاج نثر موزون مرسل و فنی در قرن هفتم در گلستان سعدی
5- فصل چهارم 1- نثر قرن نهم در بستر تاریخ ادبیات
2- جایگاه زبان فارسی در عهد تیموری
3- جایگاه نثر فارسی در عهد تیموری
مقدمه
در گذر زمان ، همه چیز آبستن دگرگونی و تحول است . و سلسله های تاریخی ، یکی پس از دیگری می روند و جای خود را به سلسله های دیگر می دهند . تنها ، آثار بزرگان هر کشور می باشد که خود را از گزند داس دروگر مرگ و نیستی ، و تغییر و تحول در گذر زمان حفظ می کنند و به موجودیت و حیات خویش ادامه می دهند .
هنگامی که ، متن زیبای گلستان سعدی ،رحمه الله علیه ، را می خوانیم گوش ما ، زیبایی دل انگیز نثر ، و عطر آن را با مشام دل ، احساس می کند . و مانند پرنده سبک بار ، می خواهد به ملکوت عروج پیدا کند .
« با مدادان که خاطر باز آمدن ، بر رأی نشستن غالب آمد . دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضَیَمران فراهم آورده و آهنگ رجوع کرده . گفتم : گل بستان را چنان که دانی بقائی ؛ و عهد گلستان را وفائی نباشد و حکیمان گفته اند : هرچه نپاید ؛ دلبستگی را نشاید . گفتا : طریق چیست ؟ گفتم : برای نزهت ناظران و فُسحت حاضران کتاب گلستانی توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد . و گردش زمان ، عیش ربیع آن را به طیش خریف مبدل نکند .
به چه کار آیدت زگل طبقی ؟ از گلستان من ببر ورقی
گل همین پنج روز و شش باشد وین گلستان همیشه خوش باشد »
( یوسفی ، 1384 ،ص54 )
و یا حکمتی ، در بهارستان جامی می خوانیم التذاذ ادبی ، بسیاری از آن به ما دست می دهد . و اندیشه این بزرگان در ادب پارسی ، فرا راه ما می شود و چراغی می شود تا ما را به سر منزل هدایت و خوشبختی برساند .
« حکمت – هر نعمتی که به مرگ زوال بپذیرد ( آن را خردمند ) در حساب نعمت نگیرد . ( عمر اگرچه دراز بود ) چون مرگ روی نمود از آن درازی چه سود ؟ نوح هزار سال در جهان به سر برده است ، امروز پنج هزار سال است که مرده است . قدر ، نعمتی را بود که جاودانه باشد و از آفت زوال بر کرانه .
قطعه :
به نزد مرد دانا نعمت آنست کزو جانت بود جاوید و مسرور
نه سیم و زر که چون گورت شود جای بماند همچو سنگت بر سر گور »
( حاکمی ،1385،ص42 )
بزرگترین گنجینه بشری ، در طول تاریخ هر کشور ( ادبیات ) آن کشور است که به صورت مکتوب از گذشتگان ما ، به یادگار مانده است . انسانها ، یکی پس از دیگری می آیند و می روند .
ولی ادبیات ، پا برجاست و به حیات خود ادامه می دهد . و هر گاه که روی به پستی و نزول می گذارد روح تازه ای در آن دمیده می شود و تنه تنومند آن را از گزند حفظ می کند . به راستی راز جاودانه بودن ادبیات در چیست ؟ راز جاودانگی آن را باید در زبان آن ملت جستجو کرد . در طول حیات ادبی ، همگام و همصدا پیش می رود . مانند موجی خروشان است که در برابر طوفان های زمانه ، می ایستد و خم نمی شود . و در برابر حوادث روزگار ، سر تسلیم فرود نمی آورد و ادبیات را به سر منزل غایی ، که همان رسیدن به تعالی و شکوفایی است رهنمون می سازد .
هنگامی که به ادبیات ایران ، این مرز و بوم کهن نیاکانمان ، نگاه می اندازیم به خود می بالیم ، که در سرزمین فرهنگ و هنر زاده شده ایم .و در این سرزمین مقدس ، روح خود را تسلیم یگانه هستی می کنیم .
با بررسی انواع نثر ، در این بخش متوجه می شویم که : در بستر حوادث تاریخی ، و تغییر در بافت اجتماعی و سیاسی ، در هر برهه ای از زمان ، نثر فارسی راه تکامل و پیشرفت را سپری کرده است . و هر گاه حادثه ای رخ داده است ، درخت تنومند زبان فارسی ، قد خم نکرده است ؛ و در برابر طوفان حوادث ایستادگی کرده است . تا ما هم اکنون ، از ثمره آن سود ببریم .
به همین دلیل در این بخش تکامل نثر فارسی را از ( قرن چهارم تا قرن نهم هـ . ق ) مورد بررسی قرار می دهیم ، تا در ادامه مباحث متوجه شویم که سعدی ، شیرین سخن ، چه کمک شایانی به نثر پارسی کرده است . و در ادامه کار ، جامی ، نویسنده توانا و ماهر ، با روی آوردن به نثر ساده ، چه کمک قابل توجهی به نویسندگان بعد از خود انجام داده است . تا در بخش های بعدی راحت تر بتوانیم کتاب گلستان سعدی و بهارستان جامی را ، با دید علمی و مستند ، مورد نقد و بررسی قرار دهیم
فصل اول 1- چگونگی شکل گیری نثر مرسل دوران اول
« مرُسَل اسم مفعول از ارسال به معنی رها شده و آزاد است . یعنی نثر بی تکلف و غیر مقیّد به صنایع ادبی و فنون تزئینی کلام . و آن معادل Prosa یا proversa oratio در لاتین ( prose انگلیسی ) است که به معنی نثر و سخن مستقیم و سر راست و آزاد است . به نثر مرسل ، نثر سبک خراسانی ( به اعتبار اینکه نخستین نویسندگان در خراسان بودند و به لهجه مادری خود می نوشتند ) و نثر بلعمی ( به اعتبار اینکه بلعمی ، جزو اولین و شاخص ترین نویسندگان این سبک است ) و نثر دوره اول هم میتوان گفت نثر مرسل به لحاظ تاریخی دو دوره سامانیان و غزنویان ( تغییراتی ) را دربر می گیرد . آغاز دوره اول نیمه اول قرن چهارم هجری است ( سال 346 که شاهنامه ابومنصوری نوشته شد ) و پایان آن اواخر قرن پنجم است و بدین ترتیب مدت این دوره حدوداً 150 سال است . البته نثر مرسل در دوره های بعد هم تقلید می شد ، اما در آن به اعتبار هر دوره تغییراتی دیده می شود .»
( شمیسا ، 1377 ، صص 23-24 )
« توجه و اقبالی که به زبان فارسی ، در عهد سامانیان شد . باعث شد که نثر پارسی ، مانند نظم ، رواج و رونقی بگیرد و کتاب های به زبان دری در انواع مطالب تالیف شود و یا از تازی به پارسی درآید . و تقریباً ، همان توجه و اقبالی را که پادشاهان و رجال قرن چهارم و اوایل قرن پنجم به شعر و شعرا داشتند . به نثر و نویسندگان ، علی الخصوص مورخان و مولفان کتب علمی و ادبی بذل می نمودند، و برای تالیف و تصنیف یا ترجمه کتب جوایزی اهدا می کردند » ( صفا ، 1374 ، ص 136 )
2- چگونگی شکل گیری نثر مرسل دوران دوم
« سبک نثر سامانی در قرن پنجم و حتی ، قرن ششم هم تقلید می شد . البته در دوره غزنوی تغییراتی در نظام سیاسی و اجتماعی به وجود آمد که اندک اندک باعث تغییر تدریجی سبک شد . عمده ی این تغییرات اولاً روی کار آمدن عناصر ترک به جای سامانیان ایرانی نژاد بود ، لذا دیگر از آن تشویق و یا تایید ها در باب گسترش فرهنگ ایرانی و تدوین تاریخ پیش از اسلام خبری نبود . و ثانیاً به دلیل وابستگی غزنویان به دستگاه خلافت ( هرچند صوری ) نفوذ لغات عربی در فارسی بیشتر شد .
با این همه به طور کلی می توان گفت : که سبک دوره سامانی و غزنوی به یک منوال است و تحول فی الواقع بعد از 420 هـ . که محمود ری و اصفهان را فتح کرد صورت می پذیرد . این حادثه به اختلاط مردم خراسان و عراق معروف است که بعداً به آن اشاره خواهد شد .»
( شمیسا ، 1374 ، ص 31 )
3- ویژگی های نثر مرسل ، دوران اول و دوم
« نثر این دوره ، کاملاً ساده و مبتنی بر طبیعت گفتار است . لغات عربی کم است . و ضرب المثل عربی اصلاً ندارد . آمیختن شعر و نثر به هم مرسوم نیست تا چه رسد به آوردن شعر عربی . استفاده از صنایع بدیعی و بیانی مرسوم نیست . جملات کوتاه و روشن اند . تکرار ، مخصوصاً تکرار فعل مرسوم است . سجع جز به ندرت – در خطبه کتاب – دیده نمی شود . از نظر فکری ، توصیفات بیشتر مربوط به بیرون است تا درون و به اصطلاح نگاه ها آفاقی و عینی است ، نه انفسی و ذهنی .
از نظر ادبی چنانچه اشاره شد خبری از نکات بدیعی و بیانی نیست » ( صفا ، 1374 ،صص 136 -137 )
مثال : « شیخ ابوسعید ، یک بار به طوس رسید مردمان از شیخ استدعای مجلس کردند . شیخ اجابت کرد. بامداد در خانقاه ایستاد . تخت بنهادند و مردم می آمدند و می نشستند . چون شیخ بر تخت شد و مقریان قرآن برخواندند و مردم می آمد . چندان که کسی را جایی نماند . معرّف بر خاست و گفت : خدایش بیامرزد که هر کسی از آنجا که هست یک گام فراتر آید . » شیخ گفت : « هر چه ما خواستیم گفت و جمله ی پیغامبران بگفتند ، او بگفت : خدایش بیامرزاد که هر کسی از آنجا که هست یک گام فراتر آید . چون این کلمه بگفت ، از تخت فرود آمد و آن روز پیش از این نگفت »
( اسرار التوحید ، ص 216 )
از اوایل قرن ششم ، به علت حوادث تاریخی و تغییر در اوضاع سیاسی و اجتماعی آن زمان ، نثر مرسل ، جای خود را به نثر فنی می دهد . و نثر ساده و روان جای خود را به تن پوش لباس های فاخر وزن و قافیه همانند شعر می دهد . وظیفه خود را که همان انتقال تجارب به آیندگان است به فراموشی می سپارد . و اگر بزرگانی مانند : ( سعدی ) در قرن هفتم ظهور نمی کردند ، معلوم نبود که بر سر نثر فارسی ، چه آورده می شد .
فصل دوم : 1- چگونگی شکل گیری نثر فنی در بستر تاریخ ادبیات
« سلطان محمود در سال (420 ) هـ . ری را تصرف کرد و این امر که باعث اختلاط مردم خراسان و عراق شده بود می توانست ، زمینه تغییر سبک باشد . چه مردم خراسان ، از مرکز حکومت اسلامی ( بغداد ) دور بودند . و برعکس مردم عراق ، بیشتر با معارف اسلامی و زبان عربی در تماس بودند . مضافاً بر اینکه زبان مادری مردم عراق ، فارسی رایج در عراق نبود .
اما محمود در سال ( 421 ) هـ . در گذشت . و بعد از چند سالی ، برسر پادشاهی بین مسعود و محمد پسران او اختلاف افتاد . سرانجام مسعود در سال ( 431 ) هـ . در دندانقان مرو از سلجوقیان شکست خورد . و همراه با دیوانیان خود ، به طرف افغانستان و هند رفت . ( غزنویان دوم ) سلجوقیان یک راست از خراسان ، به عراق عجم رسید و اصفهان را پایتخت خود کردند و زمینه های تغییر سبک ، از همه نظر فراهم شد . و توجه آنان به صوفیه و حکومت بغداد و رواج زبان عربی ، و توجه به معارف اسلامی ، و تاسیس مدارس علمی ، و خانقاه ها و غیره و غیره – در تغییر نثر مرسل به فنی دخیل است . » ( شمیسا ، 1377، ص 74 .)
نثر این دوره ، نثر موزون یا مسجع است که به دو دسته تقسیم می شود : نثر موزون مرسل که در آثار خواجه عبد الله انصاری دیده می شود و دیگری نثر موزون فنی که در مقامات حمیدی دیده می شود .
2- ویژگی های نثر موزون مرسل
« نثر موزون مرسل – که تفاوت آن با نثر مرسل ، تنها در این است که مترادفات در آن بیشتر است . صنایع لفظی نیز ، تا آن حد به کار می رود که سیر طبیعی کلام را متوقف نساخته و نثر را از روش ارسال و اطلاق دور نکند .
در این دسته از آثار ، استعمال مفردات و ترکیبات عربی ، مانند : سبک نخست محدود نیست ، با این همه ضوابطی مشخّص همواره در آن مراعات می شود .
هدف غائی نثر هنوز هم بیان معنی است ؛ هر چند به صنایع لفظی و ارکان زینتی نیز توجه دارد . نکته دقیق در اینجاست که نویسنده می کوشد تا این دو را به گونه ای با یکدیگر تلفیق دهد و در به کار بردن صنایع لفظی ، همان کلمات و ترکیباتی را برگزیند که معنی بدان نیاز دارد.
مثال : عقل گفت : « من سکندر آگاهم » . اما عشق گفت : من « قلندر درگاهم » عقل گفت : « من تقوی به کار دارم » عشق گفت : « من به دعوی چه کار دارم ؟ » عقل گفت : « من قاضی شریعتم » عشق گفت : « من متقاضی ودیعتم » عقل گفت : « من آینه مشورت هر بالغم » عشق گفت : « من از سود و زیان فارغم » عقل گفت : « مرا لطایف غرایب یاد است » عشق گفت : « جز دوست هرچه گویی باداست » عقل گفت : « مرا ظریفانند پرده پوش » عشق گفت : « مرا حریفانند ، درد نوش » ( رسائل ، خواجه عبد الله ، ص 45 )
لغات دشوار و دور از ذهن در آن دیده نمی شود . تناسب آهنگ کلام ، نیز تا آن حد در نظر است که با بیان معنی مغایر نباشد و این ویژگی بیشتر در کیفیت ترکیب کلام نهفته است .
التزام سجع ، در آن نیست و سجع نویسی ، توام با ارسال و اطلاق معنی است . گلستان سعدی و مناجات خواجه عبد الله انصاری دو نمونه بارز این سبک ، در نثر فارسی به شمار میرود .» ( خطیبی ، 1375 ، ص141 )
مثال : « هرگز از دور زمان ننالیدم و روی از گردش آسمان در هم نکشیدم . مگر وقتی که پایم برهنه [ مانده ] بود و استطاعت پای پوشی نداشتم ، به جامع کوفه در آمدم دلتنگ ، یکی را دیدم که پای نداشت ، شکر نعمت حق تعالی به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم .
مرغ بـریـان ، به چشـم مردم سـیـر کمتر از برگ ترّه ، بر خوان است
و آن که را دستگاه و قدرت نیست شـلغـم پـخـته ، مرغ بریـان اسـت»
(یوسفی ،1384 ، صص 115- 116)
3- ویژگی های نثر موزون فنی
« قرن ششم ، دوره نثر موزون فنی است . آغازگر این سبک ، نصر الله منشی است که در نیمه اول قرن ششم می زیست . نثر موزون فنی ، در یک کلام نثری است که می خواهد ، تشبّه به شعر کند . بدین لحاظ ، هم از نظر زبان ، و هم از نظر فکر و هم از نظر مختصات ادبی دیگر نمی توان آن را دقیقاً نثر دانست . که هدف آن تفهیم و تفاهم و انتقال پیام به صورت مستقیم است . بلکه نثری است شعر وار که مخیّل است و زبان تصویری دارد و سرشاراز صنایع ادبی است . در یک کلام ، نثر موزون فنی ، نثری است که با شعر یک قدم بیشتر فاصله ندارد .
« برخی از مختصات نثر موزون فنی »
1- کثرت لغت عربی 2- استفاده از آیات و احادیث و ضرب المثل و اشعار عربی 3- درآمیختگی نظم و نثر 4-اطناب - ( حاشیه رفتن و جملات معترضه ) 5- سجع و موازنه 6- وفور صنایع بدیعی و بیانی 7- استعمال افعال در معانی مجازی ( جهت پرهیز از افراط و تکرار در سجع سازی ) 8- موسیقیایی بودن در کلام 9- بیشتر مخیّل بودن تا مخبر بودن 10- وصف ( به طوری که خبر تحت الشعاع آن قرار گیرد ) 11- آوردن مترادفات پی در پی
نویسندگان نثر فارسی ، تماماً از منشیان و دبیران درباری بودند که طی تحصیلات خود آشنایی –کافی با زبان و ادبیات عرب و معارف اسلامی می یافتند .
یکی از شیوه های خاص نویسندگان نثر فنی ، ( جز در ترسّل و نامه های درباری ،) بر اصل رجحان وصف بر خبر است .
به این معنی که خبر را تقریباً با اختصار ( البته نه به ایجاز ) بیان می کنند تا به وصف برسند و سپس وصف را مفصلاً شرح می دهند .
مانند : « شیری ، کنار بیشه ای زندگی می کرد ( جز ) بیشه یی که ( وصف ) به مناسبت این وصف ( که غالباً موزون و مسجع است ) چند بیت شعر فارسی و عربی و احیاناً ضرب المثل هم نقل می کنند . از این رو نویسنده فنی ، به دنبال فرصت یا بهانه ای است که بتواند وصف کند » ( شمیسا ، 1377 ، صص 76 – 77 )
مثال : « ... پیش از صبح صادق برخاستم . و پای افزار خواستم ؛ چون به میقات وصل ، موعود وصل ، رسیدم . جز اثر و خیال ندیدم ؛ سوال کردم که ای قوم ، آن مشتری که دی در این خانه و آن همای که دوش در این آشیانه بوده ، امروز به کدام برج می درخشد و نور سعادت به کدام طرف می بخشد ؟ گفتند : شیخا ! ندانستی که ماه در یک برج نیاساید ، و آفتاب در یک جا نپاید . در این کوی چون تو دیوانه بسیارند و گرد آن شمع ، چون تو پروانه بی شمار ... » ( مقامات حمیدی ، ص 182 )
4- نثر فارسی موزون فنی از دیدگاه نثر نویسان زبان فارسی
نثر موزون را از دیدگاه صرفاً ادبی ، بررسی کردیم و گفتیم که از این دیدگاه باید آن را اوج تکامل نثر دانست .
| دسته بندی | مدیریت |
| بازدید ها | 22 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 156 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 53 |
بصورت فایل ورد
همراه با منابع
هوش بازاریابی
مفهوم هوش به عنوان قسمتی از استراتژی بازاریابی با افزایش قدرت رقابتی شرکت و پردازش برنامههای استراتژیک آن، به مفاهیم بازاریابی اضافه شده است (جوهری و استفنز، 2006: 61).
هوش بازاریابی هنری است که سازمانهای مختلف به آن احتیاج دارند. دستیابی به هوش بازاریابی تنها با استفاده همزمان از علم و هنر میسر است. هوش نه تنها قابلیت فردی، بلکه قابلیتی سازمانی است که از محیط سازمان کسب میشود. هوش بازاریابی، آمیخته ای از سه مقوله فرد، سازمان و محیط (همان منبع).
تاکنون تعاریف مختلفی از هوش بازاریابی ارائه شده است؛ از جمله آن، تعریف کاتلر از هوش بازاریابی است: اطلاعات هر روزه در مورد تغییرات در محیط بازاریابی که مدیران در آماده سازی و تطبیق برنامه های بازاریابی کمک میکند.(پری پوراس و همکاران[1]، 2005)
آقای جافه (به عنوان کسی که بیشترین فعالیت را در این بحث انجام داده است) هوش بازاریابی را جمعآوری اطلاعات از محیط بیرون و مجموعه فعالیتهای درون شرکت میداند (سانگ و جف، 2009).
به نظر نویسندگان با توجه به مفهومی که در واژه هوش وجود دارد، هوش بازاریابی یک توانایی در فرد یا سازمان است که به مدیران ارشد برای دستیابی به استراتژی، برنامه، هدف و یا حتی چشم انداز سازمان کمک شایانی میکند، در واقع سیستم هوش بازاریابی مشخص میکند که چه نوع هوشی مورد نیاز است و آن را از محیط دریافت میکند و در اختیار سازمان قرار میدهد (تان و احمد[2]، 1999)
در مقالات و کتب مختلف، هوش در سه حوزه مطرح میشود: هوش بازاریابی، هوش رقبا و هوش کسب و کار. باید دقت داشت که هوش بازاریابی چیزی فراتر از هوش رقبا و کسب و کار است؛ اما در بعضی از مطالعات این سه به صورت یک سیکل نشان داده میشود. این بدین معناست که این سه میتوانند لازم و ملزوم یکدیگر باشند(رایت، 2006)
بسیاری از اطلاعات هوش رقبا، میتواند در هوش بازاریابی استفاده شود تا به عنوان یک ورودی برای آن، بتوان یک پروسه پویای طراحی بازار را تدوین کرد. بنابراین هوش بازاریابی میتواند شامل اطلاعات مربوط به محیط کلان، محیط بازار، مشتریان، رقبا و عملکرد گذشته یک سازمان درباره آمیخته بازاریابی باشد (بارتلت، گشال و کاتلر، 2001).
هوش بازاریابی را میتوان از منابع مختلفی از جمله مجلات، نشریات بازرگانی، صحبت با مشتریان، تامینکنندگان و توزیعکنندگان، همچنین با صحبت با مدیران دیگر شرکتها کسب کرد (کالف و رایت، 2008).
[1]. Priporas & et al
[2]. Tan & Ahmed
| دسته بندی | تربیت بدنی |
| بازدید ها | 1 |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 14192 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 111 |
فصل اول- طرح پژوهش
|
||
|
مقدمه:
بهبود در رکوردهای ورزشی مدیون پژوهش های متخصصان در زمینه های مختلف تربیت بدنی و علوم ورزشی است. یکی از این زمینه ها که پژوهش های بسیاری نیز در آن صورت گرفته، علم تمرین وابسته به فیزیولوژی ورزش می باشد.
ورزشکاران و قهرمانان رشته های مختلف ورزشی با توجه به ماهیت رشته ورزشی خود از نظر عوامل مختلف آمادگی جسمانی و حرکتی دارای نیازها و اولویت های ویژه ای می باشند.
به عبارت دیگر، هر یک از رشته های ورزشی به یکی از عوامل قدرت، استقامت، توان، انعطاف پذیری، سرعت و یا تلفیقی از آن ها نیاز دارند که با توجه به نوع رشته ورزشی با یکدیگر متفاوتند (حسینی، 1377 ).
قدرت عضلانی، پایه و اساس برنامه های بدن سازی و آمادگی جسمانی بوده که در رشته های مختلف ورزشی جایگاه خاصی دارد. به عنوان مثال: در رشته ورزشی شنا و نجات غریق علی رغم نیازی که به عامل قدرت احساس می شود، عامل سرعت در اولویت بعدی قرار می گیرد (کاستیل و همکاران، 1369).
یکی از مهم ترین عوامل موفقیت ورزشکاران در رشته های سرعتی، برخورداری از توان بی هوازی و سرعت عکس العمل بالاست. از آنجا که فعالیت هایی نظیر شنای سرعت، وزنه برداری، دوومیدانی و به طور کلی ورزشهای سرعتی نیاز به تولید نیروی بیشینه عضلانی دارند، برای تامین انرژی موردنیاز خود شدیداًً به دستگاه فسفاژن[1] (آدنوزین تری فسفات- فسفوکراتین) متکی هستند. تمرین های سرعتی بی هوازی علاوه بر کسب قدرت، با ایجاد تغییراتی در کارایی حرکت، ظرفیت انرژی زایی هوازی و ظرفیت تامپونی، باعث بهبود در اجرای مهارت شده و در
رویدادهای ورزشی که فوق العاده بی هوازی هستند، خستگی را به تعویق می اندازد(ویلمور و همکاران، 1384).
یکی از بهترین شیوههای افزایش توان بیهوازی در رشتههای سرعتی، تمرینهای نسبتاًًً جدیدی به نام پلایومتریک[2]است است (ماساموتو و همکاران 2003، رابینسون و همکاران2004، میلر2002، مقدم1381). این تمرینها اولین بار توسط والری بورزوف[3] از قهرمانان رشتهی دوومیدانی اجرا شد و منجر به رسیدن وی به عرصهی قهرمانی در دوومیدانی گردید و سپس، پژوهشهای بیشتری در جهت تأثیر این شیوهی تمرینی در سایر رشتههای ورزشی نیز شروع شد(رادکلیف و همکاران، 1381). اصطلاح پلایومتریک اولین بار در سال 1975به وسیلهی فرد ویلت[4]، یکی از مربیان دوومیدانی به وجود آمد که از دو واژهی پلایو + متریک به معنای فزایندگی قابل ارزیابی گرفته شده است.
مزیت این نوع تمرینها در این است که موجب آمادگی دستگاه عصبی- عضلانی میشود و در نتیجه به ورزشکار اجازه میدهد تا در فعالیتهایی که همراه با تغییر جهت هستند، به شکل نیرومند و سریعی عمل کند. ورزشکاران رشتههایی مثل: بسکتبال، والیبال، دوهای سرعت، پرش
ارتفاع، اسکی، شنا و سایر ورزشهایی که به توان بالایی نیاز دارند، از این نوع تمرینها بسیار سود میبرند. از مزایای دیگر تمرینهای پلایومتریک، نوع حرکتهای آنست.
در این روش تمرینی، حرکتهایی چون: لیلی کردن، پریدن، جهش با یک پا، جهش با هر دو پا و تاب خوردن وجود دارد که آموزش و یادگیری آنها نیز بسیار آسان است(شارکی، 1374).
از طریق این تمرینها ورزشکار قادر خواهد بود انقباض درون گرای[5] قویتری را پس از انقباض برون گرا[6] اعمال کند. از اینرو با توجه به اینکه تمرینهای پلایومتریک منجر به افزایش توان میشود، نقش این شیوهی تمرینی در مهارتهایی مانند شنا ] و نجات غریق[ که عامل توان در آنها نقش اصلی را ایفا میکند مورد بررسی قرار گرفته و مشخص شده که این تمرینها در بهبود رکورد و پیشرفت ورزشکاران مؤثر است(کاستیل و همکاران، 1369).
بیان مسئله:
برای این که ناجی غریق[7] بتواند به سرعت شنا کند باید قادر باشد نیروی زیادی را به سرعت و با شدت کافی از طریق دستها و پاها برای پیشروی در آب به کار ببرد. به بیان دیگر برای پیشروی در آب به قدرت و سرعت انقباض نیاز دارد که هر دو عامل را میتوان از طریق تمرینهای پلایومتریک بهتر افزایش داد (امیرخانی، 1381).
بهطور کلی تمرینهای پلایومتریک، تمرینها یا حرکتهایی هستند که برای دست یابی به نوعی از حرکت واکنشی- انفجاری، قدرت و دامنه حرکتی را با یکدیگر پیوند میدهد. از تمرینهای پلایومتریک اغلب به عنوان تمرینهای پرشی و پرشهای عمقی یاد می شود در حالی که هر تمرین یا حرکتی که از بازتاب کششی برای تولید واکنش انفجاری استفاده کند، نوعی تمرین پلایومتریک است (بومپا، 1382). با توجه به اینکه در عملیات نجات غریق اکثر انقباضهای عضلانی از نوع درونگرا میباشد و این مهارت به هماهنگی عصبی عضلانی بالایی نیاز دارد؛ تمرینهای پلایومتریک باعث افزایش نیروی انقباض درونگرا (کوتاه شونده) و افزایش هماهنگی عصبی- عضلانی میشود و پژوهشهای انجام شده روی تمرینهای مختلف ورزشی در زمینهی این تمرینها، بیانگر اثر مثبت آنهاست(بومپا، 1382).
از سوی دیگر بهبود توان از عناصر مهم افزایش قابلیت اجراهای ورزشی است که به صورت حاصل ضرب نیرو در سرعت بیان میشود. توان عضلانی برای پرتابها، پرش و ضربهها ضروری است. بهعلاوه توان برای تغییر جهت سریع و افزایش شتاب و حرکت در شروع رشتههایی مثل دوهای سرعت و شنا در مسافت های کوتاه مدت نیاز است.
از آنجا که در رشتهی نجات غریق، هدف ناجیان غریق، رساندن رکورد به پائینترین حد ممکن است، در نتیجه فرد ناجی باید از توان و آمادگی بیهوازی بالایی برخوردار باشد تا بتواند از عوامل سرعت جسمانی در این رشته به خوبی استفاده کند(چو، 1378).
با در نظر گرفتن اوقات استراحت کم و عدم دسترسی همهی ناجیان به وسایل بدن سازی(وزنه)واحتمال آسیبدیدگی آنها در اثر کار با وزنه، یکی از دغدغههای آنها راجع به مفید بودن تمرینهای بدنسازی بدون وزنه جهت بالا بردن توان بدنی و بهبود رکوردها میباشد.
تمرینهای پلایومتریک بر توان بیهوازی افراد تأثیر دارد (رابینسون و همکاران 2004 ، ماساموتوو همکاران 2003، میلر2002، شهدادی 1378، آروین1377). اما در شرایط محیطی و اجتماعی مختلف این تأثیر یکسان نیست. با توجه به زودبازده بودن و عدم نیاز به وسایل خاص، این سوال مطرح می شود که:
آیا انجام تمرینهای پلایومتریک در آب، به اندازهی انجام این تمرینها در خشکی، موجب بهبود توان بیهوازی ناجیان غریق و ارتقاء رکوردهای آنها میشود؟ با توجه به این مسأله، پژوهشگر قصد دارد تأثیر دو روش تمرین پلایومتریک درون آب و خارج از آب را در توان بیهوازی ناجیان غریق مورد بررسی و مقایسه قرار دهد تا چنان چه تفاوت معنا داری را مشاهده نمود بر اساس آن به ناجیان پیشنهاد کند تا از آن تمرین خاص استفاده نمایند.
ضرورت واهمیت پژوهش:
حرفهی نجات غریق، به خصوص در استخرها، از جمله رشتههایی است که نیاز مبرم به بالا بودن توان بیهوازی جهت شنا در مسیرهای کوتاه در حداقل زمان دارد و فرد ناجی غریق باید پیوسته دارای سطح آمادگی بدنی بالایی باشد تا بتواند در انجام وظیفه خود موفق بوده و در دورههای آمادگی که از طرف هیأت نجات غریق در ابتدای هر سال برگزار میگردد موفق به کسب رکوردهای مورد نظر شود.
با توجه به اهمیت توان بیهوازی و قدرت عضلانی در این رشته، ناجیان غریق در طی اوقات استراحت در بین جلسات کاری خود به تمرینهای گوناگون، اعم از تمرین وزنه، شنای سرعتی و دیگر تمرینها میپردازند.
با در نظر گرفتن مواردی چون ویژگی خاص تمرینهای پلایومتریک که در کوتاه مدت باعث افزایش توان و سرعت عضلانی می گرددمیگردد(رابینسون و همکاران2004 ، استیم و همکاران2007)، و همچنین آمادگی بدنی ناجیان غریق جهت انجام این تمرینها، در دسترس بودن آب در محیط کاری این افراد و در نظر گرفتن این موضوع که انجام تمرینهای پلایومتریک درون آب، نیاز به وسیله ندارد، به نظر میرسد مقایسه تأثیر تمرینهای پلایومتریک درون آب و خارج از آب (خشکی) بر توان بیهوازی و قدرت انفجاری ناجیان غریق ضروری و قابل توجیه باشد.
نتایج این پژوهش میتواند جهت ارائه برنامه تمرینهای آمادگی به ناجیان غریق و شنا گران و هیأتها وفدراسیونهای مربوطه مفید باشد.
هدف کلی پژوهش:
"مقایسه تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر توان بیهوازی ناجیان غریق."
اهداف اختصاصی:
1- تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر رکورد شنای33 متر کرال سینه سر بالای ناجیان غریق.
2- تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر طول شیرجه ناجیان غریق.
3- تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر توان بیهوازی ناجیان غریق.
4- تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر توان حداقل ناجیان غریق.
5- تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر توان حداکثر ناجیان غریق.
6- تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر توان متوسط ناجیان غریق.
7- مقایسهی تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر رکورد شنای 33 متر ناجیان غریق.
8- مقایسهی تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر طول شیرجهی ناجیان غریق.
9- مقایسهی تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر توان بیهوازی ناجیان غریق.
10- مقایسهی تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر توان حداقل ناجیان غریق.
11- مقایسهی تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر توان حداکثر ناجیان غریق.
12- مقایسهی تأثیر تمرینهای پلایومتریکی در آب و خشکی بر توان متوسط ناجیان غریق.
فرضیه های پژوهش:
1- تمرین های پلایومتریکی در آب بر رکورد شنای 33 متر سر بالای ناجیان غریق تأثیر دارد.
2- تمرینهای پلایومتریکی در آب بر طول شیرجه ناجیان غریق تأثیر دارد.
3- تمرین های پلایومتریکی درآب بر توان بی هوازی(وین گیت) ناجیان غریق تأثیر دارد.
4- تمرین های پلایومتریکی درآب بر توان حداقل ناجیان غریق تأثیر دارد.
5- تمرین های پلایومتریکی در آب بر توان حداکثر ناجیان غریق تأثیر دارد.
6- تمرین های پلایومتریکی در آب بر توان متوسط ناجیان غریق تأثیر دارد.
7- تمرین های پلایومتریکی در خشکی بر رکورد شنای 33 متر ناجیان غریق تأثیر دارد.
8- تمرین های پلایومتریکی در خشکی بر طول شیرجه ناجیان غریق تأثیر دارد.
9- تمرین های پلایومتریکی در خشکی بر توان بی هوازی(وین گیت) آزمودنی ها تأثیر دارد.
10-تمرین های پلایومتریکی درخشکی بر توان حداقل ناجیان غریق تأثیر دارد.
11-تمرین های پلایومتریکی درخشکی بر توان حداکثر ناجیان غریق تأثیر دارد.
12-تمرین های پلایومتریکی در بر توان متوسط ناجیان غریق تأثیر دارد.
13- بین رکورد شنای 33 متر سر بالای ناجیان غریق دو گروه تمرینی تفاوت معنا داری وجود دارد.
14- بین طول شیرجه ناجیان غریق دو گروه تمرینی آب و خشکی تفاوت معنا داری وجود دارد.
15- بین توان بی هوازی(وین گیت) ناجیان غریق دو گروه تمرینی آب و خشکی تفاوت معنا داری وجود دارد.
16- بین توان حداقل ناجیان غریق دو گروه تمرینی آب و خشکی تفاوت معنا داری وجود دارد.
17- بین توان حداکثر ناجیان غریق دو گروه تمرینی آب و خشکی تفاوت معنا داری وجود دارد.
18- بین توان متوسط ناجیان غریق دو گروه تمرینی آب و خشکی تفاوت معنا داری وجود دارد.
پیش فرضهای پژوهش:
1- آزمودنیها نهایت تلاش خود را در اجرای صحیح برنامههای تمرینی بکار برده و با پژوهشگر همکاری لازم را انجام دادهاند.
2- آزمودنیها در دورهی انجام تمرینهای پلایومتریک، به تمرینهای دیگری نپرداختند.
3- اجرای آزمونها در پیش آزمون و پس آزمون در شرایط یکسان و مشابهی صورت گرفته است.
4- ابزار اندازهگیری و تجهیزات مورد استفاده از استاندارد کافی برخوردار بودهاند.
محدودیت های پژوهش:
متغیرهای غیرقابل کنترل:
1- هیچ مدیریتی بر مسائل روحی و روانی و انگیزشی ناجیان غریق صورت نگرفت.
2- احتمال دارد رژیم غذایی ناجیان غریق یکسان نباشد.
3- ممکن است ساعات کار هفتگی ناجیان غریق با یکدیگر تفاوت داشته باشد.
متغیرهای قابل کنترل:
1- جنسیت و دامنة سنی ناجیان غریق از متغیرهای فرعی پژوهش بود که کنترل شد.(دامنه سنی 31-21 سال بود).
2- به منظور ایجاد تجانس سطح مهارت ناجیان غریق، از طریق نشان دادن حرکت و توضیح مناسب، همه به طور یکسان تحت آموزش قرار گرفتند.
3- ناجیان غریق قبل از شرکت در تمرینها سالم بوده و هیچ گونه محدودیت حرکتی یا آسیب جسمانی نداشتند.
تعریف نظری و عملیاتی واژه ها و اصطلاحات
تمرینهای پلایومتریک
تعریف نظری: پلایومتریک که با عنوان چرخهی کشش- کوتاه شدن یا بازتاب کشش عضلانی نیز شناخته می شود، حرکتهایی است که در آنها عضلات ابتدا تحت فشار و انقباض برونگرا (طویل شونده) و بلافاصله پس از آن تحت انقباض درونگرا (کوتاه شونده) قرار میگیرند. پلایومتریک بر پایه انقباض بازتابی تارهای عضلانی که نتیجه کشش سریع این تارهاست بنا نهاده شده است(بومپا، 1384).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور از تمرینهای پلایومتریک، تمرینهای منتخبی از جمله: حرکت پاس سینه با توپ طبی در خشکی، حرکت تابی دستها، پرتاب توپ طبی، شنای سوئدی مایل، پرشهای عمودی به بالا و جلو، جست به پهلو و غیره در خشکی و آب میباشد. علیرغم متفاوت بودن دو محیط آب و خشکی (دو سیال مختلف)، حتیالمقدور سعی شده تمرینهای انجام شده در این دو محیط به لحاظ شکل و گروههای عضلانی درگیر، شبیه هم باشند. ضمناًً تمرینهای آبی در عمق 80 سانتیمتری آب انجام میگرفت.
توان بی هوازی[8]:
تعریف نظری: میزان بیشینه (مقدار در واحد زمان) که در آن انرژی از طریق دستگاه ATP-PC فراهم می شود(اشنلو همکاران ،1376).
یا: حداکثر مقدار انرژی که میتواند به وسیلهی سیستمهای غیر هوازی انرژی در هر زمان تولید شود (ابراهیم، 1385).
تعریف عملیاتی: در این پژوهش، منظور از توان بیهوازی، عملکرد ناجیان در آزمون وینگیت و آزمون رست میباشد.
ناجی غریق:
منظور از ناجی غریق در این پژوهش، افراد دوره دیده در هیأت نجات غریق هستند که با شنای کرال سینه، کرال پشت، قورباغه، شنای پشت مقدماتی و شنای پهلو آشنایی کامل داشته و در دامنه سنی 21 سال تا 31 سال هستند.
انقباض برون گرا[9]:
کشیده شدن عضله همراه با افزایش تنش، یعنی هنگامی که تنش عضله فعال گسترش پیدا می کند، طول عضله افزوده می شود(سندگل، 1375).
انقباض درون گر[10]]2 [:
کوتاه شدن عضله همراه با افزایش تنش، یعنی هنگامی که تنش عضله فعال گسترش می یابد، طول عضله کوتاه می شود(سندگل، 1375).
چرخه ی کشش- کوتاه شدن[11]]3 [:
در اجرای مهارتهای ورزشی انفجاری، عضلات در اثر وزنی که روی آنها قرار میگیرد، به سرعت
کشیده میشوند و متعاقب آن عضله به سرعت کوتاه میشود. این چرخه که اساس تمرینهای پلایومتریک است، چرخهی کشش- کوتاه شدن نامیده میشود(بومپا، 1384).
طول شیرجه:
منظور از طول شیرجه در این پژوهش، مقدار طول شیرجه با سر، هر آزمودنی از روی سکوی مخصوص مسابقات شنا به درون آب است.
شنای کرال سینهی سر بالا:
منظور از آن، شنای کرال سینهای است که آزمودنی باید به صورت سر بالا و با زاویهی دید مستقیم به طرف جلو انجام دهد. این شنا، خاص ناجیان غریق بوده و هدف از انجام آن، تحت نظر داشتن دائم غریق تا رسیدن به وی میباشد.
توان بیشینه[12]:
منظور از توان بیشینه در این پژوهش، بالاترین عدد توان به دست آمده در آزمون رست میباشد.
توان حداقل[13]:
منظور از توان حداقل در این پژوهش، پایینترین عدد توان به دست آمده در آزمون رست
می باشد.
توان میانگین[14]:
منظور از توان میانگین در این پژوهش، مجموع توانهای بهدست آمده از آزمون رست تقسیم بر تعداد آنها میباشد.
فصل دوم- پیشینه ی پژوهش:
مقدمه:
روشهای تمرینی پلایومتریک که به منظور ترکیب سرعت و قدرت در اجراهای ورزشی طراحی شده، ذاتاًً از توان بالقوهی زیادی برخوردار است و در صورتی که با روش علمی به کار برده شود، به ورزشکار کمک میکند تا بتواند اجرای حرکت و مهارت را با سرعت بیشتری آغاز کند، تغییر مسیر ناگهانی دهد و شتاب حرکت خود را در کوتاهترین فاصله زمانی بهدست آورد.
زیربنای نظری پژوهش:
با توجه به اینکه متغیرهایی هم چون طول شیرجه، رکورد 33متر شنای کرال سینهی سر بالا و...فعالیتهایی بیهوازی هستند، عوامل مختلفی میتوانند بر توان بیهوازی و دیگر متغیر های وابستهی این پژوهش اثر بگذارند. برخی از این عوامل عبارتند از :
جنسیت:
مردان به دلیل فیزیک خاص بدنی خود و تأثیر هورمون های جنسی مردانه، نسبت به زنان درصد عضلهی بیشتر و در نتیجه قدرت و توان بالاتری دارند.
سن:
با افزایش سن، از دوران میانسالی، از درصد عضلات بدن کاسته شده و توان نیز کاهش مییابد. یک فرد 60 ساله، 60% حداکثر توان بیهوازی اسید لاکتیک شخص 20 ساله را داراست.
درصد چربی:
مقدار چربی بدن تأثیر بسزایی در توان فرد دارد. زیرا چربی بر خلاف عضله، توانایی ایجاد حرکت ندارد و میتواند موجب کاهش سرعت و توان فرد شود.
نوع تارهای عضلانی:
در شدتهای بالاتر فعالیت (75 تا 90 درصدVo2 max)، فراخوانی تارهای تند انقباض بیشتر است. به عبارتی، ورزشکاران رشتههای سرعتی قدرتی(توانی) نیاز بیشتری به درصد بالای تارهای تند انقباض دارند. بازده توان تارهای تند انقباض تا چهار برابر تارهای کند انقباض است و این برتری مربوط به سریعتر منقبض شدن تارهای تند انقباض است. در تولید نیرو جهت فعالیتهای دراز مدت تارهای کند انقباض اقتصادیتر از تارهای تند انقباض هستند. تارهای تند انقباض ممکن است از میانگین توان طولانیتری، حتی در طی انقباضات دراز مدت، برخوردار باشند. اکثر عضلات انسان دارای 50% تار تند انقباض و 50% تار کند انقباض هستند. نحوهی ترکیب تارها، انسان را برای انجام انواع فعالیتهای کوتاه مدت و دراز مدت یاری میدهند. دوندگان سرعت و پرشکنندگان ارتفاع دارای بیشترین درصد تارهای عضلانی نوع تند انقباض (61درصد) بوده، در صورتیکه قهرمانان راهپیمایی (41درصد) و صحرانوردی مرحلهای (33درصد) دارای کمترین درصد از این نوع تار هستند (فاکس و همکاران،1381).
تخلیهی فسفوکراتین:
فسفوکراتین در شرایط بیهوازی برای بازسازی مولکولهای پر انرژیATP مصرفی و حفظ ذخایر آن در بدن مورد استفاده قرار میگیرد. با ادامهی فعالیت، دستگاه فسفاژن توانایی اندکی برای جایگزینی آن دارد. در چنین شرایطی، با تخلیهی ذخایر فسفو کراتین، مقدارATP نیز افت میکند. بیشترین کاهش در تراکم فسفوکراتین در اولین دو دقیقهی انقباض و قبل از آنکه افتی در اوج تنش عضله پدیدار شود، به وقوع میپیوندد (ویلمور و همکاران ، 1384).
تجمع اسید لاکتیک:
افزایش اسید لاکتیک در اثر فعالیت، موجب اسیدی شدن محیط عضله شده که این به نوبه خود باعث بالا رفتن میزان یون هیدروژن درون سلولی میگردد که این افزایش در تراکم هیدروژن، مرحلهی اتصال القایی را با کاهش مقدار کلسیم آزاد شده از شبکه سارکوپلاسمی و مداخله در ظرفیت بههم پیوستگی کلسیم و تروپونین به تعویق میاندازد و از سوی دیگر از فعالیت آنزیم کلیوی فسفوفروکتوکیناز در گلیکولیز بیهوازی جلوگیری میکند. (فاکس و همکاران، 1381).
حرارت:
در فعالیتهایی همچون رکاب زدن روی دوچرخه و پرش عمودی، درجه حرارت عضله روی کار و اوج توان تولیدی اثر میگذارد. تغییر درجه حرارت عضله پهن خارجی از 4/30 درجه سانتیگراد به 5/38 درجه سانتیگراد، پرش عمودی را 44% و حداکثر توان تولیدی در رکاب زدن روی دوچرخه را به میزان 32% افزایش میدهد (اینوکا، 1988).
عوامل دیگری نیز میتوانند بر روند تولید انرژی اثر بگذارند که عبارتند از: خستگی عصبی عضلانی ، خستگی روحی روانی و... برای مثال میزان ساعات کار هفتگی آزمودنیها، بهعنوان یک متغیر غیر قابل کنترل، به طور حتم میتواند بر اجرای تمرین و ثبت رکورد های آزمودنی تأثیر بگذارد.
پلایومتریک:
تمرینهای پلایومتریک که با عنوان چرخه کشش- کوتاه شدن یا بازتاب کششی عضلانی نیز شناخته شده است، حرکتهایی است که در آنها عضلات ابتدا تحت فشار انقباض برون گرا (طویل شونده) و بلافاصله پس از آن تحت انقباض درون گرا (کوتاه شونده) قرار میگیرند (بومپا، 1384).
پلایومتریک از دو واژه پلایو (افزایش) و متریک (اندازه گیری) به معنای فزایندگی قابل ارزیابی گرفته شده است. در واقع تمرینهای پلایومتریک به آن دسته از تمرینهایی اطلاق میشودکه به وسیله انقباضهای پرقدرت عضلانی در پاسخ به یک بار کاری و یا کشش پویا و سریع عضلانی درگیر اطلاق می شود (رادکلیف،1381).
ویژگی تمرین های پلایومتریک:
تمرینهای پلایومتریک ویژگی خاص و کاربرد وسیع دارد. طراحی تمرین ورزشی، جهت افزایش شتاب افقی و عمودی اعضای پائین تنه و کلیه حرکتهای دویدن و پریدن، و همچنین بعضی از نیروهای عمودی و افقی ضدجاذبه، جزء تمرینهای پلایومتریک است. حتی تغییرجهت در پائین آمدن نیز جزء این دسته است. تمرینهای با توپ مدیسین بال علاوه بر تقویت بالاتنه میتواند در تمرینهای ترکیبی اعضاء پائین تنه نیز کاربرد داشته باشد.
ویژگی تمرین، یک مفهوم مهم است. بنابراین هنگام طرح برنامه های پلایومتریک باید به این موضوع توجه داشت. ورزش یا مهارت ورزشی که باید توسعه یابد، ابتدا باید تجزیه و تحلیل شود و بعداًً روی تمرینهای مناسب تأکید شود. هر برنامهی تمرینی بایستی با یک دوره آمادگی شروع و با اهداف ویژه در قالب زمان و دوره ها انجام شود.
یک برنامه مؤثر با اهداف ویژه از طریق دستکاری چهار متغیر تشکیل میشود: شدت، حجم، تکرار و برگشت به حالت اولیه. شدت در پلایومتریک بهوسیله نوع تمرین انجام شده کنترل میشود. دامنههای پلایومتریک از کار ساده تا تمرینهای پیچیده و شدید تنظیم میشود.
1- بهطور کلی شدت تمرینهای پلایومتریک را میتوان بهوسیله افزایش وزن وزنه ها، افزایش ارتفاع سطح پرش برای پرشهای عمقی و یا از طریق افزایش مسافت تعیین شده در پرشهای طولی افزایش داد.
2- در مورد تمرینهای پلایومتریک اغلب حجم تمرین، با شمارش تعداد تماس پا با زمین ارزیابی میشود.
3- تکرار عبارتست از: تعداد دفعات تمرین در اجرا. مبتدیان باید بین جلسات تمرین پلایومتریک حداقل 48 ساعت استراحت داشته باشد.
4- برگشت به حالت اولیه متغیر کلیدی است که نشان میدهد تمرینهای پلایومتریک موجب توسعه قدرت میشود یا استقامت عضله! در تمرینهای پلایومتریک، دورههای کوتاه تر برگشت به حالت اولیه (10 تا 15 ثانیه) بین هر سِت اجازه نمیدهد که حداکثر برگشت به حالت اولیه انجام شود و موجب توسعه استقامت عضلانی میشود! (چو، 1378).
فیزیولوژی تمرینهای پلایومتریک:
دو عامل مهم در تمرینهای پلایومتریک عبارتند از:
1- عوامل الاستیکی عضلانی که شامل تاندونها، پلهای ارتباطی عمل کننده روی اکتین و مایوزین.
2- گیرنده های دوکی عضلات (گیرنده های عمقی) که نقش جاگیری تاندون عضلات و تأخیر حسی در رابطه با کشش عضلات را بهعهده دارند. خاصیت الاستیکی عضلات، از عوامل مهم درک چگونگی سیکل کشش- کوتاه شدن است که میتواند با توان بیشتر نسبت به انقباض ساده عضلانی ایجاد شود. در حین سیکل کشش- کوتاه شدن، عضله با انقباض سریعتری نسبت به روشهای دیگر انقباضی، منقبض میشود. تمرین، قدرت پاسخگویی و واکنش عضلات تحت انقباض را تغییر میدهد. عضلاتی که سریعتر کشیده شوند، نیروی انقباضی درون گرای بیشتری را بعد از کشش بوجود میآورد و نتیجهی آن حرکت قویتر جهت غلبه بر اینرسی شیء میباشد، خواه آن نیروی وزن فرد یا شیء خارجی باشد (چو، 1378).
اصول اساسی تمرینهای پلایومتریک:
1- آمادگی جسمانی. 2- گرم و سرد کردن (افزایش انعطاف پذیری و چابکی). 3- اصل اضافه بار: تمرینها باید از نظر مقاومت، زمان و فاصلهی اجرای حرکت، بر اساس اصول اضافه بار تنظیم گردد. تغییر ارتفاع پرش ورزشکار یا تغییر وزنههای مورد استفاده و همچنین تغییر مسافت طی شده. اضافه بار شامل دو نوع اضافه بار مقاومتی و زمانی میباشد. اضافه بار مقاومتی به شکل تغییر جهت دادن های سریع یک عضو از بدن یا کل بدن است و اضافه بار زمانی را میتوان با تمرکز روی اجرای سریع و شدید حرکت در حد توان فرد اعمال کرد (رادکلیف،1381).
رابطه میان قدرت، توان و سرعت ناجیان غریق:
سرعت در شنا به ترکیب دو عامل بستگی دارد:
1- بهکارگیری هرچه بیشتر نیروی جلوبرنده از طریق دست و پا. 2- به حداقل رساندن نیروهای مقاوم که نتیجه تکنیک صحیح و همچنین حرکتهای صحیح دستها و پاهاست. هدف یک ناجی غریق استخر این است که بتواند حداکثر مسافت را در حداقل زمان طی کند. برای رسیدن به این هدف، فرد ناجی باید با حداکثر قدرت و سرعت (توان) شنا کند تا ضمن این تلاش بتواند حداقل زمان را بهدست آورد. مشخص شده است که کارایی یک ناجی غریق در طی مسافت 50 متر، تا 90% به توان وی بستگی دارد(کاستیل و همکاران، 1369).