| دسته بندی | صنایع غذایی |
| بازدید ها | 44 |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 4376 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 163 |
اهداف دوره
– تعریف و شناخت فرآیندها
– دسته بندی فرآیندها
– فرآیندهای مشتری مدار
– تعریف اثربخشی و کارایی
– مدل FOCUS PDCA
– مدل SAMIE
تعاریف و مفاهیم
فرآیند
q مجموعهای از فعالیتهای مرتبط به هم یا متعامل که ورودیها را به خروجیها تبدیل میکند.
یک فعالیـت که با استفاده از منابـع و بصـورت هدایت شده در جهت کسب توانایی برای تبدیل داده ها به ستاندهها عمل میکند را میتوان به عنوان یک فرایند در نظر گرفت.
تعاریف و مفاهیم
فرآیند
مجموعهای از فعالیتهای مرتبط به هم یا متعامل که دروندادها را به بروندادها تبدیل میکند.
نگرشی دیگر در شناسائی فرآیندها
فرآیند زنجیرهای از فعالیتهای با ارزش افزوده است که محصول و یا خدماتی را تحویل مشتری فرآیند(بیرونی و یا درونی) میدهد.
فرآیند با یک نقطة شروع و یک نقطة پایان تعریف
شده است.
رویکرد فرآیندی
مزایای رویکرد فرآیندی
به زبانی ساده:
اولین مزیت رویکرد فرآیندی، نگاهی مجدد به سازمان از دیدگاه یک مشتری است.
۱- برای کارکرد موثر یک سازمان ، شناسایی و ادارة فعالیتهای به هم وابسته ضروری است.
۲- نگرش فرآیندی، به سازمان امکان میدهد تا روی ارتباط بیـن تک تک فرآیندهای موجود در مجموعهای از فرآیندها و نیـز ترکیب و تعامل آنها، کنترل مستمر داشته باشد.
ارزش فرآیندها از دیدگاه مشتری
فرآیندهای ارزشمند از نظر مشتری:
فرآیندهای بیارزش از نظر مشتری:
کاری برای شرکت
فرآیندهای زائد:
کاری برای هیچکس
مدل اختاپوس و تعیین فرآیندهای COP
مدل اختاپوس بصورت شماتیک فرآیندهایی را نمایش می دهد که مستقیماً ورودی از مشتری به سازمان دارند و / یا مستقیما خروجی را از سازمان تحویل مشتری می دهند.
یک فرآیند مشتری مدار
فرآیندهای مشتری مدار
فرآیندهای پشتیبان
فرآیندهای مدیریت
تعاریف و مفاهیم
اثر بخشـی
میزان تحقق فعالیتهای طرح ریزی شده و حصول نتایج مورد نظر
کارآیـی
رابطة میان نتایج حاصله با منابع استفاده شده
| دسته بندی | عمران |
| بازدید ها | 26 |
| فرمت فایل | dwg |
| حجم فایل | 394 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 2 |
این محصول پروژه انجام شده ساختمان دو طبقه و یک طرح توصیفی می باشد
| دسته بندی | صنایع غذایی |
| بازدید ها | 36 |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 51 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 37 |
پاورپوینت جستجو و اندازه گیری عوامل نگهدارنده و مواد افزودنی در شیر
پاورپوینت جستجو و اندازه گیری عوامل نگهدارنده و مواد افزودنی در شیر دارای 37 اسلاید (ویژه رشته های مهندسی صنایع) با ظاهری زیبا ، متفاوت ، مفید، مختصر و قابل ویرایش می باشد قسمتی از متن را ببینید و در صورت تمایل خرید کنید.
تعریف:
عوامل نگهدارنده گاهی برای نگهداری شیر و جلوگیری از فساد و زمانی برای تبدیل شیر فاسد و خراب به شیری که دارای ظاهر معمولی باشد, اضافه میگردند.
حالت اول طبیعی بوده و حالت دوم تقلب محسوب می شود.
جستجو و اندازه گیری بیکرمات دوپتاس:
بیکرمات دوپتاس معمولاً برای نگهداری نمونه های شیر اضافه می گردد, بدین جهت اینگونه شیرها زرد رنگ میباشند. برای تشخیص بیکرمات دوپتاس در شیر میتوان از نیترات نقره استفاده نمود که با آن رسوب کرمات نقره قرمز نارنجی میدهد.
معرفهای لازم برای آزمایش:
-محلول 1 درصد نیترات نقره
طرز عمل: در یک لوله آزمایش تقریباً یک میلی لیتر از شیر مشکوک و 3 تا 5 میلی لیتراز یک محلول یک درصد نیترات نقرهوارد مینماییم چنانچه رنگ زرد شیر مربوط بوجود بی کرمات دوپتاس باشد, تبدیل به قرمز نارنجی میشود. برای تشخیص بهتر رنگ میتوان از یک لوله آزمایش حاوی شیر معمولی بعنوان شاهد استفاده نمود.
دقت آزمایش:
آزمایش تقریباً 1/0 گرم بیکرمات دوپتاس را در یک لیتر شیر نشان میدهد.
ب) اندازه گیری:
اصول آزمایش:
آزمایش بر روی خاکستر شیر انجام میشود؛ بدین ترتیب که کرماتها را بکمک یک محلول سولفات فروز و آمونیاک (یا ملح Mohr) بفرمول :
احیا نموده , زیادی این محلول را با پرمنگنات دوپتاس تیتره مینماییم SO4FC.SO4(NH4)2,6H2o
طرز عمل:
خاکستر شیر را ابتدا چند مرتبه با /اب مقطر و سپس با یک محلول آبکی اسید سولفوریک 5 درصد میشوییم تا اینکه جمعاً 25 تا 30 میلی لیتر مایع بدست آید, بعد آنرا در یک بشر ریخته تقریباً 5 میلی لیتر اسید سولفوریک و دقیقاً 20 میلی لیتر محلول سولفوریک یا ملح Mohr بآن اضافه می نماییم. اسید کرمیک فوراً احیا میگردد
ppt: نوع فایل
سایز: 187 KB
تعداد اسلاید:37
| دسته بندی | معماری |
| بازدید ها | 15 |
| فرمت فایل | dwg |
| حجم فایل | 507 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
این محصول پروزه کامل از ساختمان دو طبقه می باشد که بااتوکد انجام شده
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 7 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 131 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 109 |
1مقدمه :
توانایی اداره کلاس و ایجاد رفتار مطلوب در دانشآموزان، بخشی مهم از کار معلم در کلاس و زمینه مناسب برای یادگیری است. به نظرمی رسد معلم برای اداره مطلوب کلاس به دو مهارت نیاز دارد :
1- برقراری ارتباط موثر و مثبت با دانشآموزان
2- مدیریت کلاس
این دو مهارت باعث تسهیل امر آموزش و کاهش رفتارهای نامطلوب در دانشآموزان میشود. جو کلاس در هرشرایط بر نگرش دانشآموزان نسبت به مدرسه، مطالعه، تحصیل و حتی خود پنداری آنان تاثیر میگذارد (کدیور، 1382، 227).
ارتباط مناسب میان معلم و دانشآموز، اغلب محور اثر بخشی معلم است. ارتباط مفید مستلزم آن است که معلمان از شناخت لازم وجامع هم نسبت به موضوع درسی وهم نسبت به دانشآموزان خویش برخوردار باشند، چنین امری برایجاد یک پل ارتباطی بین دانشآموزان و موضوع درسی کمک میکند، معلمان را نیز قادر میسازد که موضوع درسی را به شاگردان خویش تفهیم کنند. برعکس ارتباط سطحی و ضعیف میان معلم و دانشآموز موجب میشود که حتی یادگیری مطالب ساده نیز میسرنباشد. بنابراین روابط مبتنی بر محبت، احترام و باور متقابل میان معلم و دانشآموز میتواند بر میزان انگیزه دانشآموز تاثیر گذارد.
مدیریت کلاس درس به مفهوم ایجاد شرایط لازم برای تحقق یادگیری است و بر این اساس میتوان گفت که مهارتهای مدیریت کلاس زیر بنای کل موفقیت درتدریس است. این امر در کلاسهای درس مدارس ایران که مملو از دانشآموزان است، ازاهمیت خاصی برخوردار است. برای اعمال مدیریت بر کلاس درس و ایجاد شرایط بهینه برای یادگیری، خود معلم باید فردی کارا باشد تا از مهارتهای مدیریت کلاس درس بهره بگیرد.
و لازم است که معلمان با شیوههای مدیریت کلاس و مهارتهای ارتباط با دانشآموز آشنا بوده، برحسب موقعیت و فضای کلاس آن را به نحو مطلوب به کار ببندند.
2-2 مبانی نظری تحقیق
در این بحث ابتدا مباحث نظری مفهوم مدیریت کلاس و سپس ادبیات مفهوم فراشناخت بررسی شده است.
2-2-1تعاریف مدیریت کلاس
با توجه به گستردگی مفهوم مدیریت، تعاریف مختلفی از آن ارائه شده است که میتوان گفت از لحاظ تاکید بر روی جنبههای مختلف کلاس درس متفاوت هستند. برخی تعاریف، مدیریت کلاس را هم معنا با واژه انضباط توصیف کردهاند. چنانکه به بیان کوهن[1] (1996) مفهوم مدیریت آنچنان که در دنیای اقتصاد بکار میرود بیانگر نقش سرپرستی وکنترل کننده درارتباط با کارکنان است؛ ازاین رو میتوان با کمیتسامح این تعریف را در مدیریت آموزش و کلاس درس به کاربرد. مدیریت کلاس بیشتر یک برنامه انضباطی است که شامل باورها و ارزشها ی معلم، راجع به انضباط میشود
(دنیس مور، 2003).
همچنین دویل[2] (1986) مدیریت کلاس را ایجاد و حفظ نظم اجتماعی، به منظور آرامش و یادگیری بهتر تعریف میکند. به بیان او این واژه با اندک خوش بینی برابر با انضباط است « درمان بدرفتاریها و اختلالاتی که درمحیط آموزش رخ میدهد » (زاکرمن، 2000). ولفگانگ و گلیکمن دریک تعریف جامع از مدیریت کلاس آن را دارای سه جنبه اساسی میدانند؛ به گفته آنها مدیریت کلاس، کلیه تلاشهای معلم برای سرپرستی فعالیتهای کلاس است که شامل تعاملات اجتماعی، رفتار دانشآموزان ویادگیری است؛ بنابراین مدیریت کلاس، انضباط را در بر میگیرد ولی محدود به آن نیست (مارتین، 1996).
مدیریت کلاس شامل اقداماتی است که معلم برای ایجاد نظم، درگیر کردن دانشآموزان یا جلب مشارکت آنان انجام میدهد. برای مثال دوک[3] (1979) مدیریت کلاس را عبارت از مقررات و روشهای ضروری ایجاد وحفظ محیطی میداند که درآن آموزش و یادگیری بتواند اتفاق بیفتد. اخیرا مفهوم پردازی تعریف مدیریت کلاس با مطرح شدن پیچیدگی محیطی که در آن راهبردها و روشها اجرا میشوند ونیز فضایی که در آن اهداف معلم در رفتار مدیریتی انجام میگیرد، گسترش یافته است. بطور مثال دویل (1989) آن را به شکل زیر خلاصه میکند: " اقدامات وراهبردهایی که معلمان برای حل مسئله نظم در کلاسها به کار میبرند ". به نظر جکسون (1968) پیچیدگی مدیریت کلاس ناشی از چندین ویژگی تدریس در کلاس است که عبارتند از چند بعدگرایی (رویدادها وافراد گوناگون)، هم زمانی (رویدادهای زیادی که دریک زمان رخ میدهد)، عدم قابلیت پیش بینی (رویدادها وپیامدها)، عمومیت (رویدادها اغلب در حضور اکثر یا همه دانشآموزان رخ میدهد)، و تاریخ (اقدامات ورویدادها دارای گذشته و آینده هستند). گروهی از تعاریف مدیریت بر کارکرد سازمان دهی مدیریت کلاس تاکید میکنند، از آن جمله وانگ؛ (1998) مدیریت کلاس را همه کارهایی میداند که معلم در جهت سازمان دهی دانشآموزان، فضا، زمان و مواد انجام میدهد که این کار به پرورش همکاری، درگیرشدن دانشآموزان در فعالیتهای کلاس و ایجاد یک محیط پر بار می انجامد (دولیتل، 2000).
جونز (1996) با تعیین پنج ویژگی عمده بر ماهیت جامع مدیریت کلاس تاکید میکند :
1. درک پژوهش و نظریههای رایج درمدیریت کلاس و نیازهای روان شناختی و یادگیری دانشآموزان.
2. ایجاد روابط مثبت دانشآموز، معلم و همکاران.
3. استفاده از روشهای آموزشی که یادگیری مطلوب را با پاسخ به نیازهای تحصیلی تک تک دانشآموزان و گروه کلاس تسهیل کند.
4. استفاده از روشهای مدیریت گروهی و سازمانی که رفتار ضمن کار را به حد اکثر برساند.
5. توانایی استفاده گستردهای از روشهای رفتاری و مشاورهای برای کمک به دانشآموزانی که مشکلات رفتاری جدی ازخود بروز میدهند (جونز،1996).
2-2-2 اهداف مدیریت کلاس
مدیریت صرف، برای ایجاد نظم در کلاس بی فایده است و استفاده از فنون مدیریت در کلاس آن هم برای آرام نگه داشتن دانشآموزان از نظر اخلاقی درست نیست. پس هدف از مدیریت در کلاس چیست ؟
ولفلوک (1995) سه دلیل بر ضرورت مدیریت ذکر کرده است.
1- زمان بیشتر برای فراگیری : اگر با استفاده از یک زمان سنج، آگهیهای تجاری که در طول یکی ازفیلمهای تلویزیونی پخش میشوند، اندازه بگیرید، متوجه میشوید که حداقل یک چهارم برنامه ها
به آگهیهای تجاری اختصاص داده میشود. اگر از روشهای مشابهی نیز در کلاسها استفاده شود از اینکه زمان کمی صرف تدریس مفید میشود شگفت زده خواهید شد. هر روز به علت بی نظمیها درکلاس، وقفههای ایجاده شده دردرس، تکالیف ناقص و تغییرات نامناسب، دقایق مفید ازدست می روند؛ هرچند زمانی که به طور مفید صرف کارهای درسی میشود، ازیک کلاس به کلاس دیگرمتغیر است، با این حال تقریبا 25% درصد از زمان مفید دریک سال تحصیلی ضایع میشود، گاهی اوقات علل این مساله غیر قابل اجتناب است ولی میتوان این علل را تا حدودی مهار کرد.
بدیهی است که دانشآموزان مطالبی را بهتر می آموزند که فرصت آموختن آنرا داشته باشند. از این رو یک هدف مهم مدیریت درکلاس افزایش تعداد دقایق قابل استفاده برای یادگیری است که بطور معمول زمان اختصاص یافته نامیده میشود. اما صرف اختصاص دادن زمان بیشتر برای یادگیری، به تنهایی به موفقیت منجر نخواهد شد. بنابراین زمان، هنگامی ارزشمند است که ازآن به طور موثر و کارآمد استفاده شود. روانشناسان شناخت گرا روشی را که دانشآموزان برای پردازش اطلاعات به کار میبرند عامل مهم و اساسی در یادگیری وبه یاد سپاری مطالب میدانند. اساساً دانشآموزان آن چیزی را یاد میگیرند که به آن توجه کنند. زمانی که دانشآموز توجه کامل بر یادگیریهای خاص دارد به آن زمان اشتغال یا زمان صرف شده بر روی تکلیف میگویند. از این رو هدف دیگر مدیریت در کلاس، بهبود چگونگی استفاده از زمان است، آن هم به گونهای که دانشآموزان را به انجام فعالیتهای یادگیری مفید و ارزنده تشویق کنیم.
[1] - Kohn
[2] - Doule
[3] - Duke
| دسته بندی | عمران |
| بازدید ها | 44 |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 712 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 16 |
این محصول پروژه کامل اتوکد از یک ساختمان دو طبقه میباشد
| دسته بندی | صنایع غذایی |
| بازدید ها | 16 |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 430 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
۱٫ توصیف فرآورده:
۲٫ فرآیند تولید:
| دسته بندی | معماری |
| بازدید ها | 22 |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 5024 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 7 |
این محصول پلان فرودگاه مکزیکوسیتی می باشد که تمامی بخش های آن ترسیم شده و در راهنمای نقشه آورده شده است
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 21 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 86 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 43 |
وراثت و ژنتیک
اولین مکانیسمی که می تواند همپوشی بین اختلالات اضطرابی والدین و کودک را توضیح دهد انتقال ژنتیکی است . مطالعات ژنتیکی رفتار تخمین زده اند که بیش از پنجاه درصد از آمادگی و استعداد اضطراب (مثل حساسیت برای اضطراب، بازداری رفتاری ، ترس از ارزیابی منفی) ارثی است و از والدین به کودکان منتقل می شود (استاین، جنگ، لیویسلی[1]،2002). در مقایسه با زمینه و استعداد اضطراب ، سهم ژنتیک برای اختلالات خاص اضطرابی کمتر از 30 درصد گزارش شده است (کندلر، نیئل، کسلر، هیز، ایوس،[2]1992) . هم مطالعات خانوادگی و هم مطالعات بر روی دو قلوها سهم مشخصی از نقش ژنتیک در اختلالات اضطرابی کودکان نشان داده اند. اختلالات اضطرابی در کودکانی که والدین آنها دارای اختلالات اضطرابی یا اختلالات اضطرابی همراه با افسردگی (بیدل و تورنر[3]، 1997به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو[4]،2004)، اضطراب اجتماعی (مانچینی[5]،1996،به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو،2004)، ترس از فضاهای باز (کاپس،سیگمن، سینا، هنکر، و والن[6]،1996 به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو،2004) بودند گزارش شده است.چندین مطالعه بر روی دو قلوها (به عنوان مثال تاپر و مک گافین[7]، 1995 به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو،) نقش ژنتیک را در اختلالات و نشان های اضطرابی کودکان نشان داده اند.
1-1-2-2- بازداری رفتاری[8]
یکی ازعامل های سرشتی که در رابطه با اضطراب کودکی زیاد مورد آزمایش قرار گرفته است، صفتی بنام بازداری رفتاری است. بازداری رفتاری جنبه ای از خلق و خو است که در آزمایشگاه قابل اندازه گیری است که با تمایل محدود به کاوش و شناسایی و همین طور دوری از چیزهای جدید و تازه مشخص می شود (کاگن، رزنیک، گیبونز[9]، 1988 به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو،2004)
وجود مداوم این ویژگی (بازداری رفتاری) در اوایل دوران کودکی، با اختلالات چندگانه اضطرابی در اواسط کودکی و با اضطراب اجتماعی در نوجوانی رابطه دارد(اسکارتز، اسنیدمن و کاگن[10]، 1999 به نقل از مانیاسیس، هادسون، وئب، آلبانو،2004). بازداری رفتاری با مراقبت بیش از حد والدین در رفتار با کودک رابطه دارد (آنتونی، برون، بارلو[11]، 1991) . با توجه به اینکه بازداری رفتاری کودکان را در برابر اختلالات اضطرابی آسیب پذیر می کند و مشخص شده است که این ویژگی خیلی نا پایدار است . عنوان شده است که اکثریت نوزادانی که خصوصیات باز داری رفتاری دارند وقتی بالغ شوند این خصوصیت را از دست می دهند.
2-1-2-2-خلاصه و نتیجه گیری
متغیر های ژنتیکی احتمالا به عنوان متغیرهای تسریع کننده عمل می کنند و می توانند کودکان را در خطر اختلالات اضطرابی قرار دهند. عوامل خانوادگی احتمالا در رشد اختلالات اضطرابی در خانواده هایی که زمینه اضطراب را دارند ، کمک کننده هستند و ممکن است همپوشی زیاد اختلالات اضطرابی در خانواده ها را توضیح دهند( بیگلز و برنچمنت- تاوسنت[12] ،2006) .داده های گسترده ای مطرح می کنند که علاوه بر ژنتیک/بیولوژی ، عامل های دیگری در رشد اضطراب نقش دارند و عوامل غیر بیولوژیکی می بایست بیشتر مورد ملاحظه و مطالعه قرار گیرند(کندلر، نیئل، کسلر، هیز، ایوس،1992).
2-2-2- دلبستگی[13]
چندین نوع مطالعه رابطه بین دلبستگی و اختلالات اضطرابی رامورد مطالعه قرار داده اند نخست مطالعات صعودی- نزولی بر روی فرزندان والدینی که دلبسته ناایمن بودند نشان داده است که مادران دلبسته ناایمن، دارای اختلال اضطرابی بودند و در پی آن کودکان آنها نیز خطر بالایی برای ابتلا به اختلالات اضطرابی داشتند (ماناسیس، برادلی، گلدبرگ، هود، و اسوینسون[14]، 1995و 1994)
دوم مطالعات به شکل نزولی- صعودی شامل کودکان با مشکلات دلبستگی و اضطرابی نشان داده اند که دلبستگی های ناایمن با نشانه های اضطرابی در کودکان رابطه دارند (وارن، هاستون، اجلند و اسروف[15]، 1997، و بارنت، اسکافسما، گوزمن و پارکر[16]، 1991 به نقل از بیگلز و برنچمنت- تاوسنت،2006).
تعداد اندکی از مطالعات رابطه دلبستگی با پدر و اضطراب را مطالعه کرده اند و به عنوان کرده اند دلبستگی پدر- کودک به طور خاص با رفتارهای اجتماعی اضطرابی کودک رابطه دارند (بیگلز، برنچمنت، تاوسنت، 2006).
3-2-2-روابط خانوادگی
1-3-2-2- نزاع زناشویی
شواهد زیادی برای ارتباط نزاع والدین و اختلالات اضطرابی خاصی در کودکان وجود ندارد ولی تعدادی مطالعه رابطه نزاع والدین و نشانه های کلی و عمومی اضطراب را در کودکان مورد بررسی قرار داده اند.
به طور کلی تحقیقات نشان داده اند که دیدگاه کودکان نسبت به دعواهای والدین مهم است و نسبت به تغییر ساختار خانواده (مثل طلاق)، کارکردهای کودکان را بهتر پیش بینی می کند (کامینگز[17]، 1994). در یک مطالعه طولی که توسط هانسل[18] (1989، به نقل از بیگلز، برنچمنت، تاوساینت، 2006) انجام شد، گزارش نوجوانان از تعارضات خانوادگی با اضطراب بیشتر در آنها مرتبط بود و در عوض طلاق والدین اضطراب را پیش بینی نمی کرد. دو مطالعه مقطعی که توسط کامینگز، کوک-مورای و پاپ[19] (2003) انجام شد نشان داد که جنبه هایی از نزاع والدین با اختلالات اضطرابی مرتبط است . این تحقیق پیشنهاد می کند که پرخاشگری والدین نسبت به یکدیگر در طول درگیری با اختلالات اضطرابی کودکان رابطه دارد.
2-3-2-2-کیفیت ازدواج
شواهدی وجود دارد که کیفیت رابطه زوج ها در اوایل زندگی کودک، اضطراب در آینده را پیش بینی می کند. برای مثال رضایت زناشویی والدین در زمانی که کودک آنها یک ساله است اضطراب کودک را درچهار سالگی پیش بینی می کند (مک هال و راسموسن[20]، 1998به نقل از بیگلز، برنچمنت، تاوسنت، 2006).
دیگر تحقیقات پیشنهاد کرده اند که بین کیفیت رابطه زناشویی و ادراک مادران از خلق و خوئی کودک تعامل وجود دارد که به ترتیب روی رفتارهای فرزند پروری آنها تاثیر می گذارد (مرتسکر، باد، هاورکاک، پوت[21]، 2004).
ارزیابی کیفیت رابطه زناشویی والدینی که کودکان با اختلالات اضطرابی دارند محدود صورت گرفته است، استرنبرگ (1996 به نقل از بیگلز، برنچمنت - تاوسنت، 2006) تفاوتی بین خود گزارشی والدین از کیفیت زناشویی شان در گروه بهنجار و گروه تک والدینی که کودکان با اختلال اضطرابی داشتند، پیدا نکرد. باوجود اینکه والدینی که کودکان خود را برای درمان اضطراب می آورند ممکن است در گزارش کردن مشکلات زناشویی دفاعی باشند.
3-3-2-2- هم والدینی[22]
هم والدینی به رفتارهایی اشاره دارد که والدین در برابر کودک نشان می دهند که والد دیگر را مورد حمایت یا عدم حمایت قرار می دهند چه در حضور یا غیبت او برای مثال ساختن یک تصور از والد غایب برای کودک.
در چندین مطالعه مشخص شده است که اضطراب کودک با ناهماهنگی واختلاف در هم والدینی (مثل کناره گیری به وسیله یکی از زوجین یا دخالت بیش ازحد در کار یکدیگر و تفاوت زیاد در بکار بردن عواطف) رابطه دارد (هال و راسموسن، 1998به نقل از بیگلز، برنچمنت، تاوسنت، 2006؛ کتز و لو[23]، 2004).
چندین مطالعه مشخص کرده اند که مادرانی که احساس می کنند به وسیله همسرشان حمایت می شوند، تعامل با کیفیت تری با فرزندشان برقرار می کنند (آماتو و رزاک[24]، 1994به نقل از بیگلز و برنچمنت- تاوسنت،2005) در مقابل مادرانی که از طرف همسرشان حمایت نمی شوند پرخاشگری و کنترل بیشتری نسبت به کودکانشان نشان می دهند (برونلی، واسرمن، راف، آلوارادو، کاربالو[25]، 1995نقل از بیگلز و برنچمنت- تاوسنت،2006) و در ادامه پدرانی که حمایت همسران را داشتند بیشتر با کودک مراوده داشتند و برعکس پدرانی که حمایت نمی شدند در رابطه باکودک منزوی تر بودند (لامب[26]، 1980 نقل از بیگلز و برنچمنت- تاوسنت،2006).
هم والدینی منفی ، مشابه تعارض زناشویی می تواند بر اضطراب کودک تاثیر گذار باشد به این طریق که اگر والدین یکدیگر را حمایت نکنند، این ممکن یک احساس ناایمنی در کودک ایجاد نماید.
4-3-2-2-تاثیر سازگاری زناشویی بر فرزند پروری و اضطراب کودک
تحقیقات الری و وایدر[27] (2005) نشان داده اند که میزان سازگاری زناشویی تا اندازه ای هماهنگ نبودن فرزند پروری را پیش بینی می کنند و هماهنگ نبودن فرزند پروری تا حدودی پیش بینی کننده واکنش افراطی والدین نسبت به کودک است که آن نیز به نوبه خود پیش بینی کننده مشکلات رفتاری کودک است. هم نظریه ها و هم شواهد تجربی، از امکان اثر تعدیل کنندگی هماهنگ نبودن فرزند پروری حمایت می کنند (بهرامی احسان و اسلمی،1388) اگر والدین استراتژی های حل تعارض ضعیفی داشته باشند، احتمالا در فرزند پروری ناهمخوانی دارند که آن نیز هیجان منفی را در کودک فرا می خواند(بولهر،آنتونی، کریشنکمر، استون[28] ،1997به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388). روابط معنی داری بین سازگاری زناشویی و هماهنگ نبودن فرزند پروری و همچنین بین هماهنگ نبودن فرزند پروری و مشکلات رفتاری کودکان گزارش شده است (بلاک،1981،به نقل از الری و وایدر،2005). سازگاری زناشویی، به طور غیر مستقیم از طریق هماهنگ نبودن فرزند پروری با مشکلات رفتاری کودکان ارتباط دارد .
مطالعات نشان داده اند که حمایت والدین از خود مختاری فرزندان، منجر به پیامد های مثبت در دوره های مختلف رشد می شود(النو همکاران[29] ،1994؛ فرودیو همکاران[30] ،1999 ، به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388). در ضمن، فرض شده است که رواط زناشویی والدین با توانایی والدین برای تشویق خود مختاری فرزندان، مرتبط است و همبستگی های معنا داری بین ادراک شرکت کنندگان از روابط زناشویی والدینشان و میزان خود مختاری که آنها به فرزندانشان می دهند، وجود دارد ( پیپ و کوان[31]، 2004؛ به نقل از الری و وایدر ، 2005) . کوان و کوان[32] (2000،به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388) نیز بیان کردند که بین گسستگی های زناشویی والدین و تمایل پدران به این که نسبت به کودکانشان سرد تر، عصبانی تر و تحریک پذیر تر باشند و به روش دیکتاتورانه عمل کنند، ارتباط نزدیکی وجود دارد و مادرانی که از روابط با همسرانشان ناشاد هستند، تمایل دارند که بیشتر به سبک دیکتاتورانه عمل کنند تا اقتدارگرایانه.
بررسی ادبیات، تنوع گسترده ای از چارچوب های نظری در این خصوص را آشکار کرده است، اما تعداد کمی از چارچوب های نظری یکپارچه و منسجم دارند. در طول سال ها محققان متعددی پیشنهاد کرده اند که تعارض زناشویی به طور مستقیم علت مشکلات سازگاری فرزندان نیست، بلکه تعارض زناشویی بر فرزندان ، از طریق بدتر شدن رابطه والد- فرزند تاثیر می گذارد .
بیشتر تحقیقات در این زمینه از خانواده به عنوان یک سیستم یاد کرده اند و معتقدند که تعارض زناشویی به منزله تخریب کننده سیستم است که به شکست در روابط دیگر این سیستم منجر می گردد . با وجود عوامل بسیار ، سه راه اصلی پیشنهاد شده است که تعارض زناشویی ممکن است رابطه والد – فرزندی و از این رو سازگاری کودک را مورد تاثیر قرار دهد :
اولین راه از طریق نا همساری ( ناهماهنگی) در نظم دهی است. فرض شده است که تعارض در ازدواج به صورت منفی، بر هماهنگی و همسازی روش های نظم دهی و شیوه های فرزند پروری تاثیر می گذارد (جورلیس[33] ،1995 به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388). نا هماهنگی در قانون ها، انتظارات و پاسخ به رفتار های کودک به مشکلات سازگاری متعددی در فرزندان منجر می گردد .
دومین راه ، یکی از انواع الگو های غیر عادی سه گوش سازی روابط زناشویی است. در سه گوش سازی، یک والد با کودک ، ضد والد دیگر متحد می شود یا از کودک به عنوان تعدیل کننده ی مشاجرات والدینی استفاده می شود و یا اینکه والدین آشفتگی های زناشویی خود را با سپر بلا قرار دادن کودک جایگزین می کنند (مارگولین،کریستنسن و جان[34] ،1996؛ به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388).
در آخر این امکان وجود دارد که ارتباط بین تعارض زناشویی و شکست در رابطه ی والد-فرزندی، به دلیل روابط عاطفی والد-فرزند باشد. مداخله ی عاطفه به شکل های مختلفی نشان داده می شود. تکرار تعارض زناشویی، والدین را از نظر هیجانی تخلیه می کند که به کاهش توانایی شان جهت شناسایی و پاسخ به نیازهای هیجانی فرزندان شان منجر می گردد
(گلد برگ و استربروک[35]،1984؛به نقل از بهرامی احسان و اسلمی،1388).
4-3-2-2- اندازه خانواده، ترتیب تولد و تسلط خواهر و برادری
اندازه خانواده و ترتیب تولد مفاهیم به هم مرتبط هستند و نباید به صورت مستقل از هم در نظر گرفته شوند . زیمباردو[36] (1977، به نقل از بیگلز و برنچمنت- تاوسنت،2006).متوجه شد که فرزندهای اول و تک فرزندها نسبت به فرزندان دیگر،تمایل بیشتری به خجالتی بودن دارند. دو توضیح برای این یافته عنوان شده است : نخست اینکه فرض شده است که والدین ممکن است انتظارات بالاتری از فرزند اول و تک فرزند خود داشته باشند و در نتیجه این کودکان نسبت به شکست های اجتمایی بیشتر حساس شوند، دوم اینکه به خاطر اینکه آنها قدرت بیشتر و نابرابری دارند، فرزندان بعد از آنها نیاز دارند که مهارت های اجتماعی را سریع تر بدست آورند تا بتوانند برای نیاز هایشان در روابط خواهر و برادر ها مذاکره کنند.در مقابل ، یک نظریه ی زیستی–رفتاری[37] اظهار می کند که الگوهای معین هرمونی مسبب ظهور غلبه ی رفتاری است و بیشتر در فرزندان اول و فرزندان بعدی با فاصله(حداقل چهار سال)، صرف نظر از جنسیت وجود دارد(مک کوبی، دوِِئرینگ، جکلاین، کرایمر،1979، به نقل از بیگلز و برنچمنت- تاوسنت،2006).
تحقیقاتی که ارتباط بین ترتیب تولد و اضطراب کودک را مورد پژوهش قرار داده اند، نتایج متفاوتی را گزارش کرده اند. بعضی از پژوهش ها نشان دادند که فرزندان اول و تک فرزندها بیشتر خجالتی هستند (زیمباردو، 1997، به نقل از بیگلز و برنچمنت- تاوسنت،2006). اما در بیشتر یافته ها کودکان بعدی(که بعد از فرزند اول متولد شده اند) بیشتر خجالتی و عصبی بودند. از آنجایی که فرزندان اول تسلط رفتاری بیشتری داشتند، کودکانی که به شکل منفی تحت تسلط فرزندان بزرگ تر بودند ، بیشترعصبی بودند ، تسلط منفی می تواند در آشکار کردن سازوکاری که اضطراب بیشتر فرزندان کوچکتر توضیح دهد با اهمیت باشد. اینکه چه مکانیسم های دیگری در اضطراب بیشتر تک فرزند ها و فرزندان ارشد نقش دارد، شبیه انتظارات بیشتر والدین از تک فرزندها و فرزندان ارشد، نیازبه تحقیق دارد. یکی دیگر از سازوکارهایی که ممکن است ارتباطات خانوادگی و اضطراب را شکل دهد، تعارض/هرج و مرج و محافظت همشیره ها است.با توجه به این ، خانواده های پر جمعیت تر ممکن است شانس بیشتری برای داشتن یک زندگی بی نظم و متعارض داشته باشند و اینکه تسلط منفی فرزندان ممکن است توسط والدین اصلاح نشود.به عبارت دیگر ارتباطات مثبت بین فرزندان ممکن است از کودک در برابر عوامل منفی مثل تعارض والدین ، حمایت کند برای پاسخ به این سوالات تحقیقات بیشتری نیاز است (بیگلز و برنچمنت- تاوسنت،2006).
4-2-2- الگوبرداری والدین[38]
داده ها حاکی از همپوشی بالایی بین اختلالات اضطرابی والدین و کودک است. کودکان اضطرابی با رفتارهای اضطرابی والدین مواجهه بودند (مورس، استرنمن، مرکلباخ، و میسترز[39]، 1996). مشاهده اعمال وگفتار والدین به طریق اضطرابی ممکن است که کودکان آن را ترسناک تشخیص دهندو یاد بگیرید و نسبت به حوادث مشابه در آینده بیم داشته باشند.
الگوسازی اضطرابی به وسیله والدین همچنین ممکن است مسئول سوگیری هایی در ادراک کودک ازتهدید (خطر) ایجاد کند و یا احساس کنترل شخصی را محدود سازد. با وجود این شواهدی وجود دارد که الگوسازی والدین برای رشد اختلالات اضطرابی کودکان دامنه زیادی ندارد. گرونر، موریس، مرکلباخ،[40](1999) در پژوهش خود مشخص کردند والدینی که نسبت به رویدادها به طریق اضطرابی واکنش نشان می دهند باعث می شوند که کودکان آن موارد را ترسناک تشخیص دهند و نسبت به حوادث مشابه در آینده بیم داشته باشند.
5-2-2- فرزندپروری[41]
بسیاری از محققان ویژگی های عمومی رفتار والدین-کودک را در سه بعد تعریف نموده اند این ابعاد عبارتند از: الف- گرمی[42]: والدین با محبت به نیازها و علایق کودکان خود، بیش از نادیده انگاشتن و محروم کردن او پاسخ می دهند. ب- نظارت و کنترل[43]: والدین دارای این بعد رفتاری مایلند از نزدیک کودکان خود را نظاره کنند و معیارهای قاطعی برای رفتار داشته باشند و از فرزندان انتظار عملی کردن آنها را دارند ولی لزوماً آنها را تنبیه نمی کنند (برنت[44]، 1997به نقل از بهرامی احسان، باقرپورکماچالی، فتحی آشتیانی، احمدی،1387)؛ ج- بعد درگیر بودن[45]؛ والدین دارای این بعد تنها قادر هستند نگرش ها و رفتارهای کودکان خود را توصیف کنند و از نظر نگرشی کودک محورند (مکونی و مارتین[46]،1992 نقل از بهرامی احسان، کماچالی، فتحی آشتیانی، احمدی،1387).
با توجه به ابعاد رفتاری گرمی و کنترل، بامریند[47] (1991 به نقل از بهرامی احسان، باقرپورکماچالی، فتحی آشتیانی، احمدی،1387) سه نوع الگوی رفتاری والدین را ارائه نمود: الف- الگوی رفتاری قاطع و اطمینان بخش[48]؛ که با تقاضاها و پاسخ دهی بالامشخص می شود ب- الگوی رفتاری مستبد[49] نیز با تقاضاها و پاسخ دهی بالامشخص می شود، ج) الگوی رفتاری سهل گیر[50]؛ که با تقاضای کم و پاسخ دهی بالا مشخص می شود. الگوی تربیتی استبدادی بیشترین رابطه را با ناسازگاری های کودکان دارد.
1 - Stein, Jang & Livesley
2 - Kendler, Neale, Kessler, Heath & Eaves
3 - Beidel & Turner
1 - Manassis,Hudson,Webb & Albano
2 - Mancini
3 - Capps, Sigman, Sena, Henker & Whalen
4 - Thapar & McGuffin
5 - Behavior Inhibition
6 - Kagan, Reznick & Gibbons
7 - Schwartz, Snidman & Kagan
8 - Antony, Brown & Barlow
1 - Bögels & Brenchman- Toussain
2 - Attachment
3- Manassis, Bradley, Goldberg, Hood &Swinson
4 - Warren Huston Egeland & Sroufe
5- Barnett, Schaafsma , Guzman & Parker
1 - Cummings
2 - Hansell
3 - Goeke-Morey & Papp
4 - Hale & Rasmussen
1 - Mertesacker ,Bade, Haverkock & Pott
2 - Coparenting
3- Katz & Low
4 - Amato & Rezac
5 - Brunelli, Wasserman , Rauh, Alvarado & Caraballo
1 - Lamb
2- O'leary & Vidair
3 - Buehler, Antony, Krishnakumar & Stone
4 -Allen etal
5 -Frodi etal
1 - peep & Cowan
2- Cowan & Cowan
3- Jouriles
1- Margolin, Christensen & John
2 - Goldberg & Easterbrook
3 - Zimbardo
4- Bio-behavioral theory
[38] - Parental modelling
[39] - Muris, Steerneman, Merckelbach & Meesters
1 - Gruner, Muris & Merckelbach
2- parenting
3- warmish
4- Contorol
5- Berndt
6- Involvement
7- Maccoby & Martin
8- Baumrind
1- Authoritative
2 - Authoritarian
3 - Permissive
| دسته بندی | معماری |
| بازدید ها | 30 |
| فرمت فایل | rar |
| حجم فایل | 2277 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 7 |
این محصول نمونه ای از طراحی های انجام شده با اتوکد از یک فضای اداری می باشد
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 6 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 383 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 74 |
مقدمه
خودتنظیمی[1]، پیامدهای ارزشمندی در فرآیند یادگیری، آموزش و حتی موفقیت زندگی دارد و یکی از مفاهیم مطرح در تعلیم و تربیت معاصر است. چهارچوب اصلی نظریه یادگیری خودتنظیمی بر این اساس استوار است که افراد چگونه از نظر باورهای فراشناختی، انگیزشی و رفتاری، یادگیری خود را سازماندهی میکنند(حسنی؛ چراغی؛ یغمائی، 1387). یادگیری خودتنظیمی به معنای ظرفیت فرد برای تعدیل رفتار متناسب با شرایط و تغییرات محیط بیرونی و درونی است و شامل توانایی فرد در سازماندهی و خودمدیریتی رفتارهایش جهت رسیدن به اهداف گوناگون یادگیری است و از دو مولفه راهبردهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری تشکیل شده است(بومستر[2]، 1999).
در نظریه شناختی ـ اجتماعی تصویری از رفتارانسانی را ترسیم میکنند که مهم ترین عنصرآن خودکار آمدی[3] است. خودکارآمدی را به عنوان باور فرد درباره توانایی انجام عملکردهای مورد نظر، تعریف نمودهاند. در محیط تحصیلی، خودکارآمدی به باورهای دانشجو در ارتباط با توانایی انجام وظایف درسی تعیینشده اشاره دارد(درخشانهوره، 1389). دانشجویانی که خودکارآمدی بیشتری دارند، تمایل، تلاش و استقامت بیشتری را در انجام وظایف درسی بکار میگیرند و به توانایی خود اطمینان دارند. راهبردهای یادگیری، خودتنظیمی را نوعی از یادگیری تعریف کردهاند که در آن یادگیرندگان به جای آنکه برای کسب دانش و مهارت بر معلمان، والدین و یا دیگر متولیان آموزشی تکیه کنند، شخصاً کوششهای خو د را شروع و هدایت می کنند؛ به عبارت دیگر خودتنظیمی در یادگیری را به مشارکت فعال یادگیرنده از نظر رفتاری، انگیزشی، شناختی و فراشناختی در فر ایند یادگیری برای بیشینه نمودن یادگیری اطلاق میشود(بوکرتز[4]، 1998). تحقیقات اخیر نشان میدهد که برخی دانشآموزان ممتاز فرایند یادگیری استراتژیهای برنامهریزی را بهتر از همکلاسیهای خود پشت سر گذاشتهاند، اگرچه، دانشآموزان ممتاز در مدرسه عالی عمل کردهاند حتی بدون دستیابی به برنامهریزی شخصی و فقط بدلیل ترکیبی از تواناییهای بالا، که اگر یادگیری به طور نسبی برای برخی آسان است و با تلاش کمتر همراه است در این صورت سازماندهی و دیگر فعالیتهای برنامهریزی پیشرفتهتر خواهد شد(نخستی نگلدوست، معینیکیا، 1388).
شرایط اجتماعی و موضوعات شخصی ممکن است از توسعه استراتژیهای برنامهریزی جلوگیری کند. برای برخی از دانشآموزانی که دارای برخی از این استراتژیها میباشند موضوعات اجتماعی و شخصی تقویت میشوند(مارکوس و کیتیاما[5]، 1991).
برخی از دانشآموزان با استعداد و ممتاز کمالگرا معرفی شده و نیاز به یادگیری بیشتر و کمالگرایی دارند. برخی از دانشآموزان با استعداد با پتانسیل بالا شاید یادگیری برنامهریزی شخصی را دشوار بدانند به خصوص زمانی که توسط بزرگسالان در خانه و خانواده الگو گذاری و برنامهریزی شود. حتی اگر دانش آموزان به طور منظم با افرادی که برنامهریزی میکنند در تقابل باشد، شاید در استفاده از این مهارت به دلیل فشار و ممانعت در کاربرد استراتژیها توسط والدین و معلمان دچار مشکل شوند. در مقایسه با دانشآموزان کم کار، فعالان اهداف یادگیری خاصی را ایجاد کرده و استراتژیهای متفاوتی را استفاده کردهاند. کمیت و کیفیت فرایند برنامهریزی بسیار حساس است و ما باید درک کنیم که یک استراتژی برنامهریزی برای تمام دانشآموزان کاربردی نمیباشد و فقط کاربرد مواردی از اندک استراتژیها مطلوبیت بیشتری برای یک فرد در تمام شرایط دارد. یادگیری دانشآموزان در کاربرد اهداف چندگانه و انتخاب آنها از استراتژی برنامهریزی اهمیت ویژهای دارد(کجباف، مولوی، شیرازیتهرانی، شماره1،1382). آرزوی ما در این الگو گذاری این است که ما قادر به کار با دانشآموزان در درک موارد و اجبار آنها در اجرای عملکرد نباشیم. مخصوصا برای دانشآموزان با استعدادی که به ندرت سطوح بالای رقابتی را تجربه میکنند بحرانی است(دسی و رایان[6]، 2000).
2-1-2- یادگیری خودتنظیمی بندورا
بر اساس نظریه سه وجهی[7] بندورا مبنای یادگیری خودتنظیمی، شناخت اجتماعی است. به عقیده وی، فعالیتهای یادگیری دانشآموزان بهوسیله سه عامل فرآیندهای شخصی، محیطی و رفتاری آنها تعیین میشود.نظریه یادگیری خودتنظیمی را پینتریچ و دیگروت مطرح کردند شکل(1). آنها خودکارآمدی، ارزشگذاری درونی و اضطراب امتحان را به عنوان باورهای انگیزشی در نظرگرفتند و راهبردهای شناختی، فراشناختی، تلاش و تدبیر دانشآموزان را تحت عنوان یادگیری خودتنظیمی معرفی کرده اند (لاتانن و کروکر[8]، 1992).
خودکارآمدی به مجموعه باورهای دانشآموزان در مورد تواناییهایشان در انجام تکالیف اشاره دارد نتایج تحقیقات در این زمینه حاکی از آن است که دانشآموزانی که خود را خودکارآمد میدانند، از راهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری استفاده میکنند و در انجام تکالیف اصرار بیشتری از خود نشان میدهند (دسی و رایان، 1998).
ارزشگذاری درونی به اهمیتی که دانشآموز به یک تکلیف یا درس خاص میدهد، باوری که به آن تکلیف دارد و هدفی که از مطالعه آن دنبال میکند، اطلاق میشود. تحقیقات نشان میدهند که دانشآموزانی که دارای انگیزه غلبه بر کار و تکلیفاند، از راهبردهای شناختی و فراشناختی بیشتری استفاده میکنند. اضطراب امتحان احساس یا حالت هیجانی ناخوشایندی است که پیامدهای رفتاری و روانشناختی خاصی دارد و در امتحانات رسمی و یا دیگر موقعیتهای ارزشیابی تجربه میشود. در رابطه با اضطراب امتحان، تحقیقات بیانگر رابطه غیرخطی این عامل با عوامل خودتنظیمی – یعنی تلاش و تدبیر میباشند (شرما[9]، 2007).
2-1-3- خود تنظیمی یادگیری پینتریچ
خودتنظیمی در یادگیری از مقوله هایی است که به نقش فرد در فرایند یادگیری توجه دارد. این سازه ابتدا در سال 1967 توسط بندورا مطرح شد. این سازه در نظریه های مختلف روانشناسی از جمله نظریه های رفتاری، شناختی، شناخت اجتماعی، و ساخت گرایی مورد توجه قرار گرفته است. صاحب نظران مختلف الگوهای متفاوتی از خودتنظیمی در یادگیری ارائه داده اند. از جمله این الگوها، الگوی پینتریچ(1986) است. در این الگو خودتنظیمی در یادگیری به استفاده از راهبردهای شناختی، فراشناختی، و مدیریت منابع اطلاق می شود.
پینتریچ (200۸) چهارچوبی نظری بر پایه دیدگاه شناختی ـ اجتماعی پیشنهاد کرده است. هدف او طبقهبندی و تحلیل فرآیندهای متفاوتی است که بخشی از یادگیری خود تنظیم را هدایت میکنند. این الگو با چهار فرض اساسی تعریف میشود:
یادگیرندگان فعال هستند، چرا که آنها تصمیمگیری میکنند و برای دانش و درک بیشتر خودشان درگیر رفتار میشوند.
در این الگو فرآیندهای خود تنظیمی بر اساس چهار مرحله سازماندهی شده اند:
1) برنامهریزی
2) خود ـ نظارتی
3) کنترل
4) ارزشیابی
برای پینتریچ، این چهار مرحله یک توالی عمومی است که یادگیرنده به موازات انجام تکلیف، این توالی را طی میکند؛ اما این توالی سلسله مراتبی نیست یا به عبارت دیگر ساختار خطی ندارد.این مراحل میتوانند به طور همزمان یا به صورت پویا، تعاملات چندگانه ای میان فرآیندهای متفاوت و بخشهای آن، ایجاد کنند. به علاوه، پینتریچ نشان داد که همه تکالیف تحصیلی مستقیماً در خود تنظیمی درگیر نمیشوند. گاهی یادگیرنده برای انجام تکالیف مشخص، نیاز به برنامهریزی، کنترل و ارزشیابی آنها به صورت راهبردی ندارد، بلکه انجام آن می تواند به عنوان عملی از تجربه قبلی یادگیرنده با همان تکلیف، به صورت خودکار انجام گیرد (مونتالو، 2004). الگوی خود تنظیمی پنتریچ به طور کلی شامل سه مقوله کلی راهبردها است:
[1] -Self-Regulated
[2] -Baumeister
[3] -Self-efficacy
[4]- Boekaerts
[5]- Markus & Kitayama
[6] -Deci, E.L & Ryan, R.M
[7] -Triadic theory
[8]- Luthanen, R., & Crocker
[9]- Sharma
| دسته بندی | عمران |
| بازدید ها | 22 |
| فرمت فایل | |
| حجم فایل | 65320 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 850 |
این محصول مطالعات کامل بازنگری طرح جامع شهر جدید سهند می باشد
| دسته بندی | شیمی |
| بازدید ها | 25 |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 148 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 24 |
پاورپوینت مهارتهای آزمایشگاه شیمی
پاورپوینت مهارتهای آزمایشگاه شیمی دارای 24 اسلاید (ویژه رشته های مهندسی شیمی) با ظاهری زیبا ، متفاوت ، مفید، مختصر و قابل ویرایش می باشد قسمتی از متن را ببینید و در صورت تمایل خرید کنید.
هدف کار در آزمایشگاه
پژوهش در درستی مطالب نظری
افزایش توانایی اندیشیدن و استدلال
ایجاد علاقه به دانش تجربی
ایجاد مهارت در کار و حل دشواری های روزمره زندگی
آسانی انتقال مفاهیم
فرا گیری انجام کار گروهی
ایجاد حس اعتماد بنفس
سلامتی در مرحله ی نخست
ایمنی در آزمایشگاه
مکان آزمایشگاه
تهویه مناسب
جعبه کمک های اولیه
کپسول آتش نشان
دوش اضطراری
ماسک های گاز
محلول اسید وقلیای رقیق
وجود یک شماره تلفن اضطراری بر روی دستگاه تلفن برای موارد اضطراری
هشدار ها
محل شیرهای آب مخصوص شستشوی چشم را به خاطر بسپارید
هنگام استفاده از شعله خیلی مواظب باشید
محل کپسول های آتش نشان، دوش( ها) پتو های اطفای حریق را به خاطر بسپارید
از تماس حلال های آلی با چشم و پوست پرهیز کنید
بخار حلال ها را تنفس نکنید
حلال های آتش گیر، مانند استن، نفت، کربن تترا کلرید..ومحلول حاوی فلزات سمی و سنگین مانند کرم، جیوه، کبالت و... را در درون آبر اه ها یا دستشویی آزمایشگاه خالی نکنید. برای این کار آز ظروف مخصوص استفاده کنید.
ppt: نوع فایل
سایز: 267 KB
تعداد اسلاید:24
| دسته بندی | علوم انسانی |
| بازدید ها | 12 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 158 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 15 |
توصیف حلقات
چکیده مطالب
آن مطلبی که درصددبیان آن بودیم روشنی ودرستی جمله است به گونهای که مطلب کتاب هنگام درس بیش از این مقدار صحیح نیست. درست است که برای یک طلبه تیزهوش در برخی حالات این امکان باشد که حلقه اول را به طور سریع نزد استاد فراگیرد یا خود به تنهایی آن را مطالعه کند و فقط در بعضی از موارد برای رفع اشکال به استاد مراجعه کند ولی این امر جزء موارداستثناء است و فرض ما به طور کلی بر این است که هر 3 حلقه از کتاب حلقات در نزد استاد درس گرفته شود تا مطالب عمیق و دقیق برای طلبه تفهیم شود.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه.................................. 1
در مورد مولف........................... 2
استفاده مفید شهید از وقت............... 3
ویژگیهای شهید صدر در اصول.............. 3
خصوصیات مرحله چهارم.................... 4
ویژگی حلقات نسبت به سایر کتب اصولی..... 5
مزیتها و نیازهای کتاب اصول فقه مرحوم مظفر 6
اقدامات شهید در مقابل وضع اصولی و تحریر کتاب حلقات 7
هدف از تحریر کتاب...................... 9
منابع
| دسته بندی | روانشناسی و علوم تربیتی |
| بازدید ها | 8 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 173 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 79 |
مدیریت در مفهوم کلی و عام آن، به گونه ها و با دیدگاه های متعدد تعریف شده است. به طوری که باید گفت به تعداد نویسندگان این رشته، از مدیریت تعریف به عمل آمده است. با این همه اندیشمندان مدیریت در یک نکته اتفاق نظر دارند و آن، اداره کردن سازمان با استفاده صحیح و منطقی از منابع انسانی و مادی برای رسیدن به هدف سازمان می باشد ( قرائی مقدم، 1382).
از مدیریت تعاریف متعددی ارائه شده است و عمدتاً آن را شامل « برنامه ریزی، سازماندهی، کارگزینی، هدایت و رهبری، کنترل و نظارت » دانسته اند، اما با توجه به تحولات چند ساله اخیر و نظر به اینکه توجه به اخلاقیات و منابع انسانی در مدیریت امروز جایگاه خاصی پیدا کرده است، تعریف زیر برای مدیریت در شرایط حاضر، مناسبتر به نظر می رسد. از نگاه برخی صاحبنظران، مدیریت ترکیبی از علم و هنر برای پدید آوردن محیطی مناسب می باشد که در آن همفکری و همکاری با دیگران به منظور شکل دادن به فرایندی کارساز امکانپذیر می گردد و همچنین طی آن، استفاده بهینه از منابع، برای عرضه خدمات یا کالاهایی قابل رقابت، جهت جلب رضایت متقاضیان آنها، با پرهیز از بروز هرگونه عواقب نامطلوب تحقق می یابد ( رحمان سرشت، 1384 ).
« کیمبل وایلز[1]» در تعریف مدیریت و رهبری آموزشی می گوید: « رهبری آموزشی عبارتست از یاری و مدد به بهبود کار آموزشی و هر عملی که بتواند معلم را یک قدم پیش تر ببرد». همچنین به نظر او نقش مدیر و رهبر آموزشی عبارت است از « حمایت، تقویت، یاری و مساعدت و سرانجام همکاری کردن، نه دستور دادن و هدایت کردن » ( قرائی مقدم، 1382 ).
مدیریت، فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامه ریزی، سازماندهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد. تاکنون تعاریف متعددی برای مدیریت ارائه شده است. برخی از مهمترین تعاریفی که ارائه شده، به قرار زیر است:
- هنر انجام امور به وسیله دیگران
- فرایندی که طی آن تصمیم گیری در سازمان ها صورت می پذیرد
- انجام وظایف برنامه ریزی، سازماندهی، رهبری، هماهنگی و کنترل
- علم و هنر هماهنگی کوششها و مساعی اعضای سازمان و استفاده از منابع برای نیل به اهداف سازمانی
بازی کردن نقش رهبر، منبع اطلاعاتی، تصمیم گیرنده و رابط برای اعضای سازمان ( کونتر[2] و همکاران، ترجمه چمران، 1380).
تعریف ذیل، مفاهیم کلیدی مدیریت را در بردارد:
- مدیریت یک فرایند است.
- مفهوم نهفته مدیریت، هدایت تشکیلات انسانی است.
- مدیریت مؤثر، تصمیم های مناسبی می گیرد و به نتایج مطلوبی دست می یابد.
- مدیریت کارا به تخصیص و مصرف مدبرانه می گویند.
- مدیریت بر فعالیت های هدفدار تمرکز دارد ( جاسبی، 1370).
« ماری پارکر فالت[3]» در تعریف مدیریت می گوید: « مدیریت هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران است». در این معنی هرکس بتواند کارها را با استفاده از نیروی دیگران به انجام برساند مدیر است. به عبارت دیگر، مدیر هماهنگ کننده و کنترل کننده فعالیت های دسته جمعی برای رسیدن به هدف مطلوب سازمان با حداکثر کارایی است. در همین رابطه « هنری فایول[4]» در تعریف مدیریت می گوید: « مدیریت عبارت است از علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیت های دسته جمعی به منظور رسیدن به هدف مطلوب با حداکثر کارایی». برخی هم مدیریت را دانش اداره کردن و بهره گیری منطقی و عقلائی از منابعی که در راه رسیدن به هدف یا هدف های معلوم در اختیار گذاشته شده است، تعریف می کنند. استونر[5] می گوید: « مدیریت، فرایند، برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل کوشش های سازمان و استفاده از تمام منابع سازمان برای دستیابی به اهداف معین سازمانی است». آنچه از این تعریف بر می آید آن است که وظیفه اصلی مدیریت، استفاده از همه منابع و امکانات برای رسیدن به هدف های سازمانی می باشد. بنابراین می توان گفت: مدیر خوب کسی است که با استفاده صحیح، منطقی و عقلائی از منابع مادی و انسانی، سازمان را برای رسیدن به هدف خود که برآورنده یکی از نیازهای جامعه است، رهبری و هدایت می کند (قرائی مقدم، 1382 ).
نهاد آموزش و پرورش، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان اطلاعات و بی تردید عمده ترین مصرف کننده و ذخیره کننده اطلاعات و دانایی محسوب می شود. این مهم در کشور ما به علت توسعه کمی آموزش و پرورش و توجه به مؤلفه های دینی و ملی و فرهنگی از گستردگی و ارزش بالایی برخوردار است. تولید دانش و کاربرد آن در فرایند تعلیم و تربیت، موجب افزایش دانایی و توانایی یادگیرندگان و معلمان شده و آموزش و پرورش را در مهم ترین مأموریت خود؛ یعنی، تربیت نیروی انسانی توانمند و کارآمد بیش از گذشته توفیق خواهد داد ( جوادی بورا و نازکتبار، 1389).
تاکنون، تعاریف متعددی برای مدیریت کلاس، ارائه شده است. نظریه هایی که در خصوص سبکهای مدیریت وجود دارد بسیار است مانند نظریه همکاری چستر بارنارد[6] (1983)، نظریه همسازی وایت بک[7] وکریس آرگریس[8](1954)، نظریه سلسله مراتب مازلو[9](1954و1970)، نظریه های X وYداگلاس مک گرگور[10] (1960) و نظریه رنسیس لیکرت[11] (1961،1967) که همگی در خصوص فرد وسازمان می باشند (عرب شهراب؛ ساکی، 1389).
اما پژوهش حاضر سبکهای مدیریت را بر اساس نظریه وولفگانگ و گلیکمن ( 1996 )، مورد توجه قرار داده است. بر این اساس، سبکهای مدیریت کلاس عبارتند از : سبک مداخله گر ، سبک غیر مداخله گر و سبک تعاملی .
واژۀ «مدیریت کلاس» در اغلب تعاریف سنتی ، هم معنا با واژۀ انظباط به کار رفته است . به عنوان مثال دویل[12] (1986) مدیریت کلاس را "درمان بدرفتاری هاو اختلالاتی که در محیط آموزشی رخ می دهد" تعریف می کند. به عقیدۀ وی، هدف مدیریت کلاس ایجاد و حفظ نظم اجتماعی به منظور آرامش و یادگیری بهتر است ( زاکرمن[13]، 2000).
اگرچه اصطلاح انضباط را معلمان، مدیران و دانش آموزان فراوان مورد استفاده قرار می دهند، اما همیشه آن را بهترین کلمه ممکن برای آن منظور خاص نمی دانند. در واقع سال ها شده است که عبارت پسندیده تر مدیریت کلاس ( اداره کلاس) به دلیل محترمانه تر بودن ترجیح داده می شود. یکی از دلایل این ترجیح به حرکت های فلسفی اخیر در تعلیم و تربیت بر می گردد که می توان گفت آسان گیرتر، انسان گراتر و کودک محورتر شده است.
در متون علمی معاصر، مدیریت کلاس، وسیع تر از انظباط تعریف شده است؛ چنانکه لویز[14] ( 1997)، مفهوم انظباط را زیر مجموعۀ مدیریت به شمار می آورد و مدیریت کلاس را مثابه ترکیبی از آموزش، سازماندهی مواد و فعالیتهای درسی و تلاش برای کاهش بدرفتاری دانش آموزان توصیف می کند (جرمین[15]،2002).
ولفانگ و گلیکمن (1986) تعریفی جامع و دقیق از مدیریت کلاس ارائه داده اند؛ به گفتۀ آنها « مدیریت کلاس ، یعنی کلیۀ تلاشهای معلم برای سرپرستی فعالیتهای کلاس که شامل تعاملات اجتماعی، رفتار دانش آموزان و یادگیری است » . در این تعریف ، چند جنبۀ اساسی برای مدیریت کلاس فرض شده است که یکی از آنها انضباط است؛ در حالی که محدود به آن نیست ( مارتین[16] و بالدوین[17]، 1996).
اگرچه دو اصطلاح ایجاد انضباط و مدیریت کلاس اغلب مترادف دانسته می شوند، میان آنها تفاوت مهمی وجود دارد. به بیان ساده مدیریت کلاس به تنظیم فعالیت های کلاسی به منظور تسهیل تدریس و یادگیری اشاره دارد اما ایجاد انضباط به آن اعمالی اشاره می کند که معلمان به دلیل رفتارهای مختل کننده در فعالیت های کلاسی از جانب دانش آموزان انجام می دهند. اداره کلاس درس آن چیزی است که معلم انجام می دهد تا اطمینان یابد دانش آموزان روی تکلیف در دست اجرا، هرچه که باشد کار می کنند. به عبارت دقیق تر اداره کلاس درس یعنی: استفاده از فنون ایجاد و حفظ یک محیط سالم و خالی از مشکلات رفتاری. معلم از طریق اداره صحیح کلاس می تواند رفتارهای مخرب و مزاحم دانش آموزان را اصلاح کند و میزان مشارکت در یادگیری و سطح انگیزش یادگیری آنها را بالا ببرد. به منظور اداره موثر کلاس درس، معلم باید با انواع راهبردهای مختلف آموزشی آشنا بوده تا در صورت نیاز بتواند این راهبردها را به نحوی موثر در موقعیت خاص خودش به کار ببرد تا بدین وسیله محیطی آرام و بدون فشار روانی برای شاگردانش فراهم آورد ( زمانی، 1389).
کلاس درس خط مقدم فعالیت های آموزشی، تربیتی و جایگاهی برای آماده نمودن افراد برای زندگی در جهان در حال تغییر است. کلاس درس محلی است که خدماتی مستقیم به دانش آموزان ارائه می شود تا آنان از جهت فردی و اجتماعی رشد یافته و زمینه توسعه سالم و همه جانبه جامعه فراهم گردد. چنانچه معلم فاقد توانایی مدیریت کلاس درس به طور مؤثر باشد، بعید نیست سایر مهارت هایش نیز بی اثر شود. بنابراین توجه به مدیریت کلاس، نحوه اداره کلاس ها و به کارگیری بهترین و مطلوب ترین سبک مدیریتی کلاس، امری حیاتی و ضروری است.
کلاس درس به عنوان کوچکترین خرده سیستم نظام آموزشی به تبع تحولات و تغییرات اجتماعی و آموزشی در حال تغییر است. از میان عناصر کلاس درس، نقش معلم و سبک مدیریتی او در تحقق اهداف آموزشی و تربیت افرادی متناسب با جهان امروز بسیار مهم و اساسی است. معلمان در کلاس های درس باید سبک های مدیریتی را متناسب با ویژگی های شخصیتی دانش آموزان و روش های تدریس، به گونه ای انتخاب کنند که دانش آموزان فرصت کسب انواع مهارت ها را از طریق عمل در کلاس درس بیاموزند. روش های تدریس فعال، توجه به علایق و نیاز های دانش آموزان، به کارگیری روش های حل مسئله مشارکتی، ایجاد رابطه سازنده و اثربخش با دانش آموزان می تواند محیط کلاس درس و فرایند آموزش را شوق انگیز و زمینه تحقق اهداف تربیتی و آموزشی را فراهم نماید. مدیریت کلاس درس تهیه تدارکات و اتخاذ شیوه های لازم برای ایجاد و حفظ محیطی اثر بخش برای آموزش و یادگیری است که بستگی به چگونگی ارزشیابی، دلایل انگیزش رفتار دانش آموزان، ایجاد جو یادگیری مطلوب و سبک های مدیریتی معلم دارد (خلخالی، سلیمانپور،فردی، 1389). همچنین، مدیریت احساسات در کلاس درس، یک عامل مهم برای آموزش مؤثر و موفقیت آمیز است ( کوپر[18]، 2001 ). نگاه اول از سوی معلم باید تشخیص توانایی های دانش آموزان باشد و عمل درست از سوی او، کشف استعداد بین آنهاست ( سلو[19] و دیومی[20]، 2013 ).
فرآیند تعلیم و تربیت دارای پیچیدگیها، ظرافتها، مراحل و سطوحی است که بدون مدیریت درست، علمی، کارآمد و اثربخش کلاس درس و یادگیری و یاددهی، ما را به اهداف نمیرساند و تعلیم و تربیت ناقص به اجرا درمیآید. در بررسی نقشهای تک تک اجزای انسانی نظام آموزشی، نقش معلم به عنوان کارگردان و تأثیرگذار مستقیم بر فراگیران، نقش حیاتی و محوری است، لذا معلمان و مربیان در صورتی میتوانند نقش خود را به درستی ایفا نمایند که بتوانند به گونه مناسب بر کلاس درس مدیریت اثربخش داشته باشند. نقش انضباط، کنترل صحیح کلاس و اداره نمودن آن بر موفقیت معلم به عنوان یاد دهنده و موفقیت فراگیران به عنوان یاد گیرنده امری اجتنابناپذیر است، چنانکه اگر کلاس به درستی مدیریت نشود زمان یادگیری کاهش یافته و بیانضباطی کلاس بر کیفیت فعالیت یاددهی و یادگیری نیز اثرات منفی دارد (عبداللهی، 1387).
از نظر کارولین اورتون[21] (1987)، به کارگیری مدیریتی مناسب و سالم، تدوین قواعد و مقررات واضح و روشن و اثربخش، تفهیم مقررات به دانش آموزان با بیانی ساده و نظارت مداوم معلم بر رعایت قوانین و مقررات در اداره کلاس های درس بسیار اثربخش است. بنابراین معلمان باید برای اداره کلاس درس شیوه های مفید و کارایی را متناسب با شاگردان انتخاب و به کار گیرند. بازدهی نظام آموزشی وابسته به چگونگی مدیریت در کلاس درس سالم است (خلخالی و همکاران، 1389).
معلمان در کلاس با گروهی از دانش آموزان مواجه اند که تفاوت های فردی، پیشینه تحصیلی متفاوت، هوش و توانایی گوناگون و و دامنه ای از انگیزه برای آموختن دارند. شاید مهم ترین وظیفه معلم در کلاس، مدیریت یادگیری برای این طیف گسترده از دانش آموزان باشد. تحقق اهداف یادگیری در هر موضوعی، مستلزم تلاش معلم برای هم تراز کردن دانش و اطلاعات، توانایی و رغبت های یادگیرندگان با موضوع های جدید و خلق یادگیری معنادار است (یادگارزاده،1389).
یکی از اساسی ترین مؤلفه های تعلیم و تربیت، معلم است. مدیریت یکی از جنبههای بسیار مهم در اثربخشی کلاس درس،دانشآموزان و معلمان است (مینگ[22]،2007). پژوهشگران به طور کلی مدیریت کلاس درس را به عنوان طیف گستردهای از تلاشهای معلم برای نظارت بر تعامل اجتماعی و رفتار دانشآموزان توصیف میکنند (ریتر[23] و هانکوک[24]،2007). مدیریت کلاس درس به عنوان یک استراتژی کنترل برای فعالیت های آموزشی و برنامه های آموزشی مؤثر در جهت حصول اطمینان از کیفیت آموزش های مربوطه در تمام سطوح مشاهده شده است (آزوبوئیک[25]، 2012). مدیریت به ساختارها و قوانین رفتار دانشآموزان و تلاش برای اطمینان از این که دانشآموزان با این قوانین موافقت میکنند اشاره دارد (مارتین و شوهو[26]،1999)؛ و دو هدف اساسی آن؛ اطمینان از ایمنی مربیان و فراگیران و ایجاد محیطی که منجر به تدریس و یادگیری گردد، میباشد (فریرا[27] و همکاران، 2009).
( لردانوگلو[28]، 2007 )، معتقد است که یک معلم در کلاس درس، رهبر است و یافته های وی نشان داد که معیار انتخاب معلم، علاوه بر توانایی های شناختی، برای اطمینان از عملکرد مناسب مربیان، مهارت های هیجانی نیز باشد. مدیریت مؤثر کلاس درس یکی از تمایلات اصلی معلمان است و معلمانی که دارای رویکرد مداخله ای در کلاس درس هستند رابطه مثبت و نزدیکی با دانش آموزان ندارند
( احمدی و همکاران، 2008 ). همچنین تحقیق ( ونینگ[29]، 2004 )، نشان داد، هر چه قدر بعد مدیریت در کلاس بیشتر باشد، تعامل معلم و شاگرد کمتر می شود. مطالعه در مورد شیوه های مؤثر کلاس درس و متغیر های مربوط به آن ( ویژگی های معلم و سبک تدریس) می تواند آگاهی را به حمایت از شیوه های مدیریت کلاس خوب ارائه دهد ( اُپدناکر[30] و دَم[31]، 2004 ).
[1] - Kimblle Wiles
[2] - Kounter
[3] - Mary Parker Follet
[4] - Henry Faiol
3 - Stonner
[6]- Chester Barnard
[7] - White Back
[8] - Chris Argyris
[9]- Mazlow
[10] - Mc Gregor
[11] - Likert
[12] - Doyl
[13] - Zukerman
[14] - Lewis
[15] - Germine
[16] - Martin
[17]- Baldwin
[18] - Cooper
[19] - Celo
[20] - Dumi
[21] - Carolyn Orton
[22] - Ming
[23]- Ritter
[24]- Hancock
[25] - Azubuike
[26] - Shoho
[27] - Ferreira
[28] - Lordanoglou
[29] - Wening
[30] - Opdenakker
[31] - Van Damme
| دسته بندی | زبان های خارجی |
| بازدید ها | 29 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 43 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 43 |
تحقیق زبان (گرامر)
« فهرست مطالب »
عنوان صفحه
اسم (Nouns).....................................
ضمیر (pronouns)...................................
فعل (verbs)......................................
افعال کمکی (Auxiliavies)............................
صفت (Adjectives)...................................
حروف تعریف (Articles)..............................
قید (Adverb).....................................
حروف اضافه (Prepositions)...........................
1- اسم
توصیف گرامری اسم
قبل از پرداختن به این موضوع بایستی بدانیم که اسم چیست و نقش دستوری آن در جملات چگونه است .
تعرف : اسم کلمه ایست که برای نامیدن اشخاص. اشیاء، و یا برای بیان حالت چیزی بکار می رود . بطور کلی اسم را میتوان بر دو نوع (ذات) و (معنی) دسته بندی نمود .
اسم ذات یا Concrete noun اسمی است که موسوم آن قابل دیدن و لمس کردن باشد بعبارت دیگر اسمی است که موسوم آن وجود خارجی داشته باشد ، مانند درخت ، کوه ، میز ، صندلی و .... .
اسم معنی یا Abstract noun اسمی است که بر حالت و کیفیت انسان و یا اشیاء دلالت دارد و قابلیت لمس و رویت ندارد . مانند دانش ، هوش ، عدالت و ... .
در مورد نقش دستوری (اسم) بایستی به این نکات توجه داشت :
الف: عملکرد اسم در جمله
ب: جایگاه اسم در جمله
عملکرد: اسم دارای چهار حالت است . در حقیقت این چهار حالت رابطه اسم را نسبت به کلمات دیگر نشان میدهد این چهار حالت عبارتند از : فاعلی ، مفعولی ، ندایی، ملکی .
1- حالت فاعلی (Nominative case) آن است که اسم یا ضمیر بعنوان فاعل جمله بکار برده شود .
| دسته بندی | شیمی |
| بازدید ها | 29 |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 165 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 13 |
پاورپوینت فاز 13 اسلاید
اسلاید یک
فاز sh2oh(shoh)4ch2oh
فاز به حالت یک ماده گفته میشود.
منظور از فاز در فیزیک زاویه میباشد.
اسلاید دو
به قسمتی همگن (هموژن) و مشخص از یک ماده که در آن خواص فیزیکی و ساختار شیمیایی بصورت پیوسته (نه گسسته) تغییر کند، فاز گفته میشود.
اسلاید سه
هر فاز توسط مرزهای حقیقی از فازهای مجاور خودش جدا میشود که در این مرزها خواص بصورت گسسته تغییر میکنند.
لازم نیست که این بخش قابل تمایز ماده یکپارچه(پیوسته) باشد. مثلاً یک مایع پخش شده در داخل یک مایع دیگر نیز یک سیستم دوفازی به وجود میآورد.
| دسته بندی | تاریخ و ادبیات |
| بازدید ها | 18 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 53 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 26 |
بیوگرافی نیما یوشیج
زاده در سال1315ق در دهکده یوش در استان مازندران به دنیا آمدو در 16 دی 1338 خورشیدی در شمیران) شهر تهران درگذشت . او از شاعران معاصر ایرانی است. او را پدر شعر نو ایران میخوانند .
نیما در سال 1276 هجری خورشیدی به دنیا آمد. خواندن و نوشتن را نزد آخوند ده فرا گرفت ولی دلخوشی چندانی از آخوند ده نداشت چون او را شکنجه می داد و در کوچه باغها دنبال نیما می کرد . پس از آن به تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد .... در مدرسه از بچهها کناره گیری می کرد و به گفته خود نیما با یکی از دوستانش مدام از مدرسه فرار می کرد و پس از مدتی با تشویق یکی از معلمهایش به نام نظام وفا به شعر گفتن مشغول گشت و در همان زمان با زبان فرانسه آشنایی یافت و به شعر گفتن به سبک خراسانی مشغول گشت. در سال 1300 منظومه قصه رنگ پریده را سرود که در روزنامه میرزاده عشقی به چاپ رساند ... در همان زمان بود که مخالفت بسیاری از شاعران پیرو سبک قدیم را برانگیخت.... شاعرانی چون: مهدی حمیدی، ملک الشعرای بهار و..... به مخالفت و دشمنی با وی پرداختند و به مسخره و آزار وی دست زدند . نیما سبک خاص خود را داشت وبه سبک شاعران قدیم شعر نمیسرود و در شعر او مصراعها کوتاه و بلند می شدند . نیما پس از مدتی به تدریس در مدرسههای مختلف از جمله مدرسه عالی صنعتی تهران و همکاری با روزنامههای چون: مجله موسیقی، مجله کویر و...... پرداخت. از معروفترین شعرهای نیما میتوان به شعرهای افسانه، آی آدمها، ناقوس، مرغ آمین اشاره کرد. نیما در 13 دی 1328 چشم از جهان فروبست... فریاد می زنم ، من چهره ام گرفته ! من قایقم نشسته به خشکی ! مقصود من ز حرفم معلوم بر شماست، یک دست بی صداست ، من، دست من کمک ز دست شما میکند طلب، فریاد من شکسته اگر در گلو، وگر فریاد من رسا ، من از برای راه خلاص خود و شما، فریاد می زنم ، فریاد می زنم!! بیست ویک آبانماه سال روز تولد نیما یوشیج است. به این مناسبت نامهای از او که حاوی نقطهنظرات اولیه "پدر شعرنو" ایران است، در زیر میخوانید. نیما یوشیج این نامه را خطاب به میرزادهعشقی شاعر و روزنامهنگار انقلابی و رومانتیک نوشته است. میرزاده عشقی ناشر روزنامه تجددخواه "قرن بیستم" بود و زندگی خود را فدای اندیشههای ترقیخواهانه خود کرد. نیما یوشیج در این نامه که دارای اهمیت زیادی است، درواقع وعده تحولی را که او با فعالیت شعریش آغاز کرده بود، نشان میدهد .
| دسته بندی | شیمی |
| بازدید ها | 20 |
| فرمت فایل | pptx |
| حجم فایل | 2514 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 50 |
سیر تحولی و رشد
اصولا توسعه و تغییر پایدار در فنون و روشهای تجزیه وجود دارد. طراحی دستگاه بهتر و فهم کامل مکانیسم فرآیندهای تجزیهای ، موجب بهبود پایدار حساسیت ، دقت و صحت روشهای تجزیهای میشوند. چنین تغییراتی به انجام تجزیههای اقتصادیتر کمک میکند که غالبا به حذف مراحل جداسازی وقت گیر ، منجر میشوند. باید توجه داشت که اگر چه روشهای جدید تیتراسیون مانند کریوسکوپی ، Pressuremetriz ، روشهای اکسیداسیون _ احیایی و استفاده از الکترود حساس فلوئورید ابداع شدهاند، هنوز از روشهای تجزیه وزنی و تجزیه جسمی (راسب کردن ، تیتراسیون و استخراج بوسیله حلال) برای آزمایشهای عادی استفاده میشود.
به هر حال در چند دهه اخیر ، تکنیکهای سریعتر و دقیقترِی بوجود آمدهاند. در میان این روشها میتوان به اسپکتروسکوپی ماده قرمز ، ماورای بنفش و اشعه X اشاره کرد که از آنها برای تشخیص و تعیین مقدار یک عنصر فلزی با استفاده از خطوط طیفی جذبی یا نشری استفاده میگردد. سایر روشها عبارتند از:
شیمی تجزیه
شیمی تجزیه شامل جداسازی ، شناسایی و تعیین مقدار نسبی اجزای سازنده یک نمونه از ماده است.
دید کلی
شیمی تجزیه نقش حیاتی را در توسعه علوم مختلف به عهده دارد، لذا ابداع فنون جدید تجزیه و بسط و تکامل روشهای تجزیه شیمیایی موجود ، آنقدر سریع و گسترده است که اندکی درنگ در تعقیب رویدادهای تازه سبب بوجود آمدن فاصلههای بسیار زیاد علمی خواهد شد..
* کالریمتری (رنگ سنجی) که به توسط آن یک ماده در محلول بوسیله شدت رنگ آن تعیین میشود.
* انواع کروماتوگرافی که به توسط آنها اجزای یک مخلوط گازی بوسیله آن از درون ستونی از مواد متخلل یا از روی لایههای نازک جامدات پودری تعیین میگردند.
* تفکیکی محلولها در ستونهای تبادل یونی
* آنالیز عنصر ردیاب رادیواکتیو.
* ضمنا میکروسکوپی الکترونی و اپتیکی ، اسپکترومتری جرمی ، میکروآنالیز ، طیفسنجی رزونانس مغناطیسی هستهای (NMR) و رزونانس چهار قطبی هسته نیز در همین بخش طبقه بندی میشوند.
خودکارسازی روشهای تجزیهای در برخی موارد با استفاده از رباتهای آزمایشگاهی ، اهمیت روزافزونی پیدا کرده است. چنین شیوهای ، انجام یکسری تجزیهها را با سرعت ، کارایی و دقت بهتر امکانپذیر میسازد. میکروکامپیوترها با قابلیت شگفتانگیز نگهداری دادهها و بستههای نرم افزار گرافیکی بطور قابل ملاحظهای موجبات جمع آوری ، نگهداری ، پردازش ، تقوبت و تفسیر دادههای تجزیهای را فراهم میآورند.
انواع تجزیه
وقتی آزمایش به شناسایی یک یا چند چیز جز از یک نمونه (شناسایی مواد) محدود میگردد، تجزیه کیفی نامیده میشود، در حالی که اگر آزمایش به تعیین مقدار یک گونه خاص موجود در نمونه (تعیین درصد ترکیب در مخلوطها یا اجزای ساختمانی یک ماده خالص) محدود گردد، تجزیه کمی نامیده میشود. گاهی کسب اطلاعاتی در زمینه آرایش فضایی اتمها در یک مولکول یا ترکیب بلورین ضروری است، یا تاکید حضور یا موقعیت برخی گروههای عامل آلی در یک ترکیب مورد تقاضا است، چنین آزمایشهایی تحت عنوان تجزیه ساختمانی نامیده میشوند و ممکن است با جزئیاتی بیش از یک تجزیه ساده مورد توجه قرار گیرند.
ماهیت روشهای تجزیهای
روشهای تجزیهای معمولا به دو دسته کلاسیک و دستگاهی طبقه بندی میشوند. روشهای کلاسیک شامل روشهای شیمیایی مرطوب ، نظیر وزن سنجی و عیار سنجی است.
کاربردهای شیمی تجزیه
کنترل کیفیت محصول :
بیشتر صنایع تولیدی نیازمند به تولید با کیفیت یکنواخت هستند. برای کسب اطمینان از برآورده شدن این نیازمندی مواد اولیه و همچنین محصول نهایی تولید ، مورد تجزیههای شیمیایی وسیعی قرار میگیرند.
نمایش و کنترل آلوده کنندهها :
فلزات سنگین پسماندههای صنعتی و حشره کشهای آلی کلردار ، دو مشکل کاملا شناخته شده مربوط به ایجاد آلودگی هستند. به منظور ارزیابی چگونگی توزیع و عیار یک آلوده کننده در محیط ، به یک روش تجزیهای حساس و صحیح نیاز است و در کنترل پسابهای صنعتی ، تجزیه شیمیایی روزمره حائز اهمیت است.
.
مطالعات پزشکی و بالینی :
عیار عناصر و ترکیبات مختلف در مایعات بدن ، شاخصهای مهمی از بی نظمیهای فیزیولوژیکی میباشند. محتوی قند بالا در ادرار که نشانهای از یک حالت دیابتی است و وجود سرب در خون ، از شناختهترین مثالها در این زمینه میباشد.
عیارگیری :
از دیدگاه تجارتی در برخورد با مواد خام نظیر سنگهای معدنی ، ارزش سنگ معدن ، از روی فلز موجود در آن تعیین میشود. این موضوع ، مواد با عیار بالا را نیز غالبا شامل میشود. بطوری که حتی تفاوت کم در غلظت میتواند از نظر تجاری تاثیر قابل ملاحظهای داشته باشد. بنابراین یک روش تجزیهای قابل اعتماد و صحیح از اهمیت اساسی برخوردار است
آینده شیمی تجزیه
بروز مشکلات تجزیهای در شکلهای جدیدش ادامه دارد. میزان تقاضای مربوط به انجام تجزیه در ابعاد وسیع توسط بسترهای دستگاهی بطور مداوم در حال افزایش است. کاوشهای فضایی ، نمونههای گمانه زنی و مطالعات اعماق دریاها مثالهایی از نیازهای قابل طرح میباشند. در دیگر زمینهها نظیر مطالعات محیطی و بالینی ، فرم شیمیایی و دقیق یک عنصر در یک نمونه و نه غلظت کلی آن ، اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. دو مثال کاملا شناخته شده در این زمینه ، میزان سمیت بسیار زیاد ترکیبات آلی جیوه و سرب در مقایسه با ترکیبات مشابه معدنی است.
بررسی خواص اسیدها
نظریه فوق مدت پنجاه سال مورد استناد بوده است. بعدها با پیشرفت علم شیمی ، مفاهیم جدیدی درباره اسیدها اعلام شده که در زیر به بررسی آنها خواهیم پرداخت.
خواص عمومی اسیدها
۱٫محلول آبی آنها یونهای پروتون آزاد میکند.
۲٫موادی هستند که از نظر مزه ترشند.
۳٫کاغذ تورنسل را سرخ رنگ میکنند.
۴٫با برخی فلزات مانند آهن و روی ترکیب شده گاز هیدروژن میدهند.
۵٫با قلیاها (بازها) واکنش نموده و املاح را تشکیل میدهند.
۶٫با کربنات کلسیم (مثلا به صورت سنگ مرمر) بشدت واکنش دارند، بطوریکه کف میکنند و گاز کربنیک آزاد مینمایند.
نظریه آرنیوس درباره اسیدها
زمانیکه مفاهیم یونیزاسیون ترکیبات شیمیایی در محلولهای آبی روشن گردید، مفهوم اسید بطور قابل ملاحظهای تغییر پیدا کرد. مطابق تعریف آرنیوس ، اسید ماده ایست که در آب یونیزه میشود و یون که گاهی بصورت +H نیز نشان داده میشود، تولید میکند.
HCl(aq) —–> (H+)(aq) + cl- (aq)
آرنیوس قدرت اسیدی را نیز بر همین اساس تفسیر کرد و گفت که اسید قوی ، در محلولهای آبی تقریبا، بطور کامل یونیزه میشود. در صورتیکه که میزان تفکیک اسید ضعیف کمتر است. توجه کنید که مفهوم آرنیوس بر یونهای آب استوار است. بر اساس تعریف آرنیوس میتوان نقش اکسیدهای اسیدی را نیز تفسیر کرد.
اکسیدهای اسیدی
اکسیدهای بسیاری از غیرفلزات با آب واکنش داده و اسید تولید میکنند، در نتیجه این مواد را اکسیدهای اسیدی یا ایندرید اسید مینامند.
(N2O5(s)) + (H2O)1 → HNO3 (aq)
مفهوم آرنیوس ، به علت تاکید آن بر آب و واکنشهای محلولهای آبی ، با محدودیت روبهروست.
| دسته بندی | علوم انسانی |
| بازدید ها | 9 |
| فرمت فایل | docx |
| حجم فایل | 26 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 46 |
بررسی نقش قاضی محمد در جمهوری کردستان
مقدمه :
منطقه کردستان به دلیل وجود اقلیت قومی مذهبی در آن همواره در دورههای مختلف تاریخی تحولات آن مهم بوده است منتهی کمتر به آن توجه شده است هدف از انجام این تحقیق شناخت بیشتر حوادث این منطقه بوده البته فقط در یک مدت کوتاه، در تاریخ معاصر منتهی در این برهه زمانی هم، این کار بسیار ناقص بوده و شامل کلیه جوانب نمیباشد چون در این تحقیق بیشتر به بررسی جنبههای از شخصیت و فعالیت قاضی محمد توجه شده است اما در طی آن سعی شده که از کلیه جریاناتی که قاضی محمد در آنها نقشی داشته مطالبی بیان شود. ابتدا سعی شده پیشینة پژوهش حاضر به دست آید، نتایجی که کسب شد بدین شکل بود که دو پایان نامه در مورد جمهوری کردستان نوشته شده که یکی از پایاننامهها در دانشگاه تربیت مدرس میباشد و به کوشش آقای مولودی دربارة تحلیل جامعه شناختی جمهوری کردستان نوشته شده است و پایان نامهای دیگر که آقای سجادی با عنوان جمهوری کردستان نوشته در دانشگاه شهید بهشتی که طی این پایان نامه به بررسی پدیده ناسیوناسیم کرد پرداختهاند. و در این پژوهش سعی شده است با یک رویکرد جدید و آن هم، نقش رهبری قاضی محمد در موضوع بررسی شود اکثر کتابهای که به زبان فارسی در مورد این موضوع در دسترس است بسیار مختصر در مورد موضوع بحث نمودهاند ولی در عین حال تعدادی از این کتابها با تزئینی و بیطرفانه حوادث را نقل نمودهاند از جمله کتابی که جدیداً (یک سال پیش) منتشر شده است به نام هویت تاریخی و مشکلات مردم کرد چون خود نویسنده کتاب درزمان جمهوری کردستان در مهاباد و دانش آموز سال دوم دبیرستان بوده است اگر چه اطلاعات بسیار مختصر ولی اطلاعات موثقی را ارائه میدهد و بیشتر کتابهای نوشته شده دیگر هم به زبان انگلیسی است که تعدادی به فارسی ترجمه شده است.
بعضی از کتابهای مورد استفاده مثل چیشتی مجبور که خاطرات سرافکندی است وی خودش عضو حزب بوده و از نزدیک جریانات را دیده و بسیار سودمند است و همچنین کتاب درک کینان که از سرهنگهای ارتش بریتانیا در عراق بوده در فاصلهای سالهای جنگ دوم جوانی و از نزدیک با کردها آشنایی داشته است، مطالعه این کتابها کمک بزرگی برای ارائه این تحقیق نموده است. و از منابع اصلی این موضوع میباشند.